1
00:00:00,530 --> 00:00:02,260
‫آنچه گذشت.

2
00:00:02,480 --> 00:00:04,450
‫چرا بهم نگفتی مشکل مالی داری؟

3
00:00:04,810 --> 00:00:06,870
‫سوزان تصمیم سختی گرفت.

4
00:00:07,240 --> 00:00:09,680
‫- نمیتونی منزل رو بفروشی.
‫- نمیفروشیم،اجاره میدیم.

5
00:00:10,380 --> 00:00:12,330
‫بری بوسیله ی سم تهدید شد.

6
00:00:12,510 --> 00:00:15,870
‫دارم درباره ی پسرت که مادر
‫کارلوس رو زیر گرفته حرف میزنم.

7
00:00:17,100 --> 00:00:19,170
‫میخوام که شرکت رو به نام من کنی.

8
00:00:19,190 --> 00:00:21,460
‫پاتریک چیزی رو که احتیاج داشت

9
00:00:21,470 --> 00:00:24,190
‫تا انجی رو مجبور به انجام کاری کنه
‫بدست آورد.

10
00:00:24,210 --> 00:00:25,390
‫تو باید برام یک بمب دیگه بسازی.

11
00:00:26,170 --> 00:00:29,190
‫اما انجی موفق شد پیام کمکی
‫به بیرون ارسال کنه.

12
00:00:31,140 --> 00:00:34,770
‫و لینت کشف کرد که ادی قاتل بوده.

13
00:00:40,550 --> 00:00:42,610
‫در آغاز اون لحظات وحشتناک...

14
00:00:43,060 --> 00:00:46,210
‫تنها چیزی که لینت اسکاوو میتونست
‫بهش فکر کنه بچه هاش بودند.

15
00:00:48,300 --> 00:00:50,640
‫لحظه ای که دخترش
‫شروع به راه رفتن کرد.

16
00:00:53,250 --> 00:00:56,240
‫روزی که پسرش در مسابقه ی
‫هجی کلمات برنده شد...

17
00:00:57,980 --> 00:01:01,190
‫و اون باری که دوقلوها با یک
‫وزغ ترسوندنش.

18
00:01:04,660 --> 00:01:08,110
‫بله این چیزی بود که در ذهن
‫لینت میگذشت...

19
00:01:08,450 --> 00:01:12,870
‫وقتی که توسط مرد جوان آشفته ای
‫به گروگان گرفته شده بود.

20
00:01:14,410 --> 00:01:16,430
‫ادی،خواهش میکنم.

21
00:01:16,630 --> 00:01:17,750
‫با من حرف نزنید،خانم اسکاوو.

22
00:01:17,950 --> 00:01:20,670
‫- من واقعاً به فکر احتیاج دارم.
‫- میدونم باید ترسیده باشی.

23
00:01:21,160 --> 00:01:24,340
‫اما من دوستت هستم،ادی.
‫میخوام کمک کنم.

24
00:01:24,780 --> 00:01:26,270
‫ببینید،... شما... شما
‫چکار میتونید بکنید؟

25
00:01:26,440 --> 00:01:27,340
‫شما هیچکاری نمیتونید بکنید.

26
00:01:27,380 --> 00:01:31,610
‫میتونم به مردم بگم که مادرت
‫چه الکلیِ عصبانیِ کثیفی بوده.

27
00:01:31,680 --> 00:01:34,230
‫چطور از تو سوءاستفاده کرده
‫چطور تو رو بی پناه گذاشته.

28
00:01:34,430 --> 00:01:37,030
‫- و تو تقریباً حق هیچ اتخابی رو نداشتی.
‫- و درباره ی بقیه چی؟

29
00:01:38,890 --> 00:01:39,800
‫کدوم بقیه؟.

30
00:01:39,990 --> 00:01:41,490
‫بقیه ی دخترهایی که کشتم.

31
00:01:47,020 --> 00:01:50,130
‫هنوز هم فکر میکنید میتونید
‫کمکم کنید؟ببینید...

32
00:01:50,710 --> 00:01:51,790
‫نمیخوام بشما آسیبی بزنم.

33
00:01:53,570 --> 00:01:58,660
‫ببینید،با هم میریم و من شما رو یکجایی
‫خارج شهر پیاده میکنم و تا موقعی که...

34
00:01:58,672 --> 00:02:02,712
‫- شما کسی رو پیدا کنید تا
‫بهش بگید من رفتم... -نه.

35
00:02:02,760 --> 00:02:05,230
‫ببینید،نمیدونم دیگه چکار کنم ،نمیتونم
‫شما رو آزاد کنم تا برین پیش پلیس.

36
00:02:05,241 --> 00:02:07,041
‫من هیچ جایی نمیتونم برم.

37
00:02:08,350 --> 00:02:08,890
‫بله.

38
00:02:10,000 --> 00:02:13,830
‫تمام چیزی که لینت میتونست بهش
‫فکر کنه بچه هاش بودن...

39
00:02:14,610 --> 00:02:16,830
‫کیسه ی آبم همین الان پاره شد.

40
00:02:18,860 --> 00:02:23,380
‫مخصوصاً بچه ای که داشت
‫تازه متولد میشد.

41
00:02:25,899 --> 00:02:32,454
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

42
00:02:36,380 --> 00:02:39,077
‫ترزا پروایت مدت زمانی یک پرستار بود.

43
00:02:40,345 --> 00:02:45,619
‫به مدت ۳۳ سال در بخش زنانِ بیمارستانِ
‫مموریال فیریو کار کرده بود

44
00:02:48,807 --> 00:02:52,023
‫او روزهاش رو با پرستاری از نوزادان...

45
00:02:55,760 --> 00:02:58,416
‫و مراقبت از مادرانی که
‫تازه فارغ شده بودند میگذروند.

46
00:03:02,233 --> 00:03:05,559
‫این کاری بود که او از صمیم قلب
‫دوست داشت.

47
00:03:08,438 --> 00:03:11,204
‫اما این مربوط به سالها پیش بود.

48
00:03:13,093 --> 00:03:16,698
‫حال ترزا پروایت دوباره به
‫بیمارستان برگشته...

49
00:03:18,887 --> 00:03:21,503
‫اما این بار بعنوانِ یک بیمار...

50
00:03:22,763 --> 00:03:25,439
‫بیماری با یک راز.

51
00:03:29,427 --> 00:03:32,164
‫سلام،ترزا.
‫به محض اینکه تونستم اومدم.

52
00:03:33,113 --> 00:03:33,892
‫واقعاً متاسفم.

53
00:03:34,262 --> 00:03:35,260
‫متاسف نباشید.

54
00:03:36,620 --> 00:03:37,348
‫نوبت من رسیده.

55
00:03:38,998 --> 00:03:39,826
‫تو خیلی شجاعی.

56
00:03:40,306 --> 00:03:44,830
‫کاش این حقیقت داشت،پدر.

57
00:03:49,158 --> 00:03:53,393
‫میدونستی یک مدت
‫تو این بیمارستان پرستار بودم؟

58
00:03:54,022 --> 00:03:56,899
‫بله،تو تازه چند سال پیش
‫بازنشسته شدی،درسته؟

59
00:03:57,609 --> 00:04:01,594
‫بازنشسته نشدم.
‫بخاطر گناهی که کردم استعفا دادم.

60
00:04:02,874 --> 00:04:04,171
‫منظورت چیه؟

61
00:04:04,823 --> 00:04:06,610
‫من یک کار وحشتناک کردم.

62
00:04:09,338 --> 00:04:10,436
‫میخوای اعتراف کنی؟

63
00:04:11,475 --> 00:04:14,091
‫نه،اعترافات شخصی هستند.

64
00:04:15,172 --> 00:04:18,977
‫و کسی که این بیمارستان رو اداره میکنه
‫باید بفهمه که من چکار کردم.

65
00:04:20,117 --> 00:04:22,773
‫چرا که اونها باید درستش کنند.

66
00:04:29,359 --> 00:04:30,057
‫اوه،ببخشید.

67
00:04:31,551 --> 00:04:33,666
‫من باید نیک بولن رو ببینم.
‫تو کدوم اتاق هست؟

68
00:04:33,717 --> 00:04:34,227
‫متاسفم.

69
00:04:34,309 --> 00:04:36,725
‫ساعات ملاقات تا ساعت ۹ شروع نمیشه

70
00:04:36,846 --> 00:04:38,781
‫میدونم؛ اما این اضطراریه.

71
00:04:39,072 --> 00:04:41,077
‫خانم،اون تازه از کما خارج شده

72
00:04:41,108 --> 00:04:44,778
‫مگر اینکه از اقوام نزدیک باشید
‫شما باید ساعت ۹ برگردید.

73
00:04:45,531 --> 00:04:47,115
‫باشه،متوجه شدم.

74
00:04:47,176 --> 00:04:48,529
‫شما فقط از قوانین پیروی میکنید.

75
00:04:49,021 --> 00:04:53,011
‫تو یک پرستاری... با حقوق کم
‫پرستاری که دستمزدش خیلی پایینه...

76
00:04:53,233 --> 00:04:56,361
‫که شاید به مقداری کمک برای
‫گذران زندگی نیاز داره...

