1
00:00:00,241 --> 00:00:02,083
‫آنچه گذشت

2
00:00:02,570 --> 00:00:03,757
‫پیشنهادی داده شد

3
00:00:03,838 --> 00:00:05,048
‫خواهر زادت اومده بود به رستوران من

4
00:00:05,110 --> 00:00:06,412
‫از من درخواست شغل کرد

5
00:00:06,509 --> 00:00:08,942
‫متاسفم.
‫طرف دیگه شکسته شد.

6
00:00:09,011 --> 00:00:11,067
‫اوه,کاترین تو مجبور نیستی
‫مایک خواهش می کنم.

7
00:00:11,157 --> 00:00:12,581
‫رازی که نگهداشته بود

8
00:00:12,635 --> 00:00:14,877
‫کارلوس میخواد این چیز احتمالی
‫رو کشف کنه

9
00:00:14,949 --> 00:00:19,405
‫تا اون موقع میخوام ثابت کنم میتونم
‫اینکار رو انجام بدم حامله باشم یا نباشم

10
00:00:19,475 --> 00:00:22,359
‫اون هنوز بیهوشه.
‫میخوام چندتا آزمایش از اون بگیرم

11
00:00:22,364 --> 00:00:23,431
‫آشکار شدن رازی دیگر

12
00:00:23,439 --> 00:00:24,585
‫جولی حامله است.

13
00:00:31,803 --> 00:00:34,428
‫بری ون دیکمپ درگیر یک موضوع
‫عاشقانه بود

14
00:00:35,038 --> 00:00:36,564
‫و هر وقت عاشقش تماس میگرفت

15
00:00:40,083 --> 00:00:43,051
‫احتیاج به بهانه ای داشت تا سریع
‫محل کارش رو ترک کنه

16
00:00:45,489 --> 00:00:46,674
‫دارم میرم جواهرفروشی.

17
00:00:46,729 --> 00:00:48,398
‫گردن بند مرواریدم رو بگیرم

18
00:00:50,174 --> 00:00:51,961
‫دارم میرم سالن زیبایی.

19
00:00:52,016 --> 00:00:53,780
‫موهام رو قرمز کنم.

20
00:00:55,841 --> 00:00:57,693
‫باید برم بیمارستان عیادت خاله م

21
00:00:57,792 --> 00:00:58,908
‫زونا گرفته
‫(بیماری پوستی)

22
00:01:01,385 --> 00:01:03,093
‫اما در این روز بخصوص

23
00:01:03,209 --> 00:01:04,823
‫بری غافلگیر شد وقتی متوجه شد

24
00:01:06,116 --> 00:01:08,671
‫کاری براش باقی نمونده.

25
00:01:11,414 --> 00:01:14,546
‫صبح بخیر!
‫کاترین هنوز ساعت ۹ نشده.

26
00:01:14,585 --> 00:01:15,721
‫چه مدته داری آشپزی میکنی؟

27
00:01:15,815 --> 00:01:18,049
‫اوه ,نمیدونم,از ۳یا ۴؟

28
00:01:18,751 --> 00:01:21,002
‫لازم نیست همه ی این ناهار مفصل
‫رو خودت تنهایی بپزی

29
00:01:21,056 --> 00:01:22,290
‫خوب اهمیت نمیدم.

30
00:01:22,347 --> 00:01:24,823
‫وقتی سر حالم
‫انرژیم مضاعف میشه.

31
00:01:24,884 --> 00:01:26,535
‫باید یکجایی خالیش کنم.

32
00:01:26,618 --> 00:01:28,349
‫اوه پس تو باید حسابی
‫سرحال باشی

33
00:01:28,405 --> 00:01:29,619
‫دلیل بخصوصی داره؟

34
00:01:30,988 --> 00:01:32,019
‫معلوم نیست؟

35
00:01:33,227 --> 00:01:34,439
‫من عاشق شدم.

36
00:01:34,503 --> 00:01:36,298
‫فوق العاده است!

37
00:01:36,359 --> 00:01:38,926
‫چرا بهم نگفتی با کسی قرار داشتی؟

38
00:01:39,055 --> 00:01:40,528
‫میدونی چیه؟
‫مهم نیست.

39
00:01:40,576 --> 00:01:42,573
‫مطلب اصلی اینه که نهایتا بیخیال
‫مایک شدی

40
00:01:43,881 --> 00:01:45,168
‫من بیخیال مایک نشدم.

41
00:01:46,389 --> 00:01:47,792
‫بیخیالش نشدی؟

42
00:01:47,837 --> 00:01:50,376
‫نه, ابله. کسی خواست تو فکر کنی
‫من عاشقم؟

43
00:01:52,894 --> 00:01:54,495
‫اما مایک تازه با سوزان ازدواج کرده.

44
00:01:54,574 --> 00:01:58,656
‫اوه عزیزم ازدواج اولشون
‫شکست خورد و در آتش سوخت

45
00:01:58,715 --> 00:02:00,194
‫این دفعه حتی سریعتر شکست میخورن

46
00:02:00,239 --> 00:02:02,267
‫اونها حتی باهم دیگه نمیخوابن

47
00:02:03,562 --> 00:02:04,888
‫چی باعث شده این رو بگی؟

48
00:02:04,972 --> 00:02:06,063
‫دیشب

49
00:02:06,129 --> 00:02:09,322
‫ساعت ۳ صبح یک نوری طبقه ی بالای
‫خونه شون روشن بود

50
00:02:10,075 --> 00:02:11,918
‫این هیچ معنی ای نداره.

51
00:02:11,979 --> 00:02:14,289
‫شاید سوزان میخواسته بدون اینکه
‫اون رو بیدار بکنه مطالعه کنه

52
00:02:14,344 --> 00:02:18,159
‫نه.مایک اشتباه کرد و حالا
‫این رو فهمیده

53
00:02:18,261 --> 00:02:19,896
‫اون فقط منتظره تا جولی بهتر بشه

54
00:02:20,006 --> 00:02:23,605
‫بعدش سوزان رو ول میکنه و بهم
‫التماس میکنه تا قبول کنم برگرده

55
00:02:25,681 --> 00:02:29,168
‫خوب پیش بندت رو ببند.
‫ما هنوز باید دسر هم درست کنیم.

56
00:02:31,096 --> 00:02:32,962
‫داشتم فکر میکردم کیک تاتین درست کنم.

57
00:02:33,058 --> 00:02:35,312
‫این مورد علاقه ی مایکه.
‫ما یکی اضافه برای اونهم درست می کنیم.

58
00:02:36,655 --> 00:02:38,053
‫بیچاره بری.

59
00:02:38,144 --> 00:02:41,241
‫اون میخواست به دوستش کمک کنه

60
00:02:42,192 --> 00:02:43,672
‫بری...داری میای؟
‫کارل!

61
00:02:44,435 --> 00:02:46,042
‫اما وقت نداشت

62
00:02:46,099 --> 00:02:48,516
‫به عشق و عاشقی خیالی کاترین
‫رسیدگی کنه

63
00:02:49,189 --> 00:02:53,224
‫من وقت جرم گیری دندون دارم
‫پس نمیتونم بهت کمک کنم

64
00:02:54,361 --> 00:02:57,527
‫نه وقتی که اون یک آدم واقعی
‫زیر سر داشت

65
00:03:00,691 --> 00:03:05,500
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

120
00:03:09,271 --> 00:03:11,081
‫شما نمیتونید با نگاه کردن در اون
‫این رو بفهمید.

121
00:03:11,180 --> 00:03:13,546
‫اما این مرد خوبی که نامه های
‫شما رو می رسونه.

122
00:03:14,215 --> 00:03:15,250
‫همسرش رو کتک میزنه.

123
00:03:17,411 --> 00:03:19,138
‫شما هرگز حدسی بواسطه ی
‫لبخندش ندارین.

124
00:03:19,858 --> 00:03:21,777
‫اما این زن خوبی که از خیابان
‫عبور میکنه

125
00:03:21,833 --> 00:03:24,202
‫از رییسش دزدی میکنه.

126
00:03:25,788 --> 00:03:28,808
‫و این ذوج جذاب که هر روز صبح میدوند

127
00:03:28,905 --> 00:03:31,963
‫خوب, اونها کوکائین هاشون رو
‫دوست دارن

128
00:03:34,683 --> 00:03:35,996
‫واقعیت غم انگیز اینه

129
00:03:36,082 --> 00:03:38,120
‫ما همسایه ها و دوستانمون رو نمیشناسیم

130
00:03:38,206 --> 00:03:41,221
‫نزدیکانمون رو نیز, فکر میکنیم
‫میشناسیم.

131
00:03:42,155 --> 00:03:44,284
‫حتی اگر دوستش داشته باشیم

132
00:03:45,487 --> 00:03:46,799
‫رازهاش رو نگه میداره.

133
00:03:46,908 --> 00:03:49,253
‫قهوه میخوام.

134
00:03:51,882 --> 00:03:53,941
‫خوب این کمکی به قهوه
‫گرفتنت نمیکنه

135
00:03:54,057 --> 00:03:56,000
‫هر کدوم که من رو از خواب بیدار کنه.

136
00:03:58,727 --> 00:04:01,426
‫هی رفیق هی چی شده
‫تو هنوز خونه ای؟

137
00:04:01,474 --> 00:04:02,582
‫فکر کنم صبح یک کلاس داری

138
00:04:03,357 --> 00:04:05,593
‫راستش دارم به ترک مدرسه فکر میکنم

139
00:04:07,891 --> 00:04:08,662
‫چی؟

140
00:04:09,329 --> 00:04:11,133
‫آره.فکر کردم برم سر کار

141
00:04:11,189 --> 00:04:15,359
‫دنی ,خانواده ی ما پنج نسل
‫در این کشور بودن

142
00:04:15,400 --> 00:04:17,079
‫دیگه وقتشه یکی از ما دیپلم بگیره

143
00:04:20,320 --> 00:04:22,079
‫باشه, چه خبر؟

144
00:04:22,186 --> 00:04:23,192
‫با من حرف بزن.

145
00:04:25,639 --> 00:04:29,817
‫هیچکس تو مدرسه با من حرف نمیزنه
‫هیچکس کنارم نمیشینه

146
00:04:29,856 --> 00:04:32,033
‫همه فکر میکنن من کسی هستم
‫که به جولی حمله کرده

147
00:04:35,890 --> 00:04:38,189
‫ببین, این یک وضعیت موقتیه.

148
00:04:39,290 --> 00:04:40,556
‫پلیس این یارو رو میگیره

149
00:04:40,616 --> 00:04:42,972
‫و همه خواهند فهمید تو بیگناهی.

150
00:04:44,016 --> 00:04:46,281
‫آره در ضمن من " فضای باز" گریز
‫هستم

151
00:04:47,101 --> 00:04:50,841
‫عزیزم یک کاری کن.
‫بگذار در اینباره بعدا حرف بزنیم.

152
00:04:50,933 --> 00:04:52,037
‫اگر امروز بری مدرسه

153
00:04:53,016 --> 00:04:54,645
‫ما هم کارهایی داریم که تا تو
‫برمیگردی خونه باید انجام بدیم.باشه؟

154
00:04:57,240 --> 00:04:58,075
‫باشه.

