1
00:00:01,001 --> 00:00:02,139
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,168 --> 00:00:04,011
‫داری میدرخشی، میدونی؟

3
00:00:04,037 --> 00:00:06,210
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل حامله شد</font>
‫ـ   تو منو ترک کردی

4
00:00:06,206 --> 00:00:09,153
‫آره. ولی ببین کجا رفتم

5
00:00:09,175 --> 00:00:11,280
‫ـ   بالای همین خیابون
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مشکل بوجود اومد</font>

6
00:00:11,277 --> 00:00:14,053
‫با جورج بودن احساس
‫گناه بهت دست میده

7
00:00:14,080 --> 00:00:16,117
‫باید خودمو ازش
‫خلاص کنم، مگه نه؟

8
00:00:16,116 --> 00:00:18,027
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و بیری راه افتاد</font>

9
00:00:18,018 --> 00:00:19,258
‫من میدونم ملانی
‫فاستر رو کی کشته

10
00:00:19,285 --> 00:00:22,164
‫ـ   شما شخص دیگه ای رو دستگیر کردین
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی همه</font>

11
00:00:22,155 --> 00:00:25,136
‫زنگ بزن ۹۱۱ و بهشون بگو
‫توی زیرزمینت یه قاتل داری

12
00:00:25,158 --> 00:00:28,298
‫ـ   اون یه قاتل نیست
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... چیزی که حقشون بود رو نگرفتند</font>

13
00:00:32,098 --> 00:00:37,104
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میشه گفت اغلب اختراعات
‫زایدهء کمبودهاست</font>

14
00:00:37,103 --> 00:00:40,243
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اینطوری بود که مادرها
‫روز بازی رو اختراع کردند</font>

15
00:00:40,240 --> 00:00:44,188
‫<font color=#FF۸۰۰۰>واسه همین گاهی اقات، برای
‫خودشون یکم وقت آزاد دارن</font>

16
00:00:44,210 --> 00:00:47,054
‫اگه به من احتیاج داشتی
‫توی مشروب فروشی ام

17
00:00:47,080 --> 00:00:50,220
‫ولی مادرهایی هم هستند
‫که از این ابتکار مادری

18
00:00:50,216 --> 00:00:52,059
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... هیچ سودی نمیبرن</font>

19
00:00:52,052 --> 00:00:55,033
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مادرهایی مثل... لینت اسکاوو</font>

20
00:00:55,055 --> 00:00:58,195
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که خیلی وقت بود نمیتونست
‫آخر هفته ها استراحت کنه</font>

21
00:00:58,191 --> 00:01:02,264
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون دوقلوهاش هیچ دعوتنامه ای
‫برای روز بازی نمیگرفتن</font>

22
00:01:02,295 --> 00:01:05,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... از وقتی که پسر ساشا ایدن
‫رو متقاعد کردند که</font>

23
00:01:05,231 --> 00:01:10,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... که دوتا بال جادویی
‫کمکش میکنن تا پرواز کنه</font>

24
00:01:10,103 --> 00:01:14,210
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و دونفری پسر شازین رو
‫شیر کرده بودن که دوچرخه شو</font>

25
00:01:14,240 --> 00:01:17,244
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... چشم بسته برونه</font>

26
00:01:17,243 --> 00:01:20,224
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و پسر سیدمن رو
‫تشویق کرده بودند</font>

27
00:01:20,246 --> 00:01:25,252
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تا یه سرگرمی جدید به اسم بازی
‫شیریاخط با آجر رو امتحانن کنه</font>

28
00:01:25,285 --> 00:01:30,132
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دوقلوهای اسکاوو تبدیل به
‫افراد غیرمجبوب شده بودند</font>

29
00:01:30,123 --> 00:01:33,104
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و رویای لینت برای قادر بودن</font>

30
00:01:33,093 --> 00:01:39,135
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... به یک چُرت کوچولوی شنبه ها
‫داشت تاریکتر و تاریکتر میشد</font>

31
00:01:40,266 --> 00:01:42,007
‫ولش کنین

32
00:01:42,035 --> 00:01:43,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تا اینکه یه روز</font>

33
00:01:43,169 --> 00:01:46,150
‫هی، هی، هی! پورتر، پرستون
‫تمومش کنین! باشه؟

34
00:01:46,172 --> 00:01:49,278
‫شنیدین چی گفتم؟ گفتم
‫تمومش کنین. پاشین. پاشین

35
00:01:49,275 --> 00:01:51,084
‫بیا اینجا

36
00:01:51,111 --> 00:01:54,092
‫خیلی عذر میخوام
‫پسرهای من شمارو زدند؟

37
00:01:54,114 --> 00:01:56,025
‫نه. ما اونارو زدیم

38
00:01:56,049 --> 00:01:58,222
‫حقیقت داره؟
‫اونا شمارو زدند؟

39
00:01:58,218 --> 00:01:59,288
‫زیاد درد نداشت

40
00:01:59,319 --> 00:02:02,300
‫جیمی! پی جی
‫دارین چیکار میکنین؟

41
00:02:02,288 --> 00:02:06,100
‫درمورد حمله کردن گروهی
‫به مردم بهتون چی گفتم؟

42
00:02:06,126 --> 00:02:07,104
‫خیلی عذر میخوام

43
00:02:07,093 --> 00:02:09,073
‫نه... اشکالی نداره

44
00:02:09,095 --> 00:02:11,166
‫باور کنین، پسرای من میتونن
‫از خودشون مراقبت کنن

45
00:02:11,164 --> 00:02:14,077
‫اگه هرآسیبی دیدند، خودم
‫پول دکترشون رو میدم

46
00:02:14,100 --> 00:02:15,204
‫نه، نگران نباش

47
00:02:15,235 --> 00:02:19,183
‫حس میکنم خودشون
‫یجورایی لذت بردند

48
00:02:20,173 --> 00:02:22,210
‫واقعا؟

49
00:02:24,277 --> 00:02:27,258
‫نظرت چیه پسراتو
‫بیاری خونهء من

50
00:02:27,247 --> 00:02:30,057
‫و بزاری با...
‫پسرای من بازی کنن؟

51
00:02:30,049 --> 00:02:33,997
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اونطوری بود که خونوادهء لینت چیزیو
‫که اون احتیاج داشت به دست آورد</font>

52
00:02:34,020 --> 00:02:36,159
‫<font color=#FF۸۰۰۰>زمانی برای خودش</font>

53
00:02:36,189 --> 00:02:39,295
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و روز بازی ای
‫برای بچه هاش</font>

54
00:02:42,061 --> 00:02:45,201
‫متاسفم. ولی پسرام تصمیم گرفتند
‫که با پسرای تو سنگ بازی کنن

55
00:02:45,198 --> 00:02:48,202
‫خوش بود

56
00:02:48,201 --> 00:02:51,182
‫<font color=#FF۸۰۰۰>روز بازی ای که قصد داشت </font>

57
00:02:51,171 --> 00:02:54,015
‫خب، من که موردی نمیبینم

58
00:02:54,040 --> 00:02:56,077
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... تحت هر قیمتی نگهش داره</font>

59
00:02:56,075 --> 00:02:57,213
‫هفتهء بعد همین ساعت؟

60
00:02:57,210 --> 00:03:00,089
‫باشه

61
00:03:05,218 --> 00:03:10,031
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دوربینها ابزارهایی اند که برای
‫ثبت تصاویر طراحی شدند</font>

62
00:03:10,023 --> 00:03:14,165
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تصاویری که خیلی بیشتر از اونی که
‫درمورد خودمون میدونیم به ما میگن</font>

63
00:03:14,160 --> 00:03:18,267
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تصاویر سفر درازی که
‫طی کردیم رو بیادمون میارن</font>

64
00:03:18,298 --> 00:03:22,269
‫<font color=#FF۸۰۰۰>عزیزانی که این سفر رو
‫درکنارشون طی می کنیم</font>

65
00:03:22,302 --> 00:03:26,011
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونایی که در طول
‫راه گمشون کردیم</font>

66
00:03:26,005 --> 00:03:31,011
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و اونایی که در انتهای
‫جاده منتظرمونن</font>

67
00:03:31,010 --> 00:03:34,082
‫آخه من چطوری با اون عکس
‫رحم جلوی صورتم چیزی بخورم؟

68
00:03:34,113 --> 00:03:36,286
‫اوه، گبی، نمیدونستم
‫سونوگرافی کردی

69
00:03:36,316 --> 00:03:39,092
‫بزار ببینم. اوه

70
00:03:39,085 --> 00:03:41,258
‫باید اینو قاب بگیری

71
00:03:41,287 --> 00:03:42,265
‫فکر نمیکنم

72
00:03:42,288 --> 00:03:45,132
‫اوه، بیخیال. این
‫عکس بچهء توئه

73
00:03:45,124 --> 00:03:48,003
‫نمیتونی بگی که یخورده
‫هم هیجان زده نیستی

74
00:03:48,027 --> 00:03:50,166
‫باشه. من حامله ام. هورا

75
00:03:50,163 --> 00:03:54,134
‫بابا بیخیال، قرار بود
‫واسه سوزان هورا بکشیم

76
00:03:54,133 --> 00:03:55,271
‫این یه بحران

77
00:03:55,301 --> 00:03:58,282
‫و فکر میکنم تو یه گلوله...
‫دیگه بستنی نعنایی لازم داری

78
00:03:58,304 --> 00:04:02,184
‫ـ   مرسی. /ـ   سوزان، چرا
‫اینقدر وحشتناک آرومی؟