77
00:04:56,894 --> 00:05:01,085
‫پس،نظرت درباره ی
‫دوازده دلار چیه؟

78
00:05:04,866 --> 00:05:06,299
‫صبر کن،باید ۱۰ دلار برای
‫پارکینگ بردارم.

79
00:05:07,484 --> 00:05:08,385
‫خانم.

80
00:05:09,470 --> 00:05:11,455
‫آدامس چی؟آدامس دوست داری؟

81
00:05:11,516 --> 00:05:12,818
‫بعداً بر گردید.

82
00:05:18,085 --> 00:05:20,782
‫هی،لونا،دکتر بورک تو رادیولوژی
‫بهت احتیاج داره.

83
00:05:21,033 --> 00:05:21,835
‫ممنون.

84
00:05:33,018 --> 00:05:36,196
‫هی! شما با موی دم اسبی!
‫باید نیک بولن رو ببینم.

85
00:05:36,206 --> 00:05:37,548
‫شما فامیلشی؟

86
00:05:38,162 --> 00:05:40,117
‫پس چی فکر کردی؟
‫من همسرش انجی هستم.

87
00:05:40,459 --> 00:05:43,557
‫واقعاً؟پس اون خانم بلوندی که
‫اومده بود اینجا کی بود؟

88
00:05:44,250 --> 00:05:46,997
‫اون فاحشه؟اینجا بوده؟
‫الان میرم حسابش رو میرسم!

89
00:05:47,027 --> 00:05:48,500
‫نه،نه! احتمالاً اشتباه کردم.

90
00:05:49,435 --> 00:05:51,049
‫شاید بهتره سرپرستم رو خبر کنم.

91
00:05:51,069 --> 00:05:53,215
‫من شبیه کسی هستم که وقت داره
‫منتظر سرپرست تو بمونه؟

92
00:05:53,446 --> 00:05:55,531
‫سوس گذاشتم رو اجاق
‫غذام تو فره...

93
00:05:55,549 --> 00:05:57,283
‫و یک سیبیل دارم که باید کوتاه کنم
‫راه بیاُفت بریم!

94
00:05:57,749 --> 00:05:59,288
‫زودباش! راه بیاُفت!

95
00:06:09,518 --> 00:06:10,563
‫متشکرم.

96
00:06:12,963 --> 00:06:16,082
‫دیشب... دیشب چکش کسی رو زدیم یا نه؟

97
00:06:16,329 --> 00:06:18,046
‫نه،شما چکش همه رو زدین.

98
00:06:18,125 --> 00:06:20,878
‫پرستون و من همه جا دنبال شما راه افتادیم
‫تا از همه عذرخواهی کنید.

99
00:06:21,255 --> 00:06:23,061
‫یک چیز دیگه که به مادرت
‫نخواهیم گفت.

100
00:06:24,374 --> 00:06:26,140
‫هی،فکر میکنی وقتی اومدم داخل
‫بیدارش کردم؟

101
00:06:26,527 --> 00:06:27,523
‫- وقتی اومدید داخل؟
‫- آره.

102
00:06:27,830 --> 00:06:32,045
‫نه وقتی پریدی روی میز و زدی
‫زیر آواز،شاید

103
00:06:32,716 --> 00:06:35,903
‫بچه ها،الان اتاق مامان رو بررسی کردم
‫مامان اونجا نیست.

104
00:06:36,487 --> 00:06:38,007
‫و از تختخوابش اینطور بنظر میاد
‫که اصلاً روش نخوابیده.

105
00:06:38,640 --> 00:06:41,837
‫اوه،خدایا،صدام رو شنیده.

106
00:06:42,233 --> 00:06:44,246
‫باید از ناراحتی سر صبح
‫زده باشه بیرون.

107
00:06:44,938 --> 00:06:46,447
‫اما چرا بیدارت نکرده
‫و فریاد سرت نکشیده؟

108
00:06:47,535 --> 00:06:48,580
‫زخم چاقویی ندارم؟

109
00:06:53,349 --> 00:06:56,479
‫برگشتی،چه اتفاقی با سم افتاد؟

110
00:06:57,110 --> 00:06:59,960
‫بهش گفتی که به خدماتش دیگه
‫احتیاجی نداری؟

111
00:07:00,271 --> 00:07:03,291
‫سعی کردم،پاسخش تهدیدِ من بود.

112
00:07:04,342 --> 00:07:04,811
‫چی؟

113
00:07:05,843 --> 00:07:07,853
‫اون میدونه که چه اتفاقی
‫برای خانم سولیس افتاده.

114
00:07:11,604 --> 00:07:13,954
‫گبی،چه ربطی به این موضوع داره؟

115
00:07:14,046 --> 00:07:15,525
‫دارم درباره ی مادر کارلوس
‫صحبت میکنم.

116
00:07:16,697 --> 00:07:18,067
‫چه اتفاقی برای مادر کارلوس افتاد؟

117
00:07:18,637 --> 00:07:21,927
‫ده سال پیش توسط اتومبیلی زیر گرفته
‫و کشته شد...

118
00:07:22,668 --> 00:07:23,767
‫که اندرو باهاش رانندگی میکرد.

119
00:07:25,389 --> 00:07:25,979
‫اوه،خدای من.

120
00:07:26,409 --> 00:07:29,239
‫- چطوری اون فهمیده؟
‫- دانیل بهش گفته.

121
00:07:29,591 --> 00:07:31,591
‫- چی؟چرا؟
‫- نمیدونم.

122
00:07:31,632 --> 00:07:34,722
‫فکر کنم تلاش احمقانه ای برای تقویتِ
‫رابطه با اون بوده.

123
00:07:34,782 --> 00:07:35,362
‫یک دقیقه صبر کن.

124
00:07:37,443 --> 00:07:38,993
‫تو هیچ وقت به کارلوس و گبی نگفتی؟

125
00:07:39,283 --> 00:07:41,253
‫البته که نگفتم،این میتونست
‫دوستیمون رو از بین ببره.

126
00:07:41,774 --> 00:07:44,664
‫بعلاوه کارلوس میتونست
‫اندرو رو به زندان بندازه.

127
00:07:45,205 --> 00:07:46,815
‫خوب سم چی میخواد؟

128
00:07:47,136 --> 00:07:50,356
‫شرکتِ منو ، و قصد دارم بنامش کنم.

129
00:07:50,678 --> 00:07:53,357
‫- دیوونه شدی؟
‫- اگر نکنم،میره پیش پلیس.

130
00:07:53,428 --> 00:07:54,487
‫- بگذار بره.
‫- اندرو!

131
00:07:54,539 --> 00:07:56,628
‫مامان،اجازه نمیدم،شما تمام چیزی که
‫بخاطرش زحمت کشیدی واگذار کنی.

132
00:07:56,719 --> 00:07:59,398
‫فقط بخاطر اینکه یک روانی
‫فکر میکنه چیزی بر علیه ما داره.

133
00:07:59,411 --> 00:08:00,830
‫میندازنت زندان.

134
00:08:00,961 --> 00:08:03,651
‫- خوب،شاید زمانش رسیده بهای کاری
‫که کردم رو بپردازم...-معلومه که نه.

135
00:08:03,861 --> 00:08:06,748
‫بری تو نمیتونی تسلیم این
‫باج خواهی بشی،این درست نیست.

136
00:08:06,973 --> 00:08:08,913
‫و اگر اندرو میخواد مسئولیتش
‫رو بپذیره...

137
00:08:08,973 --> 00:08:12,523
‫اورسون،این مشکل تنها
‫مربوط به من و پسرم هست.

138
00:08:15,326 --> 00:08:16,760
‫اگه ایرادی نداره؟

139
00:08:18,372 --> 00:08:19,756
‫البته که نداره.

140
00:08:32,657 --> 00:08:33,506
‫چه خبر شده؟

141
00:08:35,688 --> 00:08:36,455
‫چرا من خیسم؟

142
00:08:37,778 --> 00:08:39,242
‫نمیدونم،من که دکتر نیستم.

143
00:08:41,025 --> 00:08:42,028
‫گبی،تو اینجا چکار میکنی؟

144
00:08:42,408 --> 00:08:45,470
‫انجی تو دردسر افتاده
‫ببین اینو برام نوشته.

145
00:08:45,564 --> 00:08:48,216
‫دنی و من به گروگان گرفته شدیم
‫پلیس نه،به نیگ بگو

146
00:08:49,650 --> 00:08:50,499
‫درک نمیکنم.

147
00:08:50,798 --> 00:08:52,856
‫یک مردی باهاش بود.
‫می گفت برادرشه.

148
00:08:55,141 --> 00:08:56,430
‫اون که برادر نداره.

149
00:08:57,001 --> 00:08:58,365
‫پاتریک لوگانه؟

150
00:08:59,956 --> 00:09:01,122
‫تو در مورد پاتریک میدونی؟

151
00:09:02,260 --> 00:09:03,406
‫همه چیز رو بهم گفته.

152
00:09:04,555 --> 00:09:05,968
‫چکار داری میکنی؟

153
00:09:06,860 --> 00:09:08,058
‫باید از اونجا بندازمش بیرون

154
00:09:08,099 --> 00:09:10,607
‫صبر کن،دیوونه شدی؟
‫با این وضعیت؟

155
00:09:10,794 --> 00:09:12,339
‫چرا نمیتونیم همین الان
‫به پلیس زنگ بزنیم؟

156
00:09:12,371 --> 00:09:15,842
‫چون لحظه ای که پاتریک احساس کنه
‫در تنگناست انجی و دنی رو بقتل میرسونه.

