﻿1
00:00:12,451 --> 00:00:12,816
«آنچه گذشت»

2
00:00:12,840 --> 00:00:15,930
‫- باید دست بجنبونیم، چارلی؟
‫- حالش خیلی بده.

3
00:00:16,410 --> 00:00:17,410
‫باید عمل بشه.

4
00:00:17,440 --> 00:00:18,480
‫بچه خودتونه، مگه نه؟

5
00:00:18,620 --> 00:00:19,810
‫فینچ که به هوش بیاد،

6
00:00:20,010 --> 00:00:21,770
‫از اینجا می‌بریمش.

7
00:00:21,930 --> 00:00:23,680
‫اسم زنه شرایکه،
‫برای پادره کار می‌کنه.

8
00:00:23,880 --> 00:00:25,996
‫ازش خواسته بود اثر گاز واکرها رو خنثی کنه.

9
00:00:26,020 --> 00:00:27,910
‫- با چه روشی؟
‫- پرتودرمانی.

10
00:00:28,110 --> 00:00:30,130
‫از مرگ ناشی از گاز هم بدتر بود.

11
00:00:30,330 --> 00:00:32,260
‫ولی من ایمان دارم این‌دفعه درستش می‌کنی.

12
00:00:32,460 --> 00:00:33,960
‫می‌کُشمت!

13
00:00:34,160 --> 00:00:36,440
‫می‌خوام جزوی از آینده‌ای
‫باشم که پادره داره می‌سازه.

14
00:00:36,640 --> 00:00:37,440
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

15
00:00:37,640 --> 00:00:39,090
‫می‌شه یه لحظه بزنید کنار؟

16
00:00:39,290 --> 00:00:40,520
‫مورگان فرارکن!

17
00:00:44,910 --> 00:00:50,366
 

18
00:00:58,535 --> 00:01:03,335
 

19
00:01:09,540 --> 00:01:11,780
‫پس بیدار شدی.

20
00:01:11,980 --> 00:01:15,000
‫عالیه.

21
00:01:15,200 --> 00:01:18,780
‫بابت آرامبخش‌ها ببخشید،
‫ولی اینطوری خیلی بهتره.

22
00:01:18,980 --> 00:01:20,740
‫چقدر دیگه قراره اینجا نگه‌ام دارین؟

23
00:01:20,940 --> 00:01:22,870
‫این همه خون ازم گرفتین بَسه‌تون نیست؟

24
00:01:23,070 --> 00:01:25,700
‫ خیلی وقته مرحله
‫مطالعاتِ خون‌ت رو پشت سر گذاشتیم.

25
00:01:25,900 --> 00:01:28,530
‫یعنی چی؟

26
00:01:28,730 --> 00:01:31,010
‫اینارو دیگه «زاغ آبی» بهت توضیح می‌ده.

27
00:01:38,440 --> 00:01:40,460
‫نائومی؟

28
00:01:40,660 --> 00:01:42,020
‫چه‎‌خبر رفیق قدیمی؟

29
00:01:44,530 --> 00:01:45,850
‫شما دوتا هم رو می‌شناسین؟

30
00:01:46,050 --> 00:01:47,590
‫شرایک که چیزی نگفت بهم.

31
00:01:49,800 --> 00:01:51,470
‫پادره گفت من برگردم به جزیره.

32
00:01:51,670 --> 00:01:52,990
‫تو آماده‌ش کن.

33
00:01:58,760 --> 00:01:59,430
‫پس تو هم باهاشون هم‌دستی.

34
00:01:59,630 --> 00:02:01,560
‫به اجبار.

35
00:02:01,760 --> 00:02:03,916
‫پس تو بودی که این همه سال
‫ازم خون می‌گرفتی؟

36
00:02:03,940 --> 00:02:05,090
‫من نبودم.

37
00:02:05,290 --> 00:02:07,960
‫فکر می‌کردم مُردی مدیسون،

38
00:02:08,160 --> 00:02:10,400
‫تا وقتی که شرایک پرونده‌ات رو نشونم داد.

39
00:02:10,600 --> 00:02:12,000
‫الان قراره چی بشه؟

40
00:02:13,480 --> 00:02:15,056
‫تمام تلاش‌ام رو کردم تا جلوش رو بگیرم.

41
00:02:15,080 --> 00:02:16,970
‫جلوی چی؟
‫می‌خواد چه بلایی سرم بیاره؟

42
00:02:22,140 --> 00:02:25,110
‫شرایک می‌خواد یه راهی برای
 خنثی کردن اثر گاز واکرها پیدا کنه.

43
00:02:25,310 --> 00:02:26,940
‫تحقیقات‌شون بر اساس تبدیل
‫نشدن آلیشا پیش می‌ره،

44
00:02:27,140 --> 00:02:28,500
‫چون واقعاً هم تبدیل نشد.

45
00:02:28,700 --> 00:02:29,850
‫چه چیزها.

46
00:02:32,490 --> 00:02:33,990
‫و حالا می‌خواد روی من آزمایشش کنه.

47
00:02:34,190 --> 00:02:36,150
‫احتمالاً برای همین هِی
‫ازت خون می‌گرفته.

48
00:02:36,190 --> 00:02:38,430
‫با خودش گفته شاید به‌خاطر
‫ مواد رادیواکتیو نباشه

49
00:02:38,630 --> 00:02:40,170
‫و یه‌ پدیده موروثی باشه.

50
00:02:40,370 --> 00:02:42,030
‫امکان داره درست بگه؟

51
00:02:44,210 --> 00:02:47,090
‫هرچیزی ممکنه، اما...

52
00:02:47,290 --> 00:02:49,571
‫یه‌ یارویی هست که ظاهراً 
‫پرتودرمانی روش جواب داده،

53
00:02:49,770 --> 00:02:52,570
‫اما هنوز یه هفته هم نگذشته.

54
00:02:52,770 --> 00:02:55,100
‫اگه من اینکارو نکنم، شرایک
‫خودش دست به‌کار می‌شه

55
00:02:55,300 --> 00:02:57,400
‫و احتمال زنده موندنت زیر
‫دست من بیشتره.

56
00:03:01,130 --> 00:03:02,670
‫می‌شه یه لطفی در حقم کنی؟

57
00:03:02,870 --> 00:03:03,870
‫حتماً.

58
00:03:04,000 --> 00:03:05,370
‫یه پرونده توی جزیره هست.

59
00:03:05,570 --> 00:03:07,500
‫پرونده؟

60
00:03:07,700 --> 00:03:09,986
‫اسم بچه‌هایی که وقتی براشون
‫کار می‌کردم دزدیدم توش نوشته شده.

61
00:03:10,010 --> 00:03:12,920
‫نه اسمی که پادره بهشون داده،
‫اسم‌های واقعی‌شون.

62
00:03:12,920 --> 00:03:14,030
‫و جایی که پیداشون کردم.

63
00:03:14,230 --> 00:03:15,900
‫خب من باید چیکار کنم؟

64
00:03:16,100 --> 00:03:19,250
‫کاری که به «مو» قول داده بودم
‫خودم انجامش می‌دم.

65
00:03:19,450 --> 00:03:21,120
‫خانواده اون بچه‌ها رو پیدا کن.

66
00:03:21,320 --> 00:03:22,690
‫از وقتی پای پادره به زندگیم باز شده

67
00:03:22,890 --> 00:03:25,680
‫هرکار مثبتی که می‌خوام انجام بدم
‫به نتیجه نمی‌رسه.

68
00:03:27,860 --> 00:03:29,410
‫درکت می‌کنم.

69
00:03:29,610 --> 00:03:31,130
‫شرایک حرف می‌زنه.
‫آماده‌ست؟

70
00:03:33,810 --> 00:03:35,140
‫آره آماده‌ست.

71
00:03:39,470 --> 00:03:43,140
‫توی استادیوم پیچوندمت و فرار کردم،
‫ولی تو همه‌مون رو نجات دادی.

72
00:03:43,340 --> 00:03:44,800
‫اما این دفعه دیگه نمی‌پیچونمت.

73
00:03:45,000 --> 00:03:46,710
‫تا آخرش پیشتم.

74
00:04:00,585 --> 00:04:07,361
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»
‫:::. mmli.sm & Ayda.NDR .:::

75
00:04:10,793 --> 00:04:15,633
‫« تــــرس از مـــردگــان متـــحــرک »
‫" فصل هشتم - قسمت اول "

76
00:04:18,226 --> 00:04:20,726
[12 سال پیش]

77
00:04:25,960 --> 00:04:28,620
‫اوه!

78
00:04:28,820 --> 00:04:30,530
‫چه خفنه.

79
00:04:34,400 --> 00:04:35,810
‫برگام.

80
00:04:36,010 --> 00:04:37,940
‫اجازه نداریم اینجا باشیم.

81
00:04:38,140 --> 00:04:40,060
‫نگهبانی کسی که بیرون نبود.

82
00:04:42,670 --> 00:04:46,470
‫اینجا چه غلطی می‌کنین؟

83
00:04:46,670 --> 00:04:48,990
‫باید فلنگ رو ببندیم.

84
00:04:49,190 --> 00:04:51,430
‫اینجا چه غلطی می‌کنین؟

85
00:04:51,630 --> 00:04:53,520
‫بابا. اصلاً خنده‌دار نبود.

86
00:04:53,720 --> 00:04:55,000
‫باید قیافه‌تون رو می‌دیدید.

87
00:04:55,070 --> 00:04:56,570
‫اتفاقاً دیدیم، توی اون.

88
00:04:56,770 --> 00:04:58,440
‫که راستش نمی‌دونم چرا اونجاست.

89
00:04:58,640 --> 00:05:00,400
‫اونقدرها هم بد نیست.

90
00:05:00,600 --> 00:05:02,396
‫کمک می‌کنه وقتی جلسه دارم
‫حواسم به اطراف باشه.

91
00:05:02,420 --> 00:05:04,530
‫توروخدا اون میکروفون هم عوض کنید.

92
00:05:04,730 --> 00:05:06,406
‫آره، وگرنه مردم از ترس سکته می‌کنن.

93
00:05:06,430 --> 00:05:07,496
‫گروهبان برنر می‌گه

94
00:05:07,520 --> 00:05:08,750
‫احتمالاً سیم‌هاش اتصالی کرده.

95
00:05:08,950 --> 00:05:11,490
‫اوکی‌ش می‌کنیم.