155
00:05:05,866 --> 00:05:07,160
‫چرا باهاش اینقدر خوب هستی؟

156
00:05:08,299 --> 00:05:10,338
‫هیچ راهی نداره که ما اجازه بدیم
‫مدرسه رو رها کنه

157
00:05:11,039 --> 00:05:12,092
‫خودم میدونم

158
00:05:12,803 --> 00:05:14,252
‫اما اینجا باید مراقب باشیم

159
00:05:14,312 --> 00:05:15,472
‫میدونی وقتی دنی

160
00:05:15,524 --> 00:05:17,470
‫غمگین میشه.بهم میریزه

161
00:05:18,209 --> 00:05:20,337
‫حرفهایی میزنه که نباید بزنه.

162
00:05:22,771 --> 00:05:23,675
‫باشه.

163
00:05:25,078 --> 00:05:26,246
‫خوب حالا همه ی کار ما
‫چی شده

164
00:05:26,288 --> 00:05:28,176
‫بفهمیم که چطور میخوایم یک نوجوان
‫رو خوشحال بکنیم.

165
00:05:32,474 --> 00:05:33,179
‫لعنتی!

166
00:05:33,220 --> 00:05:35,006
‫چی شده؟

167
00:05:35,160 --> 00:05:37,827
‫اوه هیچکدوم اندازم نیست.

168
00:05:37,887 --> 00:05:40,480
‫سینه هام دارن بزرگ میشن.

169
00:05:40,600 --> 00:05:43,604
‫اوه آره متنفرم اینو وقتی
‫اتفاق می افته

170
00:05:43,671 --> 00:05:45,196
‫هربار که حامله میشم

171
00:05:45,268 --> 00:05:48,848
‫سه ماهه ی دوم که میرسه
‫صداش درمیاد...دقیقا, بنگ!

172
00:05:51,035 --> 00:05:52,032
‫چرا میخندی؟

173
00:05:52,097 --> 00:05:53,374
‫فکر میکنی چرا؟

174
00:05:53,474 --> 00:05:55,068
‫بزرگترینها دارن بر میگردن.

175
00:05:56,585 --> 00:05:59,758
‫چی بهت گفتم درباره ی نام گذاری
‫اونها بعداز گروهای موزیکال؟

176
00:05:59,834 --> 00:06:00,935
‫میدونم.

177
00:06:01,035 --> 00:06:03,455
‫این الان همونه
‫"بنی و جتس"

178
00:06:03,520 --> 00:06:05,752
‫خیلی خوشحالی اونها رو میبینی.

179
00:06:07,403 --> 00:06:08,550
‫این جدیه.

180
00:06:08,632 --> 00:06:10,747
‫مجبورم این چیزها رو سر کار پنهان کنم

181
00:06:10,824 --> 00:06:12,877
‫تا کارلوس نفهمه حامله ام

182
00:06:12,934 --> 00:06:15,142
‫با شما دوتا چکار کنم؟

183
00:06:15,196 --> 00:06:17,568
‫من چندتا ایده دارم.
‫هی, هی, من یک جلسه دارم.

184
00:06:17,635 --> 00:06:19,607
‫صبرکن اما اما اما اما
‫خوب اونها فقط برای دو هفته است

185
00:06:19,663 --> 00:06:21,162
‫تا اونها همه ی سختیش رو بگیرن

186
00:06:21,222 --> 00:06:24,476
‫- و تو بدیش بمن اون" بهم دست نزن"ببینم.
‫- باشه, خداحافظ تام.

187
00:06:24,528 --> 00:06:28,085
‫اوه, بیخیال, نه. لینت,جون من
‫زنگ بزن بگو مریضی نمیری سرکار

188
00:06:28,537 --> 00:06:30,168
‫بچه ها رفتن برف بازی.

189
00:06:30,265 --> 00:06:32,684
‫میتونیم اسمش رو بگذاریم
‫" روز پستانها "

190
00:06:34,641 --> 00:06:38,057
‫خیلی خوب, این یک راه پیش فرض
‫برای اون" بهم دست نزن"ببینم.

191
00:06:42,273 --> 00:06:44,312
‫خوب من تقریبا تمام صبح رو منتظر
‫موندم , کارلوس.

192
00:06:44,393 --> 00:06:46,699
‫برای اون تعمیرکاری که گفتی زنگش بزنم
‫و اون هرگز خودش رو نشون نداد.

193
00:06:47,769 --> 00:06:50,123
‫نه هنوز تموم نکردم.
‫من روزم رو با تو تقسیم کردم.

194
00:06:50,190 --> 00:06:52,697
‫بعدش بچه هات عطر ۳۰۰ دلاری م
‫رو بر داشتن

195
00:06:52,833 --> 00:06:54,065
‫و عروسکشون رو با اون شستشو دادن

196
00:06:55,940 --> 00:06:58,953
‫بله من برای عطر ۳۰۰ دلار پول دادم.
‫اما تو از نکته ی اصلی منحرف شدی!

197
00:07:00,867 --> 00:07:03,209
‫اوه, واقعا؟
‫وقتی نعره میکشم دوست نداری؟

198
00:07:03,861 --> 00:07:04,720
‫خوب در باره ی این چطور؟

199
00:07:08,025 --> 00:07:09,791
‫من از بچه های تخمه جنت
‫برای ۱۲ ساعت

200
00:07:09,902 --> 00:07:11,968
‫مراقبت کردم
‫ساعت کاریم تمومه.

201
00:07:22,506 --> 00:07:25,329
‫خوب لحطات خوبی با کار کردن
‫در رستوران داری؟

202
00:07:25,386 --> 00:07:27,298
‫من لحظات خوبی سر کار با تو داشتم

203
00:07:28,108 --> 00:07:29,673
‫اوه ببین کی اینجاست.

204
00:07:30,683 --> 00:07:33,566
‫- سلام گابریل.
‫- من باهاش صحبت کرده بودم.

205
00:07:34,339 --> 00:07:36,285
‫پس فکر کنم گیرت انداختم.

206
00:07:36,369 --> 00:07:38,032
‫جان یک سواری من رو میهمان کرد

207
00:07:38,785 --> 00:07:41,301
‫و منم بخاطر اینکه همراهیم کرد
‫قدردانی کردم

208
00:07:41,912 --> 00:07:43,190
‫خیلی خوب, وقت رفتن به داخله.

209
00:07:43,564 --> 00:07:44,543
‫یکنفر تکالیفش مونده.

210
00:07:44,792 --> 00:07:46,493
‫- خداحافظ.
‫- شب بخیر.

211
00:07:48,942 --> 00:07:50,256
‫- تکلیف خونه یادته
‫- جان

212
00:07:50,516 --> 00:07:52,389
‫چیزیه که بچه ها در دبیرستان
‫مجبور به انجامش هستن

213
00:07:52,657 --> 00:07:55,972
‫اون رو یادمه, فکر کنم تواز کمک من
‫با خودم استفاده میکردی.

214
00:07:56,311 --> 00:07:59,760
‫- داری با اون چیکار میکنی جان؟
‫- دارم از کارمندم مراقبت میکنم.

215
00:07:59,838 --> 00:08:02,105
‫واقعا؟تو گارسونت رو هم
‫میرسونی خونه؟

216
00:08:03,825 --> 00:08:05,485
‫میخوام از همین لحظه قیچیش کنی.

217
00:08:05,684 --> 00:08:07,454
‫بیخیال.

218
00:08:09,622 --> 00:08:10,931
‫هی اینجا رو.

219
00:08:10,969 --> 00:08:12,674
‫- حالش چطوره؟
‫- خیلی بهتره.

220
00:08:13,536 --> 00:08:15,928
‫دکترها میگن ورم مغزش فروکش کرده.

221
00:08:15,994 --> 00:08:18,689
‫- و میتونه هر لحظه ای بیدار بشه.
‫- خوب این فوق العاده است.

222
00:08:18,765 --> 00:08:21,736
‫جولی تو باید گلهایی که اندرو
‫برات آورده رو ببینی

223
00:08:21,869 --> 00:08:23,065
‫با شکوه هستن.

224
00:08:23,858 --> 00:08:25,274
‫این کمترین کاری بود که میتونستم بکنم.

225
00:08:25,791 --> 00:08:28,129
‫جولی میدونه چه احساسی دربارش دارم
‫نمیدونی جولی؟

226
00:08:28,200 --> 00:08:30,491
‫از اینکه دوستی شما دوتا در تمام
‫این سالها پایدار مونده خوشحالم.

227
00:08:30,575 --> 00:08:32,462
‫آره, خوب, ما به نوعی ارتباطمون
‫قطع شد

228
00:08:32,497 --> 00:08:33,409
‫وقتیکه اون در مدرسه ی پزشکی بود

229
00:08:33,512 --> 00:08:37,745
‫اما...اما حتی از وقتی رفت
‫منظورم ما همه وقت صحبت میکردیم

230
00:08:38,556 --> 00:08:39,914
‫اون مدرسه ی پزشکی رو رها کرد؟

231
00:08:40,830 --> 00:08:43,591
‫فکر کردم بهت گفته.
‫اون شش ماه پیش بوده؟

232
00:08:43,683 --> 00:08:46,087
‫اون شش ماهه مدرسه رو رها کرده؟

233
00:08:46,975 --> 00:08:49,229
‫خیلی خوش شانسی الان
‫تو کما هستی.

234
00:08:49,886 --> 00:08:51,134
‫همه ی این مدت چیکار میکرده؟

235
00:08:51,241 --> 00:08:53,591
‫اون نمیدونست میخواد تو زندگیش چکار کنه

236
00:08:53,662 --> 00:08:56,528
‫خوب در صورتیکه تصمیم گرفته بود
‫یه شغل گیر بیاره

237
00:08:56,603 --> 00:08:57,972
‫تابلو انتظار.

238
00:08:58,058 --> 00:09:01,975
‫تو الان میگی " تابلو انتظار"؟

239
00:09:02,078 --> 00:09:03,767
‫- به گمانم.
‫- اون...بهم گفت؟

240
00:09:03,866 --> 00:09:04,785
‫آره, نه, نگفت.

241
00:09:05,989 --> 00:09:07,536
‫این واقعی نیست.

242
00:09:08,535 --> 00:09:11,483
‫دیروز فهمیدم جولی فکر میکرده
‫حامله بوده.

243
00:09:12,149 --> 00:09:17,897
‫و حالا کشف کردم که دخترجراحم درحقیقت
‫دختر...بعداز این...کلفتمه

244
00:09:17,935 --> 00:09:20,012
‫من به زمان احتیاج دارم.

245
00:09:21,265 --> 00:09:23,596
‫- به زمانت برس!میخوام فقط..
‫- صبرکن.

246
00:09:23,925 --> 00:09:25,587
‫این یارو.
‫کدوم یارو؟

247
00:09:25,680 --> 00:09:27,426
‫جولی با یک نفر رابطه داشته.

248
00:09:27,502 --> 00:09:29,556
‫شما دوتا همیشه باهم حرف میزدین.

249
00:09:30,894 --> 00:09:31,777
‫تو چی میدونی؟

250
00:09:33,000 --> 00:09:35,289
‫حالا میتونه زمان خوبی باشه تا بیدار بشی
‫و کمکم کنی.

251
00:09:35,362 --> 00:09:37,103
‫اندرو, اون کیه؟

252
00:09:37,823 --> 00:09:39,911
‫شاید کسی باشه که به اون
‫حمله کرده.

253
00:09:39,971 --> 00:09:43,146
‫همه ی اونچه میدونم اینه که یک بابایی
‫بوده اما من..من..اسمش رو نمیدونم.

254
00:09:43,153 --> 00:09:44,265
‫اوه, خواهش میکنم.

