1
00:00:00,083 --> 00:00:01,585
‫آنچه از "کدبانوهای سرگشته"گذشت...

2
00:00:01,585 --> 00:00:04,213
‫من  فقط دارم سعی میکنم یه تکونی به زندگی م بدم

3
00:00:04,296 --> 00:00:06,215
‫آیا تو با شوهر من سرو سری داری؟

4
00:00:06,215 --> 00:00:08,091
‫سوء ظن به تراژدی ختم شد

5
00:00:08,091 --> 00:00:11,094
‫من اومدم اینجا  رکس ون د کمپ رو ببینم
‫ظاهراً دچا رحمله قلبی شده است

6
00:00:11,094 --> 00:00:11,929
‫اعتماد...

7
00:00:11,929 --> 00:00:13,430
‫وقتی میبینم تورو تو این وضع گرفتار کردم دلم میخاد بمیرم

8
00:00:13,430 --> 00:00:14,515
‫بر صحنه دادگاه ظاهر شد

9
00:00:14,515 --> 00:00:17,226
‫پاسپورتو برا من بیار و آقای سولیس میتونه بره از مادرش عیادت کنه

10
00:00:17,226 --> 00:00:18,227
‫و شوهر قبلی

11
00:00:18,227 --> 00:00:20,020
‫تو خانواده تو زیر پا گذاشتی

12
00:00:20,020 --> 00:00:21,230
‫جایگزین شد

13
00:00:21,230 --> 00:00:24,816
‫او رفته اونجا تا خودشو پرت کنه تو بغل یکی بنام مایک دلفینو

14
00:00:24,816 --> 00:00:26,109
‫و هر کسی

15
00:00:26,109 --> 00:00:28,737
‫واو،دایه شخصی خودت؟ دارندگی و برازندگی

16
00:00:28,737 --> 00:00:32,324
‫وارد ماجرایی شده بود که تعرض به کله ها از اون جمله بود

17
00:00:37,037 --> 00:00:42,251
‫ایدی بریت هرگز نتونسته بود بفهمه چرا هیچ دوست مونثی نداره

18
00:00:43,126 --> 00:00:47,256
‫البته او همیشه تلاش کرده بود به مردم بفهمونه که نیازی به این نداره

19
00:00:47,840 --> 00:00:49,633
‫اما حقیقت این بود که

20
00:00:49,633 --> 00:00:53,846
‫این قضیه که به نظر میرسید زنان دیگه از او خوششون  نمیاد اورو آزار میداد

21
00:00:55,055 --> 00:00:57,057
‫حتی بعد از اومدن به ویستریا لین

22
00:00:57,057 --> 00:00:59,142
‫اوه،مواظب باشین. توش شکستنیه

23
00:00:59,142 --> 00:01:03,647
‫ایدی نمیتونست بفهمه چرا همسایه هاش از او فاصله میگیرن

24
00:01:06,567 --> 00:01:09,778
‫و بعد با مارتا هوبر آشنا شد

25
00:01:09,778 --> 00:01:10,571
‫سلام

26
00:01:10,571 --> 00:01:15,158
‫در عرض پنج دقیق مارتا هوبر نیش و کنایه و ادا اصولشو در باره پوشش و لباس ایدی آغاز کرد

27
00:01:15,158 --> 00:01:16,076
‫نه

28
00:01:16,076 --> 00:01:21,582
‫در واقع ،هر زمانی که با هم بودن  خانم هوبر او رو سرزنش و تحقیر میکرد

29
00:01:21,582 --> 00:01:25,169
‫او آرایش ایدی رو دست آویز قرار میداد و کلی مسخره ش میکرد

30
00:01:26,086 --> 00:01:28,589
‫با این سلیقه اش نسبت به مردا

31
00:01:28,589 --> 00:01:34,511
‫بله،مارتا هوبر ممکن بود خشن و بد برخورد باشه و خیلی رک گو

32
00:01:34,678 --> 00:01:42,311
‫اما ایدی اهمیت نمی داد چونکه او اولین دوست واقعی ایدی بریت  بود که تاکنون داشت

33
00:01:43,103 --> 00:01:47,399
‫اما اکنون مارتا هوبر گم شده بود
‫او بی هیچ رد پایی ناپدید شده بود

34
00:01:47,399 --> 00:01:52,696
‫و ایدی از اینکه به بازگشت او احساس نیاز میکرد،دست پاچه و شرمنده نبود

35
00:01:53,405 --> 00:01:55,032
‫ایدی؟

36
00:01:55,032 --> 00:01:56,116
‫بله

37
00:01:56,116 --> 00:01:58,035
‫من فلیشیا تیلمن هستم

38
00:01:58,410 --> 00:01:59,620
‫خواهر مارتا

39
00:01:59,620 --> 00:02:01,205
‫واقعاً؟

40
00:02:01,622 --> 00:02:02,915
‫چی شده؟

41
00:02:03,332 --> 00:02:07,336
‫اوه،چیزی نشده.مارتا همیشه میگفت که شما دوتا چقدر به هم شبیهید

42
00:02:07,544 --> 00:02:09,838
‫من اصلاً به شباهت فامیلی بهایی نمیدم

43
00:02:09,838 --> 00:02:13,133
‫اونجاست. فقط یه کم طول میکشه تا شباهت آشکار بشه

44
00:02:15,719 --> 00:02:17,429
‫آیا شما کلید ورود به خونه رو دارین؟

45
00:02:17,429 --> 00:02:22,559
‫دارم .بعد از اونکه پلیس در رو باز کرد اونا این کلید موقتو گذاشتن

46
00:02:22,559 --> 00:02:25,854
‫اوه،و به هرحال همسایه ها حدود ظهر میان

47
00:02:25,854 --> 00:02:28,565
‫ما تصمیم داریم سازماند هی کنیم و گروههای جستجو راه بندازیم

48
00:02:29,733 --> 00:02:31,068
‫کلید؟

49
00:02:31,068 --> 00:02:32,569
‫اوه ،بله

50
00:02:32,945 --> 00:02:36,156
‫میدونی،من میتونم تصور کنم چقدر شما ممکنه نگران باشید

51
00:02:36,156 --> 00:02:38,075
‫من اصلاً نگران نیستم ،ایدی

52
00:02:38,075 --> 00:02:42,246
‫مارتا و من خیلی به هم وابسته بودیم و در بیشتر مسائل اولیه با هم  یه جورارتباط  راه دور داشتیم

53
00:02:42,246 --> 00:02:47,084
‫و چند سال پیش این احساس  رو در درونم حس کردم

54
00:02:47,084 --> 00:02:50,170
‫اولین بار که این احساس بر من غلبه کرد در یافتم که باید اتفاقی برای خواهرم روی داده باشد

55
00:02:50,170 --> 00:02:53,382
‫و بعد وقتی طبق معمول به دیدنم نیومد

56
00:02:53,382 --> 00:02:56,593
‫خب،اون موقع دونستم که او مرده

57
00:02:56,593 --> 00:02:59,596
‫اوه،عزیزم ،نه تو نبیاد اینطور فکر کنی

58
00:02:59,596 --> 00:03:01,098
‫مارتا فقط گم شده

59
00:03:01,098 --> 00:03:04,977
‫نه، ایدی ،اون مرده

60
00:03:04,977 --> 00:03:10,899
‫اما او خواهر منه و من میخوام بدونم دقیقاً چه بلایی سرش اومده

61
00:03:11,775 --> 00:03:16,488
‫ببین،فلیشیا. طبیعیه که آدم وقتی کسی رو که دوست داره  از دست میده به هم بریزه

62
00:03:16,905 --> 00:03:18,490
‫کسی رو که دوست داره؟

63
00:03:18,490 --> 00:03:22,411
‫اوه،ایدی. بزار صریح باشم

64
00:03:22,786 --> 00:03:25,414
‫من از مارتا متنفر بودم

65
00:03:25,789 --> 00:03:30,919
‫او یه زن خوک صفت پست بود و روزی که او مرد این دنیا جای بهتری برای زیستن شد

66
00:03:31,211 --> 00:03:37,009
‫اینجا بود که ایدی بالاخره معنی شباهت فامیلی رو در یافت

67
00:04:16,048 --> 00:04:20,260
‫قسمت۱۱:تکونی بخور

68
00:04:21,845 --> 00:04:24,264
‫خانم هوبر گم شده بود

69
00:04:24,264 --> 00:04:30,854
‫این عبارت کلمه به کلمه در سراسرویستریا لین منعکس شد طوری که همه ساکنین دور و نزدیک از آن با خبر شدند

70
00:04:30,854 --> 00:04:33,982
‫تا ظهر تعداد زیادی از همسایه ها جمع شدند

71
00:04:33,982 --> 00:04:36,068
‫بعضی هااومدند تا داوطلب بشن

72
00:04:36,068 --> 00:04:38,070
‫بعضی ها برای بیان همدردی

73
00:04:38,070 --> 00:04:42,699
‫و بعضی ها اومدند تا بفهمن پلیس دقیقاً چه چیزایی میدونه

74
00:04:42,783 --> 00:04:45,202
‫و چی نمیدونه

75
00:04:45,702 --> 00:04:47,871
‫پس لازمه که اعلامیه هارو رو پخش  کنید

76
00:04:47,871 --> 00:04:52,000
‫اونهارو تو مراکز خرید،پارک و هر جای دیگه ای که خانم هوبر ممکنه دیده شده باشه نصب کنید

77
00:04:52,292 --> 00:04:55,504
‫بایستی در این کا رشتاب کنیم. زمان خیلی اهمیت داره

78
00:04:56,296 --> 00:04:58,090
‫ایدی،مایلی چیزی بگی؟

79
00:04:59,299 --> 00:05:03,387
‫به نیابت از طرف مارتا و خواهرش فلیشیا

80
00:05:04,513 --> 00:05:07,307
‫مایلم از همتون که امروز اینجا جمع شدید تشکر کنم

81
00:05:07,724 --> 00:05:11,895
‫میدونید آخرین صحبتهای من با مارتا از روی خشم بود

82
00:05:12,729 --> 00:05:15,732
‫و من هرگز خودمو به خاطر چیزایی که بهش گفتم نمی بخشم

83
00:05:16,400 --> 00:05:19,528
‫من شبا بیدار میمونم و بهش فکر میکنم

84
00:05:26,326 --> 00:05:29,746
‫من نمی دونم او چطور این کارو کرد ،اما ایدی جوری ترتیب داد که کلهم خودش مطرح بشه

85
00:05:29,746 --> 00:05:32,040
‫او دختر با استعدادیه،ایدی ما

86
00:05:32,040 --> 00:05:34,543
‫کسی با بری صحبت کرده؟ رکس چطوره؟

87
00:05:34,543 --> 00:05:36,420
‫او امروز او رو از بیمارستان به خونه میاره

88
00:05:36,420 --> 00:05:39,631
‫عجیبه،نمیدونم چطور او با این سن کمش حمله قلبی پیدا کرد

89
00:05:39,756 --> 00:05:41,925
‫هی،خواهر خانم هوبر یه جورایی مرموز نیست؟

90
00:05:41,925 --> 00:05:43,135
‫درسته

91
00:05:43,135 --> 00:05:46,054
‫یه جوری راجه به خانم هوبر صحبت می کرد که انگار از الان او رو مرده میدونه

92
00:05:46,054 --> 00:05:47,264
‫فکر نمی کنی او...

