1
00:00:00,304 --> 00:00:02,219
‫آنچه گذشت.

2
00:00:02,236 --> 00:00:04,353
‫- میتونم بنشینم؟
‫- هنوز نه، چی میخواید؟

3
00:00:04,363 --> 00:00:08,503
‫میخوام تجارت شما رو از پایه یاد بگیرم
‫و بعد کمکتون کنم توسعه اش بدین.

4
00:00:08,577 --> 00:00:09,808
‫- بری...
‫- آقای..آلن.

5
00:00:09,845 --> 00:00:12,785
‫- کارمند جدید استخدام کرد.
‫- حالا میتونید بنشینید.

6
00:00:13,437 --> 00:00:15,352
‫تو باید بگی
‫" عالیه، آنا، برو دنبالش"

7
00:00:15,388 --> 00:00:18,022
‫گبی فکر میکرد، عشق و عاشقی
‫رو به آخر راه رسونده.

8
00:00:18,057 --> 00:00:19,870
‫- دنی کجاست؟
‫- نیویورک.

9
00:00:19,905 --> 00:00:21,752
‫دنی رفت آنا رو پیدا کنه.

10
00:00:21,788 --> 00:00:23,498
‫تو باید بری.

11
00:00:23,533 --> 00:00:25,516
‫از رابین خواسته شد بره

12
00:00:25,553 --> 00:00:27,501
‫اما کاترین...

13
00:00:27,538 --> 00:00:31,096
‫تغییر عقیده داد.

14
00:00:36,641 --> 00:00:40,884
‫پرستون اسکاوو بالاخره از اروپا
‫به منزل برگشت.

15
00:00:40,990 --> 00:00:45,641
‫و خانوادش کنجکاو بودن که چه سوغاتی
‫براشون به ارمغان آورده.

16
00:00:46,702 --> 00:00:50,432
‫برادرش یک چاقوی ارتشی
‫سوئدی میخواست.

17
00:00:51,015 --> 00:00:54,915
‫خواهرش چندتا کفش چوبیِ
‫هلندی میخواست.

18
00:00:55,977 --> 00:00:59,707
‫پدرش یک مقدار پنیر از ایالت
‫باواریا میخواست.

19
00:00:59,743 --> 00:01:01,281
‫و مادرش؟

20
00:01:01,318 --> 00:01:07,164
‫خوب، تمام چیزی که میخواست نگهداشتن
‫پسر کوچولوش میان بازوانش بود.

21
00:01:07,238 --> 00:01:09,666
‫حدس بزنید کی برگشته!

22
00:01:09,703 --> 00:01:15,175
‫اما بزودی کشف میکرد، پسر کوچولوش
‫دیگه خیلی هم کوچک نبود.

23
00:01:15,590 --> 00:01:19,399
‫- سلام!...-بگذار نگات کنم
‫اول خودم بغلت میکنم!

24
00:01:19,411 --> 00:01:21,029
‫اوه، مامان، چاق شدی!

25
00:01:21,065 --> 00:01:23,014
‫میدونم، خوب، نگاش کن.

26
00:01:23,050 --> 00:01:25,923
‫پورتر، حالا دیگه مجبور نیستی سبیل بگذاری
‫تا بفهمیم چقدر زشت میتونه باشه

27
00:01:26,369 --> 00:01:28,148
‫سوغات برام چی آوردی؟

28
00:01:28,184 --> 00:01:29,654
‫پنی، اون تازه رسیده.

29
00:01:29,666 --> 00:01:32,163
‫بهش فرصت بده وسایلش رو باز کنه
‫و پنیرهای منو بهم بده.

30
00:01:32,199 --> 00:01:33,857
‫راستش، یک سورپرایز کوچولو دارم

31
00:01:33,869 --> 00:01:36,774
‫برای اون یک عالمه وقت داریم
‫تو تمام روز در سفر بودی

32
00:01:36,786 --> 00:01:39,047
‫شاید بخوای یک دوشی بگیری
‫یک چرتی بزنی.

33
00:01:39,059 --> 00:01:40,617
‫نه، یه جورایی لازمه همین الان
‫اینکار رو بکنم.

34
00:01:40,652 --> 00:01:45,285
‫- آره مامان، واقعاً این یکی دیدن داره
‫- خیلی خوب، یک کم عصبی هستم.

35
00:01:45,375 --> 00:01:47,291
‫شاید بهتره توضیح بدم.

36
00:01:47,326 --> 00:01:50,165
‫نه، لازم نیست توضیح بدی مطمئنم
‫خوشمون میاد.

37
00:01:50,201 --> 00:01:52,184
‫همگی...

38
00:01:52,220 --> 00:01:54,648
‫دوست دارم ایرینا رو بهتون
‫معرفی کنم.

39
00:01:54,684 --> 00:01:56,119
‫سلام.

40
00:01:56,156 --> 00:01:59,953
‫بالاخره با خانواده ی دوست داشتنیِ
‫پرستون ملاقات کردم.

41
00:02:01,974 --> 00:02:05,600
‫من هم از دیدارت خوشوقتم، ایرینا

42
00:02:05,636 --> 00:02:08,304
‫پرستون نگفته بود داره یک
‫دوست رو هم میاره.

43
00:02:08,340 --> 00:02:11,145
‫اون بیشتر از یک دوسته، مامان
‫ما عاشق هم هستیم.

44
00:02:11,901 --> 00:02:15,868
‫بله، پرستون اسکاوو از سفرش

45
00:02:15,903 --> 00:02:18,469
‫با یک سوغات خوشگل برگشته بود

46
00:02:18,505 --> 00:02:22,757
‫و مادرش بزودی آرزو میکرد
‫ایکاش این سوغات را نداشت.

47
00:02:22,920 --> 00:02:30,214
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

80
00:02:33,922 --> 00:02:37,199
‫گاهی اوقات باید لجن ها رو بشویید

81
00:02:37,233 --> 00:02:41,413
‫تا درخشش رنگ زرد زیر اون
‫آشکار بشه.

82
00:02:41,448 --> 00:02:45,828
‫گاهی اوقات باید گل رو به زیر نور
‫آفتاب ببرید

83
00:02:45,863 --> 00:02:49,608
‫تا سرخیِ گُل رُز را احساس کنید.

84
00:02:49,642 --> 00:02:53,053
‫گاهی اوقات مجبورید لفافه ی
‫بسته بندی رو باز کنید...

85
00:02:53,087 --> 00:02:58,036
‫تا متوجه شوید رنگ سبز دوچرخه
‫چگونه میتونه باشه.

86
00:02:58,072 --> 00:03:01,716
‫و اگر میخواید رنگ واقعیِ
‫زنی رو ببینید...

87
00:03:01,751 --> 00:03:05,696
‫فقط کاری کنید احساس کنه زیادیه.

88
00:03:05,731 --> 00:03:09,208
‫- آنا دوباره اون کار رو کردی!
‫- اما نمیتونید چهره ی منو ببینید.

89
00:03:09,244 --> 00:03:10,548
‫این یک تقویم

90
00:03:10,559 --> 00:03:13,176
‫میخواد تو کارگاه چندتا مکانیک چاق
‫آویزون بشه

91
00:03:13,188 --> 00:03:15,038
‫و اونهم نمیخواد به چهره ی تو نگاه کنه

92
00:03:15,049 --> 00:03:17,333
‫اومدم نیویورک تا مدل بشم.

93
00:03:17,369 --> 00:03:20,746
‫منم اومده بودم تا فیلم هنری بسازم
‫خنده دار نیست؟

94
00:03:20,780 --> 00:03:22,150
‫میرم یک شیرینی بردارم.

95
00:03:22,186 --> 00:03:24,694
‫دو دقیقه وقت داری تا حالت بگیری.

96
00:03:27,303 --> 00:03:29,108
‫سلام، آنا.

97
00:03:29,143 --> 00:03:31,817
‫اینجا چکار میکنی؟

98
00:03:31,852 --> 00:03:34,037
‫همه جا رو دنبالت گشتم.

99
00:03:34,049 --> 00:03:36,065
‫وقتت رو هدر دادی
‫ما بهم زدیم.

100
00:03:36,100 --> 00:03:38,641
‫ما بهم زدیم بخاطر عمه ی تو

101
00:03:38,675 --> 00:03:40,505
‫اون اهمیتی به حرفه ی تو نمیده

102
00:03:40,517 --> 00:03:44,561
‫تمام چیزی که براش اهمیت داره
‫دور کردن ما از همدیگه است.

103
00:03:44,596 --> 00:03:47,070
‫و این دلیلیه که تو رو فرستاده اینجا

104
00:03:47,105 --> 00:03:48,776
‫اوه، خدای من!

105
00:03:48,811 --> 00:03:52,521
‫این دلیلیه که آژانس فقط منو میفرسته
‫سر کارهای بیخود و آشغال

106
00:03:51,754 --> 00:03:55,131
‫حالا همه چیز معنی پیدا میکنه.

107
00:03:57,105 --> 00:03:59,110
‫یک عالمه حرف برای بحث کردن داریم.

108
00:03:59,146 --> 00:04:02,523
‫میتونیم بریم یکجا صحبت کنیم؟

109
00:04:02,558 --> 00:04:05,534
‫زودباش، ژانویه، وقت پول در آوردنه.

110
00:04:08,077 --> 00:04:09,848
‫استعفا میدم.

111
00:04:11,421 --> 00:04:13,528
‫گبی، هستی؟

112
00:04:13,563 --> 00:04:14,565
‫آره.

113
00:04:14,599 --> 00:04:16,571
‫من به آدرس آنا تو نیویورک
‫احتیاج دارم.

114
00:04:16,606 --> 00:04:18,714
‫دارم میرم فرودگاه.

115
00:04:20,464 --> 00:04:24,232
‫- چرا بهش احتیاج داری؟
‫- چونکه دنی رفته دنبالش تا پیداش کنه.

116
00:04:24,266 --> 00:04:27,074
‫خوب، سفر به سلامت

117
00:04:27,109 --> 00:04:29,282
‫چون اگر دنی آنا رو پیدا کنه
‫اون دکش میکنه.

118
00:04:29,317 --> 00:04:31,423
‫اون هیچکاری با پسر تو نداره.

119
00:04:31,458 --> 00:04:33,330
‫خودش اینو گفته.

