‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

2
00:00:05,000 --> 00:00:10,000
‫ترجمه: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

3
00:01:09,445 --> 00:01:11,030
‫تو این جا چه غلطی میکنی؟

4
00:01:14,116 --> 00:01:16,160
‫تریمبول ها مردن

5
00:01:16,202 --> 00:01:18,120
‫چی؟ چ...

6
00:01:18,162 --> 00:01:20,456
‫بعد از اینکه از اینجا رفتن
‫کشته شدن

7
00:01:20,498 --> 00:01:22,458
‫کار آدمای واکر بوده

8
00:01:22,500 --> 00:01:23,876
‫به کسی گفتی که داری میای؟

9
00:01:23,918 --> 00:01:25,711
‫تو نمیخواستی کسی بفهمه

10
00:01:25,753 --> 00:01:28,422
‫نمیخواستی کسی جلوت رو بگیره
‫ولی این همه چیز رو تغییر میده

11
00:01:31,759 --> 00:01:32,802
‫نگران بودم

12
00:01:35,262 --> 00:01:38,140
‫ونون ، کتی؟ مایک

13
00:01:38,182 --> 00:01:40,976
‫- و گرتن
‫- حرومزاده

14
00:01:42,812 --> 00:01:46,482
‫الان حرف زدن با واکر
‫اصلا فکر خوبی نیست

15
00:01:46,524 --> 00:01:48,984
‫این...این اتفاق، حرف زدن رو ضروری تر میکنه
‫این یعنی هرچه زودتر باید این کار رو بکنم

16
00:01:49,026 --> 00:01:52,113
‫وقتی که گفتم این به گردنه خودته
‫منظورم این نبوده

17
00:01:52,154 --> 00:01:55,658
‫آلیشا، من این کار رو به خاطر
‫حرفی که تو زدی نمیکنم

18
00:01:55,699 --> 00:01:56,951
‫باشه

19
00:02:00,621 --> 00:02:02,164
‫منم باهات میام

20
00:02:02,206 --> 00:02:03,666
‫نه، نمیای

21
00:02:20,349 --> 00:02:23,269
‫این...این پمپه بنزینه

22
00:02:23,310 --> 00:02:24,895
‫مقر اصلیه قبیله

23
00:02:24,937 --> 00:02:28,023
‫زمین اصلیشون تو همین مسیر
‫۱۰مایل اون طرف تره

24
00:02:28,065 --> 00:02:30,526
‫بعدش چی میشه ؟

25
00:02:30,568 --> 00:02:32,361
‫ما میریم تو

26
00:02:42,204 --> 00:02:43,622
‫دستا

27
00:03:29,376 --> 00:03:30,586
‫کیلاتاکا

28
00:03:45,142 --> 00:03:46,685
‫سلام تاکا

29
00:03:46,727 --> 00:03:50,689
‫۲۰۰سال برای برپایی صلح دیر کردی

30
00:03:50,731 --> 00:03:52,316
‫ولی درست سر ناهار اومدی

31
00:04:27,476 --> 00:04:30,938
‫الیشا دیشب نیومد خونه

32
00:04:30,980 --> 00:04:32,648
‫دیگه دختر بزرگی شده

33
00:04:32,690 --> 00:04:34,525
‫فک نمیکنم تو کمپ باشه

34
00:04:34,566 --> 00:04:36,902
‫احتمالا پیش اون پسرخوبست

35
00:04:36,944 --> 00:04:38,988
‫عجیبه که هیچ کدومشون رو نمیبینم

36
00:04:39,029 --> 00:04:41,073
‫بعد از این همه اتفاقی که افتاد

37
00:04:41,115 --> 00:04:44,493
‫- میری خونه ی جیک؟
‫- نه

38
00:04:44,535 --> 00:04:47,329
‫بیخیالش شو مامان

39
00:04:47,371 --> 00:04:49,581
‫صبح بخیر

40
00:04:49,623 --> 00:04:51,166
‫دخترت رو ندیدی؟

41
00:04:51,208 --> 00:04:52,293
‫نه

42
00:04:54,586 --> 00:04:58,382
‫جیک سر پستش نیست، و همین
‫طور یه سری از وسایلش، تو خونشم نیست

43
00:04:58,424 --> 00:05:03,595
‫من میدونم که دخترت و اون، با هم... میخوابن

44
00:05:03,637 --> 00:05:06,056
‫چطوری میتونن بدون اینکه نگهبانا
‫بفهمن، از اینجا زدن بیرون؟

45
00:05:06,098 --> 00:05:07,641
‫اینجا، جاهای زیادی وجود داره

46
00:05:07,683 --> 00:05:10,102
‫و جیکم سانت به سانتش رو میشناسه

47
00:05:10,144 --> 00:05:13,230
‫پس احتمالش هست

48
00:05:13,272 --> 00:05:16,191
‫خب، از کجا باید شروع کنیم به گشتن؟

49
00:05:16,233 --> 00:05:18,777
‫- نمیریم دنبالشون
‫- چی؟

50
00:05:18,819 --> 00:05:20,654
‫نمیتونم یه گروه تجسس دیگه بفرستم

51
00:05:20,696 --> 00:05:22,531
‫این آدمای خوب رو هم نمیفرستم اون بیرون

52
00:05:22,573 --> 00:05:25,659
‫بعد از اون همه اتفاقی که افتاد...
‫با سرخ پوستایی که سر جنگ دارن باما

53
00:05:25,701 --> 00:05:28,287
‫خب من میرم، که پیداشون کنم

54
00:05:28,662 --> 00:05:31,874
‫یه مایلم نمیتونی
‫از اینجا فاصله بگیری

55
00:05:31,915 --> 00:05:34,835
‫خو چی کار کنم؟ مثه تو بشینم و گشاد کنم؟

56
00:05:36,587 --> 00:05:39,840
‫فک میکنی خیلی قوی شدی؟

57
00:05:39,882 --> 00:05:42,801
‫میخوای مسلح بشی؟
‫میخوای مرد بشی؟

58
00:05:42,843 --> 00:05:45,512
‫تروی داره دوباره آدم جمع میکنه

59
00:05:45,554 --> 00:05:47,639
‫کارشم بلده واسه همین این طوری نیست که

60
00:05:47,681 --> 00:05:49,600
‫بخوایم مثه گوسفند آدم
‫بفرستیم که سلاخی بشه

61
00:05:52,811 --> 00:05:55,147
‫- من پایم
‫- نیک، بیخیال

62
00:06:01,070 --> 00:06:04,031
‫پدرم هیچ وقت بیخیال مزرعه نشد

63
00:06:04,073 --> 00:06:05,616
‫خودتم اینو میدونی

64
00:06:05,824 --> 00:06:07,659
‫پس میدیم خوراک کلاغا بشه

65
00:06:07,701 --> 00:06:09,578
‫مثه فیل مک کارتی

66
00:06:09,620 --> 00:06:12,831
‫بعدشم راسل برون و ورنون تریمبل

67
00:06:12,873 --> 00:06:14,500
‫راسل مرده

68
00:06:14,541 --> 00:06:16,210
‫تو آتیش سوخت

69
00:06:18,128 --> 00:06:21,173
‫کارما" همیشه خودشو بدتر نشون میده ولی بخوای بخوای میاد
‫(کارما: بازگشت اعمال)

70
00:06:21,215 --> 00:06:23,300
‫ورنون تریمبل هم مرده

71
00:06:23,342 --> 00:06:27,429
‫امیدوارم از یه بیماری طولانی و... دردناک مرده باشه

72
00:06:27,471 --> 00:06:29,139
‫اون با خانوادش مرد

73
00:06:30,724 --> 00:06:33,268
‫دخترش و زنش

74
00:06:33,310 --> 00:06:34,728
‫تو اونا رو کشتی

75
00:06:37,648 --> 00:06:39,149
‫این دختره قراره بجای تو حرف بزنه؟

76
00:06:44,029 --> 00:06:46,156
‫باید کاری کنیم که این
‫خشونت تموم بشه

77
00:06:46,198 --> 00:06:48,867
‫بزودی تموم میشه جیک

78
00:06:48,909 --> 00:06:49,952
‫سه نفر مردن

79
00:06:49,993 --> 00:06:51,829
‫یکی دیگه مونده

80
00:06:51,870 --> 00:06:54,581
‫پدرم هیچ وقت، نه کاری در حق تو کرد
‫نه مردمت

81
00:06:54,623 --> 00:06:58,210
‫بگو ببینم جوون، از این همه دروغ
‫رو دل نکردی؟

82
00:06:58,252 --> 00:06:59,962
‫شیره ی معدت رو ته گلوت احساس کردی؟

83
00:07:00,003 --> 00:07:01,380
‫پلیس این داستان رو برسی کرد

84
00:07:01,422 --> 00:07:02,881
‫اونا هیچ ارتباطی...

