1
00:00:00,500 --> 00:00:02,586
‫آنچه از کدبانوهای سرگشته گذشت...

2
00:00:02,586 --> 00:00:04,296
‫زاک از سیلورکراست فرار کرد

3
00:00:04,296 --> 00:00:05,088
‫گرسنه ای؟

4
00:00:05,088 --> 00:00:05,923
‫گاهی اوقات...

5
00:00:05,923 --> 00:00:07,591
‫اگر کمکی نداشته باشم ،دیوونه می شم

6
00:00:07,591 --> 00:00:09,301
‫از کجا میتونم یه پرستار بچه خوب پیدا کنم؟

7
00:00:09,301 --> 00:00:11,094
‫مهم نیست چقدر سخت تلاش می کنید...

8
00:00:11,094 --> 00:00:12,304
‫اف بی آی . درو باز کنید

9
00:00:12,304 --> 00:00:14,223
‫کارلوس سولیس، من حکم جلب شما رو دارم

10
00:00:14,223 --> 00:00:15,307
‫بعضی مشکلات...

11
00:00:15,307 --> 00:00:16,725
‫من- من متاسفم. و شما؟

12
00:00:16,725 --> 00:00:18,310
‫گرفتم که با میزی گیبون روبرو شدی

13
00:00:18,310 --> 00:00:19,603
‫او یک کابوس شبانه س

14
00:00:19,603 --> 00:00:21,813
‫میزی  دوست داره قلمرو حکومت کوچک خودشو اداره کنه

15
00:00:21,813 --> 00:00:24,024
‫تو از مناسبات جنسیمون راضی نیستی

16
00:00:24,024 --> 00:00:26,944
‫تو از بودن با من اصلاً محظوظ نمیشی ولی به سادگی از بیان خواسته هات  هراس داری

17
00:00:26,944 --> 00:00:29,821
‫نمیتونن به راحتی حل بشن.

18
00:00:36,036 --> 00:00:38,622
‫برای شناختن میزی گیبونز,

19
00:00:38,622 --> 00:00:42,042
‫ابتدا باید بدونید که او بعد از ظهر هاشو چطوری می گذرونه

20
00:00:43,252 --> 00:00:46,546
‫صحبها ی او صرف انجام کارهایی برای امورات شوهرش میشه

21
00:00:46,546 --> 00:00:47,464
‫سلام

22
00:00:47,756 --> 00:00:50,759
‫هنگام غروب وقتشو صرف شستن ظروف و کمک به  مشق و درس میشه

23
00:00:50,759 --> 00:00:53,845
‫اوم،بسیلر خوب.پس ۹ به علاوه ۱...

24
00:00:53,971 --> 00:00:55,847
‫-- 
‫اما عصرهاش

25
00:00:55,847 --> 00:00:59,559
‫خب، همه اوقاتش  صرف گذران با گروهی از مردان میشه

26
00:01:01,853 --> 00:01:03,647
‫مردان نا امید..

27
00:01:03,647 --> 00:01:05,983
‫درک نشده...

28
00:01:05,983 --> 00:01:11,279
‫مردان تنهایی که حاضرند با پرداخت پول کمتر احساس تنهایی کنند

29
00:01:11,863 --> 00:01:14,574
‫و میزی گیبونز مایل که به اونا کمک کنه

30
00:01:14,574 --> 00:01:16,994
‫میزی من همیشه حیرون بودم

31
00:01:16,994 --> 00:01:19,579
‫که آیا کسی از این سرگرمی کوچولوی تو اطلاع نداره؛داره؟

32
00:01:19,579 --> 00:01:20,998
‫منه-امم

33
00:01:21,164 --> 00:01:24,084
‫رازی مثل اینو حفظ کردن سخت نیست؟

34
00:01:24,084 --> 00:01:27,504
‫خب، شاید اگر این فقط راز من بود

35
00:01:27,671 --> 00:01:32,009
‫اما اونجوری که من میبینم،هر مردی که پیش من میاد رازی داره که من حفظش می کنم

36
00:01:32,509 --> 00:01:35,012
‫و من ان قضیه رو کاملاً نشاط آور می یابم

37
00:01:35,804 --> 00:01:37,889
‫چند سال پیش هارولد کارشو از دست داد

38
00:01:37,889 --> 00:01:41,101
‫وما مجبور شدیم عضویتمونو در یک کلوپ ورزشی تفریحی لغو کنیم

39
00:01:42,519 --> 00:01:47,816
‫و بعد یه روز، یکی از دوستان هم باشگاهیم ازم پرسید چرا دیگه ای دور و برا پیدامون نیست

40
00:01:47,816 --> 00:01:51,903
‫و من بهش گفتم که دیگه از پس مخارجش بر نمیام

41
00:01:53,530 --> 00:01:55,699
‫او سرشو تکونی دا یعنی اینکه چیزی نیست

42
00:01:56,324 --> 00:02:02,414
‫اما من در چشمهاش چیزی دیدم ؛ بارقه ای از ترحم

43
00:02:02,622 --> 00:02:04,708
‫شاید فقط او سعی میکرده باهات خوب باشه

44
00:02:05,041 --> 00:02:06,835
‫به هر حال آیا از اینکه به حال کسی

45
00:02:06,835 --> 00:02:08,628
‫متاسف باشی خیلی بده؟

46
00:02:08,920 --> 00:02:12,340
‫خب ، اگه یه چیزی بگن یعنی اینکه
‫درکت میکنن و ازت حمایت میکنن

47
00:02:12,340 --> 00:02:13,550
‫اما وقتی چیزی نمیگن

48
00:02:14,634 --> 00:02:18,221
‫به خاطر اینکه که اونا فکر میکنن تو از دست رفته ای،و هرگز دوباره رو پا وا نمی ایستی

49
00:02:18,221 --> 00:02:19,347
‫درکت میکنم

50
00:02:19,347 --> 00:02:21,349
‫به هرحال چند ماه بعد

51
00:02:21,349 --> 00:02:22,642
‫من سرگرمی کوچولومو شروع کردم

52
00:02:23,935 --> 00:02:26,062
‫و جالبترین رویداد پیش امد

53
00:02:26,563 --> 00:02:29,941
‫شوهر همین زن یکی از پرو پا قرص ترین مشتریام شد

54
00:02:30,233 --> 00:02:31,651
‫واو

55
00:02:33,361 --> 00:02:34,446
‫اوه

56
00:02:35,071 --> 00:02:38,241
‫میشه یه بره کوچولو بشی و از در عقب بری بیرون؟

57
00:02:39,075 --> 00:02:40,243
‫الان قرار بعدیه منه

58
00:02:40,243 --> 00:02:41,244
‫حتماً

59
00:02:41,453 --> 00:02:45,165
‫این شوهر همون زنیه کهراجع بهش صحبت کردم

60
00:02:48,084 --> 00:02:49,377
‫سلام عزیز

61
00:02:49,878 --> 00:02:51,171
‫هی،میزی

62
00:03:33,004 --> 00:03:37,217
‫<font color=#F۶۲B۹۷>Episode ۱۰ :برگرد پیش من</font>

63
00:03:41,012 --> 00:03:45,225
‫هر نمایش اخلاقی نقشهای شخصیتی خودشو داره

64
00:03:45,225 --> 00:03:48,728
‫همیشه یه قربانی بیگناه وجود داره

65
00:03:48,728 --> 00:03:52,524
‫یه آدم شریر حقه باز

66
00:03:52,524 --> 00:03:56,236
‫یک مدعی العموم که به دنبال حقیقته

67
00:03:56,236 --> 00:04:00,240
‫یک رئیس دادگاه که  عدالت رو جاری میکنه

68
00:04:00,240 --> 00:04:04,035
‫و یک وکیل که پول زیادی دریافت کرده

69
00:04:05,161 --> 00:04:10,041
‫این نمایش اخلاقی دریک دادگاه محلی در شهرستان فیر ویو  در حال اجرا شدن بود

70
00:04:10,959 --> 00:04:14,254
‫موضوع دادگاه اطمینان و خیانت بود

71
00:04:14,254 --> 00:04:17,966
‫خب نظر شما در این پرونده راجع به به قید ضمانت آزاد شدن متهم چیه،خانم مکریدی؟

72
00:04:17,966 --> 00:04:20,176
‫عالیجناب ما مخالف آن هستیم

73
00:04:20,176 --> 00:04:24,264
‫شرکت متهم کالا هایی رو وارد می کرده که با نیروی برده بطور غیر قانونی تولید می شده

74
00:04:24,264 --> 00:04:27,767
‫و شزیک کاری وی آقای تاناکا از کشور گریخته

75
00:04:27,767 --> 00:04:31,187
‫و آقای سولیس هم از تحویل پاسپورتش خود داری کرده

76
00:04:31,187 --> 00:04:34,274
‫آقای هارتلی،سگ پاسپورت موکلتونو خورده؟

77
00:04:34,274 --> 00:04:36,276
‫عالیجناب،موقتاً گم شده

78
00:04:36,276 --> 00:04:41,990
‫اما ما ثابت میکنیم که کیشو تاناکا کل عملیات رو اجرا کرده

79
00:04:42,073 --> 00:04:45,702
‫آقای سولیس یک شریک کاری نیست بلکه او فقط یک پیمانکار  استخدام شده است

