‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
‫ترجمه از: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

2
00:00:05,000 --> 00:00:10,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

3
00:00:36,287 --> 00:00:37,913
‫به تیهوانا نمیریم

4
00:00:37,955 --> 00:00:39,623
‫درسته

5
00:00:40,875 --> 00:00:42,918
‫پس داریم دنبال چی‌ می‌گردیم

6
00:00:42,960 --> 00:00:46,130
‫همه‌ی اینا برمی‌گرده به اون کسیایی که منتظر موندن

7
00:01:37,389 --> 00:01:38,933
‫ما رو تو چه دردسری انداختی ؟

8
00:01:43,437 --> 00:01:45,481
‫مسیح نجاتمون میده

9
00:04:00,658 --> 00:04:02,618
‫دنبال هر چیزی که هستی
‫همین الان پیداش کن

10
00:04:07,373 --> 00:04:09,083
‫اوناهاش اونجاست

11
00:04:19,510 --> 00:04:20,970
‫یه کمکی میکنی

12
00:04:21,011 --> 00:04:23,180
‫با این نمی‌تونی از بینشون رد بشیم

13
00:04:23,222 --> 00:04:25,224
‫از وسطشون رد نمی‌شیم
‫از زیرشون می‌ریم

14
00:04:25,266 --> 00:04:27,434
‫من برای راه تجاری
‫از این طرف اومدم

15
00:04:27,476 --> 00:04:29,144
‫می‌تونم برمون‌گردونم به سد

16
00:04:29,186 --> 00:04:30,896
‫پس کامیون چی؟

17
00:04:30,938 --> 00:04:33,232
‫مرده‌ها که رانندگی نمی‌کنن

18
00:04:36,026 --> 00:04:38,445
‫وقتی که بریم زیرزمین
‫دیگه دنبالمون...

19
00:04:38,487 --> 00:04:40,447
‫نمیان

20
00:04:43,075 --> 00:04:45,411
‫اوه، باید راه بهتری هم باشه

21
00:04:45,452 --> 00:04:46,996
‫اگر راه دیگه‌ای بود استرند اونو گرفته بود

22
00:04:47,037 --> 00:04:49,707
‫عه، اون از اون دسته ادماش نیست که
‫به کانالای فاصلاب علاقه دلشته باشه

23
00:04:49,748 --> 00:04:53,085
‫اه
‫راست می‌گی

24
00:04:53,127 --> 00:04:56,171
‫واووو

25
00:04:56,213 --> 00:04:59,883
‫بوی گند و گه میده
‫ولی بهش عادت می‌کنید

26
00:04:59,925 --> 00:05:01,760
‫ولی جدی بهتون پیشنهاد میدم
‫نفستون رو نگه دارین

27
00:05:01,802 --> 00:05:03,637
‫مخصوصا اون اولش

28
00:05:04,805 --> 00:05:08,100
‫اووه

29
00:05:10,936 --> 00:05:13,105
‫اوووه

30
00:05:13,147 --> 00:05:15,024
‫من دنبال اون مرد نمیرم تو تاریکی‌

31
00:05:15,065 --> 00:05:17,568
‫من دارم میرم سراغ آب
‫و اینم سریع‌ترین مسیره

32
00:05:18,861 --> 00:05:20,654
‫یا به این سفر اعتماد می‌کنی

33
00:05:20,696 --> 00:05:22,531
‫یا دسته خالی برمی‌گردی

34
00:05:22,573 --> 00:05:23,699
‫انتخاب با توئه

35
00:05:59,610 --> 00:06:01,528
‫تو ردیفی؟
‫وای خدا

36
00:06:54,289 --> 00:06:55,958
‫خب من؟...

37
00:06:57,543 --> 00:07:00,754
‫وایسسن وایسین
‫خب

38
00:07:00,796 --> 00:07:02,548
‫از این طرف، از این طرف

39
00:07:02,589 --> 00:07:04,049
‫وای خدا

40
00:07:11,557 --> 00:07:14,726
‫خب، وایسین

41
00:07:20,274 --> 00:07:21,984
‫خیله خب بیاین

42
00:07:26,447 --> 00:07:28,991
‫خب خب
‫بیاین بیاین

43
00:07:52,723 --> 00:07:54,224
‫لعنتی

44
00:07:54,266 --> 00:07:56,268
‫وایسن نه، نه
‫از این طرف نه

45
00:07:56,310 --> 00:07:59,438
‫چی؟
‫از این طرف، آره فک‌کنم اینه

46
00:08:04,485 --> 00:08:07,571
‫از ادن پنج‌تاط قبلی هم که گذشتیم همینو گفت

47
00:08:07,613 --> 00:08:09,114
‫تو تمام طلای منو حروم کردی

48
00:08:09,156 --> 00:08:10,616
‫اون مادر جنده
‫گم شده

49
00:08:10,657 --> 00:08:13,327
‫اون مادرجنده خانواده‌ی منه
‫بهش اعتماد دارم

50
00:08:13,368 --> 00:08:15,537
‫واسه همین هم طلای تو رو باهاش معامله کردم

51
00:08:15,579 --> 00:08:17,289
‫اگر می‌خوای به کسی چیزی بدیش
‫قبلش بده به من

52
00:08:43,106 --> 00:08:44,566
‫می‌تونیم بگیریمشون
‫نه

53
00:08:44,608 --> 00:08:45,859
‫شاید تو تاریکی‌ چیزای بیشتری هم باشه

54
00:08:45,901 --> 00:08:48,695
‫بیا بیا
‫وای خدا

55
00:09:03,585 --> 00:09:06,171
‫از کدوم طرف؟
‫آم...

56
00:09:06,213 --> 00:09:07,422
‫باید همین الان بدونیم

57
00:09:07,464 --> 00:09:09,091
‫باشه ام...

