1
00:00:01,001 --> 00:00:02,275
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,302 --> 00:00:04,248
‫طحالت منحرف شده و
‫به قلبت نزدیک شده

3
00:00:04,237 --> 00:00:08,083
‫ـ   به شرکت بیمه ت اطلاع بده
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خبرهای بدی در کار بود</font>

4
00:00:08,108 --> 00:00:11,021
‫یه پلیسی هست که میخوام باهاش
‫صحبت کنی. اسمش سالیوانه

5
00:00:11,011 --> 00:00:14,117
‫ـ   پروندهء دختر نوح
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... خبرهای ناراحت کننده</font>

6
00:00:14,147 --> 00:00:15,148
‫مرسی

7
00:00:15,181 --> 00:00:17,252
‫شما توی خونه تون
‫چیزیو قایم کردین؟

8
00:00:17,283 --> 00:00:20,093
‫رازتو به من بگو. من درک میکنم

9
00:00:20,086 --> 00:00:21,224
‫باشه

10
00:00:21,221 --> 00:00:23,064
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و خبرهایی که
‫هیچکس نباید میدونست</font>

11
00:00:23,089 --> 00:00:26,195
‫ولی اول تو مال
‫خودتو به من بگو

12
00:00:28,061 --> 00:00:31,201
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ماهی یکبار، بهترین گردهمایی
‫فیر ویر برگزار میشد</font>

13
00:00:31,197 --> 00:00:36,306
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که به همراه یک غذای مفصل
‫در خونهء مکسین بنت بود</font>

14
00:00:36,302 --> 00:00:40,114
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه این گردهمایی
‫باشکوه رو دوست داشتند</font>

15
00:00:40,106 --> 00:00:43,246
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه، بجزء یه خانم
‫خونه دار مو قرمز</font>

16
00:00:43,276 --> 00:00:47,122
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که مطمئن بود
‫مکسی یک دروغگوئه</font>

17
00:00:47,113 --> 00:00:51,255
‫<font color=#FF۸۰۰۰>می بینین، مکسین دوست داشت
‫تمام غذاهای جدیدشو به رُخ بکشه</font>

18
00:00:51,251 --> 00:00:56,064
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و چون هر وعده غذا بدون معطلی</font>

19
00:00:56,089 --> 00:00:58,069
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...با استعداد خاصی ارائه میشد</font>

20
00:00:58,091 --> 00:01:00,196
‫اوه، بوش فوق العاده ست

21
00:01:00,193 --> 00:01:03,140
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و یقینا آب دهانها رو راه مینداخت</font>

22
00:01:03,163 --> 00:01:07,236
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری میدونست که
‫مکسین کمک دست داره</font>

23
00:01:07,267 --> 00:01:09,076
‫خیلی ممنون

24
00:01:09,069 --> 00:01:10,207
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و از شانس بد مکسین</font>

25
00:01:10,203 --> 00:01:13,980
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری قصد داشت اینو اثبات کنه</font>

26
00:01:14,007 --> 00:01:18,114
‫مثل همیشه ایندفعه هم
‫غذاها ماواری دنیا بود

27
00:01:18,111 --> 00:01:20,216
‫باید شمارهء آذوقه رسونتو بگیرم

28
00:01:20,246 --> 00:01:22,055
‫چه تعریف قشنگی

29
00:01:22,048 --> 00:01:24,187
‫نه، متأسفانه همهء
‫اینارو خودم انجام دادم

30
00:01:24,217 --> 00:01:26,288
‫این یه تدارک فوق العاده بود

31
00:01:26,286 --> 00:01:29,062
‫بیخیال. واقعا انتظار
‫داری باور کنیم

32
00:01:29,055 --> 00:01:32,229
‫که برای آماده کردن شش مدل
‫غذا برای ۱۰ زن وقت داشتی؟

33
00:01:32,258 --> 00:01:36,104
‫حتی منم نمیتونم هم برم خرید
‫و هم برای مهمونی آماده بشم

34
00:01:36,129 --> 00:01:40,077
‫خب، شاید مثل من کاراتو
‫برنامه ریزی نمیکنی

35
00:01:41,201 --> 00:01:44,273
‫با اجازه تون

36
00:01:44,304 --> 00:01:46,250
‫بیری، تو چت شده؟

37
00:01:46,239 --> 00:01:49,118
‫منم دستور پخت همین
‫پودینگ آلوچه رو دارم

38
00:01:49,142 --> 00:01:51,281
‫شیش ساعت طول میکشه تا آماده بشه

39
00:01:51,277 --> 00:01:55,225
‫اون چطوری تونسته وقت کنه تمام این
‫چیزایی که امرزو خوردیمو درست کنه؟

40
00:01:55,248 --> 00:01:58,195
‫این پودینگی نیست که
‫اون درست کرده باشه

41
00:01:58,218 --> 00:02:00,164
‫پلیس. باز کنین

42
00:02:00,153 --> 00:02:04,226
‫ـ   چی شده؟

43
00:02:10,096 --> 00:02:13,009
‫ـ   دنبال مکسین برنت میگردیم
‫ـ   من مکسین هستم

44
00:02:13,032 --> 00:02:14,306
‫حکم بازرسی منزلتون رو داریم

45
00:02:14,300 --> 00:02:17,179
‫حکم بازرسی؟
‫من وسط نهارم

46
00:02:17,170 --> 00:02:19,241
‫اینجا

47
00:02:21,174 --> 00:02:23,154
‫پیداش کردیم

48
00:02:23,143 --> 00:02:25,180
‫چی؟

49
00:02:25,178 --> 00:02:28,990
‫مکسین برنت شما به دلیل
‫بردگی اجباری بازداشت هستین

50
00:02:29,015 --> 00:02:31,256
‫این همون زنیه که زندانیت کرده؟

51
00:02:31,284 --> 00:02:32,262
‫آره

52
00:02:44,130 --> 00:02:47,111
‫بیری، اینجا چه خبره؟

53
00:02:47,133 --> 00:02:50,114
‫خب، مطمئن نیستم، ولی فکر
‫میکنم مکسین یه بَرده داشت

54
00:02:50,136 --> 00:02:55,085
‫باورم نمیشه
‫نمیتونم باور کنم

55
00:02:55,141 --> 00:02:57,121
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی بیری تونست</font>

56
00:02:57,143 --> 00:02:59,282
‫<font color=#FF۸۰۰۰>می بینین، برای بیری</font>

57
00:02:59,312 --> 00:03:04,057
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...از پودینگ معلوم بود</font>

58
00:03:08,121 --> 00:03:09,259
‫مات

59
00:03:09,289 --> 00:03:13,135
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دنیا پر شده از رفاقتهای بعید</font>

60
00:03:13,126 --> 00:03:17,199
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دوستیهای عجیب
‫برای اونایی که نظاره گرند</font>

61
00:03:19,032 --> 00:03:21,308
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اصلا قابل حضم نیست</font>

62
00:03:22,035 --> 00:03:24,015
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی اگه از نزدیکتر نگاه کنیم</font>

63
00:03:24,037 --> 00:03:27,211
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میتونیم ببینیم که چرا این
‫پیوستگی ها پیش اومده</font>

64
00:03:27,207 --> 00:03:30,120
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گذشته از اون، یک هدف مشترک</font>

65
00:03:30,143 --> 00:03:34,182
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...میتونه دشمنهای
‫خونین رو باهم جور کنه</font>

66
00:03:34,180 --> 00:03:37,093
‫بیری؟
‫ازت یه سوال داریم؟

67
00:03:37,116 --> 00:03:38,254
‫اوه، چیه؟

68
00:03:38,251 --> 00:03:41,232
‫در تعجبیم
‫راستش، کنجکاو شدیم که

69
00:03:41,221 --> 00:03:45,260
‫هیچ معلومه بین تو و
‫بتی اپل وایت چه خبره؟

70
00:03:46,125 --> 00:03:47,263
‫ببخشید؟

71
00:03:47,260 --> 00:03:53,176
‫موقعی که اون جسد پیدا شد، هیچکس
‫بلندتر از تو داد نزد: زیرسر اپل وایت

72
00:03:53,199 --> 00:03:56,146
‫بعدش، بتی رو
‫برای پوکر میاری؟

73
00:03:56,135 --> 00:03:58,115
‫ـ   جریان چیه؟
‫ـ   عصبانیتمون بخاطر اونه

74
00:03:58,104 --> 00:04:00,015
‫ـ   ما عصبانی نیستیم
‫ـ   من هستم

75
00:04:00,039 --> 00:04:02,246
‫میتونیم بعدا در اینمورد حرف بزنیم؟
‫من بستنی دستمه

76
00:04:02,275 --> 00:04:08,226
‫بیری، امکانش هست که این جریان با
‫قرار گذاشتن دنییل و متیو مرتبط باشه؟

