1
00:00:01,384 --> 00:00:03,186
‫آنچه از"کدبانو های سرگشته"  گذشت

2
00:00:03,186 --> 00:00:05,890
‫سوزان نکاتی را در مورد قرار عشقی از دختر ۱۲ ساله اش یاد گرفت

3
00:00:05,890 --> 00:00:07,993
‫اگه می خای با او قرار بزاری باید بری ازش بخای

4
00:00:07,993 --> 00:00:10,396
‫من امیدوارم او از من درخاست کنه

5
00:00:10,396 --> 00:00:11,297
‫کارا چطور پیش میره؟

6
00:00:11,297 --> 00:00:13,801
‫بری بطور تصادفی شوهرشو مسموم کرد

7
00:00:13,801 --> 00:00:15,303
‫نمی تونم باور کنم تو سعی کردی منو بکشی

8
00:00:15,303 --> 00:00:17,405
‫بله ،خب . من راجع به اون احساس بدی دارم

9
00:00:17,405 --> 00:00:19,308
‫لاینت در تربیت خلاقانه بچه ها زیاده روی کرد

10
00:00:19,308 --> 00:00:24,315
‫هر کدوم از شما که بچه بدی باشین،زنگ می زنم به سانتا(بابا نوئل) و به او میگم شما برای کریسمس جوراب می خاید

11
00:00:24,315 --> 00:00:26,718
‫من جدا خوشم نمیاد تو اینطوری باهام حرف می زنی

12
00:00:26,718 --> 00:00:30,326
‫منم جدا خوشم نمیاد که ۱۵۰۰۰ دلار صرف گردنبند الماست کردم

13
00:00:30,326 --> 00:00:33,727
‫در حالی که گابریل خودشو بیش از اندازه در مصاحبت با باغبونش گرفتار کرد

14
00:00:33,727 --> 00:00:35,429
‫سلام عزیزم، زود اومدی خونه

15
00:00:35,429 --> 00:00:36,731
‫و همه متعجب بودند....

16
00:00:36,731 --> 00:00:38,734
‫مری آلیس، تو چی کار کردی؟

17
00:00:38,734 --> 00:00:42,138
‫چرا بهترین دوست اونا باید خودشو بکشه؟

18
00:00:42,138 --> 00:00:44,341
‫واقعا ما چه قدر مایلیم راجع به همسایه هامون بدونیم؟

19
00:00:44,341 --> 00:00:47,646
‫هر کسی یه کمی گند کاری داره

20
00:00:51,651 --> 00:00:53,153
‫بعد از مردنم،

21
00:00:53,153 --> 00:00:58,054
‫شروع کردم به رها کردن قسمتهایی از خودم که دیگر مورد نیاز نبودند

22
00:00:58,254 --> 00:01:01,654
‫خواسته هام،عقایدم،جاه طلبی هام،تردیدهام----ه

23
00:01:01,654 --> 00:01:05,354
‫هر ردی از بشریت من از دست رفته بود

24
00:01:06,754 --> 00:01:09,455
‫من فهمیدم با گذر از ابدیت

25
00:01:09,455 --> 00:01:12,055
‫می توان به سرعت و سبکی نقل مکان کرد

26
00:01:12,655 --> 00:01:16,355
‫در حققیت، من فقط تونستم یک چیز رو حفظ کنم

27
00:01:16,355 --> 00:01:17,956
‫حافظه ام رو

28
00:01:19,456 --> 00:01:23,056
‫و حیرتناک است وقتی بر می گردم و به دنیایی که پشت سر گذاشته بودم مینگرم

29
00:01:23,056 --> 00:01:25,356
‫-- من همه چیز را به یاد می آورم

30
00:01:25,556 --> 00:01:28,157
‫هر تک ذره خاطرات را

31
00:01:30,257 --> 00:01:33,857
‫مثل دوستم بری ون د کمپ.

32
00:01:35,357 --> 00:01:38,758
‫اطمینان راحت لبخند او را به یاد می آورم،

33
00:01:39,558 --> 00:01:42,358
‫ظرافت با وقار دستهای او،

34
00:01:43,558 --> 00:01:46,459
‫گرمای مطبوع صدای او

35
00:01:49,959 --> 00:01:52,359
‫--- اما آنچه که بیشتر در مورد بری به یادم می آید

36
00:01:52,359 --> 00:01:54,359
‫رکس، اون ---دوست داشتنی نبود

37
00:01:54,359 --> 00:01:57,660
‫بارقه وحشت در چشمهای او بود

38
00:01:58,760 --> 00:02:02,160
‫بری داشت می فهمید که دنیای او در حال از هم گسیختن بود

39
00:02:02,160 --> 00:02:05,261
‫و برای زنی که از پایانهای لوس و بی پایه  نفرت داشت

40
00:02:05,461 --> 00:02:07,961
‫این امر قابل قبول نبود

41
00:02:08,561 --> 00:02:11,664
‫رکس.رکس.باید بلند شی.

42
00:02:11,664 --> 00:02:13,666
‫هوا که هنوز روشن نشده

43
00:02:13,666 --> 00:02:14,367
‫خواهش می کنم زود باش

44
00:02:14,367 --> 00:02:17,670
‫اگه بچه ها تورو اینجا ببینن که خوابیدی،شروع می کنن سئوال کردن

45
00:02:17,670 --> 00:02:19,973
‫بزار بپرسن. برام دیگه مهم نیست

46
00:02:19,973 --> 00:02:22,175
‫خب. برا من مهمه

47
00:02:22,175 --> 00:02:24,477
‫لازم نکرده ما با مشکلات زناشویی مون اونهارو آزار بدیم

48
00:02:24,477 --> 00:02:28,081
‫تا زمانی که تکلیفمون معلوم نشده،حداقل کار اینه که ظواهرو حفظ کنیم

49
00:02:28,081 --> 00:02:30,440
‫اوه، بله.ظواهر

50
00:02:30,440 --> 00:02:32,987
‫من کاملا ظواهر از یادم رفته بود

51
00:02:33,553 --> 00:02:35,790
‫اوه،رکس،تو خسته به نظر میای.

52
00:02:35,790 --> 00:02:37,620
‫من نخوابیدم

53
00:02:37,620 --> 00:02:40,568
‫این چیز لعنتی اصلا راحت نیست

54
00:02:41,077 --> 00:02:44,635
‫خب،چرا نمیای بالا و رو رختخواب خودمون بخوابی؟

55
00:02:44,635 --> 00:02:45,855
‫ما داریم مشاوره زناشویی می شیم. بری

56
00:02:45,855 --> 00:02:48,092
‫فکر می کنم اگه بیام بالا مسائل قروقاطی می شه

57
00:02:48,092 --> 00:02:49,820
‫--- آخه

58
00:02:49,820 --> 00:02:51,752
‫من دوست دارم تو پیشم باشی

59
00:02:52,159 --> 00:02:53,989
‫میدونم دوست داری

60
00:02:54,802 --> 00:02:56,937
‫البته اگه من راهی برای یه کم خوابیدن پیدا نکنم؛اونم زود

61
00:02:56,937 --> 00:03:01,105
‫از خستگی زیاد مجبور می شم بیام بالا آخرش

62
00:03:07,511 --> 00:03:10,357
‫بله؛بری از خیلی چیزا می ترسید

63
00:03:10,357 --> 00:03:13,916
‫اما اگر یک چیز وجود می داشت که او از آن نمی ترسید....

64
00:03:17,373 --> 00:03:19,304
‫تلاش و مبارزه بود

64
00:03:23,879 --> 00:03:28,963
‫<font color=F۱۱B۹۵>کدبانوهای سرگشته

65
00:04:00,277 --> 00:04:04,446
‫<font color=F۶۲B۹۷>Episode ۳ : تصویر کوچک قشنگ

66
00:04:05,462 --> 00:04:09,021
‫روز در ویستریا لین همچون هر روز دیگر شروع می شد

67
00:04:09,021 --> 00:04:11,563
‫با فنجانی قهوه و روزنامه صبح

68
00:04:11,563 --> 00:04:12,681
‫فقط یه ثانیه صبر کن

69
00:04:12,681 --> 00:04:15,121
‫و در حینی که لاینت قسمت کسب و کار رو می خوند

70
00:04:15,121 --> 00:04:18,027
‫و گابریل مجموعه های پاییزی را مطالعه میکرد

71
00:04:18,027 --> 00:04:21,434
‫و بری دنبال  ایده هایی برای دکوراسیون می گشت

72
00:04:21,434 --> 00:04:25,642
‫سوزان صفحه اول رو به دقت نگاه کرد و چیزی یافت

73
00:04:25,642 --> 00:04:27,846
‫که نگاه او را به خود گرفت

74
00:04:50,992 --> 00:04:52,395
‫مگه ساعت چنده؟

75
00:04:52,395 --> 00:04:55,000
‫راحت باش. با خودم تنقلات آوردم

76
00:04:55,602 --> 00:04:57,606
‫لاینت، این کارتها چسبونکیه

77
00:04:57,606 --> 00:05:00,872
‫می دونم پرستون با استفاده از سه تا کارت خشت قاشق مربا رو از تو شیشه مربا در آورد

78
00:05:01,413 --> 00:05:04,219
‫عالی شد؛ ممنون که حالا ۴۹ کارت برا بازی داریم

79
00:05:04,219 --> 00:05:06,824
‫- سلام،ببخشید دیر اومدم
‫- هی

80
00:05:06,824 --> 00:05:09,529
‫خب،منو سوزان داشتیم به دخترا می گفتیم  که من می خام یه پارتی   راه بندازم و شام بدم

81
00:05:09,529 --> 00:05:10,832
‫- راستی؟
‫- بله

82
00:05:10,832 --> 00:05:13,838
‫خب این همه مدتی که ما تو این خیابون زندگی کردیم  یه کار گروهی بزرگ انجام ندادیم

83
00:05:13,838 --> 00:05:15,241
‫فکر می کنم نظر معرکه ای باشه

84
00:05:15,241 --> 00:05:18,447
‫پائول همیشه از شلوغی خوشش نمی ومد اما با سرو کله زدن باهاش دارم این کارو انجام می دم

85
00:05:18,447 --> 00:05:19,850
‫بالاخره این مجلس بزم کیه؟

86
00:05:19,850 --> 00:05:21,854
‫یه ماه دیگه از امشب چطوره؟

87
00:05:21,854 --> 00:05:23,451
‫شونزدهم می شه.برا همه خوبه؟

88
00:05:23,451 --> 00:05:25,446
‫برا من که خوبه. می تونیم هر کدوممون یه چیزی درست کنیم؟

89
00:05:25,446 --> 00:05:27,841
‫اوه،نه؛این پارتی منه

90
00:05:27,841 --> 00:05:30,236
‫سالها بود که می خواستم همه رو دعوت کنم

91
00:05:30,236 --> 00:05:32,332
‫خیلی خوشحالم که بالاخره دارم این کارو میکنم

92
00:05:32,332 --> 00:05:34,616
‫فکر می کنم خوش بگذره

93
00:05:34,914 --> 00:05:36,702
‫هی.