120
00:04:33,364 --> 00:04:35,670
‫- سلام، آنا هستم.
‫- پیغام خود را بگذارید.

121
00:04:35,706 --> 00:04:38,815
‫اگر عمه گبی هستی
‫میدونم چکار کردی.

122
00:04:38,850 --> 00:04:40,956
‫دست از سرم بردار.

123
00:04:42,796 --> 00:04:46,006
‫تاکسی رو نگهدار منم با تو میام.

124
00:04:50,106 --> 00:04:53,599
‫هی، برای ژامبون و تخم مرغ خوردن یک کم
‫بیش از اندازه لباست خوب نیست؟

125
00:04:53,634 --> 00:04:55,238
‫و نون کره ای.

126
00:04:55,273 --> 00:04:56,476
‫اوه، نون کره ای.

127
00:04:56,511 --> 00:04:59,854
‫خوب، اگر میدونستم، لباس رسمیِ
‫بوکسورها رو پوشیده بودم.

128
00:04:59,889 --> 00:05:01,927
‫خوب...خوشت میاد؟

129
00:05:01,962 --> 00:05:06,943
‫یک چک از فروش کلوپ استریپ گرفتم
‫و تصمیم گرفتم خودم رو میهمان کنم

130
00:05:06,980 --> 00:05:08,952
‫بعلاوه حساب کردم باید
‫یکچیزی بپوشم...

131
00:05:08,986 --> 00:05:11,561
‫- وقتی میریم رستوران شی نائومی.
‫- شی نائومی؟

132
00:05:11,596 --> 00:05:13,969
‫چرا همینجا تو خونه نمونیم
‫و پول نخوریم؟

133
00:05:14,004 --> 00:05:20,288
‫چونکه بهم قول داده بودی منو به جشن
‫پرداخت آخرین قسط وام شغلیت ببری.

134
00:05:20,322 --> 00:05:23,366
‫خوب، متاسفم .چون سالها به پرداخت
‫آخرین قسط اون مونده.

135
00:05:23,401 --> 00:05:24,339
‫دیگه نه.

136
00:05:24,373 --> 00:05:27,449
‫- من ترتیبش رو دادم.
‫- تو چیکار کردی؟

137
00:05:27,484 --> 00:05:30,895
‫- با چکی که گرفته بودم.
‫- برای چی اینکار رو کردی؟

138
00:05:30,929 --> 00:05:33,871
‫خیلی خوب، فکر میکردم چی میخوای بگی

139
00:05:33,907 --> 00:05:36,079
‫"ممنون، سوزان، تو بهترین همسری "

140
00:05:36,114 --> 00:05:39,391
‫مسئولیت اون وام با من بود.

141
00:05:39,425 --> 00:05:43,859
‫تو داشتی ۹ درصد سود پرداخت میکردی
‫هرگز نمیتونستی کامل پرداختش کنی.

142
00:05:43,874 --> 00:05:46,147
‫ببین قدردانش هستم.

143
00:05:46,182 --> 00:05:49,191
‫اما در آینده، اول با من چک کن، باشه؟

144
00:05:49,226 --> 00:05:51,733
‫باشه، میخوام آشغالها رو ببرم بیرون.

145
00:05:51,767 --> 00:05:53,505
‫الان؟

146
00:05:53,541 --> 00:05:55,412
‫لی رفته نامه هاش رو بگیره.

147
00:05:55,447 --> 00:05:59,024
‫نمیتونه لباس جدیدم رو ببینه.

148
00:06:00,900 --> 00:06:03,875
‫فکر کنید بهش، شما در حال حاضر
‫متخصص در غذاهای خانگی و ساده هستید.

149
00:06:03,910 --> 00:06:06,617
‫اضافه کردن غذاهای خارج از آمریکا
‫اروپا، فرانسه، غذاهای شرقی.

150
00:06:06,653 --> 00:06:08,089
‫هوشمندانه نیست.

151
00:06:08,124 --> 00:06:10,397
‫هوشمندانه است
‫عاشقشم.

152
00:06:10,432 --> 00:06:12,772
‫عاشق چی؟

153
00:06:12,807 --> 00:06:15,849
‫سم همین الان اومد پیشم با یک ایده
‫برای کتاب آشپزیِ بعدیم...

154
00:06:15,917 --> 00:06:18,357
‫" آشپزیِ خانگی، با خانم ون دی کمپ"

155
00:06:18,393 --> 00:06:21,168
‫متشکرم، سم.

156
00:06:25,083 --> 00:06:26,486
‫تقدیم به دلبندم سم...

157
00:06:26,555 --> 00:06:29,430
‫بدون تو نمیتونستم موفق بشم.

158
00:06:29,465 --> 00:06:30,814
‫این دیگه چی بود؟

159
00:06:30,825 --> 00:06:34,713
‫این صفحه ی تقدیمیِ کتاب جدید
‫آشپزیتون بود، بگمونم.

160
00:06:34,783 --> 00:06:36,721
‫اوه، من اولین دستورالعمل آشپزیِ
‫شما رو دارم...

161
00:06:36,757 --> 00:06:38,829
‫کیک سیبِ تملق و چاپلوسی.

162
00:06:38,864 --> 00:06:40,635
‫تخصص سم اینه.

163
00:06:40,669 --> 00:06:42,776
‫از کی کار سخت شده تملق؟

164
00:06:42,810 --> 00:06:45,685
‫اون مرد جوان هر روز صبح
‫اول از همه اینجاست...

165
00:06:45,721 --> 00:06:47,168
‫و شبها آخرین کسی هست که میره.

166
00:06:47,179 --> 00:06:50,891
‫آره، خوب، زمان زیادی طول میکشه
‫تا حقیقت خودش رو نشون بده.

167
00:06:50,905 --> 00:06:55,674
‫خوب، متاسفم که تو قدردانش نیستی.
‫من فکر میکنم اون شگفت انگیزه.

168
00:06:55,688 --> 00:06:59,032
‫در حقیقت تصمیم گرفتم بهش
‫ترفیع بدم.

169
00:06:59,066 --> 00:07:00,737
‫چه ترفیعی؟

170
00:07:00,772 --> 00:07:02,743
‫نایب رییس.

171
00:07:02,779 --> 00:07:06,089
‫هی، قرارداد منو یک نگاه بنداز
‫من نایب رییسم.

172
00:07:06,125 --> 00:07:07,561
‫خوب یک شرکت میتونه
‫بیشتر از یکی داشته باشه.

173
00:07:07,596 --> 00:07:09,935
‫یک عالمه کار اینجا ریخته

174
00:07:09,971 --> 00:07:12,177
‫اینو باور نمیکنم.

175
00:07:12,211 --> 00:07:15,354
‫شما بسختی این آدم رو میشناسی
‫من پسرت هستم.

176
00:07:15,389 --> 00:07:17,361
‫میدونم اینو الان درک نمیکنی

177
00:07:17,396 --> 00:07:20,372
‫اما دارم کاری رو انجام میدم
‫که فکر میکنم برای هر دوتای ما بهتره.

178
00:07:20,407 --> 00:07:21,834
‫این جمله یادت بمونه.

179
00:07:21,868 --> 00:07:25,254
‫روزی که میگذارمت خونه ی سالمندان
‫اینو خواهی شنید.

180
00:07:46,539 --> 00:07:48,067
‫بیدارت کردم؟

181
00:07:48,174 --> 00:07:52,222
‫آه، نه ، دیشب زیاد نخوابیدم
‫چه خبر؟

182
00:07:50,765 --> 00:07:54,958
‫خوب، داشتم میرفتم چندتا
‫کفش گرون قیمت بخرم...

183
00:07:54,969 --> 00:07:57,524
‫تا با لباسهای گرون قیمتم بپوشم
‫تو هم میخوای بیای؟

184
00:07:57,539 --> 00:08:02,440
‫ممنون، اما وقت مناسبی نیست.

185
00:08:02,454 --> 00:08:03,715
‫همه چیز مرتبه؟

186
00:08:03,748 --> 00:08:06,270
‫آره، خوبه، باید برم.

187
00:08:06,306 --> 00:08:09,492
‫لطفاً منو از سر خودت باز نکن، کاترین

188
00:08:10,459 --> 00:08:12,383
‫حالا که از بیمارستان برگشتی خونه

189
00:08:12,417 --> 00:08:15,404
‫میخوام برگردیم به
‫همون وضعیتی که قبلاً بودیم

190
00:08:15,440 --> 00:08:19,225
‫زمانی که میتونستیم همه چیز رو بهم بگیم

191
00:08:19,259 --> 00:08:20,619
‫سلام، سوزان.

192
00:08:20,653 --> 00:08:23,973
‫صبح بخیر، عزیزم
‫میرم قهوه درست کنم...

193
00:08:31,712 --> 00:08:34,365
‫خوب...

194
00:08:34,412 --> 00:08:38,071
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

195
00:09:04,824 --> 00:09:06,925
‫بله؟

196
00:09:06,960 --> 00:09:11,127
‫- شما رز دلوکا هستین؟
‫- چرا؟

197
00:09:11,163 --> 00:09:14,263
‫فکر کنم شما مادر بزرگم هستید.

198
00:09:14,299 --> 00:09:18,226
‫تایلر؟

199
00:09:24,207 --> 00:09:26,894
‫خوب، بعد از اینکه رسیدیم منهتن
‫نقشه مون چیه؟

200
00:09:26,929 --> 00:09:28,331
‫میریم آژانس مدل یابیِ آنا.

201
00:09:28,343 --> 00:09:30,340
‫من اون دنیا رو میشناسم
‫این در کُل یک ارتباط دوجانبه است

202
00:09:30,376 --> 00:09:32,855
‫یکنفر میخواد یکنفر رو بشناسه

203
00:09:32,891 --> 00:09:34,755
‫چطور تو این دنیا رو میشناسی؟
‫تو هم یک مُدل بودی؟

204
00:09:34,766 --> 00:09:36,474
‫آره، نمیدونستی؟

205
00:09:36,509 --> 00:09:39,264
‫خیلی موفق، هم بودم
‫حتی رو جلد مجله ی " وگ" هم بودم

206
00:09:39,301 --> 00:09:41,905
‫واقعاً؟
‫چه اتفاقی افتاد؟

207
00:09:41,917 --> 00:09:45,949
‫تصمیم گرفتم که یک زندگیِ متفاوت
‫داشته باشم و با کارلوس ازدواج کردم.

