1
00:00:00,750 --> 00:00:05,850
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:06,460 --> 00:00:10,330
بايد بتونم از اينجا بپرم پايين، یه مانع...؟

3
00:00:10,760 --> 00:00:12,100
یعنی کارِ توهساکاس؟

4
00:00:12,200 --> 00:00:15,230
" بخاطر بسپار: " در قفس حبس کن ", " صدا رو خفه کن
" Das Schließen... Vogelkäfig Echo "

5
00:00:25,480 --> 00:00:26,610
...اميدوارم ایندفـه بتونم به موقع اینکارو بکنم

6
00:00:27,450 --> 00:00:28,740
!ترسیم کن

7
00:00:29,980 --> 00:00:31,950
ماده اوليه، شناسايی شد

8
00:00:34,950 --> 00:00:37,250
ترکيب مواد، شناسايی شد

9
00:00:38,190 --> 00:00:40,390
قفل روی هدف: حملۀ سريع

10
00:01:18,210 --> 00:01:27,310
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

11
00:01:28,400 --> 00:01:39,090
Yume ni mite ita, ano hi no kage ni todokanai sakebi.

12
00:01:28,400 --> 00:01:39,090
My cry doesn't reach the image of the day I saw in a dream.

13
00:01:39,900 --> 00:01:52,140
Asu no jibun wa nante egaite mo kienai negai ga nureru.

14
00:01:39,900 --> 00:01:52,140
No matter how I picture my future self, it is always steeped in hope that will never fade.

15
00:01:54,550 --> 00:02:05,390
Koboreochiru kakera o tsukamu sono te de...

16
00:01:54,550 --> 00:02:05,390
Reach out your hand and catch the falling pieces,

17
00:02:06,200 --> 00:02:19,900
...yureru kokoro kakaete tobikonde ike yoru e!

18
00:02:06,200 --> 00:02:19,900
...then hold my trembling heart and leap into the night!

19
00:02:19,900 --> 00:02:31,650
Dare ka no tami ni ikite kono toki ga subete de ii deshou?

20
00:02:19,900 --> 00:02:31,650
Isn't it enough to live for someone else and let this moment be all there is?

21
00:02:31,650 --> 00:02:43,870
 Misekake no jibun wa sotto sutete tada ari no mama de.

22
00:02:31,650 --> 00:02:43,870
Let's gently cast aside our false selves and just be who we really are.

23
00:02:45,580 --> 00:02:51,320
قسمت ششم

24
00:02:46,190 --> 00:02:51,320
دو جادوگر 
(بخش دوم)

25
00:03:00,030 --> 00:03:02,060
!رفيق، ناهماهنگ بود

26
00:03:02,200 --> 00:03:05,570
بالاخره اومدی بيرون، اِميا-کون

27
00:03:08,240 --> 00:03:09,540
من جنگُ پيروز شدم

28
00:03:09,980 --> 00:03:12,770
زود باش، اون اسلحۀ مرموزت رو بنداز کنار

29
00:03:13,110 --> 00:03:15,780
چون شانس پيروزی نداری، اِميا

30
00:03:16,550 --> 00:03:18,420
بدون تلاش دست نميکِشم

31
00:03:18,750 --> 00:03:21,720
!با نفس نفس زدن برام رَجز نخون، احمق

32
00:03:27,160 --> 00:03:29,320
پس اينطوری ميخوای؟ بسيار خب

33
00:03:29,600 --> 00:03:33,590
،ولی تا اونجايی که بشه بِهِت سخت نميگيرم
،این شايد نيازی نباشه

34
00:03:34,830 --> 00:03:39,360
ولی اول اَزت عذرخواهی ميکنم، ببخشيد که تصادفی کُشتمـت

35
00:03:39,870 --> 00:03:41,860
اینو جدی گفتی...؟

36
00:03:42,210 --> 00:03:45,110
البته که جدی گفتم، بالاخره فهميدی؟

37
00:03:46,180 --> 00:03:49,510
در بدترين حالت، مجبورم که رشته‌های عصبی رو از بازوت در بيارم

38
00:03:49,850 --> 00:03:52,010
به هر حال، باز اين بهتر از مُردن‌ـه، باشه؟

39
00:03:53,420 --> 00:03:56,880
اين آخرين اخطارِ منـه، فرمانهای جادوييتو تحويل بده

