1
00:00:16,683 --> 00:00:19,267
‫اسم من مری آلیس یانگه

2
00:00:19,267 --> 00:00:22,268
‫امروز وقتی دارین روزنامه صبح رو میخونین ممکنه به یه مقاله جالب برخورد کنین

3
00:00:22,685 --> 00:00:25,686
‫در مورد یه روز غیر عادی من توی هفته گذشته

4
00:00:25,853 --> 00:00:28,853
‫معمولاٌ هیچ چیز قابل توجهی در زندگی من وجود نداشت

5
00:00:29,562 --> 00:00:32,471
‫ولی پنجشنبة گذشته همه چیز تغییر کرد

6
00:00:32,552 --> 00:00:35,461
‫البته، اولش همه چیز به نظر عادی می اومد

7
00:00:36,269 --> 00:00:39,190
‫برای خانواده ام صبحونه آماده کردم

8
00:00:39,890 --> 00:00:42,852
‫کارای خونه رو انجام دادم

9
00:00:43,346 --> 00:00:46,309
‫پروژه هامو کامل کردم

10
00:00:47,213 --> 00:00:49,846
‫کارای بیرون از خونه رو انجام دادم

11
00:00:49,846 --> 00:00:53,794
‫راستشو بخواین روزمو مثل هر روز عادی دیگه گذروندم

12
00:00:54,117 --> 00:00:59,023
‫به آرامی روند زندگیمو جلا دادم تا کاملاٌ بدرخشه

13
00:01:02,683 --> 00:01:07,630
‫به خاطر همینم خیلی تعجب آور بود که تصمیم گرفتم برم یه سر به کمد داخل راهرو بزنم

14
00:01:08,034 --> 00:01:11,109
‫و اسلحه ای رو که هیچوقت استفاده نشده بودو بردارم

15
00:01:16,831 --> 00:01:20,931
‫جسد من توسط همسایه ام خانم مارتا هوبر پیدا شد

16
00:01:21,529 --> 00:01:24,604
‫که البته از صدای شلیک عجیبی که شنید متعجب شد

17
00:01:25,202 --> 00:01:27,166
‫،کنجکاویش گل کرد

18
00:01:27,166 --> 00:01:31,265
‫و سعی کرد یه دلیل برای سر زدن بی موقع به خونة من جور کنه

19
00:01:34,127 --> 00:01:36,631
‫پس از کمی تأمل

20
00:01:36,631 --> 00:01:41,640
‫تصمیم گرفت مخلوط کنی رو که ۶ ماه پیش ازم قرض گرفته بودو برگردونه

21
00:02:03,765 --> 00:02:06,144
‫همسایه ام فکر کنم تیر خورده

22
00:02:06,144 --> 00:02:07,855
‫همه جا رو خون گرفته

23
00:02:07,855 --> 00:02:12,865
‫آره ، زود باشین یه آمبولانس بفرستین همین الان

24
00:02:17,749 --> 00:02:18,959
‫وبرای یه لحظه

25
00:02:18,959 --> 00:02:21,756
‫خانم هوبر تو آشپزخونش بیحرکت وایساد

26
00:02:21,756 --> 00:02:24,762
‫در حالی که از این حادثه غم انگیز بی دلیل، غمگین بود

27
00:02:25,554 --> 00:02:27,683
‫البته فقط برای مدت کوتاهی

28
00:02:27,683 --> 00:02:30,689
‫یکی از خصوصیاتی که خانم هوبر بهش معروف بود

29
00:02:31,065 --> 00:02:34,070
‫این بود که همیشه جنبه مثبت هر چیزی رو میدید

30
00:02:40,874 --> 00:02:43,587
‫منو یه روز دوشنبه دفن کردن

31
00:02:43,587 --> 00:02:47,595
‫بعد از مراسم همة اهالی محلة ویستریا لین اومدن که ادای احترام کنن

32
00:02:49,975 --> 00:02:52,980
‫و همونطور که میدونین تو اینطور مواقع ، مردم غذا می آرن

33
00:02:53,773 --> 00:02:56,778
‫لنت اسکاوو مرغ سرخ کرده آورد

34
00:02:56,778 --> 00:02:59,784
‫لنت یه دستور پخت عالی خانوادگی برای مرغ سرخ کرده داشت

35
00:02:59,993 --> 00:03:02,999
‫البته اون موقع ها که مایه افتخار شرکتشون بود ، غذا نمی پخت

36
00:03:03,499 --> 00:03:05,295
‫یعنی اصلاٌ وقتشو نداشت

37
00:03:05,295 --> 00:03:07,591
‫،ولی وقتی دکترش بهش گفت که حامله است

38
00:03:07,591 --> 00:03:10,012
‫شوهرش ، تام، یه فکری به سرش زد

39
00:03:10,012 --> 00:03:11,598
‫"اصلا بیا و کارت و ول کن"

40
00:03:11,598 --> 00:03:15,605
‫"بچه ها با مادری که خونه نشینه بهتر کنار میان تازه فشارکارت هم کمتره"

41
00:03:16,523 --> 00:03:18,402
‫ولی اینجور نبود

42
00:03:18,402 --> 00:03:21,407
‫،در حقیقت زندگیش خیلی خسته کننده شده بود

43
00:03:21,532 --> 00:03:25,540
‫حالا دیگه مجبور بود مرغ سرخ کردشو از رستوران بخره

44
00:03:25,832 --> 00:03:28,837
‫،شاید اگه لنت یه کمی تأمل می کرد متوجه این کنایه می شد

45
00:03:29,506 --> 00:03:32,344
‫ولی نمیتونست ، چون اصلاٌ وقتشو نداشت

46
00:03:32,344 --> 00:03:33,931
‫ـ   !بس کنین
‫ـ   !ولی مامان

47
00:03:33,931 --> 00:03:34,640
‫،نه

48
00:03:34,640 --> 00:03:36,811
‫امروز باید مراقب رفتارتون باشین

49
00:03:36,811 --> 00:03:39,817
‫نمیخوام جلوی درو همسایه آبروم بره

50
00:03:40,025 --> 00:03:42,655
‫و برای اینکه بدونین واقعاٌ دارم جدی میگم

51
00:03:42,655 --> 00:03:44,028
‫اون چیه؟

52
00:03:44,028 --> 00:03:46,110
‫شماره موبایل بابا نوئل

53
00:03:46,110 --> 00:03:47,941
‫چطور گیرش آوردی؟

54
00:03:47,941 --> 00:03:50,814
‫یه نفر رو میشناسم که اونم یه نفرو میشناسه که اونم یه پریزاد رو می شناسه

55
00:03:50,814 --> 00:03:53,811
‫،واگه یکیتون دست از پا خطا کنه، به خدا زنگ می زنم بابا نوئل

56
00:03:54,392 --> 00:03:57,389
‫و بهش میگم برای کریسمس براتون فقط جوراب بیاره

57
00:03:57,807 --> 00:04:00,804
‫شما که نمیخواین ریسک کنین؟

58
00:04:01,885 --> 00:04:05,881
‫خیلی خوب دیگه بسه ، بریم

59
00:04:08,878 --> 00:04:11,375
‫،گابریل سولیس که یه خیابون پایین تر زندگی می کرد

60
00:04:11,375 --> 00:04:14,373
‫یه نوع غذای تند اسپانیایی آورد

61
00:04:14,872 --> 00:04:16,746
‫از همون زمونهایی که تو نیویورک به عنوان مانکن کار میکرد

62
00:04:16,746 --> 00:04:19,742
‫یه حس خوب نسبت به غذاهای انرژی دار

63
00:04:20,949 --> 00:04:23,946
‫و مردای پول دار پیدا کرد

64
00:04:24,155 --> 00:04:26,361
‫،کارلوس ، که تو کسب و کار مختلفی دست داشت

65
00:04:26,361 --> 00:04:29,232
‫در سومین ملاقات ازش تقاضای ازدواج کرد

66
00:04:29,232 --> 00:04:31,938
‫گابریل خیلی تحت تأثیر قرار گرفت وقتی دید که اشک تو چشماش جمع شده

67
00:04:31,938 --> 00:04:34,661
‫ولی به زودی فهمید که این موضوع

68
00:04:34,661 --> 00:04:37,049
‫هروقت که کارلوس یه معاملة بزرگ رو جوش میده اتفاق می افته

69
00:04:37,049 --> 00:04:39,772
‫گابریل دوست داشت غذای اسپانیاییش دهن سوز باشه

70
00:04:39,772 --> 00:04:42,789
‫گرچه رابطش با شوهرش همچین هم آش دهن سوزی نبود

71
00:04:44,381 --> 00:04:46,517
‫اگه با ال میسون سر صحبت و باز کردی

72
00:04:46,517 --> 00:04:49,408
‫همینطوری اتفاقی یه اشاره هم به قیمت گردنبندت بکن

