1
00:00:01,001 --> 00:00:02,139
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,168 --> 00:00:05,081
‫تا زمانیکه حضانت
‫قانونا به پایان نرسیده

3
00:00:05,071 --> 00:00:08,075
‫مادر شرعی هنوز میتونه
‫نظرشو تغییر بده. و داده

4
00:00:08,108 --> 00:00:10,281
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اسنادی مطالبه شد</font>
‫ـ   میخوام تام رو اخراج کنم

5
00:00:10,276 --> 00:00:14,156
‫اگه اخراجش کنی، اون ازت شکایت میکنه
‫و منم پشتشو میگیرم. تو یه دلیل نیاز داری

6
00:00:14,147 --> 00:00:17,060
‫ـ   بگمونم مجبورم یه دلیل پیدا کنم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تصمیماتی گرفته شد</font>

7
00:00:17,050 --> 00:00:21,260
‫میخوام یه کار خیلی وحشتناک بکنم
‫کاری که دنیاشو زیر و رو کنه

8
00:00:21,287 --> 00:00:23,062
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تهدیدهایی گفته شد</font>

9
00:00:23,089 --> 00:00:25,160
‫حالا چه غلطی بکنیم؟

10
00:00:25,191 --> 00:00:27,296
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و نقشه هایی</font>

11
00:00:27,293 --> 00:00:29,136
‫داروی مُسَکِن؟

12
00:00:29,162 --> 00:00:32,041
‫وقتشه به برادرت آرامشی
‫که لیاقتشو داره رو بدیم

13
00:00:32,032 --> 00:00:35,206
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...در معرض اجرا گذاشته شد</font>

14
00:00:36,069 --> 00:00:40,040
‫<font color=#FF۸۰۰۰>موفق ترین کاراگاه خصوصی
‫در فیر ویو</font>

15
00:00:40,040 --> 00:00:43,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مردی به اسم اولیور وستون بود</font>

16
00:00:43,043 --> 00:00:46,183
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه سعی میکرد، ولی
‫اولیور نمیتونست دقیقا</font>

17
00:00:46,212 --> 00:00:49,193
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...لحظه ای که دست از باور
‫عشق برداره رو بیاد بیاره</font>

18
00:00:49,215 --> 00:00:54,187
‫<font color=#FF۸۰۰۰>شبی بود که مچ مدیرعامل رو
‫درحال خیانت با منشیش گرفت؟</font>

19
00:00:54,220 --> 00:01:00,262
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا روزی بود که زن خونه داری رو
‫دید که با نامه رسونش خیانت میکرد؟</font>

20
00:01:00,260 --> 00:01:04,140
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا وقتی که مُچ
‫دختر همسایه رو</font>

21
00:01:04,130 --> 00:01:09,045
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...زمانی که با زوج اونسمت
‫خیابون خیانت میکرد گرفت</font>

22
00:01:09,069 --> 00:01:11,015
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از اونموقع</font>

23
00:01:11,037 --> 00:01:17,283
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اولیور وستون یه بدبین بود که به
‫خیانت و سوءظن اعتقاد داشت</font>

24
00:01:17,277 --> 00:01:22,022
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از شانس خوب اولیور
‫از همین راه خرجشو در میاورد</font>

25
00:01:22,015 --> 00:01:23,995
‫(سوزان: خیلی خب، فراموش کردی ...)

26
00:01:24,017 --> 00:01:25,121
‫داری چیکار میکنی؟

27
00:01:28,021 --> 00:01:29,295
‫اوه، عذر میخوام
‫اینا بوته های شما هستن؟

28
00:01:29,322 --> 00:01:33,236
‫کارم که تموم شد همه رو تمیز میکنم
‫طوری که انگار اصلا اینجا نبودم

29
00:01:33,226 --> 00:01:36,002
‫ـ   الان کارت تمومه
‫ـ   اوه، آروم باش، رفیق

30
00:01:36,029 --> 00:01:38,100
‫من فقط یه مامورم که دارم یه
‫تجسس خونگی انجام میدم

31
00:01:38,131 --> 00:01:39,269
‫برای کی؟

32
00:01:39,265 --> 00:01:41,245
‫خانم بلوندی که
‫آخر همین خیابونه

33
00:01:41,267 --> 00:01:43,178
‫ـ   ایدی بریت؟
‫ـ   آره

34
00:01:43,169 --> 00:01:47,117
‫اون نامزدشه. ظاهرا اونو
‫بخاطر یه زن دیگه ول کرده

35
00:01:47,140 --> 00:01:50,246
‫ـ   و فهمیدم طرف کی بوده
‫ـ   سوزان؟

36
00:01:50,243 --> 00:01:54,020
‫اونجا هیچ خبری نیست
‫اونا قبلا زن و شوهر بودند

37
00:01:54,013 --> 00:01:56,015
‫بخاطر این باهم حرف میزنن
‫چون اونا یه بچه دارند

38
00:01:56,049 --> 00:01:57,255
‫شنیدم که توی راه بچهء
‫دومشون هم هستند

39
00:01:57,283 --> 00:01:59,126
‫خودتم نمیدونی داری در
‫مورد چی حرف میزنی

40
00:01:59,119 --> 00:02:01,099
‫تو این زنای
‫متأهل رو نمیشناسی

41
00:02:01,121 --> 00:02:07,197
‫روزها، کلوچه میپزن. ولی هوا که
‫تاریک میشه اونا به خوک تبدیل میشن

42
00:02:07,227 --> 00:02:11,107
‫ـ   سوزان اونطوری نیست
‫ـ   اوه، دست بردار بابا. نگاش کن

43
00:02:11,131 --> 00:02:15,238
‫معلومه اون زن خوب میدونه
‫چطوری روی تشک بخوابه

44
00:02:18,071 --> 00:02:21,280
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، اولیور وستون به
‫یه بدبین تبدیل شده بود</font>

45
00:02:21,307 --> 00:02:24,254
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...به همین خاطر
‫بود که نمیتونست</font>

46
00:02:24,244 --> 00:02:28,989
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...مردی که هنوز
‫عاشقه رو تشخیص بده</font>

47
00:02:35,188 --> 00:02:39,034
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هر خونواده یه راه برای
‫پنهان کردن داره</font>

48
00:02:39,058 --> 00:02:43,029
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از چیزی که نمیخوان دیده بشه
‫اگه به همراه یک عکس باشه</font>

49
00:02:43,029 --> 00:02:46,010
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که یک لک روی
‫دیوار و میپوشونه</font>

50
00:02:46,199 --> 00:02:52,150
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا یک درب کمد که آشفتگی
‫رو درونش پنهان کرده</font>

51
00:02:52,205 --> 00:02:58,178
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا با خنده های ساختگی که
‫نقابی برای سالهای رنج و اندوهه</font>

52
00:02:58,211 --> 00:03:03,058
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هر خونواده ای برای مخفی کردن حقایق
‫زشت مسافتهای زیادی رو طی میکنند</font>

53
00:03:03,049 --> 00:03:08,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته بعضیها، بیشتر
‫از دیگران پیش میرن</font>

54
00:03:15,028 --> 00:03:16,268
‫میخوای امشب اینکارو بکنی؟

55
00:03:16,296 --> 00:03:20,244
‫نه. بستنی برای فرداست

56
00:03:20,233 --> 00:03:24,204
‫کالب رو برای پیک نیک
‫میبرم کنار برکهء راک واتر

57
00:03:24,204 --> 00:03:27,014
‫دارم تمام غذاهای مورد
‫علاقه شوآماده میکنم

58
00:03:27,040 --> 00:03:30,283
‫پس وقتی کارت
‫تموم شد، میخوای

59
00:03:30,276 --> 00:03:33,052
‫همونجا توی خواب ولش کنی؟...

60
00:03:34,214 --> 00:03:37,195
‫نه

61
00:03:38,251 --> 00:03:41,198
‫بصورت ناشناس
‫زنگ میزنم ۹۱۱

62
00:03:41,221 --> 00:03:46,102
‫ولی از دور نگاه
‫میکنم تا مطمئن بشم

63
00:03:46,092 --> 00:03:50,165
‫که ... که اونا جسدشو برمیدارن

64
00:03:51,297 --> 00:03:53,277
‫میدونی، مجبور
‫نیستی اینکارو بکنی

65
00:03:53,266 --> 00:03:56,076
‫اجازه نمیدم دختر
‫دیگه ای رو نابود کنه

66
00:03:56,102 --> 00:04:00,244
‫و اونو دست مردمی نمیدم که اونو
‫مسخره کنن وازش سوء استفاده کنن

67
00:04:00,240 --> 00:04:03,016
‫نمیخوام

68
00:04:07,013 --> 00:04:10,153
‫آخرین روز زندگیش
‫روی این کرهء خاکی

69
00:04:10,149 --> 00:04:13,130
‫بهترین روز زندگیش میشه...