94
00:05:37,298 --> 00:05:39,582
‫می دونم .شامی که قرار بود بده

95
00:05:39,582 --> 00:05:41,966
‫چطور هممون تونستیم اینو فراموش کنیم؟

96
00:05:41,966 --> 00:05:45,740
‫در واقع فراموش نکردیم.   وقتی میزبان میمیره پارتی هم منتفی می شه

97
00:05:45,740 --> 00:05:46,435
‫لاینت

98
00:05:46,435 --> 00:05:49,415
‫پررو نیستم که هنوز متوقع پارتی باشم. دارم به یک واقعیت اشاره می کنم

99
00:05:49,415 --> 00:05:53,414
‫مری آلیس برا ی پارتی  خیلی شاد بود. آدم غم دلشو می گیره.

100
00:05:53,414 --> 00:05:55,214
‫فکر میکنم باید اون کارو بکنیم

101
00:05:55,214 --> 00:05:57,713
‫واقعا؟قضیه لوس و بیمزه نمی شه؟

102
00:05:57,713 --> 00:06:01,412
‫نه. این کارو به افتخار مری آلیس می کنیم. برای او خیلی مهم بود

103
00:06:01,412 --> 00:06:03,514
‫همه مونم می تونیم یه شب شاد داشه باشیم

104
00:06:03,512 --> 00:06:07,811
‫چه خوب ،چونکه منم یه مقدار آرد جدید دارم که میمیرم اونو به همه نشون بدم

105
00:06:07,811 --> 00:06:08,411
‫لاینت؟

106
00:06:08,411 --> 00:06:10,810
‫- منم هستم
‫- منم گوشت سرخ کرده سردست بره درست می کنم

107
00:06:10,810 --> 00:06:12,010
‫من هنوز هستم

108
00:06:12,510 --> 00:06:14,010
‫پس برای چند نفر باید آشپزی کنیم؟

109
00:06:14,010 --> 00:06:17,109
‫هفت نفر. سه زوج و سوزان.
‫درست می گم؟

110
00:06:17,109 --> 00:06:18,909
‫نه، کاملا در اشتباهی

111
00:06:18,909 --> 00:06:22,308
‫- اوه
‫- کسی هست دوست داری دعوتش کنی؟

112
00:06:31,906 --> 00:06:34,105
‫یکی رو دارم

113
00:06:37,105 --> 00:06:38,404
‫یه مجلس شام

114
00:06:38,404 --> 00:06:40,504
‫عزیزم من باید تا دیروقت کار کنم

115
00:06:40,504 --> 00:06:42,104
‫پیشنهاد کاری "دیل من" خودش یه گرفتاری بزرگه

116
00:06:42,104 --> 00:06:44,503
‫نه،نه تو قول دادی این هفته هر شب خونه باشی

117
00:06:44,504 --> 00:06:46,608
‫من سعی خواهم کرد ولی هیچ تظمینی نمی تونم بدم

118
00:06:46,608 --> 00:06:47,710
‫کاسبی همین جوره

119
00:06:47,710 --> 00:06:50,917
‫پس بگو شاهزاده خودش به تنهایی سوار اسب می شه و  توی غروب  غیبش می زنه

120
00:06:50,917 --> 00:06:52,921
‫وای که می دونستم فیلمها همیشه غلط از آب در میان

121
00:06:52,921 --> 00:06:54,425
‫میدونی مشکل تو چیه؟

122
00:06:54,425 --> 00:06:55,727
‫خیلی عصبی  هستی

123
00:06:55,727 --> 00:06:57,431
‫باید بری به چشمه آب معدنی یا بری خرید کنی

124
00:06:57,431 --> 00:07:00,237
‫یه راهی برا آرامشت پیدا کن

125
00:07:12,965 --> 00:07:13,572
‫سلام؟

126
00:07:13,572 --> 00:07:15,393
‫کجایی؟

127
00:07:15,393 --> 00:07:16,505
‫کلاس جبر

128
00:07:16,505 --> 00:07:18,225
‫ساعت ۴ وقتت آزاده؟

129
00:07:18,225 --> 00:07:21,259
‫مطمئن نیستم . بعد از کلاس باید یه نیگاهی بندازم

130
00:07:21,259 --> 00:07:23,485
‫خب . هر چه زودتر می تونی بیا اینجا

131
00:07:23,485 --> 00:07:26,418
‫شوهرم میگه که من به آرامش نیاز دارم

132
00:07:26,418 --> 00:07:29,048
‫آه،لابد  توقع داری به خاطر اتفاقی که دفعه پیش افتاد با لباس ژیمناستیکم بیام؟

133
00:07:29,048 --> 00:07:31,610
‫اگه می تونی خواهش می کنم

134
00:07:31,884 --> 00:07:32,685
‫یه مهمانی شبانه

135
00:07:32,685 --> 00:07:34,086
‫بله خوش می گذره

136
00:07:34,086 --> 00:07:35,888
‫بری آشپزی می کنه، همه می ان

137
00:07:35,888 --> 00:07:37,990
‫می دونی چیه؟
‫عزیزم من هنوز فرصت پیدا نکردم وسائلم رو بار کنم

138
00:07:37,990 --> 00:07:41,394
‫من فقط،آه،من فقط نیاز دارم برای چند روز آینده آرامش داشته باشم

139
00:07:41,394 --> 00:07:44,196
‫اوه،تام

140
00:07:44,196 --> 00:07:50,803
‫لیکور(نوعی مشروب قوی) و پیش غذای اشتها آور می خوریم و چارتا آدم بزرگ بدون مزاحمت بچه ها و-------و ظروف نقره

141
00:07:50,803 --> 00:07:51,804
‫ظروف نقره رو یادت میاد

142
00:07:51,804 --> 00:07:54,106
‫عزیزم می تونی اینو  برام نگه داری؟

143
00:07:54,106 --> 00:07:55,708
‫از این حرفهایی که زدم چیزی شو شنیدی؟

144
00:07:55,708 --> 00:07:57,310
‫بله، ببخشید
‫من فقط---من بشدت خسته م

145
00:07:57,310 --> 00:08:02,418
‫سه شهر رو در شش روز----سرم داره می ترکه
‫من برای یه مهمونی شب آمادگی ندارم

146
00:08:02,418 --> 00:08:03,516
‫من یه پرستار بچه م پیدا کردم

147
00:08:03,516 --> 00:08:05,518
‫میتونی بگی نیاد؟

148
00:08:05,518 --> 00:08:08,521
‫خاهش  میکنم
‫ببین،بزار فقط فردا شب تو خونه بمونیم

149
00:08:08,521 --> 00:08:10,641
‫می تونیم یه بطری شراب بخریم و یه فیلم ویدئو هم کرایه کنیم؛

150
00:08:10,641 --> 00:08:14,478
‫و من -من فقط می خام وقتمو با بهترین زن دنیا بگذرونم

151
00:08:14,478 --> 00:08:16,397
‫همین و همین

152
00:08:17,205 --> 00:08:19,830
‫من دلمو برا یه شب با حال خوش کرده بودم

153
00:08:19,830 --> 00:08:23,263
‫میدونم مامانی من ،متاسفم ،اما....

154
00:08:23,263 --> 00:08:23,970
‫من که خسته م

155
00:08:23,970 --> 00:08:28,083
‫منظورم اینه که  به یاد بیار ۶۰ ساعت در هفته کار کردن یعنی چی؟

156
00:08:32,698 --> 00:08:34,002
‫یک مهمونی شبانه؟

157
00:08:34,002 --> 00:08:35,708
‫آیا من باید بیام؟

158
00:08:35,708 --> 00:08:38,116
‫خب،مثل اینکه قراره ما میزبان باشیم،خودم اینو گفتم

159
00:08:38,116 --> 00:08:41,125
‫به هر حال تو این مهمونی قرار نیست تو مشروب بخوری

160
00:08:41,125 --> 00:08:42,430
‫چرا قرار نیست؟

161
00:08:42,430 --> 00:08:44,737
‫برای اینکه وقتی مشروب می خوری وراج میشی

162
00:08:44,737 --> 00:08:47,245
‫لازم نکرده کسی بدونه ما پیش دکتر گولد فین می ریم

163
00:08:47,245 --> 00:08:50,756
‫------میدونی ،اگه نصف وقتی رو که صرف پنهان کردن مشکلاتمون میکنی صرف حل اونابکنی

164
00:08:50,756 --> 00:08:51,960
‫نه یه قطره

165
00:08:51,960 --> 00:08:54,769
‫میدونی، این---این مضحکه

166
00:08:54,769 --> 00:08:56,776
‫و همه این قضیه در باره ما که مثلا میریم آموزش تنیس می بینیم؟

167
00:08:56,776 --> 00:09:00,588
‫خب،وقتی تو سه بار در هفته غیبت می زنه پرستارا متعجب نمی شن که تو کجا میری

168
00:09:00,588 --> 00:09:03,698
‫کلاسهای آموزش تنیس بهانه پذیرفتنیه

169
00:09:05,303 --> 00:09:07,912
‫---- بسیار خب ،پس، بااین کلاسهای تنیس که ما داریم

170
00:09:07,912 --> 00:09:08,614
‫الان چه طوریم؟

171
00:09:08,614 --> 00:09:12,857
‫ضربه با پشت راکت من بی انداره پیشرفت کرده
‫اما تو هنوز با سرویس زدن مشکل داری

172
00:09:13,449 --> 00:09:15,224
‫البته

173
00:09:15,915 --> 00:09:17,000
‫یه مهمانی شبانه؟

174
00:09:17,000 --> 00:09:20,059
‫اون فردا شبه،پس فقط اگه تونستی جولی رو یه روز بیشتر نگه دار

175
00:09:20,059 --> 00:09:23,425
‫خوبه،اما دست بردار.من وبرندی یکشنبه برای یک هفته می ریم به کلبه جنگلی.

