1
00:00:01,001 --> 00:00:02,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,182
‫ـ   میخوام یه بابای خونه دار بشم
‫ـ   ها؟

3
00:00:04,204 --> 00:00:06,184
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضیها نقش عوض کردند</font>

4
00:00:06,172 --> 00:00:08,243
‫ـ   داشتم به تو فکر میکردم
‫ـ   اومدی ازم بخوای بریم بیرون؟

5
00:00:08,241 --> 00:00:11,154
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...بعضیها تشریف فرما شدن...
‫</font>ـ   چون من قبول میکنم

6
00:00:11,144 --> 00:00:14,091
‫من عادت کردم
‫تو هم باید عادت کنی

7
00:00:14,080 --> 00:00:16,287
‫<font color=#FF۸۰۰۰>درب به روی
‫بعضیها بسته شد</font>

8
00:00:16,316 --> 00:00:19,126
‫ـ   با من ازدواج میکنی؟
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و بعضیها...</font>

9
00:00:19,119 --> 00:00:23,033
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... هرگز شانس اینکه</font>

10
00:00:26,259 --> 00:00:30,207
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... بفهمن واقعا چی
‫میخواستن رو پیدا نکردند</font>

11
00:00:31,031 --> 00:00:34,012
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بتی اپل وایت یک
‫زن با استعداد بود</font>

12
00:00:34,034 --> 00:00:38,312
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از وقتی یه بچه بود
‫همه همینو میگفتن</font>

13
00:00:40,106 --> 00:00:44,054
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اولین معلم پیانوش چالاکی
‫اونو ستایش میکرد</font>

14
00:00:46,279 --> 00:00:51,092
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اولین معلم دانشگاهیش حس
‫نواختنش رو تحسین میکرد</font>

15
00:00:52,252 --> 00:00:57,065
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اولین رهبر سمفونیش استعداد
‫نمایشی اونو درود میفرستاد</font>

16
00:00:58,058 --> 00:01:00,163
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی بتی دیگه یه
‫پیانیست کنسرت نبود</font>

17
00:01:00,160 --> 00:01:03,141
‫<font color=#FF۸۰۰۰>الان اون فقط زنی
‫با یک راز بود</font>

18
00:01:03,163 --> 00:01:07,134
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... رازی که مصمم بود تحت
‫هر شرایطی باید حفظش کنه</font>

19
00:01:07,167 --> 00:01:10,148
‫از اینکه یکی رفته توو خونهء
‫گبرییل یخورده هم غافلگیر نشدم

20
00:01:10,170 --> 00:01:15,119
‫ویستیریالن هدف مشخصیه
‫گشت پلیسی هم اطراقش نیست

21
00:01:15,108 --> 00:01:16,985
‫گشت اهل محل رو داریم

22
00:01:17,010 --> 00:01:18,250
‫گشت اهل محل چرته

23
00:01:18,278 --> 00:01:22,192
‫آخرین باری که یکی از
‫شماها رفته گشت کی بوده؟

24
00:01:22,182 --> 00:01:25,095
‫حالا، من توی خونم
‫چراغ امنیتی میزارم

25
00:01:25,118 --> 00:01:27,997
‫من میگم وقتشه که محافظین
‫حرفه ای استخدام کنیم

26
00:01:28,021 --> 00:01:29,261
‫یجورایی گرون در میاد

27
00:01:29,289 --> 00:01:31,269
‫میتونی برای امنیت
‫بچه هات قیمت بزاری؟

28
00:01:31,257 --> 00:01:33,100
‫از تو بعید نیست

29
00:01:33,093 --> 00:01:36,165
‫ببین، منم به اندازه تمام
‫اهالی اینجا نگرانم

30
00:01:36,162 --> 00:01:39,143
‫ـ   باید اینو متوقف کنیم
‫ـ   چی بگم؟ بگم ما با امنیت مخالفیم ؟

31
00:01:39,165 --> 00:01:43,011
‫ـ   ولی اگه اونا زودتر کالب رو پیدا کنن
‫ساکت، دارم سعی میکنم فکر کنم

32
00:01:43,036 --> 00:01:46,108
‫من دارم در مورد مردهای تعلیم دیده ای...
‫حرف میزنم که میدونن چه موقع شلیک کنن

33
00:01:46,139 --> 00:01:48,119
‫به حفاظت حرفه ای
‫نیاز داریم؟

34
00:01:48,108 --> 00:01:51,089
‫صبر کنیم تا به یکی
‫دیگه حمله بشه؟

35
00:01:51,077 --> 00:01:54,286
‫فکر میکنم وقتشه برای
‫امنیت مسلح رای گیری کنیم

36
00:01:54,280 --> 00:01:57,261
‫من که دیگه به آخرم
‫رسیده. همه

37
00:02:02,021 --> 00:02:06,094
‫ببخشید. فقط همه چیز داره
‫زیادی ناراحت کننده میشه

38
00:02:06,126 --> 00:02:09,130
‫ـ   وای، واقعا خوب میزنی
‫ـ   اینجا داریم رای میگیریم

39
00:02:09,162 --> 00:02:11,073
‫اون یه پیانست کنسرت بوده

40
00:02:11,064 --> 00:02:14,011
‫خب، یکم تفریحی میزنم

41
00:02:19,305 --> 00:02:24,050
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، بتی اپل وایت
‫یک زن با استعداد بود</font>

42
00:02:24,043 --> 00:02:27,081
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و بزرگترین استعدادش</font>

43
00:02:29,182 --> 00:02:33,130
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... وقت شناسیش بود</font>

44
00:02:40,059 --> 00:02:42,198
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضی از زنها وقتی از
‫سقط جنین زجر میکشن</font>

45
00:02:42,195 --> 00:02:46,007
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... ساعتها در تاریکی تنها میشینن</font>

46
00:02:46,032 --> 00:02:48,308
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در طول روز از
‫خونه بیرون نمیرن</font>

47
00:02:48,301 --> 00:02:53,011
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از ترس اینکه با حقیقت
‫زندگی روبه رو بشن</font>

48
00:02:53,006 --> 00:02:56,180
‫<font color=#FF۸۰۰۰>به بچهء متولد نشده
‫شون فکر میکنن</font>

49
00:02:56,209 --> 00:02:59,247
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و رویای اینکه ممکن
‫بود چه شکلی باشه</font>

50
00:02:59,245 --> 00:03:06,060
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، این عکس العملی که بعضی از زنها وقتی
‫از یه فقدان بزرگ زجر میکشن نشون میدن</font>

51
00:03:06,219 --> 00:03:12,192
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل سولیس از
‫اون زنها نبود</font>

52
00:03:17,096 --> 00:03:19,076
‫سلام، بچه ها

53
00:03:19,098 --> 00:03:21,044
‫ـ   سلام، عزیزم، حالت چطوره؟
‫ـ   سلام

54
00:03:21,067 --> 00:03:23,240
‫خوبم
‫بخاطر پیامهاتون ممنون

55
00:03:23,236 --> 00:03:26,046
‫عذر میخوام، وقت نداشتم
‫باهاتون تماس بگیرم

56
00:03:26,072 --> 00:03:29,144
‫ما کارامون رو کردیم
‫فکر کردیم بتونیم دور هم بشینیم

57
00:03:29,142 --> 00:03:31,179
‫میریم خونهء ما. من
‫نون موزی درست کردم

58
00:03:31,177 --> 00:03:33,179
‫و چای تازه میریزیم

59
00:03:33,213 --> 00:03:38,128
‫و در مورد همه
‫چیز... حرف میزنیم

60
00:03:38,251 --> 00:03:41,095
‫خیلی خوبه

61
00:03:41,087 --> 00:03:45,160
‫فقط امروز حسابی وقتم پره
‫سرم میخواد منفجر بشه

62
00:03:45,191 --> 00:03:48,172
‫باشه

63
00:03:48,194 --> 00:03:50,231
‫مرسی. مرسی
‫که درک میکنین

64
00:03:50,230 --> 00:03:55,111
‫باشه، امشب باهات تماس میگیریم و
‫میندازیمش واسه یه روز دیگه توی همین هفته

65
00:03:55,134 --> 00:03:58,115
‫از اونجایی که مشکل
‫از برنامه های منه

66
00:03:58,137 --> 00:04:01,050
‫چرا من یه روز تعیین نکنم
‫و با تو تماس بگیرم؟

67
00:04:01,040 --> 00:04:02,110
‫باشه

68
00:04:02,141 --> 00:04:03,245
‫فقط

69
00:04:03,243 --> 00:04:07,214
‫یه عالمه کارای بیرون دارم
‫و یه میلیون چیز واسه پس دادن

70
00:04:07,213 --> 00:04:12,026
‫اوه، عزیزم، هیچ دلیلی وجود نداره که
‫تو و کارلوس نتونین دوباره سعی کنین

71
00:04:12,051 --> 00:04:13,189
‫تو یه مادر فوق العاده میشی

72
00:04:13,186 --> 00:04:17,066
‫باید برای یه مدت اون
‫چیزا رو نگه داری

73
00:04:17,257 --> 00:04:19,100
‫آره، میدونی، میخوام

74
00:04:19,092 --> 00:04:24,041
‫ولی مغازه فقط تا ۳۰ روز
‫بعد از خرید پس میگیره

75
00:04:33,139 --> 00:04:36,018
‫کارلوس، چه اتفاقی افتاده؟

76
00:04:36,042 --> 00:04:38,079
‫روز خیلی سختی داشتم

77
00:04:38,111 --> 00:04:41,024
‫بعد از اینکه به من درمورد

78
00:04:41,180 --> 00:04:44,161
‫بچه گفتی...