70
00:04:18,057 --> 00:04:20,094
‫اوه، نه، مرسی، ژائومی

71
00:04:20,260 --> 00:04:23,070
‫بیچاره. خیلی به
‫لیلی وابسته شده بود

72
00:04:23,096 --> 00:04:25,007
‫این غذاها از کجا اومدند؟

73
00:04:25,031 --> 00:04:27,204
‫آدمای کلیسای کارلوس

74
00:04:27,233 --> 00:04:30,180
‫فکر میکنی تو و کارلوس برای
‫یه حضانت دیگه تلاش کنین؟

75
00:04:30,169 --> 00:04:33,150
‫فکر نمیکنم دوباره طاقت
‫همچین دردی رو داشته باشم

76
00:04:33,172 --> 00:04:37,245
‫چندتا از تخمک هامو فریز کردم
‫ممکنه یه کاشت نطفه بکنیم. نمیدونم

77
00:04:37,243 --> 00:04:40,224
‫ـ   باید یه چیزی بخوری
‫ـ   اصلا اشتها ندارم

78
00:04:40,246 --> 00:04:44,023
‫همهء اینا حروم میشه
‫باید یه چیزی بردارین

79
00:04:44,017 --> 00:04:47,123
‫ـ   نه، نه، باید نگهشون داری
‫ـ   من اینو برمیدارم

80
00:04:50,089 --> 00:04:53,070
‫چیه؟ کارل منو ول
‫کرده، پس منم تنهائم

81
00:04:53,092 --> 00:04:56,164
‫غذا جای خالیشو پر میکنه

82
00:04:57,263 --> 00:05:00,244
‫از ناراحتیت سپاسگزارم، ولی
‫داری اشک همه رو درمیاری

83
00:05:00,266 --> 00:05:03,042
‫میشه دیگه تمومش کنی؟

84
00:05:03,069 --> 00:05:05,015
‫خانم سولیس

85
00:05:08,007 --> 00:05:11,216
‫متوجه نمیشم
‫این از طرف فرمانداری

86
00:05:13,012 --> 00:05:14,286
‫گبی، اون داره اخراج میشه

87
00:05:14,280 --> 00:05:19,127
‫این اولین نامه ایه
‫که دریافت کردی؟

88
00:05:25,024 --> 00:05:27,163
‫اوه، خدا ... آخه چرا

89
00:05:27,193 --> 00:05:31,107
‫من نمیتونم برم خونه
‫عموی من دوباره منو میفروشه

90
00:05:31,130 --> 00:05:33,235
‫اوه، نه، نه، ژائومی
‫تو هیچ جا نمیری

91
00:05:33,232 --> 00:05:38,079
‫تو برای من و کارلوس خیلی مهمی
‫ما میجنگیم، و برنده میشیم

92
00:05:38,104 --> 00:05:40,175
‫گبی، نمیتونی بهش
‫همچین قولی بدی

93
00:05:40,206 --> 00:05:42,152
‫بیری، شنیدی که اون چی گفت

94
00:05:42,141 --> 00:05:46,112
‫نمیتونم اجازه بدم این بچهء بیچاره
‫برگرده چین و بردهء یه شخصی بشه

95
00:05:46,145 --> 00:05:48,216
‫ممنونم

96
00:05:49,282 --> 00:05:52,161
‫خیلی خب. ببین، دوستام
‫میخوان بعضی از اینا رو ببرن

97
00:05:52,151 --> 00:05:57,157
‫پس جمعشون کن و
‫ما یکم قهوه میخوریم

98
00:06:02,028 --> 00:06:04,167
‫واقعا میخوای اجازه
‫بدی من اینو بخورم؟

99
00:06:04,163 --> 00:06:08,009
‫خب، تو خیلی سخت کار کردی
‫همیشه توی سفرهای تجاری هستی

100
00:06:08,034 --> 00:06:12,244
‫امشب، احتیاط و کلسترول
‫رو میزاریم کنار

101
00:06:12,238 --> 00:06:15,242
‫تو لیاقت یه کوچولو
‫غذای تسلی بخش رو داری

102
00:06:15,274 --> 00:06:17,220
‫اوه، نه. تو حامله ای

103
00:06:17,210 --> 00:06:20,248
‫خدا، مغز تو کجاها که نمیره

104
00:06:20,246 --> 00:06:24,194
‫عزیزم، تو یه بشقاب پنیر
‫پرچرب جلوم گذاشتی

105
00:06:24,217 --> 00:06:26,060
‫چه خبره؟

106
00:06:26,052 --> 00:06:29,226
‫باشه. خب
‫.

107
00:06:29,222 --> 00:06:33,034
‫اون جریان کمک کردن
‫من به اد رو یادته؟

108
00:06:33,059 --> 00:06:35,130
‫آره، تو به زنش اون پیامهای
‫سکسی رو فرستادی. چرا؟

109
00:06:35,161 --> 00:06:40,133
‫خب، فران فهمیده که اد اونارو
‫نفرستاده و از کوره در رفته

110
00:06:40,133 --> 00:06:47,073
‫اون میخواد متصدی اینکار اخراج
‫بشه، و اد بهش دروغ گفته که

111
00:06:47,140 --> 00:06:48,278
‫که اونارو تو فرستادی...

112
00:06:48,274 --> 00:06:51,050
‫ولی من نبودم، تو بودی

113
00:06:51,077 --> 00:06:52,249
‫میدونم

114
00:06:52,278 --> 00:06:55,259
‫اوه، اوه، ولی مطمئنا اد
‫نمیتونه تو رو از دست بده

115
00:06:55,248 --> 00:06:57,091
‫نه، نه، نه. این منم که دک میشم

116
00:06:57,083 --> 00:07:01,259
‫ببین، میدونم مسخره ست
‫ولی اد آدم منطقی ای نیست

117
00:07:01,287 --> 00:07:07,169
‫فران اونو در تنگنا گذاشته، و همچین
‫شوهری رو باید خیلی جدی بگیریم

118
00:07:08,261 --> 00:07:11,071
‫باشه

119
00:07:12,064 --> 00:07:14,237
‫ـ   چطوری از پسش بر بیایم؟
‫ـ   تو قرارداد داری

120
00:07:14,267 --> 00:07:17,248
‫اد نمیتونه تو رو اخراج کنه
‫مگر اینکه دلیلی داشته باشه

121
00:07:17,236 --> 00:07:21,116
‫پس تا وقتی این جریان فراموش بشه
‫تو مجبوری یه کارمند نمونه باشی

122
00:07:21,140 --> 00:07:24,121
‫به موقع بیای، با نهار بیشتر
‫از سه لیوان مشروب نخواری

123
00:07:24,143 --> 00:07:27,147
‫و مهمتر از همه، همیشه تمام
‫کارات رو حاضر داشته باشی

124
00:07:27,146 --> 00:07:30,025
‫باورم نمیشه دارم
‫اینطوری قربانی میشم

125
00:07:30,049 --> 00:07:36,000
‫خب، عزیزم، خدائیش
‫به هرحال اینا چیزاییه که باید بکنی

126
00:07:36,022 --> 00:07:38,093
‫باشه

127
00:07:47,066 --> 00:07:50,240
‫اندرو، برای فردا شب دارم
‫پیتر رو واسه شام دعوت میکنم

128
00:07:50,236 --> 00:07:53,217
‫و میخواستم بدونم اگه دوست
‫داری جاستین رو دعوت کنی

129
00:07:53,206 --> 00:07:57,245
‫آره، آه، مرسی. من
‫امشب باهاش تماس میگیرم

130
00:07:57,276 --> 00:08:01,019
‫از اونجایی که دوست پسرای شما دوتا
‫دارن میان، منم میتونم متیو رو دعوت کنم؟

131
00:08:01,047 --> 00:08:03,220
‫ـ   مطلقا نه
‫ـ   پس اجازه بده واضحتر بگم

132
00:08:03,216 --> 00:08:07,096
‫شما میتونی با یه دائم الخمر قرار بزاری، و
‫اندرو میتونه معشوقهء همجنس بازشو بیاره

133
00:08:07,086 --> 00:08:10,067
‫ـ   ولی خدا نکنه من با یه سیاه پوست قرار
‫بزارم؟ ـ   تا وقتی کالب رو زندانی کردند

134
00:08:10,089 --> 00:08:14,037
‫ـ   نمیخوام به اون خونواده نزدیک بشی
‫ـ   برادرش سعی داشته به تو تجاوز کنه

135
00:08:14,026 --> 00:08:16,165
‫و مادرش یارو رو توی
‫زیرمین زندانی کرده

136
00:08:16,195 --> 00:08:19,176
‫منظورم اینه که، خودت ببین
‫حتی تو هم میتونی بهتر عمل کنی

137
00:08:19,198 --> 00:08:22,042
‫از کی تا حالا بجای من
‫پشت مامانو میگیری؟

138
00:08:22,034 --> 00:08:25,311
‫من و برادرت باهم حرف زدیم
‫و یه جورایی با هم آشتی کردیم

139
00:08:25,304 --> 00:08:29,047
‫واقعا حتی بعد از اونکه
‫پس اندازتو به باد داد؟

140
00:08:29,041 --> 00:08:32,147
‫خب، اونم اشتباها منو متهم
‫به سوء استفاده جنسی کرد

141
00:08:32,144 --> 00:08:34,181
‫منکه میگم باهم
‫بی حسابیم، مگه نه؟

142
00:08:34,213 --> 00:08:37,217
‫حتما، مامان. بی حسابیم

143
00:08:42,121 --> 00:08:44,192
‫میتونی حالا نیشتو ببندی
‫میدونم صورتت خسته شده