96
00:05:11,690 --> 00:05:13,230
‫واقعاً امروز باید بری؟

97
00:05:14,970 --> 00:05:17,280
‫آره.

98
00:05:17,480 --> 00:05:18,580
‫چـرا؟

99
00:05:20,100 --> 00:05:22,110
‫بیاین دنبالم.

100
00:05:22,310 --> 00:05:25,290
‫می‌خوام یه‌چیزی بهتون نشون بدم.

101
00:05:25,490 --> 00:05:27,020
‫بریم.

102
00:05:30,460 --> 00:05:31,690
‫دارکوب؟

103
00:05:31,890 --> 00:05:33,040
‫دقت کن.

104
00:05:33,240 --> 00:05:34,730
‫علامت قرمز روی کله‌ش رو می‌بینی؟

105
00:05:34,930 --> 00:05:37,870
‫یه دارکوب خال بزرگه.

106
00:05:38,070 --> 00:05:41,440
‫خب؟
‫مگه چی شده؟

107
00:05:41,640 --> 00:05:44,270
‫یادتونه وقتی مامان‌تون این رو
‫بهم داد چی گفت؟

108
00:05:44,470 --> 00:05:47,140
‫«با این می‌تونی بفهمی چه اتفاقی می‌خواد بیفته»

109
00:05:47,340 --> 00:05:49,621
‫وقتی امروز صبح گذاشتم‌ش روی چشمام
‫و این پرنده رو دیدم

110
00:05:49,820 --> 00:05:51,620
‫انگار مادرتون سعی داشت
‫یه چیزی بهم بگه.

111
00:05:51,690 --> 00:05:52,930
‫چی؟

112
00:05:53,130 --> 00:05:56,150
‫که اینجا قراره به بهترین نحو زندگی کنیم.

113
00:05:56,350 --> 00:05:58,500
‫این پرنده‌ها، دسته‌جمعی
‫با خانواده‌شون زندگی می‌کنن.

114
00:05:58,700 --> 00:06:00,100
‫با همکاری هم جوجه‌ها
‫رو بزرگ می‌کنن.

115
00:06:00,130 --> 00:06:02,810
‫اگه اونا می‌تونن،
‫چرا ما نتونیم؟

116
00:06:03,010 --> 00:06:05,630
‫سردار کنریک؛
‫حرکت کنیم؟

117
00:06:08,720 --> 00:06:10,280
‫یکم دیگه میام.

118
00:06:14,550 --> 00:06:17,080
وقتی از جزیره می‌ری دلم شور می زنه.

119
00:06:17,280 --> 00:06:19,340
‫دیگه باید به مردم کمک کنیم
‫بتونن از نو شروع کنن.

120
00:06:19,540 --> 00:06:20,820
‫چطوری؟

121
00:06:21,020 --> 00:06:22,300
‫دقیقاً همونطوری که
‫اینجا رو ساختیم.

122
00:06:22,330 --> 00:06:24,040
‫پس ماشین‌ها برای چی‌ان؟

123
00:06:24,240 --> 00:06:26,790
‫همه‌شون با وسایل کافی برای شروع
‫دوباره مردم پُر شدن.

124
00:06:26,990 --> 00:06:28,010
‫اون بیرون خیلی خطرناکه.

125
00:06:28,200 --> 00:06:29,660
‫آتلانتا و لس‌آنجلس رو بمب‌بارون کردن.

126
00:06:29,860 --> 00:06:31,790
‫دیگه ما به‌هرحال باید
‫وظیفه‌مون رو انجام بدیم.

127
00:06:31,990 --> 00:06:34,010
‫ خورد و خوراک در اختیار 
‫جوامع جدید بذاریم.

128
00:06:34,210 --> 00:06:36,320
‫برنامه‌مون اینطوری چیده شده.

129
00:06:36,520 --> 00:06:38,720
‫اصلاً از کجا می‌دونین که هنوز
‫اون بیرون آدم هست؟

130
00:06:38,820 --> 00:06:40,580
‫- راست می‌گه
‫- الیاس رو یادتونه؟

131
00:06:40,780 --> 00:06:41,840
‫سناتور واسکاز؟

132
00:06:42,040 --> 00:06:43,106
‫دیروز باهاش حرف می‌زدیم.

133
00:06:43,130 --> 00:06:44,410
‫اون و افرادش توی یه پناهگاه زیرزمینی

134
00:06:44,530 --> 00:06:46,370
‫توی هتلِ فرانکلین گالوستون اقامت دارن.

135
00:06:46,570 --> 00:06:47,590
‫جاشون امنه.

136
00:06:47,790 --> 00:06:49,420
‫خب پس چرا شما هم
‫همینکار رو نمی‌کنین؟

137
00:06:49,620 --> 00:06:52,030
‫وقتی اینجا اینقدره امنه چرا
‫همینجا نمی‌مونین؟

138
00:06:52,230 --> 00:06:53,376
‫ببینید، اگه ارتباط‌مون رو با دنیا قطع کنیم

139
00:06:53,400 --> 00:06:55,420
‫عمراً بتونیم دوام بیاریم.

140
00:06:55,620 --> 00:06:57,166
‫اگه ذخایرمون تموم بشن

141
00:06:57,190 --> 00:06:58,770
‫و هیچکس نباشه کمک‌مون کنه
‫چی می‌شه؟

142
00:06:58,970 --> 00:07:00,900
‫به کدوم جامعه می‌تونیم اتکا کنیم؟

143
00:07:02,680 --> 00:07:05,250
‫نگران نباشید.
‫جاتون اینجا امنه.

144
00:07:08,380 --> 00:07:10,570
‫و یادتون نره؛ وقتی پشت بی‌سیم
‫با هم حرف می‌زنیم

145
00:07:10,770 --> 00:07:12,446
‫از اسم‌های رمزی استفاده کنید.

146
00:07:12,470 --> 00:07:15,010
‫- اسم پرنده‌ها منظورتونه؟
‫- بخاطره امنیت خودتونه.

147
00:07:15,210 --> 00:07:16,790
‫- من «مرغ ماهی‌خوار» بودم؟
- آره.

148
00:07:16,990 --> 00:07:17,790
‫باشه.

149
00:07:17,990 --> 00:07:20,060
‫حالا چرا اسم من شِرایکه؟ 
‫[سنگ‌چشم، نوعی پرنده]

150
00:07:20,260 --> 00:07:21,670
‫چون سنگ‌چشم شاید کوچیک باشه،

151
00:07:21,870 --> 00:07:24,020
‫اما فلفل نبین چه ریزه،
‫بشکن ببین چه تیزه.

152
00:07:24,220 --> 00:07:26,360
‫همیشه به فکر خانوادشه.

153
00:07:28,750 --> 00:07:30,240
‫زود برمی‌گردم.

154
00:07:30,440 --> 00:07:31,850
‫وقتی نیستم، حواست...

155
00:07:32,050 --> 00:07:33,500
‫به داداشت باشه، خب؟

156
00:07:38,800 --> 00:07:40,160
‫بیاین بغلم.

157
00:07:46,940 --> 00:07:48,220
‫زودی میام.

158
00:08:02,780 --> 00:08:05,930
‫با وجود تمام لطف‌هایی که پادره
‫در حقت کرد، تو بهش خیانت کردی.

159
00:08:06,130 --> 00:08:08,760
‫حالا اینطوری قراره براش جبران کنی.

160
00:08:08,960 --> 00:08:10,540
‫تازه تک و تنها هم نیستی.

161
00:08:10,740 --> 00:08:12,670
‫بلبل جون هم بعداً بهمون ملحق می‌شه.

162
00:08:12,870 --> 00:08:14,460
‫هروقت که پیداش کردیم.

163
00:08:14,660 --> 00:08:17,380
‫دلیل پادره برای این کار چیه؟

164
00:08:17,570 --> 00:08:19,990
‫همون دلیلی که برای بقیه کارهاش داره.

165
00:08:20,190 --> 00:08:22,950
‫برای استحکام بخشیدن به
‫چیزی که ساخته.

166
00:08:27,850 --> 00:08:30,080
‫رن، وایسا.

167
00:08:30,280 --> 00:08:34,130
‫حواست هست چقدر از بقیه دور شدیم؟

168
00:08:34,330 --> 00:08:37,090
‫باید اینکارو کنم.

169
00:08:37,290 --> 00:08:38,870
‫چه کاری؟

170
00:08:42,260 --> 00:08:43,650
‫می‌خوام بدونم اون داخل چه‌خبره.

171
00:08:48,390 --> 00:08:51,020
‫سال‌ها بعد وقتی مردم به گذشته نگاه می‌کنن
‫و از خودشون می‌پرسن

172
00:08:51,220 --> 00:08:53,450
‫پادری چطوری جلوی عفونتِ

173
00:08:53,650 --> 00:08:57,200
‫ناشی از گاز واکرها رو گرفت،

174
00:08:57,400 --> 00:09:00,900
‫امروز رو به‌خاطر میارن.

175
00:09:01,100 --> 00:09:04,030
‫و از تو به عنوان قهرمان‌شون یاد می‌کنن.

176
00:09:04,230 --> 00:09:07,340
‫فکرکنم فینچ اونجاست.

177
00:09:07,540 --> 00:09:08,560
‫فینچ؟

178
00:09:08,760 --> 00:09:10,160
‫از وقتی برای عمل رفت؛ 
‫خبری ازش نیست.

179
00:09:10,190 --> 00:09:12,130
‫چون هنوز توی دوره بهبودیشه.

180
00:09:12,320 --> 00:09:14,130
‫واقعاً این حرف رو باور کردی؟

181
00:09:14,330 --> 00:09:15,480
‫چرا نباید بکنم؟

182
00:09:15,680 --> 00:09:16,696
‫بعد از اینکه به قایق‌شون حمله شد،

183
00:09:16,720 --> 00:09:18,350
‫پادره بقیه رو فرستاد دنبالش.

184
00:09:18,550 --> 00:09:20,480
‫توی گزارش‌ها خوندم، داو.

185
00:09:20,680 --> 00:09:22,440
‫نوشته بود موقعیت فعلی‌شون
‫موزه راه آهنه،

186
00:09:22,470 --> 00:09:24,530
‫اما اونجا خالی بود.

187
00:09:24,730 --> 00:09:26,616
‫فکر می‌کنم یکی واگن قطار
‫رو آورده اینجا.

188
00:09:26,640 --> 00:09:28,186
‫- چرا باید یکی همچین کاری کنه؟
‫- نمی‌دونم.