93
00:05:47,264 --> 00:05:50,267
‫اوه،نه. من مطمئنم او خوبه
‫ما داریم راجع به خانم هوبر حرف می زنیم

94
00:05:50,267 --> 00:05:52,352
‫او مثل سگ صدتا جون داره

95
00:05:52,561 --> 00:05:57,858
‫من فقط خواستم بدونید هر کسی در ویستریا لین دعا میکنه خواهرتون سالم برگرده

96
00:05:58,942 --> 00:06:01,778
‫اوه، من جداً به این گفتتون شک  دارم

97
00:06:08,452 --> 00:06:10,662
‫منظورت چیه؟تو نمیخوای ازش مواظبت کنی؟

98
00:06:10,662 --> 00:06:13,582
‫پدر امروز مرخص می شه
‫اونیاز به جایی  داره تا بهبودی کامل پیدا کنه

99
00:06:13,582 --> 00:06:17,377
‫خب، پس  یمتونه به یه متل بره
‫چونکه بهش اجازه نمیدم به خونه من برگرده

100
00:06:17,586 --> 00:06:19,671
‫من فکر میکردم شما دوتا با هم کنار اومدید. موضوع چیه؟

101
00:06:19,671 --> 00:06:21,298
‫هر چی هست...

102
00:06:21,798 --> 00:06:23,467
‫بین من وپدرته

103
00:06:23,467 --> 00:06:24,968
‫تو خیلی خود خواهی

104
00:06:24,968 --> 00:06:27,888
‫میدونی منتظر روزی هستم  و اون روز رو بوضوح میبینم که تو رو ببرم تو خونه سالمندان بزارمت

105
00:06:27,888 --> 00:06:29,681
‫متأسفم که تو رو نا امید میکنم ،آندرو

106
00:06:29,681 --> 00:06:32,392
‫اما من تصمیم دارم با یه لخته خون سکته کنم و جوون بمیرم

107
00:06:32,392 --> 00:06:35,103
‫بله،باشه،ما هم برات کف میزنیم و شادی میکنیم اما ممکنه اینقدر خوش شانس نباشی

108
00:06:35,103 --> 00:06:35,979
‫آندرو

109
00:06:35,979 --> 00:06:37,814
‫میخوای ببینی تا چه مدت میتونم خشممو در درونم خفه کنم؟

110
00:06:37,814 --> 00:06:40,400
‫ادامه بده و پدرمو به حال خودش رها کن چونکه من بهت قول میدم، تو پشیمان خواهی شد

111
00:06:40,400 --> 00:06:42,611
‫تو اگه میدونستی جریان چیه هرگز این حرفو نمی زدی

112
00:06:42,986 --> 00:06:44,112
‫چه جریانی؟

113
00:06:44,112 --> 00:06:48,492
‫خب،یاله،به من بگو. چونکه دوست دارم بدونم پدرم چه کرده که اینقدر برای تو درد ناک بوده

114
00:06:50,619 --> 00:06:53,622
‫بسیار خوب،من  میپذیرم بیاد خونه اما بعد از اون

115
00:06:53,622 --> 00:06:56,917
‫پدرت میتونه بره به جهنم تا خیالم راحت بشه

116
00:06:59,711 --> 00:07:02,631
‫ما شبیه سایر خانواده ها نیستیم. هستیم؟

117
00:07:03,131 --> 00:07:06,134
‫نه،نیستیم

118
00:07:06,718 --> 00:07:09,638
‫گابریل،تقصیر من نیست که حسابای بانکیت مسدود شده

119
00:07:09,638 --> 00:07:11,932
‫من نگفتم تقصیر توئه ،فقط دارم میگن درستش کن

120
00:07:11,932 --> 00:07:15,727
‫خب کاش میتونستم. اما بر و بچه های دادگستری خیلی همکاری نمی کنن

121
00:07:15,727 --> 00:07:17,020
‫من داره پولم تموم میشه

122
00:07:17,020 --> 00:07:19,439
‫تا چند هفته دیگه باید کاسه گدایی دستم بگیرم

123
00:07:19,439 --> 00:07:21,233
‫چرا به چند تا از جواهراتت دست نمی زنی؟

124
00:07:21,233 --> 00:07:25,237
‫خیلی چیزا هست که تو هرگز به خودت ننداختی و اغلبشون هم زشتن

125
00:07:25,737 --> 00:07:28,156
‫تو یه دستشویی نداری بری بسابیش؟

126
00:07:28,657 --> 00:07:31,451
‫من الان از کارلوس خیلی عصبانیم

127
00:07:31,451 --> 00:07:34,955
‫چی او فکر میکرده،کالاهایی رو صادر می کرده که با نیروی کار برده ساخته میشده؟

128
00:07:34,955 --> 00:07:37,166
‫چرا او نمیتونست مثل بقیه کلابردارای  یقه سفید کار درست بی دردسر پول به جیب بزنه؟

129
00:07:37,166 --> 00:07:40,377
‫همه دادگستری میخوان مطمئن بشن کارلوس ا زمملکت نزنه به چاک

130
00:07:40,377 --> 00:07:42,254
‫حالا اگه به قید کفالت آزاد بشه

131
00:07:42,254 --> 00:07:47,676
‫میتونم قانعشون کنم که او برای زندگی به پول نیاز داره . احتمال داره اونا یکی از حسابای کوچکترشو آزاد کنن

132
00:07:47,676 --> 00:07:50,262
‫اما تا پاسپورتو بهشون تحویل ندیم اورو به قید ضمانت آزاد نمی کنن

133
00:07:50,262 --> 00:07:51,972
‫دقیقاً

134
00:07:52,055 --> 00:07:54,266
‫تا حالا پیداش نکردی،کردی؟

135
00:07:54,766 --> 00:07:58,896
‫گابریل بدون هیچ سئوالی میحواست سبک و سیاق قدیمی زندگیش برگرده

136
00:07:58,896 --> 00:08:03,984
‫اما میخواست کارلوس هم به خاطر عملکرد خبطش  بیشتر از این آزار ببینه

137
00:08:05,569 --> 00:08:07,196
‫هنوز دارم میگردم

138
00:08:07,196 --> 00:08:10,908
‫خب، در این صورت ممکنه بخای دنبال یه شغل برا خودت بگردی

139
00:08:14,912 --> 00:08:16,205
‫پس من واقعاً اوقات خوبی داشتم

140
00:08:16,205 --> 00:08:17,915
‫بله،شرط میبندم داشتی

141
00:08:22,294 --> 00:08:23,795
‫فهمیدم

142
00:08:24,588 --> 00:08:26,006
‫هی،الان زمان بدیه؟

143
00:08:26,006 --> 00:08:27,508
‫برای تو؟ البته که بده

144
00:08:27,508 --> 00:08:29,801
‫جالبه. مسائل مالیاتی. به امضا ت نیاز دارم

145
00:08:29,801 --> 00:08:31,303
‫ما بیش از یک ساله که طلاق گرفتیم

146
00:08:31,303 --> 00:08:33,013
‫سال ۲۰۰۳

147
00:08:33,013 --> 00:08:36,308
‫خب، خواهش میکنم، بفرما تو

148
00:08:36,517 --> 00:08:40,521
‫آه،مایک فکر نمیکنم بطور رسمی با شوهر سابقم کارل مایر آشنا شده باشی

149
00:08:40,521 --> 00:08:41,939
‫اوه، هی. مایک دلفینو

150
00:08:41,939 --> 00:08:44,316
‫درسته. لوله کش

151
00:08:44,816 --> 00:08:50,822
‫بله،برا این شیر واشر درستی ندارم پس الان میرم اونطرف خیابون و یه دونه گیر میارم

152
00:08:53,617 --> 00:08:55,118
‫به نظر سر حال میاد

153
00:08:55,118 --> 00:08:57,329
‫بله سرحاله

154
00:08:58,121 --> 00:08:59,748
‫چی رو میخوای برات امضا کنم؟

155
00:08:59,748 --> 00:09:02,459
‫اوه،بزا ببینم

156
00:09:02,543 --> 00:09:05,045
‫گذشته از این،جولی راجع به طرحهای روز تولدش به من گفت

157
00:09:05,045 --> 00:09:07,631
‫بله، ما خیال داریم به یه رستوران پایین شهر بریم

158
00:09:07,631 --> 00:09:10,259
‫یه آدم که پیانو میزنه و یک مایک سرحال

159
00:09:10,259 --> 00:09:13,136
‫جولی یه تعدادی از دوست دختراشو با هم جمع کرده و همه با هم یه شب خوبی رو میگذرونیم

160
00:09:13,136 --> 00:09:15,347
‫جولی دوست داره بخونه. خیلی قشنگ میشه

161
00:09:15,347 --> 00:09:16,348
‫اینم از این

162
00:09:16,348 --> 00:09:17,140
‫خوب شد

163
00:09:17,140 --> 00:09:19,142
‫به براندی سلام برسون

164
00:09:19,268 --> 00:09:21,270
‫در واقع،آه....