73
00:04:49,408 --> 00:04:51,502
‫اصلاٌ چطوره فاکتورشو به سینم سنجاق کنم؟

74
00:04:51,502 --> 00:04:53,638
‫آخه بهم گفته که چقدر پول بابت ماشین کروکی جدید زنش داده

75
00:04:53,638 --> 00:04:54,854
‫ببین، یه جوری مطرحش کن دیگه

76
00:04:54,854 --> 00:04:56,529
‫کارلوس خان، هیچ جوری نمیشه الکی این موضوع رو مطرح کرد

77
00:04:56,529 --> 00:04:58,154
‫چرا نمیشه؟

78
00:04:58,154 --> 00:05:00,943
‫چطور تو جشن دونوگ وقتی همه داشتن از بازار سهام حرف می زدن

79
00:05:00,943 --> 00:05:03,942
‫سرکار تونستین بگین که با نیمی از بازیکنای بیس بال تیم یانکی تو رختخواب رفتین

80
00:05:03,942 --> 00:05:06,816
‫صد بار بهت گفتم اون مورد یه دفعه مطرح شد

81
00:05:06,816 --> 00:05:09,607
‫آهای، مردم دارن نگاه میکنن صداتو بیار پایین لطفاٌ

82
00:05:09,607 --> 00:05:12,605
‫راست میگی ما که نمیخوایم فکر کنن ما خوشبخت نیستیم

83
00:05:13,229 --> 00:05:15,729
‫،بری ون دی کمپ که خونة بغلی زندگی میکرد

84
00:05:15,729 --> 00:05:18,727
‫دو تا سبد کلوچه میوه ای که خودش تمامشونو درست کرده بود آورد

85
00:05:18,894 --> 00:05:21,101
‫،بری به خاطر دست پختش

86
00:05:21,101 --> 00:05:24,016
‫خیاطیش

87
00:05:24,016 --> 00:05:26,806
‫باغبونیش

88
00:05:26,806 --> 00:05:29,805
‫وتعویض روکش مبلمانش معروف بود

89
00:05:30,679 --> 00:05:33,678
‫بله، استعدادهای بری زبونزد همسایه ها بود

90
00:05:33,970 --> 00:05:38,884
‫و همة اهالی ویستریا لین به چشم یه مادر و همسر بی نقص بهش نگاه می کردن

91
00:05:38,884 --> 00:05:41,883
‫همه،البته به جز اعضای خانوادة خودش

92
00:05:45,381 --> 00:05:47,880
‫پل، زکری

93
00:05:47,880 --> 00:05:49,458
‫سلام خانم ون دی کمپ

94
00:05:49,458 --> 00:05:51,368
‫بری ، چرا زحمت کشیدی

95
00:05:51,368 --> 00:05:52,656
‫خواهش میکنم زحمتی نبود

96
00:05:52,656 --> 00:05:55,646
‫ببین، تو این سبده که روبان قرمز داره دسر گذاشتم برای مهمونات

97
00:05:55,730 --> 00:05:58,721
‫اما این یکی که روبان آبی داره فقط برا ی خودت و زکریه

98
00:05:58,928 --> 00:06:01,794
‫توش نون و کلوچه میوه ای و از همین چیزای مخصوص صبحونه است

99
00:06:01,794 --> 00:06:02,915
‫مرسی

100
00:06:02,915 --> 00:06:03,912
‫خواهش میکنم حداقل کاری بود که میتونستم بکنم

101
00:06:03,912 --> 00:06:06,902
‫که مطمئن بشم شما ها یه صبحونة مناسب برای خوردن دارین

102
00:06:07,566 --> 00:06:10,392
‫آخه میدونم چقدر غصه دارین

103
00:06:10,392 --> 00:06:13,340
‫آره راست میگین

104
00:06:13,838 --> 00:06:16,829
‫البته سبدارو باید بهم پس بدین

105
00:06:17,825 --> 00:06:20,816
‫حتماٌ

106
00:06:23,308 --> 00:06:25,593
‫سوزان مایر، که اون دست خیابون زندگی میکرد

107
00:06:25,593 --> 00:06:27,794
‫ماکارونی و پنیر آورده بود

108
00:06:27,794 --> 00:06:30,701
‫شوهرش کارل همیشه بابت ماکارونیش سربه سرش میذاشت

109
00:06:30,701 --> 00:06:32,986
‫بهش میگفت این تنها چیزیه که اون بلده بپزه

110
00:06:32,986 --> 00:06:35,976
‫که البته به ندرت هم خوب از آب درمی اومد

111
00:06:36,184 --> 00:06:39,133
‫شبی که اون و کارل به خونشون اسباب کشی کردن ، غذا خیلی شور بود

112
00:06:40,337 --> 00:06:43,328
‫شبی که اون لکة رژلب رو لباس کارل پیدا کرد ، غذا خیلی آبکی بود

113
00:06:44,823 --> 00:06:48,811
‫شبی که کارل بهش گفت میخواد بره با منشیش زندگی کنه غذا رو سوزوند

114
00:06:57,283 --> 00:06:59,374
‫یه سال از طلاق اونا میگذره

115
00:06:59,374 --> 00:07:03,389
‫سوزان دیگه به این نتیجه رسیده که داشتن یه مرد تو زندگی نعمتیه

116
00:07:03,389 --> 00:07:05,898
‫حتی اگه دست پختشو مسخره کنه

117
00:07:05,898 --> 00:07:08,908
‫مامان! چرا باید کسی خودشو بکشه؟

118
00:07:12,296 --> 00:07:13,801
‫خوب، بعضی وقتا مردم خیلی غمگین میشن

119
00:07:13,801 --> 00:07:16,812
‫و فکر میکنن این تنها راه حل مشکلشونه

120
00:07:16,937 --> 00:07:18,819
‫ولی خانم یانگ همیشه شاد به نظر می رسید

121
00:07:18,819 --> 00:07:23,837
‫آره، بعضی وقتا مردم باطنشون اون چیزی نیست که ظاهرشون نشون میده

122
00:07:24,255 --> 00:07:27,141
‫مثل دوست دختر بابا که همش لبخندبه لب داره و حرفای قشنگ می زنه

123
00:07:27,141 --> 00:07:28,940
‫ولی ذاتاٌ جندس؟

124
00:07:28,940 --> 00:07:30,863
‫جولی، از این حرفا خوشم نمیاد

125
00:07:30,863 --> 00:07:32,870
‫ولی آره ، مثال جالبی زدی

126
00:07:48,594 --> 00:07:49,932
‫سلام، چه خبرا؟ ببخشین دیر کردم

127
00:07:49,932 --> 00:07:52,901
‫سلام! سوزان

128
00:08:13,475 --> 00:08:15,692
‫خوب، وقتی به کارل گفتی ، اون چی گفت؟

129
00:08:15,692 --> 00:08:18,200
‫خیلی جالبه ، اون گفت

130
00:08:18,200 --> 00:08:21,211
‫"من تمایلی بهش ندارم فقط یه رابطه جنسیه همین"

131
00:08:21,504 --> 00:08:23,511
‫آره ، صفحه اول از راهنمای خانم بازان

132
00:08:23,511 --> 00:08:26,522
‫بعدش اون حالت متفکرانشو گرفت و گفت، "میدونی سوزان

133
00:08:26,690 --> 00:08:29,700
‫"بیشتر مردا دیگه تو زندگیشو امیدی ندارن

134
00:08:29,700 --> 00:08:30,704
‫تورو خدا بگو با مشت کوبیدی تو صورتش

135
00:08:30,704 --> 00:08:33,213
‫نه بابا، گفتم جدی میگی؟ پس آخر و عاقبت بیشتر زنها چی میشه؟

136
00:08:33,213 --> 00:08:35,137
‫یک زندگی سرشار از رضایت؟

137
00:08:35,137 --> 00:08:36,350
‫خوش به حالت

138
00:08:36,350 --> 00:08:40,238
‫نمیدونم چرا تو این همه آدم، اون باید منشی شو بکنه؟ یه بار من اونو به خونم دعوت کردم

139
00:08:40,238 --> 00:08:43,249
‫خدابیامرز مادر بزرگم همیشه میگفت ـ   کیری که شق کرده وجدان نداره

140
00:08:43,333 --> 00:08:45,967
‫همون خوابیدشم همچین انتظاری ازش نمیره

141
00:08:45,967 --> 00:08:47,849
‫NRA خوب به خاطر همین چیزا بود که رفتم تو گروه

142
00:08:47,849 --> 00:08:50,358
‫خوب راستش از وقتی که رکس شروع کرد به رفتن به اون کنفرانسهای پزشکی

143
00:08:50,358 --> 00:08:53,369
‫میخواستم یه جورایی بفهمه که یه زن دوست داشتنی تو خونه اش داره

144
00:08:56,086 --> 00:08:59,097
‫لنی ، تام هم همیشه سر کاره نمی ترسی یه وقت اونم

