1
00:00:00,000 --> 00:00:01,688
‫آنچه گذشت.

2
00:00:01,969 --> 00:00:03,507
‫برای حداقل یکماه خبری از عشقولانه نیست.

3
00:00:03,683 --> 00:00:06,140
‫- بری تصمیمی گرفت.
‫- روی گرفتن طلاق من تمرکز کن.

4
00:00:06,559 --> 00:00:08,563
‫- انجی استخدام شد.
‫- بزن بریم آشپزی کنیم.

5
00:00:08,924 --> 00:00:10,311
‫گبی در خونه کشمکش داشت.

6
00:00:10,611 --> 00:00:12,668
‫- چه خبره؟
‫- بهش میگن تکلیف مدرسه.

7
00:00:12,922 --> 00:00:14,418
‫بدن لینت در حال تغییر بود.

8
00:00:14,419 --> 00:00:16,567
‫اینا رو باید سر کار مخفی کنم.

9
00:00:16,569 --> 00:00:18,317
‫تا کارلوس متوجه نشه من حامله ام.

10
00:00:18,582 --> 00:00:21,603
‫پلیسها میخواستن بدونن شبی که
‫به جولی مایر حمله شد کجا بودی

11
00:00:21,777 --> 00:00:22,632
‫میدونی که من هرگز بهش حمله نکردم.

12
00:00:22,990 --> 00:00:24,997
‫انجی از خیانت خبر داشت.

13
00:00:26,422 --> 00:00:29,255
‫درسته که شما به کاترین میفر
‫شلیک کردی؟

14
00:00:29,555 --> 00:00:31,307
‫و سوزان بدردسر افتاد.

15
00:00:37,645 --> 00:00:41,543
‫اگر کسی میخواست ثابت کنه که
‫قاضی ماری گالاگر...

16
00:00:41,544 --> 00:00:45,236
‫یک حس شوخ طبعی داره همه ی
‫کاری که لازم بود بکنه..

17
00:00:45,496 --> 00:00:47,917
‫تماشای اون هنگام ادای حکم محکومینِ.

18
00:00:49,347 --> 00:00:52,918
‫برای مرد بیچاره ای که از تعمیر یک اجاق
‫خودداری کرده بود.

19
00:00:52,920 --> 00:00:57,828
‫شما مجبوری برای یکماه تو آپارتمانِ
‫خودت زندگی کنی ،از دسامبر شروع میشه.

20
00:00:59,212 --> 00:01:01,730
‫زنی که تلفن رو بسمت خدمتکارش
‫پرتاب کرده...

21
00:01:02,041 --> 00:01:05,321
‫شما منزل خانم گارسیا رو طی
‫شش هفته ی آینده تمیز خواهید کرد.

22
00:01:05,322 --> 00:01:07,738
‫و بله،پنجره ها رو هم تمیز می کنید.

23
00:01:09,077 --> 00:01:10,771
‫برای سر مربی دبیرستان

24
00:01:10,772 --> 00:01:12,779
‫که به یکی از دخترهای تشویق کننده ی تیم
‫اظهار علاقه کرده بود.

25
00:01:13,029 --> 00:01:15,904
‫شما در مجمع بعدی مدرسه نقش یک
‫تشویق کننده رو بازی میکنید.. با لباسش.

26
00:01:16,165 --> 00:01:21,140
‫و اگر جای شما بودم اون پاها رو میتراشیدم.

27
00:01:22,788 --> 00:01:23,958
‫و نوبت بعدی

28
00:01:23,968 --> 00:01:27,262
‫خانم خانه داری بود که به همسایه اش
‫شلیک کرده بود...

29
00:01:29,882 --> 00:01:33,414
‫خوب اون یکدفعه پرید جلوی پنجره
‫و منم شلیک کردم.

30
00:01:33,983 --> 00:01:35,579
‫- اون یک حادثه بود.
‫- دروغگو!

31
00:01:36,043 --> 00:01:38,556
‫حادثه نبود!
‫میخواست منو بِکُشه.

32
00:01:38,866 --> 00:01:40,865
‫نمیخواستم بکُشَمِش.
‫حداقل نه اونموقع.

33
00:01:41,594 --> 00:01:44,102
‫همانطور که می بینید ،جناب قاضی
‫این وضعیت تاسف باری است

34
00:01:44,361 --> 00:01:48,211
‫این یک هَرج و مَرجِ،فرض می کنم
‫این سابقه ی قبلی هم بین شما داشته باشه

35
00:01:48,576 --> 00:01:49,752
‫اون یکبار با شوهرم قرار گذاشت.

36
00:01:50,013 --> 00:01:51,355
‫اون ازم دزدیدش.
‫دزدی؟

37
00:01:52,611 --> 00:01:55,274
‫اون خودش ناگهان برگشت مثل اینکه
‫داشت از آتش فرار می کرد.

38
00:01:55,531 --> 00:01:56,198
‫کافیه.

39
00:01:58,163 --> 00:02:00,726
‫متوجه شدم شما مردِ موضوعِ بحث هستین.

40
00:02:03,911 --> 00:02:05,454
‫بله جناب قاضی.

41
00:02:05,823 --> 00:02:08,237
‫میتونم آتشی که بخاطر شما
‫بپا شده رو ببینم.

42
00:02:09,778 --> 00:02:10,760
‫متشکرم؟

43
00:02:11,883 --> 00:02:14,297
‫خیلی خوب،حالا میخوام حُکمَم
‫رو صادر کنم.

44
00:02:15,174 --> 00:02:20,102
‫تمایل دارم در این مورد از زندانی کردن
‫اجتناب کنم.

45
00:02:20,769 --> 00:02:21,649
‫اعتراض دارم!

46
00:02:21,952 --> 00:02:24,314
‫- وارد نیست!
‫- اگرچه...

47
00:02:24,777 --> 00:02:26,832
‫یک اسلحه ی گرم شلیک شده

48
00:02:27,336 --> 00:02:29,846
‫- تو ضیح منطقی برای اون هست.
‫- جناب قاضی.

49
00:02:30,415 --> 00:02:32,568
‫قبل از اینکه حکمتون رو صادر کنید میتونم
‫چندتا چیز رو خاطر نشان کنم

50
00:02:32,882 --> 00:02:35,342
‫سریع باشه من قبلا فهمیدم که شما
‫آدم جالبی نیستی.

51
00:02:39,557 --> 00:02:43,781
‫نه تنها سوزان مستقیماً بعنوان یک هدف
‫بهم شلیک کرد

52
00:02:43,782 --> 00:02:47,528
‫بلکه جلوی همه ی دوستان و همسایه ها
‫تحقیرم کرد.

53
00:02:47,836 --> 00:02:50,611
‫به اونها میگفت من یه جورایی دیوونه ام
‫دیوونه ی زنجیری!

54
00:02:52,312 --> 00:02:55,643
‫حقیقت داره؟شما تحقیرش کردید؟

55
00:02:59,291 --> 00:03:00,633
‫من...

56
00:03:01,246 --> 00:03:05,556
‫هرگز نگفتم دیوونه.
‫گفتم هرزه.

57
00:03:11,510 --> 00:03:13,101
‫خانم دلفینو...

58
00:03:15,365 --> 00:03:19,120
‫خیلی خوب یک کمی تحقیرش کردم.

59
00:03:19,697 --> 00:03:23,189
‫ولی هرچی گفتم حقیقت بود
‫و بر اساس اصل آزادی بیان

60
00:03:23,491 --> 00:03:25,189
‫شما نمیتونید بخاطر این تنبیهم کنید.

61
00:03:28,015 --> 00:03:31,245
‫بله وقتی در حال ادای حکم بود

62
00:03:31,497 --> 00:03:34,268
‫قاضی ماری گالاگر خنده ای از روی
‫شوخ طبعی داشت..

63
00:03:37,952 --> 00:03:38,924
‫اما هر کسی نمیتونست...

64
00:03:39,294 --> 00:03:40,772
‫متوجه ی خنده ی اون بشه

65
00:03:45,001 --> 00:03:50,663
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

98
00:03:55,569 --> 00:03:57,724
‫این یک کافی شاپ در فیریوست.

99
00:03:58,533 --> 00:04:01,878
‫اونو بعنوان جایی که شما میتونین روزنامه ی
‫صبحتون رو بخونید میشناسیم..

100
00:04:03,986 --> 00:04:05,593
‫جایی که میتونید با دوستانتون
‫ملاقات کنید...

101
00:04:08,294 --> 00:04:10,550
‫جایی که میتونید با همسایه تون
‫برخورد کنید...

102
00:04:11,953 --> 00:04:14,158
‫چه بخواهید و چه نخواهید.

103
00:04:20,218 --> 00:04:20,923
‫سلام.

104
00:04:27,946 --> 00:04:29,791
‫پسر،امیدوارم امروز بدون کافئین هم
‫داشته باشن.

105
00:04:29,995 --> 00:04:32,348
‫آخرین باری که اینجا بودم تموم کرده بودن..

106
00:04:32,349 --> 00:04:34,953
‫مجبور شدم معمولیش رو بگیرم
‫عجیب بود تمام شب خوابم نبرد.

107
00:04:35,254 --> 00:04:37,362
‫برای شما اتفاق نیاُفتاده؟

108
00:04:38,209 --> 00:04:42,272
‫جداً؟فکر میکنی دلم میخواد با تو یک
‫گفتگوی کوتاه داشته باشم؟

109
00:04:43,723 --> 00:04:44,778
‫ببخشید؟

110
00:04:46,080 --> 00:04:48,279
‫میدونم تو با شوهر من خوابیدی

111
00:04:52,691 --> 00:04:55,444
‫پس.. دارم فکر میکنم ما این مرحله ی
‫گپ کوتاه رو گذروندیم.

112
00:05:01,464 --> 00:05:03,667
‫واقعا متاسفم.

113
00:05:06,465 --> 00:05:08,371
‫بگذار بهت بگم چه کارهایی خجالت داره

114
00:05:09,120 --> 00:05:11,114
‫وقتی همسر کسی رو که باهاش
‫رابطه داشتی میبینی...

115
00:05:11,420 --> 00:05:12,732
‫دلت نمیخواد باهاش هم صحبت بشی.

116
00:05:13,083 --> 00:05:14,935
‫حتی نمیخوای بهش لبخند بزنی
‫یا سلامش کنی.