79
00:04:44,217 --> 00:04:46,026
‫یجورایی کنترلم رو از دست دادم...

80
00:04:46,019 --> 00:04:48,090
‫کارلوس، دستات

81
00:04:48,121 --> 00:04:52,069
‫ـ   تشکم رو پاره کردم
‫ـ   خدای من، امرزو حالت چطوره؟

82
00:04:52,058 --> 00:04:56,131
‫یه داروی آرامش بخش
‫به من تزریق کردند

83
00:04:56,162 --> 00:04:59,075
‫فکر میکنم داره تاثیر میکنه

84
00:05:00,266 --> 00:05:04,214
‫ما حتی درمورد اسمش
‫هم صحبت نکردیم

85
00:05:04,270 --> 00:05:06,250
‫من ۵ تا اسم خوب داشتم

86
00:05:06,239 --> 00:05:09,015
‫ـ   عزیزم
‫میخوای برات بگم؟

87
00:05:09,042 --> 00:05:10,248
‫نه

88
00:05:10,276 --> 00:05:13,257
‫تو... تو اصلا به
‫اسم فکر نکردی؟

89
00:05:13,246 --> 00:05:17,092
‫اوه، خب، فکر نمیکنی برای
‫اونکار یکم زود بود؟

90
00:05:17,083 --> 00:05:20,997
‫منظورم اینه که، چطوری میتونی برای
‫چیزی که اندازه یه گردوئه اسم بزاری؟

91
00:05:23,222 --> 00:05:25,099
‫این جدیده؟

92
00:05:25,124 --> 00:05:29,163
‫خوشت میاد؟ توی راه که
‫داشتم میومدم اینجا خریدمش

93
00:05:30,196 --> 00:05:32,039
‫تو یه بچه سقط کردی

94
00:05:32,031 --> 00:05:33,237
‫همه مون به طریقی ناراحتیم

95
00:05:33,266 --> 00:05:36,042
‫انگار تو خیلی خوب
‫با این غم کنار اومدی

96
00:05:36,035 --> 00:05:39,141
‫من میرم خرید. تو روی دیوار
‫گُه میپاشی. هر کی به طریقی

97
00:05:39,172 --> 00:05:41,152
‫اصلا ناراحت هستی؟

98
00:05:41,140 --> 00:05:45,088
‫ـ   اوه، خواهش میکنی. تو چی فکر میکنی؟
‫ـ   راستشو میخوای؟ نمیدونم

99
00:05:45,111 --> 00:05:50,288
‫معلومه که ناراحتم! این یه موقعیت
‫نارحت کننده ست! حالا ولم کن

100
00:05:54,020 --> 00:05:56,125
‫ـ   اوه،
‫عزیزم، حالت خوبه؟

101
00:05:56,155 --> 00:05:58,226
‫فکر میکنم داروی آرامش
‫بخشم داره ضعیف میشه

102
00:05:58,224 --> 00:06:02,001
‫خب، بهتره یکی
‫دیگه بهت بزنن

103
00:06:02,028 --> 00:06:04,304
‫بالا

104
00:06:10,069 --> 00:06:13,050
‫سلام، مایک

105
00:06:14,140 --> 00:06:16,211
‫تا چند روز دیگه
‫عروسی مامانمه

106
00:06:16,209 --> 00:06:19,122
‫و تو اون کارتی که دعوتت
‫کرده بودند رو پس فرستادی

107
00:06:19,145 --> 00:06:22,126
‫و اینکه تو گوشت رو ترجیح میدادی
‫که من برات با ماهی عوضش کردم

108
00:06:22,148 --> 00:06:24,128
‫چون قبلا من گوشت خوردم

109
00:06:24,150 --> 00:06:28,121
‫به هرحال، میدونم
‫که قبلا، میدونی

110
00:06:29,255 --> 00:06:33,135
‫از مامانت عذرخواهی کردم
‫ولی نمیخوام بیام اونجا

111
00:06:36,229 --> 00:06:40,075
‫امیدوارم این بخاطر این
‫نباشه که دیگه ما نیستیم

112
00:06:40,099 --> 00:06:42,238
‫منظورم اینه که، توی
‫عروسی میتونیم باهم باشیم

113
00:06:42,235 --> 00:06:45,148
‫و عجیب هم نیست

114
00:06:45,171 --> 00:06:47,242
‫هست

115
00:06:47,240 --> 00:06:52,019
‫البته. آره

116
00:06:55,181 --> 00:06:57,161
‫پس، این اواخر
‫چیکارا میکنی؟

117
00:06:57,150 --> 00:06:58,288
‫اوه، طبق معمول

118
00:06:58,317 --> 00:07:04,165
‫خب، من دارم یه کتاب میتویسم
‫یه جورایی مربوط به حال خودمه

119
00:07:04,157 --> 00:07:07,297
‫واقعا داره منو مجبور میکنه که در
‫بعضی چیزا دوباره بازپرسی بکنم

120
00:07:07,293 --> 00:07:09,136
‫چیزایی که ازم من ساخته...

121
00:07:09,162 --> 00:07:14,271
‫مثل اون حقیقتی که مادرم وقتی خیلی جوان
‫بوده منو داشته، و هیچوقت پدرمو نشناختم

122
00:07:14,267 --> 00:07:16,213
‫چیزای بزرگ، از اون قبیل

123
00:07:16,235 --> 00:07:18,215
‫درمورد بابام بهت
‫گفته بودم، درسته؟

124
00:07:18,237 --> 00:07:20,012
‫اون یه ناوگان بازرگان بود

125
00:07:20,039 --> 00:07:23,145
‫و افرادش توی جنگ
‫هانوی کشته شدند

126
00:07:23,142 --> 00:07:25,179
‫ـ   عجیبه..... ـ   چرا؟

127
00:07:25,211 --> 00:07:28,283
‫هانوی مرکز قلمروو دشمن
‫بود. اونجا جنگ نبود

128
00:07:28,281 --> 00:07:32,024
‫مطمئنی؟
‫مامانم اونطوری گفت

129
00:07:32,051 --> 00:07:38,093
‫آره، کاملا مطمئنم. و ناوگانهای بازرگانی جنگ
‫نمیکردند، اونا با کشتیها مواد غذای میرسوندند

130
00:07:39,292 --> 00:07:43,104
‫خب، ظاهرا مجبورم
‫بیشتر تحقیق کنم

131
00:07:43,262 --> 00:07:44,240
‫پس، نظرت چیه؟

132
00:07:44,263 --> 00:07:48,109
‫داستان زندگی من، میری
‫توی صف و یه نسخه بخری؟

133
00:07:48,100 --> 00:07:51,104
‫ـ   سوزان؟ ـ   بله؟

134
00:07:51,103 --> 00:07:53,014
‫بهتره بری عقب تر

135
00:08:11,023 --> 00:08:13,025
‫پورتر؟ پرستون؟

136
00:08:13,059 --> 00:08:16,040
‫در مورد بازی کردن بعد از
‫تاریکی هوا به شما چی گفتم؟

137
00:08:16,028 --> 00:08:17,006
‫تاریک که نیست

138
00:08:17,029 --> 00:08:19,031
‫باباتون میدونه شما اینجائین؟

139
00:08:19,031 --> 00:08:21,170
‫نگران نباش
‫من داشتم نگاشون میکردم

140
00:08:21,167 --> 00:08:23,238
‫دستگاه دزدگیرم دیگه
‫به اونا حساس نیست

141
00:08:23,269 --> 00:08:26,045
‫باید نصف قبض برقم رو
‫بفرستم تو پرداخت کنی

142
00:08:26,038 --> 00:08:29,110
‫حتما اینکارو بکن
‫خیلی خب، بچه ها، بیاین اینجا

143
00:08:29,141 --> 00:08:31,087
‫توی پیاده رو

144
00:08:31,110 --> 00:08:34,284
‫اینجا بمونین، نه
‫توی خیابون. ممنون

145
00:08:36,082 --> 00:08:37,220
‫سلام

146
00:08:37,250 --> 00:08:40,288
‫ـ   سلام، عزیزم
‫ـ   من خونه ام

147
00:08:40,286 --> 00:08:43,130
‫میتونی یه ثانیه بیای اینجا؟

148
00:08:43,155 --> 00:08:44,259
‫حتما. چه خبره؟

149
00:08:49,061 --> 00:08:51,200
‫حتما دوباره دزدکی رفتن

150
00:08:51,197 --> 00:08:54,144
‫دوباره؟ مگه چند
‫بار این اتفاق افتاده؟

151
00:08:54,166 --> 00:08:58,046
‫پسرا، بیاین داخل. حالا
‫میدونی که اونا چطوری در میرن