165
00:09:21,353 --> 00:09:23,272
‫ما دیگه با هم نیستیم

166
00:09:23,272 --> 00:09:24,273
‫نیستین؟

167
00:09:24,273 --> 00:09:25,065
‫چی شد؟

168
00:09:25,065 --> 00:09:28,151
‫مچشو تو رختخواب با یه مرتیکه دیگه گرفتم

169
00:09:29,361 --> 00:09:32,072
‫رودر بایستی نکن. رقص شادیتو بکن.بگو تو حقته

170
00:09:32,072 --> 00:09:35,993
‫نه، نه،واقعاً . من-من متاسفم که اینطوری شده. من متاسفم

171
00:09:41,165 --> 00:09:42,583
‫اوه...

172
00:09:42,583 --> 00:09:45,586
‫واقعاً الان برا من خیلی سخت میگذره

173
00:09:45,878 --> 00:09:47,796
‫ممنون

174
00:09:55,512 --> 00:10:00,017
‫سعی کن عکسای قدیمی رو پاره کنی به بهتر شدنت کمک میکنه

175
00:10:02,519 --> 00:10:04,605
‫خب،این آخر هفته خوش بگذره

176
00:10:04,605 --> 00:10:06,523
‫از اوضاع احوال جشن با خبرم کن

177
00:10:07,316 --> 00:10:09,109
‫کارل...

178
00:10:09,109 --> 00:10:12,029
‫می خوا ی تو هم بیای؟

179
00:10:16,325 --> 00:10:18,535
‫سوزان...

180
00:10:19,703 --> 00:10:21,622
‫تو بهترینی.

181
00:10:21,622 --> 00:10:26,335
‫اوه،خب...بله، من بهترینم،نیستم؟

182
00:10:33,217 --> 00:10:35,636
‫میدونی، اگه قراره یه آبگرمکن بخریم باید راجع بهش صحبت کنیم

183
00:10:35,636 --> 00:10:37,846
‫فردا میتونیم بریم به مرکز خرید. اونجا یه فروشگاه هست

184
00:10:37,846 --> 00:10:39,723
‫میتونیم راجع به این فردا صحبت کنیم؟

185
00:10:39,723 --> 00:10:41,725
‫خب، من فقط میخوام کارامو برنامه ریزی کنم

186
00:10:41,725 --> 00:10:44,436
‫خواهش میکنم عزیزم. من خیلی خسته م

187
00:10:46,063 --> 00:10:47,564
‫باشه

188
00:10:57,866 --> 00:10:59,076
‫- عزیزم؟
‫- همم؟

189
00:10:59,076 --> 00:11:01,161
‫قهوه سازو تنظیم کردی؟

190
00:11:01,161 --> 00:11:03,247
‫اوه،نه

191
00:11:03,247 --> 00:11:07,251
‫میئونی چیه؟ فردا صبح این کارو میکنم. قول میدم،زود بلند شم و این کارو بکنم

192
00:11:07,251 --> 00:11:09,753
‫- تام...
‫- مم

193
00:11:09,753 --> 00:11:13,382
‫تام...تنبل خان

194
00:11:15,759 --> 00:11:17,594
‫ممنون

195
00:11:17,594 --> 00:11:19,471
‫بله

196
00:11:49,418 --> 00:11:50,627
‫ک لیر؟

197
00:11:54,715 --> 00:11:56,508
‫من--من،آه...

198
00:11:56,508 --> 00:11:59,928
‫واو،ببخشید. نمیدونستم تو بیداری

199
00:12:00,721 --> 00:12:03,140
‫بله،من-من فکر کردم شما خوابیدین

200
00:12:03,307 --> 00:12:05,726
‫داشتم میرفتم بالا

201
00:12:05,726 --> 00:12:07,311
‫میخوای قهوه درست کنم؟

202
00:12:07,311 --> 00:12:10,814
‫بله،بله، عالیه.بله

203
00:12:11,523 --> 00:12:16,028
‫الان دارم میرم،اوم،دارم،میدونی،میرم بالا به اتاقم

204
00:12:16,028 --> 00:12:17,321
‫باشه

205
00:12:17,321 --> 00:12:18,947
‫بسیار خوب

206
00:12:19,740 --> 00:12:21,158
‫شب بخیر

207
00:12:21,158 --> 00:12:23,035
‫شب بخیر

208
00:12:26,663 --> 00:12:29,333
‫به علاوه ،میدونی،اگه بریم به مرکز خرید می تونیم به فروشگاه کفش هم سری بزنیم

209
00:12:29,333 --> 00:12:32,044
‫گفتی که یه کفش ورزشی جدید میخوای

210
00:12:34,755 --> 00:12:37,049
‫ها چیه؟

211
00:12:37,549 --> 00:12:38,967
‫اوه

212
00:12:50,854 --> 00:12:54,858
‫صبح روز بعد در حینی که جستجو برای یافتن مارتا هوبر ادامه داشت

213
00:12:54,858 --> 00:12:57,569
‫لینت یه راز کوچیک خانوادگی رو کشف کرد

214
00:12:57,569 --> 00:13:00,364
‫رازی که هرگز انتظارشو نداشت

215
00:13:00,364 --> 00:13:01,782
‫صبح به خیر

216
00:13:01,782 --> 00:13:02,699
‫صبح به خیر

217
00:13:02,699 --> 00:13:03,784
‫کمی قهوه میخوای؟

218
00:13:03,784 --> 00:13:05,786
‫اوه،بله،ممنون

219
00:13:06,203 --> 00:13:09,498
‫نمیخواستم بیام پایین تا تام بره سر کار

220
00:13:09,498 --> 00:13:11,500
‫هنوزم یه کم خجالت زده م

221
00:13:11,500 --> 00:13:13,085
‫در چه مورد؟

222
00:13:13,502 --> 00:13:15,587
‫اوه، چیزی بهت نگفت؟

223
00:13:15,587 --> 00:13:20,092
‫خب ،دو واقع یه کم هم خنده  دار بود
‫اوم...داشتم لباسا رو میریختم تو ماشین

224
00:13:20,092 --> 00:13:23,804
‫یه  دفعه متوجه شدم لباس خونه ای که تنم بود روش غذای بچه ریخته بود

225
00:13:23,804 --> 00:13:28,517
‫اونم در آوردم و انداختم تو ماشین و با خودم گفتم سریع میرم بالا همه که خوابن

226
00:13:28,517 --> 00:13:31,311
‫بعد یهو با تام مواجه شدم

227
00:13:31,395 --> 00:13:33,605
‫همونطور که کاملاً برهنه بودم

228
00:13:37,818 --> 00:13:42,823
‫خب،کلیر دقیقاً چه موقع این اتفاق افتاد؟

229
00:13:43,031 --> 00:13:45,242
‫نمیدونم . دیر وقت بود

230
00:13:45,242 --> 00:13:48,537
‫فکر می کنم تام اومده بود پایین قهوه درست کنه یا یه کاری مثل این انجام بده

231
00:13:50,247 --> 00:13:52,124
‫که اینطور

232
00:13:52,541 --> 00:13:54,334
‫واو

233
00:13:54,334 --> 00:13:56,128
‫واو

234
00:13:56,128 --> 00:14:00,841
‫واو. خب،این قطعاً تحسین برانگیزه
‫من حتماً میتونم بهت به عنوان مدل یه کار بدم

235
00:14:00,841 --> 00:14:04,761
‫اما باید درک کنی کار اینجا کلاً با کاری که در سالن نمایش مد در نیویورک و میلان داشتی متفاوته

236
00:14:04,761 --> 00:14:07,764
‫البته. من روزی ۱۰۰۰۰دلار درمی آوردم

237
00:14:07,764 --> 00:14:11,059
‫توقع ندارم اون مقدار رو اینجا در بیارم

238
00:14:11,059 --> 00:14:12,936
‫خب،خوبه،چونکه در نمیاری

239
00:14:12,936 --> 00:14:15,647
‫بله. خب برام چه کاری داری؟

240
00:14:15,647 --> 00:14:17,566
‫خب،یه کاری هست

241
00:14:17,566 --> 00:14:23,655
‫اوه،اونا یه مدل و میخوان تا بیوک کورسی جدید در سالن نمایش مرکز خرید معرفی کنه

242
00:14:23,655 --> 00:14:29,286
‫لازمه که تو و اون ماشین رو یه صفحه گردنده با هم باشین. ۳۰۰دلار در روز

243
00:14:30,954 --> 00:14:33,081
‫اوه، کار دیگه ای هم داری؟

244
00:14:33,081 --> 00:14:34,166
‫حتماً

245
00:14:34,166 --> 00:14:38,170
‫اوم...اووه. میتونی یه شمشیر دستت بگیری؟

246
00:14:38,170 --> 00:14:43,175
‫مجمع سی-فای کسی رو نیاز داره که لباسی شبیه به یک پرنسس جنگجو بپوشه

247
00:14:43,467 --> 00:14:45,469
‫یک پرنسس جنگجو؟

248
00:14:46,887 --> 00:14:50,307
‫آقای کیب، من یک مدل کار حرفه ای هستم

249
00:14:50,307 --> 00:14:52,100
‫به این استخون بندی نگاه کن

250
00:14:52,100 --> 00:14:53,894
‫این چهره خودش ماشین چاپ اسکناسه

251
00:14:53,894 --> 00:14:57,898
‫و اگه شما اونقدر بینش ندارین که مزایای منو ببینین،پس من احتمالاً آژانس اشتباهی اومدم

252
00:14:57,898 --> 00:14:59,316
‫هی،ببین،عزیزم

253
00:14:59,316 --> 00:15:01,693
‫من تنها آژانس کاریابی مدل در شعاع ۱۰۰مایلی هستم

254
00:15:01,693 --> 00:15:04,988
‫زنانی رو برای نمایش فروش قایق و ابزار آلات باغبانی به کا رگماردم

255
00:15:04,988 --> 00:15:08,408
‫اگه از اینجور کارا خوشت نمیاد بر گرد به شهر

256
00:15:12,830 --> 00:15:16,124
‫این،اوم،ماشین بیوک...

