1
00:00:06,601 --> 00:00:07,875
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:07,902 --> 00:00:11,850
‫من دارم میمیریم و قبل از مرگم میخوام
‫بدونم برای دخترم چه اتفاقی افتاده

3
00:00:11,872 --> 00:00:15,877
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقتی جریانات به ویستیریالن ختم
‫میشه، جرائم قدیمی ای درکاره</font>

4
00:00:17,845 --> 00:00:20,792
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...جرائم جدید</font>

5
00:00:20,781 --> 00:00:22,852
‫بمحض اینکه هوا تاریک شد
‫جسد رو سر به نیست میکنیم

6
00:00:22,883 --> 00:00:27,764
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و جرائمی که جلوی چشم همه </font>

7
00:00:27,755 --> 00:00:29,860
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اتفاق میافته</font>

8
00:00:29,890 --> 00:00:32,871
‫من فکرمیکنم کار اپل وایت

9
00:00:36,631 --> 00:00:39,771
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جیم هالورسون میدونست که
‫به بهتره به زنی پیشنهاد نده</font>

10
00:00:39,800 --> 00:00:43,771
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون نه پولدار بود
‫نه باهوش، نه خوش قیافه</font>

11
00:00:43,804 --> 00:00:46,648
‫ـ   تو جیم هستی؟ من سوزان مایر هستم
‫ـ   اوه

12
00:00:46,641 --> 00:00:50,783
‫<font color=#FF۸۰۰۰>واسه همین وقتی دوستاش یه قرار
‫ملاقات با یه غریبه جور کردند</font>

13
00:00:50,811 --> 00:00:53,792
‫وای. تو خیلی خوشکلتر از
‫اونی هستی که نیکی میگفت

14
00:00:53,814 --> 00:00:55,885
‫جند سالته؟

15
00:00:56,651 --> 00:00:57,629
‫فکر میکنی چند سالمه؟

16
00:00:57,652 --> 00:01:00,792
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...جیم تصمیمات فجیعی
‫برای بامزه بودن گرفت</font>

17
00:01:00,821 --> 00:01:03,802
‫یه روز مونده به ۵۰ سال

18
00:01:04,659 --> 00:01:05,797
‫چرا نمیریم سر میز؟

19
00:01:05,793 --> 00:01:07,636
‫میبینی، بامزه بود

20
00:01:07,662 --> 00:01:09,642
‫چون معلومه که تو ۵۰ سالت نیست...

21
00:01:09,664 --> 00:01:11,644
‫بخاطر همین گفتم ۵۰
‫سالته چون مزخرفه

22
00:01:11,666 --> 00:01:15,637
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جیم برای خندوندن سوزان مایر
‫هرکاری از دستش برمیومد کرد</font>

23
00:01:15,636 --> 00:01:16,774
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خوشمزگیهای نژادی رو امتحان کرد</font>

24
00:01:16,804 --> 00:01:20,752
‫حدس میزنی چینیها چه
‫موقع میرن دندون پزشک؟

25
00:01:20,808 --> 00:01:23,789
‫وقتی دندون درد بگیرن. این

26
00:01:23,811 --> 00:01:28,783
‫گرفتی؟ دندون درد؟
‫دندون درد

27
00:01:28,783 --> 00:01:29,761
‫چه باحال

28
00:01:29,784 --> 00:01:32,628
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جلف بازی رو امتحان کرد</font>

29
00:01:32,620 --> 00:01:36,591
‫مَقعد؟ لعنتی نزدیک بود بکشتش

30
00:01:36,624 --> 00:01:39,605
‫آه، میدونی مَقعد چیه، درسته؟

31
00:01:41,896 --> 00:01:44,843
‫<font color=#FF۸۰۰۰>حتی خوشمزگیهای
‫مودبانه رو هم امتحان کرد</font>

32
00:01:44,832 --> 00:01:48,609
‫نه، ببین، تو رو که با
‫آلمانیها مقایسه میکنیم

33
00:01:48,636 --> 00:01:51,742
‫منکه میگم هیچیت به آلمانیها نمیخوره

34
00:01:51,772 --> 00:01:54,753
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و همون موقعی که جیم فکر میکرد
‫این قرار دیگه از این بدتر نمیشه</font>

35
00:01:59,880 --> 00:02:01,860
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...شد</font>

36
00:02:01,916 --> 00:02:05,625
‫خیلی خب، جیم. بالا رو نگاه کن

37
00:02:05,619 --> 00:02:06,723
‫و پایین...

38
00:02:06,754 --> 00:02:08,825
‫خیلی خب. چطوری این اتفاق افتاد؟

39
00:02:08,856 --> 00:02:10,631
‫یه تصادف بود

40
00:02:10,624 --> 00:02:11,694
‫اوه، نمیدونم چطور شد

41
00:02:11,726 --> 00:02:14,764
‫داشتیم به هم تعظیم میکردیم
‫سرمون خورد به هم

42
00:02:14,762 --> 00:02:15,866
‫آره

43
00:02:15,863 --> 00:02:19,606
‫دکتر مکریدی، میتونم در مورد
‫سرم باهاتون صحبت کنم؟

44
00:02:19,633 --> 00:02:22,739
‫قبل از نوشتن ... نسخه؟

45
00:02:22,770 --> 00:02:25,717
‫آره. منو دکتر ران صدا کن
‫همه به همین اسم صدام میکنن

46
00:02:25,706 --> 00:02:28,687
‫آه، دکتر ران

47
00:02:28,709 --> 00:02:31,656
‫به کمکت نیاز دارم وانمود کن
‫یه چیزی شده و منو بستری کن

48
00:02:31,645 --> 00:02:33,784
‫ببخشید؟

49
00:02:33,814 --> 00:02:37,626
‫اون مرد نفرت انگیز ترین نوع انسانه

50
00:02:37,618 --> 00:02:38,824
‫یه جوری داری منو نگاه
‫میکنی که انگار من خلم

51
00:02:38,853 --> 00:02:42,630
‫اگه یک ثانیه دیگه باهاش بمونم خُل
‫هم میشم، پس باید به من کمک کنی

52
00:02:42,623 --> 00:02:44,694
‫به سلامت روانیم کمک کن
‫سلامت روانیم

53
00:02:44,725 --> 00:02:46,898
‫شما به شغلتون سوگند خوردین

54
00:02:46,894 --> 00:02:49,841
‫میشه لطفا یقه منو ول کنین؟

55
00:02:49,830 --> 00:02:52,743
‫اوه، عذر میخوام

56
00:02:52,767 --> 00:02:55,646
‫آم، گوش کن، از اینکه قرارت
‫خوب پیش نمیره متاسفم

57
00:02:55,669 --> 00:02:57,876
‫ولی نمیتونم بستریت کنم، سوزان

58
00:02:57,905 --> 00:03:00,715
‫باشه، باشه

59
00:03:01,709 --> 00:03:04,713
‫جیم، بیا یه نگاه
‫به واکنشها بندازیم

60
00:03:04,712 --> 00:03:06,692
‫هی، دکتر، برات یه جک دارم

61
00:03:06,714 --> 00:03:10,856
‫واژه پزشکی برای
‫ختنهء خرگوش چیه؟

62
00:03:11,652 --> 00:03:12,722
‫برش خرگوش

63
00:03:12,720 --> 00:03:14,791
‫اون

64
00:03:15,656 --> 00:03:17,636
‫من ... من همیشه

65
00:03:17,625 --> 00:03:19,730
‫باید یکم اینجا نگهت دارم
‫ازت چند آزمایش بگیرم

66
00:03:19,760 --> 00:03:22,832
‫ـ   واقعا؟ من
‫ـ   هنوز نگران اون برآمدگی هستم

67
00:03:22,830 --> 00:03:24,901
‫ـ   اوه! نه
‫ـ   هنوز

68
00:03:24,899 --> 00:03:27,846
‫و سوزان، تو میتونی بری

69
00:03:27,835 --> 00:03:30,748
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و در آخرین لحظات</font>

70
00:03:30,771 --> 00:03:32,876
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...جیم اون نگاهی که بین</font>

71
00:03:32,873 --> 00:03:36,582
‫<font color=#FF۸۰۰۰>قرار اون و دکترش رد شد رو گرفت</font>

72
00:03:36,610 --> 00:03:37,884
‫خیلی ممنون، دکتر ران

73
00:03:37,878 --> 00:03:41,758
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و ناگهان حس کرد</font>

74
00:03:41,782 --> 00:03:45,821
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که خودش جک بوده</font>

75
00:04:28,662 --> 00:04:32,804
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سالگرد تعیین نوع گروه خون
‫توی ویستیریالن یه رسم بود</font>

76
00:04:32,800 --> 00:04:37,647
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اکثر اهالی محل برای
‫سلامت خودشون میومدن</font>

77
00:04:37,638 --> 00:04:41,609
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی دوستای من برای یه
‫دلیل دیگه اومده بودند</font>

78
00:04:41,642 --> 00:04:44,851
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونا بیشتر و بیشتر متقاعد
‫شده بودند که خیابونشون</font>

79
00:04:44,879 --> 00:04:48,725
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...مبتلا به یک مریضی خطرناک شده</font>

80
00:04:48,749 --> 00:04:53,721
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اومده بودند برای راه درمان
‫احتمالی باهم مشورت کنند</font>

81
00:04:53,721 --> 00:04:55,701
‫اوه، عالی شد. دید دارم نگاش میکنم

82
00:04:55,689 --> 00:05:00,729
‫شما هم متوجه شدین از وقتی اون جسد جلوی
‫خونه شون پیدا شده بتی چقدر خودی شده؟

83
00:05:00,761 --> 00:05:04,641
‫ـ   من به زنهای مهربون اعتماد ندارم
‫ـ   اشکالی نداره.اونا هم به تو اعتماد ندارن

84
00:05:04,665 --> 00:05:07,771
‫فقط میدونم که اونا یه
‫ربطی به اون جسد دارن

85
00:05:07,801 --> 00:05:08,871
‫اصلا خودمون میدونیم اون کیه؟

86
00:05:08,869 --> 00:05:12,646
‫خب، توی روزنامه نوشته بود پلیس
‫از افشای جزئیات خودداری میکنه