77
00:04:08,248 --> 00:04:11,195
‫میدونستم کُپ میکنه

78
00:04:11,184 --> 00:04:12,254
‫کی اینو به تو گفته؟

79
00:04:12,252 --> 00:04:15,028
‫خانم مکلاسکی دیده توی
‫پارک باهم وَر میرفتن

80
00:04:15,054 --> 00:04:16,226
‫ـ   ایدی؟ ـ   چیه؟

81
00:04:16,256 --> 00:04:18,065
‫نمیتونی یکم بپیچونیش؟

82
00:04:18,091 --> 00:04:19,195
‫پیچوندم

83
00:04:19,192 --> 00:04:21,229
‫دستش توی یقه دنییل بوده

84
00:04:21,261 --> 00:04:26,074
‫بیری، میدونیم که دلیل خوبی برای
‫اینکه میخوای بتی با خودمون باشه داری

85
00:04:26,065 --> 00:04:29,205
‫فقط میخواستیم بدونیم اگه
‫میشه یخورده راهنماپیمون کنی

86
00:04:29,235 --> 00:04:32,239
‫وقتی درمورد بتی اپل وایت کاری
‫میکنم، میدونم دارم چیکار میکنم

87
00:04:32,272 --> 00:04:36,084
‫شما دوتا هم باید به من اعتماد کنین
‫و اگه نمیتونین اینکارو بکنین

88
00:04:36,075 --> 00:04:39,113
‫اونوقت مجبورم...
‫رفاقتمونو بیخیال بشم

89
00:04:39,112 --> 00:04:42,093
‫حالا، اگه اجازه بدین

90
00:04:42,115 --> 00:04:44,186
‫چقدر جنده

91
00:04:44,217 --> 00:04:48,097
‫ـ   ایدی، میتونی ... ؟
‫ـ   داشتم می پیچوندمش

92
00:04:57,230 --> 00:05:01,076
‫اوه! اینجا از این کارا نکن

93
00:05:01,100 --> 00:05:04,240
‫شاید اگه به اد بگیم که من
‫نامزد مدیرعامل شدن بودم

94
00:05:04,237 --> 00:05:07,150
‫ـ   دست از رد کردن طرحهام برداره
‫ـ   تازه یه هفته ست مشغول شدی

95
00:05:07,173 --> 00:05:10,086
‫ـ   یکم به خودت مهلت بده
‫ـ   عزیزم، تو که قوانینو میدونی

96
00:05:10,109 --> 00:05:13,090
‫قبل از اینکه بخواد منو بندازه
‫یه قسمت دیگه باید بزنم به هدف

97
00:05:13,112 --> 00:05:16,252
‫ببین، فقط ازت میخوام
‫گاهی اوقاتن بپری وسط

98
00:05:16,249 --> 00:05:19,128
‫قبل ازاینکه بخواد کج
‫بره، ازم تعریف کنی

99
00:05:19,118 --> 00:05:23,191
‫نمیتونم ازت حمایت کنم. خودت باید
‫برای کنار اومدن با اد یه راهی پیدا کنی

100
00:05:24,090 --> 00:05:26,263
‫بعدش خوک شکمشو
‫میمالونه، و میگه

101
00:05:28,127 --> 00:05:32,075
‫گوشت تازهء مزرعه
‫حال شمارو هم جا میاره

102
00:05:37,170 --> 00:05:41,277
‫پس راستی راستی خوگ
‫گوشت خودشو میخوره؟

103
00:05:41,274 --> 00:05:43,254
‫ـ   آره
‫ـ   نمیبینم که همکاران

104
00:05:43,276 --> 00:05:48,089
‫از این ایدهء گوشت همنوع...
‫خواری خوششون اومده باشه

105
00:05:49,115 --> 00:05:53,063
‫چرا اون طرحی که دیشب به
‫ذهنت رسیدو بهشون ارائه نمیدی؟

106
00:05:53,052 --> 00:05:56,192
‫جایی که مردم خیل از گوشت خوش
‫شون میاد میخوان مخفی نگهش دارن

107
00:05:56,189 --> 00:05:59,295
‫چی؟ مثل یه انجمن
‫گوشخواران زیرزمینی؟

108
00:05:59,292 --> 00:06:02,273
‫مثل بروبچ دانشگاهیم
‫همه میخواستن بیان

109
00:06:02,295 --> 00:06:06,209
‫ولی ما فقط باحالترین
‫بچه هارو میبردیم

110
00:06:06,232 --> 00:06:09,213
‫ـ   تو جزء اون گروه بودی؟
‫ـ   آره، آلفا تائو اومگا

111
00:06:09,235 --> 00:06:11,237
‫ـ   من فی کپ بودم
‫ـ   تو؟

112
00:06:11,237 --> 00:06:14,184
‫یادم نمیاد تو هم با
‫ما سوگند خورده باشی

113
00:06:14,173 --> 00:06:16,244
‫اگه برای همه یه سکه داشتم

114
00:06:16,242 --> 00:06:20,019
‫ـ   اونوقت باید لخت توی راهرو

115
00:06:20,279 --> 00:06:23,158
‫ـ   تو رو میکردم هرزهء خودم
‫ـ   اوه، اینطور فکر میکنی؟

116
00:06:23,149 --> 00:06:27,256
‫میدونی چی؟ من از کل
‫اون بروبچ خوشم میاد

117
00:06:28,254 --> 00:06:33,226
‫بیا سر میز نهار درموردش
‫صحبت کنیم. مهمون تو

118
00:06:35,128 --> 00:06:38,041
‫برو

119
00:06:40,266 --> 00:06:44,078
‫ـ   بخاطر کمکتون ممنون
‫ـ   باعث افتخاره

120
00:06:48,274 --> 00:06:51,016
‫سلام. چی شده؟

121
00:06:51,010 --> 00:06:54,150
‫گبرییل، میخوام با یه نفرآشنا بشی
‫این ژائومی

122
00:06:54,180 --> 00:06:57,218
‫همون خانمی که که به اجبار
‫واسه مکسین کار میکرد

123
00:06:57,216 --> 00:07:00,026
‫اوه، بَرده

124
00:07:00,052 --> 00:07:03,124
‫عجب. همچینم بهش نمیاد

125
00:07:03,156 --> 00:07:05,261
‫کلیسا داره ترتیب
‫برگردونشو به چین میده

126
00:07:05,291 --> 00:07:08,272
‫ولی تا اونموقع به جایی
‫برای اقامت احتیاج داره

127
00:07:08,261 --> 00:07:11,174
‫واسه همین من اتاق
‫مهمانمونو پیشنهاد کردم

128
00:07:11,230 --> 00:07:13,267
‫واقعا؟

129
00:07:14,167 --> 00:07:17,273
‫عزیزم، میتونم یه ثانیه
‫باهات صحبت کنم؟

130
00:07:19,172 --> 00:07:20,150
‫دیوونه شدی؟

131
00:07:20,173 --> 00:07:22,050
‫فقط برای چند روزه

132
00:07:22,041 --> 00:07:26,251
‫توی همچین موقعیتی! داری میشی
‫پادوی پدر کراولی برای امور خیریه

133
00:07:26,279 --> 00:07:28,088
‫و این چیز بدیه؟

134
00:07:28,114 --> 00:07:31,186
‫وقتی بخواد خونه مونو به یه پناهگاه
‫زیرزمینی کاتیولیکها تبدیل کنه، آره

135
00:07:31,184 --> 00:07:33,061
‫میدونی تو کی هستی؟

136
00:07:33,052 --> 00:07:36,033
‫شخصی که به حضرت
‫مریم و یوسف پشت کرده

137
00:07:36,055 --> 00:07:41,266
‫خب، اونا باید صدا بزنن

138
00:07:48,067 --> 00:07:50,013
‫موهاتو روی میز شونه نکن

139
00:07:50,002 --> 00:07:53,176
‫دارین با من حرف میزنین؟
‫یعنی منو بخشیدین؟

140
00:07:53,172 --> 00:07:57,120
‫چرا باید ببخشم؟ تو به این خونواده
‫خیانت کردی، و حتی متاسف هم نیستی

141
00:07:57,143 --> 00:07:59,123
‫دست بردار بابا

142
00:07:59,145 --> 00:08:04,026
‫اگه اپل وایت بره پیش پلیس و بگه
‫برادرت خانم سولیس رو زیر کرده

143
00:08:04,050 --> 00:08:07,122
‫برادرت میافته زندان

144
00:08:07,153 --> 00:08:09,099
‫چطور نمیتونی اینو بفهمی؟

145
00:08:09,088 --> 00:08:12,069
‫تا وقتی شما درمورد کالب به
‫پلیس چیزی نگین، اونا هم نمیگم

146
00:08:12,058 --> 00:08:14,060
‫اصلا دقیقا این
‫کالب چیکار کرده؟

147
00:08:14,093 --> 00:08:16,198
‫و چرا اونا مخفیش میکنن؟

148
00:08:16,229 --> 00:08:21,144
‫برو پیش خانم اپل وایت و بهش
‫بگو میخوای بدونی چی شده

149
00:08:22,168 --> 00:08:25,149
‫شرط میبندم اگه واقعا خوب
‫باشی، اونم حقیقتو بهت میگه