257
00:15:16,124 --> 00:15:18,502
‫نهارم میدن؟

258
00:15:22,214 --> 00:15:24,341
‫فقط برای اینکه تو بدونی

259
00:15:24,842 --> 00:15:27,010
‫من واقعاً برای هر کاری که برام کردی ممنونم

260
00:15:27,010 --> 00:15:28,929
‫اوه، من به قدر دانی تو نیازی ندارم

261
00:15:28,929 --> 00:15:32,933
‫تو فقط برای این اینجایی که بچه هات اخاذ های بزرگی هستن

262
00:15:32,933 --> 00:15:34,351
‫-- پس تو چیزی بهشون نگفتی راجع به

263
00:15:34,351 --> 00:15:39,022
‫بی عفتی تو؟ نه خیال دارم این گوهر کوچولو رو همشو بر ا خودم نگه دارم

264
00:15:39,523 --> 00:15:41,441
‫--گوش کن میدونم ابن وضع یه تحمیل واقعی به توئه

265
00:15:41,441 --> 00:15:42,734
‫بله ،هست

266
00:15:42,734 --> 00:15:45,028
‫دکتر گفت  تو میتونی برای چند هفته ای انیجا بمونی

267
00:15:45,028 --> 00:15:48,949
‫آیا اگه بهت بگم برا کاری که کردم متاسفم ،احساست بهتر میشه؟

268
00:15:48,949 --> 00:15:50,951
‫بله، میشد...

269
00:15:50,951 --> 00:15:53,036
‫اگه هنوز خرده علاقه ای به تو داشتم

270
00:15:53,036 --> 00:15:58,458
‫اما هر طور که میبینم جایی رو که قبلاً تو در قلبم اشغال کرده بودی الان بسیار بسیار خالیه

271
00:15:59,168 --> 00:16:01,670
‫نمه حسی نسبت به من باید داشته باشی

272
00:16:02,171 --> 00:16:03,755
‫و چرا تو اینطور فکر میکنی؟

273
00:16:03,755 --> 00:16:05,549
‫اوه،دست بردار بری،به این نیگاه کن

274
00:16:05,549 --> 00:16:10,470
‫از چینیای خوبت استفاده میکنی،دستمالای تمیز اطو کشیده،گلای باغچه ت

275
00:16:10,470 --> 00:16:13,682
‫این سینی با عشق چیده شده

276
00:16:13,891 --> 00:16:15,475
‫--لطفی به من بکن،رکس

277
00:16:15,475 --> 00:16:19,479
‫خواهش می کنم این وسواس لعنتی منو به تمیزیو نظم به جای ابراز محبت واقعی نگیر

278
00:16:32,993 --> 00:16:34,786
‫یه لحظه دست نگه دار

279
00:16:37,915 --> 00:16:40,417
‫باشه . من الان خوبم

280
00:16:41,502 --> 00:16:42,586
‫چی؟

281
00:16:42,586 --> 00:16:45,923
‫تو واقعاً--خدا،من عاشقتم

282
00:16:47,007 --> 00:16:49,218
‫اوه

283
00:16:50,010 --> 00:16:53,013
‫خب...عالیه

284
00:16:53,013 --> 00:16:54,932
‫صبر کن، ببین،یه جورایی الان تو به هم ریخته ای

285
00:16:54,932 --> 00:16:58,310
‫نه،نه،خوبم.اون فقط برام یه کم غیر منتظره بود

286
00:16:59,102 --> 00:17:00,729
‫یعنی،میخوام راجع بهش بعداً صحبت کنم

287
00:17:00,729 --> 00:17:03,106
‫بله،اما تو آمادگی نداری. مسئله ای نیست

288
00:17:03,106 --> 00:17:04,316
‫عصبانی نیستی. هستی؟

289
00:17:04,316 --> 00:17:08,111
‫نه، به خدا.ما برا مدت طولانی که بیرون نرفتیم و تو برا خودت مشکلاتی داری. میفهمم

290
00:17:08,111 --> 00:17:09,321
‫خوبه

291
00:17:12,032 --> 00:17:13,951
‫مشکلات؟ چه نوع مشکلاتی فکر میکنی من دارم؟

292
00:17:13,951 --> 00:17:17,246
‫میدونی،من حرفای اولمو پس میگیرم
‫من دیگه عاشق تو نیستم

293
00:17:17,246 --> 00:17:19,122
‫در حقیقت ،من راجع به تو مثل یه دوست واقعاً خوب فکر میکنم

294
00:17:19,122 --> 00:17:22,835
‫نه،ه،نه،نه،نه.تو آشکارا فکر میکنی من نظرات چندی در خودم دارم

295
00:17:22,835 --> 00:17:25,754
‫پس خواهش میکنم ادامه بده و منو شگفت زده کن

296
00:17:25,754 --> 00:17:28,632
‫طلاقت تو رو آزرده و حساست  کرده

297
00:17:28,632 --> 00:17:30,342
‫نظر و بینش بزرگ.پستچی هم اونو میدونه

298
00:17:30,342 --> 00:17:34,137
‫این احتمال وجود داره که تو هنوز نسبت به شوهر سابقت احساسی داشته باشی

299
00:17:34,137 --> 00:17:35,639
‫چی؟

300
00:17:36,348 --> 00:17:38,475
‫من از کارل نفرت دارم

301
00:17:38,475 --> 00:17:40,477
‫و پستچی هم در این باره منو تایید میکنه

302
00:17:40,477 --> 00:17:45,065
‫من مطمئنم قسمتی از تو از او متنفره اما ،خب،شاید قسمت دیگه ای از تو هنوز بهش فکر میکنه

303
00:17:45,065 --> 00:17:46,483
‫رو چه حساب این حرفو میزنی؟

304
00:17:46,483 --> 00:17:48,652
‫خب،او با زنی که به خاطرش تو رو ترک کرد به هم زده

305
00:17:48,652 --> 00:17:51,989
‫و اولین کاری که تو کردی چی بود؟
‫در آغوشش گرفتی

306
00:17:51,989 --> 00:17:53,991
‫و او رو به یه جشن دعوت کردی

307
00:17:53,991 --> 00:17:56,076
‫باشه

308
00:17:56,076 --> 00:18:00,372
‫برنامه تحلیل امروز غروب اکنون تموم شد

309
00:18:00,789 --> 00:18:03,167
‫هی... خب تو پرسیدی

310
00:18:03,167 --> 00:18:05,085
‫خب،میدونی چیه؟

311
00:18:05,085 --> 00:18:07,171
‫تو به جشن جولی فردا شب میای

312
00:18:07,171 --> 00:18:08,881
‫و کارل و منو با هم میبینی

313
00:18:08,881 --> 00:18:12,509
‫و میفهمی برای یکبار و برای همیشه که من ابداً هیچ احساسی به او ندارم

314
00:18:12,509 --> 00:18:13,594
‫در واقع من برای فردا بلیط بسکتبال دارم

315
00:18:13,594 --> 00:18:17,014
‫خب،در واقع تو به جشن فردا شب میای و دیگه حرف بسه. ختم کلام

316
00:18:17,014 --> 00:18:18,807
‫برا همینه که میگم"عاشقتم"

317
00:18:18,807 --> 00:18:19,683
‫چی؟

318
00:18:19,683 --> 00:18:21,101
‫هیچی

319
00:18:24,104 --> 00:18:25,189
‫برفرمائین

320
00:18:25,189 --> 00:18:26,607
‫سلام جرج

321
00:18:26,607 --> 00:18:28,609
‫خانم ون د کمپ.امروز چقدر قشنگ شدین

322
00:18:28,609 --> 00:18:31,195
‫تو همیشه حرفای قشنگی میزنی

323
00:18:31,195 --> 00:18:34,198
‫خب،اون،آه،همینطوره

324
00:18:34,323 --> 00:18:38,911
‫گوش کن،من یه نسخه برای رکس دارم
‫نمیدونم شنیدی،اما او یه حمله قلبی داشته

325
00:18:38,911 --> 00:18:40,204
‫نمیدونستم. حالا خوبه؟

326
00:18:40,204 --> 00:18:45,709
‫اوه،بله،زنده--زنده میمونه،اما،آه،دکتر گفت او در معرض خطر یه چیزی مثل پریکاردیته(ورم پرده قلب)م

327
00:18:45,709 --> 00:18:46,919
‫راجه بهش چیزی میدونی؟

328
00:18:46,919 --> 00:18:50,047
‫اون یه ورم و التهاب غشاء اطراف قلبه

329
00:18:50,047 --> 00:18:53,717
‫چند ماهی طول میکشه تا مطمئن بشیم پیش نمیاد
‫اما بایستی تحت مراقبت مستمر باشه

330
00:18:53,717 --> 00:18:55,719
‫حالا فهمیدم

331
00:18:56,136 --> 00:19:00,140
‫بری همونطور که جمله "مراقبت مستمر" تو سرش پژواک میداد

332
00:19:00,140 --> 00:19:04,228
‫آینده شو  با یه نگاه اجمالی نا امید کننده دید...

333
00:19:04,228 --> 00:19:05,646
‫بسیار خوب،بفرمائید این ازاین

334
00:19:05,646 --> 00:19:10,234
‫که او رو تشویق میکرد  به دنبال یه راه علاج محافظه کارانه باشه

335
00:19:10,359 --> 00:19:13,445
‫جرج،ممکنه خواهش کنم برا شام با من بیای بیرون؟

336
00:19:13,445 --> 00:19:16,365
‫اوم،ت-تو منظورت یه رفتن بیرون مثل دختر پسراس؟

337
00:19:16,365 --> 00:19:18,742
‫بله. فکر میکنم خوش بگذره

338
00:19:18,742 --> 00:19:21,078
‫شوهرت چی؟

339
00:19:21,078 --> 00:19:23,372
‫اوه،او

340
00:19:23,372 --> 00:19:26,458
‫خب،ما جدا شدیم

341
00:19:30,587 --> 00:19:36,677
‫علی رغم ناپدید شدن خانم هوبر ،زندگی در ویستریا لین میرفت تا حالت عادی به خود بگیرد

342
00:19:36,677 --> 00:19:42,599
‫تا آنکه یک کشف عجیب در جاده ای خاکی نزدیک خط مرزی ایالتی رخ داد

343
00:19:43,976 --> 00:19:45,185
‫افسر بورتون هستم

344
00:19:45,185 --> 00:19:50,274
‫من یه اتوموبیل  رها شده پیدا کردم که بنام شخص گم شده ، مارتا هوبر، ثبت شده.لطفاً  منتظر دستورم

345
00:19:52,901 --> 00:19:59,283
‫همانطر که اخبار این رویداد عجیب پخش میشد،هر کسی در محله تصمیم گرفت به جمع بپیوندد

346
00:19:59,783 --> 00:20:03,620
‫تا حمایت خود را نشان دهد  وببیند راه حلی هست...