208
00:09:45,985 --> 00:09:48,498
‫خوش بحالت.

209
00:09:52,463 --> 00:09:54,805
‫خوب...

210
00:09:54,841 --> 00:09:56,907
‫چی؟

211
00:09:56,942 --> 00:09:59,456
‫فقط ، من درباره ی گذشته ی خودم گفتم

212
00:09:59,492 --> 00:10:02,092
‫و هیچ چیز درباره ی گذشته ی شماها نمیدونم
‫مثل اینکه کجا بزرگ شدی

213
00:10:02,147 --> 00:10:05,592
‫یا قبل از نقل مکان به فیریو کجا زندگی میکردید.

214
00:10:06,660 --> 00:10:09,037
‫گذشته ی من اصلاً جالب نیست.

215
00:10:09,072 --> 00:10:11,861
‫بیخیال، من تو رو تو گذشته ی
‫خودم سهیم کردم.

216
00:10:11,897 --> 00:10:15,135
‫داری بهم میگی یک سوپر مدل بودی
‫این سهیم کردن نیست، خودستاییه.

217
00:10:15,170 --> 00:10:16,547
‫خودستایی نیست وقتی که حقیقته

218
00:10:16,584 --> 00:10:18,670
‫و حقیقت اینه که، من خیلی موفق بودم

219
00:10:18,681 --> 00:10:21,404
‫خوب، اگر خیلی موفق بودی، چطور
‫من پیش از این هرگز نشنیدم؟

220
00:10:21,453 --> 00:10:26,641
‫چونکه باید تو مجله ی مُد دنبالش باشی
‫منم شک دارم که اینکار رو تا حالا کرده باشی.

221
00:10:26,680 --> 00:10:29,917
‫داستان سهیم کردنمون تموم شد؟

222
00:10:30,055 --> 00:10:31,536
‫اوه، بله.

223
00:10:33,537 --> 00:10:39,391
‫وای، پس پاریس، پراگ ، مادرید
‫بنظر شما بچه ها همه جا رو دیدید.

224
00:10:39,428 --> 00:10:42,287
‫اما هنوز بهمون نگفتین
‫چطور با هم آشنا شدید؟

225
00:10:42,323 --> 00:10:46,663
‫خوب، اولین بار ایرینا رو کنار ساحل
‫دیدم با یک لباس خوب.

226
00:10:46,699 --> 00:10:49,041
‫اون، بود، چی بهش میگید؟

227
00:10:49,076 --> 00:10:51,073
‫لباس...

228
00:10:51,110 --> 00:10:52,486
‫لباس شنا؟

229
00:10:52,523 --> 00:10:53,899
‫بله!

230
00:10:53,935 --> 00:10:56,277
‫تو همه چیز رو واقعاً دید زدی.

231
00:10:56,313 --> 00:11:00,377
‫خیلی خجالت میکشیدم سینه هام
‫رو برای جمعیت به نمایش بگذارم.

232
00:11:00,413 --> 00:11:03,099
‫خوب، معلومه که باید رویشون
‫رو میپوشوندی.

233
00:11:03,135 --> 00:11:04,787
‫- عزیزم؟
‫- هوم؟

234
00:11:04,824 --> 00:11:05,794
‫میتونی یک کمکی بهم کنی؟

235
00:11:06,340 --> 00:11:08,372
‫حتماً
‫تموم کردین؟

236
00:11:08,407 --> 00:11:11,197
‫ممنون، مامان.

237
00:11:12,716 --> 00:11:15,101
‫چرا اینقدر بی نزاکت شدی؟

238
00:11:15,498 --> 00:11:18,903
‫چونکه من عاشق اون پسرم
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا

239
00:11:18,917 --> 00:11:22,086
‫و غیرممکنه اون بتونه
‫زنی به این قشنگی رو تور بزنه.

240
00:11:22,121 --> 00:11:23,601
‫پس اون چی میخواد؟

241
00:11:23,637 --> 00:11:25,841
‫باشه اون با زنی آشنا شده که
‫هم سطح خودش نیست.

242
00:11:25,877 --> 00:11:27,736
‫بعداً یادم بنداز تا دستم رو به نشانه ی
‫مبارکی براش تکان بدم.

243
00:11:27,772 --> 00:11:30,631
‫حالا برگرد اونجا و خوب باش.

244
00:11:32,114 --> 00:11:34,697
‫- بفرمایید.
‫- متشکرم.

245
00:11:34,733 --> 00:11:37,799
‫شما به من غذاهای خیلی زیاد
‫قشنگ میدهید.

246
00:11:37,834 --> 00:11:39,764
‫خواهش میکنم.

247
00:11:41,864 --> 00:11:44,448
‫و شما هم کفشهای قشنگی دارید.

248
00:11:44,484 --> 00:11:48,994
‫پرستون اینها رو از پاریس
‫برام خرید ۳۰۰ یورو.

249
00:11:49,032 --> 00:11:52,098
‫تقریباً میشه ۴۰۰ دلار آمریکا
‫درسته؟

250
00:11:53,517 --> 00:11:57,231
‫یادمه برات پول فرستادم پاریس
‫فقط برای امور اضطراری.

251
00:11:57,268 --> 00:11:59,540
‫درک نمیکنم کفش کجاش اضطراریه؟

252
00:11:59,577 --> 00:12:02,849
‫باشه، پولتون رو جدایِ پول کالجم
‫بهتون بر میگردونم.

253
00:12:02,885 --> 00:12:05,881
‫پسر شما خیلی دست و دلبازه.

254
00:12:05,917 --> 00:12:12,286
‫میدونی، بهم قول داده منو ببره
‫خرید، تو یک تفرجگاه واقعیِ آمریکایی.

255
00:12:12,326 --> 00:12:16,046
‫شنیدم مردم برای یک تی شرت ۸۰ دلار
‫پرداخت میکنند.

256
00:12:16,082 --> 00:12:24,089
‫خوب، اینجا تو آمریکا مردم دوست دارن
‫برای چیزهای قشنگ پول زیاد پرداخت کنند.

257
00:12:26,292 --> 00:12:29,325
‫ببخشید، شیر آب باز بود

258
00:12:29,360 --> 00:12:31,677
‫تو الان گفتی کاترین کفتر بازه؟

259
00:12:31,713 --> 00:12:34,712
‫همجنس باز، کاترین همجنس بازه

260
00:12:34,748 --> 00:12:37,940
‫خیلی خوب، اولی بیشتر با عقل
‫جور در میومد.

261
00:12:37,956 --> 00:12:43,815
‫- ظاهراً ، یک شب کاترین و رابین یک
‫کم مست میکنن...-صبر کن، رابین؟

262
00:12:41,783 --> 00:12:47,309
‫بله، اونهم یک کفتربازه!

263
00:12:48,353 --> 00:12:50,431
‫کاترین و رابین.

264
00:12:51,657 --> 00:12:52,710
‫باشه، باشه.

265
00:12:52,715 --> 00:12:56,766
‫میتونی همین الان اون تصویر رو از ذهنت
‫خارج کنی، وگرنه دیگه هیچی بهت نمیگم.

266
00:12:56,778 --> 00:12:58,810
‫این خیلی عجیبه.

267
00:12:58,822 --> 00:13:03,274
‫خوب ، خیلی از مردم بعد از کلی زندگیِ
‫تازه میفهمند، همجنسگرا هستند.

268
00:13:03,288 --> 00:13:07,139
‫نه، منظورم اینه، چطور از رابطه با من
‫به رابطه با یک زن رسیده؟

269
00:13:07,174 --> 00:13:10,154
‫اوه، مایک، احتمال داره تمایل به
‫این مسیر پیدا کرده

270
00:13:10,176 --> 00:13:14,062
‫خوش شانس بوده که تو رو داشته
‫تو یک انتقال دهنده ی خوب بودی

271
00:13:14,882 --> 00:13:16,312
‫چی؟

272
00:13:16,348 --> 00:13:22,037
‫خوب، همونطور که میدونی، منظورم وقتی
‫عشق بازی میکنی خیلی ملایمی...

273
00:13:20,644 --> 00:13:23,984
‫و نوازش کردن رو دوست داری

274
00:13:24,020 --> 00:13:27,190
‫پس ، داری میگی که من مثل یک زن
‫عشق بازی میکنم؟

275
00:13:27,225 --> 00:13:32,769
‫نه، نه، من دارم میگم که تو یک مرد
‫خیلی متعادلی...

276
00:13:32,784 --> 00:13:35,612
‫که دوست داره از قسمت زنانه ش
‫ارتباط برقرار کنه.

277
00:13:35,647 --> 00:13:37,964
‫من اصلاً قسمت زنانه ندارم.

278
00:13:38,000 --> 00:13:39,908
‫مایک، بیخیال.

279
00:13:39,943 --> 00:13:42,567
‫این چیزیه که بخاطرش عاشق تو شدم.

280
00:13:42,604 --> 00:13:44,205
‫سر فیلم گریه میکنی.

281
00:13:44,240 --> 00:13:46,796
‫فیلم، یک فیلم
‫"آهنگ برایان "

282
00:13:46,832 --> 00:13:48,978
‫"و "دفتر خاطرات.

283
00:13:49,014 --> 00:13:50,717
‫اشکها از خستگی بود.

284
00:13:50,754 --> 00:13:51,980
‫مایک.

285
00:13:52,016 --> 00:13:56,447
‫نمیخوام دیگه در موردش حرف بزنم

286
00:13:56,482 --> 00:13:58,430
‫چرا پدر فریاد میزد؟

287
00:13:58,466 --> 00:14:03,790
‫شاید بخاطر تبدیل کردن
‫"یک زن به پری "کفتر باز.

288
00:14:06,158 --> 00:14:09,335
‫ببین، تو میتونی درباره ی ایرینا
‫اظهار نارضایتی بکنی.

289
00:14:09,371 --> 00:14:10,891
‫من فکر میکنم اون خوبه.

290
00:14:10,926 --> 00:14:14,401
‫بیخیال، نظرت نسبت بهش فعلاً بخاطر
‫" یکبار شنیدن کلمه ی" لباس شناست.

291
00:14:14,412 --> 00:14:18,703
‫که یادم میندازه، آیا اصلاً پرستون
‫هیچ عکسی در این سفر گرفته؟

292
00:14:19,517 --> 00:14:23,472
‫تام، وقتی داشت چمدانش رو باز
‫میکرد من اونجا بودم.

