‫﻿۱
00:00:01,001 --> 00:00:03,003
‫آنچه گذشت

2
00:00:03,036 --> 00:00:05,175
‫ـ   من یه بچه میخوام
‫ـ   ما یه قراری داشتیم. بچه بی بچه

3
00:00:05,171 --> 00:00:09,085
‫دستکاری نسخه
‫ـ   پروندهء دختر نوح

4
00:00:09,109 --> 00:00:10,247
‫فاش شدن شواهد...

5
00:00:10,276 --> 00:00:12,187
‫دنبال چی هستیم؟

6
00:00:13,179 --> 00:00:16,217
‫ـ   اون چی بود؟
‫تعرض به حریم خصوصی...

7
00:00:16,249 --> 00:00:20,220
‫ـ   بیری یک خانومه
‫ـ   یک خانوم خیلی زیبا و باکلاس

8
00:00:20,220 --> 00:00:23,292
‫یادت باشه، که اونا به دکترها
‫گرایش دارند نه داروفروشها

9
00:00:23,323 --> 00:00:27,271
‫و یک عالمه انتقام...

10
00:00:34,100 --> 00:00:36,137
‫از وقتی که یه دختر
‫کوچولو بود

11
00:00:36,136 --> 00:00:40,175
‫سوزان مایر میخواست
‫یک مادر بد باشه

12
00:00:40,206 --> 00:00:44,052
‫خیلی خب، الان برات شیشه
‫شیر میارم. نانازی، باشه

13
00:00:44,044 --> 00:00:47,218
‫و از همون روز اولی که دخترش
‫جولی رو از بیمارستان به خونه آورد

14
00:00:48,281 --> 00:00:51,023
‫اوه! تو چطوری

15
00:00:51,051 --> 00:00:53,224
‫مادر بدی بود...

16
00:00:56,222 --> 00:00:57,997
‫اوه، خدای من

17
00:00:58,024 --> 00:01:01,028
‫اگرچه آرزو داشت که برای
‫دخترش به نحو احسن مادری کنه

18
00:01:02,062 --> 00:01:05,100
‫سوزان از اشتباهات...
‫بیشماری زجر میکشید

19
00:01:05,131 --> 00:01:07,168
‫خیلی متأسفم

20
00:01:08,201 --> 00:01:12,047
‫البته، برای سوزان چند
‫سالی طول کشید تا بفهمه

21
00:01:12,072 --> 00:01:17,146
‫که حتی بهترین والدین هم هر از...
‫چندگاهی مرتکب اشتباهاتی میشن

22
00:01:23,183 --> 00:01:26,995
‫ولی الان دیگه جولی
‫دختر بزرگی شده بوده

23
00:01:27,020 --> 00:01:31,025
‫سوزان داشت به این
‫نتیجه میرسید

24
00:01:31,191 --> 00:01:34,229
‫که دیگه جایی برای...
‫اشتباه وجود نداره

25
00:01:36,029 --> 00:01:39,203
‫جولی، زک اون بیرون چیکار میکنه؟
‫گفتم که حق نداری باهاش حرف بزنی

26
00:01:39,232 --> 00:01:42,111
‫نمیرنم. بخاطر همینه که داره
‫به پنجره م سنگ میزنه

27
00:01:42,102 --> 00:01:46,107
‫خیلی خب، اینطوریه. یه بار و
‫برای همیشه به این قضیه خاتمه میدم

28
00:01:50,076 --> 00:01:53,057
‫زک، فکر کردی داری ... آو

29
00:02:01,020 --> 00:02:03,227
‫خانم مایر، خیلی متأسفم

30
00:02:03,256 --> 00:02:07,033
‫با یه سنگ کارساز نبود
‫واسه همین مشت زدم

31
00:02:07,026 --> 00:02:09,063
‫ـ   جبران میکنم

32
00:02:09,095 --> 00:02:12,167
‫ـ   چطوری؟ قرنیه چشمتو به من میدی؟
‫ـ   مامان، بخواب

33
00:02:12,165 --> 00:02:16,136
‫من فقط میخواستم با جولی صحبت کنم
‫اون چندوقته تماسهامو جواب نمیده

34
00:02:16,169 --> 00:02:19,275
‫خب، الان اینجائم
‫چی میخوای؟

35
00:02:19,272 --> 00:02:23,152
‫بیخیال، جولی
‫فقط میخوام دوباره ببینمت

36
00:02:23,176 --> 00:02:25,178
‫میدونی. حرف بزنیم
‫با هم بریم بیرون

37
00:02:25,178 --> 00:02:28,284
‫شاید اگه واسه یه مدت
‫بیخیالش بشیم بهتر باشه، باشه؟

38
00:02:28,281 --> 00:02:29,282
‫چرا؟

39
00:02:29,315 --> 00:02:34,162
‫توی صورتش مادرش سنگ پرت
‫کردی. این برای شروع چطوره؟

40
00:02:43,163 --> 00:02:44,267
‫دستت درد نکنه

41
00:02:44,264 --> 00:02:49,009
‫من هفته هاست دارم زور میزنم باهاش بهم
‫بزنم، ولی بالاخره تو یه بهونه دستم دادی

42
00:02:49,035 --> 00:02:51,208
‫بله، سوزان دفعات زیادی
‫بعنوان یک مادر شکست داشته

43
00:02:51,204 --> 00:02:52,239
‫کارت حرف نداشت، مامان

44
00:02:52,238 --> 00:02:55,117
‫واسهء همین به محض پیدا
‫کردن پیروزیش همونجا قاپیدش

45
00:02:55,141 --> 00:02:57,121
‫قابلی نداشت

46
00:03:40,253 --> 00:03:44,224
‫بهار هر سال به
‫ویستیریالن میاد

47
00:03:44,224 --> 00:03:48,138
‫بهار زمانیه که
‫گلها شکوفه میدن

48
00:03:48,161 --> 00:03:52,166
‫زمانیه که پروانه ها از
‫توی پیله هاشون بیرون میان

49
00:03:52,165 --> 00:03:55,237
‫زمانیه که زنبورها
‫دنبال شهدشون میگردن

50
00:03:56,302 --> 00:04:01,149
‫بهار همچنین زمانیه که توهمات
‫یک مرد خیالاتی تبدیل

51
00:04:01,140 --> 00:04:03,017
‫به عقدهء روحی میشه...

52
00:04:03,009 --> 00:04:05,285
‫باید اونو بخری

53
00:04:10,283 --> 00:04:12,263
‫سلام

54
00:04:12,285 --> 00:04:14,231
‫اوه، خدای من

55
00:04:14,220 --> 00:04:16,131
‫رکس، ببین، جورج

56
00:04:16,155 --> 00:04:18,226
‫خوشحالم می بینمت، بیری

57
00:04:18,258 --> 00:04:19,259
‫دکتر وندیکمپ

58
00:04:19,292 --> 00:04:21,169
‫جورج

59
00:04:21,160 --> 00:04:23,140
‫حالتون چطوره؟

60
00:04:23,162 --> 00:04:26,166
‫خوب نیستم
‫دکتر قلبم یه احمقه

61
00:04:26,165 --> 00:04:29,237
‫دکتر مقدار داروهاشو دوبرابر
‫کرده و هنوز جواب نمیده

62
00:04:29,269 --> 00:04:31,249
‫مطمئنم به موقعش خوب میشه

63
00:04:31,237 --> 00:04:33,274
‫میدونین، جالبه که به
‫هردوتون برخوردم

64
00:04:33,306 --> 00:04:37,186
‫واسه جمعه شب برای نمایشگاه
‫گل و گیاه یه بلیط اضافه دارم

65
00:04:37,210 --> 00:04:40,123
‫ـ   دوست داری بیای؟
‫ـ   خیلی دوست دارم! رکس؟

66
00:04:40,113 --> 00:04:44,118
‫یه عصر کامل فقط درخت و گیاه ببینی؟
‫فکر نمیکنی یه وقت دیگه بهتر باشه؟

67
00:04:44,150 --> 00:04:46,289
‫احتمالا

68
00:04:54,160 --> 00:04:57,073
‫خب، چرا فقط
‫خودمون باهم نریم؟

69
00:04:57,096 --> 00:05:01,101
‫راستش، بیری، جمعه
‫شب همون چیزو داریم

70
00:05:01,100 --> 00:05:03,011
‫چی؟ واسه جمعه
‫شب چیزی نداریم

71
00:05:03,002 --> 00:05:07,246
‫فکرمیکنم شوهرتون داره سعی میکنه
‫بگه نمیخواد با من بیرون بیاین

72
00:05:07,240 --> 00:05:10,119
‫رکس، هنوز حسادت میکنی؟

73
00:05:10,176 --> 00:05:11,211
‫نه

74
00:05:11,210 --> 00:05:15,215
‫توی مدت جدائیمون باهم قرار میزاشتیم
‫ولی الان فقط باهم دوستیم، مگه نه؟

75
00:05:15,214 --> 00:05:17,125
‫صد در صد

76
00:05:17,150 --> 00:05:21,155
‫ـ   ولی اگه میترسین که
‫ـ   نمیترسم

77
00:05:23,156 --> 00:05:26,035
‫خوبه. پس این یه قراره

78
00:05:27,293 --> 00:05:30,001
‫امروز میخوای
‫خرید هم بکنی؟

79
00:05:30,029 --> 00:05:33,169
‫بالاخره رکس رو متقاعد کردم
‫که اولین ارکیده شو بخره

