1
00:00:00,886 --> 00:00:02,237
‫آنچه از"کدبانوهای سر گشته" گذشت...

2
00:00:03,069 --> 00:00:04,732
‫من فقط میخوام سریع از اینجا برم

3
00:00:04,732 --> 00:00:05,772
‫فردا بهت زنگ میزنم

4
00:00:05,772 --> 00:00:06,693
‫ایدی ،صبر کن

5
00:00:06,693 --> 00:00:10,070
‫نمیفهمم،چرا ایدی بریت باید سعی کنه زندگی مارو تباه کنه

6
00:00:10,070 --> 00:00:11,912
‫با ۵۰۰۰ تا صدمه میخوره

7
00:00:11,912 --> 00:00:12,935
‫با ۱۰۰۰۰ تا میمیره

8
00:00:12,935 --> 00:00:14,777
‫بعضی همسایه ها کمک استخدام کردند...

9
00:00:14,777 --> 00:00:17,643
‫چطور از من توقع داری بدون اطلاع قبلی یه مهمونی شام رسمی راه بندازم؟

10
00:00:17,643 --> 00:00:18,359
‫نمیدونم

11
00:00:18,359 --> 00:00:20,713
‫و بعضیا به خودشون کمک کردند

12
00:00:20,713 --> 00:00:21,944
‫من خوشم نمیاد او مرتب مراقب ماست

13
00:00:21,944 --> 00:00:24,090
‫بعضیا فقط نتونستن دست بر دارن

14
00:00:24,090 --> 00:00:25,690
‫لبخند بزن ،گابریل

15
00:00:25,890 --> 00:00:27,589
‫و یکی...

16
00:00:28,289 --> 00:00:30,789
‫سر موقع نایستاد

17
00:00:30,889 --> 00:00:33,289
‫اوه،آندرو، عزیزم به کمکت نیاز دارم

18
00:00:33,289 --> 00:00:34,588
‫مامان؟

19
00:00:38,288 --> 00:00:42,387
‫کتابهای خوانده شده  بیشماری هستند که به ما می گویند که هر کسی یک گناهکاره

20
00:00:42,387 --> 00:00:47,486
‫البته،همه اونهایی که این کتاب و میخونن راجع به کارهای بدی که ،انجام دادن ،احساس گناه نمیکنن

21
00:00:47,486 --> 00:00:49,986
‫اما بری ون د کمپ احساس میکرد

22
00:00:50,086 --> 00:00:53,885
‫در واقع بری بیشتر عمرشو با این احساس گذرونده بود

23
00:00:54,885 --> 00:00:59,284
‫در زمان بچگی،از اینکه همه نمره هاش بیست نشده بود احساس گناه میکرد

24
00:01:00,084 --> 00:01:05,084
‫در نوجوانی،وقتی به  دوست پسرش اجازه داد ه بود به مرحله دوم رابطه برسه احساس گناه میکرد

25
00:01:06,583 --> 00:01:12,282
‫به عنوان یه تازه عروس ،وقتی بیش ا زسه هفته طول کشید تا کارتهای تشکر از مهمانان آماده بشه،احساس گناه کرد

26
00:01:12,282 --> 00:01:15,082
‫اما او میدونست که خطاهای گذشته او

27
00:01:15,082 --> 00:01:18,581
‫در مقایسه با گناهی که الان داشت انجام میداد،هیچ بوده

28
00:01:18,581 --> 00:01:21,381
‫نمیتونیم بریم پیش پلیس و بگیم اون فقط یه تصادف بوده؟

29
00:01:21,381 --> 00:01:23,874
‫این یه تصادف ساده غیر عمد نبوده

30
00:01:24,173 --> 00:01:27,464
‫نه تنها برادرت مشروب خورده بوده ،بلکه آندرو صحنه تصادفو ترک کرده

31
00:01:27,464 --> 00:01:29,458
‫این یعنی اینکه زده و در رفته

32
00:01:29,558 --> 00:01:31,253
‫شاید بهتره برم کانادا

33
00:01:31,253 --> 00:01:33,247
‫میدونین،تا زمانی که قضیه مشمول مرور زمان بشه

34
00:01:33,247 --> 00:01:36,637
‫تو واقعاً فکر میکنی مامان و بابا میتونن مخارجتو برای هفت سال که تو واسه خودت اونجا گوزن شکار کنی،تامین کنن؟

35
00:01:36,637 --> 00:01:39,828
‫اگه مادر کارلوس بمیره، دیگه هیچ قانون مشمول زمانی وجود نداره

36
00:01:39,828 --> 00:01:41,224
‫درسته،چون در این حالت دیگه مسئله قتله

37
00:01:41,224 --> 00:01:41,723
‫خفه شو

38
00:01:41,723 --> 00:01:43,119
‫تو خفه شو

39
00:01:43,119 --> 00:01:45,611
‫چطور میتونه اون قتل باشه؟
‫اون یه تصادف بود!

40
00:01:48,304 --> 00:01:50,697
‫باید از شر ماشین راحت شیم

41
00:01:57,677 --> 00:01:59,073
‫اما نمیتونیم اونو بفروشیم

42
00:01:59,073 --> 00:02:01,366
‫پلیس ممکنه اون پیدا کنه و میتونه آزمایش دی ان ا بده

43
00:02:01,366 --> 00:02:03,161
‫،ماشینو به قسمت بد شهر میبریم

44
00:02:03,161 --> 00:02:06,152
‫سوئیچو در حالت روشن رو ماشین قرار می دیم و درارو باز میزاریم

45
00:02:06,551 --> 00:02:10,141
‫اگه پلیس اونو پیدا نکنه،پول بیمه ماشینو میگریم،اگه پلیس پیداش کرد

46
00:02:11,537 --> 00:02:13,232
‫اون در مالکیت ما نبوده

47
00:02:13,232 --> 00:02:15,825
‫هر کسی میتونسته به خانم سولیس بزنه

48
00:02:16,523 --> 00:02:17,919
‫به نظر خوب میاد

49
00:02:19,414 --> 00:02:21,608
‫بری،مطمئنی؟

50
00:02:21,608 --> 00:02:23,829
‫پسرمون ممکنه بقیه عمرشو تو زندون بگذرونه

51
00:02:23,829 --> 00:02:25,445
‫من نمی زارم اینطور بشه

52
00:02:25,445 --> 00:02:28,676
‫،بری میدونست اونچه که در نظر داشت انجام بده،اشتباهه

53
00:02:28,676 --> 00:02:33,522
‫اما مثل اغلب گناهکارا،فردا میبایستی نگران گناهش باشه

54
00:02:33,522 --> 00:02:36,248
‫خب؛همه برن دست وروشونو بشورن

55
00:02:37,157 --> 00:02:39,552
‫پن کیک(نان شیرین و پهن مثل کلوچه)برا صبحونه داریم

55
00:02:43,245 --> 00:02:46,239
‫کدبانوهای سرگشته

56
00:03:17,977 --> 00:03:22,169
‫<font color=F۶۲B۹۷>قسمت هشتم:گناهکار

57
00:03:23,467 --> 00:03:29,056
‫بعد ا زخودکشی خود من چیز دیگه ای به جز رویداد اخیر نبود که چهره آرام زندگی در ویستریا لین رو چنین آشکارا

58
00:03:29,056 --> 00:03:31,850
‫دستخوش آشفتگی بکنه

59
00:03:31,850 --> 00:03:35,443
‫لازم به ذکر نیست که دوستانم مشکل رو پشت سر گذاشتن

60
00:03:35,443 --> 00:03:37,340
‫لاینت یه جارو آورد

61
00:03:37,340 --> 00:03:39,835
‫سوزان کیسه زباله آورد

62
00:03:39,835 --> 00:03:43,029
‫و بری  حلال صنعتی قوی آورد

63
00:03:43,029 --> 00:03:45,923
‫ووه. این حلاله چقدر قویه

64
00:03:45,923 --> 00:03:46,821
‫باید اینطور باشه

65
00:03:46,821 --> 00:03:51,612
‫نمیخوام گابریل و کارلوس بیان خونه و این آثار زشت به جا مونده رو جلوی خونه شون ببینن

66
00:03:52,410 --> 00:03:54,207
‫کسی اونجا پیشش هست؟

67
00:03:54,207 --> 00:03:56,403
‫جولی و من امروز صبح رفتیم

68
00:03:57,101 --> 00:03:58,299
‫یوآنیتا چطوره؟

69
00:03:58,299 --> 00:04:00,994
‫از زمانی که از اتاق اورژانس بیرون آوردنش توکماست

70
00:04:00,994 --> 00:04:03,588
‫کسی نمیدونه چه موقع یا اصلاً بهوش میاد

71
00:04:03,588 --> 00:04:06,084
‫دردناکه. کارلوس باید داغون باشه

72
00:04:06,084 --> 00:04:10,076
‫امیدوارم به زودی بهوش بیاد.شاید بتونه بگه راننده ماشینی که بهش زد کی بود

73
00:04:10,076 --> 00:04:11,673
‫ما فقط میتونیم امیدوار باشیم

74
00:04:12,671 --> 00:04:16,863
‫یواشتر، عوضی!
‫اینجا یه محله مسکونیه!