87
00:05:12,640 --> 00:05:15,883
‫شاید بهتر باشه تو به همون دوست
‫کاراگاهت زنگ بزنی یه سروگوشی آب بده

88
00:05:15,910 --> 00:05:19,687
‫فکر عالی ایه. میتونی بهش بگی
‫سابقهء اپل وایت رو بررسی کنه

89
00:05:19,680 --> 00:05:21,660
‫فکر نمیکنم اونکارو بکنم

90
00:05:21,682 --> 00:05:23,628
‫چرا؟ تو که گفتی اون خوب بود

91
00:05:23,651 --> 00:05:25,790
‫خب، قبل از اینکه بخاطر
‫مرگ رکس به من مظنون بشه

92
00:05:25,786 --> 00:05:29,632
‫آدم پسندیده ای بود، ولی، آم
‫من واقعا نمی شناسمش

93
00:05:29,623 --> 00:05:31,660
‫خب، یکی باید یه کاری بکنه
‫من دارم خوابمو از دست میدم

94
00:05:31,692 --> 00:05:33,694
‫بتی! متیو

95
00:05:33,727 --> 00:05:35,832
‫سلام به همگی

96
00:05:35,829 --> 00:05:38,810
‫سوزان، آقا کلاغه به من گفت
‫همین زودیها یه جشن تولد داری

97
00:05:38,832 --> 00:05:41,676
‫باید بریم بیرون و جشن بگیریم

98
00:05:41,669 --> 00:05:42,739
‫عالیه

99
00:05:42,770 --> 00:05:43,908
‫انگاری برامه ریخیتین

100
00:05:43,904 --> 00:05:45,679
‫منم میام

101
00:05:45,673 --> 00:05:49,621
‫ـ   خداحافظ. ـ   تا بعد

102
00:05:49,643 --> 00:05:51,714
‫چرا یهو با همه گرم گرفتی؟

103
00:05:51,745 --> 00:05:54,726
‫اگه زمانی برای نزدیک شدن
‫وجود داشته باشه، الان وقتشه

104
00:05:54,748 --> 00:05:55,886
‫احمقیم که اینجا موندیم

105
00:05:55,883 --> 00:05:59,729
‫باید همون موقع که جسد مورونو
‫رو پیدا کردند میرفتیم

106
00:05:59,753 --> 00:06:01,892
‫از کجا میدونی به فاستر
‫نگفته کجا قایم شدیم؟

107
00:06:01,889 --> 00:06:04,733
‫چون اگه گفته بود، تا حالا
‫سروکله فاستر پیدا شده بود

108
00:06:04,758 --> 00:06:06,897
‫تازه، اگه بریم
‫باید کجا زندگی کنیم؟

109
00:06:06,894 --> 00:06:08,874
‫من تمام پولمون رو
‫برای خرید این خونه دادم

110
00:06:08,896 --> 00:06:11,740
‫ـ   چرا نمی فروشیمش؟
‫ـ   صبر داشته باش، متیو

111
00:06:11,732 --> 00:06:14,872
‫اگه الان بزاریم و بریم
‫مشکوک بنظر میرسه

112
00:06:14,902 --> 00:06:17,746
‫حالا، چیزی که لازم
‫داریم یه داستان

113
00:06:17,771 --> 00:06:20,877
‫یه دلیل برای رفتن از اینجا

114
00:06:23,811 --> 00:06:25,791
‫اینو نگاه. آـ   ب منفی

115
00:06:25,813 --> 00:06:28,726
‫آره. کمیاب ترین نوع گروه خونی

116
00:06:28,749 --> 00:06:30,820
‫باید بخاطر یه چیزی
‫توی آب بدن باشه

117
00:06:30,851 --> 00:06:32,762
‫تو دومین آ ـ   ب منفی من هستی

118
00:06:32,786 --> 00:06:34,697
‫ـ   حدا؟ . -آره

119
00:06:34,688 --> 00:06:36,793
‫آه، اون یکی کی بود؟

120
00:06:36,824 --> 00:06:38,804
‫اون آقا

121
00:06:50,738 --> 00:06:53,617
‫ـ   سلام، بیری
‫ـ   اوه، سلام

122
00:06:53,640 --> 00:06:56,712
‫فقط میخواستم بخاطر نصیحتت
‫برای گلهای آزاله ام ازت تشکر کنم

123
00:06:56,744 --> 00:06:57,882
‫خیلی بهتر شدند

124
00:06:57,911 --> 00:07:00,687
‫اوه، اصلا قابلی نداشت

125
00:07:00,681 --> 00:07:03,855
‫واقعا جای تأسفه که اینجا
‫نیستم تا ازشون لذت ببرم

126
00:07:03,884 --> 00:07:06,694
‫خب، مادرم مریض شده

127
00:07:06,687 --> 00:07:09,634
‫و احتمالا من و متیو
‫برای ملاقاتش میریم

128
00:07:09,656 --> 00:07:13,832
‫حتی ممکنه از اینجا اسباب کشی
‫کنیم. هنوز نمیدونیم

129
00:07:13,861 --> 00:07:16,603
‫اوه. خب، اون
‫کجا زندگی میکنه؟

130
00:07:16,630 --> 00:07:18,803
‫اوه، توی شیکاگو

131
00:07:18,832 --> 00:07:21,676
‫قضیه جدّیه؟

132
00:07:21,668 --> 00:07:23,841
‫من ... هنوز نمیدونم

133
00:07:24,738 --> 00:07:27,719
‫خب، اینطور که پیداست
‫با دکترش حرف میزنم

134
00:07:27,741 --> 00:07:30,813
‫اوه، بتی، اگه هرکاری از
‫دست من برمیاد، هرکاری

135
00:07:30,811 --> 00:07:35,692
‫ممنون. به اندازه
‫کافی محبت کردی

136
00:07:35,716 --> 00:07:38,663
‫خداحافظ

137
00:07:46,760 --> 00:07:49,741
‫دکتر ران زنگ زد. برای تشخیص
‫درمان نیاز داره شمارو ببینه

138
00:07:49,763 --> 00:07:51,868
‫نیاز داره منو ببینه
‫یا میخواد منو ببینه؟

139
00:07:51,865 --> 00:07:54,641
‫خدای من، مامان، مگه
‫این یارو چقدر جذابه؟

140
00:07:54,668 --> 00:07:57,706
‫اوه، احتمالا خیلی
‫ولی نمیدونم چطوری

141
00:07:57,704 --> 00:07:59,684
‫پس باهاش برو بیرون

142
00:07:59,706 --> 00:08:01,686
‫اوه، نه، نمیتونم اونکارو بکنم

143
00:08:01,708 --> 00:08:04,746
‫مامان، اون یه جراح جذاب
‫مشکل چیه؟

144
00:08:04,745 --> 00:08:05,780
‫اون جوانه؟

145
00:08:05,779 --> 00:08:09,625
‫ـ   جوان؟
‫ـ   جوانتر از من

146
00:08:09,650 --> 00:08:10,788
‫چقدر جوان تر؟

147
00:08:10,818 --> 00:08:14,664
‫اینطوری که، اگه من یه
‫دبیرستانی بودم، بهش میگفتم

148
00:08:14,655 --> 00:08:19,729
‫ـ   وای، تو یه بچه راهنمائی تیکه ای
‫ـ   البته اگه اونطوری بگی خیلی زشته

149
00:08:19,760 --> 00:08:21,865
‫ولی شما هردوتون بالغین
‫پس چرا ازش نمیخوای برین بیرون؟

150
00:08:21,862 --> 00:08:25,639
‫چون گفتگومون میتونه
‫یه چیزی مثل این باشه

151
00:08:25,632 --> 00:08:27,634
‫دکتر ران، بنظر من شما تیکه هستین

152
00:08:27,668 --> 00:08:28,772
‫اوه، ممنون، خانم

153
00:08:28,769 --> 00:08:32,615
‫بنظرم وقتشه درمورد برداشتن
‫مفصل رونتون حرف بزنیم

154
00:08:32,639 --> 00:08:34,778
‫مامان، تو هم تیکه ای

155
00:08:34,808 --> 00:08:37,652
‫و ... باحال و خوب

156
00:08:37,644 --> 00:08:38,782
‫و تابلو دپرس

157
00:08:38,812 --> 00:08:40,883
‫و مردها خراب همین چیزائن

158
00:08:40,881 --> 00:08:43,691
‫از توانائی هات استفاده کن

159
00:08:52,826 --> 00:08:54,806
‫خدارو شکر که اومدی خونه

160
00:08:54,828 --> 00:08:57,638
‫چی شده؟ پت گفت بهش
‫گفتی یه کار اورژانسی بوده

161
00:08:57,664 --> 00:08:59,803
‫پسرارو از مدرسه فرستادن خونه

162
00:08:59,800 --> 00:09:02,781
‫چی؟ چرا؟ من زنگ زدم
‫همش میرفت روی منشی

163
00:09:02,803 --> 00:09:04,783
‫میدونم، میدونم! ببین، من

164
00:09:04,805 --> 00:09:07,615
‫اونا آبله مرغون گرفتند

165
00:09:07,641 --> 00:09:09,814
‫آبله مرغون؟ اون اورژانسی بود؟

166
00:09:09,843 --> 00:09:11,720
‫اونا کاملا واگیر دارن

167
00:09:11,712 --> 00:09:12,884
‫نه یه ما

168
00:09:12,913 --> 00:09:14,824
‫به من دارن. من تا حالا نگرفتم

169
00:09:14,815 --> 00:09:16,692
‫خب، تا حالا به من نگفته بودی

170
00:09:16,683 --> 00:09:18,856
‫نکته اینه که، نمیتونم برم اون توو

171
00:09:18,852 --> 00:09:20,627
‫اونجا منطقه ممنوعه ست

172
00:09:20,654 --> 00:09:23,726
‫خب، تام، یکی باید از
‫بچه هامون مراقبت کنه

173
00:09:23,757 --> 00:09:26,670
‫دقیقاً، از اونجایی که توآزادی

174
00:09:26,660 --> 00:09:28,697
‫شوخیت گرفته
‫باید برگردم سر کار

175
00:09:28,695 --> 00:09:30,606
‫فقط برای چند روز

176
00:09:30,631 --> 00:09:31,701
‫اینکه ویروس طاعون نیست

177
00:09:31,698 --> 00:09:33,837
‫آبله مرغونه. داری بچه میشی ها

178
00:09:33,867 --> 00:09:35,847
‫ـ   آره، هستم. ـ   باشه

179
00:09:35,869 --> 00:09:38,748
‫اگه فکر میکنم
‫الان دارم بچه میشم

180
00:09:38,772 --> 00:09:42,720
‫لازمه که برات یاد آوری کنم...
‫وقتی مریض میشم چطوری میشم؟

