1
00:00:00,501 --> 00:00:03,337
‫آنچه گذشت.

2
00:00:03,356 --> 00:00:05,131
‫مادری پسرش را نجات داد.

3
00:00:05,181 --> 00:00:07,683
‫حقیقتش اینجا تو آمریکا
‫قبل از ازدواج مجدد...

4
00:00:07,733 --> 00:00:11,156
‫- باید طلاق بگیریم.
‫- همه رو از یک کنار براش توضیح میدم.

5
00:00:11,373 --> 00:00:14,264
‫پدرت بهم گفت عروسی رو لغو کردی

6
00:00:15,057 --> 00:00:17,842
‫شروری پا به ویستیریا لین گذاشته بود.

7
00:00:18,368 --> 00:00:21,280
‫- سوزان حالش چطوره؟
‫- هنوز هیچکس چیزی به ما نگفته.

8
00:00:21,315 --> 00:00:23,697
‫حادثه دوباره تکرار شد.

9
00:00:23,932 --> 00:00:26,318
‫- باورم نمیشه که مرده.
‫من واقعاً نمیشناختمش...

10
00:00:26,568 --> 00:00:29,085
‫- اما فکر کنم یک جورایی با هم مرتبطیم.
‫- از اون خوشت میومد.

11
00:00:29,086 --> 00:00:32,354
‫- و وحشت آغاز شد
‫- اگر چه ضارب جولی هنوز اون بیرونه...

12
00:00:32,355 --> 00:00:35,467
‫ظاهراً یک دیوونه ی فراری هست.

13
00:00:35,468 --> 00:00:37,618
‫آغاز نمایش...

14
00:00:37,619 --> 00:00:42,168
‫فکر نمیکنی من یک کم
‫خارج از حد و اندازه های تو باشم؟

15
00:00:42,203 --> 00:00:43,164
‫برای قاتل...

16
00:00:43,165 --> 00:00:45,379
‫چکار داری میکنی؟

17
00:00:45,380 --> 00:00:46,970
‫تا دوباره ضربه ای وارد کند.

18
00:00:53,298 --> 00:00:57,235
‫این خانه ای در شهر فیریو است.

19
00:00:57,269 --> 00:01:05,005
‫درونِ این خانه هیولایی زندگی میکنه
‫که زنانِ جوان رو بقتل میرسونه.

20
00:01:05,077 --> 00:01:09,881
‫شاید بپرسید
‫چگونه به یک هیولا تبدیل شده؟

21
00:01:09,915 --> 00:01:14,418
‫و قطعاً سئوالِ خیلی خوبیه.

22
00:01:14,453 --> 00:01:17,922
‫اسکاچم تموم شده.

23
00:01:17,956 --> 00:01:20,424
‫برم بیرون برات میخرم.

24
00:01:20,459 --> 00:01:23,461
‫تو اتاقت هیچی نداری؟

25
00:01:23,495 --> 00:01:26,097
‫نه اونجا،نه بیرون اتاقم.

26
00:01:26,131 --> 00:01:28,606
‫میدونم تو مشروبها رو دزدیدی.

27
00:01:28,700 --> 00:01:31,669
‫مامان دیوونه بازی در نیار.
‫من که اصلاً مشروب نمیخورم.

28
00:01:31,703 --> 00:01:33,019
‫البته که نمیخوری.

29
00:01:33,020 --> 00:01:36,907
‫میرم به خانم اسکاوو کمک کنم
‫ماشینش رو درست کنه.

30
00:01:36,941 --> 00:01:40,477
‫میتونی یک مدت کمی صبر کنی
‫خیلی خوب؟

31
00:01:48,320 --> 00:01:51,422
‫اسمش "ادی" بود.

32
00:01:52,991 --> 00:01:56,560
‫همه تصور میکردند اون بی آزاره...

33
00:01:59,297 --> 00:02:04,568
‫تا روزی که مادرش واردِ اتاقش شد

34
00:02:04,602 --> 00:02:09,840
‫اون فقط دنبالِ یک بطری ویسکی بود

35
00:02:13,278 --> 00:02:17,614
‫اما بجای اون حقیقت رو کشف کرد.

36
00:02:21,119 --> 00:02:24,555
‫بزودی در شهر همه سئوال میکردند...

37
00:02:24,589 --> 00:02:27,925
‫چطور ممکنه یک چنین هیولایی
‫بوجود بیاد؟

38
00:02:30,562 --> 00:02:34,698
‫متاسفانه،پاسخ...

39
00:02:34,733 --> 00:02:38,202
‫خشنود کننده نیست.

40
00:02:38,836 --> 00:02:39,011


41
00:02:40,046 --> 00:02:45,203
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

74
00:02:48,602 --> 00:02:51,304
‫با ادی دوشنبه آشنا شدم.

75
00:02:53,073 --> 00:02:57,277
‫تازه چهار سالش شده بود.

76
00:02:59,713 --> 00:03:02,315
‫اگر با هوش باشی همین الان
‫بلند میشی میدوی...

77
00:03:02,349 --> 00:03:04,884
‫صبر نکنی تا هم سن من بشی
‫که خیلی دیره.

78
00:03:04,919 --> 00:03:07,253
‫نمیتونم هیچ کاری بکنم!
‫در این لحظه هر کاری رو قبول میکنم...

79
00:03:07,288 --> 00:03:10,390
‫- ظرف شستن،تمیز کردن پیشخوان.
‫- تو تسلیم شدی!

80
00:03:10,424 --> 00:03:13,078
‫- دارم بهترینی که میتونم انجام میدم
‫- پس چه قضیه ای در جریانه؟

81
00:03:13,079 --> 00:03:15,800
‫میدونی چیه؟به این آشغال
‫احتیاجی ندارم ،کار من تمومه!

82
00:03:15,807 --> 00:03:17,793
‫عزیزم،گفتم که متاسفم!

83
00:03:17,794 --> 00:03:19,199
‫خیلی دیره،باربارا
‫دیگه نمیتونم تحمل کنم.

84
00:03:19,200 --> 00:03:21,183
‫اما تو نمیتونی همینطور بگذاری بری
‫ما یک بچه داریم!

85
00:03:21,200 --> 00:03:23,934
‫نه،تو یک بچه داری
‫من هیچ وقت نمیخواستمش.

86
00:03:23,968 --> 00:03:26,337
‫من هیچکدوم از اینها رو هرگز نمیخواستم!

87
00:03:26,372 --> 00:03:29,647
‫ببخشید!
‫این بچه ی شماست؟

88
00:03:29,648 --> 00:03:31,166
‫به شما چه؟

89
00:03:31,167 --> 00:03:35,653
‫خوب،مطمئنم نمیخواید جلوی اون
‫اینجوری با هم صحبت کنید.

90
00:03:39,457 --> 00:03:41,525
‫من داشتم میرفتم.

91
00:03:41,559 --> 00:03:42,693
‫هنک،اینکار رو نکن!

92
00:03:42,727 --> 00:03:44,628
‫من رو اینجا تنها نگذار.

93
00:03:44,663 --> 00:03:47,264
‫نمیخوام تنها باشم.

94
00:03:59,010 --> 00:04:00,611
‫ادی،بیا اینجا.

95
00:04:00,645 --> 00:04:03,466
‫بیا اینجا،باید آماده بشم برم سر کار.

96
00:04:10,744 --> 00:04:13,078
‫اوه،شما.

97
00:04:13,147 --> 00:04:18,015
‫سلام،فقط میخواستم یک بررسی کنم
‫ببینم شماها دارید چکار میکنید...

98
00:04:19,200 --> 00:04:21,635
‫همچنین یک چیزی هم براتون
‫درست کردم.

99
00:04:21,669 --> 00:04:23,136
‫شوخی میکنی..

100
00:04:23,171 --> 00:04:26,373
‫خوب،چیز بخصوصی نیست
‫فقط ماکارونی با پنیره.

101
00:04:28,242 --> 00:04:32,011
‫زودباش،اجازه بده براتون
‫گرمش کنم.

102
00:04:33,448 --> 00:04:34,915
‫نمیدونم.

103
00:04:34,949 --> 00:04:36,335
‫بعدش میتونیم حرف بزنیم

104
00:04:36,336 --> 00:04:38,648
‫و اگر بخوای از شوهرت
‫شکایت بکنی...

105
00:04:38,649 --> 00:04:40,873
‫قول میدم،ازش دفاع نکنم.

106
00:04:42,023 --> 00:04:44,925
‫پس دم درب نایست.

107
00:04:44,959 --> 00:04:46,493
‫بیا داخل.

108
00:04:51,933 --> 00:04:54,034
‫پسر بچه ی دلپذیری هست.

109
00:04:54,068 --> 00:04:57,070
‫درست شبیه پدرش.

110
00:04:57,105 --> 00:04:58,672
‫که مایه ی تاسف هست.

111
00:05:00,842 --> 00:05:02,709
‫شاید "هنک" تجدید نظر کنه.

112
00:05:02,744 --> 00:05:06,046
‫نه،این مرتبه قضیه جدی هست.

113
00:05:06,080 --> 00:05:08,749
‫و منم تنها با بزرگ کردنِ
‫یک بچه ی چهار ساله.

114
00:05:08,783 --> 00:05:11,084
‫شخص دیگه ای نیست کمکت کنه؟

115
00:05:11,119 --> 00:05:12,753
‫خانواده ای،مادرت؟

116
00:05:12,820 --> 00:05:14,354
‫اوه،مادرم.

117
00:05:14,388 --> 00:05:15,856
‫خدا نکنه.