293
00:14:23,508 --> 00:14:26,245
‫پرستون اینو برام خرید
‫پرستون اون رو برام خرید.

294
00:14:26,281 --> 00:14:29,323
‫دارم بهت میگم، اون زن یک...

295
00:14:29,358 --> 00:14:31,995
‫چی بهش میگن؟
‫کاوشگر طلاست.

296
00:14:33,485 --> 00:14:36,527
‫میدونی، اگر حق با تو باشه
‫بزودی خودش رو نشان خواهد داد.

297
00:14:36,562 --> 00:14:38,624
‫آره.

298
00:14:38,659 --> 00:14:39,672
‫بله؟

299
00:14:39,742 --> 00:14:42,954
‫باید باهاتون حرف بزنم.

300
00:14:42,989 --> 00:14:46,843
‫این نگاه رو میشناسم
‫عقلش برگشته سر جاش.

301
00:14:46,878 --> 00:14:50,766
‫به ایرینا پیشنهاد ازدواج دادم
‫و اون گفت بله.

302
00:14:50,802 --> 00:14:53,202
‫باشه قبول، اون نگاه رو اصلاً نمیشناسم.

303
00:14:53,236 --> 00:14:55,568
‫پیشنهاد ازدواج دادی؟

304
00:14:55,604 --> 00:14:58,240
‫اما شما فقط چند ماهه همدیگه رو میشناسید.

305
00:14:58,276 --> 00:15:01,724
‫بله، اما اون تک هست
‫اینو میدونم.

306
00:15:01,759 --> 00:15:04,904
‫اوه، عزیزم.

307
00:15:04,939 --> 00:15:06,527
‫بیدار شو.

308
00:15:06,563 --> 00:15:07,510
‫یعنی چی؟

309
00:15:07,545 --> 00:15:13,596
‫مادرت فقط نگران اینه که ایرینا شاید
‫بخاطر دلایل اشتباهی با تو باشه.

310
00:15:13,631 --> 00:15:16,809
‫مثل پول کالج، چرا بهش گفتی؟

311
00:15:18,501 --> 00:15:20,799
‫شما باید واقعاً فکر کنید من یک احمقم.

312
00:15:20,834 --> 00:15:22,219
‫من فکر میکنم تو یک جوانی.

313
00:15:22,255 --> 00:15:26,312
‫و متاسفم، گاهی اوقات جوونها
‫هم سطح احمقها هستند.

314
00:15:28,106 --> 00:15:30,506
‫شما پسندش نکردید؟

315
00:15:30,542 --> 00:15:33,719
‫باشه، با اینهم میتونم زندگی کنم.

316
00:15:33,754 --> 00:15:35,680
‫اما حلقه ی مادربزرگ رو میخوام.

317
00:15:35,716 --> 00:15:39,569
‫نه! تو بخوای برای اون زن کفش بخری
‫نمیتونم جلوت رو بگیرم...

318
00:15:39,585 --> 00:15:41,971
‫اما حلقه ی مادربزرگم مال اون نمیشه.

319
00:15:42,007 --> 00:15:44,110
‫مادربزرگ قول داده بود وقتی ازدواج کنم
‫حلقه مال من میشه.

320
00:15:44,121 --> 00:15:46,572
‫نمیتونید امتناع کنید.

321
00:15:49,167 --> 00:15:51,852
‫داری اشتباه میکنی.

322
00:15:51,864 --> 00:15:59,880
‫آره، خوب، شاید اشتباهم
‫اومدنم به خونه بود.

323
00:16:07,108 --> 00:16:09,484
‫خدایا، دوستت مالک اینجاست؟

324
00:16:09,519 --> 00:16:11,241
‫خیلی شیک و با شکوه هست.

325
00:16:11,311 --> 00:16:14,273
‫آره عادت داشتیم صداش کنیم
‫" خونه ی ساخته شده از شهوت"

326
00:16:14,309 --> 00:16:18,269
‫هرگز نمیتونستم یک مُدل بشم
‫غذا رو خیلی دوست دارم.

327
00:16:18,341 --> 00:16:20,062
‫آره، این دلیلیه که نمیتونستی.

328
00:16:23,268 --> 00:16:26,644
‫سلام، یکنفر میتونه بعداً یک قهوه برام بیاره؟

329
00:16:26,680 --> 00:16:30,020
‫لعنت، این هایدی کلوم نیست؟

330
00:16:30,057 --> 00:16:31,940
‫سلام.

331
00:16:31,952 --> 00:16:34,294
‫آره.

332
00:16:34,330 --> 00:16:36,764
‫- میخوای بریم ببینیش؟
‫- شوخی میکنی.

333
00:16:36,775 --> 00:16:41,086
‫حتماً، از دوستان قدیم هست، بیا.

334
00:16:41,133 --> 00:16:43,667
‫هایدی!
‫سلام، هایدی!

335
00:16:43,703 --> 00:16:46,114
‫سلام، منم، گبی.

336
00:16:48,114 --> 00:16:49,973
‫گابریل مارکز.

337
00:16:50,009 --> 00:16:50,998
‫تو رو یادم میاد.

338
00:16:51,010 --> 00:16:54,736
‫سختِ آدمی رو که کاغذ توالت ربی به تختِ
‫کفشم چسبوند...

339
00:16:54,771 --> 00:16:58,278
‫و وقتی داشتم فرار میکردم
‫قهقهه میزد رو فراموش کنم.

340
00:16:58,313 --> 00:17:03,924
‫من فقط...یک
‫شوخیِ قدیمی رو عملی کردم.

341
00:17:03,930 --> 00:17:07,375
‫در هر صورت، این دوست من
‫انجی بولن، از فیریوست.

342
00:17:07,411 --> 00:17:12,478
‫شوخیِ قدیمی، لعنتی، بخاطر اینکار تو
‫نرفتم رویِ جلد مجله ی ورزشی

343
00:17:12,491 --> 00:17:16,438
‫پس نفرین به تو، نفرین به دوستت
‫و نفرین به فیریو.

344
00:17:19,747 --> 00:17:22,434
‫بنظر خوب میرسید.

345
00:17:22,469 --> 00:17:24,777
‫گابریل!

346
00:17:24,812 --> 00:17:27,395
‫لوک!

347
00:17:27,431 --> 00:17:30,152
‫سلام! خوشگله.

348
00:17:30,189 --> 00:17:32,565
‫سلام، این همسایه م انجی هست.

349
00:17:32,600 --> 00:17:35,080
‫اوه، گونه های خوبی داره.

350
00:17:35,116 --> 00:17:39,663
‫حالا چه خبر شده با اون
‫برادرزاده ی بد اخلاق و زود رنجت؟

351
00:17:39,698 --> 00:17:40,823
‫منظورم، اشتباه نکردم

352
00:17:40,835 --> 00:17:43,832
‫اون با استعداد و جذاب هست
‫اما اون طرز برخوردش!

353
00:17:43,874 --> 00:17:47,561
‫دربارش بهم بگو میدونی اون کجاست؟
‫تو آپارتمانش که نبود

354
00:17:47,573 --> 00:17:49,760
‫برادرزادت صحنه ی عکسبرداری
‫رو ترک کرد

355
00:17:49,796 --> 00:17:52,379
‫دوست پسر احمقش
‫خودش رو بهش نشون داد...

356
00:17:52,415 --> 00:17:55,687
‫بهش گفت که یک فامیل تو شهر داره
‫که میتونند پیشش بمونند.

357
00:17:55,722 --> 00:17:57,202
‫خلاصه ی خلاصه کنم

358
00:17:57,239 --> 00:18:00,615
‫نمیدونم کجا رفته، اهمیت هم نمیدم.

359
00:18:00,651 --> 00:18:04,509
‫تو قوم و خویشی تو نیویورک داری؟

360
00:18:04,544 --> 00:18:06,955
‫فقط یکی.

361
00:18:10,231 --> 00:18:11,747
‫کیه؟

362
00:18:11,781 --> 00:18:14,056
‫منم، مامان.

363
00:18:36,760 --> 00:18:39,638
‫چیه؟

364
00:18:39,674 --> 00:18:42,794
‫بالاخره نوه ی خودم رو برای اولین بار دیدم.

365
00:18:42,831 --> 00:18:45,674
‫و حالا داری بهم میگی، که اون باید بره؟

366
00:18:45,709 --> 00:18:48,656
‫- شما میدونید که اینجا امن نیست، مامان.
‫- چیزی که من میدونم...

367
00:18:48,693 --> 00:18:52,090
‫هر شب، تو ۱۸ سال گذشته.

368
00:18:52,127 --> 00:18:54,449
‫من تنها آدم سر این میز بودم

369
00:18:54,486 --> 00:18:58,925
‫بله، یک بشقاب، یک فنجان
‫یک صندلی.

370
00:18:58,960 --> 00:19:01,387
‫و بعد یکنفر درب خونه م رو میزنه...

371
00:19:01,423 --> 00:19:03,642
‫و درست همونجا مینشینه.

372
00:19:03,678 --> 00:19:06,937
‫و صدام میکنه مادربزرگ

373
00:19:06,973 --> 00:19:09,780
‫میتونم دائم نگاش کنم تا زمانیکه
‫چشمهام خشک بشه.

374
00:19:09,818 --> 00:19:12,661
‫و حالا خودت رو نشون میدی
‫و میگی اینجا امنیت نداره.

375
00:19:12,696 --> 00:19:15,366
‫چرا؟ مامورین فدرال کاری به اون ندارن.

376
00:19:15,403 --> 00:19:18,142
‫من نگرانِ مامورین فدرال نیستم.

377
00:19:18,177 --> 00:19:21,887
‫اوه، پس این دلیلیه که میخوای ببریش.

378
00:19:21,924 --> 00:19:23,241
‫پاتریک لوگان؟

379
00:19:23,276 --> 00:19:26,188
‫اگر بفهمه بچه منه، اون یک
‫خط مستقیم برای رسیدن به منه

380
00:19:26,225 --> 00:19:29,172
‫- که چطور میخواد پیدام کنه.
‫- این مال ۱۸ سال پیش بوده.