85
00:07:02,923 --> 00:07:05,426
‫دیگه...حرف نزن

86
00:07:05,467 --> 00:07:07,511
‫داری حوصلم رو سر میبری
‫درست همون طوری که تو داداگاه سر بردی

87
00:07:07,553 --> 00:07:09,596
‫اونا روزا دیگه تموم شدن

88
00:07:09,638 --> 00:07:11,598
‫فک میکردم حرف هم رو میفهمیم

89
00:07:11,640 --> 00:07:13,434
‫حتی بیرون دادگاه

90
00:07:13,475 --> 00:07:15,727
‫متوجه شدم

91
00:07:15,769 --> 00:07:17,312
‫همون موقعی که با دوستای مستت اومدی اینجا

92
00:07:17,354 --> 00:07:19,940
‫اونجا من باید ازشون پذیرایی میکردم
‫و براشون غذا میاوردم، با یه لبخند رو صورتم

93
00:07:19,982 --> 00:07:23,402
‫باید تهمتاشون رو تحمل میکردم
‫و استفراقاشون رو از تولالت پاک میکردم

94
00:07:23,444 --> 00:07:26,738
‫و ازشون بخاطر اون چنتا پول خوردی که
‫به عنوان انعام بهم دادن تشکر میکردم

95
00:07:26,780 --> 00:07:28,991
‫دیگه دادگاه سفید پوستا
‫ازبین رفته

96
00:07:29,032 --> 00:07:32,828
‫زمین پس گرفته میشه، بیرون میرید، پایان بازی

97
00:07:32,870 --> 00:07:35,581
‫حالا دیگه میدونی چی میخوایم

98
00:07:35,622 --> 00:07:38,333
‫اولین خواسته ی انسان

99
00:07:38,375 --> 00:07:39,960
‫باید زمین هامون رو پس بدید

100
00:07:45,632 --> 00:07:47,134
‫من دنبال یه مذاکره
‫برای صلح بودم

101
00:07:50,179 --> 00:07:52,973
‫یه شانس برای مذاکره
‫که بیشتر از این آدمایی که دوست داریم رو از دست ندیم

102
00:07:58,353 --> 00:08:00,856
‫شاید درست میگی

103
00:08:00,898 --> 00:08:03,108
‫اگر مذاکره میتونه از خون ریزی جلوگیری کنه...

104
00:08:05,027 --> 00:08:06,653
‫میتونیم دربارش حرف بزنیم

105
00:08:06,695 --> 00:08:09,114
‫بعد از این که خوردنمون تموم شد

106
00:08:26,882 --> 00:08:29,343
‫- بهشون نیم ساعتی وقت بده
‫- باشه

107
00:08:33,472 --> 00:08:34,932
‫اومدم که اسمم رو بنویسم

108
00:08:37,100 --> 00:08:39,436
‫رضایتنامه آوردی؟

109
00:08:39,478 --> 00:08:40,729
‫بامزه بود

110
00:08:40,771 --> 00:08:42,689
‫نه، دارم جدی میگم

111
00:08:42,731 --> 00:08:44,191
‫مدیسون با این قضیه مشکلی نداره؟

112
00:08:44,233 --> 00:08:46,818
‫میخوای ازش بپرسی؟
‫باید ازش اجازه بگیری؟

113
00:08:46,860 --> 00:08:49,696
‫خب واسم سواله چرا...
‫چرا میخوای بیای تو تیم جنگی؟

114
00:08:51,365 --> 00:08:54,618
‫نمیدونم شاید...

115
00:08:54,660 --> 00:08:57,496
‫پشیمونم از کاری که کردم

116
00:08:57,538 --> 00:08:59,331
‫تا حالا همچین حسی داشتی؟

117
00:08:59,373 --> 00:09:02,584
‫میدونی، یه کاری میکنی، بعد مردم میمیرن

118
00:09:02,626 --> 00:09:04,294
‫و بعد اوضاع بدتر میشه

119
00:09:09,258 --> 00:09:12,094
‫شاید بهتر باشه قبل از  اینکه
‫همه چیز بدتر بشه، بری

120
00:09:12,135 --> 00:09:14,137
‫آره

121
00:09:14,179 --> 00:09:15,722
‫من باعث شدم تراویس بمیره

122
00:09:15,764 --> 00:09:18,684
‫حالا باید مادر این درد رو به دوش بکشه

123
00:09:18,725 --> 00:09:20,727
‫خواهرمم که گم شده

124
00:09:20,769 --> 00:09:22,271
‫من به کار نیاز دارم

125
00:09:28,777 --> 00:09:31,154
‫خیلی به خودت سخت نگیر

126
00:09:33,782 --> 00:09:35,784
‫و، این که میخوام از خودمون محافظت کنم

127
00:09:35,826 --> 00:09:38,870
‫جلوی اونایی که ترمبلیس رو کشتن

128
00:09:38,912 --> 00:09:41,331
‫اون چیزی که من دیدم
‫خیلی وحشیانه بود

129
00:09:42,874 --> 00:09:44,668
‫بهتره....

130
00:09:44,710 --> 00:09:46,920
‫بهتره این ورودیای جدید رو نترسونیم
‫نظرت چیه؟

131
00:09:48,505 --> 00:09:49,923
‫بیا

132
00:10:02,144 --> 00:10:03,437
‫چطوری سر از اینجا درآوردی؟

133
00:10:03,478 --> 00:10:04,938
‫داستان طولانی داره

134
00:10:06,857 --> 00:10:08,400
‫بگو خب

135
00:10:08,442 --> 00:10:10,902
‫بهم بگو، بعد منم بهت میگم که
‫چقدر دنبالت گشتم که پیدات کنم

136
00:10:10,944 --> 00:10:13,739
‫و این چطوری تقریبا داشتم خورده میشدم
‫و تقریبا همه تا دمه مرگ رفتیم

137
00:10:13,780 --> 00:10:16,074
‫برای اینکه تو ماشین رو برده بودی
‫و بعدشم به هتل حمله شد

138
00:10:16,116 --> 00:10:17,576
‫آلیشا، من فک میکردم که
‫اونجا امنه

139
00:10:17,618 --> 00:10:19,161
‫- ما تمام اتاق ها رو چک کردیم
‫- هیچ جا امن نیست

140
00:10:22,623 --> 00:10:24,166
‫متاسفم

141
00:10:27,044 --> 00:10:29,463
‫اگر این باعث میشه حالت بهتر بشه
‫باید بهت بگم که منم بعد از اون داشتم بقریبا میمردم

142
00:10:29,504 --> 00:10:30,464
‫بهتر نمیکنه حالمو

143
00:10:34,134 --> 00:10:37,971
‫کالتاکا منو پیدا کرد
‫آوردتم اینجا

144
00:10:38,013 --> 00:10:40,682
‫- اینا آدمای خوبین
‫- خب همین آدمای خوب

145
00:10:40,724 --> 00:10:42,643
‫دو شب پیش یه خانواده ی خوب رو کشتن

146
00:10:42,684 --> 00:10:45,854
‫- دخترش دوست من بود
‫- نه، این جا اتفاقی...