80
00:05:33,166 --> 00:05:36,045
‫از مردمی که گلهای
‫با ارزش دارن

81
00:05:36,069 --> 00:05:38,071
‫ونمیدونن چطوری...
‫ازش مراقبت کنن متنفرم

82
00:05:38,104 --> 00:05:40,084
‫میدونی من از چی متنفرم؟
‫علف هرز

83
00:05:40,073 --> 00:05:43,111
‫یهو سبز میشن و برای خلاص شدن
‫از شرشون باید کلی جون بکنی

84
00:05:43,142 --> 00:05:47,215
‫من یه سم شیمیایی خوب پیدا کردم، باهاش
‫تقریبا میتونین از شر همه چیز خلاص بشی

85
00:05:47,213 --> 00:05:50,194
‫ـ   جمعه می بینمت
‫ـ   خداحافظ

86
00:05:54,287 --> 00:05:59,236
‫خانم سولیس، چه اتفاق غیرمنتظره ای
‫خیلی وقته شمارو این اطراف نمی بینیم

87
00:05:59,225 --> 00:06:04,174
‫من و شوهرم یه کار خیلی غیرمنتظره
‫برامون پیش اومد، ولی ردیفش کردیم

88
00:06:04,197 --> 00:06:06,108
‫زندگی خوبه

89
00:06:06,132 --> 00:06:09,113
‫اوه، و این ماشین زندگی رو
‫خیلی بهتر میکنه

90
00:06:09,102 --> 00:06:10,206
‫آفرین به شما

91
00:06:10,203 --> 00:06:13,116
‫برین توو، ببینین
‫چه حسی داره

92
00:06:13,139 --> 00:06:18,248
‫اوه! خیلی دوست دارم واسه یکشنبه
‫اینو جلوی خونه مون داشته باشم

93
00:06:18,244 --> 00:06:22,090
‫دارم یه مهمونی بزرگ راه
‫میندازم. میخوام همه اینو ببینن

94
00:06:22,115 --> 00:06:26,029
‫ـ   چه هیجان انگیر. به چه مناسبتی؟
‫مهمونی پشت پای شوهرم

95
00:06:26,052 --> 00:06:28,225
‫واقعا؟ داره کجا میره؟

96
00:06:28,221 --> 00:06:32,135
‫یه جورایی یه کار
‫نظارتی دولتی

97
00:06:32,158 --> 00:06:34,104
‫قراره برای چه مدتی بره؟

98
00:06:34,093 --> 00:06:35,265
‫هشت ماه

99
00:06:35,294 --> 00:06:39,106
‫شپش ماه دیگه هم بهش
‫اضافه میشد خوب بود

100
00:06:40,166 --> 00:06:43,045
‫ـ   روکش چرم توش فوق العاده نیست؟
‫ـ   آره

101
00:06:43,069 --> 00:06:46,209
‫آره
‫فقط یخورده زیادی بو میده

102
00:06:46,205 --> 00:06:51,154
‫از ایتالیا وارد شده
‫صد در صد چرم گوساله ی ایتالیایی

103
00:06:58,151 --> 00:07:02,065
‫خیلی متأسفم
‫نمیدونم یهو از کجا در اومد

104
00:07:02,054 --> 00:07:06,025
‫خیلی عجیبه. این اواخر با
‫بو حالت تهوع بهم دست میده

105
00:07:06,292 --> 00:07:10,240
‫ـ   سینه هاتم درد میکنه؟ درد
‫کمر هم داری؟ -آره

106
00:07:10,229 --> 00:07:13,233
‫ـ   تا چند وقت ادامه داره؟
‫ـ   تا آخرش

107
00:07:13,232 --> 00:07:17,180
‫منم موقع حمل آخریش همچین
‫حسی داشتم. حقیقت اینه که،

108
00:07:17,170 --> 00:07:21,050
‫نمیتونین توی اون ماشین
‫صندلی بچه سوار کنین

109
00:07:21,073 --> 00:07:23,144
‫چهار در خیلی جادار تره

110
00:07:23,176 --> 00:07:26,157
‫صبر ... صبرکن، آه
‫عذر میخوام، تو

111
00:07:26,145 --> 00:07:29,024
‫فکر میکنی من حامله ام؟
‫نه، من حامله نیستم

112
00:07:29,015 --> 00:07:32,224
‫اوه، تمام نشونه های بارداری رو
‫دارین، فقط فکر کردم

113
00:07:32,251 --> 00:07:35,289
‫ـ   خب، اشتباه فکر کردی
‫ـ   عذر میخوام

114
00:07:35,288 --> 00:07:38,098
‫ـ   ناسلامتی من دارم قرص میخورم
‫ـ   باشه.

115
00:07:38,090 --> 00:07:42,004
‫و من یه ماشین چهار در نمیخوام
‫یه ماشین کوچولوی سکسی میخوام

116
00:07:42,028 --> 00:07:44,235
‫ـ   میخوام یکی هم بخرم، همین الان
‫ـ   من کارای کاغذیشو میکنم

117
00:07:44,263 --> 00:07:47,176
‫خب، این یکی رو نه
‫این یکی استفراغی شده

118
00:07:47,200 --> 00:07:51,114
‫باشه. یکی نو شو
‫براتون پیدا میکنیم

119
00:07:56,075 --> 00:07:58,214
‫دفترآگهی پیترسون

120
00:08:02,148 --> 00:08:04,059
‫لینت

121
00:08:04,083 --> 00:08:08,122
‫ـ   پرونده تو فراموش کردی
‫ـ   اوه، خدای من. لینت

122
00:08:08,120 --> 00:08:13,001
‫اگه توی دنیا فقط یک نفر بود که لینت
‫دیگه هیچوت انتظار دیدنشو نداشت

123
00:08:13,025 --> 00:08:16,131
‫اون شخص آنابل فاستر بود...

124
00:08:16,162 --> 00:08:20,201
‫هشت سال قبل، آنابل به تام التماس
‫میکرد که باهاش ازدواج کنه

125
00:08:20,199 --> 00:08:23,237
‫ولی تام بهش گفت که
‫اهل ازدواج نیست

126
00:08:23,236 --> 00:08:26,080
‫تا اینکه یه روز

127
00:08:26,072 --> 00:08:29,053
‫تام اتفاقی با هیئت رئیسهء
‫تازه طلوع کرده ای

128
00:08:29,075 --> 00:08:32,147
‫به اسم لینت لیندکوییست آشنا شد...

129
00:08:33,246 --> 00:08:36,250
‫و بعد از یه چند هفته

130
00:08:36,282 --> 00:08:43,097
‫تام تصمیم گرفت که...
‫شاید بخواد ازدواج کنه

131
00:08:43,322 --> 00:08:48,169
‫به همین خاطرآنابل
‫هم به شیکاگو رفت

132
00:08:48,160 --> 00:08:49,195
‫برای همیشه

133
00:08:49,228 --> 00:08:52,107
‫یا شاید لینت همچین
‫امیدی داشت

134
00:08:52,098 --> 00:08:55,079
‫قیافه ت فوق العاده ست

135
00:08:55,101 --> 00:08:58,082
‫ممنون! تو هم همینطور

136
00:08:58,070 --> 00:09:03,179
‫تو اینجایی، توی شرکت
‫شرکت تام

137
00:09:03,209 --> 00:09:05,155
‫الان سه ماهه

138
00:09:05,144 --> 00:09:09,115
‫ـ   اوه
‫ـ   مگه تام بهت نگفته؟

139
00:09:09,115 --> 00:09:13,154
‫آه، ... حتما یادش رفته

140
00:09:15,254 --> 00:09:20,067
‫آها! ترسیدی به زنت بگی با دوست
‫دختر قدیمیت کار میکنی، ها؟

141
00:09:20,092 --> 00:09:23,266
‫بگمونم اینکار منو میکنه
‫راز کوچولوی کثیفت

142
00:09:27,133 --> 00:09:30,273
‫ـ   خب، دیگه مزاحمتون نمیشم

143
00:09:30,269 --> 00:09:33,250
‫ـ   بعدا میبینمت. .
‫ـ   صبر ندارم

144
00:09:33,272 --> 00:09:36,048
‫اوه، داشت یادم میرفت

145
00:09:36,042 --> 00:09:38,147
‫پرونده ت. بگیرش

146
00:09:45,284 --> 00:09:47,992
‫سلام، پائول. چه خبر؟

147
00:09:48,020 --> 00:09:50,193
‫یه چیزی داره هی منو اذیت میکنه
‫میخوام باهات صحبت کنم

148
00:09:50,222 --> 00:09:53,135
‫ـ   باشه. . ـ   اونشبی که
‫تو رو توی خونه م دیدم

149
00:09:53,159 --> 00:09:56,231
‫ـ   واقعا اونجا چیکار میکردی؟
‫ـ   خودت که میدونی

150
00:09:56,262 --> 00:10:00,210
‫ـ   اومده بودم کلیدتو بدم
‫ـ   بعضی چیزا جابجا شده بود

151
00:10:00,199 --> 00:10:04,147
‫ـ   دنبال چی میگشتی؟
‫ـ   درمورد چی حرف میزنی؟

152
00:10:04,136 --> 00:10:08,016
‫مجبورم به پلیس زنگ بزنم؟

153
00:10:08,040 --> 00:10:10,213
‫هرکاری میخوای بکن

154
00:10:10,209 --> 00:10:13,019
‫هرجور راحتی

155
00:10:14,313 --> 00:10:18,125
‫باشه، باشه! سوزان
‫مجبورم کرد اینکارو بکنم

156
00:10:18,150 --> 00:10:21,256
‫اون میخواست بفهمه چرا
‫مری آلیس خودشو کشته

157
00:10:21,253 --> 00:10:25,065
‫یه بند داشت درمورد نامهء تهدید
‫آمیز و بچهء مرده حرف میزد