79
00:04:02,175 --> 00:04:04,155
‫مایک دلفینو تو رو بیخیال شده

80
00:04:04,177 --> 00:04:08,023
‫سوزان مایری که من میشناسم
‫الان باید کف بیاره بالا

81
00:04:08,047 --> 00:04:11,290
‫یالا، خودتو خالی کن
‫دیدنش خوشه

82
00:04:11,284 --> 00:04:14,231
‫راستش، من در مورد تمام این
‫قضیه دارم حسابی فکر میکنم

83
00:04:14,254 --> 00:04:18,031
‫فکر میکنم تا چند روز دیگه مایک
‫آروم میشه و به روال عادیش برمیگرده

84
00:04:18,057 --> 00:04:21,129
‫نه. من اومدم بین
‫این مرد و پسرش

85
00:04:21,160 --> 00:04:22,138
‫این یه خیانت گنده بود

86
00:04:22,161 --> 00:04:25,142
‫من... حتی نمیتونم برای متنفر
‫بودنش از من مقصر بدونمش

87
00:04:25,131 --> 00:04:27,202
‫جولی دوباره داره
‫میشه عقده روحی زک

88
00:04:27,233 --> 00:04:30,180
‫دقیقا. تو مادری هستی که سعی
‫میکنی از بچه ت محافظت کنی

89
00:04:30,203 --> 00:04:31,307
‫این یه انگیرش طبیعیه

90
00:04:31,304 --> 00:04:33,284
‫توی این چند روز گذشته

91
00:04:33,273 --> 00:04:36,117
‫عمیقاً خودمو توی
‫آیینه نگاه کردم

92
00:04:36,142 --> 00:04:38,247
‫و اونجوری که دیدم نیستم...

93
00:04:38,244 --> 00:04:41,191
‫من باهات موافقم. ادامه بده

94
00:04:41,180 --> 00:04:44,059
‫فکر میکنم برای یه بار شروع
‫کردم به بچه بازی درآوردن

95
00:04:44,083 --> 00:04:46,085
‫شایدم... کسی چه میدونه؟

96
00:04:46,119 --> 00:04:49,259
‫شاید یه روزی از همین روزا من و
‫مایک بتونیم حداقل با هم دوست باشیم

97
00:04:49,255 --> 00:04:53,226
‫خیلی خب، تو متفکر
‫نیستی. تو بیحسی

98
00:04:53,259 --> 00:04:56,206
‫من حوبم

99
00:04:56,195 --> 00:04:58,106
‫شیرینی داری؟

100
00:04:58,131 --> 00:05:00,270
‫نه، مگر اینکه درست کنیم

101
00:05:01,100 --> 00:05:03,205
‫میتونم صبر کنم

102
00:05:07,273 --> 00:05:11,085
‫پس، اگه به ما احتیاج
‫داشتین، ما توی خونه ایم

103
00:05:11,077 --> 00:05:12,055
‫با یه عصرآروم

104
00:05:15,248 --> 00:05:18,024
‫ما هم متضادشو انتظار داریم

105
00:05:18,051 --> 00:05:20,031
‫یادتون نره، هفته
‫بعد نوبت ماست

106
00:05:20,019 --> 00:05:21,999
‫ما پورتر و پرستون رو میبریم

107
00:05:22,021 --> 00:05:24,262
‫ـ   و شما تمام روز رو بیکارین
‫ـ   نه بابا

108
00:05:24,290 --> 00:05:29,296
‫تا بعد

109
00:05:32,065 --> 00:05:33,043
‫بچه ها

110
00:05:33,066 --> 00:05:35,205
‫چرا بالا پیش پی جی
‫و جیمی نیستین؟

111
00:05:35,234 --> 00:05:39,046
‫ـ   اونا دارن فیلم آشغالی که خودشون
‫آوردنو نگاه میکنن. /ـ   خیلی مزخرفه

112
00:05:39,038 --> 00:05:43,111
‫شما هم باید مودب باشین و نگاه کنین
‫میدونین، اونا مهمونهای شمائن

113
00:05:43,309 --> 00:05:45,289
‫بچه ها

114
00:05:48,114 --> 00:05:50,287
‫سلام، بچه ها! خوردنی آوردیم

115
00:05:50,283 --> 00:05:53,025
‫ـ   نور رو درست کن
‫ـ   خوبه

116
00:05:53,052 --> 00:05:54,190
‫خوبه

117
00:05:54,220 --> 00:05:56,097
‫ـ   خیلی خب. حاضری؟
‫ـ   خب

118
00:05:56,089 --> 00:05:57,193
‫خیلی خب، صبر کن

119
00:05:57,190 --> 00:06:00,262
‫ـ   دارم بلند میشم
‫ـ   بچه ها، این چیه؟

120
00:06:00,259 --> 00:06:04,071
‫ـ   یه فیلم
‫ـ   مامانی و بابایی درستش کردند

121
00:06:04,097 --> 00:06:06,270
‫ـ   دالی موشه
‫ـ   اون زیر چی قایم کردی؟

122
00:06:06,265 --> 00:06:07,243
‫دالی موشه

123
00:06:07,266 --> 00:06:09,177
‫دالی موشه

124
00:06:09,202 --> 00:06:11,113
‫اوه، خدای من! اوه، خدای من

125
00:06:11,104 --> 00:06:14,085
‫ـ   دکمه خاموش کجاست؟
‫ـ   زیر صفحه

126
00:06:14,107 --> 00:06:17,281
‫خب، نیست! کنترل رو بیار
‫کنترل رو بیار

127
00:06:17,310 --> 00:06:19,290
‫چی شده؟

128
00:06:22,081 --> 00:06:23,253
‫پیداش کردم

129
00:06:28,254 --> 00:06:32,100
‫حالا میتونیم کاکائو بخوریم؟

130
00:06:36,129 --> 00:06:39,201
‫خب؟ نظرت چیه؟

131
00:06:40,099 --> 00:06:43,080
‫خوشکله. همینو میخوام

132
00:06:43,102 --> 00:06:45,207
‫مطمئن نیستم دیگه لیاقت
‫لباسهای مارو داشته باشی

133
00:06:45,204 --> 00:06:47,184
‫ـ   ورن
‫ـ   نه زنگ میزنی، نه نامه میدی

134
00:06:47,173 --> 00:06:49,016
‫میدونم اخیرا اینطوری بودم

135
00:06:49,041 --> 00:06:51,146
‫ولی مشغول بیرون آوردن
‫شوهرم از توی زندانم

136
00:06:51,144 --> 00:06:53,215
‫این یه حرف بیکلاس و مفته

137
00:06:53,246 --> 00:06:56,227
‫خوشبختانه، دادگاه حکم
‫نفرت رو منتفی کرده

138
00:06:56,215 --> 00:06:59,196
‫حالا تنها کاری که کالوس باید بکنه
‫به فکر اون جریان قاچاق آدم باشه

139
00:06:59,218 --> 00:07:01,061
‫تا شش ماه دیگه بیرون میاد

140
00:07:01,053 --> 00:07:04,034
‫اگه اون توی زندانه، چرا یه
‫لباس مهمونی مجلسی میخوای؟

141
00:07:04,056 --> 00:07:07,037
‫جمعه چندتا از دوستای مانکنم
‫دارن از نیویورک میان

142
00:07:07,059 --> 00:07:08,299
‫واسه همین باید قشنگ تر
‫از همیشه باشم

143
00:07:08,294 --> 00:07:12,106
‫نمیتونم بزارم فکر کنم اومدم توی حومه
‫شهر و از فروشگاه زنجیره ای خرید میکنم

144
00:07:12,131 --> 00:07:18,173
‫ـ   وقتی این لباس رو ببینن، مثل یخ
‫آب میشن میرن توو زمین. /ـ   خوبه

145
00:07:18,171 --> 00:07:20,048
‫میدونی چیه؟
‫یخورده تنگه

146
00:07:20,039 --> 00:07:22,019
‫آره، دارم میبینم

147
00:07:22,041 --> 00:07:24,282
‫همین مدل رو مدیوم دارم. چرا
‫سایز بزرگترشو امتحانن نمیکنی؟

148
00:07:24,277 --> 00:07:27,087
‫چون من سایز اسمال میپوشم، احمق

149
00:07:27,113 --> 00:07:29,286
‫ـ   چرا اینقدر تند میشی؟
‫ـ   چون تو به من گفتی چاق

150
00:07:29,282 --> 00:07:33,230
‫عزیزم، تو حامله ای
‫بدنت داره تغییر میکنه

151
00:07:33,252 --> 00:07:37,098
‫ولی من فقط سه ماهمه. زنها
‫که توی سه ماهگی معلوم نمیشن

152
00:07:37,089 --> 00:07:40,229
‫بعضیها میشن. یه سایز
‫بزرگتر میخوای یا نه؟

153
00:07:42,195 --> 00:07:46,007
‫دو روز هیچی نمیخورم

154
00:07:46,032 --> 00:07:51,072
‫خب، پس کاملا لیاقت
‫لباسهای مارو داری

155
00:07:51,237 --> 00:07:54,241
‫من یه توضیح میخوام، کارل
‫میشنوی چی میگم؟

156
00:07:54,273 --> 00:07:58,119
‫ایدی، بهتره دست از سرم
‫برداری، وگرنه

157
00:07:58,110 --> 00:08:00,090
‫میخوای چیکار کنی؟
‫دوست دارم بشنوم

158
00:08:00,112 --> 00:08:05,084
‫ـ   مرد بزرگ با تهدیدهای بزرگ
‫ـ   برگرد! فقط گورتو گم کن