75
00:04:18,559 --> 00:04:20,755
‫واو،اون یه پرتاب درست و حسابی بود تو کردی

76
00:04:20,755 --> 00:04:22,951
‫حرصمو در آورد
‫من چهار تا بچه دارم. میدونی؟

77
00:04:22,951 --> 00:04:25,146
‫من همه شب آمار تصادفات جاده ای رو میخونم

78
00:04:25,146 --> 00:04:28,939
‫از هر چهار تصادف یکیش تو خیابونای مسکونیه

79
00:04:28,939 --> 00:04:32,632
‫امیدوارم هر کسی به یوآنیتا زده از زندگی کردن محروم بشه

80
00:04:33,730 --> 00:04:36,025
‫فکر نمیکنی یه خرده زیاده روی داری میکنی؟

81
00:04:36,025 --> 00:04:38,720
‫یه پیرزن بیگناه رو ماشین بهش زده ،بعد هم راننده گذاشته فرار کرده؟

82
00:04:38,720 --> 00:04:40,317
‫فکر نمیکنم زیاده روی باشه

83
00:04:47,303 --> 00:04:50,198
‫تو باید بری خونه یه کمی استراحت کنی ، و چیزی بخوری

84
00:04:50,198 --> 00:04:53,890
‫یه عالمه پیغام کاری داری
‫تاناکا زنگ زد، گفت کارش فوریه

85
00:04:53,890 --> 00:04:55,587
‫کارلوس من میتونم اینجا با مادرت بمونم

86
00:04:55,587 --> 00:04:57,583
‫بهوش میاد باید اینجا باشم

87
00:04:57,583 --> 00:04:58,981
‫اینجوری نمیتونی ادامه بدی

88
00:04:58,981 --> 00:04:59,979
‫تو باید مواظب خودت باشی

89
00:04:59,979 --> 00:05:01,376
‫اگه او مرد چی؟

90
00:05:02,074 --> 00:05:04,370
‫آدما مرتب به کوما میرن و هیچ وقت برنمیگردن

91
00:05:04,370 --> 00:05:05,672
‫اینو نگو

92
00:05:05,773 --> 00:05:07,476
‫ما باید مثبت نگاه کنیم

93
00:05:08,678 --> 00:05:09,981
‫خانم و آقای سولیس؟

94
00:05:10,482 --> 00:05:11,684
‫جان؟

95
00:05:13,387 --> 00:05:14,890
‫اشکالی نداره بیام تو؟

96
00:05:14,890 --> 00:05:15,792
‫البته که نداره

97
00:05:24,008 --> 00:05:25,611
‫آقای سولیس،آه...

98
00:05:26,112 --> 00:05:28,115
‫من برای این اتفاق خیلی متاسفم

99
00:05:28,616 --> 00:05:29,819
‫برا من خیلی ارزش داشت که اومدی

100
00:05:41,441 --> 00:05:45,157
‫ببین،فکر میکنم بهتره برم کلیسا و دعا کنم

101
00:05:45,860 --> 00:05:46,964
‫تو هم میای؟

102
00:05:46,964 --> 00:05:49,073
‫اوم،نه

103
00:05:49,073 --> 00:05:51,383
‫فکر میکنم بهتره اینجا پیش مامان بمونم

104
00:05:55,199 --> 00:05:56,906
‫اشکالی نداره من بیام؟

105
00:05:56,906 --> 00:05:58,312
‫البته

106
00:05:58,814 --> 00:06:00,621
‫هر چی دعا براش بیشتر خونده بشه بهتره

107
00:06:12,472 --> 00:06:15,185
‫خانم سولیس،وقت شتشوی او با اسفنجه

108
00:06:15,484 --> 00:06:16,488
‫چی گفتین؟

109
00:06:16,588 --> 00:06:20,907
‫گاهی اعضای خانواده ترجیح  میدن خودشون حمام با اسفنج رو انجام بدن

110
00:06:23,317 --> 00:06:25,124
‫من این کارو نمی کنم

111
00:06:30,748 --> 00:06:31,953
‫مارتا؟

112
00:06:34,062 --> 00:06:35,166
‫کیف پولت کجاست؟

113
00:06:35,166 --> 00:06:37,376
‫اونجا. برا چی میخوای؟

114
00:06:42,999 --> 00:06:44,204
‫چی کار داری میکنی؟

115
00:06:44,204 --> 00:06:47,619
‫چهل دلاری رو که از کیف پولم دزدیدی دارم بر می دارم

116
00:06:47,619 --> 00:06:48,322
‫ایدی

117
00:06:48,322 --> 00:06:50,832
‫هر دومون میدونیم تو این کارو کردی
‫حالا پسش بده!

118
00:06:51,033 --> 00:06:53,543
‫من هیچ چیز از کیف تو بر نداشتم

119
00:06:53,543 --> 00:06:58,564
‫و اگه پولی از تو گم شده برو از اون مردای غریبه بپرس که عین آب اماله هر ساعت میان و میرن

120
00:06:59,067 --> 00:07:02,682
‫من خیال ندارم به خاطر داشتن یه زندگی جنسی سالم معذرت خواهی کنم

121
00:07:02,682 --> 00:07:03,184
‫سالم؟

122
00:07:03,184 --> 00:07:04,891
‫من باید برم هر ملافه ای رو که تو بهش دست زدی،بسوزونم

123
00:07:04,891 --> 00:07:06,477
‫من پولم و میخوام

124
00:07:06,477 --> 00:07:09,252
‫منم اون ماستای هلویی بی چربی مو می خوام

125
00:07:09,252 --> 00:07:11,829
‫مسلماً اونا با پاهای خودشون از تو یخچال بیرون نیومدن

126
00:07:11,829 --> 00:07:15,497
‫باشه قیمتشونو از چهل دلاری که  الان باید بهم بدی کم کن

127
00:07:15,497 --> 00:07:16,885
‫تو بهترین دوست من هستی

128
00:07:16,885 --> 00:07:18,669
‫چرا باید ازتو دزدی کنم؟

129
00:07:18,669 --> 00:07:21,543
‫این دیگه روشنه که تو دچار انبوهی از مشکلات مالی هستی

130
00:07:21,841 --> 00:07:23,823
‫شنیدم که تو تلفن به بانکت غر میزدی

131
00:07:23,823 --> 00:07:25,012
‫که اینطور

132
00:07:25,012 --> 00:07:30,167
‫من میتونم هرزگی تو  و ناخنک زدن به مواد غذایی رو تحمل کنم،اما جاسوسی رو نمیتونم تحمل کنم

133
00:07:30,167 --> 00:07:31,059
‫میخوام که از اینجا بری

134
00:07:31,059 --> 00:07:31,951
‫تو که منو بیرون نمیکنی

135
00:07:31,951 --> 00:07:33,438
‫اوه، بله ،میکنم

136
00:07:33,438 --> 00:07:35,816
‫فردا برا دیدن خواهرم چند روزی میرم

137
00:07:35,816 --> 00:07:37,997
‫میخوام وقتی برگشتم تو رفته باشی

138
00:07:37,997 --> 00:07:39,979
‫برات یه کار بهتری میکنم

139
00:07:42,061 --> 00:07:43,568
‫همین امروز میرم

140
00:07:55,524 --> 00:07:56,629
‫امیدوارم اینجوری خوب بشم

141
00:07:56,629 --> 00:07:59,041
‫سیکل خواب من کلاً به هم ریخته

142
00:07:59,041 --> 00:08:02,557
‫شبا کلاً بیدارم،روزا همش در حال چرت زدنم

143
00:08:02,557 --> 00:08:04,567
‫به من اعتماد کن. این کار کاملاً خوبت میکنه

144
00:08:04,567 --> 00:08:08,487
‫در واقع، همین الانم باید احساس آرامش بیشتری بکنی

145
00:08:09,691 --> 00:08:11,402
‫میدونی ،راست میگی

146
00:08:12,507 --> 00:08:14,915
‫پسرا،از اینجا صداتونو میشنوم. همین الان ساکت شید

147
00:08:14,915 --> 00:08:17,126
‫فقط اونجا بشینین و نقاشی کنین

148
00:08:17,126 --> 00:08:20,341
‫الان وقت مناسبی نیست که تکون بخوری

149
00:08:20,341 --> 00:08:21,044
‫درسته،متاسفم

150
00:08:21,044 --> 00:08:23,355
‫فقط توجه تو از همه چیز خالی کن

151
00:08:24,058 --> 00:08:26,269
‫و بزار کارا پیش بره

152
00:08:26,369 --> 00:08:29,182
‫تصور کن تو یه جنگل هستی

153
00:08:29,182 --> 00:08:32,096
‫،یه نهر آب با صدای شر شر همین نزدیکیهاس

154
00:08:32,096 --> 00:08:36,115
‫و نسیم از میون برگهای درختا در وزش است

155
00:08:36,115 --> 00:08:37,108
‫مامای

156
00:08:37,108 --> 00:08:38,299
‫پارکر

157
00:08:38,696 --> 00:08:39,193
‫-- نمیدونم

158
00:08:39,193 --> 00:08:40,781
‫،اوو--هر کاری که فکر میکنی داری میکنی

159
00:08:40,781 --> 00:08:43,164
‫ول کن و برو اونو هر جا بوده بزار سر جاش

160
00:08:45,249 --> 00:08:46,241
‫ببخشید

161
00:08:47,333 --> 00:08:50,014
‫یه چیزی راجع به باد داشتین می گفتین

162
00:08:50,312 --> 00:08:53,687
‫من فقط داشتم یه تصور آرام بخش ایجاد می کردم

163
00:08:55,474 --> 00:08:58,155
‫اوه،تو رو به خدا

164
00:08:58,552 --> 00:09:01,828
‫بس کنید دیگه،هیولاهای کوچولو

165
00:09:04,310 --> 00:09:05,906
‫خانم اسکاو،لطفاً دراز بکشید

166
00:09:05,906 --> 00:09:07,103
‫بایستی تمومش کنیم

167
00:09:07,103 --> 00:09:11,093
‫ببینید ،من دیگه اعصابم داغونه،پس بهتره باهاتون صادق باشم

168
00:09:11,292 --> 00:09:15,980
‫من با مصرف داروی "اختلال فقدان توجه" بچه هام کل سیستم بدنمو به هم ریختم

169
00:09:16,678 --> 00:09:18,075
‫بله،درسته.درست شنیدی

170
00:09:18,075 --> 00:09:20,568
‫،تصمیم دارم قطعش کنم،اما الان باید بخوابم

171
00:09:20,568 --> 00:09:25,356
‫و به چیزی بیش از چندتا سوزن زپرتو نیاز دارم،تو چی کار میتونی برام بکنی؟