40
00:03:57,420 --> 00:03:58,690
تحويلشون بدم؟

41
00:03:58,790 --> 00:04:00,760
!نه! اينکارو نميکنم

42
00:04:01,430 --> 00:04:02,550
چرا؟

43
00:04:02,860 --> 00:04:07,460
!تسليم کردن اونـا، مثل خيانت به سِیبَر‌ـه

44
00:04:09,000 --> 00:04:14,270
سه ثانيه بِهِت وقت ميدم، کاری که ميخوای با زندگيت بکنی رو، انتخاب کن

45
00:04:16,880 --> 00:04:17,810
...يک

46
00:04:18,210 --> 00:04:19,180
...دو

47
00:04:19,350 --> 00:04:20,710
!سه

48
00:04:21,810 --> 00:04:24,010
اِميا-کون، جوابت چيه؟

49
00:04:27,820 --> 00:04:29,050
...توهساکا، اون صدایِ

50
00:04:29,150 --> 00:04:31,250
يکی... داره جيغ می‌کِشه، ها؟

51
00:04:31,560 --> 00:04:33,290
صبر کن! مگه ميدونی صدا از کجا بود!؟

52
00:04:33,630 --> 00:04:36,530
!معلومه که نمیدونم. به هر حال، صدا از طبقۀ پايين بود

53
00:04:36,800 --> 00:04:39,860
--صبر کن احمق! تنهايی رفتن

54
00:04:49,440 --> 00:04:51,430
بيهوش شده، هـا؟

55
00:04:51,610 --> 00:04:53,040
نه

56
00:04:53,280 --> 00:04:58,150
توانايی زندگيش، منبعِ نيرویِ جادويیِ روحش، مکيده شده

57
00:04:58,850 --> 00:05:01,550
اگه همينطوری وِلش کنيم، می‌ميره

58
00:05:02,050 --> 00:05:04,920
می‌ميره؟ اون حتی زخمی هم نشده

59
00:05:05,220 --> 00:05:08,560
ظاهراً، اون حالش خوبه، ولی همه چيز از درونش مکيده شده

60
00:05:09,230 --> 00:05:11,160
عقب وايسا، شايد بتونم کاری بکنم

61
00:05:20,440 --> 00:05:25,710
حس ميکنم که اين چيزا رو قبلاً هم شنيدم 

62
00:05:26,380 --> 00:05:28,110
!خدای من، نميتونم تمرکز کنم

63
00:05:28,680 --> 00:05:30,410
ميشه بِری درُ ببَندی؟

64
00:05:30,520 --> 00:05:31,920
باشه

65
00:05:45,700 --> 00:05:47,060
...اِميا-کون

66
00:05:47,170 --> 00:05:49,190
!روی دستت حُفره درست شده

67
00:05:50,400 --> 00:05:52,630
!توهساکا، تو حواست به اون دختر باشه

68
00:05:53,070 --> 00:05:54,040
!اِميا-کون

69
00:05:56,140 --> 00:06:00,550
کی ميتونه همچين چيزی رو، بطرف توهساکا... يا دختره، پرتاب کنه؟ 

70
00:06:04,850 --> 00:06:06,180
احتمالاً از همين جاها اومده

71
00:06:06,850 --> 00:06:09,910
ميتونم حسش کنم

72
00:06:10,020 --> 00:06:13,890
نميدونم چرا، ولی کسی که به اون دختر حمله کرد و اون چيزِ خطرناکُ به طرفِ 
...توهساکا انداخت 

73
00:06:15,560 --> 00:06:17,390
!همين نزديکیاس

74
00:06:18,800 --> 00:06:20,360
یعنی پشت باشگاه تيراندازی‌ـه؟

75
00:06:26,210 --> 00:06:28,170
!بايد اينجا باشه؛ اون اينجاس

76
00:06:33,210 --> 00:06:34,310
شينجی؟

77
00:06:34,880 --> 00:06:36,820
هِی! شينجی؟

78
00:06:38,020 --> 00:06:40,320
مگه امروز غايب نبودی...؟

79
00:06:50,730 --> 00:06:52,220
اين ديگه چيه--؟

80
00:06:56,440 --> 00:06:57,870
یه سِرونت!؟

81
00:07:07,180 --> 00:07:10,310
اون کجا رفت؟ کجاس؟

82
00:07:13,520 --> 00:07:15,820
...اون سِرونت داشت منو می‌پاييد

83
00:07:15,920 --> 00:07:20,420
!لعنتی... هرگز نميتونم حريفِ یه سِرونت بشم 

84
00:07:21,430 --> 00:07:25,420
دفـۀ ديگه که یه سِرونت بِهم ضربه بزنه، کَلَکَـم کنده‌ـس، حتماً می‌ميرم

