1
00:00:01,001 --> 00:00:02,241
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,268 --> 00:00:04,077
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با اتمام یه رابطهء عاشقانه</font>

3
00:00:04,104 --> 00:00:07,210
‫دیگه مجبور نیستیم یواشکی بریم و بیایم
‫میتونم یه رابطهء واقعی داشته باشیم

4
00:00:07,240 --> 00:00:09,220
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یکی دیگه شروع شد
‫</font>ـ   ایدی

5
00:00:09,242 --> 00:00:11,313
‫ازش پرسیدم حاضره باهم
‫زندگی کنیم. اونم گفت آره

6
00:00:11,311 --> 00:00:14,224
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با این وجود یه رابطهء دیگه
‫</font>ـ   این مادر رکسه، فیلیس

7
00:00:14,214 --> 00:00:17,218
‫ـ   بفرمایید. جورج فلانری هستم
‫ـ   شما اطلاع داشتین که عروسم

8
00:00:17,250 --> 00:00:19,230
‫ـ   یه دوست پسر داره
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... آشکار شد...</font>

9
00:00:19,219 --> 00:00:22,200
‫یعنی قلبت نمیشکنه اون همه
‫چهرهء ناراحت رو تنها بزاری؟

10
00:00:22,188 --> 00:00:25,135
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و موقعی که بعضی از مردم
‫صبر نداشتن از خونه بیان بیرون</font>

11
00:00:25,158 --> 00:00:30,073
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...بقیه داشتن برای نگه داشتن
‫اونا پافشاری میکردند</font>

12
00:00:38,204 --> 00:00:41,276
‫کدوم یکی سنگ مال رکسه؟
‫همیشه فراموش میکنم

13
00:00:41,274 --> 00:00:43,220
‫درست انتهای این ردیف

14
00:00:43,243 --> 00:00:47,214
‫اوه! اوه، آره .درسته

15
00:00:47,213 --> 00:00:50,057
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سالهاست که بیری وندیکمپ</font>

16
00:00:50,083 --> 00:00:55,055
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...مضطرب از فراموشی رو به
‫فزونی مادرشوهرش بزرگ شده</font>

17
00:00:55,055 --> 00:00:58,195
‫اوه، عزیزم، فراموش کردم
‫سوزنهارو از توی لباس بیرون بیارم؟

18
00:00:58,224 --> 00:01:01,068
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تکرار خطاهاش بیشتر میشد</font>

19
00:01:02,195 --> 00:01:06,143
‫عزیزم، بهت نگفتم که
‫صندلی رو رنگ کردم؟

20
00:01:06,166 --> 00:01:08,168
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...آشکار تر میشد</font>

21
00:01:09,202 --> 00:01:13,173
‫اوه، عزیزم، بهت نگفتم
‫زمین رو واکس زدم؟

22
00:01:13,173 --> 00:01:16,985
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و خطرناک تر میشد</font>

23
00:01:17,010 --> 00:01:21,117
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، بیری نگران حافظهء
‫معیوب فیلیس بود</font>

24
00:01:21,147 --> 00:01:24,151
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی از یادآوری قضایا
‫به اون بیشتر خوشحال میشد</font>

25
00:01:24,150 --> 00:01:27,290
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مخصوصا وقتی پای
‫چیزای مهم میومد وسط</font>

26
00:01:27,320 --> 00:01:32,292
‫فکر کردی که کی میخوای
‫به این ملاقات خاتمه بدی؟

27
00:01:32,292 --> 00:01:36,001
‫ـ   چیه؟ .. ـ   من مزاحمم؟

28
00:01:36,029 --> 00:01:37,167
‫منظورت همینه؟

29
00:01:37,163 --> 00:01:41,168
‫من فقط پرسیدم کی میخوای بری

30
00:01:41,167 --> 00:01:43,272
‫پشت این سوال
‫هیچ منظوری هم نبود

31
00:01:43,303 --> 00:01:48,309
‫اوه، من ... نمیدونم

32
00:01:50,110 --> 00:01:53,091
‫چرا بعدا تصمیم نگیریم

33
00:01:53,113 --> 00:01:56,094
‫بله. بعدا
‫.

34
00:01:58,118 --> 00:01:59,256
‫خدای من ... ؟

35
00:01:59,252 --> 00:02:03,223
‫اوه، خدای من چه اتفاقی افتاده؟

36
00:02:03,256 --> 00:02:06,203
‫انگار یکی رکس رو
‫نقش قبر کرده

37
00:02:06,226 --> 00:02:10,299
‫خب، اینو میدونم، ولی
‫چرا؟ چرا اینکارو کردند؟

38
00:02:10,296 --> 00:02:13,106
‫چرا، نمیدونم

39
00:02:13,133 --> 00:02:15,079
‫مگر اینکه

40
00:02:15,068 --> 00:02:17,207
‫مگر اینه چی؟

41
00:02:17,203 --> 00:02:22,243
‫شاید این با اومدن مامور
‫تحقیق بیمه ربط داره

42
00:02:22,242 --> 00:02:25,121
‫مامور تحقیق بیمه؟

43
00:02:25,145 --> 00:02:28,183
‫اون اومد یه سری
‫سوالاتی پرسید

44
00:02:28,214 --> 00:02:30,251
‫نمیدونم، داری درمورد
‫چی حرف میزنی

45
00:02:30,283 --> 00:02:36,165
‫شاید تو مغازه بودی
‫به هرحال، اون مشکوک بود

46
00:02:36,189 --> 00:02:38,226
‫ـ   مشکوک؟
‫ـ   اوه، بله

47
00:02:38,224 --> 00:02:42,172
‫اون بر این فرض بود که
‫رکس از حمله قلبی نمرده

48
00:02:42,195 --> 00:02:44,300
‫اون فکر میکنه که
‫رکس مسموم شده

49
00:02:44,297 --> 00:02:48,211
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اون لحظه بود که
‫بالاخره بیری تونست ببینه</font>

50
00:02:48,234 --> 00:02:51,044
‫بهت نگفته بودم؟

51
00:02:51,070 --> 00:02:54,108
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که حافظهء مادرشوهرش خوب بود</font>

52
00:02:54,107 --> 00:02:59,147
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزی که معیوب بود
‫روح مادرشوهرش بود</font>

53
00:03:41,321 --> 00:03:47,169
‫<font color=#FF۸۰۰۰>توی حیاط جلوی خونه پلاک ۴۳۴۷
‫در ویستیریالن یه مهمونی برپا میشد</font>

54
00:03:47,160 --> 00:03:49,140
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هر عصر یکشنبه</font>

55
00:03:49,128 --> 00:03:53,042
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کلو پندرگاست یه سری چای میاره</font>

56
00:03:53,032 --> 00:03:57,037
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که خیلی هم درخور مهمونی بود
‫از اونجایی که خودش میزبان بود</font>

57
00:03:57,070 --> 00:04:02,213
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بریتنی کریس از توی کمد مادرش
‫لباس و چیزای قشنگ میاره</font>

58
00:04:02,242 --> 00:04:04,085
‫حالت چطوره؟

59
00:04:04,110 --> 00:04:08,115
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و ماریسا ان مکای بعنوان
‫مهمون افتخاری دعوت میشه</font>

60
00:04:08,114 --> 00:04:13,063
‫<font color=#FF۸۰۰۰>امسال بعضی ها دیگه
‫نمیتونن مهمونی برن</font>

61
00:04:13,052 --> 00:04:17,023
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته، این هیچوقت شامل
‫این سه دختر جوان نمیشه</font>

62
00:04:17,056 --> 00:04:20,196
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونموقعی که اونا مشغول
‫بازی خیالیشون بودند</font>

63
00:04:20,193 --> 00:04:23,197
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...یکی از دخترای بزرگتر همسایه</font>

64
00:04:23,229 --> 00:04:27,302
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...سرگرم خیالات خودش بود</font>

65
00:05:00,233 --> 00:05:02,076
‫ـ   سلام
‫ـ   اوه، سلام. خانم سولیس

66
00:05:02,101 --> 00:05:04,081
‫ـ   رالف
‫ـ   دوباره میرین خرید؟

67
00:05:04,070 --> 00:05:06,050
‫منو که میشناسی

68
00:05:06,072 --> 00:05:11,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزی نبود که گبرییل بیشتر
‫از خرید کردن ازش لذت ببره</font>

69
00:05:13,079 --> 00:05:17,027
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و حتی موقعی که نمیتوست
‫با خودش چیزی ببره خونه</font>

70
00:05:17,016 --> 00:05:21,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با نگاه کردن به کالا</font>

71
00:05:21,087 --> 00:05:23,294
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...خودشو راضی میکرد</font>

72
00:05:48,014 --> 00:05:50,016
‫سلام، سوزان. چی شده؟

73
00:05:50,049 --> 00:05:53,223
‫این هفته نوبت کارل که جولی پیشش
‫باشه و همیشه ساعت ۶ برمیگشتند

74
00:05:53,219 --> 00:05:56,200
‫اون قرارداد امانت داریمون بود
‫و الان ساعت از ۶ گذشته

75
00:05:56,222 --> 00:06:00,068
‫ـ   مثل اینکه شش و پونزده دقیقه ست
‫ـ   خب، میبینی؟ بفرما