172
00:09:25,356 --> 00:09:27,550
‫من اجازه نسخه نویسی ندارم

173
00:09:27,550 --> 00:09:29,346
‫میدونم نداری

174
00:09:38,522 --> 00:09:40,018
‫اینا باعث می شه خوابت ببره

175
00:09:40,018 --> 00:09:42,213
‫این یه داروی قوی گیاهیه

176
00:09:42,213 --> 00:09:44,607
‫حالا،به من قول بدین که اونا رو با احتیاط مصرف کنید

177
00:09:44,607 --> 00:09:47,000
‫در هر صورت،مطمئن باشید

178
00:09:48,995 --> 00:09:50,192
‫تق،تق

179
00:09:51,090 --> 00:09:52,850
‫هی،بیا تو

180
00:09:53,925 --> 00:09:54,805
‫گندی زدی

181
00:09:54,805 --> 00:09:58,324
‫لوله های حموم طبقه بالا رو که نشت میکنه دارم عوض می کنم

182
00:09:59,106 --> 00:10:00,475
‫چوبای دیوارا همه پوسیده

183
00:10:00,475 --> 00:10:01,824
‫همم،اینم  شبیه یه شغله

184
00:10:03,310 --> 00:10:05,656
‫جولی گفت که اومده بودی دنبالم

185
00:10:05,656 --> 00:10:08,393
‫اوم،بله.آه...

186
00:10:08,393 --> 00:10:12,792
‫داشتم به رفتن با ماشین به تاکستان ژرمانی  و چشیدن شراب اونجا ...برای فردا فکر میکردم،و ،آه

187
00:10:12,792 --> 00:10:14,552
‫چه ساعتی میخوای من آماده بشم؟

188
00:10:14,552 --> 00:10:15,823
‫حدود ۶

189
00:10:16,018 --> 00:10:17,485
‫۶عالیه

190
00:10:18,951 --> 00:10:20,395
‫بسیار خوب

191
00:10:20,395 --> 00:10:24,831
‫میدونی،فکر کردم شاید بعد از اون یه شام کوچولو با هم بخوریم،شاید کمی هم رقص

192
00:10:24,831 --> 00:10:26,688
‫چه عالی

193
00:10:27,513 --> 00:10:30,918
‫،اوم،میدونی چیه،اینطوری،یه دو ساعت رانندگی تا اونجا

194
00:10:30,918 --> 00:10:35,250
‫یه جورایی دیر نمیشه برا برگشتن؟

195
00:10:35,250 --> 00:10:39,067
‫فکر کردم،میدونی،دیگه بزنیم به سیم آخر، یه اتاق کرایه کنیم

196
00:10:39,067 --> 00:10:40,099
‫اوه؟

197
00:10:40,099 --> 00:10:41,543
‫مثل یه اتاق هتل؟

198
00:10:41,543 --> 00:10:43,606
‫بله،به عنوان کار آخر

199
00:10:43,606 --> 00:10:45,566
‫البته،البته،باشه

200
00:10:45,566 --> 00:10:49,177
‫پس شاید بهتر باشه از حالا رزرو کنیم
‫میدونی،برا اطمینان

201
00:10:49,177 --> 00:10:52,788
‫بله،از طریق نت چنتا هتل پیدا کردم
‫بزار فهرست چاپی شونو گیر بیارم

202
00:10:54,954 --> 00:10:57,639
‫هی،بونگو. بیا اینجا

203
00:10:57,639 --> 00:10:58,733
‫یه تکون میخوای بخوری؟

204
00:10:58,733 --> 00:11:00,921
‫هی ،مایک،بیسکوئیتهای سگ و کجا نگه میداری؟

205
00:11:00,921 --> 00:11:01,915
‫ببخشید .چی؟

206
00:11:01,915 --> 00:11:03,606
‫اوه،مهم نیست

207
00:11:03,606 --> 00:11:04,799
‫خودمون پیداش می کنیم،هاه؟

208
00:11:04,799 --> 00:11:06,887
‫خودمون میریم پیداش میکنیم

209
00:11:15,738 --> 00:11:18,124
‫ببخشید،سوزان. نفهمیدم چی گفتی. چی گفتی؟

210
00:11:20,312 --> 00:11:21,668
‫هیچی

211
00:11:21,668 --> 00:11:23,703
‫مهم نیست

212
00:11:25,350 --> 00:11:27,869
‫کاشی کارمه.برا اینجا،ببین کدومش مناسبتره

213
00:11:28,838 --> 00:11:30,484
‫هی،فیل

214
00:11:30,872 --> 00:11:33,391
‫اوم،نه،نه،فردا صبح باید یه ردیف الوار درست کنم

215
00:11:33,391 --> 00:11:34,747
‫اونجوری خوب نیست

216
00:11:34,747 --> 00:11:37,363
‫آه،نه،فردا شبم نیستم

217
00:11:37,363 --> 00:11:39,242
‫من میتونم بزارم بیاد تو

218
00:11:39,973 --> 00:11:41,643
‫نه،اوضاع جوره،ممنون

219
00:11:41,643 --> 00:11:42,791
‫نه مشکلی نداره

220
00:11:42,791 --> 00:11:43,835
‫فقط کلید خونه رو بده به من

221
00:11:43,835 --> 00:11:45,923
‫من همه روزو این دور و برام

222
00:11:45,923 --> 00:11:48,637
‫بسیار خوب،اوم،ممنون

223
00:11:48,741 --> 00:11:51,351
‫فیل،من کلید خونه رو میدم به همسایه،آه،م

224
00:11:51,351 --> 00:11:53,021
‫او تو خونس و تو رو راه میده تو

225
00:12:00,328 --> 00:12:05,338
‫مثل هر شهری در مجاورت منطقه خوش نشین آن،قسمتی وجود داره که کمتر مطلوبه

226
00:12:05,338 --> 00:12:12,228
‫همه این حقیقت و میدونن که هر کسی تا دیر وقت تو این منطقه درنگ کنه ،معمولاً عاقبت خوشایندی نداره

227
00:12:15,568 --> 00:12:19,386
‫برای رکس و بری ون د کمپ هم استثنایی در کار نبود

228
00:12:30,738 --> 00:12:32,747
‫تو واقعاً فکر میکنی این کار عملیه؟

229
00:12:32,747 --> 00:12:32,948
‫& nbsp;

230
00:12:32,948 --> 00:12:35,560
‫اینجا فقیر نشین ترین منطقه شهره

231
00:12:35,560 --> 00:12:37,771
‫به من اعتماد کن،اون ماشینو یکی میدزده

232
00:12:37,771 --> 00:12:39,479
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

233
00:12:39,479 --> 00:12:42,091
‫برای اینکه به فقر ایمان دارم

234
00:12:44,502 --> 00:12:46,210
‫او چقدر زیباست

235
00:12:46,210 --> 00:12:49,023
‫این فیلمو پارسال تو تولدش گرفتم

236
00:12:52,338 --> 00:12:53,525
‫چطوری تصمیم داری این کارو بکنی؟

237
00:12:54,415 --> 00:12:56,689
‫تو یه کافه باهاش باب آشنایی رو باز کردم

238
00:12:56,689 --> 00:12:59,062
‫فکر میکنه من یه انبوه سازم

239
00:12:59,062 --> 00:13:00,941
‫زجرم میکشه؟

240
00:13:00,941 --> 00:13:02,325
‫نه

241
00:13:02,424 --> 00:13:05,588
‫ایدی بریت ناپدید می شه و تو بر میگردی سر زندگیت

242
00:13:05,885 --> 00:13:07,643
‫،قبل از انجام کار

243
00:13:08,131 --> 00:13:11,647
‫بهتر نیست ازش بپرسی چرا این نامه رو برا زنم فرستاده؟

244
00:13:11,647 --> 00:13:15,456
‫بهتره اینجوری فکر نکنید،آقای یانگ
‫نمیتونید کنجکاوی تونو ارضا کنید

245
00:13:15,456 --> 00:13:17,604
‫کنجکای منجر به گناه میشه

246
00:13:17,604 --> 00:13:19,557
‫گناه منجر به حرف و سخن بیشتر

247
00:13:19,850 --> 00:13:21,901
‫هنوز سئوالاتی داری؟

248
00:13:23,268 --> 00:13:24,928
‫--یه چیزیو باید روشن کنم

249
00:13:24,928 --> 00:13:27,077
‫من این پولو برمیدارم و میرم،کارم انجام میشه

250
00:13:27,077 --> 00:13:29,811
‫نه پس دادن پولی،نه ندامتی

251
00:13:29,909 --> 00:13:31,343
‫فهمیدم

252
00:13:32,163 --> 00:13:35,339
‫دیگه با هم هیچ حرفی نداریم، پس یه بار دیگه می پرسم

253
00:13:35,339 --> 00:13:38,002
‫مطمئنید که اینجوری باشه؟

254
00:13:38,412 --> 00:13:41,076
‫مسئول مرگ همسر من ایدی بریته

255
00:13:41,486 --> 00:13:44,047
‫من قطعاً اینو می خوام

256
00:13:50,808 --> 00:13:52,550
‫بد جوری ساکتی

257
00:13:56,033 --> 00:13:57,467
‫فقط دارم...

258
00:13:58,287 --> 00:14:01,258
‫به بچه ها فکر میکنم

259
00:14:03,614 --> 00:14:06,278
‫چقدر سریع بزرگ شدن،نه؟

260
00:14:06,278 --> 00:14:08,355
‫قطعاً همینطور بوده

261
00:14:10,432 --> 00:14:13,893
‫یادم میاد وقتی کوچولو بودن بهشون میگفتم اجازه ندارن از این بزرگتر بشن

262
00:14:13,893 --> 00:14:16,168
‫،چونکه خیلی پرستیدنی بودن

263
00:14:17,453 --> 00:14:19,728
‫و ما خیلی خوشبخت بودیم

264
00:14:20,123 --> 00:14:22,002
‫بله،خب...

