1
00:00:00,110 --> 00:00:05,210
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:05,520 --> 00:00:07,490
!سوبامه-گائیشی

3
00:00:14,770 --> 00:00:15,890
!مَستر

4
00:00:27,780 --> 00:00:31,310
!اون به من تعلق داره

5
00:00:43,030 --> 00:00:44,050
که اينطور

6
00:00:45,300 --> 00:00:53,300
بهترين راه برایِ بازيابیِ مانا، خوردن روح‌ِ انسان‌ها، و به اين طريق زندگی‌کردن‌ـه

7
00:00:55,640 --> 00:00:59,200
من خودم دربارۀ اون سِرونت تحقيق ميکنم

8
00:01:00,810 --> 00:01:04,510
تو فقط دربارۀ بقيۀ نبرد‌هات نگران باش

9
00:01:05,020 --> 00:01:07,890
من ميتونم در اين مورد روت حساب کنم، درسته؟

10
00:01:15,260 --> 00:01:19,130
وقتی که سِیبَر جام مقدسُ بدست بياره، می‌ميره

11
00:01:20,700 --> 00:01:28,270
اگه واقعاً ميخواي که سِيبَر زنده بمونه، پس بايد کاری کنی که سِيبَر از جام مقدس بنوشـه

12
00:01:29,580 --> 00:01:34,040
پس منظورت اينه که، جام مقدس خواستۀ منو برآورده ميکنه؟

13
00:01:34,180 --> 00:01:37,840
نه، مگه رين بِهِت نگفته؟

14
00:01:38,320 --> 00:01:42,120
...سرونت‌ها ميتونن زندگیِ دوباره‌ای توی اين دنيا بدست بيارن

15
00:01:42,560 --> 00:01:46,290
...با نوشيدن از آبی که توی جام مقدس‌ـه

16
00:01:47,060 --> 00:01:50,790
البته بدنش در همون حالت سرونت‌ـیش باقی می‌مونه

17
00:01:51,460 --> 00:01:55,230
ولی اون نميخواد که اينجا زندگی کنه

18
00:01:56,670 --> 00:02:03,130
حتی اگرم نخواد، تو ميتونی از يکی از جادوهای امری‌ـت، برای اينکار استفاده کنی

19
00:02:05,850 --> 00:02:09,540
پس در اين حالت، تو به خواستت ميرسی

20
00:02:12,920 --> 00:02:15,910
نباید بذارم که سِيبَر دستش به جام مقدس برسه

21
00:02:16,690 --> 00:02:20,850
و همچنين تنها چيزی که نجاتش ميده، همين جام مقدس‌ـه  

22
00:02:23,700 --> 00:02:24,630
!لعنت بِهِش

23
00:02:28,300 --> 00:02:32,800
اون چی بود که من ميخواستمش... برای چی ميجنگيدم؟

24
00:02:33,710 --> 00:02:36,010
...برای تموم کردن جنگ

25
00:02:36,580 --> 00:02:39,880
ولی هدفم قبل از اينکه خودم بفهمم، عوض شد 

26
00:02:40,410 --> 00:02:42,810
...درسته، اون موقع

27
00:02:43,680 --> 00:02:47,310
... وقتی اونو توی انبار ديدم...

28
00:02:48,690 --> 00:02:51,250
من کاملاً اَزش مطمئنم

29
00:02:53,760 --> 00:02:55,920
...بهتر می‌بود، اگه که اَزش خبر نداشتم 

30
00:02:59,000 --> 00:03:01,160
...ولی من کاملاً اَزش مطلعـم

31
00:03:01,670 --> 00:03:04,100
به خودم گفتم که، نمیتونم اونو نادیده بگیرم

32
00:03:06,040 --> 00:03:11,770
....من ميخواستم که هيچوقت... از دستش ندم  

33
00:03:18,750 --> 00:03:21,950
من... دوسِش دارم ...