255
00:09:44,267 --> 00:09:46,898
‫چرا خواسته بهت بگه کسی رو دیده
‫و نخواسته بگه که کی بوده؟

256
00:09:46,959 --> 00:09:49,651
‫چونکه اون متاهل بود.

257
00:10:01,345 --> 00:10:04,216
‫چی اونجا دارین؟

258
00:10:04,311 --> 00:10:05,148
‫شیرینی نعنایی.

259
00:10:05,772 --> 00:10:06,548
‫شیرینی نعنایی؟

260
00:10:07,732 --> 00:10:08,859
‫شیرینی نعنایی هستن

261
00:10:09,816 --> 00:10:11,780
‫" خار دار برای لذت بیشتر"!

262
00:10:11,956 --> 00:10:14,318
‫بله,ما یک جعبه ی دست نخورده ی
‫اینها رو زیر تخت آنا پیدا کردیم.

263
00:10:16,392 --> 00:10:17,283
‫آنا!

264
00:10:17,350 --> 00:10:18,710
‫میتونم یکی قبل از شام بردارم؟

265
00:10:18,778 --> 00:10:20,598
‫نه!نه نمیتونی اونها رو بخوری!

266
00:10:20,661 --> 00:10:23,585
‫اینها شیرینی نعنایی نیستن.
‫اینها...بادکنکه.

267
00:10:26,101 --> 00:10:27,488
‫بادکنک آدم بزرگها ست.

268
00:10:28,224 --> 00:10:29,917
‫تو و پدر با اینها بازی میکنین؟

269
00:10:30,728 --> 00:10:33,122
‫اگر هم بازی کنیم من و تو نمیبایست
‫این گفتگو رو داشته باشیم.

270
00:10:35,271 --> 00:10:36,625
‫در بزنی خوبه.

271
00:10:37,492 --> 00:10:38,406
‫اینا چی هستن؟

272
00:10:38,499 --> 00:10:40,669
‫خوب اینها کاندومن.

273
00:10:40,742 --> 00:10:43,372
‫میبینی وقتی یک پسر و دختر
‫همدیگه رو دوست دارن...

274
00:10:43,478 --> 00:10:46,151
‫ببند .جوانیتا و سلیا اینها رو
‫زیر تختت پیدا کردن.

275
00:10:46,227 --> 00:10:49,033
‫باشه میخوام در اتاقم رو قفل کنم
‫من خبرهایی برات دارم.

276
00:10:49,103 --> 00:10:52,831
‫- اینجا جایی نداره تا بخوای بری قفل کنی.
‫- این واقعا, بشما ربطی نداره.

277
00:10:52,910 --> 00:10:56,278
‫ببخشید هفده تا دونه کاندوم
‫تماما بمن ربط داره.

278
00:10:56,364 --> 00:10:59,519
‫قضیه چیه؟با جان رولند خوابیدی؟

279
00:10:59,616 --> 00:11:01,502
‫عمه گبی, اون رییسمه.

280
00:11:01,583 --> 00:11:03,905
‫آه! جایزه ی اسکار هم میدن...

281
00:11:04,001 --> 00:11:05,219
‫اما نه به تو.

282
00:11:05,349 --> 00:11:06,456
‫خیلی خوب باشه.

283
00:11:07,330 --> 00:11:09,231
‫اما ما هیچکاری انجام ندادیم
‫هیچ چی...

284
00:11:10,201 --> 00:11:11,796
‫هنوز.

285
00:11:11,902 --> 00:11:14,326
‫- هنوز؟برای چی هنوز؟
‫- من عاشق اونم.

286
00:11:17,061 --> 00:11:19,622
‫میشنوی؟
‫گفتم عاشقشم.

287
00:11:21,508 --> 00:11:23,151
‫شنیدم.
‫هرچی بالا آوردم قورت دادم.

288
00:11:25,372 --> 00:11:27,173
‫تو وجان هیچ غلطی نمیکنین

289
00:11:27,264 --> 00:11:29,670
‫چیه این بخاطر جانه که فهمیده
‫تو خیلی دیوونه ای؟

290
00:11:29,745 --> 00:11:31,348
‫اون فقط باغبونتون بوده.

291
00:11:31,468 --> 00:11:33,865
‫من دیوونه نیستم!
‫و این گفتگو تموم شد.

292
00:11:38,779 --> 00:11:39,677
‫من به دخترها قول داده بودم

293
00:11:39,724 --> 00:11:42,182
‫اونها میتونن اینها رو با آب پر کنن و بندازنشون
‫روی پشت بام

294
00:11:44,802 --> 00:11:45,951
‫یالا بچه ها.
‫راه بیافتین بریم!

295
00:11:47,553 --> 00:11:49,256
‫هی پورتر.
‫میتونم باهات صحبت کنم؟

296
00:11:49,350 --> 00:11:50,434
‫سلام, خانم بولن.

297
00:11:50,512 --> 00:11:52,837
‫اوه, متاسفم , من باید برم پنی رو
‫از مدرسه برگردونم

298
00:12:03,763 --> 00:12:04,764
‫یک دقیقه بیشتر طول نمیکشه.

299
00:12:05,506 --> 00:12:06,321
‫باشه.

300
00:12:06,407 --> 00:12:09,178
‫خوب این جمعه شب چی میگی
‫کمکم کنی

301
00:12:09,254 --> 00:12:11,486
‫تو خونه ی ما یک میهمانی کوچولو
‫برای دنی راه بندازیم؟

302
00:12:11,565 --> 00:12:14,258
‫- یه میهمانی؟
‫- آره اون لازمه چندتا دوست پیدا کنه.

303
00:12:14,313 --> 00:12:15,440
‫اون یک کم خجالتیه

304
00:12:15,511 --> 00:12:17,149
‫این تمام چیزیه که با جولی
‫داشت و کمکش نکرده بود

305
00:12:17,207 --> 00:12:19,496
‫باشه اما یک چیزی هست من و دنی
‫هیچ وقت یکجا کنار هم نبودیم.

306
00:12:19,573 --> 00:12:21,284
‫ما نقطه ی اشتراکی نداریم

307
00:12:22,728 --> 00:12:25,214
‫خوب دنی از پول خوشش میاد.

308
00:12:25,308 --> 00:12:26,918
‫تو هم از پول خوشت میاد؟

309
00:12:27,761 --> 00:12:28,682
‫البته.

310
00:12:29,511 --> 00:12:31,578
‫دیدی؟ چندتا نقطه اشتراک پیدا شد

311
00:12:31,725 --> 00:12:33,121
‫دارین بهم رشوه میدین؟

312
00:12:33,256 --> 00:12:35,913
‫نه این پول برای میهمانیه.

313
00:12:36,655 --> 00:12:38,165
‫و البته یک کمی هم اگر باقی موندش...

314
00:12:39,126 --> 00:12:40,235
‫اوه.

315
00:12:40,376 --> 00:12:41,662
‫و من تقریبا فراموش کردم.

316
00:12:42,404 --> 00:12:44,520
‫شماها بدون آبجو نمیتونین میهمانی
‫خوبی داشته باشین

317
00:12:45,484 --> 00:12:46,719
‫خیلی خوب, این یک حیله است؟

318
00:12:46,796 --> 00:12:47,867
‫مامانم توی بوته ها پنهان میشه

319
00:12:47,930 --> 00:12:51,395
‫- تا ببینه آیا من بدام می افتم؟
‫- فقط میخوام ساعت خوشی داشته باشه.

320
00:12:51,504 --> 00:12:53,910
‫پس حواست باشه آدمهای خوبی رو
‫دعوت میکنی

321
00:12:53,990 --> 00:12:55,239
‫شایدم چندتا دختر خوشگل.

322
00:12:58,333 --> 00:12:59,750
‫همه چیز برای دوست خوبم دنی.

323
00:13:03,415 --> 00:13:05,643
‫خیلی خوب این یکی چطوره؟

324
00:13:05,759 --> 00:13:08,720
‫این یک کیک چهار طبقه ی دوست داشتنی
‫با شیرینی صورتی رنگه.

325
00:13:10,911 --> 00:13:13,097
‫باشه.

326
00:13:13,166 --> 00:13:15,527
‫خوب , بعد نشون دادن چهل وسه
‫طرح کیک به شما

327
00:13:15,595 --> 00:13:17,809
‫فهمیدم " هوم"معنیش
‫نه هست.

328
00:13:17,881 --> 00:13:19,218
‫اما عروسی شما دو روز دیگه ست

329
00:13:19,306 --> 00:13:20,875
‫خوب مگر اینکه بخواین عروسیتون
‫رو عقب بندازین

330
00:13:20,974 --> 00:13:23,339
‫در هر صورت شما واقعا لازمه
‫تصمیمتون رو بگیرین.

331
00:13:23,404 --> 00:13:27,016
‫اوه, متاسفم ما فقط میخوایم همه چیز
‫بی عیب باشه و...

332
00:13:27,067 --> 00:13:28,171
‫وای ی!

333
00:13:29,859 --> 00:13:30,840
‫این یکی چیه؟

334
00:13:31,659 --> 00:13:34,421
‫اوه این باید طرح جدید همکارم
‫کاترین باشه.

335
00:13:34,519 --> 00:13:35,540
‫خوشت اومده؟

336
00:13:35,644 --> 00:13:36,947
‫دوستش دارم.

337
00:13:37,175 --> 00:13:38,543
‫فوق العاده است.

338
00:13:39,690 --> 00:13:42,206
‫حالا...
‫چه چیزی رو واقعا علاقه داری؟

339
00:13:42,275 --> 00:13:43,104
‫میخوام پیشنهاده

340
00:13:43,193 --> 00:13:45,265
‫یک کیک سفید کلاسیک با طعم تمشک
‫با طرحی زیبا رو بدم

341
00:13:46,117 --> 00:13:47,012
‫هوم.

342
00:13:48,121 --> 00:13:49,478
‫هوم.

343
00:13:54,567 --> 00:13:57,544
‫هی, کارلوس, متوجه ی هیچ تفاوتی
‫در لینت نشدی؟

344
00:13:57,625 --> 00:13:58,985
‫در باره ی چی صحبت میکنی؟

345
00:13:59,259 --> 00:14:02,010
‫اون رو با عکسش در میهمانی
‫کریسمس پارسال مقایسه کن.

346
00:14:02,737 --> 00:14:03,841
‫قبلش...

347
00:14:05,220 --> 00:14:06,421
‫بعدش.

348
00:14:06,671 --> 00:14:08,106
‫واووو.

349
00:14:08,780 --> 00:14:10,597
‫لینت ایمپلنت داشته.
‫ایمپلنت=کاشتن هر چیزی در بدن

350
00:14:10,644 --> 00:14:13,432
‫- دقیقا.
‫- یک نگاه به اون دوتا بادکنک بنداز.

351
00:14:15,025 --> 00:14:16,859
‫یک دقیقه صبر کن.
‫مگه تو همجنسباز نبودی؟

352
00:14:17,921 --> 00:14:20,924
‫- تو نمیتونی این رو از من بپرسی.
‫- خوب اگر نیستی.

353
00:14:20,984 --> 00:14:22,147
‫مجبورم یک مشت بکوبونم تو صورتت

354
00:14:22,233 --> 00:14:23,356
‫بخاطر چشم چرونی از
‫دوست متاهلم

355
00:14:23,464 --> 00:14:25,691
‫پس همجنسبازم!