147
00:10:45,896 --> 00:10:47,731
‫دوشب پیش هیچ ماموریتی نبوده

148
00:10:47,773 --> 00:10:49,066
‫تو از کجا میدونی؟

149
00:10:49,107 --> 00:10:51,151
‫تاکا با گروه های جنگی میره بیرون

150
00:10:51,193 --> 00:10:54,071
‫اون جایی نرفته بود
‫با من بودش

151
00:10:58,867 --> 00:11:00,535
‫داریم یه مذاکره میکنیم

152
00:11:00,577 --> 00:11:03,330
‫میخوام که بری و شرایطش رو
‫به پدرم توضیح بدی

153
00:11:03,372 --> 00:11:04,873
‫تاکا یه نماینده با تو میفرسته

154
00:11:04,915 --> 00:11:06,416
‫تو اینجا میمونی؟

155
00:11:06,458 --> 00:11:08,418
‫ما هرکدوم گروگان نگه میداریم
‫و باهاشون خوب رفتار میکنیم

156
00:11:08,460 --> 00:11:10,045
‫جیک، پدرت به حرفای من گوش نمیده

157
00:11:10,087 --> 00:11:12,714
‫- اون اصلا منو نمیشناسه
‫- آلیشا...

158
00:11:12,756 --> 00:11:16,551
‫این تنها راهیه که بتونیم از حملشون
‫جلوگیری کنیم

159
00:11:16,593 --> 00:11:18,428
‫تاکا امینت منو تضمین کرده

160
00:11:18,470 --> 00:11:19,763
‫قولش به اندازه ی کافی مطمئن هست

161
00:11:21,431 --> 00:11:23,475
‫پس من میمونم

162
00:11:23,517 --> 00:11:24,351
‫نه

163
00:11:24,393 --> 00:11:26,687
‫جیک، پدرت باید اینا رو از دهن
‫خودت بشنوه

164
00:11:28,689 --> 00:11:30,399
‫تو باید کاری کنی که باور کنه

165
00:11:30,440 --> 00:11:32,567
‫این مذاکره انجام میشه یا نه؟

166
00:11:37,364 --> 00:11:38,949
‫این طور که معلومه
‫آره داریم

167
00:11:44,955 --> 00:11:46,248
‫خیلی خب

168
00:12:16,653 --> 00:12:19,114
‫باید نگران باشم؟

169
00:12:19,156 --> 00:12:21,032
‫ترجیه میدم وقتی که بهمون حمله میشه
‫تو خط مقدم باشم

170
00:12:21,074 --> 00:12:23,160
‫تا این که این عقب با پیرمردا بمونم

171
00:12:23,201 --> 00:12:24,411
‫اگر حمله ای بشه

172
00:12:26,163 --> 00:12:28,582
‫میخوای پشت به پشت تروی مبارزه کنی؟

173
00:12:28,623 --> 00:12:30,542
‫دشمنات رو نزدیک نگه داری نه؟

174
00:12:30,584 --> 00:12:31,752
‫همه ی اینا برای این بود؟

175
00:12:35,630 --> 00:12:37,090
‫بهم میاد؟

176
00:12:56,234 --> 00:12:58,195
‫جیک جیک

177
00:13:06,286 --> 00:13:08,246
‫چی؟ اوفلیا؟

178
00:13:08,288 --> 00:13:10,332
‫- مدیسون
‫- چه اتفاقی افتاده؟

179
00:13:10,373 --> 00:13:12,667
‫آلیشا تا بلک هت دنبال من اومد

180
00:13:12,709 --> 00:13:15,170
‫- چه بلایی سرش اومده؟
‫- جاش امنه، جاش امنه

181
00:13:15,212 --> 00:13:17,672
‫- من با واکر یه معامله کردم
‫- اونجا ولش کردی؟

182
00:13:17,714 --> 00:13:19,549
‫- این یه بخشی از معاملست
‫- اونا آلیشا رو به عنوان گروکان نگه داشتن

183
00:13:19,591 --> 00:13:21,218
‫منم این جا گروگانم

184
00:13:21,259 --> 00:13:23,261
‫این دیگه چه شر و ورایی که داری تحویل من میدی؟
‫این دیگه چجور معامله ایه ؟

185
00:13:23,303 --> 00:13:25,722
‫آلیشا خودش خواست بمونه
‫برای اینکه از جنگ جلوگیری کنه

186
00:13:25,764 --> 00:13:27,974
‫هر چه زودتر من پدرم حرف بزنم
‫زودترم میتونیم برش گردونیم

187
00:13:28,016 --> 00:13:30,018
‫اگر نشد چی؟
‫چقدر زمان، میشه زودتر برای تو؟

188
00:13:30,060 --> 00:13:32,103
‫فقط رفت و برگشت به علاوه ی یک روز
‫برای صحبت کردن

189
00:13:32,145 --> 00:13:34,815
‫و ما برش میگردونیم. واکر به من
‫قول داده

190
00:13:34,856 --> 00:13:36,942
‫واکر یه قاتله

191
00:13:36,983 --> 00:13:39,236
‫بهت قول میدم اگر میدونستم
‫جاش امن نیست

192
00:13:39,277 --> 00:13:41,279
‫اونجا ولش نمیکردم

193
00:13:41,321 --> 00:13:42,739
‫آلیشا برام مهمه

194
00:13:46,618 --> 00:13:48,912
‫چند وقت اونجا بودین؟

195
00:13:48,954 --> 00:13:51,122
‫به اندازه ای که میدونم قول واکر
‫کفاف میده

196
00:13:51,164 --> 00:13:52,541
‫- جدی؟
‫- آره

197
00:13:52,582 --> 00:13:54,417
‫اون بهم گفت که ما باید از مزرعه بریم

198
00:13:54,459 --> 00:13:56,920
‫اون گقت اگر بمونیم ما رو میکشه
‫این حرفش عوض شد؟

199
00:13:56,962 --> 00:13:58,672
‫فقط جیک اینو میدونه

200
00:14:07,514 --> 00:14:08,640
‫آب خیلی باارزشه

201
00:14:08,682 --> 00:14:10,517
‫باید یاد بگیری چطوری ازش نگهداری کنی

202
00:14:10,559 --> 00:14:12,519
‫مخصوصا تو آشپزخونه

203
00:14:12,561 --> 00:14:14,729
‫اون قدرا اینجا نمیمونم

204
00:14:14,771 --> 00:14:17,190
‫وقتی اینجایی کمک میکنی

205
00:14:17,232 --> 00:14:19,651
‫گروگان و زندانی برات یکیه؟

206
00:14:22,320 --> 00:14:26,116
‫ما به خودمون میگیم جنگجوهای کوچک

207
00:14:26,157 --> 00:14:29,536
‫با این که هم جیپ میرونیم هم کامیون

208
00:14:29,578 --> 00:14:32,539
‫به زودی نیروی هواییمون هم راه میوفته

209
00:14:32,581 --> 00:14:34,666
‫خوزه و مارتا، دوتا از بهترین مکانیک های

210
00:14:34,708 --> 00:14:37,460
‫بازمونده از جنگه عراقن

211
00:14:37,502 --> 00:14:38,962
‫تیراندازی خوبی بود

212
00:14:42,549 --> 00:14:44,801
‫سگ دیونه" یه تیک تیرانداز ارتش بوده"

213
00:14:44,843 --> 00:14:47,262
‫آمریکای شما به ما وسایل خوبی داد

214
00:14:47,304 --> 00:14:51,308
‫همه چی رو ازما گرفت ولی به جاش
‫تو معامله چیزای خوبی بهمون داد

215
00:14:51,349 --> 00:14:53,143
‫خورشید غروب کرد

216
00:14:53,184 --> 00:14:55,478
‫ما تمام روز منتظر بودیم

217
00:14:55,520 --> 00:14:58,940
‫ما دیگه داشتیم برمیگشتیم
‫وقتی که خبرش رو شنیدیم