159
00:08:05,084 --> 00:08:07,121
‫من چی... ؟

160
00:08:09,121 --> 00:08:11,101
‫سلام

161
00:08:11,123 --> 00:08:14,229
‫خب، یه جعبه از چیزایی که روی
‫پیشخونم جا گذاشتی پیش منه

162
00:08:14,227 --> 00:08:17,071
‫آره، میدونم که
‫میخوای لوازمت برگرده

163
00:08:17,063 --> 00:08:18,201
‫ممنون، عالیه

164
00:08:18,231 --> 00:08:21,212
‫چون اگه میخوای سی دی های
‫جونی میشل من رو نگه داری

165
00:08:21,234 --> 00:08:25,011
‫مجبورم با یه گله
‫آدم بیام جلوی خونه ت

166
00:08:26,105 --> 00:08:28,051
‫حق با توئه، اصلا
‫خنده دار نیست

167
00:08:28,074 --> 00:08:30,213
‫راستش، فقط میخواستم
‫ببینم اگه تو

168
00:08:30,209 --> 00:08:35,283
‫یه وقت میخوای اون کارت ولنتاینی که
‫برات درست کردم رو به من پس بدی

169
00:08:35,314 --> 00:08:38,158
‫آره

170
00:08:38,150 --> 00:08:41,029
‫اوه، خب

171
00:08:41,020 --> 00:08:43,000
‫منظورم اینه که، وقتی دو
‫نفر از هم جدا میشن

172
00:08:43,022 --> 00:08:46,162
‫معمولا، چیزایی مثل کارت
‫ولنتاین رو پس نمیگیرن

173
00:08:46,192 --> 00:08:48,172
‫اگه نمیخوایش
‫میتونی بندازیش دور

174
00:08:48,160 --> 00:08:52,233
‫فقط... خواهش
‫میکنم به من پسش نده

175
00:08:52,231 --> 00:08:54,108
‫متاسفم

176
00:08:54,100 --> 00:08:57,013
‫اشکالی نداره. مردم اشتباه

177
00:08:57,036 --> 00:08:59,038
‫میکنن...

178
00:08:59,071 --> 00:09:01,244
‫کار دیگه ای داری؟

179
00:09:01,274 --> 00:09:04,255
‫ببین. مطمئنی این
‫چیزیه که میخوای؟

180
00:09:04,277 --> 00:09:07,258
‫درک میکنم که نمیخوای
‫رابطه مون ادامه داشته باشه

181
00:09:07,280 --> 00:09:09,123
‫خیلی واضح رسوندی

182
00:09:09,148 --> 00:09:13,153
‫ولی من خیلی فکر کردم

183
00:09:13,152 --> 00:09:16,224
‫شاید من و تو بتونیم دوست باشیم
‫و اگه تو به این رفتارت ادامه بدی

184
00:09:16,255 --> 00:09:19,099
‫سوزان، تموم شده
‫از همه جهت، باشه؟

185
00:09:19,091 --> 00:09:22,231
‫من... عادت کردم. تو
‫هم باید همینکارو بکنی

186
00:09:22,261 --> 00:09:25,265
‫حرومزادهء بدبخت

187
00:09:27,066 --> 00:09:31,208
‫من خیلی بهتر از توئم

188
00:09:33,239 --> 00:09:36,083
‫من به خودمون یه چیز میگم

189
00:09:36,075 --> 00:09:41,184
‫حتی با تمام مشکلاتمون، حداقل
‫اونطوری واکتش نشون نمیدیم

190
00:09:45,217 --> 00:09:47,197
‫خب، من دارم
‫حس میکنم که

191
00:09:47,219 --> 00:09:49,199
‫به یه حراج لوازم...
‫منزل نیومدم

192
00:09:49,221 --> 00:09:52,065
‫اون فقط یه نقشه زیرکانه بود
‫تا تو رو ببرم توی ماشینم

193
00:09:52,058 --> 00:09:56,165
‫ـ   برای سوپرایزت حاضری؟

194
00:10:00,099 --> 00:10:02,101
‫جورج، این فقط
‫یه خونهء خالیه

195
00:10:02,134 --> 00:10:04,273
‫چرا این یه سوپرایزه؟

196
00:10:04,270 --> 00:10:06,250
‫چون من خریدمش

197
00:10:06,272 --> 00:10:09,253
‫اوه، خدای من! تبریک میگم

198
00:10:09,275 --> 00:10:11,255
‫حتی نمیدونستم
‫میخوای خونه بخری

199
00:10:11,277 --> 00:10:15,020
‫ـ   زودباش، سییل! اونا اینجائن
‫ـ   دارم میام

200
00:10:15,047 --> 00:10:16,185
‫سلام، جورجی

201
00:10:16,182 --> 00:10:18,219
‫بیری، میخوام با
‫مادرم آشنا بشی

202
00:10:18,250 --> 00:10:24,166
‫جورج هیچوقت منو به هیچکس معرفی
‫نمیکنه، واسه همین میدونستم تو فرق میکنی

203
00:10:24,190 --> 00:10:27,034
‫و اینم سییل، دوست مادرم

204
00:10:27,026 --> 00:10:29,097
‫مشاور املاکی که این
‫خونه رو به من فرخت

205
00:10:29,128 --> 00:10:30,266
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

206
00:10:30,262 --> 00:10:33,209
‫خب، ما میریم پشت

207
00:10:33,232 --> 00:10:37,180
‫پس جورج میتونی... میدونی

208
00:10:40,172 --> 00:10:44,177
‫پس

209
00:10:44,210 --> 00:10:46,053
‫واقعا ازش خوشت میاد؟

210
00:10:46,045 --> 00:10:48,116
‫آره. واقعا

211
00:10:48,147 --> 00:10:54,223
‫خوبه، چون یه جورایی امیدوارم ممکنه
‫دوست داشته باشی اینجا زندگی کنی

212
00:10:56,222 --> 00:10:59,203
‫بیری

213
00:11:00,226 --> 00:11:03,139
‫با من ازدواج میکنی؟...

214
00:11:06,132 --> 00:11:07,236
‫من عاشق توئم

215
00:11:07,233 --> 00:11:09,076
‫و فکر میکنم میدونم در
‫مورد من چه حسی داری

216
00:11:09,068 --> 00:11:11,048
‫پس چرا منتظری؟

217
00:11:11,037 --> 00:11:14,143
‫جورج، رکس
‫تازه ۲ ماه که مرده

218
00:11:14,140 --> 00:11:19,055
‫بله، ولی اگه مرگش چیزی به ما
‫یاد داده باشه، اینه که زندگی کوتاهه

219
00:11:19,078 --> 00:11:21,058
‫احتیاط کردن احمقانه ست

220
00:11:21,047 --> 00:11:25,223
‫اگه شانسی برای خوشبختی میبینیم
‫باید بگیریمش و محکم نگهش داریم

221
00:11:25,251 --> 00:11:29,222
‫ببین، من فکر کردم داریم
‫میریم به یه حراج لوازم خونه

222
00:11:30,056 --> 00:11:31,194
‫خواهش میکنم

223
00:11:31,190 --> 00:11:34,262
‫فقط اون کلمه رو بگو، و منو
‫خوشحال ترین مرد روی زمین کن

224
00:11:36,262 --> 00:11:40,233
‫تبریک میگم

225
00:11:40,232 --> 00:11:44,078
‫بچه ها، صبرکنین
‫هنوز بله رو نگفته

226
00:11:44,103 --> 00:11:48,245
‫ـ   اوه
‫ـ   گفتم که باید صبر کنیم

227
00:11:50,276 --> 00:11:52,278
‫پس، آه، بیری

228
00:11:52,278 --> 00:11:55,225
‫چی میگی؟...

229
00:11:55,214 --> 00:11:59,287
‫ببین، جورج، موضوع اینه که

230
00:12:10,029 --> 00:12:11,099
‫باشه

231
00:12:11,130 --> 00:12:14,111
‫میکنی؟ با من
‫ازدواج میکنی؟

232
00:12:14,133 --> 00:12:16,079
‫باشه

233
00:12:23,109 --> 00:12:26,022
‫اوه، عزیزم

234
00:12:39,024 --> 00:12:41,026
‫کیه؟

235
00:12:41,060 --> 00:12:43,040
‫شوهر قدیمیت

236
00:12:43,062 --> 00:12:46,271
‫کارل! چی میخوای؟

237
00:12:46,265 --> 00:12:50,270
‫آه، من و ایدی جدا شدیم

238
00:12:50,302 --> 00:12:54,216
‫اوه... خب، بیا توو

239
00:12:58,077 --> 00:13:02,048
‫ببخشید که بی خبر اومدم
‫ولی نتونستم برم متل

240
00:13:02,081 --> 00:13:04,220
‫اشکالی نداره. جولی
‫امشب خونهء دوستشه

241
00:13:04,216 --> 00:13:06,059
‫میتونی توی اتاقش بخوابی

242
00:13:06,085 --> 00:13:09,191
‫همین مبلها خوبه، ولی ممنون

243
00:13:11,023 --> 00:13:13,162
‫اجازه دارم بپرسم
‫چه اتفاقی افتاده؟

244
00:13:13,192 --> 00:13:15,297
‫تو میتونی بپرسی
‫ولی من نمیگم

245
00:13:15,294 --> 00:13:19,003
‫ـ   چرا؟
‫ـ   چون خجالت آوره

246
00:13:19,031 --> 00:13:22,012
‫ـ   کارل، دوباره خیانت کردی؟
‫ـ   نه

247
00:13:22,001 --> 00:13:24,072
‫ـ   ایدی خیانت کرده؟
‫ـ   نه

248
00:13:24,069 --> 00:13:26,015
‫بالاخره ایدی رو
‫بدون آرایش دیدی؟

249
00:13:26,038 --> 00:13:29,076
‫ـ   سوزان
‫ـ   عذر میخوام

250
00:13:30,109 --> 00:13:31,053
‫حالت خوبه؟

251
00:13:31,043 --> 00:13:35,014
‫آره. یه مدتی بود
‫اینطوری نبود

252
00:13:35,047 --> 00:13:37,118
‫این جریان دیر یا
‫زود پیش میومد

253
00:13:37,149 --> 00:13:42,064
‫خب، اینروزا هرکی از یکی جدا
‫میشه برای همدردی میاد پیش من