158
00:10:25,091 --> 00:10:28,197
‫و وقتی هم که اسم آنجلا رو پیدا
‫کرد حسابی آتیشی و پریشون شد

159
00:10:28,194 --> 00:10:31,141
‫همونی که روی نوار
‫ویدیوئیت نوشته بود

160
00:10:31,297 --> 00:10:34,039
‫چیزی که دنبالش
‫بود رو پیدا کرد؟

161
00:10:34,033 --> 00:10:37,310
‫نه. قبل از اینکه بیونه نوار رو
‫نگاه کنه تو اومدی خونه

162
00:10:38,204 --> 00:10:40,184
‫که اینطور

163
00:10:41,207 --> 00:10:45,019
‫اون یجورایی فکر
‫میکنه تو شیطانی

164
00:10:47,113 --> 00:10:49,184
‫ممنون، ایدی

165
00:10:55,087 --> 00:10:56,191
‫جریان چی بود؟

166
00:10:56,222 --> 00:11:01,194
‫سوزان مایر همه ش توو فکر قتل مری
‫آلیس، که الان پائول منو گیر داده بود

167
00:11:01,227 --> 00:11:04,106
‫حالا پائول هم دنبال سوزانه

168
00:11:04,130 --> 00:11:06,201
‫اگه سوزان رو بیشتر دوست
‫داشتم، بهش خبر میدادم، ولی

169
00:11:06,198 --> 00:11:08,178
‫میدونی که...

170
00:11:10,069 --> 00:11:12,049
‫مرسی

171
00:11:23,015 --> 00:11:24,995
‫سوزان

172
00:11:27,219 --> 00:11:31,031
‫خب ... بعدا باهاتون حرف میزنم

173
00:11:31,123 --> 00:11:33,069
‫هنوز ازم در میری، ها؟

174
00:11:33,092 --> 00:11:36,005
‫نه. نه

175
00:11:37,229 --> 00:11:38,264
‫چی میخوای؟

176
00:11:38,297 --> 00:11:42,040
‫شنیدم تو و ایدی وارد
‫خونهء پائول شدین

177
00:11:42,034 --> 00:11:45,208
‫ـ   کی اینو به تو گفته؟
‫ـ   ایدی

178
00:11:46,172 --> 00:11:50,120
‫خب ... آره، شدیم. آم

179
00:11:50,276 --> 00:11:53,018
‫فقط دنبال

180
00:11:53,012 --> 00:11:54,218
‫مهم نیست. احمقانه بود

181
00:11:54,213 --> 00:11:56,193
‫میخوام از اون
‫آدم فاصله بگیری

182
00:11:56,215 --> 00:11:59,196
‫خودمم قصد داشتم
‫همین کارو بکنم

183
00:12:00,119 --> 00:12:02,099
‫خوبه

184
00:12:02,288 --> 00:12:04,131
‫مایک

185
00:12:04,156 --> 00:12:08,104
‫من میدونم چرا باید ازش فاصله
‫بگیرم. چرا تو ازم اینو میخوای؟

186
00:12:08,094 --> 00:12:13,043
‫فقط میدونم که اون آدم درستی نیست
‫پس لطفا پا روو دمش نزار

187
00:12:13,032 --> 00:12:15,069
‫نمیرارم

188
00:12:16,102 --> 00:12:18,173
‫قول میدم

189
00:12:32,051 --> 00:12:35,089
‫خب، داشتم درمورد
‫داروفروش فکر میکردم

190
00:12:35,121 --> 00:12:37,067
‫جورج. برای چی؟

191
00:12:37,056 --> 00:12:39,093
‫فکر نمیکنم باید با
‫اون بری بیرون

192
00:12:39,125 --> 00:12:43,267
‫خواهش میکنم، اون فقط یه دوسته
‫که باهاش روابط فرهنگی دارم

193
00:12:44,130 --> 00:12:48,272
‫بیری، من نگرانم چون
‫ظاهرا اون هنوز عاشق توئه

194
00:12:48,300 --> 00:12:52,077
‫نه، اون فقط میخواد باهم دوست
‫باشیم. خودش به من گفت

195
00:12:52,071 --> 00:12:55,143
‫خب، میخوای یه مرد
‫عاشق دیگه چی بگه؟

196
00:12:55,141 --> 00:12:59,248
‫ـ   واسه گذران وقتش با تو از جون مایه میزاره
‫ـ   بنظر نمیرسه تا این حد درگیر من باشه

197
00:13:00,279 --> 00:13:04,159
‫دیدم وقتی شونه شو لمس
‫کردی چطوری دستش لرزید

198
00:13:04,183 --> 00:13:06,026
‫واقعا؟

199
00:13:07,086 --> 00:13:10,158
‫وقتی اون اوایل باهم قرار میزاشتیم
‫برای منم همین اتفاق پیش میومد

200
00:13:10,156 --> 00:13:13,035
‫بخاطر نمیارم

201
00:13:13,058 --> 00:13:16,130
‫گوش کن، ادامه دادن به ملاقات
‫اون ممکنه امید غلطی رو بهش بده

202
00:13:16,128 --> 00:13:19,200
‫خب، قطعا منم نمیخوام
‫بهش آسیبی برسونم

203
00:13:19,198 --> 00:13:23,112
‫ـ   برای دومین بار
‫ـ   نه، نمیرسونی

204
00:13:23,102 --> 00:13:26,276
‫من حتی فکرمیکنم فکر خوبی اگه
‫داروخونه مونو هم عوض کنیم

205
00:13:26,305 --> 00:13:29,184
‫واقعا؟

206
00:13:30,309 --> 00:13:33,085
‫خب، باشه
‫.

207
00:13:33,312 --> 00:13:36,259
‫میدونی بیشتر دلم
‫برای چیش تنگ میشه؟

208
00:13:36,248 --> 00:13:40,025
‫جورج همیشه یه راهی داره
‫که منو از خودم راضی میکنه

209
00:13:40,052 --> 00:13:43,192
‫آره، اون مرد فوق العاده ایه

210
00:13:44,190 --> 00:13:48,138
‫عزیزم، هنوزم وقتی به من
‫دست میزنی دستات میلرزه؟

211
00:13:49,228 --> 00:13:53,142
‫نه، ولی، ای بابا
‫ما ۱۸ ساله که ازدواج کردیم

212
00:13:54,133 --> 00:13:56,113
‫بله، همینطوره

213
00:13:56,135 --> 00:14:01,175
‫و تو هنوز نمیدونی چه موقع
‫احتیاج دارم که دروغ بگی

214
00:14:07,046 --> 00:14:11,017
‫ببخشید، این آزمایش بارداری
‫در منزل، کارش خوبه؟

215
00:14:11,050 --> 00:14:13,155
‫بگمونم

216
00:14:13,152 --> 00:14:15,154
‫خب، آم

217
00:14:15,187 --> 00:14:18,168
‫ـ   اینجا دستشوئی دارین؟
‫ـ   فقط برای کارکنان داروخونه ست

218
00:14:18,190 --> 00:14:21,228
‫اوه، دستشوئی اونجاست
‫خانم سولیس. تشریف ببرین

219
00:14:21,227 --> 00:14:23,229
‫ممنون

220
00:14:26,131 --> 00:14:29,010
‫درمورد بدخلقی به
‫مشتریها بهت چی گفتم؟

221
00:14:29,034 --> 00:14:31,310
‫یه لبخند روی صورتت بچسبون وگرنه
‫همون پشت قفسه ها نگه ت میدارم

222
00:14:31,303 --> 00:14:34,147
‫جایی که هیچکس...
‫مجبور نباشه ببینتت

223
00:14:36,175 --> 00:14:39,247
‫بیری، چه اتفاق خوش آیندی
‫از این طرفا؟

224
00:14:39,245 --> 00:14:42,226
‫مگه هفتهء پیش نسخهء
‫دکتر وندیکمپ رو نفرستادیم؟

225
00:14:42,248 --> 00:14:46,993
‫جورج، اینطور که معلومه
‫نمیتونم باهات به نمایشگاه بیام

226
00:14:47,019 --> 00:14:48,191
‫چرا؟

227
00:14:48,187 --> 00:14:51,259
‫زیاد گذروندن وقت با
‫همدیگه ممکنه کار اشتباهی باشه

228
00:14:51,290 --> 00:14:55,136
‫دکتر وندیکمپ درمورد
‫من یه چیزی گفته. چی گفته؟

229
00:14:55,160 --> 00:14:58,232
‫ـ   مهم نیست
‫ـ   خواهش میکنم، بگو

230
00:14:58,230 --> 00:15:01,211
‫اون گفت تو هنوز
‫عاشق من هستی

231
00:15:02,101 --> 00:15:06,106
‫این ... این احمقانه ست

232
00:15:06,138 --> 00:15:09,278
‫من عاشق تو نیستم. نیستم

233
00:15:09,275 --> 00:15:13,087
‫حقیقت اینه که، من
‫عاشق جینجر هستم

234
00:15:13,112 --> 00:15:15,285
‫جینجر؟ انباردار؟

235
00:15:15,281 --> 00:15:18,990
‫آره. خیلی هم جدیه

236
00:15:23,255 --> 00:15:26,134
‫اوه! چرا اینو به من نگفتی؟

237
00:15:26,125 --> 00:15:29,231
‫خب، الان یکم آروم پیش میریم
‫ولی قطعا خودشه و خودش