181
00:09:43,677 --> 00:09:46,749
‫اوندفعه که گلو درد
‫گرفتم رو یادته؟

182
00:09:46,780 --> 00:09:49,784
‫کارمون به مشاوره ازدواج کشید

183
00:09:50,617 --> 00:09:52,722
‫زنگ میزنم اداره

184
00:09:54,788 --> 00:09:55,892
‫مرسی، عزیزم

185
00:09:55,889 --> 00:09:58,836
‫آه، خانم سولیس؟
‫باید باهاتون صحبت کنم

186
00:09:58,859 --> 00:10:01,772
‫اگه درمورد لوئیس که دوباره
‫به گلهای ادریس زیادی آب داده

187
00:10:01,762 --> 00:10:03,799
‫گفتم که، خبرچینی کار خوبی نیست

188
00:10:03,830 --> 00:10:05,776
‫زنم منو ترک کرد

189
00:10:05,766 --> 00:10:10,806
‫اوه، متاسفم. نمیدونستم تو
‫و بونیتا مشکل داشتین

190
00:10:10,837 --> 00:10:14,717
‫نداشتیم. آه، همه ش یهو پیش اومد
‫فقط کیفشو برداشت و رفت

191
00:10:14,741 --> 00:10:16,914
‫اون گفت من بیماری دارم
‫و به کمک نیاز دارم

192
00:10:16,910 --> 00:10:19,891
‫ـ   چرا؟
‫ـ   من چیزیم نیست

193
00:10:19,913 --> 00:10:22,894
‫فقط دوست دارم زنای خوشکل
‫توی اینترنت رو نگاه کنم

194
00:10:24,751 --> 00:10:25,889
‫البته، همیشه لباس پوشیده هم نیستن

195
00:10:25,886 --> 00:10:29,698
‫و گاهی اوقات بیشتر از یکی...

196
00:10:29,690 --> 00:10:31,761
‫ولی رفتم به یک وب سایت مد روز

197
00:10:31,792 --> 00:10:33,863
‫واقعا چیزای خرابی اونجا بود

198
00:10:33,894 --> 00:10:36,636
‫رالف! حرفتو بزن

199
00:10:36,630 --> 00:10:39,702
‫آم، دیشب، من این وب سایت
‫جدید رو پیدا کردم

200
00:10:39,700 --> 00:10:41,805
‫عکس یه خانومی توش بود که
‫یه کلاه پوست سرش داشت

201
00:10:41,802 --> 00:10:44,783
‫بجزء یه کلاه آدم کوتوله
‫دیگه هیچی نداشت. خفن بود

202
00:10:44,805 --> 00:10:48,753
‫آه، رالف، چرا داری
‫اینو به من میگی؟

203
00:10:48,775 --> 00:10:50,880
‫عذر میخوام، فقط، آم

204
00:10:50,911 --> 00:10:55,758
‫فکر میکنم بهتره اینو ببینین...

205
00:10:57,651 --> 00:10:59,756
‫اوه، خدای من

206
00:10:59,786 --> 00:11:01,766
‫نور پردازی روتون عالیه

207
00:11:01,755 --> 00:11:04,759
‫بیشتر اوقات هیچی بهتر از نگاه
‫کردن به نمای یه چشم خمار نیست

208
00:11:04,791 --> 00:11:07,795
‫و نه اینجا. نه
‫اون ... خیلی خوبه

209
00:11:07,828 --> 00:11:11,674
‫خب، آم، رالف، ممنون
‫که اینو به دستم رسوندی

210
00:11:11,698 --> 00:11:17,740
‫آم، خانم سولیس، میخواستم ببینم
‫اگه میشه اونو برام امضاء کنین؟

211
00:11:18,705 --> 00:11:20,810
‫اوه، باشه

212
00:11:39,660 --> 00:11:41,731
‫کجا بودی؟

213
00:11:42,696 --> 00:11:44,642
‫چرا برای دیدنم نمیای؟

214
00:11:44,631 --> 00:11:46,668
‫هر یکشنبه میام

215
00:11:46,700 --> 00:11:48,839
‫فقط زیادی بیحال بودی
‫که بدونی من اینجا بودم

216
00:11:48,869 --> 00:11:51,850
‫فکر میکنم داری دروغ میگی

217
00:11:53,640 --> 00:11:54,710
‫ولی اینروزا

218
00:11:54,708 --> 00:11:57,621
‫فکر میکنم همه دارن...
‫به من دروغ میگن

219
00:11:57,644 --> 00:12:01,615
‫موضوع اینه که، الان اینجائی

220
00:12:02,816 --> 00:12:05,888
‫پس بگو چی رو باید بدونم

221
00:12:06,753 --> 00:12:10,667
‫مردی که دخترمو
‫کشته رو پیدا کردی؟

222
00:12:19,700 --> 00:12:21,839
‫مردی بود به اسم تاد فاستر

223
00:12:21,835 --> 00:12:24,679
‫اون یه مواد فروش پَست بوده

224
00:12:24,705 --> 00:12:26,776
‫قلاب میندازه

225
00:12:26,773 --> 00:12:30,721
‫دیادرا سعی میکنه ازش
‫دزدی کنه، و اونم میکشتش

226
00:12:30,744 --> 00:12:33,782
‫منم کشتمش

227
00:12:39,753 --> 00:12:41,892
‫فکر میکردم شنیدنش
‫خوشحالت میکنه

228
00:12:41,922 --> 00:12:45,699
‫منم همین فکرو میکردم

229
00:12:45,692 --> 00:12:48,673
‫ولی نکرد

230
00:12:51,798 --> 00:12:55,746
‫متاسفم، میخوام سرُم تونو بزنم
‫ولی رگهاتون خیلی بد هستن

231
00:12:55,769 --> 00:12:57,715
‫خب، بده. بزار کمکت کنم

232
00:12:59,673 --> 00:13:03,644
‫داری چه غلطی میکنی؟
‫تو دیوانه ای

233
00:13:03,643 --> 00:13:05,714
‫تو اخراجی. بیرون بیرون

234
00:13:13,887 --> 00:13:16,868
‫بگمونم دیگه کاری نداریم

235
00:13:16,857 --> 00:13:19,633
‫آره

236
00:13:21,762 --> 00:13:23,867
‫تو، آه

237
00:13:25,599 --> 00:13:28,671
‫بازم میای منو ببینی؟...

238
00:13:28,802 --> 00:13:32,682
‫میخوای بری پیش قدم تابوت؟

239
00:13:50,624 --> 00:13:52,604
‫ـ   سلام، بچه ها
‫ـ   سلام

240
00:13:52,626 --> 00:13:54,606
‫ـ   سلام، لینت
‫ـ   سلام، کارلوس

241
00:13:54,628 --> 00:13:56,767
‫ای ول، ساندویچ
‫چقدر عالی؟

242
00:13:56,763 --> 00:13:58,743
‫نهار سر زمین گلف

243
00:13:58,765 --> 00:14:00,802
‫شنیدم چندتا بچهء مریض داری

244
00:14:00,801 --> 00:14:02,644
‫اوه، فقط آبله مرغون

245
00:14:02,669 --> 00:14:05,650
‫ولی این پسرشجاع فقط برای
‫حموم و خواب میاد توو

246
00:14:05,639 --> 00:14:09,587
‫من اونو مقصر نمیدونم. منم دوست
‫ندارم کارم به بالشت شوت کردن بیافته

247
00:14:09,609 --> 00:14:11,589
‫مراقب خودت باشی. خداحافظ، لینت

248
00:14:11,611 --> 00:14:13,750
‫بعدا می بینمت

249
00:14:13,780 --> 00:14:16,624
‫منظورش از
‫بالشت شوت کردن چی بود؟

250
00:14:16,650 --> 00:14:17,890
‫اوه، این، این، این، هیچی

251
00:14:17,884 --> 00:14:21,855
‫احتمالش هست که اگه یه مرد بالغ
‫آبله مرغون بگیره عقیم بشه، پس

252
00:14:21,888 --> 00:14:24,732
‫ما که دیگه نمیخوایم بچه دار...
‫بشیم. برای چی این قضیه مهمه؟

253
00:14:24,758 --> 00:14:26,829
‫آم، نمیدونم. غریزهء زندگی

254
00:14:26,893 --> 00:14:32,809
‫که اگه آخرین بازمانده از بمب هسته ای
‫باشی،بتونی دوباره به زمین زندگی بدی؟

255
00:14:32,833 --> 00:14:34,676
‫نه، من دارم میگم

256
00:14:34,668 --> 00:14:36,614
‫اگه برای هرکدوممون اتفاقی بیافته

257
00:14:36,636 --> 00:14:40,675
‫میخوام هرکدوممون، میدونی
‫حق انتخاب داشته باشه

258
00:14:40,674 --> 00:14:45,817
‫یعنی داری میگی، اگه من مردم

259
00:14:45,846 --> 00:14:49,658
‫میخوای یه زن دیگه بگیری
‫و یه خونواده راه بندازی؟

260
00:14:49,649 --> 00:14:50,719
‫شابد

261
00:14:50,750 --> 00:14:52,696
‫نمیتونم باور کنم

262
00:14:52,719 --> 00:14:55,632
‫ـ   تو واقعا در اینمورد فکر کردی
‫ـ   تو نکردی؟