34
00:03:22,270 --> 00:03:32,170
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

35
00:03:24,450 --> 00:03:28,920
Kirameku namida wa hoshi ni

36
00:03:24,450 --> 00:03:28,920
Glistening tears turn into stars

37
00:03:29,020 --> 00:03:33,260
Kaze ni nori sora o kazaru

38
00:03:29,020 --> 00:03:33,260
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

39
00:03:33,400 --> 00:03:37,760
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

40
00:03:33,400 --> 00:03:37,760
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

41
00:03:37,870 --> 00:03:44,570
...boku o terasu

42
00:03:37,870 --> 00:03:44,570
...it still shines down on me

43
00:03:51,810 --> 00:03:55,840
Massugu na reeru ga ya de,

44
00:03:51,810 --> 00:03:55,840
Fed up with traveling straight down the rails,

45
00:03:56,120 --> 00:04:00,380
...yamikumo ni kakedashita

46
00:03:56,120 --> 00:04:00,380
...I recklessly broke out into a run

47
00:04:00,660 --> 00:04:04,850
Akirame o ketsui ni kaete,

48
00:04:00,660 --> 00:04:04,850
My resignation turns into determination,

49
00:04:04,960 --> 00:04:09,230
...surihetta kakato hokoru

50
00:04:04,960 --> 00:04:09,230
...and I find pride in my worn-out heels

51
00:04:09,560 --> 00:04:18,230
Michi wa tsuzuku, nishi e higashi e

52
00:04:09,560 --> 00:04:18,230
The path continues on, going eastwards, going westwards

53
00:04:18,370 --> 00:04:22,830
Hi wa shizundemo

54
00:04:18,370 --> 00:04:22,830
Even after the sun goes down

55
00:04:24,610 --> 00:04:28,640
Kirameku namida wa hoshi ni

56
00:04:24,610 --> 00:04:28,640
Glistening tears turn into stars

57
00:04:28,980 --> 00:04:33,250
Kaze ni nori sora o kazaru

58
00:04:28,980 --> 00:04:33,250
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

59
00:04:33,390 --> 00:04:37,720
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

60
00:04:33,390 --> 00:04:37,720
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

61
00:04:37,830 --> 00:04:44,490
...boku o terasu

62
00:04:37,830 --> 00:04:44,490
...it still shines down on me

63
00:04:47,610 --> 00:04:52,470
قسمت بیستم

64
00:04:48,010 --> 00:04:52,470
ردپایی از رویاهای دور

65
00:04:58,350 --> 00:05:00,150
رفته بودی پیشِ کیره؟
" Kirei "

66
00:05:00,420 --> 00:05:01,390
آره

67
00:05:01,590 --> 00:05:04,560
که اينطور، خب من اَزت نمی‌پُرسم که اونجا چيکار کردی

68
00:05:04,690 --> 00:05:07,220
تو باهاش مشکلی نداری، مگه نه شيرو؟

69
00:05:09,230 --> 00:05:13,500
فکر کنم، چيز خيلی جذابی هم نبود

70
00:05:15,400 --> 00:05:16,960
ولی منو متعجب کرد

71
00:05:17,540 --> 00:05:20,440
...که قوی‌ترين سِرونت، سِيبَر

72
00:05:20,570 --> 00:05:23,910
در اصل از ناقص‌ترين سرونت‌هاس...

73
00:05:25,610 --> 00:05:29,510
سِيبَر نبايد هيچوقت يه سِرونت ميشد

74
00:05:32,580 --> 00:05:36,520
شيرو... تو دقيقاً همون حرفِ آرچرو زدی

75
00:05:37,160 --> 00:05:40,520
آرچر؟ منظورت... اونـه؟

76
00:05:41,530 --> 00:05:47,360
آره. اون گفت که اون از زندگيش پشيمون بود، پس نميخواست که سِيبَر هم مثل اون بشه

77
00:05:48,400 --> 00:05:52,600
ممکنه اون يه شواليه‌ای باشه که، يه جورايی با سِيبَر در ارتباط باشه؟

78
00:05:52,740 --> 00:05:56,470
ولی اينطور که معلوم بود، آرچر تا حالا سِيبَرو نديده

79
00:05:57,580 --> 00:06:02,540
خب اون پادشاه بود، اصلاً امکان نداره که اون بتونه تمامِ زيردستاشو بشناسه

80
00:06:03,320 --> 00:06:06,290
و تو ميخوای چکار کنی، شيرو؟

81
00:06:06,950 --> 00:06:10,650
در هر صورت، فردا ميخوام با سِيبَر به قرار برم

82
00:06:18,560 --> 00:06:20,690
...صـ-صبر کن.... مـ-من برا اين آماده نيستم

83
00:06:21,670 --> 00:06:24,300
لعنت، اين نهایتِ خودخواهيتو ميرسونه، شيرو

84
00:06:24,670 --> 00:06:29,100
خب، برای اينکه خودخواهم، معذرت ميخوام
ولی فکر کنم حالا وقت مناسبی برا اين کارا نباشه

85
00:06:30,380 --> 00:06:32,770
...شـ-شيرو، تو خيلی باحال رفتار ميکنی

86
00:06:41,450 --> 00:06:42,980
واو، من خيلی خنده‌ام گرفتش...

