1
00:00:01,101 --> 00:00:03,081
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,103 --> 00:00:05,174
‫ـ   شما درب رو باز گذاشتی؟
‫ـ   زنگ بزن پلیس

3
00:00:05,171 --> 00:00:06,241
‫خودشه؟

4
00:00:06,272 --> 00:00:09,048
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بازداشتهایی صورت گرفت
‫</font>ـ   آره، خودشه

5
00:00:09,042 --> 00:00:10,180
‫یه شانس برای شناختن
‫شما میخوام

6
00:00:10,210 --> 00:00:13,282
‫ـ   خب، من نمیخوام تو رو بشناسم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با پدرهایی ملاقات شد</font>

7
00:00:13,313 --> 00:00:15,259
‫خواهر ماری برنارد کیه؟

8
00:00:15,248 --> 00:00:17,091
‫نمیخوای با من
‫سر جنگ وا کنی

9
00:00:17,117 --> 00:00:20,064
‫ـ   روو کن ببینیم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مرزهایی کشیده شد</font>

10
00:00:20,053 --> 00:00:22,192
‫آقای ویلیامز بانی
‫مرگ شوهر شماست

11
00:00:22,188 --> 00:00:26,034
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و همه یاد گرفتند که گاهی
‫اوقات بدون گفتن یک کلمه هم</font>

12
00:00:26,026 --> 00:00:31,135
‫ـ   باید زنگ بزنیم آمبولانس
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...میشه عدالت رو اجرا کرد</font>

13
00:00:33,099 --> 00:00:37,070
‫<font color=#FF۸۰۰۰>راههای زیادی هست که میشه گفت بیری
‫وندیکمپ یک خانوم به تمام معناست</font>

14
00:00:37,103 --> 00:00:38,241
‫خیلی ممنون

15
00:00:38,271 --> 00:00:40,251
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با اونایی که اطرافش
‫هستند بسیار مودبه</font>

16
00:00:40,240 --> 00:00:44,120
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با وقار و زیبا راه میره</font>

17
00:00:44,144 --> 00:00:50,026
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و حسابی مراقبه که اجازه
‫نده دیگران فکرشو بخونن</font>

18
00:00:50,050 --> 00:00:52,326
‫خانم وندیکمپ. خیلی لطف
‫کردین که اینقدر سریع اومدین

19
00:00:52,318 --> 00:00:56,232
‫پس، چه اتفاقی افتاده؟
‫موفق شدین جورج رو پیدا کنین؟

20
00:00:56,222 --> 00:00:59,169
‫<font color=#FF۸۰۰۰>می بیبین، مثل اکثر
‫زنهای بانزاکت</font>

21
00:00:59,159 --> 00:01:00,229
‫جورج مرده

22
00:01:00,260 --> 00:01:03,104
‫دیشب توی یه هتل
‫دست به خودکشی زده

23
00:01:03,096 --> 00:01:06,043
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...بیری هم چیزی برای
‫مخفی کردن داشت</font>

24
00:01:06,032 --> 00:01:09,138
‫اوه، آم

25
00:01:10,036 --> 00:01:12,175
‫خب، آم

26
00:01:12,172 --> 00:01:16,120
‫خیلی لطف کردین که
‫شخصاً به من گفتین

27
00:01:16,142 --> 00:01:18,144
‫راستش، آم

28
00:01:18,178 --> 00:01:20,283
‫بازم ... بازم هست

29
00:01:20,280 --> 00:01:23,056
‫بازم؟

30
00:01:25,051 --> 00:01:27,122
‫اینا رو میشناسین؟

31
00:01:27,153 --> 00:01:30,259
‫اونا لباس زیرای من
‫هستن! شما چطوری

32
00:01:30,290 --> 00:01:33,134
‫فکر میکنیم آقای
‫ویلیامز اینارو دزدیده

33
00:01:33,126 --> 00:01:35,072
‫کجا پیداشون کردین؟

34
00:01:35,061 --> 00:01:39,032
‫آقای ویلیامز یه اتاق
‫داره که پر از، آم

35
00:01:39,032 --> 00:01:41,012
‫اقلام ناخوش آینده...

36
00:01:41,034 --> 00:01:42,172
‫مثل یه معبد بود

37
00:01:42,202 --> 00:01:45,183
‫اقلام ناخوش آیند؟
‫یعنی چی؟

38
00:01:45,171 --> 00:01:47,173
‫بهتره ندونین

39
00:01:47,207 --> 00:01:50,154
‫خبرنگار روزنامه اینجاست

40
00:01:50,143 --> 00:01:53,090
‫سردبیرش یکی از دوستای خوب منه
‫مطمئنم میتونم این خبرو لغوش کنم

41
00:01:53,113 --> 00:01:56,322
‫چنانچه، بخواین به خونواده
‫تون بگین چه اتفاقی افتاده

42
00:01:58,184 --> 00:02:00,130
‫اون چیه؟

43
00:02:00,120 --> 00:02:02,225
‫عذر میخوام. قرار
‫نبود شما اونو ببینین

44
00:02:02,255 --> 00:02:05,236
‫ـ   مادج، اونو از اینجا ببر
‫ـ   نه! صبرکن

45
00:02:05,225 --> 00:02:10,038
‫ـ   یعنی این مثلا منم؟
‫ـ   خب

46
00:02:11,297 --> 00:02:14,244
‫نمیشه گفت

47
00:02:14,234 --> 00:02:16,009
‫متوجه نمیشم

48
00:02:16,002 --> 00:02:18,243
‫منظورم اینه که، با یه عروسک
‫اندازه طبیعی چیکار میکنه؟

49
00:02:23,109 --> 00:02:25,089
‫ـ   اوه، خدای بزرگ
‫ـ   برو

50
00:02:25,078 --> 00:02:27,115
‫اوه، صبرکن. میخواین
‫با اون چیکار کنین؟

51
00:02:27,147 --> 00:02:32,096
‫تا وقتی پرونده آقای ویلیامز
‫رو ببندیم، اونم جزء شواهده

52
00:02:32,085 --> 00:02:34,031
‫مجبوریم ببریمش دفتر پلیس

53
00:02:34,020 --> 00:02:36,159
‫خیلی متأسفم، خانم وندیکمپ

54
00:02:36,156 --> 00:02:39,228
‫میدونم تمام اینا چقدر
‫میتونه سخت باشه

55
00:02:42,128 --> 00:02:46,270
‫کاراگاه بارتون، نگران
‫من نباشین، من خوب میشم

56
00:02:46,266 --> 00:02:51,238
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، راههای زیادی هست که میشه گفت
‫بیری وندیکمپ یک خانوم به تمام معناست</font>

57
00:02:51,271 --> 00:02:56,186
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی مطمئن ترین راه، تماشای این بود
‫که تا چه حد وقار خودشو حفظ میکنه</font>

58
00:02:56,176 --> 00:03:01,023
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...حتی در ناشایسته ترین موقعیتها</font>

59
00:03:07,287 --> 00:03:11,258
‫<font color=#FF۸۰۰۰>این یک داستان
‫خیلی خیلی قدیمی</font>

60
00:03:11,291 --> 00:03:16,138
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بازگشت یک پسر ناخَلَف</font>

61
00:03:17,263 --> 00:03:22,269
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اهمیتی نداره که
‫چندبار تکرار شده</font>

62
00:03:24,037 --> 00:03:28,179
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و جزئیاتش ممکنه
‫چقدر متنوع بوده باشه</font>

63
00:03:29,042 --> 00:03:32,046
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...یا چقدر نام ممکنه
‫عوض شده باشه</font>

64
00:03:32,045 --> 00:03:36,152
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...داستان همیشه یه
‫جور تموم میشه</font>

65
00:03:38,051 --> 00:03:42,158
‫<font color=#FF۸۰۰۰>درآغوش یک پدر مهربان</font>

66
00:03:42,188 --> 00:03:45,101
‫سلام، بابا

67
00:03:51,164 --> 00:03:54,202
‫سوزان مایر به من گفت یه مقدار
‫پول بهت داده که بری یوتاه

68
00:03:54,200 --> 00:03:57,044
‫آره، نمیدونستم کجا
‫باید دنبالتون بگردم

69
00:03:57,036 --> 00:04:00,176
‫پولها شروع کرد به تموم شدن، واسه همین
‫فکر کردم ممکنه برگشته باشین خونه

70
00:04:00,173 --> 00:04:02,050
‫بچهء باهوشی هستی

71
00:04:02,075 --> 00:04:06,285
‫ـ   میتونم ازتون یه چیزی بپرسم؟
‫ـ   البته. هرچی میخوای

72
00:04:08,248 --> 00:04:11,092
‫خب، وقتی شهر
‫رو ترک کردین

73
00:04:11,084 --> 00:04:17,035
‫خانم تیلمن گفت که مادر واقعی
‫من یه معتاد در یوتاه بوده

74
00:04:20,093 --> 00:04:22,198
‫درسته

75
00:04:22,228 --> 00:04:25,175
‫پس

76
00:04:25,198 --> 00:04:28,145
‫بابام کیه؟...