263
00:14:55,622 --> 00:14:59,695
‫اینکه اگه تو مردی با کی ازدواج کنم؟
‫هوم. نه

264
00:14:59,726 --> 00:15:02,798
‫عزیزم، این یه نقشه پشتیبان
‫منکه نمیخوام ازش استفاده کنم

265
00:15:02,796 --> 00:15:03,797
‫پس چرا داریش؟

266
00:15:03,797 --> 00:15:07,870
‫خب، نمیدونم، چون این
‫این مثل یه درب میمونه، خب؟

267
00:15:07,901 --> 00:15:11,644
‫و من قصد ندارم از
‫این درب برم بیرون

268
00:15:11,638 --> 00:15:13,777
‫چون توی اتاقی که
‫هستم خیلی خوشحالم

269
00:15:13,773 --> 00:15:17,744
‫ولی مثلا اگه یه وقت
‫آتیش سوزی شد

270
00:15:17,777 --> 00:15:20,883
‫اینکه بدونی درب قفل...
‫نیست خیالت راحت تره

271
00:15:21,848 --> 00:15:23,759
‫هی! من نخواردمش

272
00:15:23,750 --> 00:15:26,629
‫چرا نمیگی زن دوّمت
‫برات نهار درست کنه، ها؟

273
00:15:27,821 --> 00:15:30,802
‫تو

274
00:15:32,626 --> 00:15:34,867
‫بیری، آم، باید بگم، من، آه

275
00:15:34,861 --> 00:15:36,807
‫خیلی خوشحال...
‫شدم که زنگ زدی

276
00:15:36,830 --> 00:15:39,777
‫غافلگیر شدم که تو میخوای
‫اصلا با من حرفی داشته باشی

277
00:15:39,766 --> 00:15:41,871
‫بعد از اون جریانات

278
00:15:41,868 --> 00:15:45,839
‫اوه، منظورتون اون جریانی که برای
‫مرگ شوهرم به من مشکوک بودین؟

279
00:15:45,872 --> 00:15:48,716
‫کاراگاه، الان دیگه گذشته ها گذشته

280
00:15:48,742 --> 00:15:50,881
‫خیلی خوشحالم که اینو میشنوم

281
00:15:50,877 --> 00:15:54,620
‫باید اعتراف کنم که
‫یه انگیزه ای هم دارم

282
00:15:54,648 --> 00:15:56,685
‫میخوام یه لطفی در حقم بکنین

283
00:15:56,683 --> 00:15:58,754
‫اوه، خب، بگو
‫هرکاری بتونم میکنم

284
00:15:58,752 --> 00:16:01,699
‫ما یه همسایه جدید داریم، اپل وایت

285
00:16:01,721 --> 00:16:05,669
‫یه مادر و پسرش. اونا
‫از شیکاگو اومدن اینجا

286
00:16:05,659 --> 00:16:06,694
‫و بنظر خیلی هم خوبن

287
00:16:06,726 --> 00:16:10,606
‫و یه چیزی ... یه چیزی درمورد
‫اونا هست که جدای از قضیه ست

288
00:16:10,630 --> 00:16:13,611
‫اونا عجیبن

289
00:16:13,600 --> 00:16:14,772
‫ـ   عجیب؟ . .. . ـ   بله

290
00:16:14,801 --> 00:16:18,613
‫اونا مرموزن. جلوی خونه
‫شون یه جسد پیدا شده بود

291
00:16:18,638 --> 00:16:23,644
‫نمیتونم بخاطر اینکه همسایه تون
‫عجیبه حکم بازرسیشونو بگیرم

292
00:16:23,677 --> 00:16:24,815
‫اوه

293
00:16:24,811 --> 00:16:29,658
‫بخاطر همین میخواستی منو ببینی؟
‫که ... ازم اینو بخوای؟

294
00:16:29,649 --> 00:16:31,754
‫بله، چرا؟

295
00:16:33,787 --> 00:16:37,758
‫خب، در طول بازجویی
‫فکر میکردم بینمون یه جور

296
00:16:37,791 --> 00:16:40,670
‫آم، جرقه های وجود داره...

297
00:16:40,660 --> 00:16:44,699
‫میدونی، فکر میکردم این یه قراره

298
00:16:45,832 --> 00:16:50,804
‫آه، نه. فقط میخواستم
‫یه لطفی به من بکنین

299
00:16:50,837 --> 00:16:53,818
‫باشه. اتفاقی که نیافتاده

300
00:16:53,807 --> 00:16:57,778
‫اصلاآخرین باری که با یه خانوم
‫دوست داشتنی نهار خوردم، کی بوده؟

301
00:16:57,811 --> 00:17:02,658
‫با قرار یا ... بی قرار

302
00:17:02,649 --> 00:17:05,653
‫مطمئنین که نمیتونین اپل وایت رو
‫یه بررسی بکنین؟

303
00:17:05,685 --> 00:17:08,666
‫میدونم که اونجا یه چیزی
‫هست، و ، میدونین

304
00:17:08,655 --> 00:17:10,635
‫من درمورد مردم حس ششم دارم

305
00:17:10,657 --> 00:17:15,697
‫بخاطر همین با مردی که شوهرتو
‫به قتل رسوند نامزد کردین

306
00:17:18,632 --> 00:17:22,739
‫انگار فشار خونت خوبه
‫میتونین برین، خانم مایر

307
00:17:22,769 --> 00:17:25,909
‫ـ   منظورتون اینکه دکتر ران رو نمیبینم؟
‫ـ   خب، من آزمایشاتون رو انجام دادم

308
00:17:25,905 --> 00:17:27,885
‫دکتر ران فقط درصورتی که
‫مشکلی وجود داشته باشه میان

309
00:17:27,907 --> 00:17:31,878
‫اوه، خب، به هرحال شاید بیاد
‫برم و اونو ببینم، محض اطمینان

310
00:17:31,911 --> 00:17:35,723
‫متاسفم، امروز برنامه کاری
‫دکتر ران خیلی فشرده ست

311
00:17:35,715 --> 00:17:38,821
‫پس مگر اینکه یه مشکل
‫جدی ای نداشته باشین

312
00:17:40,754 --> 00:17:43,667
‫حال تهوع، سرما و سوزش
‫و خارش حس میکنی؟

313
00:17:43,690 --> 00:17:46,796
‫آره. ولی حالا که بهش فکر میکنم، شرط
‫میبندم فقط بخاطر اونهمه قهوه ایه که خوردم

314
00:17:46,826 --> 00:17:48,806
‫من زیاد قهوه میخورم

315
00:17:48,828 --> 00:17:50,899
‫شما قهوه دوست دارین؟

316
00:17:50,897 --> 00:17:53,741
‫آه، نه. نه

317
00:17:53,733 --> 00:17:55,804
‫سر انگشتات و انگشتای پات
‫احساس سوزش میکنی؟

318
00:17:55,835 --> 00:17:58,714
‫باید جای قهوه آب میوه بخورم
‫یه آب میوه فروشی خوب بلدم

319
00:17:58,738 --> 00:18:00,843
‫حتما خوشتون میاد
‫آب میوه میخورین؟

320
00:18:02,776 --> 00:18:07,725
‫سوزان، چندوقته که این تشنجهای
‫غیر ارادی ماهیچه ای رو داری؟

321
00:18:07,747 --> 00:18:09,886
‫اوه، اوه، آه، خیلی وقت نیست

322
00:18:09,883 --> 00:18:13,660
‫احتمالا فقط یه
‫ماساژ خوب نیاز دارم

323
00:18:14,721 --> 00:18:16,860
‫سوزان؟

324
00:18:17,624 --> 00:18:18,864
‫بله؟

325
00:18:19,859 --> 00:18:21,805
‫میخوام ام آرآی کنی

326
00:18:21,795 --> 00:18:25,641
‫اوه! اوه، اوه، نه
‫فکر نمیکنم واجب باشه

327
00:18:25,665 --> 00:18:26,735
‫تو دکتری؟

328
00:18:26,766 --> 00:18:30,805
‫توی درس علوم و
‫ریاضی نمره بالا گرفتم

329
00:18:31,671 --> 00:18:33,844
‫میخوام ام آرآی کنی

330
00:18:39,846 --> 00:18:43,817
‫نه، نه، نه. فکر میکنم سوء تفاهم شده
‫من باید حساب کنم

331
00:18:43,850 --> 00:18:47,730
‫ـ   نمیخوام بشنوم
‫ـ   باشه، نصف نصف میدیم

332
00:18:47,721 --> 00:18:49,792
‫منصفانه ست

333
00:18:52,826 --> 00:18:56,672
‫میدونی چیه؟
‫اجازه بده تا خونه برسونمت

334
00:18:56,663 --> 00:19:01,737
‫کاراگاه، این یه جور بازی دیبرستانی
‫که منو ببرن جایی که میخواین؟

335
00:19:01,735 --> 00:19:03,806
‫بنظرم تو نباید رانندگی کنی

336
00:19:03,837 --> 00:19:05,646
‫تو مشروب خوردی

337
00:19:05,638 --> 00:19:06,878
‫من دو لیوان مشروب خوردم

338
00:19:06,906 --> 00:19:10,649
‫سه لیوان، بعلاوه دسر

339
00:19:10,677 --> 00:19:14,648
‫توی صورت حساب نوشته
‫اگه بخوای یه نگاه بهش بندازی

340
00:19:14,647 --> 00:19:16,786
‫میدونین چیه؟
‫خیلی مودبانه درخواستتونو رد میکنم

341
00:19:16,816 --> 00:19:19,797
‫و حالا دارین با شرمنده کردن
‫من ازم انتقام میگیرین

342
00:19:19,819 --> 00:19:22,800
‫تو زیادی مشروب خوردی
‫کلیدهاتو بده من

343
00:19:22,789 --> 00:19:25,668
‫من به شما هیچی نمیدم

344
00:19:26,659 --> 00:19:29,640
‫بجزء صورت حساب

345
00:20:04,631 --> 00:20:05,701
‫فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

346
00:20:05,732 --> 00:20:08,872
‫دنبالت اومدم تا مطمئن
‫بشم حالت خوبه

347
00:20:09,602 --> 00:20:11,604
‫داشتی مارپیچی میرفتی

348
00:20:11,638 --> 00:20:12,776
‫لطفا از ماشین بیا بیرون

349
00:20:12,772 --> 00:20:15,776
‫نمیتونی جدی باشی

350
00:20:15,809 --> 00:20:17,618
‫بیرون

351
00:20:17,610 --> 00:20:21,854
‫کاراگاه، من نه
‫مست هستم و نه احمق

352
00:20:21,881 --> 00:20:24,691
‫دقیقا میدونم اینکارا واسه چیه

353
00:20:24,717 --> 00:20:26,788
‫باید از تون یه آزمایش
‫هوشیاری بگیرم

354
00:20:26,786 --> 00:20:30,734
‫آزمایش هوشیاری؟
‫من هیج آزمایش هوشیاری ای

355
00:20:30,757 --> 00:20:32,737
‫نمیدم...