347
00:20:03,620 --> 00:20:05,289
‫یا اوضاع بدتر از این حرفاس

348
00:20:05,289 --> 00:20:07,416
‫من نگاهم به اون دوردوراس

349
00:20:07,416 --> 00:20:10,127
‫لطفا اگه پام خواست روی یه تکه ای از جسد بره بهم بگین

350
00:20:10,127 --> 00:20:13,005
‫این یه جستجو ونجاته،نه  جستوجو برای جسد
‫ما هنوز نمیدونیم او مرده

351
00:20:13,005 --> 00:20:15,632
‫بله، آدما همیشه قیاس به نفس میکنند

352
00:20:15,632 --> 00:20:18,635
‫ممکنه راجه به یه چیز دیگه صحبت کنیم،یه چیزی کمتر ناراحت کننده؟

353
00:20:18,635 --> 00:20:21,513
‫باشه، اینم یه چیز دیگه---مایک به من گفت عاشقمه

354
00:20:21,722 --> 00:20:22,723
‫اوه چه جالب

355
00:20:22,723 --> 00:20:24,308
‫اینجا!جسدو پیدا کردن!

356
00:20:24,308 --> 00:20:27,436
‫نه،ببخشید!علامت اشتباه بود! جسدی پیدا نکردیم

357
00:20:27,436 --> 00:20:30,522
‫آه،سوزان الان خبرای واقعاً خوبی داشت

358
00:20:30,939 --> 00:20:33,942
‫- ببخشید
‫- چیزی نبود. علامت اشتباه

359
00:20:33,942 --> 00:20:38,655
‫خب،هیچ چیش مثل آدما نیست
‫سوزان همیشه راهی پیدا میکنه تا راجع به خودش حرف بزنه

360
00:20:41,033 --> 00:20:46,538
‫خانمها و آقایان، به شما بیوک لاکروز افسانه ای رو معرفی می کنم

361
00:20:50,834 --> 00:20:55,172
‫اون--اون از فن آوری پیشرفته داخل اتاق برخورداره

362
00:20:55,172 --> 00:21:00,761
‫مطمئن،تنظیم آسان،و سنسور اولترا سونیک پارک عقب

363
00:21:00,844 --> 00:21:04,056
‫دارای امکان روشن کردن از راه دور

364
00:21:09,186 --> 00:21:14,566
‫آه،و همینطور یه عالمه چیزای دیگه جالبه خوبه با حال

365
00:21:31,208 --> 00:21:35,003
‫تام،لینت. اینجا چی کار میکنین؟

366
00:21:35,003 --> 00:21:37,714
‫اومدیم یه آبگرم کن جدید بخریم.اوم،تو چی؟

367
00:21:37,714 --> 00:21:40,092
‫فقط اومدم یه کم خرید کنم و سرم گرم بشه

368
00:21:40,092 --> 00:21:42,219
‫هی ،گابی،کمک میخوای؟
‫به نظر میاد اونجا گیر کردی

369
00:21:42,219 --> 00:21:43,387
‫اوه،مثل اینکه همینطوره

370
00:21:43,387 --> 00:21:47,099
‫- نگران نباش درستش میکنم
‫- فکر میکنم زیادی به صفحه گردون نزدیک شدم

371
00:21:47,099 --> 00:21:48,809
‫من برا یه همچین بیوکایی میمیرم

372
00:21:48,809 --> 00:21:50,310
‫یاله ،لعنتی

373
00:21:50,310 --> 00:21:56,316
‫میدونین،اینا،آه چه تکنیک داخلی و امنی دارن، و چه خوش دستن

374
00:21:56,316 --> 00:21:58,026
‫آه--هاه

375
00:21:58,026 --> 00:22:00,112
‫برا یه مرکز خرید یه کم رسمیه

376
00:22:00,112 --> 00:22:05,742
‫اوه،آه. میدونین، من-میخواستم کفشام با لباسم ست باشه

377
00:22:06,827 --> 00:22:08,829
‫این،آه، سارائه

378
00:22:08,829 --> 00:22:13,250
‫تو خرید باهامه. دوست داریم با همدیگه بوتیکا رو گز کنیم

379
00:22:13,250 --> 00:22:19,047
‫باشه،خب؛شما خانوما،اوم،حسابی خرید کنید. بعداً میبینمت

380
00:22:19,047 --> 00:22:21,758
‫بای

381
00:22:30,934 --> 00:22:34,354
‫واو،نیگاش کن، بیرون میری؟

382
00:22:34,354 --> 00:22:38,442
‫البته هیچ ربطی به تو نداره،اما ،اوم،یه قرار دارم

383
00:22:38,442 --> 00:22:40,444
‫یه قرار؟ چه نوع قراری؟

384
00:22:40,444 --> 00:22:42,654
‫رکس،دلم نمیخواد چیزی بگم حالتو بگیره

385
00:22:42,654 --> 00:22:46,366
‫دکتر میگه هر گونه استرس غیر ضروری میتونه یه حمله قلبی دیگه برات ایجاد کنه

386
00:22:51,663 --> 00:22:56,960
‫یه قرار عاشقانه س با یک مرد جذاب مجرد و من خیال دارم یه حال حسابیی باهاش بکنم

387
00:22:57,878 --> 00:23:00,297
‫اوه، درست سر وقت

388
00:23:02,591 --> 00:23:03,884
‫- سلام
‫-سلام

389
00:23:03,884 --> 00:23:06,970
‫من تو وقتای اضافیم باغبونی می کنم،فکر کردم ممکنه تو از اینا خوشت بیاد

390
00:23:06,970 --> 00:23:09,681
‫اوه،وای،اونا عالین

391
00:23:09,681 --> 00:23:11,391
‫کود داده شده و پوسته دار؟

392
00:23:11,391 --> 00:23:12,601
‫بله

393
00:23:12,601 --> 00:23:13,810
‫اوه، بیا تو

394
00:23:13,810 --> 00:23:15,479
‫ممنون

395
00:23:17,314 --> 00:23:19,983
‫جرج،رکس رو به یاد می اری؟

396
00:23:22,611 --> 00:23:23,987
‫آه ،فکر میکردم گفتید جدا شدید

397
00:23:23,987 --> 00:23:28,992
‫اوه،جدا شدیم ولی از نظر عاطفی. از نظر فیزیکی هنوز با هم زندگی میکنیم
‫چونکه معشوقه اش مخالفت کرده  ازش مراقبت کنه

398
00:23:28,992 --> 00:23:30,619
‫یه مشروب میخوری؟

399
00:23:30,619 --> 00:23:33,914
‫آه ، نه،من-من خوبم. ممنون

400
00:23:33,914 --> 00:23:36,208
‫رکس، به جرج سلام بگو

401
00:23:36,208 --> 00:23:37,501
‫سلام جرج

402
00:23:37,501 --> 00:23:38,836
‫سلام کتر ون د کمپ

403
00:23:38,836 --> 00:23:40,504
‫برم ایناررو بزارم تو آب

404
00:23:40,504 --> 00:23:45,008
‫جرج،چرا نمیشینی،من الان بر میگردم

405
00:23:53,350 --> 00:23:56,019
‫پس ،اوه،قلبت چطوره؟ دکتر ون د کمپ؟

406
00:23:56,019 --> 00:24:00,232
‫-بهترم. اوضاع داروخانه ت چطوره؟- سرم شلوغه

407
00:24:06,864 --> 00:24:07,656
‫چیز خنده داریه؟

408
00:24:07,656 --> 00:24:10,367
‫اون--- چیز ینیست

409
00:24:10,367 --> 00:24:15,956
‫ببین،من،آه..من اخیراً در یه مقدار کارای فوق برنامه در گیر شده ام

410
00:24:15,956 --> 00:24:19,543
‫و الان بری هر کاری که بتونه انجام بده تا منو عذاب بده ،میکنه

411
00:24:19,668 --> 00:24:21,753
‫همه کاری که میتونی بکنی اینه که بخندی

412
00:24:21,753 --> 00:24:24,256
‫بله -- فکر میکنم

413
00:24:24,756 --> 00:24:30,179
‫اوه ،این گلا خیره کننده ن
‫تا حالا کسی گلهایی به این قشنگی بهم نداده بود

414
00:24:34,183 --> 00:24:35,058
‫بریم؟

415
00:24:35,058 --> 00:24:37,186
‫بسیار خوب،از صحبت با شما بهم خوش گذشت دکتر ون د کمپ

416
00:24:37,186 --> 00:24:40,772
‫خواهش میکنم تو قراره بری با زن من حال کنی . میتونی منو رکس صدا بزنی

417
00:24:45,402 --> 00:24:48,572
‫دختر فروشنده ای که به ما آبگرم کن فروخت --قیافه بانمکی داشت

418
00:24:48,572 --> 00:24:49,907
‫بله،شاید. توجه نکردم

419
00:24:49,907 --> 00:24:54,495
‫اوه، چطور  میتونی اینو بگی؟ جفت  و جور تو بود--پستونای بزرگ، همچین گرد  و غلمبه

420
00:24:54,786 --> 00:24:55,579
‫منظورت چیه؟

421
00:24:55,579 --> 00:25:00,918
‫هیچی.من فقط دارم میگم تو زنایی رو ترجیح میدی که پستونای گرد و مدور دارن، زنایی مثل دختر فروشنده و کلیر

422
00:25:01,585 --> 00:25:04,588
‫فقط یه جور زن وجود داره که من ترجیح میدم

423
00:25:04,588 --> 00:25:05,506
‫تو

424
00:25:05,506 --> 00:25:09,510
‫آو،تو منو بوسیدی که به این بحث خاتمه بدی،و این فایده نداره

425
00:25:09,510 --> 00:25:12,221
‫چرا من باید مورد بازخواست قرار بگیرم؟من که کار خبطی انجام ندادم

426
00:25:12,221 --> 00:25:16,433
‫تنها دلیل که باعث شد تو اون شب با من طرف بشی این بود که کلیر رو برهنه دیده بودی و تحریک شده بودی

427
00:25:18,519 --> 00:25:20,521
‫آو، مزخرفه

428
00:25:20,938 --> 00:25:24,816
‫کلیر یک دایه عالیه.کار احمقانه ایه که به خاطر این قضیه او رواز دست بدیم