152
00:08:58,037 --> 00:09:02,247
‫ـ   مثل اینکه بخوای صدای پای گربه رو
‫بشنوی. ـ   تام، الان ساعت ۹ شب

153
00:09:02,275 --> 00:09:05,119
‫بچه ها، برین بالا، حالا
‫برین

154
00:09:05,111 --> 00:09:07,250
‫دستشویی، خواب

155
00:09:07,246 --> 00:09:11,092
‫عزیزم، تو فقط... زیادی نگرانی

156
00:09:11,117 --> 00:09:12,255
‫و برای یه دلیل خوب

157
00:09:12,251 --> 00:09:16,097
‫ممکنه یکی گولشون بزنه و
‫اونارو ببره، تو هم خبرت نشه

158
00:09:16,122 --> 00:09:17,260
‫اونا جلوی خونه بودند

159
00:09:17,256 --> 00:09:20,237
‫منکه بچه بودم دوچرخه سواری
‫میکردم، چندساعت غیبم میزد

160
00:09:20,259 --> 00:09:22,102
‫مامانم یه بار هم
‫نگاه نمیکرد

161
00:09:22,094 --> 00:09:25,075
‫اون موقع فرق میکرده
‫باید حواست باشه

162
00:09:25,097 --> 00:09:27,077
‫توی این خیابون
‫تعرض شده

163
00:09:27,099 --> 00:09:29,204
‫منم توی اون جلسه
‫اهل محل بودم

164
00:09:29,201 --> 00:09:32,114
‫عذر میخوام. من هفت ساله که دارم
‫اینکارو میکنم. به من اعتماد کن

165
00:09:32,104 --> 00:09:34,084
‫باید دوتا چشم هم
‫پشت سرت داشته باشی

166
00:09:34,106 --> 00:09:36,211
‫همین دوتا جلویی خوب
‫کار میکنن، مرسی

167
00:09:36,242 --> 00:09:39,121
‫واقعا؟ پنی کجاست؟

168
00:09:44,150 --> 00:09:46,221
‫میبینی؟

169
00:09:46,252 --> 00:09:49,062
‫درست همونجایی
‫که گذاشته بودمش

170
00:10:09,141 --> 00:10:12,122
‫ـ   این چطوری اومده اینجا؟
‫ـ   میخواستم باهات تماس بگیرم

171
00:10:12,111 --> 00:10:15,058
‫ما در اینمورد بحث کردیم
‫توافق کردیم که آروم پیش بریم

172
00:10:15,081 --> 00:10:17,220
‫میخواستم بعد از اینکه باهم حرف
‫زدیم زنگ بزنم و لغوش کنم

173
00:10:17,216 --> 00:10:19,992
‫ولی همه چیز درهم برهم
‫شد، فراموش کردم

174
00:10:20,019 --> 00:10:22,056
‫رکس فقط هفت
‫هفته ست که مرده

175
00:10:22,088 --> 00:10:25,126
‫ـ   خب؟ ـ   نمیخوام تمام
‫زنهای توی این شهر

176
00:10:25,124 --> 00:10:28,071
‫ـ   پشت سرم حرف بزنن
‫ـ   متأسفم

177
00:10:28,060 --> 00:10:31,007
‫موردی که پیش نیومده؟

178
00:10:31,030 --> 00:10:34,136
‫خوشبختانه، مردم فقط
‫آگهی هارو میخونن

179
00:10:34,133 --> 00:10:36,272
‫وقتی چیزی توی
‫صفحه اول نباشه

180
00:10:36,302 --> 00:10:40,307
‫و عنوان امروز درمورد چندتا
‫سیل بلاخیر در سریلانکا بود

181
00:10:40,306 --> 00:10:43,082
‫ـ   اوه، پس شانس آوردیم
‫ـ   بله، شانس آوردیم

182
00:10:43,109 --> 00:10:47,251
‫حالا هروقت وقتش شد که
‫رابطه مون عمومی بشه

183
00:10:47,246 --> 00:10:50,125
‫میخوام اول با مشورت کنی...

184
00:10:50,116 --> 00:10:55,088
‫ناسلامتی من عروس هستم
‫اینطوری... شایسته تره

185
00:10:55,121 --> 00:10:58,034
‫باشه

186
00:11:01,060 --> 00:11:03,131
‫به هرحال، میخوام
‫حلقه رو بپوشی

187
00:11:03,129 --> 00:11:04,199
‫حلقه؟

188
00:11:04,230 --> 00:11:06,141
‫نمی پوشپش. کجاست؟

189
00:11:06,132 --> 00:11:11,047
‫ـ   توی کیفمه
‫ـ   خوبه. لطفا بپوشش

190
00:11:12,071 --> 00:11:13,209
‫ولی اگه مردم اینو ببینن

191
00:11:13,205 --> 00:11:16,049
‫اونا فرض میکنن حلقهء
‫ازدواجت رو پوشیدی

192
00:11:16,042 --> 00:11:18,215
‫ـ   شاید. ولی چرا ریسک کنیم؟
‫ـ   چون

193
00:11:18,210 --> 00:11:22,056
‫یه حلقه نشون دهنده اینه
‫که یه زن خواستگار داره

194
00:11:22,081 --> 00:11:25,153
‫یه دست لخت توجه
‫نامطلوبی رو جلب میکنه

195
00:11:29,088 --> 00:11:32,092
‫بده من. اجازه بده

196
00:11:38,197 --> 00:11:40,234
‫فقط همین، خانم وندیکمپ؟

197
00:11:40,232 --> 00:11:43,008
‫بله، آقای ویلیامز

198
00:11:43,035 --> 00:11:45,072
‫سلام

199
00:12:27,079 --> 00:12:29,252
‫اوه، خدای من

200
00:12:33,152 --> 00:12:35,189
‫چی میخوای؟

201
00:12:35,221 --> 00:12:36,256
‫هی، چیزی نیست

202
00:12:36,255 --> 00:12:38,997
‫نه، خیلی هم چیزه
‫تو دیگه کی هستی؟

203
00:12:39,024 --> 00:12:41,129
‫ـ   کارلوس منو فرستاده
‫ـ   زنگ میزنم پلیس

204
00:12:41,160 --> 00:12:43,231
‫اسمم هکتور. داخل
‫با کارلوس آشنا شدم

205
00:12:43,229 --> 00:12:46,142
‫داخل چی؟

206
00:12:46,298 --> 00:12:48,141
‫منظورت زندان؟

207
00:12:48,167 --> 00:12:50,147
‫اون به من گفت
‫چه اتفاقی افتاده

208
00:12:50,136 --> 00:12:53,083
‫ازم خواست بیام و مراقب
‫شما باشم. میتونم بیام توو؟

209
00:12:53,072 --> 00:12:55,143
‫نه! نه، نمیتونی بیای توو

210
00:12:55,141 --> 00:12:58,213
‫ـ   من یه پنکه آوردم. همین
‫بیرون میمونم. ـ   نه

211
00:12:58,244 --> 00:13:01,123
‫میتونم از خودم
‫مراقبت کنم. باشه؟

212
00:13:02,114 --> 00:13:04,094
‫باشه

213
00:13:04,116 --> 00:13:05,254
‫باشه؟

214
00:13:05,251 --> 00:13:08,027
‫آره، میفهمم. به فضای
‫خودتون احتیاج دارین

215
00:13:08,020 --> 00:13:13,060
‫بله. بله، دارم، به فضای
‫خودم احتیاج دارم

216
00:13:28,140 --> 00:13:29,278
‫ـ   میخوام یه چیزی نشونت بدم
‫ـ   باشه

217
00:13:29,308 --> 00:13:31,254
‫ـ   بیا اینجا
‫ـ   سلام، بچه ها.