189
00:09:28,210 --> 00:09:30,060
‫شاید پادره داره حقیقت رو ازمون مخفی می‌کنه.

190
00:09:32,690 --> 00:09:34,840
‫اگه اتفاق بدی افتاده باشه چی؟

191
00:09:35,040 --> 00:09:36,500
‫اگه هنوز درحال وقوع باشه چی؟

192
00:09:40,350 --> 00:09:41,590
‫شرایک؛ وایسا.

193
00:09:41,790 --> 00:09:44,160
‫لااقل بذار بهش بی‌حسی تزریق کنم.

194
00:09:44,360 --> 00:09:45,380
‫نه.

195
00:09:45,580 --> 00:09:47,070
‫اون خیلی پادره رو اذیت کرده.

196
00:09:49,450 --> 00:09:50,900
‫وقتشه خودش اذیت بشه.

197
00:09:51,100 --> 00:09:52,950
‫نه.

198
00:09:54,630 --> 00:09:56,390
‫نه.

199
00:09:58,150 --> 00:10:00,040
‫چه غلطی می‌کنی؟

200
00:10:00,240 --> 00:10:02,220
‫می‌خوام بدونم اونجا چه‌خبره!

201
00:10:02,420 --> 00:10:03,420
‫اونجا چیکار می‌کنین؟

202
00:10:03,590 --> 00:10:05,180
‫رن.

203
00:10:05,380 --> 00:10:06,530
‫برگردید ببینم.

204
00:10:14,170 --> 00:10:15,230
‫نـه!

205
00:10:18,000 --> 00:10:20,060
‫شرایک؟

206
00:10:20,260 --> 00:10:23,330
‫کافیه! ولش کنید.

207
00:10:23,530 --> 00:10:25,110
‫ببریدش بیرون،
‫همین الان.

208
00:10:32,840 --> 00:10:34,770
‫زاغ آبی کمکم کن!

209
00:10:34,970 --> 00:10:36,430
‫زاغ آبـی؟

210
00:10:41,850 --> 00:10:44,170
‫- ممنون.
‫- یکی بهت بدهکار بودم.

211
00:11:01,040 --> 00:11:02,930
‫اینجا چیکار می‌کنی تو؟

212
00:11:03,130 --> 00:11:05,360
‫از اینجا می‌زنیم بیرون تا به
‫قولی که دادیم عمل کنیم.

213
00:11:05,460 --> 00:11:07,196
‫بعید می‌دونم بعید این جریانات
‫بتونیم حتی نزدیک جزیره بشیم.

214
00:11:07,220 --> 00:11:09,420
‫یه کاریش می‌کنیم.
‫بابام کمک‌مون می‌کنه.

215
00:11:09,620 --> 00:11:11,680
‫نه، فعلاً کاری از دستش برنمیاد.

216
00:11:11,880 --> 00:11:13,380
‫- چرا؟
‫- بیخیالش.

217
00:11:13,580 --> 00:11:14,900
‫تا وقتی برگرده باید خودمون
‫دست به‌کار باشیم.

218
00:11:25,370 --> 00:11:26,786
‫با روشی که بهم گفتی

219
00:11:26,810 --> 00:11:28,260
‫خودمون رو می‌رسونیم به قایق فرمانده.

220
00:11:28,460 --> 00:11:30,310
‫بقیه بچه‌ها رو هم با خودمون می‌بریم.

221
00:11:30,510 --> 00:11:32,000
‫به این آسونی‌ها نیست، مـو.

222
00:11:32,200 --> 00:11:34,830
‫- بگیرش مدیسون.
‫- مرسی.

223
00:11:38,840 --> 00:11:40,620
‫شرایک، منم هاک.
‫کار امروزمون تموم شد

224
00:11:40,820 --> 00:11:43,020
‫و الان داریم برمی‌گردیم سمت جزیره.

225
00:11:43,210 --> 00:11:44,540
‫لعنتی.

226
00:11:48,480 --> 00:11:51,070
‫تکون نخور.

227
00:11:51,270 --> 00:11:53,070
‫بقیه رو خبرکن.

228
00:11:53,270 --> 00:11:56,380
‫بگو نیروی کمک بفرستن.

229
00:11:56,580 --> 00:11:58,730
‫اینکارو نکن.
‫اون داشت «لارک» رو می‌کُشت.

230
00:11:58,930 --> 00:11:59,990
‫حقش بوده!

231
00:12:00,190 --> 00:12:01,560
‫فینچ چی؟

232
00:12:01,760 --> 00:12:04,340
‫به حرف‌ش گوش نکن.

233
00:12:04,540 --> 00:12:06,730
‫کُشتیش نه؟

234
00:12:06,930 --> 00:12:07,740
‫جون‌ش رو نجات دادم.

235
00:12:07,940 --> 00:12:09,480
‫دروغ می‌گه.

236
00:12:11,850 --> 00:12:13,610
‫الان کجاست؟

237
00:12:13,810 --> 00:12:15,740
‫جایی که مامان باباش دیگه
‫نمی‌تونن اذیت‌ش کنن.

238
00:12:15,940 --> 00:12:19,970
‫شرایک خودش یه کاری کرد فینچ رو گاز بگیرن.

239
00:12:20,160 --> 00:12:21,530
‫فینچ رو گاز گرفتن؟

240
00:12:23,560 --> 00:12:25,580
‫شرایک، اینا چه‌خبره؟

241
00:12:25,780 --> 00:12:27,800
‫من دارم از سرمایه پادره محافظت می‌کنم.

242
00:12:28,000 --> 00:12:29,980
‫که شما بچه‌ها بتونین 
‫آینده‌دار باشین...

243
00:12:30,170 --> 00:12:32,050
‫- آینده برای تو این شکلی رقم می‌خوره؟
- آینده‌ای که...

244
00:12:34,220 --> 00:12:36,900
‫داو، موقعیتت رو اعلام کن.

245
00:12:37,090 --> 00:12:39,090
‫بهشون بگو کجاییم؛
‫بگو بیان اینجا.

246
00:12:39,140 --> 00:12:40,330
‫داو اینکارو نکن.

247
00:12:40,530 --> 00:12:41,900
‫چرا؟

248
00:12:42,100 --> 00:12:43,420
‫پادره توی این مورد دروغ گفته،

249
00:12:43,620 --> 00:12:45,380
‫با خودت فکرکن چه دروغ‌های
‫دیگه‌ای که نگفته!

250
00:12:45,540 --> 00:12:46,906
‫مامان‌بابات، ممکنه هنوز زنده باشن

251
00:12:46,930 --> 00:12:48,390
‫و من می‌تونم کمکت کنم
‫پیداشون کنی.

252
00:12:48,580 --> 00:12:49,860
‫نمی‌خوام پیداشون کنم.

253
00:12:49,930 --> 00:12:52,130
‫اون‌ها ولم کردن،
من رو رها کردن به حال خودم.

254
00:12:52,330 --> 00:12:53,910
‫اینطوری نیست.

255
00:12:54,110 --> 00:12:55,870
‫تو از کجا می‌دونی؟

256
00:12:56,070 --> 00:12:58,270
‫چون خودِ من تو رو از مامان‌بابات دزدیدم.

257
00:13:00,470 --> 00:13:02,050
‫اسم‌شون‌ چیه؟

258
00:13:02,250 --> 00:13:04,230
‫کجا من رو پیدا کردی؟

259
00:13:04,430 --> 00:13:07,970
‫یادم نیست،
‫اما چهره‌ات رو به‌خاطر دارم.

260
00:13:08,170 --> 00:13:09,490
‫داره گول‌ت می‌زنه.

261
00:13:09,690 --> 00:13:11,410
‫اون که داره همه‌مون رو
‫گول می‌زنه پادره‌ست.

262
00:13:11,610 --> 00:13:13,410
‫لارک راست می‌گه داو.

263
00:13:13,610 --> 00:13:15,240
‫برای همین پادره همه
‫اینارو ازتون مخفی کرده،

264
00:13:15,440 --> 00:13:16,940
‫تا هیچکس نفهمه.

265
00:13:17,130 --> 00:13:19,330
‫اما می‌تونیم شرایط رو تغییر بدیم.

266
00:13:19,530 --> 00:13:20,530
‫چطوری؟

267
00:13:20,570 --> 00:13:22,290
‫فقط کافیه یه‌طوری برسم به اون جزیره.

268
00:13:22,490 --> 00:13:23,590
‫یه پرونده اونجاست.

269
00:13:23,590 --> 00:13:25,110
‫مشخصات تمام بچه‌هایی که دزدیدم

270
00:13:25,200 --> 00:13:26,466
‫و جایی که پیداشون کردم توش نوشته شده

271
00:13:26,490 --> 00:13:27,600
‫اینطوری می‌تونم کمکت کنم.

272
00:13:27,800 --> 00:13:29,430
‫اینطوری می‌تونم به تمام
‫اون بچه‌ها کمک کنم.

273
00:13:29,630 --> 00:13:30,820
‫داو، دریافت می‌کنی؟

274
00:13:31,020 --> 00:13:32,600
‫کجـایی؟

275
00:13:39,940 --> 00:13:41,136
‫کمکت می‌کنم بری اونجا.

276
00:13:41,160 --> 00:13:42,610
‫داو...

277
00:13:42,810 --> 00:13:44,570
‫برام مهم نیست چی تو اون پرونده‌ست،

278
00:13:44,770 --> 00:13:45,970
‫اما حقیقت برام خیلی مهمه!

279
00:13:46,080 --> 00:13:47,750
‫و می‌خوام از زبون خودِ پادره بشنومش.

280
00:13:51,690 --> 00:13:53,410
‫عمراً بتونین از نگهبان‌ها رد بشین.

281
00:13:53,610 --> 00:13:55,060
‫اگه تو کمک‌مون کنی می‌تونیم.

282
00:13:55,260 --> 00:13:56,580
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

283
00:13:59,960 --> 00:14:02,960
‫اگه من رو بکشی، پادره بلایی 
‫سرت میاره که در مقایسه با

284
00:14:03,050 --> 00:14:04,640
‫ کاری که می‌خواستم
‫با لارک بکنم هیچ باشه!

285
00:14:04,830 --> 00:14:07,550
‫چرا اونوقت؟

286
00:14:07,750 --> 00:14:09,380
‫چون من دُختر پادره‌ام.

287
00:14:20,500 --> 00:14:21,736
‫امروز کارمون خیلی سنگینه داداش.