76
00:06:00,059 --> 00:06:01,197
‫مطمئنم فقط فراموش کردند

77
00:06:01,227 --> 00:06:04,208
‫خب، من قرارداد صادره از دادگاه
‫دارم. کاری از دستم بر نمیاد

78
00:06:04,230 --> 00:06:07,211
‫هنوزم اگه بهشون یکم
‫بیشتر مهلت بدی عیبی نداره

79
00:06:07,233 --> 00:06:10,214
‫اوه، تازه زیادی هم خوب بودم
‫میتونستم بگم دستگیرش کنن

80
00:06:10,203 --> 00:06:14,015
‫منظورم اینه که، اشتباه متوجه نشو. منم
‫موافقم که جولی وقتشو با کارل بگذرونه

81
00:06:14,040 --> 00:06:16,179
‫اون هنوزم باباشه
‫و جولی دوستش داره

82
00:06:16,175 --> 00:06:19,019
‫ـ   ولی ... ؟
‫ـ   ولی کارل با ایدی

83
00:06:19,045 --> 00:06:21,286
‫منظورم اینه که، ایدی اصلا
‫تو باغ مادرانه بودن نیست

84
00:06:21,280 --> 00:06:24,056
‫اگه منم مضطرب نبودم
‫مادر خوبی نیستم

85
00:06:24,050 --> 00:06:27,156
‫خدا میدونه برای گذران وقت
‫یه بچه اونجا چی میگذره؟

86
00:06:27,186 --> 00:06:30,167
‫مواد؟ سکس؟ استعمال دخانیات؟

87
00:06:34,193 --> 00:06:38,141
‫بنظر نمیاد اونجا مجلس
‫عیاشی داشته باشن

88
00:06:46,005 --> 00:06:51,114
‫خب، ظاهرا دیدن خودمون داریم
‫میایم سریع بساط رو جمع کردن

89
00:06:54,113 --> 00:06:57,117
‫عجب ضربه ای

90
00:06:57,116 --> 00:06:58,254
‫ـ   سلام، بچه ها
‫ـ   سلام، مامانی

91
00:06:58,284 --> 00:07:00,264
‫سلام! ببین کی اینجاست

92
00:07:00,253 --> 00:07:03,063
‫پارکر، حدس بزن چی گرفتم

93
00:07:03,089 --> 00:07:04,261
‫ـ   چی؟
‫ـ   لوازم مدرسه

94
00:07:04,257 --> 00:07:07,101
‫ـ   لوازم مدرسه؟
‫ـ   آره

95
00:07:07,126 --> 00:07:11,097
‫و بهترین قسمتش اینه
‫که، برای تو گرفتم

96
00:07:11,097 --> 00:07:15,045
‫یه کوله پشتی واقعا باحال

97
00:07:15,067 --> 00:07:18,014
‫اونو نیگاه. حسابی جاداره، ها؟

98
00:07:18,037 --> 00:07:19,277
‫مرسی

99
00:07:19,272 --> 00:07:23,015
‫پس اولین روز مدرسه تو و بابات
‫میتونین برین جاتو پیدا کنی

100
00:07:23,042 --> 00:07:24,282
‫و میتونی اونجا بشینی...

101
00:07:24,310 --> 00:07:26,187
‫تو منو نمیبری؟

102
00:07:26,212 --> 00:07:29,022
‫اولین روز مدرسه
‫بابات تو رو میبره

103
00:07:29,015 --> 00:07:32,189
‫فقط من و تو، پسر بزرگا
‫خودم دستت رو میگیرم

104
00:07:32,218 --> 00:07:34,164
‫ولی فکر کردم
‫مامانی منو میبره

105
00:07:34,187 --> 00:07:36,133
‫آره، خب، عزیزم
‫من باید برم سر کار

106
00:07:36,122 --> 00:07:39,069
‫رئیس مامانی، یه خانم
‫خیلی خیلی بدجنس

107
00:07:39,058 --> 00:07:41,038
‫و اگه نرم سر کار
‫شغلمو از دست میدم

108
00:07:41,060 --> 00:07:44,200
‫و اونوقت دیگه هیچ پولی
‫نداریم که باهاش غذا بخریم

109
00:07:45,131 --> 00:07:50,240
‫عزیزم، باید حرفمو باور کنی
‫اگه میتونستم میدونی که میومدم

110
00:08:00,046 --> 00:08:01,252
‫خیلی خب

111
00:08:01,247 --> 00:08:03,227
‫نمیدونستم اینقدر مهمه

112
00:08:03,249 --> 00:08:08,198
‫با رئیسم صحبت میکنم
‫و ببینم چیکار میتونم بکنم

113
00:08:10,189 --> 00:08:15,036
‫نمیخوام غرورتو بشکونم
‫ولی اون حسابی دستکاریت کرد

114
00:08:15,061 --> 00:08:20,170
‫خب، وقتی بچه ای اینقدر خوبه
‫باید خواسته شو برآورده کنی

115
00:08:21,133 --> 00:08:25,013
‫کالبد شکافی؟ کاراگاه
‫رکس از حملهء قلبی مرده

116
00:08:25,037 --> 00:08:29,008
‫خب، در گزارش دکتر
‫شبهاتی هایی هم بود

117
00:08:29,041 --> 00:08:31,043
‫شبهات؟ چه جور شبهاتی؟

118
00:08:31,043 --> 00:08:35,185
‫خانم، متأسفانه نمیتونم بیشتر از
‫این در اینمورد با شما بحث کنم

119
00:08:36,282 --> 00:08:39,161
‫ـ   شخص مشکوک من هستم؟
‫ـ   من این حرفو نزدم

120
00:08:39,185 --> 00:08:42,189
‫خب، اگه اینطور فکر میکنین
‫دارین وقتتون رو هدر میدین

121
00:08:42,221 --> 00:08:44,201
‫من رکس رو دوست داشتم
‫و هرکسی که منو میشناسه

122
00:08:44,190 --> 00:08:48,138
‫بهتون میگه که من قادر به...
‫آسیب رسوندن به اون نیستم

123
00:08:48,127 --> 00:08:50,107
‫هر کسی؟

124
00:08:52,231 --> 00:08:54,074
‫شما با فیلیس صحبت کردی

125
00:08:54,100 --> 00:08:56,137
‫دوباره میگم، نمیتونم
‫با شما بحث کنم

126
00:08:56,135 --> 00:09:00,106
‫اون مادرشوهر منه. معلومه که در
‫مورد من چیزای وحشتناک میگه

127
00:09:00,139 --> 00:09:01,277
‫صداتون رو بیارین پایین

128
00:09:01,274 --> 00:09:03,254
‫برای تمام مشکلاتی که من و
‫رکس داشتیم منو مقصر میدونه

129
00:09:03,276 --> 00:09:05,119
‫پس مشکلاتی هم داشتین؟

130
00:09:05,111 --> 00:09:07,250
‫زندگی زناشوئی بود
‫معلومه که مشکلاتی هم داشتیم

131
00:09:07,280 --> 00:09:11,126
‫میتونم اینو ضبط کنم، تا جای
‫شکی در بیانات تون نباشه؟

132
00:09:11,150 --> 00:09:13,130
‫نه، نمیتونین اینو ضبط کنین

133
00:09:13,119 --> 00:09:14,257
‫از اعلان بیانات
‫خودداری میکنین؟

134
00:09:14,253 --> 00:09:17,257
‫من از هیچی خودداری نمیکنم
‫من میگم، از فیلیس فاصله بگیرین

135
00:09:17,290 --> 00:09:19,270
‫اون یه ... فاحشهء یاوه گوئه

136
00:09:19,292 --> 00:09:23,206
‫خانم، شاید در محضر
‫دادگاه خیلی راحت تر باشین

137
00:09:23,195 --> 00:09:25,175
‫یه اظهاریه میخواین؟

138
00:09:25,197 --> 00:09:28,201
‫باشه. بهتون یه اظهاریه میدم

139
00:09:30,036 --> 00:09:32,141
‫شوهر من از یک
‫حملهء قلبی مرد

140
00:09:32,171 --> 00:09:39,111
‫من اونو از صمیم قلب دوست داشتم
‫و مادرت تو رو درست ادب نکرده

141
00:09:53,025 --> 00:09:55,164
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از نظر بیری</font>

142
00:09:55,161 --> 00:09:58,233
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...در دنیا دو دسته انسان وجود داره</font>

143
00:09:58,264 --> 00:10:04,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونایی که قبل از قهوه صبح
‫نمیتونن هیچکاری بکنن</font>

144
00:10:05,037 --> 00:10:08,211
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و اونایی که اینطوری نیستند</font>

145
00:10:13,245 --> 00:10:15,282
‫چی شده؟

146
00:10:16,215 --> 00:10:21,062
‫منو هل نده، بیری
‫من یه زن پیرم

147
00:10:21,053 --> 00:10:23,226
‫منو هل نده

148
00:10:23,255 --> 00:10:26,065
‫گورشو از اینجا گم کن

149
00:10:26,092 --> 00:10:29,073
‫یه چیزی رو بهت بگم. اگه درمورد
‫چیزی احساس گناه نمیکردی

150
00:10:29,061 --> 00:10:33,271
‫اینطوری منو نمی فرستادی...