58
00:09:09,132 --> 00:09:10,842
‫وایسین

59
00:09:10,884 --> 00:09:13,178
‫دیگه تمومه
‫صبرم تموم شد

60
00:09:13,220 --> 00:09:14,638
‫وایسا
‫هی، واکر، وایسا

61
00:09:18,308 --> 00:09:19,893
‫اوه

62
00:09:23,897 --> 00:09:25,649
‫از کدوم طرف

63
00:09:25,691 --> 00:09:27,401
‫باید بریم رو سطح مدیسون

64
00:09:27,442 --> 00:09:30,571
‫اون درست می‌گه.
‫دنبال چی می‌گردی ؟

65
00:09:30,612 --> 00:09:33,282
‫چشم باز،این نمادی بود که
‫محققا ازش استفاده می‌کردن

66
00:09:33,323 --> 00:09:34,449
‫از کجا می‌دونی‌ که این پایینه؟

67
00:09:34,491 --> 00:09:35,951
‫خب، برای وقتی بود که من

68
00:09:35,993 --> 00:09:38,078
‫با گروه محققا اومدم این پایین
‫بعد از این که سد رو رها کردیم

69
00:09:38,120 --> 00:09:39,955
‫سخت میشه پیداشون کرد
‫ولی خیلی بدرد بخورن

70
00:09:39,997 --> 00:09:41,415
‫فقط باید همین طوری
‫به گشتن ادامه بدیم

71
00:09:41,456 --> 00:09:43,584
‫مدیسون اون راست می‌گه
‫من گم شدم

72
00:09:43,625 --> 00:09:45,460
‫نه، ما باید بریم به سد
‫نه

73
00:09:45,502 --> 00:09:46,962
‫- همه با همیم
‫- وایسا وایسا

74
00:09:47,004 --> 00:09:49,172
‫وایسا وایسا وایسا

75
00:09:49,214 --> 00:09:53,343
‫مدیسون یه چیزی هست که
‫درباره‌ی سد بهت نگفتم

76
00:09:53,385 --> 00:09:56,513
‫- چی؟
‫- دنیل اونجاست

77
00:09:57,973 --> 00:09:59,725
‫یا خدا

78
00:09:59,766 --> 00:10:02,394
‫اون یه تجربه‌ی نزدیک به مرگه
‫اصلا آدم مهربونی نیست

79
00:10:02,436 --> 00:10:03,562
‫از همیشه بدتر شده

80
00:10:05,355 --> 00:10:06,857
‫تو چیکار کردی ویکتور ؟

81
00:10:08,317 --> 00:10:09,735
‫وقتیکه سرنوشتم
‫افتاد سمته سد

82
00:10:09,776 --> 00:10:12,571
‫من... من از اوفیلیا
‫به عنوان یه طعمه استفاده کردم

83
00:10:12,613 --> 00:10:14,323
‫بهش گفتم که میدونم
‫اون کجاست

84
00:10:14,364 --> 00:10:18,243
‫وقتی که فهمید بهش دروغ گفتم
‫یه انداخت منو که بمیرم

85
00:10:20,037 --> 00:10:23,081
‫خب، من می‌تونم قولت رو
‫به واقعیت تبدیل کنم

86
00:10:23,123 --> 00:10:24,499
‫اوفیلیا تو مزرعست

87
00:10:27,961 --> 00:10:29,755
‫امید مثه
‫جرقه تو تاریکی خودشو نشون داد

88
00:10:29,796 --> 00:10:31,548
‫بیا

89
00:10:35,218 --> 00:10:36,845
‫از این طرف

90
00:10:38,972 --> 00:10:42,267
‫مدیسون، استرند

91
00:10:42,309 --> 00:10:45,312
‫- دارن میان
‫- دنبالم بیا

92
00:10:54,738 --> 00:10:57,407
‫این لوله ما رو
‫میرسونه به سد

93
00:10:57,449 --> 00:10:59,951
‫اون یکی مسیر ما رو
‫میبره به خیابونای تیهوانا

94
00:10:59,993 --> 00:11:01,870
‫من گفتم که بریم
‫سمته خیابونا

95
00:11:01,912 --> 00:11:04,414
‫وقتی نموده واکر

96
00:11:10,671 --> 00:11:11,797
‫بعد از شما

97
00:11:27,938 --> 00:11:29,314
‫وای خدا

98
00:11:34,236 --> 00:11:35,570
‫وایسا ببینم

99
00:11:47,290 --> 00:11:48,625
‫یه چیزی پشت سر ماست

100
00:11:49,960 --> 00:11:51,378
‫احتمالا دارن از بیرون میان

101
00:11:52,629 --> 00:11:54,256
‫این طوری که صداش میاد
‫انگار از بیرون نیست

102
00:11:59,886 --> 00:12:01,680
‫زودباشین، زودباشین
‫برین

103
00:12:09,813 --> 00:12:12,733
‫یا خدا، شط شط

104
00:12:12,774 --> 00:12:14,192
‫زودباشین

105
00:12:14,234 --> 00:12:16,153
‫لعنتی

106
00:12:16,194 --> 00:12:18,905
‫پیداش کردم
‫پیداش کردم

107
00:12:21,908 --> 00:12:24,703
‫بیا عقب
‫بیا عقب

108
00:12:28,248 --> 00:12:31,084
‫اونم مثه ما
‫گیر کرده

109
00:12:31,126 --> 00:12:33,128
‫واکر
‫تبر رو بده من

110
00:12:54,608 --> 00:12:56,860
‫- راهی از کنارش هست؟
‫- نه

111
00:12:56,902 --> 00:12:58,820
‫باید برش داریم

112
00:12:58,862 --> 00:13:00,530
‫منظورت چیه که
‫برش داریم

113
00:13:02,240 --> 00:13:04,493
‫اوه

114
00:13:43,782 --> 00:13:46,284
‫استرند، استرند
‫دستش رو بگیر و بکش

115
00:13:46,326 --> 00:13:48,328
‫باشه

116
00:13:53,375 --> 00:13:56,378
‫بکش

117
00:13:56,419 --> 00:13:58,380
‫وایسا، نکش نکش

118
00:14:07,305 --> 00:14:09,057


119
00:14:14,437 --> 00:14:17,566
‫- !سریع‌تر برون
‫- چرا مرد؟ چرا اون‌کار رو کردی؟

120
00:14:20,277 --> 00:14:21,278
‫سرتون رو بدزدید!

121
00:14:24,698 --> 00:14:26,741
‫نه

122
00:14:41,006 --> 00:14:44,342
‫- .کمکم کن
‫- ...آروم باش، چاقالو .حتی روت خراش هم ننداخته...