381
00:19:29,208 --> 00:19:31,704
‫پاتریک لوگان اهمیتی به تو نمیده

382
00:19:31,741 --> 00:19:36,214
‫و مطمئناً اهمیتی به نوه ی من هم نخواهد داد

383
00:19:36,250 --> 00:19:38,851
‫مامان، خواهش میکنم.

384
00:19:40,552 --> 00:19:43,432
‫به دنی میگم تو اینجا بودی.

385
00:19:54,202 --> 00:19:56,295
‫رابین رقاصه بوده؟

386
00:19:56,330 --> 00:19:59,571
‫تو و رابین رقاصه با هم خوابیدین؟

387
00:19:59,606 --> 00:20:02,713
‫- وحشتناکه.
‫- این اولین باره که تا حالا...

388
00:20:02,747 --> 00:20:04,097
‫بله.

389
00:20:04,132 --> 00:20:06,393
‫رابین هم رفت برای عروسیِ
‫پسر عموش.

390
00:20:06,430 --> 00:20:08,344
‫بنابراین من فقط دو روز برای رسیدن
‫به یک راه حل فرصت دارم.

391
00:20:08,355 --> 00:20:10,887
‫حالا من یک همجنس بازم؟

392
00:20:11,633 --> 00:20:14,198
‫خوب، لذت هم بردی؟

393
00:20:14,234 --> 00:20:16,901
‫نمیدونم ، این فرق داشت.

394
00:20:16,936 --> 00:20:19,806
‫منظورم، شروع کردیم به بوسیدن
‫و بعدش ما...

395
00:20:19,840 --> 00:20:22,170
‫نه ، نمیخواد...جزییاتش لازم نیست.

396
00:20:22,815 --> 00:20:25,549
‫کاترین، تو همجنس باز نیستی.

397
00:20:24,673 --> 00:20:29,501
‫به همان اندازه که فکر میکنی میتونی
‫گوشت قرمز رو به گوشت ماهی تبدیل کنی

398
00:20:29,536 --> 00:20:31,191
‫اینجوری جواب نمیده

399
00:20:31,225 --> 00:20:32,724
‫این یک انتخاب نیست.

400
00:20:32,736 --> 00:20:35,206
‫ولی چطور میتونه این اتفاق بیاُفته
‫اگر من همجنس باز نیستم؟

401
00:20:35,296 --> 00:20:39,491
‫ببین، من بیست سال از زندگیم رو با
‫زنها بودم...

402
00:20:39,503 --> 00:20:41,140
‫هر بهانه ای گیر میاره اینو میگه.

403
00:20:41,572 --> 00:20:43,935
‫اما همیشه احساس عجیبی داشت.

404
00:20:43,947 --> 00:20:47,269
‫بعد وقتیکه با یک مرد زندگی کردم
‫فهمیدم این طبیعت من بوده.

405
00:20:47,280 --> 00:20:49,159
‫بعد از هزارتایی مرد
‫منو پیدا کرد.

406
00:20:49,171 --> 00:20:52,983
‫منظورم اینه، اگر این
‫احساس کاملاً خوبی بهت نمیده..

407
00:20:52,995 --> 00:20:55,118
‫احتمالاً فقط یک چیز یکباره ای بوده.

408
00:20:55,028 --> 00:20:57,140
‫شاید حق با توئه.

409
00:20:57,152 --> 00:20:58,809
‫ما هر دو حسابی مست بودیم.

410
00:20:59,333 --> 00:21:03,161
‫اگر مطمئن نیستی، رابطه رو فراموش کن
‫اجازه بده رابین هم بفهمه.

411
00:21:03,172 --> 00:21:05,666
‫یک کم دیر شده، برای این کار

412
00:21:05,677 --> 00:21:07,284
‫ما با هم زندگی میکردیم.

413
00:21:07,296 --> 00:21:08,672
‫این سریع هست.

414
00:21:09,390 --> 00:21:10,868
‫شایدم تو یک همجنسگرایی.

415
00:21:13,793 --> 00:21:18,050
‫و در مدت کوتاهی که اینجا بوده
‫سم حسابی خودش رو ثابت کرده

416
00:21:18,082 --> 00:21:22,204
‫بنابراین دوست دارم همه ی شما
‫نایب رییس جدیدمون رو حمایت کنید

417
00:21:22,291 --> 00:21:25,625
‫متشکرم، این یک شرکت
‫فوق العاده است

418
00:21:25,637 --> 00:21:27,968
‫اما من فکر میکنم ما میتونیم
‫کاری کنیم بهتر باشه.

419
00:21:27,979 --> 00:21:29,906
‫درحال حاضر من خیلی...

420
00:21:33,136 --> 00:21:36,375
‫ببخشید، فقط داشتم
‫حمایتم رو نشون میدادم.

421
00:21:36,708 --> 00:21:37,958
‫ادامه بده.

422
00:21:37,969 --> 00:21:40,308
‫اندرو، این آبجوست؟

423
00:21:40,320 --> 00:21:42,532
‫هی، فقط چون نمیتونی نوشیدنیِ
‫بعد از ناهار داشته باشی...

424
00:21:42,543 --> 00:21:44,834
‫- معنیش این نیست که بقیه ی ما
‫مجبوریم تحمل کنیم...-اندرو

425
00:21:45,310 --> 00:21:47,712
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره
‫من دارمش.

426
00:21:50,406 --> 00:21:52,626
‫باشه رفیق، چرا نمیای یک مقدار
‫قهوه با هم بخوریم؟

427
00:21:52,637 --> 00:21:54,975
‫چرا قهوه با هم نخوریم؟
‫اوه، بعلاوه

428
00:21:54,987 --> 00:22:00,619
‫من معتقدم، همه اینجا منتظرن بشنون
‫چطور میخوای گرد جادوییت رو بپاشی...

429
00:22:00,653 --> 00:22:02,892
‫و سریع این شرکت رو سر و سامان بدی
‫فهمیدی؟

430
00:22:02,903 --> 00:22:05,223
‫- خیلی خوب، حالا دیگه باید بری
‫- دستت رو از من بکش کنار!

431
00:22:07,332 --> 00:22:08,673
‫اندرو!

432
00:22:11,636 --> 00:22:13,216
‫سم، حالت خوبه؟

433
00:22:15,796 --> 00:22:17,043
‫من خوبم.

434
00:22:17,054 --> 00:22:21,348
‫اما اگر از نظر شما اشکالی نداره
‫فکر کنم میخوام بقیه ی روز استراحت کنم.

435
00:22:27,255 --> 00:22:32,503
‫دیدی؟ بهت گفته بودم از زیر کار در روئه.

436
00:22:38,912 --> 00:22:40,061
‫لینت، چکار میتونم برات بکنم؟

437
00:22:40,116 --> 00:22:43,426
‫سلام، جیمی، پسرم از اروپا برگشته

438
00:22:43,438 --> 00:22:45,419
‫و با یک دختر خوشگل روس نامزد کرده.

439
00:22:45,431 --> 00:22:46,933
‫تبریک میگم.

440
00:22:46,945 --> 00:22:48,707
‫- ازش متنفرم.
‫- خیلی خوب.

441
00:22:48,719 --> 00:22:51,632
‫در هر حال، این حلقه ی
‫مادربزرگم هست.

442
00:22:51,644 --> 00:22:56,299
‫- و پرستون میخواد اینو بده بهش.
‫- خیلی خوش شانسه.

443
00:22:56,311 --> 00:22:59,110
‫- اوه، اون اینو بدست نمیاره.
‫- فهمیدم.

444
00:22:59,122 --> 00:23:01,456
‫چونکه تو برام ازش یک کپی
‫کم ارزش پیدا میکنی.

445
00:23:01,468 --> 00:23:05,345
‫سعی خودم رو میکنم
‫اما احتمالاً تفاوتش رو متوجه میشه.

446
00:23:05,405 --> 00:23:06,691
‫اوه، من لحظه شماری میکنم.

447
00:23:06,703 --> 00:23:10,881
‫ایرینا فرصت طلبِ، پنج ثانیه بعد از اینکه
‫اینو بگیره...

448
00:23:10,893 --> 00:23:12,873
‫میبرش زیر ذره بین ارزیابی

449
00:23:12,885 --> 00:23:16,418
‫و وقتی بفهمه حلقه ای که پسرم
‫بهش داده...آه بدلِ...

450
00:23:16,429 --> 00:23:20,028
‫شرط میبندم این انگل کوچولوی روس
‫دنبال یک بدن میزبان جدید میگرده

451
00:23:20,040 --> 00:23:23,424
‫اما وقتی پسرتون بفهمه
‫ناراحت نمیشه؟

452
00:23:23,518 --> 00:23:26,056
‫این دلیلیه که از چندتا
‫بچه نگهداری میکنم ، جیمی.

453
00:23:26,068 --> 00:23:27,914
‫تا جانشین اونی بکنم که ازم متنفره.

454
00:23:29,876 --> 00:23:31,654
‫ام.جی خوابید.

455
00:23:32,348 --> 00:23:34,134
‫میای تو تختخواب؟

456
00:23:35,596 --> 00:23:38,154
‫دلم برات تنگ شده.

457
00:23:38,891 --> 00:23:41,463
‫چیه، یکی رو لازم داری تا موهات
‫رو درست کنه؟

458
00:23:41,475 --> 00:23:44,230
‫خودت میدونی که، ما مردهای
‫حساس برای اینکار خوبیم.

459
00:23:45,095 --> 00:23:47,606
‫خواهش میکنم، اخم نکن.

460
00:23:47,618 --> 00:23:50,283
‫تو یک مرد کاملی.

461
00:23:50,296 --> 00:23:53,657
‫تو یکی از قویترین و پر شر و شورترین
‫مردانی هستی که میشناسم.

462
00:23:54,161 --> 00:23:55,590
‫حالا بیا طبقه ی بالا.

463
00:23:57,783 --> 00:24:01,316
‫مجبور نیستم بیام طبقه ی بالا
‫تا اینو بهت ثابت کنم.

464
00:24:02,188 --> 00:24:04,223
‫اوه! چیکار داری میکنی؟

465
00:24:04,235 --> 00:24:05,845
‫میخوام نشونت بدم چقدر پر شر و شورم

466
00:24:06,446 --> 00:24:09,508
‫فکر نمیکنی تختمون یک کم
‫راحت تر باشه؟

467
00:24:09,765 --> 00:24:12,949
‫- تخت مال آدمهای ضعیف و بزدلِ.
‫- باشه، اون ناهار ام.جی بود.