288
00:14:21,760 --> 00:14:25,920
‫اما داریم از منطقه پُرباری شروع می‌کنیم.

289
00:14:26,120 --> 00:14:27,210
‫بریم.

290
00:14:30,000 --> 00:14:31,140
‫رفتن؟

291
00:14:31,340 --> 00:14:32,740
‫آره.

292
00:14:42,790 --> 00:14:43,890
‫نباید می‌اومدیم اینجا.

293
00:14:44,090 --> 00:14:45,940
‫فقط می‌خوایم حواس‌مون باشه
‫بابا طوری‌ش نشه.

294
00:14:46,140 --> 00:14:48,160
‫طوریش نم‌شه.

295
00:14:48,360 --> 00:14:49,930
‫گه توش.

296
00:14:52,500 --> 00:14:53,860
‫یادش رفت این رو ببره.

297
00:14:54,060 --> 00:14:55,820
‫خب؟

298
00:14:56,020 --> 00:14:57,860
‫باید ببریم بدیم بهش.

299
00:14:58,060 --> 00:14:59,780
‫نه، بن!

300
00:14:59,980 --> 00:15:01,346
‫چطوری بدون این بفهمه چه 
اتفاقی قراره بفهمه؟

301
00:15:01,370 --> 00:15:02,910
‫اینا چرت و پرته.

302
00:15:03,110 --> 00:15:05,070
‫این همه آدم باهاشه.

303
00:15:05,110 --> 00:15:06,130
‫چیزی‌ش نمی‌شه.

304
00:15:06,330 --> 00:15:07,526
‫درمورد مامانم همینطوری فکرمی‌کردیم.

305
00:15:07,550 --> 00:15:08,350
‫اینکارو نکن.

306
00:15:08,550 --> 00:15:10,480
‫از سر راهم برو کنار سم.

307
00:15:10,680 --> 00:15:11,700
‫نه.

308
00:15:13,730 --> 00:15:15,130
‫از سر راهم برو کنار.

309
00:15:17,390 --> 00:15:18,710
‫بن!

310
00:15:18,910 --> 00:15:19,910
‫بن...

311
00:15:37,590 --> 00:15:39,770
‫اشتباه بزرگی مرتکب شدی،

312
00:15:39,970 --> 00:15:42,380
‫بذار بهت بگم، قرار نیست جوابی که....

313
00:15:42,580 --> 00:15:43,730
‫انتظار داری رو بشنوی.

314
00:15:45,770 --> 00:15:48,300
‫دست‌ها بالا.

315
00:15:52,210 --> 00:15:54,960
‫هرچی پرسیدیم مثل آدم جواب بدید
‫تا کسی آسیب نبینه.

316
00:15:55,160 --> 00:15:56,160
‫من تو رو می‌شناسم.

317
00:15:56,340 --> 00:15:59,140
‫یادم نمیاد کجا دیدمت،
‫ولی می‌شناسمت.

318
00:15:59,340 --> 00:16:00,880
‫تو قبرستون ماشین‌ها زندگی می‌کردین.

319
00:16:01,080 --> 00:16:04,670
‫غذاتون تموم شده بود و
‫بچه‌هاتون گُشنه بودن.

320
00:16:04,870 --> 00:16:06,270
‫پسر تو همه‌ش سرفه می‌کرد،

321
00:16:06,350 --> 00:16:07,930
‫فکرمی‌کردی ذات‌الریه داره.

322
00:16:08,130 --> 00:16:09,790
‫همه‌تون بچه دارین درسته؟

323
00:16:13,580 --> 00:16:14,670
به چی نگاه می کنی؟

324
00:16:15,840 --> 00:16:18,330
‫بچه‌‌هامون کجاـن؟

325
00:16:18,530 --> 00:16:19,530
‫آدرین کجاست؟

326
00:16:19,710 --> 00:16:22,250
‫- همچین شخصی نمی‌شناسم.
‫- من می‌شناسم.

327
00:16:22,450 --> 00:16:23,990
‫اینجا بود.

328
00:16:24,190 --> 00:16:25,460
‫الان کجاست؟

329
00:16:27,330 --> 00:16:29,650
‫مُرده.

330
00:16:29,850 --> 00:16:31,250
‫فقط می‌خواست دخترش رو پیدا کنه.

331
00:16:31,330 --> 00:16:32,960
‫پیداش کرد.

332
00:16:33,160 --> 00:16:35,350
‫اونم مُرده بود،
‫خیلی وقت پیش.

333
00:16:35,550 --> 00:16:38,400
‫به‌خاطر جناب‌عالی!

334
00:16:38,600 --> 00:16:39,840
‫به‌خاطر کاری که تو مجبورم کردی انجام بدم.

335
00:16:39,990 --> 00:16:42,270
‫بچرخین، همین الان.

336
00:16:48,870 --> 00:16:51,850
‫صبرکنید،
مگه نمی‌خواین بچه‌هاتون رو پیدا کنین؟

337
00:16:52,050 --> 00:16:53,590
‫- اون می‌تونه کمک‌مون کنه
‫- آدمِ پادره‌ست.

338
00:16:53,790 --> 00:16:56,850
‫دیگه نه، عوض شده!

339
00:16:57,050 --> 00:16:59,680
‫ما هم خریم و باور کردیم؟

340
00:16:59,880 --> 00:17:02,770
‫ببینید، پادره به همه‌مون دروغ گفته.

341
00:17:02,970 --> 00:17:05,560
‫ایشون که می‌بینید دخترشه.

342
00:17:05,750 --> 00:17:08,170
‫شاید بتونیم بفهمیم دیگه درمورد
‫چه چیزهایی دروغ گفته!

343
00:17:08,370 --> 00:17:11,210
‫با هم.

344
00:17:11,410 --> 00:17:13,480
‫فرمانده‌مون باید تصمیم بگیره.

345
00:17:13,680 --> 00:17:14,680
‫فرمانده‌تون کیه؟

346
00:17:18,680 --> 00:17:19,870
‫بچرخید.

347
00:17:25,860 --> 00:17:27,190
‫دنیل؟

348
00:17:30,390 --> 00:17:32,630
‫مدیسون؟

349
00:17:32,820 --> 00:17:33,820
‫جون؟

350
00:17:33,870 --> 00:17:36,800
‫تو زنده‌ای.

351
00:17:37,000 --> 00:17:39,020
‫می‌شناسیشون؟

352
00:17:39,220 --> 00:17:41,810
‫اسلحه‌هاشون رو بهشون برگردونید.

353
00:17:42,010 --> 00:17:44,120
‫ظاهراً همه‌مون مثل گربه‌ها
‫نُه تا جون داریم.

354
00:17:47,190 --> 00:17:48,410
‫حسابی به کارمون میان.

355
00:17:54,160 --> 00:17:56,480
‫همیشه یه گوشه دلم...

356
00:17:56,670 --> 00:17:58,650
‫می‌گفتم شاید جون سالم
‫ به در برده باشی، مدیسون

357
00:17:58,850 --> 00:18:01,260
‫اما نه دیگه اینطوری.

358
00:18:05,480 --> 00:18:07,970
‫دمنوش ماته.

359
00:18:08,160 --> 00:18:09,660
‫تمرکز آدم رو می‌بره بالا.

360
00:18:09,860 --> 00:18:11,140
‫می‌خوای؟

361
00:18:11,340 --> 00:18:12,140
‫بخور نوش جونت.

362
00:18:13,910 --> 00:18:15,890
‫به کارهایی که کردم افتخار نمی‌کنم.

363
00:18:16,090 --> 00:18:17,240
‫منظورم جمع‌کننده شدنه.

364
00:18:17,430 --> 00:18:19,670
‫دنبال یه فرصتم تا جبران کنم.

365
00:18:19,870 --> 00:18:22,330
‫منم همینطور.

366
00:18:22,530 --> 00:18:25,460
‫پس می‌تونیم به هم کمک کنیم.

367
00:18:25,660 --> 00:18:27,810
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

368
00:18:28,010 --> 00:18:31,080
‫سال‌هاست دنبال اون جزیره کوفتی‌ایم.

369
00:18:31,270 --> 00:18:33,600
‫اگه حرفایی که زدی درست باشن،

370
00:18:33,800 --> 00:18:36,820
‫تو تنها شانس این آدم‌ها

371
00:18:37,020 --> 00:18:39,170
‫برای پیدا کردن بچه‌هاشون هستی.

372
00:18:39,370 --> 00:18:40,370
‫همه‌شون بچه دارن؟

373
00:18:42,020 --> 00:18:43,700
‫چطوری باهاشون آشنا شدی؟

374
00:18:43,900 --> 00:18:45,260
‫هفت سال پیش،

375
00:18:45,460 --> 00:18:47,700
‫مورگان به پادره گفت ما این بیرون سرگردونیم،

376
00:18:47,900 --> 00:18:48,960
‫اونا هم پیدامون کردن

377
00:18:49,160 --> 00:18:52,010
‫همه‌مون رو بردن توی یه کشتی برای
‫ارزیابی و این داستان‌ها

378
00:18:52,210 --> 00:18:53,890
‫تا با توجه به توانایی‌ها و مفید بودن‌مون

379
00:18:53,950 --> 00:18:58,360
‫هر کدوم‌مون رو بفرستن یه جای مشخص.

380
00:18:58,560 --> 00:18:59,796
‫بعضی‌ها سر از سرزمین اصلی در آوردن،

381
00:18:59,820 --> 00:19:01,630
‫بعضی‌ها هم رفتن جزیره.

382
00:19:01,830 --> 00:19:04,760
‫بقیه رو هم خبر ندارم.

383
00:19:04,960 --> 00:19:08,290
‫پادره گفت که من خیلی پیرم و
‫به کارشون نمیام،

384
00:19:08,490 --> 00:19:10,590
‫انداختنم توی یه باتلاق.

385
00:19:10,790 --> 00:19:12,940
‫واقعاً متاسفم دنیل.

386
00:19:13,140 --> 00:19:15,210
‫کاملاً اشتباه هم نمی‌گفت.

387
00:19:15,410 --> 00:19:16,600
‫واقعاً پیر بودم.

388
00:19:16,800 --> 00:19:18,250
‫اما بقیه حرف‌هاش شر و ور بود.

389
00:19:18,450 --> 00:19:21,600
‫چون پیر بودن به این معنا نیست که
‫هیچ فایده‌ای نداری.

390
00:19:21,800 --> 00:19:22,950
‫از پس خودم بر میام.