123
00:14:46,094 --> 00:14:48,847
‫اول اون‌ها شلیک کردن.
‫ببین چه بلایی سر اوراردو آوردن.

124
00:14:48,972 --> 00:14:52,225
‫داشتن از خودشون محافظت می‌کردن ..
‫تو اول شلیک کردی !خودم دیدم..

125
00:14:52,350 --> 00:14:54,227
‫اون‌ها مسلح بودن و می‌خواستن شورش کنن.

126
00:14:54,352 --> 00:14:56,229
‫چاره‌ای نداشتم. باید اقدام می‌کردم.

127
00:14:57,564 --> 00:15:00,609
‫هرچی می‌خوای می‌تونی بگی...
‫لولا واقعیت رو می‌شنوه....

128
00:15:07,157 --> 00:15:08,366


129
00:15:30,263 --> 00:15:32,599


130
00:15:33,350 --> 00:15:34,768
‫هی

131
00:15:34,809 --> 00:15:35,810
‫دنیل نکن این کارو

132
00:15:41,066 --> 00:15:43,360
‫منم
‫نه، چیزی نیست

133
00:15:46,571 --> 00:15:49,324
‫دنیل، خدا رو شکر که زنده‌ای

134
00:15:49,366 --> 00:15:52,202
‫ما فک می‌کردم تو
‫آتیش سوختی

135
00:15:52,243 --> 00:15:54,829
‫تو یادته چه اتفاقی افتاد؟

136
00:15:54,871 --> 00:15:56,039
‫الان حالم بهتره

137
00:16:00,794 --> 00:16:02,003
‫اوفیلیا؟

138
00:16:03,046 --> 00:16:05,215
‫اون زندست دانیل

139
00:16:15,642 --> 00:16:18,687
‫چطوری می‌تونم حرفت رو باور کنم
‫وقتی همچین دروغگویی کنارت وایساده ؟

140
00:16:18,728 --> 00:16:22,732
‫استرند بهت راستشو گفت، وقتی که
‫بهت گفت که اوفیلیا گروهمون رو ترک کرده

141
00:16:22,774 --> 00:16:26,319
‫این مرد اونو تو صحرا پیدا کرد
‫و نجاتش داد

142
00:16:26,361 --> 00:16:29,406
‫اون داره با ما
‫اون طرف مرز، تو مزرعه زندگی می‌کنه

143
00:16:29,447 --> 00:16:31,533
‫ولی ما الان تو دردسر افتادیم

144
00:16:32,701 --> 00:16:34,828
‫یه کمکت نیاز داریم

145
00:16:34,869 --> 00:16:36,413
‫به آب نیاز داریم

146
00:16:57,475 --> 00:16:59,853
‫اول بزارین با لولا حرف بزنم

147
00:17:28,882 --> 00:17:30,759
‫کار مذاکرات رو بزار به عهده‌ی من

148
00:17:32,802 --> 00:17:34,262
‫از طرف من حرف نزن

149
00:17:34,304 --> 00:17:36,598
‫منو دنیل یه رابطه‌ای داریم

150
00:17:36,639 --> 00:17:39,517
‫می‌تونیم هم دیگه رو درک کنیم

151
00:17:39,559 --> 00:17:41,352
‫ولی خیلی وقته که اونو ندیدیش

152
00:17:41,394 --> 00:17:43,229
‫اون کمک‌مون می‌کنه.

153
00:17:44,439 --> 00:17:46,191
‫مطمئنم.

154
00:17:50,737 --> 00:17:52,614
‫بیاید داخل.

155
00:17:58,661 --> 00:17:59,871
‫بشینید، لطفاً.

156
00:18:09,047 --> 00:18:11,925
‫اردوگاه‌مون داره آبش تموم میشه.

157
00:18:11,966 --> 00:18:14,344
‫ولی منابعی داریم که
‫براتون مفیدن.

158
00:18:14,385 --> 00:18:16,096
‫،می‌تونیم احشام، سوخت

159
00:18:16,137 --> 00:18:17,555
‫یا حتی مبادله‌ی اسلحه بهتون پیشنهاد بدیم.

160
00:18:17,597 --> 00:18:20,183
‫ما هیچی لازم نداریم.
‫مشکلات خودشون باید...

161
00:18:20,308 --> 00:18:21,226
‫افرا.

162
00:18:24,687 --> 00:18:26,773
‫،بابت مشکلات‌تون متأسفیم

163
00:18:26,815 --> 00:18:28,233
‫ولی ما آبی برای بخشیدن نداریم.

164
00:18:30,819 --> 00:18:32,904
‫من متوجه نمیشم.

165
00:18:32,946 --> 00:18:35,031
‫خیلی هم دارید.
‫یه دریاچه دارید.

166
00:18:37,700 --> 00:18:39,536
‫ما برای شما هیچ آبی نداریم.

167
00:18:44,040 --> 00:18:45,917
‫این رو در نظر بگیر.

168
00:18:45,959 --> 00:18:48,503
‫می‌دونم افرادت همین امروز
‫به جایی حمله کردن.

169
00:18:48,545 --> 00:18:50,713
‫اون‌ها چیزی که تو داری رو می‌خوان
‫و میان سراغش.

170
00:18:50,755 --> 00:18:52,257
‫تو از وضعیت آگاه نیستی.

171
00:18:52,298 --> 00:18:54,634
‫می‌دونم تحت حمله هستید.

172
00:18:54,676 --> 00:18:57,095
‫چیزی واسه بحث کردن نمونده.

173
00:18:57,137 --> 00:18:59,013
‫مبادله‌ای درکار نیست.

174
00:18:59,055 --> 00:19:01,224
‫،می‌تونید امشب رو بمونید
‫فردا صبح برید.

175
00:19:04,310 --> 00:19:05,311
‫ببرشون.

176
00:19:33,590 --> 00:19:35,091
‫آدلانته.

177
00:19:39,137 --> 00:19:41,181
‫این مردم می‌دونن دخترت کجاست؟

178
00:19:42,599 --> 00:19:43,600
‫بله.

179
00:19:46,769 --> 00:19:48,438
‫میگن باهاشون زندگی می‌کنه...