157
00:09:18,292 --> 00:09:19,243
‫اوه،خدای من.

158
00:09:20,382 --> 00:09:21,559
‫تو حالت خوبه؟

159
00:09:21,703 --> 00:09:24,580
‫نه،تو باید منو برسونی،و کمکم کنی
‫تا بندازیمش بیرون.

160
00:09:24,612 --> 00:09:26,998
‫باشه.

161
00:09:27,418 --> 00:09:30,255
‫میدونم،متاسفم که دارم تو وضعیتِ
‫خطرناکی قرارت میدم.

162
00:09:31,486 --> 00:09:32,523
‫فراموشش کن.

163
00:09:37,588 --> 00:09:38,917
‫پس تموم کردیش؟

164
00:09:39,625 --> 00:09:40,095
‫بله.

165
00:09:43,494 --> 00:09:44,373
‫وقتی دکمه رو فشار بدی

166
00:09:45,521 --> 00:09:46,994
‫تا انفجار ۳۰ ثانیه وقت داری

167
00:09:50,393 --> 00:09:52,910
‫چیزی رو که میخواستی گرفتی
‫حالا اجازه میدی ما بریم؟

168
00:09:54,631 --> 00:09:58,428
‫نه هنوز،تو هم با من به اوریگان میای.

169
00:10:00,865 --> 00:10:02,194
‫در اینباره چیزی بهم نگفته بودی.

170
00:10:02,349 --> 00:10:03,003
‫انجی...

171
00:10:03,955 --> 00:10:05,233
‫اگر بمب منفجر نشد چی؟

172
00:10:05,921 --> 00:10:08,632
‫منظورم،تو با یک مرد دیگه فرار کردی
‫و پسرم رو بردی...

173
00:10:09,310 --> 00:10:11,080
‫بهت اعتماد ندارم.

174
00:10:12,554 --> 00:10:13,863
‫حداقل اجازه میدی دنی بره؟

175
00:10:14,418 --> 00:10:19,536
‫نه،ببین،اگر بمب منفجر نشه

176
00:10:20,703 --> 00:10:22,073
‫یک گلوله تو سَرت خالی میکنم

177
00:10:23,179 --> 00:10:24,529
‫و بعدش بر میگردم اون رو میکُشم.

178
00:10:30,355 --> 00:10:30,958
‫بنابراین...

179
00:10:33,712 --> 00:10:34,950
‫مطمئنی کار بمب تمومه؟

180
00:10:38,780 --> 00:10:40,673
‫بگمونم میتونم یک نگاه دیگه
‫بهش بندازم.

181
00:10:53,680 --> 00:10:56,644
‫نوه م اومده به دیدارم
‫عاشق این میشه.

182
00:10:57,505 --> 00:10:58,776
‫بنظرم ۱۰۰ دلاری باید بهت بدیم؟

183
00:10:59,721 --> 00:11:01,700
‫به برچسب قیمت نگاه کن
‫پنجاه سِنت.

184
00:11:02,070 --> 00:11:03,588
‫خواهش میکنم،سوزان
‫بگذار کمکت کنیم.

185
00:11:03,680 --> 00:11:05,536
‫من این ماه به داروی وَرَم مفاصل
‫احتیاج ندارم.

186
00:11:05,680 --> 00:11:07,731
‫ببین،تقریباً میتونم دستم رو مُشت کنم.

187
00:11:08,880 --> 00:11:11,639
‫متشکرم اما ما دنبال اعانه نیستیم
‫فقط فروش اموال.

188
00:11:13,260 --> 00:11:14,367
‫هی،همین الان با "لی" تلفنی
‫صحبت کردم.

189
00:11:14,511 --> 00:11:16,982
‫- فکر میکنه یک مستاجر پیدا کرده
‫- به همین زودی؟

190
00:11:17,004 --> 00:11:18,706
‫خوب،این چیز خوبیه؟
‫مگه نه؟

191
00:11:18,809 --> 00:11:20,583
‫آره،آره،این عالیه.

192
00:11:20,994 --> 00:11:22,553
‫غریبه ها تو خونه ی من زندگی
‫کنند... هیپ هیپ هورا!

193
00:11:23,732 --> 00:11:27,157
‫هی سوزان،قیمت این میز
‫غذا خوری چنده؟

194
00:11:27,722 --> 00:11:30,973
‫من پارسال ۱۲۰۰ دلار براش دادم
‫مال تو با ۳۰۰ دلار.

195
00:11:31,835 --> 00:11:32,819
‫پنجاه دلار بابتش میدم.

196
00:11:35,025 --> 00:11:37,250
‫فکر کردم دنبال اعانه نبودی
‫فقط فروش امواله.

197
00:11:37,671 --> 00:11:39,065
‫این خرید اموال نیست
‫این کلاه برداریه.

198
00:11:39,907 --> 00:11:44,276
‫سوزان من در حال حاضر همسایه کینزکی
‫نیستم،مشتری کینزکی هستم...

199
00:11:44,513 --> 00:11:45,518
‫بنابراین میخوام باهات رُک باشم

200
00:11:46,287 --> 00:11:49,569
‫تو یک دیگ هم نداری که در حال حاضر
‫توش برینی و ما همسایه ها اینو میدونیم...

201
00:11:49,600 --> 00:11:50,553
‫حالا میخوای چکار کنی؟

202
00:11:51,169 --> 00:11:53,774
‫خدایا،کینزکی رحم داشته باش
‫زنی احتیاج به پول داره.

203
00:11:54,226 --> 00:11:57,138
‫دخالت نکن مک کلاوسکی خودت میدونی
‫این بازی فروش اموال چه شکلیه.

204
00:11:57,508 --> 00:11:59,241
‫اگر تحملش رو نداری
‫خودت رو کنار بکش.

205
00:12:00,421 --> 00:12:01,887
‫نه،میتزی،تو کنار بکش.

206
00:12:02,534 --> 00:12:03,108
‫ببخشید؟

207
00:12:03,170 --> 00:12:04,380
‫تو چیزی نیستی بجز یک لاشخور حریص.

208
00:12:04,555 --> 00:12:06,247
‫میخوام از ملک من بری بیرون.

209
00:12:10,422 --> 00:12:12,052
‫هی،اینجا رو ببین

210
00:12:13,037 --> 00:12:15,744
‫توی پیاده روی عمومی هستم
‫حالا میخوای چکار کنی؟

211
00:12:18,668 --> 00:12:22,739
‫میتزی،من همسایه دلفینو نیستم.

212
00:12:22,935 --> 00:12:26,781
‫من "زنِ در حال نقل مکان به آپارتمان
‫پشت ایستگاه گاز" دلفینو هستم...

213
00:12:26,812 --> 00:12:28,186
‫و اگر از مقابلم گورت رو گم نکنی

214
00:12:28,546 --> 00:12:30,935
‫همین قفل فرمان رو تو حلقت فرو میکنم.

215
00:12:33,418 --> 00:12:35,418
‫باشه،۳۰۰ دلار.

216
00:12:37,100 --> 00:12:37,633
‫فروخته شد.

217
00:12:46,116 --> 00:12:47,746
‫چند تا آسپرین پیدا کردم.
‫کمکی میکنه؟

218
00:12:50,126 --> 00:12:53,121
‫این که سردرد نیست
‫این درد زایمان هست.

219
00:12:54,034 --> 00:12:56,516
‫باید منو ببری بیمارستان.

220
00:12:56,844 --> 00:12:59,408
‫نه،نمیتونم،شما درباره ی من
‫با یکی حرف میزنید.

221
00:12:59,470 --> 00:13:02,136
‫ادی،به خدا قسم.
‫در حال حاضر هیچ توجه ای به تو ندارم.

222
00:13:02,219 --> 00:13:06,988
‫تمام توجه ی من به این بچه است
‫خواهش میکنم.

223
00:13:09,891 --> 00:13:12,865
‫پورتر،پیداش کردم
‫رفته پیش ادی.

224
00:13:12,948 --> 00:13:16,086
‫اگر تا پانزده دقیقه دیگه بر نگشتم،معنیش اینه
‫که معذرت خواهیم رو قبول نکرده.

225
00:13:16,127 --> 00:13:19,101
‫و باعث خوشحالیم بود که پدر تو بودم!

226
00:13:20,343 --> 00:13:24,025
‫باشه،بهتون اعتماد میکنم.

227
00:13:24,148 --> 00:13:26,978
‫ممنون،تو قول منو داری.

228
00:13:28,107 --> 00:13:29,625
‫ادی! تام هستم!

229
00:13:31,256 --> 00:13:32,968
‫من باید با لینت حرف بزنم!

230
00:13:34,190 --> 00:13:35,143
‫ساکت.

231
00:13:35,257 --> 00:13:39,359
‫عزیزم،میتونم ماشینت رو ببینم.
‫میدونم اینجایی.

232
00:13:39,411 --> 00:13:40,272
‫لینت!

233
00:13:49,606 --> 00:13:51,134
‫باشه،متوجه شدم.