77
00:04:32,038 --> 00:04:36,077
‫نمیدونم. میتونه
‫هرکسی باشه

78
00:04:45,151 --> 00:04:49,122
‫بخاطر شیرآب ممنون. این صدای
‫چیکه آب داره دیوونه م میکنه

79
00:04:49,155 --> 00:04:51,032
‫ـ   چقدر بهتون بدهکارم؟
‫ـ   اوه، عجله ای نیست

80
00:04:51,057 --> 00:04:53,162
‫وقتی نصبش کردم
‫پولشو بدین

81
00:04:53,226 --> 00:04:55,228
‫سلام

82
00:04:55,228 --> 00:04:59,199
‫ـ   روزنامه امروز رو دیدین؟
‫ـ   نه، هنوز نه

83
00:04:59,198 --> 00:05:02,202
‫درمورد اون یارویی که هفته
‫گذشته گرفتی یه مطلب هست

84
00:05:02,235 --> 00:05:06,047
‫پلیس در جستجوی کمک
‫برای شناسایی ولگرد ناشناس

85
00:05:06,072 --> 00:05:08,018
‫هنوز اسمشو نمیدونن؟

86
00:05:08,007 --> 00:05:10,078
‫نمیدونن حرف میزنه یا نه

87
00:05:10,076 --> 00:05:14,115
‫تا وقتی بفهمن اون کیه توی
‫تیمارستان نگهش میدارن

88
00:05:14,147 --> 00:05:16,218
‫خب، متعاقبا خیلی
‫راحت تر استراحت میکنم

89
00:05:16,249 --> 00:05:19,196
‫از اینکه بدونم اون دیگه...
‫این حوالی پرسه تمیرنه

90
00:05:19,185 --> 00:05:21,187
‫تا بعد

91
00:05:22,188 --> 00:05:26,227
‫ـ   بخاطر شیرآب بازم ممنون
‫ـ   خواهش میکنم

92
00:05:31,097 --> 00:05:33,304
‫میخوای با کالب
‫چیکار کنی؟

93
00:05:33,299 --> 00:05:38,112
‫واضحه، تمیریم
‫اونجا و بیاریمش

94
00:05:48,281 --> 00:05:51,262
‫ـ   دستبندهام کجاست؟
‫ـ   کشوی پایینی

95
00:05:53,152 --> 00:05:55,223
‫به مردم بگم کی
‫بر میگردی؟

96
00:05:55,221 --> 00:05:58,259
‫دو روز، شایدم سه روز

97
00:06:02,228 --> 00:06:04,265
‫ـ   این دیگه چیه؟
‫ـ   این دهنبند توپی

98
00:06:04,297 --> 00:06:06,106
‫فکر کردم میخوایش

99
00:06:06,099 --> 00:06:09,137
‫ما با دهنبندهای
‫توپی کار نمیکنیم

100
00:06:09,168 --> 00:06:13,082
‫یه نگاه به جای
‫دندونای روش بنداز

101
00:06:14,207 --> 00:06:18,121
‫دوست دارم فکر
‫کنم بهتر از ایتیم

102
00:06:19,078 --> 00:06:22,116
‫هی مونورو
‫مطمئنی کمک نمیخوای؟

103
00:06:22,148 --> 00:06:24,150
‫یارو خطرناکه

104
00:06:24,317 --> 00:06:26,297
‫اون یه عقب افتاده ست، جری

105
00:06:26,285 --> 00:06:31,098
‫اگه میتونم از پس تو بر بیام
‫از پس اونم میتونم بر بیام

106
00:06:33,192 --> 00:06:38,073
‫ـ   پس اون رکس رو مسموم کرده؟
‫ـ   جورج ویلیامز نازنین؟

107
00:06:38,097 --> 00:06:41,044
‫خب، معلوم شد
‫اصلا نازنین نبوده

108
00:06:41,033 --> 00:06:44,014
‫امکانش هست که توی
‫روزنامه ها چاپ بشه

109
00:06:44,036 --> 00:06:46,141
‫واسهء همین خواستم
‫اول از خودم بشنوین

110
00:06:46,172 --> 00:06:48,118
‫بیری، خیلی متأسفم

111
00:06:48,141 --> 00:06:51,122
‫آره، انگاری غصه هات
‫تمومی نداره

112
00:06:51,110 --> 00:06:54,250
‫خدا، اون داروفروش مونه
‫همین کافیه که بیچاره بشی

113
00:06:54,280 --> 00:06:58,023
‫میدونم بنظر خیلی وحشتناکه
‫ولی یجورایی خوشحالم که مرده

114
00:06:58,017 --> 00:07:01,123
‫اوه، امیدوارم اون
‫عوضی زجر کشیده باشه

115
00:07:01,320 --> 00:07:05,097
‫خب، از کجا
‫معلوم که نکشیده

116
00:07:09,162 --> 00:07:12,234
‫اندرو از اردوگاه هنسی
‫برگشته. باید برم

117
00:07:12,265 --> 00:07:15,246
‫ـ   اون خبر داره؟
‫ـ   نه

118
00:07:15,268 --> 00:07:18,112
‫فکر میکنی چه عکس العملی
‫نشون میده؟

119
00:07:18,104 --> 00:07:20,175
‫خیلی خب. چی شده؟

120
00:07:20,206 --> 00:07:26,054
‫میدونم که بخاطر سلامتیم منو از
‫توی زندان بچه ها بیرون نیاوردی

121
00:07:26,179 --> 00:07:31,026
‫بعدا، دوباره می بینمتون

122
00:07:35,154 --> 00:07:37,998
‫ـ   پس پلیس مطمئنه؟
‫ـ   آره

123
00:07:38,024 --> 00:07:41,995
‫توی کامپیوتر شخصی
‫جورج سوابق پیدا کردند

124
00:07:42,028 --> 00:07:44,167
‫و همینطور پرونده های
‫داروخونه ش رو

125
00:07:44,163 --> 00:07:47,144
‫همون کاملا اثبات میکنه که
‫اون پدرت رو مسموم کرده

126
00:07:47,166 --> 00:07:51,205
‫نگفتن برای چی
‫اینکارو کرده؟

127
00:07:53,039 --> 00:07:55,019
‫خب، بنظر میرسه
‫کاراگاه فکر میکنه

128
00:07:55,007 --> 00:08:01,117
‫سعی داشت پدرت رو کنار بزنه...
‫تا بتونه با من ازدواج کنه

129
00:08:02,048 --> 00:08:05,188
‫عزیزم، خواهش میکنم، از زیر لیوانیت
‫استفاده کن. یه حلقه لکه میافته

130
00:08:05,184 --> 00:08:08,063
‫پدرم بخاطر تو
‫به قتل رسید

131
00:08:08,054 --> 00:08:11,035
‫تا اونجایی که به من مربوطه
‫دیگه برای من تعیین تکلیف نمیکنی

132
00:08:11,057 --> 00:08:14,038
‫اندرو، این عادلانه نیست

133
00:08:14,026 --> 00:08:16,063
‫تو اون روانی رو
‫آوردی توی خونه مون

134
00:08:16,062 --> 00:08:19,043
‫اونو نشوندی پشت میزمون
‫انتظار داری چقدر منصف باشم؟

135
00:08:19,031 --> 00:08:20,271
‫اندرو، جورج آدمای
‫زیادی رو فریب داده

136
00:08:20,299 --> 00:08:22,210
‫آره، خب، منو که گول نداد

137
00:08:22,235 --> 00:08:27,014
‫اندرو، سعی ندارم خودمو در
‫اینمورد تبرئه کنم. باور کن

138
00:08:27,006 --> 00:08:29,987
‫برای اتفاقی که افتاد
‫از خودم متنفرم

139
00:08:30,009 --> 00:08:30,987
‫خوبه

140
00:08:31,010 --> 00:08:33,251
‫حالا با هم یه اشتراکی داریم

141
00:08:33,246 --> 00:08:37,092
‫اوه، راستی، میخوام به
‫دوستم زنگ بزنم، جاستین

142
00:08:37,083 --> 00:08:39,063
‫میخوام بیاد اینجا
‫و شب بمونه

143
00:08:39,085 --> 00:08:43,056
‫جاستین؟ از یکی از دوستای
‫مدرسته؟ یا کلیسا؟

144
00:08:43,089 --> 00:08:45,160
‫چه جور دوستی؟

145
00:08:45,191 --> 00:08:48,035
‫از اون خوب خوباش

146
00:08:50,196 --> 00:08:53,200
‫اندرو، مناسب نیست
‫کسی رو با خودت بیاری

147
00:08:53,232 --> 00:08:55,212
‫تو تازه اومدی خونه

148
00:08:55,201 --> 00:09:00,241
‫همونطور که گفتم، دیگه
‫برای من تعیین تکلیف نمیکنی

149
00:09:08,014 --> 00:09:11,052
‫ـ   اومدی
‫ـ   انتخابی هم دارم؟

150
00:09:11,050 --> 00:09:12,290
‫خب، حتما

151
00:09:12,285 --> 00:09:16,131
‫توی بیمارستان انگار حسابی
‫آماده بودی تهدیدم کنی

152
00:09:16,122 --> 00:09:19,035
‫برای اینکه باهات
‫رابطه داشته باشم

153
00:09:19,058 --> 00:09:20,128
‫اون لحظه هیجانزده بودم

154
00:09:20,159 --> 00:09:22,298
‫بمحض اینکه منو بشناسی
‫میفهمی که من

155
00:09:22,295 --> 00:09:25,276
‫از اون آدمایی نیستم که حتی
‫توو ردهء تهدید کننده ها باشم

156
00:09:25,298 --> 00:09:28,142
‫کاشکی اینو توی
‫بیمارستان میگفتی

157
00:09:28,134 --> 00:09:30,171
‫دیگه یه کرایه تاکسی نمیدادم

158
00:09:31,003 --> 00:09:31,276
‫میخوای بیای توو؟

159
00:09:31,304 --> 00:09:35,047
‫خب، تا بعد از
‫وقت نهار وقت دارم

160
00:09:40,179 --> 00:09:44,127
‫اون اولین جشن هالویین من بود. من
‫۲ ساله بودم. فکر میکنی من چی هستم؟

161
00:09:44,150 --> 00:09:45,128
‫نمیدونم

162
00:09:45,151 --> 00:09:47,222
‫اوه، یالا دیگه، فقط
‫حدس بزن. میتونی بگی

163
00:09:47,253 --> 00:09:52,168
‫ـ   آه، یه شخص ولگرد؟
‫ـ   نه، ادیسون، من یه مرغم

164
00:09:52,158 --> 00:09:54,104
‫اون پر و بالهای
‫اطرافمو نگاه کن

165
00:09:54,126 --> 00:09:58,233
‫اوه. فکر کردم
‫مثلا اونا آشغاله

166
00:09:58,230 --> 00:10:00,210
‫آه، ببین، اینجا
‫کارمون تموم شد؟

167
00:10:00,199 --> 00:10:03,009
‫حتی قهوه تو تموم نکردی

168
00:10:03,035 --> 00:10:05,276
‫باید برگردم سر کار

169
00:10:07,306 --> 00:10:11,254
‫میخوام این یکی رو هم نشونت بدم. این
‫یکی مال مجلس رقص پدر و دختر بود