391
00:19:23,150 --> 00:19:24,960
‫بقیه گروه هم همینطور.

392
00:19:25,150 --> 00:19:27,830
‫به‌جز چارلی.

393
00:19:28,030 --> 00:19:29,300
‫چارلی چی شد؟

394
00:19:30,780 --> 00:19:32,310
‫مورگان نگفت بهت؟

395
00:19:32,510 --> 00:19:33,966
‫قبل از اینکه پادره بفهمه

396
00:19:33,990 --> 00:19:35,790
‫می‌خوایم چیکار کنیم و جدامون کنه، 
‫وقت نکردیم

397
00:19:35,990 --> 00:19:37,440
‫درست حسابی حرف بزنیم.

398
00:19:38,920 --> 00:19:41,190
‫حالش خیلی بد بود.

399
00:19:41,690 --> 00:19:45,010
‫تا اون موقع شده بود عین دخترم.

400
00:19:45,010 --> 00:19:47,340
‫بهش گفتم
‫که تا تهش باهاشم

401
00:19:47,340 --> 00:19:49,670
‫اینجوری دیگه تنهایی نمی‌مرد،

402
00:19:49,870 --> 00:19:52,400
‫مثل اوفلیا.

403
00:19:53,970 --> 00:19:56,800
‫به قولم هم عمل نکردم.

404
00:19:56,800 --> 00:19:58,480
‫پیشش نبودم.

405
00:19:58,480 --> 00:20:00,980
‫پیش لوسیانا هم نبودم.

406
00:20:02,220 --> 00:20:04,120
‫ناراحتم که اینطوری تموم شد.

407
00:20:04,120 --> 00:20:06,200
‫می‌دونم اگه مورگان بود هم
‫ناراحت میشد.

408
00:20:08,020 --> 00:20:10,700
‫هدفی نداشتم.

409
00:20:10,700 --> 00:20:13,400
‫بعدش این جمع رو پیدا کردم،

410
00:20:13,400 --> 00:20:15,600
‫این گروه عصبانی
‫و در به در

411
00:20:15,600 --> 00:20:18,390
‫که دنبال بچه‌های دزدیده‌شده‌شون می‌گردن.

412
00:20:19,680 --> 00:20:21,980
‫بهم انگیزه داد،

413
00:20:22,520 --> 00:20:25,150
‫بهم دلیلی برای موندن داد.

414
00:20:25,150 --> 00:20:29,300
‫بعد هم تمرین‌شون دادم
‫سازمان تشکیل دادم، ازشون یه ارتش ساختم.

415
00:20:29,300 --> 00:20:30,940
‫قوی و قدرتمند‌تر شدیم،

416
00:20:30,940 --> 00:20:33,020
‫چون باز هم هستن.

417
00:20:35,540 --> 00:20:37,840
‫من خونوادم رو از دست دادم مدیسون.

418
00:20:39,420 --> 00:20:41,380
‫اما با هرچیزی که دارم می‌جنگم

419
00:20:41,380 --> 00:20:44,020
‫تا به این جمع کمک کنم
 .به خونواده خودشون برسن

420
00:20:44,020 --> 00:20:45,500
‫شاید هم همه‌چیت رو از دست ندادی.

421
00:20:45,500 --> 00:20:46,700
‫پرونده‌ها.

422
00:20:46,700 --> 00:20:48,480
‫فقط بچه‌ها توشون نیست.

423
00:20:48,480 --> 00:20:49,780
‫لوسیانا،
‫چارلی...

424
00:20:49,780 --> 00:20:51,980
‫می‌تونی بفهمی چه اتفاقی براشون افتاده.

425
00:20:52,940 --> 00:20:54,680
‫می‌تونیم با قایق ترابری فرمانده

426
00:20:54,680 --> 00:20:56,600
‫برگردیم به جزیره.

427
00:20:58,230 --> 00:21:01,650
‫داو،
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

428
00:21:01,650 --> 00:21:05,000
‫شاید بهتره اینقدر سوال نکنی

429
00:21:05,000 --> 00:21:07,460
‫و یکم هم جواب بدی.

430
00:21:08,440 --> 00:21:09,060
‫مثلاً؟

431
00:21:09,060 --> 00:21:11,860
‫مثلاً دیگه کی می‌دونه
‫تو دختر پادره‌ای؟

432
00:21:11,860 --> 00:21:13,460
‫خیلی نیستن.

433
00:21:13,460 --> 00:21:18,440
‫چطوریه که بابای خودت
‫بچه‌ها رو از مامان‌باباهاشون جدا می‌کنه

434
00:21:18,440 --> 00:21:21,010
‫اما از خودش نه؟

435
00:21:23,060 --> 00:21:24,340
.نمی‌فهمین

436
00:21:24,340 --> 00:21:25,940
‫چرا،
‫معلومه که می‌فهمیم.

437
00:21:25,940 --> 00:21:27,680
‫آدم دو روئیه،
‫مثل بقیه‌ی آشغالایی

438
00:21:27,680 --> 00:21:28,680
‫که همچین جاهایی زیر دست‌شونه.

439
00:21:28,680 --> 00:21:30,480
‫نه،
‫دو رو نیست.

440
00:21:30,480 --> 00:21:34,040
‫طوری که اینجا اداره می‌شه،
‫کارهایی که می‌کنیم،

441
00:21:34,040 --> 00:21:35,860
‫پادره بهش ایمان داره.

442
00:21:35,860 --> 00:21:37,760
‫خیلی وقته.

443
00:21:37,760 --> 00:21:38,940
‫حرفات اصلاً منطقی نیست.

444
00:21:38,940 --> 00:21:40,620
‫راست میگه،
‫چرا داره مردم رو

445
00:21:40,620 --> 00:21:42,610
‫به‌خاطر آزمایشی که نتیجه نمیده،
‫قربانی می‌کنه؟

446
00:21:42,610 --> 00:21:45,000
‫میده.

447
00:21:45,000 --> 00:21:47,060
‫همین الانش هم داده.

448
00:21:47,060 --> 00:21:48,820
‫فینچ رو نگاه کن.

449
00:21:48,820 --> 00:21:51,190
‫چه اتفاقی واسه پدرت افتاده؟

450
00:21:51,190 --> 00:21:52,560
‫چرا یه همچین جایی ساخته؟

451
00:21:52,560 --> 00:21:55,480
‫هی.
‫دست بجنبونین. باید بریم.

452
00:21:55,480 --> 00:21:59,020
‫تو از کجا اومدی؟
‫قبل این که پیش پادره باشی.

453
00:22:00,000 --> 00:22:01,300
‫نمی‌دونم.

454
00:22:01,300 --> 00:22:04,310
‫به تو چه؟

455
00:22:04,310 --> 00:22:05,980
‫من رو می‌شناسی؟

456
00:22:05,980 --> 00:22:08,230
‫تا حالا ندیدمت.

457
00:22:10,360 --> 00:22:12,480
‫از قایق دور شین.
‫همین‌حالا.

458
00:22:13,800 --> 00:22:14,810
‫ولش کن.

459
00:22:14,810 --> 00:22:16,820
‫نمی‌فهمین.

460
00:22:16,820 --> 00:22:18,650
‫این دختر پادر‌ه‌اس.

461
00:22:18,650 --> 00:22:20,520
‫بهتون دروغ گفتن.

462
00:22:20,520 --> 00:22:23,720
‫پادره خونواده‌ها رو متلاشی می‌کرده،

463
00:22:23,720 --> 00:22:25,980
‫اون‌وقت خودش دخترش رو

464
00:22:25,980 --> 00:22:28,310
‫همیشه کنار خودش نگه داشته.

465
00:22:28,310 --> 00:22:30,200
‫راست میگه هاک.

466
00:22:30,200 --> 00:22:31,840
‫خودش بهمون گفت.

467
00:22:31,840 --> 00:22:35,120
‫شاید بهتره
‫ بیشتر روی نجات دادن من تمرکز کنین.

468
00:22:35,120 --> 00:22:38,490
‫داو، رن،
‫دیگه مجبور نیستین باهاشون برین.

469
00:22:38,490 --> 00:22:40,300
‫- هرجور شده میریم جزیره.
‫- واسه چی؟

470
00:22:40,300 --> 00:22:42,150
‫تا پادره به سوالامون جواب بده.

471
00:22:42,150 --> 00:22:43,640
‫تو کی باشی
‫که پادره بهت جوابگو باشه؟

472
00:22:43,640 --> 00:22:44,980
‫فقط اون نیست هاک.

473
00:22:44,980 --> 00:22:46,610
‫امروز گه‌کاری‌های زیادی دیدم.

474
00:22:46,610 --> 00:22:48,900
‫تو قطار.

475
00:22:48,900 --> 00:22:51,120
‫پادره باید خیلی چیزا رو روشن کنه.

476
00:22:51,120 --> 00:22:53,320
‫عقلت سر جات نیست.

477
00:22:53,320 --> 00:22:55,700
‫نظر من هم درمورد تو همینه.

478
00:22:55,980 --> 00:22:59,860
‫پادره بچه‌های این افراد رو گرفته.

479
00:22:59,860 --> 00:23:01,360
‫بیشتر هم هستن.

480
00:23:01,360 --> 00:23:02,440
‫شاید حتی پدر و مادر خودتون.

481
00:23:02,440 --> 00:23:04,180
‫پدر و مادرمون
‫ما  رو ول کردن.

482
00:23:04,180 --> 00:23:05,900
‫نکردیم.

483
00:23:05,900 --> 00:23:08,340
‫تمام این مدت داشتیم می‌جنگیدیم.

484
00:23:10,740 --> 00:23:12,690
‫خب چرا به ما ملحق نمیشین؟

485
00:23:12,690 --> 00:23:15,060
‫شونه به شونه‌ی ما بجنگین.

486
00:23:15,060 --> 00:23:19,300
‫داو...
‫تحویلش بده.

487
00:23:21,860 --> 00:23:23,610
‫نه.

488
00:23:24,120 --> 00:23:25,860
‫به حرفم گوش نمی‌کنی؟

489
00:23:28,980 --> 00:23:30,770
‫پس شاید به حرف پادره گوش کنی.

490
00:23:32,220 --> 00:23:33,190
‫نمی‌ذاریم این کار رو بکنی.

491
00:23:33,190 --> 00:23:34,880
‫هوی،
‫چی‌کار می‌کنی؟

492
00:23:34,880 --> 00:23:36,200
‫- مدیسون...
‫- دیگه نباید بیشتر از این معطل کنیم.