150
00:08:25,137 --> 00:08:28,084
‫تو واقعا اینطور
‫فکر میکنی، دنییل؟

151
00:08:28,107 --> 00:08:30,246
‫باید برم پیش خانم
‫اپل وایت، خوب باشم

152
00:08:30,243 --> 00:08:33,986
‫و اونم دو دستی تمام
‫رازهاشو تقدیمم میکنه؟

153
00:08:34,146 --> 00:08:35,250
‫آره

154
00:08:35,281 --> 00:08:40,253
‫وقتی من جوان بودم، نامادریم به من
‫گفت که من خیلی خوش شانس هستم

155
00:08:40,253 --> 00:08:46,101
‫من زیبای، هوش
‫زیرکی و بصیرت داشتم

156
00:08:46,092 --> 00:08:50,268
‫اینا سلاحهایی هستند که زنها برای زنده
‫موندن در این دنیا بهش نیاز دارن

157
00:08:50,296 --> 00:08:52,139
‫خب؟

158
00:08:52,164 --> 00:08:55,145
‫پس مراقب چهرهء
‫خودت باش، دنییل

159
00:08:55,167 --> 00:08:58,273
‫تو هیچ سلاح دیگه ای
‫در اختیار نداری

160
00:09:05,177 --> 00:09:09,148
‫سلام. من باید عمل جراحی بشم
‫فهمیدم که بیمه ندارم

161
00:09:09,181 --> 00:09:13,129
‫کسی هست بتونم از
‫بیمه ش استفاده کنم؟

162
00:09:13,219 --> 00:09:18,225
‫بعد از دزدی، لونی خودشو به فراموشی
‫زد. الانم توی زندان، و من میمیرم

163
00:09:18,224 --> 00:09:22,070
‫تو نمیمیری. برای اداره
‫بیمه یه فکری میکنم

164
00:09:22,094 --> 00:09:24,199
‫وقت کاغذوکاغذبازی بازی نیست

165
00:09:24,230 --> 00:09:28,076
‫طحال من داره
‫میره نزدیک قلبم

166
00:09:28,067 --> 00:09:29,273
‫من باید عمل بشم

167
00:09:29,268 --> 00:09:31,111
‫اگه پول داشتم
‫بهت قرض میدادم

168
00:09:31,137 --> 00:09:35,210
‫ولی من و ایدی پس اندازمونو
‫دادیم به انجمن اسکی

169
00:09:35,241 --> 00:09:39,018
‫من پول قرضی احتیاج ندارم
‫من بیمه میخوام

170
00:09:39,045 --> 00:09:41,184
‫منظورم اینه که، اگه
‫عوارض داشته باشه چی؟

171
00:09:41,180 --> 00:09:46,027
‫من هیچ پشتوانه مالی ای ندارم

172
00:09:46,018 --> 00:09:48,157
‫داری چه غلطی میکنی؟

173
00:09:48,154 --> 00:09:50,100
‫دارم یکم دعا میخونم

174
00:09:50,122 --> 00:09:52,033
‫جون هرکی میپرستی

175
00:09:52,024 --> 00:09:55,005
‫چیه؟ من نا امیدم
‫تو هیچ نظر دیگه ای نداری؟

176
00:09:55,027 --> 00:09:57,098
‫راستش، دارم

177
00:09:57,096 --> 00:10:00,270
‫ـ   چیزی که نیاز داری یه شوهره
‫ـ   چی؟

178
00:10:00,299 --> 00:10:05,009
‫بهتریم راه برای بدست آوردن
‫سلامتی ازدواج با یه نفره

179
00:10:05,037 --> 00:10:06,107
‫ایدی، بیخیال

180
00:10:06,138 --> 00:10:09,017
‫نه، نه، فکر میکنم بد نیست

181
00:10:09,041 --> 00:10:12,113
‫آره. اگه مردیو پیدا کنیم
‫که راضی باشه

182
00:10:12,111 --> 00:10:14,182
‫میتونی دوشنبه شب یه
‫عروسی دروغی بگیری

183
00:10:14,180 --> 00:10:16,251
‫و سه شنبه شامل بیمه بشی...

184
00:10:16,282 --> 00:10:18,262
‫باورم نمیشه داری
‫همچین پیشنهادی میدی

185
00:10:18,284 --> 00:10:21,163
‫یه هفته دیگه پزشک جراح
‫منو ورق ورق میکنه

186
00:10:21,153 --> 00:10:23,133
‫چه کار دیگه ای
‫از دستم برمیاد؟

187
00:10:23,155 --> 00:10:29,197
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که مردیو
‫پیدا کنیم که راضی باشه با تو ازدواج کنه

188
00:10:31,230 --> 00:10:33,210
‫میدونی، حالا فکرشو میکنم

189
00:10:33,232 --> 00:10:37,146
‫بنظرم بد نیست یکم دعا کنی

190
00:10:44,043 --> 00:10:48,185
‫پت، ما همه مون اینجاییم. اگه
‫کسی زنگ زد وصل کن اینجا

191
00:10:51,150 --> 00:10:55,098
‫دویست تا شرط میبندم اگه بتونی
‫سه بار پشت سر هم بگیری

192
00:10:57,189 --> 00:11:01,035
‫سه تا از اونا رو
‫بگیری، ۲۰۰ تا بهت میدم

193
00:11:01,027 --> 00:11:04,998
‫ـ   چی میگی، اسکاوو؟ ـ   بده بیاد

194
00:11:05,031 --> 00:11:07,238
‫بزن بریم

195
00:11:07,266 --> 00:11:09,246
‫من پرت میکنم

196
00:11:09,268 --> 00:11:13,080
‫فکر کردم اومدیم اینجا تا در
‫مورد اون تبلیغ صحبت کنیم؟

197
00:11:13,072 --> 00:11:14,142
‫باید قابل گرفتن باشن

198
00:11:14,173 --> 00:11:16,278
‫خودم میدونم چطوری بندازم

199
00:11:16,308 --> 00:11:19,118
‫بالا

200
00:11:23,015 --> 00:11:25,291
‫ـ   اولین
‫ـ   بچه ها

201
00:11:27,286 --> 00:11:29,129
‫عجب حرکتی

202
00:11:29,121 --> 00:11:33,228
‫ـ   یکی دیگه
‫ـ   بچه ها، خواهش میکنم ... باشه

203
00:11:40,032 --> 00:11:42,034
‫اون قابل گرفتن نبود

204
00:11:42,068 --> 00:11:47,074
‫شاید، ولی ارزش ۰۰۲تا رو داشت

205
00:11:47,073 --> 00:11:48,211
‫خب، خودت خواستی

206
00:11:48,240 --> 00:11:52,279
‫تو یه کارمند زبلی
‫من عاشق این یاروئم

207
00:11:59,151 --> 00:12:02,132
‫اوه، سلام

208
00:12:04,023 --> 00:12:06,003
‫مجبوری تمام
‫روز یه جا بشینی؟

209
00:12:06,025 --> 00:12:11,134
‫نباید حالا که شانسشو داری
‫فرهنگ غربی رو تجربه کنی؟

210
00:12:12,164 --> 00:12:14,269
‫داری چیکار میکنی؟

211
00:12:14,300 --> 00:12:17,076
‫ـ   درست میکنم
‫ـ   نه، این گرون قیمت

212
00:12:17,069 --> 00:12:20,050
‫این شکاف باید توسط
‫یه خیاط ماهر تعمیر بشه

213
00:12:20,072 --> 00:12:24,282
‫تو نمیتونی ... وای خدا
‫این کوکها عالی ئن

214
00:12:24,276 --> 00:12:27,086
‫گرسنه؟

215
00:12:31,183 --> 00:12:34,289
‫همهء اینا رو تو درست کدی؟

216
00:12:37,022 --> 00:12:39,298
‫اوه، برای من؟

217
00:12:39,291 --> 00:12:42,204
‫باشه

218
00:12:45,097 --> 00:12:48,044
‫ـ   اوه، خدای من
‫ـ   دوست داری؟

219
00:12:48,067 --> 00:12:50,240
‫خیلی

220
00:13:04,016 --> 00:13:05,188
‫خوشت میاد؟

221
00:13:05,217 --> 00:13:07,197
‫آره، خوبه

222
00:13:07,219 --> 00:13:11,190
‫میدونی تو چین با مردمی که برعلیه
‫دولت حرف میزنن چیکار میکنن؟

223
00:13:11,223 --> 00:13:14,067
‫ازشون بیگاری میکشن

224
00:13:14,059 --> 00:13:16,039
‫وحشتناک نیست؟

225
00:13:17,163 --> 00:13:21,134
‫نه، منظورم اینه که، این یه
‫رژیم سرکوب گرایانه ست

226
00:13:21,167 --> 00:13:23,044
‫فراموش کردم خودمون
‫چه دولت خوبی داریم

227
00:13:23,068 --> 00:13:25,070
‫آره، همینطوره

228
00:13:25,070 --> 00:13:29,075
‫فکر نمیکنی ژائومی دوست داشته
‫باشه اینجا بمونه، توی آمریکا؟

229
00:13:29,108 --> 00:13:35,059
‫منظورم اینه، جائیکه بتونه درمورد آزادی
‫و دموکراسی و چیزایی دیگه یاد بگیره

230
00:13:35,047 --> 00:13:38,085
‫این قضیه ربطی به انجام دادن
‫کارای خونه توسط ژائومی نداره؟