234
00:13:51,206 --> 00:13:54,672
‫جوابم رو با سکوت میدی
‫قبوله،وقتی عصبانیتت خوابید...

235
00:13:54,714 --> 00:13:56,016
‫من تو خونه...

236
00:13:56,109 --> 00:14:00,150
‫با یک دسته گل بزرگ از گلهای
‫مورد علاقه ت انتظارت رو میکشم.

237
00:14:08,479 --> 00:14:09,473
‫متاسفم.

238
00:14:11,822 --> 00:14:12,919
‫مجبور به اینکار بودم.

239
00:14:16,428 --> 00:14:17,310
‫الان میبرمتون بیمارستان.

240
00:14:17,412 --> 00:14:21,699
‫خیلی دیر شده،خیلی دیر شده.
‫بچه داره دنیا میاد.

241
00:14:25,280 --> 00:14:28,982
‫و تو مجبوری کمکم کنی بدنیا بیارمش.

242
00:14:40,360 --> 00:14:41,738
‫آقای " چیس"یک دقیقه وقت دارید؟

243
00:14:41,809 --> 00:14:43,660
‫البته،پدر،بفرمایید داخل.

244
00:14:43,713 --> 00:14:46,047
‫من همین الان از بالین ترزا پروایت میام.

245
00:14:46,617 --> 00:14:47,727
‫اون فوت کرد.

246
00:14:47,944 --> 00:14:50,999
‫متاسفم اینو میشنوم
‫اشتیاقی که داشت رو یادمه.

247
00:14:51,063 --> 00:14:53,006
‫اون یکی از بهترین پرستارانم بود.

248
00:14:53,081 --> 00:14:56,321
‫قبل از اینکه از دنیا بره
‫یکچیزی بهم گفت...

249
00:14:56,539 --> 00:15:00,592
‫راز وحشتناکی که سالها باهاش
‫زندگی کرده بود.

250
00:15:00,666 --> 00:15:04,040
‫آه،پدر ،سعی ندارم به شما بگم
‫چطور کارتون رو انجام بدید...

251
00:15:04,074 --> 00:15:06,903
‫اما این چیزها قرار نیست
‫محرمانه بمونه؟

252
00:15:06,998 --> 00:15:08,746
‫اون میخواست شما اینو بشنوید

253
00:15:10,231 --> 00:15:11,865
‫اما فکر کنم اول باید بنشینید

254
00:15:17,600 --> 00:15:21,932
‫هی خانم،اگر نمیخوای بری تو کامیونِ
‫حمل اثاثیه باید از روی صندلی بلند شی.

255
00:15:22,005 --> 00:15:24,915
‫فهمیدم،مثل اثاث کشها،باشه.

256
00:15:27,647 --> 00:15:29,096
‫دایناسورم رو ندیدین؟

257
00:15:29,520 --> 00:15:31,671
‫دایناسور؟اون جعبه رو نگاه کن.

258
00:15:31,764 --> 00:15:33,778
‫نه،عزیزم،فروختیمش به روی.

259
00:15:33,873 --> 00:15:34,901
‫نه!

260
00:15:34,965 --> 00:15:36,898
‫بله،خودت گذاشتی تو وسایل فروشی.

261
00:15:36,973 --> 00:15:38,597
‫وسایل فروشی چیه؟

262
00:15:41,748 --> 00:15:43,115
‫من دایناسورم رو میخوام.

263
00:15:43,190 --> 00:15:45,215
‫خوب،رفیق،متاسفم،فروختیمش.

264
00:15:45,269 --> 00:15:47,645
‫- بنابراین امکان نداره بتونیم...
‫- ما برش میگردونیم.

265
00:15:48,253 --> 00:15:50,958
‫- چکار داری میکنی؟
‫- به بچه م محبت میکنم.

266
00:15:51,003 --> 00:15:52,616
‫ممنون،مامی.

267
00:15:56,170 --> 00:15:58,371
‫سوزان،فکر نمیکنم تو باید
‫این قول رو بهش میدادی...

268
00:15:58,424 --> 00:15:59,915
‫روی اون رو برای نوه ش خرید.

269
00:15:59,968 --> 00:16:03,764
‫این به اندازه ی کافی بد هست که داریم از تنها
‫خونه ای که تا حالا توش زندگی کرده

270
00:16:03,808 --> 00:16:07,491
‫دورش میکنیم و میبریمش اون سمت شهر
‫جایی که حتی یکنفر رو نمیشناسه.

271
00:16:07,545 --> 00:16:10,332
‫اگر اون دایناسور بیخود بتونه
‫یک لحظه دلداریش بده...

272
00:16:10,457 --> 00:16:14,109
‫پس باید تا اونجا بریم و پسش بگیریم.

273
00:16:16,118 --> 00:16:19,606
‫چرا که نه؟ما که داریم میریم
‫بگذار چند تا همسایه هم دلخور بشن.

274
00:16:23,736 --> 00:16:25,927
‫و بطریقی دایناسور تو وسایل فروشی
‫قرار گرفته...

275
00:16:26,011 --> 00:16:28,500
‫و حالا ام. جی از ما خواسته
‫تا برش گردونیم.

276
00:16:28,614 --> 00:16:30,083
‫متاسفیم از این در هم و بر همی،روی.

277
00:16:30,200 --> 00:16:35,036
‫نه،متوجه ام،فقط قبلاً دادمش به نوه م.

278
00:16:35,161 --> 00:16:38,340
‫وقتی دادمش به ام. جی یادمه

279
00:16:39,546 --> 00:16:41,479
‫درست بعد از مرگ سگش بود.

280
00:16:42,840 --> 00:16:44,259
‫باشه،باشه.

281
00:16:44,353 --> 00:16:46,872
‫بیاین بریم بگیرمش قبل از اینکه
‫ویولونتون رو بشکنید.

282
00:16:49,583 --> 00:16:55,571
‫بگمونم شور و شوق بدست آوردنِ یک دوست
‫جدید خسته اش کرده،بیدارش میکنم.

283
00:16:55,610 --> 00:17:00,884
‫اوه،مجبور نیستی اینکار رو بکنی،چرا آروم
‫از آغوشش نکشیم بیرون و یک یادداشت نگذاریم؟

284
00:17:00,947 --> 00:17:02,149
‫یک یادداشت؟

285
00:17:02,243 --> 00:17:04,321
‫و پول،مایک یک مقدار پول بده.

286
00:17:04,395 --> 00:17:08,983
‫نه،ما پولی قبول نمیکنیم اون هزار جور
‫اسباب بازی دیگه داره،چیزیش نمیشه.

287
00:17:15,966 --> 00:17:17,776
‫خدایا،اون ناشنواست.

288
00:17:20,720 --> 00:17:22,333
‫نباید بیخیالش بشیم؟

289
00:17:26,351 --> 00:17:27,677
‫اجازه بده تمومش کنه.

290
00:17:34,515 --> 00:17:35,190
‫بفرمایید.

291
00:17:35,282 --> 00:17:39,061
‫تو حالا مالکِ انحصاریِ غذاهایِ سنتیِ
‫خانم ون دیکمپ هستی

292
00:17:39,617 --> 00:17:42,329
‫البته وکلای من باید اینو تایید کنند.

293
00:17:42,459 --> 00:17:45,469
‫البته،و باید بدونی تبصره ای
‫هم وجود داره...

294
00:17:45,515 --> 00:17:48,639
‫اگر کلمه ای در مورد دخالت اندرو
‫در تصادف از دهانت خارج بشه...

295
00:17:48,651 --> 00:17:51,476
‫مجبورت میکنم پول زیادی بهم پرداخت کنی.

296
00:17:51,512 --> 00:17:55,393
‫نگران نباشید،من خیلی بهتر از دخترتون
‫میتونم راز نگهدار باشم.

297
00:17:55,457 --> 00:17:56,838
‫امیدوارم اینطور باشه.

298
00:18:01,308 --> 00:18:03,366
‫نمیخواستم اینطوری بشه

299
00:18:05,427 --> 00:18:08,581
‫و اگر از من متنفر باشید درک میکنم.

300
00:18:10,776 --> 00:18:14,237
‫من از تو متنفر نیستم سم
‫فقط بحالت تأسف میخورم.

301
00:18:16,535 --> 00:18:19,853
‫تو با این امید وارد زندگیم شدی که بخشی
‫از خانواده باشی و حالا داری با...

302
00:18:19,863 --> 00:18:23,878
‫لیستی از مشتریها و چند تا کاسه بشقاب
‫و شهرت من میری.

303
00:18:24,568 --> 00:18:29,936
‫خوب،بزودی میفهمی که این کافی نیست
‫همیشه حفره ای در قلبت خواهی داشت.

304
00:18:30,008 --> 00:18:32,373
‫چونکه واقعاً به هیچکس اهمیتی نمیدی

305
00:18:33,093 --> 00:18:36,861
‫و یک احساس ناگواری دارم که هیچکس
‫هم واقعاً به تو اهمیتی نخواهد داد.

306
00:18:41,811 --> 00:18:47,782
‫حالا که داری میری میشه دری که باهاش
‫وارد زندگیِ من شدی برای همیشه ببندی؟

307
00:18:54,322 --> 00:18:56,349
‫من میرم بمب رو بگذارم تو ماشین.