238
00:15:29,228 --> 00:15:31,299
‫اوه، خدای من
‫این همه چیزو تغییر میده

239
00:15:31,297 --> 00:15:35,143
‫گوش کن، یکی از دوستام
‫روز شنبه مهمونی داره

240
00:15:35,134 --> 00:15:37,011
‫ـ   تو هم باید بیای
‫ـ   واقعا؟

241
00:15:37,036 --> 00:15:38,208
‫بله، و جینجر رو هم بیار

242
00:15:38,237 --> 00:15:42,185
‫جینجر؟ فکر
‫نمیکنم بیونه بیاد؟

243
00:15:42,207 --> 00:15:44,153
‫تو باید جینجر رو
‫بیاری چون

244
00:15:44,143 --> 00:15:47,056
‫اگه رکس شما دوتا رو باهم...
‫ببینه، خیالش راحت میشه

245
00:15:47,046 --> 00:15:49,253
‫اوه، آه

246
00:15:49,281 --> 00:15:52,262
‫ـ   باشه. . ـ   حرومزاده

247
00:15:57,122 --> 00:15:59,295
‫دستمال توالتتون تموم شده

248
00:15:59,291 --> 00:16:02,272
‫بیری، بعدا بهت
‫زنگ میزنم

249
00:16:07,199 --> 00:16:10,009
‫لینت

250
00:16:11,170 --> 00:16:13,081
‫سلام، عزیزم

251
00:16:13,105 --> 00:16:17,053
‫ـ   خونه ای؟
‫ـ   که سه ماهه؟

252
00:16:17,042 --> 00:16:20,046
‫خدا، منو ... زهره ترک کردی

253
00:16:20,079 --> 00:16:22,218
‫اصلا میخواستی
‫به من بگی یا نه؟

254
00:16:22,214 --> 00:16:27,129
‫میخواستم، ولی نگفتم چون میدونستم
‫چه عکس العملی نشون میدی

255
00:16:27,119 --> 00:16:30,100
‫تبریک میگم، تو افکارمو
‫مثل یه کتاب میخونی

256
00:16:31,056 --> 00:16:34,162
‫چرا اون زنو استخدام کردی؟

257
00:16:34,159 --> 00:16:38,005
‫خب، از نظر فنی، پیترسون
‫پیداش کرد، من فقط تاییدش کردم

258
00:16:38,030 --> 00:16:40,203
‫ـ   تام
‫ـ   عزیزم، من فقط دارم کمکش میکنم

259
00:16:40,199 --> 00:16:45,012
‫این حداقل کاری که میتونم بکنم. واسه اینکه
‫بخاطر تو اونو ترک کردم داغون شده بود

260
00:16:45,037 --> 00:16:46,277
‫حس بدی داشتم

261
00:16:47,272 --> 00:16:50,151
‫هنوزم نسبت به
‫اون حس داری؟

262
00:16:50,142 --> 00:16:52,144
‫خیلی خب، من
‫با تو حرف نمیرنم

263
00:16:52,177 --> 00:16:56,148
‫یالا، میتونی به من بگی. هنوز نسبت به اون
‫حس داری، مگه نه؟ فقط یه ریزه کوچولو؟

264
00:16:56,181 --> 00:17:00,129
‫من فقط سعی داشتم یه آدم
‫خوب باشم. همش همین

265
00:17:00,119 --> 00:17:03,157
‫ـ   تو نمیتونی با اون کار کنی
‫ـ   یعنی میخوای چکار کنم؟ استعفاء بدم؟

266
00:17:03,188 --> 00:17:05,293
‫با پیترسون صحبت کن
‫شاید اون بیونه جابجاش کنه

267
00:17:05,290 --> 00:17:08,203
‫شماها نبودین که توی بلیز
‫یه چیزایی رو شروع کردین؟

268
00:17:08,227 --> 00:17:12,232
‫ـ   عزیزم، تو دیوانه ای
‫ـ   نه، جدی میگم

269
00:17:12,231 --> 00:17:16,077
‫اگه اون بمونه، منم
‫هی میام توی شرکتت

270
00:17:16,101 --> 00:17:18,103
‫هر روز برات نهار میارم

271
00:17:18,137 --> 00:17:21,243
‫بچه هارو میارم ملاقاتت، پوشک
‫بچه رو روی میزت عوض میکنم

272
00:17:21,240 --> 00:17:25,086
‫تمام تولدها رو توی اتاق تو میگیرم
‫توی تمام مهمونیهای بازنشستگی،

273
00:17:25,110 --> 00:17:28,057
‫منم اونجا حاضر میشم...
‫ازش چشم برنمیدارم

274
00:17:29,081 --> 00:17:31,186
‫خب، پس بهتره یه جایی هم
‫واسه پارک ماشینت بگیرم

275
00:17:31,216 --> 00:17:33,287
‫چون آنابل میمونه

276
00:17:45,130 --> 00:17:48,077
‫فکر نمیکنی اینطوری
‫اتاق خوشکل تره؟

277
00:17:55,107 --> 00:17:58,179
‫براتون یه هدیه عذرخواهی
‫آوردم، بخاطر

278
00:17:58,177 --> 00:18:01,158
‫میدونی، پرت کردن
‫شن توی صورتتون

279
00:18:03,015 --> 00:18:06,053
‫ـ   خب، مجبور نیستی اینکارو بکنی
‫ـ   یجورایی مجبورم

280
00:18:06,085 --> 00:18:10,033
‫ـ   ببین، من میخوام باهم دوست باشیم
‫ـ   آره، خب

281
00:18:10,255 --> 00:18:13,293
‫ـ   این اتفاق نمیافته
‫ـ   چرا؟

282
00:18:13,292 --> 00:18:17,035
‫گذشته از اینکه
‫منو کور کردی؟

283
00:18:17,062 --> 00:18:21,067
‫چند هفته پیش توو
‫خونهء من قات زدی

284
00:18:21,066 --> 00:18:23,239
‫جیغ کشیدی، صندلی رو
‫پرت کردی

285
00:18:23,235 --> 00:18:28,150
‫باشه، میدونم که اونشب
‫کارم درست نبوده

286
00:18:28,140 --> 00:18:30,120
‫ولی من ناراحت بودم

287
00:18:30,109 --> 00:18:33,022
‫باید بخاطر جولی
‫اونو فراموش کنیم

288
00:18:33,045 --> 00:18:34,251
‫بخاطر جولی؟

289
00:18:34,279 --> 00:18:39,194
‫یعنی اگه مادرش و دوست پسرش با هم
‫جور نباشن اون چه حسی بهش دست میده؟

290
00:18:39,184 --> 00:18:43,132
‫جولی فکر نمیکنه تو
‫دوست پسرش هستی

291
00:18:43,155 --> 00:18:46,295
‫درواقع، فکر نمیکنم اصلا اون
‫بخواد با تو کاری داشته باشه

292
00:18:48,127 --> 00:18:50,164
‫ـ   خودش اینو گفت؟
‫ـ   آره

293
00:18:50,162 --> 00:18:54,076
‫ـ   من حرف شمارو باور نمیکنم
‫ـ   هرچی رو میخوای باور کن

294
00:18:54,099 --> 00:18:57,103
‫این بخاطر اینه که شما درمورد
‫من بهش یه حرفایی زدین

295
00:18:57,102 --> 00:18:59,275
‫زک! بیا اینجا

296
00:18:59,304 --> 00:19:02,183
‫همین حالا

297
00:19:06,111 --> 00:19:10,253
‫خواهش میکنم
‫اینو برام خراب نکنین

298
00:19:33,071 --> 00:19:35,176
‫چقدر مری آلیس رو میشناسی؟

299
00:19:35,174 --> 00:19:37,176
‫ـ   کی؟
‫ـ   مری آلیس یانگ

300
00:19:37,209 --> 00:19:40,281
‫توی فیر وی یو کنار
‫خونه ء من زندگی میکنه

301
00:19:40,279 --> 00:19:43,021
‫اینجا تو این عکس پیش توئه

302
00:19:43,048 --> 00:19:47,258
‫اون آنجلا فارست، ۱۵ سال پیش توی
‫مرکز توانبخشی با هم کار میکردیم

303
00:19:47,252 --> 00:19:51,029
‫اینقدر خنگ نباش. یعنی فکر میکنی
‫من همسایهء خودمو نمیشناسم؟

304
00:19:54,026 --> 00:19:56,165
‫این مری آلیس بچه هم داره؟

305
00:19:56,195 --> 00:19:59,233
‫یه پسر نوجوان

306
00:20:02,301 --> 00:20:05,009
‫چیه؟

307
00:20:06,071 --> 00:20:09,280
‫من وآنجلا با یه زن جوان
‫خیلی مشکلدار کار میکردیم

308
00:20:09,308 --> 00:20:12,221
‫که یه پسر بچه بدنیا آورد

309
00:20:12,211 --> 00:20:18,025
‫حدود یک سال بعد، آنجلا
‫و شوهرش ناپدید شدند

310
00:20:18,050 --> 00:20:22,260
‫هنوز خیلی نگذشته بود که
‫شنیدم اون بچه هم گم شده

311
00:20:22,254 --> 00:20:26,031
‫مردم میگفتند این فقط
‫اتفاقیه که باهم رخ داده

312
00:20:26,058 --> 00:20:30,131
‫ولی توی قلبم، همیشه امید داشتم که
‫اون یه خونهء مناسب بهش میده

313
00:20:31,263 --> 00:20:35,177
‫یعنی میخوای بگی
‫اون بچه رو دزدیده؟

314
00:20:35,200 --> 00:20:40,013
‫اینقدربهت زده نشو، مارتا
‫صورتت رو چاق نشون میده

315
00:20:41,240 --> 00:20:45,188
‫مادری که تحت درمان بود
‫یه معتاد به مواد مخدر بود

316
00:20:45,210 --> 00:20:49,181
‫اگه واقعاآنجلا همسایهء توئه
‫که شک دارم ،

317
00:20:49,181 --> 00:20:53,129
‫پس اون بچه واقعا
‫خوش شانس بوده

318
00:21:14,273 --> 00:21:18,187
‫لینت، سلام! اگه دنبال تام میگردی
‫با یکی از مشتریها رفته بیرون

319
00:21:18,210 --> 00:21:21,020
‫نه. راستش میخواستم تو رو ببینم

320
00:21:21,013 --> 00:21:24,085
‫میدونی، واقعا خنده داره
‫منم داشتم همین فکرو میکردم

321
00:21:24,116 --> 00:21:28,064
‫من خیلی وقته اینجائم. باید باهم بریم
‫بیرون، برای نهار، فقط خودمون دوتا

322
00:21:28,086 --> 00:21:30,191
‫آره. یه نگاه به تقویمم میندازم

323
00:21:31,256 --> 00:21:34,169
‫پس، آنابل

324
00:21:34,192 --> 00:21:37,196
‫تو نسبت به تام حسی داری؟...