118
00:05:15,890 --> 00:05:17,457
‫دوستان چی؟

119
00:05:17,492 --> 00:05:20,852
‫میدونی،من یک گروه عالی از دوستان
‫تو ویستیریا لین دارم.

120
00:05:21,496 --> 00:05:23,983
‫ما تو انواع مشکلات به هم دیگه
‫کمک کردیم.

121
00:05:23,984 --> 00:05:28,297
‫خوب،من هیچ وقت از اون زنهایی نبودم
‫که دوست دختر داشته باشم.

122
00:05:28,298 --> 00:05:32,563
‫و حالا ۳۵ ساله شدم اونهم با یک بچه.

123
00:05:32,564 --> 00:05:35,812
‫فکر نکنم دیگه واقعاً دلم بخواد
‫دوست پسری هم داشته باشم.

124
00:05:35,813 --> 00:05:37,314
‫اوه،غیر منطقی نباش.

125
00:05:37,348 --> 00:05:39,816
‫زنانی در شرایط تو هم عاشق
‫پیدا میکنند.

126
00:05:39,851 --> 00:05:42,619
‫فقط لازمه دنبالش باشی.

127
00:05:42,654 --> 00:05:45,255
‫- خوب،بگمونم.
‫- من دیگه باید برم.

128
00:05:47,358 --> 00:05:50,427
‫اگر دوست داری،هفته ی دیگه
‫هم میتونم بیام بدیدنت.

129
00:05:50,461 --> 00:05:53,759
‫نه،مجبور نیستی اینکار رو بکنی
‫ما حالمون خوبه.

130
00:05:53,760 --> 00:05:56,042
‫ادی،با مری آلیس خداحافظی کن.

131
00:05:56,043 --> 00:05:57,601
‫خداحافظ.

132
00:05:57,635 --> 00:05:58,769
‫مراقب خودت باش،ادی.

133
00:05:58,803 --> 00:06:00,270
‫اوه،خیلی زیباست.

134
00:06:01,472 --> 00:06:04,975
‫اونهم یک روز یک قلبی رو میشکنه...

135
00:06:05,009 --> 00:06:08,946
‫درست مثل پدرش.

136
00:06:21,359 --> 00:06:23,093
‫سلام،ادی.

137
00:06:23,127 --> 00:06:27,497
‫من رو یادت میاد؟برات
‫یکچیزی آوردم.

138
00:06:27,532 --> 00:06:30,901
‫من نباید درب رو باز کنم.

139
00:06:30,935 --> 00:06:33,904
‫خوب،به مامانت بگو من اومدم
‫اون میتونه درب رو باز کنه.

140
00:06:33,938 --> 00:06:35,839
‫اون نیست.

141
00:06:35,873 --> 00:06:38,975
‫اوه،خوب به پرستار بچه بگو.

142
00:06:41,975 --> 00:06:45,277
‫تو که پرستار داری،مگه نه؟

143
00:06:46,846 --> 00:06:50,950
‫ادی،دقیقاً مامانت کجاست؟

144
00:06:59,293 --> 00:07:02,223
‫اوه،خدای من!
‫تو اینجا چکار میکنی؟

145
00:07:02,224 --> 00:07:06,527
‫ببین،این دوست من مری آلیس هست.

146
00:07:06,561 --> 00:07:08,127
‫خوب،از دیدنت خوشوقتم،مری.

147
00:07:08,128 --> 00:07:10,710
‫اسمم "ران" هست.
‫میتونم برات یک نوشیدنی بخرم؟

148
00:07:10,711 --> 00:07:12,347
‫ممنون،اما نمیخوام این مدت اینجا باشم.

149
00:07:12,348 --> 00:07:15,083
‫بلند شو،تو داری میری.

150
00:07:15,118 --> 00:07:18,316
‫نمیتونه هنوز بره،نه
‫پارتی تازه شروع شده.

151
00:07:18,317 --> 00:07:20,094
‫شما گفتی اسمت " ران" بود؟

152
00:07:20,095 --> 00:07:23,851
‫- آره... - خفه شو،ران.
‫ادی تو اتومبیل من هست.

153
00:07:23,852 --> 00:07:27,311
‫ادی؟اتفاقی افتاده؟
‫صدمه ای که ندیده،دیده؟

154
00:07:27,312 --> 00:07:29,903
‫- نه،اون خوبه،بدون تشکر از تو.
‫- ادی کیه؟

155
00:07:29,904 --> 00:07:32,833
‫یک بچه ی ۴ ساله است که خانم بدونِ
‫مراقب تو منزل ترکش کرده.

156
00:07:32,834 --> 00:07:33,871
‫تو یک بچه داری؟

157
00:07:33,872 --> 00:07:37,096
‫میدونی،شاید بخوای دفعه ی بعد
‫از همون اول بگی...

158
00:07:37,097 --> 00:07:38,996
‫قبل از اینکه من بهترین
‫نوشیدنی رو بگیرم.

159
00:07:38,997 --> 00:07:40,789
‫عزیزم.

160
00:07:40,790 --> 00:07:43,893
‫نمیخوای شماره تلفنم رو بگیری؟

161
00:07:43,927 --> 00:07:46,729
‫حالا ببین چکار کردی.

162
00:07:46,763 --> 00:07:49,295
‫نزدیکِ با اداره ی خدمات اجتماعی
‫تماس بگیرم.

163
00:07:49,296 --> 00:07:52,095
‫اگر لحن حرف زدنت رو تغییر ندی
‫راه بیاُفت بریم...

164
00:07:52,096 --> 00:07:55,204
‫تو یک پسر کوچولو برای مراقبت داری

165
00:07:57,574 --> 00:07:59,605
‫میدونم باید خونه میموندم.

166
00:07:59,606 --> 00:08:02,259
‫اما قبل از اینکه پرستار بچه بگه نمیاد
‫لباس پوشیده بودم.

167
00:08:02,260 --> 00:08:05,113
‫و واقعاً به یک دو ساعتی برای خودم
‫احتیاج داشتم.

168
00:08:05,144 --> 00:08:08,680
‫اون چهار سالشه باربارا.
‫اگر بیمار میشد چی؟

169
00:08:08,715 --> 00:08:10,151
‫اگر به خودش صدمه میزد چی؟

170
00:08:10,152 --> 00:08:12,050
‫میدونم ،میدونم.
‫واقعاً کار احمقانه ای بود.

171
00:08:12,085 --> 00:08:15,254
‫تو باید بهم قول بدی که دوباره هرگز
‫این چنین کاری نخواهی کرد.

172
00:08:15,255 --> 00:08:18,423
‫دوباره نخواهم کرد،قسم میخورم.

173
00:08:19,799 --> 00:08:22,467
‫فقط...

174
00:08:22,502 --> 00:08:24,970
‫چی؟

175
00:08:27,173 --> 00:08:30,011
‫من واقعاً به یک مرد احتیاج دارم.

176
00:08:33,445 --> 00:08:36,384
‫اوه،خدای من،من باید
‫یک ساعت پیش خونه میبودم.

177
00:08:36,385 --> 00:08:38,586
‫نگرانِ ما نباش.
‫ما فعلاً که خوبیم.

178
00:08:43,358 --> 00:08:47,028
‫میخوام که تو خوشحال باشی
‫باربارا،واقعاً میخوام.

179
00:08:47,062 --> 00:08:49,230
‫فقط...

180
00:08:49,264 --> 00:08:50,765
‫معنیِ مادر بودن اینه که...

181
00:08:50,799 --> 00:08:54,534
‫همیشه نیازهای بچه رو ارجح به
‫نیازهای خودت بدونی.

182
00:08:55,170 --> 00:08:56,537
‫حق با توئه.

183
00:08:56,572 --> 00:08:59,307
‫این دقیقاً معنیِ مادر بودن هست.

184
00:09:04,213 --> 00:09:05,913
‫عزیزم...

185
00:09:05,948 --> 00:09:08,149
‫بیا اینجا.

186
00:09:09,785 --> 00:09:12,053
‫ادی.

187
00:09:13,922 --> 00:09:17,052
‫مقصر تو نیستی که زندگیم رو خراب کردی.

188
00:09:29,235 --> 00:09:31,986
‫گابریل ادی رو در سه شنبه ای
‫دیده بود...

189
00:09:32,022 --> 00:09:34,739
‫که به این محله نقل مکان کرده بود.

190
00:09:34,774 --> 00:09:37,249
‫کارلوس،بی حوصله ام.

191
00:09:37,286 --> 00:09:41,205
‫نه،نمیتونم برم ناخن هام رو درست کنم
‫چون منتظر کارگرهایِ اثاث کِشی هستم!

192
00:09:41,243 --> 00:09:43,788
‫درضمن،شک دارم این شهر اصلاً
‫سالن زیبایی داشته باشه.

193
00:09:43,823 --> 00:09:45,783
‫اما مردم رنجش آوری داره

194
00:09:45,820 --> 00:09:47,987
‫که با یک سبد خوشامد گویی
‫میان به خونه...

195
00:09:47,988 --> 00:09:50,361
‫و یک همچین چیزی میگن
‫" به اندازه ی کافی گرمتون هست"

196
00:09:50,363 --> 00:09:54,170
‫نه،نه،نه،نه،تو به یک جلسه ی
‫دیگه نمیری.

197
00:09:54,171 --> 00:09:56,624
‫میدونی که،چون من فقط بخاطر کار تو
‫به اینجا اومدم معنیش این نیست...

198
00:09:56,626 --> 00:10:00,775
‫اوه،البته،امشب در اینباره
‫بحث خواهیم کرد...

199
00:10:00,776 --> 00:10:03,183
‫و اون برای تو به اندازه ی کافی
‫داغ خواهد بود.