80
00:04:45,702 --> 00:04:49,080
‫و همچنین من مایلم گوشزد کنم که موکل من تنها نان آور

81
00:04:49,080 --> 00:04:54,002
‫همسر و مادرشه که الان که ما اینجائیم در بیمارستان د رحال کوما به سر میبره

82
00:04:54,002 --> 00:04:57,380
‫پاسپورت رو برای من بیار و آقای سولیس میتونه بره از مادرش عیادت کنه

83
00:04:57,380 --> 00:05:00,884
‫تا اون زمان موکل شما بازداشت و آزادی با قید ضمانت د رکار نیست

84
00:05:00,884 --> 00:05:02,594
‫پرونده بعدی چیه؟

85
00:05:05,889 --> 00:05:08,391
‫شما بهتره اون سبزیاتونو تموم کنین

86
00:05:08,391 --> 00:05:11,394
‫و فکر نکین من نمیتونم ببینم که اونارو زیر ماکارنیاتون مخفی کردین

87
00:05:11,394 --> 00:05:13,313
‫من از این سبزیا بدم میاد

88
00:05:13,313 --> 00:05:17,108
‫که اینطور. اما این سبزیا کمک میکنه شما گنده بشید

89
00:05:17,108 --> 00:05:19,110
‫شما که نمیخواین برا بقیه عمرتون کوتوله بمونین. میخواین؟

90
00:05:19,110 --> 00:05:21,321
‫بیاین،نیگا کنین میدونین ما چی کار میکنیم؟

91
00:05:21,321 --> 00:05:24,407
‫اونارو تو یه ذره پنیر فرو می کنیم

92
00:05:24,407 --> 00:05:25,533
‫حالا بیاین

93
00:05:25,533 --> 00:05:27,035
‫خوب خوشمزه شد

94
00:05:27,035 --> 00:05:28,411
‫- اواه
‫- واخ

95
00:05:28,411 --> 00:05:30,914
‫باشه باشه. برا بقیه عمرتون یک متر و بیست سانت بمونین

96
00:05:30,914 --> 00:05:31,915
‫من که برام مهم نیست

97
00:05:31,915 --> 00:05:33,541
‫خوش شانس باشین دوست دختر پیدا کنین

98
00:05:34,042 --> 00:05:35,335
‫هی،امروز اصلاً نهار خوردی؟

99
00:05:35,335 --> 00:05:36,836
‫میخوام به همش بزنم

100
00:05:36,836 --> 00:05:40,423
‫پسرا تو وضع ناجوری هستن و تو هم تازه داری با امورات آشنا میشی

101
00:05:40,423 --> 00:05:42,759
‫لاینت!الان دو روزه

102
00:05:43,551 --> 00:05:48,848
‫من نمیخوام با غیبت ناگهانیم اونارو وحشت زده بکنم می دونی اونا تو باطنشون خیلی حساسن

103
00:05:51,142 --> 00:05:52,268
‫مشکلی براشون پیش نمیاد

104
00:05:52,268 --> 00:05:53,269
‫حالا برو

105
00:05:53,269 --> 00:05:54,771
‫از اینجا برو بیرون

106
00:05:56,564 --> 00:05:59,150
‫شماره همراهمو داری هر موقع نیاز شد بهم زنگ بزن

107
00:05:59,150 --> 00:06:00,360
‫میزنم

108
00:06:00,360 --> 00:06:02,070
‫باشه

109
00:06:02,070 --> 00:06:06,157
‫شما پسرا بیان اینجا  و مامانو  سه تایی یه بغل گنده بکنین

110
00:06:06,157 --> 00:06:07,367
‫یاله. ووه!

111
00:06:07,367 --> 00:06:09,869
‫۱،۲،۳واوو! برین تو برین تو

112
00:06:09,869 --> 00:06:11,454
‫- مم. باشه
‫- بای

113
00:06:11,454 --> 00:06:13,456
‫- خداحافظ مامان
‫- خداحافظ

114
00:06:13,456 --> 00:06:14,666
‫خداحافظ

115
00:06:14,666 --> 00:06:15,959
‫باشه

116
00:06:19,170 --> 00:06:20,797
‫مراقب دستات باش

117
00:06:20,797 --> 00:06:23,800
‫اوم،میرم بالا غذا بخورم.یه عالمه کار مدرسه دارم

118
00:06:25,176 --> 00:06:27,178
‫چه خبره داری برا زمستونت ذخیره میکنی؟

119
00:06:27,679 --> 00:06:29,180
‫آخه خیلی گرسنه مه

120
00:06:29,180 --> 00:06:30,098
‫مم

121
00:06:30,098 --> 00:06:33,601
‫اوه،امروز با پدر صحبت کرئم. و ظاهراً  او و براندی ممکنه به هم بزنن

122
00:06:33,601 --> 00:06:35,603
‫اوه، چه بد

123
00:06:36,104 --> 00:06:37,397
‫مامان، داری لبخند میزنی

124
00:06:37,397 --> 00:06:38,690
‫من؟

125
00:06:39,482 --> 00:06:42,193
‫به هرحال ، به همین خاطر او این هفته نمیتونه منو ببره

126
00:06:42,193 --> 00:06:45,989
‫لذا من  خونه هستم. شب بخیر

127
00:06:48,324 --> 00:06:51,411
‫اوه، عالی شد. آخر هفته عاشقانه مون رفت رو هوا

128
00:06:52,203 --> 00:06:54,414
‫میتونیم بریم خونه من

129
00:06:54,414 --> 00:06:55,707
‫نه

130
00:06:55,832 --> 00:06:57,709
‫چرا نه؟

131
00:06:58,334 --> 00:07:01,212
‫من فقط -فقط میخوام خیلی با حال باشه

132
00:07:01,212 --> 00:07:02,463
‫و تو خونه من نمیتونه باحال باشه

133
00:07:03,006 --> 00:07:07,427
‫بسیار خوب، میدونم ممکنه به نظر عجیب برسه اما من باید تو خونه خودم باشم تا چیزام در دسترسم باشه

134
00:07:08,428 --> 00:07:09,220
‫چه چیزایی؟

135
00:07:09,220 --> 00:07:14,350
‫عطر و پودر و روغنام، آخه میخوام طوری خودمو بسازم که تو تیکه پارم کنی

136
00:07:14,350 --> 00:07:16,853
‫و به علاوه می خوام کنترل کاملی د ر نور پردازی داشته باشم

137
00:07:17,645 --> 00:07:19,355
‫باشه

138
00:07:19,355 --> 00:07:20,940
‫تا هفته بعد صبر می کنیم

139
00:07:20,940 --> 00:07:23,860
‫تو نازترین مرد هستی

140
00:07:29,157 --> 00:07:31,159
‫بسیار خوب، من نمیتونم تا هفته بعد صبر کنم

141
00:07:31,159 --> 00:07:32,243
‫منم نمیتونم

142
00:07:32,952 --> 00:07:35,872
‫فردا چی که جولی مدرسه س؟
‫اول وقت یه کاری دارم بعدش آزادم

143
00:07:35,872 --> 00:07:40,043
‫اوه،نمیشه.ناشرم برا یه کاری منو تحت فشار گذاشته. جمعه چطوره؟

144
00:07:40,460 --> 00:07:41,753
‫لوله کشی یه ساختمونو دارم

145
00:07:41,753 --> 00:07:44,172
‫مم. کارل لعنتی

146
00:07:44,172 --> 00:07:48,092
‫حالا که دیگه ازش جدا شدم و هیچ ارتباطی باهاش ندارم باعث می شه من از یک سکس حسابی محروم بشم

147
00:07:48,384 --> 00:07:51,471
‫من که نمیتونم برا همیشه تورو تو اتاقم خفی کنم، و...

148
00:07:51,471 --> 00:07:53,473
‫فکر میکنم باید به مادرم بگیم

149
00:07:53,473 --> 00:07:53,890
‫& nbsp;

150
00:07:53,890 --> 00:07:55,892
‫میتونی با اواعتماد کنی، قول میدم

151
00:07:56,392 --> 00:07:58,561
‫تو که به اون چیزایی که بهت گفتم نگفتی،گفتی؟

152
00:07:58,561 --> 00:08:01,397
‫نه،نه،نه،نه. هرگز به هیچ کس چیزی نمیگم

153
00:08:04,067 --> 00:08:04,776
‫چی کار داری میکنی؟

154
00:08:04,776 --> 00:08:06,194
‫نمی خوام برا تو دردسر درست کنم

155
00:08:06,194 --> 00:08:08,988
‫من فقط-فقط دارم میرم

156
00:08:10,198 --> 00:08:12,408
‫زاک. صبر کن. نرو

157
00:08:13,076 --> 00:08:14,994
‫بهش نمیگم

158
00:08:17,080 --> 00:08:18,790
‫قسم میخورم به زودی از اینجا برم

159
00:08:20,583 --> 00:08:22,293
‫یه فکری میکنم، باشه؟

160
00:08:35,598 --> 00:08:36,599
‫سلام

161
00:08:36,599 --> 00:08:38,226
‫چرا تا حالا بیداری؟

162
00:08:38,434 --> 00:08:40,228
‫میخواستم همین سئوالو از تو بپرسم

163
00:08:41,020 --> 00:08:42,438
‫دارم میرم بخوابم

164
00:08:44,524 --> 00:08:46,317
‫ازت نخواسته بودم که به خاطر من بیدار بمونی

165
00:08:47,235 --> 00:08:50,321
‫بدون.من اینجا به عنوان پدر بچه هامون هستم نه شوهرتو