265
00:14:22,002 --> 00:14:25,266
‫قطعاً اونجوری که ما توقع داشتیم از کار در نیومدن

266
00:14:25,266 --> 00:14:26,947
‫نه

267
00:14:26,947 --> 00:14:28,727
‫در نیومدن

268
00:14:29,024 --> 00:14:30,903
‫میتونستیم والدین بهتری براشون باشیم

269
00:14:30,903 --> 00:14:32,506
‫ما اونجورام بد نبودیم

270
00:14:32,506 --> 00:14:34,911
‫هنوز چیزای زیادی وجود داره که باید بهشون یاد بدیم

271
00:14:34,911 --> 00:14:38,218
‫برای شروع،بایستی به آندرو زشتی و بدی کاری روکه انجام داده بفهمونیم

272
00:14:38,218 --> 00:14:40,924
‫من-من تصور میکنم بایستی تنبیهش میکردیم

273
00:14:40,924 --> 00:14:44,932
‫بسیار خوب،باشه،چه تنبیه مناسبی برای یه بچه که زنی رو زیر گرفته میتونه باشه؟

274
00:14:44,932 --> 00:14:47,337
‫من-من نمیدونم

275
00:14:49,341 --> 00:14:52,347
‫تو میدونی صرف نظر از اینکه بچه ها چطوری بار اومدن ،من هنوز عاشق اونام

276
00:14:52,347 --> 00:14:54,151
‫البته که تو عاشق اونایی

277
00:14:54,752 --> 00:14:58,860
‫اما هرگز اونارو به خاطر اینکه اینقدر سریع بزرگ شدن نمیبخشم

278
00:15:02,668 --> 00:15:05,028
‫هی،نیگا کن

279
00:15:18,597 --> 00:15:21,645
‫و بعد من در کابینتو باز کردم و اون  پولا اون تو بود

280
00:15:21,645 --> 00:15:23,218
‫منظورم اینکه که یه عالمه پول بود

281
00:15:23,218 --> 00:15:24,005
‫برا همینه اینقدر به هم ریختی؟

282
00:15:24,005 --> 00:15:26,070
‫چند بسته پول نقد؟  دست بردار

283
00:15:26,070 --> 00:15:28,921
‫خب که چی؟ واقع نگر باشیم ،من این مرد رو چند هفته س که میشناسم

284
00:15:28,921 --> 00:15:31,379
‫منظورم اینکه شاید یه آدمکش برا مافیا باشه

285
00:15:31,379 --> 00:15:33,444
‫اگه واقعاً اینطوری فکر میکنی ،پس چرا میخوای باهاش گردش بری؟

286
00:15:33,444 --> 00:15:35,017
‫من هرگز از خونه بیرون نمی رم

287
00:15:35,017 --> 00:15:37,082
‫مامان،اگه واقعاً یه چیزی میخوای که تو رو بلرزونه و به هم ،بریزه

288
00:15:37,082 --> 00:15:39,245
‫فقط به این فکر کن که شبو با مایک تویه هتل میگذرونی

289
00:15:39,245 --> 00:15:42,293
‫سالهاس هیچ مردی به جز دکترت تو رو برهنه ندیده

290
00:15:42,293 --> 00:15:45,636
‫بله،اونم که بازنشست شده.سعی میکنم شخصی با اون برخورد نکنم

291
00:15:45,636 --> 00:15:46,620
‫تو قدیمی به قضیه نگاه میکنی

292
00:15:46,620 --> 00:15:47,701
‫آه

293
00:15:47,701 --> 00:15:49,274
‫شاید احمقانه برخورد میکنم

294
00:15:50,061 --> 00:15:53,404
‫اما رفتن به یک هتل با یک مرد برای من کار شاقیه

295
00:15:54,092 --> 00:15:55,961
‫اگه مایک یه چیزیرو مخفی کرده باشه چی؟

296
00:15:55,961 --> 00:15:57,436
‫مثل چی؟

297
00:15:58,222 --> 00:15:59,599
‫نمیدونم

298
00:15:59,992 --> 00:16:01,308
‫بابا اومد

299
00:16:01,308 --> 00:16:03,462
‫من باید برم

300
00:16:03,462 --> 00:16:04,473
‫حالا به من گوش کن

301
00:16:04,473 --> 00:16:07,101
‫دیگه به هم نریز
‫دلم میخواد این آخر هفته خوش باشیم

302
00:16:07,101 --> 00:16:08,920
‫چرا برا تو اینقدر اهمیت داره؟

303
00:16:08,920 --> 00:16:11,346
‫،چونکه تصمیم دارم یه روزی شوهر کنم

304
00:16:11,346 --> 00:16:13,671
‫و اصلاً نمیخوام تو با ما زندگی کنی

305
00:16:19,635 --> 00:16:21,252
‫وضع انگشتاش چطورن؟

306
00:16:21,252 --> 00:16:22,566
‫اوه،اونا خیلی وحشتناک شدن

307
00:16:22,566 --> 00:16:24,588
‫ممنونیم که اومدین

308
00:16:24,588 --> 00:16:27,216
‫خب؛فقط خواستیم بدونین این اتفاق چقدر برای ما مهمه

309
00:16:27,519 --> 00:16:30,242
‫خب پلیس تا حالا هیچ سر نخی پیدا نکرده؟

310
00:16:31,048 --> 00:16:32,359
‫نه درواقع

311
00:16:32,359 --> 00:16:34,679
‫اونا میتونن مدل ماشین رو مشخص کنن

312
00:16:34,679 --> 00:16:38,712
‫اما بدون هیچ شاهد عینی کسی به نظر نمیرسه در پیدا کردن ضارب خوش بین باشه

313
00:16:38,712 --> 00:16:41,233
‫خب،مهمتر اینکه آیا خبر خوبی در باره یوآنیتا هست؟

314
00:16:41,233 --> 00:16:42,289
‫تغییری نکرده

315
00:16:42,289 --> 00:16:44,882
‫همه کاریکه میتونیم بکنیم اینه که صبر کینم و امیدوار باشیم

316
00:16:45,362 --> 00:16:47,763
‫ما اونو تو لیست دعاهامون در کلیسا گذاشتیم

317
00:16:47,763 --> 00:16:49,875
‫اوه،لطف بزرگیه دانیل ،ممنون

318
00:16:50,164 --> 00:16:53,429
‫داشتن بچه  تو یک چنین اوضاع و احوالی

319
00:16:53,429 --> 00:16:54,389
‫کمک کننده س

320
00:16:54,389 --> 00:16:56,982
‫بله،اونا یه موهبتن

321
00:16:57,942 --> 00:17:00,823
‫بچه ها به همه چیز ارزش میدن

322
00:17:01,495 --> 00:17:03,511
‫شما آدمای آینده هستین

323
00:17:03,511 --> 00:17:05,432
‫میراث ما

324
00:17:05,624 --> 00:17:06,658
‫ممنون

325
00:17:06,658 --> 00:17:10,070
‫بعد از مرگ ما ،شما تنها افرادی هستین که راه مارو ادامه میدین

326
00:17:11,311 --> 00:17:14,102
‫گابریل و من میخوایم بچه دار شیم

327
00:17:14,929 --> 00:17:17,411
‫اوه،هی،اون--اون عالیه

328
00:17:17,411 --> 00:17:18,962
‫کی این تصمیمو گرفتین؟

329
00:17:18,962 --> 00:17:21,340
‫اون ظاهراً باید ظهور یه فکر تازه باشه

330
00:17:24,441 --> 00:17:25,992
‫میفهمم

331
00:17:25,992 --> 00:17:27,440
‫بعداً راجع به این صحبت میکنیم

332
00:17:27,440 --> 00:17:28,784
‫باهاش رودرو شو

333
00:17:28,784 --> 00:17:30,231
‫ما آدمای تو خالیی هستیم

334
00:17:30,231 --> 00:17:33,436
‫منظورم اینه که اگه همه زندگی مونو صرف خرید خرت وپرت کنیم دیگه معنایی برای اون باقی میمونه؟

335
00:17:33,436 --> 00:17:35,194
‫بستگی داره به اینکه چی بخریم

336
00:17:35,194 --> 00:17:36,125
‫من یه بچه میخوام

337
00:17:36,125 --> 00:17:38,813
‫اگه یادت نرفته بهت بگم که قبل از اینکه ازدواج کنیم ،با هم یه قراری گذاشتیم

338
00:17:38,813 --> 00:17:39,743
‫بچه بی بچه

339
00:17:39,743 --> 00:17:41,915
‫بله،خب،قرارها به این معنی که میشه درشون تجدید نظر کرد

340
00:17:41,915 --> 00:17:44,396
‫خب،ما سر رحم من مذاکره ای نمی کنیم

341
00:17:44,396 --> 00:17:46,186
‫ما احتمالاً باید بریم

342
00:17:46,186 --> 00:17:48,070
‫بله،مم

343
00:17:48,070 --> 00:17:49,860
‫خیلی از شما ممنونم

344
00:17:50,613 --> 00:17:52,026
‫عجیب بود

345
00:17:52,026 --> 00:17:53,722
‫برای کارلوس احساس دلسوزی میکنم

346
00:17:53,722 --> 00:17:57,208
‫اون صحبتی که راجع به بچه ها میکرد آشکارا از غم او نشات میگرفت

347
00:17:57,396 --> 00:17:58,244
‫همینه دیگه

348
00:17:58,244 --> 00:17:59,563
‫از اون وضع ناهنجار راحت شدم.