308
00:18:57,345 --> 00:19:00,283
‫و در این مدت باید با پسرمون
‫خداحافظی کنی.

309
00:19:22,972 --> 00:19:25,705
‫شما نمیتونید باهاش برید،اون هرگز
‫اجازه نمیده تا شما برگردید.

310
00:19:25,769 --> 00:19:32,110
‫من نمیدونم این قضیه چطور تموم میشه اما هر
‫اتفاقی که بیاُفته،باید بدونی که حق انتخابی نداشتم.

311
00:19:33,598 --> 00:19:35,245
‫خیلی خوب انجی،ماشین آماده است.

312
00:19:37,594 --> 00:19:38,289
‫زودباش.

313
00:19:40,606 --> 00:19:41,906
‫ما یک بمب برای انفجار داریم.

314
00:19:43,259 --> 00:19:45,552
‫باشه،باشه
‫دوباره باید زور بزنم.

315
00:19:46,969 --> 00:19:49,099
‫نه،تو مجبوری نگاه کنی.

316
00:19:49,192 --> 00:19:53,590
‫- اما این خیلی نفرت انگیزه!
‫- اهمیتی نمیدم،برای گرفتنش باید نگاه کنی!

317
00:19:59,336 --> 00:20:02,408
‫یه چیزی دارم میبینم!
‫فکر کنم این سر بچه است!

318
00:20:02,482 --> 00:20:03,422
‫آه!

319
00:20:04,817 --> 00:20:06,865
‫صبر کن،یک چیزی دور گردنش هست.

320
00:20:08,385 --> 00:20:09,500
‫چی؟

321
00:20:11,498 --> 00:20:13,012
‫فکر کنم بند ناف باشه.

322
00:20:13,086 --> 00:20:14,948
‫نه! نه!

323
00:20:15,054 --> 00:20:16,773
‫داره کبود میشه.

324
00:20:17,277 --> 00:20:19,631
‫خیلی خوب،خیلی خوب.

325
00:20:21,201 --> 00:20:21,978
‫گوش کن.

326
00:20:22,401 --> 00:20:27,408
‫تو باید بند ناف رو... با انگشتت بگیری
‫و از دور سرش رد کنی.

327
00:20:27,534 --> 00:20:29,376
‫- نه،من نمیتونم.
‫- مجبوری!

328
00:20:29,440 --> 00:20:30,974
‫نه،خانم اسکاوو،جدی میگم!

329
00:20:31,049 --> 00:20:32,338
‫به من گوش کن.

330
00:20:32,720 --> 00:20:37,595
‫تو فرصتی داری... تا یک زندگی
‫رو نجات بدی.

331
00:20:38,682 --> 00:20:40,975
‫خواهش میکنم!

332
00:20:45,199 --> 00:20:45,802
‫خیلی خوب.

333
00:20:48,970 --> 00:20:51,007
‫تموم شد؟

334
00:20:52,064 --> 00:20:53,333
‫آره،گرفتمش.

335
00:20:53,427 --> 00:20:55,341
‫بله،بله،بله.

336
00:21:04,687 --> 00:21:05,863
‫حالش خوبه؟

337
00:21:15,098 --> 00:21:15,844
‫متشکرم.

338
00:21:18,430 --> 00:21:19,597
‫میدونم.

339
00:21:32,340 --> 00:21:33,404
‫کجاست؟

340
00:21:34,242 --> 00:21:38,016
‫متاسفم،عزیزم
‫دایناسورها منقرض شدن.

341
00:21:38,162 --> 00:21:40,870
‫آره،رفیق،متاسفم نتونستیم
‫برات برش گردونیم.

342
00:21:42,463 --> 00:21:45,419
‫اما اون مال منه،این منصفانه نیست.

343
00:21:46,000 --> 00:21:47,250
‫ام. جی...

344
00:21:48,078 --> 00:21:51,479
‫این زندگیه،زندگی هم همیشه
‫منصف نیست.

345
00:21:51,812 --> 00:21:54,954
‫گاهی اوقات میتونی آدم خوبی باشی
‫و کار درست رو انجام بدی...

346
00:21:55,099 --> 00:21:58,107
‫با این حال باز هم زندگی نخواد
‫دایناسورت رو برگردونه.

347
00:22:01,429 --> 00:22:02,504
‫به عبارت دیگه

348
00:22:03,889 --> 00:22:07,632
‫ما میخوایم ببریمت دنیای پیتزا و میتونی
‫هر بازی ویدیویی که خواستی بکنی.

349
00:22:07,643 --> 00:22:08,769
‫باشه.

350
00:22:17,725 --> 00:22:20,505
‫،سوزان،زندگی
‫دایناسور تو رو نگرفته...

351
00:22:20,621 --> 00:22:21,654
‫من گرفتم.

352
00:22:23,114 --> 00:22:25,347
‫پس لطفاً،فقط سر من خالی کن.

353
00:22:26,578 --> 00:22:28,552
‫باشه،آره.

354
00:22:29,576 --> 00:22:30,537
‫از دستت عصبانیم.

355
00:22:30,631 --> 00:22:34,063
‫عاشقتم،بهت احترام میگذارم
‫اما میدونی چیه؟

356
00:22:34,137 --> 00:22:36,256
‫تو گند زدی... و به لطف تو...

357
00:22:36,329 --> 00:22:39,482
‫مجبورم خونه ای که بچه م رو توش
‫بزرگ کردم ترک کنم...

358
00:22:39,556 --> 00:22:44,767
‫ببین،این... این اندازه ی قد جولی بود
‫وقتی رفتن به کودکستان رو شروع کرد.

359
00:22:44,860 --> 00:22:46,885
‫و این... این مال موقعی هست
‫که رفت دبیرستان.

360
00:22:46,980 --> 00:22:48,964
‫و این قد ام. جی هست

361
00:22:49,038 --> 00:22:51,798
‫روزی که از بیمارستان آوردیمش خونه
‫قدش رو اندازه گرفتیم.

362
00:22:51,872 --> 00:22:55,821
‫و این... این جاییه که فکر میکردم
‫قدش برسه.

363
00:22:56,131 --> 00:22:57,485
‫اینجا.

364
00:22:58,075 --> 00:22:59,211
‫در این خونه...

365
00:23:02,874 --> 00:23:05,375
‫و حالا هرگز نخواهم فهمید
‫و همش تقصیر توئه.

366
00:23:12,771 --> 00:23:13,618
‫اجاره دادیم.

367
00:23:15,334 --> 00:23:16,574
‫هی.

368
00:23:19,027 --> 00:23:20,453
‫ما بر میگردیم.

369
00:23:25,221 --> 00:23:26,151
‫قول میدم.

370
00:23:29,482 --> 00:23:30,742
‫در ضمن...

371
00:23:50,184 --> 00:23:52,415
‫خوب... تموم شد.

372
00:23:52,836 --> 00:23:54,483
‫حالا شرکت مال سم شد.

373
00:23:54,659 --> 00:23:55,754
‫پس انجامش دادی.

374
00:23:56,133 --> 00:23:59,849
‫تو عملاً تجارتی که ۸ سال وقت صرف
‫ساختنش کرده بودی دادی رفت.

375
00:24:00,465 --> 00:24:02,071
‫چه انتخاب دیگه ای داشتم؟

376
00:24:02,186 --> 00:24:03,680
‫همیشه میتونم با یک
‫شرکت جدید تأسیس کنم.

377
00:24:03,711 --> 00:24:06,823
‫اما نمیتونم کاری کنم تا پسرم
‫به زندان بیاُفته.

378
00:24:08,657 --> 00:24:09,659
‫تو منو به زندان فرستادی.

379
00:24:11,586 --> 00:24:15,762
‫اصرار کردی خودم رو معرفی کنم،گفتی
‫تنها راه برای پذیرفتن منه.

380
00:24:16,778 --> 00:24:19,705
‫اون یک موقعیت کاملاً متفاوت بود.

381
00:24:20,935 --> 00:24:21,917
‫واقعاً؟

382
00:24:23,711 --> 00:24:27,735
‫من مایک رو زیر گرفتم و به کسی نگفتم
‫اندرو مادر کارلوس رو زیر گرفته و بکسی نگفته.

383
00:24:27,766 --> 00:24:29,085
‫چه تفاوتی این بین هست؟

384
00:24:30,777 --> 00:24:32,619
‫اندرو در اون موقع یک بچه بود.

385
00:24:33,029 --> 00:24:34,389
‫دیگه که نیست.

386
00:24:35,548 --> 00:24:36,653
‫اورسون،خواهش میکنم.

387
00:24:36,696 --> 00:24:42,932
‫قصدم ناراحت کردن تو نیست،فقط کنجکاوم
‫چرا از اندرو همون درخواست رو نکردی.

388
00:24:43,894 --> 00:24:45,235
‫باشه اشتباه کردم.

389
00:24:45,276 --> 00:24:47,640
‫نباید هرگز از تو درخواست میکردم
‫که خودت رو معرفی کنی.

390
00:24:47,714 --> 00:24:49,617
‫من دنبال عذرخواهی نیستم.

391
00:24:51,390 --> 00:24:54,921
‫من به درخواست تو برای اینکه
‫آدم بهتری باشم احترام گذاشتم.