176
00:09:23,425 --> 00:09:25,009
‫چه کلبه ای؟

177
00:09:25,207 --> 00:09:28,375
‫براندی جایی رو می خواد که ما بتونیم  راحت باشیم

178
00:09:28,870 --> 00:09:31,147
‫توافق (سر جولی) ما دقیقا دیروز تمام شد

179
00:09:31,147 --> 00:09:34,415
‫تو می تونی یه کلبه بخری ، اما نمی تونی از زیر حمایت بچه ت شونه خالی کنی

180
00:09:34,415 --> 00:09:35,702
‫چک تو صندق پُسته

181
00:09:35,702 --> 00:09:39,068
‫اوه
‫نه اون نیست

182
00:09:39,068 --> 00:09:42,137
‫محافظ دندونمو پیدا کردم. من آمادم

183
00:09:44,216 --> 00:09:45,214
‫دعوا مرافعه بسه

184
00:09:45,214 --> 00:09:47,610
‫ما تا انجایی که برامون مقدور بوده با هم ملایم باشیم، بودیم

185
00:09:47,610 --> 00:09:49,906
‫همونطور که گفتم  کشمکش  رو بس کنید

186
00:10:00,287 --> 00:10:02,583
‫ببخشید،براندی

187
00:10:02,783 --> 00:10:04,680
‫لطف م یکنید؟

188
00:10:07,175 --> 00:10:08,772
‫اوه،باشه

189
00:10:08,772 --> 00:10:12,566
‫صبر کن
‫سوزان، تو اونجایی ممکنه خودت برش داری

190
00:10:12,566 --> 00:10:15,860
‫من میتونم اما اون پرتش کرد اینجا

191
00:10:15,860 --> 00:10:19,553
‫یاله. کج خلق نباش.فقط اون قوطی لعنتی رو بردار

192
00:10:19,553 --> 00:10:20,152
‫نه

193
00:10:20,152 --> 00:10:21,252
‫من برش می دارم

194
00:10:21,252 --> 00:10:22,752
‫عزیزم  تو دخالت نکن

195
00:10:26,852 --> 00:10:28,552
‫خوبه

196
00:10:28,852 --> 00:10:31,452
‫عجب ادا اصولی

197
00:10:32,952 --> 00:10:34,852
‫اوه، متاسفم
‫اونم کج خلقی بود؟

198
00:10:34,852 --> 00:10:37,852
‫میدونی چیه؟می تونی اون قوطی سگ مصبو خودت ورداری

199
00:10:37,852 --> 00:10:40,852
‫باشه خب تو هم برو به جهنم

200
00:10:45,152 --> 00:10:47,452
‫می خوای برش دارم؟

201
00:10:48,352 --> 00:10:49,652
‫آه...

202
00:10:57,352 --> 00:11:01,752
‫خانم وار مینگتون گفت که دنبال آگهی ترحیم مامان می گشته و نتونسته پیداش کنه

203
00:11:02,452 --> 00:11:03,952
‫درخواست آگهی دادی؟

204
00:11:03,952 --> 00:11:07,252
‫من هزار فکر تو کله م،زاک

205
00:11:08,652 --> 00:11:10,452
‫اما چطور نتونستی ای ن کارو بکنی؟

206
00:11:10,452 --> 00:11:12,052
‫مردم دارن فکر می کنن ما اهمیتی به مادرم نمی دیم

207
00:11:12,052 --> 00:11:14,352
‫من شک دارم مردم به این قضیه خیلی بها بدن

208
00:11:14,352 --> 00:11:16,252
‫راجع به اون نگران نباش

209
00:11:16,252 --> 00:11:18,252
‫تو اصلا راجع به اون حرف نمی زنی

210
00:11:18,252 --> 00:11:21,252
‫او هنوز یک ماه نمی شه که مرده و شما جوری فراموشش کردید که انگار اصلا وجود نداشته

211
00:11:21,252 --> 00:11:24,452
‫برا این جور حرفا الان یه خرده بچه ای

212
00:11:26,652 --> 00:11:28,554
‫شاید وقتی تو مردی

213
00:11:28,554 --> 00:11:31,957
‫منم هیچ درخواست آگهی ترحیم ندم

214
00:11:31,957 --> 00:11:34,960
‫این  انتخابیه که تو میتونی بکنی

215
00:11:37,363 --> 00:11:39,064
‫با فرض اینکه بیشتر از من زنده بمونی

216
00:11:45,671 --> 00:11:46,972
‫مامان کار شاقی که نمی خوایم بکنیم

217
00:11:46,972 --> 00:11:48,574
‫کارلوس و من برای غسل تعمید میایم

218
00:11:48,574 --> 00:11:50,376
‫مسئله حله

219
00:11:50,576 --> 00:11:52,278
‫باشه ،خوبه

220
00:11:52,278 --> 00:11:57,183
‫تو با عمه ماریا می ری ومنم نانا رو به کلیسا می ارم

221
00:11:57,183 --> 00:11:58,985
‫لباساتو درآر

222
00:11:58,985 --> 00:12:00,186
‫اوه-آه

223
00:12:00,186 --> 00:12:01,887
‫باشه. من باید برم مامان

224
00:12:01,887 --> 00:12:03,990
‫بله همین الان

225
00:12:03,990 --> 00:12:07,393
‫باشه،اوه،این دستوراتو می تونی بعدا به من بدی. خدافظ

226
00:12:07,393 --> 00:12:09,089
‫سلام. مدرسه چطور بود؟

227
00:12:09,089 --> 00:12:10,885
‫یه نمره آ منفی توامتحان بیولوژی گرفتم

228
00:12:10,885 --> 00:12:12,681
‫گرفتی؟ مم

229
00:12:12,681 --> 00:12:14,576
‫خب .بزار ببینیم چی یاد گرفتی؟

230
00:12:18,966 --> 00:12:20,063
‫اون کیه؟

231
00:12:20,063 --> 00:12:21,759
‫نمیدونم

232
00:12:22,158 --> 00:12:23,854
‫هی،تو

233
00:12:30,539 --> 00:12:32,135
‫پس مایک چیزی گفت؟

234
00:12:32,135 --> 00:12:35,726
‫نه،اما، خدا. تو باید  نگاهشو تو چهره ش می دیدی

235
00:12:35,726 --> 00:12:37,223
‫مطمئنم خیلی بد نبوده

236
00:12:37,223 --> 00:12:39,218
‫منظورم اینه که به پارتی میاد . درسته؟

237
00:12:39,218 --> 00:12:40,715
‫سه تا پیغام گذاشتم

238
00:12:40,715 --> 00:12:43,009
‫اوه،او تصمیم نداره بیاد.غافلگیری بزرگ

239
00:12:43,009 --> 00:12:44,905
‫من هر کاری کردم اما پیرم در اومد

240
00:12:44,905 --> 00:12:46,900
‫خدا، از این حالت که می شم متنفرم

241
00:12:46,900 --> 00:12:51,090
‫مثل این می مونه که هر زمان به۳متری کارل می رسم،
‫دقیقا هیولای او می شم

242
00:12:51,090 --> 00:12:54,383
‫می دونی چیه؟ تا زمانی که تو مشکلاتتو با اون مرد حل نکردی ،هیچ چیز تغییر نمی کنه

243
00:12:54,383 --> 00:12:56,079
‫چی؟ منظورت اینه که ببخشمش

244
00:12:56,079 --> 00:12:59,670
‫می دونی،من مدت زیادی با این تلخی زندگی کردم و فکر می کنم بدون تلخی باید تنها بمونم

245
00:12:59,670 --> 00:13:01,666
‫عزیزم یه حیوون خونگی بیار

246
00:13:02,364 --> 00:13:03,860
‫ببینیم چی می شه

247
00:13:07,053 --> 00:13:09,248
‫-- - ولد زنا
‫- این یه گرد همایی تجاریه

248
00:13:09,248 --> 00:13:10,644
‫این یه پارتی مردونه س

249
00:13:10,644 --> 00:13:13,538
‫مدیر منطقه ای،مدیرشرکت، سرپرست فروش

250
00:13:13,538 --> 00:13:16,630
‫مارگاریتا(نوعی مشروب اسپانیولی)، سیگار،کلاه اسپانیولی

251
00:13:16,630 --> 00:13:17,229
‫باشه

252
00:13:17,229 --> 00:13:20,681
‫عزیزم. توقع داری من چی کا رکنم . تمام وقتم و تو هتل بشینم و درو دیوار و نیگاه کنم

253
00:13:20,681 --> 00:13:22,878
‫نه. اما وقتی من میگم

254
00:13:22,878 --> 00:13:24,343
‫"ما به یه پارتی دعوت شدیم

255
00:13:24,343 --> 00:13:27,899
‫ناله نکن ۶۰ ساعت در هفته کار میکنی و درب وداغونی

256
00:13:27,899 --> 00:13:32,816
‫کفش های مهمونیتو پات کن و مادر بچه هاتو برای تفریح ببر  بیرون

257
00:13:32,816 --> 00:13:35,222
‫خب.میدونی چیه؟.تو درست می گی

258
00:13:35,431 --> 00:13:36,478
‫به اون پارتی میریم

259
00:13:36,478 --> 00:13:39,302
‫من نمی تونم. من قرار با پرستار بچه رو لغو کردم

260
00:13:39,302 --> 00:13:40,662
‫باشه .خب  با یکی دیگه قرار می زاریم

261
00:13:40,662 --> 00:13:42,336
‫قرار یه پارتی شبانه م میزاری؟

262
00:13:42,336 --> 00:13:45,893
‫من حتی وقت ندارم صورتمو بشورم

263
00:13:48,194 --> 00:13:49,894
‫نه، میدونی چیه؟

264
00:13:49,894 --> 00:13:51,294
‫من می خوام به این یکی برم

265
00:13:51,294 --> 00:13:53,494
‫تو میتونی خونه بمونی و پرستار بچه ها باشی

266
00:13:53,494 --> 00:13:54,694
‫خوبه

267
00:13:54,694 --> 00:13:56,794
‫من از پسش بر میام

268
00:14:11,795 --> 00:14:13,095
‫ممنون

269
00:14:13,495 --> 00:14:17,995
‫گابریل صبحشو صرف گشتن دنبال دختر کوچولوی اسرار امیز کرد

270
00:14:17,995 --> 00:14:25,896
‫و چه بد برای او که معما کمی زودتر حل شد

271
00:14:29,296 --> 00:14:30,096
‫هی.