180
00:19:49,272 --> 00:19:50,398
‫توی اردوگاه‌شون.

181
00:19:57,238 --> 00:19:58,531
‫حرف‌شون رو باور داری؟

182
00:19:58,865 --> 00:20:00,533
‫مدیسون تا حالا بهم دروغ نگفته.

183
00:20:06,206 --> 00:20:08,791
‫درک می‌کنم اگه می‌خوای بری پیش دخترت...

184
00:20:08,917 --> 00:20:10,960
‫ولی باید همین الان بهم بگی....

185
00:20:13,546 --> 00:20:14,547
‫لولا...

186
00:20:17,717 --> 00:20:19,010
‫دخترم جاش امنه...

187
00:20:20,136 --> 00:20:21,179
‫ولی تو نه....

188
00:20:27,060 --> 00:20:28,269
‫من بهت یه قولی دادم...

189
00:20:29,312 --> 00:20:30,772
‫و به قولم عمل می‌کنم....

190
00:20:33,650 --> 00:20:35,193
‫می‌مونم... بهت کمک می‌کنم.

191
00:20:43,743 --> 00:20:45,203
‫اُفیلیا فکرمی‌کنه من مردم...

192
00:20:49,040 --> 00:20:50,458
‫شاید اینطوری بهتره....

193
00:21:07,892 --> 00:21:09,686
‫فکرکنم امشب هم‌اتاقی هستیم.

194
00:21:11,229 --> 00:21:13,356
‫همه‌چیز واسه تو خنده‌داره.

195
00:21:15,066 --> 00:21:17,360
‫امکان نداره بدون شوخ‌طبع بودن

196
00:21:17,402 --> 00:21:19,612
‫بشه ماتم گرفت.

197
00:21:21,489 --> 00:21:23,908
‫وقتی مدیسون خونه‌اش رو بخاطر تو
‫از دست بده می‌خندی؟

198
00:21:25,076 --> 00:21:26,160
‫منظورت چیه؟

199
00:21:28,454 --> 00:21:31,499
‫ما قراری واسه گرفتن آب داشتیم
‫قبل از اینکه واسه نجات تو از دستش بده.

200
00:21:31,541 --> 00:21:33,584
‫،اگه نتونه یه معامله‌ی جدید بکنه

201
00:21:33,626 --> 00:21:35,461
‫مزرعه‌دارها باید برن.

202
00:21:35,503 --> 00:21:37,714
‫،آب کافی واسه هر دو طرف نیست

203
00:21:37,755 --> 00:21:39,424
‫و طرف من اولویت داره.

204
00:21:42,343 --> 00:21:44,137
‫مدیسون و بچه‌هاش چی؟

205
00:21:44,178 --> 00:21:46,556
‫بیا امیدوار باشیم از تصمیمش پشیمون نشه

206
00:21:46,597 --> 00:21:48,057
‫وقتی برگردن توی صحرا.

207
00:22:15,835 --> 00:22:18,379
‫موضوع آب نیست.

208
00:22:18,421 --> 00:22:19,881
‫می‌ترسی باهامون مبادله کنی

209
00:22:19,922 --> 00:22:22,425
‫بخاطر فکر مردم.

210
00:22:25,053 --> 00:22:29,182
‫برای رسوندن آب به مهاجرهای دیگه
‫به اندازه‌ی کافی مشکل داشتم.

211
00:22:29,223 --> 00:22:31,851
‫اون‌ها شورش می‌کنن.
‫بعضی‌هاشون الان هم کردن.

212
00:22:31,893 --> 00:22:33,770
‫و اگه با آمریکایی‌ها مبادله کنی...

213
00:22:33,811 --> 00:22:35,646
‫خون و خون‌ریزی به پا میشه.

214
00:22:35,688 --> 00:22:37,857
‫به هرحال خون به پا میشه، لولا.

215
00:22:37,899 --> 00:22:39,233
‫فکرکنم این رو می‌دونی.

216
00:22:39,275 --> 00:22:41,235
‫پس باهاش مقابله می‌کنم.

217
00:22:46,032 --> 00:22:49,035
‫گاهی یه رهبر باید از خودش
‫زور نشون بده تا احترام کسب کنه.

218
00:22:51,162 --> 00:22:52,747
‫نمی‌تونم اعتمادشون رو از دست بدم.

219
00:22:54,999 --> 00:22:58,127
‫من دوتا بچه و یه مزرعه پر از آدم دارم

220
00:22:58,169 --> 00:22:59,796
‫که به من اعتماد کردن تا این معامله رو شدنی کنم.

221
00:22:59,837 --> 00:23:02,799
‫بهت التماس می‌کنم کمکم کنی.

222
00:23:06,219 --> 00:23:08,721
‫می‌خوای بچه‌هات رو نجات بدی.

223
00:23:11,307 --> 00:23:13,559
‫منم می‌خوام شهرم رو نجات بدم.

224
00:23:22,527 --> 00:23:24,320
‫یه چیزی هست می‌تونم بهت پیشنهاد بدم.

225
00:23:24,362 --> 00:23:27,281
‫خانواده‌ات و اُفیلیا رو به اینجا بیار.
‫فقط اون‌ها.

226
00:23:27,323 --> 00:23:29,992
‫می‌تونید اینجا کار و زندگی بسازید.

227
00:23:30,034 --> 00:23:32,578
‫تا وقتی من رئیس باشم جاتون امنه.

228
00:23:38,334 --> 00:23:40,753
‫اینکه یه رهبر کار درست رو در حق همه انجام بده کم پیش میاد.

229
00:23:42,213 --> 00:23:45,133
‫کم پیش نمیاد.

230
00:23:45,174 --> 00:23:46,884
‫امکان ناپذیره.

231
00:23:55,268 --> 00:23:58,229
‫باید این رو تمیز نگه‌داری...
‫وگرنه عفونت می‌کنه....

232
00:23:58,521 --> 00:23:59,480
‫آها.

233
00:24:01,315 --> 00:24:02,442
‫می‌تونم کمک کنم؟

234
00:24:03,943 --> 00:24:06,070
‫تو زندگی قبلیم دکتر بودم.

235
00:24:07,155 --> 00:24:10,616
‫فقط یه بریدگیه، یه خراش.