170
00:10:11,277 --> 00:10:15,191
‫مجبور شدم آرایشگر
‫مامانمو ببرم

171
00:10:15,181 --> 00:10:19,061
‫سوزان، تو از
‫من چی میخوای؟

172
00:10:19,085 --> 00:10:22,225
‫خب، میخوام یه چیزی بیشتر از
‫دی ان آ مون به اشتراک بزاریم

173
00:10:22,221 --> 00:10:26,067
‫میخواستم با تو یه
‫رابطه داشته باشم

174
00:10:26,058 --> 00:10:29,301
‫هیچکدوم از اینا برای
‫تو معنی ای نداره؟

175
00:10:30,296 --> 00:10:32,242
‫این عکس ولگرد رو میبرم

176
00:10:32,264 --> 00:10:37,213
‫راستش، این ... باشه

177
00:10:38,070 --> 00:10:40,107
‫ـ   این چیه؟
‫ـ   قرارداد بیمه شرکتمون

178
00:10:40,106 --> 00:10:41,210
‫تا حالا به خودت زحمت
‫دادی بخونیش؟

179
00:10:41,240 --> 00:10:43,151
‫من میخوام بگم نه
‫ولی تو نگو نه

180
00:10:43,175 --> 00:10:46,156
‫ما شیرخوارگاه داریم، اد
‫شیرخوارگاه

181
00:10:46,145 --> 00:10:51,117
‫متوجه شدی از وقتی نصف شرکتو اخراج
‫کردیم تو و من به سختی از اینجا رفتیم بیرون؟

182
00:10:51,150 --> 00:10:53,130
‫بچه هام دارم فراموش
‫میکنن من کی هستم

183
00:10:53,119 --> 00:10:56,225
‫میدونم میخوای چی بگی. یه بچه ۱۷
‫ماهه دارم. که هفته هاست بیدار ندیدمش

184
00:10:56,222 --> 00:11:02,195
‫ببین، تنها چیزی که نیاز داریم
‫یه مشارکت کوچیک از، آه

185
00:11:02,228 --> 00:11:04,037
‫شونزده تا بچه ست...

186
00:11:04,030 --> 00:11:06,135
‫بچه های من، بچه ی تو

187
00:11:06,132 --> 00:11:08,078
‫سالی توی حسابداری
‫سه تا بچه داره

188
00:11:08,067 --> 00:11:10,104
‫اون یارو جدیده توی
‫منابع انسانی دو تا داره

189
00:11:10,102 --> 00:11:13,015
‫اون زن حامله هه
‫رو که حساب کنیم

190
00:11:13,039 --> 00:11:15,246
‫داره ششمیش رو میندازه
‫بیرون. بفرما. ۱۶ تا

191
00:11:15,274 --> 00:11:18,255
‫ـ   پونزده تا. همسر من اینکار نمیکنه
‫ـ   شاید اگه من باهاش حرف بزنم بکنه

192
00:11:18,277 --> 00:11:21,121
‫نه، دارم بهت میگم این جریان
‫شیرخوارگاه آخر عاقبت نداره

193
00:11:21,113 --> 00:11:23,252
‫فران اجازه نمیده هیچ شخص
‫دیگه ای بچه رو نگه داره

194
00:11:23,282 --> 00:11:26,161
‫یعنی اون نمیخواد یه چند
‫ساعت وقت آزاد داشته باشه؟

195
00:11:26,152 --> 00:11:30,066
‫لینت، اگه بریدن اون
‫بند ناف دست خودم بود

196
00:11:30,056 --> 00:11:33,299
‫قسم میخورم هنوز چسبیده بود...

197
00:11:34,160 --> 00:11:38,233
‫ولی اگه میخوای
‫سعی کنی، باخودته

198
00:11:46,072 --> 00:11:49,144
‫تو! چه بلایی سر
‫شوهرم آوردی؟

199
00:11:49,141 --> 00:11:52,987
‫لطفا خودتو کنترل کن، گبرییل
‫تو توی خونهء خدایی

200
00:11:53,012 --> 00:11:56,255
‫ـ   بگو اون کجاست
‫ـ   معلومه، همه جا

201
00:11:56,248 --> 00:12:00,025
‫خدارو نمیگم. شوهرم

202
00:12:00,052 --> 00:12:02,123
‫گبی؟ تو اینجا چیکارمیکنی؟

203
00:12:02,154 --> 00:12:06,125
‫منم میخواستم همینو از تو سوال کنم. تو
‫قرار بود منو توی چشمه آب معدنی ببینی

204
00:12:06,158 --> 00:12:09,162
‫داشتم با نامه های ارسالی برای درخواست
‫کمک مالی به خواهر ماری کمک میکردم

205
00:12:09,161 --> 00:12:13,132
‫کلیسا میخواد یه گروه نجات برای
‫کمک با خشکسالی به بانسوانا بفرسته

206
00:12:13,132 --> 00:12:14,110
‫این عذر توئه؟

207
00:12:14,133 --> 00:12:16,272
‫تو ماساژهای آب کنار
‫همدیگه رو از دست دادی

208
00:12:16,302 --> 00:12:18,282
‫مجبور شدم هفته ها
‫رزرو نگهشون نگهدارم

209
00:12:18,304 --> 00:12:21,148
‫خیلی خب. تو یه ماساژ رو
‫از دست دادی. این مایه تاسف

210
00:12:21,140 --> 00:12:24,121
‫مردم دارن توی بانسوانا میمیرن

211
00:12:24,110 --> 00:12:26,249
‫مردمی هم هستن که ممکنه
‫توی این کلیسا بمیرن

212
00:12:26,278 --> 00:12:29,122
‫اگه اون قیافه گستاخانه رو...
‫از روی صورتت بر نداری

213
00:12:29,115 --> 00:12:32,028
‫مشکل تو چیه؟

214
00:12:32,151 --> 00:12:34,290
‫خواهر ماری، میشه
‫جند لحظه، لطفا؟

215
00:12:34,286 --> 00:12:37,233
‫حتما

216
00:12:39,225 --> 00:12:42,035
‫کارلوس، ما قرار بود روی
‫زندگی زناشوئیمون کار کنیم

217
00:12:42,027 --> 00:12:45,236
‫تا وقتی اون خانم جاودانه ماتحتشو از زندگی
‫مون نکشه بیرون، نمیتونیم اونکارو بکنیم

218
00:12:45,264 --> 00:12:48,040
‫جنابعالی هم نگران
‫یتیمهای تشنه ای

219
00:12:48,033 --> 00:12:51,276
‫بخاطر تنش ازدواجمون خواهر
‫ماری رو مقصر میدونی؟

220
00:12:51,270 --> 00:12:54,183
‫اون میخواد ما باهم بجنگیم. اون
‫میخواد تو از دست من خسته بشی

221
00:12:54,173 --> 00:12:56,084
‫تا بتونه تو رو واسه
‫خودش داشته باشه

222
00:12:56,108 --> 00:12:57,280
‫این احمقانه ست
‫اون یه راهبه ست

223
00:12:57,309 --> 00:12:59,289
‫ممکنه اون لباس
‫و تسبیح بپوشه

224
00:12:59,278 --> 00:13:03,124
‫ولی در پایان روز، اون...
‫هنوز یه زن. درست مثل من

225
00:13:03,149 --> 00:13:04,287
‫و میدونم توانایی
‫چه کارایی دارم

226
00:13:04,283 --> 00:13:08,129
‫اون یه زن

227
00:13:08,120 --> 00:13:11,158
‫ولی هیچ چیزش
‫مثل تو نیست

228
00:13:12,291 --> 00:13:16,103
‫کارلوس، داری کجا میری؟

229
00:13:17,129 --> 00:13:18,199
‫کارلوس

230
00:13:22,034 --> 00:13:24,014
‫بنظر عصبی میای، گبرییل

231
00:13:24,036 --> 00:13:27,313
‫شاید بهتره بری
‫یه ماساژ بگیری

232
00:13:34,246 --> 00:13:37,227
‫سلام سوزان. ادیسون
‫هستم. اونجایی؟

233
00:13:37,249 --> 00:13:39,229
‫سلام. سلام، آره، اینجائم

234
00:13:39,251 --> 00:13:42,232
‫ـ   خوبه، تو خونه ای

235
00:13:42,221 --> 00:13:45,168
‫میدونی که میگفتی میخوای
‫قسمتی از زندگی من باشی؟

236
00:13:45,191 --> 00:13:46,295
‫آره

237
00:13:46,292 --> 00:13:50,240
‫من توی اداره پلیسم. میخوای
‫بیای و ضمانتمو بکنی

238
00:13:50,229 --> 00:13:54,006
‫نحریک به ارتکاب جرم؟ تو رو
‫بخاطر نحریک به ارتکاب جرم گرفتن؟

239
00:13:54,033 --> 00:13:56,138
‫این یه اغواگری بود
‫اینجا من قربانی ام

240
00:13:56,168 --> 00:13:58,079
‫ولی با یه فاحشه بودی؟

241
00:13:58,103 --> 00:13:59,207
‫معلومه که نه

242
00:13:59,205 --> 00:14:02,118
‫سه بار ازش پرسیدم
‫تو پلیس هستی ؟

243
00:14:02,107 --> 00:14:04,246
‫باید بهت بگن، ولی
‫اون یه هنگ هم نگفت

244
00:14:04,276 --> 00:14:06,119
‫فکر میکردم اینجا آمریکاست

245
00:14:06,111 --> 00:14:08,182
‫ادیسون، تو رو بخاطر پرداخت
‫پول برای سکس گرفتند