356
00:14:25,978 --> 00:14:27,208
‫جودی, لیزا, باربارا, همجنسبازن!

357
00:14:27,239 --> 00:14:28,544
‫منم عضو سربلند از سال۸۹

358
00:14:34,708 --> 00:14:36,284
‫خوب برای بخش سوم

359
00:14:36,425 --> 00:14:39,779
‫افزایش ۲۰ درصدی بدون مالیات
‫برابرمیشه...

360
00:14:41,548 --> 00:14:42,635
‫به چی داری نگاه میکنی؟

361
00:14:42,882 --> 00:14:44,484
‫متاسفم لینت..من فقط.

362
00:14:46,672 --> 00:14:47,568
‫میدونم.

363
00:14:48,506 --> 00:14:49,923
‫چی رو میدونی؟

364
00:14:50,886 --> 00:14:52,237
‫راز کوچولوت رو.

365
00:14:54,894 --> 00:14:57,787
‫اوه, خدا, درباره ی دوقلوها
‫میدونی؟

366
00:14:58,610 --> 00:15:00,733
‫خوب, منظورم, آره.
‫چشم دارم.

367
00:15:00,947 --> 00:15:03,413
‫باشه, اول از همه
‫این, تو برنامه نبود.

368
00:15:04,308 --> 00:15:05,519
‫نبود؟

369
00:15:05,749 --> 00:15:07,309
‫خدایا, نه!
‫تام و من نمیخواستیم موقع شام زیاد بمونیم

370
00:15:07,435 --> 00:15:09,419
‫اون فهمیده بود مست کردم
‫و چیز بعدی که میدونستم...

371
00:15:09,583 --> 00:15:10,944
‫آه.

372
00:15:11,197 --> 00:15:13,907
‫پس تام مسئول همه ی اینهاست.

373
00:15:14,849 --> 00:15:16,483
‫خوب...کسی دیگه هم هست؟

374
00:15:17,420 --> 00:15:19,129
‫خدا, تو یک همچین همسر خوبی هستی.

375
00:15:19,408 --> 00:15:20,821
‫دوست دارم با گبی حرف بزنی

376
00:15:20,939 --> 00:15:24,967
‫- سر مشقی برای اون بشو.
‫- گبی پیش از این مگر دستهای پری نداشته

377
00:15:25,099 --> 00:15:30,019
‫- با آوردن دوتا بچه هاش؟
‫- اونها خوبن,همیشه فکر میکردم میتونیم بهترش کنیم.

378
00:15:30,152 --> 00:15:33,216
‫- چی!؟
‫- میدونی, گبی واقعا تحسینت میکنه.

379
00:15:34,040 --> 00:15:37,261
‫اگر اون میدونست تو کاری رو سینه هات کردی.
‫شاید اونهم بفکرش بی افته.

380
00:15:37,493 --> 00:15:38,519
‫کار روی سینه هام؟

381
00:15:38,770 --> 00:15:41,269
‫ببخشید سینه هات بزرگ شدن.

382
00:15:42,213 --> 00:15:43,970
‫فقط اسم دکترت رو بهش بده.

383
00:15:44,062 --> 00:15:45,207
‫کارش عالیه.

384
00:15:45,533 --> 00:15:47,771
‫اوه!اوه.

385
00:15:48,008 --> 00:15:49,422
‫اوه حالا من...

386
00:15:50,300 --> 00:15:52,085
‫باشه, فهمیدم.

387
00:15:53,295 --> 00:15:54,309
‫حتما.

388
00:15:54,537 --> 00:15:56,832
‫ضمنا بگذار این یک درس برای تو باشه.

389
00:15:56,942 --> 00:15:58,595
‫که سعی نکنی چیزی رو از من
‫مخفی کنی.

390
00:15:59,356 --> 00:16:05,614
‫- من برای این چیزها خیلی تیزم.
‫- خیلی خوب.

391
00:16:12,240 --> 00:16:13,130
‫سوزان؟

392
00:16:14,108 --> 00:16:14,978
‫اینجام.

393
00:16:16,222 --> 00:16:18,342
‫هی, من ,اوه ,همین الان یک تماس
‫داشتم برای یک کار

394
00:16:18,466 --> 00:16:19,826
‫فقط ترکیدگی لوله ی آب اصلیه

395
00:16:19,913 --> 00:16:21,888
‫پس باید برگردم سر کار...
‫واو و.

396
00:16:24,869 --> 00:16:26,006
‫چه اتفاقی اینجا افتاده؟

397
00:16:26,113 --> 00:16:28,362
‫اومده بودم یک سرکی تو دفتر
‫خاطرات جولی بکشم

398
00:16:29,435 --> 00:16:30,772
‫باشه.

399
00:16:31,000 --> 00:16:32,386
‫هرگز اسمش رو نگفته.

400
00:16:32,657 --> 00:16:33,734
‫اسم کی رو؟

401
00:16:33,994 --> 00:16:35,973
‫با یک مرد متاهل قرار داشته

402
00:16:36,146 --> 00:16:39,458
‫اون از اسمش استفاده نکرده.
‫فقط حرف اول اسمش رو " دی"بکار برده

403
00:16:41,527 --> 00:16:43,705
‫چرا باید از یک رمز در دفتر وقایع روزانه ی
‫خودش استفاده بکنه؟

404
00:16:43,960 --> 00:16:46,319
‫اوه چونکه میترسیده مامانش شاید
‫بیاد سراغ اون؟

405
00:16:46,630 --> 00:16:49,795
‫باشه میدونم که من به حریم
‫خصوصیش تجاوز کردم

406
00:16:50,537 --> 00:16:52,599
‫منظورم کار زشتیه.
‫اما این یک امر فوریتی بود.

407
00:16:52,831 --> 00:16:55,277
‫شرط میبندم این " دی" همون بیمار
‫حرومزاده ایه که...

408
00:17:04,579 --> 00:17:06,067
‫و میدونی بدترین قسمتش چیه؟

409
00:17:06,979 --> 00:17:08,260
‫من این رو خوندم و...

410
00:17:09,553 --> 00:17:11,961
‫این مثل نوشته ی یک غریبه است.

411
00:17:13,996 --> 00:17:15,982
‫منظورم این دختره کیه؟

412
00:17:17,707 --> 00:17:19,430
‫اون مدرسه ی پزشکی رو رها کرده

413
00:17:20,893 --> 00:17:24,490
‫اون تمام کمک هزینه ی تحصیلیش رو
‫که مدتها انتظارش رو کشید رها کرده

414
00:17:24,594 --> 00:17:25,563
‫و بعدش وقتی که برگشته

415
00:17:25,636 --> 00:17:27,758
‫شروع به عشقبازی با یک
‫مرد متاهل کرده

416
00:17:28,745 --> 00:17:30,700
‫این جولی رو نمیشناسم.

417
00:17:32,710 --> 00:17:35,631
‫منظورم چطوری بهش نزدیک شده؟

418
00:17:35,810 --> 00:17:37,067
‫سلام؟

419
00:17:38,818 --> 00:17:39,840
‫واقعا؟

420
00:17:40,773 --> 00:17:42,909
‫میتونی از خودش بپرسی.
‫بهوش اومده.

421
00:17:48,489 --> 00:17:51,117
‫دکتر هیل؟حالش چطوره؟
‫میتونم ببینمش؟

422
00:17:51,169 --> 00:17:52,224
‫آره , فقط , خوب میدونین

423
00:17:52,288 --> 00:17:53,987
‫اون درباه ی حمله ای که شده هیچ
‫چیزی یادش نمیاد

424
00:17:54,102 --> 00:17:55,721
‫اون خیلی خسته است ونیاز به
‫استراحت داره

425
00:17:55,774 --> 00:17:58,393
‫پس فقط کنارش بنشینید , باشه؟
‫بدون سوال.

426
00:17:58,496 --> 00:17:59,475
‫البته.

427
00:18:01,154 --> 00:18:03,140
‫میخوام فقط...بشینم.

428
00:18:07,081 --> 00:18:08,335
‫اوه , جولی.

429
00:18:08,588 --> 00:18:11,246
‫این خیلی خوبه بهوش میبینمت.

430
00:18:12,539 --> 00:18:13,731
‫سلام , مامان.

431
00:18:13,873 --> 00:18:15,458
‫اوه, چه احساسی داری؟

432
00:18:15,803 --> 00:18:17,195
‫اوه ,صبر کن فراموش کردم.

433
00:18:17,894 --> 00:18:19,121
‫دکتر گفت , بدون سوال.

434
00:18:19,207 --> 00:18:24,381
‫پس...من فقط اینجا میشینم
‫و...تو رو نگاه میکنم

435
00:18:25,467 --> 00:18:26,487
‫ممنون.

436
00:18:26,739 --> 00:18:27,901
‫من واقعا خسته ام.

437
00:18:28,160 --> 00:18:30,233
‫اوه.
‫خوب ,تو فقط ,بخواب عزیزم.

438
00:18:36,715 --> 00:18:38,971
‫فقط برای اینکه بدونی
‫تو حامله نیستی.

439
00:18:39,877 --> 00:18:40,868
‫چی؟

440
00:18:41,084 --> 00:18:43,372
‫خوب لینت گفت شاید تو ترسیده بودی

441
00:18:43,476 --> 00:18:45,264
‫اما حامله نیستی, خوب...

442
00:18:45,360 --> 00:18:46,813
‫آه!

443
00:18:46,903 --> 00:18:48,619
‫اون نباید این رو بتو می گفت

444
00:18:48,818 --> 00:18:50,964
‫- اوه, ناراحتت کردم.
‫- متاسفم.

445
00:18:51,113 --> 00:18:54,374
‫اوه فقط من رو نادیده بگیر
‫و بگیر بخواب

446
00:18:54,613 --> 00:18:56,609
‫باشه.

447
00:19:05,139 --> 00:19:06,503
‫اگر بخوای

448
00:19:06,690 --> 00:19:09,055
‫میتونم به دوست پسرت بگم
‫که تو بهتر شدی.

449
00:19:09,984 --> 00:19:11,271
‫دوست پسرم؟

450
00:19:11,550 --> 00:19:14,491
‫خوب میدونستم که فکر میکردی
‫حامله ای

451
00:19:14,604 --> 00:19:17,120
‫و من ندیدم که در مسیر شکست قدم برداری

452
00:19:17,203 --> 00:19:19,868
‫پس فقط تظاهر کردم که تو
‫دوست پسر داشتی

453
00:19:20,124 --> 00:19:22,886
‫میتونم باهاش تماس بگیرم برات
‫آه, مامان.

454
00:19:22,963 --> 00:19:24,447
‫مگر اینکه فکر کنی چونکه متاهله

455
00:19:24,518 --> 00:19:29,223
‫- گلوت رو فشار داده.
‫- نمیخوام الان دربارش صحبت کنم.

456
00:19:30,233 --> 00:19:31,562
‫پس ما نمیخوایم.

457
00:19:31,789 --> 00:19:34,761
‫من حتی اینجا نیستم تو فقط
‫استراحت کن.

458
00:19:35,977 --> 00:19:36,864
‫چطور میتونم استراحت کنم

459
00:19:36,952 --> 00:19:38,255
‫وقتی اومدی اینجا
‫با این همه سوال؟

460
00:19:38,369 --> 00:19:40,369
‫از تو درخواست کردم به یک سوال
‫تنها جواب بدی؟

461
00:19:40,480 --> 00:19:43,564
‫- منظورم بعلاوه ی اون یکی دیگه ست.
‫- فکر کنم تو باید بری.