200
00:10:09,225 --> 00:10:11,457
‫بنظر فقط من و تو ایم شانل
‫"مارک مشهور لباس"

201
00:10:28,988 --> 00:10:31,808
‫اوه! خدا! تو دیگه کی هستی؟

202
00:10:31,845 --> 00:10:34,699
‫- ادی.
‫- چطوری اومدی داخل؟

203
00:10:34,735 --> 00:10:37,107
‫من از پنجره.
‫شما چطور اومدید داخل؟

204
00:10:37,143 --> 00:10:39,206
‫با کلیدم،من مالک اینجام.

205
00:10:39,243 --> 00:10:42,131
‫خوب،من از وقتی قبلیها رفتن
‫اینجا بازی میکردم.

206
00:10:42,167 --> 00:10:43,817
‫میتونم هنوز هم بازی کنم؟

207
00:10:43,853 --> 00:10:48,050
‫نه! برو بیرون. برو ،برو خونه تون!

208
00:10:49,634 --> 00:10:52,694
‫خبر دارین که شما واقعاً زیبا هستید؟

209
00:11:00,575 --> 00:11:02,947
‫خیلی خوب،شاید یک کم خشن بودم.

210
00:11:02,984 --> 00:11:05,941
‫- قضیه ی تو چیه؟چکار میکنی؟
‫- من یک بچه ام.

211
00:11:05,978 --> 00:11:09,727
‫- درسته،پس چرا مدرسه نیستی؟
‫- تابستونه.

212
00:11:09,762 --> 00:11:13,202
‫اوه،درسته،خوب من واقعاً کاری
‫به کار مسائل بچه ها نداشتم.

213
00:11:13,238 --> 00:11:15,267
‫خوب،کجا زندگی میکنی؟

214
00:11:15,302 --> 00:11:17,399
‫دو تا خیابون اونطرف تر.

215
00:11:17,436 --> 00:11:19,318
‫خونه ای که درخت داره

216
00:11:21,382 --> 00:11:26,113
‫خوب،تو کامیون اثاث کشی یک عالمه
‫جعبه هست که مجبورم بازشون کنم.

217
00:11:26,114 --> 00:11:28,797
‫بهتره از اینجا بری.

218
00:11:28,868 --> 00:11:32,032
‫یا میتونم بمونم و تو باز کردنشون
‫به شما کمک کنم.

219
00:11:36,058 --> 00:11:38,053
‫دنبالم بیا.

220
00:11:41,392 --> 00:11:44,506
‫یک نقطه رو از قلم انداختی.

221
00:11:44,507 --> 00:11:46,007
‫ببخشید.

222
00:11:46,037 --> 00:11:48,617
‫عذر خواهی نکن
‫کار رو خوب انجام دادی.

223
00:11:48,652 --> 00:11:51,403
‫شاید دفعه ی بعد آماده باشی
‫مدل فرانسوی کار کنی.

224
00:11:51,439 --> 00:11:54,362
‫نباید درب رو باز کنم؟

225
00:11:54,398 --> 00:11:56,393
‫نه،هیس،صدات رو بیار پایین.

226
00:11:56,428 --> 00:11:58,903
‫این ممکنه یکی از اون زنهای
‫خانه دار با یکی دیگه از اون کیکهای...

227
00:11:58,939 --> 00:11:59,842
‫"خوش آمدید به محله باشه ".

228
00:11:59,843 --> 00:12:01,696
‫منظورم،واقعاً،بنظر میاد
‫من کیک خور بام؟

229
00:12:01,698 --> 00:12:03,897
‫چند تا از همسایه ها مهربان هستند.

230
00:12:03,998 --> 00:12:07,437
‫اون خانم مو قرمز که آبنباتِ
‫هالووین رو خودش درست میکنه.

231
00:12:07,473 --> 00:12:09,555
‫منظورت،همونی که پدر و مادرها
‫اسمش رو گذاشتن بدنبالِ پنیر؟

232
00:12:09,556 --> 00:12:12,495
‫نه،متشکرم،من روبات هام رو یک کم
‫بیشتر از زندگی طبیعی دوست دارم.

233
00:12:12,497 --> 00:12:17,307
‫هر چند به اندازه ی اون بلونده که همیشه
‫سر بچه هاش فریاد میزنه بد نیست.

234
00:12:17,382 --> 00:12:20,576
‫آدمهایی که تو آتش گیر میکنند
‫به اندازه ی اون فریاد نمیزنند.

235
00:12:20,578 --> 00:12:26,664
‫و بعدش برای یک لحظه فکر کردم که
‫خانم سوزان مایر و من میتونیم دوست باشیم.

236
00:12:26,673 --> 00:12:30,079
‫بعدش اون شروع به حرف زدن کرد.

237
00:12:30,114 --> 00:12:32,900
‫خیلی خوب،خوبه
‫فکر کنم رفتند.

238
00:12:32,935 --> 00:12:35,686
‫میتونیم فیلم رو حالا ببینیم؟

239
00:12:35,722 --> 00:12:38,981
‫به محض اینکه باز کردن جعبه های
‫داخل آشپزخانه رو تموم کنی.

240
00:12:38,983 --> 00:12:40,169
‫امروز صبح تموم کردم.

241
00:12:41,201 --> 00:12:44,885
‫اوه،خدای من،اگر بتونی خیاطی کنی
‫تویِ زیرزمین حبست میکنم...

242
00:12:44,917 --> 00:12:46,570
‫و برای همیشه اینجا نگه ت میدارم.

243
00:12:47,015 --> 00:12:47,905
‫با حاله!

244
00:12:47,910 --> 00:12:51,863
‫ادی،داشتم شوخی میکردم،تو یک هفته
‫است که هر روز داری میای اینجا...

245
00:12:51,936 --> 00:12:54,317
‫- مامانت ناراحت نمیشه؟
‫- نه.

246
00:12:54,318 --> 00:12:56,588
‫مطمئنی؟
‫شاید بهتره باهاش تماس بگیرم.

247
00:12:56,624 --> 00:13:01,288
‫نه،اون دوست پسر جدید داره
‫و اونها دوست دارند تنها باشند

248
00:13:03,024 --> 00:13:07,072
‫باشه،پس چرا برای شام نمیمونی؟
‫من آشپزی میکنم.

249
00:13:07,073 --> 00:13:10,945
‫- عالیه!... - هرچند تو کسی هستی
‫که ظروف آشپزخانه رو باز کردی...

250
00:13:10,947 --> 00:13:12,488
‫بنابراین متنفرم که
‫سیستم تو رو بهم بریزم.

251
00:13:12,489 --> 00:13:15,171
‫من آشپزی میکنم
‫من میتونم سوپ گرم کنم.

252
00:13:15,207 --> 00:13:17,648
‫بیشتر از کاری هست که من
‫میتونم بکنم.

253
00:13:20,472 --> 00:13:23,575
‫خیلی خوب،یائولین
‫چقدر واقعاً مریضی؟

254
00:13:23,577 --> 00:13:27,820
‫اگر میتونی با تلفن تماس بگیری پس میتونی
‫بیای لباسها و چند تا ظرف رو هم تمیز کنی.

255
00:13:27,925 --> 00:13:34,182
‫صبرکن... ،یائولین،تو که میدونی وقتی با
‫زبان مادریت حرف میزنی من متوجه نمیشم.

256
00:13:35,213 --> 00:13:36,842
‫الو؟

257
00:13:36,939 --> 00:13:38,073
‫الو.

258
00:13:39,657 --> 00:13:41,803
‫غافلگیرت کردم عزیزم.

259
00:13:41,805 --> 00:13:44,163
‫عسلم! تو خونه چکار میکنی؟

260
00:13:44,199 --> 00:13:47,190
‫خوب،سر کار بودم که شروع کردم
‫به فکر کردن درباره ی...

261
00:13:47,226 --> 00:13:48,327
‫تنها...

262
00:13:48,362 --> 00:13:50,150
‫همسر زیبای خودم.

263
00:13:51,219 --> 00:13:54,932
‫و اون وانِ بزرگ و قشنگِ طبقه ی بالا
‫که ما هنوز افتتاحش نکردیم.

264
00:13:54,967 --> 00:13:56,412
‫ای حقه باز.

265
00:13:56,448 --> 00:14:00,094
‫پس داری میگی نمیخوای
‫با من آبتنی کنی؟

266
00:14:00,130 --> 00:14:06,231
‫خوب،بگمونم ماهیتابه میتونه تا زمانی که
‫یائولین سینه پهلوش خوب بشه صبر کنه.

267
00:14:09,290 --> 00:14:11,638
‫خیلی خوب.

268
00:14:11,674 --> 00:14:13,341
‫ما وان رو افتتاح کردیم.

269
00:14:13,376 --> 00:14:16,916
‫شاید بهتره دفعه ی بعد
‫اتاق میهمان رو افتتاح کنیم.

270
00:14:16,953 --> 00:14:18,658
‫این به نظر عالیه
‫اما من باید راه بیاُفتم.

271
00:14:18,659 --> 00:14:21,819
‫یک دقیقه صبر کن،تو میخوای برگردی سر کار؟
‫این یک دیدار سریع تو بعداز ظهر بود؟

272
00:14:21,821 --> 00:14:23,171
‫من نمیتونم تمام روز رو مرخصی بگیرم.

273
00:14:23,173 --> 00:14:25,355
‫من قبلاً دو تا جلسه و یک ناهار رو
‫بخاطر این لغو کردم.

274
00:14:25,788 --> 00:14:27,984
‫خوب،چقدر دیگه زمان داریم؟

275
00:14:28,021 --> 00:14:29,484
‫پنج دقیقه بیشتر.