254
00:13:42,054 --> 00:13:44,261
‫درسته. شنیدم لوله کش رو
‫عصبانی کردی

255
00:13:44,290 --> 00:13:47,271
‫نه، لوله کش رو
‫خشمگین کردم

256
00:13:47,259 --> 00:13:51,207
‫ایدفعه دیگه صد در صد تمومه

257
00:13:52,164 --> 00:13:54,235
‫پس دیگه از طرف من بغض
‫و کینه ای درکار نیست

258
00:13:54,266 --> 00:13:58,009
‫خب، به افتخار نبود کینه

259
00:14:01,140 --> 00:14:04,280
‫راستش، دارم سعی میکنم جنبه
‫مثبت این جریان رو نگاه کنم

260
00:14:04,276 --> 00:14:06,256
‫دیشب، شروع کردم
‫به نوشتن، و

261
00:14:06,278 --> 00:14:08,258
‫خب، فکر میکنم یه
‫کتاب ازآب در بیاد

262
00:14:08,280 --> 00:14:10,157
‫ـ   یه کتاب؟... -آره

263
00:14:10,149 --> 00:14:12,288
‫ـ   یکی از اون کتابهای بچه گانه ت؟
‫ـ   نه. این یکی برای آدم بزرگاست

264
00:14:12,284 --> 00:14:15,265
‫درمورد تمام روابط
‫شکست خورده م

265
00:14:15,287 --> 00:14:17,198
‫درمورد منکه
‫نمیتویسی، مگه نه؟

266
00:14:17,189 --> 00:14:20,227
‫تو توی فصل چهاردهمی

267
00:14:20,259 --> 00:14:24,071
‫ـ   میخوای منصفانه بنویسی؟
‫ـ   میخوام صادقانه بنویسم

268
00:14:24,096 --> 00:14:26,133
‫از همون میترسیدم

269
00:14:28,067 --> 00:14:30,206
‫خیلی وحشتناک بود

270
00:14:30,202 --> 00:14:34,048
‫جورج یه حلقه داشت، مادرش و
‫دوستش با شامپاین ایستاده بودند

271
00:14:34,039 --> 00:14:37,179
‫اگه میگفتم نه
‫اون داغون میشد

272
00:14:37,209 --> 00:14:40,281
‫پس فقط برای حفظ ادب قبول
‫کردی باهاش ازدواج کنی؟

273
00:14:40,279 --> 00:14:44,193
‫خب، معلومه که، رفتار
‫خوب جنبه های مثبتی هم داره

274
00:14:44,216 --> 00:14:48,028
‫پس کی میخوای احساس
‫واقعیت رو بهش بگی؟

275
00:14:48,053 --> 00:14:49,191
‫بخاطر همین میخواستم
‫با شما صحبت کنم

276
00:14:49,188 --> 00:14:53,068
‫قسمتی از من فکر میکنه
‫شاید باید همینکارو بکنم

277
00:14:53,092 --> 00:14:56,198
‫همینکارو بکنی؟ منظورت
‫اینه که باهاش ازدواج کنی؟

278
00:14:56,228 --> 00:14:58,071
‫خب، میدونم بنظر
‫عجولانه ست، ولی

279
00:14:58,063 --> 00:15:01,044
‫خب، جورج هم مزایای
‫خاص خودشو داره

280
00:15:01,066 --> 00:15:04,070
‫علاقه مندیها و طبعمون یکی

281
00:15:04,069 --> 00:15:06,049
‫اوه، و بهتر از همه
‫اون عاشق اپراست

282
00:15:06,071 --> 00:15:07,175
‫اپرا؟

283
00:15:07,206 --> 00:15:11,086
‫بله. هفتهء پیش با هم اپرای آیدا رو نگاه
‫کردیم و هردومون چند سطل اشک ریختیم

284
00:15:11,076 --> 00:15:13,215
‫خوش بود

285
00:15:13,212 --> 00:15:17,058
‫جورج عاشق هتر
‫شعر و موسیقی

286
00:15:17,082 --> 00:15:19,221
‫خیلی خوبه با کسی
‫ازدواج کنی که

287
00:15:19,218 --> 00:15:23,030
‫بدنبال زیباییهای توی دنیاست
‫مثل منکه دنبال زیباییها هستم

288
00:15:28,160 --> 00:15:29,298
‫نمیدونم

289
00:15:29,295 --> 00:15:33,107
‫بخاطر همینه که اینجائم
‫نمیدونم چیکار کنم، دکتر گلدفاین

290
00:15:33,132 --> 00:15:37,205
‫بیری، تو بارها گفتی که
‫چقدر با جورج راحت هستی

291
00:15:37,236 --> 00:15:41,241
‫ولی تو اون حسی رو که برای
‫رکس داشتی رو برای اون نداری

292
00:15:41,240 --> 00:15:44,119
‫نه

293
00:15:47,079 --> 00:15:50,219
‫عشق واقعی عالی

294
00:15:50,215 --> 00:15:53,196
‫ولی در این نقطه از زندگیم

295
00:15:53,218 --> 00:15:58,167
‫فکر میکنم ترجیح میدم برم اپرا...

296
00:15:59,224 --> 00:16:01,067
‫ـ   لیوانت رو بده به من
‫ـ   نه! عمرا

297
00:16:01,060 --> 00:16:03,040
‫ـ   باید اینو تموم کنیم
‫ـ   عمرا

298
00:16:03,062 --> 00:16:05,042
‫نه. طرقیت من چهار لیوان

299
00:16:05,064 --> 00:16:07,203
‫اگه به من کمک کنی
‫این بطری رو تموم کنم

300
00:16:07,232 --> 00:16:11,146
‫منم بهت میگم که بین من
‫و ایدی چه اتفاقی افتاده

301
00:16:11,170 --> 00:16:13,207
‫پس بده بیاد

302
00:16:20,179 --> 00:16:23,023
‫ایدی داشت تخت رو
‫درست میکرد

303
00:16:23,048 --> 00:16:27,019
‫و یه عکسی که من زیر بالشتم...
‫نگه داشته بودم رو پیدا کرد

304
00:16:27,019 --> 00:16:30,296
‫یه عکسی که
‫نمیخواستم اون ببینه

305
00:16:30,289 --> 00:16:33,099
‫عکس چی بود؟

306
00:16:33,225 --> 00:16:36,263
‫یه عکس از تو بود

307
00:16:37,096 --> 00:16:39,007
‫چرا تو... ؟

308
00:16:39,031 --> 00:16:43,002
‫چون چیزی که دوست دارم هر
‫ازچندگاهی یه نگاه بهش بندازم

309
00:16:43,002 --> 00:16:45,141
‫عجب

310
00:16:52,211 --> 00:16:56,159
‫این چه کاری بود؟

311
00:16:56,148 --> 00:17:02,121
‫کاری که میخوام هر
‫ازچندگاهی انجامش بدم

312
00:17:02,154 --> 00:17:04,156
‫پس تو لوله کش رو پس زدی

313
00:17:04,189 --> 00:17:07,136
‫بدون خسارت، بدون غلط

314
00:17:07,126 --> 00:17:09,197
‫کارل، این خیلی عجیبه

315
00:17:09,194 --> 00:17:13,108
‫ما دوتا دوست قدیمی هستیم که
‫ناگهان خودومون رو تنها دیدیم

316
00:17:13,098 --> 00:17:18,070
‫هیچ چیز عجیبی در مورد ما وجود
‫نداره، چون داریم به هم کمک میکنیم

317
00:17:18,270 --> 00:17:21,251
‫کمتر احساس تنهایی کنیم...

318
00:17:25,044 --> 00:17:27,046
‫بخاطر مراقب بودن
‫از پسرها خیلی ممنون

319
00:17:27,079 --> 00:17:29,059
‫جمعه میام دنبال بچه هاتون

320
00:17:29,081 --> 00:17:31,288
‫من و لئونارد میخوایم
‫ببریمشون پارک آبی

321
00:17:31,283 --> 00:17:33,991
‫آره... قبل از اینکه
‫اون اتفاق بیافته

322
00:17:34,019 --> 00:17:37,000
‫و به همین زودی میتونیم
‫پنی رو هم ببریم

323
00:17:37,022 --> 00:17:40,128
‫اون خیلی بزرگ میشه

324
00:17:40,292 --> 00:17:44,240
‫دالی موشه! دالی موشه

325
00:17:44,263 --> 00:17:46,174
‫ـ   دالی موشه
‫ـ   خیلی خب، اونکارو نکن

326
00:17:47,299 --> 00:17:51,076
‫ـ   چیزی شده؟
‫ـ   راستش، آره

327
00:17:51,070 --> 00:17:55,041
‫نورما، خیلی عذاب کشیدیم
‫که اینو بهت بگیم یا نه، ولی