236
00:24:10,700 --> 00:24:12,493
‫یه زخم گوشتی.

237
00:24:12,618 --> 00:24:15,163
‫خوش به حال من، چون کلی گوشت دارم.

238
00:24:23,087 --> 00:24:25,506
‫اوه...

239
00:24:25,548 --> 00:24:27,467
‫آدم فکرمی‌کنه مردم ممنونش میشن

240
00:24:27,508 --> 00:24:29,886
‫که براشون آب ببری.

241
00:24:29,927 --> 00:24:33,347
‫یه ضرب‌المثلی توی خونه‌مون داریم.

242
00:24:33,389 --> 00:24:35,975
‫".دستی که بهت غذا میده رو گاز نگیر"

243
00:24:36,017 --> 00:24:38,519
‫اگه دنیل شلیک نمی‌کرد گاز نمی‌گرفتن.

244
00:24:38,644 --> 00:24:39,645
‫خفه‌شو...

245
00:24:39,770 --> 00:24:42,273
‫یادت نیست دنیل به این مرد چی میگه؟...

246
00:24:42,398 --> 00:24:43,441
‫مار.

247
00:24:47,195 --> 00:24:48,988
‫خب...

248
00:24:50,907 --> 00:24:54,076
‫،تو هم قبلاً توی ارتش بودی
‫مثل دنیل؟

249
00:24:55,745 --> 00:24:58,706
‫نه، من مردم‌دوست هستم.

250
00:24:58,748 --> 00:25:02,585
‫- بهشون کمک می‌کنم، هیچوقت بهشون صدمه نمی‌زنم.
‫- البته.

251
00:25:02,627 --> 00:25:05,880
‫دنیل گوسفند رو هدایت می‌کنه

252
00:25:05,922 --> 00:25:08,758
‫تا تو بتوی گله‌شون کنی.

253
00:25:10,426 --> 00:25:14,055
‫آدم‌های بیچاره‌ی زیادی هستن، مشکلات دارن زیاد میشن.

254
00:25:14,096 --> 00:25:17,183
‫پس، شلیک کردن دنیل توجیه شده.

255
00:25:17,225 --> 00:25:19,727
‫مردم بیچاره بودن.

256
00:25:19,769 --> 00:25:21,354
‫خطرناک.

257
00:25:21,395 --> 00:25:23,356
‫نه.
‫دنیل هیچ حقی نداشت.

258
00:25:23,397 --> 00:25:25,942
‫مردم تشنه‌ان، ترسیده.

259
00:25:25,983 --> 00:25:27,276
‫اون توهمیه.

260
00:25:28,402 --> 00:25:30,279
‫چرا باید توهمی باشه؟

261
00:25:30,321 --> 00:25:32,698
‫فکرمی‌کنه مردم دارن نقشه‌ی شورش رو می‌ریزن.

262
00:25:32,740 --> 00:25:35,034
‫سعی کردن لولا رو راضی کنه.

263
00:25:35,076 --> 00:25:36,869
‫من بهش اطمینان دادم.

264
00:25:38,663 --> 00:25:41,123
‫،نارضایتی باعث تفرقه میشه

265
00:25:41,165 --> 00:25:44,752
‫و تفرقه باعث شورش

266
00:25:44,794 --> 00:25:47,797
‫اینکه نمی‌خوای حق با دنیل نباشه
‫باعث نمیشه حرفش اشتباه باشه.

267
00:25:49,006 --> 00:25:51,634
‫،افرادی هستن که دنبال هرج و مرج هستن

268
00:25:51,676 --> 00:25:54,178
‫ولی خشونت باعث خشونت میشه.

269
00:25:54,220 --> 00:25:56,347
‫می‌خوای لولا چی‌کار کنه؟

270
00:25:56,389 --> 00:25:58,766
‫دریچه‌های سد رو باز کنه.

271
00:25:58,808 --> 00:26:00,977
‫بذاره آب رودخونه به مردم برسه.

272
00:26:01,018 --> 00:26:03,354
‫آب بخار میشه.
‫فقط غبار براتون می‌مونه.

273
00:26:03,396 --> 00:26:05,314
‫و بعدش دوباره بارون می‌باره.

274
00:26:05,356 --> 00:26:07,316
‫خدا انتخاب می‌کنه.

275
00:26:07,358 --> 00:26:10,027
‫این...

276
00:26:10,069 --> 00:26:14,407
‫قدرت زیادیه واسه یه نفر.

277
00:26:17,243 --> 00:26:21,664
‫".سری که تاج روش قرار داره هیچ‌وقت آسوده‌خاطر نیست"

278
00:26:53,237 --> 00:26:55,781
‫بابت کاری که برای دخترم کردی ممنونم.

279
00:27:09,337 --> 00:27:11,714
‫زن شجاعی بزرگ کردی.

280
00:27:16,260 --> 00:27:19,180
‫توی مزرعه چی‌کار می‌کنه؟.

281
00:27:20,514 --> 00:27:24,018
‫به عنوان یه سرباز باهام قدم می‌زنه.

282
00:27:26,937 --> 00:27:29,815
‫من دخترم رو بزرگ نکردم که سرباز بشه.

283
00:27:30,858 --> 00:27:32,318
‫اون واسه ما یه قهرمانه.

284
00:27:34,403 --> 00:27:36,238
‫منظورت از قهرمان چیه؟

285
00:27:38,032 --> 00:27:40,743
‫قرار بود به یه اردوگاه دشمن حمله کنیم.

286
00:27:40,785 --> 00:27:42,411
‫اون‌ها شدیداً مسلح بودن.

287
00:27:44,497 --> 00:27:48,376
‫،اون اعتمادشون رو کسب کرد
‫بعدش مسموم‌شون کرد.

288
00:27:51,170 --> 00:27:54,215
‫جون‌های زیادی رو نجات داد.

289
00:27:54,256 --> 00:27:56,592
‫با گرفتن جون بقیه.

290
00:28:27,540 --> 00:28:29,375
‫همه‌اش سعی دارم همه‌چیز
‫،رو به‌زور کنار هم قرار بدم

291
00:28:29,417 --> 00:28:30,960
‫ولی همه‌اش فرو می‌ریزه.