392
00:24:55,497 --> 00:24:57,820
‫تو بهم نشون دادی که اصول
‫و قواعدی داری.

393
00:24:57,903 --> 00:25:03,035
‫تو اصرار داشتی با قواعد تو زندگی کنم
‫و من بخاطر این عاشقت بودم.

394
00:25:03,088 --> 00:25:04,468
‫چی داری میگی؟

395
00:25:05,259 --> 00:25:09,410
‫از لحظه ای که بهم گفتی اندرو چکار کرده
‫و سم به چی تهدیدت کرده...

396
00:25:09,421 --> 00:25:12,761
‫اینو بعنوان یک آزمایش نگاه کردم و از ته
‫دل امید داشتم...

397
00:25:12,764 --> 00:25:16,199
‫که بتونی از پسش بر بیایی اما تو
‫بد شکستی خوردی.

398
00:25:17,295 --> 00:25:18,780
‫کجا داری میری؟

399
00:25:18,834 --> 00:25:20,719
‫چمدانم رو جمع کنم
‫دارم میرم.

400
00:25:21,258 --> 00:25:22,216
‫چی؟

401
00:25:22,607 --> 00:25:24,408
‫تو زنی نیستی که فکر میکردم بودی.

402
00:25:28,519 --> 00:25:30,458
‫تو رو خدا اورسون.

403
00:25:30,976 --> 00:25:34,210
‫اون پسرمه،هیچ انتخابی ندارم.

404
00:25:34,834 --> 00:25:36,440
‫همیشه انتخابِ دیگه ای هست.

405
00:25:37,450 --> 00:25:39,766
‫و انتخاب من اینه که دیگه شوهر تو نباشم.

406
00:25:51,231 --> 00:25:54,207
‫خیلی خوب،میخوام از پشت خونه برم
‫ببینم میتونم از پنجره بالا برم.

407
00:25:54,547 --> 00:25:56,523
‫فکر میکنی بتونی سر پاتریک رو ده
‫دقیقه گرم نگه داری؟

408
00:25:56,586 --> 00:26:00,303
‫عزیزم،تو داری با زنی حرف میزنی که
‫هرگز پول به مشروب نداده،خواهش میکنم.

409
00:26:01,715 --> 00:26:03,413
‫اوه،پسر.

410
00:26:03,796 --> 00:26:04,392
‫حالت خوبه؟

411
00:26:05,589 --> 00:26:07,731
‫آره،فقط یک کم گیج میزنم.

412
00:26:08,173 --> 00:26:09,933
‫فقط یک لحظه وقت بهم بده

413
00:26:11,913 --> 00:26:13,591
‫در ضمن،متشکرم.

414
00:26:13,654 --> 00:26:16,125
‫باورم نمیشه اینطوری داری
‫به ما کمک میکنی.

415
00:26:17,022 --> 00:26:18,195
‫نمیدونم،بگمونم...

416
00:26:18,433 --> 00:26:22,356
‫بگمونم بخاطر اینه که منم میدونم
‫داشتن راز چه حسی داره.

417
00:26:22,851 --> 00:26:24,302
‫یک حس تنهایی.

418
00:26:25,973 --> 00:26:28,773
‫و اون شب تو هواپیما وقتی انجی
‫رازش رو بهم گفت...

419
00:26:29,422 --> 00:26:31,636
‫بهش قول دادم تا کمکش کنم

420
00:26:32,523 --> 00:26:34,211
‫هر مدت که طول بکشه.

421
00:26:38,889 --> 00:26:40,958
‫نیک؟نیک.

422
00:26:41,412 --> 00:26:42,730
‫اوه،خدای من پس نیاُفتی.

423
00:26:42,803 --> 00:26:43,771
‫نیک!

424
00:26:44,008 --> 00:26:46,510
‫زودباش! نمیتونم تنهایی انجامش بدم.

425
00:26:52,999 --> 00:26:54,430
‫خیلی کوچولوئه.

426
00:26:55,184 --> 00:26:59,273
‫خیلی طول نمیکشه
‫تا حسابی بزرگ بشه.

427
00:26:59,354 --> 00:27:01,444
‫ایکاش میتونستم بزرگ شدنش رو ببینم

428
00:27:06,905 --> 00:27:09,849
‫خوب... دیگه باید برم.

429
00:27:11,807 --> 00:27:13,155
‫اگر میتونید فقط...

430
00:27:13,806 --> 00:27:17,801
‫قبل از تماس گرفتن با پلیس
‫یک مدت صبر کنید.

431
00:27:23,385 --> 00:27:24,229
‫صبر کن.

432
00:27:26,515 --> 00:27:30,984
‫اونروز که از خونه ی ما میرفتی گفتی
‫میتونستی زندگی متفاوتی داشته باشی...

433
00:27:31,027 --> 00:27:32,540
‫اگر من مادرت بودم.

434
00:27:34,293 --> 00:27:36,836
‫خوب... الان میخوام مادرت باشم

435
00:27:37,640 --> 00:27:38,833
‫گوش میدی به حرفم؟

436
00:27:42,151 --> 00:27:47,835
‫فکر نمیکنم که باید بری،فکر میکنم
‫باید بمونی و خودت با پلیس تماس بگیری.

437
00:27:48,867 --> 00:27:49,711
‫نمیتونم.

438
00:27:50,659 --> 00:27:52,049
‫چرا،خوبم میتونی.

439
00:27:52,771 --> 00:27:55,005
‫نمیخوام بقیه ی عمرم رو تو زندان
‫سپری کنم.

440
00:27:55,799 --> 00:28:00,124
‫عزیزم،نمیبینی،تو همین الانم
‫تو زندان هستی؟

441
00:28:00,897 --> 00:28:05,902
‫مهم نیست کجا فرار کنی،توی ذهنت
‫هنوز هم عصبانی هستی.

442
00:28:06,222 --> 00:28:08,291
‫هنوز هم داری درد میکشی

443
00:28:09,477 --> 00:28:14,101
‫و تا زمانی که بخوای به مردم آسیب بزنی
‫هرگز آزاد نخواهی شد.

444
00:28:14,472 --> 00:28:17,108
‫خوب میشم،قسم میخورم.

445
00:28:17,191 --> 00:28:23,092
‫اما مردم هرگز متوجه نخواهند شد که
‫تو خوب شدی مگر نشانشون بدی.

446
00:28:23,135 --> 00:28:27,326
‫خواهش میکنم،اگه گوشی رو برداری
‫اونها خواهند فهمید...

447
00:28:28,079 --> 00:28:30,478
‫و من بتو افتخار خواهم کرد.

448
00:28:50,790 --> 00:28:53,384
‫میشه بخاطر من شما زنگ بزنید؟

449
00:28:54,725 --> 00:28:55,970
‫البته.

450
00:29:10,309 --> 00:29:12,317
‫چرا تو بچه رو نگه نمیداری؟

451
00:29:41,385 --> 00:29:42,889
‫سلام،بیمارستان فیریو؟

452
00:29:42,941 --> 00:29:45,388
‫میخوام بدونم چطوری
‫یکنفر رو از کما در بیارم؟

453
00:29:46,906 --> 00:29:50,479
‫مطمئن نیستم کما باشه
‫یکچیزی بین کما و چرت زدنه.

454
00:29:51,569 --> 00:29:54,180
‫چطوری بفهمم بدنش سرد شده؟
‫گذاشتمش تو ماشین.

455
00:29:55,297 --> 00:29:56,208
‫گبی؟

456
00:29:57,244 --> 00:29:58,810
‫سلام،سوزان،چه خبر؟

457
00:29:58,853 --> 00:30:01,310
‫- فقط اومده بودم خداحافظی کنم
‫- خیلی خوب،باشه،میبینمت.

458
00:30:01,383 --> 00:30:03,420
‫نه،منظورم الانه.

459
00:30:03,525 --> 00:30:05,531
‫فردا روز اثاث کشی است
‫و حسابی شلوغ و در هم بر همه

460
00:30:05,604 --> 00:30:07,180
‫بنابراین نمیخواستم از روی عجله
‫خداحافظی کنیم

461
00:30:07,264 --> 00:30:09,998
‫آفرین به تو،پس میبینمت
‫وقتی دیدمت.

462
00:30:12,744 --> 00:30:16,420
‫الو؟الو؟لعنتی!

463
00:30:20,542 --> 00:30:22,650
‫اوه،سوزان! آه...

464
00:30:22,734 --> 00:30:28,387
‫متاسفم،فقط اینقدر از رفتنت تحتِ
‫فشارم که اصلاً نمیتونم باهاش کنار بیام.

465
00:30:29,382 --> 00:30:30,416
‫واقعاً؟

466
00:30:31,493 --> 00:30:34,001
‫میدونی کی دیگه
‫از رفتنت بهم ریخته؟انجی.

467
00:30:34,986 --> 00:30:35,978
‫انجی بولن؟

468
00:30:36,032 --> 00:30:38,428
‫بله،اون کاملاً بخاطر این
‫موضوع بهم ریخته.

469
00:30:38,501 --> 00:30:39,729
‫باید بری خداحافظی کنی.

470
00:30:40,284 --> 00:30:45,640
‫جدی میگی؟.. منظورم ازش خوشم میاد
‫فقط.. با هم مشکلات خودمون رو داشتیم.