246
00:14:08,180 --> 00:14:11,127
‫الان وقتش نیست که
‫خودتو توی پرچم بپیچونی

247
00:14:11,150 --> 00:14:13,221
‫اینجوری به من نگاه نکن
‫تقصیر من که نبوده

248
00:14:13,252 --> 00:14:16,290
‫عذرمیخوام، تلاش برای بلند کردن
‫یه فاحشه چطور تقصیر تو نیست؟

249
00:14:16,322 --> 00:14:19,303
‫من توی فروشگاه بودم، داشتم با
‫کامپیوترم کار میکردم، و اونوقت

250
00:14:19,291 --> 00:14:22,238
‫میدونی، از این آدرسها اومد
‫همینایی که یهو میاین توو صفحه

251
00:14:22,261 --> 00:14:25,242
‫و میپرسن که میخوای یه
‫قرار مرگی داشته باشی

252
00:14:25,264 --> 00:14:27,266
‫منم شیطون گولم زد

253
00:14:27,266 --> 00:14:31,271
‫نمیتونی بری خونه و مثل یه شخص
‫معمولی با همسرت سکس داشته باشی؟

254
00:14:31,303 --> 00:14:33,283
‫اون یه پیرزن ۶۸ ساله ست

255
00:14:33,305 --> 00:14:36,115
‫چندسال پیش ناقوسش واسه
‫من از زنگ خوردن افتاده

256
00:14:36,108 --> 00:14:39,180
‫اوه، خدای من. نگو نگو

257
00:14:39,278 --> 00:14:43,021
‫من میرم پول اینو بدم

258
00:14:47,186 --> 00:14:50,099
‫پس، آه، الان حلّه دیگه؟

259
00:14:50,122 --> 00:14:51,192
‫چی؟

260
00:14:51,223 --> 00:14:56,104
‫این جریان پدر دختری
‫تموم شد دیگه، درسته؟

261
00:14:56,262 --> 00:15:00,039
‫سه شنبه. ساعت ۲ قهوه
‫میخوریم. دیر نیا

262
00:15:00,065 --> 00:15:02,170
‫بد برداشت نکن، ولی تو ختگی؟

263
00:15:02,201 --> 00:15:06,172
‫باشه، دقیقا از اون چیزی که امروز
‫درمورد تو فهمیدم خوشم نیومد

264
00:15:06,171 --> 00:15:12,053
‫ولی از تجربه دیگران باید
‫استفاده کرد، نه قضاوت

265
00:15:13,178 --> 00:15:15,021
‫خودم قهوه میارم

266
00:15:15,047 --> 00:15:18,290
‫اون آشغالی که تو درست
‫میکنی معدهء منو سوراخ میکنه

267
00:15:41,040 --> 00:15:43,020
‫این تونده

268
00:15:43,042 --> 00:15:45,215
‫اون والدیتش رو توی
‫خشکسالی از دست داده

269
00:15:45,210 --> 00:15:48,282
‫درواقع، آب در
‫بانسوانا همیشه کمیاب

270
00:15:48,314 --> 00:15:51,090
‫واحد پول ملی شون
‫پالا یا قطرهء بارونه

271
00:15:51,116 --> 00:15:53,096
‫سلام. از این طرفا؟

272
00:15:53,118 --> 00:15:56,258
‫نگران خشکسالی
‫توی کنیا هستم

273
00:15:56,255 --> 00:15:59,031
‫ـ   بانسوانا
‫ـ   آره

274
00:15:59,058 --> 00:16:00,162
‫و شما؟

275
00:16:00,159 --> 00:16:02,139
‫خب، من دارم یه گروه
‫نجات آماده میکنم

276
00:16:02,127 --> 00:16:05,233
‫ـ   تا یک هفته دیگه میریم
‫ـ   خب، سفر به خیر، پدر

277
00:16:05,264 --> 00:16:07,073
‫خودم تمیرم

278
00:16:07,099 --> 00:16:09,238
‫باید امسال عملیات نجاتمون
‫رو گسترده تر کنیم

279
00:16:09,234 --> 00:16:12,181
‫حتی اگه مجبور بشم چندتا از
‫دستیارهارو از سفر حذف کنیم

280
00:16:12,171 --> 00:16:15,084
‫خواهر ماری و خواهر
‫گرتا خیلی نا امیدند

281
00:16:15,107 --> 00:16:17,280
‫اگه میخواین به هر
‫کدومشون کمک کنین

282
00:16:17,276 --> 00:16:19,222
‫خواهر ماری به
‫این سفر میره؟

283
00:16:19,244 --> 00:16:22,191
‫اوه، خواهر ماری همیشه
‫حداقل چند ماهی رو میره

284
00:16:22,181 --> 00:16:26,254
‫ولی از اونجایی که تامین بودجه مون کم شده
‫از روی بخشندگی پیشنهاد کرده کنار میکشه

285
00:16:26,251 --> 00:16:30,199
‫گفت اینجا هم کلی کارهای
‫خداپسندانه هست

286
00:16:32,257 --> 00:16:36,205
‫آره. زیاد

287
00:16:37,096 --> 00:16:40,043
‫پدر، چقدر پول کم دارین؟

288
00:16:41,166 --> 00:16:43,203
‫قصد داریم یه سیستم آبیاری
‫پیشرفته راه اندازی کنیم

289
00:16:43,202 --> 00:16:47,173
‫عذر میخوام که حرفتون رو قطع میکنم
‫خواهر ماری، ولی یه اعلامیه دارم

290
00:16:47,206 --> 00:16:50,278
‫من همن الان یه هدیه
‫۸۰۰۰ دلاری دریافت کردم

291
00:16:52,244 --> 00:16:54,224
‫که یعنی خواهر ماری
‫و خواهر گرتا

292
00:16:54,246 --> 00:16:57,227
‫میتونن به گروه نجات
‫بانسوانا ملحق بشن

293
00:17:02,187 --> 00:17:04,133
‫این نشون میده

294
00:17:04,156 --> 00:17:07,262
‫فرشته ها همه جا هستند...

295
00:17:17,102 --> 00:17:20,083
‫سلام. برای دیدن
‫لینت اسکاوو اومدم

296
00:17:20,105 --> 00:17:22,107
‫اوه، سلام! ببخشید
‫من لینت هستم

297
00:17:22,141 --> 00:17:24,143
‫ـ   تو باید فران باشی؟
‫ـ   آره، سلام

298
00:17:24,143 --> 00:17:28,285
‫اد گفت میخوای با من صحبت کنی
‫نتونستم تصور کنم در چه موردی

299
00:17:28,313 --> 00:17:31,123
‫اوه، خب، بیا
‫بریم توی دفترم

300
00:17:31,116 --> 00:17:35,087
‫تو میخوای دخترمو بزارم
‫توی شیرخوارگاه؟

301
00:17:35,087 --> 00:17:37,067
‫ولی من یه مامان
‫خونه دار هستم

302
00:17:37,089 --> 00:17:40,002
‫من نمیگم که برای تمام
‫طول روز بزاریش اینجا

303
00:17:40,025 --> 00:17:43,097
‫شابد فقط یه جند
‫ساعت برای عصر

304
00:17:43,095 --> 00:17:44,267
‫عالی نمیشه؟

305
00:17:44,263 --> 00:17:48,211
‫یکم وقت آزاد برای خودت
‫آرامش. سست و شل لم میدی

306
00:17:48,233 --> 00:17:52,181
‫من به سست بودن احتیاجی ندارم. من
‫عاشق مراقبت از میندی کوچولو هستم

307
00:17:52,171 --> 00:17:55,152
‫اوه، البته. البته

308
00:17:55,140 --> 00:17:59,088
‫ولی همه مون یه روزهایی
‫داریم که کلافه میشیم

309
00:17:59,111 --> 00:18:01,182
‫خوب نیست اگه یه جایی باشه
‫که بچه رو تحویل بگیره

310
00:18:01,213 --> 00:18:04,194
‫قبل از اینکه بخوای...
‫خفه ش کنی؟

311
00:18:06,018 --> 00:18:08,999
‫من تک تک لحظاتی که با اون
‫میگذرونم رو ستایش میکنم

312
00:18:09,021 --> 00:18:13,094
‫ـ   جدا
‫ـ   واقعا؟

313
00:18:13,225 --> 00:18:18,106
‫باشه. ببین، میخوام
‫باهات رو راست باشم

314
00:18:18,230 --> 00:18:20,210
‫شرکت ما نمیتونه یه مرکز
‫شیرخوارگاه داشته باشه

315
00:18:20,232 --> 00:18:23,042
‫مگر اینکه حداقل ۱۶
‫تا بچه داشته باشیم

316
00:18:23,068 --> 00:18:27,016
‫و بدون میندی کوچولو
‫فقط ۱۵ تا بچه داریم

317
00:18:27,039 --> 00:18:30,282
‫خب، این مشکل من نیست

318
00:18:31,143 --> 00:18:33,123
‫باشه. باشه

319
00:18:33,145 --> 00:18:35,216
‫فقط فکر کردم
‫یه زوری بزنم

320
00:18:35,247 --> 00:18:40,128
‫خب، کاشکی میتونستم
‫کمکت کنم، ولی نمیتونم

321
00:18:40,119 --> 00:18:43,032
‫باشه

322
00:18:46,291 --> 00:18:48,168
‫ـ   لینت. .. ـ   بله؟

323
00:18:48,160 --> 00:18:51,141
‫ـ   میتونم ازت یه چیزی بپرسم؟
‫ـ   آره

324
00:18:51,163 --> 00:18:54,110
‫چرا بچه داری اگه نمیخوای
‫بزرگشون کنی؟

325
00:18:54,099 --> 00:18:56,079
‫ببخشید؟

326
00:18:56,101 --> 00:18:57,273
‫خب، من زنها رو
‫درک نمیکنم

327
00:18:57,302 --> 00:19:00,146
‫اونایی که میگن
‫میخوان مادر باشن

328
00:19:00,139 --> 00:19:04,246
‫و بعدش بچه هاشونو میدن
‫دست یه پرستاربچه

329
00:19:04,276 --> 00:19:09,055
‫من کار میکنم بخاطر اینکه خونوادم
‫احتیاج دارن من کار کنم