218
00:13:31,243 --> 00:13:33,154
‫درمورد چیزی که
‫گفتی فکر کردم

219
00:13:33,179 --> 00:13:36,285
‫نمیخوام تو نگران باشی، واسه
‫همین با پسرا یه کوچولو گپ زدم

220
00:13:36,282 --> 00:13:38,159
‫خیلی خب، بچه ها

221
00:13:38,184 --> 00:13:42,132
‫اگه یه غریبه ازمون
‫بخواد که

222
00:13:42,121 --> 00:13:45,102
‫با ماشین به ما سواری
‫بده چیکار میکنیم؟

223
00:13:45,157 --> 00:13:48,070
‫ـ   پورتر؟
‫ـ   فرار میکنیم و زنگ میزنیم ۹۱۱

224
00:13:48,060 --> 00:13:51,132
‫آفرین. درسته، ولی
‫اگه غریبه بگه

225
00:13:51,130 --> 00:13:54,168
‫سلام، من بابایی و
‫مامانی تون رو میشناسم ؟

226
00:13:54,200 --> 00:13:56,146
‫ـ   چیه، پرستون؟
‫ـ   بازم فرار میکنیم

227
00:13:56,135 --> 00:13:58,206
‫بله! باشه

228
00:13:58,204 --> 00:13:59,274
‫میتونم یه سوال بپرسم؟

229
00:13:59,271 --> 00:14:01,114
‫آره، در همین خصوص

230
00:14:01,140 --> 00:14:06,055
‫اگه غریبه خوب باشه و
‫وحشتناک نباشه؟ خب؟

231
00:14:06,045 --> 00:14:08,116
‫فرار میکنیم و
‫زنگ میزنیم ۹۱۱

232
00:14:09,148 --> 00:14:14,222
‫پس، اگه غریبه بگه که میخواد
‫شما رو ببره سیرک

233
00:14:14,253 --> 00:14:18,292
‫برای پیترا و فیل سواری چی؟

234
00:14:19,291 --> 00:14:22,067
‫باباتون رو نگاه نکنین

235
00:14:22,094 --> 00:14:26,133
‫منو نگاه کنین. چیکار میکنین؟
‫اونوقت چیکار میکنین؟

236
00:14:26,131 --> 00:14:29,078
‫ـ   ما
‫فرار میکنیم؟

237
00:14:29,068 --> 00:14:32,140
‫آفرین! پیش به
‫سوی آشپزخونه

238
00:14:32,137 --> 00:14:35,277
‫امشب بستنی داریم

239
00:14:37,042 --> 00:14:40,023
‫انگار لبخندت مفهومی داره

240
00:14:40,045 --> 00:14:42,252
‫بیخیال! ما تمام عصر رو
‫روش کار کردیم. اونا فهمیدن

241
00:14:42,281 --> 00:14:44,261
‫اجازه بده. تو بچه هامونو
‫میشناسی

242
00:14:44,250 --> 00:14:48,062
‫من خیلی دوستشون دارم، ولی اونا از یه
‫گوش میشنون و از اون یکی بیرون میکنن

243
00:14:48,053 --> 00:14:52,024
‫ـ   من میخوام بستنی بخورم
‫ـ   تام، هنوز کارت اینجا تموم نشده

244
00:14:52,057 --> 00:14:54,162
‫لینت، من میتونم
‫بچه هامو زنده نگه دارم

245
00:14:54,193 --> 00:14:58,039
‫وقتی میری، اونا چهار تائن. وقتی
‫برمیگردی خونه، هنوز چهار تائن

246
00:14:58,030 --> 00:15:02,103
‫هروقت اومدی خونه و اونا سه تا بودند
‫اونوقت میتونی برام سخنرانی کنی

247
00:15:07,306 --> 00:15:10,150
‫ببخشید. شما
‫بیری وندیکمپ هستید؟

248
00:15:10,142 --> 00:15:12,019
‫بله، خودم هستم

249
00:15:12,011 --> 00:15:15,151
‫من لیلا میترمن هستم
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

250
00:15:15,180 --> 00:15:16,250
‫میتونم کمکتون کنم؟

251
00:15:16,248 --> 00:15:19,229
‫ممکنه بنظر عجیب باشه، ولی
‫حس کردم باید شمارو ببینم

252
00:15:19,218 --> 00:15:22,199
‫توی روزنامه خوندم که شما با
‫جورج ویلیامز نامزدی کردین

253
00:15:22,221 --> 00:15:25,998
‫اوه، خب، اون آگهی
‫یخورده زود رس بود

254
00:15:26,025 --> 00:15:29,268
‫ولی شما و جورج باهمین؟

255
00:15:29,261 --> 00:15:32,208
‫یه رابطه رومانتیک دارین؟

256
00:15:33,198 --> 00:15:37,203
‫ـ   بله.. ـ   پس باید
‫باهم صحبت کنیم

257
00:15:38,103 --> 00:15:41,175
‫وقتی ازم خواست باهاش ازدواج کنم
‫ما شش ماه بود که باهم قرار میزاشتیم

258
00:15:41,206 --> 00:15:45,120
‫از همون لحظه ای که گفتم بله
‫جورج خیلی حسود بود

259
00:15:45,110 --> 00:15:48,216
‫و وقتی فهمید که شوهر سابقم
‫پایین خیابون زندگی میکنه

260
00:15:48,247 --> 00:15:51,091
‫جورج منو متهم کرد که
‫پشت سرش میرم پیش اون

261
00:15:51,116 --> 00:15:54,097
‫و یه شب از اداره پلیس
‫با من تماس گرفتند

262
00:15:54,119 --> 00:15:57,066
‫یه نفر ماشین شوهر
‫سابقم روآتیش زده بود

263
00:15:57,056 --> 00:16:00,037
‫نتونستم چیزی رو ثابت کنم
‫ولی میدونستم کار جورج بوده

264
00:16:00,025 --> 00:16:01,265
‫روز بعدش اونو ترک کردم

265
00:16:02,161 --> 00:16:05,108
‫خب، نمیدونم چی بگم

266
00:16:05,097 --> 00:16:07,236
‫میدونم. ناراحت کننده ست

267
00:16:08,100 --> 00:16:09,238
‫بله، همینطوره

268
00:16:09,234 --> 00:16:13,182
‫اینکه یه شخص کاملا غریبه بیاد
‫توو خونهء من، چای منو بخوره

269
00:16:13,172 --> 00:16:17,086
‫و بعد سعی کنه منو برعلیه بهترین
‫مردی که تاحالا شناختم برانگیخته کنه

270
00:16:17,109 --> 00:16:20,056
‫عزیزم، باید به من اعتماد کنی
‫جورج آدم درستی نیست

271
00:16:20,045 --> 00:16:23,049
‫و باید تا وقتی طوری
‫نشده، خودتو راحت کنی

272
00:16:23,082 --> 00:16:25,187
‫فکر میکنم وقتشه که بری

273
00:16:25,217 --> 00:16:28,061
‫یه بار توی بار با
‫یه مرد حرف زدم

274
00:16:28,087 --> 00:16:31,193
‫و وقتی برگشتیم خونه، جورج زد
‫توی گوشم. اینو دیگه چی میگی؟

275
00:16:31,223 --> 00:16:35,035
‫سوء استفاده از حُسن نیت و
‫استفاده آزاد از لقب و صفت

276
00:16:35,060 --> 00:16:38,041
‫شرط میبندم که...
‫اونو خشمگین کرده

277
00:16:39,999 --> 00:16:42,240
‫وقتی خوندم که تو و جورج
‫باهم نامزدی کردین

278
00:16:42,267 --> 00:16:45,214
‫حس کردم وظیفهء منه که
‫بهت بگم اون دیوانه ست

279
00:16:45,237 --> 00:16:50,118
‫ولی حالا که با توآشنا شدم، میتونم
‫ببینم عقدتون رو توی آسمونا بستن

280
00:17:00,085 --> 00:17:02,224
‫من اینجائم! سلام، مورتی

281
00:17:02,254 --> 00:17:06,100
‫جناب کشیش هاپکینز. متأسفم که
‫به مراسم تمرینتون دیر رسیدم

282
00:17:06,091 --> 00:17:08,071
‫اوه! اشکالی نداره

283
00:17:08,093 --> 00:17:10,039
‫الان اینجایی

284
00:17:10,029 --> 00:17:13,101
‫برو جلوی من. خیلی خب
‫جناب کشیش! شروع کن

285
00:17:13,132 --> 00:17:16,045
‫میتونم ازتون یه
‫سوال بپرسم؟

286
00:17:16,068 --> 00:17:19,015
‫باید با موزیک
‫راه بری، سوزی

287
00:17:19,004 --> 00:17:23,043
‫داشتم برای کتابم پژوهش میکردم
‫و یه چیز خیلی عجیب پیدا کردم

288
00:17:23,042 --> 00:17:26,114
‫هیچکس به اسم پدر من
‫هیچوقت یه ناوگان بازرگان نبوده

289
00:17:26,145 --> 00:17:31,094
‫من گفتم بازرگان؟ من فقط
‫منظورم تفنگدار دریایی بوده

290
00:17:31,083 --> 00:17:34,030
‫منم فکر کردم احتمالا همینو گفتین
‫واسه همین اینو هم بررسی کردم

291
00:17:34,053 --> 00:17:35,999
‫و اینم نبود. واسه همین
‫با ویرجینیتا تماس گرفتم

292
00:17:36,021 --> 00:17:42,028
‫و اصلا هیچ مدرک بایگانی به اسم...
‫هریسون راس در ویتنام وجود نداشت

293
00:17:42,027 --> 00:17:44,007
‫الان وقتش نیست، سوزی

294
00:17:44,029 --> 00:17:47,010
‫چیه... ؟.. چرا
‫منتظرین، خانوما؟

295
00:17:47,032 --> 00:17:50,206
‫متأسفم که ناراحتت میکنم، مامان
‫من فقط... فکر نمیکنی این عجیبه؟