85
00:07:30,740 --> 00:07:34,570
...آه، آره! اگه سِیبَر رو احضار کنم

86
00:07:35,910 --> 00:07:37,570
...اگه احساسِ خطر کردی

87
00:07:41,880 --> 00:07:44,410
لطفاً منو احضار کن ...

88
00:07:44,780 --> 00:07:47,180
!نميتونم! نميتونم سِیبَر رو احضار کنم

89
00:07:47,690 --> 00:07:50,520
بدنم هنوزم ميتونه حرکت کنه، همچنين يه اسلحه هم دارم

90
00:07:50,960 --> 00:07:53,690
!اگه وضعيتم بده، بايد حرکت کنم 

91
00:07:53,960 --> 00:07:58,120
زمانی ميتونم سِیبَر رو احضار کنم که، کاری اَزم بر نياد

92
00:08:00,030 --> 00:08:01,430
شگفت‌زده شدم

93
00:08:02,070 --> 00:08:04,660
نميخوای از فرمان جادويی استفاده کنی؟

94
00:08:04,770 --> 00:08:07,210
متاسفانه، تعداد فرمان‌ها خيلی کمه، ميدونی که؟

95
00:08:07,440 --> 00:08:09,910
نميتونم به خاطرِ همچین چيزی اَزش استفاده کنم

96
00:08:10,910 --> 00:08:14,440
که اينطور... اگه مقاومت کنی، احتمالاً پشيمون ميشی

97
00:08:16,650 --> 00:08:19,450
کجايی!؟ کجا هستی!؟

98
00:08:21,350 --> 00:08:24,320
واقعـاً گرفتن مَستر، آسونتر از سِرونت‌ـه

99
00:08:25,560 --> 00:08:28,550
پس بايد روشمو تغيير بدم

100
00:08:29,730 --> 00:08:32,130
به آرومی ميکُشمـت

101
00:08:46,080 --> 00:08:47,480
تو آدم زیاد قوی‌ای نيستی

102
00:08:47,680 --> 00:08:51,280
به نظرم نسبت به سِرونت‌های ديگه، باید قدرت کمتری داشته باشی

103
00:08:56,390 --> 00:08:58,450
!يه ذره ديگه مونده! از پَسِش بر ميام

104
00:08:58,590 --> 00:09:01,030
نه، اين پايانِ راهِتـه

105
00:09:09,500 --> 00:09:12,940
تو از همون اول، گرفتار من شده بودی

106
00:09:14,670 --> 00:09:16,140
ایـ–اين ديگه چيه--؟

107
00:09:16,380 --> 00:09:18,400
هنوز نفهميدی؟

108
00:09:19,310 --> 00:09:24,910
خنجری که به بازوت فرو کردم، به ميله‌ای که به زنجير من محکم شده، وصل شده

109
00:09:25,420 --> 00:09:27,820
ميله؟

110
00:09:56,150 --> 00:10:00,920
چه شجاعتی؟ تو مدام انتخابای دردناکی رو انتخاب کردی

111
00:10:02,890 --> 00:10:07,220
،راستی، قبلاً هم يه چيزِ خيلی جالبی گفتی

112
00:10:07,330 --> 00:10:10,020
که من در مقايسه با سِرونت‌های ديگه پايين‌ترم

113
00:10:13,570 --> 00:10:16,470
من اول بايد آگاهیِ تو رو بفهمم

114
00:10:31,750 --> 00:10:33,580
اِميا-کون! حالت خوبه!؟

115
00:10:40,430 --> 00:10:42,220
اين فقط یه معالجۀ اورژانسی‌ـه

116
00:10:42,560 --> 00:10:44,360
خب، اون کی بود؟

117
00:10:44,460 --> 00:10:46,690
خيلی مطمئن نيستم، ولی اونم يه سِرونت بود، درسته؟