166
00:08:55,827 --> 00:08:57,036
‫چی کار میکنی؟

167
00:08:59,455 --> 00:09:01,040
‫با یه زن بدی؟

168
00:09:03,459 --> 00:09:06,963
‫بهش گفتی که تو زن داری  یا اونقدر هول بودی که تو دیگ حلیم افتادی؟

169
00:09:06,963 --> 00:09:07,964
‫بسیار خوب

170
00:09:08,130 --> 00:09:11,342
‫حتی اگه پیش کسی هم بودم  این حق رو داشتم

171
00:09:11,551 --> 00:09:14,136
‫وقتی قراره از هم جدا بشیم من هر گزینه قابل گزینشی رو دارم

172
00:09:14,136 --> 00:09:16,347
‫گزینه؟ من یه شرکت سهامی نیستم ،رکس

173
00:09:16,347 --> 00:09:18,057
‫- اوه، اونطوری نیست

174
00:09:19,850 --> 00:09:22,645
‫بری ،تو هم تکونی بخور و از اینجا برو بیرون

175
00:09:22,645 --> 00:09:24,146
‫سعی کن با یکی باشی

176
00:09:24,647 --> 00:09:26,566
‫با یکی باشم

177
00:09:26,566 --> 00:09:28,359
‫من دارم بچه های تو رو بزرگ میکنم

178
00:09:28,359 --> 00:09:31,487
‫من فقط دارم زنمو وادار به تکون خوردن میکنم

179
00:09:31,487 --> 00:09:33,155
‫چیزی برای شرمندگی وجود نداره

180
00:09:33,155 --> 00:09:35,575
‫--اوه، پس اینطور.حالا بهت میگم چیه

181
00:09:35,575 --> 00:09:38,869
‫چرا به این زن اسرار آمیز زنگ نمی زنی و دعوتش نمی کنی بیاد اینجا؟

182
00:09:38,869 --> 00:09:42,081
‫من مبل تختخواب شو رو می کشم بیرون و تو میتونی او رو هینجا بیاری

183
00:09:42,081 --> 00:09:45,501
‫آندرو،دانیل،پدرتون می خواد اینجا برامون جنده بازی راه بندازه

184
00:09:45,501 --> 00:09:46,877
‫صداتو بیار پایین

185
00:09:48,796 --> 00:09:51,090
‫چرا؟ مگه احساس خجالت میکنی؟

186
00:09:59,098 --> 00:10:02,602
‫صبح روز بعد با یک سراسیمگی شروع شد

187
00:10:04,520 --> 00:10:09,108
‫هیچ کس نمیدانست مارتا هوبر کجاست و ایدی برت داشت نگران میشد

188
00:10:09,108 --> 00:10:13,112
‫ایدی از نگرانی خوشش نمی اومد چون احساس میکرد پوستشو چروک میندازه

189
00:10:13,112 --> 00:10:20,202
‫گذشته از مسئله صورتش و غیبت خانم هوبر ایدی به صرافت افتاد تا بفهمه اوضاع از چه قراره

190
00:10:23,914 --> 00:10:25,207
‫یائو لین به من گوش کن

191
00:10:25,207 --> 00:10:28,127
‫خیلی مهمه که پاسپورت کارلوسو پیدا کنیم

192
00:10:28,127 --> 00:10:31,339
‫من دفترشو جستجو کردم تو هم برو اتاق خوابو بگرد

193
00:10:32,548 --> 00:10:34,133
‫چیه؟

194
00:10:34,216 --> 00:10:38,637
‫حالا که آقای سولیس تو زندانه،تو چطوری میخوای دستمزد منو بدی؟ من چندتا بچه دارم

195
00:10:39,221 --> 00:10:41,849
‫یائو لین،بچه های تو بیش از بیست سالشونه

196
00:10:44,560 --> 00:10:45,936
‫اگه این باعث میشه تو خفه خون بگیری...

197
00:10:48,147 --> 00:10:49,940
‫بفرما

198
00:10:49,940 --> 00:10:52,360
‫سه هفته پیش

199
00:10:52,360 --> 00:10:54,945
‫اگه اشکالی نداره با بانکت تماس بگیرم؟

200
00:10:54,945 --> 00:10:57,948
‫یائو لین، احمق نباش
‫آدما یه شبه فقیر نمیشن

201
00:11:00,868 --> 00:11:02,745
‫اون ماشین منه.اوه خدای من

202
00:11:06,957 --> 00:11:08,459
‫هی

203
00:11:10,252 --> 00:11:11,170
‫ه یی!

204
00:11:11,170 --> 00:11:12,588
‫چی کار میکنین؟

205
00:11:12,588 --> 00:11:14,465
‫ماشین منو کجا میبرین؟

206
00:11:14,965 --> 00:11:17,259
‫دولت توقیفش کرده .اینم رسیدش

207
00:11:17,259 --> 00:11:19,678
‫هر سئوالی داری به این شماره زنگ بزن

208
00:11:31,899 --> 00:11:34,276
‫اسم خودتونو گذاشتین نقاش اتوموبیل؟

209
00:11:35,402 --> 00:11:37,905
‫تا درست و حسابی رنگش نزدین نمیخوام ببینمش

210
00:11:45,287 --> 00:11:46,997
‫نگرانم که اونا اونجا چی کار میکنن

211
00:11:47,790 --> 00:11:50,793
‫منظورم اینه که کلر دیروز با بچه ها خوب گذروند اما این میتونه فقط یه شانس در شروع کار باشه

212
00:11:50,793 --> 00:11:52,711
‫فکر میکنی باید زنگ بزنم؟ باید بزنم

213
00:11:52,711 --> 00:11:56,423
‫لاینت، برای اولین بار در طی سالها تو بالاخره مقداری وقت آزاد داری

214
00:11:56,423 --> 00:12:00,719
‫و داری اونو با وسواس راجع به بچه ها خراب میکنی

215
00:12:03,806 --> 00:12:05,724
‫آخه من این زنو اصلاً نمیشناسم. یعنی خوب نمیشناسم

216
00:12:05,724 --> 00:12:09,436
‫خب او یه دیپلم در جامعه شناسی داره
‫خب خیلی خوبه .کی دیگه داره؟

217
00:12:09,436 --> 00:12:12,314
‫جور شدن با پسرای من خیلی مشگله
‫اگه او از پسش برنیاد چی؟

218
00:12:12,815 --> 00:12:16,735
‫میدونی اگه این همه واقعاً شک وجودتو گرفته میتونی یه دوریبین مخفی بخری

219
00:12:18,028 --> 00:12:19,321
‫چی، یه دوربین برا کنترل پرستار بچه؟

220
00:12:19,321 --> 00:12:20,531
‫بله

221
00:12:20,531 --> 00:12:23,325
‫آدما وقتی حس کنن کسی مراقبشون نیست هر کاری رو آزادانه میکنن

222
00:12:23,325 --> 00:12:25,035
‫بله

223
00:12:25,035 --> 00:12:25,953
‫& nbsp;

224
00:12:25,953 --> 00:12:29,164
‫من واقعاً فکر نمیکنم بتونم از کلر فیلم بگیرم چونکه این شکستن دیوار اعتماده

225
00:12:29,540 --> 00:12:31,750
‫اعتماد زیادی خوش بینانه س

226
00:12:36,171 --> 00:12:39,842
‫بگذریم.. اوضاع تو و رکس چطوره؟

227
00:12:41,844 --> 00:12:44,263
‫خوبه. چرا اینو میپرسی؟

228
00:12:44,763 --> 00:12:48,559
‫خب .فقط کنجکاو م.چونکه میره و بر میگرده.آیا برگشتنش دلیل رجوع به توئه؟

229
00:12:49,268 --> 00:12:53,355
‫آه،اوضاع ،اوم، پا در هواست

230
00:12:53,355 --> 00:12:56,191
‫هنوز مطمئن نیستم برنامش چیه

231
00:12:56,483 --> 00:12:58,068
‫هاه

232
00:13:00,863 --> 00:13:03,782
‫پس اگه مطمئن نیستی او برای مسالحه پیش قدم میشه چرا رختاشو اطو میکنی؟

233
00:13:04,867 --> 00:13:07,786
‫چونکه ایمان دارم او برمیگرده

234
00:13:08,203 --> 00:13:10,205
‫و کار صحیحو انجام خواهد داد

235
00:13:10,998 --> 00:13:12,791
‫خوبه

236
00:13:13,584 --> 00:13:15,586
‫خوبه که به آدما ایمان داشته باشیم

237
00:13:15,586 --> 00:13:17,212
‫بله

238
00:13:18,005 --> 00:13:20,215
‫اما من هنوز میخام اون دوربینو بخرم

239
00:13:45,616 --> 00:13:46,033
‫سلام؟

240
00:13:46,033 --> 00:13:46,825
‫- مایک؟
‫- بله؟

241
00:13:46,825 --> 00:13:47,826
‫اجاقم خاموش شده

242
00:13:47,826 --> 00:13:48,619
‫مم-همم

243
00:13:48,619 --> 00:13:51,246
‫بیا اینجا کمکم کن فندکمو پیدا کنم

244
00:13:55,417 --> 00:13:57,836
‫Al green's "here I am (come and take me)"

245
00:13:57,836 --> 00:14:01,632
‫Laying all my troubles down

246
00:14:02,758 --> 00:14:05,052
‫here I am, baby

247
00:14:05,052 --> 00:14:07,054
‫come and take me

248
00:14:07,054 --> 00:14:10,349
‫here I am, baby

249
00:14:10,349 --> 00:14:12,351
‫ooh, come and take me

250
00:14:12,351 --> 00:14:14,645
‫take me by the hand

251
00:14:14,645 --> 00:14:17,147
‫ooh, yeah, show me

252
00:14:17,147 --> 00:14:21,068
‫here I am, baby

253
00:14:24,446 --> 00:14:26,657
‫آآه!