356
00:20:32,759 --> 00:20:34,864
‫این رفتار نشأت گرفته از احساسات

357
00:20:34,861 --> 00:20:37,842
‫یک مرده که بسیار خودبینه...

358
00:20:37,831 --> 00:20:39,811
‫دنیا جای خیلی بزرگیه

359
00:20:39,833 --> 00:20:42,609
‫و مطمئنم که یه جایی همین جاها...

360
00:20:42,635 --> 00:20:46,845
‫زنی هست که به این حالت...
‫تجاوزگرانه تون پاسخ بده

361
00:20:47,674 --> 00:20:50,883
‫خب، امیدش هست

362
00:20:59,719 --> 00:21:01,699
‫عزیزم، چیزی که میخوای ببینی

363
00:21:01,721 --> 00:21:04,793
‫ممکنه خیلی زیاد...
‫ناراحت و شک زدت کنه

364
00:21:04,791 --> 00:21:05,861
‫باشه

365
00:21:05,859 --> 00:21:09,671
‫اسکات رو یادته، همون عکاسی
‫که قبل از تو باهاش قرار میزاشتم؟

366
00:21:09,662 --> 00:21:11,642
‫همونی که بخاطر تو ولش کردم؟

367
00:21:11,631 --> 00:21:13,611
‫همونی که همیشه میگفت

368
00:21:13,633 --> 00:21:14,737
‫برگرد پیشم؟...

369
00:21:18,671 --> 00:21:20,776
‫اوه، کارلوس. خیلی دوستت دارم

370
00:21:20,773 --> 00:21:23,720
‫برو کنار

371
00:21:24,911 --> 00:21:26,720
‫این دیگه چیه؟

372
00:21:26,746 --> 00:21:31,695
‫وب سایت اسکات، با عکسهای من

373
00:21:34,821 --> 00:21:36,732
‫خب، یه چیزی بگو

374
00:21:36,756 --> 00:21:38,633
‫اوه، خدای من

375
00:21:38,658 --> 00:21:42,663
‫این قرار بود یه هدیه کریسمس
‫بامزهء برای دوست پسرم باشه

376
00:21:43,763 --> 00:21:45,743
‫اوه، خدای من

377
00:21:45,765 --> 00:21:48,871
‫میدونم، اونموقع ها خیلی
‫بدنم انعطاف پذیر بود

378
00:21:50,737 --> 00:21:53,877
‫عذر میخوام. ببین
‫حالا باید چیکار کنیم؟

379
00:21:53,873 --> 00:21:55,819
‫بگمونم زنگ میزنم به وکلیم

380
00:21:55,842 --> 00:21:58,823
‫من این عکسهارو به عنوان
‫هدیه بهش دادم. مال خودشه

381
00:21:58,845 --> 00:22:00,654
‫پس بگمونم بدبخت شدیم

382
00:22:00,680 --> 00:22:01,784
‫لزوما نه

383
00:22:01,781 --> 00:22:03,761
‫ببین، نظر من اینه

384
00:22:03,783 --> 00:22:07,731
‫اسکات یه ترسوئه، پس تو
‫میتونی بری ازش زهرچشم بگیری

385
00:22:07,754 --> 00:22:10,667
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که
‫بری و ازش زهرچشم بگیری

386
00:22:10,690 --> 00:22:12,670
‫و اون عکسهای منو برمیداری

387
00:22:12,659 --> 00:22:14,900
‫متاسفم، ولی این اشتباه خودته

388
00:22:14,894 --> 00:22:17,670
‫باید خودت درستش کنی

389
00:22:17,664 --> 00:22:21,703
‫و خیلی هم دوست دارم، ولی هیکلم از یه
‫بچه گربه بزرگتره. من یه هیولا میخوام

390
00:22:21,734 --> 00:22:23,714
‫گبی

391
00:22:23,736 --> 00:22:27,843
‫من تازه خشم و غضبم...
‫رو تحت کنترل گرفتم

392
00:22:27,840 --> 00:22:29,842
‫این هیولا دیگه رام شده

393
00:22:29,842 --> 00:22:32,721
‫پس برو یکی دیگه پیدا کن

394
00:22:32,745 --> 00:22:37,819
‫خب، وقتی از زندان اومدی بیرون، برات
‫یه لیست از اونایی که میتونی بزنی گذاشتن؟

395
00:22:45,758 --> 00:22:47,863
‫پس دکتر ران هم میان؟

396
00:22:47,860 --> 00:22:49,840
‫اوه، بله، بله، بله

397
00:22:49,862 --> 00:22:51,671
‫اینجا یه جا رختی داره

398
00:22:51,698 --> 00:22:54,679
‫پس میتونین وسایلتون رو
‫بزارین و راحت باشین

399
00:22:54,667 --> 00:22:58,774
‫ـ   دکتر ران هم الان میان
‫ـ   باشه

400
00:23:11,651 --> 00:23:14,825
‫داره سعی میکنه روکش
‫دستگاه رو بپوشه؟

401
00:23:14,821 --> 00:23:16,801
‫آره

402
00:23:21,627 --> 00:23:23,607
‫از کی بهش هیچی نگفتی؟

403
00:23:23,629 --> 00:23:25,802
‫فقط یه جند دقیقه ست

404
00:23:25,832 --> 00:23:27,709
‫سلام، آه، سوزان؟

405
00:23:27,734 --> 00:23:29,771
‫دکتر ران

406
00:23:29,769 --> 00:23:32,909
‫مجبور نیستی برای اینکار
‫لباساتو بیرون بیاری

407
00:23:33,906 --> 00:23:35,886
‫اوه! آه، من، من، آه

408
00:23:35,908 --> 00:23:39,720
‫پس چرا اینجا لباس گذاشتین؟

409
00:23:39,746 --> 00:23:41,726
‫نه، نه، این لباس نیست

410
00:23:41,748 --> 00:23:44,854
‫این روکش خاک برای
‫دستگاه آم آرآی

411
00:23:47,720 --> 00:23:50,701
‫ممکنه ۴۵ دقیقه طول بکشه

412
00:23:50,690 --> 00:23:54,638
‫میدونم که جا تنگه و ناراحت
‫کننده ست، ولی تکون نخور

413
00:23:54,660 --> 00:23:56,640
‫میدونم که کل این جریان

414
00:23:56,629 --> 00:23:57,607
‫باید برات ناخوش آیند باشه

415
00:23:57,630 --> 00:23:59,837
‫آره، خیلی ناخوش آینده

416
00:23:59,866 --> 00:24:02,870
‫خب، هردومون تمومش میکنیم

417
00:24:02,902 --> 00:24:05,849
‫و من همینجا در
‫کنارت هستم، باشه؟

418
00:24:08,674 --> 00:24:09,880
‫هی، دکتر ران؟

419
00:24:09,909 --> 00:24:11,820
‫فقط یه حسی دارم که

420
00:24:11,811 --> 00:24:16,658
‫همه چیز خوب از آب در
‫میاد، و وقتی اینطوری شد

421
00:24:16,682 --> 00:24:18,662
‫دوست دارم براتون یه شام بخرم...

422
00:24:18,651 --> 00:24:19,823
‫تا سلامتیمو جشن بگیریم

423
00:24:19,852 --> 00:24:22,628
‫میدونی، داشتم به غذای
‫ایتالیایی فکر میکردم؟

424
00:24:22,655 --> 00:24:26,626
‫اوه، یا شایدم بتونیم بگیم این یه قراره

425
00:24:26,626 --> 00:24:29,698
‫اگه شما دوست داری

426
00:24:33,633 --> 00:24:34,873
‫دکتر ران؟

427
00:24:34,867 --> 00:24:36,847
‫چند دقیقه پیش رفتند

428
00:24:36,836 --> 00:24:40,784
‫از دوست دخترشون یه تلفن داشتند

429
00:24:43,743 --> 00:24:45,814
‫باشه

430
00:24:46,679 --> 00:24:48,750
‫ممنون

431
00:24:49,782 --> 00:24:51,819
‫میخوام بیام بیرون

432
00:24:51,851 --> 00:24:54,798
‫تکون نخورین

433
00:25:08,868 --> 00:25:11,712
‫صبح بخیر، لوئیس، رالف

434
00:25:11,737 --> 00:25:12,841
‫صبح بخیر، خانم سولیس

435
00:25:12,839 --> 00:25:14,682
‫صبح بخیر، عزیزم

436
00:25:14,707 --> 00:25:16,687
‫هی، دوباره داری
‫با من حرف میزنی

437
00:25:16,709 --> 00:25:19,656
‫خب، به اون چیزایی که درمورد
‫عکسها گفتی فکر کردم

438
00:25:19,679 --> 00:25:20,749
‫و حق با توئه

439
00:25:20,746 --> 00:25:24,785
‫خودم اشتباه کردم، و
‫باید باهاش زندگی کنم

440
00:25:53,679 --> 00:25:54,817
‫داری چه غلطی میکنی؟

441
00:25:54,847 --> 00:25:57,794
‫دارم باهاش زندگی میکنم

442
00:25:58,818 --> 00:26:01,856
‫هی! نگاه نکن
‫کارتو بکن

443
00:26:01,854 --> 00:26:03,800
‫آو. تو خیلی بدجنسی

444
00:26:03,789 --> 00:26:06,736
‫لباساتو بپوش، همین حالا

445
00:26:06,759 --> 00:26:09,672
‫چرا؟ بالاخره بدت میاد
‫مردها به من نگاه کنن یا نه