144
00:08:44,190 --> 00:08:47,069
‫ـ   چی؟
‫ـ   من احمق نیستم

145
00:08:47,059 --> 00:08:49,039
‫میدونم که بیشتر از
‫همیشه از مامان متنفری

146
00:08:49,028 --> 00:08:51,008
‫الان من و مامان در
‫موقعیت خوبی هستیم

147
00:08:51,030 --> 00:08:53,306
‫چرا نمیتونی اینو باور کنی؟

148
00:08:55,234 --> 00:08:58,044
‫سلام. پیغامتو گرفتم. چه خبره؟

149
00:08:58,070 --> 00:09:00,107
‫بیا توو

150
00:09:01,040 --> 00:09:05,182
‫این اولیور وستون. اون یه کاراگاه
‫خصوصیه که ایدی استخدام کرده

151
00:09:05,177 --> 00:09:07,987
‫ایدی یه کاراگاه استخدام کرده؟

152
00:09:08,014 --> 00:09:09,254
‫اون داشت جاسوسی تو
‫و کارل رو میکرد

153
00:09:09,282 --> 00:09:11,228
‫حالتون چطوره؟

154
00:09:11,217 --> 00:09:13,163
‫اون فکر میکنه تو
‫رابطه نامشروع داری

155
00:09:13,152 --> 00:09:15,189
‫من و کارل؟

156
00:09:15,288 --> 00:09:18,167
‫چرا همچین فکری میکنه؟

157
00:09:18,190 --> 00:09:22,263
‫بیخیال سوزی، خودتم میدونی
‫که ما برای همدیگه ساخته شدیم

158
00:09:22,295 --> 00:09:24,104
‫کارل، تمومش کن

159
00:09:24,096 --> 00:09:31,241
‫خب، اونجا کارل
‫دلش تنگ شده بود

160
00:09:31,270 --> 00:09:35,082
‫خودت گفتی، سکسی که هفتهء پیش
‫داشتیم بهترین سکس عمرت بود

161
00:09:35,074 --> 00:09:41,218
‫خیلی خب، ا م، اولا
‫بهترین سکس عمرم نبود

162
00:09:41,247 --> 00:09:43,227
‫فقط اینو گفتم تا حالش بهتر بشه

163
00:09:43,249 --> 00:09:45,229
‫معلومه که بهترین
‫سکس عمرم با تو بوده

164
00:09:45,251 --> 00:09:47,231
‫اینم از توضیح مشت
‫توی صورت من

165
00:09:47,253 --> 00:09:49,233
‫اگه خفه نشی، یه بار
‫دیگه میزنمت

166
00:09:49,221 --> 00:09:51,258
‫میدونم بد بنظر میرسه

167
00:09:51,257 --> 00:09:54,238
‫درواقع تو پشت سر ایدی
‫با کارل میریختی روهم؟

168
00:09:54,260 --> 00:09:56,171
‫نه، نه، نه، نه
‫کارل به من دروغ گفت

169
00:09:56,162 --> 00:09:58,108
‫اون به من گفت اون و
‫ایدی از هم جدا شدند

170
00:09:58,130 --> 00:10:00,167
‫ـ   میدونی چیه؟ برام مهم نیست
‫ـ   مایک

171
00:10:00,166 --> 00:10:03,272
‫ـ   من مرخصم؟ ـ   بله.

172
00:10:04,136 --> 00:10:06,207
‫شب خوش، سوزان

173
00:10:08,140 --> 00:10:10,279
‫هی! هی، تو
‫صبرکن! صبرکن! صبرکن

174
00:10:10,309 --> 00:10:16,260
‫آه، تو نمیتونی به ایدی چیزی بگی
‫هرچی اون داده، من دو برابرشو میدم

175
00:10:16,248 --> 00:10:19,161
‫اون دوهزار دلار به علاوه
‫هزینهء مخارج رو داده

176
00:10:19,151 --> 00:10:21,097
‫دو هزار دلار؟

177
00:10:21,120 --> 00:10:24,101
‫خدای من، من باید برم
‫توو کار مشاور املاک

178
00:10:24,090 --> 00:10:27,003
‫خیلی خب، من ... من
‫همچین پولی ندارم

179
00:10:27,026 --> 00:10:30,098
‫خب، بگمونم نوار رو
‫میبرم پیش خانم بریت

180
00:10:32,298 --> 00:10:35,279
‫یه نسخه دیگه دارم

181
00:10:42,308 --> 00:10:45,187
‫خیلی خب، بیا یه راه
‫دیگه رو امتحانن کنیم

182
00:10:45,177 --> 00:10:49,148
‫تو داری یه بمب هسته ای رو
‫منفجر میکنی

183
00:10:49,181 --> 00:10:52,128
‫زندگیهایی ویران میشن

184
00:10:53,185 --> 00:10:56,029
‫تا دوشنبه برای گزارش
‫به خانم بریت صبر میکنم

185
00:10:56,022 --> 00:10:59,003
‫ـ   باشه! . ـ   اونطوری وقت
‫میکنی پول جمع کنی

186
00:10:59,025 --> 00:11:04,065
‫اگه نتونم چی؟

187
00:11:14,040 --> 00:11:17,180
‫متأسفم، ولی ژائومی تا همین
‫الانش هم زیادی مونده

188
00:11:17,209 --> 00:11:21,055
‫پس شما میخواین
‫اونو بفرستین چین؟

189
00:11:21,080 --> 00:11:25,051
‫از دست من کاری برنمیاد. اگه خدمتکارتون
‫با یه شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود

190
00:11:25,051 --> 00:11:29,022
‫با یه بچه داشت که یه ...
‫شهروند آمریکایی بود..

191
00:11:29,021 --> 00:11:31,023
‫یا اگه خودش یه میزبان
‫شناخته شده بود

192
00:11:31,023 --> 00:11:36,268
‫آه ... اگه اون از یه شهروند
‫آمریکایی حامله بود چی؟

193
00:11:40,266 --> 00:11:42,268
‫آه، ژائومی؟

194
00:11:42,301 --> 00:11:47,216
‫ما با سازمان اتباع خارجه صحبت
‫کردیم، و خبرای خوب داریم

195
00:11:47,239 --> 00:11:49,241
‫ـ   میتونم بمونم؟

196
00:11:49,241 --> 00:11:54,122
‫ـ   اوه، ممنون، ممنون
‫ـ   اوه! باشه، آه

197
00:11:54,146 --> 00:11:57,218
‫خب، یه چیز کوچولو هم هست

198
00:11:57,216 --> 00:12:00,220
‫آم، قوانین مهاجرتی توی
‫این کشور واقعا سخته

199
00:12:00,252 --> 00:12:03,096
‫و تا الانش هم زیادی
‫تو رو نگه داشتیم

200
00:12:03,089 --> 00:12:06,298
‫ولی ما پروندهء تو رو به دادگاه
‫ارائه میدیم، و براش میجنگیم

201
00:12:06,292 --> 00:12:10,263
‫و قانون میگه تو میتونی بمونی
‫ولی اگه بچهء مارو داشته باشی

202
00:12:10,296 --> 00:12:13,243
‫چی؟

203
00:12:13,265 --> 00:12:19,011
‫مسئول سازمان گفت اگه تو از یه
‫شهروند آمریکایی حامله بشی

204
00:12:19,038 --> 00:12:20,278
‫اونوقت نمیتونن تو رو اخراج کنند

205
00:12:20,272 --> 00:12:24,118
‫پس ما فکر کردیم، تو توی
‫شکمت یه بچه لازم داری

206
00:12:24,110 --> 00:12:28,081
‫ما یه کاشت نطفه نیاز داریم
‫برنده، برنده، برنده

207
00:12:28,114 --> 00:12:31,118
‫ـ   کاشت نطفه؟

208
00:12:31,150 --> 00:12:33,289
‫اوه، خب، این بچهء ماست

209
00:12:33,285 --> 00:12:38,064
‫که فقط داخل تو بزرگ میشه

210
00:12:38,090 --> 00:12:39,160
‫من ... اوه

211
00:12:39,158 --> 00:12:43,265
‫خیلی خب، آه، خب ... اوه
‫اینجوریه

212
00:12:43,262 --> 00:12:48,109
‫سه تایی مون میخوایم اون غذای
‫فوق العادهء تو رو درست کنیم

213
00:12:48,134 --> 00:12:49,272
‫من خمیر هستم

214
00:12:49,301 --> 00:12:52,282
‫و کارلوس گوشت خوک

215
00:12:52,271 --> 00:12:56,219
‫و تو فر اجاق گاز هستی

216
00:12:59,111 --> 00:13:00,181
‫من، بچه؟

217
00:13:00,179 --> 00:13:02,250
‫همه چیز با خودمونه. میدونی، آه

218
00:13:02,281 --> 00:13:06,229
‫خرج بیمارستان و پول لباسهای
‫زایشگاه و کلاس ورزش مادر

219
00:13:06,252 --> 00:13:09,062
‫و، البته، تو دیگه مجبور
‫نیستی هیچ کاری بکنی

220
00:13:09,088 --> 00:13:14,037
‫خب، شاید فقط یه گرد گیری
‫ملایم، کار سنگینی نیست

221
00:13:14,193 --> 00:13:16,036
‫نه

222
00:13:16,028 --> 00:13:19,134
‫تو راه دیگه ای نداری
‫یا این یا برگشتن به چین

223
00:13:19,165 --> 00:13:24,012
‫بچه نه! نه

224
00:13:28,207 --> 00:13:32,019
‫مجبوری خودت
‫گردگیری کنی، مگه نه؟

225
00:13:32,311 --> 00:13:35,292
‫پیتر، همچین غیرمنطقی هم نمیگم

226
00:13:35,281 --> 00:13:41,129
‫منکه نمیخوام تاریخچهء اعتیادم رو بگم
‫ولی اگه بچه هات یه سوال مرتبط کردند