254
00:14:29,284 --> 00:14:31,078
‫اوه،شمعا،شمعا

255
00:14:34,289 --> 00:14:36,458
‫Here I am, baby

256
00:14:36,458 --> 00:14:38,460
‫come and take me,

257
00:14:38,460 --> 00:14:41,880
‫here I am, baby

258
00:14:41,880 --> 00:14:43,590
‫come and take me

259
00:14:43,590 --> 00:14:46,176
‫Take me by the hand

260
00:14:48,971 --> 00:14:51,390
‫here I am, baby

261
00:14:56,311 --> 00:14:58,897
‫مایک،توئی؟

262
00:14:59,982 --> 00:15:01,900
‫من این بالام

263
00:15:02,401 --> 00:15:07,406
‫I can always call you

264
00:15:07,406 --> 00:15:10,325
‫for a helpin' hand

265
00:15:12,494 --> 00:15:14,913
‫I know you'll do the best you can

266
00:15:14,913 --> 00:15:15,914
‫[بیا بالا...]

267
00:15:17,124 --> 00:15:21,336
‫but it don't take much from me

268
00:15:25,716 --> 00:15:27,217
‫مایک؟

269
00:15:28,135 --> 00:15:32,431
‫Oh, there's love inside me

270
00:15:32,431 --> 00:15:36,351
‫I believe there's going to be an explosion

271
00:15:36,351 --> 00:15:39,646
‫yeah, yeah, whoo-hoo

272
00:15:39,646 --> 00:15:41,440
‫it's tough for me,

273
00:15:41,440 --> 00:15:43,358
‫oh, yeah

274
00:15:56,371 --> 00:15:58,457
‫آه!

275
00:15:58,457 --> 00:15:59,666
‫اوه،خدای من

276
00:15:59,666 --> 00:16:01,251
‫چه خبره اینجا؟

277
00:16:01,251 --> 00:16:03,962
‫خیلی متاسفم. فکر کردم یکی تو خونه س

278
00:16:03,962 --> 00:16:05,380
‫برا همین لباساتو در آوردی؟

279
00:16:05,380 --> 00:16:08,175
‫نه،لباسامو قبلاً در آورده بودم می خواستم برا تو عشوه بیام و اغوات کنم

280
00:16:08,675 --> 00:16:09,384
‫اینجوری که ما اغوا نشدیم

281
00:16:09,384 --> 00:16:11,762
‫اوه،ببخشید. حالت خوبه؟

282
00:16:12,262 --> 00:16:13,680
‫خوب...

283
00:16:18,769 --> 00:16:20,395
‫خواهش میکنم عصبانی نشید

284
00:16:24,900 --> 00:16:26,401
‫هی چطورید

285
00:16:30,572 --> 00:16:32,074
‫زاک

286
00:16:32,074 --> 00:16:33,992
‫اینجا چی کار میکنی؟

287
00:16:42,709 --> 00:16:47,714
‫بعداً در اون روز  موقعی که کلیر بچه ها رو برده  بیرون تا با دادن بستنی به اونها برای آروم کردنشون یه جورایی سیم پیچیشون بکنه

288
00:16:48,507 --> 00:16:52,594
‫لاینت هم داشت برا خودش یه جور سیم پیچی تعبیه می کرد

289
00:17:32,259 --> 00:17:34,970
‫نه،تو نمیتونی این کارو بکنی. تو نمیتونی زاک رو برگردونی

290
00:17:34,970 --> 00:17:37,848
‫جولی،من چی کار دیگه میتونم بکنم؟ زاک نمیتونه اینجا بمونه

291
00:17:38,056 --> 00:17:40,350
‫پدرش اونو به یه مرکز روانی فرستاده

292
00:17:40,350 --> 00:17:43,854
‫در واقع  بهش مرکز توان بخشی می گن

293
00:17:47,274 --> 00:17:48,650
‫تو چی فکر میکنی؟

294
00:17:48,650 --> 00:17:51,987
‫پاول پدرشه.این حق رو داره که بدونه پسرش خوبه

295
00:17:52,070 --> 00:17:55,490
‫و اگه بفهمه که شما اورو مخفی کردین ممکنه تو درد سر زیادی بیفتین

296
00:17:55,991 --> 00:17:57,659
‫درست میگه

297
00:17:57,784 --> 00:17:59,161
‫متاسفم بچه ها

298
00:17:59,161 --> 00:18:00,495
‫مامان. خواهش میکنم اینکارو نکن

299
00:18:00,495 --> 00:18:02,164
‫-- اگه میدونستی زاک چه بلاهایی سرش اومده

300
00:18:02,164 --> 00:18:05,876
‫جولی،جولی،اشکالی نداره من طوریم نمیشه

301
00:18:11,006 --> 00:18:13,300
‫من،اوه،برش میگردونم پس شما دوتا میتونید...

302
00:18:13,300 --> 00:18:17,387
‫-- گوش کن،اگه پائول زاک رو ببینه و از کوره در بره

303
00:18:17,387 --> 00:18:19,097
‫من فوراً برش میگردونم

304
00:18:19,097 --> 00:18:20,390
‫ممنون

305
00:18:28,398 --> 00:18:31,693
‫خانم جوان،لازمه راجع به کاری که کردی با هم صحبت کنیم

306
00:18:31,693 --> 00:18:34,613
‫من اصلاً الان حال  و حوصله حرف زدن با تو رو ندارم

307
00:18:44,331 --> 00:18:47,542
‫اوه،گوش کن زاک...

308
00:18:48,043 --> 00:18:51,421
‫اگر اوضاع واقعاً بد شد...

309
00:18:51,922 --> 00:18:53,840
‫شماره همراه من رو اینه

310
00:18:54,341 --> 00:18:57,844
‫به من زنگ بزن... هر موقع

311
00:18:59,220 --> 00:19:00,847
‫ممنون

312
00:19:09,648 --> 00:19:11,232
‫اوه،شکر خدا

313
00:19:17,864 --> 00:19:18,740
‫-- چطوری شما...

314
00:19:18,740 --> 00:19:20,367
‫بعداً راجع بهش حرف میزنیم

315
00:19:22,577 --> 00:19:24,579
‫یادت باشه ،هر زمانی

316
00:19:41,763 --> 00:19:43,682
‫شنیدم برگشتی خونه

317
00:19:43,682 --> 00:19:46,976
‫بله،من-من مجبور شدم.ما--با آندرو یه کم مشکل داشتیم

318
00:19:48,103 --> 00:19:49,479
‫نهایتاً میزنم به چاک

319
00:19:49,479 --> 00:19:51,272
‫گردنبند مروارید یا خار دار؟

320
00:19:51,272 --> 00:19:52,691
‫انتخاب با خودت

321
00:19:52,691 --> 00:19:53,983
‫میدونی من چی فکر میکنم؟

322
00:19:53,983 --> 00:19:55,110
‫همم؟

323
00:19:55,110 --> 00:19:57,112
‫تو واقعا نمیخوای اورو ترک کنی

324
00:19:57,112 --> 00:19:58,488
‫لطفاً منو تجزیه روانشناسی نکن

325
00:19:58,488 --> 00:19:59,614
‫خب،تو هنوز او رو دوست داری

326
00:19:59,614 --> 00:20:00,907
‫من هرگز نگفتم ندارم

327
00:20:00,907 --> 00:20:01,700
‫پس چرا طلاق؟

328
00:20:01,700 --> 00:20:03,785
‫حالا تو داری ما دو تا بچه دیونه رو تشویق می کنی با هم کنار بیایم؟

329
00:20:03,785 --> 00:20:05,120
‫هی

330
00:20:08,915 --> 00:20:10,208
‫تو منو میشناسی

331
00:20:10,208 --> 00:20:12,794
‫من قلباً آدم عاشق پیشه ای هستم

332
00:20:13,420 --> 00:20:15,713
‫روسری یا دستبند؟

333
00:20:16,506 --> 00:20:18,425
‫با خودت

334
00:20:19,426 --> 00:20:22,929
‫حتی اگه راهی پیدا میکردم تا بتونم با این رفتارای وسواسیش کنار بیام

335
00:20:22,929 --> 00:20:24,722
‫این فقط تنها مشکل زندگی ما نیست

336
00:20:24,722 --> 00:20:27,809
‫تو که میدونی . من نیازهای خاصی دارم

337
00:20:28,726 --> 00:20:31,813
‫چکمه یا پاشنه بلند؟

338
00:20:32,647 --> 00:20:35,233
‫پاشنه بلند ...لطفاً

339
00:20:40,029 --> 00:20:43,741
‫چرا بهش نمیگی نیازات چیه؟

340
00:20:43,950 --> 00:20:45,952
‫بهش بگو چی میخوای

341
00:20:45,952 --> 00:20:47,954
‫چونکه او زیر بار نمیره

342
00:20:47,954 --> 00:20:51,249
‫که اینطور؟ منم زیر بار خیلی چیزایی که ازم خواستی نرفتم

343
00:20:51,249 --> 00:20:52,834
‫بله. اون فرق می کنه

344
00:20:53,460 --> 00:20:55,837
‫واکنشهای منفی تو برام مهم نیست

345
00:21:01,468 --> 00:21:03,261
‫رکس...