468
00:24:12,961 --> 00:24:15,196
‫الان از شر این تی شرت خلاص میشم.

469
00:24:19,347 --> 00:24:21,524
‫- خدایا، این از چی درست شده؟
‫- اوه، بیا بگذار درش بیارم.

470
00:24:21,537 --> 00:24:24,132
‫- نه. پاره میکنمش.
‫- اوه، مایک...

471
00:24:24,144 --> 00:24:26,267
‫لازم نیست چیزی رو ثابت کنی.

472
00:24:26,282 --> 00:24:28,440
‫قیچی کجاست؟
‫من فقط یک قیچی کوچیک میخوام.

473
00:24:28,818 --> 00:24:29,581
‫حالت خوبه.

474
00:24:30,082 --> 00:24:34,397
‫آره، آره ، من خوبم
‫این خشونت رو دوست دارم.

475
00:24:34,409 --> 00:24:37,212
‫خوشحالم داره بهت خوش میگذره
‫اما پشتم درد گرفت...

476
00:24:37,225 --> 00:24:40,169
‫- پس اجازه بده من بیام بالا
‫- نه ، نه ، من بالا میمونم.

477
00:24:40,205 --> 00:24:44,360
‫جدی میگم، مایک. من رویِ یک نمکدونم.

478
00:24:44,842 --> 00:24:47,809
‫اوه، عزیزم، حالت خوبه؟

479
00:24:47,821 --> 00:24:50,694
‫نه، نه واقعاً.

480
00:24:50,706 --> 00:24:55,431
‫حقیقتش اگر میدونستم که میخوای بخاطر
‫کاترین ناراحت بشی

481
00:24:55,443 --> 00:24:57,869
‫این در مورد کاترین نیست
‫در مورد توئه.

482
00:24:57,881 --> 00:25:00,694
‫و حتی واقعاً در مورد تو هم نیست
‫درباره ی خودمه.

483
00:25:01,879 --> 00:25:03,834
‫خیلی خوب، حالا چه چیزی همچین
‫ضربه ی سختی به سرت زده؟

484
00:25:04,249 --> 00:25:06,150
‫وامم.

485
00:25:06,163 --> 00:25:09,485
‫سوزان، تو وام منو پرداخت کردی.

486
00:25:10,796 --> 00:25:16,523
‫خوب، این یک کم قدیمی نیست؟
‫"سال ۱۹۵۶ "

487
00:25:17,140 --> 00:25:19,377
‫من بزرگ شدم.

488
00:25:19,390 --> 00:25:22,553
‫تماشای مردی که
‫خانوادش رو تامین نمیکنه...

489
00:25:23,816 --> 00:25:27,215
‫و همیشه قسم خوردم ، این یکی
‫از کارهایی بوده که میخوام انجام بدم

490
00:25:28,344 --> 00:25:30,547
‫هرگز ثروتمند نمیشم

491
00:25:30,559 --> 00:25:31,648
‫هرگز معروف نمیشم

492
00:25:31,660 --> 00:25:36,657
‫اما میتونم آدمی باشم که از خانوادش
‫مراقبت میکنه.

493
00:25:37,884 --> 00:25:41,031
‫خوب، حالا که اینجوریه

494
00:25:41,043 --> 00:25:49,392
‫فردا چک رو متوقف میکنم و تو میتونی
‫وام رو خودت پرداخت کنی.

495
00:25:49,407 --> 00:25:51,124
‫متشکرم.

496
00:25:52,871 --> 00:25:56,347
‫هی ، میدونی که
‫این مدل ۱۹۵۶ خودش...

497
00:25:57,343 --> 00:25:59,904
‫یه جورایی سکسی هست.

498
00:25:59,905 --> 00:26:01,729
‫واقعاً؟

499
00:26:07,020 --> 00:26:09,545
‫آنا، این هفدهمین پیغامم هست.

500
00:26:09,546 --> 00:26:10,606
‫شاید بخوای تلفن رو برداری

501
00:26:10,617 --> 00:26:12,266
‫چونکه تا نبینمت از نیویورک نمیرم.

502
00:26:13,336 --> 00:26:16,313
‫بگو ببینم، دقیقاٌ چه نقشه ای
‫برای انجام دادن داری؟

503
00:26:16,325 --> 00:26:18,506
‫پیدا کردن آنا، بریدن نخ کیسه ی پولش

504
00:26:18,518 --> 00:26:20,739
‫نابود کردن امیدها و آرزوها
‫و تماشای یک نمایش تو برادوی.

505
00:26:23,098 --> 00:26:24,678
‫اوه، خدای من!

506
00:26:24,690 --> 00:26:26,604
‫سلام، بچه ها!

507
00:26:26,616 --> 00:26:34,560
‫سلام! آم، انجی، تو لوک رو ملاقات کردی و البته
‫پائولینا پورسکووای زیبا رو هم که میشناسی.

508
00:26:34,602 --> 00:26:35,821
‫اون و من روزگاری داشتیم.

509
00:26:35,833 --> 00:26:39,568
‫- حالت چطوره؟یک بغل بهم بده.
‫- چرا؟

510
00:26:40,430 --> 00:26:42,146
‫چی شده؟

511
00:26:42,157 --> 00:26:44,049
‫با رفتار زشتی که با من داشتی
‫حالا بغل هم میخوای.

512
00:26:45,114 --> 00:26:47,205
‫درباره ی چی حرف میزنی؟

513
00:26:47,217 --> 00:26:51,212
‫یادت نمیاد همه ی خوشیهایی که
‫هنگام عکسبرداری تو ساحل برزیل داشتیم.

514
00:26:51,223 --> 00:26:54,813
‫چیزی که یادم میاد گرفتن اون کار بود
‫وقتی که تو تازه شروع بکار کرده بودی

515
00:26:54,825 --> 00:26:56,610
‫و بعدش بی حرکت بودن تو اون ماسه ها
‫برای سه ساعت

516
00:26:56,622 --> 00:26:59,905
‫بخاطر لبهای توئه هرزه، چونکه اونها
‫نتونستن دقیقاً ماتیک تو رو پیدا کنند...

517
00:26:59,916 --> 00:27:01,171
‫تا مثلاً قشنگت کنند

518
00:27:03,242 --> 00:27:04,736
‫ببینم، تو هنوز هم پیداش نکردی.

519
00:27:09,083 --> 00:27:13,077
‫میدونی، واقعاً فکر نمیکنم لازم باشه
‫بقیه ی دوستانت رو ملاقات کنم

520
00:27:13,088 --> 00:27:14,257
‫میرم با نیک تماس بگیرم.

521
00:27:15,577 --> 00:27:17,847
‫میتونی باور کنی پائولینا؟

522
00:27:17,859 --> 00:27:18,938
‫اینکارها بخاطر چی بود؟

523
00:27:18,950 --> 00:27:20,981
‫شوخی میکنی، درسته؟

524
00:27:22,303 --> 00:27:25,410
‫باشه، شاید یکبار در اون مدت
‫یک کمی خراب کردم.

525
00:27:25,421 --> 00:27:27,718
‫خراب نکردی، عزیزم
‫گند زدی.

526
00:27:27,730 --> 00:27:31,907
‫اوه، بیخیال، من که از اونهمه دخترهای
‫دیگه که بدتر نبودم.

527
00:27:31,919 --> 00:27:35,579
‫نه، عزیزم، تو ملکه ی
‫زنان هرزه و لوس بودی.

528
00:27:35,590 --> 00:27:37,923
‫توهین کردنِ به عکاس
‫ناراحت کردنِ عوامل تولید...

529
00:27:37,935 --> 00:27:40,196
‫دلیلِ بپایان رسیدن دوره ی کاریِ تو بود

530
00:27:40,208 --> 00:27:43,774
‫نه، دوره ی شغلیِ من به پایان رسید
‫چونکه تصمیم گرفتم با کارلوس ازدواج کنم

531
00:27:43,786 --> 00:27:46,245
‫یادته، شبی که کارلوس بهم پیشنهاد
‫ازدواج داد با تو تماس گرفتم.

532
00:27:46,257 --> 00:27:49,165
‫آره، و منم بهت گفتم که حلقه ی برنجی
‫رو بگیر و فوراً موافقت کن.

533
00:27:50,305 --> 00:27:52,468
‫چونکه میدونستم برای تو تموم شده

534
00:27:53,384 --> 00:27:55,456
‫و خودت هم میدونستی

535
00:27:55,468 --> 00:27:57,697
‫وگرنه هرگز دوست نداشتی بری.

536
00:28:12,307 --> 00:28:15,274
‫ببخشید؟ فکر کنم اشتباه اومدم.

537
00:28:15,286 --> 00:28:17,022
‫سم آلن، اینجا زندگی میکنه؟

538
00:28:17,033 --> 00:28:19,316
‫اونجاست اما الان نیست.

539
00:28:19,328 --> 00:28:22,853
‫اوه، پس بگمونم باید اینها رو بگذارم
‫داخل دالانش.

540
00:28:22,865 --> 00:28:26,710
‫اگر میخوای سگها اون رو بخورن، آره
‫بگذارش داخل، قفل نیست.

541
00:29:08,090 --> 00:29:09,625
‫خانم، هاج؟

542
00:29:12,400 --> 00:29:14,729
‫تصویر رکس اینجا چکار میکنه؟

543
00:29:18,046 --> 00:29:19,657
‫منتظرم.

544
00:29:20,036 --> 00:29:22,355
‫اون پدرم بود.

545
00:29:23,711 --> 00:29:25,289
‫چی؟

546
00:29:25,301 --> 00:29:29,267
‫نمیخواستم اینطوری بفهمید
‫واقعاً متاسفم.

547
00:29:35,728 --> 00:29:40,074
‫بری، اجازه بده توضیح بدم.

1
00:29:47,804 --> 00:29:51,328
‫ایرینا واقعاً حلقه رو دوست داره، مامان
‫بخاطر همین خواستم بره جواهرفروشی...

2
00:29:51,339 --> 00:29:53,590
‫- تا اندازه ش رو درست کنند
‫- خوبه.

3
00:29:53,602 --> 00:29:55,666
‫گوش کنید، میدونم اینو ناگهانی
‫برای شما رو کردم...