231
00:13:38,083 --> 00:13:40,996
‫ـ   چی؟
‫ـ   دیدم داشت زمینو روغن میزد

232
00:13:41,020 --> 00:13:43,159
‫به من گفت ازش خواستی
‫دوبار اینکارو باکنه

233
00:13:43,189 --> 00:13:46,170
‫خب، اولا که این
‫نظر خودش بود

234
00:13:46,158 --> 00:13:50,231
‫دوما، تا وقتی مزه غذاهاش از دهنت
‫بیرون نرفته نمیتونم دراینمود حرف بزنم

235
00:13:56,135 --> 00:13:58,274
‫اون ازبَرده بودن خسته شده

236
00:13:58,270 --> 00:14:00,216
‫میخواد برگرده چین

237
00:14:00,206 --> 00:14:03,278
‫نمیتونیم مجبورش کنیم اینجا
‫بمونه و خدمتکار ما باشه

238
00:14:03,309 --> 00:14:07,052
‫کی مجبورش میکنه؟
‫هرچقدر بخواد بهش پول میدیم

239
00:14:07,046 --> 00:14:11,085
‫و بهترین قسمتش اینه که، با
‫تجربیات اون، هرچی بگه می ارزه

240
00:14:11,083 --> 00:14:14,064
‫عمرا، عزیزم

241
00:14:15,087 --> 00:14:17,226
‫چیه؟

242
00:14:17,256 --> 00:14:21,102
‫چیه ... ؟

243
00:14:21,093 --> 00:14:24,165
‫چیه، یعنی هروقت چیزیو که میخوای
‫بدست نیاری، اخم میکنی و میری؟

244
00:14:24,196 --> 00:14:27,200
‫اوه، این درمورد من نیست
‫این درمورد کشور عزیزمونه

245
00:14:27,199 --> 00:14:30,078
‫اصلا خوشم نمیاد
‫با مردی که تونایی

246
00:14:30,069 --> 00:14:33,073
‫طرفداری و کمک...
‫برای ازهم پاشیدگی

247
00:14:33,105 --> 00:14:37,053
‫ارزشها درآمریکا رو...
‫نداره حرف بزنم

248
00:14:39,278 --> 00:14:43,055
‫گاهی اوقات یکم روده درازی
‫میکنه، ولی غرض نداره

249
00:14:43,082 --> 00:14:45,062
‫ـ   اوناهاش
‫ـ   سلام

250
00:14:45,050 --> 00:14:47,189
‫به محض اینکه پیغامتو
‫گرفتم اومدم. این ... ؟

251
00:14:47,219 --> 00:14:50,200
‫این گری گرانتام
‫شوهر سابق آینده ت

252
00:14:50,222 --> 00:14:52,031
‫ـ   وای. ازآشناییتون خوشبختم
‫ـ   سلام

253
00:14:52,024 --> 00:14:54,129
‫من باید برم پیش یکی از مشتریها

254
00:14:54,159 --> 00:14:59,302
‫پس شما باهمدیگه حرف بزنین
‫و شما دوتا یه زوج جذاب میشین

255
00:15:00,165 --> 00:15:04,011
‫آره. آره. آه

256
00:15:04,003 --> 00:15:06,108
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

257
00:15:06,138 --> 00:15:08,084
‫پس میخوای چهارشنبه
‫ازدواج کنی؟

258
00:15:08,073 --> 00:15:11,054
‫چون سه شنبه و جمعه
‫من خارج از شهرم

259
00:15:11,076 --> 00:15:13,215
‫اوه، ا ره، حتما
‫چهارشنبه عالیه

260
00:15:13,245 --> 00:15:15,191
‫فقط کنجکاوم

261
00:15:15,180 --> 00:15:18,184
‫چطوری ایدی شمارو
‫اینقدر سریع متقاعاد کرد؟

262
00:15:18,217 --> 00:15:22,165
‫شرایط تو رو توضیح داد
‫منم یه عروس جعلی نیاز داشتم

263
00:15:22,154 --> 00:15:24,134
‫واسه همین گفتم، چی از این بهتر ؟

264
00:15:24,156 --> 00:15:26,102
‫چرا یه عروس جعلی نیاز دارین؟

265
00:15:26,125 --> 00:15:29,106
‫من همجنس بازم. و
‫هیچوقت به مادرم نگفتم

266
00:15:29,094 --> 00:15:30,266
‫ـ   واقعا؟
‫ـ   آره

267
00:15:30,262 --> 00:15:32,242
‫اولش اصلا نمیخواستم بهش بگم

268
00:15:32,264 --> 00:15:35,177
‫بعدش اون پیرتر شد
‫امفیزم و واریس گرفت

269
00:15:35,200 --> 00:15:38,181
‫به این فکر افتادم که اگه
‫دهنمو بسته نگه دارم

270
00:15:38,170 --> 00:15:43,279
‫بالاخره یه روز عمر اونم به آخر میرسه، و
‫قطعاً صحنهء خیلی غم انگیزی هم خواهد بود

271
00:15:43,309 --> 00:15:45,289
‫پس، چطور
‫نظرتون عوض شد؟

272
00:15:45,277 --> 00:15:48,190
‫ماه پیش توی ۸۱ سالگرد
‫تولدش به من گفت

273
00:15:48,213 --> 00:15:52,093
‫تنها دلیلی که اون زنده ست
‫اینه که منو متأهل ببینه

274
00:15:52,117 --> 00:15:55,030
‫اوه. اوه، پس با ازدواج من

275
00:15:55,020 --> 00:15:58,001
‫آره، خیلی زودتر
‫ارث و میراثمو میگیرم

276
00:15:58,023 --> 00:16:01,300
‫ولی بیشتر میخوام مطمئن
‫بشم که اون خوشحال

277
00:16:03,128 --> 00:16:06,302
‫خب، خیلی خوب
‫بنظر میرسی، سوزان

278
00:16:06,298 --> 00:16:10,144
‫ازدواج با تو باعث افتخاره

279
00:16:10,135 --> 00:16:11,273
‫آه، به همچنین

280
00:16:11,303 --> 00:16:15,115
‫میتونی بقیه سیب زمینی هارو تموم کنی

281
00:16:21,180 --> 00:16:24,024
‫اینم از نامه و قرصهاتون

282
00:16:24,016 --> 00:16:28,123
‫اوه! بازم قرص

283
00:16:36,028 --> 00:16:38,099
‫خانم تیلمن؟

284
00:16:38,130 --> 00:16:41,077
‫این از کجا اومده؟

285
00:16:41,066 --> 00:16:44,172
‫نمیدونم. با بقیه نامه هاتون بود

286
00:16:44,269 --> 00:16:48,012
‫(تو یک نوه داری)

287
00:16:48,040 --> 00:16:50,077
‫تلفنو بده من

288
00:16:59,284 --> 00:17:01,161
‫سالیوان، منم

289
00:17:01,153 --> 00:17:04,134
‫خبرایی دارم و
‫میخوام دست بکار بشی

290
00:17:04,156 --> 00:17:08,263
‫مثل اینکه دلفینو داره
‫منو سر میدوئونه

291
00:17:15,067 --> 00:17:18,014
‫<font color=#FF۸۰۰۰>صبح روز بعد بیری
‫با یه نقشه بیدار شد</font>

292
00:17:18,037 --> 00:17:21,109
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...برای بدست آوردن حقیقتی
‫که بسیار محتاجش بود</font>

293
00:17:21,140 --> 00:17:24,246
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همونطور که رفتن اپل وایت رو
‫از خونه شون تماشا میکرد</font>

294
00:17:24,243 --> 00:17:28,191
‫<font color=#FF۸۰۰۰>به اعتمادی که به مالکین
‫گذشته داشت فکر میکرد</font>

295
00:17:28,180 --> 00:17:33,129
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و به اعتمادی که
‫اونا به بیری داشتند</font>

296
00:17:54,039 --> 00:17:57,111
‫کالب، تویی؟

297
00:18:02,047 --> 00:18:04,152
‫سلام، من بیری هستم

298
00:18:04,149 --> 00:18:06,220
‫من پایین خیابون زندگی میکنم

299
00:18:06,251 --> 00:18:09,198
‫من یکی از دوستای مادرت هستم

300
00:18:09,221 --> 00:18:13,294
‫ـ   اون خونه نیست
‫ـ   میدونم. آم

301
00:18:13,292 --> 00:18:17,138
‫ـ   اومدم تو رو ببینم
‫ـ   من؟

302
00:18:17,162 --> 00:18:19,142
‫آره. مادرت درمورد با
‫من زیاد حرف میزنه

303
00:18:19,164 --> 00:18:24,204
‫و فکر کردم خوب میشه
‫خودم هم باهات آشنا بشم

304
00:18:25,270 --> 00:18:31,152
‫برات کیک خونگی آوردم

305
00:18:36,215 --> 00:18:39,196
‫از اینطرف. دنبال کلوچه

306
00:18:42,020 --> 00:18:45,058
‫ـ   چه خبره؟ ـ   خب

307
00:18:45,057 --> 00:18:48,197
‫اد با تام شرط بسته که اون کلوچه ای...
‫که از توی توالت دربیاره رو نمیخوره