349
00:18:07,099 --> 00:18:13,693
‫لاینت فرسوده چای مقوی خودشو خورد به امید آنکه بالاخره خوابی که از او دوری میکرد ،او رو در آغوش بگیره

350
00:18:13,787 --> 00:18:15,954
‫بد اقبالی برای لاینت

351
00:18:15,954 --> 00:18:18,780
‫برای این تن فرسوده آسایشی نبود

352
00:18:20,099 --> 00:18:21,754
‫برین به جهنم

353
00:18:22,478 --> 00:18:25,581
‫برین به جهنم،برین به جهنم،برین به جهنم،برین به جهنم،برین به جهنم

354
00:18:34,166 --> 00:18:36,235
‫ببخشید دیر کردیم.کنی لیتمن نمیتونست دستمال گردنشو پیدا کنه

355
00:18:36,235 --> 00:18:37,580
‫بیاین تو بچه ها

356
00:18:38,200 --> 00:18:41,096
‫لوری جین،گردهمایی پیشاهنگی امروزه؟

357
00:18:47,303 --> 00:18:47,923
‫مامی

358
00:18:47,923 --> 00:18:48,751
‫چیه؟ اوه

359
00:18:48,751 --> 00:18:51,543
‫درسته،باشه پسرا

360
00:18:51,543 --> 00:18:53,716
‫این گره اسمش گره کمره

361
00:18:53,716 --> 00:18:55,888
‫اون یه گره بسیار کارآمده

362
00:18:55,888 --> 00:18:57,543
‫حالا،ریسماناتونو بردارین

363
00:18:57,543 --> 00:19:00,956
‫باشه،اول،اینو بندازین رو اون

364
00:19:00,956 --> 00:19:02,714
‫و بعد یه حلقه میسازیم

365
00:19:02,714 --> 00:19:04,783
‫و بعد یه حلقه دیگه

366
00:19:04,783 --> 00:19:09,127
‫و بعد اونو یه کمی از این تو میکشین، فکر میکنم اینطوری باشه

367
00:19:09,127 --> 00:19:10,989
‫و اونوقت شما درست--آماده این؟

368
00:19:10,989 --> 00:19:12,851
‫یه دفعه سفتش میکنین

369
00:19:13,989 --> 00:19:17,402
‫مامی،اصلاً شبیه او عکسه نشده

370
00:19:18,023 --> 00:19:20,299
‫شما اصلاًقرار نیست برین ملوان بشین که. پس چرا نگرانین؟

371
00:19:21,126 --> 00:19:24,031
‫باشه،بچه ها بزارید یه استراحتی بکنیم

372
00:19:25,735 --> 00:19:27,137
‫ممنون

373
00:19:41,364 --> 00:19:43,568
‫بسیار خوب،همه چی اون بالاست

374
00:19:43,568 --> 00:19:44,570
‫یه امضا اینجا میندازی؟

375
00:19:44,570 --> 00:19:45,872
‫اوه،البته

376
00:19:45,872 --> 00:19:48,277
‫خیلی ممنون

377
00:19:49,279 --> 00:19:50,381
‫بفرمائید

378
00:19:50,381 --> 00:19:51,283
‫آخر هفته خوبی داشته باشین

379
00:19:51,283 --> 00:19:52,986
‫همینطور شما خانم

380
00:20:39,072 --> 00:20:41,577
‫هی،خانم!هنوز اینجایین؟

381
00:20:41,577 --> 00:20:44,382
‫فراموش کردم بهتون یه رسید بدم

382
00:20:44,382 --> 00:20:45,885
‫خانم؟

383
00:21:15,741 --> 00:21:17,341
‫آهای!

384
00:21:19,541 --> 00:21:21,141
‫من کمک نیاز دارم. من این بالام!

385
00:21:21,141 --> 00:21:23,841
‫من کف اینجا گیر افتادم! آهای!

386
00:21:26,041 --> 00:21:29,242
‫اگه اومدی اینجا به من خرده بگیری،میتونی همین الان بری

387
00:21:29,942 --> 00:21:31,542
‫صبر کن!صبر کن! نه

388
00:21:31,542 --> 00:21:33,642
‫صبر کن. ن--نرو
‫صبر کن،یه فکری دارم

389
00:21:33,642 --> 00:21:36,442
‫اینجا،اینجا،اینجا

390
00:21:36,442 --> 00:21:38,742
‫اینجا. حوله رو بگیر،بونگو

391
00:21:38,742 --> 00:21:40,142
‫یاله،طرف دیگه رو بگیر

392
00:21:40,142 --> 00:21:40,842
‫پسر خوب

393
00:21:40,842 --> 00:21:42,742
‫خودشه. طرف دیگه رو بگیر

394
00:21:42,742 --> 00:21:43,742
‫یاله،بونگو

395
00:21:43,742 --> 00:21:46,242
‫اون طرفو بکش! یاله،بونگو!

396
00:21:46,242 --> 00:21:48,842
‫چی کار داری میکنی؟ بونگو،اینجا!

397
00:21:48,842 --> 00:21:50,042
‫بونگو؟

398
00:21:50,042 --> 00:21:55,143
‫اوه--اوه،اون کارو نکن.اوه،بونگو

399
00:21:55,143 --> 00:21:57,343
‫،درست در زمانی که سوزان ناامید و درمانده شده بود

400
00:21:57,343 --> 00:22:02,343
‫گابریل در تلاش بود تا به وجدان بیقرار و آشفته فاسق جوانش سرو ...سامانی بده

401
00:22:02,343 --> 00:22:03,843
‫کسی خونه نیست

402
00:22:03,843 --> 00:22:05,443
‫میدونم. ممکنه دیده بشم

403
00:22:05,443 --> 00:22:06,643
‫اومدم با تو حرف بزنم

404
00:22:06,643 --> 00:22:08,343
‫اگرچه لازم بود او محتاط باشه

405
00:22:08,343 --> 00:22:10,443
‫به کار ادامه بده

406
00:22:11,043 --> 00:22:13,643
‫چی فکر میکردی ،سرو کله ت تو بیمارستان پیدا شد؟

407
00:22:14,644 --> 00:22:16,244
‫میخواستم ببینم حالش چطوره

408
00:22:16,244 --> 00:22:18,744
‫تو باید همین الان کمتر توجه دیگرانو جلب کنی

409
00:22:19,544 --> 00:22:23,244
‫ببین...کار من وتو تموم شده س

410
00:22:23,244 --> 00:22:25,444
‫از حالا به بعد من میچسبم به دانیل

411
00:22:25,444 --> 00:22:26,848
‫چرا تو اینو میگی؟

412
00:22:26,848 --> 00:22:28,753
‫از خودم به خاطر کاری که  کردیم متنفرم

413
00:22:28,753 --> 00:22:30,458
‫باشه، من شبا نمیتونم بخوابم

414
00:22:30,458 --> 00:22:31,962
‫من بایستی یه تکون اساسی به زندگیم بدم

415
00:22:31,962 --> 00:22:33,467
‫ما که پشت اون ماشین ننشسته بودیم

416
00:22:33,467 --> 00:22:34,971
‫ما که یوآنیتا رو وادار نکردیم بره تو خیابون

417
00:22:34,971 --> 00:22:37,077
‫اگه ما با هم سرو سری نداشتیم،او هرگز اونجا نمیبود

418
00:22:37,077 --> 00:22:39,985
‫اوه،تورو به خدا،بین تو و کارلوس...

419
00:22:39,985 --> 00:22:43,495
‫خوب به من گوش کن.تو هیچ کار اشتباهی نکردی

420
00:22:44,598 --> 00:22:46,804
‫ولی پدر کرولی اینطور فکر نمیکنه

421
00:22:46,804 --> 00:22:48,008
‫چی؟

422
00:22:48,008 --> 00:22:49,813
‫من اعتراف کردم

423
00:22:52,621 --> 00:22:54,326
‫دیوونه شدی؟

424
00:22:54,627 --> 00:22:56,231
‫چی به او گفتی؟

425
00:22:56,331 --> 00:22:57,936
‫همه چیزو

426
00:22:57,936 --> 00:22:59,942
‫مثلاً...

427
00:22:59,942 --> 00:23:02,649
‫تو خیابون پشت  دکه کامیوندارا؟

428
00:23:02,649 --> 00:23:04,354
‫همه چیز

429
00:23:04,354 --> 00:23:05,858
‫اوه،لعنت به تو

430
00:23:15,185 --> 00:23:16,689
‫تو چه مرگت شده؟

431
00:23:16,889 --> 00:23:19,898
‫یه سگ ماده تا حالا تونسته بود یه ماشین آتش نشانی رو بیاره اینجا

432
00:23:19,898 --> 00:23:22,018
‫تو سگ کودن

433
00:23:22,724 --> 00:23:24,440
‫پسر خوب،بونگو!

434
00:23:24,440 --> 00:23:27,468
‫بدو،بونگو،بدو!برو کمک بیار!

435
00:23:40,086 --> 00:23:42,205
‫آندرو،اوم...

436
00:23:43,215 --> 00:23:46,546
‫میدونم چند روز اخیر پر از فشار روحی بوده، و،آه...

437
00:23:46,546 --> 00:23:48,968
‫میدونی،اگه احساس میکنی باید با یکی حرف بزنی...

438
00:23:48,968 --> 00:23:52,703
‫میدونم،میدونم.تو و پدر به خاطر من اینجا هستین

439
00:23:52,703 --> 00:23:56,236
‫در واقع،فکر کردم ما بتونیم  ترتیب یه قرار صحبت با یه متخصص رو برات بدیم

440
00:23:56,236 --> 00:23:58,255
‫یه روانپزشک؟

441
00:23:59,769 --> 00:24:01,182
‫فکر میکنی من دیوونه م؟

442
00:24:01,182 --> 00:24:02,797
‫البته که نه

443
00:24:02,797 --> 00:24:06,128
‫،فقط احتمال  داره تصادف هیجانات زیادی رو دامن زده باشه

444
00:24:06,128 --> 00:24:12,184
‫و برای تو طبیعیه که احساس گیجی یا افسردگی یا شرمساری کنی

445
00:24:12,184 --> 00:24:13,957
‫من خوبم

446
00:24:13,957 --> 00:24:15,435
‫آم،واقعاً

447
00:24:15,435 --> 00:24:17,209
‫عزیزم،تو موجب شدی یه زن به کوما بره

448
00:24:17,209 --> 00:24:19,968
‫قطعاً ای باعث میشه یه جورایی روحیه آدم به هم بریزه

449
00:24:19,968 --> 00:24:22,726
‫بله،خب،مال من نریخته

450
00:24:25,682 --> 00:24:26,766
‫حالا، اگه اجازه بدید من...