296
00:17:50,235 --> 00:17:52,078
‫چی... ؟ چی عجیبه؟

297
00:17:52,071 --> 00:17:53,209
‫خب، اینکه هیچ مدرکی
‫وجود نداره

298
00:17:53,205 --> 00:17:57,176
‫که شخصی به اسم بابای...
‫من در خدمت ارتش بوده

299
00:17:57,209 --> 00:18:01,021
‫اوه. خب، اونجا هست

300
00:18:01,246 --> 00:18:02,247
‫اونجا چی هست؟

301
00:18:02,281 --> 00:18:04,283
‫مورتی، فقط
‫برو اونجا وایسا

302
00:18:04,283 --> 00:18:09,028
‫ببین، من نمیخوام بگم که
‫میدونستم این اتفاق میافته

303
00:18:09,021 --> 00:18:13,265
‫ولی... میدونستم
‫این اتفاق میافته

304
00:18:15,060 --> 00:18:18,041
‫مامان، من جواب میخوام

305
00:18:18,030 --> 00:18:20,237
‫یعنی همین الان
‫باید اینکارو بکنی؟

306
00:18:20,265 --> 00:18:24,077
‫داری تمرین عروسیمو
‫خراب میکنی

307
00:18:24,069 --> 00:18:26,106
‫تو چهار بار عروسی
‫کردی. دیگه خوب بلدی

308
00:18:26,138 --> 00:18:30,211
‫من اینجا وانمیستم که
‫مورد حمله قرار بگیرم

309
00:18:30,242 --> 00:18:34,019
‫مامان، از من فرار نکن

310
00:18:34,246 --> 00:18:36,123
‫میخوای چی بگم؟

311
00:18:36,115 --> 00:18:39,119
‫میخوای بگم من
‫یه مادر بد هستم؟

312
00:18:39,151 --> 00:18:44,260
‫باشه! من یه مادر بد هستم
‫حالا خوشحالی؟

313
00:18:45,224 --> 00:18:48,262
‫مامان! مامان

314
00:18:50,095 --> 00:18:55,204
‫بله، بله، میدونم
‫دارم چه غلطی میکنم

315
00:18:58,270 --> 00:19:01,274
‫مورتی؟ مورتی، مامانمو ندیدی؟

316
00:19:01,306 --> 00:19:05,277
‫آره. آره، اون بنظر، آه
‫بنظر خیلی ناراحت بود

317
00:19:05,310 --> 00:19:09,156
‫فکر میکنم... فکر میکنم
‫با تاکسی رفت خونه

318
00:19:09,181 --> 00:19:11,092
‫تو... ؟ میخوای برسونمت؟

319
00:19:11,116 --> 00:19:14,290
‫میخوام حقیقت رو
‫درمورد پدرم بگی

320
00:19:14,286 --> 00:19:17,096
‫سوار شو

321
00:19:20,025 --> 00:19:22,027
‫موقعی که توی کره بودم

322
00:19:22,060 --> 00:19:25,041
‫توی ایستگاهی خارج از
‫پوسان خدمت میکردم

323
00:19:25,063 --> 00:19:30,069
‫و ما... مرخصی گرفتیم

324
00:19:30,068 --> 00:19:32,048
‫و رفتیم توی شهر، میدونی

325
00:19:32,070 --> 00:19:35,176
‫یه چندتا آبجو خوردیم

326
00:19:35,307 --> 00:19:39,255
‫به زبان ویژه نظامی بهش
‫میگفتیم استراحت و تجدید قوا

327
00:19:39,244 --> 00:19:42,987
‫میدونم معنی استراحت و تجدید قوا
‫چیه، این چه ربطی با پدر من داره؟

328
00:19:43,015 --> 00:19:45,120
‫خب، میخوام همینو بگم

329
00:19:45,150 --> 00:19:48,256
‫به هرحال، اونجا
‫خانمهای جوانی بودند

330
00:19:48,287 --> 00:19:52,235
‫خانومهای حرفه ای
‫اگه میدونی منظورم چیه

331
00:19:52,224 --> 00:19:55,171
‫مورتی. میشه از اینا بگذریم؟

332
00:19:55,194 --> 00:19:58,073
‫باشه. خلاصه داستان، من

333
00:19:58,063 --> 00:20:02,034
‫هیچوقت فکر نمیکردم
‫اولین رابطه من با یه زن

334
00:20:02,067 --> 00:20:07,210
‫توی یه کوچه پشت
‫مقرّکره ای ها باشه

335
00:20:07,206 --> 00:20:12,053
‫به همراه درد قوزک پام

336
00:20:12,077 --> 00:20:15,058
‫خیلی خب، دوباره، این
‫چه ربطی با پدر من داره؟

337
00:20:15,080 --> 00:20:18,061
‫همه مون... همه مون
‫کارایی انجام میدیم، میدونی

338
00:20:18,050 --> 00:20:21,190
‫که ازش شرمنده
‫میشیم. همه مون

339
00:20:21,220 --> 00:20:24,133
‫همه مون رازهایی داریم

340
00:20:26,291 --> 00:20:30,137
‫پدرت یه قهرمان جنگ نبود

341
00:20:30,162 --> 00:20:35,111
‫و اون... اون
‫در ویتنام نبوده

342
00:20:36,168 --> 00:20:38,114
‫چرا مامانم اونطوری
‫به من گفت؟

343
00:20:38,136 --> 00:20:41,083
‫سوفی با پدرت

344
00:20:41,073 --> 00:20:44,111
‫ازدواج نکرده بود...

345
00:20:44,109 --> 00:20:48,080
‫مطمئن نیستم که
‫حتی اسمشو میدونست

346
00:20:48,113 --> 00:20:54,086
‫داری میگی که من نتیجه ی یه
‫شب رابطه نامشروع مادرم هستم؟

347
00:20:54,086 --> 00:20:56,066
‫خب، همونطور که
‫گفتم، همه مون

348
00:20:56,088 --> 00:21:02,039
‫میدونی، همه مون کارایی انجام
‫میدیم که ازش شرمنده میشیم

349
00:21:12,271 --> 00:21:16,083
‫ـ   جورج
‫ـ   بیری! غافلگیر شدم

350
00:21:16,074 --> 00:21:18,213
‫ببخشید که بی خبر اومدم

351
00:21:18,243 --> 00:21:22,214
‫ولی من با یکی از دوستهای
‫قدیمیت ملاقات داشتم

352
00:21:22,247 --> 00:21:25,194
‫لیلا میترمن ؟

353
00:21:26,051 --> 00:21:30,158
‫نباید با تو رابطه داشته باشه

354
00:21:31,023 --> 00:21:36,097
‫خب، داشته. و در مورد تو
‫چیزای خیلی وحشتناکی گفت

355
00:21:36,128 --> 00:21:39,268
‫ـ   اون یه دروغگوی معروفه
‫ـ   منم اول همین فکرو کردم

356
00:21:39,264 --> 00:21:42,143
‫ولی بعدش که در
‫موردش فکر کردم

357
00:21:42,134 --> 00:21:45,115
‫نتونستم بفهمم چرا باید برای
‫خودش مشکل تراشی بکنه

358
00:21:45,137 --> 00:21:46,241
‫منظورم اینه که
‫چه انگیره ای داشته؟

359
00:21:46,271 --> 00:21:51,243
‫از من عقده روحی داره. هنوز
‫منو میخواد. یعنی معلوم نبود؟

360
00:21:51,243 --> 00:21:53,154
‫نه

361
00:21:53,178 --> 00:21:56,022
‫این زن کاملا دیوانه ست

362
00:21:56,014 --> 00:21:58,290
‫دیگه چی از این بیشتر
‫میتونم ثابت کنم

363
00:21:58,283 --> 00:22:00,126
‫لیلا اینجا مشتری بود

364
00:22:00,118 --> 00:22:02,098
‫اگرچه دیگه اینجا
‫پذریفته نمیشه

365
00:22:02,120 --> 00:22:05,192
‫ما هنوز نسخه هاشو
‫توی یه فایل نگه داشتیم

366
00:22:09,061 --> 00:22:12,042
‫فلوکسوتین، ۱۰۰ میلی گرم

367
00:22:12,064 --> 00:22:15,045
‫رسپریدون ۲۵۰ میلی

368
00:22:15,067 --> 00:22:16,205
‫عذر میخوام. این چیه؟

369
00:22:16,234 --> 00:22:19,238
‫یکیش داروی ضد
‫افسردگی برای اعصاب

370
00:22:19,237 --> 00:22:22,241
‫یکیشون دارون ضد روانی
‫برای کنترل توهم و خیال

371
00:22:22,240 --> 00:22:25,278
‫همونطور که گفتم، اون
‫یه خانم خیلی مشکل داره

372
00:22:25,310 --> 00:22:30,123
‫خب، چرا همون اول
‫باهاش قرار گذاشتی؟

373
00:22:30,115 --> 00:22:34,029
‫در شروع آدم عیبهارو
‫نمی بینه. درسته؟

374
00:22:35,053 --> 00:22:38,193
‫درسته. در شروع

375
00:22:38,190 --> 00:22:42,138
‫پس، حله؟

376
00:22:43,195 --> 00:22:46,301
‫آره، البته

377
00:23:04,049 --> 00:23:07,121
‫(لیلا میترمن)