145
00:08:59,598 --> 00:09:02,610
‫نه بابا ، مثله اینکه تو این چهار سال سه بار منو حامله کرده ها

146
00:09:03,113 --> 00:09:06,124
‫از خدامه با یه نفر دیگه بخوابه

147
00:09:09,009 --> 00:09:12,020
‫خوب ، سوزان ، بالاخره شوهرت می خواد دست از سر اون زنه برداره؟

148
00:09:14,654 --> 00:09:17,624
‫نمی دونم

149
00:09:20,132 --> 00:09:23,143
‫متاسفم بچه ها ولی

150
00:09:24,439 --> 00:09:27,450
‫واقعا نمیدونم چطور میتونم دوام بیارم

151
00:09:28,663 --> 00:09:30,378
‫ببین

152
00:09:30,378 --> 00:09:33,389
‫همة ما یه وقتایی واقعا مستاصل میشیم

153
00:09:34,894 --> 00:09:38,908
‫ولی اگه بتونیم خودمونو از قبل آماده کنیم ، اونوقت می فهمیم چقدر قوی هستیم

154
00:09:48,108 --> 00:09:51,036
‫سوزان! داشتم میگفتم پل گفته جمعه بریم پیشش

155
00:09:51,036 --> 00:09:53,921
‫میخوادبریم و کمکش کنیم وسایل داخل کمد مری آلیس رو جمع و جور کنیم

156
00:09:53,921 --> 00:09:56,054
‫میگفت خودش تحمل انجام این کارو نداره

157
00:09:56,054 --> 00:09:58,229
‫حتما ،باشه

158
00:09:58,229 --> 00:09:59,859
‫حالت خوبه؟

159
00:09:59,859 --> 00:10:01,866
‫آره

160
00:10:01,866 --> 00:10:03,873
‫فقط خیلی عصبانی ام

161
00:10:03,873 --> 00:10:06,383
‫اگه مری آلیس مشکلی داشت ، باید می اومد به ما می گفت

162
00:10:06,383 --> 00:10:07,972
‫باید میذاشت کمکش کنیم

163
00:10:07,972 --> 00:10:10,272
‫یعنی چه جور مشکلی داشته؟

164
00:10:10,272 --> 00:10:12,781
‫سالم و سرحال بود،خونه و خونوادة خوبی هم داشت

165
00:10:12,781 --> 00:10:15,792
‫- زندگیش
‫ـ   زندگی ما بود

166
00:10:17,799 --> 00:10:20,810
‫نه، اگه واقعا تو زندگیش دچار بحران بود ما رو در جریان میذاشت

167
00:10:21,019 --> 00:10:23,611
‫ای بابا ، مثل اینکه خونش دوقدم اونور تر بودا

168
00:10:23,611 --> 00:10:25,911
‫گبی، اون خودشو کشته

169
00:10:25,911 --> 00:10:28,922
‫حتما مشکلی تو کار بوده

170
00:10:40,840 --> 00:10:42,554
‫اگه من جات بودم نمیخوردمش

171
00:10:42,554 --> 00:10:43,475
‫چرا؟

172
00:10:43,475 --> 00:10:46,486
‫آخه من پختمش، باور کن

173
00:10:47,782 --> 00:10:49,998
‫آهای ، مگه میخوای خودتو بکشی؟

174
00:10:49,998 --> 00:10:54,012
‫نه فقط باورم نمیشه کسی بتونه ماکارونی و پنیر و بد درست کنه

175
00:10:56,020 --> 00:10:58,989
‫اوه، خدای من

176
00:10:58,989 --> 00:11:02,000
‫آخه چطوری انگار هم سوخته باشه هم نپخته باشه

177
00:11:02,920 --> 00:11:05,930
‫آره زیاد بهم میگن، بیا

178
00:11:08,315 --> 00:11:09,527
‫ممنون

179
00:11:09,527 --> 00:11:12,538
‫من مایک دولفینو هستم تازه خونة سیمس رو همین بغل اجاره کردم

180
00:11:13,040 --> 00:11:16,051
‫منم سوزان مایر هستم اون دست خیابون زندگی می کنم

181
00:11:16,259 --> 00:11:18,769
‫اوه آره ، خانم هوبر دربارت گفته بود

182
00:11:18,769 --> 00:11:19,981
‫گفت برای کتابهای کودکان تصویر و نقاشی میکشی

183
00:11:19,981 --> 00:11:22,951
‫آره ، بین بچه های زیر پنج سال خیلی معروفم

184
00:11:23,285 --> 00:11:25,167
‫ـ   تو کارت چیه؟
‫ـ   لوله کشی

185
00:11:25,167 --> 00:11:28,178
‫خلاصه اگه جاییت گرفته بود

186
00:11:29,181 --> 00:11:32,192
‫از این جور کارا دیگه

187
00:11:34,785 --> 00:11:37,796
‫,خوب ، حالا که دیگه همه دیدن منم یه چیزی آوردم

188
00:11:38,005 --> 00:11:41,016
‫بهتره اینو بریزم دور

189
00:11:51,931 --> 00:11:54,941
‫یواش تر ، خفاش کوچولو

190
00:11:57,367 --> 00:12:00,378
‫لنت ، همه جارو دنبالت گشتم

191
00:12:00,754 --> 00:12:03,765
‫می دونی پسرات دارن چیکار میکنن؟

192
00:12:16,101 --> 00:12:19,112
‫چیکار میکنین؟ اومدیم مجلس ختم ها

193
00:12:19,404 --> 00:12:21,830
‫خودت وقتی اومدیم گفتی میتونیم بریم تو استخر

194
00:12:21,830 --> 00:12:24,841
‫من گفتم میتونین برین کنار استخر

195
00:12:25,050 --> 00:12:26,555
‫مایو هاتونم پوشیدین؟

196
00:12:26,555 --> 00:12:29,524
‫آره، قبل از اینکه از خونه بیایم بیرون زیر لباسامون پوشیدیم

197
00:12:29,524 --> 00:12:32,535
‫شما سه تا از قبل برنامه ریزی کرده بودین؟ بسه دیگه بیاین بیرون!

198
00:12:32,954 --> 00:12:35,965
‫ـ   !نه
‫ـ   نه؟

199
00:12:35,965 --> 00:12:38,766
‫من مادرتونم وقتی چیزی میگم باید گوش کنین زود باشین

200
00:12:38,766 --> 00:12:41,777
‫ما میخوایم شنا کنیم، تو هم نمیتونی جلومونو بگیری!

201
00:12:55,618 --> 00:12:58,629
‫یالا بیاین بیرون وگرنه خودم میام درتون میارم!

202
00:13:03,438 --> 00:13:06,449
‫بیا اینجا بینم

203
00:13:06,825 --> 00:13:09,836
‫بیا اینجا!

204
00:13:14,269 --> 00:13:17,280
‫خیلی خوب دستتو بده  یالا

205
00:13:26,396 --> 00:13:29,407
‫تکون بخور ! بیا بیرون!

206
00:13:36,934 --> 00:13:38,523
‫پل ! ما باید دیگه بریم

207
00:13:38,523 --> 00:13:41,534
‫بازم بابت مرگ همسرت متاسفم

208
00:13:42,454 --> 00:13:43,248
‫بریم

209
00:13:44,252 --> 00:13:47,263
‫لنت نمی بایست اونقدر نگران شوهر من باشه

210
00:13:47,933 --> 00:13:50,567
‫به خاطر اینکه اون داشت به چیزای دیگه ای فکر می کرد

211
00:13:50,567 --> 00:13:53,577
‫چیزایی زیر سطح زمین

212
00:14:00,562 --> 00:14:02,192
‫,فردای روز تشییع جنازه

213
00:14:02,192 --> 00:14:06,206
‫همسایه ها و دوستانم دوباره برگشتن به زندگی سراسر پر مشغله خودشون

214
00:14:07,712 --> 00:14:10,723
‫یکیشون به پخت و پز

215
00:14:12,103 --> 00:14:15,114
‫اون یکی به تمیز کاری

216
00:14:16,117 --> 00:14:19,045
‫یکی به انجام تمرینای یوگا

217
00:14:19,045 --> 00:14:21,721
‫و اونای دیگه به انجام تکالیفشون مشغول شدن

218
00:14:21,721 --> 00:14:24,649
‫سلام

219
00:14:24,649 --> 00:14:27,659
‫من جولی هستم توپم افتاده تو حیاط پشتی تون

220
00:14:28,537 --> 00:14:30,670
‫خیلی خوب بریم بیاریمش

221
00:14:30,670 --> 00:14:33,681
‫همین جا بمون

222
00:14:33,974 --> 00:14:35,061
‫زنش یه سال پیش مرده

223
00:14:35,061 --> 00:14:37,361
‫میخواسته تو لوس آنجلس بمونه ولی خیلی از زنش خاطره داشته

224
00:14:37,361 --> 00:14:40,372
‫به دلایل مالیاتی خونه کرایه کرده ولی در صدده که به زودی یه خونه بخره