325
00:21:37,195 --> 00:21:39,266
‫ـ   چی؟
‫ـ   شنیدی چی گفتم

326
00:21:39,298 --> 00:21:43,269
‫باشه، میخوای در اینمود
‫حرف بزنی. بیا حرف بزنیم

327
00:21:43,302 --> 00:21:48,183
‫بله، من و تام عاشق همدیگه بودیم
‫ولی اون با تو ازدواج کرد

328
00:21:48,173 --> 00:21:52,144
‫من دنبال دوبه هم زنی بین
‫یه زوج خوشبخت نیستم

329
00:21:52,177 --> 00:21:56,023
‫به هرحال، به پای سرعت
‫تو نمیرسم، مگه نه؟

330
00:21:56,148 --> 00:21:59,220
‫صبح بخیر خانوما. فقط برای
‫یه سوخت گیری کوچولو اومدم

331
00:21:59,251 --> 00:22:03,165
‫آره. یک مرد پیرهن طلایی یه
‫مرد دیگه رو لجن کاری میکنه

332
00:22:04,256 --> 00:22:08,295
‫خب، پیش به سوی سیاه چال

333
00:22:09,194 --> 00:22:12,198
‫مراقب قدمهات باش
‫من و تام یه گروهیم

334
00:22:12,230 --> 00:22:16,201
‫ازدواج ما از جنس کوهه. هیچکدوم
‫از کارات نمیتونه از هم بپاشونتش

335
00:22:16,201 --> 00:22:20,013
‫پس چرا اومدی اینجا و
‫داری به من هشدار میدی؟

336
00:22:33,118 --> 00:22:36,190
‫گبرییل! از این طرفا؟

337
00:22:38,090 --> 00:22:41,230
‫اوه، یا خدا
‫ایندفعه دیگه چیکار کردی؟

338
00:22:41,259 --> 00:22:44,240
‫ـ   حامله ای؟ ـ   بله.

339
00:22:44,229 --> 00:22:46,266
‫و این غیرممکنه، من
‫دارم قرص میخورم

340
00:22:46,264 --> 00:22:49,143
‫چیزی احتمالا که فکر میکنین
‫گناهه، ولی کارسازه

341
00:22:49,134 --> 00:22:51,273
‫این یک گناه ۹،۹۹ درصدیه

342
00:22:51,269 --> 00:22:55,115
‫خب، شاید اون یک درصد
‫باقبمونده خواست خداست

343
00:22:55,140 --> 00:22:57,279
‫یعنی واسه متلک انداختن
‫صبر نداری، مگه نه؟

344
00:22:57,309 --> 00:22:59,186
‫خدا با من چپ افتاده

345
00:22:59,177 --> 00:23:02,181
‫شیوهء زندگیمو دوست نداره
‫واسه همین مواخذه م میکنه

346
00:23:02,180 --> 00:23:06,219
‫کاری هم کردی که گواهی
‫بر مجازات شدنت باشه؟

347
00:23:07,085 --> 00:23:09,087
‫باغبون؟

348
00:23:10,122 --> 00:23:13,296
‫ـ   فکر کردم تموم شده بود
‫ـ   نه، شده بود، ولی بعد

349
00:23:13,291 --> 00:23:15,168
‫فقط باید باشی و ببینی

350
00:23:15,193 --> 00:23:20,199
‫من دارم میگم که، من یه مادر وحشتناک
‫میشم. من خودخواه و از خودراضی ام

351
00:23:20,232 --> 00:23:23,076
‫و تنها کسی که خودخواه تر
‫از منه، کارلوس

352
00:23:23,068 --> 00:23:26,140
‫منظورم اینه که، اون اینقدر خودخواهه
‫که نمیدونه من چقدر خودخواهم

353
00:23:26,171 --> 00:23:28,014
‫ما والدین وحشتناکی میشیم

354
00:23:28,006 --> 00:23:31,146
‫گبرییل، دوست دارم کمکت کنم
‫ولی نمیدونم دقیقا تو چی میخوای

355
00:23:31,143 --> 00:23:34,283
‫فقط میخوام بدونم، باید از
‫دست کی عصبانی باشم

356
00:23:34,312 --> 00:23:37,259
‫یه فکری: عصبانی نباش

357
00:23:37,249 --> 00:23:41,197
‫شکرگزار باش
‫بچه ها یک هدیه اند، مگه نه؟

358
00:23:43,255 --> 00:23:48,261
‫من واسه این چرندیات وقت ندارم
‫باید وسایل مهمونیموآماده کنم

359
00:23:49,127 --> 00:23:50,231
‫مرسی

360
00:23:50,228 --> 00:23:52,105
‫ـ   ایدی، سلام
‫ـ   سلام

361
00:23:52,130 --> 00:23:57,011
‫ـ   عجب. همه چیز داره خوب پیش میره
‫ـ   آره. آروم و گرون

362
00:23:57,035 --> 00:24:01,108
‫ارزشش رو داره
‫داری یه چیز عالی میسازی

363
00:24:01,273 --> 00:24:06,222
‫ببین، اساسا تو یه ... شکارچی هستی
‫و من یکم مشورت نیاز دارم

364
00:24:08,280 --> 00:24:12,251
‫میدونم تام منو دوست داره
‫ولی به این زن اعتماد ندارم

365
00:24:12,250 --> 00:24:15,197
‫فکر میکنم اونجا
‫خبرمبرایی هست

366
00:24:15,220 --> 00:24:18,099
‫نمیدونم
‫شاید دارم بد بین میشم

367
00:24:18,089 --> 00:24:21,161
‫نه، نه. کار درستی
‫کردی اومدی پیشم

368
00:24:21,193 --> 00:24:24,072
‫برای مقابله با این قضیه
‫دو راه وجود داره

369
00:24:24,095 --> 00:24:26,234
‫اول از همه، این
‫زنیکه چه تیپی؟

370
00:24:26,231 --> 00:24:29,110
‫خوش هیکل، جلوه دار

371
00:24:29,134 --> 00:24:33,082
‫خیلی خب. پس حالا فقط
‫یک راه برای مقابله میمونه

372
00:24:33,071 --> 00:24:35,278
‫ـ   باید خیلی سریع وارد عمل بشی
‫ـ   بگو، دارم گوش میدم

373
00:24:35,307 --> 00:24:37,150
‫خیلی ساده ست

374
00:24:37,142 --> 00:24:40,146
‫وقتی حس میکنم که از جانب زنی دارم مورد
‫تهدید قرار میگیرم، اونو میکشم طرف خودم

375
00:24:40,145 --> 00:24:42,091
‫اون میکنم بهترین دوستم

376
00:24:42,113 --> 00:24:44,218
‫تو که گفتی هیچ دوست
‫مونثی نداری

377
00:24:44,249 --> 00:24:48,288
‫ندارم. ولی هیچوقت هم توسط
‫هیچ زنی مورد تهدید قرار نگرفتم

378
00:24:48,286 --> 00:24:51,165
‫ولی نکته اینه که

379
00:24:51,156 --> 00:24:55,161
‫ـ   دوستاتو نزدیک نگه دار
‫ـ   دشمناتو نزدیکتر

380
00:25:01,233 --> 00:25:07,013
‫تام. یه مهمونی شام داریم
‫فکر میکنم آنابل رو هم دعوت کنیم

381
00:25:10,075 --> 00:25:13,147
‫ـ   ما نمیریم
‫ـ   سوزان یه چیزایی میدونه. ایدی گفت

382
00:25:13,144 --> 00:25:16,091
‫برام مهم نیست ایدی چی گفته
‫من جولی رو ترک نمیکنم

383
00:25:16,081 --> 00:25:20,052
‫تو میخوای زندگیمون، آینده مونو
‫بخاطر این ریسک کنی؟

384
00:25:20,085 --> 00:25:22,258
‫قضیه بیشتر از این حرفاست
‫جولی منو دوست داره

385
00:25:23,154 --> 00:25:25,225
‫پس چرا از دیدن تو
‫خودداری میکنی؟

386
00:25:26,057 --> 00:25:29,197
‫خانم مایر بهش دروغ میگه. اگه
‫بخاطر اون نبود، جولی هم با من بود