117
00:05:15,785 --> 00:05:18,197
‫روت رو برمیگردونی و از شَرم قرمز میشی

118
00:05:21,496 --> 00:05:23,004
‫اگه فهمیدی سَرِت رو تکون بده.

119
00:05:26,309 --> 00:05:28,372
‫بفرمایین اینم شیر قهوی شما
‫میشه ۳ دلار و۵۰ سنت.

120
00:05:30,077 --> 00:05:31,881
‫با این حساب کن. بهم بده کاره.

121
00:05:39,708 --> 00:05:40,709
‫هی.

122
00:05:42,564 --> 00:05:44,822
‫نمیخوای که کلاست دیر بشه.

123
00:05:45,116 --> 00:05:46,018
‫پدر؟

124
00:05:46,677 --> 00:05:49,176
‫همه ی لباسهام حسابی تنگ شده
‫مجبور شدم از تو قرض بگیرم.

125
00:05:49,526 --> 00:05:51,535
‫میخواستم امروز این پیراهن رو بپوشم

126
00:05:51,786 --> 00:05:55,491
‫خوب وقتی تو حاملگی دوقلوهات رو در ۴
‫ماهگی پنهان بکنی میتونی پسش بگیری

127
00:05:56,248 --> 00:05:57,243
‫چی فکر میکنی؟

128
00:05:57,604 --> 00:05:59,500
‫من هنوزم تو لباس مردونه
‫جذب تو میشم.

129
00:06:00,550 --> 00:06:01,715
‫عجیبه،نه؟

130
00:06:02,203 --> 00:06:04,812
‫همه ی چیزی که لازم دارم مخفی کردن
‫این برای دو روز دیگه است.

131
00:06:05,112 --> 00:06:07,414
‫تو باید دو ماه پیش به کارلوس میگفتی

132
00:06:08,323 --> 00:06:10,972
‫امکان نداره وقتی بفهمه
‫عصبانی نشه.

133
00:06:11,422 --> 00:06:14,337
‫تام شاید من لباس مردانه بپوشم

134
00:06:14,585 --> 00:06:16,839
‫اما احمق نیستم
‫میدونم.

135
00:06:17,086 --> 00:06:21,965
‫نزدیکِ تِرِنس هِندِرسون و من بزرگترین
‫معامله ی تاریخِ شرکت رو به ثمر برسونیم

136
00:06:22,048 --> 00:06:25,714
‫یکدفعه کارلوس میبینه چقدر ترنس عالیه
‫اون خواهد دید کار هنوز هم میتونه انجام بشه...

137
00:06:25,757 --> 00:06:27,762
‫حتی وقتی که من تو مرخصی زایمان باشم.

138
00:06:28,413 --> 00:06:30,120
‫حالا تو مطمئنی این معامله نزدیکه؟

139
00:06:30,774 --> 00:06:34,078
‫نه،بخاطر همین ما باید به این تَقلُّب
‫سر انگُشتی مون ادامه بدیم.

140
00:06:34,527 --> 00:06:36,787
‫خیلی خوب،حالا برام آرزوی
‫موفقیت کن.

141
00:06:37,389 --> 00:06:38,891
‫موفق باشی.

142
00:06:39,385 --> 00:06:41,790
‫حالا بیا اینجا آقا.
‫میخوام ببوسمت.

143
00:06:43,605 --> 00:06:45,056
‫خیلی خوب،حالا این عجیب بود.

144
00:06:55,390 --> 00:06:57,351
‫دعام کن،پدر،بخاطر گناهانی که دارم.

145
00:06:57,643 --> 00:06:58,800
‫بفرما،فرزندم.

146
00:06:59,300 --> 00:07:02,302
‫خوب من به دخترم تو خونه آموزش میدم
‫و اون واقعا تجربه تلخیِ...

147
00:07:02,604 --> 00:07:05,320
‫بنابراین سعی کردم به یکنفر رشوه بدم
‫تا تویِ مدرسه ی کاتولیکها قبولش کنند.

148
00:07:05,773 --> 00:07:07,375
‫و بعد چه اتفاقی اُفتاد؟

149
00:07:08,237 --> 00:07:09,336
‫خوب شما بهم بگین.

150
00:07:11,955 --> 00:07:13,664
‫گابریل چکار داری میکنی؟

151
00:07:14,311 --> 00:07:15,720
‫اوه،بیخیال،پدر. شما مسئولِ
‫پذیرش بچه ها هستین.

152
00:07:15,721 --> 00:07:17,064
‫و شما یک مدرسه ی عالی اینجا دارین

153
00:07:17,318 --> 00:07:19,071
‫اما اینجا یک لیست انتظار دو ساله داره!

154
00:07:19,822 --> 00:07:20,921
‫پولت رو پس بگیر.

155
00:07:22,124 --> 00:07:26,134
‫این پول شماست. یه مدتی باهاش بخوابین
‫ببینین چه حالی میده.

156
00:07:26,440 --> 00:07:28,992
‫نه ،ایکاش میتونستم کمکت کنم
‫اما دستهای من بسته است.

157
00:07:29,640 --> 00:07:31,651
‫بیخیال،من که یک قسمت
‫از دریای سرخ رو از شما نخواستم.

158
00:07:31,653 --> 00:07:33,649
‫فقط یک جا برای یک بچه ی کلاس دومی
‫پیدا کنید.

159
00:07:34,098 --> 00:07:36,604
‫ببین اگه یک دانش آموز صرفنظر کنه

160
00:07:36,708 --> 00:07:39,113
‫شاید بتونم بیارمتون بالای لیست انتظار.

161
00:07:39,464 --> 00:07:40,865
‫- عالیه!
‫- اما دوستانه میگم...

162
00:07:40,867 --> 00:07:43,625
‫ما تمایل داریم به اونهایی که
‫ایمان بیشتری دارن کمک کنیم.

163
00:07:44,581 --> 00:07:45,686
‫منظورتون چیه؟

164
00:07:46,036 --> 00:07:48,541
‫خوب من متوجه شدم که شما اغلب
‫به مراسم عشاء‌ ربانی نمیاین‌.

165
00:07:51,716 --> 00:07:53,051
‫درک میکنم پدر.

166
00:07:53,551 --> 00:07:57,813
‫شما با پول مشکلی ندارین تا زمانیکه داخل یکی
‫از اون سبدهای بافته شده نیارم قبولش نمیکنید

167
00:07:57,873 --> 00:07:59,575
‫- نه این چیزی نیست که من دارم میگم.
‫- البته که نیست.

168
00:08:00,025 --> 00:08:02,485
‫میدونم اینجا تاریکه اما فقط بدونین
‫دارم چشمک میزنم و برمی گردم.

169
00:08:09,668 --> 00:08:12,873
‫پس اولین اُپرای تو هست..
‫این تقریباً یک نقطه ی تحوّلِ.

170
00:08:13,227 --> 00:08:15,031
‫اضافه کردن کلمه ی "آخرین" و این
‫دومین نقطه ی تحوّلِ.

171
00:08:15,288 --> 00:08:18,940
‫اوه دست نگهدار من خودم اشک ریختنت
‫رو در پایان پرده ی دوم دیدم.

172
00:08:18,995 --> 00:08:21,242
‫فقط بخاطر این بود که فهمیدم پرده ی
‫سوم هم وجود داره.

173
00:08:23,096 --> 00:08:26,255
‫نمایش "مادام پروانه" یکی از شاهکارهای
‫" پوچینیِ".

174
00:08:26,512 --> 00:08:27,856
‫یک کم هم لذت نبردی؟

175
00:08:29,711 --> 00:08:33,826
‫چه در باره ی اون صحنه ای که پروانه
‫به دخترش میگه...

176
00:08:34,074 --> 00:08:36,076
‫هنوز دلتنگ فرار مادری؟

177
00:08:36,483 --> 00:08:37,828
‫هیچ احساسی در تو برانگیخته نشد؟

178
00:08:38,537 --> 00:08:42,607
‫راستش اون زمانی بود که تو بجلو خم شدی
‫منم زیر چشمی یک دید کوچولو...

179
00:08:42,798 --> 00:08:45,520
‫به محتویات کلاه دونفره انداختم"سوتین"پس
‫حدس میزنم هیجان هم داشتم.

180
00:08:45,620 --> 00:08:46,774
‫کارل اینکار رو نکن.

181
00:08:47,016 --> 00:08:50,724
‫بیخیال این یک پارکینگ کاملا تاریکِ
‫مردم الان فکر میکنن بهت حمله کردم.

182
00:08:50,931 --> 00:08:53,681
‫ما قرار گذاشتیم تا یکماه عشقولانه
‫نداشته باشیم.

183
00:08:53,683 --> 00:08:56,394
‫ما باید بفهمیم میتونیم باهم دوام بیاریم
‫بدون داشتن رابطه ی عشقولانه ای.

184
00:08:57,089 --> 00:08:58,091
‫من جدی ام.

185
00:08:58,344 --> 00:08:59,846
‫میتونی دستهات رو بحال خودشون بگذاری؟

186
00:09:03,806 --> 00:09:06,414
‫میتونم؟سپاس به تو
‫این تنها انتخاب منه.

187
00:09:17,638 --> 00:09:19,088
‫سلام،شام تجاری به کجا رسید؟

188
00:09:21,634 --> 00:09:24,889
‫اوه،قیمت ما خیلی بالا بوده ظاهراً
‫قصد دارن با شرکت دیگه ای قرارداد ببندن.

189
00:09:26,443 --> 00:09:27,695
‫به چی داری گوش میدی؟

190
00:09:28,399 --> 00:09:30,811
‫این یک ضبط جدید از "مادام پروانه" هست.

191
00:09:54,511 --> 00:09:55,670
‫باشکوه نیست؟

192
00:10:02,732 --> 00:10:05,233
‫چرا. باید برم بخوابم،اورسون.

193
00:10:08,040 --> 00:10:09,018
‫شب بخیر.

194
00:10:24,488 --> 00:10:26,219
‫خیلی خوب بچه ها شما اجاره نامه
‫رو امضا کنید.

195
00:10:26,220 --> 00:10:27,549
‫ما هم یه شامپاین باز میکنیم.

196
00:10:27,551 --> 00:10:29,894
‫شعبه ی فلوریدا رسماً راه اُفتاد.