493
00:23:36,200 --> 00:23:38,020
‫اگه بدونن داریم میایم
‫پرونده‌ها رو نابود می‌کنن.

494
00:23:38,020 --> 00:23:39,480
‫کدوم پرونده‌ها؟

495
00:23:39,480 --> 00:23:42,110
‫همونایی که معلوم می‌کنه
‫از کجا اومده.

496
00:23:42,110 --> 00:23:44,980
‫پدر مادرش کی‌ان.
‫پدر و مادر همه‌تون.

497
00:23:44,980 --> 00:23:46,760
‫یه کاری می‌کنیم
‫که هیچوقت دست‌تون بهش نرسه.

498
00:23:46,760 --> 00:23:48,240
‫نمی‌ذارم سوار اون قایق شین.

499
00:23:48,240 --> 00:23:50,080
‫باید از رو نعش‌مون رد شی.

500
00:23:50,080 --> 00:23:53,640
‫چی؟
‫فکر کردی حاضر نیستم به یه پیرمرد شلیک کنم؟

501
00:23:53,640 --> 00:23:55,440
‫شاید.

502
00:23:55,440 --> 00:23:58,560
‫اما به من هم شلیک می‌کنی؟

503
00:23:58,800 --> 00:24:01,040
‫مدیسون...

504
00:24:01,220 --> 00:24:02,440
‫ما نگه‌شون می‌داریم.
‫تو برو.

505
00:24:02,440 --> 00:24:03,980
‫نه،
‫مو رو تنها نمی‌ذارم.

506
00:24:03,980 --> 00:24:06,910
‫برو دنبال اون پرونده.

507
00:24:06,910 --> 00:24:07,770
‫اگه حقیقت رو نشونش بدی،

508
00:24:07,770 --> 00:24:10,000
‫بقیه بچه‌ها هم به حرفت گوش می‌کنن.

509
00:24:10,000 --> 00:24:11,890
‫برو.

510
00:24:53,920 --> 00:24:55,440
‫بابا؟

511
00:25:02,480 --> 00:25:04,380
‫بابا؟

512
00:25:04,380 --> 00:25:06,400
‫بابا؟!

513
00:25:08,280 --> 00:25:10,100
‫بن؟
‫بن، کجایی؟

514
00:25:10,100 --> 00:25:11,230
‫بابا؟

515
00:25:11,230 --> 00:25:12,780
‫بن،
‫صدات رو می‌شنوم!

516
00:25:12,780 --> 00:25:13,900
‫بابا؟

517
00:25:13,900 --> 00:25:14,840
‫بن؟!

518
00:25:14,840 --> 00:25:16,440
‫بابا؟!

519
00:25:18,740 --> 00:25:21,190
‫بیا دنبال صدام!

520
00:25:21,200 --> 00:25:22,500
‫بن!

521
00:25:22,500 --> 00:25:23,990
‫بابا!

522
00:25:34,910 --> 00:25:36,100
‫سم!

523
00:25:36,100 --> 00:25:37,160
‫کمک!

524
00:25:37,860 --> 00:25:39,520
‫بن؟

525
00:25:39,520 --> 00:25:41,460
‫کمک!

526
00:25:41,460 --> 00:25:43,110
‫بن!

527
00:25:54,940 --> 00:25:56,580
‫بن!

528
00:25:56,580 --> 00:25:58,500
‫فکر کنم وقتشه به بقیه بگی

529
00:25:58,500 --> 00:26:00,770
‫که کجا بودی،
‫فینچ.

530
00:26:02,640 --> 00:26:04,120
‫منظورت چیه؟

531
00:26:04,120 --> 00:26:05,520
‫گازت گرفتن.

532
00:26:05,520 --> 00:26:07,110
‫با این‌حال اینجایی.

533
00:26:07,110 --> 00:26:10,600
‫صحیح و سالم.

534
00:26:11,020 --> 00:26:12,860
‫«کورکور حنایی» کجاس؟

535
00:26:12,860 --> 00:26:14,400
‫و «سار»؟

536
00:26:14,400 --> 00:26:17,240
‫محل پست‌شون عوض شد.

537
00:26:17,240 --> 00:26:18,820
‫کجا؟

538
00:26:18,820 --> 00:26:22,720
‫جایی که
‫ دیگه نتونن بهت صدمه‌ای برسونن.

539
00:26:22,720 --> 00:26:24,000
‫اونا نجاتم دادن.

540
00:26:24,000 --> 00:26:25,760
‫نه.

541
00:26:25,760 --> 00:26:27,940
‫ما نجاتت دادیم.

542
00:26:28,640 --> 00:26:32,000
‫پادره ۱،
‫وضعیت اضطراری.

543
00:26:33,660 --> 00:26:36,760
‫چه‌جور وضعیتی؟

544
00:26:37,280 --> 00:26:39,540
‫سوال داریم.

545
00:26:39,540 --> 00:26:41,060
‫دخترت هم پیش‌مونه.

546
00:26:41,500 --> 00:26:43,660
‫نظرت چیه
‫به نگهبانات بگی وایسن کنار

547
00:26:43,660 --> 00:26:46,600
‫تا بتونیم بیایم پیشت
‫و یه گپی بزنیم؟

548
00:26:46,600 --> 00:26:48,610
‫همچین کاری نکن لارک.

549
00:26:48,610 --> 00:26:51,150
‫دیگه نمی‌تونی پشت آینه قایم شی.

550
00:26:51,150 --> 00:26:52,730
‫وقتشه حقیقت رو بگی.

551
00:26:52,730 --> 00:26:54,420
‫مجبور نیست واسه این چیزا
‫جوابی بده.

552
00:26:54,420 --> 00:26:56,880
‫چرا،
‫خیلی هم مجبوره.

553
00:26:56,880 --> 00:26:58,220
‫همه‌ی بچه‌ها حق دارن
‫که بدونن

554
00:26:58,220 --> 00:27:00,160
‫چرا از پدر و مادرهاشون
‫جداشون کردی

555
00:27:00,160 --> 00:27:03,060
‫و این کار رو
‫با دختر خودت نکردی.

556
00:27:03,060 --> 00:27:05,640
‫مدیسون،
‫ازشون دور شدیم.

557
00:27:05,640 --> 00:27:08,040
‫داو هنوز پیشته؟

558
00:27:09,440 --> 00:27:11,190
‫آره دنیل.
‫چطور مگه؟

559
00:27:11,190 --> 00:27:14,480
‫یکی از افرادمون فکر می‌کنه
‫ممکنه مادرش باشه.

560
00:27:22,140 --> 00:27:23,360
‫فکر می‌کردم امکان نداره،

561
00:27:23,360 --> 00:27:24,440
‫اما یه مادر می‌فهمه.

562
00:27:24,440 --> 00:27:26,600
‫گول این حرفای مفت رو نخور.

563
00:27:26,600 --> 00:27:28,190
‫اسمت الکسه.

564
00:27:28,190 --> 00:27:30,240
‫چندسال پیش
‫یه جمع‌کننده تو یه اردوگاه

565
00:27:30,240 --> 00:27:32,660
‫خارج از بتن‌روژ،
‫تو رو ازم گرفت.

566
00:27:32,660 --> 00:27:34,380
‫فکر می‌کنم کار همون زن بود،
‫لارک.

567
00:27:34,380 --> 00:27:38,270
‫اون رو مطمئن نیستم،
‫ولی تو رو چرا الکس.

568
00:27:40,120 --> 00:27:42,200
‫خیلی وقته‌ دارم می‌گردم.

569
00:27:43,160 --> 00:27:47,620
‫همون موقع که ازم جدا کردنت،
‫آهنگ «تو آفتاب منی» رو خوندم.

570
00:27:50,420 --> 00:27:53,000
‫هیچوقت دست از گشتن برنداشتم.

571
00:27:53,000 --> 00:27:55,600
‫این زن مادرت نیست.

572
00:27:55,600 --> 00:27:57,440
‫فقط می‌خواد رو ذهنت تاثیر بذاره.

573
00:27:57,440 --> 00:27:58,860
‫اینقدر دروغ نگو.

574
00:27:58,860 --> 00:28:01,760
‫دروغ نمیگم.

575
00:28:01,760 --> 00:28:04,240
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

576
00:28:05,700 --> 00:28:07,520
‫پرونده داو.

577
00:28:07,520 --> 00:28:09,200
‫می‌خوایمش.

578
00:28:09,200 --> 00:28:10,860
‫داری اشتباه می‌کنی.

579
00:28:11,360 --> 00:28:12,300
‫نشونم بده،

580
00:28:12,300 --> 00:28:15,610
‫وگرنه به همه میگم
‫که شرایک واقعاً  کیه.

581
00:28:21,230 --> 00:28:22,400
‫بیارینش تو.

582
00:28:22,400 --> 00:28:23,440
‫هرچی می‌خواد بهش بدین.

583
00:28:23,440 --> 00:28:25,260
‫مفهومه.

584
00:28:28,520 --> 00:28:30,520
‫قراره به همه جوابایی که
‫ به‌خاطرش اومدی اینجا، برسی.

585
00:28:30,520 --> 00:28:32,370
‫بریم.

586
00:28:37,160 --> 00:28:39,620
‫شروع کن داو.

587
00:28:43,200 --> 00:28:44,900
‫- وایسا.
‫- دیگه معطل نمی‌کنیم.

588
00:28:44,900 --> 00:28:47,420
‫قبل این که این پرونده رو بخونی
‫باید متوجه چیزی بشی.

589
00:28:47,420 --> 00:28:50,930
‫چی؟
‫ما که می‌دونیم کل اینجا رو با دروغ ساختین.

590
00:28:50,930 --> 00:28:51,960
‫اونطور نیست
‫که فکر می‌کنی.

591
00:28:51,960 --> 00:28:53,240
‫پس چیه؟

592
00:28:53,240 --> 00:28:54,610
‫تنها راه برای محافظت کردن ازشون.

593
00:28:54,610 --> 00:28:56,160
‫از چی؟

594
00:28:56,160 --> 00:28:58,180
‫از اتفاقی که قبلاً اینجا افتاده.

595
00:29:00,060 --> 00:29:02,440
‫چه اتفاقی پادره؟

596
00:29:02,440 --> 00:29:03,400
‫چه اتفاقی اینجا افتاده؟

597
00:29:03,400 --> 00:29:05,860
‫جوابت رو نمیدم لارک.