151
00:10:42,041 --> 00:10:44,112
‫مناسبت چیه؟

152
00:10:44,143 --> 00:10:46,248
‫آه، سالگرد ازدواجمون

153
00:10:46,245 --> 00:10:48,020
‫اوه، درسته

154
00:10:48,047 --> 00:10:49,287
‫چطور تونستی سالگرد
‫ازدواجمون رو فراموش کنی؟

155
00:10:49,315 --> 00:10:53,127
‫تمام روز توی سلول نشستی
‫و به تقویم خیره شدی

156
00:10:53,119 --> 00:10:56,066
‫حالا مگه چی شده؟ به هرحال
‫ازدواج خودمون دروغی بود

157
00:10:56,088 --> 00:10:57,226
‫دوباره شروع نکن

158
00:10:57,223 --> 00:10:59,203
‫در ازدواجهای واقعی
‫همسرها وفادارن

159
00:10:59,225 --> 00:11:03,139
‫آره، و شوهرا هم سالگرد ازدواجشون
‫رو یادشون میمونه. بگمونم مثل همیم

160
00:11:03,162 --> 00:11:06,109
‫فراموش کردن سالگرد ازدواج
‫با خیانت رو مساوی میدونی؟

161
00:11:06,098 --> 00:11:10,046
‫عزمت رو حسابی جزم کردی که این
‫روز خاص رو برامون خراب کنی

162
00:11:10,036 --> 00:11:12,107
‫پس احساس گناه نکردن تو چی؟

163
00:11:12,138 --> 00:11:14,209
‫من یه خروار احساس گناه
‫میکنم، پس دیگه حرف نزن

164
00:11:14,240 --> 00:11:15,310
‫ولی هیچوقت عذرخواهی نکردی

165
00:11:15,307 --> 00:11:18,117
‫یه میلیون بار عذرخواهی کردم

166
00:11:18,110 --> 00:11:20,249
‫ولی همیشه پشتش یه بهونه آوردی

167
00:11:20,279 --> 00:11:24,125
‫من تنها بودم. تو توی خونه نبودی
‫زن نیاز داره بهش عشق ورزیده بشه

168
00:11:24,116 --> 00:11:25,220
‫زن نیاز داره بهش
‫عشق ورزیده بشه

169
00:11:25,251 --> 00:11:29,256
‫و از اونجایی که تو به من ندادیش
‫منم مجبور شدم یه جای دیگه پیداش کنم

170
00:11:30,222 --> 00:11:34,193
‫پس اون نوجوان توی اتاق
‫خوابمون اینکارو میکرد

171
00:11:34,226 --> 00:11:36,206
‫عشق میریخت داخلت

172
00:11:36,228 --> 00:11:41,143
‫هرچی میخوای بگو، ولی جان رولند جوری
‫منو دوست داشت که تا حالا هیچکس نداشته

173
00:11:41,167 --> 00:11:43,147
‫نه بعنوان یه نشان فتح
‫یا بعنوان یه دارایی

174
00:11:43,169 --> 00:11:46,241
‫ولی برای خودم
‫اون منو دوست داشت

175
00:11:48,240 --> 00:11:50,015
‫نه، واقعا داشت

176
00:11:51,177 --> 00:11:54,056
‫بزار راه هاشو برات بشمارم

177
00:11:54,080 --> 00:11:58,153
‫آم، با ملایمت، بی رحمانه

178
00:11:58,150 --> 00:12:01,996
‫مکزر، از بالا تا پایین

179
00:12:02,154 --> 00:12:04,156
‫مشکلی هست؟

180
00:12:05,091 --> 00:12:08,072
‫نه، سالگرد ازدواجمونه

181
00:12:08,060 --> 00:12:11,200
‫داریم یاد اوقات
‫خوب رو زنده میکنیم

182
00:12:20,306 --> 00:12:23,116
‫چه ماشین فوق العاده ای
‫آستون مارتین، درسته؟

183
00:12:23,142 --> 00:12:25,179
‫آها. کاملا حدبد. .
‫ویرایش منحصر به فرد

184
00:12:25,177 --> 00:12:27,248
‫یه هدیه سالگرد ازدواج
‫از طرف شوهرمه

185
00:12:27,279 --> 00:12:29,259
‫اون خیلی بخشنده ست

186
00:12:29,281 --> 00:12:32,091
‫بیشتر از اونی که خودش بدونه

187
00:12:32,084 --> 00:12:33,188
‫عذر میخوام، چی؟

188
00:12:33,219 --> 00:12:36,029
‫میخوام توی کلیسا
‫نمایش شعر اجرا کنم

189
00:12:36,055 --> 00:12:39,059
‫ایدی میخواد با گیتار منو همراهی
‫کنه. واقعا خوب میزنه

190
00:12:39,058 --> 00:12:42,301
‫پس تو و ایدی میخواین
‫با هم کار کنین

191
00:12:42,294 --> 00:12:44,171
‫مشکلی هست؟

192
00:12:44,196 --> 00:12:47,109
‫نه! نه

193
00:12:47,133 --> 00:12:52,242
‫منظورم اینه که، یکم غافلگیر شدم که
‫چرا اول از من نخوااستی همراهیت کنم

194
00:12:52,238 --> 00:12:56,015
‫با چی؟ شما که هیچ
‫آلت موسیقی ای بلد نیستین

195
00:12:56,041 --> 00:12:57,179
‫من پیانو میزنم. تو که میدونی

196
00:12:57,176 --> 00:13:00,157
‫از کجا باید بدونم؟
‫تا حالا زدنتون رو ندیدم

197
00:13:00,179 --> 00:13:02,022
‫خب، توی دبیرستان میزدم

198
00:13:02,014 --> 00:13:05,257
‫پس آخرین باری که به کلیدهای
‫پیانو دست زدین دههء ۷۰ بوده؟

199
00:13:05,284 --> 00:13:07,059
‫اوایل دههء ۸۰ بود

200
00:13:07,052 --> 00:13:10,261
‫خب، نمیخوام باهات بحث کنم

201
00:13:10,289 --> 00:13:16,262
‫میخوای نمایش رو با ایدی اجرا
‫کنی، و فکر میکنم معرکه ست

202
00:13:16,262 --> 00:13:18,242
‫پس اون واقعا خوب میزنه، ها؟

203
00:13:18,230 --> 00:13:20,301
‫گیتارشو میشناسه

204
00:13:20,299 --> 00:13:25,078
‫ظاهرا توی خونواده شون موزیسین های
‫زیادی بودند، مثل وان تراپس

205
00:13:26,272 --> 00:13:29,151
‫بجزء، میدونی، برادر الکلیش

206
00:13:31,143 --> 00:13:34,181
‫تنها کاری که میخوام بکنم
‫یکم بازیه. مسئلهء بزرگیه؟

207
00:13:34,213 --> 00:13:37,057
‫متیو، تو بازیکن
‫فوق العاده ای هستی

208
00:13:37,049 --> 00:13:39,051
‫و مردم میخوان
‫باهات دوست بشن

209
00:13:39,084 --> 00:13:41,064
‫بعدش هم که خودت میدونی

210
00:13:41,086 --> 00:13:44,226
‫خدا میدونه کیا میخوان بیان
‫دنبالت و بهت زنگ بزنن

211
00:13:44,223 --> 00:13:46,203
‫عزیزم، باید سعی کنیم
‫توجه دیگران رو جلب نکنیم

212
00:13:46,225 --> 00:13:49,206
‫آره، ولی منم باید گاهی
‫اوقات از این خونه برم بیرون

213
00:13:49,228 --> 00:13:51,208
‫اینجا دارم دیوونه میشم

214
00:14:27,099 --> 00:14:28,237
‫چیه؟

215
00:14:28,267 --> 00:14:32,079
‫آم ... دخترم میخواد
‫توی کلیسا شعر بخونه

216
00:14:32,071 --> 00:14:35,177
‫میخوام با پیانو همراهیش کنم و
‫سالهاست که به پیانو دست نزدم

217
00:14:35,207 --> 00:14:38,120
‫شما توی مراسم تدفین
‫رکس فوق العاده بودین

218
00:14:38,110 --> 00:14:40,249
‫ـ   میخواستم بدونم
‫ـ   من درس نمیدم

219
00:14:40,279 --> 00:14:45,126
‫اوه ... اوه، باشه

220
00:14:47,253 --> 00:14:51,030
‫روی ... یه کوچولو

221
00:14:53,158 --> 00:14:57,197
‫دارم کیک گیلاس
‫درست میکنم. ببخشید

222
00:15:04,236 --> 00:15:07,240
‫چه اتفاقی برای عدم
‫جلب توجه مردم افتاد؟

223
00:15:07,273 --> 00:15:11,221
‫شما همش دارین با همه تند میگیرین
‫اونا شروع میکنن پشت سرمون حرف زدن

224
00:15:11,210 --> 00:15:17,024
‫حق باتوئه. باید باهاشون راه بیام

225
00:15:23,155 --> 00:15:26,102
‫لینت! اینو نگاه کن

226
00:15:28,227 --> 00:15:31,106
‫دهن جانسون

227
00:15:33,265 --> 00:15:36,075
‫استو، این همون سیستم
‫پروژکتور جدید نیست؟

228
00:15:36,068 --> 00:15:39,072
‫آره، کیفیت تصویرش
‫فوق العاده نیست؟

229
00:15:43,309 --> 00:15:45,220
‫ـ   سلام، نینا

230
00:15:45,210 --> 00:15:48,123
‫آم ... درمورد فردا صبح

231
00:15:50,015 --> 00:15:53,189
‫میدونی که ساعت اول جلسات
‫صبح چقدرآروم پیش میره؟