197
00:10:30,356 --> 00:10:32,241
‫فوق العادست پس کی ما مدیر شعبه
‫رو میگیریم؟

198
00:10:32,702 --> 00:10:36,175
‫یک کاندید عالی مدّ نظر داریم
‫فقط لازمه یک چیزهایی رو نهایی کنیم

199
00:10:36,789 --> 00:10:38,015
‫با شما در تماسیم،متشکر.

200
00:10:38,782 --> 00:10:40,107
‫چکسی رو مد نظر داریم؟

201
00:10:40,417 --> 00:10:42,052
‫هیچکس،همین چیزیه که باید
‫نهاییش کنیم.

202
00:10:42,722 --> 00:10:44,298
‫اما امروز جشن میگیریم.

203
00:10:44,304 --> 00:10:48,434
‫- لینت واقعا کارت در این مورد عالی بود.
‫- باید اعتبارش رو بکسی بدم که سزاوارشِ..

204
00:10:48,436 --> 00:10:51,395
‫در این مورد بیشتر بار رو ترنس
‫بدوش کشیده...

205
00:10:51,397 --> 00:10:53,744
‫و اهمیت نمیدم اگر خجالتش بدم
‫این مرد یک ستاره هست.

206
00:10:54,153 --> 00:10:55,482
‫عجیبه،خجالت نمیکشم.

207
00:10:56,612 --> 00:10:58,704
‫کارلوس نمیخوام مزاحم تلفنت بشم..

208
00:10:58,705 --> 00:11:00,281
‫اما همسرت اینجاست.

209
00:11:01,004 --> 00:11:03,040
‫فقط بهش بگو تو دفترم منتظر باشه
‫تا کارمون تموم بشه.

210
00:11:03,352 --> 00:11:05,650
‫تو گوش بده کارلوس سولیس!

211
00:11:05,653 --> 00:11:08,611
‫همین الان دارم از خیابون اورسلا میام
‫و ما یک مشکل بزرگ داریم!

212
00:11:11,316 --> 00:11:13,412
‫بنابراین به حساب کلیسای کاتولیک

213
00:11:13,465 --> 00:11:16,437
‫ما به اندازه ی کافی مذهبی نیستیم اما یه
‫حسی بهم میگه شاید یک چک بزرگ جایی باز کنه

214
00:11:17,600 --> 00:11:18,427
‫چقدر بزرگ؟

215
00:11:18,733 --> 00:11:21,393
‫خوب اونقدر بزرگ که باعث بشه یک کشیش
‫تا ببینش تو همون جمله بگه یا مادر مقدس...

216
00:11:22,059 --> 00:11:23,481
‫و جوانیتا رو بیاره در صدر لیست انتظار.

217
00:11:24,606 --> 00:11:27,720
‫من قصد ندارم یک چک بزرگ شانسی بنویسم
‫که شــــایــد اونو قبول کنن.

218
00:11:28,182 --> 00:11:29,104
‫کارلوس!

219
00:11:29,356 --> 00:11:31,148
‫گبی نمیتونم الان اینکار رو بکنم

220
00:11:31,706 --> 00:11:34,974
‫تو با مشکلاتی که من باهاشون روبرو بودم تا
‫دفتر جدیدمون تو فلوریدا رو راه بندازم آشنایی.

221
00:11:34,976 --> 00:11:37,176
‫حالا اگه ایرادی نداره...

222
00:11:37,950 --> 00:11:40,192
‫باشه میتونم برای ۵ دلار مزاحمت بشم؟

223
00:11:40,652 --> 00:11:42,797
‫میخوام برای جوانیتا یه روسری بخرم

224
00:11:42,849 --> 00:11:44,330
‫و برای کار در صنعت غذای حاضری آمادش کنم.

225
00:11:50,407 --> 00:11:51,278
‫هی!

226
00:11:51,842 --> 00:11:53,885
‫سلام... آقایون.

227
00:11:54,952 --> 00:11:56,904
‫چیه؟خیلی از مردم این مدلی
‫لباس میپوشن.

228
00:11:57,562 --> 00:11:58,893
‫خوب،دلیل نمیشه درست باشه.

229
00:11:59,811 --> 00:12:02,461
‫هی،گبی شنیدم بخیابون اورسلا
‫اشاره کردی.

230
00:12:02,769 --> 00:12:06,246
‫اون ارزش بحث و گفتگو رو داره،دختر ما مولی
‫کلاس دوّمِ. اون عاشق اونجاست.

231
00:12:08,240 --> 00:12:11,457
‫نمیدونستم مولی همون پایه و همکلاس
‫جوانیتا بوده.

232
00:12:11,918 --> 00:12:12,732
‫آره.

233
00:12:12,734 --> 00:12:14,061
‫میشه یک ثانیه منو ببخشین؟

234
00:12:19,882 --> 00:12:23,154
‫هی،اون نمایندگی فلوریدا؟
‫فکر کنم طرفمون رو پیدا کردم.

235
00:12:25,242 --> 00:12:27,494
‫نه،نه،نه،نمیتونی ترنس رو
‫بفرستی فلوریدا.

236
00:12:27,848 --> 00:12:29,740
‫تو باید اینو بعنوان یک تحسین بحساب بیاری
‫خوب آموزشِش دادی.

237
00:12:30,045 --> 00:12:32,900
‫دقیقا،به همین خاطر نمیتونی بفرستیش
‫اگر اینجا بهش احتیاج داشتی چی؟

238
00:12:33,723 --> 00:12:35,205
‫چرا نتونم،من تو رو دارم.

239
00:12:35,711 --> 00:12:36,680
‫اما...

240
00:12:37,600 --> 00:12:40,459
‫اگه یک اتوبوس بهم بزنه مجبور بشم

241
00:12:40,669 --> 00:12:43,526
‫سه ماه استراحت کنم چی ؟

242
00:12:44,089 --> 00:12:45,675
‫کی... کی میتونه جای منو بگیره؟

243
00:12:47,457 --> 00:12:48,380
‫این هرگز اتفاق نمی اُفته.

244
00:12:48,997 --> 00:12:49,857
‫هی!

245
00:12:51,034 --> 00:12:54,096
‫تو بدشانسی،حالا ببین قطعاً یکچیزی
‫شبیه به این اتفاق می اُفته.

246
00:12:54,606 --> 00:12:57,262
‫لینت تموم شد،ما داریم ترنس رو
‫میفرستیم فلوریدا.

247
00:12:57,523 --> 00:13:00,797
‫اوه،این مدل جدیدت رو واقعاً دوست
‫دارم ،اما حواست باشه روبرتا

248
00:13:00,799 --> 00:13:03,391
‫از حسابداری ازم خواست از تو بپرسم
‫اگر دوست داری با اون بری بازی بولینگ.

249
00:13:14,939 --> 00:13:15,905
‫سلام سوزان!

250
00:13:17,287 --> 00:13:17,948
‫اوه،خدا.

251
00:13:19,582 --> 00:13:20,653
‫تو اینجا چکار میکنی؟

252
00:13:21,580 --> 00:13:24,993
‫داشتم با چندتا از دوستانی که
‫محکوم زنجیری نیستن ناهار میخوردم.

253
00:13:25,251 --> 00:13:26,731
‫گفتم بایستم و یک سلامی بکنم.

254
00:13:27,449 --> 00:13:29,646
‫منظورت ایستادن از روی بغض و کینه.

255
00:13:30,361 --> 00:13:31,125
‫شاید یک کوچولو.

256
00:13:32,350 --> 00:13:35,979
‫خوب حالت چطوره؟با کسی هم
‫دوست شدی؟

257
00:13:36,895 --> 00:13:40,315
‫اونها میگن دوستانی که توی زندان پیدا میکنی
‫تا آخر عمر... دوستان تو خواهند بود.

258
00:13:41,340 --> 00:13:43,381
‫بله کاترین این قسمت بدشه.

259
00:13:44,253 --> 00:13:45,322
‫اما میدونی چیه؟

260
00:13:45,630 --> 00:13:48,030
‫آخر روز منم که میرم خونه پیش مایک...

261
00:13:48,858 --> 00:13:50,704
‫که معنیش اینه،من برنده شدم.

262
00:13:51,646 --> 00:13:55,573
‫این حرفها بزرگتر از زنیه که تو ایستگاه لباس
‫نارنجی پوشیده و پاهاش تاول زده.

263
00:13:56,081 --> 00:13:57,562
‫خوب مایک اونها رو میماله و ماساژ
‫خواهد داد.

264
00:13:57,565 --> 00:14:00,679
‫وقتی برگردم خونه برای اینکه ثبت بشه
‫کاملا اوضاع خوب میشه.

265
00:14:01,397 --> 00:14:03,947
‫در واقع اینی که تو فکر میکنی تو لباس
‫نارنجی اوضاعت خوب و مرتبه

266
00:14:04,206 --> 00:14:06,093
‫نشون میده که من با یک آدم منطقی
‫سروکار ندارم.

267
00:14:07,164 --> 00:14:10,384
‫اتفاقا تو یک چیزهایی رو از دست دادی.

268
00:14:11,870 --> 00:14:12,736
‫نه ندادم.

269
00:14:12,985 --> 00:14:14,465
‫چرا،دادی.

270
00:14:15,897 --> 00:14:16,969
‫بای،بای.

271
00:14:18,706 --> 00:14:20,852
‫هی!برگرد اینجا!

272
00:14:22,694 --> 00:14:24,631
‫اون اینو انداخت!پرتابش کرد!

273
00:14:24,939 --> 00:14:26,062
‫چه ابلهی.

274
00:14:26,063 --> 00:14:28,724
‫آرزو داشتم شماره پلاکش رو داشتم
‫تا حسابی متاسف بشه.

275
00:14:30,051 --> 00:14:30,913
‫واقعا؟

276
00:14:31,628 --> 00:14:33,775
‫چه جور غرامتی میتونی ازش بگیری
‫با آدرس منزلش؟

277
00:14:45,681 --> 00:14:47,688
‫تو بعضی چیزها رو از دست دادی.

278
00:15:03,661 --> 00:15:04,783
‫همش رو پاک کردی؟

279
00:15:04,784 --> 00:15:06,983
‫تو احتمالا باید اونو بخوری نه اینکه بپوشیش.

280
00:15:07,239 --> 00:15:08,776
‫خوب به همین دلیل بهشون میگن
‫خرده کیک.بیخیال

281
00:15:09,646 --> 00:15:11,847
‫امیلی میتونی شیر رو گرم کنی؟

282
00:15:17,170 --> 00:15:18,043
‫سلام.