218
00:14:58,982 --> 00:15:00,275
‫میدونم

219
00:15:02,277 --> 00:15:04,654
‫من تو این بودم، وقتی که بهمون شلیک کردین

220
00:15:08,325 --> 00:15:10,994
‫خیلی خوش شانسی که زنده موندی

221
00:15:11,036 --> 00:15:13,121
‫امیدوار بودیم یکی از اوتو های ما باشه

222
00:15:15,290 --> 00:15:17,125
‫فقط جیک نبود

223
00:15:20,211 --> 00:15:22,130
‫اون یکی از اعضای خانواده ی من بود

224
00:15:27,385 --> 00:15:29,095
‫تو اونو کشتی

225
00:15:32,265 --> 00:15:34,643
‫تو از من بدت میاد

226
00:15:34,684 --> 00:15:35,644
‫خوبه

227
00:15:35,685 --> 00:15:36,770
‫شاید این طوری بتونی بفهمی

228
00:15:36,811 --> 00:15:39,439
‫که چه احساس خشمی به اوتو دارم

229
00:15:39,481 --> 00:15:41,316
‫من این نفرت رو هزاربار تو خودم رشد دادم

230
00:15:41,358 --> 00:15:43,485
‫شاید این طوری تو متوجه بشی

231
00:15:43,526 --> 00:15:45,737
‫آره ازت متنفرم

232
00:15:45,779 --> 00:15:49,282
‫از این که تراویس رو کشتی ازت متنفرم

233
00:15:49,324 --> 00:15:51,159
‫از این که فک میکنی میدونی چه حسی دارم

234
00:15:51,201 --> 00:15:52,619
‫ولی نمیدونی

235
00:15:55,372 --> 00:15:58,625
‫تو فقط یه آدم دو رویی

236
00:15:58,667 --> 00:16:01,336
‫داری ادای یه مرد واقعی آمریکایی رو بازی میکنی

237
00:16:07,717 --> 00:16:09,761
‫اونا به آب نیاز دارن

238
00:16:09,803 --> 00:16:11,388
‫آبی توی برکه‌شون باقی
‫نمونده.

239
00:16:11,429 --> 00:16:12,889
‫،پنج‌ساله که خشک‌سالی بوده

240
00:16:12,931 --> 00:16:15,934
‫- و کاری ازشون برنمیاد.
‫- کاملاً درسته.

241
00:16:15,976 --> 00:16:17,519
‫ملخ و مورچه.

242
00:16:17,560 --> 00:16:20,021
‫و می‌خوان از ما بگیرنش.

243
00:16:20,063 --> 00:16:21,439
‫پس بذار بیان.

244
00:16:24,693 --> 00:16:26,444
‫نمیشه سعی‌کنیم راهی پیداکنیم؟

245
00:16:26,486 --> 00:16:28,113
‫ظاهراً پیشنهادم خوشحالش کرده بود

246
00:16:28,154 --> 00:16:29,656
‫که ذخیره‌های توی بطری‌مون رو بهش بدیم.

247
00:16:29,698 --> 00:16:32,325
‫نه! ممکنه نیازشون داشته باشیم.

248
00:16:32,367 --> 00:16:33,827
‫می‌تونیم از چاه‌هامون دوباره پُرشون کنیم.

249
00:16:33,868 --> 00:16:36,121
‫- وقتی خشک شدن چی؟
‫- مگه میشه؟

250
00:16:36,162 --> 00:16:37,747
‫بدون بارون؟

251
00:16:37,789 --> 00:16:40,125
‫آره، یه روزی.

252
00:16:40,166 --> 00:16:41,918
‫خصوصاً اگه بخوای با اون عوضی‌ها تقسیمش کنی.

253
00:16:41,960 --> 00:16:43,962
‫یا باید تقسیم کنیم یا خطر جنگ رو به‌جون بخریم.

254
00:16:44,004 --> 00:16:47,549
‫فکرمی‌کنی اون واکر رو راضی می‌کنه، نه؟

255
00:16:47,590 --> 00:16:51,511
‫فکرمی‌کنی یه قطره می‌برن و دنبال
‫یه گالون نمی‌گردن؟

256
00:16:51,553 --> 00:16:53,471
‫همه‌چیز رو می‌خوان.

257
00:16:53,513 --> 00:16:56,016
‫،ممکنه همه‌چیز رو از دست بدیم بابا
‫اگه ما هم یه جایی باهاشون توافق نکنیم.

258
00:16:56,057 --> 00:16:58,226
‫ترجیح میدم بمیرم تا با اون حرومزاده توافق کنم.

259
00:16:58,268 --> 00:16:59,602
‫آلیشا چی میشه؟

260
00:16:59,644 --> 00:17:01,062
‫می‌دونی دخترم رو جا گذاشته

261
00:17:01,104 --> 00:17:03,314
‫پیش اون... اون...

262
00:17:03,356 --> 00:17:05,191
‫وحشی‌ها؟

263
00:17:05,233 --> 00:17:07,360
‫آره راستش، می‌دونستم.

264
00:17:07,402 --> 00:17:09,195
‫و ما هم در عوض یه خانوم رو آوردیم.

265
00:17:09,237 --> 00:17:11,531
‫ولی شنیدم آلیشا داوطلب شده.

266
00:17:11,573 --> 00:17:12,949
‫فکرکنم وقتی بحث به وضع نامساعد برسه

267
00:17:12,991 --> 00:17:14,743
‫دختر هم به مادرش میره.

268
00:17:14,784 --> 00:17:16,828
‫اون فقط ۱۸سالشه!

269
00:17:16,870 --> 00:17:20,415
‫،می‌دونی قدیم‌ها
‫،یعنی همین چند ماه پیش

270
00:17:20,457 --> 00:17:23,126
‫۱۸رو سن بلوغ در نظر می‌گرفتن.

271
00:17:23,168 --> 00:17:25,920
‫حتی به بلوغ رسیده‌ها هم تصمیماتی می‌گیرن
‫که باعث میشه تو خطر بیوفتن.

272
00:17:25,962 --> 00:17:27,756
‫تا وقتی به مذاکره احترام بذاریم
‫خطری تهدیدش نمی‌کنه.

273
00:17:27,797 --> 00:17:29,758
‫تو کدوم سیاره‌ای زندگی می‌کنی؟

274
00:17:29,799 --> 00:17:31,760
‫،دیدم توی پایگاه چه اتفاقی افتاد

275
00:17:31,801 --> 00:17:33,344
‫کاری که واکر توی پایگاه انجام داده بود.

276
00:17:33,386 --> 00:17:35,680
‫چیزهایی این وسط هستش که تو درک نمی‌کنی.

277
00:17:35,722 --> 00:17:37,265
‫تو یه خارجی هستی.

278
00:17:37,307 --> 00:17:38,767
‫باید یاد بگیری یکم ایمان داشته باشی.

279
00:17:41,811 --> 00:17:43,521
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

280
00:17:43,563 --> 00:17:45,106
‫ببینم پسرم می‌تونه صلح کنه یا نه.

281
00:17:45,148 --> 00:17:47,817
‫ولی خودت حاضر به مذاکره نیستی.

282
00:17:49,360 --> 00:17:52,989
‫مدیسون، اگه اون مرد از تشنگی داشت می‌مرد

283
00:17:53,031 --> 00:17:55,617
‫حاضر نمی‌شدم تو دهنش بشاشم.

284
00:17:55,658 --> 00:17:57,160
‫،جیک می‌تونه حرکتش رو انجام بده

285
00:17:57,202 --> 00:18:00,663
‫،ولی می‌تونم همین الان بهت بگم
‫این مذاکره؟

286
00:18:00,705 --> 00:18:01,790
‫عاقبت خوشی نداره.

287
00:18:34,948 --> 00:18:36,866
‫تقلبیه.

288
00:18:36,908 --> 00:18:39,119
‫کاغذ فشرده‌است.

289
00:18:39,160 --> 00:18:41,454
‫توریست‌ها قبلاً چند دلار می‌دادن تا نگاهش کنن.

290
00:18:44,165 --> 00:18:45,625
‫ولی این...

291
00:18:49,963 --> 00:18:51,840
‫برای دیدن توریست‌ها نیست.

292
00:18:55,844 --> 00:18:57,345
‫این واقعیه.

293
00:19:05,228 --> 00:19:08,064
‫جدم.

294
00:19:08,106 --> 00:19:09,816
‫مگه نباید دفن باشه؟

295
00:19:09,858 --> 00:19:12,485
‫دفن بود. توی یه غار.

296
00:19:16,489 --> 00:19:20,034
‫به قبرش بی‌حرمتی کردم تا از دست خانواده‌ی اوتو
‫و فرصت‌طلب‌هاشون نجاتش بدم.

297
00:19:20,076 --> 00:19:23,329
‫چندین نسل تاریخ در این تریلر نمایشی وجود داره...