225
00:14:40,372 --> 00:14:41,793
‫باورم نمیشه رفته باشی اونجا

226
00:14:41,793 --> 00:14:43,508
‫آهان ! دیدم چطور داشتین با هم تو مراسم ختم دل میدادین و قلوه می گرفتین

227
00:14:43,508 --> 00:14:45,390
‫مطمئنم که برا همدیگه ساخته شدین

228
00:14:45,390 --> 00:14:47,522
‫حالا که میدونی مجرده میتونی ازش بخوای باهات بیاد بیرون

229
00:14:47,522 --> 00:14:50,032
‫جولی ، من از آقای دولفینو خوشم اومده، بله

230
00:14:50,032 --> 00:14:53,001
‫ولی هنوز نمیدونم که آیا آمادگیشو دارم که با کسی بیرون برم یا نه

231
00:14:53,419 --> 00:14:54,924
‫وای ، تو باید از لاکت در بیای

232
00:14:54,924 --> 00:14:57,934
‫راستشو بگو چند وقته که با کسی حال نکردی؟

233
00:14:59,649 --> 00:15:01,656
‫چیه ناراحت شدی پرسیدم؟

234
00:15:01,656 --> 00:15:03,956
‫نه، دارم فکر میکنم یببینم چند وقته

235
00:15:03,956 --> 00:15:06,759
‫دیگه نمی خوام در مورد مسایل عشقیم باهات صحبت کنم یه جورایی عجیبه برام

236
00:15:06,759 --> 00:15:09,142
‫راستش منم نمیخواستم دخالت کنم ولی چون

237
00:15:09,142 --> 00:15:11,066
‫چون چی؟

238
00:15:11,066 --> 00:15:15,080
‫,آخه دوست دختر بابا یه بار ازش پرسید که از زمان جدایی تا حالا تو با کسی دوست شدی یا نه

239
00:15:15,163 --> 00:15:18,174
‫بابا هم گفت شک داره

240
00:15:19,303 --> 00:15:22,314
‫بعدشم هر دوشون زدن زیر خنده

241
00:15:36,240 --> 00:15:39,125
‫ـ   سوزان
‫ـ   سلام مایک

242
00:15:39,125 --> 00:15:41,635
‫یه هدیه کوچولو برای خونه جدید آوردم

243
00:15:41,635 --> 00:15:44,269
‫البته باید زودتر یه چیزی می آوردم ولی

244
00:15:44,269 --> 00:15:46,861
‫راستشو بخوای تو اولین کسی هستی که به من سر زدی

245
00:15:46,861 --> 00:15:47,865
‫جدی؟

246
00:15:47,865 --> 00:15:49,579
‫سوزان میدونست که شانس باهاشه

247
00:15:49,579 --> 00:15:52,590
‫,یه مرد مجرد باحال به ویستریا لین نقل مکان کرده

248
00:15:52,590 --> 00:15:54,765
‫,و اون اولین کسیه که این موضوع رو می دونه

249
00:15:54,765 --> 00:15:57,776
‫البته خوبم میدونه که خبرای خوب

250
00:15:58,069 --> 00:15:59,783
‫خیلی زود پخش میشن

251
00:15:59,783 --> 00:16:03,798
‫ایدی بریت از اون مطلقه هایی بود تا شعاع پنج خیابون از کسی نگذشته بود

252
00:16:05,094 --> 00:16:08,105
‫فتوحاتش بی شمار

253
00:16:09,736 --> 00:16:12,747
‫از همه رقم

254
00:16:13,918 --> 00:16:16,929
‫و افسانه ای بودن

255
00:16:17,723 --> 00:16:20,734
‫سلام سوزان امیدوارم مزاحم نشده باشم

256
00:16:22,240 --> 00:16:25,251
‫شما باید مایک دولفینو باشین سلام من ایدی بریت هستم

257
00:16:26,254 --> 00:16:28,261
‫خونم اونجاست

258
00:16:28,261 --> 00:16:31,188
‫به ویستریا لین خوش اومدی

259
00:16:31,188 --> 00:16:34,199
‫سوزان با دشمنش روبرو شده بود و میدونست که یه جندس

260
00:16:34,994 --> 00:16:37,142
‫ممنونم این چیه؟

261
00:16:37,142 --> 00:16:40,235
‫خوراک سوسیس همینجوری سردستی درستش کردم

262
00:16:41,781 --> 00:16:44,875
‫مرسی ایدی عالیه

263
00:16:46,336 --> 00:16:49,386
‫خیلی دوست دارم جفتتونو دعوت کنم داخل ولی یه کمی کار دارم

264
00:16:51,792 --> 00:16:54,886
‫و بدین ترتیب مسابقه برای تصاحب مایک دلفینو آغاز شد

265
00:16:56,732 --> 00:17:00,857
‫سوزان اولش فکر می کرد رقابتش با ایدی دوستانه باشه

266
00:17:03,004 --> 00:17:05,454
‫راستی مایک شنیدم لوله کش هستی

267
00:17:05,454 --> 00:17:08,375
‫ولی یادش اومد که وقتی دعوا سر یه مرد باشه

268
00:17:08,375 --> 00:17:11,468
‫فکر می کنی بتونی امشب یه سر بیای خونمون یه نگاهی به لوله های ما بندازی؟

269
00:17:11,984 --> 00:17:14,433
‫ـ   زنا منصفانه نمی جنگن
‫ـ   حتما

270
00:17:14,433 --> 00:17:16,839
‫مرسی

271
00:17:22,274 --> 00:17:24,099
‫خداحافظ سوزان

272
00:17:25,178 --> 00:17:26,962
‫بهت اجازه نمیدم مثل بچه ها بهم دستور بدی

273
00:17:26,962 --> 00:17:29,368
‫ـ   گابریل
‫ـ   نه،نه،نه، اصلا من نمیام

274
00:17:29,368 --> 00:17:31,857
‫فقط به خاطرکاره تاناکا انتظار داره همه زناشونو بیارن

275
00:17:31,857 --> 00:17:34,844
‫هروقت میرم کنار اون مرد میخواد دست کنه کونمو بقاپه

276
00:17:35,342 --> 00:17:38,287
‫من پارسال با این مرد یه معاملة دویست هزار دلاری کردم

277
00:17:38,495 --> 00:17:41,482
‫اگه میخواد کونو بقاپه خوب بذار بقاپه

278
00:17:51,854 --> 00:17:54,509
‫آقای سولیس ترسیدم

279
00:17:54,509 --> 00:17:57,496
‫این بوته اونجا چیکار میکنه؟ مگه قرار نبود هفتة پیش بکنیش بندازیش دور؟

280
00:17:57,496 --> 00:17:58,616
‫هفتة قبل وقت نکردم

281
00:17:58,616 --> 00:18:01,603
‫من برای بهونه هابی تو وقت ندارم زودباش تمومش کن

282
00:18:04,549 --> 00:18:07,245
‫واقعا متنفرم وقتی اینجوری باهام حرف میزنی

283
00:18:07,245 --> 00:18:10,025
‫منم متنفرم که ۱۵۰۰۰ دلار برای

284
00:18:10,025 --> 00:18:12,514
‫اون گردنبند الماس که نمیتونی بدونش زندگی کنی پول دادم

285
00:18:12,514 --> 00:18:14,630
‫ولی دارم یاد میگیرم که باهاش کنار بیام

286
00:18:14,630 --> 00:18:17,493
‫حالا به تاناکا بگم فردا شب میریم پیشش؟

287
00:18:17,493 --> 00:18:20,480
‫جان چسب زخم تو قفسه آشپزخونست

288
00:18:21,682 --> 00:18:24,669
‫متشکرم خانم سولیس

289
00:18:27,241 --> 00:18:29,233
‫خیلی خوب میام

290
00:18:29,233 --> 00:18:32,220
‫ولی همش کونمو میچسبونم به دیوار

291
00:18:33,298 --> 00:18:37,281
‫دیدی؟ زناشویی یعنی همین ـ   توافق

292
00:18:44,250 --> 00:18:45,454
‫انگشتت چطوره؟

293
00:18:45,454 --> 00:18:48,317
‫چیزی نیست فقط یه خراش کوچیکه

294
00:18:48,317 --> 00:18:51,304
‫بذار ببینم

295
00:19:05,948 --> 00:19:08,935
‫,میدونین خانم سولیس

296
00:19:09,018 --> 00:19:12,005
‫,واقعا از اینکه با همیم خوشم میاد

297
00:19:12,213 --> 00:19:15,076
‫,ولی خوب ، باید به کارام هم برسم

298
00:19:15,076 --> 00:19:18,063
‫من واقعا نمیتونم این کارو از دست بدم

299
00:19:19,970 --> 00:19:22,336
‫این میز تماماً با دست کنده کاری شده

300
00:19:22,336 --> 00:19:24,742
‫کارلوس داده از ایتالیا آوردنش

301
00:19:24,742 --> 00:19:27,729
‫پاش ۲۳۰۰۰ دلار دراومده

302
00:19:29,512 --> 00:19:32,292
‫این دفعه میخواین رو میز حال کنیم؟

303
00:19:32,292 --> 00:19:35,279
‫دقیقاً

304
00:19:49,509 --> 00:19:51,791
‫چرا ما نمی تونیم مثل همه سوپ معمولی بخوریم؟

305
00:19:51,791 --> 00:19:54,778
‫دانیل، این سوپ کاملاً طبیعیه

306
00:19:55,069 --> 00:19:57,972
‫میشه برا یه بارم که شده سوپی بخوریم که مردم اسمشو شنیده باشن؟