87
00:06:43,120 --> 00:06:46,890
اين عاليـه، من تازگيـا زياد نخنديده بودم

88
00:06:47,960 --> 00:06:52,900
سعيتـو بکن، چون من از جفتتون خوشم مياد

89
00:06:55,030 --> 00:06:58,060
باشه، سعيمـو ميکنم

90
00:06:58,640 --> 00:07:01,470
خب، پس حالا ما باید نقشۀ استراتژیکی‌ـمون رو شروع کنیم

91
00:07:02,940 --> 00:07:07,510
خوب گوش کن شيرو، قرار رفتن مثل يه جنگ می‌مونـه

92
00:07:07,650 --> 00:07:09,210
جـ-جنگ؟

93
00:07:10,180 --> 00:07:12,580
!آره، یه جنگ

94
00:07:14,420 --> 00:07:17,790
قرار "؟ اين ديگه چيه؟ "

95
00:07:18,160 --> 00:07:21,090
لطفاً از این اختصارهای فنی استفاده نکنین

96
00:07:21,490 --> 00:07:25,120
يه قرار يعنی، با يه دختر بِری بيرون و خوش بگذرونی

97
00:07:26,500 --> 00:07:30,560
داری ميگی که اون دختر منم، شیرو؟

98
00:07:31,100 --> 00:07:32,260
البته که خودشی

99
00:07:32,810 --> 00:07:36,740
من خوب کلماتت رو فهميدم، ولی منظورتو نفهميدم

100
00:07:37,310 --> 00:07:39,570
دليل اينکارت چی ميتونه باشه؟

101
00:07:42,150 --> 00:07:43,740
...شيرو، اگه عجله نکنی

102
00:07:43,880 --> 00:07:45,870
...ميدونم، ولی

103
00:07:47,950 --> 00:07:52,860
گوش کن سِيبَر، قرار به طور معمول... ملاقات با عشقت تو خلوتـه

104
00:07:56,960 --> 00:08:01,300
اين يه فرصتی‌ـه که پسرا خودشونو به دخترِ موردِ علاقشون ثابت کنن

105
00:08:02,000 --> 00:08:05,460
!بله! بله! بله! ايليا هم شيرو رو دوست داره

106
00:08:07,740 --> 00:08:11,070
...و اينک وارد ميشود... بزرگترين مانعِ يه قرار

107
00:08:11,210 --> 00:08:15,480
ايليا هم ميخواد که توی خلوت با شيرو ملاقات کنه؛
 مشکلی که نداره، داره شيرو؟

108
00:08:22,790 --> 00:08:24,690
--توهساکا، تو

109
00:08:28,190 --> 00:08:29,490
اون ديگه الآن خوابـه

110
00:08:29,630 --> 00:08:32,530
...ايليا ميخواد که

111
00:08:32,970 --> 00:08:33,860
زود باشيد ديگه

112
00:08:34,030 --> 00:08:37,730
این دختر عجیب غریب‌تر از این حرفاس؛ ممکنه که الآن بیدار شه

113
00:08:37,870 --> 00:08:39,360
...ولی

114
00:08:57,590 --> 00:08:59,020
!خوش آمديد

115
00:08:59,460 --> 00:09:02,160
لطفاً بدون تعارف هر چيزی رو که خواستيد امتحان کنيد

116
00:09:35,490 --> 00:09:37,050
اين خيلی غيرِطبيعيـه

117
00:09:38,460 --> 00:09:41,490
...ماهی‌هایی که یه زمانی تو هر جایی که می‌خواستن، شنا میکردن