308
00:18:48,193 --> 00:18:52,266
‫ـ   باورم نمیشه
‫ـ   چندش آور نیست؟

309
00:18:52,297 --> 00:18:56,074
‫آه، آه، آه! نه
‫باید تا پایین بره

310
00:18:56,101 --> 00:18:59,082
‫نمیخوام فقط آب روش باشه

311
00:18:59,104 --> 00:19:01,243
‫صبرکن ببینم

312
00:19:01,240 --> 00:19:05,188
‫کسی نمیدونه برس
‫توالت کجاست؟

313
00:19:06,111 --> 00:19:09,251
‫یه ثانیه بیا. اصلا فکر نمیکرم
‫بخوام اینو ازت بپرسم ،

314
00:19:09,281 --> 00:19:11,261
‫تو میخوای کلوچهء...
‫توی توالت رو بخوری؟

315
00:19:11,283 --> 00:19:14,127
‫آره. به ازای حساب
‫جواهری گالوستون

316
00:19:14,119 --> 00:19:16,224
‫برام مهم نیست
‫تو اینکارو نمیکنی

317
00:19:16,255 --> 00:19:18,235
‫خودت گفتی یه راهی برای
‫جور شدن با اد پیدا کنم

318
00:19:18,223 --> 00:19:23,070
‫خب، الان راهمونو پیدا کدیم
‫و اون بخاطرش به من پول میده

319
00:19:23,061 --> 00:19:25,200
‫چون اد میخواد
‫تو رو کوچیک کنه

320
00:19:25,230 --> 00:19:27,210
‫خواهش میکنم، اینکارو نکن

321
00:19:27,199 --> 00:19:34,208
‫ما منتظریم، اسکاوو

322
00:19:34,239 --> 00:19:37,220
‫این لحظه رو از دست نمیدم

323
00:19:41,246 --> 00:19:44,159
‫پس، کالب، بجزء مادرت و پدارت

324
00:19:44,183 --> 00:19:48,188
‫هیچکس دیگه ای
‫میدونه تو اینجایی؟

325
00:19:48,220 --> 00:19:51,201
‫نه

326
00:19:52,090 --> 00:19:54,092
‫شما خوشکل هستین

327
00:19:54,092 --> 00:19:57,039
‫ممنون
‫تو لطف داری

328
00:19:57,029 --> 00:20:00,169
‫پس تمام این مدت اون
‫بالا زندگی میکردی؟

329
00:20:00,165 --> 00:20:03,112
‫نه

330
00:20:03,168 --> 00:20:06,274
‫من تازه اومدم بالا
‫اتاق من پایین

331
00:20:06,271 --> 00:20:08,046
‫پایین؟

332
00:20:08,073 --> 00:20:11,077
‫توی زیرزمین

333
00:20:11,276 --> 00:20:14,189
‫میخوای ببینیش؟

334
00:20:38,303 --> 00:20:42,217
‫کالب، تمام این
‫ماهها تو اینجا بودی؟

335
00:20:42,207 --> 00:20:44,244
‫آره

336
00:20:45,077 --> 00:20:48,115
‫مادرت اینا رو بهت میزد؟

337
00:20:48,146 --> 00:20:49,284
‫بیشتر اوقات

338
00:20:49,281 --> 00:20:53,093
‫اوه، خدای من

339
00:20:53,285 --> 00:20:57,131
‫عزیزم، متوجه نمیشم

340
00:20:57,155 --> 00:21:00,227
‫چرا مادرت باید با تو
‫اینطوری رفتار کنه؟

341
00:21:02,094 --> 00:21:06,167
‫ـ   من به یه دخترآسیب رسوندم
‫ـ   یه دختر؟

342
00:21:08,200 --> 00:21:11,147
‫آره

343
00:21:14,072 --> 00:21:16,018
‫و بعدش اون مرد

344
00:21:20,112 --> 00:21:23,059
‫اسمش ملانی بود

345
00:21:26,018 --> 00:21:29,124
‫اون خوشکل بود

346
00:21:30,022 --> 00:21:32,298
‫درست مثل شما

347
00:21:39,064 --> 00:21:42,045
‫سلام

348
00:21:44,236 --> 00:21:48,013
‫فکر کردم بایدبدونی که
‫من دارم ازدواج میکنم

349
00:21:49,174 --> 00:21:53,020
‫ـ   با دکتر؟
‫ـ   نه! نه

350
00:21:53,011 --> 00:21:55,218
‫نه، با یه همجنس باز

351
00:21:56,048 --> 00:21:58,153
‫تو جریان دکترو از کجا میدونی؟

352
00:21:58,183 --> 00:22:00,185
‫مردم حرف میزنن

353
00:22:00,185 --> 00:22:03,098
‫ـ   داری با یه همجنس باز ازدواج میکنی؟
‫ـ   به بیمه بهداشت احتیاج دارم

354
00:22:03,121 --> 00:22:06,295
‫چون این سرگردانی طحال
‫دارم، و ... خنده داره

355
00:22:06,291 --> 00:22:09,170
‫طحال، سرگردان ، ولی
‫راستش، هیچم خنده دار نیست

356
00:22:09,161 --> 00:22:12,005
‫چون ممکنه یه کاری دستم بده

357
00:22:12,030 --> 00:22:15,068
‫واسه همین بیمه لازم دارم، واسه
‫همین فردا دارم عروسی میکنم

358
00:22:15,067 --> 00:22:18,014
‫احتمالا فکر میکنی
‫من خلم، درسته؟

359
00:22:18,203 --> 00:22:22,083
‫خب، نمیشه عقبش انداخت؟
‫جراحی رو؟

360
00:22:22,107 --> 00:22:25,213
‫نه. نمیشه

361
00:22:26,111 --> 00:22:29,058
‫بگمونم همچینم دیوونه بازی نیست

362
00:22:30,215 --> 00:22:32,126
‫حالتون چطوره، خانم؟

363
00:22:32,117 --> 00:22:34,188
‫میتونی یه دقیقه به من وقت بدی؟

364
00:22:34,219 --> 00:22:36,199
‫اوه، آره. نه، عذر میخوام

365
00:22:36,221 --> 00:22:39,202
‫فقط میخواستم همینو بگم

366
00:22:40,292 --> 00:22:44,035
‫ـ   چی میخوای؟
‫ـ   من چیزی نمیخوام، دلفینو

367
00:22:44,029 --> 00:22:46,270
‫نوح تایلو یه چیزی میخواد
‫نوه ش کجاست؟

368
00:22:46,298 --> 00:22:52,214
‫بیا از این قسمتشم که تو
‫چیزی نمیدونی بگذریم

369
00:22:52,204 --> 00:22:54,150
‫آقای تایلور میخواد
‫باهات حرف بزنه

370
00:22:54,172 --> 00:22:56,118
‫اگه قبول نکنم چی؟

371
00:22:56,141 --> 00:22:58,314
‫اونوقت مجبورم خودم
‫بچه رو پیدا کنم

372
00:22:58,310 --> 00:23:03,282
‫حدس میزنم یه جایی
‫همین نزدیکیها باشه

373
00:23:03,315 --> 00:23:08,162
‫دوست دختر قدیمیت
‫اون یه دختر داره، درسته؟

374
00:23:08,153 --> 00:23:12,067
‫شاید بهتره باشه با یه
‫ملاقات از اون شروع کنم

375
00:23:12,090 --> 00:23:14,263
‫ـ   دختر اون نوهء نوح نیست
‫ـ   آره، خب

376
00:23:14,292 --> 00:23:19,037
‫با توجه به سابقهء قبلیت، ممکنه
‫خودم بخوام یه سروگوشی آب بدم

377
00:23:21,099 --> 00:23:24,137
‫بهش بگو فردا صبح میام

378
00:23:30,008 --> 00:23:32,181
‫اوه

379
00:23:32,210 --> 00:23:35,123
‫خیلی قشنگ

380
00:23:35,180 --> 00:23:38,024
‫چیزای خوب رو دوست داری؟

381
00:23:39,050 --> 00:23:42,190
‫بخاطر همینه که فکر میکنم
‫احمقی که نمیخوای اینجا بمونی

382
00:23:42,187 --> 00:23:46,033
‫میتونی تمام وقت دوروبر
‫چیزای خوب من باشی

383
00:23:46,057 --> 00:23:48,037
‫ازشون مراقبت کنی

384
00:23:48,059 --> 00:23:50,198
‫خوش نیست؟

385
00:23:50,195 --> 00:23:54,200
‫خب، مطمئنم خوشیش
‫بیشتر از موندن

386
00:23:54,199 --> 00:23:58,170
‫توی اون دهکدهء مخروبهء توئه

387
00:24:01,239 --> 00:24:05,210
‫میدونی، احتمالا بیشتر از اونی که
‫مردم بدونن ما به هم شباهت داریم

388
00:24:05,243 --> 00:24:07,223
‫منم اهل یه دهکدهء کوچیکم

389
00:24:07,245 --> 00:24:09,088
‫دوستام هیچی نداشتند

390
00:24:09,080 --> 00:24:14,120
‫بخاطر همینه که آمریکارو دوست
‫دارم. چون اینجا هرچیزی ممکنه

391
00:24:19,157 --> 00:24:21,103
‫اوه

392
00:24:21,126 --> 00:24:24,107
‫از اون خوشت میاد؟

393
00:24:24,095 --> 00:24:28,202
‫خب، اینو یه دلال سهام
‫شرکت گامبالو به من داده

394
00:24:28,200 --> 00:24:32,046
‫ارزشی نداره
‫میتونی داشته باشیش

395
00:24:40,245 --> 00:24:43,021
‫اوه

396
00:24:43,048 --> 00:24:46,029
‫باشه. خوشحال
‫ازش خوشت میاد

397
00:24:46,218 --> 00:24:49,165
‫میتونی موهامو شونه کنی

398
00:25:04,102 --> 00:25:07,049
‫- ـ   سلام. ـ   سلام. .