307
00:19:57,972 --> 00:20:00,462
‫مثلاً سوپ پیاز فرانسوی یا لوبیا

308
00:20:00,462 --> 00:20:03,117
‫اولاً، باباتون پیاز نمیتونه بخوره چون بهش حساسیت داره

309
00:20:03,117 --> 00:20:06,104
‫ثانیاً من اصلا سوپ لوبیا رو به عنوان سوپ هم قبول ندارم

310
00:20:07,224 --> 00:20:10,211
‫خوب، نظرتون در مورد غذا چیه؟

311
00:20:10,501 --> 00:20:12,576
‫بدک نیست

312
00:20:12,576 --> 00:20:14,069
‫بدک نیست!؟

313
00:20:14,069 --> 00:20:16,351
‫اندرو، من ۳ ساعت داشتم میپختمش

314
00:20:16,351 --> 00:20:20,333
‫فکر میکنی چه حسی به من دست میده وقتی همینجوری میگی ـ   بدک نیست؟

315
00:20:21,039 --> 00:20:24,026
‫خوب کی گفته ۳ ساعت برا درست کردنش وقت بذاری؟

316
00:20:26,391 --> 00:20:29,236
‫چی گفتی!؟

317
00:20:29,236 --> 00:20:31,328
‫,مامان تیم هارپر از سر کار میاد خونه

318
00:20:31,328 --> 00:20:33,630
‫یه قوطی کنسرو لوبیا و گوشت خوک باز میکنه

319
00:20:33,630 --> 00:20:35,430
‫و همین همه غذاشونو میخورن و همه هم راضین

320
00:20:35,430 --> 00:20:37,563
‫تو میگی منم به شما لوبیا و گوشت خوک بدم؟

321
00:20:37,563 --> 00:20:38,734
‫معذرت بخواه ، تورو خدا

322
00:20:38,734 --> 00:20:41,036
‫منظورم اینه که مجبورین هر دفعه یه مدل خاص غذا بپزین؟

323
00:20:41,036 --> 00:20:42,668
‫نمیشه فقط غذا بخوریم؟

324
00:20:42,668 --> 00:20:43,882
‫ببینم ، مواد مصرف می کنی؟

325
00:20:43,882 --> 00:20:44,760
‫چی؟

326
00:20:44,760 --> 00:20:46,895
‫یکی از علایمش تغییر رفتاره

327
00:20:46,895 --> 00:20:49,866
‫این ۶ ماه گذشته هم خیلی سرحال بودی

328
00:20:50,577 --> 00:20:52,711
‫پس به خاطره همینه که اینقدر تو توالت میمونی

329
00:20:52,711 --> 00:20:55,305
‫ـ   خیالت راحت باشه به خاطره اون تو توالت نمیمونه
‫ـ   خفه

330
00:20:55,305 --> 00:20:57,817
‫مامان من نیستم که مشکل دارم، میفهمی؟

331
00:20:57,817 --> 00:21:00,829
‫این تویی که جوری رفتار میکنی که انگار میخوای شهردار استپفورد بشی

332
00:21:02,126 --> 00:21:03,716
‫رکس

333
00:21:03,716 --> 00:21:06,729
‫از اونجایی که تو سرپرست این خونه هستی ، واقعا لطف میکنی اگه یه چیزی بگی

334
00:21:09,868 --> 00:21:12,905
‫نمک رو بهم میدین؟

335
00:21:22,478 --> 00:21:24,207
‫سه روز بعد از مراسم تشییع جنازه من

336
00:21:24,207 --> 00:21:27,244
‫لنت جای غمشو به یه حس دیگه داد

337
00:21:28,468 --> 00:21:29,985
‫عصبانیت

338
00:21:29,985 --> 00:21:33,022
‫تام، این پنجمین پیغامی که میذارم و تو هنوز جوابمو ندادی

339
00:21:33,908 --> 00:21:37,957
‫فکر کنم خیلی داره بهت خوش میگذره

340
00:21:39,265 --> 00:21:41,584
‫خوب میدونی چیه؟ منو بچه هاتم از یه کم تفریح بدمون نمیاد

341
00:21:41,584 --> 00:21:43,440
‫پس اگه تا ظهر بهم زنگ نزنی

342
00:21:43,440 --> 00:21:45,128
‫همه مون سوار هواپیما میشیم و میایم پیشت

343
00:21:45,128 --> 00:21:45,845
‫مامان!

344
00:21:45,845 --> 00:21:48,881
‫الن نه عزیزم مامان داره بابا رو تهدید میکنه

345
00:21:48,965 --> 00:21:52,002
‫مامان نه، من پس برادرات کجان؟

346
00:21:52,845 --> 00:21:55,882
‫ـ   رشته
‫ـ   خوشم میاد

347
00:22:01,324 --> 00:22:02,926
‫لنت اسکاوو؟

348
00:22:02,926 --> 00:22:03,854
‫لعنتی

349
00:22:03,854 --> 00:22:06,890
‫ناتالی کلاین باورم نمیشه

350
00:22:07,397 --> 00:22:10,012
‫لنت میدونی چند وقته ندیدمت؟

351
00:22:10,012 --> 00:22:12,163
‫چند سالی میشه

352
00:22:12,163 --> 00:22:13,850
‫خودت چطوری؟ شرکت چطوره؟

353
00:22:13,850 --> 00:22:16,886
‫خدای من همه دلشون برات تنگ شده

354
00:22:17,182 --> 00:22:19,037
‫آره، همه میگن اگه کارتو ول نمیکردی

355
00:22:19,037 --> 00:22:20,725
‫الان حتماً رییس موسسه بودی

356
00:22:20,725 --> 00:22:23,762
‫آره، خوب

357
00:22:23,888 --> 00:22:26,925
‫بگو ببینم، زندگی زناشویی چطوره؟

358
00:22:28,106 --> 00:22:31,143
‫مادر بودن خیلی کیف داره ، نه؟

359
00:22:31,269 --> 00:22:34,306
‫و بله، درست همون سوالی که لنت همیشه ازش میترسید

360
00:22:35,107 --> 00:22:37,512
‫راستشو بخوای

361
00:22:37,512 --> 00:22:40,548
‫اونایی که این سؤالو میکنن فقط انتظار یه جوابو دارن

362
00:22:41,054 --> 00:22:43,585
‫پس لنت هم مثل همیشه

363
00:22:43,585 --> 00:22:44,892
‫دروغ گفت

364
00:22:44,892 --> 00:22:47,928
‫بهترین شغلیه که تا حالا داشتم

365
00:22:59,274 --> 00:23:00,793
‫راستش نمیفهمم

366
00:23:00,793 --> 00:23:01,805
‫چی رو؟

367
00:23:01,805 --> 00:23:04,842
‫اینکه چرا با آقای سولیس ازدواج کردین

368
00:23:09,397 --> 00:23:12,391
‫خوب آخه بهم قول داد هرچی میخوام برام فراهم کنه

369
00:23:13,024 --> 00:23:14,801
‫و اینکارو کرد؟

370
00:23:14,801 --> 00:23:17,777
‫آره

371
00:23:18,191 --> 00:23:21,125
‫پس چرا خوشبخت نیستی؟

372
00:23:21,538 --> 00:23:24,514
‫معلوم شد که من چیزای مناسبی رو نمیخواستم

373
00:23:26,209 --> 00:23:29,185
‫حالا دوستشم دارید؟

374
00:23:29,474 --> 00:23:31,039
‫آره

375
00:23:31,039 --> 00:23:34,004
‫پس ما اینجا چیکار میکنیم؟

376
00:23:34,910 --> 00:23:36,393
‫برای اینکه نمیخوام یه روز صبح پاشم و ببینم

377
00:23:36,393 --> 00:23:39,358
‫میخوام مغزمو داغون کنم

378
00:23:43,683 --> 00:23:44,671
‫یه پک میدین؟

379
00:23:44,671 --> 00:23:46,566
‫معلومه که نه

380
00:23:46,566 --> 00:23:49,531
‫فعلا برا سیگار کشیدن خیلی بچه ای

381
00:23:52,167 --> 00:23:54,267
‫خوب چی میگی اگه من پولی رو که بابات بابت تو بهم میده