118
00:09:42,330 --> 00:09:45,570
الآن آزادی خودشونو از دست دادن و به دام افتادن

119
00:09:48,910 --> 00:09:56,680
هنوز... چرا... احساس ميکنم که اين چيز زيباست؟

120
00:10:04,160 --> 00:10:07,490
مثل اينکه تا حالا توی يه رستورانِ کلاس بالا غذا نخوردی، خوردی؟

121
00:10:07,760 --> 00:10:13,600
درسته، من غذاهايی که تو آماده ميکردی رو ترجيح ميدم

122
00:10:15,970 --> 00:10:20,840
ولی من اين چای رو خیلی دوست دارم، اين واقعاً خوبـه

123
00:10:22,270 --> 00:10:26,800
،آره، ولی ما هميشه تو خونه از چای کيسه‌ای استفاده ميکنيم 
...خب، من بعداً توی خونه از اينـا برات درست ميکنم

124
00:10:27,380 --> 00:10:32,180
نه، اونـا قابليتِ آماده سازیِ راحتی دارن، پس بهترن

125
00:10:50,740 --> 00:10:52,830
ام، پس واقعاً از اون خوشت اومده؟

126
00:10:52,970 --> 00:10:58,410
آه، بله، متوجه شباهت این چیزِ دوست داشتنی با شیر شدم

127
00:10:59,310 --> 00:11:00,640
اين عجيبـه؟

128
00:11:02,150 --> 00:11:07,350
شيرو حرکاتت زياد عادی به نظر نميرسه، يه جورايی احساس ميکنم که 
يه دليل غيرِ قابلِ توضيح برای عصبانيت دارم

129
00:11:08,390 --> 00:11:14,290
...اوه، ببخشيد، ببخشيد، شير‌ها واقعاً بِهِت مياد، پس من فقط

130
00:11:16,530 --> 00:11:20,020
!بـ-به کسی خنديدن خيلی بده، شيرو

131
00:11:20,170 --> 00:11:22,600
و هيچ چيزِ بدی هم در رابطه با شيرها وجود نداره

132
00:11:22,900 --> 00:11:26,530
--میدونم، پس منو ببخش، بيا اونجا حيوونای بيشتری هستش

133
00:11:27,710 --> 00:11:31,970
ديگه برای اين فروشگاه بسه، من بيرون منتظرتم

134
00:11:37,420 --> 00:11:38,850
...سِيبَر

135
00:12:00,370 --> 00:12:02,030
توجهِ تو هم جَلب کرد؟

136
00:12:05,940 --> 00:12:09,640
اينطور که معلومه يه کشتی‌ای که لنگر انداخته بوده، اونجا غرق شده

137
00:12:09,780 --> 00:12:15,080
...بله، توی يکی از نبردهام... مجبور شدم که از قدرتم استفاده کنم

138
00:12:16,350 --> 00:12:19,480
--و متاسفانه با اون کارم قايق نصف شد

139
00:12:20,230 --> 00:12:22,090
...پس... تو کسی بودی که

140
00:12:22,460 --> 00:12:26,590
بـ-بله، ولی... خوشبختانه هيچکسی توی قايق نبود

141
00:12:27,870 --> 00:12:34,390
...مطمئناً دلیلی برای عصبانی شدن وجود نداره

142
00:12:34,700 --> 00:12:36,740
...نه، من اصلاً عصبانی نيستم

143
00:12:37,580 --> 00:12:41,840
نه، من فقط فکر ميکردم که چقدر چيز از جنگ قبلی به جا مونده

144
00:12:44,580 --> 00:12:46,420
تو درست ميگی

145
00:13:03,670 --> 00:13:05,500
از امروز لذت بردی؟

146
00:13:05,900 --> 00:13:09,070
بله، خيلی خوب بود

147
00:13:09,340 --> 00:13:14,110
پس، بيا بازم اينکارو انجام بديم
!البته اين هيچ معنی‌ای نداره ها

148
00:13:19,450 --> 00:13:22,620
سِرونت‌ها وجود دارن تا بجنگن

149
00:13:23,360 --> 00:13:27,660
کارهايی مثل اين به وجودِ ما صدمه ميزنـه

150
00:13:30,430 --> 00:13:32,120
و تعداد کمی از دشمنانمون هم بيشتر باقی نمونده

151
00:13:32,660 --> 00:13:35,630
...اگه بِهِم دستور بدی، همين الآن دَخلِ همشونو ميارم