330
00:19:09,081 --> 00:19:13,029
‫اوه، خدای من. من ناراحتت
‫کردم، و قصدم این نبود

331
00:19:13,051 --> 00:19:15,190
‫آها

332
00:19:15,187 --> 00:19:18,134
‫اشتباه نکن
‫من یک مادر خوب هستم

333
00:19:18,123 --> 00:19:20,194
‫فرق بین ما همینه

334
00:19:20,225 --> 00:19:23,069
‫من نمیتونم با یک مادر
‫خوب بودن راضی بشم

335
00:19:23,095 --> 00:19:26,042
‫میخوام یه مادر عالی باشم

336
00:19:26,265 --> 00:19:30,270
‫ـ   بای بای
‫ـ   بای بای

337
00:19:42,281 --> 00:19:46,024
‫(فاحشه)

338
00:19:46,084 --> 00:19:49,031
‫سلام آلبرتا، حالت چطوره؟ اونی که بروشور
‫نگهبانی همسایه هارو فرستاده بود تو بودی؟

339
00:19:51,056 --> 00:19:53,297
‫میخواستم بدونم یه نسخه
‫اضافی داری یا نه

340
00:19:53,292 --> 00:20:01,074
‫یا از یه نفر دیگه یکی
‫قرض میگیم. مرسی

341
00:20:12,010 --> 00:20:13,250
‫آره. شبیه دست خط کارول

342
00:20:13,245 --> 00:20:14,246
‫این مسخره ست

343
00:20:14,279 --> 00:20:17,089
‫اون چی فکرمیکنه
‫باهم رابطه نامشروع داریم؟

344
00:20:17,082 --> 00:20:21,030
‫خب، احتمالا دیروز که منو رسوندی
‫خونه تو رو دیده و بد متوجه شده

345
00:20:21,053 --> 00:20:23,033
‫حالا بابد حقیقت
‫رو بهش بگی..

346
00:20:23,021 --> 00:20:25,126
‫اوه، نه، نه، نه
‫بهتره نرم جهنم

347
00:20:25,157 --> 00:20:28,263
‫پس میخوای من بجای تو برم؟ منظورم
‫اینه که، خودت گفتی اون دیوانه ست

348
00:20:28,293 --> 00:20:32,105
‫نمیخوام فردا صبح بیدار بشم و
‫ببینم لاستیکهای ماشینم ترکیده

349
00:20:32,130 --> 00:20:35,111
‫خیلی خب. باهاش
‫صحبت میکنم

350
00:20:44,076 --> 00:20:47,057
‫سلام، ایدی! حرفی داری
‫که دوست داری بزنی؟

351
00:20:47,079 --> 00:20:52,222
‫نه. همون همه چیزو میگه

352
00:21:04,029 --> 00:21:07,169
‫خواهر ماری
‫عجی سوپرایز خوبی

353
00:21:07,199 --> 00:21:10,180
‫نتونستم بدون خداحافظی
‫برم، گبرییل

354
00:21:10,202 --> 00:21:14,048
‫آم، خیلی لطف داری. منم
‫واقعا دلم برات تنگ میشه

355
00:21:14,039 --> 00:21:17,282
‫مطمئنم نه اونقدر که دلت
‫برای شوهرت تنگ میشه

356
00:21:17,309 --> 00:21:21,018
‫ـ   ها؟
‫ـ   وحشت نکن

357
00:21:21,013 --> 00:21:23,118
‫ـ   من دارم میرم بانسوانا
‫ـ   چی؟

358
00:21:23,148 --> 00:21:28,029
‫ـ   خواهر ماری به یک همراه نیاز داره
‫ـ   چه اتفاقی برای خواهر گرتا افتاد؟

359
00:21:28,020 --> 00:21:31,024
‫میخواستم با خواهر گرتا برم
‫ولی اون ناحیه خیلی بی ثباته

360
00:21:31,056 --> 00:21:34,003
‫با یه همراه مرد بیشتر
‫احساس امنیت میکنم

361
00:21:34,026 --> 00:21:37,200
‫کارلوس، تو نمیتونی اینکارو بکنی
‫نمیتونی بزاری بری آفریقا

362
00:21:41,033 --> 00:21:43,240
‫این سفر برای من مهمه

363
00:21:43,235 --> 00:21:46,273
‫میخوام یکی از
‫سربازان خدا باشم

364
00:21:47,205 --> 00:21:49,082
‫و خواهی شد، کارلوس

365
00:21:49,074 --> 00:21:52,180
‫بعد از اینکه خرابی های اونجا رو
‫ببینی، برای همیشه عوض میشی

366
00:21:52,210 --> 00:21:54,156
‫میبینی که زندگی قدیمیت
‫چقدر خودخواهانه ست

367
00:21:54,146 --> 00:21:58,253
‫و میخوای از تمام چیزایی که تو رو...
‫به یاد این زندگی میندازه خلاص بشی

368
00:21:58,283 --> 00:22:02,163
‫اوه، خدا، باید برم
‫وسایلمو جمع کنم

369
00:22:02,187 --> 00:22:03,291
‫کمتر از یک هفته
‫دیگه راه میافتیم

370
00:22:03,288 --> 00:22:06,098
‫باید یه نامه تشکر برای
‫افسر عفو مشروطم بفرستم

371
00:22:06,124 --> 00:22:08,104
‫بخاطر اونه که الان
‫میتونم اینکارو بکنم

372
00:22:12,197 --> 00:22:18,273
‫ممکنه من یه کاتولیک باشم، ولی از
‫کشیده زدن به یه راهبه زیاد بدم نمیاد

373
00:22:19,104 --> 00:22:23,075
‫بفرما. بزن

374
00:22:23,108 --> 00:22:27,022
‫فقط طوری محکم
‫بزن که جاش بمونه

375
00:22:29,181 --> 00:22:31,161
‫آره

376
00:22:31,149 --> 00:22:34,255
‫فکر نمیکنم

377
00:22:37,289 --> 00:22:40,270
‫از طرف من بچه ها رو
‫ببوس، صبح می بینمشون

378
00:22:40,258 --> 00:22:43,262
‫باشه، آره. منم
‫دوستت دارم. بای بای

379
00:22:46,231 --> 00:22:49,041
‫لینت، درمورد
‫شیرخوارگاه متأسفم

380
00:22:49,034 --> 00:22:50,274
‫ولی فران حتی به زور
‫میزاره بچه رو بغل کنم

381
00:22:50,268 --> 00:22:54,148
‫از روز اول، تنها چیزی که من گرفتم
‫سرشو نگه دار! سرشو نگه دار

382
00:22:54,172 --> 00:22:59,281
‫فکر میکنم خودم میدونم چطوری
‫سر لعنتی یه بچه رو نگه دارم

383
00:23:01,012 --> 00:23:03,288
‫خب، ... بیا یه
‫کارامون برسیم.

384
00:23:03,281 --> 00:23:05,261
‫نمیخوام تمام
‫شب رو اینجا باشم

385
00:23:08,253 --> 00:23:11,029
‫تو پدر میندی هستی

386
00:23:11,056 --> 00:23:13,195
‫حق داری وقتت رو
‫باهاش سپری کنی

387
00:23:13,191 --> 00:23:17,162
‫ـ   میدونم، ولی چیکار میتونم بکنم؟
‫ـ   میتوی جلوی فران وایسی

388
00:23:17,195 --> 00:23:20,108
‫اگه اینکارو نکنی، فقط
‫بی میل تر میشی

389
00:23:20,098 --> 00:23:22,237
‫فران هم دیوونه تر میشه

390
00:23:22,234 --> 00:23:24,077
‫و بدون یک نماد پدر

391
00:23:24,102 --> 00:23:27,083
‫میندی بیچاره وقتی بزرگ
‫شد یه رقاص کاباره میشه

392
00:23:27,072 --> 00:23:31,987
‫ـ   رقاص کاباره؟
‫ـ   این یه علم اثبات شده ست

393
00:23:35,180 --> 00:23:37,023
‫میدونی چیه؟

394
00:23:37,048 --> 00:23:39,187
‫تو کارت رو در مورد
‫این شیرخوارگاه ادامه بده

395
00:23:39,184 --> 00:23:41,164
‫و میندی رو هم حساب کن

396
00:23:41,186 --> 00:23:43,166
‫آره. فران رو بزار بعهده خودم

397
00:23:43,188 --> 00:23:46,192
‫داری کار درست
‫رو انجام میدی، اد

398
00:23:46,191 --> 00:23:49,138
‫برای میندی کوچولو

399
00:24:02,073 --> 00:24:04,053
‫رفیق، اگه مامانت
‫بیاد توو چی؟

400
00:24:04,042 --> 00:24:08,081
‫ـ   نمیاد. .. ـ   تو از کجا میدونی

401
00:24:08,113 --> 00:24:11,185
‫بیا صبر کنیم تا همه بخوابن

402
00:24:12,017 --> 00:24:17,228
‫جدی میگم. کاری میکنم که ارزش
‫صبر کردن رو داشته باشه

403
00:24:19,090 --> 00:24:21,195
‫بهتره بکنی

404
00:24:24,229 --> 00:24:27,005
‫آرزو میکنم یهو بیاد توو اتاق

405
00:24:27,032 --> 00:24:31,071
‫فقط حالت توی صورتشو ببینم

406
00:24:31,269 --> 00:24:34,216
‫خدا، ازش خیلی متنفرم

407
00:24:35,240 --> 00:24:41,191
‫به هرحال، هنوزم اون مادرته. یجورایی
‫مجبور نیستی دوستش داشته باشی؟

408
00:24:41,179 --> 00:24:45,025
‫پارسال، وقتی فهمید که من
‫از پسرها خوشم میاد

409
00:24:45,050 --> 00:24:47,030
‫کُپ کرد...