429
00:25:24,816 --> 00:25:28,028
‫من وتو قبلاً هم مشکلاتی با هم داشتیم
‫ما همیشه به هم میگفتیم

430
00:25:28,028 --> 00:25:29,613
‫این حرف خنده داریه. چیز عجیبی نیست

431
00:25:29,613 --> 00:25:32,533
‫آونچه که منو در این رابطه نگران میکنه انکار تو در مورد این جذب شدن واضح توئه. چرا؟

432
00:25:32,533 --> 00:25:34,243
‫من چیزی رو انکار نمیکنم

433
00:25:34,243 --> 00:25:35,828
‫اوه، پس او توجه تو رو جلب کرده

434
00:25:35,828 --> 00:25:38,038
‫من اینو نگفتم

435
00:25:39,122 --> 00:25:40,332
‫چی کار داری میکنی؟

436
00:25:40,332 --> 00:25:44,253
‫ما هیج جا نمیریم تا اینکه تو اعتراف کنی نسبت به دایه مون تمایل جنسی داری

437
00:25:44,253 --> 00:25:47,047
‫تام،مشکلی نیست او جذابه

438
00:25:47,047 --> 00:25:51,844
‫مردا بطور طبیعی متمایل به زنای جوان  وتر و تازه هستن که بتونن با اونا حال بیشتری بکنن

439
00:25:51,844 --> 00:25:56,849
‫این ضعف اساسی جنس توئه
‫--- من میفهمم. فقط این لطفو به من بکن و

440
00:25:59,852 --> 00:26:02,479
‫ما هممون می خایم از اینجا بزنیم به چاک . مشکلی هست؟

441
00:26:02,479 --> 00:26:05,858
‫شوهر من نمیخواد قبول کنه که تو وجودش شهوت موج میزنه

442
00:26:05,858 --> 00:26:07,776
‫یه دقیقه میتونی به ما وقت بدی؟

443
00:26:10,571 --> 00:26:15,159
‫لینت،کلیر جذابه . درست

444
00:26:15,576 --> 00:26:17,870
‫اما من میلی به او حس نمیکنم

445
00:26:17,870 --> 00:26:22,374
‫ببین،اگه من برای حتی یه ثانیه فکر کنم که وجود اوتو خونه مون مسئله ای بوجود میاره

446
00:26:22,374 --> 00:26:23,876
‫اولین نفری هستم که از شرش خلاص میشم

447
00:26:23,876 --> 00:26:27,004
‫برای من تو هستی.فقط تو

448
00:26:27,004 --> 00:26:30,674
‫تو همیشه بودی و همیشه خواهی بود

449
00:26:33,510 --> 00:26:36,805
‫بسیار خوب. شاشتو نگه دار

450
00:26:39,808 --> 00:26:45,105
‫حسن ختام این آهنگ بخوریم با هم شربت بالنگ
‫این پنج نفر پیر و پاتال با هم میگن حرف جفنگ،همینه ملنگ

451
00:26:49,902 --> 00:26:51,195
‫بله،اوه، شما بچه ها عالی بودین

452
00:26:51,195 --> 00:26:52,613
‫ممنون

453
00:26:52,613 --> 00:26:55,324
‫اوم،اونا یه سالن رقص طبقه بالا پیدا کردن
‫میریم ببینیم چه جوره

454
00:26:55,324 --> 00:26:56,617
‫باشه،خوش بگذره

455
00:27:00,621 --> 00:27:02,623
‫ایدی .بیا اینجا

456
00:27:03,040 --> 00:27:04,124
‫این زنیکه چه غلطی اینجا میکنه؟

457
00:27:04,124 --> 00:27:07,836
‫چی، نمیتونستم با یه دختر قرار بزارم؟
‫شنیدم که تو هم او رو میاری

458
00:27:07,836 --> 00:27:10,714
‫-- از همه آدما تو رفتی این تیکه آشغالو

459
00:27:10,714 --> 00:27:11,840
‫- ایدی - سلام سوزان

460
00:27:11,840 --> 00:27:14,051
‫اوه،از اینکه منو دعوت کردید ممنونم

461
00:27:14,051 --> 00:27:18,055
‫خدا میدونه که من یه تفریحی لازم داشتم تا فکر مارتای بیچاره رو از مغزم بیرون کنم

462
00:27:18,055 --> 00:27:21,433
‫یه بوسه برا تولد آقا پسره

463
00:27:27,356 --> 00:27:30,359
‫اوم،ایدی، تولد اونیست

464
00:27:33,070 --> 00:27:36,657
‫اوه،واه

465
00:27:37,950 --> 00:27:40,452
‫ممنون جرج،شب دوست داشتنیی بود

466
00:27:40,452 --> 00:27:41,954
‫باعث افتخار من بود

467
00:27:41,954 --> 00:27:48,168
‫هیچ چیزی بهتر از مصاحبت با یک زن زیبا هنگام صرف شامی خوشمزه نیست

468
00:27:50,671 --> 00:27:52,965
‫خب،فکر میکنم باید برم تو

469
00:27:52,965 --> 00:27:54,466
‫خوشحالم که با هم بودیم

470
00:27:54,466 --> 00:27:56,176
‫من هم همینطور

471
00:28:01,265 --> 00:28:04,184
‫آندرو. تو دیگه کجا بودی؟

472
00:28:04,184 --> 00:28:07,771
‫من داشتم از خونه بریان بر می گشتم
‫اینجا چه خبره؟

473
00:28:07,771 --> 00:28:11,191
‫او،آه،آقای ویلیام رو یادت میاد. داروخانه چی مون

474
00:28:11,191 --> 00:28:13,485
‫- هی چطوری
‫- تو خوبی؟

475
00:28:13,485 --> 00:28:14,903
‫تو تو ماشین او چی کار میکنی؟

476
00:28:14,903 --> 00:28:21,493
‫ما فقط،اوم، داریم حرف میزنیم
‫آقای ویلیام منو برا شام برده بود بیرون

477
00:28:21,493 --> 00:28:23,787
‫یه چیزی مثل قرار دختر و پسرا؟

478
00:28:24,204 --> 00:28:26,707
‫خب، اوم

479
00:28:29,418 --> 00:28:30,919
‫بله

480
00:28:31,128 --> 00:28:33,505
‫تو میدونی او شوهر داره،ها؟

481
00:28:33,505 --> 00:28:36,508
‫آندرو،پدرت و من  جدا شدیم. تو که میدونی

482
00:28:36,508 --> 00:28:39,136
‫برام مهم نیست . حداقل نمیتونستی صبر کنی تا پدر از خونه بره ؟

483
00:28:39,136 --> 00:28:42,723
‫تنها دلیلی که باعث شده او هنوز تو این خونه بمونه اینه که تو منو مجبور کردی  ازش مراقبت کنم

484
00:28:42,806 --> 00:28:44,933
‫پس--پس دیگه چی، خیال ندارین الان با هم مشغول شین؟

485
00:28:44,933 --> 00:28:46,935
‫آیا قراره با همدیگه سکس داشته باشین؟

486
00:28:46,935 --> 00:28:49,146
‫- نه، خیال نداریم با هم سکس داشته باشیم
‫- چرا نه

487
00:28:49,146 --> 00:28:52,024
‫چونکه من مثل پدرت فسق و فجور تو کارم نیست

488
00:28:57,446 --> 00:29:03,327
‫درسته . پدرت هرز می پرید و من اینو فهمیدم
‫و الان من فقط دارم سعی میکنم زندگی خودمو جمع و جور کنم

489
00:29:05,662 --> 00:29:09,666
‫تو باید از او پرهیز کنی. او یک دورغگوئه

490
00:29:09,666 --> 00:29:11,168
‫آندرو...

491
00:29:23,680 --> 00:29:25,849
‫علی رغم شکی که وجودش رو گرفته بود

492
00:29:25,849 --> 00:29:31,355
‫گابریل مصمم بود ثابت کنه میتونه بدون پول کارلوس امورات خودشو بگذرونه

493
00:29:34,191 --> 00:29:37,569
‫این تا زمانی بود که برق قطع شد

494
00:29:37,569 --> 00:29:41,281
‫در اینجا نهایتاً  روشنایی در برابر چشمش آشکار شد

495
00:29:51,208 --> 00:29:54,378
‫آقای هارتلی،من گابریل سولیسم

496
00:29:54,378 --> 00:29:58,298
‫لازم میدونم روی آزاد کردن کارلوس بر اساس قید ضمانت اقدام کنی

497
00:30:00,092 --> 00:30:03,595
‫الان یادم افتاد که پاسپورتشو کجا گذاشتم

498
00:30:03,595 --> 00:30:06,515
‫اما،من - من زندگی شیرینی دارم

499
00:30:06,515 --> 00:30:11,395
‫هرگز نمی  دانستم که از شیرینی زیاد میسوزم

500
00:30:11,395 --> 00:30:16,817
‫زندگی ام را در کاوش برای هرزه گری کامل گذراندم

501
00:30:16,817 --> 00:30:20,112
‫و بهای سنگینی برای آن پرداختم

502
00:30:20,112 --> 00:30:22,406
‫هی،خانم

503
00:30:22,406 --> 00:30:28,036
‫من برای خوشبختی بوده ام

504
00:30:30,539 --> 00:30:37,129
‫و هرگز خوشبختی برای من

505
00:30:37,129 --> 00:30:45,053
‫نبوده است

506
00:30:46,763 --> 00:30:49,057
‫اوه،ممنونم

507
00:30:49,057 --> 00:30:52,060
‫به به . عزیز. عال بودی

508
00:30:53,854 --> 00:30:57,858
‫بله،بسیار خوب،نفر بعدی سوز یخوشگله
‫تا حالا هیچ خوندی؟