276
00:14:29,519 --> 00:14:31,902
‫خوب،همینجوری اونجا نشین
‫یک نوازشی بکن.

277
00:14:34,286 --> 00:14:36,941
‫چی؟تو دیگه کی هستی؟

278
00:14:36,977 --> 00:14:38,168
‫ادی!

279
00:14:38,203 --> 00:14:39,701
‫تو این بچه رو میشناسی؟

280
00:14:39,736 --> 00:14:42,050
‫تو این محله زندگی میکنه.

281
00:14:42,085 --> 00:14:45,319
‫درب رو زدم،کسی جواب نداد.
‫واسه همین از پنجره اومدم داخل.

282
00:14:45,354 --> 00:14:47,293
‫ما برهنه هستیم،برو بیرون!

283
00:14:47,294 --> 00:14:49,677
‫اون بهم گفت میتونم بیام اینجا
‫این دیگه کیه؟

284
00:14:49,712 --> 00:14:52,742
‫شوهر منه،ادی! برو بیرون!

285
00:14:55,468 --> 00:14:59,008
‫اینطوری داری روزهات رو سپری میکنی؟

286
00:14:59,044 --> 00:15:01,326
‫اون تنهاست،منم تنهام.

287
00:15:01,327 --> 00:15:04,462
‫یک عالمه زن تو این خیابون هستن
‫که میتونی باهاشون دوست بشی.

288
00:15:04,464 --> 00:15:05,605
‫خوب،اونها همگی خیلی عجیب هستن.

289
00:15:05,606 --> 00:15:08,836
‫گبی،بهترین دوست تو یک
‫پسر بچه ی ۹ ساله است،این عجیبه.

290
00:15:08,837 --> 00:15:12,926
‫اون هیچ کسی رو تو زندگیش نداره
‫مادرش کاملاً نادیده ش میگیره.

291
00:15:12,928 --> 00:15:15,305
‫تو فکرشم برم اونجا و یک چیزی
‫بهش بگم.

292
00:15:15,306 --> 00:15:18,545
‫نه اینکار رو نمیکنی
‫فعلاً داریم اینجا زندگی میکنیم...

293
00:15:18,546 --> 00:15:20,909
‫و نمیخوام بعنوان یک همسایه ی
‫فضول شناخته بشیم.

294
00:15:25,074 --> 00:15:27,544
‫اما اون خیلی غمگین هست.

295
00:15:27,546 --> 00:15:30,457
‫اهمیتی نمیدم.
‫دست از بهانه آوردن بردار.

296
00:15:30,561 --> 00:15:33,867
‫ولش کن و بندازش بیرون و شروع کن
‫به ساختن زندگیِ خودت.

297
00:15:43,809 --> 00:15:45,617
‫رفیق؟

298
00:15:49,156 --> 00:15:54,059
‫ببین،ادی ،متاسفم کارلوس
‫سرت فریاد کشید.

299
00:15:54,093 --> 00:15:56,715
‫ما فقط داشتیم وان رو تمیز میکردیم.

300
00:15:56,750 --> 00:16:00,698
‫میدونم چکار میکردید.
‫احمق که نیستم.

301
00:16:00,735 --> 00:16:03,867
‫نه،احمق نیستی
‫و همین دلیلیه که باید بدونی...

302
00:16:03,902 --> 00:16:06,556
‫تو نمیتونی همینجوری واردِ
‫خونه ی مردم بشی.

303
00:16:06,592 --> 00:16:10,098
‫وقتی داشتم جعبه هات رو باز میکردم
‫هیچ اشکالی نداشت.

304
00:16:10,134 --> 00:16:12,959
‫ببین،ادی،من واقعاً دوستت دارم.

305
00:16:12,995 --> 00:16:15,411
‫اما یکچیزی هست...

306
00:16:15,446 --> 00:16:17,931
‫ما نمیتونیم بیشتر از این با هم باشیم

307
00:16:17,966 --> 00:16:20,080
‫من باید دوستان همسن خودم
‫داشته باشم...

308
00:16:20,082 --> 00:16:21,778
‫و تو هم باید دوستانِ هم سن
‫خودت داشته باشی.

309
00:16:23,518 --> 00:16:26,781
‫میدونی چیه؟
‫تو خیلی هم قشنگ نیستی.

310
00:17:22,241 --> 00:17:26,138
‫بری ،ادی رو استخدام کرده بود
‫تا در یک چهارشنبه کمک دستش باشه.

311
00:17:26,144 --> 00:17:29,842
‫و در تغییرات کمکش کنه.

312
00:17:29,877 --> 00:17:32,855
‫بنظر فوق العاده است،ادی.

313
00:17:32,891 --> 00:17:34,944
‫فردا همین موقع؟

314
00:17:34,980 --> 00:17:39,156
‫حتماً،خانم هاج.

315
00:17:41,110 --> 00:17:43,232
‫فکر کنم زیادی بهم دادید.

316
00:17:43,268 --> 00:17:45,698
‫اسمش رو بگذار جایزه برای
‫یک کار بی نقص.

317
00:17:45,734 --> 00:17:47,398
‫لازم نیست اینکار رو بکنید.

318
00:17:47,400 --> 00:17:50,004
‫خوب،مطمئنم تو میتونی از یک کم
‫پول اضافه استفاده کنی.

319
00:17:50,005 --> 00:17:51,374
‫دوست دختر داری؟

320
00:17:51,376 --> 00:17:53,581
‫شاید بتونی براش یک چیز قشنگ بخری.

321
00:17:53,582 --> 00:17:55,852
‫من دوست دختر ندارم.

322
00:17:58,166 --> 00:17:59,705
‫خوب...

323
00:17:59,742 --> 00:18:01,555
‫تو هنوز جوونی.

324
00:18:01,592 --> 00:18:04,090
‫خوب،اینکه من چند سالم هست
‫مهم نیست...

325
00:18:04,126 --> 00:18:06,693
‫دخترها هرگز توجه ای بمن ندارن.

326
00:18:06,729 --> 00:18:08,714
‫خوب،این به فکرت خطور نکرده...

327
00:18:08,749 --> 00:18:12,344
‫که شاید منتظر هستند
‫تو توجه ای به اونها بکنی؟

328
00:18:12,379 --> 00:18:14,124
‫نه.

329
00:18:17,242 --> 00:18:19,741
‫دختری هم هست که
‫دوستش داشته باشی؟

330
00:18:19,777 --> 00:18:23,337
‫یک دختری تو مدرسه هست.

331
00:18:23,373 --> 00:18:26,111
‫تا حالا باهاش حرف زدی؟

332
00:18:26,147 --> 00:18:29,758
‫دیدی؟اون احتمالاً بارها
‫به تو توجه کرده.

333
00:18:29,760 --> 00:18:32,199
‫و در تعجبه چرا پا پیش نگذاشتی
‫تا خودت رو معرفی کنی.

334
00:18:32,200 --> 00:18:34,117
‫من حتی نمیدونم چی بگم.

335
00:18:34,153 --> 00:18:36,995
‫چشمهای قشنگی داره؟

336
00:18:37,030 --> 00:18:39,117
‫همه چیزهاش قشنگه.

337
00:18:39,153 --> 00:18:42,405
‫خوب،تو میتونی با اشاره
‫به چشمهاش شروع کنی.

338
00:18:42,441 --> 00:18:45,830
‫باور کن،با یک تعریف واقعی هیچ
‫اتفاقی بدی رخ نمیده.

339
00:18:45,866 --> 00:18:47,816
‫مشاوره ی خوبیه.

340
00:18:47,852 --> 00:18:49,837
‫چیز دیگه ای هم هست؟

341
00:18:49,872 --> 00:18:52,576
‫خوب،یکبار که توجه اون رو جلب کردی
‫باید بهش اظهار عشق بکنی.

342
00:18:52,613 --> 00:18:54,701
‫اظهار عشق؟

343
00:18:54,703 --> 00:18:55,831
‫بله،بهش یک هدیه ی کوچک بده.

344
00:18:55,867 --> 00:18:58,297
‫تا بفهمه که تو داری بهش فکر میکنی.

345
00:18:58,332 --> 00:18:59,768
‫گلها قشنگ هستند.

346
00:18:59,805 --> 00:19:01,756
‫گلهای رُز حتی بهترند.

347
00:19:01,791 --> 00:19:03,708
‫و بعد نهایتاً

348
00:19:03,743 --> 00:19:06,276
‫میتونی رویِ جواهر کار بکنی.

349
00:19:06,312 --> 00:19:08,913
‫از عهده ی همه ی اینها بر نمیام.

350
00:19:11,586 --> 00:19:14,426
‫حالا میتونی.

351
00:19:23,608 --> 00:19:24,908
‫ببخشید.

352
00:19:24,943 --> 00:19:27,304
‫شما مادر ادی ارلوفسکی هستید؟

353
00:19:27,341 --> 00:19:29,908
‫- کی داره میپرسه؟
‫- بری هاج.

354
00:19:29,943 --> 00:19:33,765
‫پسر شما چند تا کار نقاشی برای من
‫در ویستیریا لین انجام داده.

355
00:19:33,766 --> 00:19:37,407
‫شما اون زنی که با باغبونش میخوابه
‫که نیستی،هستی؟

356
00:19:37,444 --> 00:19:41,585
‫اوه،خدای بزرگ،نه
‫اون یکنفر دیگه است

357
00:19:42,717 --> 00:19:45,935
‫میتونم لطفاً با ادی صحبت کنم؟

358
00:19:45,971 --> 00:19:48,127
‫اینجا نیست.

359
00:19:48,163 --> 00:19:51,477
‫خوب،پس،شاید شما
‫بتونی کمکم کنی.