382
00:23:54,267 --> 00:23:55,627
‫خرج جراحی پلاستیک کنم؟

383
00:23:55,627 --> 00:23:58,592
‫اینقدر عصبی نباش فقط میخوای ازش دعوت کنی باهات بیاد بیرون این که مهم نیست

384
00:23:59,704 --> 00:24:01,877
‫راست میگی

385
00:24:01,877 --> 00:24:04,301
‫اون پروژه مدرسته؟

386
00:24:04,301 --> 00:24:07,309
‫میدونی وقتی من کلاس پنجم بودم ، با قند کاخ سفیدو ساختم

387
00:24:07,309 --> 00:24:09,190
‫اینقدر لفتش نده و برو

388
00:24:09,190 --> 00:24:11,989
‫قبل از اینکه مایک بفهمه خودش بهتر میتونه اینکارو بکنه

389
00:24:11,989 --> 00:24:14,998
‫بگو ببینم چرا من اینقدر سر نگهداری تو با بابات چونه زدم؟

390
00:24:15,415 --> 00:24:18,131
‫برا اینکه میخواستی از من استفاده کنی و حرصش بدی

391
00:24:18,131 --> 00:24:19,803
‫آره راست میگی

392
00:24:22,227 --> 00:24:23,314
‫خدای من

393
00:24:31,051 --> 00:24:34,063
‫- سلام
‫- سلام سوزان

394
00:24:34,481 --> 00:24:37,451
‫- سرت شلوغه؟
‫- نه اصلا چطور مگه؟

395
00:24:37,659 --> 00:24:40,671
‫راستش من میخواستم بدونم اگه

396
00:24:42,302 --> 00:24:45,271
‫اگه بشه تو

397
00:24:47,990 --> 00:24:51,001
‫میخواستم بپرسم که

398
00:24:51,712 --> 00:24:53,803
‫- ایدی
‫- سلام سوزان

399
00:24:53,803 --> 00:24:54,807
‫تو اینجا چیکار

400
00:24:54,807 --> 00:24:57,107
‫داشتم یه چیز خوشمزه درست میکردم ، و گویا زیاد درست کردم

401
00:24:57,107 --> 00:25:00,118
‫گفتم یه مقدارشو بیارم برای مایک

402
00:25:00,537 --> 00:25:01,833
‫موضوع چیه؟

403
00:25:01,833 --> 00:25:04,845
‫راستش سوزان میخواست یه چیزی بپرسه

404
00:25:10,073 --> 00:25:11,662
‫لوله هام گرفتن

405
00:25:11,662 --> 00:25:14,255
‫چی گفتی؟
‫شما لوله کشین دیگه ،نه؟

406
00:25:14,255 --> 00:25:15,677
‫آره

407
00:25:15,677 --> 00:25:17,475
‫گرفتگی تو راه آبه

408
00:25:17,475 --> 00:25:19,902
‫آره معمولاً همونجاها میگیره

409
00:25:19,902 --> 00:25:21,909
‫آره ، مشکل منم همینه

410
00:25:21,909 --> 00:25:23,289
‫خیلی خوب صبر کن وسایلم رو بردارم

411
00:25:23,289 --> 00:25:25,589
‫حالا؟ الان میخوای بیای؟

412
00:25:25,589 --> 00:25:27,095
‫مگه مهمون نداری؟

413
00:25:27,095 --> 00:25:29,730
‫مهم نیست

414
00:25:29,730 --> 00:25:32,741
‫باشه، چند دقیقه صبر کن الان میام اونجا

415
00:25:42,444 --> 00:25:44,159
‫خوبه موهارو بچپون اون تو

416
00:25:44,159 --> 00:25:47,170
‫چپوندم ولی نمیگیره

417
00:25:48,676 --> 00:25:51,687
‫خیلی خوب بیا این کره بادوم زمینی رو بریز توش

418
00:25:51,855 --> 00:25:54,866
‫و ای روغنا رو

419
00:25:55,075 --> 00:25:55,995
‫- مامان
‫- و این زیتونا رو

420
00:25:55,995 --> 00:25:59,006
‫مامان ، دارم بهت میگم فایده نداره

421
00:25:59,299 --> 00:26:02,101
‫وای ، اومدش

422
00:26:02,101 --> 00:26:05,112
‫آخه چه جوری راشو ببندم؟

423
00:26:12,516 --> 00:26:14,732
‫خوب ، اینم دلیل گرفتگی

424
00:26:14,732 --> 00:26:17,743
‫به نظر میاد یکی تا تونسته چوب بستنی چپونده اون تو

425
00:26:18,664 --> 00:26:21,675
‫هزار بار به جولی گفتم تو آشپزخونه بازی نکنه

426
00:26:22,260 --> 00:26:25,272
‫بچه ها رو که میشناسی

427
00:26:29,788 --> 00:26:30,583
‫خیلی خوب من میرم سفارشاتونو بدم

428
00:26:30,583 --> 00:26:33,469
‫و براتون نوشیدنی هاتون و ظرف برای سالاد بیارم

429
00:26:33,469 --> 00:26:35,477
‫متشکرم

430
00:26:35,477 --> 00:26:38,488
‫اندرو، دانیل، دستمالاتون

431
00:26:39,617 --> 00:26:41,918
‫اینجا بازی کامپیوتری دارن

432
00:26:41,918 --> 00:26:44,426
‫میشه تا غذاها برسه بریم بازی کنیم؟

433
00:26:44,426 --> 00:26:46,811
‫اندرو، مثله اینکه اومدیم دور هم باشیم

434
00:26:46,811 --> 00:26:49,822
‫- به نظر من ما همه مون باید
‫- برین بازی کنین

435
00:26:57,852 --> 00:27:00,864
‫حتماً فکر میکنی من عصبانیم از اینکه اومدیم اینجا، ولی نه

436
00:27:01,365 --> 00:27:03,080
‫تو و بچه ها احتیاج به تنوع دارین

437
00:27:03,080 --> 00:27:06,091
‫یه چیز جالب میفهمم

438
00:27:06,760 --> 00:27:09,186
‫شایدم فردا شب یه چیز سالم تر بخوایم بخوریم

439
00:27:09,186 --> 00:27:11,194
‫مثلاً خوراک مرغ سالتیمبوکا

440
00:27:11,194 --> 00:27:14,205
‫من میخوام ازت جدا شم

441
00:27:16,087 --> 00:27:19,098
‫دیگه نمیتونم تو این زندگی که

442
00:27:19,516 --> 00:27:22,527
‫مثل تبلیغات پودر لباسشوییه تحمل بیارم

443
00:27:31,227 --> 00:27:34,239
‫میرم برات سالاد بیارم

444
00:27:45,781 --> 00:27:48,793
‫بری ون دی کمپ

445
00:27:48,793 --> 00:27:50,717
‫آه ،سلام خانم هوبر

446
00:27:50,717 --> 00:27:53,728
‫وقت نشد تو ختم مری آلیس با هم صحبت کنیم

447
00:27:53,811 --> 00:27:56,196
‫چه خبرا؟

448
00:27:56,196 --> 00:28:00,211
‫بری خیلی دلش میخواست در مورد حقیقت تلخ بی چشم رویی همسرش بگه

449
00:28:00,545 --> 00:28:02,064
‫ولی متاسفانه در مرام بری

450
00:28:02,064 --> 00:28:05,057
‫قبول شکست جایی نداشت

451
00:28:05,057 --> 00:28:08,093
‫عالیه همه چیز عالیه

452
00:28:09,612 --> 00:28:13,660
‫برات سس عسل و خردل ریختم روش اون یکی سسه یه کمی مشکوک به نظر می رسید

453
00:28:24,285 --> 00:28:26,309
‫میشه در مورد اون موضوعی که گفتم صحبت کنیم؟

454
00:28:26,309 --> 00:28:28,924
‫اگه فکر میکنی من میام در مورد حل مشکلات زناشوییمون تو یه جایی مثل اینجا

455
00:28:28,924 --> 00:28:31,876
‫که دستشویی های زنونه و مردونشو با اصطلاحات "خانم خوشگلا" و " سیبیل کلفتا" مشخص کرده صحبت میکنم

456
00:28:31,876 --> 00:28:34,912
‫باید بگم دیوونه ای

457
00:28:36,134 --> 00:28:36,809
‫تو این چی ریختی؟

458
00:28:36,809 --> 00:28:39,845
‫منظورت چیه توش چی ریختم؟ خوب سالاده دیگه

459
00:28:40,984 --> 00:28:43,513
‫- با با پیاز؟
‫- چی؟

460
00:28:43,513 --> 00:28:45,200
‫تو سالادم پیاز ریختی

461
00:28:45,200 --> 00:28:48,236
‫نه من اینکارو نکردم

462
00:28:50,892 --> 00:28:53,928
‫آه صبر کن ببینم

463
00:29:00,676 --> 00:29:02,700
‫صدایی که پسرم رو بیدار کرد

464
00:29:02,700 --> 00:29:05,441
‫صدایی بود که قبلاً هم یه بار شنیده بود

465
00:29:05,441 --> 00:29:08,477
‫سالها پیش ، وقتی که خیلی بچه بود

466
00:29:10,796 --> 00:29:13,832
‫ولی خیلی سریع شناختش

467
00:29:20,788 --> 00:29:23,824
‫اون صدای یه راز خانوادگی بود

468
00:29:41,409 --> 00:29:43,559
‫هفت روز بعد از به خاک سپاری من

469
00:29:43,559 --> 00:29:46,595
‫زندگی در ویستریا لین بالاخره به حالت عادی برگشت

470
00:29:48,408 --> 00:29:51,444
‫که البته برای بعضی از دوستای من

471
00:29:51,444 --> 00:29:54,480
‫چندان خوش یمن نبود

472
00:29:56,673 --> 00:29:57,811
‫دیگه چیه؟

473
00:29:57,811 --> 00:30:00,847
‫بابا اومد!