232
00:15:53,218 --> 00:15:55,061
‫چون اینکارو دارم

233
00:15:55,054 --> 00:15:58,228
‫خدای بزرگ! ایندفعه که دوباره
‫درمورد بچه هات نیست، مگه نه؟

234
00:15:59,191 --> 00:16:01,171
‫میدونم، قول دادم که اینکارو نکنم

235
00:16:01,193 --> 00:16:05,164
‫ولی پارکر اولین روز
‫کودکستانش واقعا به من احتیاج داره

236
00:16:05,197 --> 00:16:07,177
‫اگه نتونم باهاش برم
‫وحشت زده میشه

237
00:16:07,166 --> 00:16:11,205
‫عذر میخوام. کجاش مشکل منه؟

238
00:16:11,236 --> 00:16:14,217
‫چون نمیتونیم از این واقعیتی
‫که من بچه دارم فرار کنیم

239
00:16:14,239 --> 00:16:18,085
‫من شغلمو دوست دارم، ولی منصف باش
‫ولی باید یه همیاری هم وجود داشته باشه

240
00:16:18,110 --> 00:16:22,058
‫باشه، پس مردمی
‫که بچه ندارن چی؟

241
00:16:22,081 --> 00:16:25,290
‫تا حالا به این فکر افتادی که اونا هم
‫توی زندگیشون به همیاری احتیاج دارن؟

242
00:16:25,284 --> 00:16:27,264
‫شاید بخوان برن یه
‫مسابقه ورزشی ببینن

243
00:16:27,286 --> 00:16:31,132
‫شاید بخوان بعد از یه شب
‫طولانی فرداش دیرتر بیان

244
00:16:31,123 --> 00:16:33,103
‫یا شاید فقط بخوان برن آرایشگاه

245
00:16:33,092 --> 00:16:36,096
‫که خودم دو ماهه قادر
‫به انجام دادنش نیستم

246
00:16:36,128 --> 00:16:38,108
‫پس نه، این هیچ ربطی به
‫منصف بودن مردم نداره

247
00:16:38,130 --> 00:16:42,078
‫که خودشون خواستن
‫بی بچه باشن، باشه؟

248
00:16:42,067 --> 00:16:44,274
‫باشه. نکتهء خوبیه

249
00:16:49,141 --> 00:16:52,020
‫و درمورد موهات هم متأسفم

250
00:16:52,044 --> 00:16:56,186
‫حالا فهمیدم چرا اینقدر افسرده ای

251
00:16:57,149 --> 00:17:00,255
‫ـ   دهن باز
‫ـ   الان نه، استو

252
00:17:02,121 --> 00:17:05,102
‫یه ثانیه صبر کن

253
00:17:05,090 --> 00:17:07,036
‫متوجه نمیشم

254
00:17:07,026 --> 00:17:11,236
‫این سیستم کاری میکنه که اولین
‫روز مدرسه مامانی همراه تو باشه

255
00:17:14,033 --> 00:17:17,276
‫کیفیت تصویرش فوق العاده ست

256
00:17:23,142 --> 00:17:28,057
‫<font color=#FF۸۰۰۰>روز بعد، گبرییل تصمیم
‫گرفت یه تجدید قوایی بکنه</font>

257
00:17:28,080 --> 00:17:32,051
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...با یه دور دیگه از
‫نگاه کردن به کالاها</font>

258
00:17:34,053 --> 00:17:37,125
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی این دفعه، از چیزی که برای</font>

259
00:17:37,156 --> 00:17:41,104
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...خرید گذاشته شده بود غافلگیر شد</font>

260
00:18:53,065 --> 00:18:55,204
‫ـ   خانم تیلمن
‫ـ   آقای دلفینو

261
00:18:55,234 --> 00:18:59,239
‫شنیدم از بیمارستان برگشتین
‫اینو براتون آوردم

262
00:18:59,271 --> 00:19:04,016
‫نمیتونم بهتون بگم چند وقته که
‫از یه مرد جذاب گل نگرفتم

263
00:19:04,009 --> 00:19:09,083
‫منظورم اینه که، میتونستم
‫ولی نمیخوام دلتون برام بسوزه

264
00:19:11,283 --> 00:19:13,126
‫دارین کجا میرین؟

265
00:19:13,118 --> 00:19:15,098
‫دارم برای چند
‫هفته برمیگردم یوتاه

266
00:19:15,120 --> 00:19:19,068
‫خوب شدنم بیشتر از اونی
‫که دکتر گفته طول میکشه

267
00:19:19,091 --> 00:19:23,039
‫از خوب شدن من حرف زدیم
‫هنوز زکوری جوان رو نگرفتند؟

268
00:19:23,061 --> 00:19:26,042
‫نه. راستش، بخاطر
‫همینه که اینجائم

269
00:19:26,031 --> 00:19:30,070
‫پس این گلها فقط حیله بودند

270
00:19:30,068 --> 00:19:33,049
‫دارم سعی میکنم قبل از اینکه توی
‫دردسر بیشتری بیافته پیداش کنم

271
00:19:33,071 --> 00:19:36,211
‫دوستی نمیشناسین که ممکنه بره
‫پیشش، جایی که ممکنه رفته باشه؟

272
00:19:36,241 --> 00:19:38,187
‫میدونم که شما
‫باهاش نزدیک بودین

273
00:19:38,177 --> 00:19:41,124
‫خنده داره. از وقتی منو زد
‫و از پله ها پرت کرد پایین

274
00:19:41,113 --> 00:19:44,094
‫اونطوری که باید
‫باهم در تماس نموندیم

275
00:19:46,151 --> 00:19:49,030
‫از کی تا حالا شما اینقدر
‫به فکر زک یانگ افتادین؟

276
00:19:49,021 --> 00:19:50,193
‫پیچیده ست

277
00:19:50,222 --> 00:19:52,202
‫معلومه

278
00:19:54,092 --> 00:19:58,063
‫مطمئنم اون بیرون یه جایی
‫داره سعی میکنه پدرشو پیدا کنه

279
00:19:58,096 --> 00:20:01,270
‫که حتم دارم شما
‫غیرممکنش کردین

280
00:20:01,300 --> 00:20:06,181
‫نه، گذاشتم پائول بره
‫نتونستم اونکارو بکنم

281
00:20:08,140 --> 00:20:10,245
‫اشتباه کردین

282
00:20:10,275 --> 00:20:13,256
‫اون تمام زندگیشو در
‫فرار از پلیس میگذرونه

283
00:20:13,278 --> 00:20:16,054
‫فکر میکنم همین
‫مجازات براش کافیه

284
00:20:16,048 --> 00:20:20,053
‫زک تنها رابط تماسیه که
‫پائول با همسر مردش داره

285
00:20:20,052 --> 00:20:24,057
‫به همین خاطر، اون
‫میاد اینجا دنبالش

286
00:20:25,224 --> 00:20:31,231
‫نمیخوام منفی گرا باشم
‫ولی واقعا باید اونو میکشتین

287
00:20:40,239 --> 00:20:46,121
‫با وجود ریسک خراب شدن یک عصر
‫دوست داشتنی، خبرهای ناخوش آیندی دارم

288
00:20:47,112 --> 00:20:50,218
‫پلیس امروز پدرتون رو
‫نقش قبر کرده

289
00:20:50,282 --> 00:20:52,193
‫ـ   چی؟
‫ـ   چرا؟

290
00:20:52,217 --> 00:20:55,994
‫خب، ظاهرا میخوان
‫کالبد شکافی انجام بدند

291
00:20:56,021 --> 00:20:59,298
‫فکر نمیکنن اون یه حمله قلبی داشته
‫فکر میکنن یه نفر اونو مسموم کرده

292
00:20:59,291 --> 00:21:01,100
‫کی ممکنه بابارو مسموم کنه؟

293
00:21:01,126 --> 00:21:05,074
‫خب، ظاهرا، من مشکوکم

294
00:21:08,033 --> 00:21:13,142
‫خب، اونا همیشه اول میان سراغ همسر
‫این یکی از روشهای آمارگیری شونه

295
00:21:13,171 --> 00:21:17,119
‫این فقط یه چیز فرمالیته ست
‫خیلی زود میفهمن من بی تقصیرم

296
00:21:18,043 --> 00:21:20,182
‫میشه شما دوتا منو
‫اینطوری نگاه نکنین؟

297
00:21:20,178 --> 00:21:23,284
‫معلومه که من پدرتون رو نکشتم
‫من اونو خیلی دوست داشتم

298
00:21:23,315 --> 00:21:27,058
‫ولی شما و بابا کلی مشکل
‫داشتین. همه اینو میدونن

299
00:21:27,052 --> 00:21:29,259
‫بله، با هم بحثهایی داشتیم، ولی
‫من هیچوقت بهش آسیبی نرسوندم