387
00:25:29,194 --> 00:25:31,174
‫مطمئنی؟

388
00:25:31,196 --> 00:25:35,008
‫ـ   جولی یک دختر خیلی خاصه
‫ـ   میدونم

389
00:25:35,033 --> 00:25:39,038
‫اون میتونه هر پسری رو
‫که میخواد داشته باشه

390
00:25:39,204 --> 00:25:43,152
‫من فکر میکنم تو بچهء
‫فوق العاده ای هستی. ولی

391
00:25:43,308 --> 00:25:46,221
‫تو خاص نیستی، زک

392
00:25:47,078 --> 00:25:49,251
‫واقعا نیستی

393
00:25:50,048 --> 00:25:54,053
‫ـ   اون منو بوسیده
‫ـ   اخیرا؟

394
00:25:55,287 --> 00:25:58,063
‫بیا چمدنامونو جمع
‫کنیم و از اینجا بریم

395
00:25:58,056 --> 00:26:00,263
‫تمام اینا رو پشت سر بزاریم
‫و از اول شروع کنیم

396
00:26:00,258 --> 00:26:03,239
‫و دخترای دیگه ای
‫هم هستند، قول میدم

397
00:26:03,261 --> 00:26:05,070
‫نه

398
00:26:05,063 --> 00:26:07,100
‫اگه سوزان بره پیش
‫پلیس، همه چیز تمومه

399
00:26:07,098 --> 00:26:10,079
‫اونا منو میبرن. تو رو میبرن
‫اینو نمیفهمی؟

400
00:26:10,068 --> 00:26:13,208
‫اگه جولی دیگه منو دوست نداره، هرچی
‫میخواد بشه بزار بشه، دیگه مهم نیست

401
00:26:13,238 --> 00:26:16,185
‫هیچی مهم نیست

402
00:26:23,114 --> 00:26:27,221
‫اوه، مکگرودر هم
‫بیخبر از همه جا

403
00:26:27,218 --> 00:26:31,257
‫توی تمام مدت فیلمبرداری محکم
‫دستهای بنسون رو گرفته بود

404
00:26:31,289 --> 00:26:35,169
‫بعد از اینکه برنان همچین بلایی
‫سرش آورد، منم بود عصبی میشدم

405
00:26:35,160 --> 00:26:38,164
‫خدای من، وحشتناک بود

406
00:26:40,231 --> 00:26:43,235
‫عذر میخوام، مجبورم خودمو اینجا
‫جا کنم تا بیونم بشقابهارو نمیر کنم

407
00:26:43,268 --> 00:26:45,270
‫ـ   کمک میخوای؟
‫ـ   نه، راحتم

408
00:26:45,270 --> 00:26:48,149
‫اوه ... مثل اینکه مهمون داریم

409
00:26:48,173 --> 00:26:50,153
‫سلام، بچه ها. الان
‫وقت خواب نیست؟

410
00:26:50,141 --> 00:26:54,089
‫اوه، اونا هیچوقت تو رو نمی بینن
‫بزار یکم بیدار بمونن

411
00:26:54,079 --> 00:26:57,026
‫خیلی خب، بیاین اینجا
‫میخوام با یه نفرآشنا بشین

412
00:26:58,283 --> 00:27:01,230
‫ـ   ایشون خانم فاستر هستند
‫ـ   سلام

413
00:27:01,219 --> 00:27:04,291
‫اون یکی از دوستای
‫خیلی خیلی قدیمی بابایی

414
00:27:06,291 --> 00:27:09,135
‫ـ   اونجا چی دارین؟
‫ـ   یه نقاشی کشیدیم

415
00:27:09,127 --> 00:27:11,129
‫بزارین منم یه نگاه بکنم

416
00:27:11,162 --> 00:27:15,167
‫این همه مونیم با مامانی و
‫بابایی. ما واقعا خوشحالیم

417
00:27:15,200 --> 00:27:17,305
‫اوه، خیلی دوست داشتنی

418
00:27:17,302 --> 00:27:20,283
‫ـ   اینو کی کشیدین؟
‫ـ   امروز. مامان گفت بکشیم

419
00:27:21,239 --> 00:27:24,277
‫من بهشون گفتم یه چیز خوب بکشن
‫اونا هم احساسشونو نقاشی کردند

420
00:27:24,309 --> 00:27:28,018
‫ـ   ولی شما به ما گفتی
‫ـ   ساکت شو، بزرگا دارن حرف میزنن

421
00:27:28,013 --> 00:27:30,994
‫خب، این واقعا خوبه

422
00:27:31,016 --> 00:27:34,225
‫هی، دوست دارین یه
‫روز عکس منو بکشین؟

423
00:27:34,219 --> 00:27:36,028
‫حتما، شما خوشکلین

424
00:27:36,054 --> 00:27:39,194
‫خیلی خب. همونطور که
‫باباتون گفت، وقت خواب

425
00:27:39,224 --> 00:27:42,103
‫من میبرمشون بالا

426
00:27:42,093 --> 00:27:44,130
‫یالا، بچه ها

427
00:27:44,129 --> 00:27:46,040
‫ممنون

428
00:27:52,103 --> 00:27:55,050
‫باید بگم، که خونهء
‫گرم و جذابی داری

429
00:27:55,040 --> 00:27:57,281
‫بچه هات واقعا فوق العاده اند

430
00:27:57,308 --> 00:28:01,256
‫تمام این عصر عملا یه آگهی
‫بازرگانی از یه خونوادهء عالی بود

431
00:28:01,246 --> 00:28:04,056
‫اینطور فکر میکنی؟

432
00:28:04,049 --> 00:28:06,256
‫نمیتونستی بهتر از
‫این برنامه ریزی کنی

433
00:28:06,284 --> 00:28:09,026
‫و واقعا دارم میگم

434
00:28:09,054 --> 00:28:11,091
‫خوبه

435
00:28:17,028 --> 00:28:18,268
‫سلام، سوزان

436
00:28:19,164 --> 00:28:21,201
‫پائول

437
00:28:21,199 --> 00:28:22,200
‫سلام

438
00:28:22,233 --> 00:28:26,238
‫میدونم که تو و ایدی
‫اومدین توو خونهء من

439
00:28:26,237 --> 00:28:30,014
‫ـ   ها؟
‫ـ   اشکالی نداره، عصبانی نیستم

440
00:28:30,041 --> 00:28:34,012
‫پس، درمورد آنجلا
‫میخوای چی بدونی؟

441
00:28:36,214 --> 00:28:41,027
‫اسم واقعی مری آلیس بود. اسم اونو
‫از اسم خاله ش آنجلا گذاشته بودند

442
00:28:41,019 --> 00:28:45,092
‫وقتی اون یه نوجوان بود، از هم جدا شدن
‫واسه همین اسمشو به مری آلیس تغییر داد

443
00:28:45,123 --> 00:28:49,162
‫این قضیه مال قبل از ازدواجمون بود، پس
‫اگه توی جزئیات یکم میهم بودم منو ببخش

444
00:28:50,128 --> 00:28:53,041
‫همین؟ این توجیهش؟

445
00:28:53,031 --> 00:28:56,035
‫خیلی مسخره ست، نه؟

446
00:28:57,135 --> 00:29:02,016
‫اون اسمشو بخاطربخاطر یه
‫دعوا با خاله ش عوض کرده؟

447
00:29:02,006 --> 00:29:04,282
‫به مری آلیس نمیاد
‫از این کارا بکنه

448
00:29:04,275 --> 00:29:08,155
‫خودکشیش هم بهش نمیومد، ولی
‫هردومون میدونیم که اینکارو کرد

449
00:29:10,081 --> 00:29:14,052
‫پس، بالاخره میتونیم این
‫قضیه رو فراموش کنیم؟

450
00:29:14,085 --> 00:29:17,225
‫یا بازم احتیاج داری برای یه
‫چیز دیگه بیای توو خونهء من؟

451
00:29:17,222 --> 00:29:20,032
‫آه

452
00:29:20,291 --> 00:29:23,067
‫نه. آم

453
00:29:23,261 --> 00:29:25,263
‫مرسی

454
00:29:28,199 --> 00:29:33,148
‫اگرچه، اگه اشکالی نداره، دوست دارم
‫اون نوار ویدئویی که پیدا کردمو ببینم

455
00:29:33,138 --> 00:29:35,175
‫همونی که روش نوشته بود آنجلا

456
00:29:35,206 --> 00:29:40,121
‫بد نیست موقعی که
‫جوان بوده ببینمش

457
00:29:40,111 --> 00:29:43,251
‫متأسفانه اون جعبه رو
‫با آشغالها انداختم دور

458
00:29:46,117 --> 00:29:48,119
‫خیلی خب

459
00:29:48,119 --> 00:29:54,035
‫سوزان، وقتی که گفتم امیدوارم دیگه دست
‫از سر خونوادهء من برداری واقعاگفتم

460
00:29:54,058 --> 00:29:58,006
‫این بدگمانی و سوءظن
‫تو واقعا خسته کننده شده

461
00:29:58,296 --> 00:30:01,243
‫آره، خودمم موافقم

462
00:30:14,212 --> 00:30:17,056
‫اوه، موبایل منه. عذر میخوام

463
00:30:17,048 --> 00:30:19,153
‫باشه

464
00:30:22,120 --> 00:30:25,158
‫خدای من، پیترسون. ببخشید

465
00:30:25,156 --> 00:30:27,158
‫ـ   پیترسون؟
‫ـ   سلام؟

466
00:30:27,158 --> 00:30:29,069
‫آره

467
00:30:32,063 --> 00:30:35,010
‫خب، نمایش امشبت
‫عجب نمایشی بود

468
00:30:35,033 --> 00:30:37,104
‫نمایش؟

469
00:30:37,101 --> 00:30:41,049
‫نقاشی پسرا، تمام اینا برای نشون
‫دادن اینه که چقدر خوشحالیم؟

470
00:30:41,072 --> 00:30:44,144
‫مگه یه یادآوری زیرکانه واسه گوشزد به
‫آنابل که تو خوشبختی چه عیبی داره؟