410
00:24:47,052 --> 00:24:51,296
‫گفت اگه اینی که هستم رو
‫عوض نکنم، مستقیم میرم جهنم

411
00:24:52,157 --> 00:24:55,229
‫واسه همین، از اونجایی که
‫میدونستم نمیتونم عوض بشم

412
00:24:55,227 --> 00:24:58,071
‫یه روز یهو به ذهنم رسید

413
00:24:58,096 --> 00:25:02,067
‫که عشق مادرم نسبت...
‫به من متوقف میشه

414
00:25:02,100 --> 00:25:05,240
‫واسه همین تصمیم گرفتم
‫اول خودم دست بکار بشم

415
00:25:05,237 --> 00:25:08,013
‫اونطوری، زیاد دردناک نمیشه

416
00:25:08,039 --> 00:25:11,111
‫اون نمیدونسته
‫داشته چی میگفته

417
00:25:11,109 --> 00:25:13,089
‫بله، میدونسته

418
00:25:13,111 --> 00:25:15,182
‫واسه همین باید مواخذه بشه

419
00:25:16,281 --> 00:25:18,090
‫چطوری میخوای
‫مواخذه ش کنی؟

420
00:25:18,116 --> 00:25:21,222
‫یه روز اون یه اشتباه میکنه

421
00:25:21,253 --> 00:25:25,030
‫و من بر علیه ش یه
‫چیزی بدست میارم

422
00:25:25,023 --> 00:25:27,230
‫و وقتی اون اتفاق بیافته

423
00:25:27,259 --> 00:25:31,071
‫میخوام اونقدر محکم بکوبونمش زمین
‫که دیگه هیچوقت نتونه بلند بشه

424
00:25:31,062 --> 00:25:34,100
‫یه مدتی طول میشکه تا یه
‫چیزی ازش بدست بیاری

425
00:25:34,165 --> 00:25:36,145
‫اشکالی نداره

426
00:25:36,167 --> 00:25:40,115
‫برام مهم نیست برای چیزی
‫که خودم میخوام منتظر بمونم

427
00:25:53,018 --> 00:25:55,294
‫لینت! سلام. ببین کی اینجاست

428
00:25:55,287 --> 00:25:58,234
‫سلام! میدونی
‫اتاق شیرخوارگاه

429
00:25:58,223 --> 00:26:00,203
‫تا هفتهء دیگه آماده نمیشه...

430
00:26:00,225 --> 00:26:02,262
‫اگه منتظر بمونم
‫اعصابمو از دست میدم

431
00:26:02,294 --> 00:26:05,104
‫من آماده بودم. فران
‫توی حموم بود

432
00:26:05,130 --> 00:26:07,167
‫منم فقط بچه رو...
‫برداشتم و فرار کردم

433
00:26:07,165 --> 00:26:09,270
‫تو بدون اینکه به فران
‫بگی بچه رو برداشتی؟

434
00:26:09,301 --> 00:26:12,009
‫دوست ندارم از اون
‫زن ترسو بمونم

435
00:26:12,003 --> 00:26:13,983
‫حق با تو بود
‫میندی دختر منه

436
00:26:14,005 --> 00:26:16,246
‫منم میخوام باهاش باشم
‫من این حق رو دارم

437
00:26:16,274 --> 00:26:18,083
‫آم، اد؟

438
00:26:18,076 --> 00:26:20,249
‫سالن هتل تماس گرفت و
‫گفت همسرت داره میاد بالا

439
00:26:20,278 --> 00:26:24,158
‫ـ   و بنظر خیلی عصبانی
‫ـ   اوه، پسر

440
00:26:24,182 --> 00:26:27,163
‫ـ   بگیر، میندی رو نگه دار
‫ـ   اوه

441
00:26:27,152 --> 00:26:34,036
‫ـ   بزار اینو حل کنم
‫ـ   اوه، خودمم میخواستم همینکارو بکنم

442
00:26:36,194 --> 00:26:38,105
‫فکر کردم میندی رو دزدین

443
00:26:38,129 --> 00:26:39,233
‫من یه یادداشت گذاشتم

444
00:26:39,230 --> 00:26:41,039
‫من دنبال یه یادداشت نگشتم

445
00:26:41,066 --> 00:26:43,012
‫دنبال بچهء گمشده م گشتم

446
00:26:43,034 --> 00:26:45,105
‫اون بچهء منم هست
‫و اون اینجا میمونه

447
00:26:45,103 --> 00:26:46,275
‫فقط چند ساعت در روز

448
00:26:46,304 --> 00:26:50,047
‫ـ   تو. بدش به من
‫ـ   نه. من تصمیم گرفتم

449
00:26:50,041 --> 00:26:52,146
‫آره؟، باشه، پس
‫تصمیم منو ببین

450
00:26:52,177 --> 00:26:54,020
‫دیگه از این زندگی خسته شدم

451
00:26:54,045 --> 00:26:56,218
‫بچه مو برمیدارم و
‫میرم پیتسربورگ

452
00:26:56,214 --> 00:26:58,216
‫ـ   جرأتشو نداری
‫ـ   فکر میکنی الان دلت براش تنگ میشه؟

453
00:26:58,249 --> 00:27:00,229
‫صبرکن تا وقتی با
‫مادرم زندگی کنیم

454
00:27:00,251 --> 00:27:02,094
‫باهات میجنگم

455
00:27:02,120 --> 00:27:04,100
‫ـ   امتحانن کن. ـ   لینت که دبد

456
00:27:04,122 --> 00:27:08,093
‫رویاهاش در مورد شیرخوارگاه...
‫در شُرُف پرواز کردن به پیتسبورگ

457
00:27:08,093 --> 00:27:10,266
‫ـ   تو دیوانه ای، میدونستی؟
‫ـ   دیوانه ام که فکر میکنم تو

458
00:27:10,261 --> 00:27:15,108
‫تصمیم گرفت که بهتره...
‫این جنگ آتش بس بشه

459
00:27:15,100 --> 00:27:18,081
‫نترسیدم! اوه؟ اوه

460
00:27:18,069 --> 00:27:21,175
‫داره چه غلطی میکنه؟
‫باز کن! بچه مو بده

461
00:27:21,206 --> 00:27:23,186
‫ـ   فکر خوبی کردی
‫ـ   من طرف تو نیستم، اد

462
00:27:23,208 --> 00:27:26,155
‫ـ   نیستی؟
‫ـ   نه، من طرف میندی هستم

463
00:27:26,144 --> 00:27:28,090
‫میندی که این وسط گیر کرده

464
00:27:28,079 --> 00:27:31,060
‫و تا وقتی که شما دوتا آروم
‫نشین نمیدمش دست شما

465
00:27:31,082 --> 00:27:33,119
‫من بچه مو میخوام

466
00:27:33,151 --> 00:27:36,064
‫لینت، تام پشت خطه

467
00:27:36,054 --> 00:27:39,035
‫پت، نمیتونی ببینی اینجا
‫یه بچه گروگان گرفتم؟

468
00:27:39,057 --> 00:27:42,095
‫ـ   بگو بهش زنگ میزنم
‫ـ   خیلی خب، اینطوره

469
00:27:42,127 --> 00:27:45,006
‫ـ   منم زنگ میزنم پلیس
‫ـ   اوه، محض رضای خدا

470
00:27:45,030 --> 00:27:46,270
‫لینت که نمیخواد به
‫بچه آسیبی برسونه

471
00:27:46,264 --> 00:27:50,235
‫نه، و اگه فقط به حرفای من گوش
‫بدی خیلی زودتر پسش میگیری

472
00:27:50,268 --> 00:27:55,047
‫خیلی خب؟ گوش کن
‫و تو؟ خیلی خب، خوبه

473
00:27:55,040 --> 00:27:58,180
‫اول از همه، اد، دزدیدن
‫بچه واقعا احمقانه بود

474
00:27:58,209 --> 00:28:00,155
‫ـ   ممنون
‫ـ   خواهش میکنم

475
00:28:00,145 --> 00:28:03,149
‫احتیاج داری برای گفتگو کردن
‫با زنت یه راه بهتر پیدا کنی

476
00:28:03,181 --> 00:28:06,060
‫و، فران، میدونم
‫چه فشاری

477
00:28:06,051 --> 00:28:09,032
‫از سعی کردن یه مادر...
‫عالی بودن روی سرته

478
00:28:09,020 --> 00:28:12,263
‫تو هم میتونی استراحت کنی
‫و هم یک مادر عالی باشی

479
00:28:12,290 --> 00:28:18,297
‫این کوچولوی عزیز لیاقت یه مامان
‫استراحت کردهء آروم رو نداره؟

480
00:28:20,298 --> 00:28:24,075
‫خب، بگمونم فشاری که این کوچولوی
‫عزیز به من میاره کوچولوئه

481
00:28:24,069 --> 00:28:26,242
‫خوبه که پذیرفتی

482
00:28:26,271 --> 00:28:29,252
‫این ارتباط و گفتگوئه

483
00:28:29,274 --> 00:28:31,254
‫این خوبه

484
00:28:31,276 --> 00:28:34,120
‫چرا شما تمیرین
‫پایین توی سالن

485
00:28:34,112 --> 00:28:36,217
‫یه قهوه بخورین...
‫و حرف بزنین

486
00:28:36,247 --> 00:28:39,023
‫میندی چی؟

487
00:28:39,050 --> 00:28:42,190
‫ما یه شیرخوارگاه داریم

488
00:28:45,223 --> 00:28:49,296
‫ما یه شیرخوارگاه داریم

489
00:29:08,213 --> 00:29:10,056
‫سلام

490
00:29:10,081 --> 00:29:13,028
‫من قبلا از دفتر توسعه
‫معنوی تماس گرفتم؟

491
00:29:13,051 --> 00:29:17,193
‫سلام! نوازنده پیانو، درسته؟
‫خیلی محبت کردین

492
00:29:17,188 --> 00:29:21,102
‫اوناهاش. دقیقا یه
‫سالن کنسرت نیست

493
00:29:21,092 --> 00:29:23,163
‫باید بهتون هشدار بدم

494
00:29:23,194 --> 00:29:26,266
‫که تمام بیمارانمون
‫اختلال حواس دارن

495
00:29:26,297 --> 00:29:28,208
‫واسه همین امیدوارم انتظار
‫تشویق نداشته باشین

496
00:29:28,233 --> 00:29:34,240
‫خانم دلانی، من فهمیدم وقتی
‫پاداش معنوی اینقدر عظمت داره