462
00:19:43,817 --> 00:19:46,561
‫جولی خواهش میکنم.
‫من مادر تو هستم.

463
00:19:46,784 --> 00:19:49,468
‫چیزی نیست که نتونی بهم بگی.

464
00:19:49,705 --> 00:19:52,696
‫میدونم , و دارم بهت میگم تو برو.

465
00:19:54,460 --> 00:19:55,626
‫باشه.

466
00:20:06,711 --> 00:20:07,994
‫دل منم برات تنگ شده.

467
00:20:10,019 --> 00:20:11,481
‫یک زن زیبا با لباس شب, چرا؟

468
00:20:12,648 --> 00:20:15,458
‫کارل ما دوباره اینکار رو پشت تلفن نمیکنیم

469
00:20:15,622 --> 00:20:17,905
‫اگر نمیتونی بخوابی یک قرص بخور.

470
00:20:43,028 --> 00:20:46,300
‫- کاترین خوشحالم تو اینجایی.
‫- ما ,اوه, واقعا ,لازمه صحبت کنیم.

471
00:20:46,547 --> 00:20:48,930
‫اگر در مورد سفارش شراب اسپانیولی
‫برای مجلس هندرسونه

472
00:20:49,709 --> 00:20:50,664
‫قبلا انجام شده.

473
00:20:50,767 --> 00:20:53,332
‫من تو رو دیشب کنار خونه ی
‫مایک و سوزان دیدم

474
00:20:54,871 --> 00:20:56,745
‫تو جاسوسی م رو میکردی؟

475
00:20:57,614 --> 00:20:59,345
‫من تو این قصه جاسوس نیستم.

476
00:21:00,522 --> 00:21:01,691
‫خیلی خوب من رو دیدی.

477
00:21:01,805 --> 00:21:03,492
‫میخوای بدونی چی دیدم؟

478
00:21:03,768 --> 00:21:09,183
‫سوزان همون اول رفت بخوابه
‫و مایک هم داشت توپ بازی تماشا میکرد

479
00:21:09,421 --> 00:21:11,387
‫اون برای تو شبیه یک ازدواج
‫بنظر میرسید؟

480
00:21:11,419 --> 00:21:13,004
‫اون دقیقا شبیه یک ازدواج
‫بنظر میرسید؟

481
00:21:13,619 --> 00:21:14,987
‫همه ی چیزی که فهمیدم اینه

482
00:21:15,042 --> 00:21:18,138
‫تماشای دوباره ی یک توپ بازی با مایک
‫واقعا خوب بود

483
00:21:18,228 --> 00:21:20,488
‫از پشت یک پنجره!

484
00:21:20,733 --> 00:21:23,336
‫کاترین تو ادراک و فهمت رو اینجا
‫از دست دادی

485
00:21:24,036 --> 00:21:26,357
‫مایک عاشقه سوزانه
‫اون پیش تو بر نمیگرده.

486
00:21:26,549 --> 00:21:27,683
‫و اگر تو نمیتونی این رو قبول کنی

487
00:21:27,775 --> 00:21:29,544
‫پس تو واقعا احتیاج به کمک داری

488
00:21:31,078 --> 00:21:33,535
‫تو طاقت دیدن خوشحالی من
‫رو نداری,داری؟

489
00:21:33,563 --> 00:21:37,839
‫- باشه فهمیدم تو ناراحتی.
‫- چون تو میدونی که من یکبار مایک رو به تور زدم.

490
00:21:37,927 --> 00:21:40,616
‫من بیشتر از این در زندگیم میخوام
‫تا فقط کار کنم

491
00:21:40,680 --> 00:21:42,721
‫و من دیگه توانایی ندارم که کارهای تو رو
‫برات انجام بدم

492
00:21:42,800 --> 00:21:45,730
‫- ببخشید؟
‫- تو دیگه هرگز اینجا نیستی, بری.

493
00:21:45,800 --> 00:21:48,113
‫تو این روزها همیشه سرت
‫خیلی شلوغه

494
00:21:48,193 --> 00:21:49,569
‫اما تو هرگز سرت برای تعظیم کردن

495
00:21:49,650 --> 00:21:51,575
‫به مشتری شلوغ نیست.
‫برای غذایی که من میپختم.

496
00:21:51,654 --> 00:21:55,506
‫منم خسته شدم بس بار تو رو بدوش کشیدم
‫باشه,خوب, میخوای اون رو همین الان متوقفش کن

497
00:21:55,575 --> 00:21:57,879
‫چونکه تو رو در لیست مرخصی استعلاجی
‫قرار دادم اونم برای۳ هفته

498
00:21:57,960 --> 00:21:59,583
‫- بلافاصله اجراش میکنی.
‫- من بیمار نیستم.

499
00:22:00,600 --> 00:22:02,292
‫چرا ,بیماری.

500
00:22:04,268 --> 00:22:05,863
‫حالا برو.

501
00:22:13,880 --> 00:22:17,150
‫تو چندتا تحسین کننده بیرون
‫اینجا داری

502
00:22:18,034 --> 00:22:18,778
‫اوه؟

503
00:22:18,872 --> 00:22:19,652
‫آره, همینطور که داشتی قدم میزدی.

504
00:22:19,709 --> 00:22:21,894
‫شنیدم یکیشون به اون یکی میگه
‫" برآمدگیها رو داشته باش"

505
00:22:22,646 --> 00:22:26,301
‫اوو, میتونم نجابت بخرج بدم
‫و با بخش حفاظت تماس بگیرم؟

506
00:22:26,404 --> 00:22:28,057
‫نه و دلیلی که اینجا هستن.

507
00:22:28,329 --> 00:22:30,021
‫اونها برادران برتولینی هستن.

508
00:22:30,254 --> 00:22:32,278
‫اونها یک صندوق بازنشستگی ۲۰۰ میلیون
‫دلاری بدست آوردن

509
00:22:32,357 --> 00:22:33,726
‫دنبال کسی هستن تا اون رو
‫بکار بندازه

510
00:22:34,008 --> 00:22:37,107
‫چرا به اینها میگی "برآمدگیها"؟

511
00:22:37,968 --> 00:22:40,071
‫فقط گوش کن.ما اونها رو به شام
‫دعوت میکنیم

512
00:22:40,138 --> 00:22:43,070
‫اونها دخترانی رو که شخصا
‫ترقی کردن میپسندن و تایید میکنن

513
00:22:43,172 --> 00:22:44,849
‫بعدش ما قرارداد رو میبندیم.

514
00:22:45,666 --> 00:22:47,544
‫و بعدش اونها پول رو میگذارن
‫روی میز.

515
00:22:49,979 --> 00:22:52,319
‫- چیه؟ نارا حتی؟
‫- آره, البته که , ناراحتم.

516
00:22:52,382 --> 00:22:55,060
‫تو نمیتونی از سینه های من بعنوان
‫طعمه استفاده کنی.

517
00:22:55,087 --> 00:22:56,615
‫از کجا این طرز برخورد رو یاد گرفتی؟

518
00:22:56,714 --> 00:22:59,634
‫بیخیال تو تزئینات کریسمس
‫نمیخری؟

519
00:22:59,731 --> 00:23:01,077
‫جز اینه که میخوای اونها رو آویزون
‫کنی به یک درخت.

520
00:23:02,545 --> 00:23:03,508
‫خیلی خوب تشبیه بدی بود.

521
00:23:03,569 --> 00:23:08,266
‫نکته من اینه , چرا اون چیزها رو نمی پوشونی؟
‫اگر نمیخوای مردم نگاهشون کنن.

522
00:23:09,337 --> 00:23:09,938
‫حدس میزنم...

523
00:23:12,091 --> 00:23:12,841
‫من...

524
00:23:13,133 --> 00:23:14,501
‫چون نمیخوام.

525
00:23:16,256 --> 00:23:17,618
‫باشه.

526
00:23:21,819 --> 00:23:23,985
‫- کی شروع کنیم؟
‫- فردا شب.

527
00:23:24,159 --> 00:23:26,886
‫و اگر این احساس بهتری بهت میده

528
00:23:27,274 --> 00:23:28,478
‫یک لباس جدید برای خودت بخر

529
00:23:28,663 --> 00:23:30,643
‫به حساب شرکت.

530
00:23:32,626 --> 00:23:37,270
‫مردی که کارت اعتباریش رو بخاطر
‫سینه هام بهم میده

531
00:23:37,901 --> 00:23:40,795
‫احساس یک قلاب ماهیگیری رو
‫بهم میده

532
00:23:44,546 --> 00:23:45,743
‫جان.

533
00:23:45,984 --> 00:23:48,470
‫هی, گبی ,چه خبر؟

534
00:23:48,563 --> 00:23:50,912
‫اگر چه خواهرزاده ی من روش خودش
‫رو داره, ازش دوری کن

535
00:23:50,947 --> 00:23:54,507
‫- ببخشید؟
‫- تو طلسم قدیمی جان رولند رو آزاد کردی.

536
00:23:54,637 --> 00:23:56,770
‫و حالا آنا بهت علاقه من شده.

537
00:23:57,700 --> 00:24:00,391
‫خوب اون یک شکست کوچولو خواهد داشت.
‫فکر کنم این خوبه.

538
00:24:00,627 --> 00:24:01,579
‫نه, نه, نه.

539
00:24:01,647 --> 00:24:03,627
‫خوبه که دلت میخواد اسمت رو تو
‫دفترچه ی یادداشتش بنویسی

540
00:24:03,744 --> 00:24:06,790
‫آنا چندتا بسته کاندوم خریده بود

541
00:24:07,690 --> 00:24:10,615
‫واوو.هیچ نظری ندارم اون قضیه رو
‫جدی گرفته

542
00:24:11,369 --> 00:24:14,299
‫منظورم من فقط یک کوچولو باهاش
‫لاس زده بودم.

543
00:24:15,061 --> 00:24:16,432
‫خوب اون هفده سالشه

544
00:24:16,684 --> 00:24:19,021
‫تو همیشه با یک پیشخدمت لاس میزنی

545
00:24:19,223 --> 00:24:20,643
‫تو در این مورد داری قشنگ
‫تحریکش میکنی

546
00:24:20,706 --> 00:24:24,535
‫- تو هم باید تحریک شده باشی.
‫- اگر یک انگشتت به آنا بخوره.

547
00:24:24,639 --> 00:24:26,501
‫کارلوس همه ی دندونات رو از دهانت
‫بیرون میریزه.

548
00:24:26,569 --> 00:24:28,935
‫که باعث خواهد شد یک مدتی تو زندان
‫آب خنک بخوری.

549
00:24:29,032 --> 00:24:30,921
‫ببین من واقعا دنبال آنا نیستم

550
00:24:31,182 --> 00:24:34,239
‫خیلی خوب, داشتم با آنا , لاس میزدم
‫تا ببینم هنوزم بهم علاقه مندی

551
00:24:34,336 --> 00:24:36,036
‫که دیدم علاقه مندی

552
00:24:38,057 --> 00:24:39,312
‫نه, نیستم.

553
00:24:39,449 --> 00:24:40,735
‫واقعا؟

554
00:24:41,036 --> 00:24:42,337
‫اوه ,اگه حسود نبودی

555
00:24:42,432 --> 00:24:45,064
‫پس چرا من رو از آوردن آنا به خونه
‫منع کردی؟

556
00:24:45,292 --> 00:24:46,953
‫چونکه یادمه چه کارهایی
‫از دستت بر میاد

557
00:24:47,049 --> 00:24:48,330
‫توی توقفگاه ماشینها.