399
00:25:07,038 --> 00:25:11,043
‫با این کمبود وقت بهترین
‫کاری که از دستم بر میاد

400
00:25:12,177 --> 00:25:14,282
‫ـ   باشه. . ـ   باشه

401
00:25:19,184 --> 00:25:22,165
‫اوه، سوزان، این
‫ساقدوش منه، استیوان

402
00:25:22,187 --> 00:25:24,030
‫اون همچنین شریک
‫زندگیم هم هست

403
00:25:24,022 --> 00:25:27,231
‫اوه، سلام. ازآشناییتون خوشبختم

404
00:25:28,093 --> 00:25:32,098
‫عزیزم، مودب باش

405
00:25:32,097 --> 00:25:36,102
‫ـ   متأسفم که سرطان داری
‫ـ   سرطان؟

406
00:25:36,134 --> 00:25:39,240
‫مگه این بازیها بخاطر همین نیست؟

407
00:25:39,237 --> 00:25:42,081
‫گری گفت شما به
‫بیمه احتیاج دارین

408
00:25:42,073 --> 00:25:45,054
‫بله. نه. من به بیمه احتیاج دارم
‫ولی من سرطان ندارم

409
00:25:45,076 --> 00:25:49,149
‫سرگردانی طحال دارم

410
00:25:50,215 --> 00:25:53,025
‫گفتم مثل سرطان

411
00:25:53,051 --> 00:25:54,325
‫مشکلی هست؟

412
00:25:54,319 --> 00:26:00,167
‫نه. همه چیز مرتبه
‫بهتره بریم توی کلیسا، بریم؟

413
00:26:01,293 --> 00:26:03,273
‫من یه کیک عروسی
‫درست کردم

414
00:26:03,295 --> 00:26:05,104
‫امیدوارم خوشت بیاد

415
00:26:12,003 --> 00:26:14,142
‫پس ... آماده ایم شروع کنیم؟

416
00:26:14,172 --> 00:26:16,209
‫چیزی برای پخش
‫موزیک دارین؟

417
00:26:16,241 --> 00:26:19,017
‫استیوان برامونیه چند
‫تا آهنگ عروسی زده

418
00:26:19,010 --> 00:26:23,083
‫ـ   برای محیط
‫ـ   حتما، الان میزارم

419
00:26:27,152 --> 00:26:29,132
‫مشکلی داری؟

420
00:26:29,154 --> 00:26:31,100
‫تو گفتی اون مریضه

421
00:26:31,089 --> 00:26:34,093
‫مریضه. اون
‫سرگردانی طحال داره

422
00:26:34,125 --> 00:26:37,197
‫اصلا هیچیش به سرطان نمیخوره
‫حتی بنظر جدی هم نیست

423
00:26:37,228 --> 00:26:40,175
‫ـ   خب، هست. ممکنه بمیرم
‫ـ   منکه مریض نمی بینمت، عزیزم

424
00:26:40,165 --> 00:26:42,167
‫اینکارو نکن

425
00:26:42,200 --> 00:26:48,151
‫شیش بار ازت خواستم بریم هلند و ازدواج
‫کنیم، و همیشه بهونه های الکی میاری

426
00:26:48,139 --> 00:26:54,146
‫ولی وقتی یه دختر با یه مریضی احمقانه
‫میاد،لیوان آب دستتو میزاری و میای کلیسا

427
00:26:54,145 --> 00:26:55,215
‫نه، این یه بیماری جدی

428
00:26:55,246 --> 00:26:59,058
‫بخاطر کلمهء طحال
‫احمقانه بنظر میرسه

429
00:26:59,250 --> 00:27:01,252
‫چی میخوای؟

430
00:27:01,252 --> 00:27:04,290
‫میخوام بهمون اندازه که نگران احساسات
‫مادرت هستی نگران احساسات منم باشی

431
00:27:04,289 --> 00:27:08,203
‫چی تو رو خوشحال میکنه؟
‫اینکه عروسی نکنم؟ همینو میخوای؟

432
00:27:08,226 --> 00:27:10,206
‫نه، همونجا نگه ش دار

433
00:27:10,195 --> 00:27:15,042
‫من بیشتر از هرکسی دوست دارم که
‫دوتا عاشق توی هلند باهم عروسی کنن

434
00:27:15,066 --> 00:27:18,275
‫با گل لاله، جلوی آسیاب
‫بادی، با کلی چیز و میز

435
00:27:18,303 --> 00:27:25,016
‫ولی اگه این جراحی رو انجام ندم، طحالم
‫مستقیم میره پیش قلبم و منفجر میشه

436
00:27:25,043 --> 00:27:31,289
‫حالا که میبینی من چقدرآدم خوبی هستم و
‫طرفدار همجنس بازائم، بیان اینکارو بکنیم

437
00:27:31,282 --> 00:27:37,028
‫بعدش من یه شوهر و بیمه گیرم
‫میاد، کسی هم طوریش نمیشه

438
00:27:38,189 --> 00:27:42,035
‫بیخیال. استیوان

439
00:27:42,060 --> 00:27:43,198
‫استیوان

440
00:27:43,228 --> 00:27:47,267
‫ـ   اون فقط
‫ـ   آره

441
00:27:48,266 --> 00:27:53,113
‫عذر میخوام. از دستم کاری
‫ساخته نیست. واقعا متأسفم

442
00:27:56,241 --> 00:27:59,154
‫استیوان، صبرکن! استیوان! داری
‫کجا میدی؟ داری چیکار میکنی؟

443
00:28:06,184 --> 00:28:09,290
‫بالاخره راهش انداختم

444
00:28:10,188 --> 00:28:13,169
‫داماد کجاست؟

445
00:28:24,269 --> 00:28:27,250
‫سلام، سوزی کیو

446
00:28:27,238 --> 00:28:32,017
‫چی شده؟
‫انگار کشتی هات غرق شده

447
00:28:32,043 --> 00:28:35,217
‫ـ   عروسی نکردم
‫ـ   واقعا؟

448
00:28:35,246 --> 00:28:41,197
‫تا جلوی کشیش هم رفتم، ولی انگار تمام
‫این جریان ازدواج قلابی ریخت به هم

449
00:28:44,122 --> 00:28:45,260
‫متأسفم

450
00:28:45,256 --> 00:28:48,100
‫هنوز بیمه ندارم

451
00:28:48,126 --> 00:28:53,075
‫احتیاج دارم که جراحی بشم. من

452
00:28:54,099 --> 00:28:56,978
‫واقعا بدبخت شدم

453
00:28:57,268 --> 00:29:01,216
‫خب

454
00:29:03,274 --> 00:29:06,221
‫ـ   ...چرا من باهات ازدواج نکنم؟
‫ـ   چی؟

455
00:29:06,211 --> 00:29:08,191
‫من یه بیمه سلامت فوق العاده دارم

456
00:29:08,179 --> 00:29:10,090
‫تو هم کاملا تحت
‫پوشش قرار میگیری

457
00:29:10,115 --> 00:29:14,188
‫ولی ... ما که ازدواج کرده بودیم

458
00:29:14,185 --> 00:29:19,259
‫ببین، من همیشه بخاطر اینکه
‫ترکت کردم احساس ناراحتی میکنم

459
00:29:19,290 --> 00:29:21,270
‫و بنظرم اگه اینکارو بکنیم

460
00:29:21,259 --> 00:29:26,106
‫اساسی زندگیتو نجات دادم...