4
00:29:55,678 --> 00:29:58,428
‫اما یکبار که بشناسینش، شما هم
‫چیزی که من در اون دیدم خواهید دید.

5
00:29:58,553 --> 00:30:01,876
‫با خوشحالی منتظر زمانی هستم تا
‫هر دوتامون همون چیز رو ببینیم.

6
00:30:04,299 --> 00:30:05,925
‫سلام به همه.

7
00:30:05,937 --> 00:30:07,956
‫- سلام، ایرینا.
‫- سلام.

8
00:30:09,931 --> 00:30:12,983
‫گرسنه ای؟ مامان سوپ درست کرده
‫بهش گفتم این غذایِ مورد علاقه ی تو بوده.

9
00:30:13,001 --> 00:30:14,837
‫مادرت کرد خوب فکر.

10
00:30:14,849 --> 00:30:17,973
‫اوه، تو انگلیسی بهش میگیم
‫" اندیشمند"

11
00:30:17,985 --> 00:30:20,038
‫- بله.
‫- حلقه رو دستت نکردی.

12
00:30:20,117 --> 00:30:24,038
‫امیدوارم مشکلی پیش نیومده باشه.

13
00:30:24,051 --> 00:30:27,885
‫تمام روز داشتم به این حلقه
‫فکر میکردم.

14
00:30:27,886 --> 00:30:30,716
‫من اینو نمیخوام.

15
00:30:32,487 --> 00:30:36,136
‫- اما...پرستون گفت خوشت اومده.
‫- خوشم اومده.

16
00:30:36,148 --> 00:30:40,732
‫اما این خیلی گرونه ،این حلقه
‫برای نسلها تو خانوادتون بوده.

17
00:30:40,743 --> 00:30:45,532
‫و برای شما سپردنش
‫به زنی که نمیشناسید کار درستی نیست.

18
00:30:48,021 --> 00:30:49,896
‫برای پنی نگهش دارید.

19
00:30:49,908 --> 00:30:52,570
‫چه کار ارزشمندی کردی.

20
00:30:52,581 --> 00:30:54,661
‫ممنون، ایرینا.

21
00:30:54,765 --> 00:30:56,855
‫تو میتونی برام یک حلقه ی
‫دیگه بخری.

22
00:30:56,866 --> 00:31:00,743
‫مطمئنی؟ حلقه ی مادربزرگ قیمتش
‫خیلی بیشتر از چیزیه که در توان من هست.

23
00:31:00,770 --> 00:31:05,304
‫بله، پرستون، من دقیقاً میدونم
‫ارزش اون چقدره.

24
00:31:05,316 --> 00:31:08,380
‫اما میخوام مادرت بدونه

25
00:31:08,392 --> 00:31:11,412
‫منهم پر از افکار خوب هستم

26
00:31:13,589 --> 00:31:16,413
‫پس...بیاین غذا بخوریم.

27
00:31:17,538 --> 00:31:20,232
‫پرستون براش یک صندلی بیار
‫بیا جلو عزیزم.

28
00:31:20,243 --> 00:31:21,811
‫آره، اصلاً نگران این نباشید

29
00:31:33,410 --> 00:31:37,106
‫کسی که ۱۸ سال بازدید کننده نداشته
‫خیلی سرش شلوغ شده.

30
00:31:39,371 --> 00:31:40,969
‫من باید بعضی چیزها رو بهت بگم...

31
00:31:43,456 --> 00:31:45,431
‫درباره ی پاتریک.

32
00:31:47,733 --> 00:31:49,145
‫دوباره؟

33
00:31:50,128 --> 00:31:51,813
‫باشه.

34
00:31:52,670 --> 00:31:56,421
‫چه خبر از پاتریک لوگانِ بزرگ و قدرتمند؟

35
00:31:56,433 --> 00:31:59,283
‫اول تو باید قول بدی هرگز به دنی
‫نخواهی گفت.

36
00:32:01,705 --> 00:32:03,557
‫آنا!

37
00:32:03,568 --> 00:32:05,647
‫معلوم هست کجایی!

38
00:32:05,659 --> 00:32:07,460
‫چیزی برای گفتن به تو ندارم.

39
00:32:07,472 --> 00:32:09,114
‫صبرکن ،صبرکن ،صبرکن
‫فقط پنج دقیقه بهم وقت بده!

40
00:32:09,126 --> 00:32:11,260
‫اگر از چیزی که میگم خوشت نیومد
‫بعدش میتونی بهم بگی برو به جهنم.

41
00:32:11,271 --> 00:32:12,673
‫دو دقیقه.

42
00:32:13,594 --> 00:32:15,277
‫داخل میبینمت.

43
00:32:17,962 --> 00:32:21,980
‫قبل از اینکه شروع کنی میدونم تو فرستادیم
‫نیویورک تا فقط منو از دنی جدا کنی.

44
00:32:22,001 --> 00:32:25,011
‫حقیقت داره، من از لوک خواهش کردم
‫قبولت کنه و اون بهم لطف کرد.

45
00:32:25,022 --> 00:32:27,967
‫- اینو میدونستم ...-اما معلومه که
‫منهم داشتم بهش یک لطفی میکردم.

46
00:32:27,979 --> 00:32:31,355
‫- چونکه فکر میکنه تو واقعاً استعداد داری.
‫- اون اینو گفت؟

47
00:32:31,367 --> 00:32:34,888
‫اون همچنین فکر میکنه تو بداخلاق
‫بهانه گیر، و لوس و نُنُری

48
00:32:34,900 --> 00:32:36,843
‫درست مثل من، و باعث میشه
‫دوران شغلیت رو نابود کنی.

49
00:32:36,854 --> 00:32:40,521
‫- دقیقاً همونطوری که من نابود کردم.
‫- فکر میکردم تو موفق بودی.

50
00:32:40,532 --> 00:32:44,794
‫بودم، تا زمانی که همه
‫از ادا اطوارهای من خسته شدن.

51
00:32:44,806 --> 00:32:49,328
‫بنابراین میخوام بری پیش لوک عذر خواهی
‫کنی و کارت رو مثل یک حرفه ای آغاز کنی.

52
00:32:49,348 --> 00:32:51,812
‫مُد میتونه یک تور فوق العاده باشه

53
00:32:51,824 --> 00:32:54,755
‫نمیخوام تو رو از این تور بیرون بندازن
‫قبل از اینکه تموم بشه...

54
00:32:56,059 --> 00:32:57,863
‫همونطور که منو بیرون انداختن.

55
00:33:04,400 --> 00:33:07,828
‫مامان، میدونم برای من اینجایی
‫اما من نمیام.

56
00:33:07,839 --> 00:33:09,659
‫خیلی خوب، مادربزرگ ازم خواست تا بمونم.

57
00:33:12,595 --> 00:33:14,350
‫نه.

58
00:33:14,352 --> 00:33:16,208
‫نمیخوام بمونی.

59
00:33:19,791 --> 00:33:21,070
‫چی بهش گفتی؟

60
00:33:21,081 --> 00:33:25,134
‫اون مجبور نبود چیزی بگه
‫مادرت میدونه چی برات بهتره

61
00:33:30,764 --> 00:33:32,160
‫اما...

62
00:33:32,171 --> 00:33:38,077
‫ما الان بهم وابسته شدیم
‫میخوایم همه وقت با هم حرف بزنیم.

63
00:33:38,093 --> 00:33:40,766
‫واقعاً؟

64
00:33:40,778 --> 00:33:42,806
‫قول میدم.

65
00:33:42,818 --> 00:33:47,280
‫اما تا زمانیکه تو اینجایی هیچکدوم
‫از ما امنیت نداره.

66
00:33:49,609 --> 00:33:52,445
‫حالا برو وسایلت رو جمع کن.

67
00:34:09,699 --> 00:34:11,856
‫سلام.

68
00:34:12,319 --> 00:34:15,424
‫شما میدونید اون زنی که
‫با رُز صحبت میکنه کیه؟

69
00:34:15,446 --> 00:34:17,667
‫بله، اون دخترش انجی هست

70
00:34:17,679 --> 00:34:20,875
‫واقعاً؟ تا حالا این دور و برها ندیدمش.

71
00:34:20,887 --> 00:34:22,366
‫از کجا برای دیدارش اومده؟

72
00:34:22,378 --> 00:34:23,912
‫فیریو.

73
00:34:27,250 --> 00:34:29,857
‫هنوز اون بیرونِ.

74
00:34:29,868 --> 00:34:31,864
‫تو واقعاً باید با اون حرف بزنی.

75
00:34:33,090 --> 00:34:35,140
‫چیزی برایِ گفتن ندارم.

76
00:34:35,152 --> 00:34:37,038
‫بری اون ۲۶ سالشه.

77
00:34:37,050 --> 00:34:39,455
‫قبل از اینکه تو و رکس ازدواج کنید
‫اون بدنیا اومده

78
00:34:39,466 --> 00:34:43,507
‫مسئله وفاداری نیست
‫رکس یک زندگیِ مخفی داشته

79
00:34:43,519 --> 00:34:47,058
‫باشه ، از دست رکس عصبانی باش
‫ولی نه از دست این مرد جوان، اون بیگناهه.

80
00:34:47,070 --> 00:34:50,743
‫برای کار پیش من اومد و بهم نگفت
‫که پسر شوهرِ مرده ی من بوده.

81
00:34:51,808 --> 00:34:54,441
‫چی میخواد؟

82
00:34:54,452 --> 00:34:56,637
‫خوب، فقط یک راه
‫برایِ فهمیدنش هست.

83
00:35:02,819 --> 00:35:04,795
‫بهم گفتی میخوای توضیح بدی.

84
00:35:04,806 --> 00:35:06,720
‫دو دقیقه وقت داری.

85
00:35:08,291 --> 00:35:11,577
‫پدر و مادرم تو مشروب فروشی با هم
‫آشنا شدن.

86
00:35:11,588 --> 00:35:13,741
‫پدرم مجرد بود، همینطور مادرم

87
00:35:13,752 --> 00:35:16,678
‫اونها یک شب با هم بودن و بعدش
‫پدرم ترکش کرده.

88
00:35:16,690 --> 00:35:20,152
‫وقتی مادرم متوجه میشه حامله شده
‫با اون تماس میگیره.

89
00:35:20,163 --> 00:35:24,240
‫تازه با شما آشنا شده بوده و گفته
‫عاشق شده.