328
00:17:55,074 --> 00:17:58,146
‫یکی از فیلمهای...
‫خصوصیتون

329
00:17:58,177 --> 00:18:02,182
‫رفته توی کیف...
‫جیمی و پی جی

330
00:18:08,253 --> 00:18:11,257
‫خواهش میکنم بگو
‫که بچه ها ندیدنش

331
00:18:11,256 --> 00:18:13,099
‫نه، نگران نباش
‫من قطعش کردم

332
00:18:13,125 --> 00:18:17,096
‫درست قبل از اینکه...
‫سوتییَنت رو در بیاری

333
00:18:17,262 --> 00:18:19,242
‫باید برم

334
00:18:19,231 --> 00:18:22,212
‫نورما، فقط فکر کردیم
‫بهتره بدونی چه اتفاقی افتاده

335
00:18:22,234 --> 00:18:26,239
‫جدا، تا وقتی این جریان از بچه ها
‫دور بمونه برای ما مشکلی نیست

336
00:18:26,271 --> 00:18:29,081
‫به لئونارد گفتم
‫که این اتفاق میافته

337
00:18:29,108 --> 00:18:32,180
‫جیمی، پی جی، درهارو ببندین
‫کمربندهاتونو بستین؟

338
00:18:34,046 --> 00:18:36,117
‫نورما، صبرکن

339
00:18:36,148 --> 00:18:38,287
‫هنوز منتظر هفتهء بعد هستیم

340
00:18:39,017 --> 00:18:42,021
‫نورما! پارک آبی

341
00:18:42,020 --> 00:18:43,124
‫باشه؟

342
00:18:54,032 --> 00:18:56,308
‫مامان

343
00:19:00,305 --> 00:19:03,252
‫مامان؟

344
00:19:03,308 --> 00:19:06,289
‫مامان، بیداری؟

345
00:19:07,146 --> 00:19:10,252
‫اوه، خدای من

346
00:19:10,249 --> 00:19:14,220
‫اوه، جولی! فکر کردم
‫مستقیم میری مدرسه

347
00:19:14,253 --> 00:19:16,199
‫من... برای نهار
‫پول لازم داشتم

348
00:19:16,188 --> 00:19:19,192
‫یه ۲۰ دلاری توی شلوارم
‫هست. اگه بتونی پیداش کنی

349
00:19:19,224 --> 00:19:22,034
‫ـ   اوه، جولی... جولی
‫ـ   اوه

350
00:19:22,027 --> 00:19:24,132
‫عزیزم

351
00:19:28,000 --> 00:19:30,981
‫باشه، برای اتفاقی که افتاده
‫یه توضیح خوب هست

352
00:19:31,003 --> 00:19:31,276
‫شک دارم

353
00:19:31,303 --> 00:19:36,150
‫احتمالا نمیدونی که دیشب
‫پدرت و ایدی از هم جدا شدن

354
00:19:36,141 --> 00:19:39,145
‫تو همون شبی که از ایدی
‫جدا شده باهاش خوابیدی؟

355
00:19:39,144 --> 00:19:42,057
‫خب، من گفتم یه توضیح خوب
‫هست، نگفتم که یه توضیح عالی

356
00:19:42,080 --> 00:19:44,060
‫اوه، جولی

357
00:19:44,049 --> 00:19:46,029
‫ـ   سلام، کدوتنبل
‫ـ   فکرشم نکن

358
00:19:46,051 --> 00:19:48,031
‫ولی

359
00:19:48,053 --> 00:19:51,034
‫اوه، حالا واقعا
‫حس بدی دارم

360
00:19:51,056 --> 00:19:52,126
‫منم همینطور

361
00:19:52,157 --> 00:19:54,262
‫نباید کاری که
‫کردیم رو میکردیم

362
00:19:54,259 --> 00:19:58,071
‫میدونم. میدونم

363
00:20:00,265 --> 00:20:04,077
‫ولی باید بهت بگم، دیشب
‫بهترین سکس زندگیم بود

364
00:20:04,069 --> 00:20:07,050
‫تو هم خارق العاده بودی

365
00:20:07,039 --> 00:20:09,315
‫هی، من فقط سعی میکردم
‫از تو عقب نیافتم

366
00:20:10,175 --> 00:20:13,156
‫فکر میکنی چطور یهو
‫اینهمه خوب شدیم؟

367
00:20:13,178 --> 00:20:17,024
‫چون خیلی وقته که از
‫دست هم عصبانی بودیم

368
00:20:17,015 --> 00:20:19,291
‫بالاخره یه راهی برای...
‫عبور ازش پیدا کردیم

369
00:20:19,284 --> 00:20:23,027
‫شابد

370
00:20:23,055 --> 00:20:26,127
‫ـ   پس، بعد چه اتفاقی میافته؟
‫ـ   خب، من میرم حموم

371
00:20:26,124 --> 00:20:28,035
‫نه، منظورم اینه که، ما

372
00:20:28,060 --> 00:20:30,006
‫ما؟ منظورت چیه؟
‫مایی وجود نداره

373
00:20:30,028 --> 00:20:34,170
‫نمیتونی به من بگی میتونی این تغییر
‫شیمیایی رو به حال خودش میزاری

374
00:20:34,166 --> 00:20:37,045
‫منظورم اینه که، اتفاقی
‫که دیشب افتاد...

375
00:20:37,035 --> 00:20:39,106
‫انفجار بود...

376
00:20:39,137 --> 00:20:40,241
‫دیشب دوتا دوست قدیمی

377
00:20:40,239 --> 00:20:43,220
‫همدیگه رو دستمالی کردن. همین

378
00:20:43,242 --> 00:20:46,246
‫ـ   سوزی کیو
‫ـ   کارل، من میخوام پیشرفت کنم

379
00:20:46,245 --> 00:20:49,226
‫نمیخوام پسرفت کنم. متاسفم

380
00:20:49,214 --> 00:20:53,060
‫ولی بخاطر انفجار ممنون
‫واقعا بهش احتیاج داشتم

381
00:20:59,157 --> 00:21:02,138
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعد از ۴۸ ساعت
‫از یه رژیم ناگهانی</font>

382
00:21:02,127 --> 00:21:06,098
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل داشت آماده میشد که
‫نتیجه زحمتش رو حس کنه</font>

383
00:21:06,131 --> 00:21:08,111
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی ازاین میترسید که بفهمه</font>

384
00:21:08,133 --> 00:21:12,240
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... نسبتاً به نتیجه رسیده</font>

385
00:21:21,079 --> 00:21:23,059
‫رالف

386
00:21:23,048 --> 00:21:26,120
‫واسه لباس پوشیدن
‫کمک میخوام! بیا اینجا

387
00:21:28,220 --> 00:21:30,200
‫حالا

388
00:21:32,224 --> 00:21:34,067
‫باید توی این جا بشم

389
00:21:34,059 --> 00:21:37,063
‫محض رضای خدا
‫یکم زور بزن

390
00:21:37,129 --> 00:21:40,110
‫دارم سعی میکنم
‫ولی بسته نمیشه

391
00:21:40,132 --> 00:21:41,236
‫خب، بیشتر سعی کن

392
00:21:41,266 --> 00:21:44,213
‫دستام درد کرد

393
00:21:44,202 --> 00:21:47,046
‫متاسفم، خانم سولیس، ولی نمیتونم
‫شما رو توی این لباس جا بدم

394
00:21:47,039 --> 00:21:48,177
‫زیادی کوچیکه

395
00:21:48,206 --> 00:21:50,049
‫منو توی این لباس جا کن

396
00:21:50,042 --> 00:21:53,114
‫و من هفته ای ۱۰
‫دلار بیشتر بهت میدم

397
00:21:54,279 --> 00:21:57,226
‫فکر کنم گرفتمش
‫صبرکن، هنوز صبرکن

398
00:21:57,249 --> 00:22:00,253
‫داره میره. یک

399
00:22:00,252 --> 00:22:02,163
‫دو...

400
00:22:02,154 --> 00:22:04,031
‫سه...

401
00:22:04,022 --> 00:22:07,026
‫اوه، خدارو شکر

402
00:22:18,203 --> 00:22:21,241
‫برات یکم بستنی آوردم

403
00:22:21,239 --> 00:22:24,083
‫میدونم خیلی
‫وقته که نخواردی

404
00:22:28,113 --> 00:22:31,219
‫الان میدم بخوریش، عزیزم

405
00:22:32,150 --> 00:22:37,293
‫اول، میخوام درمورد اتفاقی
‫که افتاد با من صحبت کنی

406
00:22:37,289 --> 00:22:39,269
‫درمورد ملانی

407
00:22:39,291 --> 00:22:41,271
‫نمیخوام درمورد
‫اون صحبت کنم

408
00:22:41,293 --> 00:22:45,173
‫میدونی از اینکه تو رو این پایین
‫اینطوری نگه دارم قلبم میشکنه

409
00:22:45,197 --> 00:22:47,143
‫ولی نمیتونم بزارم بیای بیرون

410
00:22:47,132 --> 00:22:51,103
‫تا زمانی که یقین پیدا کنم تو دیگه...
‫هیچوقت به کسی آسیب تمیزسونی

411
00:22:51,136 --> 00:22:56,176
‫و اولین قدم اینه که نشونم
‫بدی درک میکنی

412
00:22:56,174 --> 00:22:59,121
‫کاری که کردی اشتباه بوده...

413
00:22:59,111 --> 00:23:02,217
‫اون آدم بدی بود

414
00:23:03,115 --> 00:23:06,062
‫سزاوار بود

415
00:23:06,051 --> 00:23:09,999
‫هیچکس سزاوار نیست
‫اونطوری بمیره، کالب

416
00:23:10,188 --> 00:23:13,169
‫موافق نیستی؟

417
00:23:22,200 --> 00:23:25,147
‫خیلی خب

418
00:23:26,171 --> 00:23:30,119
‫اگه قراره اینطوری باشه

419
00:23:31,176 --> 00:23:35,283
‫اینطوری میشه...