446
00:26:09,662 --> 00:26:11,664
‫و نشون دادی که نه

447
00:26:11,697 --> 00:26:13,802
‫من این یارو رو بخاطر تو نمیزنم

448
00:26:13,799 --> 00:26:16,678
‫پس یه راهی برای پس
‫گرفتن عکسام پیدا کن

449
00:26:16,669 --> 00:26:18,649
‫اگه نکنی، مردم ویستیریالن

450
00:26:18,671 --> 00:26:20,651
‫بیشتر از من می بینن

451
00:26:20,673 --> 00:26:23,677
‫رالف! لوئیس
‫حالشو ببرین

452
00:26:24,877 --> 00:26:28,620
‫ـ   انگشتم! آه
‫ـ   عذر میخوام

453
00:26:28,648 --> 00:26:30,855
‫ـ   انگشتم
‫ـ   عذر میخوام

454
00:26:30,850 --> 00:26:32,830
‫باید همین جاها باشه

455
00:26:32,852 --> 00:26:35,662
‫نگران نباش، پیداش میکنم

456
00:26:37,857 --> 00:26:40,838
‫هی، عزیزم. خبرای خوب

457
00:26:40,860 --> 00:26:46,811
‫پنی رو نگاه کردم، و جیغ نزد. فکر
‫کنم داره به این ماسک عادت میکنه

458
00:26:46,799 --> 00:26:50,747
‫تام، نمیخوام تو حق
‫انتخاب داشته باشی

459
00:26:50,770 --> 00:26:54,616
‫اگه من بمیرم، میخوام بشنوم
‫که زندگی تو هم تموم میشه

460
00:26:54,640 --> 00:26:56,916
‫میخوام باقی عمرت رو
‫با جیغ کشیدن سپری کنی

461
00:26:56,909 --> 00:26:59,753
‫من باید توی اون هواپیما بودم

462
00:26:59,745 --> 00:27:02,817
‫ـ   هواپیما؟
‫ـ   مثلا من توی سانچهء هوایی مردم

463
00:27:02,848 --> 00:27:05,658
‫ـ   میتونه چیز دیگه ای هم باشه
‫ـ   صبرکن

464
00:27:05,651 --> 00:27:07,631
‫هیچ میدونی چقدر دردناکه که

465
00:27:07,653 --> 00:27:10,827
‫میشنوم که تو درمورد همسر
‫و بچه های بعدیت فکر میکنی؟

466
00:27:10,823 --> 00:27:12,598
‫من هیچوقت نمیتونم اونکارو بکنم

467
00:27:12,625 --> 00:27:14,730
‫من نمیتونم بدون تو
‫زندگیمو تصور کنم

468
00:27:14,727 --> 00:27:17,708
‫ـ   تو همه چیز منی
‫ـ   عزیزم، تو هم همه چیز منی

469
00:27:17,697 --> 00:27:21,668
‫خب، گفتنش آسونه
‫ولی باید نشونم بدی

470
00:27:21,701 --> 00:27:22,771
‫چطوری؟

471
00:27:22,802 --> 00:27:25,783
‫با عقیم کردن خودت

472
00:27:27,740 --> 00:27:29,720
‫نمیتونم فقط برات گل بخرم؟

473
00:27:29,709 --> 00:27:32,690
‫ما که قرار نیست
‫دوباره بچه دار بشیم

474
00:27:32,712 --> 00:27:35,693
‫و اون قرصها هم به من
‫نفخ میده. این خیلی عالیه

475
00:27:35,681 --> 00:27:36,819
‫خیلی خب، لینت، این دیوانگیه

476
00:27:36,849 --> 00:27:38,760
‫اوه، میدونم. میدونم

477
00:27:38,751 --> 00:27:41,698
‫ولی اینکاری که مردم متأهل میکنن

478
00:27:41,721 --> 00:27:46,761
‫راهی برای آروم کردن ترسهای
‫غیرمنطقیشون پیدا میکنن

479
00:27:46,859 --> 00:27:51,774
‫اوه، یالا، تام، من واقعا احتیاج
‫دارم که اینکارو بکنی

480
00:27:53,799 --> 00:27:55,801
‫خب، باشه

481
00:27:55,801 --> 00:27:57,747
‫باشه، خب

482
00:27:57,770 --> 00:28:00,808
‫به وقت دکتر میگیرم

483
00:28:00,806 --> 00:28:02,877
‫ممنون

484
00:28:18,891 --> 00:28:21,701
‫هی. میتونم ازت چه چیزی بپرسم؟

485
00:28:21,694 --> 00:28:24,766
‫ترجیح میدم نپرسی

486
00:28:26,799 --> 00:28:28,904
‫چطوری شروع کردی؟

487
00:28:29,769 --> 00:28:30,747
‫شروع کردم؟

488
00:28:30,736 --> 00:28:32,716
‫میدونی، توو کار همراهی کردن

489
00:28:32,738 --> 00:28:34,718
‫ببخشید؟

490
00:28:34,740 --> 00:28:37,687
‫شرط میبندم مردها دیوونهء
‫همین با کلاس بودنت میشن

491
00:28:37,677 --> 00:28:39,657
‫با دیدنت میریزن به هم، ها؟

492
00:28:39,679 --> 00:28:42,751
‫منظورم اینه که، پوستت
‫هیچ سوراخی نداره

493
00:28:42,782 --> 00:28:46,787
‫مطمئن نیستم، ولی فکر
‫میکنم شما لطف دارین

494
00:28:46,786 --> 00:28:47,764
‫ممنون

495
00:28:47,787 --> 00:28:49,767
‫ولی من اینکاره نیستم

496
00:28:49,789 --> 00:28:51,769
‫شبی چند میگیری؟

497
00:28:51,791 --> 00:28:54,601
‫ببین، من

498
00:28:55,695 --> 00:28:59,643
‫پنج هزار

499
00:29:01,634 --> 00:29:04,808
‫دقیقا برای ۵ هزار
‫دلار چیکار میکنی؟

500
00:29:07,807 --> 00:29:09,753
‫خیلی خب

501
00:29:09,775 --> 00:29:11,880
‫شما ضمانت شدین
‫میتونین برین

502
00:29:11,877 --> 00:29:13,686
‫ماشینتون توقیف

503
00:29:13,679 --> 00:29:15,659
‫میتونین صبح بیاین ببرینش

504
00:29:15,648 --> 00:29:16,786
‫چطوری قراره برم خونه؟

505
00:29:16,816 --> 00:29:18,818
‫ـ   من پول ندارم
‫ـ   به یه دوست زنگ بزن

506
00:29:18,818 --> 00:29:21,799
‫امروز به اندازه
‫کافی کوچیک شدم

507
00:29:21,821 --> 00:29:23,801
‫امیدوارم پیشنهاد
‫بهتری داشته باشین

508
00:29:23,789 --> 00:29:26,599
‫باشه، خب، اجازه بدین فکر کنم

509
00:29:27,760 --> 00:29:30,741
‫راه برین

510
00:29:40,639 --> 00:29:43,882
‫وای خدا

511
00:29:49,749 --> 00:29:51,820
‫بیری؟

512
00:29:52,685 --> 00:29:55,757
‫ـ   همه چیز روبه راهه؟
‫ـ   اوه، اوه، خوبم

513
00:29:55,788 --> 00:29:57,734
‫فقط، ماشینم پنچر شده

514
00:29:57,723 --> 00:30:01,694
‫پس خیلی خوش شانسی. من توی
‫لاستیک عوض کردن جادوگرم. بیا بالا

515
00:30:01,727 --> 00:30:05,766
‫میدونی، ممنون، ولی فکر میکنم
‫مشکل مکانیکی داشته باشه

516
00:30:05,798 --> 00:30:08,642
‫خیلی صدای وحشتناک میده

517
00:30:08,634 --> 00:30:11,615
‫خب، من مکانیک آشنا دارم

518
00:30:11,771 --> 00:30:14,809
‫بیا

519
00:30:18,644 --> 00:30:23,855
‫راستش، ماشینم توسط
‫پلیس توقیف شده

520
00:30:37,696 --> 00:30:39,676
‫مرسی، بتی، و ، آم

521
00:30:39,665 --> 00:30:42,805
‫ممنون میشم اگه این قضیه
‫رو پیش خودت نگه داری

522
00:30:42,802 --> 00:30:44,748
‫یک کلمه هم حرفی
‫نمیزنم. قسم میخورم

523
00:30:44,737 --> 00:30:49,584
‫خوبه. اکثرآدمای این خیابون اگه رازی به
‫زندگیشون وابسطه باشه نمیتونن نگهش دارن

524
00:30:49,608 --> 00:30:52,851
‫اوه، بیری، حتی
‫اگه همه هم بفهمن

525
00:30:52,845 --> 00:30:54,654
‫مسئله بزرگی نیست

526
00:30:54,680 --> 00:30:56,660
‫منظورم اینه که
‫خیلی ها اینطوری میشن

527
00:30:56,649 --> 00:31:01,792
‫بله، ولی بیشترشون بیشتر موقع
‫دستگیری مست هستن. من نبودم

528
00:31:01,821 --> 00:31:04,859
‫البته

529
00:31:05,624 --> 00:31:07,865
‫یجوری میگی که انگار
‫حرفمو باور نمیکنی

530
00:31:07,893 --> 00:31:11,864
‫خب، آم، فقط

531
00:31:11,864 --> 00:31:14,640
‫میدونم که این اواخر...
‫خیلی سختی کشیدی

532
00:31:14,667 --> 00:31:17,773
‫مرگ شوهرت، مشکلات پسرت

533
00:31:17,770 --> 00:31:22,742
‫این یه چیز طبیعی که
‫بخوای خود درمانی کنی

534
00:31:23,642 --> 00:31:27,613
‫عذر میخوام، ولی از کی تا حالا درمورد
‫زندگی شخصی من زیاد میدونی؟