378
00:23:07,185 --> 00:23:10,132
‫(ایتل هالینگز)

379
00:23:17,129 --> 00:23:19,040
‫نامه هاتون اومد

380
00:23:20,232 --> 00:23:22,212
‫ـ   تو که گفتی داری میری
‫ـ   نه، گفتم به شما فضا میدم

381
00:23:22,200 --> 00:23:25,238
‫دادم. از توی ماشینم
‫مراقبتون بودم

382
00:23:25,270 --> 00:23:29,116
‫ببین، مردی که وارد خونهء
‫من شده، بستنی دزدیده

383
00:23:29,107 --> 00:23:32,111
‫فکر نمیکنم در خطر باشم. پس تو
‫میتونی بری. من به تو نیاز ندارم

384
00:23:32,144 --> 00:23:34,090
‫کارلوس میگه دارین

385
00:23:37,082 --> 00:23:39,153
‫ـ   کجا میرین؟
‫ـ   خرید

386
00:23:39,151 --> 00:23:42,098
‫ـ   به تو هم مربوط نیست
‫ـ   مطمئناً از خرید خوشتون میاد

387
00:23:42,120 --> 00:23:44,191
‫بله، خوشم میاد

388
00:23:44,189 --> 00:23:47,068
‫تنها کاری که دیدم دیروز
‫و امروز کردین همینه

389
00:23:48,160 --> 00:23:51,073
‫اون خریدها باید
‫برای چیزی باشه

390
00:23:51,096 --> 00:23:53,076
‫ببخشید؟

391
00:23:53,064 --> 00:23:56,136
‫میدونی، کارلوس شمارو خوب میشناخت
‫اون میگه شما یکی به دو تسلیم نمیشین

392
00:23:56,168 --> 00:24:00,116
‫پس مجبور نیستین با احساساتتون
‫کنار بیاین. اون مرد باهوشی

393
00:24:00,105 --> 00:24:04,247
‫فکر میکرد با همجنسبازها خیانت میکنم. مطمئنی
‫بازم میخوای از کلمه باهوش استفاده کنی؟

394
00:24:04,242 --> 00:24:07,246
‫بزار ببینم. حدود، یه یک هفته ای
‫از ازدست دادن بچه ت میگذره؟

395
00:24:07,245 --> 00:24:11,193
‫ـ   آره. خب؟ ـ   تاحالا نشنیدم
‫خرید کردن دردی رو دوا کنه

396
00:24:11,216 --> 00:24:18,065
‫چرا همه دراینمورد سوار کولم شدن؟ خودم
‫میدونم چطوری با دردم کنار بیام، باشه؟

397
00:24:25,130 --> 00:24:27,201
‫داری کجا میری؟

398
00:24:27,199 --> 00:24:30,146
‫من، آه، ... فقط فکر کردم بهتره
‫برم بیرون و بیشتر نگاه کنم

399
00:24:30,168 --> 00:24:34,048
‫ـ   میخوام توی پارک رو بگردم
‫ـ   اینموقع شب؟

400
00:24:34,039 --> 00:24:36,280
‫اون توی طول روز
‫خودشو نشون نمیده

401
00:24:36,308 --> 00:24:41,087
‫داده؟ یا ترجیح میدین اجازه بدیم
‫کالب برای خودش ول بچرخه؟

402
00:24:41,079 --> 00:24:45,152
‫ممکنه توی دردسر بیافته
‫یا یه دختر دیگه رو اذیت کنه

403
00:24:45,183 --> 00:24:50,257
‫متیو، اون خانم سولیس رو
‫اذیت نکرده. اون فقط گرسنه بوده

404
00:24:50,288 --> 00:24:58,002
‫آره، خب، من در مورد خانم سولیس
‫صبحت نمیکردم، و شما اینو میدونی

405
00:25:39,271 --> 00:25:42,218
‫پس، هنوزم میخوای
‫ساقدوش من باشی؟

406
00:25:42,240 --> 00:25:45,187
‫البته که میشم

407
00:25:45,176 --> 00:25:49,147
‫و نمیخوام وانمود کنم که هنوز
‫یخورده وحشت زده نیستم. هستم

408
00:25:49,180 --> 00:25:52,184
‫ولی امروز صبح در
‫موردش خیلی فکرکردم

409
00:25:52,183 --> 00:25:57,064
‫و بنظرم درک میکنم
‫تو میخواستی از من حفاظت کنی

410
00:25:57,088 --> 00:26:00,160
‫و فکر کردی که من به
‫یه قهرمان نیاز دارم

411
00:26:00,191 --> 00:26:04,139
‫یکی داشتم: شما

412
00:26:08,300 --> 00:26:12,077
‫همیشه نگران این بودم
‫که تو رو بیچاره نکنم

413
00:26:12,070 --> 00:26:17,019
‫خب، من بیچاره شدم، ولی
‫تقصیر تو نبوده... کاملا

414
00:26:30,288 --> 00:26:32,268
‫سلام، استو

415
00:26:32,290 --> 00:26:34,270
‫سرت شلوغه؟

416
00:26:34,292 --> 00:26:36,135
‫فقط دارم وبلاگم
‫رو به روز میکنم

417
00:26:36,161 --> 00:26:39,301
‫چون من برات یه
‫ماموریت مهم دارم

418
00:26:39,297 --> 00:26:43,177
‫عالیه. من واقعا حاضرم که مسئولیتهای
‫بیشتری رو در اینجا قبول کنم

419
00:26:43,201 --> 00:26:45,181
‫آره، اینو تحسین میکنم

420
00:26:45,170 --> 00:26:50,244
‫ولی چیزی که احتیاج دارم اینه که
‫حرف منو به شوهرم ثابت کنی

421
00:26:50,275 --> 00:26:54,087
‫اوه. میخوای حسادتشو
‫نحریک کنی؟

422
00:26:54,079 --> 00:26:59,028
‫آه... نه. راستش

423
00:27:00,285 --> 00:27:04,199
‫میخوام بچه هامو بدزدی...

424
00:27:07,092 --> 00:27:09,231
‫خیلی خب، قراره من
‫نظاره گر چی باشم؟

425
00:27:09,260 --> 00:27:12,173
‫فقط صبرکن

426
00:27:14,199 --> 00:27:18,170
‫خیلی خب، ایناهاش

427
00:27:20,171 --> 00:27:22,151
‫چه خبره؟

428
00:27:22,140 --> 00:27:25,087
‫فقط دارم سعی میکنم
‫یه نکته رو ثابت کنم

429
00:27:25,110 --> 00:27:29,149
‫سلام... پسر کوچولوها

430
00:27:29,147 --> 00:27:30,251
‫وای... اون کیه؟

431
00:27:30,248 --> 00:27:32,194
‫استو، از شرکتمون

432
00:27:32,217 --> 00:27:36,063
‫سواری میخواین؟

433
00:27:36,087 --> 00:27:38,158
‫و داره بچه هامونو میدزده؟

434
00:27:38,189 --> 00:27:41,068
‫ـ   شابد... ـ   این دیوانگیه

435
00:27:41,092 --> 00:27:44,232
‫چرا؟ مگه نگرانی
‫نکنه سوار بشن؟

436
00:27:44,229 --> 00:27:48,109
‫میتونیم بریم... کارناوال

437
00:27:48,133 --> 00:27:49,237
‫کارناوال دوست دارین؟

438
00:27:49,267 --> 00:27:52,043
‫ما اجازه نداریم با
‫غریبه ها حرف بزنیم

439
00:27:52,070 --> 00:27:53,105
‫فرار کنین، پسرا

440
00:27:53,104 --> 00:27:56,108
‫پس چرا نمیاین
‫توی ماشین؟

441
00:27:56,141 --> 00:28:01,090
‫ـ   فرار کنین. فرار کنین. ـ   بیاین
‫توی ماشین. بهتون شکلات میدم

442
00:28:01,079 --> 00:28:05,255
‫ـ   هورا، شکلات
‫ـ   چرا فرار نکردند؟

443
00:28:05,250 --> 00:28:06,251
‫خب

444
00:28:06,284 --> 00:28:08,127
‫الان وقت قیافه گرفتن نیست

445
00:28:08,119 --> 00:28:12,067
‫معلومه که پسرامون احمق هستن

446
00:28:12,090 --> 00:28:16,129
‫باشه، باشه. برای همه هست

447
00:28:18,196 --> 00:28:20,142
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

448
00:28:22,100 --> 00:28:25,047
‫اوه، خدای من

449
00:28:25,070 --> 00:28:27,050
‫فرار کنین، بچه ها! فرار کنین

450
00:28:27,038 --> 00:28:29,279
‫اوه، نه، تو فرار نکن

451
00:28:30,175 --> 00:28:34,214
‫مرتیکهء منحرف! اوه نه
‫تو هیچ جا نمیری

452
00:28:45,056 --> 00:28:50,005
‫به هرحال، بعد از اینکه این
‫مجلس رو تموم کردیم

453
00:28:50,028 --> 00:28:54,135
‫عروس جدیدمو
‫با خودم میبرم

454
00:28:54,132 --> 00:28:59,013
‫به چهار ماه جستجو
‫در دور دنیا

455
00:29:02,240 --> 00:29:05,050
‫میتونم آخر هفته توی
‫لاس وگاس خوش بگذرونم

456
00:29:05,076 --> 00:29:09,047
‫ولی، میدونین

457
00:29:09,047 --> 00:29:14,998
‫به هرحال، اون اینجاست
‫عروس زیبای من

458
00:29:18,089 --> 00:29:21,195
‫میخوام از همه بخاطر
‫حضورتون تشکر کنم

459
00:29:21,192 --> 00:29:24,173
‫و مخصوصا از
‫مورتی عزیزم

460
00:29:24,195 --> 00:29:28,302
‫که به من کمک کرد
‫تا آدم بهتری بشم

461
00:29:28,299 --> 00:29:31,280
‫ومیخوام تشکر کنم از

462
00:29:31,269 --> 00:29:35,081
‫دختر شگفت انگیرم، سوزان...