471
00:30:45,725 --> 00:30:47,270
‫اوه،مشکل بین همسایه ها عادیه.

472
00:30:47,404 --> 00:30:49,738
‫خوب،من سعی کردم
‫پسرش رو با ماشین خودش له کنم.

473
00:30:50,027 --> 00:30:51,112
‫یکی از داستانهای مورد علاقه ی اونه.

474
00:30:51,266 --> 00:30:53,303
‫بعد اون با یک چماق بهم حمله کرد.

475
00:30:53,377 --> 00:30:56,274
‫ایتالیاییِ دیگه،از دوست داشتنه
‫حالا بجنب زودباش.

476
00:30:57,301 --> 00:30:58,835
‫میدونی انجی یکبار بهم گفت

477
00:30:58,889 --> 00:31:02,247
‫که یک خداحافظی هیچ معنایی نداره
‫اگر تا ۱۰ دقیقه طول نکشه

478
00:31:02,311 --> 00:31:06,593
‫واقعاً؟فکر نکنم انجی و من تا حالا
‫گفتگویی بیشتر از این داشته باشیم.

479
00:31:08,991 --> 00:31:09,840
‫گبی؟

480
00:31:13,795 --> 00:31:15,473
‫خیلی خوب...

481
00:31:19,482 --> 00:31:20,710
‫داره دیر میشه،راه بیاُفت بریم.

482
00:31:21,202 --> 00:31:23,199
‫آره،این دستبند ها هم
‫توجه کسی رو جلب نمیکنه.

483
00:31:23,784 --> 00:31:27,368
‫نه به اندازه ی خالی کردن یک گلوله
‫تو سرت اگر بخوای فرار کنی.

484
00:31:37,441 --> 00:31:39,304
‫این همسایه ام،سوزانِ.

485
00:31:39,858 --> 00:31:41,834
‫یکی واقعاً باید این گله رو کم کنه.

486
00:31:42,768 --> 00:31:43,833
‫ردش کن بره.

487
00:31:45,411 --> 00:31:47,662
‫سوزان،چه خبر شده؟

488
00:31:47,870 --> 00:31:51,802
‫فردا روز اسباب کشی است
‫فقط اومده بودم خداحافظی کنم.

489
00:31:52,788 --> 00:31:56,055
‫خیلی خوب... خداحافظ.

490
00:31:59,416 --> 00:32:00,982
‫آدرس جدیدم رو نمیخوای؟

491
00:32:03,638 --> 00:32:06,198
‫آروم،انجی این قضیه قبل از اینکه
‫بفهمی تموم میشه.

492
00:32:10,359 --> 00:32:12,213
‫اشکالی نداره،دنی.

493
00:32:12,264 --> 00:32:13,450
‫اومدم از اینجا ببرمت بیرون

494
00:32:33,409 --> 00:32:34,483
‫چرا توقف کردیم؟

495
00:32:35,448 --> 00:32:38,141
‫بُرد این وسیله چقدره؟
‫حدود ۲۰۰ یارد؟

496
00:32:38,244 --> 00:32:40,281
‫آره،چرا؟

497
00:32:52,179 --> 00:32:53,622
‫پاتریک،داری چکار میکنی؟

498
00:32:54,196 --> 00:32:58,006
‫وقتی اون صبح بیست سال پیش
‫از خواب بیدار شدم...

499
00:32:58,191 --> 00:32:59,910
‫و تو رفته بودی...

500
00:33:00,887 --> 00:33:02,709
‫داغون شده بودم.

501
00:33:03,960 --> 00:33:06,192
‫سعی کردم ببخشمت
‫اما نتونستم.

502
00:33:06,348 --> 00:33:11,090
‫چون تو تنها به من خیانت نکردی بلکه به
‫تمام اعتقاداتمون هم خیانت کردی.

503
00:33:13,069 --> 00:33:15,700
‫بنابراین تصمیم گرفتم یکروز

504
00:33:16,336 --> 00:33:17,472
‫پیدات کنم...

505
00:33:18,918 --> 00:33:20,207
‫و مجازاتت کنم.

506
00:33:22,002 --> 00:33:23,762
‫و امروز همون روز عشق من.

507
00:33:25,188 --> 00:33:26,273
‫بمب کجاست؟

508
00:33:29,440 --> 00:33:35,452
‫از زمانی که این دکمه رو فشار بدم تا انفجار بمب
‫سی ثانیه طول میکشه، همین رو گفتی، درسته؟

509
00:33:35,526 --> 00:33:38,782
‫- بهم بگو بمب الان کجاست؟
‫- تو خونه ی توئه.

510
00:33:39,254 --> 00:33:42,736
‫پس اگر میخوای جون پسرمون رو نجات بدی
‫پیشنهاد میکنم راه بیاُفتی.

511
00:33:52,030 --> 00:33:54,600
‫- زودباش،عجله کن باید به مامانم کمک کنم.
‫- دارم سعی م رو میکنم!

512
00:33:56,036 --> 00:33:56,947
‫خیلی خوب.

513
00:34:08,935 --> 00:34:10,429
‫بمب تو دستته.

514
00:34:14,006 --> 00:34:15,265
‫جنده ی عوضی.

515
00:34:21,178 --> 00:34:21,975
‫مامان؟

516
00:34:49,157 --> 00:34:51,460
‫گبی،ما نمیتونیم اینو قبول کنیم
‫این خیلی زیاده.

517
00:34:51,546 --> 00:34:52,985
‫اصرار دارم.

518
00:34:53,975 --> 00:34:56,041
‫اگرچه برای پارکینگ ۱۰ دلار لازم دارم

519
00:34:59,739 --> 00:35:02,362
‫پس... این خداحافظیه.

520
00:35:02,847 --> 00:35:04,440
‫برای همیشه،درسته؟

521
00:35:04,546 --> 00:35:06,264
‫منظورم،همینطوریه دیگه؟

522
00:35:06,625 --> 00:35:07,569
‫آره.

523
00:35:09,508 --> 00:35:11,132
‫میدونی چیش خنده داره؟

524
00:35:12,029 --> 00:35:14,312
‫نیک با داد و بیداد و اردنگی
‫آوردم اینجا...

525
00:35:16,354 --> 00:35:18,863
‫بهم گفت اینجا مکان خوبی
‫برای پنهان شدنه...

526
00:35:18,877 --> 00:35:21,890
‫چون مردم از پشت حصار کوتاهِ
‫خونه هاشون برات دست تکان میدن...

527
00:35:21,929 --> 00:35:26,109
‫اما اصلاً باهات کاری ندارن
‫اهمیتی هم بهت نخواهند داد.

528
00:35:27,831 --> 00:35:31,000
‫خدا رو شکر، ثابت کردی، اشتباهه.

529
00:35:35,087 --> 00:35:35,867
‫مراقب خودت باش.

530
00:35:46,865 --> 00:35:49,643
‫بهتره عجله کنید اتوبوس
‫پنج دقیقه ی دیگه راه میاُفته.

531
00:35:49,665 --> 00:35:53,905
‫آره،باید بلیطش رو بهش بدیم.

532
00:35:59,022 --> 00:36:00,696
‫این یک بلیط به نیویورکِ.

533
00:36:00,854 --> 00:36:02,983
‫فکر کردم برنامه ریختیم بریم آتلانتا.

534
00:36:04,045 --> 00:36:05,156
‫اون برنامه ی ماست.

535
00:36:08,401 --> 00:36:10,128
‫- امکان نداره.
‫- گوش کن.

536
00:36:10,200 --> 00:36:11,824
‫میخوام با شما باشم.

537
00:36:11,879 --> 00:36:15,016
‫ما هم میخوایم با تو باشیم .اما مجبوریم
‫دست از خودخواهی برداریم.

538
00:36:15,059 --> 00:36:19,113
‫حق با اونه،وقتشه اجازه بدیم
‫تو هم بری دنبالِ زندگیِ خودت.

539
00:36:20,094 --> 00:36:24,580
‫تو نیویورک باید خیلی بهت خوش بگذره
‫میتونی با آنا باشی،میتونی مادربزرگ رو ببینی.

540
00:36:24,591 --> 00:36:26,956
‫تو هم بالاخره میتونی
‫دست از فرار کردن بکشی.

541
00:36:28,205 --> 00:36:31,517
‫اما هنوز هم میتونم هر مدتی یکبار
‫بیام و شماها رو ببینم.

542
00:36:33,011 --> 00:36:34,790
‫درسته؟منظورم پاتریک که دیگه مُرده.

543
00:36:34,938 --> 00:36:36,717
‫اف.بی. آی هنوز بدنبال ماست.

544
00:36:39,271 --> 00:36:41,266
‫فکر نکنم بتونم اینکار رو بکنم
‫برای این آماده نیستم...

545
00:36:41,371 --> 00:36:43,366
‫هی،هی،هی،هی.

546
00:36:43,491 --> 00:36:48,976
‫تو اوضاعت روبراه میشه،فهمیدی؟
‫بخاطر اینکه...

547
00:36:49,987 --> 00:36:52,157
‫واسه ی خودت مردی شدی.

548
00:36:52,252 --> 00:36:53,352
‫بله.

549
00:36:56,452 --> 00:36:57,633
‫اگر هم شدم...