360
00:19:53,532 --> 00:19:55,056
‫چند هفته پیش

361
00:19:55,057 --> 00:19:58,314
‫چند تا نصیحت درباره ی نحوه ی
‫صحبت کردن با دخترها به ادی کردم.

362
00:19:58,316 --> 00:20:01,148
‫خوشحالم یکنفر اینکار رو کرد
‫این بچه یک کودنه.

363
00:20:01,150 --> 00:20:03,013
‫بله،خوب...

364
00:20:03,015 --> 00:20:08,675
‫چیزی که متوجه نشدم این هست که
‫کسی که اون بهش علاقه داره...

365
00:20:08,677 --> 00:20:10,293
‫دختر خودم دانیل هست.

366
00:20:10,376 --> 00:20:13,067
‫اون به دخترم گل رُز داده
‫و بعدش گلهایِ رُز بیشتر...

367
00:20:13,068 --> 00:20:17,119
‫و بعد اینو داخل صندق پستی پیدا کردم.

368
00:20:17,120 --> 00:20:24,264
‫پول حروم کن بزرگ
‫درست مثل پدرش.

369
00:20:24,266 --> 00:20:26,643
‫این یک حرکت عاشقانه بوده.

370
00:20:30,445 --> 00:20:32,396
‫متاسفانه دانیل
‫احساساتش رو پاسخ نمیده...

371
00:20:33,021 --> 00:20:35,258
‫بیشتر وقتش رو با رقصنده های
‫ورزشیه دیگه میگذرونه...

372
00:20:35,259 --> 00:20:37,331
‫ادامه نده،بگو هم سطح با پسرم نیست.

373
00:20:38,481 --> 00:20:40,409
‫نه،این چیزی که منظورم بود نیست.

374
00:20:40,411 --> 00:20:42,535
‫پس چی،میخوای باهاش حرف بزنم؟

375
00:20:43,562 --> 00:20:45,275
‫بله.

376
00:20:45,276 --> 00:20:48,918
‫اگر فقط به نوعی بهش بگید
‫که سخت نگیره.

377
00:20:48,920 --> 00:20:49,977
‫متوجه شدم.

378
00:20:53,693 --> 00:20:55,150
‫چه خبره؟

379
00:20:55,633 --> 00:20:58,188
‫این خانم میگه که تو
‫دنبال دخترش افتاده بودی.

380
00:20:58,938 --> 00:21:00,168
‫من اینو که نگفتم.

381
00:21:00,170 --> 00:21:03,432
‫تو همین الان گفتی چند تا دختر رو که هیچ
‫شانسی باهاشون نداره بستوه آورده.

382
00:21:03,434 --> 00:21:04,891
‫دیگه چه اسمی روش میگذاری؟

383
00:21:06,072 --> 00:21:07,498
‫سعی داشتم بهش اظهار علاقه کنم.

384
00:21:12,969 --> 00:21:14,179
‫بهش اظهار علاقه کنی؟

385
00:21:14,180 --> 00:21:16,509
‫اوه،خدای من،این خیلی مضحکِ.

386
00:21:16,829 --> 00:21:18,367
‫لازم نیست اداش رو در بیاری.

387
00:21:18,368 --> 00:21:20,718
‫اوه،کی ادا در میاره؟
‫برق منو گرفت.

388
00:21:20,893 --> 00:21:23,221
‫همیشه فکر میکردم تنها دختری
‫با اون تموم میکنه...

389
00:21:23,223 --> 00:21:26,127
‫که یا کوره یا کر
‫یا پُر از وَرَم.

390
00:21:27,842 --> 00:21:31,619
‫اما حالا که میدونم چقدر تو اظهار
‫علاقه مهارت داره...

391
00:21:32,984 --> 00:21:34,472
‫لطفاً بهم نخند.

392
00:21:35,335 --> 00:21:36,967
‫هر کاری بخوام میکنم،رومئو.

393
00:21:37,172 --> 00:21:38,290
‫و نگران نباش.

394
00:21:38,671 --> 00:21:41,904
‫سعی میکنم کاری کنم تا دست
‫از تعقیبِ دختر شما برداره.

395
00:21:51,891 --> 00:21:53,502
‫متاسفم.

396
00:22:02,976 --> 00:22:04,176
‫سلام،ادی.

397
00:22:06,189 --> 00:22:07,318
‫چند روز گذشته.

398
00:22:07,319 --> 00:22:10,079
‫مطمئن نبودم دوباره ببینمت.

399
00:22:11,906 --> 00:22:14,020
‫نمیخواستم برگردم
‫اما احتیاج به پول دارم.

400
00:22:15,478 --> 00:22:17,674
‫نه،برای عصبانی بودن
‫سرزنشت نمیکنم.

401
00:22:19,471 --> 00:22:20,846
‫نمیخوام در اینباره حرف بزنم.

402
00:22:21,216 --> 00:22:25,023
‫اوه،ادی،ایکاش بهم گفته بودی که دانیل
‫دختری بوده که دوست داشتی.

403
00:22:25,958 --> 00:22:27,804
‫اوه،آره،درسته،بعدش
‫شما میتونستی بهم بگی...

404
00:22:27,806 --> 00:22:29,755
‫که اون هم سطح من نیست
‫و مامانم رو از دردسر نجات بدید.

405
00:22:29,756 --> 00:22:33,030
‫اینو نمی گفتم و قطعاً به تو نمیخندیدم.

406
00:22:33,656 --> 00:22:36,663
‫چرا که نه؟این خیلی هم خنده داره.

407
00:22:37,721 --> 00:22:40,687
‫بد ترکیب مفلوک میخواد با رقصنده ی
‫مشهور قرار بگذاره؟

408
00:22:41,170 --> 00:22:43,847
‫تنها چیزی که وقتی به تو نگاه میکنم
‫میبینم یک مرد جوانِ خوبه...

409
00:22:43,849 --> 00:22:46,168
‫که رفتار شایسته ای که لازمه
‫با اون نشده.

410
00:22:47,667 --> 00:22:49,718
‫آره،خوب،به دانیل بگید میتونه
‫آسوده خیال باشه...

411
00:22:49,720 --> 00:22:52,501
‫دیگه نمیخوام باهاش صحبت کنم
‫جلوی خودم رو میگیرم.

412
00:22:52,707 --> 00:22:55,817
‫اوه،ادی،دانیل خوشحال هم میشه
‫با تو صحبت کنه...

413
00:22:56,012 --> 00:22:57,017
‫بعنوانِ یک دوست.

414
00:22:57,019 --> 00:23:00,097
‫یک دوست نمیخوام.
‫یکی رو میخوام عاشقم باشه

415
00:23:04,808 --> 00:23:06,511
‫خوب، البته که میخوای.

416
00:23:09,232 --> 00:23:10,432
‫فکر کنم...

417
00:23:11,962 --> 00:23:12,896
‫فعلاً میخوام کار کنم.

418
00:23:20,851 --> 00:23:24,741
‫ادی،یکی اون بیرون مال توئه...

419
00:23:25,183 --> 00:23:27,338
‫تو فقط باید صبور باشی.

420
00:23:27,728 --> 00:23:28,549
‫برای چه مدت؟

421
00:23:30,459 --> 00:23:32,808
‫احساس میکنم منتظر کسی هستم
‫که هرگز پیداش نمیشه.

422
00:23:35,149 --> 00:23:38,146
‫بیرون از اینجا دخترهایی هستند
‫که "بله" رو به تو میگن.

423
00:23:38,824 --> 00:23:40,302
‫تو فقط باید پیداشون کنی.

424
00:23:44,941 --> 00:23:47,825
‫بله،نصفش پیش
‫نصفش هم آخر.

425
00:23:51,767 --> 00:23:52,567
‫خوب کجا بریم؟

426
00:23:53,902 --> 00:23:54,733
‫اون پایین.

427
00:23:57,844 --> 00:23:59,003
‫نگران نباش،ملوس.

428
00:23:59,393 --> 00:24:00,942
‫هیچکس ما رو نمیبینه.

429
00:24:01,693 --> 00:24:04,166
‫هر کاری دلت بخواد میتونی انجام بدی.

430
00:24:10,161 --> 00:24:11,238
‫صبرکن،صبرکن،صبرکن،صبرکن.

431
00:24:13,568 --> 00:24:14,491
‫یکچیزی رو فراموش کردم.

432
00:24:16,165 --> 00:24:17,417
‫اینها رو برات گرفتم

433
00:24:26,245 --> 00:24:27,394
‫فقط...

434
00:24:30,166 --> 00:24:31,674
‫لطفاً بهم نخند.

435
00:24:32,783 --> 00:24:33,953
‫متاسفم.

436
00:24:34,117 --> 00:24:35,133
‫متاسفم..

437
00:24:37,310 --> 00:24:38,770
‫فقط برو پی کارت

438
00:25:10,630 --> 00:25:15,501
‫سوزان اولین بار وقتی ادی رو دید
‫که بهش قهوه فروخت

439
00:25:16,264 --> 00:25:18,118
‫در یک روز پنجشنبه.

440
00:25:18,293 --> 00:25:20,425
‫اون چیزهای بیشتری هم متوجه شد

441
00:25:20,909 --> 00:25:22,093
‫این فوق العاده است.

442
00:25:22,918 --> 00:25:25,420
‫- آه،ممنون.
‫- سلام،نمیدونستم تو یک هنرمند هم بودی.

443
00:25:25,606 --> 00:25:27,695
‫اوه،فقط داشتم
‫وقت میگذروندم.

444
00:25:27,697 --> 00:25:28,530
‫چی میتونم براتون بیارم؟

445
00:25:28,531 --> 00:25:29,653
‫نه،بده اون رو ببینم.