558
00:24:49,110 --> 00:24:50,997
‫ببین من درباره ی اون روزها خیلی زیاد
‫فکر کردم , گبی

559
00:24:51,809 --> 00:24:53,157
‫منظورم من فقط یک بچه بودم.

560
00:24:53,449 --> 00:24:55,347
‫میدونی برای زندگی مجبور بودم
‫چمنها رو بزنم

561
00:24:55,432 --> 00:24:57,818
‫و نمیتونستم هیچ چیزی تقدیمت کنم
‫بجز اینکه"ببرمت سانفرانسیسکو "درسته
‫(سانفرانسیسکو ی سریال دایی جان ناپلئون)

562
00:24:57,891 --> 00:25:02,661
‫اما حالا میتونم خیلی چیزهای بیشتری تقدیمت کنم
‫درباره ی چی داری صحبت میکنی؟

563
00:25:02,836 --> 00:25:04,770
‫من الان یک عالمه پول دارم
‫گبی.

564
00:25:05,038 --> 00:25:06,480
‫میدونی تو توی خونه ای

565
00:25:06,567 --> 00:25:08,662
‫با دوتا بچه و شوهرت آدمیه که هرگز
‫خونه نیست

566
00:25:08,887 --> 00:25:10,430
‫و وقتی دوباره دیدمت

567
00:25:10,652 --> 00:25:12,771
‫با ماکارونی و پنیر روی تی شرتت

568
00:25:13,026 --> 00:25:14,885
‫به خودم گفتم خیلی بده

569
00:25:15,073 --> 00:25:16,264
‫میدونی , این زن باشکوه

570
00:25:16,369 --> 00:25:19,696
‫باید در حال نوشیدن شامپاین
‫روی یک قایق باشه

571
00:25:21,096 --> 00:25:22,971
‫که ..چی میخوای من رو رهایی بدی؟

572
00:25:23,212 --> 00:25:25,803
‫- بهم بگو که بدبخت نیستی.
‫- بدبخت نیستم.

573
00:25:28,523 --> 00:25:29,814
‫چرا حرفت رو باور نمیکنم؟

574
00:25:37,799 --> 00:25:39,593
‫آنا,  صبر کن!

575
00:26:01,424 --> 00:26:02,405
‫کارلوس؟

576
00:26:02,637 --> 00:26:03,777
‫اون هنوز خونه نیومده.

577
00:26:05,091 --> 00:26:07,242
‫آنا ما باید حرف بزنیم.

578
00:26:07,347 --> 00:26:10,541
‫تو میدونستی که من دوستش دارم.
‫چطور تونستی اینکار رو بکنی؟

579
00:26:10,753 --> 00:26:13,472
‫خیلی خوب چی دیدی که انتظار
‫دیدنش رو نداشتی؟

580
00:26:13,930 --> 00:26:14,770
‫اوه تو یکدفعه سر خوردی و

581
00:26:14,836 --> 00:26:17,069
‫زبونت تصادفا اسیر دهان جان شد؟

582
00:26:17,176 --> 00:26:19,576
‫من جان رو نبوسیدم!جان من و بوسید!

583
00:26:19,669 --> 00:26:21,226
‫و زبونت هم درگیر نبود!

584
00:26:21,478 --> 00:26:23,762
‫آره ,خوب, تو نسخه ی خودت رو داری
‫منم مال خودم رو دارم

585
00:26:23,951 --> 00:26:26,399
‫خواهیم دید دایی کارلوس کدوم یکی
‫رو باور میکنه.

586
00:26:27,958 --> 00:26:29,997
‫خیلی خوب آنا میخوام یکچیزایی
‫بهت بگم

587
00:26:32,941 --> 00:26:33,917
‫ده سال پیش

588
00:26:34,167 --> 00:26:36,417
‫جان رولند و من...

589
00:26:37,609 --> 00:26:39,067
‫عاشق هم بودیم.

590
00:26:40,231 --> 00:26:42,032
‫دایی کارلوست هم در اینباره میدونه

591
00:26:42,190 --> 00:26:43,901
‫خیلی از مردم صدمه دیدن.

592
00:26:44,846 --> 00:26:46,560
‫اما ما اون رو سپری کردیم.

593
00:26:48,766 --> 00:26:50,982
‫من دیگه هیچ احساسی به جان ندارم

594
00:26:51,978 --> 00:26:54,779
‫اما امروز فهمیدم اون هنوز به من فکر میکنه

595
00:26:59,474 --> 00:27:01,298
‫یک روز دیگه دیدمت که به این
‫خیره شده بودی.

596
00:27:02,934 --> 00:27:04,255
‫اونو درک نمیکردم, بعدش

597
00:27:06,087 --> 00:27:07,769
‫حالا درک میکنم.

598
00:27:13,281 --> 00:27:13,930
‫آنا...

599
00:27:17,195 --> 00:27:19,762
‫من به یک خاطره وفادار بودم.
‫بله.

600
00:27:21,675 --> 00:27:23,278
‫و بعضی مواقع که روز سختی دارم

601
00:27:23,336 --> 00:27:25,161
‫درباره ی این فکر میکنم که چی
‫میتونسته بوده باشه.

602
00:27:27,857 --> 00:27:29,934
‫اما بهم اعتماد کن
‫نمیخوام هرگز به اون موقع برگردم.

603
00:27:36,226 --> 00:27:39,910
‫ببین آنا من عاشق دایی کارلوستم

604
00:27:40,004 --> 00:27:41,491
‫و ما یک زندگی خارق العاده
‫با همدیگه داریم

605
00:27:41,603 --> 00:27:44,310
‫لطفا کاری نکن که بهش صدمه بخوره

606
00:27:49,888 --> 00:27:51,039
‫سلام.بچه ها.

607
00:27:52,388 --> 00:27:53,676
‫نهایتا زود برگشتم خونه.

608
00:27:53,816 --> 00:27:55,559
‫سلام.اوه.

609
00:27:55,793 --> 00:27:58,751
‫خوب, چه خبر؟

610
00:28:00,248 --> 00:28:02,217
‫الان داشتم به عمه گبی میگفتم

611
00:28:05,803 --> 00:28:07,740
‫که میخوام شغلم رو رها کنم.

612
00:28:14,236 --> 00:28:15,679
‫بهرحال تکلیف منزل دارم.

613
00:28:20,405 --> 00:28:22,225
‫مامان؟

614
00:28:22,356 --> 00:28:23,917
‫این رو تو تخت خوابم پیدا کردم.

615
00:28:24,152 --> 00:28:27,699
‫- خوشت اومده؟
‫- آره چه بموقع؟

616
00:28:27,957 --> 00:28:29,985
‫میهمانیه.
‫میخوام که تو خوب باشی.

617
00:28:30,848 --> 00:28:32,178
‫مجبور نبودی اینکار رو بکنی.

618
00:28:33,664 --> 00:28:36,809
‫چرا که نه؟میخوام چیزهای خوب
‫برای پسرم بخرم

619
00:28:37,029 --> 00:28:38,958
‫بعلاوه که باعث میشه احساس
‫بی گناهی بکنم

620
00:28:39,062 --> 00:28:41,255
‫بخاطر اینی که برای خودم خریدم.

621
00:28:41,412 --> 00:28:42,757
‫قشنگه ,  نه؟

622
00:28:42,994 --> 00:28:43,970
‫بله.

623
00:28:44,173 --> 00:28:45,214
‫صبر کن تا بپوشمش ببینی.

624
00:28:57,139 --> 00:28:59,486
‫آیا شده هیچوقت بخواین تحت درمان
‫قرار بگیرین؟

625
00:28:59,759 --> 00:29:00,918
‫چی , سوختگی رو؟

626
00:29:01,151 --> 00:29:04,311
‫من حتی دیگه نگاهشم نمیکنم.

627
00:29:06,052 --> 00:29:07,840
‫این روزها میتونن این چیزها رو براحتی
‫درمانش بکنن, مامان.

628
00:29:08,054 --> 00:29:11,020
‫- آره اون هزینه ی بالایی داره.
‫- پس؟

629
00:29:11,254 --> 00:29:13,852
‫ما درمورد پولمون دقت میکنیم
‫تو که این رو میدونی.

630
00:29:14,018 --> 00:29:15,967
‫من دقتی در پدر نمیبینم.

631
00:29:16,130 --> 00:29:18,342
‫اون یکدست لوازم بازی جدید برای
‫کلوپ گلفش خریده بود

632
00:29:18,661 --> 00:29:20,322
‫دنی گوش کن بهم.

633
00:29:21,379 --> 00:29:23,643
‫بعد از انفجار
‫اندام من بیریخت شد.

634
00:29:25,220 --> 00:29:26,933
‫پدرت حقیقتا خوب از من مراقبت کرد

635
00:29:27,803 --> 00:29:28,833
‫اون دائما بالای سرم بود.

636
00:29:29,057 --> 00:29:31,082
‫اون مرد خوبیه.
‫این رو فراموش نکن.

637
00:29:38,354 --> 00:29:40,481
‫یک روز میخوام کلی پول بدست بیارم

638
00:29:41,361 --> 00:29:42,729
‫و ما خواهیم رفت و اون سوختگی رو
‫درست میکنیم

639
00:29:43,773 --> 00:29:44,691
‫اوه عزیزم.

640
00:29:47,028 --> 00:29:48,191
‫نگران نباش.

641
00:29:48,333 --> 00:29:51,783
‫مهم نیست چه اتفاقی بیافته
‫میخوام که از تو مراقبت کنم.

642
00:30:05,339 --> 00:30:08,173
‫واوو برو تو لباس.
‫این محشره.

643
00:30:09,282 --> 00:30:10,580
‫قیمتش چند بود؟

644
00:30:10,670 --> 00:30:11,923
‫به اندازه شانم.

645
00:30:12,029 --> 00:30:13,283
‫ارزش هر ریالش رو داری.

646
00:30:13,372 --> 00:30:15,615
‫نمیخوای ژاکتت رو در بیاری؟

647
00:30:15,761 --> 00:30:17,672
‫خوب اینجا یک کمی سرده

648
00:30:18,358 --> 00:30:20,392
‫لینت اینجا که سرد نیست.

649
00:30:20,571 --> 00:30:23,580
‫و تازه اگرم بود دلیل بیشتری برای
‫در آوردن ژاکته

650
00:30:24,347 --> 00:30:25,409
‫هوم؟

651
00:30:25,622 --> 00:30:27,436
‫بیخیال.
‫این فقط یک شبه.

652
00:30:29,112 --> 00:30:30,090
‫باشه.

653
00:30:32,001 --> 00:30:34,324
‫من به این رسیدگی میکنم.
‫برو ملاقات دوستان.

654
00:30:57,220 --> 00:30:58,803
‫و اون الان در اینجاست.

655
00:30:58,951 --> 00:31:00,317
‫هی من بودم که درباره ی این بچه ها
‫داشتم میگفتم...

656
00:31:00,373 --> 00:31:01,730
‫پدر میتونم چند ثانیه با شما صحبت کنم؟

657
00:31:09,334 --> 00:31:10,240
‫چکار داری میکنی؟

658
00:31:12,508 --> 00:31:13,737
‫چیه, نمیتونم با مردم صحبت کنم؟

659
00:31:13,843 --> 00:31:14,860
‫کلی آدم اینجاست

660
00:31:14,927 --> 00:31:16,217
‫اونوقت شما چسبیدی به دوتا
‫دختر ۲۰ ساله.