227
00:13:41,120 --> 00:13:42,258
‫بهشون دروغ نمیگم

228
00:13:42,288 --> 00:13:47,101
‫درسته. آها. نکتهء خوبیه

229
00:13:48,260 --> 00:13:52,106
‫ببین، منظورم این نیست که در
‫مورد اعتیادت به الکل دروغ بگی

230
00:13:52,131 --> 00:13:54,111
‫اونا میدونن چطوری
‫باهم آشنا شدیم. فقط

231
00:13:54,166 --> 00:13:56,271
‫ـ   میدونی، اون یکی چیز
‫ـ   اوه

232
00:13:56,268 --> 00:13:58,077
‫اون یکی چیز

233
00:13:58,103 --> 00:14:02,051
‫اونا دارن تو رو میشناسن، و میخوام
‫روی قابلیتهای خوب تو متمرکز بشن

234
00:14:02,074 --> 00:14:07,148
‫فقط نمیدونم اگه بفهمن تو یه معتاد به
‫سکس هستی چه عکس العملی نشون بدند

235
00:14:09,148 --> 00:14:12,129
‫برای چی اینقدر خوشحالی؟

236
00:14:12,117 --> 00:14:15,257
‫میدونم بخاطر اینکه مامان اجازه نداد متیو
‫رو واسه شام بیاری چقدر عصبانی هستی

237
00:14:15,287 --> 00:14:17,267
‫خب

238
00:14:17,289 --> 00:14:22,102
‫بامزه ترین راه برای انتقام
‫از اونو برات پیدا کردم

239
00:14:22,294 --> 00:14:24,296
‫خیلی خب، برای
‫امروز چی داریم؟

240
00:14:24,296 --> 00:14:27,243
‫تبلیغ اسباب بازی
‫بوستون روآماده کردم

241
00:14:27,266 --> 00:14:30,076
‫راستش، من برای یه
‫تبلیغ کامل وقت ندارم

242
00:14:30,069 --> 00:14:32,106
‫پس فقط لب کلام رو به من بده

243
00:14:33,172 --> 00:14:36,278
‫ـ   ببخشید؟ ...
‫ـ   میدونی خلاصه ش کن

244
00:14:36,275 --> 00:14:38,186
‫توی یه جمله بگو

245
00:14:40,045 --> 00:14:43,026
‫خب، اساسا اسباب
‫بازیها سرگرم کننده هستند

246
00:14:43,015 --> 00:14:44,255
‫ـ   ازش متنفرم
‫ـ   چطور میتونی ازش متنفر باشی؟

247
00:14:44,283 --> 00:14:47,264
‫ـ   من فقط سه کلمه به تو گفتم
‫ـ   از همون سه تا کلمه متنفرم

248
00:14:47,253 --> 00:14:51,065
‫خیلی خب، حساب کارخونهء اسباب
‫بازی بوستون رو خودم تحویل میگیرم

249
00:14:51,090 --> 00:14:53,070
‫ـ   تو نمیتونی
‫ـ   ضمنا

250
00:14:53,092 --> 00:14:57,199
‫همه تون باید بدونین، من از طرز ارائهء
‫گزارش برآورد هزینه هاتون خوشم نمیاد

251
00:14:57,229 --> 00:14:59,209
‫این اواخر کلی دَله دزدی شده

252
00:14:59,198 --> 00:15:03,044
‫در ضمن، این شرکت
‫داره در آمدشو از دست میده

253
00:15:03,102 --> 00:15:04,206
‫میخوام جلوی این
‫واقعه رو بگیرم

254
00:15:04,236 --> 00:15:07,183
‫واسهء همین یه حسابدار
‫قانونی استخدام کردم

255
00:15:07,172 --> 00:15:09,209
‫اون قراره تمام هزینه هارو
‫بررسی کنه

256
00:15:09,241 --> 00:15:13,053
‫یه فاکتور پیدا کردم
‫که مهرش مشکوکه

257
00:15:13,045 --> 00:15:16,117
‫شخص مرتکب
‫شونده اخراج میشه

258
00:15:17,283 --> 00:15:21,163
‫اوه اسکاوو، اون میخواد
‫بررسی رو با تو شروع کنه

259
00:15:22,187 --> 00:15:26,158
‫باورم نمیشه اون حرومزاده یه
‫حسابدار قانونی استخدام کرده

260
00:15:26,158 --> 00:15:28,138
‫عوضی تر از اونیه
‫که فکرشو میکردم

261
00:15:28,160 --> 00:15:32,131
‫خب، مارو دست کم گرفته
‫هنوز نمیدونه چی به چیه

262
00:15:32,164 --> 00:15:34,007
‫میدونی، شاید بهتره
‫من استعفاء بدم

263
00:15:33,999 --> 00:15:37,139
‫چی؟ دیروزآمادهء جنگ بودی
‫حالا ... حاضری فرار کنی؟

264
00:15:37,169 --> 00:15:40,173
‫اگه اد بخواد کارشو بکنه
‫قطعا کارشو میکنه

265
00:15:40,172 --> 00:15:42,083
‫ـ   دیر یا زود اتفاق میافته
‫ـ   نه. نه

266
00:15:42,107 --> 00:15:43,245
‫ما عقب نشینی نمیکنیم

267
00:15:43,242 --> 00:15:49,022
‫همین الان میرم توی اتاق اد و بهش میگم
‫که اگه تو از در بری بیرون منم پشت سرتم

268
00:15:49,048 --> 00:15:51,255
‫ـ   هردومون که نمیتونیم بیکار بشیم
‫ـ   اوه، هرگز همچین اتفاقی نمیافته

269
00:15:51,283 --> 00:15:55,060
‫اون میدونه که بدون من اینجا مثل
‫یه خونهء کاغذی فرو میریزه

270
00:15:55,054 --> 00:15:58,263
‫ـ   عزیزم، صبرکن. صبرکن
‫ـ   چیه؟ چیه؟

271
00:15:59,124 --> 00:16:01,195
‫من پشت دامن زنم قایم نمیشم

272
00:16:01,226 --> 00:16:03,263
‫ما یه گروهیم. من
‫فقط دارم حمایت میکنم

273
00:16:03,262 --> 00:16:06,038
‫بقیه که اینطوری نمیبینن

274
00:16:06,065 --> 00:16:10,207
‫ببین ... بزار خودم باهاش
‫صحبت کنم، مرد و مردونه

275
00:16:10,202 --> 00:16:13,274
‫اگه راه من کارساز نشد
‫بعدش از راه تو عمل میکنیم

276
00:16:14,273 --> 00:16:17,049
‫باشه. برو

277
00:16:27,119 --> 00:16:30,191
‫باید باهات صحبت کنم

278
00:16:33,158 --> 00:16:37,129
‫این منصفانه نیست
‫اینکار درست نیست

279
00:16:46,105 --> 00:16:49,018
‫اوه، خدای من! اوه، خدای من

280
00:16:49,008 --> 00:16:51,113
‫تام، چه اتفاقی افتاد؟

281
00:16:51,110 --> 00:16:56,219
‫فکر کنم واسه اخراج
‫بهش یه دلیل دادم

282
00:17:03,055 --> 00:17:05,194
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سوزان میدونست که
‫نمیتونه از پس هزینه</font>

283
00:17:05,190 --> 00:17:09,036
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جلوگیری کردن از کاراگاه برای فاش
‫نکردن رابطهء اون با کارل بر بیاد</font>

284
00:17:09,061 --> 00:17:12,201
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و از اونجایی که به هرحال ایدی
‫یه روز حقیقت رو میفهمید</font>

285
00:17:12,197 --> 00:17:17,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سوزان حس کرد که بهتره فاش
‫شدنش از طرف خودش باشه</font>

286
00:17:17,069 --> 00:17:22,041
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بخاطر همین یک نامه نوشت که توش
‫از ایدی التماس کرده بود ببخشتش</font>

287
00:17:22,074 --> 00:17:27,148
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کلمات توی نامه بسیار بی ریا و صمیمانه
‫بودند، به محض اینکه نامه رو پست کرد</font>

288
00:17:27,179 --> 00:17:30,160
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سوزان میدونست</font>

289
00:17:30,149 --> 00:17:33,255
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که رسما کارش ساخته بود</font>

290
00:17:37,056 --> 00:17:40,128
‫میدونی، کالب

291
00:17:40,259 --> 00:17:43,103
‫از روزی که متولد شدی...