118
00:10:46,800 --> 00:10:47,560
مَسترِ کی بود؟

119
00:10:47,670 --> 00:10:50,000
...آه، خب، این خيلی ناگهانی اتفاق افتاد، و

120
00:10:50,370 --> 00:10:55,070
...فهميدم، ميدونستم که يه مَسترِ ديگه هم توی مدرسه هس، ولی

121
00:10:55,610 --> 00:10:56,840
می‌دونستی؟

122
00:10:56,980 --> 00:11:00,280
تو اون نيرويی که اطراف مدرسه رو احاطه کرده بود رو حس کردی، درسته؟

123
00:11:04,120 --> 00:11:07,420
حق با توئـه... يه چيزِ ناخوشايندی رو حس کردم

124
00:11:09,450 --> 00:11:13,590
پس اون دختری که بِهِش حمله شد، توسط اون مَستر بود

125
00:11:14,260 --> 00:11:16,250
توهساکا! حالِ دختره چطوره؟

126
00:11:16,500 --> 00:11:19,950
نگران نباش، زنده نگهش داشتم

127
00:11:20,800 --> 00:11:22,060
...خدا رو شکر

128
00:11:24,900 --> 00:11:27,370
چيه؟ چرا اينجوری بِهِم نگاه ميکنی!؟

129
00:11:27,910 --> 00:11:30,880
!بذار اين مسئله رو برات روشن کنم، من از نيرویی توی مدرسه استفاده نکردم

130
00:11:30,980 --> 00:11:35,240
اشتباه برداشت نکن، منم ميدونم که کارِ تو نبود

131
00:11:35,350 --> 00:11:36,310
حالا، چکار کنيم؟

132
00:11:36,310 --> 00:11:37,540
ادامه ميديم

133
00:11:38,180 --> 00:11:41,020
کاری که شروع کردی رو ميخوای ادامه بدی؟

134
00:11:44,460 --> 00:11:45,820
...آمم

135
00:11:48,890 --> 00:11:52,390
خب، ظاهراً يه خورده نقشه‌هام بهم‌ريخته، پس واسه امروز کافیـه

136
00:11:53,170 --> 00:11:55,930
چرا فعلاً نريم، در حاليکه جادو بازَم قابل استفاده‌ـس؟

137
00:11:56,400 --> 00:12:00,070
اگه بازوتُ از دست بِدی، ظاهراً مسئولش من خواهم بود، ها؟

138
00:12:02,540 --> 00:12:06,240
زخمت تقريباً خوب شده... درد نداری؟

139
00:12:06,380 --> 00:12:09,540
ظاهراً خوبه

140
00:12:11,180 --> 00:12:14,240
وقتي اون بِرسِرکِر زخمیت کرد، دستت تقريباً نصف شد

141
00:12:14,620 --> 00:12:17,650
سطحِ بازسازیِ خودکارِ تو، نامعقولـه، اِمیا

142
00:12:18,090 --> 00:12:23,360
نميتونم به چيز ديگه‌ای غيرِ اينکه نيروی سِیبَر با تو باشه، فکر کنم

143
00:12:24,730 --> 00:12:29,500
،منم مطمئن نيستم که اینو داشته باشم. به عبارت ديگه
 ،از وقتی که با سِیبَر پيمان بستم

144
00:12:29,600 --> 00:12:32,090
تموم زخمام خودشون خوب ميشن

145
00:12:33,240 --> 00:12:35,830
به هر حال، به نظرم تو نبايد زیاد روی اون تکيه کنی

146
00:12:36,310 --> 00:12:38,900
،اگه سِیبَر کسی‌ـه که تو رو خوب ميکنه، پس هر وقت که تو زخمی ميشی

147
00:12:39,010 --> 00:12:41,670
اون از نيروش استفاده ميکنه

148
00:12:42,650 --> 00:12:44,980
ميفهمی که این يعنی چی، ها؟

149
00:12:45,050 --> 00:12:50,720
آه، آره. حتی اگه سِیبَر از نيروش استفاده بکنه، من نميتونم هِی بميرم و دوباره برگردم

150
00:12:50,990 --> 00:12:52,980
پس، بی‌احتياطی نکن

151
00:12:57,600 --> 00:13:00,690
گفتی که يه مَسترِ ديگه هم توی مدرسه بود، درسته؟

152
00:13:01,830 --> 00:13:04,670
نمیدونی که اون کيه؟

153
00:13:05,400 --> 00:13:09,070
فعلاً نميتونم تشخيصش بدم، دقيقاً نميدونم که اون کيه