292
00:28:40,094 --> 00:28:42,471
‫شاید سرنوشت این نیست که توی مزرعه بمونید.

293
00:28:44,807 --> 00:28:47,226
‫لولا بهمون پیشنهاد داد اینجا بمونیم.

294
00:28:48,978 --> 00:28:51,647
‫خب، اینطوری دیگه لازم نیست
‫،نگران آب باشید

295
00:28:51,689 --> 00:28:54,024
‫و اینجا به اندازه‌ی جاهای دیگه امنه.

296
00:28:54,066 --> 00:28:56,444
‫اینجا امن نیست.
‫خودت می‌دونی.

297
00:28:56,485 --> 00:28:57,778
‫دفاع‌کردنیه.

298
00:28:57,820 --> 00:29:00,781
‫آره، اگه لولا بخواد ازش دفاع کنه.

299
00:29:00,823 --> 00:29:03,951
‫اون نمی‌خواد اون بخش از خودش رو قربانی کنه.

300
00:29:09,206 --> 00:29:10,750
‫تحسینش می‌کنم.

301
00:29:18,924 --> 00:29:21,844
‫نمی‌دونم چی میشه اگه این آب رو به دست نیارم.

302
00:29:26,474 --> 00:29:29,143
‫تو همیشه راهی برای محافظت
‫از بچه‌هات پیدا می‌کنی.

303
00:29:31,479 --> 00:29:34,940
‫به نام خانواده کارهای خیلی ناجوری انجام دادم.

304
00:29:34,982 --> 00:29:38,569
‫،آلیشا و نیک دیدنش

305
00:29:38,611 --> 00:29:40,362
‫دنبالش کردن.

306
00:29:42,239 --> 00:29:43,991
‫چیزهای زیادی از دست رفته.

307
00:29:44,033 --> 00:29:47,203
‫فکرمی‌کنی می‌تونی کارهاشون رو
‫کنترل کنی؟

308
00:29:47,244 --> 00:29:49,538
‫بیخیال دیگه.

309
00:29:49,580 --> 00:29:51,081
‫اون‌ها رو از ذهنت پاک کن.

310
00:29:53,834 --> 00:29:56,128
‫فقط همین یه بار، بخاطر من.

311
00:29:56,170 --> 00:29:57,713
‫باشه؟

312
00:29:57,755 --> 00:30:00,633
‫حالا، خودت چی می‌خوای؟

313
00:30:05,054 --> 00:30:06,263
‫،نمی‌دونم
‫خیلی وقت گذشته

314
00:30:06,305 --> 00:30:09,725
‫از آخرین باری که به خواسته‌ی خودم فکرکردم.

315
00:30:09,767 --> 00:30:11,560
‫از قبل از به دنیا اومدن‌شون.

316
00:30:11,602 --> 00:30:12,812
‫برگردیم به همون زمان.

317
00:30:12,853 --> 00:30:14,146
‫اواخر دهه‌ی ۸۰ بود، نه؟

318
00:30:14,188 --> 00:30:17,066
‫مطمئنم موهات فرفری بوده.

319
00:30:17,107 --> 00:30:19,652
‫مدیسونی که موهای فرفری داشت
‫چی می‌خواست؟

320
00:30:19,693 --> 00:30:23,155
‫یه موستانگ و بلیت‌های کنسرت
‫بند چیپ تریک توی بیرمنگهام.

321
00:30:28,244 --> 00:30:29,829
‫من اهل روستا هستم، ویکتور.

322
00:30:32,039 --> 00:30:34,083
‫،اون مزرعه مشکلاتی داره

323
00:30:34,124 --> 00:30:36,836
‫ولی نزدیک‌ترین چیزی به اونیه که می‌خوام.

324
00:30:38,546 --> 00:30:40,339
‫می‌خوام اونجا باشم.

325
00:30:43,259 --> 00:30:44,885
‫مطمئنی؟

326
00:30:55,479 --> 00:30:57,857
‫تو چطور؟

327
00:30:57,898 --> 00:30:59,859
‫تو چه آینده‌ای رو می‌بینی؟

328
00:31:03,988 --> 00:31:07,992
‫آینده‌ای که توش دوست‌هام رو ناامید نکنم.

329
00:31:15,332 --> 00:31:17,251
‫از آخرین باری که آب گرفتن چند هفته گذشته.

330
00:31:19,587 --> 00:31:22,131
‫یادت میاد چرا به اون محله برنگشتیم؟

331
00:31:23,257 --> 00:31:24,925
‫آخرین باری که رفتیم اونجا بهمون حمله کرردن.

332
00:31:25,050 --> 00:31:27,136
‫واسه همین خیلی مهمه که برگردیم.

333
00:31:27,261 --> 00:31:29,179
‫تا حس نکنن به حمله کردن نیازه.

334
00:31:29,305 --> 00:31:32,474
‫،هفته‌ی بعدش ...یه محله‌ی
‫دیگه .و یه حمله‌ی دیگه...

335
00:31:33,017 --> 00:31:34,768
‫این‌ وضع دائمی نیست، لولا.

336
00:31:34,894 --> 00:31:37,021
‫می‌دونم گرسنه و تشنه‌ان...

337
00:31:37,813 --> 00:31:40,357
‫ولی یه روز می‌فهمن چه کار خوبی انجام میدیم....

338
00:31:40,900 --> 00:31:42,985
‫شاید...
‫بعضی‌هاشون....

339
00:31:43,861 --> 00:31:45,571
‫همیشه یه سری ناراضی‌ان.

340
00:31:46,322 --> 00:31:49,158
‫و اون‌ها میان سراغ‌مون...
‫و سراغ تو....

341
00:31:49,617 --> 00:31:52,202
‫بدون سلاح و مهمات...

342
00:31:52,328 --> 00:31:53,495
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم....

343
00:31:54,038 --> 00:31:56,707
‫می‌خوای من بشم یه قاتل.

344
00:31:56,749 --> 00:31:58,000
‫- نه. لولا.
‫- مثل دانته...

345
00:31:58,042 --> 00:31:58,918
‫مثل خودت....

346
00:32:00,794 --> 00:32:03,297
‫من آدم کشتم...
‫واسه تو آدم کشتم....