292
00:17:43,128 --> 00:17:47,076
‫همیشه به چشم یه
‫برکت به تو نگاه کردم

293
00:17:47,099 --> 00:17:50,171
‫تو که اینو میدونی، درسته؟

294
00:17:51,003 --> 00:17:53,108
‫بگمونم

295
00:17:55,240 --> 00:17:57,083
‫چطور متیو نیومد؟

296
00:17:57,076 --> 00:18:00,057
‫چون این، روز ویژهء ماست

297
00:18:00,079 --> 00:18:04,027
‫فقط من و تو

298
00:18:04,149 --> 00:18:07,153
‫متیو از دستم عصبانیه؟
‫بخاطر دنییل؟

299
00:18:07,186 --> 00:18:11,225
‫نه. اون میدونه که تو قصد
‫نداشتی اونو بترسونی

300
00:18:11,256 --> 00:18:14,999
‫چون اون گفت اشکالی
‫نداره من دنییل رو ببوسم

301
00:18:15,260 --> 00:18:19,231
‫ـ   تو چی گفتی؟
‫ـ   اون گفت دنییل از من خوشش میاد

302
00:18:19,264 --> 00:18:23,144
‫و اگه ببوسمش با
‫من دعوا نمیکنه

303
00:18:23,235 --> 00:18:25,146
‫برادرت اینو به تو گفت؟

304
00:18:25,170 --> 00:18:31,212
‫متیو گفت که دنییل منتظر منه
‫و اون یه بوس واقعاگنده میخواد

305
00:18:35,180 --> 00:18:39,128
‫برادرت دیگه بهت چی گفت؟

306
00:18:41,120 --> 00:18:43,225
‫ژائومی؟

307
00:18:45,257 --> 00:18:48,067
‫برات یکم کاکائو داغ درست کردم

308
00:18:50,062 --> 00:18:53,168
‫بگمونم این جریان بچه
‫واقعا خواست تو نباشه، ها؟

309
00:18:54,199 --> 00:18:58,272
‫میدونم درخواست زیادی ایه، من و
‫کارلوس تو رو به چشم خونواده میبینیم

310
00:18:58,270 --> 00:19:00,216
‫تو مارو به چشم خونواده نمیبینی؟

311
00:19:00,239 --> 00:19:03,186
‫اوه، بله

312
00:19:03,175 --> 00:19:07,123
‫شما برای من مثل مادر هستی

313
00:19:09,148 --> 00:19:13,153
‫خب، اگه ما اینقدر نزدیکیم
‫پس دیگه مشکل چیه؟

314
00:19:13,152 --> 00:19:15,132
‫فقط ۹ ماه از زندگیته

315
00:19:15,120 --> 00:19:18,033
‫من ویران خواهم شد

316
00:19:18,090 --> 00:19:21,071
‫ویران؟

317
00:19:22,094 --> 00:19:25,075
‫از پایین

318
00:19:26,098 --> 00:19:30,046
‫صبر کن. تو هنوز دختری؟

319
00:19:32,037 --> 00:19:36,076
‫اگه بچه دار بشم
‫شرمنده خواهم شد

320
00:19:36,108 --> 00:19:38,179
‫شوخی میکنی؟

321
00:19:38,210 --> 00:19:40,190
‫توی این کشور هیچکس
‫به دختر بودن اهمیت نمیده

322
00:19:40,212 --> 00:19:46,060
‫سال ۵۰ از مد افتاد، باور کن، عزیزم
‫اصلا هم دوباره مد نمیشه

323
00:19:46,051 --> 00:19:49,089
‫جدی میگم، هیچکس اهمیتی نمیده

324
00:19:49,121 --> 00:19:53,160
‫شوهر اهمیت میده. اگه من ویران
‫بشم هیچ مردی منو نمیخواد

325
00:19:53,158 --> 00:19:58,164
‫من شوهر میخوام. خیلی زیاد

326
00:19:59,164 --> 00:20:03,271
‫خب، چه جور شوهری میخوای؟
‫یه شوهر پولدار میخوای؟

327
00:20:03,302 --> 00:20:07,011
‫خب، مردهای پولدار با
‫دخترا عروسی نمیکنن

328
00:20:07,039 --> 00:20:10,179
‫بخاطر همون دلایلی که راننده ای که
‫رانندگی بلد نیست رو استخدام نمیکنن

329
00:20:10,175 --> 00:20:14,282
‫ـ   اونا قدر تجربیات رو میدونن
‫ـ   واقعا؟

330
00:20:14,279 --> 00:20:18,125
‫مگه من به خونواده دروغ میگم؟

331
00:20:21,286 --> 00:20:25,257
‫ـ   ایناهاش، شماره هایی که میخواستی
‫ـ   لینت، صبرکن

332
00:20:26,191 --> 00:20:29,229
‫از تام خبری نداری؟
‫موبایلشو جواب نمیده

333
00:20:29,261 --> 00:20:32,105
‫لازم نکرده نگران باشی
‫چیزی که میخواستی رو گرفتی

334
00:20:32,097 --> 00:20:36,045
‫ـ   دیگه توی دست و پات نیست
‫ـ   بیا توو و درب رو ببند

335
00:20:36,034 --> 00:20:40,141
‫ـ   مطمئنی؟ ممکنه منم مشتت بزنم
‫ـ   ریسک میکنم

336
00:20:41,173 --> 00:20:47,021
‫اگه میخوای بخاطر شوهرم ازت
‫عذرخواهی کنم، اینکارو نمیکنم

337
00:20:47,045 --> 00:20:49,150
‫احتمالا نباید تو رو میزد
‫ولی تو تحریکش کردی

338
00:20:49,147 --> 00:20:51,184
‫ـ   حالا یه دقیقه صبر کن
‫ـ   نه، عذر میخوام

339
00:20:51,216 --> 00:20:55,187
‫بخاطر اینکه تو نمیتونی با زندگی
‫درهم برهمت کنار بیای، تام تنبیه شد

340
00:20:55,187 --> 00:20:57,030
‫رقت انگیزه، اد

341
00:20:57,055 --> 00:20:59,126
‫اگه همون اول جلوی
‫زنت می ایستادی

342
00:20:59,124 --> 00:21:01,104
‫ـ   هیچکدوم از اینا ... چیه؟
‫ـ   خوشم میاد

343
00:21:01,126 --> 00:21:07,077
‫داری درمورد زندگی من به خودم
‫چرند میگی. میدونی چیه؟ بگیر

344
00:21:07,065 --> 00:21:11,070
‫حسابدار قانونی توی گزارش برآورد
‫هزینه های تام یه چیزایی پیدا کرده

345
00:21:11,069 --> 00:21:13,106
‫آره، انگار توی اون
‫سه تا سفرآخرش

346
00:21:13,138 --> 00:21:17,086
‫یه بلیط دیگه گرفته و به
‫آتلانتیک سیتی تغییر مسیر داده

347
00:21:17,075 --> 00:21:19,282
‫ـ   چی؟ نمیتونه درست باشه
‫ـ   همه شون اینجاست

348
00:21:19,311 --> 00:21:22,087
‫هتلها. هزینهء بارها

349
00:21:22,080 --> 00:21:27,029
‫اوه، و توی این صفحه
‫دوتا بلیط برای یه نمایش

350
00:21:29,021 --> 00:21:32,002
‫و گل

351
00:21:34,059 --> 00:21:35,197
‫خب حالا مگه چیه

352
00:21:35,227 --> 00:21:38,140
‫باید برای این یه توضیحاتی
‫وجود داشته باشه

353
00:21:38,130 --> 00:21:42,078
‫قبل از اینکه درمورد زندگی
‫شخص دیگه ای قضاوت کنی

354
00:21:42,100 --> 00:21:45,206
‫اول زندگی خودتو به پا

355
00:21:50,142 --> 00:21:53,146
‫نمیدونم دنییل چرا واسه
‫لباس اینقدر معطل شده

356
00:21:53,178 --> 00:21:57,126
‫بهش مهلت بده، مامان. مطمئنم میخواد
‫یه چیز خوبه واسه مجلسمون پیدا کنه

357
00:21:57,149 --> 00:22:01,120
‫خب، امیدوارم لباس جلف نپوشه
‫دوست دارم مردم راحت باشند

358
00:22:01,119 --> 00:22:04,100
‫اوه، من راحتم

359
00:22:05,190 --> 00:22:07,136
‫عزیزم. این چیه پوشیدی؟

360
00:22:07,125 --> 00:22:09,071
‫اینو برای کریسمس به
‫من دادین، یادتون نیست؟

361
00:22:09,061 --> 00:22:12,065
‫آره، فقط نگرانم یه
‫وقت سرما بخوری

362
00:22:12,097 --> 00:22:17,046
‫اوه، فکر میکنم اینجا حسابی گرمه
‫نظر شما چیه، آقای مک میلان؟

363
00:22:17,069 --> 00:22:21,017
‫ا ه ... حتما

364
00:22:23,108 --> 00:22:27,147
‫خب، آه، احتمالا باید شروع کنیم
‫ما که نمیخوایم غذاهامون سرد بشه

365
00:22:27,145 --> 00:22:32,026
‫درسته، خوبه، آم، عذرمیخوام
‫همه مشغول بشین

366
00:22:33,285 --> 00:22:38,030
‫وای! کسی فکر نمیکنه این
‫سس یخورده زیادی تنده؟

367
00:22:39,024 --> 00:22:43,097
‫من همیشه میگم، هرچی تندتر، بهتر

368
00:22:46,164 --> 00:22:49,202
‫پس، آقای مک میلان، شنیدم
‫به دانشگاه پرکینز رفتین

369
00:22:49,201 --> 00:22:52,182
‫دارم فکر میکنم بعد از
‫فارغ التحصیلیم برم اونجا

370
00:22:52,204 --> 00:22:54,184
‫آه، پرکینز ، ها؟

371
00:22:54,172 --> 00:23:01,056
‫من اونجا بودم. همیشه مهمونی میرفتم
‫اوقات فراغتم میرفتم سر کلاس

372
00:23:01,079 --> 00:23:02,251
‫نه، راستش، دانشگاه عالی ایه

373
00:23:02,280 --> 00:23:05,159
‫من ... فکر میکنم
‫ازش خوشت بیاد

374
00:23:05,183 --> 00:23:10,030
‫فوق العاده نیست؟
‫غذای خوب. گفتگوی خوش آیند

375
00:23:10,021 --> 00:23:13,195
‫امشب واقعا یه شب خیلی خاصه

376
00:23:14,092 --> 00:23:16,163
‫منم همین حس رو دارم

377
00:23:21,266 --> 00:23:25,078
‫پس، پیتر، داره بزرگ میشه؟

378
00:23:26,071 --> 00:23:28,244
‫ـ   چی؟ -آه، محیط دانشگاه.