298
00:19:23,371 --> 00:19:24,831
‫که مورد تمسخر قرار گرفته.

299
00:19:28,835 --> 00:19:32,297
‫امیدوارم یه روز جدم منو ببخشه.

300
00:19:35,508 --> 00:19:37,427
‫وقتی بتونم این‌ها رو به جای خودش برگردونم.

301
00:19:46,186 --> 00:19:49,272
‫چند روز پیش داشتم فکرمی‌کردم

302
00:19:49,314 --> 00:19:52,609
‫ایده‌ی پس از مرگ منطقی نیست.

303
00:19:52,650 --> 00:19:55,320
‫خیلی سخته که از این زندگی خارج بشی.

304
00:20:02,869 --> 00:20:04,996
‫همه‌ش بخشی از یه نقشه‌ی بزرگه...

305
00:20:07,248 --> 00:20:09,876
‫نقشه‌ای که قبل از مردگان
‫درحال انجام بود.

306
00:20:11,753 --> 00:20:13,838
‫می‌دونی معنای "آخرالزمان" چیه؟

307
00:20:13,880 --> 00:20:15,256
‫پایان دنیا.

308
00:20:16,507 --> 00:20:18,927
‫نه.

309
00:20:18,968 --> 00:20:22,388
‫یعنی نموداریِ بزرگ.

310
00:20:22,430 --> 00:20:25,725
‫،وقتی شروع کردم به جمع‌آوری یادگاری‌ها برای حفظ‌شون

311
00:20:25,767 --> 00:20:29,604
‫،همه‌ش یه مطلب رو می‌دیدم، یه دست‌نوشته

312
00:20:29,646 --> 00:20:31,940
‫نقاشی‌های توی غار، پوست‌نوشته‌ها.

313
00:20:37,403 --> 00:20:40,990
‫پیشگویی‌هایی از اتفاقی که
‫الان داره می‌افته...

314
00:20:41,032 --> 00:20:44,869
‫طلوع عصری جدید

315
00:20:44,911 --> 00:20:47,622
‫وقتی زمین از ناخالصی‌ها پاک بشه.

316
00:20:50,458 --> 00:20:52,543
‫ناخالص مثل خانواده‌ی اوتو.

317
00:20:54,170 --> 00:20:55,838
‫مثل من.

318
00:20:57,966 --> 00:21:00,176
‫،درگیری طولانی‌ای بوده

319
00:21:00,218 --> 00:21:03,930
‫ولی پیشگویی شده که ما نمی‌بازیم.

320
00:21:03,972 --> 00:21:05,682
‫،بعد از آخرالزمان
‫تمام این‌ها

321
00:21:05,723 --> 00:21:08,434
‫،به ما بازمی‌گرده
‫اولین انسان‌ها.

322
00:21:16,359 --> 00:21:19,529
‫این دوستت اُفیلیا یا دروغ میگه
‫یا خیلی احمقه.

323
00:21:19,570 --> 00:21:22,240
‫اون دخترِ پدرشه.
‫احمق نیست.

324
00:21:22,282 --> 00:21:23,741
‫اگه واکر بخواد اینجا رو بگیره...

325
00:21:23,783 --> 00:21:26,035
‫- سعی کنه.
‫- سعی کنه...

326
00:21:26,077 --> 00:21:28,204
‫باید تو تیمی باشه که فکرمی‌کنه قراره ببره.

327
00:21:28,246 --> 00:21:30,331
‫تیم برنده نباید ما باشیم، همراه تو؟

328
00:21:30,373 --> 00:21:33,668
‫یعنی، تو یه ارتباطی داری.

329
00:21:33,710 --> 00:21:37,171
‫،توی زمانی که پیش ما بود، دنیا به پایان رسید
‫،مادرش مرد

330
00:21:37,213 --> 00:21:38,548
‫پدرش دیوانه شد، سوخت و مرد.

331
00:21:38,589 --> 00:21:40,216
‫به‌نظرم اُفیلیا تو حال خودش نیست.

332
00:21:40,258 --> 00:21:42,051
‫خب، فعلاً که همراه واکره.

333
00:21:42,093 --> 00:21:43,678
‫چون یه دلیلی داره.

334
00:21:43,720 --> 00:21:45,471
‫واکر خشنه، بی‌رحمه.

335
00:21:45,513 --> 00:21:47,932
‫فکرمی‌کنه واکر ما رو شکست میده.

336
00:21:47,974 --> 00:21:49,767
‫نمی‌تونم اجازه بدم زندگی دخترم از دست بره.

337
00:21:49,809 --> 00:21:51,436
‫باید همین الان آلیشا رو از اونجا خارج کنم.

338
00:21:51,477 --> 00:21:53,813
‫اوه، نه. جیک گفت شدیداً مسلح هستن.

339
00:21:53,855 --> 00:21:56,357
‫- می‌دونی؟ نمی‌تونیم بریم درخواست کنیم.
‫- این یه گفتگو نیست.

340
00:21:56,399 --> 00:21:58,192
‫چند روز به مذاکره وقت میدیم.

341
00:21:58,234 --> 00:22:01,863
‫جدی؟ اگه تو رئیس اینجا بودی
‫این‌کار رو می‌کردی؟

342
00:22:01,904 --> 00:22:03,406
‫نه، بعید می‌دونم.

343
00:22:03,448 --> 00:22:06,367
‫،تو، من، نیک، چند نفر از افرادت

344
00:22:06,409 --> 00:22:08,328
‫دزدکی میریم تو، برش می‌گردونیم.

345
00:22:08,369 --> 00:22:09,912
‫تمام قبیله رو بندازیم دنبال خودمون.

346
00:22:09,954 --> 00:22:11,414
‫خب؟

347
00:22:11,456 --> 00:22:13,082
‫یعنی، مگه همین رو نمی‌خوای؟

348
00:22:18,087 --> 00:22:19,630
‫جیک تصمیم‌ها رو می‌گیره.

349
00:22:19,672 --> 00:22:22,050
‫بهم مدیونی.

350
00:22:22,091 --> 00:22:24,802
‫می‌تونستم کاری کنم تمام مزرعه
‫بیوفته دنبالت.

351
00:22:26,471 --> 00:22:28,056
‫کمک کن انجامش بدم.

352
00:23:14,936 --> 00:23:16,354
‫گفتم...

353
00:23:18,231 --> 00:23:21,442
‫بهتره من و تو یه صحبتی بکنیم.

354
00:23:21,484 --> 00:23:22,902
‫حرفی با تو ندارم.

355
00:23:26,781 --> 00:23:28,199
‫واکر پیدات کرد.

356
00:23:30,368 --> 00:23:32,995
‫خوبه.

357
00:23:33,037 --> 00:23:35,748
‫- خوبه که نمردی.
‫- واقعاً؟

358
00:23:35,790 --> 00:23:40,336
‫اگه این مذاکرات جواب بده، چیز خوبیه.

359
00:23:40,378 --> 00:23:43,589
‫لازم نبود من بیام.
‫می‌تونست هرکسی باشه.

360
00:23:45,299 --> 00:23:46,801
‫چی می‌خوای؟

361
00:23:51,514 --> 00:23:55,351
‫من افکار عجیبی داشتم.

362
00:23:55,393 --> 00:23:57,478
‫اخیراً به ارواح فکرمی‌کنم.

363
00:24:00,648 --> 00:24:04,068
‫،گناه خودت نیست که جلوت رو می‌گیره

364
00:24:04,110 --> 00:24:07,196
‫تمام دنیا رو دنبالت می‌کنه و
‫باعث میشه تو برزخ سردرگم بشی.

365
00:24:09,532 --> 00:24:13,077
‫بدی‌هاییه که دیگران در حقت کردن.

366
00:24:16,998 --> 00:24:19,959
‫یه‌جورایی، از مردن بدترن.

367
00:24:21,627 --> 00:24:25,214
‫ارواح‌، اون‌ها...
‫گناهانت رو به دوش می‌کشن.

368
00:24:27,258 --> 00:24:28,676
‫چی می‌خوای؟

369
00:24:32,513 --> 00:24:34,098
‫هیچکس جنگ نمی‌خواد.

370
00:24:35,766 --> 00:24:37,268
‫خب، خیلی‌ها.