154
00:13:09,440 --> 00:13:12,380
چيزی که من اَزش مطئمنم اينه که، اون شخصِ خيلی بدجنسیـه

155
00:13:12,480 --> 00:13:17,440
چون اون ميخواد برای بدست آوردن قدرت بيشتر، تمام دانش‌آموزای مدرسه رو فدایِ
 سِروِنت‌ـش بکنه

156
00:13:17,550 --> 00:13:21,510
همۀ دانش آموزا رو فدا بکنه؟ مگه ديوونه شده؟

157
00:13:21,890 --> 00:13:25,090
گفتی نيرويی اطراف مدرسه رو احاطه کرده بود، درسته؟

158
00:13:25,890 --> 00:13:28,050
،ظاهراً هنوز کامل نشده

159
00:13:28,160 --> 00:13:32,760
،ولی همينکه فعال بشه، همه بر اثر ضعف، خواهند مُرد

160
00:13:32,860 --> 00:13:35,060
!نميتونم بذارم که اين اتفاق بيفته

161
00:13:35,670 --> 00:13:37,730
منم نميتونم فقط بشینم و تماشا کنم

162
00:13:37,870 --> 00:13:40,000
من جلویِ فعاليتِ اون نيرو رو ميگيرم

163
00:13:40,640 --> 00:13:43,700
به اين دليل بود که اطراف مدرسه رو ميگشتم

164
00:13:44,940 --> 00:13:47,440
...به خاطر اينه که، تا دير وقت اونجا بودی

165
00:13:47,910 --> 00:13:48,970
خيلی زياد

166
00:13:49,310 --> 00:13:53,050
،ولی بعد که يه مَستر رو ديدم که، بدون نگرانی داره اونجا میچرخه

167
00:13:53,150 --> 00:13:56,920
کنترلمو از دست دادم... و از موضوع اصلی منحرف شدم

168
00:13:59,860 --> 00:14:00,720
متاسفم

169
00:14:01,560 --> 00:14:03,460
به هر حال، ميخوام يه پيشنهادی بِهِت بدم

170
00:14:04,300 --> 00:14:06,290
بهتره ما فعلاً، آتش‌بس کنيم

171
00:14:06,670 --> 00:14:07,760
آتش‌بس؟

172
00:14:07,870 --> 00:14:12,460
به خاطرِ اتفاقِ امروز، هر دوی ما بعنوان مَسترهایِ بدونِ نگهبان، ديده شديم

173
00:14:12,900 --> 00:14:15,240
،اون مَسترِ تویِ مدرسه، آدمِ بدطینتی‌ـه

174
00:14:15,370 --> 00:14:19,740
...و من شخصاً دوست دارم قبل از اينکه مراقب تو باشم، حواسم به اون باشه

175
00:14:20,710 --> 00:14:24,770
پس بهتره دو تايی، دنبال اون مَسترِ تویِ مدرسه بگرديم

176
00:14:25,280 --> 00:14:29,280
--آره، اگه تو باهام دوست ميشدی، خيلی راحت ميشدم

177
00:14:29,390 --> 00:14:33,020
!صبر کن، من نگفتم که باهات دوست بشم

178
00:14:33,260 --> 00:14:38,160
تا زمانیکه اين نيرو رو از مدرسه دور کنيم، فقط آتش‌بس کرديم

179
00:14:38,260 --> 00:14:41,320
فکر کنم دشمن با دشمن، شباهتی به دوستی نداره

180
00:14:41,430 --> 00:14:42,660
!کاملاً

181
00:14:43,070 --> 00:14:46,600
...ولی... در طیِ اين آتش‌بس، به تو هم کمک ميکنم که

182
00:14:47,070 --> 00:14:49,440
يه وقت به من خيانت نکنی، باشه؟

183
00:14:49,640 --> 00:14:53,130
فهميدم. باشه، با اين يکی موافقم

184
00:14:53,680 --> 00:14:55,110
من مشتاقانه منتظرِ همکاری باهات هستم

185
00:14:57,380 --> 00:15:00,380
اين شايد مدت کوتاهی باشه، ولی آدم مفيدی باش، باشه؟