509
00:30:57,858 --> 00:30:58,650
‫بله

510
00:30:58,650 --> 00:30:59,443
‫تو میخونی؟

511
00:30:59,443 --> 00:31:00,861
‫فقط وقتی تنها هستم

512
00:31:00,861 --> 00:31:02,279
‫یاله،ما بین رفقا هستیم

513
00:31:02,279 --> 00:31:03,363
‫اینطور فکر نمیکنم

514
00:31:03,363 --> 00:31:06,450
‫خب،من یکی،دوست دارم صداتو بشنوم

515
00:31:06,450 --> 00:31:09,161
‫تسلیم شو ،لوله کش. او تکون نمیخوره

516
00:31:09,953 --> 00:31:11,079
‫تو میخوای خوندن منو بشنوی؟

517
00:31:11,079 --> 00:31:12,080
‫بله

518
00:31:12,080 --> 00:31:13,790
‫باشه

519
00:31:17,085 --> 00:31:20,088
‫چی میخوای بخونی؟ تا به پیانیست بگم

520
00:31:20,297 --> 00:31:21,298
‫"نیویورک،نیویورک"

521
00:31:21,298 --> 00:31:24,384
‫اوه، من خیلی هیجان دارم تا صدای تو رو بشنوم

522
00:31:24,384 --> 00:31:27,095
‫اوه،اما از پسش بر نمیا ی؟

523
00:31:27,095 --> 00:31:28,096
‫منظورت چیه؟

524
00:31:28,096 --> 00:31:31,892
‫تو مجبوری رو د روی اتاقی بایستی که پر از آدمه و تو  اونجوری لباس پوشیدی

525
00:31:33,101 --> 00:31:35,604
‫امیدوارم متوجه تو نشن

526
00:31:35,604 --> 00:31:39,399
‫فکر میکنم شانسم و خواهم داشت. یه جوری مثل تو که شانس داشتی با اون مزخرفی که خوندی

527
00:31:41,485 --> 00:31:42,611
‫میرم دوتا مشروبه دیگه بیارم

528
00:31:42,611 --> 00:31:44,196
‫نظر خوبیه

529
00:31:44,613 --> 00:31:47,908
‫پس این مایک--به نظر میاد  خیلی سرحاله

530
00:31:47,908 --> 00:31:49,701
‫بله.مرد با حالیه

531
00:31:49,701 --> 00:31:53,413
‫اما می دونی ،منظورم اینکه که یه کمی کسل کننده س

532
00:31:53,413 --> 00:31:55,499
‫تو خودت هر گز نشده از دستش کسل بشی؟

533
00:31:55,499 --> 00:31:58,001
‫از توجه ات ممنون. کارل. من خوبم

534
00:31:58,001 --> 00:31:59,837
‫کلاتو قاضی کن

535
00:31:59,837 --> 00:32:03,340
‫اگرچه زندگی ما گاهی ناساز میشد هرگز کسل کننده بود

536
00:32:03,340 --> 00:32:07,344
‫بله، اون قسمتش که تو رفتی با منشیت ریختی رو هم واقعاً جالب بود

537
00:32:07,344 --> 00:32:11,431
‫میدونم. چند بار دیگه من این زخم زبون رو باید بشنوم؟
‫اون یه اشتباه بود

538
00:32:11,431 --> 00:32:15,936
‫اما ۱۳ سالی که شرافتمندانه با هم زندگی کردیم نمیتونه اونوبپوشونه؟

539
00:32:16,019 --> 00:32:19,022
‫تو نباید روی جشن کریسمس هندرسون حساب کنی

540
00:32:19,022 --> 00:32:20,524
‫ایدی،الان نه

541
00:32:20,524 --> 00:32:24,152
‫اوه،چی
‫کار بزرگه ،کارل؟
‫زندگی تو به تاریخ پیوسته دیگه

542
00:32:24,152 --> 00:32:24,653
‫ایدی

543
00:32:24,653 --> 00:32:29,366
‫واقعاً چیزی نیست
‫اساساً ما هر دو مثل مخلوط شیر و زرده تخم مرغ به  هم مربوط شدیم

544
00:32:29,366 --> 00:32:33,036
‫و ما خودمونو ایستاده زیر دارواش درخت کریسمس دیدیم که داریم همدیگرو میبوسیم

545
00:32:33,036 --> 00:32:36,039
‫"و ما حرف دلمون این بود:"باشه،خب حالا چی کار کنیم؟

546
00:32:36,039 --> 00:32:44,256
‫بعد من لبخند زدم،و او لبخند زد، و بعد کارل اومد و شروع کرد با من حال کردن

547
00:32:44,256 --> 00:32:46,175
‫- سوزی،در واقع این چیزی نبود که اتفاق افتاد
‫- .بسیار خوب،سوزان بیا،همه چی جوره

548
00:32:46,175 --> 00:32:46,884
‫چی؟

549
00:32:46,884 --> 00:32:48,468
‫این---این خیلی احمقانه س

550
00:32:48,468 --> 00:32:49,178
‫-- سوزی

551
00:32:49,178 --> 00:32:52,973
‫خانمها و آقایان،خواهش می کنم  سوزان مایر رو تشویق کنید

552
00:33:04,693 --> 00:33:08,405
‫خبرا می رن همه جا

553
00:33:08,405 --> 00:33:12,075
‫منم امروز ترک میکنم اینجا رو

554
00:33:12,075 --> 00:33:15,704
‫میخوام جزئی از اون باشم

555
00:33:15,704 --> 00:33:19,500
‫نیویورک،نیویورک

556
00:33:19,500 --> 00:33:22,294
‫این کفشای دربدری

557
00:33:22,294 --> 00:33:25,088
‫تو یه آدم کله خری،میدونی اینو؟
‫نه ،به نواختن ادامه بده

558
00:33:25,088 --> 00:33:27,591
‫آیا میکنی ولگردی رو اینقدر طولانی

559
00:33:27,591 --> 00:33:29,426
‫حرفی هست،تو میدونی، درست نمیگم؟

560
00:33:29,426 --> 00:33:32,721
‫در قلب اون برو و بیا و چرخ بزن

561
00:33:32,721 --> 00:33:36,517
‫نیویورک،نییورک

562
00:33:36,517 --> 00:33:38,435
‫دلم میخواد

563
00:33:38,435 --> 00:33:41,313
‫فقط بهت بگم خیانت یه چیزه

564
00:33:41,313 --> 00:33:43,607
‫یعنی ،بخشیدمت،چونکه تا حد کمی  فکر می کردم

565
00:33:43,607 --> 00:33:45,234
‫تو عاشق او بودی

566
00:33:45,234 --> 00:33:49,238
‫و اکنون در یافتم تو فقط یه آدمی تو یه گروه توی جشنا

567
00:33:49,238 --> 00:33:52,533
‫بالاتر از توده ها

568
00:33:52,533 --> 00:33:55,953
‫کارل، روتون از من برنگردون. به من نیگا کن!

569
00:33:57,746 --> 00:33:59,122
‫میدونی ،کارای دیگه ت تو زندگیمون چی بود؟

570
00:33:59,122 --> 00:34:01,542
‫چند تا زن دیگه رو بلند کردی  و زمین زدی؟

571
00:34:01,542 --> 00:34:08,757
‫چونکه خدا شاهد ماست،اگر بشه رو تپه های جهنم برف بباره منم !دوباره برای تو دلم میشه تیکه پاره

572
00:34:14,847 --> 00:34:17,850
‫نیویورک

573
00:34:21,144 --> 00:34:28,068
‫در حینی که پلیس با همه ساکنین ویستریا لین راجع به ناپدید شدن اسرار آمیز خانم هوبر صحبت میکرد

574
00:34:28,068 --> 00:34:36,285
‫شوهرم پائول به این نتیجه رسید که بالاخره با گذشت زمان اونا با جستجوهای مداوم به جواب میرسند
‫ه

575
00:34:57,681 --> 00:35:01,518
‫و از اونجائیکه میدونست پلیش هیچ مظنونی نداره

576
00:35:02,686 --> 00:35:08,025
‫تصمیم گرفت اونا رو به سمت منطقیترین فرد جهت ظن به او هدایت کنه

577
00:35:11,403 --> 00:35:18,202
‫-- درک میکنید که اگه تنها یک چیز باشه که پائول راجع به حومه شهری ها نیدونست این بود که

578
00:35:18,619 --> 00:35:22,414
‫هیچ کس نمیتونست مظنونتر از

579
00:35:22,414 --> 00:35:27,628
‫یک همسایه تازه وارد قرار بگیره

580
00:35:30,923 --> 00:35:32,716
‫پاکر زکام شده

581
00:35:32,716 --> 00:35:37,137
‫بله،منم متوجه شدم
‫امیدوارم سرما نخوره وبیفته

582
00:35:37,137 --> 00:35:43,644
‫هنوز سرفه نداره، اما یه جورایی ترشح پشت حلق داره

583
00:35:43,644 --> 00:35:45,354
‫یه وقت دکتر براش میگیرم

584
00:35:45,354 --> 00:35:48,857
‫من همیشه گفتم علاج واقعه رو پیش از وقوع باید کرد

585
00:35:48,857 --> 00:35:52,861
‫بچه های کوچیک مریض میشن  و اون--گاهی--از کنترل خارج میشه

586
00:35:52,861 --> 00:36:03,956
‫آدما ،بچه ها با این سرماخوردگیها،
‫اون فقط یه دوره سخته

587
00:36:16,260 --> 00:36:18,679
‫اوم،اوم،کلیر؟

588
00:36:21,765 --> 00:36:24,184
‫ما باید یه تغییراتی بدیم

589
00:36:28,605 --> 00:36:29,189
‫چی کار داری میکنی؟

590
00:36:29,189 --> 00:36:33,110
‫من دارم لوازم پدرتو بسته بندی می کنم تا موقعی که بالاخره از اینجا بره

591
00:36:33,110 --> 00:36:36,196
‫خب،اینجا. بزار کمکت کنم

592
00:36:38,115 --> 00:36:41,285
‫ببین،من-من با پدر صحبت کردم

593
00:36:41,285 --> 00:36:44,204
‫و اینطور به نظر میاد که حرفای تو درست بود

594
00:36:46,999 --> 00:36:50,294
‫اوه؛آندرو،من خیلی متاسفم که اوناروگفتم

595
00:36:50,294 --> 00:36:54,006
‫نه،میدونی.خوشحالم که گفتی.حالا میدونم

596
00:36:54,715 --> 00:36:57,134
‫تو زندگی هر پسری ممکنه اینجور مسائل پیش بیاد

597
00:36:57,134 --> 00:37:00,721
‫چی،اینکه بفهمه پدرش هرز میپریده و مادرشو می پیچونده؟

598
00:37:01,138 --> 00:37:02,306
‫نه

599
00:37:02,306 --> 00:37:04,725
‫اینکه پدرش فقط یه انسانه

600
00:37:06,435 --> 00:37:09,146
‫گوش کن،چرا ازش مراقبت میکنی؟

601
00:37:09,146 --> 00:37:12,149
‫آیا به خاطر حرفای من و دانیله؟
‫چونکه میتونی اونو فراموش کنی

602
00:37:12,149 --> 00:37:14,651
‫من کمکت میکنم که لوازمشو پرت کنی وسط خیابون اگه بخوای

603
00:37:14,651 --> 00:37:18,447
‫جالب میشه. اما من از او مراقبت میکنم چونکه این کار درستیه

604
00:37:18,947 --> 00:37:21,658
‫چرا اینقدر به خودت سخت میگیری؟

605
00:37:22,034 --> 00:37:23,744
‫منظورم اینه که او به تو خیانت کرده

606
00:37:23,744 --> 00:37:25,454
‫او یه لجنه

607
00:37:25,454 --> 00:37:26,955
‫آندرو...