300
00:21:29,288 --> 00:21:32,098
‫اونشبی که بابا دومین
‫حمله قلبی بهش دست داد؟

301
00:21:32,090 --> 00:21:35,230
‫اینقدر دوستش داشتین که قبل از اینکه
‫ببریتش بیمارستان تخت رو درست کردین

302
00:21:35,227 --> 00:21:39,073
‫من شک زده بودم، دنییل
‫تو که میدونی

303
00:21:40,999 --> 00:21:44,173
‫اندرو، مطمئنا تو که فکر نمیکنی
‫من پدرت رو به قتل رسوندم

304
00:21:44,202 --> 00:21:48,150
‫اوه، میدونم اینکارو نکردین
‫شما قادر به کشتن نیستین

305
00:21:48,173 --> 00:21:52,144
‫ـ   ممنون
‫ـ   ازتون تعریف نکردم

306
00:21:53,145 --> 00:21:56,126
‫آدم کشتن جرأت میخواد

307
00:21:59,284 --> 00:22:02,163
‫از اینکه در مورد کمک کردن به
‫من نظرتونو عوض کردین ممنونم

308
00:22:02,187 --> 00:22:04,167
‫واقعا سپاسگزارم

309
00:22:04,189 --> 00:22:06,135
‫خوشحالم که کمک میکنم

310
00:22:06,124 --> 00:22:09,264
‫و ... متأسفم اگه
‫قبلا ناملایم بودم

311
00:22:09,261 --> 00:22:12,265
‫من ... من یه روز بد داشتم

312
00:22:18,103 --> 00:22:21,107
‫خوبه. واقعا خوبه

313
00:22:21,106 --> 00:22:23,245
‫ممکنه بخوای پاتو
‫از روی پدال برداری

314
00:22:23,241 --> 00:22:27,189
‫واقعا؟ اوه، فکر میکردم اینطوری
‫حرفه ای تر بنظر میرسه

315
00:22:27,212 --> 00:22:28,247
‫نه

316
00:22:34,086 --> 00:22:38,057
‫پسرتون واقعا دوست داره
‫آهنگ صدا بلند گوش بده

317
00:22:39,024 --> 00:22:43,234
‫مزیتش اینه که صدای ماشین
‫خشک کنی رو از بین میبره

318
00:22:46,098 --> 00:22:49,272
‫انگشتهاتو جفت کن، سوزان

319
00:23:13,091 --> 00:23:17,062
‫سلام. ببخشید که مزاحم شدم
‫در زدم، ولی بگمونم صدامو نشنیدین

320
00:23:17,095 --> 00:23:21,271
‫نه، شنیدیم. فقط امیدوار بودیم هر
‫کی که هست، گمشه بره پی کارش

321
00:23:21,299 --> 00:23:23,279
‫هنوزم امیدوارم همون اتفاق بیافته

322
00:23:23,301 --> 00:23:25,144
‫مامان، چه خبر؟

323
00:23:25,137 --> 00:23:27,117
‫خب، من خبرای خوبی دارم

324
00:23:27,105 --> 00:23:30,245
‫آم، من دارم از بتی اپل وایت
‫درس پیانو یاد میگیرم

325
00:23:30,275 --> 00:23:34,018
‫و، آه ... خب، فقط فکر کردم
‫شاید بتونم به شماها ملحق بشم

326
00:23:34,012 --> 00:23:36,049
‫مثل یه گروه سه نفری
‫بنظرتون خوش نیست؟

327
00:23:36,081 --> 00:23:39,153
‫من سه نفری کار نمیکنم
‫ولی به هرحال ممنون

328
00:23:39,184 --> 00:23:43,223
‫خب، قصد ندارم فنی بازی
‫در بیارم، ولی این نمایش؟

329
00:23:43,255 --> 00:23:46,236
‫منظورم اینه که، این نمایش
‫برای خونواده تدارک دیده شده

330
00:23:46,258 --> 00:23:49,068
‫و شرمنده ام که خاطرنشون
‫کنم، تو از خونواده نیستی

331
00:23:49,060 --> 00:23:54,134
‫نه، ولی استعداد دارم. و برای اکثر
‫حضار، استعداد از خونواده پیشی میگیره

332
00:23:54,132 --> 00:23:58,080
‫خب، چی تو رو اینقدر مطمئن
‫کرده که من استعداد ندارم؟

333
00:23:58,170 --> 00:24:00,309
‫فقط یه احساس

334
00:24:00,305 --> 00:24:05,152
‫آره، خب، همه مون استعداد تو رو
‫میبینیم، که برای فاش نشدن استعدادت

335
00:24:05,143 --> 00:24:07,123
‫بد نیست یه پرده جلوی...
‫پنجره حمومت نصب کنی

336
00:24:07,112 --> 00:24:09,058
‫بچه ها

337
00:24:09,080 --> 00:24:12,118
‫راست بگو. تا وقتی نمیفهمیدی من توو این
‫نمایش سهم دارم نمیخواستی توش شرکت کنی

338
00:24:12,117 --> 00:24:14,154
‫این حقیقت نداره

339
00:24:14,152 --> 00:24:17,190
‫اوه، بله. از داخل داری میسوزی که
‫دخترت منو نسبت به تو ترجیح کرده

340
00:24:17,222 --> 00:24:20,260
‫اون تو رو انتخاب نکرده. فقط به ذهنش
‫نرسیده که من باهاش موافقت میکنم

341
00:24:20,258 --> 00:24:24,172
‫حالا که میدونه، و اگه مجبور باشه یه
‫بار دیگه انتخاب کنه، منو انتخاب میکنه

342
00:24:24,196 --> 00:24:26,107
‫نه، نمیکنه

343
00:24:26,131 --> 00:24:29,271
‫چرا آزمایش نکنیم؟
‫ترجیح میدی کی باهات بزنه؟

344
00:24:29,301 --> 00:24:32,180
‫ـ   اوه، نه. نه، نه، نه
‫ـ   نه، اشکالی نداره، عزیزم

345
00:24:32,170 --> 00:24:36,050
‫میخوای توی نمایش استعدادهای
‫خونوادگی چه کسی باهات باشه؟

346
00:24:36,074 --> 00:24:40,181
‫آره. میخوای جلوی اونهمه
‫آدم چه کسی همرات باشه؟

347
00:24:40,178 --> 00:24:45,093
‫و یادت باشه، توی کلیساست
‫اونا کارت رو قضاوت میکنن

348
00:24:48,119 --> 00:24:49,257
‫باشه

349
00:24:49,287 --> 00:24:52,200
‫خب، اول از همه
‫هردوتون نفرت انگیرین

350
00:24:52,224 --> 00:24:55,262
‫ولی اگه باید انتخاب میکردم

351
00:24:56,228 --> 00:25:00,074
‫بگمونم ... مامانمو انتخاب میکردم...

352
00:25:00,265 --> 00:25:02,040
‫متأسفم، ایدی

353
00:25:02,067 --> 00:25:04,069
‫منصفانه ست

354
00:25:05,070 --> 00:25:08,108
‫لطفا فلوتم رو پس بده

355
00:25:14,112 --> 00:25:15,250
‫کار تو بود، مگه نه؟

356
00:25:15,280 --> 00:25:18,124
‫سلام، جان. خیلی وقته ندیدمت

357
00:25:18,116 --> 00:25:21,120
‫یکی از همسایه ها یه ماشین
‫آستون مارتین دیده که رفته

358
00:25:21,119 --> 00:25:23,065
‫نمیدونی مال کی بوده؟

359
00:25:23,088 --> 00:25:27,230
‫خب، یکی باید به حیاط میرسید
‫جنابعالی یه جای دیگه مشغول بودی

360
00:25:28,059 --> 00:25:30,039
‫ـ   تو مارو دیدی؟ ـ   بله.

361
00:25:30,028 --> 00:25:33,271
‫اون اینقدر پیره که میتونه مامانت باشه
‫وای، اینقدر پیره که میتونه مامان منم باشه

362
00:25:33,265 --> 00:25:35,006
‫جووآن فقط ۴۱ سالشه

363
00:25:35,033 --> 00:25:37,104
‫جووآن؟ تو جووآن صداش میکنی؟

364
00:25:37,135 --> 00:25:39,081
‫چرا نباید اسمشو صدا کنم؟
‫اون دوست منه

365
00:25:39,070 --> 00:25:40,242
‫من دوستهای تو رو میشناسم

366
00:25:40,272 --> 00:25:44,186
‫و تو با دوستات اونکاری که دیدم داشتی با
‫اون پیرزن چروکیده میکردی رو نمیکنی

367
00:25:44,175 --> 00:25:47,281
‫باشه! موقعی که با یکی دیگه
‫بودم مچمو گرفتی. مگه چیه؟

368
00:25:47,312 --> 00:25:50,020
‫تو قرار بود عاشق من باشی

369
00:25:50,015 --> 00:25:51,153
‫چی؟

370
00:25:51,149 --> 00:25:55,097
‫چند بار گفتی؟ چندبار زمزمه کردی
‫تو تنها زنی هستی که دوستش دارم ؟

371
00:25:55,120 --> 00:25:57,031
‫نمیدونم. زیاد

372
00:25:57,022 --> 00:25:59,002
‫داشتی دروغ میگفتی؟ فقط
‫میخواستی منو ببری توی تخت؟