535
00:31:27,646 --> 00:31:30,650
‫بیری! همونطور که خودت گفتی

536
00:31:30,649 --> 00:31:34,597
‫آدمای این خیابون راز...
‫نگهدارهای خوبی نیستن

537
00:31:34,820 --> 00:31:35,890
‫بجزء برای تو

538
00:31:35,888 --> 00:31:38,801
‫ـ   تو واقعاآخرشی. ـ   ببخشید؟

539
00:31:38,824 --> 00:31:41,805
‫خب، نیمه شب به این خونه اومدی

540
00:31:41,827 --> 00:31:45,673
‫خدا میدونه چی رو بردین اون
‫توو که نمیخواستین کسی ببینه

541
00:31:45,664 --> 00:31:49,612
‫مردم تمام وقت از اونجا
‫صداهایی میشنون

542
00:31:49,635 --> 00:31:51,706
‫و، اوه، اون آخری
‫چی بود؟ اوه، درسته

543
00:31:51,737 --> 00:31:53,808
‫یه جسد هم روبه روی
‫خونه تون پیدا کردند

544
00:31:53,806 --> 00:31:58,687
‫همه درمورد اپل وایت حرف میزنن. ولی
‫هیچکس نمیتونه بفهمه شما چیو قایم کردین

545
00:31:58,711 --> 00:32:00,691
‫پس تبریک میگم

546
00:32:00,679 --> 00:32:03,660
‫رازهاتون در امانه

547
00:32:03,649 --> 00:32:05,754
‫فعلا

548
00:32:20,900 --> 00:32:24,848
‫ایدی، سلام، بتی اپل وایت هستم

549
00:32:24,837 --> 00:32:27,647
‫آره، ببخشید که این
‫وقت شب زنگ زدم

550
00:32:27,640 --> 00:32:31,884
‫ولی، آم، واقعا نیاز دارم
‫فردا اول صبح ببینمت

551
00:32:31,911 --> 00:32:33,754
‫بله

552
00:32:33,746 --> 00:32:38,820
‫خب، تصمیم گرفتم
‫خونه مو بفروشم

553
00:32:42,821 --> 00:32:45,631
‫دکتر ران. اینجا چیکار میکنین؟

554
00:32:45,658 --> 00:32:47,865
‫آه، باید باهم صحبت کنیم

555
00:32:47,893 --> 00:32:50,874
‫از اون صحبتهایی نیست
‫که بتونیم تلفنی بگیم

556
00:32:50,896 --> 00:32:52,876
‫اوه، مطمئنی؟ آم

557
00:32:52,898 --> 00:32:56,744
‫چون الان از پشت
‫تلفن خیلی قشنگترم

558
00:32:56,735 --> 00:33:01,878
‫آم، سوزان، جواب آزمایشهات اومده

559
00:33:03,709 --> 00:33:05,848
‫و برای اولین بارو
‫نتونستم بفهمم چیه

560
00:33:05,844 --> 00:33:09,792
‫ـ   با توجه به علائم بیماری
‫ـ   بیماری؟

561
00:33:09,815 --> 00:33:11,658
‫آره، سرگیجه، خارش

562
00:33:11,650 --> 00:33:12,788
‫تشنج ماهیچه ها، سرما

563
00:33:12,818 --> 00:33:16,823
‫میتونه یه بیماری عصبی باشه. همچنین
‫میتونه بخاطر اختلال در گردش خون باشه

564
00:33:16,855 --> 00:33:18,801
‫صادقانه بگم، من ... من گیج شدم

565
00:33:18,791 --> 00:33:19,792
‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه

566
00:33:19,825 --> 00:33:22,704
‫هی، گوش کن، ما از
‫این مرحله عبور میکنیم

567
00:33:24,697 --> 00:33:28,668
‫خیلی عذر میخوام
‫ولی من مریض نیستم

568
00:33:28,667 --> 00:33:30,613
‫داری درمورد
‫چی حرف میزنی؟

569
00:33:30,636 --> 00:33:35,813
‫پرستارت اجازه نمیداد تو رو ببینم
‫و من واقعا میخواستم تو رو ببینم

570
00:33:35,808 --> 00:33:38,812
‫و من برای خودم یه
‫مریضی درست کردم

571
00:33:38,844 --> 00:33:42,849
‫سرگیجه، میدونی، همه شون

572
00:33:42,848 --> 00:33:45,829
‫چرا اونکارو کردی؟
‫تو چته؟

573
00:33:45,818 --> 00:33:47,798
‫میدونم، میدونم، واقعا متاسفم

574
00:33:47,820 --> 00:33:51,666
‫من فقط توی ملاقات با مردها
‫خوب نیستم، و فکر میکردم تو جذابی

575
00:33:51,690 --> 00:33:53,829
‫و یجورایی فکر میکردم تو
‫هم فکر میکنی من جذابم

576
00:33:53,859 --> 00:33:55,861
‫تو یه دکتری. این خیلی سکسی

577
00:33:55,894 --> 00:33:57,874
‫پس من تمام شب بیدار بودم، نگران

578
00:33:57,896 --> 00:34:01,673
‫توی کتابهای پزشکی میگشتم، سعی
‫میکردم دلیل بیماری ای رو پیدا کنم

579
00:34:01,700 --> 00:34:02,838
‫که اصلا وجود نداره

580
00:34:02,835 --> 00:34:04,815
‫واقعا؟
‫تمام شب بیدار بودی؟

581
00:34:04,803 --> 00:34:07,875
‫بله! خوشم نمیاد به مردم بگم
‫فکر میکنم قراره اونا بمیرن

582
00:34:07,873 --> 00:34:09,875
‫مخصوصا اونایی که
‫ازشون خوشم میاد

583
00:34:09,908 --> 00:34:11,717
‫تو از من خوشت میاد؟

584
00:34:11,744 --> 00:34:14,657
‫ـ   بله! . ـ   پس دوست دخترت چی؟

585
00:34:14,647 --> 00:34:16,854
‫ـ   کدوم دوست دختر؟
‫ـ   همونی که توی ام آرآی زنگ زد

586
00:34:16,882 --> 00:34:19,829
‫با هم یه قرار داشتیم.اون آدرس
‫یه دکتر پوست خوب میخواست

587
00:34:19,852 --> 00:34:22,765
‫بیماری پوستی داره

588
00:34:26,759 --> 00:34:29,865
‫شاید بتونیم گاهی
‫اوقات بریم بیرون؟

589
00:34:34,833 --> 00:34:36,904
‫سوشی دوست داری؟

590
00:34:37,703 --> 00:34:41,674
‫من عاشق سوشی هستم
‫فردا شب من میتونم بیام

591
00:34:41,707 --> 00:34:43,687
‫نه. فردا خوب نیست
‫من هنوز عصبانی ام

592
00:34:43,676 --> 00:34:45,656
‫باید تا جمعه صبر کنم

593
00:34:45,678 --> 00:34:48,818
‫اوه، آه، جمعه هم خوبه

594
00:34:48,814 --> 00:34:50,657
‫اوه، یه چیز دیگه

595
00:34:50,683 --> 00:34:53,823
‫ام آرآی تو نشون داد که
‫سرگردانی طحال داری؟

596
00:34:53,819 --> 00:34:56,629
‫ـ   چی؟
‫ـ   سرگردانی طحال

597
00:34:56,655 --> 00:34:59,636
‫چیز مهمی نیست. گاهی اوقات
‫فقط همونجا میچرخه

598
00:34:59,658 --> 00:35:01,797
‫ولی حواسمون بهش هست

599
00:35:05,764 --> 00:35:08,745
‫سرگردانی چی؟

600
00:35:11,837 --> 00:35:15,683
‫خیلی خب. برو بگیرش، آقا پلنگ

601
00:35:16,709 --> 00:35:19,622
‫ـ   نمیتونم اینکارو بکنم، گبی
‫ـ   چی؟

602
00:35:19,645 --> 00:35:22,717
‫نمیتونم برم اون توو. من
‫فکر میکردم میتونم، ولی نمیتونم

603
00:35:22,748 --> 00:35:24,659
‫تو قول دادی

604
00:35:24,683 --> 00:35:27,823
‫از وقتی از زندان اومدم بیرون، دارم
‫سعی میکنم زندگی بهتری داشته باشم

605
00:35:27,820 --> 00:35:31,597
‫برای اولین بار، صادقانه میتونم
‫بگم من یه کاتولیک خوب هستم

606
00:35:31,623 --> 00:35:32,693
‫و نمیخوام خرابش کنم

607
00:35:32,725 --> 00:35:37,606
‫پس، امروز اینکارو بکن و
‫فردا بیشتر توی کلیسا بمون

608
00:35:37,629 --> 00:35:38,767
‫اونطوری نیست

609
00:35:38,764 --> 00:35:43,611
‫خیلی خب، ببین، واقعا دارم سعی
‫میکنم این وضع دشوارتو درک کنم

610
00:35:43,602 --> 00:35:47,744
‫درک هم میکنم. ولی اگه تو عکسهای
‫منو پس نگیری، من کوچیک میشم

611
00:35:47,773 --> 00:35:51,721
‫تو فکر میکنی فقط باغبونای خودمون
‫توی اینترنت ول چرخ میزنن؟

612
00:35:51,744 --> 00:35:52,882
‫متاسفم، گبرییل

613
00:35:52,878 --> 00:35:57,725
‫قبلا وقتی مردها به من زیاد چپ
‫نگاه میکردند تو دیوونه میشیدی

614
00:35:57,750 --> 00:35:59,730
‫و اونموقع مجبور
‫بودم خودمو بپوشونم

615
00:35:59,718 --> 00:36:01,629
‫الان دارم سعی میکنم بهتر باشم

616
00:36:01,620 --> 00:36:03,725
‫یا شایدم دیگه اونطوری که
‫منو دوست داشتی دوست داری

617
00:36:03,756 --> 00:36:06,828
‫چرا نمیتونی بزاری
‫من آدم بهتری باشم؟

618
00:36:06,825 --> 00:36:09,806
‫اگه واقعا منو دوست داشتی
‫ازم نمیخواستی که برم اون توو

619
00:36:09,828 --> 00:36:15,710
‫اگه تو واقعا منو دوست داشتی
‫احتیاجی نبود که من ازت بخوام