497
00:29:34,239 --> 00:29:37,152
‫کی به تشویق نیاز داره؟

498
00:29:37,142 --> 00:29:40,248
‫ببخشید

499
00:30:06,204 --> 00:30:10,209
‫ادیسون درمورد من
‫با تو صحبت کرده؟

500
00:30:10,208 --> 00:30:14,213
‫ـ   اوه! گمون نکنم
‫ـ   اون یه مرد متأهله

501
00:30:14,245 --> 00:30:16,088
‫ـ   تو چه مرگته؟
‫ـ   نه! صبرکن

502
00:30:16,080 --> 00:30:17,218
‫اینطور که تو
‫فکر میکنی نیست

503
00:30:17,248 --> 00:30:19,228
‫سه ساله که
‫منو لمس نکرده

504
00:30:19,217 --> 00:30:22,221
‫و این بخاطر ... هرزه هایی
‫هرزه هایی مثل توئه

505
00:30:22,253 --> 00:30:26,201
‫کارول، اگه این چیزارو سمت من
‫پرت نکنی، من توضیح میدم

506
00:30:26,224 --> 00:30:30,172
‫چطور میتونی توضیح بدی؟
‫تو داری شوهرمو سرویس میکنی

507
00:30:30,161 --> 00:30:34,132
‫نه، من اونو سرویس نمیکنم
‫اون پدر منه

508
00:30:38,069 --> 00:30:40,015
‫خیلی متأسفم

509
00:30:40,004 --> 00:30:43,281
‫فکر کردم تو باید بدونی
‫ولی اون نمیخواست به تو بگه

510
00:30:44,142 --> 00:30:45,280
‫میخوام بمیرم

511
00:30:45,310 --> 00:30:48,120
‫ـ   اوه، نه
‫ـ   میخوام

512
00:30:48,112 --> 00:30:52,254
‫کارول، مجبور نیستی تمیرشون کنی
‫برای اینکار کارمند دارند

513
00:30:52,283 --> 00:30:56,129
‫ـ   تو چند سالته؟
‫ـ   آه، ۳۸

514
00:30:57,288 --> 00:31:00,132
‫ما ۳۹ سال که
‫ازدواج کردیم

515
00:31:00,158 --> 00:31:03,196
‫از همون اول شروع شده

516
00:31:04,028 --> 00:31:06,008
‫باور کن. نمیخوام به
‫کسی آسیب برسونم

517
00:31:06,030 --> 00:31:09,102
‫فقط میخواستم بابامو پیدا کنم

518
00:31:09,234 --> 00:31:11,214
‫خوشحالم که پیداش کردی

519
00:31:11,236 --> 00:31:14,183
‫ولی بهتره مراقب
‫باشی، عزیزم

520
00:31:15,039 --> 00:31:18,282
‫اون قلبت رو میشکونه

521
00:31:29,254 --> 00:31:33,202
‫اندرو، برای تو، خودم و دنییل
‫با یه روانکاو یه وقت گرفتم

522
00:31:33,191 --> 00:31:35,171
‫فکر نمیکنم

523
00:31:35,193 --> 00:31:38,231
‫این حسی که داری
‫کاملا طبیعی

524
00:31:38,263 --> 00:31:41,210
‫ولی تا وقتی باهش کنار
‫نیای ازش راحت نمیشی

525
00:31:41,199 --> 00:31:45,113
‫اندرو، میخوام
‫همه مون خوب بشیم

526
00:31:45,136 --> 00:31:47,173
‫میخوام دوباره یه
‫خونواده باشیم

527
00:31:47,171 --> 00:31:49,117
‫میدونی من چی میخوام؟

528
00:31:49,140 --> 00:31:51,245
‫میخوام جورج ویلیامز
‫از اون در بیاد توو

529
00:31:51,242 --> 00:31:56,123
‫تا بتونم یه چاقو بردارم
‫و فرو کنم توی قلبش

530
00:31:56,114 --> 00:31:59,095
‫میخوام اون داروفروش تقاص
‫کاری که با پدرم کرده رو پس بده

531
00:31:59,117 --> 00:32:02,189
‫خب، خبر خوب
‫اینه که اون مرده

532
00:32:02,220 --> 00:32:04,166
‫اون خودکشی کرده

533
00:32:04,155 --> 00:32:06,294
‫مرگش با شرایط خودش بوده

534
00:32:06,291 --> 00:32:09,033
‫اون عدالت نیست

535
00:32:09,060 --> 00:32:13,031
‫پس، تو میگی اگه
‫اعدام شده بود

536
00:32:13,064 --> 00:32:16,011
‫برات خیلی راحت تر بود که
‫این مسئله رو پشت سر بزاری؟

537
00:32:16,034 --> 00:32:18,105
‫البته

538
00:32:27,312 --> 00:32:30,122
‫جورج

539
00:32:30,315 --> 00:32:34,127
‫قصد نداشت خودکشی کنه...

540
00:32:37,088 --> 00:32:40,092
‫اون سعی داشت منو وادار
‫کنه که دوباره باهاش باشم

541
00:32:40,091 --> 00:32:46,133
‫و با امید اینکه دلم براش بسوزه...
‫اون قرصهارو قورت داد

542
00:32:47,098 --> 00:32:50,204
‫فکر میکرد که من به
‫آمبولانس زنگ زدم

543
00:32:51,302 --> 00:32:55,216
‫موقعی که رسیدم اونجا
‫اون درحال رفتن بود

544
00:32:57,041 --> 00:33:02,992
‫سعی کردم مسئولیت کاری
‫که کرده رو بهش بقبولونم

545
00:33:05,216 --> 00:33:07,025
‫ولی اون اینکارو نکرد

546
00:33:07,018 --> 00:33:10,022
‫تو چیکار کردی؟

547
00:33:10,188 --> 00:33:13,135
‫هیچی

548
00:33:15,193 --> 00:33:20,233
‫فقط اونجا نشستم
‫و گذاشتم بمیره

549
00:33:20,231 --> 00:33:23,974
‫اوه، خدای من

550
00:33:24,102 --> 00:33:28,175
‫اون با شرایط
‫خودش نمرد، اندرو

551
00:33:29,040 --> 00:33:32,112
‫اون تقاص کاری که با
‫پدرت کرد رو پس داد

552
00:33:37,281 --> 00:33:41,252
‫ممنون که اینو
‫به من گفتی

553
00:34:08,179 --> 00:34:11,285
‫سلام، چطوری؟

554
00:35:33,264 --> 00:35:36,245
‫ـ   بله؟ . ـ   زک اومده خونه

555
00:35:36,267 --> 00:35:40,272
‫ـ   چی؟ ... حالش خوبه؟
‫ـ   خوبه

556
00:35:40,271 --> 00:35:43,275
‫ـ   کاری از دست من برمیاد؟
‫ـ   ممنون که میپرسی

557
00:35:43,307 --> 00:35:46,311
‫میتونی دست از
‫سرمون برداری

558
00:35:47,145 --> 00:35:50,251
‫من خیلی دنبال زک گشتم
‫و خودت میدونی چرا

559
00:35:50,248 --> 00:35:52,228
‫شاید درست
‫حرفمو نفهمیدی

560
00:35:52,250 --> 00:35:54,230
‫بیا نزدیک پسرم
‫منم میرم پیش پلیس

561
00:35:54,218 --> 00:35:57,028
‫بهشون میگم توی اون
‫معدن سنگ چه اتفاقی افتاد

562
00:35:57,054 --> 00:35:59,295
‫اونکارو بکن و کار
‫هردومون ساخته ست

563
00:35:59,290 --> 00:36:04,069
‫خب، میدونی که
‫خیلی کارا ازم برمیاد

564
00:36:05,029 --> 00:36:07,100
‫هی، فکر کردم
‫دوست داری بدونی

565
00:36:07,131 --> 00:36:08,269
‫من و زک داریم میریم

566
00:36:08,299 --> 00:36:11,280
‫میخوام به پسرم یه
‫زندگی معمولی بدم

567
00:36:11,302 --> 00:36:13,282
‫مطمئنم که با
‫این کار موافقی

568
00:36:13,304 --> 00:36:17,116
‫ببین، اینجوری
‫باهم توافق میکنیم

569
00:36:17,108 --> 00:36:21,056
‫بخاطر زک، من
‫الان هیچی نمیگم

570
00:36:21,078 --> 00:36:23,149
‫ولی تو اونو نمیبری

571
00:36:23,147 --> 00:36:25,218
‫تابلوی برای فروش
‫رو جلویی اون خونه ببینم؟

572
00:36:25,216 --> 00:36:27,287
‫منم که به پلیس زنگ میزنم

573
00:36:28,252 --> 00:36:32,029
‫منم به اندازه خودم هرجور
‫کاری ازم برمیاد

574
00:36:43,301 --> 00:36:46,111
‫دکتر میخواد یه آزمایش
‫کلی بهتون بده

575
00:36:46,103 --> 00:36:47,207
‫بعدش واکسن میزنیم

576
00:36:47,238 --> 00:36:50,219
‫همه چیزو پر کنین و پرستار
‫شمارو برمیگردونه

577
00:36:50,208 --> 00:36:52,279
‫ممنون

578
00:36:52,310 --> 00:36:56,087
‫پسر، خواهر ماری
‫عجب کاری سرت در آورد

579
00:36:56,113 --> 00:36:58,218
‫ـ   درسته
‫ـ   بله، درسته

580
00:36:58,216 --> 00:37:01,197
‫داره تو رو میبره اون کلهء
‫دنیا برای کمک به بدبختا