283
00:15:19,526 --> 00:15:21,678
‫این اتفاقیه که پنج دقیقه دیر کنم می افته؟

284
00:15:22,647 --> 00:15:23,517
‫چی؟

285
00:15:23,826 --> 00:15:25,366
‫پیشخدمت با دستهاش نازت بکنه.

286
00:15:26,082 --> 00:15:28,280
‫اون داشت خرده های کیک رو از روی
‫پیراهنم پاک میکرد.

287
00:15:28,760 --> 00:15:30,088
‫چیه یه نفر جولی رو از دست داده؟

288
00:15:30,498 --> 00:15:31,420
‫اوه،خدا.

289
00:15:33,417 --> 00:15:35,973
‫هر دفعه که با یک زن صحبت کنم
‫همینطوری میخواد بشه؟

290
00:15:36,483 --> 00:15:37,765
‫بله احتمالش هست.

291
00:15:38,174 --> 00:15:42,390
‫انجی متاسفم نمیدونم چندبار اینو میتونم بگم.

292
00:15:43,008 --> 00:15:44,338
‫هرکاری بخوای میکنم.

293
00:15:44,596 --> 00:15:45,978
‫میخوای مشاوره درمانی کنیم.

294
00:15:49,304 --> 00:15:52,325
‫عقیده ی خوبیه بگذار همه ی اسرارمون رو
‫به یکنفر بگیم.

295
00:15:52,537 --> 00:15:54,321
‫و بَعدش وقتی خوب شدیم
‫میتونیم بِکُشیمِش.

296
00:15:54,735 --> 00:15:56,215
‫ببین من نمیدونم تو چی میخوای

297
00:16:01,184 --> 00:16:02,873
‫میخوام تو همون آدمی باشی که قبلاً بودی.

298
00:16:04,440 --> 00:16:06,641
‫همون آدمی که زندگیم رو نجات داد
‫نه آدمی که نابودش کنه.

299
00:16:09,256 --> 00:16:10,531
‫از سرویسمون راضی هستین؟

300
00:16:13,606 --> 00:16:15,093
‫از این بهتر نمیشه.

301
00:16:18,113 --> 00:16:19,399
‫- سلام!
‫- سلام!

302
00:16:19,645 --> 00:16:20,567
‫بیاین داخل! بله!

303
00:16:21,033 --> 00:16:22,201
‫این از لطف زیاد شماست،بله.

304
00:16:22,205 --> 00:16:27,219
‫اوه نه این هر روز اتفاق نمی اُفته که
‫یکی از همکارای من یک ترفیع بزرگ بگیره

305
00:16:27,225 --> 00:16:28,197
‫متشکرم.

306
00:16:28,198 --> 00:16:30,546
‫تام چرا "کریستال" رو نمیبری به نشیمن
‫تا احساس راحتی بکُِنه؟

307
00:16:30,548 --> 00:16:33,169
‫تا مدتی که من این مرد رو میدزدم
‫تا کمکم کنه یک معجون درست کنم؟

308
00:16:34,392 --> 00:16:35,316
‫بیا از این طرف.

309
00:16:40,945 --> 00:16:42,893
‫پس حسابی هیجان زده شدی؟میامی!

310
00:16:43,564 --> 00:16:46,168
‫خیلی هیجان زده شدم
‫این یک فرصت فوق العاده است.

311
00:16:47,013 --> 00:16:49,775
‫فکر کنم،شگفت انگیزه که تو تمرکز
‫کردی روی مزایای اون.

312
00:16:50,346 --> 00:16:51,369
‫ایرادی داره؟

313
00:16:51,986 --> 00:16:54,997
‫نه،واقعا نداره. فراموش کن اینو گفتم.

314
00:16:57,764 --> 00:17:01,611
‫فقط... "تیم باکر" رو یادته

315
00:17:02,233 --> 00:17:04,379
‫که فرستاده بودیمش دفتر مرکزیمون
‫تو شیکاگو؟

316
00:17:05,092 --> 00:17:06,679
‫هرگز اسمش رو نشنیدم.

317
00:17:07,192 --> 00:17:08,521
‫ًدقیقا.

318
00:17:08,989 --> 00:17:12,772
‫پس... داری به فلوریدا نقل مکان میکنی. واوو

319
00:17:13,134 --> 00:17:13,893
‫مغز گردو؟

320
00:17:14,354 --> 00:17:15,848
‫اوه،نه،من تو رژیمم.

321
00:17:16,456 --> 00:17:17,838
‫آره،نمیتونم صبر کنم.

322
00:17:17,840 --> 00:17:19,215
‫زمستون تموم بشه.

323
00:17:19,473 --> 00:17:21,266
‫بله،فقط دمای بالا و گردباد.

324
00:17:21,727 --> 00:17:25,358
‫حاضرم اینا رو تحمل کنم میامی خیلی
‫مزایای دیگه برای ما داره.

325
00:17:25,614 --> 00:17:28,278
‫قطعاً باید مجذوب همه ی اون قاچاقچی های
‫مواد مخدر هم بشین.

326
00:17:29,813 --> 00:17:32,625
‫شعبه ی شیکاگو هم یک کمی خارج
‫از کنترل شده بود.

327
00:17:32,832 --> 00:17:34,828
‫میترسم شرکت باعث شده  باشه
‫که "تیم" قربانی دیگران بشه.

328
00:17:35,092 --> 00:17:36,320
‫اون حالا کجاست؟

329
00:17:36,771 --> 00:17:41,431
‫توی صنعت پلاستیک یا کاغذِ،بستگی به
‫بقالتون داره که چه نوع پاکتی بخواد.

330
00:17:41,486 --> 00:17:42,401
‫شراب؟

331
00:17:42,526 --> 00:17:45,945
‫و وقتی شکم تمساح رو باز کردن نه تنها
‫بازوی طرف هنوز سالم بود...

332
00:17:46,203 --> 00:17:50,039
‫بلکه توپ گلف هم هنوز تو مُشتِش بود.

333
00:17:50,552 --> 00:17:54,084
‫فکر کنم میتونست خوب باشه
‫اگر همسرش ترکش نمیکرد.

334
00:17:54,086 --> 00:17:55,468
‫مستقیما سوق داده شد به سمت
‫دائم الخمری

335
00:17:55,731 --> 00:17:58,740
‫که احتمالا کارهایی که انجام داده بنوعی
‫با تهدید رییس جمهور ربط داشته.

336
00:17:58,948 --> 00:18:00,758
‫پسر این یک مختصری از تاریخچه ی زندگیِ
‫نکبت بارش هست.

337
00:18:04,229 --> 00:18:06,279
‫این رطوبت موهات؟

338
00:18:06,838 --> 00:18:08,680
‫فکر کنم این دستورالعمل تهیه ی پشمکِ.

339
00:18:10,176 --> 00:18:12,676
‫خوب بچه ها شراب هم آوردم.

340
00:18:13,494 --> 00:18:16,110
‫پیشنهاد میکنم بنوشیم

341
00:18:16,769 --> 00:18:18,614
‫بسلامتیِ تِرَنس و کریستال.

342
00:18:18,615 --> 00:18:20,919
‫برای همه چیزهایی که احتمالاً فکر میکنن
‫میتونه تویِ میامی خوب باشه.

343
00:18:21,791 --> 00:18:23,170
‫بسلامتی. بسلامتی.

344
00:18:28,720 --> 00:18:30,455
‫تق،تق،کسی خونه هست؟

345
00:18:30,869 --> 00:18:32,194
‫بیا داخل انجی.

346
00:18:35,470 --> 00:18:40,392
‫- قشنگِ. چی هست؟
‫- از اُپِرای "خانم پروانه" هست.

347
00:18:42,143 --> 00:18:43,577
‫بنظر خیلی غمگینه.

348
00:18:43,941 --> 00:18:49,162
‫خوب راستش در این ترانه پروانه امیدواره
‫که یکروز عشقش بر خواهد گشت

349
00:18:50,126 --> 00:18:51,207
‫برمیگرده؟

350
00:18:51,511 --> 00:18:52,592
‫نه.

351
00:18:53,513 --> 00:18:54,997
‫بخاطر بی وفاییش

352
00:18:56,524 --> 00:18:57,547
‫خودش رو میکُشه.

353
00:18:59,545 --> 00:19:01,750
‫نمایش خیابونی تا حالا دیدی؟
‫یک نمایش عروسکیِ موزیکاله؟

354
00:19:02,669 --> 00:19:04,047
‫الان اون خوب تئاتری هست.

355
00:19:07,889 --> 00:19:10,035
‫بری اینجا نیست،چی میخوای؟

356
00:19:11,163 --> 00:19:13,933
‫خوب،من باید در مورد چند موضوع کاری
‫باهاش صحبت کنم،کجاست؟

357
00:19:13,935 --> 00:19:15,261
‫بیرونِ.

358
00:19:17,671 --> 00:19:20,529
‫بطور کلی بری این روزها میره..

359
00:19:21,504 --> 00:19:22,431
‫بیرون.

360
00:19:24,011 --> 00:19:25,961
‫قرار ملاقات میگذاره با مشتری های
‫بالقوه و بعدش میگه

361
00:19:26,468 --> 00:19:27,493
‫این هفته...

362
00:19:27,804 --> 00:19:30,104
‫چهار جلسه ی کاری داشته

363
00:19:30,965 --> 00:19:32,802
‫و هیچ قراردادی نبسته.

364
00:19:34,749 --> 00:19:35,972
‫فکر میکنی چرا اینجوری شده؟

365
00:19:38,383 --> 00:19:39,716
‫وضعیت بدِ اقتصادیِ.

366
00:19:41,801 --> 00:19:43,430
‫ببین،فکر کنم اون یک خاطرخواه داره.

367
00:19:46,655 --> 00:19:49,831
‫چی؟بیخیال. امکان نداره.

368
00:19:50,393 --> 00:19:51,620
‫چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟

369
00:19:51,878 --> 00:19:52,958
‫یک رابطه ی نا مشروع؟

370
00:19:53,416 --> 00:19:55,773
‫اوه خواهش میکنم هر زنی نون
‫برشته ی خودش رو درست میکنه.

371
00:19:57,865 --> 00:19:58,785
‫شاید.

372
00:20:01,042 --> 00:20:03,703
‫انجی،این آخر هفته مجبورم
‫برم بازیِ گلف.