90
00:35:24,252 --> 00:35:27,408
‫اون پیشنهاد داده تا از مادرم
‫حمایت مالی کنه.

91
00:35:27,419 --> 00:35:32,120
‫اما مادرم که خیلی مغرور بوده
‫قبول نمیکنه.

92
00:35:34,476 --> 00:35:36,312
‫اما اون با تو دیدار میکرده.

93
00:35:36,324 --> 00:35:38,175
‫چند بار

94
00:35:38,187 --> 00:35:41,579
‫اما مادرم ازش درخواست میکنه نیاد
‫چونکه اون برای من خیلی سخت بوده.

95
00:35:42,573 --> 00:35:45,226
‫و تو دوباره اون رو دیدی؟

96
00:35:45,238 --> 00:35:46,182
‫بله.

97
00:35:46,194 --> 00:35:48,858
‫درست اینجا.

98
00:35:50,514 --> 00:35:52,369
‫یکبار دوچرخه سواری میکردم

99
00:35:55,876 --> 00:35:59,162
‫شما، اندرو و دانیل رو تماشا میکردم.

100
00:36:00,922 --> 00:36:03,490
‫میخواستم بفهمم

101
00:36:03,502 --> 00:36:06,417
‫چرا پدرم شماها رو بجای من
‫انتخاب کرده...

102
00:36:08,797 --> 00:36:10,754
‫و فهمیدم.

103
00:36:12,284 --> 00:36:15,471
‫شما همه خیلی کامل بودید.

104
00:36:21,996 --> 00:36:25,530
‫مادرم شش ماه پیش فوت کرد.

105
00:36:26,468 --> 00:36:29,282
‫و اونوقت بود که تصمیم گرفتم، لازمه
‫با شما ملاقات کنم.

106
00:36:29,294 --> 00:36:32,606
‫چرا بهم نگفتی که کی هستی؟

107
00:36:32,618 --> 00:36:35,225
‫چونکه میخواستم شما دوستم
‫داشته باشی..

108
00:36:37,077 --> 00:36:40,333
‫و مطمئن نبودم اینطور باشه.

109
00:36:44,963 --> 00:36:46,479
‫بنظر سردت شده.

110
00:36:47,890 --> 00:36:52,847
‫چرا نمیای بریم داخل تا من برات یک مقدار
‫شکلات داغ درست کنم؟

658
00:37:12,276 --> 00:37:14,108
‫سلام!

659
00:37:15,113 --> 00:37:19,815
‫میدونی، نباید هیچ فشاری روی تو گذاشت
‫ولی من یک دسته گل گرفتم

660
00:37:26,258 --> 00:37:28,852
‫لازمه با هم حرف بزنیم؟

661
00:37:28,863 --> 00:37:32,563
‫منظورم، ما با هم حرف نزدیم
‫از وقتی که اون اتفاق افتاد.

662
00:37:34,015 --> 00:37:38,265
‫،اول از همه
‫تو یک آدم زیبا و فوق العاده ای

663
00:37:42,373 --> 00:37:44,058
‫من مست بودم.

664
00:37:44,070 --> 00:37:49,517
‫من حتی نمیدونم داشتم چیکار میکردم
‫و بعدش، خوب...

665
00:37:49,554 --> 00:37:52,892
‫شب دیگه یک اشتباه بود

666
00:37:52,904 --> 00:37:56,382
‫و واقعاً متاسفم.

667
00:38:00,838 --> 00:38:05,916
‫این حرفها...کاملاً چرنده

668
00:38:05,944 --> 00:38:07,780
‫چی؟

669
00:38:08,857 --> 00:38:12,039
‫نمیخوام اجازه بدم تو برای اتفاقی که
‫تو مستی افتاده سرزنش بشی.

670
00:38:12,051 --> 00:38:13,900
‫خوب، در اون موقع...

671
00:38:15,788 --> 00:38:18,542
‫تو میدونستی جدیداً چی بسر من اومده

672
00:38:18,554 --> 00:38:23,937
‫و شاید داشتم تلاش میکردم تا با تو
‫فراموشش کنم.

673
00:38:23,986 --> 00:38:29,305
‫اما من بسمت زنها جذب نمیشم
‫بنابراین مهم نیست اون چی بوده

674
00:38:29,350 --> 00:38:32,378
‫این بحساب نمیاد.

675
00:38:37,746 --> 00:38:41,753
‫من میدونم چطور منو لمس میکردی

676
00:38:41,766 --> 00:38:45,790
‫و نگاه تو چشمهات رو دیدم وقتی
‫من تو رو لمس میکردم.

677
00:38:48,045 --> 00:38:49,943
‫ممکنه الان حاشا کنی

678
00:38:49,955 --> 00:38:53,659
‫ولی ما به هم وصل بودیم
‫و این بحساب میاد.

679
00:39:07,187 --> 00:39:09,794
‫باشه.

680
00:39:11,458 --> 00:39:13,814
‫بحساب میاد.

681
00:39:14,541 --> 00:39:16,945
‫متشکرم.

682
00:39:25,899 --> 00:39:29,707
‫هی، یک بالش اضافه میخوای؟

683
00:39:31,049 --> 00:39:36,434
‫صندلیِ خالی اون پشت هست
‫میرم اونجا بخوابم.

684
00:39:41,521 --> 00:39:43,440
‫آهان، حالت خوبه؟

685
00:39:43,453 --> 00:39:46,059
‫آره ، فقط خسته ام.

686
00:39:49,553 --> 00:39:54,748
‫خوب، تو شاید تو این سفر فهمیده باشی
‫که من همیشه آدم خوبی نبودم

687
00:39:54,773 --> 00:39:59,014
‫و من در تلاش برای رفع اون هستم
‫و شروعش هم با توئه

688
00:39:59,026 --> 00:40:01,915
‫اوه، دنی گفت
‫صندلیهای خالی اون پشته؟

689
00:40:01,928 --> 00:40:04,153
‫نه ، نه ، نه ، بیخیال ، بیخیال
‫جدی گفتم، جدی گفتم.

690
00:40:04,165 --> 00:40:07,389
‫ببین، من میدونم تو یک راز داری.

691
00:40:07,402 --> 00:40:12,139
‫کارلوس و من اتفاقی
‫دعوایِ تو با نیک رو شنیدیم.

692
00:40:12,152 --> 00:40:14,893
‫یکچیزایی درباره ی برباد دادن پوششتون.

693
00:40:14,905 --> 00:40:17,592
‫نگران نباش ، به کسی نگفتم
‫فقط...

694
00:40:17,605 --> 00:40:20,705
‫فقط میخوام بدونی که...

695
00:40:21,690 --> 00:40:28,338
‫من یک عالمه راز تو سینه دارم و میدونم
‫تنهایی میتونه چه حسی داشته باشه...

696
00:40:28,351 --> 00:40:32,321
‫بنابراین هر وقت به دوست احتیاج داشتی...

697
00:40:42,891 --> 00:40:45,470
‫باشه.

698
00:40:48,140 --> 00:40:51,924
‫وقتی ۱۸ ساله م بود میخواستم
‫سیاره ی زمین رو نجات بدم.

699
00:40:51,935 --> 00:40:57,657
‫تظاهراتی علیه شرکتهای نفتی
‫و کارخانجات اتوماتیک سازماندهی کردم.

700
00:40:57,726 --> 00:41:04,197
‫اما بعدش با آدم بدی آشنا شدم
‫آدم واقعاً بدی

701
00:41:04,290 --> 00:41:07,314
‫اون متقاعدم کرد که ما مجبوریم
‫بیشتر پرخاش کنیم.

702
00:41:10,138 --> 00:41:12,673
‫خلاصه کنم...

703
00:41:15,082 --> 00:41:17,095
‫یکنفر کشته شد.

704
00:41:20,762 --> 00:41:23,834
‫بنابراین...این آدم بده

705
00:41:23,846 --> 00:41:26,456
‫تو که درباره ی نیک صحبت نمیکنی؟
‫درسته؟

706
00:41:26,470 --> 00:41:30,467
‫نه، اون کسی هست که کمکم کرد
‫تا از دست این دیوونه فرار کنم.

707
00:41:34,289 --> 00:41:35,818
‫خوب، این دیوونه کی هست؟

708
00:41:37,803 --> 00:41:40,298
‫پدر دنی.

709
00:41:44,604 --> 00:41:49,207
‫همیشه دیدن مردم در رنگهای
‫واقعیشون آسان نیست.

710
00:41:50,542 --> 00:41:55,541
‫گاهی اوقات شما باید لایه ی زیرین
‫چهره ی مردانه رو نگاه کنید...

711
00:41:55,553 --> 00:41:58,074
‫تا شخصیت شکننده اش رو بشناسید.

712
00:41:59,353 --> 00:42:03,012
‫شما باید درخششِ
‫جواهر رو نادیده بگیرید...

713
00:42:04,246 --> 00:42:07,601
‫تا متوجه شوید دارید به یک
‫بدل نگاه میکنید

714
00:42:08,863 --> 00:42:12,307
‫شما باید حقیقت رو از سایه ها
‫بیرون بیاورید...

715
00:42:12,319 --> 00:42:16,445
‫تا زیباییِ آن تبسم را ببینید.

716
00:42:18,304 --> 00:42:22,591
‫بله، مردم هر روز ماهیت
‫واقعیشون رو از ما پنهان میکنند.

717
00:42:22,604 --> 00:42:28,604
‫و بدبختانه ما وقتی متوجه میشویم
‫که خیلی دیر شده.

718
00:42:28,617 --> 00:42:30,106
‫آقای، لوگان؟

719
00:42:30,118 --> 00:42:32,260
‫آیریس بکلی هستم.

720
00:42:32,273 --> 00:42:35,536
‫من در همسایگی رُز دلوکا زندگی میکنم.

721
00:42:35,547 --> 00:42:39,473
‫بهم گفته بودین، تا هر وقت
‫دختر رُز رو دیدم بهتون زنگ بزنم.

722
00:42:40,737 --> 00:42:44,194
‫نه ، نه ، نه ، نه ، نه
‫بهتون وقتی میگم کجا زندگی میکنه...

723
00:42:44,213 --> 00:42:46,386
‫تا ۱۰۰۰ دلارم رو بگیرم.

724
00:42:46,398 --> 00:42:48,101
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>