550
00:37:00,157 --> 00:37:01,895
‫بخاطر اینه که شما پدرم بودین.

551
00:37:44,575 --> 00:37:45,344
‫مامان؟

552
00:37:49,105 --> 00:37:50,791
‫چرا همه ی وسایل اورسون غیبش زده؟

553
00:37:55,045 --> 00:37:56,638
‫اون ترکم کرد.

554
00:37:58,462 --> 00:38:00,436
‫چی؟چرا؟

555
00:38:01,365 --> 00:38:02,928
‫اون فکر میکنه من یک آدم ریاکارم.

556
00:38:04,340 --> 00:38:05,706
‫این مضحکه.

557
00:38:06,048 --> 00:38:08,536
‫نه،حق با اونه،هستم.

558
00:38:10,990 --> 00:38:12,511
‫کاری هست که از من بر بیاد؟

559
00:38:13,553 --> 00:38:14,478
‫آره.

560
00:38:17,146 --> 00:38:22,775
‫تو میتونی بهم اجازه بدی تا کاری رو بکنم
‫که باید خیلی وقت پیش انجامش میدادم.

561
00:38:28,294 --> 00:38:29,836
‫این بده.

562
00:38:30,979 --> 00:38:32,450
‫اگر چیزی نگیم چی؟

563
00:38:32,833 --> 00:38:35,101
‫،پرستار مرده
‫کس دیگه ای نمیدونه.

564
00:38:35,311 --> 00:38:36,656
‫کشیش میدونه.

565
00:38:37,042 --> 00:38:38,666
‫گمان نکنم بتونیم اون رو بخریم.

566
00:38:39,977 --> 00:38:41,944
‫فقط یک پیشنهاده.

567
00:38:42,029 --> 00:38:45,112
‫اگر این قضیه به دادگاه برسه
‫هیچ دفاعی نداریم.

568
00:38:45,187 --> 00:38:46,825
‫این میتونه بیمارستان رو نابود کنه.

569
00:38:48,732 --> 00:38:49,663
‫جک،چی شده؟

570
00:38:50,084 --> 00:38:51,938
‫من یکی از این خانواده ها رو میشناسم

571
00:38:52,483 --> 00:38:55,699
‫دو تا بلوک بعد از ما تو ویستیریا لین
‫زندگی میکنند.

572
00:38:56,870 --> 00:38:59,184
‫پس شاید تو بهترین شخص
‫برای گفتن بهشون هستی.

573
00:38:59,709 --> 00:39:00,815
‫و چطور اینکار رو بکنم؟

574
00:39:01,902 --> 00:39:05,396
‫چطور به پدر و مادر کودکی که
‫بچه ای رو بزرگ کردن بگیم که...

575
00:39:05,900 --> 00:39:09,503
‫کودکی که عاشقش هستن
‫واقعاً بچه ی اونها نیست؟

576
00:39:17,408 --> 00:39:21,524
‫- سلام به همگی،چه خبر شده؟
‫- سوزان سعی داشت بی خداحافظی بره.

577
00:39:21,719 --> 00:39:25,396
‫بیشتر که بهش فکر میکنم بیشتر متوجه
‫میشم که مسئله ی بزرگی نیست.

578
00:39:25,438 --> 00:39:26,985
‫فقط دارم میرم اون سمتِ شهر.

579
00:39:27,029 --> 00:39:29,075
‫میتونم هر جمعه برای پوکر ببینمتون.

580
00:39:29,179 --> 00:39:30,746
‫بهتره اینطور باشه،چون اگر هفته ای
‫یکبار نبینیمت...

581
00:39:30,819 --> 00:39:35,504
‫- میایم دنبالت و به زور برمیگردونیمت
‫خودت که میدونی،درسته؟... -میام.

582
00:39:35,599 --> 00:39:37,636
‫حالا کی خونه رو اجاره کرد؟

583
00:39:38,024 --> 00:39:39,764
‫لی یکی رو پیدا کرده.

584
00:39:39,870 --> 00:39:43,292
‫اصلاً جالب بنظر نمیاد یکی دیگه
‫تو خونه ی شما زندگی کنه.

585
00:39:43,385 --> 00:39:48,193
‫آره،خوب،هر کسی که هست
‫خیلی خوش شانسه...

586
00:39:48,207 --> 00:39:51,293
‫چون تقریباً در آستانه ی بدست آوردنِ
‫سه همسایه ی...

587
00:39:51,324 --> 00:39:53,085
‫بی نظیریه که کسی دلش میخواد
‫داشته باشه.

588
00:39:55,767 --> 00:40:01,163
‫میدونید،وقتی آدم یکنفر رو هر روز میبینه
‫یادش میره بهش بگه چقدر براش عزیزه.

589
00:40:01,219 --> 00:40:02,838
‫پس برای اینکه ثبت بشه

590
00:40:04,083 --> 00:40:06,506
‫فکر میکنم شما سه تا خیلی
‫آدمهای خوبی هستید.

591
00:40:08,700 --> 00:40:12,642
‫و باعث شدید آدم بهتری باشم
‫و بخاطر این متشکرم.

592
00:40:16,017 --> 00:40:18,838
‫سوزان،متاسفم حرفت رو قطع میکنم
‫اما واقعاً دیگه باید راه بیاُفتیم.

593
00:40:18,901 --> 00:40:22,517
‫باید برم یک سری به تام و بچه بزنم،مطمئنم
‫یکی یا هر دوتاشون گرسنه شدن.

594
00:40:22,570 --> 00:40:25,839
‫- برو،برو،فردا صبح باهاتون تماس میگیرم.
‫- خیلی خوب.

595
00:40:29,388 --> 00:40:30,955
‫عزیزم،چی شده؟

596
00:40:32,150 --> 00:40:34,073
‫چیزی که سوزان گفت...

597
00:40:35,207 --> 00:40:37,670
‫،حقیقت نداره
‫من آدم خوبی نیستم.

598
00:40:38,101 --> 00:40:40,433
‫،اوه،این چه حرف احمقانه ایه
‫البته که هستی.

599
00:40:40,447 --> 00:40:47,253
‫نه ،نیستم،چیزی هست که باید بهت بگم
‫باید سالها پیش بهت میگفتم،اما نگفتم.

600
00:40:47,854 --> 00:40:50,328
‫بنظر خیلی جدی میای
‫حالا چی هست؟

601
00:40:51,065 --> 00:40:54,089
‫از اون جور چیزهاست که میتونه
‫دوستیِ ما رو به بهم بزنه.

602
00:40:56,394 --> 00:40:58,359
‫میتونیم بریم حرف بزنیم؟

603
00:41:09,765 --> 00:41:12,177
‫خوب... آماده ای؟

604
00:41:12,812 --> 00:41:13,573
‫آره.

605
00:41:15,656 --> 00:41:19,210
‫آهسته رانندگی کن،باشه؟

606
00:41:26,672 --> 00:41:28,759
‫در طول پیمودن مسیر...

607
00:41:29,505 --> 00:41:33,957
‫سوزان به خیابانی که خیلی دوست
‫داشت نظری انداخت.

608
00:41:35,478 --> 00:41:39,237
‫خیابانی که والدین میتوانستند
‫بچه هایشان را بزرگ کنند.

609
00:41:40,664 --> 00:41:44,709
‫جایی که بازنشستگان میتوانستند
‫از سالهای طلاییِ عمرشان لذت ببرند.

610
00:41:46,147 --> 00:41:50,588
‫جایی که دوستان خوب میتوانستند
‫اسرار وحشتناکِ خود را به اشتراک بگذارند.

611
00:41:52,282 --> 00:41:58,149
‫بله،سوزان به این خیابان نظر انداخت
‫و به خود قول داد تا بزودی برگردد

612
00:42:00,263 --> 00:42:05,907
‫اما در حالیکه اینکار رو انجام میداد متوجه ی
‫اتومبیلی که از کنارش عبور کرد نشد.

613
00:42:07,610 --> 00:42:10,818
‫اتومبیلی که جدیدترین...

614
00:42:12,756 --> 00:42:14,751
‫ساکن ویستیریالین را حمل میکرد.

615
00:42:16,904 --> 00:42:19,154
‫خوب یک سری اوراق هست
‫که باید امضا کنید...

616
00:42:19,237 --> 00:42:21,884
‫و وقتی اینکار رو کردید
‫میتونم کلید رو تقدیمتون کنم.

617
00:42:23,804 --> 00:42:26,462
‫و مطمئنم از زندگی در اینجا
‫واقعاً خوشتون میاد.

618
00:42:27,115 --> 00:42:29,508
‫مردمش با محبت و نسبتاً بی سر و صدا.

619
00:42:29,562 --> 00:42:32,964
‫واقعاً... محله ی فوق العاده ایه.

620
00:42:33,617 --> 00:42:35,856
‫محله رو خیلی خوب میشناسم.

621
00:42:37,216 --> 00:42:39,384
‫حقیقت اینه ،قبلاً اینجا زندگی کردم.

622
00:42:41,027 --> 00:42:43,390
‫اوه،پس حدس میزنم همه از دیدنِ
‫دوباره ی شما غافلگیر بشن.

623
00:42:45,235 --> 00:42:47,204
‫قطعاً غافلگیر میشن.

624
00:42:47,219 --> 00:42:49,290
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>