373
00:20:04,881 --> 00:20:07,086
‫تا وقتی نیستم میتونی یک لطفی بهم بکنی

374
00:20:07,543 --> 00:20:09,282
‫و چشم از بری بر نداری؟

375
00:20:10,068 --> 00:20:11,690
‫- منظورت چیه؟
‫- فقط مراقبش باش.

376
00:20:12,823 --> 00:20:15,689
‫آیا شب به خونه بر میگرده؟کس دیگه ای
‫همراهش هست؟

377
00:20:16,199 --> 00:20:20,090
‫ببین اگه میخوای جنون بگیری بفرما
‫این یک کشور آزادِ.

378
00:20:20,092 --> 00:20:21,985
‫اما نمیخوام جاسوسی همسرت رو برات بکنم.

379
00:20:24,658 --> 00:20:25,167
‫بله.

380
00:20:25,428 --> 00:20:26,857
‫فرض کن این بهترینِ کاریِ که میتونم بکنم.

381
00:20:27,882 --> 00:20:32,549
‫منظورم اگر بفهمم داره بهم خیانت میکنه
‫احتمالا کارهای احمقانه ای میکنم.

382
00:20:56,854 --> 00:20:59,516
‫اوه دست بردار این فقط یک کم
‫گرد و خاکه.

383
00:21:05,765 --> 00:21:07,354
‫ببین مجبورم این محدوده رو تمیز کنم.

384
00:21:07,609 --> 00:21:10,072
‫میشه بری گریه و زاریت رو
‫یکجای دیگه انجام بدی؟

385
00:21:10,319 --> 00:21:11,804
‫فقط تنهام بگذار،باشه؟

386
00:21:12,467 --> 00:21:14,570
‫تو بردی،من از دست رفتم
‫کافی نیست؟

387
00:21:15,287 --> 00:21:16,515
‫چی؟

388
00:21:16,972 --> 00:21:20,859
‫وقتی بشینی کنار جاده و لیوانهای
‫یکبار مصرف و آدامسهای جویده شده..

389
00:21:20,860 --> 00:21:23,577
‫رو جمع بکنی وقتشه که اعتراف
‫به شکست بکنی.

390
00:21:24,244 --> 00:21:28,336
‫عاشق مردی اَم که تو رو انتخاب کرده.

391
00:21:30,128 --> 00:21:31,253
‫میخوای منو آزار بدی؟

392
00:21:31,714 --> 00:21:33,763
‫نه،رُک و پوست کنده گفتم.

393
00:21:36,784 --> 00:21:38,063
‫چرا اینقدر من بدبخت و بیچاره ام؟

394
00:21:43,084 --> 00:21:44,108
‫خوب...

395
00:21:46,612 --> 00:21:47,892
‫تو عاشقشی.

396
00:21:48,278 --> 00:21:49,120
‫عاشقشم.

397
00:21:50,552 --> 00:21:52,964
‫من واقعا عاشقشم و حالا اون رفته.

398
00:21:53,626 --> 00:21:56,181
‫کاترین تو یک زن جذاب و باهوش هستی.

399
00:21:56,539 --> 00:21:58,437
‫تو میتونی با خیلی ها قرار بگذاری

400
00:21:59,103 --> 00:22:00,635
‫هیچکدوم مایک نمیشن.

401
00:22:01,098 --> 00:22:03,555
‫ارتباط ما در خیلی مراحل متفاوت بود...

402
00:22:05,037 --> 00:22:07,707
‫ذهنی،هیجانی

403
00:22:08,925 --> 00:22:10,309
‫جنسی.

404
00:22:11,338 --> 00:22:13,430
‫اوه من هرگز همچین اشتیاقی رو
‫حس نمیکنم.

405
00:22:15,327 --> 00:22:20,646
‫کجا میتونم یک آدم دیگه پیدا کنم که بتونه
‫پنج بار در روز باهام عشق بازی کنه؟

406
00:22:25,769 --> 00:22:27,866
‫- این دروغه.
‫- نه،نیست.

407
00:22:28,587 --> 00:22:30,119
‫پنج بار؟

408
00:22:30,529 --> 00:22:34,721
‫سوزان بیخیال،بهم نگو تو و مایک هرگز
‫اینکار رو نکردین.

409
00:22:46,292 --> 00:22:48,758
‫شاید امتیازش فقط مال خودم باشه.

410
00:23:05,935 --> 00:23:08,806
‫بیاد بیار بیشتر اوقات ازت میپرسیدم
‫برای صبحانه چی میخوای.

411
00:23:09,059 --> 00:23:10,191
‫بهتر از آش جو دوسر بود.درسته؟

412
00:23:10,603 --> 00:23:11,779
‫شوخی میکنی؟اون بهتر از کلوچه بود.

413
00:23:12,038 --> 00:23:13,891
‫گوش کن من یک ایده ی خفن دارم.

414
00:23:14,655 --> 00:23:17,121
‫چرا تماس نمیگیری بگی مریضی بعد
‫هر دوتامون تمام روز رو برهنه...

415
00:23:17,376 --> 00:23:19,180
‫باهم تو رختخواب بگذرونیم؟

416
00:23:19,686 --> 00:23:21,227
‫با حاله، نه؟

417
00:23:21,696 --> 00:23:23,076
‫میخوای برای دومین بار؟

418
00:23:23,487 --> 00:23:24,675
‫چی تو سرت میگذره؟

419
00:23:25,128 --> 00:23:27,132
‫حتی در روز تولدم بهم گفتی عجله کن

420
00:23:27,389 --> 00:23:29,440
‫چونکه "کارشناسی" شروع شده بود.

421
00:23:30,365 --> 00:23:32,578
‫خوب یک همسر نمیتونه از شوهرش
‫بخواد باهاش وقت بگذرونه؟

422
00:23:32,884 --> 00:23:35,613
‫خوب،چرا،فقط زمانبندیت بده.

423
00:23:37,152 --> 00:23:38,749
‫باید برم دوش آقای "هینکل" رو تموم کنم.

424
00:23:39,008 --> 00:23:40,181
‫قول داده بودم اون دیروز اینجا باشه.

425
00:23:41,068 --> 00:23:41,891
‫من جدی ام.

426
00:23:43,231 --> 00:23:44,982
‫پیرمردی که سه روز دوش نگرفته

427
00:23:45,743 --> 00:23:48,310
‫و این برای یک پیرمرد مدت زیادیه

428
00:23:50,672 --> 00:23:51,903
‫که دوش نگرفته

429
00:23:55,549 --> 00:23:58,629
‫اوه،به جهنم،اون از جنگ جهانی دوم جون سالم
‫بدر برده.از این هم میتونه جون سالم بدر میبره.

430
00:24:03,919 --> 00:24:05,315
‫پدر کراولی. سلام.

431
00:24:06,234 --> 00:24:09,718
‫این برای شماست،فکر کردم وقتش رسیده
‫اینو هدیه کنم

432
00:24:09,983 --> 00:24:11,726
‫به کلیسای مورد علاقه م.

433
00:24:12,646 --> 00:24:14,185
‫وای،مطمئناً،انتظار اینو نداشتم.

434
00:24:15,212 --> 00:24:17,320
‫خوب کارهایی رو بکنیم که
‫شما میخواین...

435
00:24:17,325 --> 00:24:19,629
‫،خرید یک اُرگِ جدید،کمک به نیازمندان

436
00:24:19,887 --> 00:24:24,559
‫پذیرفتنِ یک سفر به تاهیتی
‫واقعاً اهمیت نمیدم. اوه گوش کن.

437
00:24:24,667 --> 00:24:27,706
‫نمیدونم کدوم راهبه رو برای بچه ی من در نظر
‫گرفتید اما مطمئن بشید واکسن کزازش رو زده.

438
00:24:27,755 --> 00:24:29,290
‫جوانیتا گاز میگیره.

439
00:24:29,860 --> 00:24:32,271
‫گابریل فکر میکنم تو خیلی زود شروع کردی.

440
00:24:32,580 --> 00:24:34,012
‫چرا؟قرار بود یک جا خالی بشه

441
00:24:34,427 --> 00:24:36,482
‫مولی هندرسون،درحال نقل و انتقال
‫به فلوریداست،درسته؟

442
00:24:36,738 --> 00:24:39,406
‫خوب،قرار بود،پدرش قصد داشت
‫یک شغل جدید بگیره..

443
00:24:39,407 --> 00:24:40,892
‫اما اون تصمیمش عوض شده.

444
00:24:41,259 --> 00:24:44,692
‫چی؟نه،نه،این نمیتونه باشه!

445
00:24:45,154 --> 00:24:46,800
‫در هر حال متاسفم

446
00:24:47,313 --> 00:24:48,959
‫چطور تو اینو فهمیدی؟

447
00:24:51,572 --> 00:24:53,572
‫اتفاقی موقعی که داشت اعتراف میکرد شنیدم.

448
00:24:53,787 --> 00:24:57,223
‫ایمان داشته باش،گابریل،خداوند وقتی
‫دری رو ببنده پنجره ای رو باز میکنه.

449
00:24:59,581 --> 00:25:01,428
‫ممنون،پدر کراولی.

450
00:25:14,277 --> 00:25:15,501
‫سلام.

451
00:25:15,915 --> 00:25:18,440
‫من مواد لازم برای ترشیِ قارچ رو گرفتم.

452
00:25:18,790 --> 00:25:19,918
‫اون کیک چطور پیش میره؟

453
00:25:20,225 --> 00:25:22,896
‫فقط وقتی فکر میکنم نمیتونم
‫خودم تمومش کنم تمومش میکنم.

454
00:25:24,334 --> 00:25:27,157
‫درباره ی این چطور؟اوه،ضمنا..

455
00:25:27,626 --> 00:25:28,954
‫اورسون فکر میکنه تو یک رابطه ی
‫نا مشروع داری.

456
00:25:33,009 --> 00:25:34,303
‫اون چی فکر میکنه؟

457
00:25:34,815 --> 00:25:37,426
‫اون فکر میکنه تو از راه بِدَر شدی.
‫اما من بهش گفتم این امکان نداره...

458
00:25:37,680 --> 00:25:40,714
‫بری ون دیکمپ بره توی این متل های
‫کثیف فاحشه بازی در بیاره.

459
00:25:43,124 --> 00:25:44,769
‫اوه بخاطر این متشکرم.