581
00:37:01,219 --> 00:37:03,199
‫یه بدبخت حسابی همینجا هست

582
00:37:03,221 --> 00:37:06,202
‫محض رضای خدا، یه پول
‫به یه آدم بی خانمان بده

583
00:37:06,190 --> 00:37:07,260
‫ربطی به هم نداره

584
00:37:07,291 --> 00:37:10,272
‫اینکار بهتره، چون میتونی اینکارو
‫خیلی راحت تر با ماشین خودت بکنی

585
00:37:10,294 --> 00:37:13,036
‫مسئله راحت
‫بودن نیست، گبی

586
00:37:13,030 --> 00:37:15,135
‫جریان کم کردن درد و عذاب

587
00:37:15,132 --> 00:37:18,204
‫ببین، من دارم سعی میکنم
‫شخص بهتری باشم

588
00:37:18,202 --> 00:37:21,012
‫یا میتونی به من کمک کنی
‫یا از سر راهم بری کنار

589
00:37:21,038 --> 00:37:23,177
‫ولی نمیتونی
‫جلومو بگیری

590
00:37:23,174 --> 00:37:28,089
‫کارلوس سولیس؟
‫لطفا همراه من بیا

591
00:37:28,112 --> 00:37:31,093
‫اینو برام پر کن

592
00:37:35,319 --> 00:37:37,299
‫بگیر

593
00:37:37,288 --> 00:37:39,996
‫قسمت آلرژی رو پر نکرده

594
00:37:40,024 --> 00:37:42,300
‫عزیزم، اون داره به یه دهکده
‫دور افتاده توی آفریقا میره

595
00:37:42,293 --> 00:37:45,137
‫واقعا اهمیتی داره که به
‫تخم مرغ آلرژی داره؟

596
00:37:45,129 --> 00:37:47,109
‫راستش، بله
‫تخم مرغ توی لیست

597
00:37:47,131 --> 00:37:50,010
‫ممکنه به واکسن یرقان
‫واکتش نشون بده

598
00:37:50,034 --> 00:37:53,208
‫اونوقت نمیتونه از تخت بیاد بیرون
‫تنهایی هم نمیتونه از کشور خارج بشه

599
00:37:53,204 --> 00:37:57,050
‫واقعا؟

600
00:37:57,041 --> 00:37:58,179
‫اوه، اونو ننویس

601
00:37:58,209 --> 00:38:02,316
‫من مطمئن نبودم. اون
‫به تخم ماهی آلرژی داره

602
00:38:02,313 --> 00:38:04,224
‫تخم ماهی؟

603
00:38:04,248 --> 00:38:07,024
‫بیچاره از بچگی بدون
‫خاویار بزرگ شده

604
00:38:07,018 --> 00:38:10,090
‫چقدر زجرآوره

605
00:38:11,088 --> 00:38:15,195
‫خیلی خب، دکتر
‫ببینم چی کاره ای

606
00:38:19,130 --> 00:38:21,269
‫توی این دهکده
‫چقدر هوا گرمه

607
00:38:21,265 --> 00:38:23,211
‫عزیزم، اون حرفهای یرقان

608
00:38:23,200 --> 00:38:26,181
‫دکتر گفت یه واکتش
‫به آلرژی نشون میدی

609
00:38:26,203 --> 00:38:28,183
‫ولی حالت خوب میشه، باشه؟

610
00:38:28,205 --> 00:38:31,118
‫بغلم کن

611
00:38:31,108 --> 00:38:35,181
‫اوه،عزیزم، خیلی متأسفم

612
00:38:37,048 --> 00:38:40,188
‫آه، شاید حق با
‫اون راهبهء احمقه

613
00:38:40,217 --> 00:38:43,994
‫شاید من دارم جلوی تو رو از
‫اینکه یه آدم بهتر بشی میگیریم

614
00:38:44,021 --> 00:38:47,230
‫من فقط همونطوری
‫که هستی دوستت دارم

615
00:38:48,292 --> 00:38:52,138
‫طمعکار، خودخواه و بی عاطفه

616
00:38:52,129 --> 00:38:55,076
‫فقط از این ترسیدم که اگه دیگه
‫این صفات رو نداشته باشی

617
00:38:55,066 --> 00:38:59,173
‫یه روز بیدار میشی و میفهمی
‫که من هنوز اون صفات رو دارم

618
00:39:01,072 --> 00:39:03,052
‫و اونوقت منو نمیخوای

619
00:39:03,074 --> 00:39:06,055
‫میخوامت، فقط بغلم کن

620
00:39:08,212 --> 00:39:12,024
‫اوه، کارلوس

621
00:39:12,049 --> 00:39:15,155
‫بغلم کن

622
00:39:15,219 --> 00:39:20,032
‫خواهر ماری...

623
00:39:26,130 --> 00:39:28,110
‫توی بارون رنگ میکنی؟

624
00:39:28,132 --> 00:39:29,270
‫عاقلانه ست؟

625
00:39:29,300 --> 00:39:31,143
‫بزار ببینم، رنگ
‫کردن توی بارون

626
00:39:31,135 --> 00:39:33,115
‫یا بزارم تمام دنیا فکر...
‫کنن که من یه فاحشه ام

627
00:39:33,137 --> 00:39:35,276
‫نمیدونم، تو چی
‫فکر میکنی؟

628
00:39:35,272 --> 00:39:39,118
‫ـ   شنیدم اتفاقی با زنم برخوردی
‫ـ   آره

629
00:39:39,110 --> 00:39:41,056
‫خب؟

630
00:39:41,078 --> 00:39:43,149
‫پس، اومدی اینجا
‫که خودتو از

631
00:39:43,180 --> 00:39:47,094
‫ازآخرین تعهدات بابای...
‫من بودن خلاص کنی

632
00:39:47,084 --> 00:39:48,188
‫باشه

633
00:39:48,219 --> 00:39:54,033
‫فقط میخوام بدونی، واقعا به
‫کاری که کردم افتخار نمیکنم

634
00:39:54,024 --> 00:39:58,131
‫ـ   میدونی، عادتهام
‫ـ   تبریک میگم

635
00:39:58,195 --> 00:40:00,141
‫ـ   آره
‫ـ   خداحافظ

636
00:40:00,998 --> 00:40:02,978
‫کارایی هم کردم که
‫بهشون افتخار میکنم

637
00:40:03,033 --> 00:40:06,242
‫همین الان میتونم
‫برات ۵ تا مثال بزنم

638
00:40:07,071 --> 00:40:10,109
‫خیلی خب، شاید ۳ تا

639
00:40:10,241 --> 00:40:13,188
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی

640
00:40:13,210 --> 00:40:17,181
‫ومن یه آتش نشان داوطلب بودم
‫من، آه، آتیشهارو خاموش میکردم

641
00:40:17,181 --> 00:40:20,025
‫بچه گربه هارو از روی درخت
‫میاوردم پایین. درهر شرایطی

642
00:40:20,017 --> 00:40:23,157
‫خوبه

643
00:40:23,187 --> 00:40:27,226
‫حدود ۲۰ سال پیش یه بنیاد برای
‫حفاظت از اسبهای وحشی تاسیس کردم

644
00:40:27,224 --> 00:40:30,228
‫احتمالا ۱۰۰ تاشون رو نجات دادم

645
00:40:30,227 --> 00:40:32,207
‫واقعا؟

646
00:40:32,229 --> 00:40:35,142
‫کلی کار خوب دارم

647
00:40:36,167 --> 00:40:39,239
‫خب. یکی دیگه مونده

648
00:40:39,270 --> 00:40:43,047
‫دقیقا هیجان زده نبودم

649
00:40:43,040 --> 00:40:45,281
‫موقعی که اومدی...
‫توی زندگیم

650
00:40:45,309 --> 00:40:48,256
‫حالا که باهات آشنا شدم

651
00:40:48,245 --> 00:40:53,160
‫سومین افتخارم
‫رو به من دادی

652
00:40:54,018 --> 00:40:56,157
‫همین از همه بهتر بود

653
00:40:56,153 --> 00:41:00,101
‫بخاطر همین گذاشتمش
‫برای آخر

654
00:41:02,159 --> 00:41:05,197
‫باید یه مدت برای زندگی
‫زناشوییم وقت بزارم

655
00:41:05,196 --> 00:41:07,005
‫وقتی همه چیز مرتب شد

656
00:41:07,031 --> 00:41:12,208
‫شاید بتونیم بازم
‫باهم صفا کنیم

657
00:41:14,238 --> 00:41:18,050
‫منتظر تماست میمونم

658
00:41:26,116 --> 00:41:31,065
‫<font color=#FF۸۰۰۰>داستانهای خیلی
‫خیلی قدیمی ای هستند</font>

659
00:41:32,056 --> 00:41:38,166
‫<font color=#FF۸۰۰۰>پسر ناخَلَفی که به خونه برمیگرده
‫تا پدرش اونو ببخشه</font>

660
00:41:39,997 --> 00:41:45,208
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همسر حسودی که شوهرشو فریب میزنه
‫با وجود اینکه شوهرش به اون اعتماد داره</font>

661
00:41:47,238 --> 00:41:54,156
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مادر نا امیدی که همه چیزو ریسک میکنه
‫برای بچه ای که میدونه به مادر نیاز داره</font>

662
00:41:55,246 --> 00:42:02,221
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و شوهر بی وفایی که همسرشو اذیت میکنه
‫همسری که از ته قلب شوهرشو دوست داره</font>

663
00:42:03,153 --> 00:42:06,293
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چرا دوباره و دوباره
‫گوش میکنیم؟</font>

664
00:42:06,290 --> 00:42:09,271
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون اینا داستانهایی
‫از خونواده ئن</font>

665
00:42:09,293 --> 00:42:12,274
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و وقتی کدورت
‫گذشته رو کنار بزاریم</font>

666
00:42:12,296 --> 00:42:17,041
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...درد، و نفرت</font>

667
00:42:17,034 --> 00:42:19,310
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...گهگاهی دوست داریم
‫به یاد بیاریم که</font>

668
00:42:19,303 --> 00:42:21,249
‫سلام

669
00:42:21,272 --> 00:42:25,243
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...مطلقا هیچ چیز مهمتر از
‫کنار گذاشتن کدورتها نیست</font>