373
00:25:59,024 --> 00:26:03,029
‫نه، البته که نه. من تو رو
‫دوست داشتم، ولی از هم جدا شدیم

374
00:26:03,061 --> 00:26:06,133
‫پنج دقیقه قبل! مگه تا حالا
‫نشنیدی یکی بخاطر پریود ناله کنه؟

375
00:26:06,131 --> 00:26:10,079
‫میدونم بنظر سریع پیش رفته
‫ولی من نسبت به اون حس دارم

376
00:26:10,101 --> 00:26:13,241
‫درواقع، فکر میکنم
‫ممکنه دوستش داشته باشم

377
00:26:17,175 --> 00:26:19,018
‫اوه، خدای من

378
00:26:19,010 --> 00:26:20,284
‫چی شده؟ بچه ست؟

379
00:26:20,278 --> 00:26:23,157
‫نه

380
00:26:24,049 --> 00:26:27,087
‫اوه، نه، نه. خودمم

381
00:26:27,218 --> 00:26:30,199
‫من از احمق هم احمق ترم

382
00:26:30,188 --> 00:26:33,135
‫تو احمق نیستی

383
00:26:33,158 --> 00:26:35,138
‫اوه، نه، هستم

384
00:26:35,160 --> 00:26:39,131
‫دیروز هنوز داشتم خیال پردازی
‫میکردم که میتونم دوباره با تو باشم

385
00:26:39,130 --> 00:26:41,201
‫اینکه اتاق خواب آپارتمان
‫میتونه جای دنجی باشه

386
00:26:41,232 --> 00:26:44,076
‫ـ   خانم سولیس، خواهش میکنم
‫ـ   اوه، خدای من

387
00:26:44,102 --> 00:26:49,102
‫تازه، من شوهرمو بخاطر کسی که منو
‫خانم سولیس صدا میکنه ترک کردم

388
00:26:54,245 --> 00:26:58,091
‫پس، ناراحتی چون
‫میخوای باهم باشیم؟

389
00:26:58,083 --> 00:27:01,257
‫چون میتونم با جووآن بهم بزنم

390
00:27:02,220 --> 00:27:05,224
‫اشکالی نداره، عزیزم. من خوبم

391
00:27:14,199 --> 00:27:16,179
‫پس این بخاطر ماست؟

392
00:27:17,268 --> 00:27:20,044
‫واقعا حس میکنم باید پایانی
‫بهتر از این داشته باشیم

393
00:27:20,071 --> 00:27:24,247
‫راستش، جان، فهمیدن اینکه
‫هردومون چقدراحمق بودیم

394
00:27:24,242 --> 00:27:28,213
‫شایسته ترین پایان...

395
00:27:42,060 --> 00:27:45,041
‫خانم وندیکمپ. چیکار
‫میتونم براتون بکنم؟

396
00:27:45,030 --> 00:27:47,169
‫دوست دارم خودمو به یه آزمایش
‫دستگاه دروغ سنج واگذار کنم

397
00:27:47,198 --> 00:27:51,044
‫تا شک و شبهاتی که درمورد اتفاقی
‫که برای شوهرم افتاده از بین بره

398
00:27:51,036 --> 00:27:53,016
‫مطمئنین که وکیل نمیخواین؟

399
00:27:53,038 --> 00:27:57,111
‫از همه شون صرف نظر کردم. تنها
‫شرط من اینه که میخوام بچه هام

400
00:27:57,108 --> 00:27:59,281
‫هم بتونن پاسخ دادنم...
‫به سوالهارو ببینن

401
00:28:00,078 --> 00:28:02,319
‫فکر کنم میتونیم
‫باهاتون راه بیایم

402
00:28:02,313 --> 00:28:05,192
‫اسم شما بیری وندیکمپ؟

403
00:28:05,183 --> 00:28:07,094
‫بله

404
00:28:07,118 --> 00:28:09,257
‫شما با رکس وندیکمپ
‫ازدواج کردین؟

405
00:28:09,254 --> 00:28:11,256
‫بله

406
00:28:11,256 --> 00:28:14,237
‫شما و شوهرتون سال پیش
‫موقتا از هم جدا شدین؟

407
00:28:14,259 --> 00:28:16,102
‫بله

408
00:28:16,094 --> 00:28:18,096
‫شما شوهرتون رو کشتین؟

409
00:28:18,096 --> 00:28:20,098
‫نه

410
00:28:24,035 --> 00:28:27,107
‫شما مردی به اسم جورج
‫ویلیامز رو میشناسین؟

411
00:28:28,139 --> 00:28:30,085
‫بله

412
00:28:30,075 --> 00:28:32,146
‫مدتی که از شوهرتون
‫جدا بودین

413
00:28:32,177 --> 00:28:34,248
‫با آقای ویلیامز رابطه داشتین؟...

414
00:28:34,279 --> 00:28:37,089
‫این چه ربطی با قضیه داره؟

415
00:28:37,082 --> 00:28:40,063
‫فقط پاسخ بله یه نه، لطفا

416
00:28:40,051 --> 00:28:44,295
‫خب، من به چیزی که به
‫شما ربطی نداره پاسخ نمیدم

417
00:28:44,289 --> 00:28:48,260
‫خانم وندیکمپ، اگه میخواین
‫این آزمایش رو جدی بگیرم

418
00:28:48,293 --> 00:28:52,207
‫به سوالاتی که می پرسیم
‫جواب بدین. باشه؟

419
00:28:55,066 --> 00:28:57,068
‫جورج ویلیامز دیگه کیه؟

420
00:28:57,068 --> 00:28:59,207
‫دارو فروشمون

421
00:28:59,237 --> 00:29:04,084
‫مدتی که از شوهرتون جدا بودین
‫با آقای ویلیامز رابطه داشتین؟

422
00:29:04,075 --> 00:29:06,055
‫بله

423
00:29:06,311 --> 00:29:09,019
‫شما عاشق آقای
‫ویلیامز هستین؟

424
00:29:09,013 --> 00:29:10,219
‫چی؟

425
00:29:10,248 --> 00:29:13,286
‫شما عاشق آقای
‫ویلیامز هستین؟

426
00:29:14,119 --> 00:29:15,291
‫نه

427
00:29:20,091 --> 00:29:23,231
‫آم، من ... داشتم به یه
‫چیز دیگه فکر میکردم

428
00:29:23,261 --> 00:29:26,242
‫چرا دوباره ازم نمی پرسین

429
00:29:27,198 --> 00:29:30,042
‫شما عاشق آقای
‫ویلیامز هستین؟

430
00:29:30,068 --> 00:29:32,048
‫نه

431
00:29:39,177 --> 00:29:42,158
‫آره. دیدم

432
00:29:54,292 --> 00:29:58,138
‫سلام، سوزان
‫برای درسهای جدید آماده ای؟

433
00:29:58,129 --> 00:30:02,100
‫آره. فکر میکنم بهتره یه
‫به اون پدال فشار بدم

434
00:30:02,133 --> 00:30:03,271
‫فکرمیکنم اُبهت میاره

435
00:30:06,304 --> 00:30:10,013
‫ـ   میخوام باهات صحبت کنم
‫ـ   الان سرم شلوغه

436
00:30:10,008 --> 00:30:13,285
‫باورم نمیشه ایدی رو از
‫نمایش جولی انداختی بیرون

437
00:30:13,311 --> 00:30:17,020
‫من ایدی رو بیرون ننداختم
‫جولی خودش انتخاب کرد

438
00:30:17,048 --> 00:30:18,254
‫چون تو مامان بازی کردی

439
00:30:18,249 --> 00:30:22,129
‫خب، این یه تکنوازی خونوادگی
‫و ایدی از خونواده نیست

440
00:30:22,120 --> 00:30:25,033
‫ـ   یه روز میشه
‫ـ   با این مسئله حتی شوخی هم نکن

441
00:30:25,023 --> 00:30:28,095
‫پس اون لوله کش
‫قاتل جنایتکار تو چی؟

442
00:30:28,126 --> 00:30:31,073
‫بنظر اون خیلی
‫به خونواده میاد

443
00:30:31,095 --> 00:30:34,133
‫مایک قاتل نیست، اون یه قتل
‫غیرعمد بوده. کاملا فرق میکنه

444
00:30:34,132 --> 00:30:36,169
‫ما با هم زندگی نمیکنیم
‫تازه اون به جولی اهمیت میده

445
00:30:36,201 --> 00:30:40,240
‫ایدی هم میده! اون واقعا دنبال
‫اجرای این نمایش با جولی بود

446
00:30:40,271 --> 00:30:44,048
‫اگه فکر میکنی که ایدی بریت به
‫غیر از خودش به کسی اهمیت میده

447
00:30:44,075 --> 00:30:48,023
‫از خوشحالی زیاد توهُم برداشته تت...
‫تو اونطور که من میشناسمش نمیشناسیش

448
00:30:48,012 --> 00:30:52,017
‫و تنها دلیلی که اون میخواد با
‫جولی باشه کل انداختن با منه

449
00:30:52,050 --> 00:30:56,123
‫هی، هم احمقانه و
‫هم خودخواهانه ست

450
00:30:56,120 --> 00:30:59,033
‫برو بابا

451
00:31:01,092 --> 00:31:04,164
‫میخوای باور کنی یا نکنی
‫اونا با همدیگه خیلی خوبن

452
00:31:04,195 --> 00:31:08,007
‫و اگه حرف منو باور
‫نمیکنی، از جولی بپرس

453
00:31:18,142 --> 00:31:21,146
‫متأسفم که مجبور شدی
‫اون جریانو ببینی

454
00:31:22,080 --> 00:31:24,060
‫اوه، اشکالی نداره، عزیزم

455
00:31:24,082 --> 00:31:28,053
‫منم توی خونواده ام
‫از اون یورشها داشتم

456
00:31:28,086 --> 00:31:31,226
‫خب، امیدوارم یه زشتی مال
‫من و کارل نبوده باشه

457
00:31:31,222 --> 00:31:34,032
‫غافلگیر میشدی

458
00:31:34,058 --> 00:31:36,299
‫پارکر؟ عزیزم، صدامو میشنوی؟

459
00:31:36,294 --> 00:31:38,171
‫تام، چرا حرف نمیزنه؟

460
00:31:38,196 --> 00:31:41,040
‫یه عالمه بچه اینجاست. ...
‫یخورده هیجان زده شده.