346
00:21:03,261 --> 00:21:05,472
‫برا یان کار قبولم داری؟

347
00:21:05,472 --> 00:21:08,850
‫گاهی وقتی کسانی رو دوست داری

348
00:21:10,059 --> 00:21:12,854
‫آماده هستی که برای اونا فداکاری کنی

349
00:21:13,271 --> 00:21:14,856
‫-- عشق یا شهوت

350
00:21:14,856 --> 00:21:17,066
‫انتخاب  سختی پیش روست

351
00:21:17,066 --> 00:21:18,985
‫بله . همینطوره

352
00:21:21,362 --> 00:21:23,698
‫حالا باید بهت اخطار بدم

353
00:21:23,698 --> 00:21:26,492
‫این کا رممکنه یه کمی بهت صدمه بزنه

354
00:21:28,995 --> 00:21:30,705
‫آه!

355
00:21:36,085 --> 00:21:37,879
‫چطوری میتونم بدون یه ماشین زندگی کنم؟

356
00:21:38,713 --> 00:21:42,508
‫باشه،گابریل،گوش کن تاناکا هنوز خرش میره . اونا میخوان کارلوسو مجبور کنن تا به او ضربه بزنه

357
00:21:42,508 --> 00:21:44,510
‫پس این راهیی تا کارلوسو تحت فشار بزارن

358
00:21:44,510 --> 00:21:47,305
‫حالا ،من حدس میزنم هنوز کارشون تموم نشده

359
00:21:47,305 --> 00:21:48,306
‫چرا؟

360
00:21:48,306 --> 00:21:50,099
‫چه چیز دیگه ای میتونن از ما مصادره  کنن؟

361
00:21:50,099 --> 00:21:51,726
‫واضحاً خیلی چیزای دیگه

362
00:21:51,726 --> 00:21:55,313
‫به نظر عادلانه میاد که اونا حتی فکر کنن از این طریق میتونن به منافع نامشروع کارلوس برسن

363
00:21:55,313 --> 00:21:59,817
‫نه،نه،نه،،نه بعضی از این خرت و پرتا مال خودمه،موقعی که مدل بودم،حتی قبل از آشنایی با کارلوس

364
00:22:00,318 --> 00:22:01,402
‫اینو میبینی؟

365
00:22:01,402 --> 00:22:04,530
‫کاستا بودا. زمانی که اولین موفقیتم رو تثبیت میکردم خریدمش

366
00:22:04,530 --> 00:22:08,618
‫این یکی--- براش هشت ساعت تمام روی یه سکو سخت ایستادم تا ازم   یه نقاشی با مایو دو تیکه بکشن

367
00:22:08,618 --> 00:22:09,619
‫احساستو میفهمم

368
00:22:09,619 --> 00:22:11,120
‫نه، تو نمیفهمی

369
00:22:11,120 --> 00:22:14,332
‫من تو کثافت وول زدم تا این چیزا رو دست وپا کردم

370
00:22:14,332 --> 00:22:16,751
‫و هیچ کس حق نداره اونا رو از من بگیره

371
00:22:16,751 --> 00:22:18,920
‫پس پیشنهاد میکنم خودت یه جای خوب برا مخفی کردنشون پیدا کن

372
00:22:18,920 --> 00:22:20,838
‫چیزی رو که نمیتونن پیدا کنن نمیتونن بگیرن

373
00:22:22,340 --> 00:22:25,259
‫اوه،اگه میتونی اون پاسپورت رو هم پیدا کنی ،اوضاع بهتر میشه

374
00:22:30,932 --> 00:22:33,059
‫- اوه،سلام،گابریل
‫-سلام

375
00:22:33,059 --> 00:22:34,268
‫چی با خودت داری؟

376
00:22:34,268 --> 00:22:39,148
‫ظروف چینیم. میدونم تو همیشه عاشق اونا بودی، و فکر کردم شاید بخوای برا یه مدتی اونارو ازم قرض بگیری

377
00:22:40,566 --> 00:22:43,569
‫اوه.خب،اوم، ملاحظه و لطف تو رو میرسونه

378
00:22:43,569 --> 00:22:47,365
‫این بگم،اوم،میتونم یه چیزایی رو تو گاراژ تون جا بدم؟

379
00:22:47,365 --> 00:22:49,659
‫حتماً. چرا نتونی،اوه،فردا میاریشون؟

380
00:22:49,659 --> 00:22:51,369
‫زودتر بهتر از دیرتره،درسته؟

381
00:23:31,617 --> 00:23:32,994
‫اوه

382
00:23:32,994 --> 00:23:34,996
‫اوه

383
00:23:34,996 --> 00:23:36,414
‫مم

384
00:23:36,414 --> 00:23:37,707
‫آها

385
00:23:37,707 --> 00:23:39,208
‫درست مثل...

386
00:23:39,208 --> 00:23:40,126
‫یاله الآن..

387
00:23:40,126 --> 00:23:43,421
‫بله!آه

388
00:23:47,633 --> 00:23:49,010
‫رکس؟

389
00:23:49,510 --> 00:23:50,845
‫رکس؟

390
00:23:52,221 --> 00:23:53,931
‫رکس؟!

391
00:23:58,644 --> 00:24:01,856
‫یه آمبولانس میخوام. همین الان

392
00:24:01,856 --> 00:24:04,025
‫اوه

393
00:24:18,539 --> 00:24:20,166
‫سلام؟

394
00:24:20,166 --> 00:24:22,251
‫بله خودم هستم

395
00:24:22,251 --> 00:24:24,462
‫بله،شوهرمه

396
00:24:30,676 --> 00:24:34,889
‫اوم،ببخشید . میخوام رکس ون د کمپ رو ببینم.ظاهراً یه حمله قلبی داشته

397
00:24:34,889 --> 00:24:35,765
‫-- مطمئن نیستم

398
00:24:35,765 --> 00:24:38,559
‫الان دارن برا جراحی آمادش میکنن
‫باید صبر کنید...

399
00:24:38,559 --> 00:24:41,270
‫میشه حداقل منو یه کم در جریان وضعش بزارید؟ آخه من همسرشم

400
00:24:41,395 --> 00:24:42,480
‫شما همسرشید؟

401
00:24:42,480 --> 00:24:44,190
‫بله. چطور مگه؟

402
00:24:44,190 --> 00:24:46,484
‫هیچی. راجع به یه مریضه دیگه فکر میکردم

403
00:24:46,484 --> 00:24:48,694
‫بزارید دکتر رو صدا بزنم

404
00:24:57,203 --> 00:24:59,789
‫[رکس ون د کمپ]

405
00:24:59,789 --> 00:25:01,290
‫[میزی گیبونز]

406
00:25:10,299 --> 00:25:16,305
‫زمانی که کلیر داشت آماده میشد بره بخوابه، نمیدونست که جای دیگه ای در خانه اسکاو

407
00:25:16,305 --> 00:25:21,519
‫روزی که او الان تمومش کرده بود تازه دوباره داشت شروع میشد

408
00:25:24,605 --> 00:25:29,610
‫سگ ابیه، سگ توله آبیه

409
00:25:29,610 --> 00:25:33,239
‫لاینت  وقتی دید کلیر کارشو خوب انجام میده ،آروم گرفت

410
00:25:43,833 --> 00:25:45,334
‫اما با دیدن بیشتر...

411
00:25:45,334 --> 00:25:46,627
‫بیائید سه تایی منو یه بغل گنده کنید

412
00:25:46,627 --> 00:25:49,130
‫این ذهنیت برای لاینت پیدا شد...

413
00:25:51,632 --> 00:25:56,137
‫کلیر دیگه داره کارشو یه کمی زیادی خوب انجام میده

414
00:26:15,281 --> 00:26:17,283
‫اینا شمعایی که قرض گرفتم

415
00:26:18,576 --> 00:26:20,077
‫ممنون

416
00:26:21,162 --> 00:26:23,998
‫اگه اجازه بدی میخوام کتاب بخونم...