272
00:14:30,696 --> 00:14:31,796
‫اینجا چه خبره؟

273
00:14:31,796 --> 00:14:33,396
‫اَشلی رو ندیده بودی؟

274
00:14:36,796 --> 00:14:37,796
‫پیداش کردم

275
00:14:37,796 --> 00:14:41,396
‫عزیزم،شلیا بوکووسکیه،همسایه جدیدمون.
‫اونا تو خونه قدیمی میلر ساکن شدن

276
00:14:41,396 --> 00:14:44,496
‫دخترم توپشو تو حیاط خونه شما انداخته
‫خیلی باید ببخشید

277
00:14:44,496 --> 00:14:47,097
‫اوه،اوه، نه، مسئله ای نیست

278
00:14:47,097 --> 00:14:49,597
‫خوشحالم می بینمت اَشلی

279
00:14:51,097 --> 00:14:52,997
‫او خجالتیه . زیاد حرف نمی زنه

280
00:14:52,997 --> 00:14:55,597
‫بله،اما من می تونم  ببینم ذهن کوچک او بیوقفه کار می کنه

281
00:14:58,597 --> 00:14:59,997
‫خوشحال شدم از دیدارتون

282
00:15:03,397 --> 00:15:04,997
‫بیا اَشلی

283
00:15:41,899 --> 00:15:43,799
‫نشستهای خصوصی؟

284
00:15:43,799 --> 00:15:46,199
‫نمی فهمم. چرا ما به نشستهای خصوصی نیاز داریم؟

285
00:15:46,199 --> 00:15:50,799
‫نشستهای خصوصی به ما امکان میده تا روی مشکلات شخصی هر دو طرف درگیر کار کنیم

286
00:15:50,799 --> 00:15:52,499
‫اوه،خب. من هیچ مشکل شخصی ندارم

287
00:15:52,499 --> 00:15:57,000
‫تنها مشکل من اینه که شوهرم میخواد منو ترک کنه،
‫و اگه قراره اون تو جلسه نباشه من چطور میتونم روش کا رکنم؟

288
00:15:57,000 --> 00:16:01,900
‫چیزهایی است که لازمه من راجع به اونها با دکتر گولد  فین بحث کنم
‫و دوست ندارم تو باشی

289
00:16:01,900 --> 00:16:03,400
‫چرا؟

290
00:16:03,400 --> 00:16:06,400
‫من زنتم.در حضور من میتونی هر چیزی بگی

291
00:16:06,400 --> 00:16:08,600
‫---- همه اونچه نیاز داریم  چند نشست دیگس، و من مطمئنم ما می تونیم

292
00:16:08,600 --> 00:16:10,196
‫لعنتی. بری

293
00:16:10,196 --> 00:16:12,890
‫چند نشست بیشتر مشکل مارو حل نمی کنه

294
00:16:12,890 --> 00:16:15,384
‫مشکل بزرکتر از این حرفهاس

295
00:16:16,881 --> 00:16:18,477
‫چرا ما کارو این جوری انجام ندیم؟

296
00:16:18,477 --> 00:16:20,872
‫رکس. اولین نیم ساعتو به تو اختصاص می دیم

297
00:16:20,872 --> 00:16:24,164
‫بری، نیم ساعت بعدی مال توئه

298
00:16:24,962 --> 00:16:26,160
‫خوبه

299
00:16:27,457 --> 00:16:28,454
‫اوه، و، دکتر

300
00:16:28,454 --> 00:16:34,241
‫اگر اونچه که او می خواد راجع بهش بحث کنه سر و کاری با بی عفتی و خیانت ،روسپیگری و یا ، تصاویر سکس اینترنتی داشته باشه

301
00:16:34,241 --> 00:16:37,434
‫از شما واقعا ممنون میشم که یک محدودیت قاطع اخلاقی برای بحث قائل بشید

302
00:16:52,299 --> 00:16:54,494
‫سلام اَشلی

303
00:16:54,494 --> 00:16:58,585
‫منو یادت میاد؟ ما-----ماجلوتر همدیگرو دیدیم

304
00:16:59,682 --> 00:17:01,179
‫وای

305
00:17:01,179 --> 00:17:03,474
‫تو یه هنرمند کوچولو نیستی؟هاها

306
00:17:03,474 --> 00:17:05,270
‫اونا چی ان؟ فلامینگو؟

307
00:17:05,270 --> 00:17:06,866
‫نه

308
00:17:08,961 --> 00:17:11,272
‫خب. خیلی قشنگن

309
00:17:11,272 --> 00:17:14,286
‫تقریبا به نظر میاد دارن همدیگرو می بوسن

310
00:17:14,286 --> 00:17:16,497
‫-- چیزای با مزه راجع به بوسیدن

311
00:17:16,497 --> 00:17:18,909
‫فقط زن وشوهرا نیستن که همدیگرو می بوسن

312
00:17:18,909 --> 00:17:22,325
‫گاهی ما مادرمون یا پد ربزرگمونو می بوسیم

313
00:17:22,325 --> 00:17:24,636
‫گاهی حتی ما سگمونو می بوسیم. هاها

314
00:17:24,636 --> 00:17:28,555
‫گاهی حتی ما آدمایی رو می بوسیم که فقط دوستمون هستن

315
00:17:28,555 --> 00:17:33,177
‫یه جور شبیه دست به دست زدن به نشانه شادی و موفقیت . منتهی با لبها. درست؟ هاها

316
00:17:35,287 --> 00:17:38,495
‫آه...هی اَش

317
00:17:38,495 --> 00:17:41,102
‫من فروشگاه بودم و اینو دیدم

318
00:17:41,102 --> 00:17:42,906
‫فکر کردم شاید ازش خوشت بیاد

319
00:17:42,906 --> 00:17:44,711
‫اهل هاواییه

320
00:17:44,711 --> 00:17:47,217
‫اسمش شاهزاده کاهااولاس

321
00:17:47,217 --> 00:17:52,230
‫و فکر می کنم معنیش آبشار کوچولو یا حوض بزرگ یا همچین چیزی باشه

322
00:17:56,340 --> 00:17:57,243
‫باشه

323
00:17:57,243 --> 00:18:00,150
‫پس با هم خوبیم،درسته؟

324
00:18:01,854 --> 00:18:02,757
‫باشه

325
00:18:02,757 --> 00:18:05,062
‫خب با دوست جدیدیت خوش باش

326
00:18:05,062 --> 00:18:09,173
‫و اگه چیز دیگه ای نیاز داری فقط به من بگو

327
00:18:10,075 --> 00:18:12,181
‫چیزی که واقعا من دوست دارم

328
00:18:12,181 --> 00:18:15,088
‫یه دو چرخه س

329
00:18:42,658 --> 00:18:44,462
‫کجا اونو پیدا کردی؟

330
00:18:44,964 --> 00:18:47,671
‫او از این استفاده کرد و خودشو کشت

331
00:18:47,671 --> 00:18:49,776
‫چرا تو باید اینو داشته باشی؟

332
00:18:50,578 --> 00:18:52,282
‫چرا؟

333
00:18:53,084 --> 00:18:55,190
‫برای اینکه من فکر می کردم یه روزی ممکنه بهش نیاز پدا کنیم

334
00:18:55,190 --> 00:18:56,593
‫برای چی؟

335
00:18:56,593 --> 00:18:57,896
‫حفاظت

336
00:18:57,896 --> 00:18:59,400
‫من میخوام راجع به مامان صحبت کنم

337
00:18:59,400 --> 00:19:00,002
‫باید دواتو بخوری

338
00:19:00,002 --> 00:19:02,408
‫ما باید راجع به مامان صحبت کنیم

339
00:19:13,336 --> 00:19:15,240
‫سلام زاک

340
00:19:15,641 --> 00:19:18,449
‫امیدوارم وقت بدی نیومده باشم

341
00:19:19,551 --> 00:19:21,757
‫چی کار میتونم براتون بکنم خانم ون د کمپ

342
00:19:21,757 --> 00:19:25,767
‫خب، من اومدم تو و پدرتو برای فردا شب برای یه مهمونی شبانه دعوت کنم

343
00:19:25,767 --> 00:19:27,973
‫من نمیدونم پدرم الان کجاست

344
00:19:27,973 --> 00:19:31,983
‫اوه،خب،متاسفم دیر بهنون خبر دادم،اما،خب.