446
00:25:38,625 --> 00:25:40,211
‫وای،نگاه کن به ترکیب سایه ها.

447
00:25:40,212 --> 00:25:42,517
‫این واقعاً خوبه.

448
00:25:42,519 --> 00:25:44,177
‫مادرم فکر میکنه وقتم رو هدر میدم.

449
00:25:44,362 --> 00:25:46,257
‫میگه خیلی از مردم از من بهترند.

450
00:25:46,443 --> 00:25:51,736
‫خوب،برو به مادرت بگو که من یک رتبه ی
‫ارزشمند از هنر دارم...

451
00:25:51,789 --> 00:25:53,200
‫که میگه من میدونم درباره ی
‫چی صحبت میکنم...

452
00:25:53,201 --> 00:25:54,775
‫و تو یک استعداد بزرگ داری

453
00:25:55,847 --> 00:25:58,597
‫- اینطور فکر میکنید؟... -بله،تو فقط
‫لازمه روی بهبودِ سبکِ خودت کار کنی.

454
00:25:59,586 --> 00:26:00,966
‫اگر بخوای میتونم کمکت کنم.

455
00:26:02,048 --> 00:26:02,758
‫جدی میگین؟

456
00:26:04,540 --> 00:26:06,280
‫عالی میشه،ممنون.

457
00:26:07,702 --> 00:26:10,256
‫خیلی خوب،هر چی میخواین
‫دستور بفرمایید.

458
00:26:12,688 --> 00:26:15,386
‫من یک شیر قهوه ی بزرگ میخوام.

459
00:26:16,550 --> 00:26:18,620
‫جالبه،شوهرتون هم اینجا بود

460
00:26:19,104 --> 00:26:20,566
‫و این دقیقاً چیزی هست
‫که اون سفارش داد.

461
00:26:20,773 --> 00:26:21,926
‫حقیقتش اون...

462
00:26:22,782 --> 00:26:24,296
‫در حالِ حاضر شوهر سابقم هست.

463
00:26:27,705 --> 00:26:29,094
‫اوه،متاسفم.
‫منظوری نداشتم.

464
00:26:29,096 --> 00:26:30,939
‫نه،نه،اشکالی نداره.
‫ما دیگه تموم کردیم.

465
00:26:32,155 --> 00:26:35,274
‫قراره مایک با زنی هست که در حال حاضر
‫اونطرف خیابون زندگی میکنه.

466
00:26:35,276 --> 00:26:36,326
‫و میخوام...

467
00:26:37,995 --> 00:26:41,579
‫دو تا شکلات میوه ای هم
‫به سفارشم اضافه کنم.

468
00:26:41,909 --> 00:26:43,237
‫ما همه خیلی خوشحالیم.

469
00:26:43,856 --> 00:26:46,400
‫خوب،اگر این باعثِ احساسِ بهتری
‫در شما میشه...

470
00:26:46,657 --> 00:26:48,871
‫مطمئنم خیلی از مردم دوست دارند
‫با شما قرار بگذارن.

471
00:26:49,119 --> 00:26:50,962
‫شما هم یک استعداد بزرگ دارید

472
00:26:53,249 --> 00:26:54,206
‫میوه ای.

473
00:26:55,618 --> 00:26:56,328
‫درسته.

474
00:27:00,470 --> 00:27:02,571
‫ادی،جزییات خیره کننده است

475
00:27:02,859 --> 00:27:04,445
‫استفاده ی تو از چشم انداز...

476
00:27:04,621 --> 00:27:07,309
‫باورم نمیشه ظرف چند هفته
‫اینقدر پیشرفت کنی.

477
00:27:08,782 --> 00:27:09,626
‫خوب...

478
00:27:10,522 --> 00:27:12,087
‫من یک معلم واقعاً خوب داشتم.

479
00:27:12,510 --> 00:27:13,601
‫این دلنشینه.

480
00:27:14,066 --> 00:27:17,784
‫اما حقیقتش فکر میکنم که تو
‫از من جلو زدی...

481
00:27:17,980 --> 00:27:19,906
‫و دلیلِ سورپرایزیه که برایِ تو دارم.

482
00:27:20,689 --> 00:27:21,430
‫چی؟

483
00:27:22,604 --> 00:27:26,753
‫من تو رو برای سمینار دو هفته ای
‫در انستیتو هنر ثبت نام کردم

484
00:27:29,938 --> 00:27:31,584
‫و قبل از اینکه تو بگی نمیتونی
‫از عهده اش بر بیای...

485
00:27:31,586 --> 00:27:32,842
‫از قبل یک چک نوشتم.

486
00:27:34,995 --> 00:27:37,364
‫این،احتمالاً،بهترین کاریِ که کسی
‫تا حالا برایِ من انجام داده.

487
00:27:40,558 --> 00:27:41,608
‫اما من نمیتونم برم.

488
00:27:42,525 --> 00:27:43,400
‫چرا نمیتونی؟

489
00:27:43,401 --> 00:27:45,046
‫مادرم هرگز اجازه نمیده.

490
00:27:45,048 --> 00:27:47,745
‫منظورم... اون... اون فکر میکنه
‫تمام این کارهای هنری احمقانه است.

491
00:27:47,747 --> 00:27:49,642
‫ادی،نمیتونی اجازه بدی
‫با تو اینکار رو بکنه.

492
00:27:49,848 --> 00:27:51,578
‫تو یک چنین هدیه ای داری.

493
00:27:58,325 --> 00:27:59,272
‫بمن گوش کن.

494
00:28:01,034 --> 00:28:02,743
‫وقتی عاشق کاری تا این اندازه هستی

495
00:28:03,177 --> 00:28:04,619
‫نمیتونی همینطوری رهاش کنی.

496
00:28:05,659 --> 00:28:08,738
‫این نوع عشق چیزی هست
‫که ما رو سر پا نگه میداره...

497
00:28:09,964 --> 00:28:12,394
‫چه اون رو دیگران
‫تحسین بکنند یا نکنند.

498
00:28:17,792 --> 00:28:20,367
‫این تنها چیزی هست که باعثِ
‫خوشحالیِ من میشه.

499
00:28:21,531 --> 00:28:24,106
‫پس بقیه ی دنیا برن به جهنم.

500
00:28:34,808 --> 00:28:35,786
‫خانم،مایر؟

501
00:28:36,075 --> 00:28:37,383
‫اونجایید؟منم ادی.

502
00:28:38,351 --> 00:28:40,596
‫اوه،بیا داخل!
‫الان میام پایین.

503
00:28:42,770 --> 00:28:44,860
‫اون کلاسهای هنر فوق العاده بودن.

504
00:28:45,582 --> 00:28:49,475
‫تو سه روز اول،هیچ کاری بجز کشیدنِ
‫تصویر از حافظه انجام ندادیم.

505
00:28:50,093 --> 00:28:53,522
‫و بعدش ما رو بردن به ساحلِ دریا
‫تا چشم اندازه دریا رو بکشیم

506
00:28:53,863 --> 00:28:55,078
‫کلی چیز دارم تا بهتون بگم!

507
00:28:55,295 --> 00:28:57,210
‫آره،منم همینطور.

508
00:29:00,600 --> 00:29:01,747
‫چرا این لباس رو پوشیدین؟

509
00:29:02,658 --> 00:29:03,569
‫دارم عروسی میکنم.

510
00:29:05,505 --> 00:29:06,252
‫با کی؟

511
00:29:06,325 --> 00:29:07,185
‫مایک.

512
00:29:07,574 --> 00:29:09,939
‫اما اون که شما رو طلاق داده بود.

513
00:29:10,431 --> 00:29:11,813
‫باعث شد اینقدر ناراحت باشید.

514
00:29:12,254 --> 00:29:13,237
‫اینکار رو کرد.

515
00:29:14,313 --> 00:29:19,463
‫اما وقتی اون مرد دیوونه ام. جی رو دزدید
‫و من رفتم دنبالش و بعدش مایک اومد دنبالِ ما

516
00:29:19,516 --> 00:29:20,796
‫و جانِ هر دو نفر ما رو نجات داد.

517
00:29:21,277 --> 00:29:23,601
‫در نتیجه برگشتیم سر عشق و عاشقیمون.

518
00:29:25,210 --> 00:29:28,005
‫این اصلاً با عقل جور در نمیاد
‫اینقدر سریع اتفاق افتاد.

519
00:29:28,067 --> 00:29:29,111
‫میدونم.

520
00:29:30,034 --> 00:29:32,113
‫خدای من،اینها شیرینی هستند؟

521
00:29:32,840 --> 00:29:33,474
‫بله.

522
00:29:33,864 --> 00:29:35,789
‫کثیف بنظر میان.
‫بریزشون دور.

523
00:29:36,957 --> 00:29:38,698
‫خوب،آره،سریع اتفاق افتاد.

524
00:29:39,169 --> 00:29:43,407
‫باورم نمیشه در عرض دو ساعت
‫میخوام با مایک ازدواج کنم

525
00:29:43,450 --> 00:29:45,692
‫و دارم باهاش عهد میبندم
‫که تا ابد با اون باشم...

526
00:29:46,697 --> 00:29:48,120
‫برای دومین بار.

527
00:29:48,468 --> 00:29:50,014
‫من اعتباری ندارم.

528
00:29:51,756 --> 00:29:52,677
‫اوه،من رو نگاه کن.

529
00:29:52,913 --> 00:29:54,479
‫نمیدونم قادر خواهم بود به سمتِ
‫محراب برم.

530
00:29:56,037 --> 00:29:58,300
‫اینها شکلاتند؟نه
‫نمیخوام بدونم.