420
00:24:07,112 --> 00:24:10,116
‫باورم نمیشه داریم
‫اینکارو میکنیم

421
00:24:10,115 --> 00:24:13,255
‫اگه لئونارد و نورما خودشون میخوان
‫با ما قطع رابطه کنن، ما چیکاره ایم؟

422
00:24:13,285 --> 00:24:16,129
‫اونا باید بدونن که ما بخاطر

423
00:24:16,121 --> 00:24:18,260
‫کار خصوصی ای که توی خونه...
‫خودشون میکنن سرزنششون نمیکنیم

424
00:24:18,290 --> 00:24:21,271
‫همچین بی سابقه نیست که کسی
‫موقع سکس از خودش فیلم بگیره

425
00:24:21,259 --> 00:24:25,105
‫معلومه، که از خجالت نمیخوان
‫با ما کاری داشته باشن

426
00:24:25,130 --> 00:24:30,136
‫ـ   شاید بهتره ما هم بهش احترام بزاریم
‫ـ   من به این روزهای بازی احتیاج دارم

427
00:24:31,269 --> 00:24:34,113
‫تام، به این روزهای
‫بازی احتیاج داریم

428
00:24:34,139 --> 00:24:37,279
‫باشه، باشه. ولی همهء
‫حرفارو خودت بزن

429
00:24:37,275 --> 00:24:39,221
‫باشه

430
00:24:39,244 --> 00:24:41,224
‫نورما

431
00:24:41,213 --> 00:24:43,215
‫صبرکن

432
00:24:43,248 --> 00:24:45,228
‫ـ   بریم
‫ـ   نه

433
00:24:45,217 --> 00:24:49,222
‫سلام! شما اینجا
‫چیکار میکنین؟

434
00:24:49,221 --> 00:24:53,192
‫سلام. ببخشید که بی خبر
‫اومدیم، ولی

435
00:24:53,225 --> 00:24:57,002
‫ـ   میتونیم یه دقیقه باهم صحبت کنیم؟
‫ـ   حتما. بیاین توو

436
00:24:57,028 --> 00:24:59,167
‫خب، آم

437
00:24:59,197 --> 00:25:01,177
‫سعی کردیم باهاتون تماس بگیریم...

438
00:25:01,166 --> 00:25:03,271
‫ولی شما پیغامهای
‫مارو جواب ندادین

439
00:25:03,301 --> 00:25:06,145
‫واقعا امیدواریم بخاطر
‫اون فیلم سوپر نباشه

440
00:25:06,171 --> 00:25:08,151
‫خونگی... فیلم خونگی

441
00:25:08,173 --> 00:25:11,017
‫حقیقت اینه که،
‫واقعا برامون مهم نیست

442
00:25:11,009 --> 00:25:14,149
‫و مطمئنا دلیلی وجود نداره که
‫پسرامون رو از هم جدا کنیم

443
00:25:14,145 --> 00:25:17,126
‫نمیدونیم چطوری
‫پیداش کردند

444
00:25:17,148 --> 00:25:19,150
‫پسرا رو که میشناسی
‫توی همه چیز میرن

445
00:25:19,184 --> 00:25:21,027
‫جدا، موضوع مهمی نیست

446
00:25:21,019 --> 00:25:23,158
‫بشرطی که مطمئن باشین
‫دیگه این اتفاق نمیافته

447
00:25:23,188 --> 00:25:26,101
‫ناسلامتی توی
‫هزاره سوم هستیم

448
00:25:26,091 --> 00:25:28,264
‫آره، چیزی که داریم میگیم
‫اینه که ما درک میکنیم

449
00:25:28,293 --> 00:25:32,241
‫شما فقط خوش میگذرونین
‫چیزی نیست که ازش خجالت بکشین

450
00:25:33,298 --> 00:25:35,300
‫خیالم راحت شد که
‫این قضیه حل شد

451
00:25:35,300 --> 00:25:39,112
‫راستش درمورد فروش
‫خونه و رفتن حرف زدیم

452
00:25:39,104 --> 00:25:42,176
‫اوه، نه. اوه

453
00:25:42,173 --> 00:25:45,086
‫ممنون بخاطر اینقدر
‫روشنفکر بودنتون

454
00:25:45,110 --> 00:25:49,058
‫خواهش میکنیم، همه مون
‫بزرگیم. این

455
00:25:49,080 --> 00:25:52,220
‫خجالت آورترین قسمت اون فیلم این
‫بود که خیلی فقیری فیلمبرداری شده بود

456
00:25:52,217 --> 00:25:55,198
‫ارزش محصول بالاست

457
00:25:56,221 --> 00:26:00,192
‫خب، از یه چشم انداز
‫بنظر خیلی حرفه ای بود

458
00:26:00,191 --> 00:26:03,172
‫چیزی که شما دیدین یه نمونه
‫از کارهای گذشته م بود

459
00:26:03,194 --> 00:26:07,267
‫از اون به بعد توی تولیدات
‫بعدی خیلی ماهر شدم

460
00:26:09,100 --> 00:26:10,101
‫میدونین، ویرایش و نورپردازی

461
00:26:10,135 --> 00:26:14,208
‫لئونارد همیشه آرزوی
‫کارگردانی داشته

462
00:26:15,073 --> 00:26:20,147
‫طعنه آمیزه، مگه نه؟ بالاخره به آرزوم
‫رسیدم و تا حالا هیچکس کارای منو ندیده

463
00:26:21,012 --> 00:26:24,084
‫خاک بر سرشون که ندیدن

464
00:26:24,149 --> 00:26:29,098
‫نورما، نظرت چیه؟
‫اتاق رو نشونشون بدیم؟

465
00:26:30,055 --> 00:26:33,036
‫بیا اتاق رو نشونشون بدیم. ها؟

466
00:26:36,227 --> 00:26:37,205
‫اینو ببین عزیزم

467
00:26:37,195 --> 00:26:39,038
‫سه تا ورقه متمرکز کننده نور

468
00:26:39,030 --> 00:26:42,011
‫با ابعاد ۰۸۲۱در۰۲۷، نور فشار بالا

469
00:26:42,033 --> 00:26:45,105
‫با ملحفه های تیره تا مجبور
‫نباشین بالشتهارو شوت کنین

470
00:26:45,103 --> 00:26:48,050
‫یه مدت طول کشید تا اون
‫حقه کوچولو رو یاد بگیرم

471
00:26:48,039 --> 00:26:50,019
‫دیوارها کاملا عایق صدا هستند

472
00:26:50,008 --> 00:26:52,989
‫میتونی از توی ریه جیغ بزنی
‫و هیچکس صداتو نمیشنوه

473
00:26:53,011 --> 00:26:54,115
‫حقیقته

474
00:26:54,145 --> 00:26:57,285
‫پس

475
00:26:57,282 --> 00:27:00,263
‫هروقت خواستن یه فیلم...
‫بگیرین، فقط به خودم بگین

476
00:27:00,285 --> 00:27:02,128
‫حتما خوشتون میاد

477
00:27:02,120 --> 00:27:05,101
‫وقتی که جلوی اون
‫دوربین بری

478
00:27:05,123 --> 00:27:08,070
‫حس میکنی یه...
‫ستارهء سینمایی

479
00:27:10,295 --> 00:27:12,070
‫ـ   شب بخیر
‫ـ   شب بخیر

480
00:27:12,097 --> 00:27:13,235
‫شب بخیر

481
00:27:13,231 --> 00:27:17,043
‫ـ   فکر میکنم روز بازی بیخیال
‫ـ   حتی یه روز

482
00:27:22,307 --> 00:27:25,049
‫بهتره عجله کنی، تا ۲۰
‫دقیقه دیگه فیلم شروع میشه

483
00:27:25,076 --> 00:27:27,056
‫یخورده از برنامه عوض شده

484
00:27:27,045 --> 00:27:30,026
‫مادرم یه چندتا دوست داره که
‫میخواستن تو رو ببین، و فکر کردم

485
00:27:30,048 --> 00:27:31,152
‫عیبی نداره، میتونه خوش باشه

486
00:27:31,149 --> 00:27:34,221
‫ـ   اشکالی نداره؟
‫ـ   نه، گمون نکنم

487
00:27:34,285 --> 00:27:38,097
‫هی، همگی، این بیری

488
00:27:45,030 --> 00:27:47,101
‫ـ   و این عمو سیید
‫ـ   سلام

489
00:27:47,132 --> 00:27:49,112
‫ـ   عمه روزالی
‫ـ   سلام

490
00:27:49,134 --> 00:27:51,273
‫اوه، اینم ایستان گرازی

491
00:27:51,269 --> 00:27:56,048
‫اون زن جذابی، جورج
‫بگمونم یه عذرخواهی بهت بدهکارم

492
00:27:57,175 --> 00:28:01,123
‫از اونجایی که تمام این سالها تنها بودم
‫ایستان به مامانم میگفت من همجنس بازم

493
00:28:01,146 --> 00:28:03,092
‫هنوزم باید ثابت کنی که نیستی

494
00:28:03,114 --> 00:28:06,027
‫ولی فکر کنم تا ۹ ماه دیگه ثابت میشه
‫ها؟

495
00:28:06,051 --> 00:28:08,053
‫چی... ؟
‫۹ ماه دیگه چه قراره اتفاقی بیافته؟

496
00:28:08,053 --> 00:28:11,193
‫ایستان داره میگه وقتی
‫خونواده دار شدیم

497
00:28:11,189 --> 00:28:15,137
‫فقط میدونین، حالا حالاها
‫مونده که به بچه فکر کنیم

498
00:28:15,160 --> 00:28:17,140
‫میخوام برای یه مدت بیری
‫تمام و کمال مال خودم باشه

499
00:28:17,128 --> 00:28:19,233
‫خب، تو که نمیخوای
‫زیاد منتظر بمونی

500
00:28:19,230 --> 00:28:22,074
‫بعد از ۴۰ روز، دیگه
‫تخم مرغ، تخم مرغ نمیمونه

501
00:28:22,100 --> 00:28:24,080
‫درست میگم، بیری؟

502
00:28:27,072 --> 00:28:31,179
‫اگه منو ببخشین، ... من... باید برم

503
00:28:34,279 --> 00:28:36,259
‫بیری! بیری، داری کجا میری؟

504
00:28:36,281 --> 00:28:40,127
‫شامپاین و تخم مرغهامو
‫برمیدارم، و میرم خونه

505
00:28:40,118 --> 00:28:41,153
‫چی شده؟

506
00:28:41,186 --> 00:28:45,032
‫جورج، دارم فکرمیکنم
‫که اشتباه کردیم

507
00:28:45,056 --> 00:28:46,296
‫برای این نامزدی عجله کردیم...