451
00:24:26,766 --> 00:24:28,342
‫نه،اجازه نمیدم. نه تا زمنی که به من بگی

452
00:24:28,342 --> 00:24:29,229
‫چرا اینقدر گیر میدی؟

453
00:24:29,229 --> 00:24:32,086
‫چونکه میخوام بدونم تو یه هیولا نیستی

454
00:24:33,761 --> 00:24:35,140
‫میخوای بدونی چه احساسی دارم؟

455
00:24:35,140 --> 00:24:35,633
‫بله

456
00:24:35,633 --> 00:24:37,111
‫باشه، گوش کن پس

457
00:24:37,111 --> 00:24:39,377
‫،از اینکه او صدمه خورده احساس بدی دارم

458
00:24:39,377 --> 00:24:41,395
‫اما احساس بدی هم دارم که ماشینم هَپَلو شد

459
00:24:41,395 --> 00:24:45,734
‫چونکه یه نفر اینقدر شعور نداشت که قبل از عبور از خیابون دو طرفو خوب نیگاه کنه

460
00:24:45,734 --> 00:24:49,366
‫و همینطور احساس بدی دارم که مجبورم با دوچرخه به مدرسه برم

461
00:24:52,090 --> 00:24:55,218
‫آندرو، توتقریباً یه انسان دیگه رو کشتی

462
00:24:55,218 --> 00:24:57,539
‫او یه پیرزن بود،درست؟

463
00:24:57,539 --> 00:24:59,355
‫او زندگی شو کرده

464
00:24:59,355 --> 00:25:01,978
‫من کل زندگی مو پیش رو دارم
‫و الان ممکنه همش بره رو هوا

465
00:25:02,483 --> 00:25:03,895
‫این اون چیزی است که تو باید نگرانش باشی

466
00:25:03,895 --> 00:25:08,335
‫آنچه که من نگرانشم آندرو،اینه که به نظر میاد تو روحی نداری

467
00:25:10,050 --> 00:25:12,674
‫یه دلیل خوب به من ارائه کن که چرا من نباید به پلیس زنگ بزنم

468
00:25:13,178 --> 00:25:14,967
‫چونکه من پسر توام

469
00:25:15,763 --> 00:25:17,751
‫اینه که از تو یه هیولا  میسازه

470
00:25:30,576 --> 00:25:31,769
‫هی رفیق

471
00:25:40,517 --> 00:25:42,008
‫سوزان،تویی؟

472
00:25:42,008 --> 00:25:45,985
‫مایک؟ من طبقه بالام...تقریباً

473
00:25:46,382 --> 00:25:48,868
‫خودتو نگه دار. من--من الان میام

474
00:25:56,821 --> 00:25:57,818
‫چه اتفاقی افتاده؟

475
00:25:57,818 --> 00:26:00,910
‫خب،ببین،این پرندهه،اوم...

476
00:26:01,309 --> 00:26:03,304
‫،از تو پنجره دستشویی اومد تو

477
00:26:03,304 --> 00:26:07,194
‫منم سعی کردم نجاتش بدم،اما،اوه...

478
00:26:07,194 --> 00:26:08,092
‫مرد

479
00:26:08,092 --> 00:26:09,987
‫فکر نمیکنم اونی باشه که اتفاق افتاده

480
00:26:09,987 --> 00:26:12,181
‫منم فکر نمیکنم

481
00:26:12,680 --> 00:26:14,575
‫ممکنه حالا کمک کنی ازاینجا بیام بیرون،لطفاً؟

482
00:26:14,575 --> 00:26:15,972
‫بیا

483
00:26:21,258 --> 00:26:23,053
‫ممنون

484
00:26:24,350 --> 00:26:28,040
‫نمیتونی تصور بکنی که چه حالی داشت

485
00:26:30,335 --> 00:26:31,432
‫تو به کابینتهای من سر کشی کردی

486
00:26:31,432 --> 00:26:32,728
‫چی؟

487
00:26:34,025 --> 00:26:36,183
‫اوه،میتونم توضیح بدم

488
00:26:36,183 --> 00:26:37,622
‫از خونه من برو بیرون

489
00:26:37,622 --> 00:26:39,471
‫-- مایک

490
00:26:40,499 --> 00:26:42,348
‫برو بیرون

491
00:27:11,018 --> 00:27:12,046
‫سلام

492
00:27:12,046 --> 00:27:13,690
‫روز بخیر

493
00:27:14,614 --> 00:27:18,828
‫اوه،خب،اینجا چقدر قشنگ و جذابه

494
00:27:19,650 --> 00:27:22,424
‫خب،نقشه اینه که اینجا یه آپارتمان کوچیک ساخته بشه

495
00:27:23,760 --> 00:27:26,637
‫تو میخوای پول حسابی در بیاری ،یا میخوای این ورا  علاف باشی؟

496
00:27:27,048 --> 00:27:28,076
‫تو چه پیشنهادی داری؟

497
00:27:28,076 --> 00:27:30,645
‫من تو فکر یه مجموعه تفریحیم

498
00:27:30,645 --> 00:27:32,597
‫حساب کتابایی کردم

499
00:27:38,352 --> 00:27:39,996
‫کاغذ یادداشت قشنگیه

500
00:27:39,996 --> 00:27:42,256
‫اوه،دزدیه

501
00:27:43,695 --> 00:27:45,594
‫منظورت چیه؟

502
00:27:45,594 --> 00:27:49,292
‫بعد از آتیش گرفتن خونه م با همسایه ام مارتا هوبر زندگی میکردم

503
00:27:49,292 --> 00:27:51,991
‫اینجوری بود،تا اینکه عفریته پیر منو پرت کرد بیرون

504
00:27:51,991 --> 00:27:54,290
‫به هر حال،من خرت وپرتای اونو میدزدیدم،اونم مال منو میدزدید

505
00:27:54,290 --> 00:27:56,289
‫این چرخه زندگیه

506
00:27:56,988 --> 00:27:59,287
‫این کاغذ مال اونه

507
00:27:59,687 --> 00:28:01,586
‫اوه،خدای من ،آره

508
00:28:12,780 --> 00:28:15,978
‫نه،تام،تو نمیتونی این کارو با من بکنی

509
00:28:15,978 --> 00:28:17,178
‫چونکه خونه لازمت دارم

510
00:28:17,178 --> 00:28:20,476
‫پسرا،بس کنید!دارم با تلفن حرف می زنم!

511
00:28:20,476 --> 00:28:24,974
‫،خب،بله،من-من میفهمم که تقصیر تو نیست جلسه تون عقب افتاده

512
00:28:24,974 --> 00:28:28,172
‫اما تو قول دادی امشب برگردی

513
00:28:28,372 --> 00:28:32,370
‫--من-من-من میخوام برم. بچه ها

514
00:28:32,370 --> 00:28:35,069
‫بله،میدونم تو متاسفی

515
00:28:35,069 --> 00:28:38,567
‫فقط ممکنه بجنبی و هر چه زودتر میتونی برگردی؟

516
00:28:38,567 --> 00:28:40,366
‫باشه،خداحافظ

517
00:28:40,366 --> 00:28:44,264
‫پسرا،ممکنه خواهش کنم،خواهش کنم بس کنید؟

518
00:28:44,664 --> 00:28:48,162
‫به خدا،به خدا،مامان سر درد داره،باشه؟

519
00:28:48,162 --> 00:28:50,661
‫فقط -- آه ه.

520
00:28:54,159 --> 00:28:56,158
‫اون لعنتی رو خاموش کن

521
00:28:56,158 --> 00:28:57,457
‫شماها چه مرگتونه؟

522
00:28:57,457 --> 00:28:58,457
‫چرا به حرفای من گوش نمیدین؟

523
00:28:58,457 --> 00:28:59,556
‫سرو صدا رو دوست دارین؟

524
00:30:08,921 --> 00:30:10,220
‫چیه؟

525
00:30:10,420 --> 00:30:13,218
‫،فقط اومدم بگم متاسفم

526
00:30:13,218 --> 00:30:15,817
‫و پول همه اون خسارتا رو میدم

527
00:30:15,817 --> 00:30:17,816
‫نگران اونا نباش

528
00:30:17,816 --> 00:30:19,721
‫خب،پس...