371
00:24:39,312 --> 00:24:43,316
‫بیا اوضاع رو بخاطر اتفاقات گذشته
‫پیچیده نکنیم.

372
00:24:45,276 --> 00:24:46,652
‫قبوله؟

373
00:24:55,620 --> 00:24:57,246
‫بگو قبوله.

374
00:25:00,208 --> 00:25:01,876
‫قبوله.

375
00:25:05,922 --> 00:25:09,509
‫میگم یه نفر برات غذا بیاره.

376
00:25:09,550 --> 00:25:10,885
‫گرسنه‌ام نیست.

377
00:25:10,927 --> 00:25:12,553
‫به‌هرحال میاره.

378
00:25:33,491 --> 00:25:36,160
‫بس کن، هیس.

379
00:25:36,202 --> 00:25:38,079
‫می‌خوام نجاتت بدم، باشه؟

380
00:25:38,120 --> 00:25:39,580
‫جیغ نکش.

381
00:25:44,502 --> 00:25:46,837
‫همه‌مون رو به کشتن میدی.

382
00:25:50,550 --> 00:25:52,260
‫می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟

383
00:25:52,301 --> 00:25:54,095
‫اگه بکشیش، نمیام.

384
00:25:54,136 --> 00:25:56,973
‫کسی از کشتن حرفی نزد، باشه؟

385
00:25:57,014 --> 00:25:58,766
‫زودباش. خیلی‌خب. بریم، بریم.

386
00:25:58,808 --> 00:26:00,518
‫نه، اگه من میشناسمت حاضری

387
00:26:00,560 --> 00:26:02,562
‫گلوش رو ببری
‫و بذاری تبدیل بشه.

388
00:26:02,603 --> 00:26:04,647
‫حدود ۲ دقیقه‌است که دیگه
‫به نظر تو اهمیت نمیدم

389
00:26:04,689 --> 00:26:06,566
‫و دارم به این ولت می‌کنم واسه خوک‌ها تنهات بذارم.

390
00:26:27,962 --> 00:26:30,590
‫لعنتی، برید برید.

391
00:26:32,925 --> 00:26:35,386
‫چه خبره؟

392
00:26:35,428 --> 00:26:38,347
‫یه نفر داره میاد.
‫موفق نمیشن.

393
00:26:39,682 --> 00:26:41,183
‫ماشین رو ببر پایین سوارشون کن.

394
00:26:47,773 --> 00:26:49,066
‫برید، برید.

395
00:27:19,639 --> 00:27:21,974
‫پشت وانت‌ها!

396
00:27:22,016 --> 00:27:24,185
‫پشت تریلرها هستن!

397
00:27:24,226 --> 00:27:26,937
‫- بلند شو، هواتو دارم.
‫- بزنیدشون!

398
00:27:29,190 --> 00:27:31,609
‫شلیک دشمن!

399
00:27:31,651 --> 00:27:33,694
‫برید! از این طرف!

400
00:27:35,321 --> 00:27:37,615
‫برید، برید!

401
00:27:37,657 --> 00:27:41,160
‫- برید، برو، برو!
‫- سریع برو، زودباش!

402
00:27:42,828 --> 00:27:44,538
‫برو! اون‌طرف!

403
00:27:49,377 --> 00:27:51,712
‫باید بریم. زودباشید!

404
00:27:54,590 --> 00:27:55,800
‫زودباشید، زودباشید!

405
00:28:25,246 --> 00:28:28,958
‫تبریک میگم، همین الان با افراد واکر
‫اعلام جنگ کردین.

406
00:28:28,999 --> 00:28:32,169
‫جو، با گشتی‌ها تماس بگیر!
‫مراقب ورود به محوطه باشید!

407
00:28:32,211 --> 00:28:33,713
‫ممکنه پشت‌سرت باشن.

408
00:28:33,754 --> 00:28:36,090
‫نبودن، مأموریت
‫موافقیت‌آمیز بود.

409
00:28:36,132 --> 00:28:39,093
‫- دختره رو گرفتیم.
‫- باورم نمیشه فکر تو بود.

410
00:28:39,135 --> 00:28:41,137
‫در خطر بودی.

411
00:28:41,178 --> 00:28:42,388
‫نه تا وقتی تروی اومد و شروع کرد
‫به کشتن مردم!

412
00:28:42,430 --> 00:28:45,349
‫- چند نفر؟
‫- ای، یه چهار پنج نفر.

413
00:28:45,391 --> 00:28:47,351
‫فقط تروی نبود. من راضیش کردم.

414
00:28:47,393 --> 00:28:49,645
‫- من تصمیمش رو گرفتم.
‫- تصمیم‌گیری کار تو نیست، مدیسون.

415
00:28:49,687 --> 00:28:51,439
‫تصمیم‌گیری در جایگاهت نیست.

416
00:28:51,480 --> 00:28:53,607
‫- من با اون آدم یه توافقی کردم!
‫- برخلاف خواسته‌ی پدرت!

417
00:28:53,649 --> 00:28:55,651
‫- که همه‌مون رو نجات بدم!
‫- اون بازیت داد!

418
00:28:55,693 --> 00:28:57,403
‫واکر نمی‌خواست باهات مذاکره کنه!

419
00:28:57,445 --> 00:28:58,904
‫تو هیچوقت برتری‌ای نداشتی!

420
00:28:58,946 --> 00:29:01,031
‫چیزی به‌جز جون آلیشا در خطر نبود!

421
00:29:03,367 --> 00:29:06,454
‫- بهت گفتم این کار جیک‌ـه.
‫- تصمیم درست همین بود.

422
00:29:06,495 --> 00:29:10,082
‫- تروی پشتیبانی کرد ازم. به حرفم باور داشت.
‫- و چند نفر مردن، درسته؟

423
00:29:11,125 --> 00:29:12,418
‫آره.

424
00:29:12,460 --> 00:29:15,004
‫باعث تعجبه که چرا از اون تصمیم حمایت کرده.

425
00:29:17,006 --> 00:29:19,425
‫اون‌هایی که حرف گوش نمیدن

426
00:29:19,467 --> 00:29:22,261
‫یه‌روزی باید اطاعت کنن.

427
00:29:45,910 --> 00:29:48,370
‫بابا می‌دونه؟

428
00:29:48,412 --> 00:29:49,789
‫بابا مست کرده.

429
00:29:55,252 --> 00:29:59,298
‫فکرمی‌کردم خوشحال بشی که
‫دوست‌دخترت رو برگردوندم.

430
00:29:59,340 --> 00:30:02,802
‫بگو ببینم، مدیسون چطوری راضیت کرد؟

431
00:30:02,843 --> 00:30:05,805
‫برای دخترش بود.

432
00:30:05,846 --> 00:30:08,432
‫حتی تو هم اونقدر احمق نیستی که
‫بخوای کاری که کردی رو انجام بدی.

433
00:30:08,474 --> 00:30:11,310
‫تو تنهایی به اردوگاه واکر رفتی.

434
00:30:11,352 --> 00:30:12,812
‫دوباره هم داری انجامش میدی.

435
00:30:12,853 --> 00:30:14,980
‫آرزوی مرگ تو چطوریه؟

436
00:30:17,024 --> 00:30:21,487
‫ببین، به نظرم خوشحال میشی اگه
‫واکر پوست سرت رو بکنه.

437
00:30:26,242 --> 00:30:29,829
‫من اُفیلیا رو برمی‌گردونم.
‫با دلیل و منطق با واکر حرف می‌زنم.

438
00:30:29,870 --> 00:30:32,122
‫با آبی که داریم باهاش صلح می‌کنم.

439
00:30:32,164 --> 00:30:35,084
‫وقتی نیستم، سعی‌کن کسی رو نکشی، باشه؟

440
00:30:35,125 --> 00:30:37,962
‫داداش.

441
00:30:38,003 --> 00:30:40,631
‫اگه بری، بعید می‌دونم برگردی.

442
00:30:43,050 --> 00:30:45,261
‫از خودت بپرس اگه برنگردم خوشحالت می‌کنه یا نه.

443
00:30:53,269 --> 00:30:56,188
‫لازم نیست بری.
‫می‌تونی بمونیس.