152
00:13:36,570 --> 00:13:39,330
يعنی اينقدر دوست داری بجنگی؟

153
00:13:39,470 --> 00:13:40,700
!البته

154
00:13:41,070 --> 00:13:44,410
هر چی بيشتر بجنگم، بيشتر به جام مقدس نزديک ميشم

155
00:13:44,980 --> 00:13:49,180
...من خيلی منتظر موندم تا اينو بهِت بگم
میدونی، حرفات تناقض داره 

156
00:13:51,180 --> 00:13:55,950
،برای همۀ چیزایی که تو گفتی که، جنگيدن برات مهمـه 
ولی مثل اينکه تو هيچوقت دوست نداشتی بجنگی، درسته؟

157
00:13:56,450 --> 00:14:00,450
به اين دليل نميجنگی... چون راه ديگه‌ای نداری؟

158
00:14:01,730 --> 00:14:04,200
من هيچ مکثی برای جنگيدن نميکنم

159
00:14:04,360 --> 00:14:07,700
من گفتم، من هر کاری که برای پيروزی لازم باشه، انجام ميدم

160
00:14:08,370 --> 00:14:11,670
تو ميخوای تا ميشه، نبرد‌ها را به حداقل رسوند

161
00:14:12,300 --> 00:14:14,210
هر چی بيشتر بجنگی، بدبختی بيشتر ميشه

162
00:14:14,370 --> 00:14:16,640
پس تو ميخوای که جنگُ تا حد ممکن، سريع تمومش کنی

163
00:14:16,780 --> 00:14:22,180
که يعنی تو از نبرد ميترسی، چون تعدادی قربانی وجود داره

164
00:14:23,720 --> 00:14:27,680
اشتباه میکنی، من از جنگ نميترسم

165
00:14:28,250 --> 00:14:32,590
تو فقط داری احساسات خودتو با این دليل که، چون من پادشاهم، بی‌اهميت ميکنه، مگه نه؟

166
00:14:34,630 --> 00:14:37,220
تو برای جنگ ساخته نشدی

167
00:14:37,600 --> 00:14:40,570
حقيقت اينه که، تو اصلاً دلت نميخواد يه شمشيرو بلند کنی

168
00:14:40,900 --> 00:14:47,140
تو گفتی که، تنها هدفت جنگيدنـه، ولی اين چيزی بيشتر از
...يه عذر و بهونه نيست، تا با استفاده اَزش

169
00:14:47,610 --> 00:14:52,170
شيرو، من ديگه هيچگونه تحقيری رو نمی‌پذيرم، حتی اگه اون شخص تو باشی

170
00:14:52,440 --> 00:14:54,610
تو نميتونی تحملش کنی، چون حرفـای من حقيقتـه، مگه نه؟

171
00:14:54,980 --> 00:14:57,210
اگه قبولشون کنی، ديگه نميتونی به مبارزه‌ات ادامه بدی

172
00:14:58,880 --> 00:15:06,220
من هيچ چيزی به جز جنگيدن برام نمونده، وجود من فقط برای دستيابی به جام مقدس‌ـه

173
00:15:06,560 --> 00:15:10,220
توی احمق! آخه اين چطور ممکنـه!؟
 تو هر چقدر راه بخوای برات بازه

174
00:15:10,660 --> 00:15:13,890
!تويی که الآن اينجا هستی، با اون کسی که من ميشناسم، فرق داری

175
00:15:16,470 --> 00:15:20,340
تو از حالا به بعد، ديگه بايد برای خودت زندگی کنی

176
00:15:21,710 --> 00:15:28,340
نه اينکه از جام مقدس برای ديگران استفاده کنی

177
00:15:28,480 --> 00:15:31,540
تو، توی اينجا خوشحال ميشی، سِیبَر

178
00:15:35,150 --> 00:15:37,920
،من قراردادی باهات بستم که از دستوراتت پيروی کنم

179
00:15:38,090 --> 00:15:41,750
!ولی من قلبمو که بِهِت ندادم، مَستر

180
00:15:42,390 --> 00:15:47,770
من نميتونم پيمانم رو به عنوان يه شاه بشکنم؛
من يه وظيفه‌ای دارم که حتماً بايد انجامش بدم