186
00:15:00,620 --> 00:15:02,110
باشه

187
00:15:05,460 --> 00:15:08,120
سِیبَر-چان؟ چی شده؟

188
00:15:08,830 --> 00:15:10,820
شيرو دير کرده

189
00:15:11,160 --> 00:15:12,760
نگرانم که يه وقت اتفاقی بَراش افتاده باشه

190
00:15:12,860 --> 00:15:15,130
احتمالاً بازم رفته سَرِ کارِش

191
00:15:15,300 --> 00:15:18,570
به هر حال، اگه گفتی امشب شام چی داريم!؟

192
00:15:19,000 --> 00:15:22,700
من بوی عطرِ خوشبویِ سرخ کردنِ توفو رو، مدتی‌‌ـه که حس کردم

193
00:15:23,440 --> 00:15:27,440
اين عطر و بو، باعث جذبِ بيشترِ کربوهيدارت ميشه

194
00:15:28,210 --> 00:15:30,480
مطمئنم که اين باید غذای ساکورا باشه

195
00:15:30,750 --> 00:15:31,810
!درست زدی به هدف

196
00:15:32,520 --> 00:15:36,320
ساکورا-چان، هنوز توفوی سرخ‌شده، آماده نشده؟

197
00:15:56,340 --> 00:15:58,670
...مانع بسيار بزرگی ظاهر شده

198
00:15:59,240 --> 00:16:03,180
خوب، این مهم نیس که، یکبار آماده‌سازی در مدرسه انجام بشه

199
00:16:03,880 --> 00:16:05,210
متوجه‌ام

200
00:16:05,320 --> 00:16:09,980
به عبارت ديگه، تو جانشينِ واقعیِ اون جادوگر نيستی

201
00:16:11,460 --> 00:16:16,660
پدرت قبل از اينکه جادوشو به تو بده، مُرد، درسته؟

202
00:16:16,960 --> 00:16:22,200
آره, ولی فکر نميکنم که، اون قصد داشته چيزی بِهِم بده

203
00:16:23,700 --> 00:16:28,160
بابا نميخواست که من جادوگر بشم

204
00:16:28,310 --> 00:16:31,300
پس به خاطرِ اینه که، تو اينهمه ناشی هستی

205
00:16:31,580 --> 00:16:33,570
تو هيچ دانشی از جادوگری نداری، مگه نه؟

206
00:16:33,680 --> 00:16:37,050
چرا، تنها چيزی که ميدونم، دانشِ وضعِ استحکامات‌ـه

207
00:16:37,750 --> 00:16:40,010
--حتی امروز هم، از ميز استفاده کردم

208
00:16:40,120 --> 00:16:41,050
!صبرکن

209
00:16:41,820 --> 00:16:43,910
چرا داری اينو به من ميگی؟

210
00:16:44,020 --> 00:16:45,180
چرا؟

211
00:16:45,420 --> 00:16:50,330
شايد اين يه آتش‌بسِ موقت باشه، ولی اين واقعيت رو که ما دشمن همدیگه هستيم رو
 تغيير نميده

212
00:16:50,460 --> 00:16:55,330
اولين و مهمترين چیز اینه که، يه جادوگر نبايد بذاره بقيه بفهمن که اون داره چکار ميکنه

213
00:16:55,930 --> 00:16:58,870
،من چيزی برای مخفی کردن ندارم

214
00:16:59,170 --> 00:17:04,230
بابام ميگفت جادوگری چيزی نيس که، با اين شدت از ديگران مخفيش کنی

215
00:17:05,210 --> 00:17:08,200
صبر کن، منظورت چيه؟ اینو جدی ميگفت؟

216
00:17:08,310 --> 00:17:12,180
آره، به نظرم ميخواست بگه که، خودمو محدود به اين قواعدِ معمولی نکنم

217
00:17:12,550 --> 00:17:16,180
ميگفت هر وقت دوست داشتی، تمرينِ جادوگری رو بذار کنار

218
00:17:16,520 --> 00:17:17,820
!اين مزخرفاتُ تمومش کن

219
00:17:18,020 --> 00:17:19,050
توهساکا؟

220
00:17:19,160 --> 00:17:23,860
پدر تو جادوگر نبوده، همينطور هر کسی که مثل تو پيشِش آموزش ديده