345
00:19:31,983 --> 00:19:37,397
‫ما مطمئن نبودیم تو وپدرت  هنوزآمادگی چنین رفت و آمدی رو داشته باشین

346
00:19:37,397 --> 00:19:40,805
‫اما ما در واقع یه جورایی به افتخار مادرت می خوایم این کارو بکنیم

347
00:19:42,309 --> 00:19:43,312
‫واقعا؟

348
00:19:43,312 --> 00:19:45,818
‫بله،دقیقا  به اون بهانه دور هم  جمع می شیم

349
00:19:45,818 --> 00:19:50,831
‫می خوریم و حکایتهای جالب و بامزه رو راجع به مادرت مطرح می کنیم

350
00:19:52,735 --> 00:19:56,345
‫زاک... تو خوبی؟

351
00:19:57,748 --> 00:19:58,751
‫سلام بری

352
00:19:58,751 --> 00:20:00,455
‫اوه. سلا م پائول
‫-- من داشتم

353
00:20:00,455 --> 00:20:01,357
‫شنیدم

354
00:20:01,357 --> 00:20:04,164
‫ممنون . اما برای فردا ما خودمون یه برنامه ای داریم

355
00:20:04,164 --> 00:20:07,473
‫اوه. خیلی بد شد

356
00:20:12,486 --> 00:20:14,090
‫خب. من باید برم

357
00:20:14,491 --> 00:20:18,000
‫ممنون . خانم ون دکمپ

358
00:20:18,000 --> 00:20:20,005
‫برای چی زاک؟

359
00:20:20,706 --> 00:20:23,012
‫به یاد مادرم بودید

360
00:20:24,215 --> 00:20:26,020
‫مم

361
00:20:28,426 --> 00:20:32,737
‫اون شب پائول به پسرش چیزی دا تا اعصابش آروم بشه

362
00:20:32,737 --> 00:20:39,454
‫و روز بعد،گابریل با دادن یه چیزی به بهترین دوست جدیدش اعصاب خودشو آروم کرد

363
00:20:39,454 --> 00:20:40,757
‫بفرمائید

364
00:20:41,058 --> 00:20:46,371
‫بهترین از نوع خودش، سه سرعته،بدنه آلومینیوم،روبان روی دسته، و یه زنگ

365
00:20:46,371 --> 00:20:49,479
‫و توجه می کنی که رنگش آبی مایل به ارغوانیه تا با چشمهای کوچک قشنگ تو هماهنگ باشه

366
00:20:49,479 --> 00:20:51,785
‫چشمها یمن سبزه

367
00:20:51,785 --> 00:20:55,595
‫بله،خب،حالا برو به سرعت با این گشت بزن. هیچ کس حتی متوجه نمی شه

368
00:20:55,595 --> 00:20:56,597
‫همه ش مال خودته

369
00:20:56,597 --> 00:20:57,901
‫خوش بگذرون

370
00:21:03,314 --> 00:21:05,019
‫چیه؟ مشکل کجاست

371
00:21:05,019 --> 00:21:07,726
‫من دو چرخه سواری بلد نیستم

372
00:21:07,726 --> 00:21:08,929
‫چی؟

373
00:21:09,129 --> 00:21:11,134
‫خب ،پس برا چی دوچرخه خواستی؟

374
00:21:12,237 --> 00:21:13,960
‫چرا تو نتونی یادم بدی؟

375
00:21:13,960 --> 00:21:15,480
‫ها ها خوب شد

376
00:21:15,480 --> 00:21:18,723
‫باشه . یکی از همین روزا

377
00:21:18,824 --> 00:21:21,256
‫الان باشه چه اشکالی داره؟

378
00:21:28,046 --> 00:21:29,971
‫بعد از صحبتش با لاینت،

379
00:21:29,971 --> 00:21:33,924
‫سوزان تصمیم گرفت به آلبوم عکسها ی قدیمیوشن یه نگاهی بندازه

380
00:21:33,924 --> 00:21:37,775
‫و این بار خودشو ا زیه دیدگاه کاملا جدید نگاه کرد

381
00:21:37,775 --> 00:21:41,018
‫با این نگاه تصاویر چندان تحسین برانگیز نبودند

382
00:21:52,368 --> 00:21:54,698
‫بله شما کارلو گرفتین. پیغام بزارین

383
00:21:56,117 --> 00:21:57,840
‫هی کارل منم

384
00:21:57,840 --> 00:21:58,955
‫امیدوار بودم اونجا باشی

385
00:21:58,955 --> 00:22:01,285
‫اوم، گوش کن . لازمه با هم صحبت کنیم

386
00:22:01,285 --> 00:22:04,731
‫پس وقتی فردا جولی رو آوردی شاید،

387
00:22:04,731 --> 00:22:06,150
‫فرصتی پیدا کنیم

388
00:22:06,150 --> 00:22:08,075
‫مهمه

389
00:22:09,494 --> 00:22:11,585
‫سلام گرم منو برسون به...

390
00:22:13,177 --> 00:22:15,069
‫براندی

391
00:22:16,164 --> 00:22:17,558
‫بهم زنگ بزن

392
00:22:20,047 --> 00:22:21,938
‫سوزان به خودش افتخار میکرد

393
00:22:21,938 --> 00:22:25,920
‫او بالاخره آماده شده بود تا بر خشمش غلبه کنه

394
00:22:29,205 --> 00:22:30,599
‫خب...

395
00:22:30,699 --> 00:22:32,789
‫تقریباً

396
00:22:37,867 --> 00:22:39,360
‫پسرا ساعت ۵:۳۰ گرسنه شون می شه

397
00:22:39,360 --> 00:22:42,247
‫پس تکه های ماهی رو ساعت ۵ بزار تو سرخ کن

398
00:22:42,247 --> 00:22:45,831
‫تا نیم ساعت
‫عزیزم می دونم این سومین باریه که داری بهم میگی

399
00:22:45,831 --> 00:22:47,523
‫خب اگه غذا دیر بشه،خدا کمکت کنه

400
00:22:47,523 --> 00:22:49,614
‫چه زیبا. من به جزوه نیاز ندارم

401
00:22:49,614 --> 00:22:50,908
‫جراحی مغز که نمی خوایم بکنیم

402
00:22:50,908 --> 00:22:54,193
‫تورو به خدا. اونا چندتا بچه ن

403
00:22:55,886 --> 00:22:58,375
‫پریستون ممکنه بیای اینجا؟

404
00:22:58,375 --> 00:22:59,071
‫بله؟

405
00:22:59,071 --> 00:23:00,465
‫عزیزم

406
00:23:00,664 --> 00:23:02,556
‫تو قانون مارو د رمورد خوردن شیرینی میدونی. درسته؟

407
00:23:02,556 --> 00:23:05,841
‫بله،بعد از ساعت پنج نمی تونیم بخوریم
‫برا اینکه شکر مارو چاق می کنه

408
00:23:05,841 --> 00:23:09,724
‫بله اما امشب هر کاری می تونین بکنین

409
00:23:12,013 --> 00:23:13,805
‫حواست باشه برادراتم سهیم کنی

410
00:23:13,805 --> 00:23:15,498
‫ممنون مامان

411
00:23:19,480 --> 00:23:21,272
‫به پاهات نیگا نکن
‫به پاهات نیگا نکن

412
00:23:21,272 --> 00:23:23,960
‫به جاده نیگا کن
‫به جاده نیگا کن. خوبه

413
00:23:23,960 --> 00:23:24,657
‫اوه. عالیه

414
00:23:24,657 --> 00:23:27,046
‫توازنتو حفظ کن
‫توازنتو حفظ کن

415
00:23:27,046 --> 00:23:30,729
‫باشه، حالا خودتی،
‫حالا خودتی
‫عالی کار کردی

416
00:23:31,127 --> 00:23:33,915
‫باشه ، بپیچ به راست
‫مواظب ماشین باش

417
00:23:33,915 --> 00:23:36,702
‫مواظب ماشین باش
‫مواظب ماشین باش

418
00:23:37,300 --> 00:23:38,494
‫اوه،خدا

419
00:23:40,585 --> 00:23:41,578
‫اوه،حالت خوبه؟

420
00:23:41,578 --> 00:23:43,662
‫بله . دوباره

421
00:23:43,662 --> 00:23:46,640
‫اوه،عزیزم.پاشنه های کفشم دیگه تخته ای بهش نمونده

422
00:23:46,640 --> 00:23:48,625
‫فردا چی؟

423
00:23:48,625 --> 00:23:51,901
‫خب. فردا نمیتونی برا خودت بچرخی . برای اینکه باید بری مدرسه

424
00:23:51,901 --> 00:23:53,291
‫من توخونه درس می خونم

425
00:23:53,291 --> 00:23:55,077
‫من همیشه این دور و برم

426
00:23:55,077 --> 00:24:01,927
‫اینجا بود که گابریل فهمید این برنامه حالا حالاها ادامه داره

427
00:24:04,309 --> 00:24:06,290
‫دارم میام

428
00:24:09,559 --> 00:24:12,036
‫کارل اینجا چی کار می کنی؟
‫تو خواستی فردا بیام

429
00:24:12,036 --> 00:24:13,918
‫توگفتی میخوای صحبت کنی
‫به نظرم مهم اومد

430
00:24:13,918 --> 00:24:16,493
‫فردا
‫من الان یه حوله دورم پیچیدم

431
00:24:16,493 --> 00:24:18,475
‫ما ۱۴ سال بود ازدواج کرده بودیم

432
00:24:18,475 --> 00:24:21,248
‫میدونم زیر حوله چیه
‫یاله

433
00:24:24,616 --> 00:24:26,102
‫من واقعا در این وضعیت آماده نیستم

434
00:24:26,102 --> 00:24:28,381
‫من میخواستم کلی حرف برا زدن اماده کنم

435
00:24:28,381 --> 00:24:30,362
‫فردا براندی و من کارایی داریم

436
00:24:30,362 --> 00:24:32,938
‫پیشنهاد میدم الان ترتیبشو بدی

437
00:24:36,603 --> 00:24:39,277
‫اوم،باشه

438
00:24:39,277 --> 00:24:40,466
‫-- کارل. قضیه اینه که

439
00:24:40,466 --> 00:24:45,221
‫من راجع به اتفاقی که دیروز تو پارکینگ جلوی خونه افتاد فکر کردم

440
00:24:45,221 --> 00:24:48,886
‫--- و...من-من فقط نمی خوام که

441
00:24:48,886 --> 00:24:49,976
‫من نمیخوام اونطوری زندگی کنم

442
00:24:49,976 --> 00:24:52,453
‫من نمی خوام یه همچون آدمی باشم

443
00:24:52,453 --> 00:24:57,802
‫من فکر کردم اگه ما دوتا،می دونی،اگه ما یه -----قشنگ،آروم

444
00:24:57,802 --> 00:25:00,675
‫کارل. باید از من عذ رخواهی بشه

445
00:25:00,675 --> 00:25:01,269
‫چی بشه؟

446
00:25:01,269 --> 00:25:03,349
‫عذر خواهی بشه. به خاطر اینکه اینجوری ازدواجمونو تموم کردی