608
00:37:27,331 --> 00:37:30,667
‫تو اجازه نداری در مقابل من از پدرت اینطور حرف بزنی

609
00:37:30,667 --> 00:37:34,671
‫چرا ندارم؟ من برای یک بارم که شده واقعاً طرف توئم

610
00:37:34,671 --> 00:37:36,340
‫بله. من از او خشمگینم

611
00:37:36,340 --> 00:37:38,550
‫خیال دارم ازش طلاق بگیرم. و ممکنه حتی با یکی دیگه ازدواج کنم

612
00:37:38,550 --> 00:37:43,972
‫اما در این مورد اشتباه نکن،پدر تو الان و برای همیشه عشق زندگی من خواهد بود

613
00:37:45,349 --> 00:37:49,853
‫او ۱۸ سال بهترین زندگی ممکن رو به من داد که...

614
00:37:51,271 --> 00:37:53,774
‫میتونستم بهش امید داشته باشم

615
00:37:56,485 --> 00:37:59,071
‫و به همین خاطر تو باید به او احترام بزاری

616
00:38:00,072 --> 00:38:01,490
‫باشه

617
00:38:20,884 --> 00:38:22,803
‫چیه؟ من واقعاً واقعاً سرم شلوغه

618
00:38:22,803 --> 00:38:25,222
‫اومدم ازت معذرت خواهی کنم

619
00:38:25,222 --> 00:38:30,227
‫اوه،در این صورت بیا تو.کاری ندارم

620
00:38:34,231 --> 00:38:37,234
‫نمیتونم باور کنم ایدی اون همه مسائلو پیش آورد

621
00:38:37,526 --> 00:38:40,821
‫سوزان...من-من خیلی متاسفم

622
00:38:40,821 --> 00:38:42,823
‫من -من فکر کردم که تو رو اذیت کردم

623
00:38:42,823 --> 00:38:44,408
‫بله منم همینطور

624
00:38:46,243 --> 00:38:48,120
‫و همینطور که میدونی

625
00:38:48,120 --> 00:38:50,914
‫من متاسفم که شلوغش کردم

626
00:38:50,914 --> 00:38:53,625
‫من نباید میزاشتم منو اونجوری عصبانی کنی

627
00:38:56,336 --> 00:38:57,337
‫چیه؟

628
00:38:57,337 --> 00:38:59,131
‫من هنوز رو تو اثر میزارم،نمی زارم؟

629
00:38:59,131 --> 00:39:02,050
‫این فرق بین من و لوله کشه س

630
00:39:02,050 --> 00:39:05,762
‫نه،اشتباه نکن،او مرد خوبیه
‫منظورم اینه که من ازش خوشم میاد

631
00:39:05,762 --> 00:39:09,141
‫اما من شرط میبندم شما دوتا آنچه که ما با هم داشتیم رو ندارین

632
00:39:09,141 --> 00:39:11,935
‫همیشه بین منو تو یه بارقه بوده

633
00:39:11,935 --> 00:39:13,854
‫یه بارقه؟

634
00:39:13,854 --> 00:39:18,442
‫ببین آنچه که سعی دارم بگم اینه که او باید بعد از من خیلی راحت باشه

635
00:39:18,442 --> 00:39:21,445
‫یه مارماهی به نظر میاد از دست تو راحته

636
00:39:22,863 --> 00:39:28,076
‫این همونه که می خواستم راجع بهش بگم---موس موس کردن دور وبر تو،عجب جریانی

637
00:39:28,076 --> 00:39:31,872
‫ما هنوز داریم با هم جدل میکنیم و رو نقاط عصبی هم دست میزاریم

638
00:39:31,872 --> 00:39:34,583
‫ختم کلام--من از همه اونا متنفرم

639
00:39:34,583 --> 00:39:37,169
‫یاله، تو مجبوری اونچه رو که خوب بوده قبول کنی

640
00:39:37,169 --> 00:39:39,463
‫اون بهترین بوده

641
00:39:39,463 --> 00:39:41,381
‫چی داری میگی؟

642
00:39:42,174 --> 00:39:44,801
‫بزار یه نکته دیگه رو مطرح کنیم

643
00:39:46,094 --> 00:39:47,304
‫تو میخوای من برگردم؟

644
00:39:47,304 --> 00:39:49,306
‫بله

645
00:39:49,306 --> 00:39:52,392
‫بله،حالا میفهمم

646
00:39:52,392 --> 00:39:57,898
‫که تو زنی بودی که برای من اهمیت داشتی

647
00:39:58,690 --> 00:40:01,819
‫واو

648
00:40:02,319 --> 00:40:03,612
‫و-و درست به همین وضوح

649
00:40:03,612 --> 00:40:11,328
‫پس-پس تو میخوای بیای اینجا با من زندگی کنی و--و به من وفادار باشی و با همه روح و قلبت به من عشق بورزی؟

650
00:40:11,411 --> 00:40:12,913
‫دقیقاً

651
00:40:12,913 --> 00:40:15,415
‫اه،خدای من. این خیلی جالبه

652
00:40:15,415 --> 00:40:18,335
‫بله،میدونم.میدونم

653
00:40:19,127 --> 00:40:20,212
‫میخوام تو رو ببوسم

654
00:40:20,212 --> 00:40:23,924
‫اوه،خدا. نه،کارل. اوم،نه

655
00:40:23,924 --> 00:40:30,848
‫از اینکه گفتم جالبه منظورم این بود که متعجبم آیا دردرون من هنوز احساسی نسبت به تو وجود داره،آیا در عمق وجودم هنوز تو رو دوست دارم

656
00:40:30,848 --> 00:40:31,515
‫و؟

657
00:40:31,515 --> 00:40:33,934
‫-- و

658
00:40:34,017 --> 00:40:35,727
‫دیگه چیزی باقی نمونده

659
00:40:35,727 --> 00:40:37,729
‫یااله.تو داری یه احساسی پیدا میکنی

660
00:40:37,729 --> 00:40:41,859
‫خب،درواقع، من دارم،بله. ببخشید

661
00:40:42,860 --> 00:40:45,445
‫اوه،خدای من

662
00:40:59,543 --> 00:41:00,377
‫سوزان

663
00:41:00,377 --> 00:41:02,254
‫مایک،حدس بزن چیه

664
00:41:02,254 --> 00:41:03,755
‫من عاشق توئم

665
00:41:03,755 --> 00:41:04,882
‫مطمئنی؟

666
00:41:04,882 --> 00:41:06,758
‫بله

667
00:41:13,056 --> 00:41:14,266
‫زمان مناسبی نیومدم؟

668
00:41:14,266 --> 00:41:17,561
‫اوم،فقط دارن چند تا سئوال ازم راجع به خانم هوبر می پرسن

669
00:41:18,687 --> 00:41:21,690
‫من عاشق اویم. میتونید اینو هم تو کتاب کوچولوتون بنویسین

670
00:41:25,986 --> 00:41:29,072
‫همه ما به دنبال کسی هستیم

671
00:41:29,072 --> 00:41:34,411
‫فرد خاصی که آنچه را که در زندگی گم کرده ایم به ما بدهد

672
00:41:34,411 --> 00:41:36,997
‫کسی که با ما همراه و یکرنگ باشد...

673
00:41:36,997 --> 00:41:41,418
‫جرج؟ سلام،منم---بری

674
00:41:41,418 --> 00:41:44,087
‫میخواستم بپرسم ،شنبه آینده وقت آزاد داری؟

675
00:41:44,796 --> 00:41:47,591
‫داری؟ اوه،چه خوب

676
00:41:47,591 --> 00:41:49,009
‫یاری مان دهد...

677
00:41:49,009 --> 00:41:53,096
‫سلام.میفهمم که آژانس شما دایه هارو توزیع میکنه

678
00:41:53,305 --> 00:41:58,101
‫من به یه دایه مجرب و ترجیحاً زشت قیافه نیاز دارم

679
00:41:59,811 --> 00:42:00,938
‫یا در کنار او امنیت یابیم

680
00:42:00,938 --> 00:42:04,233
‫سلام،عزیزم. وکیل اخبار خوبی بهت نگفت؟

681
00:42:04,233 --> 00:42:08,737
‫قراره به قید ضمانت آزاد شی.پاسپورتتو پیدا کردم

682
00:42:08,737 --> 00:42:13,617
‫و گاهی زمانی که مجدانه جستجو کنیم ،میتوانیم کسی را بیابیم تا ...از ما حمایت کند

683
00:42:13,617 --> 00:42:16,745
‫خب،من فقط زنگ زدم بگم سلام و اینکه عاشقتم

684
00:42:16,745 --> 00:42:18,831
‫و همه اون سه تا

685
00:42:18,831 --> 00:42:22,751
‫بسیار خوب،بسیار خوب. دیگه متوجه شدم

686
00:42:25,754 --> 00:42:29,132
‫بله،ما همه د رجستجوی کسی هستیم

687
00:42:29,132 --> 00:42:31,552
‫و اگه نتونیم به اونها برسیم

688
00:42:31,552 --> 00:42:33,470
‫میتونیم فقط دعا کنیم

689
00:42:33,470 --> 00:42:35,556
‫که اونها ما رو پیدا کنن

690
00:42:35,556 --> 00:42:37,140
‫چی پیدا کردی،پسر؟