471
00:30:44,142 --> 00:30:46,247
‫زیرکانه نبود

472
00:30:46,244 --> 00:30:49,248
‫و این یه توهین به من بود

473
00:30:50,215 --> 00:30:53,219
‫من همچین قصدی نداشتم

474
00:30:55,286 --> 00:30:58,267
‫یعنی تو تا این حد مطمئن نیستی
‫که مجبوری اون گندکاری رو بکنی؟

475
00:30:58,289 --> 00:31:01,065
‫صداتو بیار پایین

476
00:31:01,259 --> 00:31:05,264
‫اگه من نسبت به اون علاقه ای ندارم، اون
‫هرچقدر که حس هم داشته باشه مهم نیست

477
00:31:05,263 --> 00:31:08,176
‫تا حالا شده به تو دلیلی
‫بدم که به من شک کنی؟

478
00:31:08,199 --> 00:31:11,078
‫هرکسی توانایی
‫انجام هرکاری داره

479
00:31:11,069 --> 00:31:13,140
‫اولین باری که همدیگه رو دیدیم
‫تو داشتی خیانت میکردی

480
00:31:13,171 --> 00:31:15,242
‫با تو! با تو خیانت میکردم

481
00:31:15,240 --> 00:31:17,151
‫این یه خصیصهء رفتاری

482
00:31:17,141 --> 00:31:18,245
‫واسه خودت یه چیزی میگی

483
00:31:18,243 --> 00:31:20,280
‫خب، یعنی میخوای
‫چیکار کنم؟

484
00:31:20,278 --> 00:31:24,192
‫تو دوست دختر قدیمیتو استخدام کردی
‫و سه ماه به من هیچ حرفی نزدی!؟

485
00:31:24,215 --> 00:31:27,253
‫اگه همون روز اول بهت میگفتم
‫تو هنوز روی گلوم نشسته بودی

486
00:31:27,285 --> 00:31:31,028
‫ـ   جریان آنابل یه سابقهء باستانی
‫ـ   اون توی اتاق بغلی

487
00:31:31,022 --> 00:31:34,265
‫چقدر باید باهم زن و شوهر بمونیم
‫چقدر طول میکشه تا به من اعتماد کنی؟

488
00:31:34,292 --> 00:31:36,238
‫من به تو اعتماد دارم

489
00:31:36,261 --> 00:31:40,209
‫چندبار به من گفتی، زن دیگه ای رو
‫لمس کن و منم پسرا رو میبرم

490
00:31:40,198 --> 00:31:42,109
‫و تو دیگه هیچوقت مارونمی بیتی ؟...

491
00:31:42,100 --> 00:31:45,240
‫این فقط ... چیزی که
‫همسرا به شوهراشون میگن

492
00:31:45,270 --> 00:31:47,181
‫نه تمام همسرا

493
00:31:47,171 --> 00:31:51,244
‫خدا، لینت، تو کاملا
‫متقاعدی که من بی وفا میشم

494
00:31:51,242 --> 00:31:54,246
‫همین منو مریض میکنه
‫این بی اعتمادی، کج بیتی

495
00:31:54,245 --> 00:32:01,060
‫میدونی، انگار تا وقتی منو نفرستی دنبال یکی
‫دیگه و ثابت نکنی حق باتوئه خوشحال نمیشی

496
00:32:03,154 --> 00:32:06,101
‫خیلی خب، صبرکن
‫اون حرفمو فراموش کن

497
00:32:06,090 --> 00:32:08,092
‫دیگه دیر شده

498
00:32:08,126 --> 00:32:10,231
‫حرفتو زدی

499
00:32:10,228 --> 00:32:14,176
‫پس فکر کن این فقط چیزی
‫که شوهرا به همسراشون میگن

500
00:32:16,200 --> 00:32:19,079
‫خب، پیترسون تووآسمون هفتمه

501
00:32:19,070 --> 00:32:22,142
‫توی تبلیغ مترو چندتا
‫خاک انداز بغل تصویر دیده

502
00:32:22,140 --> 00:32:25,212
‫خبر بد اینه که، باید تمام
‫نمایش رو از اول ارائه بدیم

503
00:32:25,243 --> 00:32:28,087
‫ـ   امشب؟ . ـ   فردا
‫اول وقت میخوانش

504
00:32:28,112 --> 00:32:31,116
‫پیترسون گفت اگه شده باید
‫تمام شب رو بیدار بمونیم

505
00:32:31,115 --> 00:32:33,152
‫من نمیتونم رانندگی کنم
‫مشروب خوردم

506
00:32:33,184 --> 00:32:35,994
‫من میکنم، بیا

507
00:32:36,020 --> 00:32:38,022
‫ـ   ممنون
‫ـ   نگران نباش، لینت

508
00:32:38,056 --> 00:32:41,037
‫به محض اینکه کار تموم شد
‫برات برش میگردونم

509
00:32:41,225 --> 00:32:43,262
‫لطفا اینکارو بکن

510
00:32:58,242 --> 00:33:02,019
‫عزیزم، یه دقیقه بیا اینجا
‫میخوام برم حرف بزنم

511
00:33:02,013 --> 00:33:05,017
‫حواست باشه همینطور
‫صورتی بمونن، باشه؟

512
00:33:05,149 --> 00:33:07,095
‫حالت خوبه؟

513
00:33:07,118 --> 00:33:13,069
‫اوه! آره، فقط نمیدونستم گوشت
‫میتونه چقدر نفرت انگیر باشه

514
00:33:15,159 --> 00:33:19,198
‫همگی، فقط میخواستم بگم همینکه
‫همه تون اومدین برام کلی معنی داره

515
00:33:19,230 --> 00:33:21,210
‫و از اونجایی که میدونین
‫چند روز دیگه

516
00:33:21,199 --> 00:33:24,180
‫دارم به یه تعطیلات
‫کوچیک دولتی میرم

517
00:33:24,168 --> 00:33:27,206
‫از شانس خوبم، صبحانه هم میدن

518
00:33:30,108 --> 00:33:32,987
‫ـ   اوه، خدا
‫ـ   موضوع اصلی اینه که

519
00:33:33,011 --> 00:33:37,016
‫من دارم میرم زندان، و وقتی
‫یک مرد به زندان میره

520
00:33:37,048 --> 00:33:39,255
‫که امیدوارم هیچکدومتون
‫هیچوقت نرین

521
00:33:39,283 --> 00:33:41,285
‫می بینه که دوستهای...
‫واقعیش چه کسانی هستند

522
00:33:41,319 --> 00:33:43,299
‫پس ممنونم

523
00:33:54,132 --> 00:33:57,079
‫میبخشمت

524
00:33:59,103 --> 00:34:01,083
‫تا وقتی نگفتم بیا
‫همینجا میمونی

525
00:34:01,072 --> 00:34:04,246
‫با هیچکس حرف نزن و محض
‫رضای خدا مست هم نکن

526
00:34:04,275 --> 00:34:07,051
‫الان باید توی
‫عروسی فامیلم باشم

527
00:34:07,045 --> 00:34:10,219
‫این یه عروسی نیست. این یه
‫مراسم تشریفاتی. حالا بشین و

528
00:34:10,248 --> 00:34:13,127
‫سعی کن ... خرابکاری نکنی

529
00:34:33,171 --> 00:34:35,117
‫برات یه هات داگ گرفتم

530
00:34:35,106 --> 00:34:36,210
‫نه، ممنون، من سیرم

531
00:34:36,240 --> 00:34:40,052
‫یه زمین کورکوئست دارن
‫میخوای بریم بازی کنیم؟

532
00:34:40,044 --> 00:34:42,991
‫ـ   نه
‫ـ   اشکال نداره. میتونم همینجا بشیم

533
00:34:43,014 --> 00:34:44,288
‫زک

534
00:34:44,282 --> 00:34:47,092
‫من نمیخوام دوست دخترت
‫باشم یا باهات بیام بیرون

535
00:34:47,118 --> 00:34:49,257
‫میخوام دست از سرم
‫برداری، باشه؟

536
00:34:52,223 --> 00:34:54,225
‫باشه

537
00:35:34,999 --> 00:35:36,103
‫در اون لحظه

538
00:35:36,134 --> 00:35:40,139
‫زمانی که داشت به قرصهایی که
‫معلوم بود عوض شدند نگاه میکرد

539
00:35:40,138 --> 00:35:45,178
‫ناگهان حالت تهوع گبرییل با
‫یه حس قویتر جایگزین شده بود

540
00:35:45,209 --> 00:35:47,280
‫خشم

541
00:36:04,295 --> 00:36:06,275
‫داری چیکار میکنی؟

542
00:36:06,297 --> 00:36:09,073
‫خیلی عذر میخوام
‫این یه حادثه بود

543
00:36:09,066 --> 00:36:11,239
‫سوالمو جواب بده
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

544
00:36:11,235 --> 00:36:14,045
‫ـ   من دعوت شدم
‫ـ   از طرف کی؟

545
00:36:14,071 --> 00:36:17,143
‫دکتر وندیکمپ، میدونین چیه؟ فکر
‫نمیکنم مجبورم جواب شما رو بدم

546
00:36:17,141 --> 00:36:19,212
‫ـ   فکر میکنم مجبوری
‫ـ   اینجا چه خبره؟

547
00:36:19,243 --> 00:36:23,214
‫اون بدون دعوت اومده مهمونی. این آدم
‫کاملا معلومه برای جوابش نه نداره

548
00:36:23,247 --> 00:36:28,026
‫اشکالی نداره.جورج یه دوست دختر
‫داره. با خودت آوردیش، مگه نه؟