181
00:15:48,230 --> 00:15:51,170
،من از همون اولشم، فقط يه خواسته داشتم

182
00:15:52,070 --> 00:15:56,970
و وقتی که شمشيرمو بيرون کِشيدم، پيمانم هيچوقت عوض نميشه

183
00:15:57,110 --> 00:15:58,540
پس بذار یه چیزی بِهِت بگم

184
00:15:58,680 --> 00:16:03,780
مهم نيس که نتيجه چقدر بد باشه؛
 تو نميتونی چيزی که اتفاق افتاده رو عوض کنی

185
00:16:06,120 --> 00:16:08,420
،عوض کردن چيزی که نميتونی باهاش کنار بيای

186
00:16:08,990 --> 00:16:11,790
دقيقاً مثل خودخواهی‌های بچه‌ها نیست؟

187
00:16:23,570 --> 00:16:27,800
...من فکر ميکردم که تو ممکنه اینو بفهمی، شیرو

188
00:16:28,410 --> 00:16:33,140
...گذروندن اين يه روز
 و اين همۀ اون چيزی بود که ميخواستی بگی؟

189
00:16:33,650 --> 00:16:35,050
...سِیبَر

190
00:16:35,480 --> 00:16:37,140
!اِنقدر خودخواه نباش

191
00:16:37,280 --> 00:16:40,720
يه انسانی مثل تو چی رو ميخواد دربارۀ من بفهمه؟

192
00:16:42,190 --> 00:16:45,350
!تو هيچ حقی نداری که به زندگی‌ـه من پا بذاری

193
00:16:46,420 --> 00:16:51,360
بِهِم بگی که به خودم فکر کنم؟
 اين برا تو صدق نمیکنه، درست نميگم، شيرو؟

194
00:16:51,760 --> 00:16:55,100
!ارجعيت دادن به ديگران بيشتر از خودت، افکارِ يه فردِ مُرده‌ـس

195
00:16:56,900 --> 00:17:02,240
...يه احمقی که حتی مهم بودنِ ارزشِ زندگی‌‌ـه خودشو هم نميفهمه، گفتن چيزايی مثل اين

196
00:17:02,610 --> 00:17:04,100
--سِيبَر، تو

197
00:17:04,380 --> 00:17:09,280
اگه من خیلی تو مُخت هستم، پس چرا قرارداد بينمون رو باطل نکنيم؟

198
00:17:10,620 --> 00:17:15,580
تنها چيزی که مونده اينه که، آخرين نفرو هم از بين ببرم، و جام مقدسُ بدست بيارم

199
00:17:15,990 --> 00:17:19,010
سِيبَر، واقعاً اينارو داری از خودت ميگی؟

200
00:17:19,260 --> 00:17:22,350
البته، تنها چيزی که برام مهمـه، جام مقدسـه

201
00:17:22,890 --> 00:17:24,830
بقيۀ چيزا غيرِ‌ضروریـه

202
00:17:25,700 --> 00:17:29,190
شيرو، تو هم مستثناء نيستی

203
00:17:30,040 --> 00:17:34,840
!توی کله‌شق
 !خب، اگه اينقدر دلت ميخواد بجنگی، برو هر کاری دوست داری بکن

204
00:18:03,600 --> 00:18:05,230
!اين منو اذيت ميکنه

205
00:18:06,370 --> 00:18:10,100
بقيۀ چيزا غيرِ‌ضروری‌ـه. شيرو، تو هم مستثناء نيستی

206
00:18:12,240 --> 00:18:16,700
اين سِيبَر نبود، من از خودم زَده شدم

207
00:18:18,880 --> 00:18:22,840
...من نميتونم سِيببَرو نجات بدم، من نميتونم

208
00:18:24,960 --> 00:18:28,720
من فکر ميکردم که، ممکنه تو اینو بفهمی، شیرو 

209
00:18:31,330 --> 00:18:34,730
...من... نمیتونم اینو بپذیرم

210
00:18:39,470 --> 00:18:43,200
...حتی اگرم من اشتباه ميکردم، و سِيبَر درست ميگفت 

211
00:18:43,680 --> 00:18:47,910
اگه واقعاً برام مهمه، من نميتونم اَزش عذر‌خواهی کنم