661
00:31:16,302 --> 00:31:20,202
‫دنی, بیخیال, من داشتم به دوتا دوستت
‫سلام میکردم.

662
00:31:20,298 --> 00:31:21,232
‫آره, خوب, سلام نکن.

663
00:31:23,030 --> 00:31:25,147
‫میدونی فهمیدم که فعلا این تردید با تو هست

664
00:31:25,243 --> 00:31:28,854
‫- فکر نمیکنم لایق این باشم.
‫- اوه فکر کنم لایقش باشی.

665
00:31:30,276 --> 00:31:31,473
‫لایقشم؟چرا لیاقتش رو دارم؟

666
00:31:32,909 --> 00:31:34,455
‫چونکه من میدونم.

667
00:31:36,876 --> 00:31:38,120
‫تو چی رو میدونی, پسر؟

668
00:31:43,104 --> 00:31:45,846
‫خدای, من نیک!
‫چی شده!؟

669
00:31:46,032 --> 00:31:48,301
‫چیکار میکنی .میخوای هر میهمانی
‫روی زمین رو بهم بریزی؟

670
00:31:48,676 --> 00:31:50,762
‫مطمئنم تو هم میخوای اون رو.
‫از جهنم اینجا بیرون بکشی.

671
00:31:50,840 --> 00:31:53,020
‫- من دارمش خوش باش عزیزم.
‫- زودباش.

672
00:32:03,442 --> 00:32:04,571
‫سلام عزیز دلم.

673
00:32:04,754 --> 00:32:05,849
‫هی!

674
00:32:06,064 --> 00:32:07,273
‫قلاب اومده خونه

675
00:32:08,356 --> 00:32:09,829
‫چطور پیش رفت؟

676
00:32:10,047 --> 00:32:12,697
‫اون خیال انگیز بود.

677
00:32:12,876 --> 00:32:16,177
‫از لحظه ای که وارد شدم به دخترهای
‫حاضر در اونجا

678
00:32:16,318 --> 00:32:20,838
‫لبخند زدم چشمک زدم
‫مردها جذب صندلیم شده بودن.

679
00:32:20,919 --> 00:32:24,063
‫پیشخدمت هر دو دقیقه لیوان آب م
‫رو پر میکرد.

680
00:32:24,194 --> 00:32:25,387
‫و برادران برتولینی

681
00:32:25,454 --> 00:32:27,720
‫که بنظر میومد فکر میکنن پیشهاد ما
‫مابین چاک سینه هام نوشته شده

682
00:32:27,784 --> 00:32:29,377
‫مثل موم توی دستهام بودن

683
00:32:30,422 --> 00:32:32,993
‫- اونها قرارداد رو فی المجلس امضا کردن!
‫- این عالیه!

684
00:32:33,166 --> 00:32:35,377
‫تبریک میگم.
‫آره.

685
00:32:38,547 --> 00:32:40,882
‫خوب چرا مردها نسبت به این چیزها
‫عقده ی روحی دارن؟

686
00:32:42,127 --> 00:32:44,090
‫نمیدونم چی بگم عزیزم

687
00:32:44,258 --> 00:32:46,985
‫منظورم, بعضی آدمها, اوه, فقط دنبال پستان
‫هستن تا اونجایی که بتونن گیر بیارن

688
00:32:47,661 --> 00:32:48,996
‫بعضی آدمها.هان؟

689
00:32:49,749 --> 00:32:52,377
‫من؟من از ظاهر همه ی خانومها
‫قدردانی میکنم

690
00:32:52,531 --> 00:32:54,390
‫من اینجا جلوتم تام زود باش
‫زودباش

691
00:32:54,464 --> 00:32:58,053
‫شروع کن,دارم یک نگاه میندازم به تصاویری
‫از دوست دخترهای قدیمیت

692
00:32:58,125 --> 00:32:59,124
‫فقط قبول کن.

693
00:32:59,308 --> 00:33:02,277
‫باشه اسم من تام اسکاووه
‫و سینه های بزرگ رو دوست دارم.

694
00:33:03,654 --> 00:33:04,885
‫اما تو با من ازدواج کردی.

695
00:33:05,774 --> 00:33:08,208
‫مرد,من پله اول رو درست قدم
‫گذاشتم,نگذاشتم؟

696
00:33:08,274 --> 00:33:11,864
‫پس بگذار ازت بپرسم.همیشه احساس
‫میکنی دوست داری مصالحه کنی؟

697
00:33:13,059 --> 00:33:14,560
‫بله.

698
00:33:15,362 --> 00:33:18,986
‫خیلی خوب , بهت یک شانس دیگه
‫میدم تا دوباره شروع کنی

699
00:33:19,384 --> 00:33:20,396
‫نه, نه, نه, نه, من...

700
00:33:20,461 --> 00:33:23,282
‫من به اینکه کامل و بی عیب
‫نباشی احتیاج دارم

701
00:33:24,338 --> 00:33:25,370
‫چرا؟

702
00:33:25,629 --> 00:33:27,525
‫چونکه منم بی عیب و نقص نیستم.

703
00:33:30,109 --> 00:33:32,303
‫منم پولدار نیستم.

704
00:33:33,184 --> 00:33:34,661
‫با استعداد نیستم.

705
00:33:35,750 --> 00:33:38,014
‫ستاره ی خوش تیپ فیلم نیستم.

706
00:33:39,157 --> 00:33:41,470
‫اگه تو این یک عیب رو نداشتی

707
00:33:42,207 --> 00:33:44,694
‫میخواست هر لحظه ی
‫هر روز رو در حیرت بسر ببرم

708
00:33:44,880 --> 00:33:46,621
‫که چه اتفاقی افتاده
‫اون داره اینکار رو با من میکنه؟

709
00:33:50,597 --> 00:33:52,192
‫شاید با استعداد نباشی

710
00:33:53,026 --> 00:33:55,331
‫اما میتونی نوک پنجه سرتاسر
‫یک میدان مین رو طی کنی.

711
00:33:55,399 --> 00:33:57,563
‫بهتر از هر کسی که میشناسم.

712
00:33:58,695 --> 00:33:59,719
‫آفرین.

713
00:34:05,457 --> 00:34:06,936
‫سلام.

714
00:34:07,181 --> 00:34:10,072
‫خسته شدم بس انتظار کشیدم
‫اما امروز فقط خیلی طولانی بود

715
00:34:10,320 --> 00:34:11,448
‫چه اتفاقی افتاده؟

716
00:34:11,647 --> 00:34:16,503
‫خوب تعمیرکار آخرش فهمید که قطعه ی
‫درست رو نداره پس دوباره رفت

717
00:34:16,838 --> 00:34:19,230
‫بعدش سلیا کلیدهای ماشین رو
‫پنهان کرد

718
00:34:19,311 --> 00:34:20,905
‫تا نتونم ببرمش دندانپزشک

719
00:34:21,061 --> 00:34:23,068
‫خودش هم فراموش کرده بود
‫اونها رو کچا گذاشته

720
00:34:24,892 --> 00:34:25,535
‫به هر دوتاشون گفتم

721
00:34:25,641 --> 00:34:27,197
‫باید متاسف باشن  وقتی پدرشون
‫میرسه خونه

722
00:34:27,276 --> 00:34:29,089
‫سوای اینکه نیومدی...
‫تا الان.

723
00:34:30,178 --> 00:34:31,250
‫متاسفم گبی.

724
00:34:33,001 --> 00:34:34,445
‫اشکالی نداره.

725
00:34:35,562 --> 00:34:37,261
‫وقتی دربارش فکر کنی یه جورایی
‫بامزه است

726
00:34:39,827 --> 00:34:40,710
‫چی؟

727
00:34:43,357 --> 00:34:44,447
‫زندگیم.

728
00:34:45,957 --> 00:34:47,812
‫بعضی وقتها فقط خیلی کوچیک
‫بنظر میاد.

729
00:34:51,281 --> 00:34:52,033
‫من روزهایی رو سپری کردم

730
00:34:52,110 --> 00:34:55,910
‫که داشتم به ماده ی پاک کننده
‫و خواربار فروشی فکر میکردم...

731
00:34:56,903 --> 00:34:59,743
‫یا وسایل داخل خونه رو از چه مارکی
‫تهیه کنم.

732
00:35:01,447 --> 00:35:02,117
‫این همه ی

733
00:35:02,173 --> 00:35:04,088
‫زندگی ای که درنظرم بود انتخاب کنم
‫نیست.

734
00:35:06,439 --> 00:35:07,307
‫اما بعضی روزها

735
00:35:08,605 --> 00:35:09,312
‫یک نگاه میندازم و

736
00:35:11,936 --> 00:35:13,893
‫میفهمم که خوش بختم

737
00:35:18,435 --> 00:35:20,632
‫بطور حتم در زندگیم خوشبختم

738
00:35:24,317 --> 00:35:28,268
‫در هر حال فقط فکر کردم شاید
‫دوست داشته باشی این رو بدونی.

739
00:35:46,371 --> 00:35:47,672
‫میتونم برای این کمکتون کنم؟

740
00:35:49,762 --> 00:35:50,524
‫کاترین.

741
00:35:50,796 --> 00:35:52,714
‫تو احتمالا باید در مرخصی
‫استعلاجی باشی.

742
00:35:52,951 --> 00:35:54,401
‫بهترم.واقعا

743
00:35:55,262 --> 00:35:56,249
‫حالا چکار میتونم بکنم؟

744
00:35:56,380 --> 00:35:58,480
‫نمیخوام دعوا راه بندازم

745
00:35:59,987 --> 00:36:01,585
‫هیچکدوم نمیخوایم.

746
00:36:01,728 --> 00:36:03,594
‫من این چند هفته ی آخر رو
‫از دست دادم.

747
00:36:03,865 --> 00:36:05,447
‫شغلم و دوستی تو رو
‫این...

748
00:36:07,071 --> 00:36:09,699
‫این همه ی چیزی بود که ترکشون کردم
‫و نمیخوام از دستشون بدم.

749
00:36:10,446 --> 00:36:11,347
‫اوه عزیزم.

750
00:36:15,837 --> 00:36:18,744
‫پس...
‫ما دوباره دوستیم؟

751
00:36:18,856 --> 00:36:19,871
‫البته.

752
00:36:19,952 --> 00:36:22,080
‫من در همه حال فقط برای تو
‫نگرانی داشتم

753
00:36:22,190 --> 00:36:25,929
‫اما اگر تو میگی بهتری پس
‫حرفت رو باور میکنم.

754
00:36:26,008 --> 00:36:29,802
‫خوبه , چونکه من واقعا واقعا بهترم

755
00:36:33,323 --> 00:36:34,327
‫این دیگه چه جهنمیه؟

756
00:36:34,473 --> 00:36:36,755
‫اوه این کیکه.

757
00:36:36,872 --> 00:36:38,762
‫نه این کیک منه.

758
00:36:38,866 --> 00:36:41,841
‫بله عروس طرح تو رو دید و فقط
‫عاشق اون شد

759
00:36:41,959 --> 00:36:43,928
‫نه این کیک منه

760
00:36:44,065 --> 00:36:46,335
‫همونی که طراحی کرده بودم
‫برای عروسیه

761
00:36:46,485 --> 00:36:48,177
‫خودم و مایک.