463
00:29:35,073 --> 00:29:39,112
‫و بهش بگم که چقدر
‫ازش سپاسگزارم

464
00:29:39,144 --> 00:29:44,150
‫برای احترام و...
‫دوست داشتن من

465
00:29:46,217 --> 00:29:49,221
‫چون من آدم وحشتناکی هستم

466
00:29:49,220 --> 00:29:52,167
‫و اون لیاقتش مادری
‫خیلی بهتر از منه

467
00:29:53,258 --> 00:29:57,206
‫ـ   عزیزم، عزیزم
‫نه، نه، نه، نه

468
00:29:59,063 --> 00:30:02,101
‫سوزی نیاز داره
‫حقیقت رو بدونه

469
00:30:04,169 --> 00:30:07,116
‫پدرت

470
00:30:09,140 --> 00:30:13,054
‫آدمی با یک شب...
‫رابطه نامشروع نبود

471
00:30:14,145 --> 00:30:16,250
‫اون ۳۳ ساله بود

472
00:30:16,281 --> 00:30:18,261
‫و اون متأهل بود

473
00:30:21,119 --> 00:30:23,224
‫و اون رئیس من بود

474
00:30:24,222 --> 00:30:27,101
‫وقتی بهش گفتم من حامله ام

475
00:30:27,125 --> 00:30:30,072
‫با من قطع رابطه کرد

476
00:30:30,061 --> 00:30:33,042
‫و دیگه هیچوقت
‫با من حرف نزد

477
00:30:33,298 --> 00:30:40,011
‫ولی اون دختر زیبا و
‫شگفت انگیرم رو به اعطا کرد

478
00:30:40,004 --> 00:30:45,044
‫و برای اونکار، میخوام از
‫ادیسون پرادی تشکر کنم

479
00:30:45,243 --> 00:30:48,224
‫اوه، خدای من

480
00:30:49,080 --> 00:30:50,184
‫میدونی اون کجاست؟

481
00:30:50,215 --> 00:30:53,196
‫نمیدونم. قسم میخورم

482
00:30:53,218 --> 00:30:55,198
‫اگه میدونستم، بهت میگفتم

483
00:30:55,220 --> 00:30:57,200
‫من ادیسون پرادلی رو میشناسم

484
00:30:57,188 --> 00:31:01,102
‫توی ساسرلند یه فروشگاه
‫بذر و ملزومات داره

485
00:31:02,293 --> 00:31:09,211
‫آه... البته پرادلی
‫زیاد هست... پس

486
00:31:10,201 --> 00:31:13,011
‫همونه؟

487
00:31:14,205 --> 00:31:16,276
‫بله

488
00:31:17,308 --> 00:31:20,084
‫یعنی میگی تمام این مدت

489
00:31:20,111 --> 00:31:23,217
‫پدرم زنده بوده و
‫درست اون سمت شهر

490
00:31:23,248 --> 00:31:27,025
‫فروشگاه بذر و...
‫ملزومات داشته؟

491
00:31:27,051 --> 00:31:30,123
‫ـ   سوزی
‫باورم نمیشه

492
00:31:42,066 --> 00:31:46,139
‫تو که... تو که هنوز باهاش
‫رابطه نداری، مگه نه؟

493
00:31:55,280 --> 00:31:57,089
‫چیزی شده؟

494
00:31:57,081 --> 00:31:59,061
‫تمام عصر کاملا
‫ساکت بودی

495
00:31:59,083 --> 00:32:03,031
‫نه، نه، فقط خستمه، همین

496
00:32:03,121 --> 00:32:05,101
‫دوست داری برقصی؟
‫ممکنه حالت بهتر بشه

497
00:32:05,123 --> 00:32:08,161
‫فکر نمیکنم. ولی ممنون

498
00:32:11,129 --> 00:32:13,040
‫بیری، حلقه ت کجاست؟

499
00:32:13,064 --> 00:32:15,169
‫اوه، آم، سنگ
‫روش لَق میزنه

500
00:32:15,199 --> 00:32:19,147
‫واسه همین میخوام بدمش جواهرسازی
‫ولی نگران نباش. جاش امنه

501
00:32:19,170 --> 00:32:21,241
‫درمورد لیلا که نیست، هست؟

502
00:32:21,239 --> 00:32:24,083
‫نه، نه، همینی که بهت گفتم

503
00:32:24,108 --> 00:32:26,247
‫هر لحظه ممکنه
‫سنگ روش بیافته

504
00:32:26,244 --> 00:32:29,248
‫خب، برام مهم
‫نیست. لطفا بپوشش

505
00:32:29,280 --> 00:32:32,284
‫ـ   چی؟
‫ـ   ازت میخوام که بپوشپش

506
00:32:33,017 --> 00:32:35,156
‫ـ   خب، عذر میخوام، ولی
‫اینکارو نمیکنم. ـ   چرا؟

507
00:32:35,153 --> 00:32:38,134
‫چون همچین حسی ندارم

508
00:32:38,156 --> 00:32:40,295
‫و این آخرین باری که در
‫اینمورد حرف میزنیم. باشه؟

509
00:32:40,291 --> 00:32:46,105
‫ببخشید، خانم، اجازه نداریم اعضای
‫زتا بتا کاپا رو اینجا راه بدیم

510
00:32:47,165 --> 00:32:50,169
‫تای! تای گرانت

511
00:32:50,168 --> 00:32:53,149
‫سلام! توی شهر
‫چیکار میکنی؟

512
00:32:53,137 --> 00:32:55,083
‫ـ   اومدم ملاقات دوستام
‫ـ   اوه، خدای من

513
00:32:55,073 --> 00:32:59,283
‫اوه، جورج، این تای گرانت
‫توی دانشگاه با هم قرار میزاشتیم

514
00:32:59,310 --> 00:33:03,258
‫تای، این جورج. یکی
‫از دوستهای خوب منه

515
00:33:03,281 --> 00:33:06,228
‫ـ   سلام
‫ـ   راستش، ما نامزد کردیم

516
00:33:09,253 --> 00:33:12,097
‫بیری، قیافه ت فوق العاده ست
‫انگار اصلا یه روز هم

517
00:33:12,090 --> 00:33:14,070
‫تای، دوست داری برقصیم؟

518
00:33:14,092 --> 00:33:17,039
‫حتما. دوست دارم

519
00:33:17,061 --> 00:33:19,268
‫اجازه بده کتت رو بگیرم

520
00:33:57,235 --> 00:33:58,213
‫مجبورم داخل بشم

521
00:33:58,202 --> 00:34:00,045
‫جورج

522
00:34:00,038 --> 00:34:02,018
‫میشه لطفا بری بشینی؟
‫داری گستاخ میشی

523
00:34:02,040 --> 00:34:04,213
‫ـ   من وسط جریانی هستم؟
‫ـ   حلقه رو بپوش

524
00:34:04,242 --> 00:34:06,222
‫ـ   نه
‫ـ   اوه، پسر

525
00:34:06,244 --> 00:34:07,222
‫جورج، نمیخوام

526
00:34:07,245 --> 00:34:10,021
‫ما نامزد کردیم
‫تو مجبوری اینو بپوشی

527
00:34:10,048 --> 00:34:13,188
‫ـ   جورج، بسه دیگه
‫ـ   هی، تمومش کن

528
00:34:19,223 --> 00:34:21,203
‫عذر میخوام

529
00:34:21,225 --> 00:34:24,035
‫من فقط

530
00:34:25,229 --> 00:34:27,004
‫ما نامزد کردیم

531
00:34:27,031 --> 00:34:31,070
‫ببین، فکر نمیکنم
‫دیگه باهم نامزد باشیم

532
00:34:31,102 --> 00:34:33,013
‫بیری

533
00:34:33,037 --> 00:34:35,210
‫خواهش میکنم، باید بری

534
00:34:42,246 --> 00:34:45,159
‫گوش کن، بیری

535
00:35:03,234 --> 00:35:06,215
‫سلام

536
00:35:06,237 --> 00:35:11,243
‫درست اونجاست. مدیریت دوست داره
‫ماشینهای خوب رو جلو بزاریم