379
00:23:28,273 --> 00:23:31,220
‫از وقتی اونجا بودی
‫بزرگ تر هم شده؟

380
00:23:31,243 --> 00:23:33,189
‫آم

381
00:23:34,279 --> 00:23:39,058
‫ا ره، این، ا ه، ... نسبتاً
‫زیاد بزرگ شده

382
00:23:39,084 --> 00:23:42,258
‫صبر ندارم بتونم کاتالوگشو
‫با دستام لمس کنم

383
00:23:43,288 --> 00:23:47,065
‫یکی از بچه های فارغ التحصیل
‫همیشه برام یه چیزایی میفرسته

384
00:23:47,058 --> 00:23:49,231
‫من به تو
‫یه چیزی

385
00:23:49,261 --> 00:23:53,004
‫اوه، خدای من، حالت خوبه؟

386
00:23:54,266 --> 00:23:59,272
‫یادم اومد یکی از اونایی که من سرپرستش
‫هستم احتیاج داره امشب منو ببینه. باید برم

387
00:23:59,271 --> 00:24:02,081
‫بگمونم مهمه، پس

388
00:24:02,107 --> 00:24:06,055
‫آره. پس باید برم
‫خودم راه خروج رو بلدم

389
00:24:10,215 --> 00:24:12,161
‫چقدر بد شد

390
00:24:12,184 --> 00:24:15,165
‫واقعا میخواستم شانس اینو داشته
‫باشه که با شما آشنا بشه.

391
00:24:15,187 --> 00:24:20,068
‫نگران نباش. بگمونم
‫تحت تاثیر گذاشتیمش

392
00:24:26,031 --> 00:24:29,012
‫هی، هی

393
00:24:29,034 --> 00:24:31,173
‫نمیدونستم برمیگردی

394
00:24:31,203 --> 00:24:34,275
‫صبر کردم تا همه برن

395
00:24:34,306 --> 00:24:38,083
‫پس، آم

396
00:24:38,076 --> 00:24:41,057
‫چه اتفاقی افتاد؟ تو که گفتی فقط
‫میخوای بری و باهاش صحبت کنی

397
00:24:41,079 --> 00:24:44,060
‫میدونم، میدونم. میدونم
‫نباید اونو میزدم

398
00:24:44,049 --> 00:24:47,292
‫ولی کاریه که شده

399
00:24:47,285 --> 00:24:50,266
‫خبر مبر دیگه ای هم هست؟

400
00:24:50,255 --> 00:24:54,135
‫ـ   مثل چی؟
‫ـ   نمیدونم

401
00:24:54,159 --> 00:24:56,139
‫چیزی هست که بخوای
‫درموردش صحبت کنی؟

402
00:24:56,161 --> 00:24:59,005
‫چون چیزی نیست
‫که نتونی به من بگی

403
00:24:59,030 --> 00:25:00,134
‫من درک میکنم

404
00:25:00,131 --> 00:25:01,269
‫نه. حس خوبی دارم

405
00:25:01,299 --> 00:25:04,075
‫اشکالی نداره، چون خودم
‫هم نمیخواستم اینجا باشم

406
00:25:04,069 --> 00:25:07,278
‫یه شغل دیگه میگیرم
‫همه چیز روبه راهه

407
00:25:07,305 --> 00:25:10,184
‫و تو رو هم دوست دارم

408
00:25:10,175 --> 00:25:13,122
‫منم دوستت دارم

409
00:25:15,313 --> 00:25:19,284
‫ـ   میدونی چی عجیبه؟
‫ـ   نه، چی؟

410
00:25:19,284 --> 00:25:23,130
‫توی تمام این سالها که
‫باهم زندگی کردیم

411
00:25:23,121 --> 00:25:28,161
‫هیچوقت ندیدم خشمتو
‫با مشتت خالی کنی

412
00:25:28,193 --> 00:25:30,195
‫خب

413
00:25:30,228 --> 00:25:35,200
‫شاید هنوز در درونم چیزای
‫غافلگیر کننده ای دارم

414
00:25:35,233 --> 00:25:38,043
‫شابد

415
00:25:43,108 --> 00:25:45,110
‫انجام شد؟

416
00:25:47,145 --> 00:25:51,116
‫بعدا میتونم برای
‫برادرت ماتم بگیریم

417
00:25:51,149 --> 00:25:54,323
‫درحال حاضر هنوز یه چیزایی
‫هست که باید انجام بشه

418
00:25:54,319 --> 00:25:57,300
‫باید همه چیزو سر به نیست کنیم

419
00:25:57,289 --> 00:26:02,068
‫تشک، لباسها، همه شون

420
00:26:12,237 --> 00:26:14,080
‫مامان، درب قفل شده

421
00:26:14,072 --> 00:26:16,279
‫میدونم

422
00:26:17,208 --> 00:26:22,055
‫مامان! یالا درو باز کن

423
00:26:24,149 --> 00:26:26,254
‫مامان

424
00:26:46,237 --> 00:26:48,114
‫عزیزم، چرا هنوز
‫لباس نپوشیدی؟

425
00:26:48,139 --> 00:26:51,086
‫باید تا ۴۰ دقیقه دیگه توی
‫کلینیک باروَری باشیم

426
00:26:51,076 --> 00:26:53,181
‫اوه، وای. امرزوه؟

427
00:26:53,211 --> 00:26:58,285
‫آه، ژائومی رو دعوا کن
‫از صبح تا حالا ندیدمش

428
00:27:00,151 --> 00:27:02,131
‫سلام

429
00:27:02,153 --> 00:27:05,134
‫امروز، آه، روز بزرگیه

430
00:27:05,156 --> 00:27:09,161
‫واسه بچه درست
‫کردن آماده ای؟

431
00:27:10,295 --> 00:27:13,071
‫آماده

432
00:27:24,042 --> 00:27:28,991
‫لطفا آروم و نجیب باشین

433
00:27:35,020 --> 00:27:38,229
‫عزیزم، یالا، داره دیرمون میشه

434
00:27:43,194 --> 00:27:49,042
‫فکر کنم درمورد اینکه چطور میخوایم
‫این بچه رو درست کنیم، گیج شده

435
00:27:49,034 --> 00:27:53,983
‫و تو قصد داشتی
‫مستقیما اینکارو بکنی؟

436
00:27:54,039 --> 00:27:57,145
‫حرفی برای گفتن ندارم

437
00:27:59,144 --> 00:28:01,146
‫یالا! یاروآمادهء انفجاره

438
00:28:01,179 --> 00:28:04,092
‫به من چه! من با دوست پسر
‫مامان نمیخوابم

439
00:28:04,115 --> 00:28:08,120
‫نمیتونی عقب بکشی. تو عالی بودی
‫تو پیتر رو به چنگ گرفتی. اون خرابته

440
00:28:08,119 --> 00:28:10,292
‫من برای انتقام از
‫مامان اینکارو کردم

441
00:28:10,288 --> 00:28:13,235
‫ولی چرا الان متوقف بشی؟
‫اون نمیزاره با متیو باشی

442
00:28:13,258 --> 00:28:15,101
‫یالا دیگه، اون حقشه

443
00:28:15,093 --> 00:28:18,199
‫من احمق نیستم. کچل اگه دوا
‫داشت به سر خودش میزد

444
00:28:18,196 --> 00:28:20,039
‫خودشه. من وقت ندارم

445
00:28:20,065 --> 00:28:25,208
‫ـ   با سوتین و شورت برو پایین
‫ـ   از اتاق من برو بیرون، بیشعور

446
00:28:28,073 --> 00:28:31,179
‫مامانم فعلا برنمیگرده
‫احتمالا نمیخوای منتظر بمونی

447
00:28:31,209 --> 00:28:34,190
‫اشکالی نداره. فقط میخواستم
‫این کاتالوگ رو بدم دستت

448
00:28:34,212 --> 00:28:37,193
‫آه، مامانت گفت فردا قراره
‫بری اونجا یه گشتی بزنی

449
00:28:37,182 --> 00:28:39,253
‫ـ   آره
‫ـ   حتما خوشت میاد

450
00:28:39,284 --> 00:28:42,288
‫محیطش زیباست
‫اساتید فوق العاده هستند

451
00:28:42,287 --> 00:28:47,259
‫و همه نوع دانش آموز داره
‫میدونی، تنوعشون بالاست

452
00:28:47,292 --> 00:28:51,206
‫به هرحال. خیلی خب
‫به مامانم میگم که اومدی

453
00:28:51,196 --> 00:28:54,075
‫باشه

454
00:28:56,234 --> 00:28:58,077
‫اندرو

455
00:28:58,103 --> 00:29:01,209
‫من همچنین میخواستم بخاطر اونشب
‫با اون باعجله رفتنم، عذرخواهی کنم