417
00:26:23,998 --> 00:26:28,794
‫بعد از کارایی که کردی  نمیتونم باورکنم از دست من عصبانی هم باشی

418
00:26:29,587 --> 00:26:32,798
‫من به زاک گفتم میتونه به تو اعتماد کنه و تو  او  رو تحویل دادی

419
00:26:32,798 --> 00:26:35,801
‫بله،خب،یه کسی باید مسئول میبود چه خوشت بیاد چه نیاد

420
00:26:35,801 --> 00:26:38,596
‫من گواهی تولدی دارم که میگه من مادرتم

421
00:26:39,513 --> 00:26:40,890
‫از چه زمانی؟

422
00:26:40,890 --> 00:26:42,183
‫چه معنایی از این حرفت باید توقع داشته باشم؟

423
00:26:42,183 --> 00:26:45,519
‫از  زمانی که پدر ما رو ترک کرد،اگر مادری این دور و برا بوده ، اون من بودم

424
00:26:46,020 --> 00:26:47,188
‫جولی

425
00:26:49,398 --> 00:26:54,195
‫یادت میاد بعد از طلاق اون موقع که تو یه هفته مریض بود یو تو بستر و من بهت التماس می کردم چیزی بخوری؟

426
00:26:55,404 --> 00:26:56,113
‫-- بله، اما

427
00:26:56,113 --> 00:26:59,617
‫و برای هفته ها من مجبور بودم خونه رو تمیز کنم ،مجبور بودم مطمئن بشم صورتحسابا پرداخت میشه

428
00:26:59,617 --> 00:27:01,702
‫من حتی مجبور شدم یکبار قرار دکترموعقب بندازم

429
00:27:01,702 --> 00:27:04,121
‫من از اون به بعد در وضعیت بدی قرارداشتم

430
00:27:04,121 --> 00:27:05,831
‫هنوز م ادامه داره

431
00:27:05,831 --> 00:27:09,710
‫و حالا که من به کمک و حمایت احتیاج دارم تو تصمیم میگری مادر بودنتو به رخم بکشی؟

432
00:27:09,710 --> 00:27:11,921
‫من مجبور بودم زاک رو برگردونم

433
00:27:11,921 --> 00:27:14,048
‫برامون دردسر زیادی درست میشد

434
00:27:14,048 --> 00:27:16,050
‫بله،خب،الان زاک آدمیه که براش درد سر زیادی درست شده

435
00:27:16,050 --> 00:27:18,636
‫تو او رو پیش مردی فرستادی که ازش متنفره

436
00:27:26,644 --> 00:27:32,149
‫همانطور که گابریل  گستره خالی میحط تازه خود را زیر نظر داشت

437
00:27:32,149 --> 00:27:38,239
‫-- با تعجب دریافت که تنها چیزی که او را واقعاً دلتنگ میکنه

438
00:27:39,073 --> 00:27:41,242
‫فقدان شوهرشه

439
00:27:49,667 --> 00:27:52,086
‫خانم سولیس ما حکمی داریم که  وارد خونه شما بشیم

440
00:27:52,086 --> 00:27:58,259
‫و هر چیزی رو که متوجه شدیم بطور غیر قانونی بدست آومده رو ضبط کنیم

441
00:28:02,680 --> 00:28:04,598
‫ما خونه  شلوغی نداریم

442
00:28:06,183 --> 00:28:10,187
‫بسیار خوب،"هاروی،لاکپشت پرنده" این کتاب جالبی نیست

443
00:28:10,187 --> 00:28:11,272
‫کلیر کجاست؟

444
00:28:11,272 --> 00:28:12,982
‫من این بعد از ظهر رو بهش مرخصی دادم

445
00:28:12,982 --> 00:28:14,108
‫کی می خواد صفحه رو ورق بزنه؟

446
00:28:14,108 --> 00:28:15,109
‫مریضه؟

447
00:28:15,109 --> 00:28:18,404
‫نه، او خوبه. من فقط می خواستم ما همگی روز رو با هم بگذرونیم، میدونید؟

448
00:28:18,404 --> 00:28:20,698
‫مثل سابق که عادت داشتیم. بیاین

449
00:28:20,698 --> 00:28:23,117
‫روزی روزگاری یک لاکپشت جوان بود بنام هاروی

450
00:28:23,117 --> 00:28:25,494
‫هر روز ،هاروی به بقیه لاکپشتا می گفت

451
00:28:25,494 --> 00:28:28,706
‫یه روز من میخوام از این جزیره پرواز کنم . برم دنیا رو ببینم

452
00:28:28,706 --> 00:28:31,792
‫بقیه لاکپشتا خندیدند و گفتند : لاکپشتا نمیتونن پرواز کنن

453
00:28:31,792 --> 00:28:34,503
‫اووه، از اینجا به بعدش خوب میشه،هاه؟

454
00:28:36,505 --> 00:28:38,215
‫موضوع چیه؟

455
00:28:38,215 --> 00:28:41,927
‫وقتی کلیر میخونه،صداهای بامزه از خودش در میاره

456
00:28:43,303 --> 00:28:45,222
‫اینکارو بکنم الان؟

457
00:28:45,222 --> 00:28:46,306
‫باشه

458
00:28:46,807 --> 00:28:50,936
‫هاروی از اینکه لاکپشتا بهش میخندن خوشش نیومد برا همین بهشون گفت

459
00:28:50,936 --> 00:28:55,232
‫بهتون نشون میدم. یه روز از هر پرنده ای بالاتر پرواز میکنم

460
00:28:55,232 --> 00:28:57,526
‫اینجوری بامزه نیست

461
00:28:57,651 --> 00:29:00,029
‫بله؟ خب،من فقط دارم گرم میشم تا بامزه تر بشم

462
00:29:00,029 --> 00:29:05,951
‫بعد برونو لاکپشت بد بزرگ هاروی رو برد بالای صخره و اونوپرت کرد و بلند اعلام کرد

463
00:29:05,951 --> 00:29:11,957
‫خب حالا میبینیم که آیا تو میتونی پرواز کنی
‫یا بمیر یا پرواز کن. بمیر یا پرواز کن

464
00:29:11,957 --> 00:29:14,251
‫کلیر کی بر میگرده؟

465
00:29:18,047 --> 00:29:19,965
‫ناخونات چی شده؟

466
00:29:21,175 --> 00:29:25,971
‫اوه،من--من همه اثاثیه رو جابجا کردم تا از مصادره شدنشون جلوگیری کنم

467
00:29:27,056 --> 00:29:29,850
‫تو رو که تو این وضع میبینم دلم میخواد بمیرم

468
00:29:30,851 --> 00:29:32,478
‫دستا رو میز

469
00:29:36,482 --> 00:29:39,067
‫تقصیر تو نیست .تو کار اشتباهی نکردی

470
00:29:39,568 --> 00:29:43,280
‫من مراقب همه چی هستم تا خودت برگردی و همه چی رو بدست بگیری

471
00:29:43,280 --> 00:29:46,283
‫و خیلی زود تو بر میگردی

472
00:29:46,366 --> 00:29:49,703
‫صادقانه بگم ،نمیدونستم تو چطوری میتونی با اوضاع کنار بیای

473
00:29:50,704 --> 00:29:52,998
‫میدونستم تو یه زن قوی هستی ،اما هیچ دیدگاهی نداشتم

474
00:29:53,791 --> 00:29:55,584
‫تو همسر خوبی هستی ،گابی

475
00:29:55,584 --> 00:29:57,294
‫یه شریک واقعی زندگی

476
00:29:58,295 --> 00:30:01,298
‫اوه،کارلوس، من تورو خیلی زیاد دوست دارم

477
00:30:01,298 --> 00:30:06,094
‫من باید اون خونه رو با همه اثاثیه با ارزشش  در اختیارشون میزاشتم تا دست از سر ما بردارن

478
00:30:06,094 --> 00:30:08,305
‫و تو  تو خونه با من باشی

479
00:30:08,305 --> 00:30:10,599
‫الان این فکر خیلی به نظر قشنگ میاد

480
00:30:11,725 --> 00:30:13,894
‫من میخوام الان شوهرمو ببوسم

481
00:30:13,894 --> 00:30:15,896
‫دستا روی میز

482
00:30:22,611 --> 00:30:26,114
‫یه صفحه کاذب پشت دیوار گنجه من وجود داره

483
00:30:26,114 --> 00:30:29,826
‫پاسپورتم اونجاست،با یه سری کاغذ

484
00:30:29,826 --> 00:30:34,623
‫پاسپورتو بده وکیل و کاغذا رو بسوزون

485
00:30:48,845 --> 00:30:52,057
‫کارلوس، میدونستی تاناکا داشته چی کار میکرده؟

486
00:30:53,934 --> 00:30:58,647
‫فقط کاغذا رو...بسوزون

487
00:31:09,950 --> 00:31:11,159
‫هی،لاینت

488
00:31:11,159 --> 00:31:14,663
‫شده بود مارتا هوبر یه کلید یدکی خونه شو پیش تو بزاره؟

489
00:31:14,663 --> 00:31:15,664
‫نه

490
00:31:15,664 --> 00:31:16,873
‫اوه

491
00:31:16,873 --> 00:31:19,084
‫راستی میدونی کجاست؟چند روزیه ندیدمش

492
00:31:19,084 --> 00:31:20,377
‫منم ندیدمش

493
00:31:20,377 --> 00:31:22,462
‫آنقدر سریع منو از خونش پرت کرد بیرون که لپتاپمو فراموش کردم

494
00:31:22,462 --> 00:31:26,466
‫به علاوه مقداری خرت و پرت دیگم دارم که نمیخوام کس دیگه ای اونارو ببینه