598
00:29:05,860 --> 00:29:07,480
‫همیشه می‌گفتی
‫که هیچوقت بچه‌ای از دستت نرفته.

599
00:29:07,480 --> 00:29:10,310
‫بعید می‌دونم
‫حقیقت داشته باشه.

600
00:29:10,600 --> 00:29:12,230
‫پس کی رو از دست دادی؟

601
00:29:16,230 --> 00:29:18,460
‫- بن!
‫- نه، نه، نه، نه!

602
00:29:24,680 --> 00:29:26,860
‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

603
00:29:27,900 --> 00:29:30,560
‫اینا رو یادت رفت.
‫نگرانت بودیم.

604
00:29:30,560 --> 00:29:32,520
‫- سم.
‫- باید از اینجا بریم.

605
00:29:32,520 --> 00:29:33,690
‫کارخونه‌ کشتی‌سازی پر از واکره.

606
00:29:33,690 --> 00:29:35,940
‫گادرد و بقیه کجان؟

607
00:29:40,300 --> 00:29:41,770
‫بریم.

608
00:29:42,760 --> 00:29:44,190
‫جواب بده.

609
00:29:44,190 --> 00:29:46,280
‫چه اتفاقی اینجا افتاده؟

610
00:29:47,100 --> 00:29:49,280
‫باید برگردیم تو قایق.

611
00:29:50,160 --> 00:29:52,490
‫خیلی‌خب،
‫خیلی‌خب، مواظب باشین...

612
00:30:00,270 --> 00:30:04,000
‫هیچوقت نمی‌تونی پدرم رو مجبور کنی
‫زیر بار چیزی بره.

613
00:30:06,310 --> 00:30:08,110
‫واسه چی؟

614
00:30:09,220 --> 00:30:11,480
‫سم.

615
00:30:13,360 --> 00:30:15,640
‫سم،
‫بپر بالا. بدو.

616
00:30:18,040 --> 00:30:19,690
‫گوش می‌‌کنیم.

617
00:30:25,360 --> 00:30:27,480
‫بن،
‫برو بالا، برو بالا.

618
00:30:28,980 --> 00:30:31,560
‫چرا جواب‌مون رو نمیده؟

619
00:30:32,640 --> 00:30:35,310
‫بابا!
‫دستت رو بده.

620
00:30:36,020 --> 00:30:38,140
‫بن.

621
00:30:45,760 --> 00:30:47,980
‫نذارین چیزی که ساختیم نابود بشه.

622
00:30:48,540 --> 00:30:51,020
‫اهمیت زیادی داره.

623
00:31:00,300 --> 00:31:02,460
‫هردوتون رو دوست دارم.

624
00:31:34,980 --> 00:31:36,900
‫پدرم نمی‌تونه جوابت رو بده.

625
00:31:36,900 --> 00:31:39,060
‫چون مُرده.

626
00:31:46,190 --> 00:31:49,980
‫من و برادرم خیلی‌وقت پیش
‫از دستش دادیم.

627
00:32:02,160 --> 00:32:05,020
‫می‌خواستی راستش رو از پادره بپرسی.

628
00:32:06,640 --> 00:32:08,610
‫بپرس دیگه.

629
00:32:08,880 --> 00:32:11,020
‫از ما بپرس.

630
00:32:11,020 --> 00:32:13,560
‫پادره ماییم.

631
00:32:14,220 --> 00:32:20,650
‫ تـرجمه از «آیــــدا و محمدعلی sm»
‫

632
00:32:28,680 --> 00:32:30,980
‫چطوری از کاری که پدرتون
‫توی اون کارخونه می‌کرد

633
00:32:30,980 --> 00:32:33,620
‫رسیدین به کاری که
‫اینجا می‌کنین.

634
00:32:34,240 --> 00:32:36,810
‫نمی‌دونستیم چطوری ادامه بدیم.

635
00:32:43,400 --> 00:32:45,730
‫سم.

636
00:32:46,420 --> 00:32:49,000
‫این رو تو مخزن پیدا کردم.

637
00:33:10,110 --> 00:33:13,060
‫اصلاً چی داشتیم
‫که ادامه بدیم؟

638
00:33:14,900 --> 00:33:17,780
‫پادره ۱،
‫صدامون رو داری؟

639
00:33:26,940 --> 00:33:30,520
‫اما بعدش دنیا جواب‌مون رو داد.

640
00:33:30,520 --> 00:33:33,760
‫یکی از بچه‌های توی جزیره بود.

641
00:33:33,760 --> 00:33:35,150
‫می‌خواست بدونه پدرمادرش چی شدن؟

642
00:33:35,150 --> 00:33:36,380
‫همه‌شون می‌خواستن بدونن.

643
00:33:36,380 --> 00:33:38,660
‫چی بهشون گفتین؟

644
00:33:38,660 --> 00:33:39,980
‫می‌دونستیم اگه می‌فهمیدن

645
00:33:39,980 --> 00:33:42,780
‫که پدر و مادرشون مُردن،
‫به چه حالی می‌افتادن.

646
00:33:42,780 --> 00:33:45,770
‫داغون‌ می‌شدن.

647
00:33:46,520 --> 00:33:48,740
‫پس دروغ گفتین؟

648
00:33:48,740 --> 00:33:51,180
‫گفتیم پدرمادرشون
‫ترک‌شون کردن.

649
00:33:51,180 --> 00:33:53,700
‫که می‌دونستن نمی‌تونن ازشون مراقبت کنن،
‫برای همین فرار کردن.

650
00:33:53,700 --> 00:33:55,320
‫حرف‌تون رو هم باور کردن؟

651
00:33:55,320 --> 00:33:57,860
‫خب،
‫پدرمادرشون رفته بودن و دیگه هم برنگشتن.

652
00:33:57,860 --> 00:34:00,200
‫مگه چه فکر دیگه‌ای می‌کردن؟

653
00:34:00,200 --> 00:34:02,860
‫گفتیم با همدیگه
‫با این دنیا رو به رو میشیم،

654
00:34:03,060 --> 00:34:05,000
‫- بدون پدرمادرهاشون.
‫- آره.

655
00:34:05,000 --> 00:34:06,920
‫بهتر هم هست.

656
00:34:06,920 --> 00:34:08,680
‫کارخونه چی؟

657
00:34:08,680 --> 00:34:09,520
‫اون مخزن‌ها؟

658
00:34:09,520 --> 00:34:12,650
‫پدرمون به‌خاطر چیزی که
‫ داخل‌شون بود مُرد.

659
00:34:12,650 --> 00:34:14,750
‫ما هم کاری کردیم
‫همینطوری باقی بمونه.

660
00:34:14,750 --> 00:34:17,780
‫- چطوری؟
‫- این دیگه ربطی بهت نداره.

661
00:34:17,780 --> 00:34:20,620
‫چطوری آدم‌بزرگ‌ها رو استخدام کردین؟
‫شما که فقط بچه بودین.

662
00:34:20,620 --> 00:34:22,420
‫راحت بود.

663
00:34:22,420 --> 00:34:24,780
‫یه کاری کردیم باور کنن
‫که هنوز اینجاس.

664
00:34:24,780 --> 00:34:28,160
‫اونا هم باور کردن.

665
00:34:28,160 --> 00:34:30,980
‫چرا دروغ گفتین؟

666
00:34:32,380 --> 00:34:33,460
‫که ازتون مراقبت کنیم.

667
00:34:33,460 --> 00:34:35,680
‫از چی؟

668
00:34:36,170 --> 00:34:38,230
‫بازش کن.

669
00:34:42,800 --> 00:34:44,610
‫یالا.
‫خودت می‌خواستی

670
00:34:58,460 --> 00:34:59,860
‫[داو - ای۰۳۸]

671
00:35:04,940 --> 00:35:06,730
‫بگو دیگه.

672
00:35:06,730 --> 00:35:09,160
‫بهش بگو کی بوده.

673
00:35:09,980 --> 00:35:11,520
‫[جمع‌شده توسط: لارک
‫نام در زمان تولد: اودسا اندرسون]

674
00:35:11,760 --> 00:35:13,760
‫اسمش اودسا بود.

675
00:35:15,650 --> 00:35:17,230
‫[ایوا اندرسون]

676
00:35:17,500 --> 00:35:20,700
‫دم ساحل که داشتی از دستم می‌کشیدیش
‫گریه می‌کرد.

677
00:35:20,700 --> 00:35:23,060
‫- نه.
‫- چیشده؟

678
00:35:23,060 --> 00:35:24,300
‫بگو لارک.

679
00:35:24,300 --> 00:35:26,610
‫حقشه حقیقت رو بدونه.

680
00:35:28,020 --> 00:35:29,400
‫اسمت اودساس.

681
00:35:29,400 --> 00:35:31,440
‫اسمم؟

682
00:35:35,860 --> 00:35:37,580
‫پدر و مادرم چی؟

683
00:35:39,360 --> 00:35:40,770
‫مادرت رو می‌شناختم.

684
00:35:41,520 --> 00:35:43,100
‫اسمش ایوا بود.

685
00:35:44,140 --> 00:35:46,880
‫چه بلای سر ایوا اومد لارک؟

686
00:35:53,740 --> 00:35:55,420
‫مُرد.

687
00:35:57,840 --> 00:35:59,380
‫چطوری؟

688
00:36:05,280 --> 00:36:08,000
‫می‌خواست تو رو از پادره پس بگیره.

689
00:36:09,110 --> 00:36:11,760
‫و کی متقاعدش کرد
‫که این کار ممکنه؟

690
00:36:13,110 --> 00:36:16,040
‫می‌تونیم به تو و بچت کمک کنیم.

691
00:36:16,420 --> 00:36:18,520
‫چطوری؟

692
00:36:19,320 --> 00:36:27,260
‫مادرم به‌خاطر تو مرده؟

693
00:36:27,260 --> 00:36:28,360
‫داو،
‫نه.

694
00:36:28,580 --> 00:36:30,310
‫کاری کردی که باور کنم
‫چیزای بیشتری هست.

695
00:36:30,310 --> 00:36:32,220
‫- ولش کن.
‫- داو.

696
00:36:32,220 --> 00:36:34,460
‫ولش کن داو.

697
00:36:34,460 --> 00:36:36,220
‫باید تاوانش رو پس بده.

698
00:36:36,220 --> 00:36:37,400
‫میده.

699
00:36:37,400 --> 00:36:40,000
‫اما نه اینطوری.

700
00:36:40,000 --> 00:36:42,360
‫نگهبانا.