456
00:29:01,206 --> 00:29:03,208
‫من

457
00:29:03,241 --> 00:29:06,085
‫حس کردم که خواهرت میخواست
‫خودشو به من بندازه

458
00:29:06,077 --> 00:29:11,026
‫ـ   که ناراحت کننده ست چون
‫ـ   چون تو یه معتاد به سکس هستی؟

459
00:29:11,049 --> 00:29:14,087
‫ـ   مامانت در اونمورد بهت گفته؟
‫ـ   بهتره بگیم از یه جایی شنیدم

460
00:29:14,119 --> 00:29:17,293
‫ولی، آم، کنجکاو شدم

461
00:29:17,288 --> 00:29:21,236
‫اون قدیما، توی ... توی چه
‫جوری چیزایی درگیر بودی؟

462
00:29:21,259 --> 00:29:25,002
‫نمیدونم که بخوام در
‫موردش صحبت کنم

463
00:29:25,029 --> 00:29:27,236
‫میخوام مطمئن بشم که توی
‫کارای عجیب غریب نیستی

464
00:29:27,232 --> 00:29:31,078
‫منظورم اینه که، تو با مامانم قرار میزاری
‫و منم یجورایی ازش حمایت میکنم

465
00:29:31,069 --> 00:29:34,050
‫خب، میتونی راحت باشی
‫منظورم اینه که منحرف نبودم

466
00:29:34,038 --> 00:29:37,178
‫میدونی، تنها چیزی که میتونم بگم
‫اینه که من در دورهء تاریکی بودم

467
00:29:37,208 --> 00:29:40,280
‫و با کلی آدما خوابیدم

468
00:29:42,280 --> 00:29:43,258
‫آدما ؟

469
00:29:43,281 --> 00:29:46,023
‫چی شده؟

470
00:29:46,050 --> 00:29:50,123
‫نه، ... اغلب وقتی مردها درمورد
‫پیروزی هاشون بحث میکنن

471
00:29:50,121 --> 00:29:52,192
‫نمیگن، آدما

472
00:29:52,223 --> 00:29:56,000
‫اوه. خب

473
00:29:56,027 --> 00:29:58,132
‫نه، اشکالی نداره

474
00:29:58,129 --> 00:30:04,239
‫سپاسگزارم از اینکه برای
‫تنوع ارزش قایل هستی

475
00:30:10,208 --> 00:30:13,155
‫ـ   کیه؟ .. ـ   مایک.

476
00:30:16,214 --> 00:30:19,161
‫ـ   سوازن؟
‫ـ   سلام. ببخشید

477
00:30:19,150 --> 00:30:21,096
‫فقط مراقبم ایدی نیاد

478
00:30:21,119 --> 00:30:24,157
‫اوه، خب، میتونی آروم باشی
‫ایدی سراغت نمیاد

479
00:30:24,189 --> 00:30:29,036
‫ـ   چرا؟ ـ   من با کاراگاه صحبت
‫کردم و اون بهش چیزی نمیگه

480
00:30:29,027 --> 00:30:31,166
‫ـ   بهش چی گفتی؟
‫ـ   بهش پول دادم

481
00:30:31,162 --> 00:30:35,110
‫پس تمومه. فقط
‫گفتم بهتره بدونی

482
00:30:35,099 --> 00:30:37,136
‫خب، صبرکن

483
00:30:37,168 --> 00:30:39,114
‫چرا اینکارو کردی؟

484
00:30:39,103 --> 00:30:42,050
‫اگه کسی بفهمه
‫خیلی ها آسیب میبینن

485
00:30:42,040 --> 00:30:45,146
‫لزومی نداره

486
00:31:18,109 --> 00:31:21,181
‫سلام! بنظر تشنه میاین

487
00:31:21,179 --> 00:31:24,126
‫خیلی لطف دارین، خانم مایر

488
00:31:24,115 --> 00:31:26,254
‫راستشو بخواین، من حتی مطمئن
‫نبودم که شما از من خوشتون بیاد

489
00:31:26,251 --> 00:31:30,199
‫میدونی چرا؟ چون همه سرمون
‫شلوغه و باهم رابطه ای نداریم

490
00:31:30,221 --> 00:31:35,102
‫شما همیشه میای جلوی خونهء من
‫و دست تکون میدیم، سلام میکنیم

491
00:31:35,126 --> 00:31:38,107
‫ولی حتی همدیگه رو نمیشناسیم

492
00:31:38,096 --> 00:31:40,269
‫محض رضای خدا، اصلا چند
‫وقته که شما نامه های منو میارین؟

493
00:31:40,298 --> 00:31:43,211
‫سه هفته و نیم

494
00:31:43,234 --> 00:31:47,080
‫واقعا؟
‫انگار خیلی

495
00:31:47,105 --> 00:31:49,176
‫ـ   اجازه بده برات پرش کنم
‫ـ   اوه، نه، نمیتونم

496
00:31:49,173 --> 00:31:52,245
‫این سومین لیوانمه
‫شکمم پر ازآب شد

497
00:31:54,178 --> 00:31:57,022
‫احتمالا میخوای قبل از رفتن
‫از دستشوئی استفاده کنی؟

498
00:31:57,048 --> 00:31:59,085
‫ـ   نه، راحتم
‫ـ   مطمئنی؟

499
00:31:59,083 --> 00:32:01,063
‫آه، منظورم اینه که، راه
‫درازی در پیش دارین

500
00:32:01,052 --> 00:32:03,123
‫اون چای سرد ممکنه اذیتتون کنه

501
00:32:03,154 --> 00:32:07,193
‫اینجا بهتر از پای
‫گلهای خانم مکلاسکیه

502
00:32:07,191 --> 00:32:11,105
‫میدونی، آه، شاید از
‫دستشوییتون استفاده کنم

503
00:32:11,129 --> 00:32:12,233
‫عالیه! مال پایین خرابه

504
00:32:12,263 --> 00:32:17,212
‫چرا از اونی که بالاست استفاده نمیکنی
‫درست کنار اتاق خواب منه

505
00:32:18,036 --> 00:32:22,007
‫باشه

506
00:32:22,040 --> 00:32:24,111
‫گرفتم

507
00:32:32,050 --> 00:32:35,122
‫(ایدی بریت)

508
00:32:47,031 --> 00:32:50,103
‫(کلینیک باروَری فیر ویو )

509
00:32:51,202 --> 00:32:53,182
‫هنوز نمیتونم باور کنم

510
00:32:53,204 --> 00:32:57,016
‫منظورم اینه که، چرا ژائومی باید
‫بخواد خودشو اونطوری پیشنهاد کنه؟

511
00:32:57,008 --> 00:33:00,217
‫خب، عزیزم، اون یه دختره. کسی
‫چه میدونه دخترا چه کارایی میکنن؟

512
00:33:00,244 --> 00:33:05,057
‫اون یه دختره؟ جدی میگی؟

513
00:33:05,049 --> 00:33:09,122
‫آره. منکه الکی سرزنشش نکردم

514
00:33:11,089 --> 00:33:14,036
‫آقای سولیس؟ وقتشه
‫دی ان آ شمارو بگیریم

515
00:33:14,025 --> 00:33:17,268
‫اوه! عزیزم، فقط
‫شناگرهای خوب رو بده

516
00:33:20,231 --> 00:33:26,204
‫اگه دوست دارین ما مجله های
‫مختلف و فیلم هم داریم

517
00:33:27,105 --> 00:33:31,178
‫آم، نه، راحتم

518
00:33:38,216 --> 00:33:42,187
‫گاس؟ اون بالا حالت خوبه؟

519
00:33:46,090 --> 00:33:49,071
‫گاس

520
00:33:49,060 --> 00:33:52,007
‫آه، میخوای کلاه رو
‫روی سرم نگه دارم؟

521
00:33:52,163 --> 00:33:55,269
‫میدونم برای بعضی
‫از زنا شهوت آوره

522
00:34:01,139 --> 00:34:03,085
‫مامان؟

523
00:34:05,276 --> 00:34:09,088
‫نامه رسون اینجاست؟

524
00:34:10,248 --> 00:34:13,127
‫دخترمه! لباس بپوش

525
00:34:13,117 --> 00:34:15,063
‫مامان؟

526
00:34:15,053 --> 00:34:18,227
‫بله، عزیزم! نامه رسون اینجاست

527
00:34:18,256 --> 00:34:22,068
‫اون رفته دستشوئی
‫یه دقیقه دیگه میاد پایین

528
00:34:22,060 --> 00:34:23,300
‫بالا دیگه

529
00:34:23,294 --> 00:34:27,003
‫بگمونم بزاریمش برای
‫یه وقت دیگه، ها؟

530
00:34:26,998 --> 00:34:28,204
‫میتونم سه شنبه برگردم

531
00:34:28,232 --> 00:34:31,076
‫سه شنبه؟

532
00:34:31,069 --> 00:34:32,207
‫نه، نه، سه شنبه خوب نیست

533
00:34:32,236 --> 00:34:39,051
‫چون سه شنبه ها من
‫همجنس باز میشم

534
00:34:41,245 --> 00:34:43,054
‫(ایدی بریت)