531
00:29:58,853 --> 00:29:59,733
‫اینکار رو نکن.

532
00:30:00,011 --> 00:30:02,775
‫- بویِ خیلی خوبی دارن.
‫- نه،منظورم ازدواجه.

533
00:30:02,776 --> 00:30:04,680
‫اگر اطمینان نداری با مایک
‫ازدواج نکن.

534
00:30:05,582 --> 00:30:09,790
‫اوه،نه،ادی،کلیسا رزرو کردم
‫لباس خریدم،مجبورم با یکنفر ازدواج کنم.

535
00:30:11,317 --> 00:30:12,289
‫میتونی با من عروسی کنی.

536
00:30:17,063 --> 00:30:18,169
‫من یک مقدار پول پس انداز کردم.

537
00:30:27,263 --> 00:30:30,161
‫خیلی خوب،تو تقریباً گیرم انداختی.

538
00:30:32,906 --> 00:30:34,892
‫تو خیلی با محبتی.

539
00:30:35,231 --> 00:30:36,766
‫تو دیدی که من خیلی عصبی هستم.

540
00:30:36,767 --> 00:30:39,368
‫و میدونستی که به یک خنده ی خوب نیازمندم.

541
00:30:40,055 --> 00:30:41,560
‫نمیدونم بدون تو چیکار میکردم.

542
00:30:42,533 --> 00:30:43,802
‫هی،من مجبورم آماده بشم.

543
00:30:43,957 --> 00:30:45,401
‫اگر میخوای،به کلیسا بیا.

544
00:30:47,644 --> 00:30:48,422
‫اوه،چرا که نه؟

545
00:30:49,620 --> 00:30:51,760
‫همیشه میتونم از دسته گل
‫برای پوشاندن لکه ها استفاده کنم.

546
00:31:11,128 --> 00:31:12,950
‫با اختیاری که به من داده شده

547
00:31:13,268 --> 00:31:16,780
‫شما را زن و شوهر اعلام میکنم.

548
00:31:17,098 --> 00:31:18,542
‫میتونی عروس رو ببوسی.

549
00:31:44,648 --> 00:31:46,122
‫تازه عروس.

550
00:32:28,554 --> 00:32:29,537
‫جولی!

551
00:32:43,322 --> 00:32:44,120
‫ادی.

552
00:32:45,247 --> 00:32:47,827
‫تازه داشتم چند تا قهوه میگرفتم
‫چقدر خوب شد تو رو دیدم.

553
00:32:48,453 --> 00:32:52,087
‫خوب،این اولین روزی هست که به
‫غیر فامیل اجازه ی عیادت دادن

554
00:32:57,066 --> 00:32:58,848
‫هنوز نمیتونم باور کنم این اتفاق افتاده.

555
00:32:59,790 --> 00:33:01,151
‫دائم از خودم میپرسم.

556
00:33:01,152 --> 00:33:04,019
‫چطور ممکنه همچین شیطانی
‫تو این دنیا باشه؟

557
00:33:08,956 --> 00:33:11,106
‫چه جور هیولایی میتونست
‫اینکار رو باهاش بکنه؟

558
00:33:17,785 --> 00:33:18,993
‫این کار یک هیولا نبوده.

559
00:33:21,789 --> 00:33:23,898
‫نه،هیولاها بزرگ و قوی هستند

560
00:33:24,800 --> 00:33:28,332
‫کسی که مرتکب اینکار شده یک آدم
‫ضعیفِ ناچیز آشغاله...

561
00:33:28,333 --> 00:33:30,831
‫که حتی لیاقتِ بودن روی
‫زمین رو هم نداره.

562
00:33:32,625 --> 00:33:35,645
‫هر کسی که تونسته اینکار رو با
‫آدمهایی به خوبی جولی و تو انجام بده...

563
00:33:37,254 --> 00:33:40,817
‫باید به همه یک لطفی بکنه
‫و فقط بره...

564
00:33:42,016 --> 00:33:43,439
‫خودش رو بِکُشه.

565
00:33:45,642 --> 00:33:47,178
‫هر کسی که تونسته اینکار رو بکنه...

566
00:33:48,806 --> 00:33:50,874
‫برای خودکشی خیلی ترسو و بزدل هست.

567
00:33:57,430 --> 00:33:59,178
‫حق با توئه.

568
00:34:09,230 --> 00:34:12,189
‫در جریان یک شب از بازی با کلماتِ
‫جمعه شبها بود...

569
00:34:12,190 --> 00:34:15,726
‫که حقیقتِ زندگیِ ادی برای
‫لینت تعریف شد.

570
00:34:16,230 --> 00:34:17,165
‫سه کلمه.

571
00:34:17,607 --> 00:34:18,850
‫کلمه ی سوم،کلمه ی سوم.

572
00:34:20,516 --> 00:34:22,777
‫تو. تو،حامله ای

573
00:34:22,963 --> 00:34:25,306
‫باد کردی،ورم کردی،چاق شدی.

574
00:34:26,314 --> 00:34:27,782
‫خانم،تام،من یک خانم هستم.

575
00:34:27,784 --> 00:34:29,582
‫حرف نزدن،بهتر از ضربه زدنه.

576
00:34:32,070 --> 00:34:33,457
‫" دوباری یک خانم بود"

577
00:34:34,034 --> 00:34:35,267
‫"سه مرتبه یک خانم "

578
00:34:35,452 --> 00:34:37,497
‫خانم رو با پا لگد کن"... - نه-".
‫- نه... خانم زیبای من!

579
00:34:37,499 --> 00:34:39,194
‫بله. بله!

580
00:34:39,739 --> 00:34:41,877
‫" خانم رو با پا لگد کن"
‫واقعاً؟

581
00:34:43,378 --> 00:34:44,375
‫دارم میام!

582
00:34:44,611 --> 00:34:48,630
‫این وقتی آدم،باد کرده،ورم کرده
‫و چاق شده آسون نیست.

583
00:34:50,645 --> 00:34:51,600
‫بچه ی من کجاست؟

584
00:34:52,033 --> 00:34:54,674
‫سلام،باربارا اون اینجا با ماست
‫نمیای داخل؟

585
00:34:55,220 --> 00:34:56,093
‫نه.

586
00:34:58,016 --> 00:34:58,879
‫ادی.

587
00:34:59,629 --> 00:35:00,862
‫بیا بیرون.

588
00:35:07,586 --> 00:35:09,969
‫- مامان،تو اینجا چکار میکنی؟
‫- چرا جوابِ تلفنت رو نمیدی؟

589
00:35:09,971 --> 00:35:11,419
‫خوب،این احتمالاً تقصیر ما بوده.

590
00:35:11,420 --> 00:35:14,276
‫داشتیم بازیِ کلمات میکردیم و خودت
‫میدونی چه داد و بیدادی بپا میشه.

591
00:35:14,278 --> 00:35:16,940
‫آره،بگمونم دعوتنامه ی منهم
‫پستچی گم کرده.

592
00:35:17,639 --> 00:35:20,517
‫- تو بر میگردی خونه.
‫- حتی ساعت ۸ نشده مامان.

593
00:35:20,713 --> 00:35:22,779
‫- اهمیتی نمیدم
‫- مامان دارم خوش میگذرونم.

594
00:35:22,974 --> 00:35:25,533
‫خوب،تو قبل از اینکه دم و دستگاه
‫من رو پنهان کنی باید بهش فکر میکردی.

595
00:35:25,570 --> 00:35:26,345
‫من پنهانشون نکردم.

596
00:35:26,346 --> 00:35:28,298
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- چیزی نیست.

597
00:35:28,299 --> 00:35:29,983
‫آره،اون مشروبات من رو پنهان کرده.

598
00:35:29,985 --> 00:35:32,667
‫و بعدش از این عمل خجالت میکشه
‫وقتی بخاطر اون باهاش تماس میگیرم.

599
00:35:32,904 --> 00:35:34,815
‫میدونم تو پنهان کردی
‫تو حرومزاده ی کوچولو.

600
00:35:35,885 --> 00:35:37,560
‫نه،خانم اسکاوو
‫اشکالی نداره،اشکالی نداره.

601
00:35:37,776 --> 00:35:39,574
‫مامان زودباش،میبرمت خونه.

602
00:35:43,882 --> 00:35:46,606
‫فکر نمیکنم تو باید با پسر خودت
‫اینطوری صحبت کنی.

603
00:35:48,611 --> 00:35:49,628
‫به شما چه ربطی داره؟

604
00:35:50,379 --> 00:35:51,859
‫چیه؟پروژه یِ حیوانِ خانگیِ توئه؟

605
00:35:52,640 --> 00:35:56,751
‫یک شام کوچولو بهش دادی خورده
‫لینت،بعد بردینش سر اون بازیِ احمقانتون...

606
00:35:56,814 --> 00:35:59,332
‫تا بتونی احساس خوبی نسبت
‫به خودت داشته باشی؟

607
00:36:00,864 --> 00:36:02,046
‫آره.

608
00:36:02,303 --> 00:36:03,701
‫من شماره ی شما رو گرفتم.

609
00:36:28,433 --> 00:36:29,717
‫اسکاچم تموم شده.

610
00:36:31,373 --> 00:36:32,585
‫برم بیرون یک مقدار براتون میخرم.

611
00:36:34,416 --> 00:36:35,659
‫هیچ چی تو اتاقت نداری؟

612
00:36:35,876 --> 00:36:37,592
‫نه،بیرون از اتاقم هم ندارم.

613
00:36:44,654 --> 00:36:47,018
‫سلام،خانم اسکاوو.
‫اومدم ماشینتون رو درست کنم.