461
00:31:41,032 --> 00:31:44,013
‫ـ   پارکر، سلام کن. بگو سلام
‫ـ   مامانی؟

462
00:31:44,035 --> 00:31:46,106
‫اوه، سلام، عزیزم

463
00:31:46,137 --> 00:31:49,277
‫چقدر هیجان انگیره
‫اولین روز مدرسه ت

464
00:31:49,307 --> 00:31:51,287
‫یه عالمه دوست پیدا میکنی

465
00:31:51,309 --> 00:31:54,222
‫لینت. جلسه پرسنل. حالا

466
00:31:54,212 --> 00:31:57,250
‫باشه. آره. الان میام

467
00:31:57,282 --> 00:32:00,195
‫حالا، حالا، حالا، حالا

468
00:32:01,152 --> 00:32:03,291
‫استو، این قهوه سرده

469
00:32:04,155 --> 00:32:07,034
‫عزیزم، الان برمیگردم

470
00:32:07,025 --> 00:32:08,265
‫مامانی، داری کجا میری؟

471
00:32:08,259 --> 00:32:10,102
‫الان برمیگردم

472
00:32:10,094 --> 00:32:13,075
‫مامانی، برگرد

473
00:32:13,064 --> 00:32:16,204
‫خب، بیاین صفحه پنج

474
00:32:17,068 --> 00:32:19,048
‫لعنتی! شرح آگهیم رو
‫فراموش کردم

475
00:32:19,070 --> 00:32:23,109
‫کسی نسخه اضافه نداره؟ نه؟
‫الان برمیگردم

476
00:32:24,142 --> 00:32:26,315
‫سلام، برگشتم. حالش چطوره؟

477
00:32:26,311 --> 00:32:30,282
‫عزیزم، ناراحته چون میخواست
‫جاشو نشون تو بده و تو رفتی

478
00:32:30,315 --> 00:32:34,263
‫اوه، عزیزم، من اینجائم
‫الان میتونی نشونم بدی

479
00:32:34,285 --> 00:32:37,129
‫نینا یه نسخه اضافی پیدا کرد
‫میخواد همین حالا برگردی

480
00:32:37,121 --> 00:32:40,295
‫باشه ... جند ثانیه دیگه
‫برمیگردم، عزیزم....

481
00:32:40,291 --> 00:32:42,271
‫مامانی، مامانی، نرو

482
00:32:42,260 --> 00:32:47,141
‫خب، بحث سر این قسمته

483
00:32:47,165 --> 00:32:49,145
‫ـ   داری کجا میری؟
‫ـ   اتاق خانوما

484
00:32:49,167 --> 00:32:51,238
‫ـ   نه
‫ـ   نینا، دست خودم نیست

485
00:32:51,269 --> 00:32:55,274
‫لینت، برای ۱۰ دقیقه نگهش دار
‫باید اینکارو تموم کنیم

486
00:33:04,315 --> 00:33:08,127
‫کاری که میخوام بکنم اینه که
‫ساختار صورت حسابو عوض کنم

487
00:33:08,119 --> 00:33:11,191
‫لطفا یه نگاه یه
‫صفحهء ۱۰ بندازین

488
00:33:11,222 --> 00:33:16,228
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لینت در کشاکش ایجاد توازن
‫بین خونواده و شغلش بود</font>

489
00:33:16,260 --> 00:33:19,241
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بالاخره یه فرصتی دید</font>

490
00:33:19,230 --> 00:33:23,042
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...تا به لطف خودش
‫توازن یکیشونو بالا ببره</font>

491
00:33:26,070 --> 00:33:29,108
‫ـ   من میگم با تحویل پول بگیریم
‫ـ   بله!

492
00:33:29,173 --> 00:33:32,154
‫پرداخت موقع تحویل! بله

493
00:33:32,176 --> 00:33:34,053
‫تو صرع داری؟

494
00:33:34,078 --> 00:33:37,184
‫نه. نه، فقط ... خیلی
‫هیجان زده شدم

495
00:33:37,215 --> 00:33:39,217
‫واقعا نقشهء خوبیه

496
00:33:40,184 --> 00:33:42,289
‫آره

497
00:33:42,286 --> 00:33:45,096
‫حالا، اتفاقی که با
‫حساب برنان میافته

498
00:33:45,089 --> 00:33:49,231
‫اینه که میخوان توسط تینا و ران...
‫دو برابر مبلغ پرداختی رو بفرستن

499
00:33:49,260 --> 00:33:52,241
‫و من چیزی رو مدنظر
‫نمیگیرم، ولی تینا، ران

500
00:33:52,230 --> 00:33:56,110
‫درمورد نارضایتی
‫با این ایده های من

501
00:33:56,100 --> 00:33:58,205
‫اوه! اوه! سوختم! سوختم

502
00:34:00,071 --> 00:34:03,211
‫کمک! استو

503
00:34:03,241 --> 00:34:06,279
‫بخاطر همین برات کلوچه اضافی
‫گذاشتیم، تا بتونی به دوستات هم بدی

504
00:34:06,277 --> 00:34:09,224
‫به تمام دوستای جدیدت. یادته؟

505
00:34:09,213 --> 00:34:11,250
‫فکر میکنم الان دیگه حله

506
00:34:11,249 --> 00:34:15,061
‫دوستت دارم پارکر

507
00:34:15,086 --> 00:34:16,190
‫منم تو رودوست دارم، مامانی

508
00:34:32,170 --> 00:34:34,150
‫بیری. سلام
‫چیکار میتونم برات بکنم؟

509
00:34:34,172 --> 00:34:37,153
‫برای شروع، میتونی
‫در اثبات به پلیس

510
00:34:37,141 --> 00:34:40,020
‫برای اینکه برای کشتن شوهرم
‫توطئه نچیدیم به من کمک کنی

511
00:34:40,144 --> 00:34:41,282
‫باشه

512
00:34:41,279 --> 00:34:44,123
‫با اون موادی که
‫در خون رکس

513
00:34:44,148 --> 00:34:46,128
‫پلیس در تعجبه که نکنه...
‫من اونو مسموم کرده باشم

514
00:34:46,150 --> 00:34:49,097
‫مسخره ست. خیلی چیزا میتونه
‫دلیل اون میزان پتاسیوم باشه

515
00:34:49,087 --> 00:34:51,067
‫نارسایی کلیه، کمبود سدیم

516
00:34:51,055 --> 00:34:54,161
‫بخاطر همین من آزمایش دروغ سنجی
‫دارم تا ثابت کنم که بیگناه بودم

517
00:34:54,158 --> 00:34:56,263
‫ظاهرا، موفق شدی

518
00:34:57,195 --> 00:34:58,299
‫آه ... یجورایی

519
00:34:58,296 --> 00:35:02,176
‫فکر میکنم الان دیگه پلیس
‫یه فرضیهء دیگه داره

520
00:35:02,200 --> 00:35:05,044
‫که اگه من شخصاً رکس
‫رو سم خور نکرده باشم

521
00:35:05,036 --> 00:35:09,007
‫ممکنه ... تو کمک کرده باشی

522
00:35:09,040 --> 00:35:11,145
‫ـ   شوخی میکنی
‫ـ   نه

523
00:35:11,142 --> 00:35:14,214
‫بخاطر همینه که میخوام تو
‫هم آزمایش دروغ سنجی بدی

524
00:35:15,146 --> 00:35:16,250
‫چـ... چی؟

525
00:35:16,280 --> 00:35:19,227
‫این سریع ترین راه برای اثبات
‫به پلیسه که دارن اشتباه میکنن

526
00:35:19,250 --> 00:35:22,026
‫متوجه نمیشم. ما فقط دوستیم

527
00:35:22,019 --> 00:35:25,990
‫چرا پلیس باید فرض کنه که
‫روابط غیرنفسانی مردم

528
00:35:26,023 --> 00:35:28,128
‫بخواد منتهی به قتل کسی بشه؟...