535
00:34:54,225 --> 00:34:57,104
‫اندرو؟ عزیزم، کجایی؟

536
00:34:57,095 --> 00:35:01,043
‫پیغامتو گرفتم
‫موضوع اضطراری چیه؟

537
00:35:01,265 --> 00:35:04,075
‫اندرو

538
00:35:04,102 --> 00:35:07,049
‫اندرو؟

539
00:35:07,038 --> 00:35:09,040
‫اندرو؟

540
00:35:09,040 --> 00:35:12,112
‫عزیزم، تو توی تخت
‫من چیکار میکنی؟

541
00:35:12,143 --> 00:35:15,215
‫شلوار منو ندیدی؟ نمیتونم

542
00:35:20,151 --> 00:35:24,099
‫حالا بی حساب شدیم

543
00:35:29,160 --> 00:35:34,200
‫فراموش کردی که امروز قراره
‫توی دانشگاه پرکینز گشت بزنیم؟

544
00:35:34,198 --> 00:35:36,178
‫حدا؟

545
00:35:36,200 --> 00:35:41,172
‫بعد از جریان دیشب، فکر نمیکردم حاضر
‫باشی سه ساعت توی ماشین کنار من بشینی

546
00:35:41,205 --> 00:35:45,153
‫فرض کن داوطلبی هستم
‫که برای هرچه سریعتر

547
00:35:45,143 --> 00:35:49,182
‫بیرون کردن تو از زیر
‫سقفم هرکاری میکنم

548
00:35:49,180 --> 00:35:52,093
‫خوشحالم که باهم
‫به توافق رسیدیم

549
00:36:11,202 --> 00:36:15,173
‫چرا اینجا ایستادیم؟
‫هنوز نصف باک بنزین داریم

550
00:36:15,206 --> 00:36:20,053
‫اندرو، خیلی چیزا هست
‫که میخوام بهت بگم

551
00:36:20,044 --> 00:36:24,117
‫ولی بیشتر از همه میخوام
‫بدونی که چقدر متأسفم

552
00:36:24,148 --> 00:36:30,258
‫برای چی متأسفی؟

553
00:36:30,288 --> 00:36:35,101
‫فکر میکردم نسبت
‫به تو عشقی دارم

554
00:36:36,127 --> 00:36:39,233
‫شاید اگه داشتم
‫همه چیز فرق میکرد

555
00:36:39,230 --> 00:36:46,148
‫چرا یهو حس کردم که امروز قرار
‫نیست به دانشگاه پرکینز برسیم؟

556
00:36:54,078 --> 00:36:57,116
‫ـ   داری چیکار میکنی؟
‫ـ   بعضی از چیزاتو جمع کردم

557
00:36:57,114 --> 00:37:00,152
‫یه پاکت پول هم توش هست

558
00:37:00,151 --> 00:37:03,132
‫و باید تا وقتی یه شغل
‫گیر میاری کفایت کنه

559
00:37:03,154 --> 00:37:05,100
‫چی، میخوای ... ؟

560
00:37:05,089 --> 00:37:08,298
‫میخوای منو اینجا ول کنی؟
‫وسط خیابون؟

561
00:37:09,126 --> 00:37:13,040
‫یک کیلومتر عقب تر
‫یه ایستگاه اتوبوس دیدم

562
00:37:13,297 --> 00:37:16,039
‫میتونی هرجایی که میخوای بری

563
00:37:16,033 --> 00:37:19,139
‫ماما ... مامان، خواهش
‫میکنم اینکارو نکن

564
00:37:20,071 --> 00:37:22,142
‫مجبورم

565
00:37:23,274 --> 00:37:28,121
‫دیگه نمیتونم در نزدیکی تو باشم
‫به اندازهء کافی توان و طاقت ندارم

566
00:37:32,149 --> 00:37:38,100
‫میدونی خبر خوب چیه؟
‫من برنده شدم

567
00:37:38,122 --> 00:37:40,193
‫تو برنده شدی؟

568
00:37:41,225 --> 00:37:45,196
‫اون طرز نگاهت، وقتی که بهت گفتم
‫من همجنس باز هستم رو یادمه

569
00:37:45,229 --> 00:37:50,201
‫و میدونستم که یه روز از
‫دوست داشتنم دست برمیداری

570
00:37:53,037 --> 00:37:57,076
‫بفرما. حق با من بود

571
00:37:57,108 --> 00:38:01,079
‫پس من ... من برنده شدم

572
00:38:03,014 --> 00:38:05,290
‫خب، تبریک میگم

573
00:38:42,019 --> 00:38:44,295
‫(ایدی بریت)

574
00:38:44,288 --> 00:38:54,266
‫(ایدی عزیز، نمیدونم چطور این نامه رو شروع کنم،ولی با طلب بخش برای
‫اون چیزیکه میخوام بگم شروع میکنم،همچنین قبول دارم که کارل...)

575
00:38:56,167 --> 00:38:59,046
‫سلام. برات یه شیرینی
‫تشکر درست کردم

576
00:38:59,036 --> 00:39:03,075
‫و منظورم از درست کردم
‫اینه که خریدم

577
00:39:41,145 --> 00:39:44,251
‫پس، دقیقا داری برای
‫چی ازم تشکر میکنی؟

578
00:39:44,248 --> 00:39:48,196
‫برای حفظ کردن صورتم
‫از داغون شدن توسط ایدی

579
00:39:49,186 --> 00:39:51,291
‫تا حالا هیچکس در حقم
‫کاری به این خوبی نکرده

580
00:39:51,288 --> 00:39:54,269
‫من فقط سعی دارم آرامش
‫محله رو حفظ کنم

581
00:39:54,291 --> 00:39:57,272
‫خب، اینو به خودت بگو

582
00:39:57,294 --> 00:40:01,174
‫میدونم واقعا چرا به
‫اون یارو پول دادی

583
00:40:02,099 --> 00:40:04,136
‫هنوز به من اهمیت میدی

584
00:40:04,168 --> 00:40:07,012
‫چی؟

585
00:40:07,271 --> 00:40:13,051
‫تو همیشه نگران من و جولی بودی
‫و دوست پسر جدیدم رو هم زدی

586
00:40:14,178 --> 00:40:17,182
‫و حالا هم داری منو از
‫ایدی حفاظت میکنی

587
00:40:17,181 --> 00:40:20,128
‫میدونی معنی تمام اینا چیه؟

588
00:40:20,151 --> 00:40:23,132
‫یعنی تو خیلی حفاظت شده ای؟

589
00:40:26,090 --> 00:40:30,061
‫خیلی خب، تو فقط بگو
‫و خجالت بکش. باشه

590
00:40:30,094 --> 00:40:33,041
‫اول خودم اقرار میکنم

591
00:40:33,297 --> 00:40:37,143
‫یک لحظه هم از
‫فکرت غافل نشدم

592
00:40:38,169 --> 00:40:41,013
‫بخاطر همین با کارل
‫پریدی توی تخت؟

593
00:40:41,038 --> 00:40:46,181
‫اگه فکر میکردم شانسی هست که بازم
‫با هم باشیم، هیچوقت اینکارو نمیکردم

594
00:40:46,210 --> 00:40:50,158
‫تو راه رو کاملا به
‫روی من بستی، من

595
00:40:51,115 --> 00:40:55,029
‫میتونیم در مورد
‫کارل صحبت نکنیم؟

596
00:40:55,085 --> 00:40:57,224
‫بازم شیرینی بخور

597
00:40:57,221 --> 00:41:00,134
‫میدونم که دوست داری

598
00:41:02,092 --> 00:41:05,005
‫میدونم که منو دوست داری

599
00:41:06,297 --> 00:41:13,010
‫گوش کن، ازت نمیخوام
‫که دوباره با هم باشیم

600
00:41:13,037 --> 00:41:16,143
‫فقط میخوام باهم دوست باشیم

601
00:41:16,140 --> 00:41:20,213
‫ـ   سوزان ...
‫ـ   بله؟

602
00:41:21,078 --> 00:41:23,115
‫ـ   خونه ت داره میسوزه

603
00:41:28,118 --> 00:41:31,099
‫تمام خونه م آتیش گرفته! اوه

604
00:41:31,121 --> 00:41:35,069
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقتی حقیقت زشته، مردم
‫سعی میکنن پنهانش کنند</font>

605
00:41:35,059 --> 00:41:40,270
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون میدونن که اگه فاش
‫بشه، خساراتی به بار میاد</font>

606
00:41:40,297 --> 00:41:45,110
‫<font color=#FF۸۰۰۰>واسهء همین پشت دیوارهای
‫محکم پنهانش میکنن</font>

607
00:41:45,302 --> 00:41:50,274
‫<font color=#FF۸۰۰۰>پا پشت دربهای بسته جاش میدن</font>

608
00:41:50,307 --> 00:41:55,279
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا در پشت چهره ها
‫پنهانش میکنن</font>

609
00:41:55,279 --> 00:42:00,251
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی حقیقت اینه که هرچقدر هم که
‫زشت باشه، همیشه پدیدار میشه</font>

610
00:42:06,090 --> 00:42:12,302
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و همیشه شخصی که بهش اهمیت
‫میدیم در پایان آسیب میبینه</font>

611
00:42:17,268 --> 00:42:22,240
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و شخصی دیگه از
‫رنج اونها لذت میبره</font>

612
00:42:22,239 --> 00:42:29,054
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و این زشت ترین حقیقته</font>