444
00:30:56,230 --> 00:30:59,066
‫یا می‌تونی باهام بیای.

445
00:30:59,108 --> 00:31:01,610
‫اگه جای تو بودم اینجا نمی‌موندم.

446
00:31:01,652 --> 00:31:02,778
‫چرا؟

447
00:31:05,489 --> 00:31:07,992
‫چی می‌دونی، اُفیلیا؟

448
00:31:08,033 --> 00:31:09,743
‫توی هتل در حقت بدی کردم.

449
00:31:09,785 --> 00:31:12,413
‫جونت رو در خطر قرار دادم.

450
00:31:12,454 --> 00:31:15,374
‫همراهم بیا. تمام کاری که از دستم برمیاد همینه.

451
00:31:15,416 --> 00:31:18,168
‫نمی‌تونم برم.

452
00:31:18,210 --> 00:31:20,963
‫- خودت می‌دونی.
‫- آره.

453
00:31:25,551 --> 00:31:26,969
‫بابت تراویس متأسفم.

454
00:31:41,275 --> 00:31:42,651
‫شلیک نکنید!

455
00:31:44,862 --> 00:31:46,405
‫اونجا، برگشتن!

456
00:31:51,452 --> 00:31:52,995
‫بکشیدش!

457
00:32:03,380 --> 00:32:05,049
‫باشه، بذارید نفس بکشه.

458
00:32:06,759 --> 00:32:09,970
‫،قولت رو شکوندی، کوچولو
‫،گروگان رو دزدیدی

459
00:32:10,012 --> 00:32:11,972
‫افرادم رو کشتی، فقط به این خاطر که
‫بهت اعتماد کردم.

460
00:32:12,014 --> 00:32:14,558
‫- کار تروی و مادر دختره بود.
‫- فرقی نداره.

461
00:32:14,600 --> 00:32:16,810
‫برات آب آوردم و گروگانت رو پس دادم.

462
00:32:16,852 --> 00:32:18,604
‫کافی نیست.

463
00:32:18,646 --> 00:32:20,981
‫بهت قول میدم...

464
00:32:21,023 --> 00:32:22,483
‫نه.

465
00:32:22,524 --> 00:32:24,193
‫دیگه خبری از قول نیست.

466
00:32:26,153 --> 00:32:28,656
‫می‌دونم هنوز می‌تونیم صلح کنیم.

467
00:32:28,697 --> 00:32:29,865
‫می‌دونم.

468
00:32:31,992 --> 00:32:34,954
‫صلح میشه، ولی نه اون‌طوری که تو فکرمی‌کردی.

469
00:32:34,995 --> 00:32:37,665
‫خشونت دیگه تقریباً تمومه.

470
00:32:44,046 --> 00:32:45,005
‫تاکا.

471
00:32:58,602 --> 00:33:00,562
‫به پدرت بگو وقتی دفعه بعدی ببینمش

472
00:33:00,604 --> 00:33:02,022
‫کندن‌پوست سر پسر بزرگش رو تموم می‌کنم.

473
00:33:04,441 --> 00:33:06,068
‫پسر کوچیکش رو هم تیکه‌تیکه می‌کنم

474
00:33:06,110 --> 00:33:08,779
‫و به خورد گرازها میدمش.

475
00:33:08,821 --> 00:33:12,032
‫به پدرت بگو زنده می‌مونه تا این اتفاقات رو ببینه.

476
00:33:14,535 --> 00:33:16,495
‫قبل از اینکه زنده‌زنده بسوزونیمش.

477
00:33:23,127 --> 00:33:24,378
‫سفر به سلامت.

478
00:33:47,026 --> 00:33:49,236
‫فعالیت نزدیک دروازه. فعالیت نزدیک دروازه.

479
00:33:53,157 --> 00:33:55,701
‫- پرچم سفیده، دست نگه‌دارید.
‫- چرت و پرته!

480
00:33:55,743 --> 00:33:57,286
‫شلیک نکن، کوپ!

481
00:34:09,923 --> 00:34:11,759
‫واکر فکرمی‌کرد من بهتون اطلاعاتی دادم

482
00:34:11,800 --> 00:34:15,471
‫که باعث شده به ملک خصوصیش برید
‫تا آلیشا رو فراری بدین.

483
00:34:15,512 --> 00:34:18,057
‫مثل اینکه.

484
00:34:18,098 --> 00:34:20,851
‫- چی؟
‫- فکرمی‌کنم منظورش اینه که

485
00:34:20,893 --> 00:34:24,605
‫وقتی ازت پرسیدیم به‌نظر نمی‌اومد
‫اطلاعاتی درباره‌ی اردوگاه‌شون داشته باشی.

486
00:34:24,646 --> 00:34:26,940
‫،من فقط می‌دونم خونه‌ام رو از دست دادم

487
00:34:26,982 --> 00:34:28,400
‫مردمی که قبولم کردن رو از دست دادم

488
00:34:28,442 --> 00:34:29,860
‫وقتی توی صحرا تنهام گذاشتن تا بمیرم.

489
00:34:31,904 --> 00:34:33,447
‫نباید از پیش‌مون می‌رفتی.

490
00:34:36,825 --> 00:34:38,660
‫از اینجا ببریدش، باشه؟

491
00:34:38,702 --> 00:34:40,037
‫بله، قربان.

492
00:34:42,414 --> 00:34:45,667
‫به جو بگو به درمانگاه ببرتش.

493
00:34:45,709 --> 00:34:47,127
‫خیلی‌خب، بریم.

494
00:34:47,169 --> 00:34:48,837
‫حالا می‌تونیم صحبت کنیم.

495
00:35:04,686 --> 00:35:07,564
‫خب، نظرتون چیه؟

496
00:35:07,606 --> 00:35:10,192
‫نه، حالا که خون‌ریزی راه افتاده
‫واکر دست رو دست نمی‌ذاره.

497
00:35:10,234 --> 00:35:11,693
‫افرادش بهش فشار میارن که حمله کنه.

498
00:35:11,735 --> 00:35:13,570
‫می‌تونم از دختره اطلاعات بیشتری بگیرم.

499
00:35:13,612 --> 00:35:16,281
‫نه، اون بخاطر من توی این وضعیت قرار گرفته.

500
00:35:16,323 --> 00:35:18,200
‫تقصیر منه.

501
00:35:18,242 --> 00:35:20,410
‫توی لس‌آنجلس، به پدرش گفتم مراقبشم.

502
00:35:20,452 --> 00:35:21,870
‫نباید می‌ذاشتم بره.

503
00:35:21,912 --> 00:35:25,165
‫خب، حالا که اینجاست.

504
00:35:25,207 --> 00:35:28,710
‫پس رو به راهش کن، مراقبش باش.

505
00:35:28,752 --> 00:35:29,962
‫مسئولیتش با خودته.

506
00:35:37,261 --> 00:35:39,471
‫می‌تونی پیش من و آلیشا بمونی.

507
00:35:39,513 --> 00:35:42,933
‫باید یه کاری برات پیداکنیم.

508
00:35:42,975 --> 00:35:45,644
‫توی بلک هت تو آشپزخونه کار می‌کردم.

509
00:35:45,686 --> 00:35:49,022
‫خوبه، اون بدک نیست.

510
00:35:49,064 --> 00:35:50,482
‫پس، من زندانی‌ام اینجا؟

511
00:35:50,524 --> 00:35:52,901
‫همه‌مون زندانی یه‌جایی هستیم.

512
00:35:52,943 --> 00:35:55,028
‫می‌دونی، اردواگاه واکر دیوار نداره.

513
00:35:55,070 --> 00:35:57,322
‫میگه دلیلش اینه که نمیشه یه سرخ‌پوست رو غافل‌گیر کرد.

514
00:35:57,364 --> 00:35:59,408
‫خب، شانس آوردن.

515
00:36:01,034 --> 00:36:03,162
‫مدیسون، آلیشا هیچوقت تو خطر نبود.

516
00:36:03,203 --> 00:36:05,914
‫،یه مقدار طعم آزادی رو چشید
‫و حالا از بین رفته.

517
00:36:05,956 --> 00:36:07,332
‫برای جفت‌مون.

518
00:36:07,374 --> 00:36:08,667
‫به‌خاطر من.