620
00:36:17,703 --> 00:36:20,877
‫باشه. فراموشش کن

621
00:36:21,707 --> 00:36:22,811
‫واقعا؟

622
00:36:22,808 --> 00:36:27,689
‫آدم بهتری باش. هرجور راحتی

623
00:36:27,846 --> 00:36:35,788
‫ـ   موضوع این نیست که دوستت ندارم
‫ـ   باشه، اشکالی نداره. بریم خونه

624
00:36:40,793 --> 00:36:42,636
‫داری چیکار میکنی؟

625
00:36:42,661 --> 00:36:45,642
‫عکسهاتو پس میگیرم

626
00:36:45,664 --> 00:36:48,702
‫نمیخوام بهش آسیبی بزنم

627
00:36:48,834 --> 00:36:53,783
‫باهاش حرف میزنم
‫متوسل به خصلت خوبش میشم

628
00:37:04,850 --> 00:37:08,855
‫ـ   میتونم کمکتون کنم؟
‫ـ   من کارلوس سولیس هستم

629
00:37:08,854 --> 00:37:13,599
‫عکسهای برهنهء زنم
‫روی وب سایت شماست

630
00:37:15,794 --> 00:37:19,640
‫تو، آه ... شوهر گبرییل هستی؟

631
00:37:22,668 --> 00:37:25,774
‫به هرحال خودم میخواستم
‫از اونو توو برشون دارم

632
00:37:27,773 --> 00:37:29,719
‫عالیه

633
00:37:33,745 --> 00:37:35,691
‫واقعا سپاسگزارم، اسکات

634
00:37:35,681 --> 00:37:37,627
‫هی، مشکل نیست

635
00:37:37,616 --> 00:37:40,893
‫صفحات گبرییل همچین برای
‫من پول خوبی هم در نمیاره

636
00:37:40,886 --> 00:37:42,763
‫باورم نمیشه

637
00:37:42,788 --> 00:37:45,735
‫نمیگم که گبرییل دختر خوشکلی
‫نیست. معلومه که هست

638
00:37:45,757 --> 00:37:49,830
‫ولی، آه، اون دقیقا خوشکل
‫اینترنتی نیست، میدونی؟

639
00:37:51,830 --> 00:37:52,808
‫یعنی چی؟

640
00:37:52,831 --> 00:37:55,607
‫این سایت درمورد فانتزی، نه مد روز

641
00:37:55,634 --> 00:37:58,774
‫اونایی که دنبال عکسای سکسی میگردن براشون
‫مهم نیست که لباس چطوری روی بدن خوابیده

642
00:37:58,770 --> 00:38:02,718
‫اونا فقط میخوای چیزای خوب ببینن. اگه
‫اون خانوم خوشکله یکم انحناء نداشته باشه

643
00:38:02,741 --> 00:38:03,845
‫هیکل همسر من حرف نداره

644
00:38:03,842 --> 00:38:05,879
‫منظورمو بد متوجه نشی، آره

645
00:38:05,911 --> 00:38:09,723
‫گبی کوچولومون خوب
‫بلده چطوری فرار کنه

646
00:38:09,715 --> 00:38:11,820
‫ولی وقتی جریان دوست
‫داران شبکه میرسه

647
00:38:11,850 --> 00:38:16,629
‫هیچ مرد واقعی ای برای اون عکسها
‫دستمال کاغذی حروم نمیکنه.بفرما.همشونه

648
00:38:16,622 --> 00:38:19,694
‫الان دیگه حلّه؟

649
00:38:32,871 --> 00:38:36,819
‫فدات بشم

650
00:38:43,882 --> 00:38:46,829
‫سلام

651
00:38:46,885 --> 00:38:47,863
‫سلام

652
00:38:47,886 --> 00:38:49,866
‫لنگ نمیزنی

653
00:38:49,888 --> 00:38:53,836
‫همه چیز خوب پیش رفت؟

654
00:38:53,859 --> 00:38:56,635
‫نتونستم اینکارو بکنم

655
00:38:56,728 --> 00:38:58,674
‫چه اتفاقی افتاد؟

656
00:38:59,865 --> 00:39:02,709
‫نمیدونم، رفتم اونجا. من

657
00:39:02,701 --> 00:39:06,649
‫لباس هم پوشیدم، و من

658
00:39:07,706 --> 00:39:08,844
‫نتونستم اینکارو بکنم

659
00:39:08,874 --> 00:39:10,785
‫چرا؟

660
00:39:10,809 --> 00:39:13,653
‫حس کردم دارم از مردی میافتم

661
00:39:13,645 --> 00:39:14,749
‫اوه، خواهش میکنم

662
00:39:14,780 --> 00:39:19,695
‫من اینجا پول در نمیارم
‫زندگی تو و بچه هارو تأمین نمیکنم

663
00:39:19,685 --> 00:39:23,724
‫نتونستم اجازه بدم آخرین چیزی
‫که منو یه مرد میکنه رو قیچی کنن

664
00:39:23,755 --> 00:39:25,826
‫توی خونه موندن و
‫مراقبت از بچه ها

665
00:39:25,824 --> 00:39:29,704
‫چیزی از مرد بودنتو کم نمیکنه

666
00:39:29,728 --> 00:39:32,766
‫تو ازم انتظار داری ترسهای
‫غیرمنطقیت رو از بین ببرم

667
00:39:32,798 --> 00:39:35,836
‫منم انتظار دارم تو
‫ترس منو از بین ببری

668
00:39:45,777 --> 00:39:48,690
‫داری میگی که تو ناراحتی؟

669
00:39:50,682 --> 00:39:52,855
‫یخورده، آره

670
00:39:56,822 --> 00:39:59,632
‫خب، در اونمورد
‫میتونیم چیکار کنیم؟

671
00:39:59,624 --> 00:40:00,864
‫نمیدونم

672
00:40:00,892 --> 00:40:05,898
‫ـ   خب، نمیتونیم فقط؟
‫ـ   نه، لینت

673
00:40:06,798 --> 00:40:09,711
‫نمیدونم

674
00:40:27,819 --> 00:40:30,800
‫سلام، کاراگاه بارتون هستم

675
00:40:30,822 --> 00:40:33,803
‫درمورد اتفاقی که اونروز افتاد
‫شرمنده ام. من یه آشغال بودم

676
00:40:33,825 --> 00:40:38,797
‫واسه همین برای آشتی کرن با تو، درمورد جسد
‫روبه روی خونهء همسایتون یکم تحقیق کردم

677
00:40:38,830 --> 00:40:41,811
‫یه اطلاعاتی گرفتم. اسم
‫اون کورتیس مونورو بوده

678
00:40:41,800 --> 00:40:45,612
‫یه کاراگاه خصوصی که چند سال
‫پیش جوازش رو از دست داده

679
00:40:45,637 --> 00:40:46,741
‫ظاهرا اون اهل شیکاگوئه

680
00:40:46,738 --> 00:40:48,843
‫نمیدونم اینا بدردبخورن یا نه، ولی

681
00:40:50,842 --> 00:40:52,719
‫یه چند سال قبل...

682
00:40:52,711 --> 00:40:54,622
‫ظاهرا اون اهل شیکاگوئه

683
00:40:54,646 --> 00:40:55,784
‫نمیدونم اینا بدردبخورن یا نه، ولی

684
00:40:55,781 --> 00:41:00,730
‫فقط درمورد اون اتفاقی
‫که افتاد حس بدی دارم

685
00:41:00,719 --> 00:41:03,723
‫بیماریها میتونن به اشکال
‫مختلفی ظاهر بشن

686
00:41:03,755 --> 00:41:07,601
‫اونای که روی بدن هستند
‫و مداوا کردنشون راحته

687
00:41:07,626 --> 00:41:14,601
‫مشکلتر از اون، بیماریهای پنهانی ای
‫که توی قلبهامون عفونت میکنه

688
00:41:14,599 --> 00:41:18,843
‫اعتیادهای پنهان که
‫روح هامونو از پا درمیاره

689
00:41:19,771 --> 00:41:24,880
‫و بیماریهایی که تأثیرش روی...
‫خودمون رو انکار میکنیم

690
00:41:29,614 --> 00:41:35,587
‫برای اینکه نیاز داریم اون شخص خاصی
‫که میتونه مداوامون کنه رو پیدا کنیم

691
00:41:35,620 --> 00:41:38,760
‫روی زندگیم خیلی سخت کار کردم

692
00:41:38,790 --> 00:41:41,771
‫خیلی سخت

693
00:41:41,760 --> 00:41:44,832
‫حالا همه ش به هیچ و پوچه

694
00:41:45,730 --> 00:41:47,869
‫یه دختر دارم که ازش متنفرم

695
00:41:47,866 --> 00:41:50,710
‫که اونم ازم متنفره

696
00:41:50,735 --> 00:41:54,683
‫و یکی هم که پیش
‫از موعدش مرده

697
00:41:55,707 --> 00:41:58,813
‫الان دیگه هیچکس برام نمونده

698
00:41:58,844 --> 00:42:02,792
‫آه، برای چی اینکارو کردم؟

699
00:42:05,784 --> 00:42:07,855
‫خوب بود

700
00:42:07,919 --> 00:42:11,662
‫چیزی حس نکردم

701
00:42:11,790 --> 00:42:14,634
‫به اندازه کافی درد دارم

702
00:42:14,659 --> 00:42:16,639
‫بیشتر از این به دردی احتیاج ندارم

703
00:42:16,661 --> 00:42:18,800
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی هیچوقت نمیتونیم پیش بینی کنیم</font>

704
00:42:18,797 --> 00:42:22,643
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...چه کسی بیماری ای که مارو
‫در بر گرفته رو مداوا میکنه</font>

705
00:42:22,667 --> 00:42:25,807
‫پرستارهای دیگه به من هشدار دادن
‫که شما بد قلق هستین، آقای تایلور

706
00:42:25,804 --> 00:42:30,776
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...یا چه موقع پیداشون میشه</font>

707
00:42:30,809 --> 00:42:36,851
‫ولی فکر میکنم باهم
‫خیلی خوب کنار میایم