221
00:17:23,960 --> 00:17:25,620
برا چی اينقدر عصبانی شدی؟

222
00:17:25,730 --> 00:17:28,760
...ميدونم که نميتونم خودمو جادوگر صدا کنم، ولی

223
00:17:28,870 --> 00:17:30,460
!موضوع اين نيس

224
00:17:30,570 --> 00:17:32,160
--چيزی که نميتونم ببخششم، اينه که

225
00:17:35,640 --> 00:17:38,970
متاسفم، فکر کنم يه دفـه کنترلمو از دست دادم

226
00:17:39,180 --> 00:17:42,510
چی رو نميتونی ببخشی؟

227
00:17:44,380 --> 00:17:48,050
برای يه جادوگر، جادوگری متعلق به اون نيس

228
00:17:48,820 --> 00:17:53,650
...اين نتيجه، از پدر به فرزند ميرسه، و نسل به نسل

229
00:17:55,230 --> 00:18:00,060
اين وظيفۀ پدره که جادوگری رو به فرزندش منتقل کنه

230
00:18:01,030 --> 00:18:06,400
--ولی، پدرت... اينکارو نکرد

231
00:18:07,540 --> 00:18:08,600
...که من

232
00:18:09,740 --> 00:18:12,680
من همچنين چيزی رو نميتونم ببخشم

233
00:18:13,180 --> 00:18:18,950
پدرت انتخاب ميکنه که، تو بيشتر از يه جادوگر باشی

234
00:18:20,150 --> 00:18:21,590
...توهساکا

235
00:18:22,190 --> 00:18:25,890
متاسفم. گفتن اين چيزا واقعاً چيزی رو عوض نميکنه

236
00:18:25,990 --> 00:18:27,320
نه، اشکالی نداره

237
00:18:29,560 --> 00:18:31,150
بهتره ديگه برم خونه

238
00:18:31,530 --> 00:18:36,200
پس از حالا ديگه، در خصوص پيدا کردن اون مَستر، توی مدرسه تبادل اطلاعات ميکنيم

239
00:18:37,170 --> 00:18:41,160
همديگرو ظهر روی پشت‌بوم می‌بينيم، باشه؟

240
00:18:41,840 --> 00:18:42,670
بسيار خب

241
00:18:43,980 --> 00:18:44,970
!آرچر

242
00:18:47,710 --> 00:18:52,010
ما يه مدتی با همديگه هم‌دست خواهيم بود، پس اِميا-کون رو تا خونه‌ـش محافظت کن

243
00:18:52,820 --> 00:18:54,910
بِهِش کاری نداشته باش، باشه؟

244
00:18:55,250 --> 00:18:57,150
بله، ميدونم

245
00:18:58,560 --> 00:19:02,120
تا اينجا خوبه، حالا ديگه برو پيش توهساکا

246
00:19:02,230 --> 00:19:07,330
حتی اگه نميگفتی هم، ميخواستم همينکارو بکنم، مجبور به اطاعت از تو نيستم

247
00:19:08,170 --> 00:19:09,530
...این یارو

248
00:19:11,170 --> 00:19:15,730
از اونجايی که رين بِهِم گفته؛ فکر ميکردم که تو يه صلح‌جو هستی که حتی
 يه حشره هم نميکُشه

249
00:19:16,270 --> 00:19:19,440
!ولی مثلِ اينکه تو هم ميتونی حسِ خصمانه داشته باشی

250
00:19:19,580 --> 00:19:22,270
اگه غَرضی داشته باشی، با تو هم مبارزه ميکنم

251
00:19:22,610 --> 00:19:27,180
...من ميخوام که اين بازیِ مسخرۀ جنگِ جامِ مقدس رو، هر چه زودتر تمومش کنم

252
00:19:29,190 --> 00:19:33,060
بدون اينکه کسی کُشته بشه؟ بدون قربانی کردن کسی؟

253
00:19:33,160 --> 00:19:34,630
مشکلت چيه؟

254
00:19:34,860 --> 00:19:38,490
هيچی، بحث دربارۀ ساده‌لوحیِ تو، جزوِ برنامه‌هام نيس

255
00:19:38,760 --> 00:19:41,060
ولی يه چيزی اَزت می‌پرُسم

256
00:19:41,170 --> 00:19:42,290
چی؟

257
00:19:42,600 --> 00:19:46,700
ظاهراً، از کلمات جادويی در مبارزه با رايدر استفاده نکردی

258
00:19:48,070 --> 00:19:52,030
فکر نکنم اينقدر ديوونه باشی که، خودت با يه سِرونت مبارزه کنی