519
00:36:14,548 --> 00:36:17,676
‫دیدی نه؟

520
00:36:17,718 --> 00:36:21,346
‫باشه عالیه، هیچکس برای ۴۸ساعت آینده نمی‌خوابه.

521
00:36:21,388 --> 00:36:24,600
‫،باید جنگ رو بکشونیم تو زمین اون‌ها مرد
‫نه اینکه منتظر بمونیم.

522
00:36:24,641 --> 00:36:28,145
‫روی تپه‌ها خبری نیست.
‫سرخ‌پوست‌ها منتظرن.

523
00:36:28,187 --> 00:36:29,938
‫من میگم حمله بهترین دفاعه.

524
00:36:29,980 --> 00:36:33,150
‫آره خب، فعلاً نه اوتو این رو می‌خواد
‫و نه چیک.

525
00:36:34,735 --> 00:36:36,445
‫خب، اگه واکر حمله کنه

526
00:36:36,486 --> 00:36:37,863
‫و ما توی محوطه باشیم چی میشه؟

527
00:36:37,905 --> 00:36:40,115
‫چون راه درازی تا مزرعه هست.

528
00:36:41,909 --> 00:36:43,994
‫،خب، فقط میشه از دوتا جاده استفاده کرد

529
00:36:44,036 --> 00:36:47,748
‫و ما با وانت‌های سریع روی هردوشون خواهیم بود.

530
00:36:47,789 --> 00:36:50,375
‫،جلوش رو می‌گیریم، یه نامه‌ی خودکشی براش می‌ذاریم

531
00:36:50,417 --> 00:36:52,085
‫برمی‌گردیم، و از اردوگاه محافظت می‌کنیم.

532
00:36:52,127 --> 00:36:53,629
‫نامه‌ی خودکشی؟ یعنی چی؟

533
00:36:53,670 --> 00:36:57,341
‫یکی از افرادمون تا تموم شدن جنگ
‫عقب می‌مونه؟

534
00:36:57,382 --> 00:37:00,052
‫خب آره. همه‌مون می‌خوایم.

535
00:37:00,093 --> 00:37:02,346
‫- آمین. شکی نیست.
‫- اوهوم.

536
00:37:05,807 --> 00:37:07,851
‫خب، اگه کار به اونجا کشید من انجامش میدم.

537
00:37:10,312 --> 00:37:12,564
‫ناراحتی، نیکی؟

538
00:37:12,606 --> 00:37:14,816
‫نه، فقط خودکشی روم اثر نداره.

539
00:37:19,071 --> 00:37:22,157
‫خب، اون...
‫،کار خوبیه

540
00:37:22,199 --> 00:37:26,370
‫ولی فکرمی‌کنم تو داخل حصار می‌مونی.

541
00:37:26,411 --> 00:37:28,455
‫خودکشی رو بذار واسه یه روز دیگه.

542
00:37:48,767 --> 00:37:51,395
‫کاری که واکر توی پایگاه کرد

543
00:37:51,436 --> 00:37:53,772
‫از کار ما بدتر بود؟

544
00:37:53,814 --> 00:37:55,607
‫آره. باور کن.

545
00:37:57,693 --> 00:38:01,571
‫پوست‌سر اون مرد رو کنده بود درحالی‌که هنوز زنده بود.

546
00:38:01,613 --> 00:38:04,116
‫جیک برای مک‌کارتی اشکی نریخت.

547
00:38:04,157 --> 00:38:05,909
‫جیک این رو ندید.

548
00:38:08,078 --> 00:38:09,538
‫و فکرکنم خانواده‌ی تریمبول...

549
00:38:11,748 --> 00:38:13,458
‫اون هم بد بوده.

550
00:38:14,626 --> 00:38:16,628
‫آره.

551
00:38:16,670 --> 00:38:18,046
‫از جهاتی بدتر هم بود.

552
00:38:20,299 --> 00:38:24,553
‫مامان، از کجا می‌تونی مطمئن باشی واکر
‫خانواده‌ی تریمبول رو کشت؟

553
00:39:03,508 --> 00:39:05,427
‫از این وضع خوشم نمیاد.

554
00:39:05,469 --> 00:39:08,638
‫اصلاً خوشم نمیاد.

555
00:39:08,680 --> 00:39:10,474
‫چیزی می‌بینی؟

556
00:39:10,515 --> 00:39:12,184
‫،اگه چیزی می‌دیدم

557
00:39:12,225 --> 00:39:14,394
‫اولین نفر به خودت می‌گفتم.

558
00:39:14,436 --> 00:39:15,937
‫آروم باش.

559
00:39:26,698 --> 00:39:28,617
‫جو، چی‌شده؟

560
00:39:28,658 --> 00:39:30,160
‫یه چیزی درست نیست، مرد.

561
00:39:30,202 --> 00:39:32,496
‫من حس خوبی...

562
00:39:33,830 --> 00:39:36,375
‫جو، چی‌شده، داداش؟

563
00:39:36,416 --> 00:39:39,044
‫جو، حرف بزن، مرد. چی‌شده؟

564
00:39:39,086 --> 00:39:41,213
‫جو، چه خبره، مرد؟

565
00:39:41,254 --> 00:39:43,298
‫خدای من. پزشک، پزشک.

566
00:39:43,340 --> 00:39:44,800
‫همین الان پزشک می‌خوایم!

567
00:39:44,841 --> 00:39:47,302
‫خدای من، بلیک، چی‌کار کنم مرد؟!

568
00:39:47,344 --> 00:39:49,304
‫کوپ! کوپ!

569
00:39:49,346 --> 00:39:52,057
‫بچرخ به پهلو. بچرخ به پهلو.

570
00:40:01,149 --> 00:40:02,401
‫مامان.

571
00:40:17,040 --> 00:40:18,542
‫جیمی، کجایی؟

572
00:40:20,419 --> 00:40:22,587
‫جیمی، موضوع کوپه مرد. باید به اردوگاه برگردیم.

573
00:40:36,852 --> 00:40:38,937
‫اینجا کمک می‌خوایم!

574
00:40:38,979 --> 00:40:41,731
‫،ما تو قسمت جنوبی هستیم
‫قسمت جنوبی!

575
00:40:45,068 --> 00:40:47,571
‫پزشک می‌خوایم!

576
00:40:47,612 --> 00:40:50,073
‫داخل بمونید! برید داخل!

577
00:40:50,115 --> 00:40:51,533
‫برگرد تو خونه! برید توی خونه‌هاتون!

578
00:40:51,575 --> 00:40:53,410
‫داخل باشید! برگردین داخل!

579
00:40:53,452 --> 00:40:56,580
‫برید خونه‌هاتون. برگردین تو!

580
00:40:56,621 --> 00:40:58,832
‫برگردین داخل!

581
00:41:08,592 --> 00:41:11,178
‫خدای من، یعنی چی؟

582
00:41:15,015 --> 00:41:17,392
‫کمک! کمک!

583
00:41:24,566 --> 00:41:26,359
‫برو.

584
00:41:31,031 --> 00:41:33,366
‫بریم، زودباشید.

585
00:41:41,291 --> 00:41:42,709
‫مامان! مامان!

586
00:41:44,628 --> 00:41:45,795
‫- خوبی؟
‫- آره.

587
00:41:45,837 --> 00:41:47,756
‫آلیشا کجاست؟ آلیشا، خوبی؟

588
00:41:47,797 --> 00:41:48,757
‫آره.

589
00:41:50,926 --> 00:41:54,554
‫اُفیلیا!

590
00:42:02,229 --> 00:42:03,939
‫- لعنتی، جلوش رو بگیر.
‫- چی؟

591
00:42:03,980 --> 00:42:05,690
‫اُفیلیا، کار اون بود.

592
00:42:05,732 --> 00:42:08,652
‫نیک؟

593
00:42:08,693 --> 00:42:11,154
‫نیک!

594
00:42:13,782 --> 00:42:15,659
‫پیشش بمون.

595
00:42:15,700 --> 00:42:18,161
‫چیزی نیست، باشه؟

596
00:42:20,000 --> 00:42:25,000
‫ترجمه از: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

597
00:42:25,000 --> 00:42:30,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