529
00:30:20,222 --> 00:30:23,030
‫از نظر تو ، ق-قرارمون منتفیه؟

530
00:30:23,030 --> 00:30:25,938
‫خب،تو تو خونه من فضولی و به وسائلم سرکشی کردی

531
00:30:25,938 --> 00:30:28,344
‫بله،در فهم من ،الان دیگه هیچ قراری سر جاش نیست

532
00:30:28,344 --> 00:30:29,447
‫یه دقیقه صبر کن

533
00:30:29,447 --> 00:30:31,152
‫من شروع کردم تو خونه تو فضولی و تجسس

534
00:30:31,152 --> 00:30:33,458
‫،چونکه من تصادفاً اون همه پول رو پیدا کردم

535
00:30:33,458 --> 00:30:36,266
‫و بعد اون تفنگ رو

536
00:30:37,168 --> 00:30:38,594
‫آیا تو یه قاچاقچی موادی یا یه چیز دیگه؟

537
00:30:38,594 --> 00:30:39,306
‫این چیزیه که تو فکر میکنی؟

538
00:30:39,306 --> 00:30:41,037
‫خب،من هیچی نمیدونم،چونکه تو هرگز نزاشتی من از کارات سر در بیارم

539
00:30:41,037 --> 00:30:44,092
‫میدونی،کل این قسمت از زندگی تو وجود داره که دورش رو کاملاً دیوار کشیدی

540
00:30:44,092 --> 00:30:47,045
‫اسلحه برا حفاظته
‫پول نقد برا موارد ضروریه

541
00:30:47,045 --> 00:30:48,641
‫،من آدم خوبیم

542
00:30:48,641 --> 00:30:50,038
‫سوزان، و تو باید اینو بدونی

543
00:30:50,038 --> 00:30:52,832
‫من-من مجبور نیستم هر مسئله جزئی و کوچیک زندگیمو با تو در میون بزارم

544
00:30:52,832 --> 00:30:54,329
‫خب،هر مسئله جزئی کوچیک یه چیزه

545
00:30:54,329 --> 00:30:56,225
‫میدونی،اسرار عجیب و مو به تن سیخ کن ،یه چیز دیگه س

546
00:30:56,225 --> 00:30:57,921
‫من نمیخوام با کسی باشم که به من اعتماد نداره

547
00:30:57,921 --> 00:30:59,118
‫خب،شاید ما نباید اصلاً با هم قرار عشقی می ذاشتیم

548
00:30:59,118 --> 00:31:00,415
‫شاید نباید میذاشتیم

549
00:31:01,812 --> 00:31:02,411
‫منظورت اینه؟

550
00:31:02,411 --> 00:31:03,708
‫بله

551
00:31:05,005 --> 00:31:08,597
‫،خب،امیدوارم اسرار،....کوچیک توشبها بهت آرامش بده

552
00:31:08,597 --> 00:31:12,588
‫چونکه تو چیز واقعاً مهمی رو برای حفظ اونها داری از خودت دور میکنی

553
00:31:22,666 --> 00:31:25,360
‫سوزان،بچه هامو برا یه مدتی باید نگه داری

554
00:31:25,360 --> 00:31:26,657
‫--لاینت،الان واقعاً وقتش نیست

555
00:31:26,657 --> 00:31:28,552
‫نه،نه،متاسفم،اما نمیتونم نگه شون دارم

556
00:31:28,552 --> 00:31:30,348
‫اون فقط--کلافه م کردن

557
00:31:30,348 --> 00:31:32,743
‫پسرا،با خاله سوزان تون بمونید

558
00:31:34,739 --> 00:31:38,131
‫لاینت،......چه موقع بر میگردی؟

559
00:31:38,630 --> 00:31:40,174
‫لاینت!؟

560
00:31:44,598 --> 00:31:45,627
‫لاینت!

561
00:31:59,519 --> 00:32:01,577
‫اون ماشین لاینته. خودش هم باید همین نزدیکیا باشه

562
00:32:01,577 --> 00:32:04,355
‫امیدوارم کنترل بچه ها برا دانیل سخت نباشه

563
00:32:04,355 --> 00:32:05,899
‫او از پسش بر میاد

564
00:32:06,002 --> 00:32:07,957
‫فکر میکنی چی به سر لاینت اومده؟

565
00:32:07,957 --> 00:32:10,015
‫نمیدونم اما میترسم

566
00:32:10,015 --> 00:32:12,279
‫یه چیزی خیلی خیلی بد

567
00:32:26,479 --> 00:32:28,846
‫لاینت،عزیزم؟

568
00:32:28,846 --> 00:32:30,412
‫روبراهی؟

569
00:32:36,571 --> 00:32:37,823
‫پدر

570
00:32:37,823 --> 00:32:40,224
‫من-من خیلی خوشحالم که تونستید بیاید و برا مامان دعا کنید

571
00:32:40,224 --> 00:32:41,710
‫لطفاً بشینید،بشینید

572
00:32:41,710 --> 00:32:43,691
‫متشکرم ،گابریل

573
00:32:51,416 --> 00:32:53,100
‫،گوش کنید،حالا که اینجائید

574
00:32:53,100 --> 00:32:56,072
‫یه چیزی هست که من همیشه سئوال بوده برام

575
00:32:56,072 --> 00:33:02,014
‫اون چیز کلی که میگن کشیشا اجازه ندارن  اعترافاتی رو که --میشنون ،بازگو کنن

576
00:33:02,014 --> 00:33:05,481
‫آیا یک قانون غیر قابل تخطیه یا فقط یک دستور العمل کلیه؟

577
00:33:05,481 --> 00:33:08,552
‫خیالت راحت باشه،اسرار همه جاش امنه

578
00:33:08,552 --> 00:33:10,334
‫خوشحالم که اینو میشنوم

579
00:33:10,334 --> 00:33:13,009
‫مال تو هم حفظ میشه ،اگه میخوای حرفی بزنی

580
00:33:13,009 --> 00:33:13,900
‫اوه،من؟

581
00:33:13,900 --> 00:33:15,881
‫نه،نه

582
00:33:15,881 --> 00:33:17,862
‫اعتراف در واقع به گروه خون من نمیخوره

583
00:33:17,862 --> 00:33:18,946
‫جای خجالته

584
00:33:23,970 --> 00:33:26,728
‫بسیار خوب،شما میتونید از محکوم کردن من با چشماتون دست بردارین

585
00:33:28,501 --> 00:33:29,880
‫همین الان

586
00:33:32,343 --> 00:33:35,101
‫،میدونم از رابطه عشقی من خبر دارید

587
00:33:35,101 --> 00:33:37,860
‫اما هیچ چیز در باره زندگی من نمیدونید

588
00:33:39,337 --> 00:33:42,490
‫ببینید،اون دیگه از این به بعد حتی محل بحثی هم نداره
‫بین من و جان همه چیز تموم شده

589
00:33:42,490 --> 00:33:44,263
‫گابریل،نظر کلیسا در مورد این قضیه کاملاً واضحه

590
00:33:44,263 --> 00:33:48,893
‫،اگه مرتکب یه گناه کبیره بشی و بدون توبه بمیری

591
00:33:48,893 --> 00:33:50,600
‫به جهنم میری

592
00:33:50,600 --> 00:33:52,910
‫خب،این حرفا فقط یه شوخی بزرگه

593
00:33:56,625 --> 00:34:00,743
‫یعنی اگه اعتراف کنم،نامه اعمالم پاک و تمیز میشه،درسته؟

594
00:34:00,743 --> 00:34:01,847
‫نه تنها اونه

595
00:34:01,847 --> 00:34:04,659
‫،اگر بخشش خداوند رو بخوای،بایستی از ته دل پشیمان باشی

596
00:34:04,659 --> 00:34:07,772
‫و باید عهد ببندی که دوباره گناه نکنی

597
00:34:07,772 --> 00:34:11,287
‫،خب چه اتفاقی میافته اگه بعداً توبه کنم

598
00:34:11,287 --> 00:34:13,396
‫مثلاً،بگم،وقتی ۷۵ سالم شد؟

599
00:34:13,396 --> 00:34:16,509
‫من صبر کردن رو توصیه نمیکنم
‫اگر زودتری مردی چی؟

600
00:34:16,509 --> 00:34:18,316
‫خب،بزار بگم من نمیمیرم

601
00:34:18,316 --> 00:34:21,028
‫من یوگا کار میکنم،مواظب غذام هستم

602
00:34:21,028 --> 00:34:23,337
‫اگه صبر کنم،آیا توبه من هنوز به حساب میاد؟

603
00:34:23,337 --> 00:34:26,250
‫اگه منظورت اونه ،بله

604
00:34:26,250 --> 00:34:28,258
‫ممنون،پدر کرولی

605
00:34:28,258 --> 00:34:30,969
‫وجود شما تا حد زیادی آرامش بخشه

606
00:34:32,074 --> 00:34:35,388
‫اوم،تنهاتون میزارم دعاتونو بخونین

607
00:34:35,589 --> 00:34:36,995
‫گابریل

608
00:34:37,798 --> 00:34:41,112
‫میدونی که ما مسئول انتخابهایی هستیم که میکنیم

609
00:34:42,116 --> 00:34:44,426
‫نمیخوای یه آدم خوب باشی؟

610
00:34:44,828 --> 00:34:46,936
‫اونچه که میخوام اینه که خوشحال و خوشبخت باشم

611
00:34:46,936 --> 00:34:50,652
‫این پاسخ یه بچه خودخواهه

612
00:34:51,355 --> 00:34:53,070
‫میدونم

613
00:34:58,821 --> 00:35:02,252
‫،بعد من شروع کردم به خوردن قرصا چونکه به من انرژی میدادن

614
00:35:02,252 --> 00:35:03,967
‫،اما بعد از مدتی دیگه نتونستم شبا بخوابم

615
00:35:03,967 --> 00:35:06,590
‫،و روزا بشدت خسته بودم

616
00:35:06,590 --> 00:35:10,626
‫و اونا کلاً منو داغون کردن

617
00:35:14,157 --> 00:35:16,478
‫من خیلی عاشق بچه هام هستم

618
00:35:16,478 --> 00:35:19,202
‫خیلی متاسفم که اونا مادری مثل من دارن

619
00:35:19,202 --> 00:35:22,128
‫لاینت،تو مادر فوق العاده ای هستی

620
00:35:22,128 --> 00:35:24,146
‫نه،نیستم

621
00:35:24,448 --> 00:35:26,264
‫من از پس وظائفم بر نمیام

622
00:35:26,668 --> 00:35:29,190
‫من اونقدر خسته م که احساس شکست میکنم

623
00:35:29,190 --> 00:35:30,502
‫چقدر احساس حقارت

624
00:35:30,502 --> 00:35:32,923
‫نه،اینطوری نیست

625
00:35:33,529 --> 00:35:36,959
‫توفقط به داروی"اختلال فقدان توجه" بچه هات معتاد شدی