259
00:19:52,440 --> 00:19:54,210
چرا اينو به سِیبَر نگفتی؟

260
00:19:54,510 --> 00:19:57,540
مشکلی باهاش داری؟ مجبور نيستم که جوابتو بدم

261
00:19:58,180 --> 00:19:59,650
ميتونم حدس بزنم

262
00:19:59,980 --> 00:20:04,910
احتمالاً فکر کردی بهتره که، به جای کس ديگه درد بکِشی، درسته؟

263
00:20:05,420 --> 00:20:06,720
!مجبور نيستم که به مزخرفاتت گوش بدم

264
00:20:07,290 --> 00:20:09,260
...بازندۀ بی‌تجربه‌ای مثل تو که مَسترِ اونـه

265
00:20:09,360 --> 00:20:14,390
بارِ مسئوليتِ سِیبَر واقعاً خيلی زياده

266
00:20:14,830 --> 00:20:17,500
!من وَبال گردنِ سِیبَر نيستم

267
00:20:18,070 --> 00:20:22,030
اگه من بتونم به جای اون مبارزه کنم، کار بدی‌ـه؟

268
00:20:23,170 --> 00:20:26,170
فکر ميکنی اين همون چيزی‌ـه که سِیبَر ميخواد؟

269
00:20:28,450 --> 00:20:32,540
هر چی حالا؛ هر چی هم که بِهِت بگم، فايده‌ای نداره

270
00:20:33,820 --> 00:20:39,350
واقعاً ميخوای بدون مبارزه، به جنگِ جامِ مقدس پايان بدی؟

271
00:20:39,560 --> 00:20:42,390
قبلاً که بِهِت گفتم؛ وقتی که مجبور باشم، مبارزه ميکنم

272
00:20:43,160 --> 00:20:45,490
ولی کسی رو که نميکُشی

273
00:20:45,600 --> 00:20:47,160
با نکُشتن مشکلی داری؟

274
00:20:47,270 --> 00:20:52,530
،با قبول کردن همه دردها برای خودت، فکر ميکنی ميتونی همه چيزو نجات بدی

275
00:20:53,810 --> 00:20:55,640
عجب فکرِ عاشقانه‌ای

276
00:20:56,640 --> 00:20:58,800
،تا زمانيکه اين اصولِ آرمانی رو داشته باشی

277
00:20:58,910 --> 00:21:03,140
،با واقعيت در کشمکش و تعارض هستی، و تضادها ادامه خواهند داشت
 ...تا زمانیکه تو رو شکار کنن

278
00:21:03,780 --> 00:21:05,150
چی ميخوای بگی؟

279
00:21:06,250 --> 00:21:09,810
مسيری رو که سعی ميکنی بِری، چنين مسيریـه

280
00:21:11,060 --> 00:21:15,220
آرمان‌های بی‌معنی، قبل از واقعيت، در نهايت فرو خواهند ريخت

281
00:21:16,760 --> 00:21:20,860
،با اين‌حال، تو قادر خواهی بود که آرمان‌هایت رو بدونِ اينکه برگردی، دنبال کنی

282
00:21:21,730 --> 00:21:23,220
اِميا شيرو...؟

283
00:21:33,910 --> 00:21:35,640
برگشتی... شيرو؟

284
00:21:36,450 --> 00:21:37,880
...خيلی وقته که بيرونی

285
00:21:38,480 --> 00:21:42,610
من خوبم. معذرت ميخوام که نگرانت کردم، سِیبَر

286
00:21:43,220 --> 00:21:46,350
شيرو، خوشحالم که سالمـی

287
00:21:57,640 --> 00:22:01,630
قادر خواهی بود که آرمان‌هایت " رو بدونِ اينکه برگردی دنبال کنی "

288
00:22:03,140 --> 00:22:07,640
اون چی ميخواست بِهِم بگه؟

289
00:22:07,960 --> 00:22:17,560
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

290
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

291
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

292
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

293
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

294
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

295
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

296
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

297
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

298
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

299
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

300
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

301
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

302
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

303
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

304
00:23:41,210 --> 00:23:45,440
قسمت بعدی

305
00:23:43,240 --> 00:23:45,810
Fate Stay Night...

306
00:24:05,830 --> 00:24:07,900
" قسمت بعدی، " درد

307
00:24:06,030 --> 00:24:10,970
قسمت بعدی

308
00:24:06,560 --> 00:24:10,970
درد