447
00:25:03,349 --> 00:25:07,014
‫تو هرگز هیچ مسئولیتی برای رفتارت تقبل نکردی

448
00:25:07,906 --> 00:25:10,197
‫من نمیدونم چی بگم ،سوزان

449
00:25:10,197 --> 00:25:12,697
‫هر آنچه دل بخواهد،دل بخواهد

450
00:25:12,697 --> 00:25:14,259
‫این یعنی چی؟

451
00:25:14,259 --> 00:25:16,967
‫من عاشق شدم

452
00:25:16,967 --> 00:25:20,091
‫در حینی که تو با یکی دیگه ازدواج کرده بودی

453
00:25:20,091 --> 00:25:23,215
‫هر آنچه دل بخواهد،دل بخواهد

454
00:25:23,215 --> 00:25:27,797
‫پس اینطور،دل منم میخواد تورو عذاب بدم،
‫اما من میتونم خودمو کنترل کنم

455
00:25:27,797 --> 00:25:30,609
‫من-من به هیچ وجه نمی خوام به اون وضعیت اسف بار برگردم

456
00:25:30,609 --> 00:25:35,296
‫و اگه تو میخوای،پیشنهاد میدم از یکی کمک بگیری

457
00:25:35,400 --> 00:25:36,914
‫میدونی چیه؟

458
00:25:36,914 --> 00:25:37,923
‫من به عذر خواهی نیاز ندارم

459
00:25:37,923 --> 00:25:39,941
‫من به هیچ چیزی از طرف تو نیاز ندارم

460
00:25:39,941 --> 00:25:41,657
‫تو خودتو حقیر کردی

461
00:25:41,657 --> 00:25:43,877
‫نه؛تو کسی هستی که حقیر شدی .کارل

462
00:25:43,877 --> 00:25:45,290
‫چرا اینو نمیفهمی؟

463
00:25:45,290 --> 00:25:47,308
‫تو خانوادتو رها کردی

464
00:25:47,308 --> 00:25:49,932
‫مردم فکر می کنن تو یک پس مانده  کثیفی،؛نه من

465
00:25:49,932 --> 00:25:53,262
‫پس برو نگران خودت باش
‫من با خودم هیچ مشکلی ندارم

466
00:25:53,262 --> 00:25:57,399
‫من میتونم توی خیابان قدم بزنم وسرمو بالا بگیرم

467
00:26:28,985 --> 00:26:30,701
‫همانطور که خورشید به آرامی بر روی ویستریا لین قرار می گرفت

468
00:26:30,701 --> 00:26:36,352
‫سوزانِ بیقرار؛ مغز خود را می کاوید تا راهی برای ورود به خانه خودش بیابد

469
00:27:11,873 --> 00:27:13,892
‫آاه

470
00:27:14,699 --> 00:27:16,616
‫بر روی درختچه ها ی خانه خود برهنه دراز کشیده

471
00:27:16,616 --> 00:27:21,965
‫به ذهنش رسید که این لحظه می تواند تحقیر آمیز ترین لحظه زندگی اش باشد

472
00:27:22,469 --> 00:27:23,579
‫سوزان؟

473
00:27:23,579 --> 00:27:25,597
‫او اشتباه می کرد

474
00:27:25,698 --> 00:27:28,019
‫آه،چی کار می کنی؟

475
00:27:29,129 --> 00:27:31,148
‫خودمو بیرون خونه زندانی کردم...

476
00:27:31,148 --> 00:27:32,863
‫برهنه

477
00:27:32,863 --> 00:27:33,570
‫اوه

478
00:27:33,570 --> 00:27:35,487
‫و بعد افتادم

479
00:27:35,487 --> 00:27:36,736
‫پس .. حالت خوبه؟

480
00:27:36,736 --> 00:27:37,777
‫خوبه خوب

481
00:27:37,777 --> 00:27:39,339
‫من الان دارم برمی گردم

482
00:27:39,339 --> 00:27:41,317
‫من همه روزو بیرون بودم، و بعد پیغام هاتو راجع به شام دریافت کردم

483
00:27:41,317 --> 00:27:46,002
‫و،اوم،،اگه هنوز دعوتت پا برجاست دوست دارم بیام

484
00:27:46,002 --> 00:27:47,355
‫هر زنی با یه مرد میره

485
00:27:47,355 --> 00:27:49,437
‫بسیار خوب... اوم من

486
00:27:49,437 --> 00:27:51,936
‫فکر می کنم لباس خیلی مهم نباشه

487
00:27:51,936 --> 00:27:57,179
‫بله.اون-اون مهم نیست

488
00:27:57,179 --> 00:27:59,850
‫مم-همم

489
00:28:03,214 --> 00:28:05,504
‫ممنون کمکم کردی برم تو خونه

490
00:28:05,504 --> 00:28:07,695
‫فکر می کنی عوض کردن حفاظ توری سخت باشه؟

491
00:28:07,695 --> 00:28:09,487
‫بستگی داره

492
00:28:09,487 --> 00:28:13,270
‫اگه میخ و چکش بکار ببری باید دستکش دستت کنی تا رو دستت نزی

493
00:28:13,270 --> 00:28:16,058
‫یا از منگنه استفاده کنی . اون صدمه ای نمی زنه

494
00:28:16,058 --> 00:28:20,439
‫باشه،می دونم اونچه که رخ داد در حرف خنده داره

495
00:28:20,439 --> 00:28:25,019
‫اما من ابداً آمادگی خنده برای اونو ندارم،
‫پس خواهش می کنم هیچ شوخی در این باره نکن

496
00:28:25,816 --> 00:28:27,508
‫هی،شما دوتا کجا بودین؟

497
00:28:27,508 --> 00:28:30,794
‫آه،سوزان در انتخاب اینکه چی بپوشه مشکل داشت

498
00:28:31,491 --> 00:28:33,084
‫اوه،این شامل اون نوع چیزی که منظورت بود،میشه؟

499
00:28:33,084 --> 00:28:34,279
‫تقریباً

500
00:28:34,279 --> 00:28:37,391
‫بابا بچه ها دارن از د رو دیوار بالا میرن؟آه ه ه

501
00:28:37,391 --> 00:28:40,402
‫خب،من مطمئنم تو از پسش بر میای تا یه راهی برای خوابوندن اونا پیدا کنی  تام

502
00:28:40,402 --> 00:28:44,317
‫منظورم اینه که تورو به خدا تام اونها فقط چند تا بچه ن

503
00:28:46,023 --> 00:28:48,432
‫هی ، حال تو خوبه؟

504
00:28:48,432 --> 00:28:51,042
‫بله،من-من امروز کمی دویدم

505
00:28:51,042 --> 00:28:53,250
‫و فکر می کنم فقط زیادی به خودم فشار آوردم

506
00:28:53,250 --> 00:28:55,659
‫اوه،احتمالاً کفش های مناسبی نپوشیده بودی

507
00:28:55,659 --> 00:28:58,671
‫بله،این فکرو خودمم کردم

508
00:28:59,675 --> 00:29:02,686
‫گابریل می گه تو و بری سه بار در هفته این کلاسارو می رین

509
00:29:02,686 --> 00:29:03,288
‫آه-هاه

510
00:29:03,288 --> 00:29:05,597
‫منم واقعاً دارم راجع به بازی کردن فکر می کنم
‫منظورم اینه که این جور کارا ورزش عالیه

511
00:29:05,597 --> 00:29:07,002
‫مم،همینطوره

512
00:29:07,002 --> 00:29:09,813
‫و ضربه پرتاب من بایستی با تمرین خیلی بهتر بشه

513
00:29:09,813 --> 00:29:12,121
‫فکر می کنی بتونی نمره مربی تونو  به من بدی؟

514
00:29:12,121 --> 00:29:14,430
‫بله،میدم،آه
‫بعداً اونو بهت میدم

515
00:29:14,430 --> 00:29:17,140
‫خب،تو کدوم باشگاه تمرینتو انجام میدی؟

516
00:29:17,642 --> 00:29:19,549
‫اوم...

517
00:29:19,549 --> 00:29:23,564
‫کارلوس . در واقع ما-ما اصلاً کلاس تنیس نمی ریم

518
00:29:23,564 --> 00:29:25,170
‫نمی رین؟

519
00:29:25,170 --> 00:29:26,576
‫اون یه شوخیه

520
00:29:26,576 --> 00:29:30,591
‫اون تمهید بری بود تا پوششی باشه بر روی این حقیقت که ما داریم پیش مشاور زناشویی می ریم

521
00:29:32,297 --> 00:29:35,208
‫بری---بری....

522
00:29:35,208 --> 00:29:38,922
‫او هی راجع به مربی تنیس از من سئوال م یکرد

523
00:29:41,632 --> 00:29:44,242
‫منو بری تو مشاوره زناشویی هستیم

524
00:29:45,648 --> 00:29:47,655
‫حالا همه راز مارو می دونن

525
00:29:47,655 --> 00:29:49,060
‫آیا آسمان به زمین رسید؟

526
00:29:49,060 --> 00:29:51,771
‫آیا زندگی تو الان منهدم شد؟

527
00:29:57,793 --> 00:30:00,102
‫از همه خواهش می کنم بشینن سر جاشون

528
00:30:00,102 --> 00:30:02,210
‫شام الان سرو می شه

529
00:30:17,166 --> 00:30:22,185
‫با بادهایی که از طرف شمال غربی با سرعت ۶ کیلومتر در ساعت می وزه،در حال حاضر زاویه اون ۵۵ درجه س

530
00:30:22,185 --> 00:30:25,899
‫حالا ما پولدار می شیم.... روی چشم انداز وست بروک زندگی می کنیم

531
00:30:26,501 --> 00:30:31,621
‫امروز با پیدا شدن یک صندوقچه در دریاچه روک واتر،اکتشاف وحشتناکی رقم خورد

532
00:30:31,621 --> 00:30:35,435
‫این صندوقچه توسط یک بازرگان محلی و نوه اش در حالی که ماهیگیری می کردند پیدا شد

533
00:30:35,435 --> 00:30:41,257
‫بازرسان فاش ساختند که این صندوقچه چوبی حاوی چیزهایی است که شبیه بقایای انسانی می باشد

534
00:30:41,257 --> 00:30:44,569
‫----- اکنون یک سخنگوی پلیس اظهار می دارد که جسد