537
00:35:38,202 --> 00:35:40,239
‫عصر بخیر. مدل موی جدیده؟

538
00:35:40,238 --> 00:35:42,081
‫خب، اگه باشه چی؟

539
00:35:42,106 --> 00:35:43,244
‫قشنگه، همین

540
00:35:43,241 --> 00:35:46,085
‫صورتمو هم بند انداختم

541
00:35:46,077 --> 00:35:48,057
‫و بعدا هم مانیکور میکنم

542
00:35:48,079 --> 00:35:50,150
‫ـ   و ابروهامو بردارم
‫ـ   از نظر من خوبه

543
00:35:50,148 --> 00:35:52,992
‫نیست. میدونم داری
‫به چی فکر میکنی

544
00:35:53,017 --> 00:35:55,054
‫ـ   آره؟
‫ـ   میدونی چیه؟

545
00:35:55,052 --> 00:35:57,191
‫خسته شدم از بس
‫منو دادرسی کردی

546
00:36:00,057 --> 00:36:02,230
‫ـ   فامیلیت چیه؟..... ـ   راموس

547
00:36:02,260 --> 00:36:06,140
‫راموس. این ۱۰۰۰ دلاره

548
00:36:06,130 --> 00:36:09,077
‫من به کارلوس نمیگم
‫که تو اینجا نیستی

549
00:36:09,066 --> 00:36:12,047
‫این راز کوچیک
‫خودمون باشه

550
00:36:12,069 --> 00:36:15,209
‫من تازه از زندان اومدم بیرون
‫دقیقا نمیدونم چطوری اینو پاس کنم

551
00:36:15,206 --> 00:36:17,186
‫میتونیم بریم بانک شما
‫و اینو نقد کنیم؟

552
00:36:17,208 --> 00:36:19,188
‫و اونوقت تو میری؟

553
00:36:19,210 --> 00:36:23,022
‫هی، این هزار دلاره

554
00:36:24,248 --> 00:36:27,058
‫کمربندت رو ببند

555
00:36:28,286 --> 00:36:31,096
‫شیشه بالا بر نداری

556
00:36:31,088 --> 00:36:33,193
‫نه

557
00:36:35,259 --> 00:36:39,002
‫دستگیره درب هم نداری

558
00:36:39,197 --> 00:36:42,007
‫نه

559
00:36:42,233 --> 00:36:45,237
‫ولی یه اعتراف دارم

560
00:36:47,138 --> 00:36:51,177
‫کارلوس منو برای
‫محافظت از تو نفرستاده

561
00:37:05,089 --> 00:37:07,069
‫نگاه کن

562
00:37:07,091 --> 00:37:09,037
‫هیچکس توی پارک نیست

563
00:37:09,060 --> 00:37:13,304
‫همش مال خودمونه. عالیه

564
00:37:24,208 --> 00:37:26,984
‫چرا نمیری واسه خودمون
‫یه جای خوب پیدا کنی؟

565
00:37:27,011 --> 00:37:30,083
‫باید از توی ماشین
‫یه چیزی بیرون بیارم

566
00:37:40,291 --> 00:37:44,239
‫هی! داری کدوم
‫گوری میری؟

567
00:37:47,231 --> 00:37:50,110
‫نمیخوای منو بکشی؟

568
00:37:50,101 --> 00:37:53,082
‫اصلا قصد نداشتم

569
00:37:53,271 --> 00:37:57,083
‫گذشته از این، اگه میخواستم تو رو
‫بکشم، از بادبادک استفاده نمیکردم

570
00:37:57,108 --> 00:37:59,281
‫ـ   زیاد طول میکشه تا بمیری
‫ـ   پس میخوای من چه فکری بکنم؟

571
00:37:59,310 --> 00:38:01,153
‫درمورد محافظت از
‫من دروغ گفتی

572
00:38:01,145 --> 00:38:04,285
‫بعدش منو توی اون آشغال بدون دستگیره
‫گیر انداختی تا نتونم بیام بیرون

573
00:38:04,282 --> 00:38:07,092
‫کارلوس منو فرستاد تا
‫تو رو با غصه ت کمک کنم

574
00:38:07,118 --> 00:38:11,089
‫ـ   شوخی میکنی. درسته؟
‫ـ   نه

575
00:38:11,088 --> 00:38:13,193
‫ببین، من درمورد فقدان
‫یه خورده چیزایی میدونم

576
00:38:13,224 --> 00:38:16,103
‫میتونه به جاهای
‫واقعا تاریک ببره تت

577
00:38:16,127 --> 00:38:18,198
‫مخصوصاً اگه خودتو
‫باهاش روبه رو نکنی

578
00:38:18,195 --> 00:38:25,010
‫مثل ۱۷ سال توی یه
‫سلول ۶ در۰۱. تاریک

579
00:38:27,038 --> 00:38:29,018
‫این برای چیه؟

580
00:38:29,040 --> 00:38:32,021
‫بادبادک نمایانگر
‫روح فقدانهای زندگی

581
00:38:32,043 --> 00:38:36,048
‫با رها کردنش، دردی که حس
‫میکنی رو تصدیق میکنی

582
00:38:36,080 --> 00:38:39,118
‫و درهمون لحظه
‫ازش آزاد میشی

583
00:38:39,250 --> 00:38:41,093
‫خیلی خب، این مسخره ست

584
00:38:41,085 --> 00:38:44,191
‫گذشته از این، من اون حسی که تو
‫فکر میکنی دارم رو حس نمیکنم

585
00:38:44,221 --> 00:38:47,134
‫پس رها کردنش باید
‫واقعاآسون باشه

586
00:38:47,124 --> 00:38:51,197
‫ـ   باشه. اگه اینکارو بکنم
‫تو هم میری؟ -آره

587
00:38:55,032 --> 00:38:57,103
‫باشه. باید چیزی هم بگم؟

588
00:38:57,101 --> 00:38:58,171
‫اگه خودت میخوای

589
00:38:58,202 --> 00:39:02,082
‫ـ   نه، نمیخوام
‫ـ   اشکالی نداره

590
00:39:10,247 --> 00:39:14,024
‫هروقت خواستی ولش کن

591
00:39:20,057 --> 00:39:23,038
‫این احمقانه ست

592
00:39:24,028 --> 00:39:26,133
‫من حتی این بچه رو نمیخواستم

593
00:39:26,163 --> 00:39:29,042
‫آره

594
00:39:31,068 --> 00:39:34,049
‫و ممکن بود مادر
‫وحشتناکی بشم

595
00:39:34,038 --> 00:39:37,281
‫اگه خوت میگی
‫حتما همینطوره

596
00:39:41,312 --> 00:39:44,293
‫اگه پسر بود، میخواستم
‫اسمشو بزارم چارلی

597
00:39:44,315 --> 00:39:47,296
‫آره؟

598
00:39:49,153 --> 00:39:51,292
‫و اگه دختر بود، آورا

599
00:39:51,288 --> 00:39:55,100
‫اسمهای قشنگی هستن

600
00:40:06,103 --> 00:40:09,050
‫ممنون

601
00:40:42,139 --> 00:40:44,210
‫چیه؟

602
00:41:05,296 --> 00:41:08,140
‫ـ   اینجا چه خبره؟
‫ـ   زنگ بزن پلیس

603
00:41:08,132 --> 00:41:12,137
‫ـ   میخوای بهش شک بدم؟
‫ـ   فقط زنگ بزن پلیس

604
00:41:20,244 --> 00:41:23,088
‫این همونیه که اومده
‫بود توو خونهء تو؟

605
00:41:23,080 --> 00:41:25,253
‫نمیدونم، نمیتونم ببینمش

606
00:41:29,186 --> 00:41:31,188
‫آره، خودشه

607
00:41:31,222 --> 00:41:34,203
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در دنیایی که پر
‫شده از تاریکها</font>

608
00:41:34,225 --> 00:41:38,037
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه مون به روشنائی ای
‫احتیاج داریم</font>

609
00:41:39,063 --> 00:41:40,201
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه یک شعلهء عظیم</font>

610
00:41:40,231 --> 00:41:45,146
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که نشونمون میده چطور چیزی که
‫از دست دادیم رو دوباره برنده بشیم</font>

611
00:41:45,135 --> 00:41:50,107
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا یه نورافکن پر قدرت برای
‫فراری دادن هیولالاهای بالقوه</font>

612
00:41:53,310 --> 00:41:56,154
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا یه چندتا لامپ کوچیک</font>

613
00:41:56,146 --> 00:42:02,097
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... که حقیقت پنهان
‫گذشته مون روآشکار کنه</font>

614
00:42:03,320 --> 00:42:09,271
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه مون به چیزی احتیاج داریم
‫که کمکمون کنه بر شب غلبه کنیم</font>

615
00:42:11,128 --> 00:42:13,267
‫<font color=#FF۸۰۰۰>حتی اگه</font>

616
00:42:13,297 --> 00:42:18,246
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... ضعیف ترین درخشش
‫و سوسوی امید باشه</font>