347
00:32:03,964 --> 00:32:07,092
‫حاضرم بازم انجامش بدم.
‫تا ازت محافظت کنم...

348
00:32:07,217 --> 00:32:08,427
‫تا از جونت محافظت کنم....

349
00:32:12,222 --> 00:32:14,600
‫افرین میگه مردم ازت می‌ترسن...

350
00:32:15,809 --> 00:32:18,145
‫بدون تحریک می‌کشی.
‫واقعیت داره؟

351
00:32:18,771 --> 00:32:19,897
‫دروغه.

352
00:32:21,774 --> 00:32:23,817
‫،امروز واسه رسوندن آب میام
‫با چشم‌های خودم می‌بینم.

353
00:32:23,943 --> 00:32:26,362
‫،و اگه از من بترسن
‫چیز خوبیه.

354
00:32:27,655 --> 00:32:30,783
‫من درباره‌ی این چیزها می‌دونم...
‫اول، توی خیابون بهمون حمله می‌کنن....

355
00:32:31,200 --> 00:32:32,993
‫بعدش میان توی خونه‌هامون...

356
00:32:33,118 --> 00:32:34,787
‫میان داخل، ما رو می‌کشن بیرون...

357
00:32:34,912 --> 00:32:37,873
‫و ما رو از دیوارهای سد آویزون می‌کنن....

358
00:32:47,383 --> 00:32:49,593
‫اگه به کارم اعتقادی نداری...

359
00:32:50,427 --> 00:32:51,595
‫پس احتمالاً بهتره بری....

360
00:32:53,555 --> 00:32:55,724
‫ولی اگه می‌خوای بمونی......
‫کاری که می‌خوام رو انجام بده....

361
00:33:01,939 --> 00:33:04,608
‫برنامه داریم امروز عصر آب‌رسانی کنیم.

362
00:33:35,055 --> 00:33:36,765
‫،نمی‌دونم به چی فکرمی‌کنی

363
00:33:36,807 --> 00:33:40,894
‫ولی مطمئنم اون مغز افعیت

364
00:33:40,936 --> 00:33:44,523
‫داره یه ایده می‌سازه.

365
00:33:44,565 --> 00:33:47,818
‫نمی‌دونم داری چی میگی، پیرمرد.

366
00:33:47,860 --> 00:33:50,237
‫،هرچی که هست

367
00:33:50,279 --> 00:33:52,823
‫اگه به نفع جفت‌مونه...

368
00:33:56,326 --> 00:33:58,620
‫من مشکلی باهاش ندارم.

369
00:34:01,373 --> 00:34:03,292
‫اگه نه...

370
00:34:04,835 --> 00:34:07,046
‫حواسم بهت هست.

371
00:34:12,760 --> 00:34:15,262
‫مرگ بر ملکه‌ی آب.

372
00:34:16,513 --> 00:34:18,891
‫مرگ بر ملکه‌ی آب.

373
00:34:32,404 --> 00:34:34,990
‫واکر. کجا میری؟

374
00:34:37,451 --> 00:34:39,453
‫چرا اینقدر بدت میاد که
‫به قولت عمل کنی؟

375
00:34:40,829 --> 00:34:42,623
‫،بهم دروغ گفتی

376
00:34:42,664 --> 00:34:45,375
‫و کارت عواقبی داره.

377
00:34:45,417 --> 00:34:48,962
‫- مزرعه‌دارها باید برن.
‫- نمی‌تونی چنین کاری بکنی.

378
00:34:49,004 --> 00:34:51,507
‫- آب زیادی واسه تقسیم کردن نیست. خودت می‌دونی.
‫- یه راه دیگه هست.

379
00:34:51,548 --> 00:34:54,384
‫می‌تونن بدون مشکل برن
‫یا اینکه مجبورشون کنیم.

380
00:34:54,426 --> 00:34:56,470
‫- انتخاب با خودشونه.
‫- واکر، خواهش می‌کنم، خیلی نزدیک شدیم!

381
00:34:58,889 --> 00:35:01,475
‫به اندازه‌ای که از تو عصبی‌ام از خودمم هستم.

382
00:35:02,643 --> 00:35:04,770
‫لطفاً این‌کار رو نکن!

383
00:35:04,812 --> 00:35:07,064
‫دوباره اون بیرون زنده نمی‌مونیم.

384
00:35:23,705 --> 00:35:25,457
‫بگو نظرش رو تغییر داده.

385
00:35:25,499 --> 00:35:27,376
‫،سعی کردم راضیش کنم
‫ولی نتونستم.

386
00:35:27,417 --> 00:35:31,421
‫فکرمی‌کنه فقط اون می‌دونه
‫سد به چی نیاز داره.

387
00:35:31,463 --> 00:35:33,674
‫آره، چیزی که تو می‌خوای چی؟

388
00:35:33,715 --> 00:35:35,384
‫لولا جونم رو نجات داده.

389
00:35:35,425 --> 00:35:37,469
‫نمی‌تونم ترکش کنم.

390
00:35:37,511 --> 00:35:39,388
‫بخاطر من توی این موقعیته.

391
00:35:39,429 --> 00:35:42,182
‫نمی‌تونی لولا رو ترک کنی یا می‌ترسی
‫با دخترت روبرو بشی؟

392
00:35:42,224 --> 00:35:45,727
‫،اگه می‌خواستم الان از اینجا برم

393
00:35:45,769 --> 00:35:48,814
‫سد تا چند روز دیگه از دست میره.

394
00:35:48,856 --> 00:35:50,232
‫لولا در خطره.

395
00:35:50,274 --> 00:35:53,068
‫- جای اُفیلیا امنه.
‫- آره، فعلاً.

396
00:35:54,903 --> 00:35:57,197
‫اون به پدرش نیاز داره، دنیل.

397
00:36:01,702 --> 00:36:04,496
‫،اُفیلیا همیشه دخترمه

398
00:36:04,538 --> 00:36:07,082
‫مهم نیست اون مرد بهش گفته باشه چی‌کار کنه.

399
00:36:35,652 --> 00:36:37,821
‫بریم. تا شب می‌رسیم.

400
00:36:39,156 --> 00:36:41,533
‫مدیسون، صبرکن.