535
00:31:24,218 --> 00:31:26,628
‫باشه. میخوام به سردی مجلس در اینجا خاتمه بدم

536
00:31:26,628 --> 00:31:28,434
‫پس شما در مشاوره هستین. اقدام خوبیه

537
00:31:28,434 --> 00:31:30,743
‫احساس حقارت می خواین؟ من بهتون میدم

538
00:31:30,743 --> 00:31:35,260
‫من  کاملا لخت بیرون خونه گیر افتاده بودم تا اینکه مایک سرزده رسید و منو دید

539
00:31:35,260 --> 00:31:36,834
‫اوه،خدای من کی این اتفاق افتاد؟

540
00:31:36,834 --> 00:31:38,963
‫امروز. درست قبل از پارتی

541
00:31:38,963 --> 00:31:40,955
‫چی میتونم بگم؟
‫سر وقت. سر جا

542
00:31:42,747 --> 00:31:46,033
‫فکر می کنم بتونم رو دست اون بلند شم.یه وقتی سعی کردند منو بخاطررفتار هرزه گرایانه از دیسنی لند(یک مکان تفریحی درکالفرنیا)بندازن بیرون

543
00:31:46,033 --> 00:31:47,427
‫چی؟ کی این اتفاق افتاد؟

544
00:31:47,427 --> 00:31:51,809
‫زمانی که منو تام تازه ازدواج کرده بودیم،اون زمان اوضاع و احوال به خاطر سواری وحشیانه آقای تود به هم ریخته بود(احتمالا یه واقع ای در آن زمان )مترجم

545
00:31:51,809 --> 00:31:52,611
‫شوخی میکنی

546
00:31:52,611 --> 00:31:56,319
‫ما خلافکارانه پایین خیابان اصلی در امریکا قدم میزدیم

547
00:31:57,822 --> 00:31:59,125
‫خب،حالا که داریم اعترافات درست و حسابی می کنیم بگم که

548
00:31:59,125 --> 00:32:02,533
‫کارلوس ومن یکبار یه تشک آبی رو در کانکون پاره کردیم

549
00:32:02,533 --> 00:32:03,234
‫چطوری این کارو کردین؟

550
00:32:03,234 --> 00:32:05,339
‫خب ،او عادت داشت یه چیز نوک تیز به پاشنه ش باشه

551
00:32:05,339 --> 00:32:08,546
‫بهتره من واضح ترش کنم------خود او اون کفشارو پوشیده بود

552
00:32:12,555 --> 00:32:15,963
‫رکس بعد از اینکه انزال می شه ،گریه میکنه

553
00:32:43,825 --> 00:32:46,030
‫فکر می کنی زود اومدیم بیرون؟

554
00:32:46,030 --> 00:32:48,736
‫من داشتم فکر می کردم ما دیر اومدیم بیرون

555
00:32:50,139 --> 00:32:53,246
‫پس آیا،آه،رکس کار خوب ی کرد؟

556
00:32:53,246 --> 00:32:54,849
‫نمی دونم

557
00:32:54,849 --> 00:32:56,753
‫خدا. امیدوارم نکرده باشه

558
00:32:56,753 --> 00:33:01,063
‫منظورم اینه که اونا همیشه یکم مشکل با هم داشتن،اما هرگز اونارو اینجوری ندیده بودم

559
00:33:01,063 --> 00:33:02,667
‫تازه ،من کیم که قضاوت کنم؟

560
00:33:02,667 --> 00:33:06,074
‫منظورت اینه که آدمایی که یه کانون گرمی دارن نباید به همدیگه قوطی سودا پرت کنن؟

561
00:33:06,074 --> 00:33:10,083
‫باشه،تو باید بدونی که من چنین خشمی رو فقط نسبت به کارل دارم

562
00:33:10,083 --> 00:33:12,989
‫او در نهایت با من بد تا کرد

563
00:33:12,989 --> 00:33:15,295
‫من قادر نبوده ام اورو ببخشم

564
00:33:15,295 --> 00:33:17,399
‫خب، شاید اون یه لطف بزرگی به تو کرده

565
00:33:17,399 --> 00:33:18,502
‫منظورت چیه؟

566
00:33:18,502 --> 00:33:21,609
‫بزار به کارل به عنوان یه ازدواج شروع کننده نگاه کنیم----میدونی اردوگاه تمرینات نظامی

567
00:33:21,609 --> 00:33:24,916
‫آماده سازی برای چیزی بهتر که بعداً پیش میاد

568
00:33:26,920 --> 00:33:28,624
‫گوش کن مایک.

569
00:33:28,624 --> 00:33:32,533
‫در باره اون قضیه که منو کاملا لخت دیدی، من...

570
00:33:32,533 --> 00:33:37,544
‫من نمی----من فقط میخوام به خاطر اینکه مرد نجیب کاملی بودی ازت تشکر کنم

571
00:33:37,544 --> 00:33:40,651
‫اوه،من مرد نجیب کامل نبودم
‫یه خرده زیر چشمی هم نگاه کردم

572
00:33:40,651 --> 00:33:42,920
‫آه

573
00:33:42,920 --> 00:33:45,109
‫شب بخیر

574
00:33:45,109 --> 00:33:47,797
‫و ،اوم،این دید زدن ارزششو داشت

575
00:33:47,797 --> 00:33:50,285
‫ووه

576
00:34:05,213 --> 00:34:06,308
‫سلام

577
00:34:06,507 --> 00:34:08,398
‫شب تو چطور بود؟

578
00:34:09,094 --> 00:34:12,777
‫ما تروریست های کوچولو پرورش دادیم
‫اینو میدونی. نمی دونی؟

579
00:34:12,777 --> 00:34:15,165
‫اوه،تو بهت خوش نگذشت؟

580
00:34:15,165 --> 00:34:18,051
‫باشه،میدونی چیه؟پدرم در اومد

581
00:34:18,051 --> 00:34:19,445
‫میدونم به اونا شیرینی دادی

582
00:34:19,445 --> 00:34:22,530
‫اوه،به هر حال کی کلافه شده؟

583
00:34:22,729 --> 00:34:24,222
‫پورتر

584
00:34:24,222 --> 00:34:25,914
‫اوه

585
00:34:26,113 --> 00:34:28,103
‫خب،مهمونی شام شما چطور بود؟

586
00:34:28,103 --> 00:34:30,691
‫خب ، شام بود اما چندان مهمونیی نبود

587
00:34:30,691 --> 00:34:32,283
‫آه-اوه. چه اتفاقی افتاد؟

588
00:34:32,283 --> 00:34:33,278
‫نمی دونم

589
00:34:33,278 --> 00:34:36,961
‫رکس اعلام کرد که او و بری دارن مشاوره زناشویی می شن

590
00:34:36,961 --> 00:34:41,240
‫بری هم با چنان مفتضح سازی که  من الان هم نمی تونم هضمش کنم ازش انتقام گرفت

591
00:34:41,240 --> 00:34:43,529
‫و پایان کار خروج خشمگینانه رکس بود

592
00:34:43,529 --> 00:34:45,719
‫به وضوح مشکلی در بهشت وجود داره

593
00:34:45,719 --> 00:34:48,406
‫روراست بگم من که تعجب نکردم

594
00:34:48,406 --> 00:34:49,401
‫چرا نکردی؟

595
00:34:49,401 --> 00:34:53,382
‫نمی دونم. فقط من که هیچ وقت این عقیده رو نداشتم که اونا واقعاً خوشبخت باشن

596
00:35:03,334 --> 00:35:05,489
‫آیا ما خوشبختیم؟

597
00:35:10,485 --> 00:35:11,562
‫وای ،اوه، وای

598
00:35:11,562 --> 00:35:13,619
‫من هنوز اون نگاه تو چهره رکس جلوی نظرمه

599
00:35:13,619 --> 00:35:16,460
‫و بعد اونطوری بلند شد ورفت

600
00:35:16,852 --> 00:35:18,615
‫چه شبی

601
00:35:18,615 --> 00:35:23,121
‫به هر حال،منم اگه با همچین زنی سکس داشته باشم ،احتمالا گریه م می گیره

602
00:35:24,395 --> 00:35:26,354
‫منظورم اینه که ،وقتی می بینی اینجوری غرور مردی شکسته می شه

603
00:35:26,354 --> 00:35:28,411
‫تعجب می کنی که چطور اجازه میده  زنش راحت قَِصِر در بره

604
00:35:28,411 --> 00:35:33,015
‫حرفمو باور کن،اگه زنی منو تو جمع یکبارمثل اونا مورد اهانت قرار بده

605
00:35:33,015 --> 00:35:36,149
‫هوم--این اتفاق فقط یکبار رخ خواهد داد

606
00:35:42,712 --> 00:35:44,867
‫پس،اوه،کجا داری می ری؟

607
00:35:44,867 --> 00:35:46,729
‫میرم تو اتاقک پارکینگ اقامت می کنم

608
00:35:47,512 --> 00:35:51,822
‫هتل نزدیک جاده بین ایالتی نرخ بهتری داره
‫و به محل کارت نزدیکتره

609
00:35:51,822 --> 00:35:52,998
‫خوبه

610
00:35:54,467 --> 00:35:57,210
‫لباس شناتم دارم می زارم

611
00:35:57,210 --> 00:36:00,344
‫یه استخر اونجاست
‫و می دونم که شنا کردن بهت آرامش می ده

612
00:36:00,344 --> 00:36:03,675
‫بچه ها بپرسن کجام
‫چی خیال داری بهشون بگی؟

613
00:36:04,459 --> 00:36:05,830
‫اوم...