460
00:25:46,410 --> 00:25:49,079
‫متاسفم اینجوری حواست رو پرت کردم.

461
00:25:49,699 --> 00:25:53,905
‫خوب بخاطر این قدردانی میکنم
‫فقط درک نمیکنم چرا اومده پیش تو

462
00:25:54,983 --> 00:25:56,885
‫خوب اون یک عالمه مشروب خورده بود.

463
00:25:57,294 --> 00:26:00,336
‫همچنین اَزم خواست اگر بتونم
‫جاسوسیِ تو رو بکنم.

464
00:26:03,866 --> 00:26:06,433
‫آروم باش،بری،معلومه گفتم نه.

465
00:26:07,405 --> 00:26:09,359
‫برای اینهم قدردانی میکنم.

466
00:26:09,916 --> 00:26:12,638
‫میشه روی اینو برام تمیز کنی؟

467
00:26:13,619 --> 00:26:15,205
‫مطمئنی خودت میخوای تزییناتش
‫رو تموم کنی؟

468
00:26:20,599 --> 00:26:23,678
‫این خطرناکِ کارل اون از اَنجی خواسته
‫جاسوسیِ منو بکنه.

469
00:26:24,044 --> 00:26:26,194
‫و خدا میدونه که دیگه چه کسی رو
‫بپایِ من گذاشته.

470
00:26:27,994 --> 00:26:30,658
‫فکر میکنم ما نباید دوباره همدیگر رو
‫تا بعداز اینکه طلاقم رو گرفتی ببینیم.

471
00:26:32,410 --> 00:26:35,124
‫ازم نپرس چطور تو وکیلی.

472
00:26:44,316 --> 00:26:45,854
‫هی مگه قرار نبود تو مدرسه باشی؟

473
00:26:46,063 --> 00:26:46,989
‫تو هرگز برای ناهار خونه نمی اومدی.

474
00:26:47,294 --> 00:26:48,990
‫فکر کردم سعی کنم بعضی چیزها
‫متفاوت باشه.

475
00:26:49,661 --> 00:26:52,941
‫هی از وقتی ما دوتا خونه ایم چرا نمیریم
‫طبقه ی بالا و عشق بازی کنیم؟

476
00:26:53,299 --> 00:26:55,250
‫چی،جدی؟میخوای دوباره انجامش بدی؟

477
00:26:55,930 --> 00:26:57,407
‫من فقط باید برای خرید مواد غذایی
‫از "ماتینلی" برم.

478
00:26:57,716 --> 00:26:59,666
‫مایک دارم هدیه ی بعداز طهرت رو میدم.

479
00:27:00,078 --> 00:27:01,673
‫شلوارت رو در بیار و برو طبقه ی بالا.

480
00:27:02,853 --> 00:27:04,289
‫میتونم ساندویچم رو بیارم؟

481
00:27:04,290 --> 00:27:06,187
‫آره بیارش خیارشورم بردار
‫اهمیت نمیدم.

482
00:27:06,913 --> 00:27:07,933
‫تو همیشه بهترین همسری.

483
00:27:07,934 --> 00:27:09,886
‫- زود باش!
‫- میتونیم فیلم کُمِدی هم نگاه کنیم؟

484
00:27:15,235 --> 00:27:16,672
‫لینت،منم گبی!

485
00:27:19,884 --> 00:27:20,956
‫یک دقیقه.

486
00:27:29,483 --> 00:27:32,975
‫- سلام،گبی.
‫- سلام نانوک اِسکیمو!چرا پوستین پوشیدی؟

487
00:27:33,073 --> 00:27:35,949
‫چونکه پوستین آدم کشه. چه خبر؟

488
00:27:37,951 --> 00:27:40,415
‫من با کریستال هندرسون حرف زدم
‫و گفتش تو با ترنس صحبت کردی

489
00:27:40,417 --> 00:27:42,108
‫رأیش رو برای رفتن به میامی زدی
‫این درسته؟

490
00:27:42,315 --> 00:27:45,598
‫برای زدن رأیش باهاش صحبت نکردم،صرفاً
‫جنبه های مثبت و منفی رو یادآوریش کردم

491
00:27:45,913 --> 00:27:47,350
‫خوب،ظاهراً جنبه ی منفی
‫برنده شده.

492
00:27:47,909 --> 00:27:51,862
‫تو نباید باهاش حرف میزدی و رأیش رو میزدی
‫من باید اون رو از این ایالت بیرون کنم.

493
00:27:51,967 --> 00:27:54,643
‫چرا؟با اونم خوابیدی؟

494
00:27:54,944 --> 00:27:57,925
‫نه،حقیقتش اگر پشیمون بشه

495
00:27:57,927 --> 00:28:00,644
‫جوانیتا نمیتونه جای بچه ی اونو تو
‫خیابون اورسلا بگیره.

496
00:28:01,008 --> 00:28:02,027
‫تو غیرقابل باوری.

497
00:28:02,029 --> 00:28:03,775
‫تو میخوای تمام زندگی این آدم رو
‫از اساس بهم بریزی...

498
00:28:03,777 --> 00:28:05,832
‫فقط بخاطر اینکه بتونی از درس دادن
‫بدخترت خلاص بشی؟

499
00:28:05,882 --> 00:28:07,631
‫آره،آره،خودخواهیِ گبی
‫همون آواز قدیمی.

500
00:28:07,987 --> 00:28:09,677
‫- بخون اگه کلماتش رو میدونی.
‫- خوب متاسفم گبی...

501
00:28:09,994 --> 00:28:11,271
‫من به ترنس اینجا احتیاج دارم.

502
00:28:11,681 --> 00:28:14,763
‫چرا؟داری باهاش میخوابی؟

503
00:28:15,638 --> 00:28:18,210
‫نه فقط اینجا بهش نیاز دارم.

504
00:28:18,462 --> 00:28:20,976
‫هربار که کارهام سروسامون میگیرن
‫یکی سعی میکنه

505
00:28:21,026 --> 00:28:23,027
‫تا باعث بشه زندگیم پیچیدگی بیشتری
‫پیدا کنه...

506
00:28:23,032 --> 00:28:24,979
‫چرا همه نمیتونن بگذارن کارها منصفانه
‫پیش بره؟

507
00:28:25,082 --> 00:28:26,726
‫هی،متاسفم.

508
00:28:28,263 --> 00:28:30,988
‫بیا اینجا،همه چیز مرتب میشه.

509
00:28:32,063 --> 00:28:33,706
‫چرا اینقدر زود ناراحت میشی؟

510
00:28:34,329 --> 00:28:38,176
‫- این چی بود؟
‫- چی چی بود؟

511
00:28:41,050 --> 00:28:42,587
‫شکمت الان بهم لقد زد.

512
00:28:43,982 --> 00:28:45,052
‫پوستین رو باز کن.

513
00:28:45,308 --> 00:28:46,591
‫- ترجیح میدم باز نکنم.
‫- بازش کن!

514
00:28:51,214 --> 00:28:54,142
‫تو حامله ای؟چرا بهم نگفتی!؟

515
00:28:54,763 --> 00:28:57,789
‫چونکه میدونستم میری به کارلوس میگی.

516
00:28:58,555 --> 00:29:00,818
‫آره خوب میرم به کارلوس میگم
‫چه اشکالی داره...

517
00:29:02,518 --> 00:29:03,382
‫اوه،نه.

518
00:29:05,337 --> 00:29:07,030
‫وقتی کارلوس اون ترفیع رو بتو داد

519
00:29:07,032 --> 00:29:10,219
‫تو میدونستی حامله ای و میدونستی
‫اونو دست تنها خواهی گذاشت؟

520
00:29:10,220 --> 00:29:12,727
‫- گبی...
‫- کارلوس تازه این شرکت رو گرفته!

521
00:29:13,089 --> 00:29:16,070
‫مردم بهش اعتماد کردن،اونهم
‫تصور میکرد میتونه به تو اعتماد کنه!

522
00:29:16,373 --> 00:29:18,850
‫به کارلوس نگفتم چونکه میدونستم
‫بهترین شخص...

523
00:29:18,852 --> 00:29:21,207
‫برای اون شغل بودم و میخواستم
‫اینو اثبات کنم.

524
00:29:22,086 --> 00:29:24,956
‫- خوب تو قطعاً یکچیزهایی رو ثابت کردی.
‫- گبی صبر کن!

525
00:29:25,213 --> 00:29:27,580
‫خواهش میکنم به کارلوس نگو
‫فکر میکنم باید از خودم اینو بشنوه.

526
00:29:29,382 --> 00:29:32,722
‫آره،دیرگفتن بهتر از هرگز نگفتنه درسته؟

527
00:29:47,837 --> 00:29:50,872
‫سوزان،اومدم خونه. گرسنه نیستی؟

528
00:29:51,232 --> 00:29:53,048
‫بیا اینجا!

529
00:29:57,831 --> 00:29:59,739
‫سلام،عاشق.

530
00:30:00,520 --> 00:30:01,541
‫اوه،خدا.

531
00:30:02,110 --> 00:30:03,863
‫سوزان،نمیتونم.

532
00:30:04,998 --> 00:30:07,525
‫هیچ چی ازم باقی نمونده
‫آمار امروز هم دستم هست.

533
00:30:07,526 --> 00:30:09,481
‫اشکم در اومده و فقط گردوخاک
‫رو از چشمام در آورده.

534
00:30:09,999 --> 00:30:11,132
‫تو گریه کردی؟

535
00:30:11,699 --> 00:30:14,019
‫این خیلی عشقولانه هست.

536
00:30:15,670 --> 00:30:18,301
‫تو امروز چه خبرته؟مثل این میمونه
‫تازه از زندان آزاد شدی.

537
00:30:18,762 --> 00:30:21,028
‫با عشقولانه ی یک زن با شوهرش
‫مشکلی داری؟

538
00:30:21,909 --> 00:30:23,870
‫ما یک رابطه ی آتشین داریم،نداریم؟

539
00:30:24,330 --> 00:30:25,729
‫خوب البته که داریم.

540
00:30:26,135 --> 00:30:29,692
‫فقط امیدوار بودم امشب میتونستیم
‫عشقولانه داشته باشیم.

541
00:30:31,911 --> 00:30:32,838
‫امشب؟

542
00:30:33,919 --> 00:30:36,654
‫- باعث تنفرت میشم؟
‫- چی؟

543
00:30:37,535 --> 00:30:39,180
‫اشکالی نداره،مایک. میتونی بگی.