508
00:28:46,291 --> 00:28:48,237
‫ـ   چی؟
‫ـ   فقط حرف من نیست؟

509
00:28:48,259 --> 00:28:51,297
‫ـ   بقیه هم همینو میگن
‫ـ   کدوم بقیه؟ اندرو؟

510
00:28:51,296 --> 00:28:55,005
‫نه، دکتر گلدفاین، روان شناسم

511
00:28:55,033 --> 00:28:57,035
‫روان شناست؟
‫اون منو نمیشناسه

512
00:28:57,035 --> 00:29:00,016
‫خب، منو که میشناسه. مطمئنا
‫بیشتر از اونیکه تو میشناسی

513
00:29:00,038 --> 00:29:01,278
‫ـ   چطور میتونی اینو بگی؟
‫ـ   برای شروع

514
00:29:01,272 --> 00:29:05,118
‫اونم میدونه که آخرین کاری
‫که بخوام بکنم بچه دار شدنه

515
00:29:05,143 --> 00:29:08,124
‫واقعا؟ خب، من نمیدونستم

516
00:29:08,146 --> 00:29:09,284
‫ولی باید بدونی

517
00:29:09,280 --> 00:29:14,059
‫این چیزیه که مردمی که با هم
‫نامزد میکنن درمورد هم میدونن

518
00:29:14,252 --> 00:29:17,199
‫اهمیتی نداره
‫من بچه نمیخوام

519
00:29:17,222 --> 00:29:19,168
‫فقط اون نیست، جورج

520
00:29:19,157 --> 00:29:22,297
‫دگتر گلدفاین درمورد باهم بودن
‫ما نگرانیهای دیگه ای هم داره

521
00:29:22,293 --> 00:29:24,273
‫و دارم فکر میکنم حق با اونه...

522
00:29:24,262 --> 00:29:30,235
‫ببین، در یه چیز با
‫دکتر گلدفاین موافقم

523
00:29:30,268 --> 00:29:33,112
‫باید از سرعت چیزا کم کنیم

524
00:29:33,104 --> 00:29:34,242
‫ـ   واقعا؟ ـ   بله

525
00:29:34,239 --> 00:29:37,083
‫فقط بخاطر اینکه دو
‫نفر باهم نامزد میکنن

526
00:29:37,108 --> 00:29:40,214
‫معنیش این نیست مجبورن...
‫زود باهم ازدواج کنن

527
00:29:43,081 --> 00:29:45,220
‫فردا در اینمورد با دکتر
‫گلدفاین صحبت میکنم

528
00:29:45,216 --> 00:29:47,253
‫تا هروقتی که خودت راحتی

529
00:30:03,101 --> 00:30:06,241
‫چندبار باید ازت بخوام
‫که این پله رو درست کنی؟

530
00:30:06,237 --> 00:30:09,081
‫متیو، نمیخوای جوابمو بدی؟

531
00:30:09,073 --> 00:30:11,178
‫شما درب رو باز گذاشتی؟

532
00:30:39,137 --> 00:30:41,117
‫ـ   چیکار کردی؟
‫ـ   هیچی

533
00:30:41,139 --> 00:30:44,120
‫الانه که مردم از
‫سر کار بیان خونه

534
00:30:44,142 --> 00:30:46,122
‫خیلی خب، نمیتونیم وحشت کنیم

535
00:30:46,144 --> 00:30:49,284
‫کالب ترسیده
‫اون این منطقه رو بلد نیست

536
00:30:49,280 --> 00:30:51,260
‫پس باید همین نزدیکیها باشه

537
00:30:51,282 --> 00:30:55,094
‫کدوم حیاط رو
‫هنوز نگاه نکردی؟

538
00:31:04,028 --> 00:31:05,132
‫بیری

539
00:31:05,163 --> 00:31:07,268
‫من واقعا به کمکت احتیاج دارم...

540
00:31:07,265 --> 00:31:09,108
‫اوه، عزیزم. چی شده؟

541
00:31:09,133 --> 00:31:13,104
‫چطور گلهای ادریست رو
‫اینقدر فوق العاده کردی؟

542
00:31:13,137 --> 00:31:15,276
‫من مرتبا باغچه مو
‫داغون میکنم

543
00:31:15,273 --> 00:31:19,016
‫ـ   واقعا میخوای بدونی راز من چیه؟
‫ـ   اوه، بله

544
00:31:19,010 --> 00:31:20,990
‫بهشون کود اسب میدم

545
00:31:21,012 --> 00:31:24,289
‫سوزان منو مسخره میکنه
‫ولی تاثیرش روی زمین عالیه

546
00:31:41,232 --> 00:31:44,008
‫سلام

547
00:31:46,271 --> 00:31:48,182
‫دنبال چیزی میگردی؟

548
00:31:48,172 --> 00:31:51,016
‫آه

549
00:31:51,009 --> 00:31:53,148
‫آره، راستش، دنبال تو میگشتم

550
00:31:53,177 --> 00:31:56,021
‫من؟

551
00:31:56,014 --> 00:31:57,254
‫دنبال من میگشتی؟

552
00:31:57,248 --> 00:32:00,058
‫آره، خیلی به تو فکر میکنم

553
00:32:00,084 --> 00:32:02,189
‫و از اون لحظه ای که باهم ملاقات
‫کردیم، فکر میکنم واقعا باحالی

554
00:32:02,220 --> 00:32:05,292
‫پس اومدی که ازم
‫بخوای بریم بیرون؟

555
00:32:12,230 --> 00:32:15,268
‫چون قبول میکنم

556
00:32:20,071 --> 00:32:23,052
‫ممنون

557
00:32:27,078 --> 00:32:29,149
‫هیچی؟

558
00:32:30,114 --> 00:32:33,220
‫خب، وقت تلف کردیم

559
00:32:33,251 --> 00:32:37,063
‫حسابی

560
00:32:38,289 --> 00:32:41,031
‫خبرای گنده رو شنیدی؟

561
00:32:41,059 --> 00:32:42,231
‫خبرای گنده؟

562
00:32:42,226 --> 00:32:44,172
‫من و کارل برگشتیم پیش هم

563
00:32:44,162 --> 00:32:45,266
‫چی؟

564
00:32:45,296 --> 00:32:49,039
‫و میدونم که دیشب
‫پیش تو مونده

565
00:32:49,033 --> 00:32:51,013
‫که همین امر نشون...
‫میده چرا الان اینجائم

566
00:32:51,035 --> 00:32:54,278
‫چیزایی هست که باید بگم
‫و خوش آیند نیست

567
00:32:54,272 --> 00:32:56,081
‫ایدی... آه

568
00:32:56,107 --> 00:32:58,212
‫اینی که بهش گفتی
‫هرچی که بوده

569
00:32:58,209 --> 00:33:00,052
‫واقعا کمک کرد...

570
00:33:00,078 --> 00:33:04,254
‫کارل با گل اومد، و بخاطر
‫همه چیز عذرخواهی کرد

571
00:33:04,248 --> 00:33:08,162
‫واسه همین

572
00:33:09,153 --> 00:33:11,224
‫ممنونم...