401
00:37:34,086 --> 00:37:36,463
‫باید مطمئن بشیم...
‫مرده‌ها وارد نشن....

402
00:37:36,588 --> 00:37:37,756
‫می‌تونیم مرده‌ها رو بکشیم...

403
00:37:37,881 --> 00:37:40,884
‫ولی زنده‌ها همونطور که گفتم میان....

404
00:37:41,009 --> 00:37:43,136
‫- ...ممکنه این اتفاقی بوده باشه
‫- ...تصادفی نبود

405
00:37:43,262 --> 00:37:44,638
‫تو چی می‌دونی؟

406
00:37:47,057 --> 00:37:49,268
‫می‌شنوی؟
‫".مرگ بر ملکه‌ی آب"

407
00:37:50,644 --> 00:37:53,355
‫دارن آزمایش‌مون می‌کنن.
‫ببینن چطوری واکنش نشون میدیم.

408
00:37:54,523 --> 00:37:56,066
‫و حمله‌ی بعدی بدتر خواهد بود.

409
00:37:58,110 --> 00:37:59,152
‫اون‌ها رو به دفترم ببرید.

410
00:37:59,236 --> 00:38:00,445
‫استرند، مدیسون.

411
00:38:00,529 --> 00:38:01,488
‫سریع بیاید به کنار حصار!

412
00:38:01,822 --> 00:38:02,823
‫زودباشید!

413
00:38:25,095 --> 00:38:26,138
‫چند تا... ؟

414
00:38:26,722 --> 00:38:29,850
‫،چند تا سلاح
‫چقدر مهمات لازم داریم؟

415
00:38:29,975 --> 00:38:33,145
‫نه...
‫خشونت نابودت می‌کنه.

416
00:38:33,270 --> 00:38:35,230
‫خواهش می‌کنم، این معامله رو با شیطان انجام نده.

417
00:38:36,189 --> 00:38:38,775
‫آب رو آزاد کن...
‫و به مردم برش‌گردون....

418
00:38:38,900 --> 00:38:42,070
‫مردم هنوزم آب‌شون رو می‌گیرن...

419
00:38:42,738 --> 00:38:44,072
‫و از سد محافظت میشه....

420
00:38:46,158 --> 00:38:47,117
‫بهترین راه‌حل اینه.

421
00:38:50,454 --> 00:38:52,456
‫مزرعه‌تون می‌تونه این مقدار رو فراهم کنه؟

422
00:38:59,129 --> 00:39:00,589
‫بله.

423
00:39:00,630 --> 00:39:02,174
‫چقدر آب لازم دارید؟

424
00:39:02,215 --> 00:39:05,344
‫هفته‌ای ۱۰ هزار گالن تا وقتی بارون بباره.

425
00:39:05,385 --> 00:39:09,056
‫و یه تانکر که امروز به نشانه‌ی
‫نیت خیر برگردونیم.

426
00:39:09,097 --> 00:39:11,058
‫یه کامیون اضافی با سوخت داریم؟

427
00:39:11,099 --> 00:39:13,185
‫بله. اون مشکلی نداره.

428
00:39:14,478 --> 00:39:17,272
‫اولین تبادل ۵ روز دیگه صورت می‌گیره.

429
00:39:17,314 --> 00:39:20,984
‫،یه محل بازرگانی هست
‫استادیوم کنار مرز.

430
00:39:21,026 --> 00:39:22,402
‫برای هر دو طرف مسافت مساوی داره.

431
00:39:22,444 --> 00:39:23,779
‫می‌تونیم اونجا ملاقات کنیم.

432
00:39:26,656 --> 00:39:28,158
‫می‌خوام اُفیلیا برای تبادل بیاد.

433
00:39:34,706 --> 00:39:36,041
‫میاد.

434
00:40:01,400 --> 00:40:02,526
‫ممنون.

435
00:40:02,567 --> 00:40:04,111
‫این چیز خوبی میشه.

436
00:40:04,152 --> 00:40:05,404
‫مراقب باش.

437
00:40:05,445 --> 00:40:07,447
‫یه چهره‌ی دوستانه

438
00:40:07,489 --> 00:40:09,533
‫وقتی برگردی ممکنه بهت چاقو بزنه.

439
00:40:09,574 --> 00:40:11,118
‫می‌دونم.

440
00:40:14,121 --> 00:40:15,455
‫خدافظ، دنیل.

441
00:40:19,459 --> 00:40:21,420
‫خدافظ نه، استرند.

442
00:40:21,461 --> 00:40:23,422
‫انتظار دارم تا ۵ روز دیگه برگردی.

443
00:40:23,463 --> 00:40:25,006
‫همراه دخترم.

444
00:40:47,654 --> 00:40:49,239
‫چطوری انجامش دادی؟

445
00:40:51,450 --> 00:40:52,909
‫لابد یه جرقه‌ای چیزی بوده.

446
00:40:52,951 --> 00:40:55,620
‫خودت که امنیت رگلاتورهای اونجا رو دیدی.

447
00:40:55,662 --> 00:40:57,164
‫یه تصادف که منتظر بود اتفاق بیوفته.

448
00:40:57,205 --> 00:40:58,999
‫اوه، چرت نگو.

449
00:40:59,040 --> 00:41:01,543
‫،ازم خواستی چی می‌خوام
‫بعدش اتفاق افتاد.

450
00:41:03,712 --> 00:41:05,589
‫یه حقه بود که توی یه فیلم قدیمی دیدم.

451
00:41:07,674 --> 00:41:09,509
‫شک‌هایی داشتم.

452
00:41:13,972 --> 00:41:15,932
‫ممنون، ویکتور.

453
00:41:17,476 --> 00:41:19,019
‫اگه تو هم بودی همین‌کار رو می‌کردی.

454
00:41:19,060 --> 00:41:21,188
‫جداً؟

455
00:41:21,229 --> 00:41:23,899
‫بعید می‌دونم.

456
00:41:42,417 --> 00:41:44,920
‫تشنه‌ای؟

457
00:41:45,000 --> 00:41:50,000
‫ترجمه از: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

458
00:41:50,000 --> 00:41:55,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

459
00:41:55,000 --> 00:42:00,000
‫T: @llillusionll & @hessamedean
‫T Channel: illusion_Sub