474
00:30:03,251 --> 00:30:06,287
‫هی، کسی خونه نیست؟

475
00:30:07,805 --> 00:30:10,124
‫فکر میکردم هفته دیگه میای

476
00:30:10,124 --> 00:30:12,865
‫صبح دوباره باید برم فرسکو

477
00:30:12,865 --> 00:30:15,901
‫ولی پیغامتو گرفتم به نظرم یه کمی خسته می اومدی

478
00:30:16,702 --> 00:30:19,317
‫آره ، یه کمی خسته کننده بود

479
00:30:19,317 --> 00:30:21,973
‫بابا، برامون سوغاتی چی آوردی؟

480
00:30:21,973 --> 00:30:25,009
‫وای، سوغاتی بذار ببینم

481
00:30:30,870 --> 00:30:32,978
‫ولی تا قول ندادین که می رین بیرون نمیدمش بهتون

482
00:30:32,978 --> 00:30:38,038
‫و ۲۰ دقیقه تمرین پرتاب کنین باشه؟ قبوله؟

483
00:30:39,135 --> 00:30:40,484
‫خیلی خوب برین بیرون

484
00:30:40,484 --> 00:30:41,791
‫کی میگیرتش؟ بیرون!

485
00:30:41,791 --> 00:30:44,110
‫عقبتر عقبتر!

486
00:30:44,110 --> 00:30:46,936
‫گل!

487
00:30:46,936 --> 00:30:49,972
‫آه، خدای من

488
00:30:52,797 --> 00:30:55,833
‫لوس نشو من خیلی خسته ام

489
00:30:56,044 --> 00:30:58,447
‫سرو وضعم به هم ریختس تموم بدنم رو پوره هلو پوشونده

490
00:30:58,447 --> 00:31:01,483
‫مهم نیست باید بخورمت

491
00:31:01,778 --> 00:31:04,014
‫مسئله ای نیست اگه فقط اینجا بخوابم؟

492
00:31:04,014 --> 00:31:07,050
‫اصلاً

493
00:31:09,200 --> 00:31:10,496
‫دوست دارم

494
00:31:10,496 --> 00:31:13,506
‫من بیشتر

495
00:31:14,592 --> 00:31:16,516
‫آه صبر کن باید بهت بگم که یه مقدار تورم دارم

496
00:31:16,516 --> 00:31:19,484
‫به خاطر همین دکتر گفت فعلا قرص نخورم پس باید کاپوت استفاده کنی

497
00:31:19,692 --> 00:31:22,702
‫کاپوت؟ که چی بشه؟ ریسکش بهتره

498
00:31:23,915 --> 00:31:26,910
‫- ریسکش بهتره؟
‫- خوب آره

499
00:31:36,269 --> 00:31:38,059
‫باورم نمیشه میخواستی منو بکشی

500
00:31:38,059 --> 00:31:41,054
‫آره و خیلی احساس بدی دارم

501
00:31:41,054 --> 00:31:43,965
‫صدبار گفتم خانم هوبر اومد و حواسمو پرت کرد

502
00:31:43,965 --> 00:31:45,047
‫اون فقط یه اشتباه بود

503
00:31:45,047 --> 00:31:47,169
‫از کی تا حالا تو اشتباه میکنی؟

504
00:31:47,169 --> 00:31:48,334
‫منظورت چیه؟

505
00:31:48,334 --> 00:31:52,327
‫منظورم اینه که دیگه خسته شدم از بس اینهمه بی نقص رفتار کردی

506
00:31:53,741 --> 00:31:56,736
‫از اینکه موهات به طرز عجیبی هیچ تغییری نمیکنن خسته شدم

507
00:31:57,235 --> 00:32:00,230
‫خسته شدم از اینکه هر روز صبح قبل از اینکه برم دستشویی تختامون مرتب شده باشه

508
00:32:01,395 --> 00:32:04,390
‫تو از اون زنای ساکن حومه شهر شدی

509
00:32:04,515 --> 00:32:06,013
‫با اون مرواریدها و کفگیراشون

510
00:32:06,013 --> 00:32:09,008
‫"که مثلاً میگن" ما باید هندرسون ها رو به شام دعوت کنیم

511
00:32:11,296 --> 00:32:14,208
‫کجاست اون زنی که من عاشقش بودم

512
00:32:15,462 --> 00:32:19,344
‫زنی که نان تست رو میسوزوند و از تو جعبه شیر می خورد

513
00:32:21,973 --> 00:32:24,945
‫و میخندید

514
00:32:26,285 --> 00:32:28,881
‫من اونو میخوام

515
00:32:28,881 --> 00:32:31,895
‫نه این آدم خشک و بی نقصی که تو شدی

516
00:32:39,515 --> 00:32:42,529
‫اینا به آب احتیاج دارن

517
00:32:54,670 --> 00:32:57,684
‫بری چند دقیقه ای توی دستشویی هق هق کرد

518
00:32:58,396 --> 00:33:01,410
‫ولی شوهرش اصلا متوجه نشد

519
00:33:01,620 --> 00:33:04,635
‫چون وقتی برگشت

520
00:33:07,607 --> 00:33:10,621
‫مثل همیشه بی نقص بود

521
00:33:16,567 --> 00:33:18,366
‫گوشواره هامو پیدا کردم میتونیم بریم دیگه

522
00:33:18,366 --> 00:33:20,962
‫ببینم ، جان امروز اینجا بود؟

523
00:33:20,962 --> 00:33:22,888
‫خوب آره

524
00:33:22,888 --> 00:33:25,610
‫بهش گفته بودم چمنا رو بزنه ولی نزده

525
00:33:25,610 --> 00:33:26,991
‫از فردا یه باغبون درست و حسابی میگیرم

526
00:33:26,991 --> 00:33:28,917
‫- چرا؟
‫- مگه کری؟

527
00:33:28,917 --> 00:33:31,093
‫دارم میگم این پسره کار کن نیست

528
00:33:31,093 --> 00:33:34,108
‫اینجا تاریکه نمیتونی ببینی که چمنا زده شده

529
00:33:34,108 --> 00:33:35,741
‫زده نشدن بیا دست بزن به علفا

530
00:33:35,741 --> 00:33:37,750
‫من به چمنا دست نمیزنم

531
00:33:37,750 --> 00:33:40,765
‫زود باش بریم دیر شد

532
00:33:47,170 --> 00:33:50,184
‫- ترتیبشو بده
‫- چشم قربان

533
00:33:54,999 --> 00:33:57,427
‫اونم تاناکا

534
00:33:57,427 --> 00:33:59,311
‫حالا باید برم برقصم

535
00:33:59,311 --> 00:34:02,326
‫موفق باشی عزیزم

536
00:34:04,628 --> 00:34:07,558
‫ببخشید اون مرده که همین الان داره میره رو میبینی؟

537
00:34:07,558 --> 00:34:12,582
‫میشه یه کار کنی که تموم شب لیوان مشروب از دستش نیفته؟

538
00:34:13,755 --> 00:34:16,769
‫با کمال میل خانم

539
00:35:52,559 --> 00:35:53,940
‫آه، خانم هوبر ، چطورین؟

540
00:35:53,940 --> 00:35:55,573
‫متاسفانه چندان حالم خوب نیست

541
00:35:55,573 --> 00:35:58,085
‫دارم دنبال یه چیزی میگردم درد معده رو تسکین بده

542
00:35:58,085 --> 00:35:59,760
‫چطور مگه درد میکنه؟

543
00:35:59,760 --> 00:36:02,690
‫آره ،آخه افتضاحترین ماکارونی و پنیر و تو مراسم ختم خوردم