212
00:18:57,220 --> 00:18:59,950
سلام؟ چرا اينقدر دير کردی؟

213
00:19:02,530 --> 00:19:03,860
ساعت چنده؟

214
00:19:04,100 --> 00:19:07,790
یکم از 10 گذشته، سِیبَر کجاس؟

215
00:19:07,970 --> 00:19:11,300
خب اگه اون اينجا نيس، يا توی دوجو‌ئـه يا تویِ اتاق استراحتش

216
00:19:11,740 --> 00:19:15,700
احمق، دارم اَزت ميپُرسم چون اونجاها نبود

217
00:19:17,080 --> 00:19:19,310
!نگو که اون... برنگشته

218
00:19:19,740 --> 00:19:20,840
!شیرو

219
00:19:22,110 --> 00:19:23,480
!صبر کن، شيرو

220
00:19:40,800 --> 00:19:44,700
سِيبَر... یعنی اون واقعاً تنها رفته که بجنگـه؟ 

221
00:19:58,350 --> 00:20:00,320
اينجوری سرما ميخوريـا

222
00:20:01,590 --> 00:20:03,020
...شیرو

223
00:20:05,060 --> 00:20:09,390
توهساکا چون برنگشتی خونه، نگران شده بود

224
00:20:09,730 --> 00:20:13,220
...که اينطور... بابتش معذرت ميخوام

225
00:20:15,970 --> 00:20:19,060
من نميتونستم تصميم بگيرم که کجا برم

226
00:20:20,770 --> 00:20:26,230
شيرو، تو بِهِم گفتی که، هر کاری دوست دارم انجام بِدم، درسته؟
پس منم همونطوری که گفتی، عمل ميکنم

227
00:20:27,210 --> 00:20:31,580
،هر چند، من نميدونستم که چکار کنم، يا چی ميخوام

228
00:20:32,780 --> 00:20:36,310
و سرگردانِ اينکه چکار کنم، بودم

229
00:20:39,090 --> 00:20:43,220
--منو ببخش، لطفاً عذر‌خواهيمو به رين

230
00:20:43,360 --> 00:20:45,060
چی داری ميگی؟

231
00:20:45,500 --> 00:20:48,560
!جايی که بايد بِری... خونۀ منـه

232
00:20:48,700 --> 00:20:52,260
...ولی، تو گفتی که تو ديگه به من اهميتی نميدی

233
00:20:53,300 --> 00:20:58,070
...درسته، من نميدونم تو داری به چی فکر ميکنی

234
00:21:02,350 --> 00:21:03,580
بيا

235
00:21:05,750 --> 00:21:06,950
...شیرو

236
00:21:07,090 --> 00:21:11,110
حتی اگرم سِرونت باشی، اگه سرما بخوری، ضعيف ميشیـا

237
00:21:11,260 --> 00:21:13,990
بيا سريع بريم خونه، و يه چيزِ گرم بخوريم، باشه؟

238
00:21:14,460 --> 00:21:16,690
--آه، ولی، مـ

239
00:21:17,100 --> 00:21:19,890
ولی بِهِت گفته باشمـا، من اَزت عذر‌خواهی نميکنم

240
00:21:21,930 --> 00:21:24,960
اگه مشکلی داری، همين الآن بِهِم بگو

241
00:21:42,550 --> 00:21:44,320
شماها کجا داريد ميريد؟

242
00:21:50,360 --> 00:21:51,690
...شیرو

243
00:22:05,480 --> 00:22:09,710
!پسرکوچولو، دست کسی رو که مالِ ديگرانـه رو همينطوری بدونِ اجازه نگیر، جایی نرو

244
00:22:10,030 --> 00:22:20,130
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

245
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

246
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

247
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

248
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

249
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

250
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

251
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

252
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

253
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

254
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

255
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

256
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

257
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

258
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

259
00:23:41,210 --> 00:23:45,510
قسمت بعدی

260
00:23:43,140 --> 00:23:45,510
Fate Stay Night...

261
00:24:03,130 --> 00:24:07,630
" قسمت بعد ، " پیدایش ستاره‌ای که، آسمان و زمین را از هم جدا میکند

262
00:24:06,060 --> 00:24:10,990
قسمت بعد

263
00:24:06,500 --> 00:24:10,990
،پیدایش ستاره‌ای که

264
00:24:06,500 --> 00:24:10,990

آسمان و زمین را از هم جدا میکند