461
00:29:27,165 --> 00:29:30,169
‫فکر میکنم یکی بهت بدهکارم

462
00:29:31,136 --> 00:29:34,049
‫کارل

463
00:29:35,140 --> 00:29:40,112
‫پس، چی میگی؟
‫سوزان مایر، با من ازدواج میکنی؟

464
00:29:40,178 --> 00:29:43,057
‫دوباره؟

465
00:29:45,049 --> 00:29:47,029
‫چرا که نه؟

466
00:29:47,018 --> 00:29:48,122
‫آفرین

467
00:29:55,293 --> 00:29:57,273
‫ـ   ایدی رو میخوای چیکار کنی؟
‫ـ   بهش نمیگیم

468
00:29:57,295 --> 00:30:01,243
‫ـ   هر دو مون رو میکشه
‫ـ   این راز بین خودمون میمونه

469
00:30:04,202 --> 00:30:07,183
‫از اینکه مهمون ما بودی
‫واقعا لذت بردیم. درسته؟

470
00:30:07,205 --> 00:30:09,151
‫صد در صد

471
00:30:09,140 --> 00:30:12,121
‫ژائومی، تو دختر
‫خیلی خاصی هستی

472
00:30:12,143 --> 00:30:16,023
‫پس ... مراقب خودت باش، باشه؟

473
00:30:22,287 --> 00:30:25,063
‫بخاطر کمکتون ممنون

474
00:30:25,089 --> 00:30:28,127
‫خواهش میکنم، پدر

475
00:30:30,295 --> 00:30:33,242
‫ـ   بای بای
‫ـ   خانوما

476
00:30:35,233 --> 00:30:39,181
‫نگو بخاطر اینکه خدمتکاری که
‫میخواستی رو نداری داری گریه میکنی

477
00:30:39,204 --> 00:30:41,275
‫کارلوس، اون فقط
‫یه خدمتکار نبود

478
00:30:41,272 --> 00:30:44,082
‫اون بهترین خدمتکار دنیا بود

479
00:30:44,108 --> 00:30:46,281
‫ـ   خدا، تو رقت انگیزی
‫ـ   خفه شو

480
00:30:48,279 --> 00:30:52,125
‫هی. یه چیزی شده

481
00:30:57,055 --> 00:30:59,296
‫پدر کراولی

482
00:31:01,259 --> 00:31:02,237
‫مشکلی هست؟

483
00:31:02,260 --> 00:31:05,241
‫ژائومی نمیخواد برگرده چین

484
00:31:05,230 --> 00:31:07,267
‫میخواد اینجا بمونه
‫و برای شما کار کنه

485
00:31:07,265 --> 00:31:10,144
‫چی؟ چرا؟

486
00:31:16,040 --> 00:31:19,283
‫میگه تا حالا هیچکس مثل خانم سولیس
‫به این مهربونی با اون رفتار نکرده

487
00:31:19,277 --> 00:31:23,225
‫اون شما دوتا رو
‫مثل خونواده میدونه

488
00:31:24,048 --> 00:31:26,153
‫اوه، واقعا؟

489
00:31:26,184 --> 00:31:30,132
‫اوه، البته که میتونی بمونی

490
00:31:33,291 --> 00:31:35,999
‫گبی

491
00:31:36,027 --> 00:31:40,032
‫کارلوس، اون مارو
‫مثل خونواده میدونه

492
00:31:44,168 --> 00:31:48,014
‫منتظر اون جریان کالباس ها ستم
‫پنج دقیقه دیگه توی اتاق کنفرانس

493
00:31:48,006 --> 00:31:51,078
‫پسر توالت...

494
00:31:52,310 --> 00:31:54,290
‫اجازه نداری شکایت کنی

495
00:31:54,279 --> 00:31:58,284
‫حق با تو بود. توی تمام شرکت
‫منو پسر توالت میشناسن

496
00:31:58,316 --> 00:32:02,128
‫بهش بگو دیگه بازی نمیکنی. بهش
‫بگو دیگه نمیخوای از این بازیها بکنی

497
00:32:02,120 --> 00:32:05,101
‫نمیتونم. اگه الان عقب نشینی
‫کنم. اون میزاره بحساب ضعفم

498
00:32:05,089 --> 00:32:07,069
‫این یه راه معامله کردن بروبچی

499
00:32:07,091 --> 00:32:09,230
‫ـ   ولی
‫ـ   خودش خواسته

500
00:32:09,260 --> 00:32:12,264
‫منو کرده هرزهء خودش

501
00:32:18,303 --> 00:32:20,146
‫بفرما

502
00:32:20,138 --> 00:32:23,278
‫داشتم فکر میکردم، این اواخر
‫اینجا زیاد خوشگذرونی داشتیم

503
00:32:23,308 --> 00:32:28,257
‫ولی شاید وقتشه که یکم بیشتر
‫محیط شرکت رو تجاری کنیم

504
00:32:28,246 --> 00:32:31,022
‫اوه، فهمیدم

505
00:32:31,049 --> 00:32:33,120
‫یکی رفته پیش
‫مامانی شکایت کرده؟

506
00:32:33,117 --> 00:32:35,028
‫ـ   چی؟
‫ـ   تام چندتا شرط رو باخت

507
00:32:35,053 --> 00:32:37,226
‫واسه همین زنشو
‫فرستاده سراغ من؟

508
00:32:37,255 --> 00:32:40,236
‫اوه، این خیلی آلفا تائ بازی

509
00:32:40,258 --> 00:32:42,260
‫حسابشو میزارم کف دستش

510
00:32:42,260 --> 00:32:45,207
‫نه. نه، تو حسابشو
‫نمیزاری کف دستش

511
00:32:45,229 --> 00:32:48,210
‫باید همین الان تمومش کنی

512
00:32:48,199 --> 00:32:50,179
‫اینجا شرکت منه

513
00:32:50,168 --> 00:32:54,116
‫اگه مردم میخوان اینجا کار کنن
‫با قوانین من بازی میکنن

514
00:32:57,308 --> 00:33:00,016
‫آه ... اد

515
00:33:00,011 --> 00:33:02,048
‫چیه؟

516
00:33:02,046 --> 00:33:04,117
‫ـ   باهات کل میندازم
‫ـ   ها؟

517
00:33:04,148 --> 00:33:07,220
‫آره، این شرکت توئه
‫پس منم با قوانین تو بازی میکنم

518
00:33:07,218 --> 00:33:11,132
‫چیکار کنم که این مُبصر
‫بازی رو تمومش کنی؟

519
00:33:11,122 --> 00:33:14,194
‫ابروهامو بتراشم؟
‫لخت بیام سر کار؟ تو بگو

520
00:33:14,225 --> 00:33:18,173
‫ـ   برای اینکارا وقت ندارم
‫ـ   آو، چی شده، اد؟

521
00:33:18,196 --> 00:33:20,267
‫فی کپس میترسه از یه
‫دختر شکست بخوره؟

522
00:33:20,264 --> 00:33:24,041
‫یالا دیگه، کاپیتان

523
00:33:24,068 --> 00:33:26,309
‫این فقط یه شرط کوچیکه

524
00:33:30,241 --> 00:33:35,088
‫همونطور که میدونین، بنظر من شاد
‫کردن محیط کار برای کارکنان خوبه

525
00:33:35,113 --> 00:33:40,085
‫ولی لینت فکر میکنه که شیطنتهای
‫ما یخورده غیر قابل کنترل شده

526
00:33:41,252 --> 00:33:45,166
‫اجازه بدین، اجازه بدین. من به این
‫روحیهء کاری لینت احترام میزارم

527
00:33:52,063 --> 00:34:01,006
‫اگه اون بتونه نیم کیلو گوشت
‫تازه نپخته خوک رو بخوره

528
00:34:03,107 --> 00:34:07,112
‫حق داره توی این...
‫شرکت یه شرط ببنده

529
00:34:08,212 --> 00:34:10,249
‫داری اینکارو بخاطر من میکنی
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی

530
00:34:10,281 --> 00:34:12,261
‫نمیخوام تو واسه من بجنگی

531
00:34:12,250 --> 00:34:19,031
‫این جنگ خودمه. بروبچ اینجوری
‫باهم معامله میکنن، درسته؟

532
00:34:29,233 --> 00:34:32,214
‫ما روی تو حساب میکنیم

533
00:34:34,038 --> 00:34:37,076
‫تا وقتی جوان هستیم

534
00:34:47,018 --> 00:34:50,022
‫باخت هیچ اشکالی نداره، لینت

535
00:34:50,054 --> 00:34:52,261
‫اصلا اشکالی نداره

536
00:35:44,108 --> 00:35:47,089
‫چیه؟ .. خودش شرط بسته

537
00:35:47,078 --> 00:35:51,254
‫این خوشگذرونی

538
00:36:14,038 --> 00:36:16,177
‫پس

539
00:36:16,207 --> 00:36:20,053
‫اینجا میتونه دوباره...
‫محیط کار باشه، اد؟

540
00:36:20,044 --> 00:36:21,250
‫بدون هیچ بازی ای؟

541
00:36:21,279 --> 00:36:24,021
‫حتما

542
00:36:24,215 --> 00:36:27,162
‫به هرحال، تو همهء
‫سرگرمی هارو خراب کردی

543
00:36:37,061 --> 00:36:40,133
‫واقعاآخرش بود

544
00:36:40,131 --> 00:36:42,202
‫مرسی

545
00:36:42,200 --> 00:36:45,181
‫میتونی منو ببری بالای سطل؟

546
00:36:56,080 --> 00:36:59,027
‫کالب گفت یه خانم مو
‫قرمز اومده ملاقاتش

547
00:36:59,050 --> 00:37:01,223
‫بیا توو، بتی

548
00:37:05,089 --> 00:37:07,069
‫نوشیدنی میخوای؟

549
00:37:07,058 --> 00:37:08,230
‫نیومدم باهم گپ بزنیم

550
00:37:08,226 --> 00:37:12,038
‫تو وارد خونهء من شدی و
‫با پسرم صحبت کردی یا نه؟