544
00:36:02,690 --> 00:36:05,286
‫از اون موقع تا حالا همینطوری دل پیچه دارم

545
00:36:05,286 --> 00:36:06,919
‫در حالی که باید خیلی به خودم برسم

546
00:36:06,919 --> 00:36:09,891
‫امشب پسر ایدی میاد خونمون

547
00:36:09,891 --> 00:36:11,106
‫میاد خونه شما؟

548
00:36:11,106 --> 00:36:14,120
‫گویا ایدی برای شام از یه آقایی دعوت کرده

549
00:36:15,125 --> 00:36:18,139
‫و فکر میکنم میخواد کمال استفاده رو از این وقت کم ببره

550
00:36:18,222 --> 00:36:21,237
‫می فهمی که چی میگم

551
00:36:21,740 --> 00:36:24,754
‫اوه، ایناهاش شربت معده از اینا استفاده کردی تا حالا؟

552
00:36:26,177 --> 00:36:27,558
‫باورم نمیشه

553
00:36:27,558 --> 00:36:31,578
‫امکان نداره مایک نمیتونه از ایدی بیشتر از من خوشش بیاد نمیتونه

554
00:36:31,578 --> 00:36:33,211
‫تو که نمیدونی چه خبره

555
00:36:33,211 --> 00:36:36,225
‫شاید فقط قراره شام بخورن

556
00:36:36,727 --> 00:36:39,661
‫راست میگی همینطوره

557
00:36:52,052 --> 00:36:53,519
‫ایدی؟

558
00:37:13,164 --> 00:37:14,882
‫کسی خونه نیست؟

559
00:37:18,066 --> 00:37:21,083
‫میخواستم یه کم شکر قرض بگیرم

560
00:37:41,994 --> 00:37:45,011
‫و بدین ترتیب سوزان این امید رو که بتونه مایک دولفینو رو داشته باشه

561
00:37:46,100 --> 00:37:49,117
‫برای همیشه از دست داده بود

562
00:37:52,638 --> 00:37:55,655
‫و با وجود اینکه تو یه وضعیت بحرانی بود

563
00:37:55,655 --> 00:37:58,672
‫تصمیم گرفت چند دقیقه ای بمونه و برای این فقدان غصه بخوره

564
00:38:25,616 --> 00:38:30,644
‫زیاد طول نکشید که سوزان بفهمه امشب اصلا بخت باهاش یار نیست

565
00:38:32,028 --> 00:38:35,045
‫کی اونجاست؟

566
00:38:35,045 --> 00:38:36,637
‫آه خدای من!

567
00:38:36,637 --> 00:38:37,558
‫دوده!

568
00:38:55,954 --> 00:38:58,050
‫همینطوری شمعهارو ول کرده بودن

569
00:38:58,050 --> 00:39:01,067
‫نیروهای اورژانس گفتن خیلی شانس آورده که کشته نشده

570
00:39:01,863 --> 00:39:03,791
‫همینطور لخت دویده بود بیرون

571
00:39:03,791 --> 00:39:06,808
‫موقع آتیش سوزی داشته با یه نفر سکس می کرده

572
00:39:06,976 --> 00:39:08,107
‫سر مرده چه بلایی اومده؟

573
00:39:08,107 --> 00:39:11,124
‫دچار دود گرفتگی شده بردنش بیمارستان

574
00:39:12,632 --> 00:39:15,524
‫سوزان حالت خوبه به نظر خوب نمیای

575
00:39:15,524 --> 00:39:17,535
‫نه خوبم خوبم

576
00:39:17,535 --> 00:39:21,558
‫فقط یه جورایی دلم برای ایدی میسوزه

577
00:39:22,271 --> 00:39:25,288
‫عزیزم نمیخواد نگران ایدی باشی اون زن قوییه

578
00:39:25,288 --> 00:39:27,299
‫دقیقاً از پسش بر میاد

579
00:39:27,299 --> 00:39:29,310
‫آره حتماً یه راهی پیدا میکنه که از عهده این مشکل بر بیاد

580
00:39:29,310 --> 00:39:32,328
‫همه ما اینکارو میکنیم

581
00:39:34,716 --> 00:39:36,727
‫بریم

582
00:39:54,327 --> 00:39:56,129
‫وای، چی شده؟

583
00:39:56,129 --> 00:39:56,925
‫مایک

584
00:39:56,925 --> 00:39:58,937
‫و یه دفعه اون اومدش

585
00:39:58,937 --> 00:40:01,367
‫مثل یه ققنوس که از میان خاکسترا بیرون میاد

586
00:40:01,367 --> 00:40:04,342
‫فکر میکردم که تو

587
00:40:04,552 --> 00:40:05,558
‫کجا بودی؟

588
00:40:05,558 --> 00:40:08,575
‫تازه از سینما برگشتم خونه ایدی آتیش گرفته؟

589
00:40:09,371 --> 00:40:10,880
‫آره

590
00:40:10,880 --> 00:40:13,897
‫ولی حالش خوبه الان

591
00:40:14,609 --> 00:40:16,621
‫همه چیز درسته الان

592
00:40:16,621 --> 00:40:19,428
‫و همینطوری سوزان حالش خوب شد

593
00:40:19,428 --> 00:40:23,450
‫ناگهان زندگی سرشار شد از شانس

594
00:40:29,276 --> 00:40:32,293
‫البته به جز بعضی مسائل غیر منتظره

595
00:40:38,536 --> 00:40:39,836
‫سلام منم

596
00:40:39,836 --> 00:40:41,555
‫- هنوز چیزی پیدا نکردی؟
‫- نه

597
00:40:41,555 --> 00:40:43,736
‫هنوز نه ولی نگران نباش

598
00:40:43,736 --> 00:40:46,756
‫مطمئنم که دارم به یه چیزایی میرسم

599
00:40:54,305 --> 00:40:56,233
‫یه مقدار شامپاین آوردم

600
00:40:56,233 --> 00:40:59,044
‫فکر کردم باید بنوشیم

601
00:40:59,044 --> 00:41:02,063
‫روز بعد دوستای من دور همدیگه جمع شدن

602
00:41:02,063 --> 00:41:04,159
‫تا لباسا و وسایل خصوصی من

603
00:41:04,159 --> 00:41:07,179
‫و آنچه که از زندگی من باقی مانده رو جمع و جور کنن

604
00:41:08,479 --> 00:41:10,702
‫خیلی خوب خانما لیواناتونو بلند کنین

605
00:41:10,702 --> 00:41:12,002
‫به یاد مری آلیس

606
00:41:12,002 --> 00:41:13,931
‫دوست و همسایه خوبمون

607
00:41:13,931 --> 00:41:16,111
‫الهی که هرجا هستی به آرامش رسیده باشی

608
00:41:16,111 --> 00:41:19,131
‫به یاد مری آلیس

609
00:41:25,883 --> 00:41:27,770
‫خوب دیگه بزنیم بریم

610
00:41:27,770 --> 00:41:30,412
‫میگم لباسای مری آلیس رو دیدین؟

611
00:41:30,412 --> 00:41:32,215
‫سایز ۸ آره

612
00:41:32,215 --> 00:41:34,438
‫همیشه به من میگفت سایزش شیشه

613
00:41:34,438 --> 00:41:36,451
‫فکر کنم رازشو که تو کمدش قایم کرده بود پیدا کردیم

614
00:41:36,451 --> 00:41:38,045
‫نه کاملاً ،گابریل عزیز

615
00:41:38,045 --> 00:41:38,967
‫نه کاملاً

616
00:41:38,967 --> 00:41:39,973
‫اون چیه؟

617
00:41:39,973 --> 00:41:42,783
‫یه نامه به آدرس مری آلیس

618
00:41:42,783 --> 00:41:44,293
‫چه جالب

619
00:41:44,293 --> 00:41:46,976
‫اونا چیزی رو که من مدتها سعی کردم به عنوان یه راز نگه دارم

620
00:41:46,976 --> 00:41:49,199
‫همینجوری آسون میگرفتن

621
00:41:49,199 --> 00:41:50,499
‫چیکار میکنی؟ اون نامه خصوصیه

622
00:41:50,499 --> 00:41:53,519
‫آخه بازه چه اهمیتی داره؟

623
00:42:00,481 --> 00:42:04,380
‫می دونم چیکار کردی حالمو به هم میزنی میرم به همه میگم

624
00:42:04,380 --> 00:42:05,597
‫این یعنی چی؟

625
00:42:05,597 --> 00:42:08,322
‫نمیدونم ولی مهر پست رو نگاه کن

626
00:42:08,322 --> 00:42:11,342
‫خدای من همونروزی که خودشو کشته این نامه به دستش رسیده

627
00:42:11,929 --> 00:42:14,498
‫فکر میکنی به خاطر همینه که اون

628
00:42:14,498 --> 00:42:16,818
‫متاسفم دخترا

629
00:42:16,818 --> 00:42:19,760
‫هیچوقت نمیخواستم با این موضوع مزاحمتون بشم

630
00:42:21,956 --> 00:42:24,939
‫مری آلیس تو چیکار کردی؟