762
00:36:48,279 --> 00:36:49,231
‫اوه.

763
00:36:49,384 --> 00:36:52,280
‫خوب خوشحال نیستی ما یک
‫استفاده ی خوب براش پیدا کردیم؟

764
00:36:52,377 --> 00:36:55,857
‫من ازدواج عروسهای دیگه رو
‫با نامزدم تماشا میکردم

765
00:36:55,940 --> 00:36:59,872
‫نمیخوام تماشا کنم یک عروس
‫دیگه کیک من رو میخوره

766
00:37:00,129 --> 00:37:02,198
‫خوب , کسی نمیگه تو مجبوری
‫تماشا کنی, عزیزم.

767
00:37:03,283 --> 00:37:04,625
‫کاترین, میدونم عصبانی هستی

768
00:37:04,718 --> 00:37:07,548
‫اما جراتش رو نداری کیک رو پرت کنی!

769
00:37:07,670 --> 00:37:11,561
‫این مال خودمه و اگر من نمیتونم
‫داشته باشمش هیچکس دیگه هم نمیتونه

770
00:37:11,638 --> 00:37:14,927
‫کاترین به این کیک دست نزن!
‫آه!

771
00:37:17,733 --> 00:37:18,933
‫یکنفر کمک کنه!

772
00:37:19,854 --> 00:37:20,488
‫اوه!

773
00:37:21,367 --> 00:37:22,542
‫جلو اون زن رو بگیر!

774
00:37:23,371 --> 00:37:24,652
‫این مال خودمه!

775
00:37:25,984 --> 00:37:29,156
‫همسر قانونی من باشی با یک
‫عشق واقعی

776
00:37:30,307 --> 00:37:33,371
‫قول میدهم گرامی و محترمت بدارم
‫و از تو محافظت کنم

777
00:37:33,480 --> 00:37:35,935
‫و عاشق تو باشم هر روز بیشتر از
‫روزهای قبل

778
00:37:36,089 --> 00:37:37,868
‫حالا میتونی عروس رو ببوسی.

779
00:37:38,098 --> 00:37:39,439
‫کاترین, نه!

780
00:37:42,412 --> 00:37:43,418
‫سلام.

781
00:37:43,559 --> 00:37:44,699
‫سلام.

782
00:37:45,679 --> 00:37:46,646
‫خوبه بیرون از تخت میبینمت.

783
00:37:49,581 --> 00:37:50,778
‫بخاطر دیروز متاسفم.

784
00:37:52,496 --> 00:37:55,548
‫خوب...هیچ چیز دیگه ای درباره ی
‫حمله یادت اومد؟

785
00:37:57,102 --> 00:37:58,015
‫هیچ چیز.

786
00:38:00,359 --> 00:38:02,051
‫اوه, جولی

787
00:38:02,789 --> 00:38:05,434
‫میدونی همه میخوان ببینن, کسی که
‫اینکار رو کرده از توی خیابون...

788
00:38:05,506 --> 00:38:08,475
‫جمع میشه,اما پلیس پیشرفتی
‫در حل قضیه نداشته.

789
00:38:08,535 --> 00:38:13,867
‫پس...اگر اونها بتونن با این مردی
‫که دیدی صحبت بکنن

790
00:38:13,909 --> 00:38:14,676
‫مامان.

791
00:38:16,929 --> 00:38:18,532
‫شاید بتونن اون رو از لیست خط بزنن

792
00:38:18,713 --> 00:38:19,882
‫اون اینکار رو نکرده.

793
00:38:21,131 --> 00:38:23,325
‫و منم دیگه اون رو نمیبینم, باشه؟

794
00:38:24,081 --> 00:38:25,241
‫قطع رابطه کردم.

795
00:38:25,362 --> 00:38:26,433
‫قطع رابطه کردی؟

796
00:38:28,150 --> 00:38:30,039
‫خوب این دقیقا یک انگیزه ست.

797
00:38:30,120 --> 00:38:31,743
‫حداقل بگذار از اون بازجویی کنن.

798
00:38:33,546 --> 00:38:35,395
‫اگر بیگناه باشه
‫چیزی نداره از دست بده.

799
00:38:35,492 --> 00:38:37,595
‫به استثنای خانوادش اگر بفهمن

800
00:38:40,008 --> 00:38:43,079
‫پس تو حالا نگران خانوادشی

801
00:38:43,188 --> 00:38:45,351
‫چی داری بگی؟
‫صدام رو میشنوی, جولی.

802
00:38:45,444 --> 00:38:48,093
‫بخاطر خدا ,چی فکر میکردی, که با یک
‫مرد متاهل قرار گذاشتی؟

803
00:38:56,593 --> 00:38:57,483
‫اینکار رو نکن.

804
00:38:58,439 --> 00:39:00,604
‫من مادرتم
‫دوستت دارم.

805
00:39:00,693 --> 00:39:03,854
‫من از پا در اومدم از بس تو این پنج روز گذشته
‫اینجا نشستم

806
00:39:04,576 --> 00:39:06,577
‫نخوابیدم, نخوردم.

807
00:39:08,772 --> 00:39:10,034
‫ازم فاصله نگیر.

808
00:39:14,823 --> 00:39:17,711
‫تنها و بیکس بودم.باشه؟

809
00:39:18,982 --> 00:39:20,155
‫اون خوب بود.

810
00:39:22,953 --> 00:39:24,179
‫اون..اون فقط اتفاق افتاد.

811
00:39:27,067 --> 00:39:28,175
‫ندیدم چطوری.

812
00:39:29,581 --> 00:39:31,003
‫این چیزی نیست که تو میخواستی
‫انجام بدی.

813
00:39:33,361 --> 00:39:34,237
‫خوب, چی حدس میزنی؟

814
00:39:35,982 --> 00:39:37,745
‫دیگه کامل نیستم.

815
00:39:39,080 --> 00:39:40,685
‫دختر کامل یادته

816
00:39:40,783 --> 00:39:42,921
‫که همیشه کنارت بود وقتی
‫لازمش داشتی

817
00:39:43,195 --> 00:39:45,492
‫کی همه چیز رو با همدیگه نگهداشته بود
‫وقتی تو فرو ریختی و تیکه پاره شده بودی؟

818
00:39:46,293 --> 00:39:49,489
‫اون بزرگ شده و مرتکب یک
‫اشتباه شده.

819
00:39:52,524 --> 00:39:54,073
‫تو میخوای اشتباه کنی؟
‫باشه.

820
00:39:54,192 --> 00:39:56,262
‫موهات رو رنگ کن مدرسه رو ول کن
‫اهمیت نمیدم

821
00:39:57,027 --> 00:39:59,327
‫من هرگز از تو انتظار نداشتم کامل
‫و بی عیب باشی

822
00:40:00,257 --> 00:40:02,402
‫اما من تو رو بزرگ نکردم تا این
‫چنین کار احمقانه ای انجام بدی.

823
00:40:05,008 --> 00:40:07,716
‫میدونی که یک عشق و عاشقی مثل این
‫میتونه چکار کنه.

824
00:40:08,614 --> 00:40:10,890
‫تو مستقیما نتیجه ی اون رو دیدی.

825
00:40:20,071 --> 00:40:21,978
‫- صبخ بخیر.
‫- کاترین؟

826
00:40:22,765 --> 00:40:24,172
‫فکر کردی داری کجا میری؟

827
00:40:24,992 --> 00:40:26,044
‫آشپزخونه.

828
00:40:26,162 --> 00:40:28,007
‫ما باید شروع به تهیه ی مقدمات
‫جش "برمن" بکنیم

829
00:40:29,208 --> 00:40:32,268
‫دیروز, نزدیک بود شهرت شرکتم رو
‫از بین ببری

830
00:40:32,394 --> 00:40:34,026
‫امروز نگران مقدمات کاری؟

831
00:40:34,777 --> 00:40:35,960
‫نمیخوام درباره ی دیروز حرف بزنم

832
00:40:36,061 --> 00:40:37,467
‫اون دوباره اتفاق نمی افته.

833
00:40:37,553 --> 00:40:39,070
‫این درسته, چونکه تو اخراج شدی.

834
00:40:40,458 --> 00:40:42,152
‫متاسفم اما راه دیگه ای نمیبینم.

835
00:40:42,193 --> 00:40:44,457
‫تا بهت بفهمونم چقدر این قضیه جدیه

836
00:40:44,552 --> 00:40:47,483
‫تو باید از این عقده ی روحی که نسبت
‫به مایک داری خارج بشی.

837
00:40:47,563 --> 00:40:48,763
‫قبل از اینکه زندگیت رو نابود کنه.

838
00:40:49,552 --> 00:40:53,117
‫من بکار احتیاج دارم این تمام اون چیزیه
‫که من رو در زندگی حفظ میکنه.

839
00:40:53,967 --> 00:40:56,806
‫تو به کمک و نصیحت احتیاج داری.

840
00:40:56,886 --> 00:40:58,234
‫این رو دارم بعنوان دوستت به تو میگم

841
00:41:00,841 --> 00:41:02,603
‫تو دوست من نیستی.

842
00:41:03,350 --> 00:41:04,313
‫چرا هستم.

843
00:41:05,193 --> 00:41:07,225
‫این دلیلیه که چرا باید اینچنین
‫ثابت قدم باشم.

844
00:41:08,805 --> 00:41:10,731
‫برای تو فقط بهترین
‫کار همینه.

845
00:41:12,801 --> 00:41:13,858
‫کاترین...

846
00:41:14,695 --> 00:41:16,999
‫میخوام که کلیدهات رو بهم  بدی.

847
00:41:31,275 --> 00:41:32,651
‫بگیر.

848
00:41:32,735 --> 00:41:35,912
‫یک یادگاری از دوستی ما

849
00:41:39,189 --> 00:41:41,667
‫شما نمیتونن فکر اون رو با نگاه کردن
‫در اون بفهمین

850
00:41:41,790 --> 00:41:45,800
‫اما خانم همسایه مبتلا به یک بحران
‫احساسات شده.

851
00:41:47,910 --> 00:41:49,745
‫شما هرگز حدسی بواسطه ی
‫لبخندش ندارید

852
00:41:49,835 --> 00:41:54,140
‫اما همسر دایی اون یکبار به اعتمادش
‫خیانت کرده

853
00:41:57,556 --> 00:41:59,141
‫و به اون دختر شما عشق می ورزید

854
00:41:59,387 --> 00:42:03,946
‫خوب, اون گرفتاری عشقی با
‫یک مرد متاهل داشته

855
00:42:10,238 --> 00:42:11,662
‫واقعیت غم انگیز اینه

856
00:42:11,899 --> 00:42:14,310
‫ما همسایه ها و دوستانمون رو نمیشناسیم

857
00:42:14,406 --> 00:42:17,145
‫نزدیکانمون رو نیز فکر میکنیم
‫میشناسیم.

858
00:42:19,373 --> 00:42:21,838
‫حتی افرادی که بیشترین اعتماد
‫رو بهشون داریم

859
00:42:22,802 --> 00:42:24,142
‫رازهاشون رو حفظ میکنن.

860
00:42:24,382 --> 00:42:25,657
‫هی, جولی.

861
00:42:25,866 --> 00:42:27,391
‫دومینیک م.

862
00:42:29,584 --> 00:42:30,542
‫دلم برات تنگ شده.

863
00:42:31,265 --> 00:42:33,274
‫ترجمه از شاهین و نیهاش

864
00:42:36,276 --> 00:42:40,194
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>