551
00:37:12,063 --> 00:37:15,169
‫بله، کالب و من یه گپ
‫خیلی دوستانه داشتیم

552
00:37:15,199 --> 00:37:19,045
‫اگه یکبار دیگه به اون نزدیک
‫بشی، تقاصشو پس میدی

553
00:37:19,036 --> 00:37:21,107
‫میفهمی؟

554
00:37:23,174 --> 00:37:26,246
‫نمیخوای رسی درمورد
‫چی باهم حرف زدیم؟

555
00:37:27,144 --> 00:37:32,059
‫یکی به اسم، آم ... ملانی فاستر

556
00:37:33,317 --> 00:37:36,264
‫الان برات یه
‫نوشیدنی میریزم، بتی

557
00:37:36,254 --> 00:37:39,098
‫چون الان قراره یه گفتگوی
‫خیلی صادقانه داشته باشی

558
00:37:39,090 --> 00:37:44,005
‫و فکر میکنم برای اینکار یکم
‫کمک احتیاج داشته باشی

559
00:37:47,164 --> 00:37:50,168
‫اسمش زک یانگ
‫با پدرش زندگی میکنه

560
00:37:50,167 --> 00:37:53,011
‫یک سال پیش
‫مادرش خودکشی کرد

561
00:37:53,037 --> 00:37:55,176
‫چطوری سر و کارش
‫به این آدما افتاده؟

562
00:37:55,172 --> 00:37:58,176
‫خودت فکر میکنی چطوری؟
‫دیادرا بهش فشار اومده بوده

563
00:37:58,175 --> 00:37:59,153
‫بچه رو داده به اونا

564
00:37:59,176 --> 00:38:02,020
‫میخوام این پسر رو ببینم

565
00:38:02,046 --> 00:38:05,027
‫اون یه خونواده داره. نمیتونم
‫یهو برش دارم و بیارمش اینجا

566
00:38:05,049 --> 00:38:07,029
‫شاید تو نتونی، ولی من میتونم

567
00:38:07,018 --> 00:38:08,998
‫و کاراگاه سالیوان
‫هم میتونه عملیش کنه

568
00:38:09,020 --> 00:38:10,294
‫ـ   تو اینکارو نمیکنی
‫ـ   نه؟

569
00:38:10,288 --> 00:38:17,035
‫اینطوری میخوای ملاقاتش کنی؟ به زور
‫بکشونیش اینجا تا بابابزرگش بتونه بغلش کنه؟

570
00:38:17,061 --> 00:38:20,042
‫باشه، تو بیارش
‫دو روز بهت مهلت میدم

571
00:38:20,031 --> 00:38:25,276
‫همونطور که خودت میدونی
‫دارم اینجا با ساعت پیش میرم

572
00:38:30,007 --> 00:38:31,145
‫وقتی کالب به دنیا اومد

573
00:38:31,175 --> 00:38:36,022
‫و دکترها فهمیدند که...
‫اون فرق میکنه

574
00:38:36,013 --> 00:38:38,289
‫من حتی گریه هم نکردم...

575
00:38:40,184 --> 00:38:45,156
‫اون لحظه دردناکترین
‫لحظهء زندگی بود

576
00:38:45,189 --> 00:38:47,294
‫من یک قطره هم اشک نریختم

577
00:38:47,291 --> 00:38:51,205
‫فقط با خودم فکر کردم
‫، حالا مگه چیه؟

578
00:38:51,228 --> 00:38:54,038
‫اون پسر منه

579
00:38:54,031 --> 00:38:58,036
‫و باید به نحو احسن بزرگش کنم

580
00:38:58,035 --> 00:39:01,209
‫حالا، این وظیفهء منه

581
00:39:02,073 --> 00:39:05,054
‫در بیشتر موارد
‫احساس خوشبختی میکنم

582
00:39:05,076 --> 00:39:10,025
‫کالب گردنش کش هست
‫ولی ذاتا خیلی دلنشین

583
00:39:10,181 --> 00:39:14,027
‫مطمئنم وقتی به ملاقاتش
‫اومدی متوجه شدی

584
00:39:14,051 --> 00:39:17,055
‫بله، شدم

585
00:39:17,088 --> 00:39:23,039
‫من همینطور متوجه شدم که توی
‫زیرزمین به غل و زنجیر کشیده بودی

586
00:39:23,294 --> 00:39:27,242
‫اون بخاطر ملانی فاستر

587
00:39:28,299 --> 00:39:34,079
‫ملانی دختری بود که میتو
‫باهاش قرار میگذاشت

588
00:39:34,071 --> 00:39:36,017
‫اون یه دختر تازه بلوغ شده بود

589
00:39:36,040 --> 00:39:39,021
‫و مثل همهء نوجوانها

590
00:39:39,009 --> 00:39:41,990
‫رابطه شون پر از
‫پستی و بلندی بود

591
00:39:42,012 --> 00:39:46,119
‫همیشه باهم قهر میکردند، دوباره باهم
‫دوست میشدند، دوباره قهر میکردند

592
00:39:46,150 --> 00:39:49,097
‫یه شب، بعد از یکی از
‫دعواهای گنده شون

593
00:39:49,086 --> 00:39:55,037
‫کالب یجوری ملانی رو قانع کرد که
‫توی محوطه انبار الوار ملاقاتش کنه

594
00:39:55,059 --> 00:39:58,006
‫فقط میتونم تصور کنم
‫که ملانی فکر میکرده

595
00:39:58,028 --> 00:40:00,099
‫کالب اومده بود از طرف...
‫متیو عذرخواهی کنه

596
00:40:00,097 --> 00:40:03,078
‫ولی نه

597
00:40:03,134 --> 00:40:06,274
‫کالب به ملانی گفته
‫بود که عاشقشه

598
00:40:06,270 --> 00:40:13,085
‫و اینکه اگه اون دوست پسرش
‫بود، هیچوقت باهاش قهر نمیکرد

599
00:40:14,145 --> 00:40:17,126
‫و ملانی توی صورتش خنده کرده

600
00:40:17,114 --> 00:40:22,086
‫کالب سعی میکنه با بوسیدنش
‫بهش نشون بده که جدی میگه

601
00:40:22,286 --> 00:40:25,165
‫و ملانی اونو میزنه

602
00:40:28,125 --> 00:40:30,264
‫از اون به بعد زیاد
‫چیزی یادش نمیاد

603
00:40:30,261 --> 00:40:35,074
‫ولی میدونه که خیلی
‫خیلی عصبانی میشه و

604
00:40:36,133 --> 00:40:40,206
‫و کنارش یه تبر...
‫روی زمین افتاده بوده

605
00:40:43,207 --> 00:40:49,180
‫بله، کالب من ملانی رو کشت

606
00:40:49,180 --> 00:40:53,026
‫ولی نتونستم اجازه
‫بدم بره زندان

607
00:40:53,250 --> 00:40:56,231
‫یا بدتر از اون، اعدام بشه

608
00:40:56,253 --> 00:41:00,065
‫برای جُرمی که گناه من بوده...

609
00:41:00,057 --> 00:41:03,004
‫گناه تو؟

610
00:41:05,062 --> 00:41:08,202
‫این وظیفهء من بود

611
00:41:08,199 --> 00:41:11,043
‫من قرار بود اونو از
‫خودش حفاظت کنم

612
00:41:11,068 --> 00:41:14,049
‫من مادرشم

613
00:41:14,038 --> 00:41:17,986
‫اون وظیفهء من بود

614
00:41:30,054 --> 00:41:34,196
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دنیا پر شده از رفاقتهای بعید</font>

615
00:41:34,191 --> 00:41:36,171
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چطوری شروع میشن؟</font>

616
00:41:36,193 --> 00:41:40,005
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با یک شخصی که بسیار محتاج</font>

617
00:41:39,997 --> 00:41:44,139
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و شخص مقابل هم
‫خواهان دادن دست یاری</font>

618
00:41:44,168 --> 00:41:49,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقتی همچین مهربانیهایی پیشنهاد داده
‫میشه، بالاخره قادر به دیدن ارزش</font>

619
00:41:49,240 --> 00:41:53,985
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اونایی که درگذشته
‫رهاشون کرده بودیم میشیم</font>

620
00:41:54,178 --> 00:41:56,988
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و قبل از اینکه اینو بدونیم</font>

621
00:41:57,014 --> 00:42:00,018
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یک ارتباطی شکل گرفته بوده</font>

622
00:42:00,050 --> 00:42:05,022
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جدای از اون چیزی که
‫دیگران بتونن درکش کنند</font>

623
00:42:05,055 --> 00:42:10,027
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، دوستیهای بعید
‫هر روز رُخ میدند</font>

624
00:42:10,027 --> 00:42:15,238
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هیچکس اینو بهتر از یک
‫شخص تنها درک نمیکنه</font>

625
00:42:17,034 --> 00:42:22,040
‫<font color=#FF۸۰۰۰>درواقع، این چیزیه که اونا می بینند</font>