495
00:31:27,301 --> 00:31:30,804
‫اوه،خوبه...موفق باشی با این مشکلت

496
00:31:34,391 --> 00:31:36,685
‫میدونی،خیلیم بد حال به نظر نمی آی

497
00:31:37,102 --> 00:31:39,604
‫با اون لشکر کوچولوت چی کار کردی؟

498
00:31:39,604 --> 00:31:41,898
‫اونا با پرستار بچه جدید هستن

499
00:31:41,898 --> 00:31:45,986
‫واو،پرستار بچه شخصی خودت؟ دارندگی و برازندگی

500
00:31:47,321 --> 00:31:49,990
‫خب،باور کن،همه چیز به این شسته رفتگی هم نیست

501
00:31:49,990 --> 00:31:51,116
‫میدونی،مادرای ما باهوش بودن

502
00:31:51,116 --> 00:31:56,413
‫اونا برای ما پرستار بچه نمیگرفتن یا ما رو مهد کودک نمیزاشتن چونکه میدونستن اگه این کارو بکنن،ما میفهمیم

503
00:31:56,413 --> 00:32:01,126
‫که بیرون از خونه زنایی هستن که مادرای بهتری از اونا میشن

504
00:32:01,126 --> 00:32:05,422
‫میدنی من برا یه مدتی یه پرستار بچه داشتم که منو بزرگ می کرد--خانم مونتز

505
00:32:05,422 --> 00:32:06,923
‫تو یه دایه داشتی؟

506
00:32:06,923 --> 00:32:11,219
‫خب ،در واقع او بیشتر شبیه یک مدد کار اجتماعی بود که از طرف دادگاه تعیین شده بود

507
00:32:11,219 --> 00:32:12,846
‫مادر من وقت کمی داشت

508
00:32:12,846 --> 00:32:16,641
‫او یه جورایی مریضه بوربون(نوعی شراب)و بلند کردن جنس از مغازه ها بود

509
00:32:16,641 --> 00:32:18,935
‫اوه،متاسفم

510
00:32:18,935 --> 00:32:21,646
‫اوه،مونتز یه آدم سختگیر بی شفقت بد

511
00:32:21,646 --> 00:32:25,650
‫در واقع ،او چنان مقرراتی خشک بود که وقتی مادرم عفو مشروط گرفت

512
00:32:25,650 --> 00:32:28,028
‫من واقعاً از دیدنش خیلی خوشحال شدم

513
00:32:28,028 --> 00:32:29,946
‫واقعاً؟

514
00:32:30,238 --> 00:32:31,364
‫بله

515
00:32:31,364 --> 00:32:33,950
‫مادرم با همه بدیاش از اون بهتر بود

516
00:32:33,950 --> 00:32:34,743
‫هاه

517
00:32:34,743 --> 00:32:36,453
‫بگذریم ،باید برم کلید پیدا کنم

518
00:32:36,453 --> 00:32:37,746
‫- بعداً میبینمت
‫- بای

519
00:32:40,957 --> 00:32:43,376
‫اول برا کمکت در مورد زاک ممنونم

520
00:32:43,376 --> 00:32:45,170
‫اوه،خوشحال شدم کمکت کردم

521
00:32:45,170 --> 00:32:46,880
‫امیدوارم وضعیت او روبراه بشه

522
00:32:46,880 --> 00:32:50,383
‫او یه کم غیر عادیه،اما به نظر میاد بچه خوبیه

523
00:32:50,383 --> 00:32:51,551
‫بله

524
00:32:53,553 --> 00:32:56,181
‫خب جولی با این مسئله چطوری برخورد کرده؟

525
00:32:56,681 --> 00:32:58,767
‫نه خوب

526
00:32:58,975 --> 00:33:01,770
‫او من متهم کرده که مادر خوبی نبودم

527
00:33:01,770 --> 00:33:03,563
‫اوه، تو یه مادر عالی هستی

528
00:33:03,563 --> 00:33:07,567
‫راستش،یه جورایی درست میگه

529
00:33:08,276 --> 00:33:12,405
‫بعد از طلاقم،من خیلی کارا رو به او تحمیل کردم

530
00:33:12,405 --> 00:33:14,074
‫چیز عادیه

531
00:33:14,574 --> 00:33:18,495
‫و هنوز هم این کارو دارم میکنم

532
00:33:19,496 --> 00:33:24,292
‫من فقط میخوام کسی باشه که باهاش راجع به مسائل زندگیم صحبت کنم و او هست

533
00:33:24,292 --> 00:33:28,713
‫و او مثل یه آدم بزرگ عمل میکنه . من فراموش کردم که او ۱۳ سالشه

534
00:33:28,922 --> 00:33:32,425
‫خب،اخبار خوب اینه که از حالا به بعد

535
00:33:32,425 --> 00:33:37,931
‫هر موقع خواستی راجع به مسائل آدم بزرگا با کسی حرف بزنی،منو  داری

536
00:33:43,019 --> 00:33:45,438
‫خب من نمیتونم راجع به همه چیز با تو صحبت کنم

537
00:33:45,438 --> 00:33:46,731
‫اوه

538
00:33:47,524 --> 00:33:53,530
‫اگه میخواستم راجع به لرزش بزرگی که یه لوله کش که اون طرف خیابون زندگی میکنه تو قلبم ایجاد کرده بگم چی؟

539
00:33:54,114 --> 00:33:55,824
‫لرزش بزرگ،هاه؟

540
00:33:55,824 --> 00:33:57,117
‫آها،بله

541
00:33:57,117 --> 00:33:59,536
‫واو،باید بیشتر به من گفته باشی

542
00:34:00,328 --> 00:34:06,042
‫خب،اوم... او لبخندی رو لباشه که براش میمیرم

543
00:34:06,626 --> 00:34:10,130
‫و منو مجبور نکن راجع به خال کوبیش شروع کنم

544
00:34:14,759 --> 00:34:16,469
‫ممنون

545
00:34:25,979 --> 00:34:27,772
‫اوه،بری

546
00:34:28,064 --> 00:34:30,483
‫منو- متعجب  کردی

547
00:34:30,984 --> 00:34:32,861
‫اگه دوست داری بیا تو؟

548
00:34:33,069 --> 00:34:35,488
‫خب،بستگی داره

549
00:34:35,780 --> 00:34:38,575
‫آیا تو با شوهر من سرو سری داری؟

550
00:34:44,998 --> 00:34:47,167
‫یک کم بیشتر سیب زمینی میخوای؟

551
00:34:47,167 --> 00:34:49,377
‫قبلاً اینو ازم پرسیدی

552
00:34:50,170 --> 00:34:51,588
‫ماسفم

553
00:34:51,796 --> 00:34:53,381
‫خیالم راحت شد تو سالمی،من،آه...

554
00:34:53,381 --> 00:34:56,009
‫من رک وصریح صحبت نمیکنم

555
00:34:56,009 --> 00:34:59,012
‫آیا اون به ان معنی که خیال نداری دوباره منو بفرستی به سیلور کراست؟

556
00:34:59,012 --> 00:35:00,180
‫تو باید درک کنی

557
00:35:00,180 --> 00:35:05,018
‫رفتار تو،خشونت،تعرض به خونه ون د کمپ

558
00:35:05,810 --> 00:35:08,605
‫من اصلاً نمیدونستم تو چه کار دیگه ای ممکن بود بکنی

559
00:35:08,605 --> 00:35:10,815
‫میتونستی ازم سئوال کنی

560
00:35:11,816 --> 00:35:13,401
‫خب...

561
00:35:14,819 --> 00:35:17,197
‫من چیزهایی رو به یاد می آوردم..

562
00:35:19,115 --> 00:35:21,618
‫چیزهایی از زمان کودکیم

563
00:35:25,830 --> 00:35:27,123
‫چه چیزایی؟

564
00:35:27,123 --> 00:35:29,542
‫چیزای دردناک

565
00:35:29,542 --> 00:35:31,336
‫زاک، به من گوش کن

566
00:35:31,711 --> 00:35:34,130
‫گاهی اصلاً خوب نیست به گذشته بر گردیم

567
00:35:34,130 --> 00:35:35,715
‫اما من نمیتونم جلوشو بگیرم

568
00:35:35,715 --> 00:35:38,426
‫این تصاویر مرتب به سر من هجوم میارن

569
00:35:38,426 --> 00:35:41,429
‫خب،پس باید یه راهی پیدا کنی تا اونا رو دوباره به عقب بزنی

570
00:35:45,725 --> 00:35:47,060
‫باشه

571
00:35:50,355 --> 00:35:52,649
‫سیب زمینی بیشتر

572
00:35:53,358 --> 00:35:55,443
‫بله خواهش میکنم

573
00:36:05,370 --> 00:36:07,747
‫مطمئن باش همه چیز قشنگ میشه اگه زندگی مون حالت عادی پیدا کنه

574
00:36:14,754 --> 00:36:19,467
‫تو باید بدونی که رکس هنوز دوستت داره...

575
00:36:19,884 --> 00:36:21,469
‫خیلی زیاد

576
00:36:23,096 --> 00:36:24,681
‫او اینو گفت؟

577
00:36:24,681 --> 00:36:26,599
‫بله

578
00:36:30,270 --> 00:36:32,897
‫پس چرا اینقدر ناراحته؟

579
00:36:33,690 --> 00:36:37,402
‫او نیازهای خاصی داره و میترسه راجع به اونا با تو صحبت کنه

580
00:36:37,485 --> 00:36:39,612
‫نیازها--مثل...