529
00:35:30,094 --> 00:35:32,096
‫آم

530
00:35:33,030 --> 00:35:37,035
‫آم، در طول آزمایش، درمورد
‫تو از من سوالاتی پرسیدن

531
00:35:37,034 --> 00:35:40,015
‫و، آم ... که آیا خودمون
‫با هم رابطه داریم یا نه

532
00:35:40,037 --> 00:35:43,018
‫و من گفتم بله، چون حقیقت

533
00:35:43,040 --> 00:35:48,183
‫و بعد یه چیز دیگه ازم پرسیدن
‫چیزی که فکرشو نمیکردم

534
00:35:48,179 --> 00:35:50,159
‫چی بود؟

535
00:35:50,181 --> 00:35:54,061
‫ازم پرسیدن عاشقتم

536
00:35:55,186 --> 00:35:58,065
‫تو چی گفتی؟

537
00:35:58,189 --> 00:36:01,170
‫گفتم، نه

538
00:36:03,027 --> 00:36:07,271
‫ولی طبق دستگاه دروغ سنج
‫حقیقت نبود

539
00:36:10,067 --> 00:36:13,048
‫خب، من ... نمیدونم اگه
‫اون معنی ای داشته باشه

540
00:36:13,070 --> 00:36:16,176
‫اون دستگاها بطور
‫قطعی قابل اطمینان نیستند

541
00:36:16,174 --> 00:36:20,247
‫فکر میکنم، ممکنه، ماشین
‫از یه چیزی برداشت کرده

542
00:36:20,278 --> 00:36:25,250
‫چیزی که من ازش بی اطلاع بودم

543
00:36:28,286 --> 00:36:32,234
‫بخاطر همینه که میخوام تو هم آزمایش
‫بدی و به سوالات کاراگاه پاسخ بدی

544
00:36:32,223 --> 00:36:36,000
‫نمیدونم بعد از گفتن این حرفا
‫اونجا چه حسی پیدا میکنم

545
00:36:36,027 --> 00:36:38,234
‫ـ   ولی به محض اینکه معلوم بشه
‫ـ   میتونیم با هم باشیم

546
00:36:45,269 --> 00:36:50,218
‫عجب رقصی کردند، منتظر
‫نمایشهای بعدیشون باشین

547
00:36:50,208 --> 00:36:53,212
‫یادتون نره بعد از اینکه اینجا

548
00:36:53,244 --> 00:36:55,281
‫کارمون تموم شد در زیرزمین
‫کلوچه وآب میوه داریم

549
00:36:55,279 --> 00:36:58,226
‫میخوایم همه تون رو اونجا
‫ببینیم. و نمایش بعدیمون

550
00:36:58,249 --> 00:37:03,130
‫لطفا به افتخار نمایش موزیکال
‫جولی و سوزان مایر

551
00:37:31,148 --> 00:37:32,252
‫الان برمیگردم

552
00:37:32,250 --> 00:37:37,029
‫اوه، فقط یه چند
‫ثانیه وقت میخوام

553
00:37:37,054 --> 00:37:40,035
‫پس میتونین دعا کنین

554
00:37:41,125 --> 00:37:45,267
‫ایدی، اونروز، وقتی دیدم داری
‫با خونوادهء من موسیقی میزنی

555
00:37:45,263 --> 00:37:50,110
‫یکم حسودیم شد، و یکم دیوونه شدم
‫و تو رو به زور بیرون کردم

556
00:37:50,101 --> 00:37:53,241
‫امروز که میبینم اینجا نشستی

557
00:37:53,271 --> 00:37:56,275
‫خب، میتونم ببینم که چقدر
‫به جولی اهمیت میدی

558
00:37:57,241 --> 00:38:00,085
‫و اون اول اومد پیش تو

559
00:38:00,111 --> 00:38:03,285
‫و اونی که باید اون بالا پیشش
‫بود باید تو بودی نه من

560
00:38:03,281 --> 00:38:06,285
‫پس ... متأسفم

561
00:38:06,317 --> 00:38:08,297
‫ممنون، سوزان

562
00:38:15,226 --> 00:38:20,266
‫چقدر جالب، بعد از اینکه دیدی من بدون
‫گیتارم اومدم همچین تصمیمی گرفتی

563
00:38:22,066 --> 00:38:27,072
‫خب، همونطور که گفتم، متأسفم
‫کاشکی میتونستی اون بالا باشی

564
00:38:27,071 --> 00:38:29,210
‫میدونی، من پیانو هم میزنم

565
00:38:31,142 --> 00:38:35,113
‫پس همینطور به افتخار
‫جولی مایر و خالهء اون ایدی

566
00:38:42,019 --> 00:38:43,191
‫کار درستی کردی

567
00:38:44,021 --> 00:38:47,059
‫آره. خب، سعی کردم

568
00:38:47,058 --> 00:38:53,236
‫این یکم نور درنم

569
00:38:56,033 --> 00:39:01,039
‫میخوام بزارم بدرخشه

570
00:39:01,038 --> 00:39:05,248
‫این یکم نور درونم

571
00:39:05,276 --> 00:39:11,056
‫میخوام بزارم بدرخشه

572
00:39:11,082 --> 00:39:15,224
‫آه! بابا وقت بده. این
‫چیز انگار مال عهد بوقه

573
00:39:15,219 --> 00:39:18,132
‫جولی بیچاره

574
00:39:18,155 --> 00:39:21,159
‫تمومش کن. تو که
‫داری حال میکنی

575
00:39:21,158 --> 00:39:24,196
‫نه. اصلا

576
00:39:24,228 --> 00:39:28,267
‫بزار بدرخشه، بزار بدرخشه

577
00:39:28,299 --> 00:39:35,114
‫بزار بدرخشه

578
00:39:36,040 --> 00:39:39,044
‫باز کن

579
00:39:46,317 --> 00:39:50,163
‫گفتند احتیاج داری منو ببینی

580
00:39:50,154 --> 00:39:53,135
‫چیه؟ .. چی شده؟

581
00:39:53,257 --> 00:39:56,238
‫آم

582
00:39:56,260 --> 00:39:59,264
‫داشتم فکر میکردم...

583
00:40:00,097 --> 00:40:03,271
‫میدونی، درمورد، آم

584
00:40:04,101 --> 00:40:06,206
‫اون اتفاقاتی که با جان افتاد...

585
00:40:06,237 --> 00:40:09,081
‫و

586
00:40:10,074 --> 00:40:12,054
‫و، آم

587
00:40:12,276 --> 00:40:19,091
‫من واقعا خودخواه و احمق بودم...

588
00:40:22,219 --> 00:40:25,200
‫و عذر میخوام

589
00:40:26,157 --> 00:40:30,128
‫واقعا متأسفم

590
00:40:41,172 --> 00:40:46,053
‫فقط میخواستم همینو بگم

591
00:40:47,144 --> 00:40:49,124
‫میدونی چیه؟

592
00:40:50,047 --> 00:40:56,225
‫این بهترین هدیه سالگرد ازدواج
‫که تا حالا به من دادی

593
00:40:56,220 --> 00:41:01,033
‫ـ   واقعا؟
‫ـ   آره

594
00:41:03,027 --> 00:41:07,032
‫راستش، اونی هم که تو به
‫من دادی واقعا خوبه

595
00:41:11,202 --> 00:41:15,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه هر ازچندگاهی از یه بازی
‫خیالی و ساختگی لذت میبرن</font>

596
00:41:15,206 --> 00:41:21,020
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته، طریقهء بازی کردنمون
‫میتونه خیلی فرق داشته باشه</font>

597
00:41:21,011 --> 00:41:26,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گاهی اوقات به خودمون میگیم
‫کار مزاحم خونواده مون نمیشه</font>

598
00:41:26,116 --> 00:41:29,256
‫ـ   لینت، جلسه پرسنل
‫حالا. ـ   باشه.

599
00:41:31,021 --> 00:41:34,025
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گاهی اوقات تصور
‫میکنیم برخی روابط</font>

600
00:41:34,058 --> 00:41:39,064
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...میتونین خیلی بیشتر از
‫اونی که هستن معنادار باشن</font>

601
00:41:42,066 --> 00:41:45,047
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گهگاهی هم، نمایشی
‫راه میندازیم که</font>

602
00:41:45,069 --> 00:41:48,050
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خودمون رو متقاعد
‫کنیم رازهامون</font>

603
00:41:48,072 --> 00:41:51,212
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...واقعا وحشتناک نیستن</font>

604
00:41:51,208 --> 00:41:57,056
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، بازی تظاهر بازی ساده ایه</font>

605
00:41:57,047 --> 00:41:58,287
‫شما رکس وندیکمپ رو میشناسین؟

606
00:41:58,282 --> 00:42:00,228
‫بله

607
00:42:00,251 --> 00:42:05,030
‫خانم وندیکمپ از شما خواسته
‫که شوهرشون رو مسموم کنین؟

608
00:42:05,055 --> 00:42:07,126
‫نه

609
00:42:07,157 --> 00:42:09,262
‫شما رکس وندیکمپ رو مسموم کردین؟

610
00:42:09,260 --> 00:42:12,241
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با دروغ گفتن به خودتون
‫شروع میکنین</font>

611
00:42:12,263 --> 00:42:14,265
‫نه

612
00:42:17,067 --> 00:42:21,209
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اگه بتونین کاری کنین که دیگران
‫اون دروغها رو باور کنن</font>

613
00:42:21,205 --> 00:42:25,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...برنده شدین</font>