549
00:36:28,019 --> 00:36:30,090
‫ـ   اون دوست دختر نداره
‫ـ   دارم

550
00:36:30,121 --> 00:36:32,158
‫اوناهاش

551
00:36:36,093 --> 00:36:39,267
‫ـ   اون دوست دخترش؟
‫ـ   میبینی؟ بیخود نگران بودیم

552
00:36:40,298 --> 00:36:44,246
‫پس، هروقت خواستین
‫عذر خواهی کنین

553
00:36:45,203 --> 00:36:49,208
‫اوه، یالا دیگه، رکس. تو رفتارا
‫یجورایی به جورج بدهکاری

554
00:36:55,279 --> 00:36:57,156
‫اوه، چرا که نه

555
00:37:07,024 --> 00:37:09,163
‫رکس، عقلتو از دست دادی؟

556
00:37:09,193 --> 00:37:12,037
‫درواقع، من فقط اونو هل دادم

557
00:37:13,130 --> 00:37:15,110
‫کارلوس! تو یه حرومزاده ای

558
00:37:15,099 --> 00:37:18,137
‫من حامله ام و این تقصیر توئه

559
00:37:25,142 --> 00:37:30,023
‫عجب. مهمونی تازه
‫داره شروع میشه

560
00:37:36,120 --> 00:37:38,259
‫حالت خوبه؟

561
00:37:38,289 --> 00:37:41,202
‫فکر میکنم میتونم روو
‫راست بگم نه، خوب نیستم

562
00:37:41,192 --> 00:37:44,036
‫خیلی متأسفم

563
00:37:44,228 --> 00:37:46,105
‫مرسی

564
00:37:46,297 --> 00:37:50,006
‫ولی میدونی درمورد
‫بچه چی میگن؟

565
00:37:50,034 --> 00:37:53,015
‫اینکه نمیتونی تصور کنی اونا رو
‫داشته باشی تا وقتی بچه دار میشی

566
00:37:53,004 --> 00:37:56,042
‫و بعدش بدون اونا میتونی
‫زندگی رو تصور کنی؟

567
00:37:56,073 --> 00:37:58,053
‫این حقیقت

568
00:38:01,178 --> 00:38:05,217
‫تنها چیزی که دارم میگم
‫اینه که شاید این یه نعمت خدادادیه

569
00:38:06,150 --> 00:38:08,130
‫من نمیدونم پدرش کیه

570
00:38:08,119 --> 00:38:09,223
‫چی؟

571
00:38:09,253 --> 00:38:11,164
‫آره

572
00:38:12,023 --> 00:38:14,196
‫ـ   منظورت اینه که تو و جان هنوز ... ؟
‫ـ   آره

573
00:38:14,225 --> 00:38:15,295
‫گبی

574
00:38:15,293 --> 00:38:18,240
‫میدونم، سوزان
‫نمیدونم باید چیکار کنم

575
00:38:19,096 --> 00:38:21,167
‫اوه! اوه، خدای من

576
00:38:21,165 --> 00:38:24,044
‫ـ   اوه، خدای من! اون خونهء منه
‫ـ   زنگ میزنم ۹۱۱

577
00:38:24,035 --> 00:38:26,015
‫آره، اون ... اون خونهء منه

578
00:38:26,037 --> 00:38:28,278
‫اوه! اوه

579
00:38:29,040 --> 00:38:32,112
‫اوه، ببین ... آشپزخونه م

580
00:38:32,109 --> 00:38:35,090
‫اوه، این یه آتیش بزرگه

581
00:38:37,181 --> 00:38:41,129
‫اینطور که پیداست، یه نفر اجاق
‫گاز رو با شمع روشن گذاشته

582
00:38:41,152 --> 00:38:45,225
‫این امکان نداره. ما توی طول
‫روز شمع روشن نمیکنیم

583
00:38:45,256 --> 00:38:51,104
‫آه، خب، من یه شمع وانیلی
‫فرانسوی روشن کردم، ولی

584
00:38:51,095 --> 00:38:53,166
‫تقریبا یقین دارم که فوتش کردم...

585
00:38:53,197 --> 00:38:55,268
‫تقریبا یقین دارین؟

586
00:38:57,234 --> 00:38:59,111
‫بله! فوتش کردم

587
00:38:59,103 --> 00:39:01,105
‫کردم، ... فکر کنم

588
00:39:01,138 --> 00:39:03,118
‫آتیش کنترل شده

589
00:39:03,140 --> 00:39:06,314
‫خسارات میتونست
‫بیشتر از اینا باشه

590
00:39:06,310 --> 00:39:10,122
‫از حالا باید بیشتر
‫مراقب باشن

591
00:39:16,087 --> 00:39:19,227
‫نگران نباشین. مراقب میشیم

592
00:39:25,096 --> 00:39:27,269
‫ـ   بیری، سلام
‫ـ   سلام

593
00:39:27,264 --> 00:39:30,040
‫خیلی زود مهمونی رو ترک کردی

594
00:39:30,034 --> 00:39:33,208
‫شانس اینو پیدا نکردم بخاطر کاری
‫که رکس کرد ازت عذرخواهی کنم

595
00:39:33,237 --> 00:39:39,119
‫جورج، خیلی متأسفم که جلوی
‫اون همه آدم تو رو کوچیک کرد

596
00:39:39,143 --> 00:39:43,023
‫ـ   نمیدونم یهو چش شد
‫ـ   یعنی معلوم نیست؟ اون از من متنفره

597
00:39:43,013 --> 00:39:46,017
‫نه، اون از تو متنفر نیست
‫اون حتی تو رو نمی شناسه

598
00:39:46,050 --> 00:39:49,156
‫ـ   حتی تو هم واقعا اونو نمیشناسی
‫ـ   اینو خوب میدونم

599
00:39:49,186 --> 00:39:52,065
‫اون اجازه نمیده ما
‫با هم دوست باشم

600
00:39:52,089 --> 00:39:55,161
‫خب، این در دایره
‫احتیارات اون نیست

601
00:39:56,193 --> 00:39:59,174
‫اگه ازت بخواد که
‫دیگه منو نبینی چی؟

602
00:40:00,030 --> 00:40:02,237
‫اگه بهت دستور بده چی؟

603
00:40:02,233 --> 00:40:05,271
‫خب، من خودم تصمیم میگیرم که
‫توی زندگیم به کی احتیاج دارم

604
00:40:05,269 --> 00:40:08,011
‫و من تصمیم گرفتم که
‫به تو احتیاج دارم

605
00:40:08,038 --> 00:40:10,177
‫و همش همینه

606
00:40:10,207 --> 00:40:13,313
‫رکس میتونه شرایطت رو بخاطر
‫گذروندن وقتت با من خیلی بد کنه

607
00:40:13,310 --> 00:40:18,225
‫خب، کی میگه اون باید بدونه من
‫وقت آزادمو چطوری میگذرونم؟

608
00:40:31,162 --> 00:40:35,042
‫من با خونواده ای که اون
‫سمت خیابونه مشکل دارم

609
00:40:35,032 --> 00:40:39,003
‫فکر میکنم یکی از اونا
‫خونه مو به آتیش کشونده

610
00:40:39,036 --> 00:40:40,208
‫و نمیدونم چرا

611
00:40:40,204 --> 00:40:45,119
‫ولی حس میکنم با جریان اون دوستم
‫که خودشو کشت یه ارتباطی داره

612
00:40:48,012 --> 00:40:51,289
‫با پلیس تماس گرفتم
‫ولی حرفمو جدی نمیگیرن

613
00:40:53,050 --> 00:40:57,089
‫این خونواده یک راز داره
‫یک راز بد

614
00:40:57,121 --> 00:40:58,259
‫فکر میکنم دیگه به آخرم رسیده

615
00:40:58,255 --> 00:41:05,036
‫میخوام هرچیزی که در مورد پائول یانگ
‫و خونواده ش وجود داره رو پیدا کنین

616
00:41:05,262 --> 00:41:08,038
‫فکر میکنین میتونین
‫به من کمک کنین؟

617
00:41:09,133 --> 00:41:12,012
‫در واقع

618
00:41:12,036 --> 00:41:14,175
‫میدونم که میتونم

619
00:41:19,076 --> 00:41:23,115
‫بهار هر سال به ویستیریالن میاد

620
00:41:23,147 --> 00:41:28,028
‫ولی همه یادشون نمیمونه
‫که وایسن و گلها رو بو کنن

621
00:41:29,019 --> 00:41:33,263
‫بعضیها سرشون با غصه
‫خوردن درمورد آینده شلوغه

622
00:41:33,290 --> 00:41:38,262
‫یا اشتباهاتی که در
‫گذشته مرتکب شدند

623
00:41:40,297 --> 00:41:46,077
‫بعضیها گرفتار این هستن
‫که یه وقت مچشونو نگیرن

624
00:41:47,137 --> 00:41:49,117
‫این یه پنجره ست

625
00:41:49,139 --> 00:41:54,145
‫یا بفکر راههایی هستند که
‫مچ یکی دیگه رو بگیرن

626
00:41:59,016 --> 00:42:02,190
‫هنوز، همیشه تعداد قلیلی هستند

627
00:42:02,219 --> 00:42:08,261
‫که یادشونه که از لحظات استفاده کنند و قدر
‫اون چیزی که بهار بهشون داده رو میدونن

628
00:42:10,261 --> 00:42:16,212
‫درست همینطور که همیشه کسانی هستند
‫که ترجیح میدن توی تاریکی بنشیدند

629
00:42:16,200 --> 00:42:21,149
‫و به چیزهایی که از
‫دست دادند فکر کنند