544
00:30:40,671 --> 00:30:42,229
‫من یک زن اکبیری هستم.

545
00:30:42,530 --> 00:30:44,490
‫سوزان ما امروز سه بار عشقولانه داشتیم.

546
00:30:44,901 --> 00:30:46,188
‫خیلی خوب،نمیتونم دوباره اینکار رو بکنم.

547
00:30:46,709 --> 00:30:48,925
‫این به سیستم بدنم مربوط میشه

548
00:30:49,954 --> 00:30:53,156
‫واقعاً؟سیستم بدن؟خوب اینجا

549
00:30:53,407 --> 00:30:54,695
‫چندتا عمل ساده ی ریاضی هست.

550
00:30:56,352 --> 00:30:59,956
‫تو با کاترین در یک روز پنج بار
‫عشقولانه داشتی.

551
00:30:59,957 --> 00:31:02,590
‫و با من سه بار پنج منهای سه
‫مساوی میشه با

552
00:31:02,850 --> 00:31:06,194
‫خوشی بیشتر با کاترین
‫و عشقولانه ی طاقت فرسا با من

553
00:31:08,153 --> 00:31:10,480
‫تو و کاترین حقیقتاً در اینباره صحبت کردین؟

554
00:31:10,731 --> 00:31:12,796
‫بیشتر شبیه به این بود که داره
‫به رُخم میکشه.

555
00:31:13,571 --> 00:31:17,741
‫خیلی خُب،ببین،تنها دلیلی که اون
‫حدِ نِصاب اِتفاق اُفتاد...

556
00:31:17,950 --> 00:31:20,010
‫اومدن برف در جریان یک گردش برای
‫اِسکی بازی بود...

557
00:31:21,768 --> 00:31:23,825
‫و مطلقاً هیچ چیزی که دربارش
‫صحبت کنیم نداشتیم..

558
00:31:25,940 --> 00:31:27,645
‫عشقولانه تنها چیزی بود که داشتیم!

559
00:31:35,593 --> 00:31:36,680
‫متوجه نشدی؟

560
00:31:37,189 --> 00:31:39,106
‫هیچ چیز دیگه ای برای ارتباط نبود.

561
00:31:39,863 --> 00:31:42,233
‫اما تو و من.. همه چیز داریم

562
00:31:42,697 --> 00:31:44,617
‫ما یک زندگی شیرین داریم

563
00:31:44,933 --> 00:31:46,935
‫زندگی کامل با همدیگه.

564
00:31:47,200 --> 00:31:48,998
‫ما میتونیم جمله های همدیگه رو تموم کنیم.

565
00:31:51,626 --> 00:31:53,847
‫اوه،مایک من...

566
00:31:54,056 --> 00:31:55,548
‫خیلی ابله شده بودم

567
00:31:56,784 --> 00:31:57,968
‫این چیزیه که میخواستی بگی؟

568
00:32:00,606 --> 00:32:03,535
‫- و؟
‫- میخوای امشب بغلم کنی.

569
00:32:04,881 --> 00:32:07,556
‫میخوام بگم برنامه ی "کارشناسی" شروع شد.

570
00:32:08,021 --> 00:32:09,573
‫اما در آغوش کشیدنم خوبه.

571
00:32:15,874 --> 00:32:17,828
‫کارل تو اینجا چکار میکنی؟
‫یکی ممکنه تو رو ببینه!

572
00:32:18,300 --> 00:32:20,507
‫آره،مخصوصاً اگر منو پشت در
‫مُعطّل نگه داری.

573
00:32:27,321 --> 00:32:29,793
‫آروم باش ماشینم رو دوتا بلوک دورتر
‫پارک کردم.

574
00:32:30,048 --> 00:32:32,726
‫خوشم نمیاد خودت رو اینجوری بخطر
‫بندازی اگه اورسون در اینباره بفهمه...

575
00:32:33,191 --> 00:32:35,879
‫تو نمیخواد در اینباره نگران باشی.

576
00:32:36,388 --> 00:32:38,553
‫یه راهی برای خلاصی تو از این
‫ازدواج پیدا کردم!

577
00:32:48,535 --> 00:32:50,335
‫اورسون هنوز در دورانِ عَفوِ
‫مشروطِ ،درسته؟

578
00:32:50,639 --> 00:32:52,087
‫یکسالِ دیگه مونده،چرا؟

579
00:32:52,546 --> 00:32:56,051
‫اگر اون نقض کنه قولی رو که برای
‫عفو داده مثلاً...

580
00:32:56,102 --> 00:32:58,120
‫بوسیله ی همدستی با یک جنایتکار
‫شناخته شده...

581
00:32:58,578 --> 00:32:59,615
‫اونها میتونن اون عفو رو باطل کنند.

582
00:32:59,926 --> 00:33:02,237
‫- و بر گردونندش به زندان.
‫- همه ی کاری که ما لازمه انجام بدیم...

583
00:33:02,550 --> 00:33:05,390
‫توی یک اتاق تحت نظرش بگیریم و ازش
‫چندتا عکس هم بگیریم و بعدش بوم.

584
00:33:05,692 --> 00:33:07,912
‫نمیتونه دست بهت بزنه

585
00:33:08,168 --> 00:33:11,103
‫چون اگر اینکار رو بکنه افسرِ عفو مشروط
‫تصاویری بدستش خواهد رسید.

586
00:33:11,574 --> 00:33:13,221
‫و اون یعنی بای بای اورسون.

587
00:33:13,790 --> 00:33:15,645
‫کارل این بی نقصِ! و بعدش اون
‫مجبورِ بگذاره من برم.

588
00:33:17,961 --> 00:33:19,409
‫فکر کنم یکنفر استحقاقِ
‫یک بوسه رو داره.

589
00:33:22,559 --> 00:33:24,199
‫- کارل ما قرار گذاشتیم.
‫- بری

590
00:33:24,770 --> 00:33:26,416
‫برای اولین بار از موقعی که باهم بودیم

591
00:33:26,683 --> 00:33:28,437
‫شوهرت رفته بیرون شهر.

592
00:33:28,906 --> 00:33:30,197
‫این فُرصت رو نباید هَدَر بدیم؟

593
00:34:24,323 --> 00:34:25,565
‫زودباش. زودباش!

594
00:34:28,882 --> 00:34:30,214
‫جواب نده.

595
00:34:32,062 --> 00:34:34,177
‫- بری هستم لطفاً پیغامتون رو بگذارید.
‫- اوه لعنتی!

596
00:34:44,808 --> 00:34:45,547
‫الو؟

597
00:34:45,549 --> 00:34:47,950
‫بری مردی که تو اتاق خوابته باید بندازی
‫بیرون،همین الان!

598
00:34:47,957 --> 00:34:49,986
‫چی؟هیچ مردی تو اتاق من نیست.

599
00:34:50,591 --> 00:34:53,684
‫اوه،خوبه،چون این بخاطر ازدحام زیاد
‫منزلته. اورسون خونه هست.

600
00:35:10,122 --> 00:35:10,999
‫اورسون.

601
00:35:13,970 --> 00:35:15,364
‫زود اومدی خونه.

602
00:35:16,386 --> 00:35:17,417
‫چیزی شده؟

603
00:35:26,402 --> 00:35:27,988
‫چرا به این زودی برگشتی؟

604
00:35:28,817 --> 00:35:29,990
‫سرما خوردم.

605
00:35:31,221 --> 00:35:34,199
‫میدونی چقدر بدم میاد دور از خونه بیمار بشم.

606
00:35:37,898 --> 00:35:39,186
‫چیکار داری میکنی؟

607
00:35:42,314 --> 00:35:45,250
‫طبقه ی پایین دو تا گیلاس شراب هست
‫و یکی از اونها شراب داره

608
00:35:46,123 --> 00:35:48,228
‫معلومه که تو اینجا تنها نبودی.

609
00:35:48,531 --> 00:35:49,775
‫چی رو میخوای برسونی؟

610
00:35:50,082 --> 00:35:52,333
‫تو خیلی خوب میدونی چی رو میخوام
‫برسونم بری.

611
00:35:52,693 --> 00:35:54,182
‫با کی مشروب میخوردی؟

612
00:35:54,490 --> 00:35:58,028
‫خوب،اول از همه،توهینی که به من شد
‫میتونی حتی فکرشم بکنی...

613
00:35:58,029 --> 00:35:59,624
‫بری کجایی؟

614
00:36:01,478 --> 00:36:03,427
‫اوه،تو هم اینجایی،اورسون.

615
00:36:05,562 --> 00:36:08,492
‫هی،من پنج دقیقه هست که رفتم
‫چندتا لباس و بندازم تو خشک کن

616
00:36:08,548 --> 00:36:10,594
‫و تو یک مرد آوردی تو اتاق خوابت

617
00:36:13,120 --> 00:36:15,431
‫- تو امشب اینجا بودی؟
‫- اوه آره انداختم و برگشتم...

618
00:36:15,432 --> 00:36:17,069
‫تا یک کم شراب بخوریم و شایعات
‫رو ردوبدل کنیم.

619
00:36:17,378 --> 00:36:20,060
‫بله،این دختر همه چیز رو درباره ی
‫همه کَس میدونه.

620
00:36:25,228 --> 00:36:28,270
‫شرابی هم باقی مونده؟
‫منم یک گیلاس بزنم.

621
00:36:28,272 --> 00:36:31,433
‫بله طبقه ی پایین روی میزِ برو بخودت برس.

622
00:36:31,747 --> 00:36:33,352
‫ما هم میخوایم صحبتهای خاله زنکی مون
‫رو تموم کنیم.

623
00:36:41,547 --> 00:36:42,375
‫لباسها کجاست؟

624
00:36:42,626 --> 00:36:43,711
‫پُشت بالِش.

625
00:36:48,686 --> 00:36:50,896
‫هی،تو باید بپری.

626
00:36:51,507 --> 00:36:54,228
‫اونجا بوته های گُل سُرخ هست پس اول
‫شلوارت رو بپوش.

627
00:36:58,032 --> 00:36:59,880
‫انجی نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم.

628
00:37:00,183 --> 00:37:02,551
‫اینکار رو بخاطر تو نکردم بخاطر
‫اورسون کردم.