573
00:33:11,289 --> 00:33:13,269
‫عذرمیخوام، چی؟

574
00:33:13,291 --> 00:33:17,000
‫خب، دوباره تکرارش نمیکنم
‫همون دفعه اول دندون درد گرفت

575
00:33:17,028 --> 00:33:18,098
‫نه، ایدی

576
00:33:18,129 --> 00:33:21,269
‫از خیلی جهات خیلی غیرمنتظره ست
‫نمیدونم چی بگم

577
00:33:21,265 --> 00:33:23,040
‫پس هیچی نگو

578
00:33:23,067 --> 00:33:25,308
‫اوه، بگیر

579
00:33:25,303 --> 00:33:28,250
‫این عکس توئه که توی
‫تختمون پیدا کردم

580
00:33:28,239 --> 00:33:31,015
‫میدونم که درموردش به تو گفته

581
00:33:31,042 --> 00:33:33,079
‫چرا میدیش به من؟

582
00:33:34,212 --> 00:33:38,058
‫ببین، کاری که دیشب کردی
‫هرچی که بوده من سپاسگزارم

583
00:33:38,082 --> 00:33:43,122
‫ولی هنوز مهمه که بفهمی
‫من برنده شدم

584
00:33:43,254 --> 00:33:45,291
‫ـ   تو برنده شدی؟
‫ـ   آره

585
00:33:45,289 --> 00:33:49,169
‫هر کوچولو امیدی که به
‫کارل داشتی رسما تموم شده

586
00:33:49,160 --> 00:33:55,008
‫پس میتونی حس ازخود راضی بودن و
‫برتر بودنُ متوقف کنی که اون عوض میشه

587
00:33:55,033 --> 00:33:57,104
‫باور کن، من حس
‫نمیکنم برترم

588
00:33:57,135 --> 00:33:59,012
‫خوبه. چون نبایدم بکنی

589
00:33:59,003 --> 00:34:03,042
‫اون انتخابشو کرده. تو نیستی

590
00:34:03,074 --> 00:34:07,181
‫حق با توئه. انتخابشو کرده

591
00:34:17,288 --> 00:34:21,134
‫بیری، هنوز راحت میتونم نفس
‫بکشم. باید تنگ ترش کنی

592
00:34:21,125 --> 00:34:24,265
‫گبی، اگه از این تنگ ترش
‫کنم، دیگه نمیتونی بشینی

593
00:34:24,295 --> 00:34:25,273
‫برام مهم نیست

594
00:34:25,296 --> 00:34:27,276
‫نمیتونم بزارم این دخترا
‫فکر کنن من حامله ام

595
00:34:27,298 --> 00:34:30,279
‫واقعا فکر میکنی تو
‫رو مسخره میکنن؟

596
00:34:30,301 --> 00:34:34,272
‫باور کن. اونا
‫خیلی بیرحم هستن

597
00:34:34,272 --> 00:34:38,186
‫ولی چرا؟ منظورم اینه که، مطمئنا
‫اونا دوستهایی دارن که بچه دار هستند

598
00:34:38,209 --> 00:34:40,155
‫موقعی که تصمیم گرفتم با
‫کارلوس ازدواج کنم

599
00:34:40,144 --> 00:34:43,125
‫به این دخترا گفتم که
‫باقی زندگیمو

600
00:34:43,147 --> 00:34:45,286
‫پولدار و عاشق و...
‫بدون بچه سپری میکنم

601
00:34:45,283 --> 00:34:48,264
‫اونا به من خندیدند، و
‫به من گفتن که آخرش

602
00:34:48,286 --> 00:34:53,133
‫تبدیل به یه مادر چاق میشم که با زندگی ای...
‫که برنامه ریزی نکردم زندگی میکنم

603
00:34:53,157 --> 00:34:56,297
‫نمیخوام از اینکه حق با اونا
‫بوده خوشحالشون کنم

604
00:34:56,294 --> 00:34:59,138
‫خب، شاید برات خوشحال بشن

605
00:34:59,130 --> 00:35:03,101
‫بیری، دوستهای من مانکن هستند
‫هیچوقت برای هیچکس خوشحال نمیشن

606
00:35:03,134 --> 00:35:05,205
‫تا حالا فکر کردی که
‫ممکنه خوشت بیاد؟

607
00:35:05,236 --> 00:35:08,183
‫ـ   از چی؟
‫ـ   مادری

608
00:35:08,172 --> 00:35:09,276
‫نه

609
00:35:09,307 --> 00:35:12,254
‫بیخیال. فکر نمیکنی بچهء
‫خودتو دوست داشته باشی؟

610
00:35:12,243 --> 00:35:15,224
‫نمیگم که زیر بوته بزرگ شدم

611
00:35:15,246 --> 00:35:17,226
‫فقط ژن مادری رو ندارم

612
00:35:17,248 --> 00:35:19,228
‫کاشکی من جای
‫تو بدوم، ولی نیستم

613
00:35:19,250 --> 00:35:22,094
‫چیه؟

614
00:35:22,120 --> 00:35:25,158
‫خب، فقط بخاطر این میخندم
‫که فکر میکنم چند ماه دیگه

615
00:35:25,156 --> 00:35:28,137
‫میای پیش منو به من میگی که
‫چقدر دیوانه وار عاشق

616
00:35:28,159 --> 00:35:30,002
‫بچهء کوچیکت هستی...

617
00:35:30,027 --> 00:35:32,303
‫منم خیلی محکم بهت میگم
‫منکه بهت گفتم

618
00:35:32,296 --> 00:35:35,106
‫شاید. ولی شک دارم

619
00:35:35,099 --> 00:35:38,137
‫بفرما. تموم شد

620
00:35:41,139 --> 00:35:43,210
‫ـ   چه شکلی ام؟
‫ـ   قطعا درخشان

621
00:35:43,207 --> 00:35:46,245
‫بیری

622
00:36:51,075 --> 00:36:54,147
‫سلام! سلام

623
00:36:55,146 --> 00:36:57,217
‫اوه، خدای من

624
00:36:57,315 --> 00:36:59,090
‫تو حامله ای

625
00:37:05,056 --> 00:37:06,194
‫بیری؟ گبی هستم

626
00:37:06,190 --> 00:37:11,230
‫عزیزم، در بازه، بیا توو

627
00:37:12,230 --> 00:37:15,074
‫آه... سلام

628
00:37:15,099 --> 00:37:18,080
‫دوستام رفتند

629
00:37:18,069 --> 00:37:21,209
‫و امیدوار بودم بتونی بیای و منو
‫از توی این چیز بیرون بیاری

630
00:37:21,239 --> 00:37:23,082
‫تجدید دیدار کوچولوت
‫چطور بود؟

631
00:37:23,074 --> 00:37:26,055
‫عجیب

632
00:37:26,077 --> 00:37:28,216
‫ـ   ... بود. ـ   عجیب؟

633
00:37:28,246 --> 00:37:33,059
‫خب، آلیسون عصبانیه چون شغلشو
‫به یه دختر ۱۴ ساله از دست داده بود

634
00:37:33,050 --> 00:37:36,031
‫هالی سخت درگیر
‫یه رژیم سبزیجاته

635
00:37:36,053 --> 00:37:40,195
‫و یاسمن قراره یه عمل
‫زیبایی صورت جدید بکنه

636
00:37:40,191 --> 00:37:43,138
‫که احتمالا باعث از دست...
‫دادن حافظه کوتاه مدتش میشه

637
00:37:43,160 --> 00:37:46,141
‫میدونی، تمام شب رو
‫اونجا ایستادم

638
00:37:46,130 --> 00:37:50,101
‫سعی کردم بخاطر بیارم اصلا...
‫برای چی باهم دوست بودیم

639
00:37:50,134 --> 00:37:51,238
‫و نتونستم

640
00:37:51,269 --> 00:37:55,149
‫میدونی، عزیزم
‫مردم عوض میشن

641
00:37:55,139 --> 00:37:58,086
‫آره، ولی مسئله همینه
‫اونا عوض نشده بودند

642
00:37:58,109 --> 00:38:00,089
‫همونی بودند که
‫همیشه بودند

643
00:38:00,111 --> 00:38:02,091
‫من عوض شدم

644
00:38:02,113 --> 00:38:04,218
‫و صدقانه بگم نمیدونم چطور

645
00:38:04,248 --> 00:38:06,057
‫خب

646
00:38:06,050 --> 00:38:10,294
‫شاید سوزان، لینت و من...
‫روی تو یه تاثیر خوب داشتیم

647
00:38:10,288 --> 00:38:13,201
‫شک دارم

648
00:38:13,224 --> 00:38:16,000
‫بیا

649
00:38:16,027 --> 00:38:17,165
‫وقتی کارم تموم شد

650
00:38:17,161 --> 00:38:21,007
‫با جعبه خیاطیم میام و تو...
‫رو از اون توو بیرون میارم

651
00:38:21,032 --> 00:38:22,170
‫باشه

652
00:38:22,199 --> 00:38:27,012
‫ولی فقط زودباش چون از وقتی
‫پیش غذا خوردم حیش دارم

653
00:38:30,041 --> 00:38:33,181
‫فردا میای با هم بریم خرید؟

654
00:38:33,210 --> 00:38:37,158
‫فکر کردم احتمالا وقتشه لباسهایی
‫بخرم که واقعا اندازم باشن

655
00:38:37,148 --> 00:38:42,154
‫خب، من یه مغازه میشناسم که برای
‫زنهای حامله لباسهای مارک دار داره

656
00:38:42,186 --> 00:38:45,258
‫چقدر خوب

657
00:38:45,289 --> 00:38:48,202
‫مرسی

658
00:40:21,051 --> 00:40:23,122
‫ممنون

659
00:40:23,154 --> 00:40:29,127
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دوربینها ابزارهایی اند که برای
‫ثبت تصاویر طراحی شدند</font>

660
00:40:29,160 --> 00:40:31,140
‫صبرکن

661
00:40:33,164 --> 00:40:37,010
‫آه.. میخواد یه چیزی براش
‫بیارم. الان برمیگردم

662
00:40:37,034 --> 00:40:41,210
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی حقیقت اینه که، دوربینها
‫میتونن خیلی بیشتر از اینا ثبت کنن</font>

663
00:40:41,238 --> 00:40:49,123
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میتونن آرزوی مردهایی که نباید بیشتر
‫از این نگران باشن روآشکار کنن</font>

664
00:40:50,214 --> 00:40:58,998
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میتونن رازهای شگفت انگیر اکثر
‫زندگیهای زناشوئی روآشکار کنن</font>

665
00:41:00,257 --> 00:41:02,237
‫<font color=#FF۸۰۰۰>شگفت انگیر تر از همه</font>

666
00:41:02,226 --> 00:41:08,199
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دوربینها میتونن بیصدا و واضح
‫رویاهامون رو برامون آشکار کنن</font>

667
00:41:08,232 --> 00:41:13,011
‫<font color=#FF۸۰۰۰>رویاهایی از که داشتنش
‫بی خبر بودیم</font>