626
00:35:36,959 --> 00:35:38,069
‫پیش میاد

627
00:35:38,069 --> 00:35:40,148
‫تو چهارتا بچه داری. خود این کلی فشار روحی داره

628
00:35:40,148 --> 00:35:41,931
‫عزیزم،تو فقط کمی کمک میخوای

629
00:35:41,931 --> 00:35:44,109
‫برا همینه که تحقیر آمیزه

630
00:35:44,109 --> 00:35:46,485
‫مادرای دیگه کمکی نیاز ندارن

631
00:35:46,485 --> 00:35:49,159
‫بقیه مادرا از پس کارا به راحتی بر میان

632
00:35:49,159 --> 00:35:50,743
‫همه کار یکه من میکنم غر زدنه

633
00:35:50,743 --> 00:35:52,228
‫این درست نیست

634
00:35:52,228 --> 00:35:53,812
‫،وقتی-وقتی جولی یه بچه بود

635
00:35:53,812 --> 00:35:56,387
‫من-من تقریباً هر روز دیوونه میشدم

636
00:35:56,387 --> 00:35:59,555
‫وقتی دانیل و آندرو خیلی کوچولو بودن من مرتب از کوره در می ،رفتم

637
00:35:59,555 --> 00:36:02,526
‫خوابشون که میبرد من تازه میشستم گریه میکردم

638
00:36:05,100 --> 00:36:08,170
‫چرا قبلاً هرگز اینو به من نگفته بودی؟

639
00:36:09,061 --> 00:36:10,546
‫اوه،عزیزم

640
00:36:10,546 --> 00:36:13,913
‫هیچ کس خوشش نمیاد قبول کنه نمیتونه از پس فشارای زندگی بربیاد

641
00:36:13,913 --> 00:36:16,685
‫،فکر میکنم این فقط شبیه اونی هست که فکر میکنیم،میدونی

642
00:36:17,576 --> 00:36:19,556
‫مثل اینه که راحتره همه رو تو خودمون بریزیم

643
00:36:19,556 --> 00:36:21,735
‫اوه،ما نباید این کارو بکنیم

644
00:36:21,735 --> 00:36:25,200
‫ما باید مشکلاتمون به همدیگه بگیم

645
00:36:27,181 --> 00:36:27,973
‫اینطوری بهتره.هاه

646
00:36:27,973 --> 00:36:29,458
‫بله

647
00:36:29,854 --> 00:36:32,494
‫قطعاً بهتره

648
00:36:44,983 --> 00:36:47,217
‫پس همه این مدت مارتا هوبر بوده؟

649
00:36:47,217 --> 00:36:48,130
‫اینطور به نظر میاد

650
00:36:48,130 --> 00:36:52,293
‫وقتی زنت نامه تهدیدو دریافت کرده  ،ایدی هنوز به خونه هوبر نقل مکان نکرده بود

651
00:36:52,293 --> 00:36:55,238
‫خدای من.ما تقریباً یه زن بیگناه کشته  بودیم

652
00:36:55,238 --> 00:36:57,776
‫همونطور که گفتم،پول برنمیگرده

653
00:36:57,776 --> 00:36:59,096
‫اما اگه بخوای

654
00:36:59,096 --> 00:37:01,025
‫مایلم سری به خانم هوبر بزنم

655
00:37:01,025 --> 00:37:04,071
‫نه،پول مال خودت

656
00:37:04,376 --> 00:37:06,610
‫--کل این قضایا منو داغون کرده

657
00:37:06,610 --> 00:37:09,047
‫کابوس شبانه،احساس گناه

658
00:37:09,453 --> 00:37:11,991
‫این اون چیزی نیست که مری آلیس میخواست

659
00:37:12,499 --> 00:37:14,327
‫چی او میخواست؟

660
00:37:17,068 --> 00:37:19,082
‫پاسخها

661
00:37:23,687 --> 00:37:25,222
‫سلام خانم هوبر

662
00:37:25,797 --> 00:37:26,277
‫پائول

663
00:37:26,277 --> 00:37:27,286
‫بزار کمکت کنم

664
00:37:27,286 --> 00:37:28,195
‫نیازی نیست

665
00:37:28,195 --> 00:37:30,113
‫اصرار دارم

666
00:38:34,215 --> 00:38:35,224
‫مورچه ها،آه

667
00:38:35,224 --> 00:38:38,556
‫بله. وول زدن حشرات هم اینجا مشکلی شده

668
00:38:38,556 --> 00:38:41,281
‫میخواستم قبل از اینکه برم مسافرت ترتیبشونو بدم

669
00:38:41,281 --> 00:38:43,502
‫هرگز با مورچه ها مشکلی نداشتیم

670
00:38:44,007 --> 00:38:47,540
‫مری آلیس و من یکبار گرفتار این مگسای سیاه کوچولو شدیم

671
00:38:47,540 --> 00:38:48,045
‫آه

672
00:38:48,045 --> 00:38:49,660
‫او خیلی راجع به اون خوشمزگی میکرد

673
00:38:49,660 --> 00:38:53,860
‫او رفت و خودش یه قوطی سم خرید . چیزی که بپاشه رو اونا و نابودشون کنه

674
00:38:53,960 --> 00:38:57,660
‫،بعد  یکی شون رو کابینت نشونه گرفت،و یه دفعه

675
00:38:57,660 --> 00:39:00,160
‫متوقف شد. و حشره کشو زمین گذاشت

676
00:39:00,160 --> 00:39:01,760
‫نتونست اون کارو بکنه

677
00:39:02,160 --> 00:39:05,060
‫بعداً به من گفت که یه احساس خیلی شخصی داشت

678
00:39:05,260 --> 00:39:07,361
‫او حقیقتاً نتونست یه مگسو بکشه

679
00:39:07,361 --> 00:39:09,061
‫برای همین او یک خانم بود

680
00:39:09,061 --> 00:39:11,861
‫پس بایستی با یه عالمه مگس زندگی کرده باشین

681
00:39:11,861 --> 00:39:15,561
‫الان دیگه باید بهت بگم شب بخیر ،پائول

682
00:39:23,861 --> 00:39:25,461
‫اینجا چی کار میکنی؟

683
00:39:25,461 --> 00:39:27,561
‫میخوام بدونم چرا

684
00:39:40,461 --> 00:39:42,562
‫،میدونم که تو سئوالات زیادی داری

685
00:39:42,562 --> 00:39:44,562
‫،همینطور میدونم که نمیخوام تو رو از دست بدم

686
00:39:44,562 --> 00:39:47,162
‫پس هرچی میخوای ازم بپرس

687
00:39:47,962 --> 00:39:50,562
‫تو الان هر چی که لازم بود بدونم بهم گفتی

688
00:39:57,862 --> 00:39:58,955
‫بسیار خوب

689
00:39:58,955 --> 00:40:03,726
‫شوهر احمق من مرد و منو با یه مستمری بی ارزش ترک کرد

690
00:40:03,726 --> 00:40:05,713
‫،من به خاطر پول سر گشته بودم

691
00:40:05,713 --> 00:40:08,893
‫و بهتره اونو از یه آدم بد طلب کنم تا یه آدم خوب

692
00:40:08,893 --> 00:40:10,484
‫چطور میتونستم تصورشو بکنم که او به خودش شلیک میکنه؟

693
00:40:10,484 --> 00:40:12,272
‫او آدم خوبی بود

694
00:40:12,272 --> 00:40:14,856
‫یه آدم خوبی که بچه شو بدون مادر رها میکنه؟

695
00:40:14,856 --> 00:40:17,738
‫انجیل رو بخون،پائول.خودکشی یه نهی بزرگه

696
00:40:17,738 --> 00:40:19,726
‫هیچ احساس پشیمونی از اون به بعد نداری؟

697
00:40:19,726 --> 00:40:21,018
‫چرا باید داشته باشم؟

698
00:40:21,018 --> 00:40:23,625
‫همسر تو به خاطر اینکه من نامه ای به او نوشتم خودشو نکشت

699
00:40:23,625 --> 00:40:27,236
‫او خودشو به خاطر اونچه که به سر اون بچه بیچاره آورده بود ،کشت

700
00:40:28,238 --> 00:40:29,843
‫اما خیالت راحت باشه

701
00:40:29,843 --> 00:40:32,450
‫من برای مری آلیس دعا میکنم

702
00:40:32,751 --> 00:40:36,361
‫بعد از کاری که او کرده،به دعاهای همه ما نیاز داره

703
00:41:24,999 --> 00:41:29,712
‫کتابهای فراوان خوانده شده ای وجود دارن که به ما میگویند هر کسی یه گناهکاره

704
00:41:33,222 --> 00:41:39,740
‫البته،هر کسی در باره کارهای بدی که انجام میده احساس گناه نمیکنه

705
00:41:40,142 --> 00:41:45,557
‫در مقابل افرادی وجود دارن که بیش  از سهمشون در گناه ،اون رو احساس میکنن

706
00:41:49,969 --> 00:41:56,889
‫افراد دیگری هستند که با انجام حرکتهای کوچکی حاکی از مهربانی ...وجدان خودشونو تسکین میدن

707
00:42:03,207 --> 00:42:07,719
‫یا با گفتن این حرف به خودشون که در انجام اون گناه محق هستند

708
00:42:10,728 --> 00:42:15,642
‫در نهایت،آدمای دیگری هستند که به سادگی  عهد میبندند که دفعه بعد بهتر عمل کنند

709
00:42:15,642 --> 00:42:18,550
‫و برای بخشش خداوندی دعا کنند

710
00:42:30,684 --> 00:42:34,696
‫گاهی دعاهای اونها پاسخ داده میشه

711
00:42:35,398 --> 00:42:41,415
‫برگردان به فارسی:حمید نجاریون
‫dr_hanaj@yahoo.com