701
00:36:44,320 --> 00:36:46,540
‫دست نگه‌دار داو.

702
00:36:46,540 --> 00:36:48,500
‫دست نگه‌دار.

703
00:36:53,920 --> 00:36:55,480
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

704
00:36:55,480 --> 00:36:58,860
‫کاری که تو قطار شروع کردیم رو
‫ادامه میدیم.

705
00:36:58,860 --> 00:36:59,860
‫غیر این انتظار نمیره.

706
00:36:59,860 --> 00:37:01,960
‫چاره‌ای نداری،
‫«زاغ آبی».

707
00:37:01,960 --> 00:37:03,660
‫تو...

708
00:37:03,660 --> 00:37:05,520
‫خیلی حیوونی.

709
00:37:05,520 --> 00:37:07,880
‫نه.

710
00:37:07,880 --> 00:37:10,230
‫من و برادرم
‫داریم از این بچه‌ها محافظت می‌کنیم.

711
00:37:10,230 --> 00:37:12,940
‫از بدترین درد‌.

712
00:37:12,940 --> 00:37:14,680
‫درد از دست دادن پدر و مادر.

713
00:37:14,680 --> 00:37:17,000
‫چه ربطی به قطار داره؟

714
00:37:17,000 --> 00:37:18,560
‫آزمایش‌ها؟

715
00:37:18,560 --> 00:37:21,400
‫تا وقتی که
‫ دنیا به همین شکل باشه،

716
00:37:21,400 --> 00:37:25,780
‫این مصیب غیرقابل‌تصور بچه‌ها
 .ادامه پیدا می‌کنه

717
00:37:25,780 --> 00:37:30,940
‫اما اگه درمانی باشه،
‫همه‌چی رو تغییر میده.

718
00:37:30,940 --> 00:37:32,230
‫برمی‌گردیم به دوران خانواده‌ها.

719
00:37:32,230 --> 00:37:33,690
‫درسته.

720
00:37:33,690 --> 00:37:35,420
‫همبستگی‌ها.

721
00:37:35,420 --> 00:37:37,560
‫اما همزمان
‫از این بچه‌ها هم محافظت می‌کنیم

722
00:37:37,560 --> 00:37:39,940
‫همونطوری که همیشه می‌کردیم.

723
00:37:48,980 --> 00:37:52,620
‫می‌خوای به بچه‌هایی که نجات‌شون دادی
‫حقیقت رو بگی؟

724
00:37:52,920 --> 00:37:54,940
‫بیا.

725
00:37:54,940 --> 00:37:57,540
‫بذار کل جزیره بشنون.

726
00:38:01,620 --> 00:38:03,150
‫همین فکر رو می‌کردم.

727
00:38:40,920 --> 00:38:45,000
‫چطوری شده بودن؟
‫نیک، آلیشیا.

728
00:38:45,000 --> 00:38:48,310
‫بعد حادثه استادیوم،
‫وقتی فکر کردن من مُردم.

729
00:38:51,820 --> 00:38:55,440
‫فکر نمی‌کنم
‫می‌تونستی تشخیص‌شون بدی.

730
00:39:00,220 --> 00:39:01,980
‫خب دیگه.

731
00:39:01,980 --> 00:39:03,860
‫راه بیفتین.

732
00:39:11,360 --> 00:39:13,880
‫دیگه باید
‫دست از این ملاقاتای اینجوری برداریم.

733
00:39:19,020 --> 00:39:22,200
‫افرادمون رو ول کن،
‫ما هم راه‌مون رو می‌کشیم و میریم.

734
00:39:22,200 --> 00:39:25,000
‫یه قطره خون هم از دماغ کسی نمی‌ریزه.

735
00:39:25,520 --> 00:39:28,610
‫۱۲ تا سرباز دیگه هم تو جنگل دارم.

736
00:39:28,610 --> 00:39:30,380
‫فرمانده‌هات هم پیشمن.

737
00:39:30,380 --> 00:39:32,280
‫این کار رو نمی‌کنی.

738
00:39:32,280 --> 00:39:34,940
‫می‌خوای شانست رو امتحان کنی؟

739
00:40:01,600 --> 00:40:03,710
‫الکس.

740
00:40:05,700 --> 00:40:08,360
‫اسم من الکس نیست.

741
00:40:08,360 --> 00:40:10,640
‫تو هم مادرم نیستی.

742
00:40:10,640 --> 00:40:12,800
‫مادر من مُرده.

743
00:40:14,000 --> 00:40:15,630
‫به‌خاطر اون.

744
00:40:17,620 --> 00:40:20,610
‫هنوز هم می‌تونی خونواده داشته باشی،
‫داو.

745
00:40:20,610 --> 00:40:23,360
‫حتی اگه اونی نباشه
‫که فکرش رو می‌کردی.

746
00:40:23,360 --> 00:40:25,440
‫گفتی مدیسون یه کاری کرده که
‫باور کنی چیزای بیشتری هم هست.

747
00:40:25,440 --> 00:40:28,020
‫هنوز هم سر جاشه.

748
00:40:28,440 --> 00:40:30,230
‫باهامون بیا.

749
00:40:35,640 --> 00:40:37,820
‫انگار تصمیمش رو گرفته.

750
00:40:37,820 --> 00:40:39,080
‫و تک‌تک بچه‌های اون جزیره‌ هم

751
00:40:39,080 --> 00:40:41,480
‫همین تصمیم رو می‌گیرن.

752
00:40:41,880 --> 00:40:44,140
‫یادت بمونه.

753
00:40:44,140 --> 00:40:45,690
‫نه،
‫نمی‌گیرن.

754
00:40:46,860 --> 00:40:48,740
‫می‌فهمی.

755
00:40:53,200 --> 00:40:56,150
‫شرمنده دنیل.

756
00:40:57,840 --> 00:41:00,400
‫اشتباه کردیم.
‫نمی‌تونه بهمون کمک کنه.

757
00:41:00,400 --> 00:41:02,420
‫- چرا می‌تونه.
‫- راست میگه.

758
00:41:02,420 --> 00:41:03,840
‫اون بچه‌ها به حرفام گوش نمی‌کنن،

759
00:41:03,840 --> 00:41:06,440
‫مخصوصاً بعد از همه‌ی کارهایی که کردم.

760
00:41:06,440 --> 00:41:08,650
‫نه فقط اونا.

761
00:41:09,980 --> 00:41:13,200
‫آره،
‫من رهبری نیستم که شما می‌خواین.

762
00:41:13,200 --> 00:41:16,400
‫اما فکر کنم بدونم
‫کی می‌تونه باشه.

763
00:41:16,400 --> 00:41:18,720
‫کی؟

764
00:41:18,720 --> 00:41:21,400
‫پدرت.

765
00:41:54,840 --> 00:41:56,790
‫«مرغ ماهی‌خوار»
‫صدام رو داری؟

766
00:41:57,540 --> 00:42:00,540
‫«مرغ ماهی‌خوار»
‫صدام رو داری؟

767
00:42:00,540 --> 00:42:01,560
‫آره،
‫دارم.

768
00:42:01,560 --> 00:42:03,900
‫کجایی؟
‫مگه نگفتم همدیگه رو ببینیم؟

769
00:42:03,900 --> 00:42:05,940
‫بعد از اتفاقی که امروز افتاد،
‫گفتم که

770
00:42:05,940 --> 00:42:07,630
‫آفتابی شدن خیلی فکر خوبی نیست.

771
00:42:07,630 --> 00:42:09,190
‫مشکل بزرگ‌تری داریم.

772
00:42:09,190 --> 00:42:10,580
‫پدر مادرها می‌دونن جزیره کجاس،

773
00:42:10,580 --> 00:42:13,840
‫یعنی باید منتظر اومدن‌شون باشیم.

774
00:42:13,840 --> 00:42:15,680
‫تموم چیزایی که تاحالا ساختیم رو
‫نابود می‌کنن.

775
00:42:15,680 --> 00:42:18,830
‫نه اگه اینجا باشیم.

776
00:42:18,830 --> 00:42:20,480
‫منظورت چیه؟

777
00:42:20,480 --> 00:42:22,800
‫اگه بفهمن کی هستیم
‫اهمیتی نداره.

778
00:42:22,800 --> 00:42:26,460
‫تنها نکته مهم اینه
‫چیزی که ساختیم باقی بمونه.

779
00:42:26,460 --> 00:42:28,060
‫چطوری باید این کار رو بکنیم؟

780
00:42:28,060 --> 00:42:30,820
‫با توسعه.

781
00:42:30,820 --> 00:42:33,160
‫کاری که بابا گفت رو می‌کنیم،

782
00:42:33,160 --> 00:42:35,690
‫تو اون کارخونه چندهزار واکر هست،

783
00:42:35,690 --> 00:42:39,000
‫واکرها رو گذاشتیم اونجا
‫تا از  چیزی که داخلشه محافظت کنن.

784
00:42:42,650 --> 00:42:45,270
‫بی‌دلیل به بچه‌ها جنگیدن یاد ندادیم.

785
00:42:45,270 --> 00:42:48,110
‫وقتشه نشون‌مون بدن
‫که چی یاد گرفتن.

786
00:42:48,668 --> 00:42:54,444
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»
‫:::. mmli.sm & Ayda.NDR .:::

787
00:42:58,770 --> 00:43:01,230
«آنچه در قسمت بعد خواهید دید»

788
00:43:03,540 --> 00:43:06,000
‫پادره فکر می‌کنه الکی نیومدی اینجا.

789
00:43:06,000 --> 00:43:08,050
‫هیچ‌جا نمی‌تونی در بری مورگان.

790
00:43:08,800 --> 00:43:09,770
‫چیشده؟

791
00:43:09,770 --> 00:43:12,190
‫می‌خوان بسوزونن‌مون.
‫حاضری؟

792
00:43:12,190 --> 00:43:13,580
‫پسرت دست پادره‌اس.

793
00:43:13,580 --> 00:43:14,480
‫می‌دونی چی‌کار باید بکنیم.

794
00:43:14,480 --> 00:43:16,020
‫بابا!
‫کمک!

795
00:43:16,020 --> 00:43:18,000
‫خیلی منتظر موندم.

796
00:43:18,690 --> 00:43:20,160
‫گوش کن عزیزم،
‫دارم میام پیشت.

797
00:43:20,160 --> 00:43:21,500
‫اگه بهشون نگی چیشده

798
00:43:21,500 --> 00:43:23,400
‫می‌کشنت.
 