629
00:37:03,324 --> 00:37:04,346
‫بخاطر اورسون؟

630
00:37:04,605 --> 00:37:07,730
‫بهش گفتم تو کلاست خیلی بالاتر از
‫اینه که همچنین کاری بکنی.

631
00:37:08,300 --> 00:37:11,635
‫تحقیرت رو درک میکنم اما این
‫یک موقعیتِ پیچیده است.

632
00:37:11,999 --> 00:37:14,919
‫بگذار برات سادش کنم دوتا مرد
‫تو رو میخوان یکی رو انتخاب کن.

633
00:37:15,389 --> 00:37:18,618
‫اما کدوم یکی؟اورسون که منو بخاطر
‫اینکه باهاش بمونم تهدید کرده.

634
00:37:18,926 --> 00:37:20,925
‫دستکاری وحسابسازی و...

635
00:37:21,335 --> 00:37:23,853
‫- پس با پسر بچه ی عاشق برو.
‫- اما چجور میتونم با کارل زندگی کنم؟

636
00:37:24,164 --> 00:37:25,499
‫اون کودن و مغرورِ

637
00:37:25,502 --> 00:37:28,367
‫و تنها چیزی که ظاهراً بین ما مشترکه
‫عشقولانه هست

638
00:37:28,369 --> 00:37:29,859
‫پس چرا یک رابطه ی نامشروع داری

639
00:37:30,066 --> 00:37:32,837
‫با کسی که حتی دوستشم نداری؟
‫به عشقولانه اشاره کردم؟

640
00:37:33,609 --> 00:37:36,786
‫کارل اشتیاق زایدالوصفی در من بوجود میاره
‫که من هرگز قبلا تجربه نکردم.

641
00:37:37,049 --> 00:37:39,046
‫هربار که بهم دست میزنه داغ میشم.

642
00:37:39,364 --> 00:37:41,051
‫عالیه!پس یکراهی پیدا کن تا از
‫ازدواجت خلاص بشی.

643
00:37:41,356 --> 00:37:43,720
‫و شروع به ساختن یک زندگی
‫با این... کارل باش.

644
00:37:44,081 --> 00:37:46,085
‫میخوام.. فقط...

645
00:37:46,339 --> 00:37:47,726
‫چی؟

646
00:37:53,887 --> 00:37:56,130
‫اورسون اُپرا دوست داره.

647
00:38:14,969 --> 00:38:17,016
‫- هی سرت شلوغه؟
‫- نه.

648
00:38:19,319 --> 00:38:21,579
‫خوب گبی دیشب باهات صحبت کرد؟

649
00:38:21,935 --> 00:38:24,904
‫نه،اما لازمه با تو صحبت کنم.

650
00:38:26,349 --> 00:38:28,405
‫میخوام تو بری به دفتر میامی

651
00:38:28,407 --> 00:38:29,373
‫چی؟

652
00:38:29,934 --> 00:38:32,083
‫اگر نمیتونه ترنس باشه
‫پس اجباراً اون تو باید باشی.

653
00:38:32,805 --> 00:38:34,644
‫آینده ی شرکت در خطر هست.

654
00:38:34,696 --> 00:38:37,409
‫واجبِ بهترین آدمِ خودم رو بفرستم
‫همیشگی نیست

655
00:38:37,412 --> 00:38:40,080
‫و بستگی به چگونگی کارها
‫بعداز دوسال داره...

656
00:38:40,082 --> 00:38:42,376
‫ممکنه حتی بتونی برگردی و از طریق
‫ارتباط کامپیوتری کارهای اینجا رو انجام بدی.

657
00:38:43,401 --> 00:38:45,504
‫- کارلوس این چیه؟
‫- چی چیه؟

658
00:38:47,040 --> 00:38:49,339
‫اوه بیخیال میدونم که تو میدونی حامله ام.

659
00:38:49,595 --> 00:38:51,954
‫تو حامله ای؟وای عالیه.

660
00:38:52,310 --> 00:38:54,408
‫کارلوس،خواهش میکنم،میدونم
‫گبی بهت گفته.

661
00:38:55,695 --> 00:38:56,816
‫نه.

662
00:38:57,640 --> 00:39:00,061
‫دوست دارم یکنفر دیگه چیزهایی
‫مثل اینو بهم بگه.

663
00:39:03,122 --> 00:39:03,941
‫خوب جوابت چیه؟

664
00:39:06,506 --> 00:39:08,761
‫تو یکنفر دیگه رو میفرستی میامی...

665
00:39:09,523 --> 00:39:11,674
‫و من اینجا میمونم. این جوابمه.

666
00:39:11,932 --> 00:39:13,671
‫اما من به تو در میامی احتیاج دارم

667
00:39:14,034 --> 00:39:16,793
‫و دیگه اینجا احتیاجت ندارم.

668
00:39:18,292 --> 00:39:20,225
‫کارلوس متاسفم.

669
00:39:20,431 --> 00:39:22,791
‫میدونم همون اولی که فهمیدم
‫باید بهت میگفتم.

670
00:39:23,043 --> 00:39:25,142
‫باور کن الان آرزوم ایکاش گفته بودم. اما..

671
00:39:26,597 --> 00:39:28,782
‫تو نمیتونی منو بخاطر حامله شدن
‫اخراج کنی.

672
00:39:29,395 --> 00:39:31,950
‫من اخراجت نمیکنم لینت
‫بهت ترفیع میدم.

673
00:39:32,977 --> 00:39:35,699
‫اگر قبولش نکنی و بجاش استعفا بدی
‫نمیتونم جلوی تو رو بگیرم.

674
00:39:35,962 --> 00:39:38,008
‫تمام چیزی که میتونم بگم اینه
‫موفق باشی

675
00:39:41,232 --> 00:39:43,234
‫و تبریک میگم.

676
00:39:47,628 --> 00:39:50,958
‫نه خیلی دیر شده هنوز میخوام ببندم

677
00:39:52,237 --> 00:39:53,209
‫آره اوم...

678
00:39:54,491 --> 00:39:56,231
‫فردا هم خوب نیست.

679
00:39:57,935 --> 00:40:00,251
‫گوش کن تو آدم خوبی هستی.

680
00:40:00,498 --> 00:40:02,495
‫منم همین حالا دنبال یک
‫رابطه نیستم.

681
00:40:03,212 --> 00:40:04,387
‫متاسفم.

682
00:40:05,165 --> 00:40:06,488
‫الو؟

683
00:40:10,397 --> 00:40:13,263
‫میدونم شما دخترها فکر میکنین که به
‫آسونی میتونین به طرفتون ضربه بزنین

684
00:40:13,524 --> 00:40:15,310
‫اما بهم اعتماد کن به این آسونیها نیست.

685
00:40:17,261 --> 00:40:19,307
‫برای حالا همه چیز مرتبه؟میخوام برم
‫داخل رو تمیز کنم

686
00:40:19,615 --> 00:40:22,124
‫آره،مرتبه.

687
00:40:37,339 --> 00:40:38,873
‫مامور پادیلا؟

688
00:40:39,743 --> 00:40:41,895
‫یک کم حافظه ی مسخره ای داری.

689
00:40:42,201 --> 00:40:44,109
‫منم جُغد سیاه.

690
00:40:44,880 --> 00:40:47,588
‫لعنتی "کریس" هنوز سُنبَه ت پر زوره؟

691
00:40:48,411 --> 00:40:50,608
‫نه،نه،نه،نپرس... نپرس هیچ چیز
‫ازم نپرس حرف نزن.

692
00:40:51,072 --> 00:40:52,353
‫این گفتگو کمتر از ۶۰ ثانیه خواهد بود

693
00:40:52,559 --> 00:40:54,092
‫ما هردو میدونیم چرا.

694
00:40:55,377 --> 00:40:56,907
‫دارم در مورد تسلیم شدن فکر میکنم.

695
00:40:57,328 --> 00:40:59,173
‫دوباره حرف بزنی تلفن رو قطع میکنم

696
00:40:59,419 --> 00:41:00,797
‫گفتم کم و بیش تو فکرش بودم.

697
00:41:01,025 --> 00:41:02,189
‫حالا چی لازم داری تا دربارش فکر کنم؟

698
00:41:02,595 --> 00:41:03,928
‫اهمیت نمیدم چه اتفاقی برام میافته

699
00:41:04,140 --> 00:41:06,328
‫اما باید بدونم اون یک مجوز میگیره.

700
00:41:06,635 --> 00:41:08,742
‫بحث بیشتری در این مورد وجود نداره
‫تا اینکه اون اثبات بشه.

701
00:41:09,041 --> 00:41:12,266
‫دفعه ی بعد که صدام رو بشنوی تو یه جواب
‫برای این سوال داری و بهتر بله باشه.

702
00:41:20,666 --> 00:41:22,051
‫زاغ سیاه منو چوب میزدی؟

703
00:41:23,285 --> 00:41:24,719
‫نه،نه

704
00:41:25,583 --> 00:41:27,066
‫من همین الان اومدم اینجا.

705
00:41:27,425 --> 00:41:28,345
‫میخوام برم خونه.

706
00:41:35,468 --> 00:41:36,596
‫میبینمت.

707
00:41:42,581 --> 00:41:45,401
‫این یک کافی شاپ در فیریوست.

708
00:41:46,803 --> 00:41:51,034
‫این بعنوان محلی شناخته میشه که شما
‫میتونین روزنامه ی صبحتون رو بخونید.

709
00:41:53,591 --> 00:41:56,101
‫جایی که شما میتونید با دوستانتون
‫دیدار کنیند...

710
00:41:57,687 --> 00:42:00,043
‫جایی که شما میتونید یک فنجان قهوه
‫میل کنید...

711
00:42:00,308 --> 00:42:02,405
‫در پایان یک روز طولانی.

712
00:42:05,371 --> 00:42:06,544
‫بله

713
00:42:06,918 --> 00:42:09,872
‫این محل برای خیلی چیزها شهرت داره

714
00:42:13,663 --> 00:42:16,224
‫هی،تویی چیزی رو فراموش کردی؟

715
00:42:17,809 --> 00:42:19,609
‫چکار داری میکنی؟

716
00:42:27,896 --> 00:42:29,894
‫اما بعد این شب

717
00:42:30,206 --> 00:42:32,205
‫ممکنه مشهور بشه برای بعضی چیزهای

718
00:42:35,629 --> 00:42:37,624
‫خیلی بدتر.

719
00:42:38,264 --> 00:42:45,122
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>