614
00:36:05,830 --> 00:36:08,282
‫می تونم بهشون بگم رفتی کمپ تنیس

615
00:36:09,303 --> 00:36:10,325
‫اون یه شوخی بود

616
00:36:10,325 --> 00:36:13,390
‫بله فهمیدم

617
00:36:16,556 --> 00:36:17,272
‫آه، اونجا

618
00:36:17,272 --> 00:36:22,992
‫واضحه که اگه چیزی رو فرامش کرده بودی
‫میتونی،اوم،برگردی و برش داری

619
00:36:22,992 --> 00:36:25,444
‫باشه بهت زنگ می زنم

620
00:36:27,589 --> 00:36:29,224
‫رکس

621
00:36:30,348 --> 00:36:32,799
‫تو دانشکده،وقتی ما رابطه مون با هم شروع کرده بودیم

622
00:36:32,799 --> 00:36:35,251
‫بقیه چقدر به ما حسادت می کردن

623
00:36:35,251 --> 00:36:37,294
‫ما زوج طلایی بودیم

624
00:36:37,294 --> 00:36:40,257
‫هر کسی می دونست که ما میریم تا یه زندگی خوشبختو شروع کنیم

625
00:36:40,257 --> 00:36:42,913
‫پس چرا اینطوری شد؟

626
00:36:46,386 --> 00:36:49,860
‫به خاطر اینکه تو حتی به من اجازه نمی دی خودم چمدونم و ببندم

627
00:37:16,931 --> 00:37:19,689
‫بسیار خوب،میبینمت. خوش باشی

628
00:37:19,689 --> 00:37:20,404
‫هی.

629
00:37:20,404 --> 00:37:21,222
‫کجا داری می ری؟

630
00:37:21,222 --> 00:37:22,039
‫یه ثانیه صبر کن

631
00:37:22,039 --> 00:37:23,019
‫مامان؟

632
00:37:23,019 --> 00:37:25,076
‫نگران نباش. من خشمگین نیستم

633
00:37:25,076 --> 00:37:28,778
‫هی ،براندی،ممکنه یه کم بِسُری اونور؟

634
00:37:29,878 --> 00:37:31,379
‫فقط سُر بخور اونور. ممنون

635
00:37:31,379 --> 00:37:32,379
‫سلام

636
00:37:32,379 --> 00:37:32,880
‫چی کار داری میکنی؟

637
00:37:32,880 --> 00:37:33,880
‫زود تمومش می کنم

638
00:37:33,880 --> 00:37:36,581
‫براندی. من متاسفم که اونطوری باهات رفتار کردم

639
00:37:36,581 --> 00:37:40,383
‫رفتار من نا مطلوب و بچه گانه بود،و دوباره دیگه تکرار نمی شه

640
00:37:40,383 --> 00:37:43,685
‫من خشم زیادی سر شما،هر دوی شما خالی کردم

641
00:37:43,685 --> 00:37:46,586
‫و الان دریافتم که نمی تونم بیش از این چنین رفتاری داشته باشم

642
00:37:46,586 --> 00:37:49,887
‫بنابراین چه عذر خواهی بکنم چه نکنم،

643
00:37:49,887 --> 00:37:51,788
‫من به زندگی ادامه میدم

644
00:37:58,391 --> 00:37:59,992
‫خانم مایر؟

645
00:37:59,992 --> 00:38:01,493
‫براندی

646
00:38:01,493 --> 00:38:02,493
‫براندی. بیا تو ماشین

647
00:38:02,493 --> 00:38:03,794
‫خانم مایر

648
00:38:03,794 --> 00:38:07,095
‫خواهش میکنم منو سوزان صدا بزن

649
00:38:08,196 --> 00:38:10,397
‫فقط می خواستم بدونی که

650
00:38:10,397 --> 00:38:13,698
‫اونچه که بین من وکارل رخ داد ،چیزی بود که از کنترل خارج شده بود

651
00:38:13,698 --> 00:38:16,500
‫به خاطر اینکه من فکر می کردم ازدواج شما تموم شده س

652
00:38:16,500 --> 00:38:20,602
‫به هر حال ،من فقط می خواستم بدونی که متاسفم . واقعاً متاسفم

653
00:38:22,302 --> 00:38:24,203
‫ممنونم

654
00:38:28,105 --> 00:38:31,206
‫و اگرچه اون از یک منبع غیر منتظره  بوجود اومد

655
00:38:31,206 --> 00:38:36,109
‫سوزان عذر خواهی رو که همیشه به دنبالش بود ،بدست آورد

656
00:38:40,411 --> 00:38:45,413
‫هی. بزار اونارو بگیرم

657
00:38:48,114 --> 00:38:50,015
‫عجب کلاه بزرگی سرت گذاشتی

658
00:38:50,015 --> 00:38:52,116
‫بله گذاشتم

659
00:38:52,316 --> 00:38:54,217
‫گوش کن بچه ها دارن یه فیلم نیگا می کنن

660
00:38:54,217 --> 00:38:59,419
‫که به این معناست ،ما فقط ۴۵ دقیقه وقت داریم تا اونا عملا نمو رو پیدا کنن

661
00:38:59,419 --> 00:39:03,221
‫بنابریان پیشنهاد می دم از حداکثر وقتمون استفاده کنیم

662
00:39:03,221 --> 00:39:05,522
‫تا دوباره شبهاتو بری با دوستات بگذرونی؟

663
00:39:07,223 --> 00:39:08,624
‫لاینت...

664
00:39:09,324 --> 00:39:11,825
‫من دارم تلاشمو میکنم

665
00:39:18,928 --> 00:39:22,430
‫تو به نظر...
‫مضحک میای تو اون کلاه

666
00:39:22,430 --> 00:39:24,431
‫مضحک سکسی؟

667
00:39:25,832 --> 00:39:27,632
‫شاید

668
00:39:28,733 --> 00:39:30,431
‫من میتونم زندگی کنم...

669
00:39:30,931 --> 00:39:32,829
‫با شاید.

670
00:39:34,128 --> 00:39:35,627
‫اوه

671
00:39:41,921 --> 00:39:46,816
‫میدونی بایستی بیش از فقط این یک شب با هم اینطوری باشیم

672
00:39:47,116 --> 00:39:48,415
‫می دونم

673
00:39:53,010 --> 00:39:54,109
‫آه.

674
00:39:55,608 --> 00:39:58,205
‫به نظر میاد ما تماشاچیانی داریم

675
00:40:01,103 --> 00:40:02,402
‫بزار نیگاه کنن

676
00:40:02,402 --> 00:40:04,899
‫تا زمانی که نپرن وسط و مزاحممون بشن

677
00:40:14,990 --> 00:40:16,389
‫دکتر گولدفین

678
00:40:16,389 --> 00:40:19,386
‫بری . الان قراری نداشتیم. داشتیم؟

679
00:40:19,386 --> 00:40:20,884
‫وقتی نداشتم تا نوبت بگیرم

680
00:40:21,883 --> 00:40:24,181
‫رکس امروز به کل رفته

681
00:40:24,181 --> 00:40:25,680
‫آه،خیلی متاسفم اینو می شنوم

682
00:40:25,680 --> 00:40:28,178
‫اما متاسفانه ،من الان کاملاً وقتم پره

683
00:40:28,178 --> 00:40:28,977
‫وقت زیادی نیاز ندارم

684
00:40:28,977 --> 00:40:31,574
‫دقیقاً اینطور به نظر می رسه که شما  بینش بهتر یبه موقعیت من دارید

685
00:40:31,574 --> 00:40:32,673
‫-- تا خود من و من فقط

686
00:40:32,673 --> 00:40:34,771
‫بری ما الان نمی تونیم صحبت کنیم

687
00:40:34,771 --> 00:40:38,168
‫اگه فقط شما بتونید به من بگید او چی به شما گفته،اونوقت من میتونم مشکل رو حل کنم

688
00:40:38,168 --> 00:40:40,566
‫من نمی تونم این کارو بکنم
‫اون کاملاً غیر اخلاقیه

689
00:40:40,566 --> 00:40:42,464
‫-- خب، چرا تو نمی تونی

690
00:40:42,464 --> 00:40:44,163
‫اون نوبت بعدیمه.

691
00:40:44,163 --> 00:40:45,262
‫تو واقعاً باید بری.

692
00:40:45,262 --> 00:40:47,759
‫دکتر گولد فین خواهش م یکنم

693
00:40:48,758 --> 00:40:53,554
‫صبر کن
‫برم با مشتریم صحبت کنم

694
00:41:17,432 --> 00:41:22,627
‫بری با امید یافتن جوابهاش به دنبال نوار صدای رکس می گشت

695
00:41:22,826 --> 00:41:25,524
‫او جوابهاشو پیدا کرد،بسیار خوب،اما

696
00:41:25,524 --> 00:41:28,521
‫اما جوابهایی به سئوالاتی کاملاً متفاوت

697
00:41:28,521 --> 00:41:30,519
‫من کاملاً می فهمم

698
00:41:30,519 --> 00:41:31,918
‫من-من فقط یک دقیقه دیگه در اختیارتون خواهم بود

699
00:41:38,112 --> 00:41:40,610
‫بری،متاسفم. او نمی تونه صبر کنه

700
00:41:40,610 --> 00:41:44,406
‫اما من میتونم  اولین وقت فردا صبح رو به تو بدم ساعت ۸

701
00:41:44,406 --> 00:41:46,704
8

702
00:41:46,904 --> 00:41:48,784
‫متاسفم مزاحم شدم

703
00:41:48,784 --> 00:41:50,763
‫بای

704
00:41:58,482 --> 00:42:03,496
‫بله، من دنیارو به یاد میارم---  باهمه جزئیات

705
00:42:03,496 --> 00:42:07,909
‫و انچه که بیشتر از همه به یاد میآورم آن است که چقدر من هراسناک بودم

706
00:42:07,909 --> 00:42:10,015
‫چقدر حیف

707
00:42:10,015 --> 00:42:14,327
‫میبینی،زندگی در وحشت همانند اصلاً زندگی نکردن است

708
00:42:15,731 --> 00:42:19,442
‫آرزو داشتم می توانستم این را به همه آنهایی که پشت سر گذاشتم بگویم

709
00:42:19,442 --> 00:42:22,450
‫اما آیا گفتن آن فایده ای داشت؟

710
00:42:22,450 --> 00:42:24,657
‫احتمالاً نه

711
00:42:25,760 --> 00:42:27,866
‫-- اکنون در مییابم

712
00:42:27,866 --> 00:42:31,777
‫همیشه آدمهایی خواهند بود که با  ترسهای خود روبرو شوند.....

713
00:42:34,184 --> 00:42:40,703
‫و همیشه آدمهایی خواهند بود که از آنها فرار میکنند....

714
00:42:40,703 --> 00:42:50,731
‫Subtitles by Zzzwww, BIgmac & RaceMan
‫www.forom.com
‫برگردان به فارسی:
‫حمید نجاریون
‫dr_hanaj@yahoo.com