581
00:36:39,612 --> 00:36:41,406
‫نیازهای جنسی؟

582
00:36:41,406 --> 00:36:43,283
‫بله

583
00:36:44,409 --> 00:36:47,412
‫و آیا تو اون نیازها رو برآورده کردی؟

584
00:36:54,419 --> 00:36:56,129
‫متوجه شدم

585
00:37:00,800 --> 00:37:03,136
‫میدونی تو زن بیشرمی هستی که به این راحتی ،

586
00:37:03,136 --> 00:37:07,015
‫زنی رو که با شوهرش خوابیدی به خونت راه دادی و باهاش حرف میزنی

587
00:37:07,015 --> 00:37:10,518
‫اگر به هر کسی در این محله اینو میگفتم دیگه هیچ کس با تو حرفی نمی زد

588
00:37:10,518 --> 00:37:12,812
‫تو اینو حتی به یک روح هم نمیگی

589
00:37:13,438 --> 00:37:18,151
‫بله ،تو ممکنه از من متنفر باشی، اما تو باید خیلی بیشتر از تحقیر شدن متنفر باشی

590
00:37:18,151 --> 00:37:20,320
‫اوه، من از تومتنفر نیستم ،میزی

591
00:37:21,446 --> 00:37:23,531
‫من دلم به حالت میسوزه

592
00:37:29,329 --> 00:37:30,246
‫سلام

593
00:37:30,246 --> 00:37:32,040
‫اوه،هی،لینت. الان داری میری بیرون؟

594
00:37:32,040 --> 00:37:33,249
‫آها

595
00:37:33,249 --> 00:37:37,837
‫- اوم،دیر میام خونه،پس مثل همیشه کمی خواب نیمروز، و

596
00:37:37,837 --> 00:37:40,548
‫میدونم، ساعت پنج به بعد هم شیرینی بهشون ندم. فهمیدم

597
00:37:40,548 --> 00:37:42,175
‫تو بهترینی

598
00:37:43,551 --> 00:37:45,345
‫اوه، یه چیز دیگه

599
00:37:45,345 --> 00:37:48,181
‫از آنجائیکه پسرا برا شامشون هاتداگ با نون ذرت دارن

600
00:37:48,181 --> 00:37:51,267
‫مایلم مطمئن بشی باهاش سبزی هم می خورن

601
00:37:54,687 --> 00:37:55,980
‫کلم وحشی؟

602
00:37:55,980 --> 00:37:57,774
‫اون آهن زیادی داره

603
00:37:58,274 --> 00:37:59,692
‫میخوام مطمئن بشم اونا بشقاباشون تا آخر پاک میکنن؟

604
00:37:59,692 --> 00:38:00,860
‫مسئله ای نیست

605
00:38:00,860 --> 00:38:04,280
‫من این کلک کوچولو رو دارم که بهشون میزنم
‫سبزی رو لای پنیر قایم میکنم

606
00:38:04,280 --> 00:38:06,783
‫اووه،عجب ناقلایی هستی

607
00:38:12,789 --> 00:38:20,505
‫اون شب لینت نشست تا  فیلم سال خودش رو که شخصاً برای راحتی خیالش تهیه میکرد ببینه

608
00:38:22,006 --> 00:38:24,801
‫شما بچه ها لازمه که کلم وحشی تونو بخورین

609
00:38:24,801 --> 00:38:26,010
‫کلم وحشی!

610
00:38:26,010 --> 00:38:29,597
‫من اینو نمیخوام

611
00:38:29,597 --> 00:38:32,100
‫هی!بله،تو میخوای

612
00:38:32,308 --> 00:38:34,519
‫شما بچه ها، اونا رو پرت نکین--هی!

613
00:38:34,519 --> 00:38:36,104
‫هی،بس کنین

614
00:38:36,104 --> 00:38:39,899
‫نکنین--آو! بچه ها، بس کنین!

615
00:38:39,899 --> 00:38:44,237
‫اینا رو به من پرت نکین، شما بچه ها! بس کنید

616
00:38:56,541 --> 00:38:58,042
‫هی

617
00:39:01,754 --> 00:39:03,548
‫هی

618
00:39:04,924 --> 00:39:07,343
‫حدس می زنم عمل کردن،ها؟

619
00:39:13,641 --> 00:39:15,852
‫معلومه که عمل کردن

620
00:39:17,270 --> 00:39:19,355
‫چطور بود؟

621
00:39:20,648 --> 00:39:22,650
‫خوب پیش رفت

622
00:39:22,859 --> 00:39:25,862
‫جراح میگه که تو به خوبی یه آدم نو می شی

623
00:39:30,449 --> 00:39:32,660
‫به نظر میاد گریه کردی

624
00:39:32,660 --> 00:39:34,954
‫کردم

625
00:39:38,374 --> 00:39:41,085
‫من خیلی ترسیده بودم که نکنه توبمیری

626
00:39:41,085 --> 00:39:43,963
‫خیلی چیزا وجود داره که من فرصت گفتنشو به تو پیدا نکردم

627
00:39:47,675 --> 00:39:49,969
‫متاسفم که تو رو اینقدر نگران کردم

628
00:39:49,969 --> 00:39:51,888
‫طوری نیست

629
00:39:52,305 --> 00:39:54,390
‫الان چطوری ،رکس؟

630
00:39:54,390 --> 00:39:57,685
‫اونقدر قوی هستی تا چیزایی رو که لازمه بهت بگم  گوش بدی؟

631
00:40:00,104 --> 00:40:01,689
‫حتماً عزیزم

632
00:40:08,404 --> 00:40:10,990
‫میدونم که هنوز منو دوست داری

633
00:40:15,119 --> 00:40:17,121
‫میزی بهم گفت

634
00:40:19,624 --> 00:40:21,208
‫او گفت؟

635
00:40:26,923 --> 00:40:29,425
‫از این لحظه،رکس

636
00:40:29,425 --> 00:40:32,428
‫من دیگه همسر تو نیستم

637
00:40:32,428 --> 00:40:40,853
‫تصمیم دارم برم و کینه جو ترین وکیل رو پیدا کنم اونوقت به کمک او دوتایی دل و روده تو رو بیرون میریزیم

638
00:40:41,354 --> 00:40:43,648
‫تصمیم  دارم هر چی پول داری ازت بکشم بیرون

639
00:40:43,648 --> 00:40:45,524
‫خانواده تو

640
00:40:45,524 --> 00:40:48,235
‫و منزلتتو

641
00:40:48,653 --> 00:40:50,363
‫میشنوی چی میگم؟

642
00:40:50,363 --> 00:40:51,155
‫-- بری

643
00:40:51,155 --> 00:40:56,243
‫و من از اینکه بدونم تو هنوز منو دوست داری تیره پشتم میلرزه

644
00:40:57,453 --> 00:41:00,873
‫چونکه چیزی که میخوام برای تو پیش بیاد...

645
00:41:02,875 --> 00:41:07,672
‫بزرگترین زجری که برای یک انسان متصوره

646
00:41:11,967 --> 00:41:16,263
‫من خیلی خوشحالم که تو نمردی و این فرصت و به من دادی که اینارو بهت بگم

647
00:41:37,410 --> 00:41:40,913
‫اعتماد مقوله ای شکننده س

648
00:41:42,915 --> 00:41:43,916
‫خداحافظ بچه ها

649
00:41:43,916 --> 00:41:46,585
‫- خداحافظ مامان،خداحافظ مامان
‫- خداحافظ مامی

650
00:41:46,585 --> 00:41:51,215
‫زمانی که بدست میاد،برای ما آزادی بی حد و حصری به ارمغان میاره

651
00:41:53,926 --> 00:41:59,515
‫اما زمانی که از دست میره،غیر ممکنه که دوباره برگرده

652
00:42:00,724 --> 00:42:01,934
‫[گروه وکلای خانواده سولمون،ویلر و هاس]

653
00:42:02,935 --> 00:42:05,229
‫البته حقیقت اینه که

654
00:42:05,229 --> 00:42:09,233
‫ما هرگز نمیدونیم به کی میتونیم اعتماد کنیم

655
00:42:14,238 --> 00:42:18,325
‫اونهایی که به ما خیلی نزدیکن میتونن بهمون خیانت  کنن

656
00:42:21,453 --> 00:42:23,038
‫پلیس. د ر رو باز کنین

657
00:42:23,038 --> 00:42:27,626
‫و اونایی که کاملاً با ما غریبه هستن میتونن به نجات ما بیان

658
00:42:29,128 --> 00:42:30,629
‫در آخر

659
00:42:30,629 --> 00:42:35,259
‫بیشتر مردم متقاعد میشن که فقط به خودشون اعتماد کنن

660
00:42:35,968 --> 00:42:40,139
‫و این ساده ترین راهی است

661
00:42:40,139 --> 00:42:43,267
‫که ما را از سوختن در لهیب زمانه حفظ میکند

662
00:42:43,559 --> 00:42:48,564
‫ترجمه به فارسی:dr_hanaj@yahoo.com