614
00:36:48,139 --> 00:36:50,554
‫تو خیلی با محبتی که این
‫یادت مونده متشکرم.

615
00:36:51,017 --> 00:36:51,901
‫بنابراین...

616
00:36:52,652 --> 00:36:53,998
‫چه چیزهایی تو خونه هستند؟

617
00:36:55,478 --> 00:36:58,047
‫آچار ابزار تو گاراژند؟
‫احتمالاً دیگه باید شروع کنم.

618
00:36:58,583 --> 00:36:59,333
‫آره.

619
00:36:59,529 --> 00:37:00,104
‫باشه.

620
00:37:12,871 --> 00:37:14,135
‫هی،کیکی باقی مونده؟

621
00:37:14,393 --> 00:37:15,616
‫مطمئن نیستم.

622
00:37:17,692 --> 00:37:18,421
‫تو خوبی؟

623
00:37:19,286 --> 00:37:22,441
‫نمیدونم،دائم دارم درباره ی
‫دیشب فکر میکنم.

624
00:37:22,647 --> 00:37:24,332
‫آره،منم همینطور.

625
00:37:24,878 --> 00:37:26,255
‫و من فقط خیلی...

626
00:37:29,339 --> 00:37:30,418
‫خشمگین شدم.

627
00:37:31,703 --> 00:37:35,146
‫بله،اون باربارا یک زنِ بسیار
‫تحریک آمیزه.

628
00:37:35,321 --> 00:37:38,404
‫نه،تام،نه،من از دستِ
‫خودمون خشمگینم.

629
00:37:38,796 --> 00:37:41,735
‫روشی که اون با ادی صحبت کرد
‫و ما هیچکاری نکردیم.

630
00:37:41,931 --> 00:37:45,538
‫میدونم،اما ما نمیتونیم زورش کنیم
‫تا با بچه ی خودش خوب باشه.

631
00:37:45,539 --> 00:37:46,988
‫این چیزیه که همه همیشه میگن.

632
00:37:48,911 --> 00:37:51,213
‫اما ما همه اون زن رو که کابوسِ
‫مستی هست رو میشناسیم.

633
00:37:51,214 --> 00:37:54,079
‫ازش شکایت میکنیم
‫به شایعات در موردش گوش میدیم.

634
00:37:54,081 --> 00:37:57,421
‫و وقتی تماشا میکنیم پا به درونِ
‫اون خونه میگذاره...

635
00:37:58,162 --> 00:38:00,958
‫از کجا باید بدونیم اتفاق بدی
‫در حال افتادن نیست.

636
00:38:01,688 --> 00:38:03,127
‫اما هیچکاری نمیکنیم.

637
00:38:05,677 --> 00:38:06,355
‫خوب...

638
00:38:07,475 --> 00:38:10,301
‫من از اینکه آدمی باشم که هیچکاری
‫نمیکنه خسته شدم.

639
00:38:12,245 --> 00:38:16,418
‫خوب،ادی در حال حاضر یک بزرگساله
‫و هر وقتی بخواد میتونه بیاد بیرون.

640
00:38:16,583 --> 00:38:19,553
‫احتمالاً خیلی صدمه دیده
‫نمیدونه چطور میتونه بیرون بیاد.

641
00:38:23,470 --> 00:38:25,124
‫با این قضیه میخوای چکار کنی؟

642
00:38:26,893 --> 00:38:28,969
‫مامان،از فروشگاه برگشتم.

643
00:38:30,738 --> 00:38:31,457
‫مامان؟

644
00:38:34,315 --> 00:38:35,147
‫اینها چیه؟

645
00:38:36,412 --> 00:38:37,614
‫بریده های روزنامه هات.

646
00:38:41,058 --> 00:38:42,456
‫درک نمیکنم،ادی.

647
00:38:43,865 --> 00:38:49,096
‫اینها همه بریده ی روزنامه هایی هستند
‫درباره ی دخترهایی که در فیریو...

648
00:38:50,084 --> 00:38:52,211
‫خفه شده یا بقتل رسیدن.

649
00:38:55,552 --> 00:38:57,330
‫چرا تو همچین چیزهایی
‫جمع آوری میکنی؟

650
00:39:01,679 --> 00:39:03,282
‫فقط به پاهات نگاه نکن.

651
00:39:04,639 --> 00:39:06,715
‫تو باید حقیقت رو بهم بگی،باشه؟

652
00:39:08,494 --> 00:39:10,148
‫تو در آسیب رسوندن به
‫این دخترها...

653
00:39:11,300 --> 00:39:12,759
‫دست داری؟

654
00:39:18,321 --> 00:39:19,348
‫اوه،خدای من.

655
00:39:22,782 --> 00:39:25,177
‫چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
‫اوه،خدا.

656
00:39:25,373 --> 00:39:28,199
‫من تو رو برای همچین کارهایی
‫بزرگ نکردم.

657
00:39:31,900 --> 00:39:32,999
‫بزرگ نکردی؟

658
00:39:35,560 --> 00:39:38,386
‫قراره چه معنی بده؟
‫این هم تقصیر منه؟

659
00:39:38,973 --> 00:39:41,666
‫نگاه کن... تو مضطربی

660
00:39:43,187 --> 00:39:46,579
‫چرا نمیشینی و مشروبت رو نمیخوری؟

661
00:39:47,504 --> 00:39:49,251
‫میخوای سعی کنی
‫تقصیر رو بندازی گردن من؟

662
00:39:50,002 --> 00:39:50,896
‫امکان نداره.

663
00:39:51,873 --> 00:39:53,116
‫نفرین بر تو.

664
00:39:56,550 --> 00:39:58,503
‫- داری چکار میکنی؟
‫- فکر میکنی دارم چکار میکنم،احمق؟

665
00:39:58,504 --> 00:40:00,856
‫دارم با پلیس تماس میگیرم!

666
00:40:01,063 --> 00:40:02,615
‫اینکار رو نکن
‫بگذارش زمین.

667
00:40:02,841 --> 00:40:06,458
‫همیشه میگفتم بدترین اشتباهی که
‫تو زندگیم کردم به دنیا آوردن تو بود.

668
00:40:47,002 --> 00:40:50,497
‫- سلام ادی،چه بموقع
‫- خانم اسکاوو،اینجا چکار میکنید؟

669
00:40:50,682 --> 00:40:51,616
‫تو خوبی؟

670
00:40:51,617 --> 00:40:53,230
‫،اوه،خدای من
‫داری میلرزی...

671
00:40:53,232 --> 00:40:56,283
‫اوه،آره،تازه داشتم
‫میرفتم بیرون.

672
00:40:56,459 --> 00:40:57,517
‫پس سریع صحبت میکنم.

673
00:40:58,011 --> 00:41:00,375
‫تام و من با هم
‫صحبت کردیم و...

674
00:41:00,807 --> 00:41:03,541
‫دوست داریم اگر تو بخوای
‫بیای پیش ما.

675
00:41:05,895 --> 00:41:07,303
‫میدونم این یک تغییر بزرگه

676
00:41:07,305 --> 00:41:09,544
‫اما تو باید از اینجا بیرون بیای،ادی.

677
00:41:09,945 --> 00:41:12,278
‫اینجا محلِ سالمی نیست.

678
00:41:14,006 --> 00:41:15,167
‫آره.

679
00:41:16,267 --> 00:41:17,593
‫بگمونم این میتونه بهتر باشه.

680
00:41:22,579 --> 00:41:23,905
‫اوه،خدای من.

681
00:41:26,660 --> 00:41:28,068
‫اون غش کرده؟

682
00:41:29,744 --> 00:41:30,750
‫آره.

683
00:41:30,751 --> 00:41:32,374
‫این چیزیه که داشتم دربارش
‫حرف میزدم...

684
00:41:32,375 --> 00:41:34,645
‫این دلیلیه که تو باید از اینجا
‫خارج بشی.

685
00:41:34,647 --> 00:41:36,147
‫منظورم،نگاهش کن...

686
00:41:37,535 --> 00:41:38,727
‫مست و پاتیل شده.

687
00:41:40,414 --> 00:41:41,308
‫خیلی خوب.

688
00:41:42,983 --> 00:41:44,154
‫من میام با شما زندگی میکنم.

689
00:41:45,060 --> 00:41:48,421
‫عالیه،پس همین الان چمدونت رو ببند
‫و بیا اونجا.

690
00:41:48,617 --> 00:41:49,768
‫امیدوارم گوشت کوبیده
‫دوست داشته باشی.

691
00:41:51,639 --> 00:41:55,297
‫میخوای بیام داخل کمکت کنم یا
‫میخوای برگردم بعداً باهاش حرف بزنم؟

692
00:41:55,401 --> 00:41:59,029
‫باور کنید،خانم اسکاوو
‫اون حرف کسی رو گوش نمیکنه.

693
00:42:00,828 --> 00:42:01,598
‫باشه.

694
00:42:10,460 --> 00:42:13,790
‫این خانه ای در شهر فیریو است.

695
00:42:15,405 --> 00:42:18,375
‫درونِ این خانه هیولایی
‫زندگی میکنه...

696
00:42:20,421 --> 00:42:23,227
‫که زنان رو بقتل میرسونه.

697
00:42:24,708 --> 00:42:29,426
‫شاید در تعجب باشید
‫چگونه به یک هیولا تبدیل شده؟

698
00:42:30,680 --> 00:42:32,612
‫پاسخ ساده است.

699
00:42:33,579 --> 00:42:35,984
‫هیولاها بوسیله ی...

700
00:42:36,920 --> 00:42:39,202
‫هیولاهای دیگه بوجود میان.

701
00:42:43,407 --> 00:42:49,892
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>