‫﻿۱
00:00:08,821 --> 00:00:15,981
‫تو خیلی دل و جرأت داری که با من، جیولیو کومانچه، کیمیاگر نقره ای درافتادی.

2
00:00:15,981 --> 00:00:16,941
‫هرچند...

3
00:00:16,981 --> 00:00:52,181


4
00:00:52,221 --> 00:00:55,501
‫خیلی هم ماهری که بیشتر از یک خراش برنداشتی.

5
00:00:55,541 --> 00:00:58,501


6
00:00:58,541 --> 00:00:59,821
‫فقط یک خراش؟

7
00:00:59,861 --> 00:02:48,421


8
00:02:48,461 --> 00:02:50,141
‫اون دیگه کیه؟

9
00:02:50,341 --> 00:02:53,101
‫آقا، شما برگشتین!

10
00:02:53,101 --> 00:02:54,861
‫دارم می پرسم اون دیگه کیه!

11
00:02:54,861 --> 00:02:58,581
‫از آشنایی با شما خوشوقتم! من می چانگ هستم!

12
00:02:58,621 --> 00:03:03,501


13
00:03:03,541 --> 00:03:09,861
‫وقتیکه من بیهوش کنار جاده افتاده بودم، جناب یوکی، ارباب شما منو نجات داد.

14
00:03:09,861 --> 00:03:11,141
‫ارباب من؟

15
00:03:11,181 --> 00:03:13,781


16
00:03:13,821 --> 00:03:17,501
‫الآن حالت بهتره دیگه، هان؟ پس از اینجا برو.

17
00:03:17,541 --> 00:03:27,821


18
00:03:27,861 --> 00:03:28,821
‫چی میخوای؟

19
00:03:28,861 --> 00:03:30,021


20
00:03:30,061 --> 00:03:31,581
‫اجازه بدین زخمتون رو ببندم.

21
00:03:31,621 --> 00:03:46,421


22
00:03:46,461 --> 00:03:48,581
‫چی؟! مداوا شد؟!

23
00:03:48,621 --> 00:03:49,101


24
00:03:49,141 --> 00:03:51,581
‫اسمش کیمیاگری شرقیه، از ملت زینگ.

25
00:03:51,621 --> 00:03:52,101


26
00:03:52,141 --> 00:03:53,381
‫زینگ؟

27
00:03:53,381 --> 00:03:59,181
‫،آره! طبق گفته خودش
‫این دختر از صحرای بزرگ شرق به تنهایی ردشده.

28
00:03:59,181 --> 00:04:00,701
‫چقدر حماقت؟

29
00:04:00,741 --> 00:04:01,701


30
00:04:01,741 --> 00:04:03,581
‫من تنها نبودم!یک همراه با خودم داشتم!

31
00:04:03,621 --> 00:04:08,141


32
00:04:08,181 --> 00:04:10,941
‫همراه؟ ها، منظورت اون چیز کوچولواست؟

33
00:04:10,941 --> 00:04:13,181
‫(بله! اسمش شائو میه!(ماده ست

34
00:04:13,221 --> 00:04:17,181


35
00:04:17,221 --> 00:04:19,661
‫این... کیمیاگری شرقیه، مگه نه؟

36
00:04:19,701 --> 00:04:20,501


37
00:04:20,541 --> 00:04:25,261
‫تکنیکی که از درک و کابرد رگهای اژدها تشکیل شده، قدرتی که درون زمین جریان داره...

38
00:04:25,301 --> 00:04:25,901


39
00:04:25,941 --> 00:04:29,901
‫این خالکوبی برای استفاده از قدرت کیمیاگری شرقی ما به کار میره.

40
00:04:29,941 --> 00:04:32,861


41
00:04:32,901 --> 00:04:38,141
‫برادر بزرگ من هر دو کیمیاگری
‫شرقی و غربی رو مطالعه کرده.

42
00:04:38,181 --> 00:04:38,661


43
00:04:38,701 --> 00:04:41,621
‫این خالکوبی نتیجه پژوهشهاشه.

44
00:04:41,621 --> 00:04:45,301
‫وای! برادرتون باید شخص بسیار بااستعدادی باشه!

45
00:04:45,341 --> 00:04:49,261


46
00:04:49,301 --> 00:04:52,141
‫،من که نمیفهمم شما دو تا چی دارین میگین

47
00:04:52,141 --> 00:04:57,141
‫اما حالا که زخماتون کاملاً خوب شده، میتونیم برگردیم به سنترال، مگه نه؟

48
00:04:57,141 --> 00:04:59,701
‫خوب پس منم سریع آماده میشم!

49
00:04:59,901 --> 00:05:03,301
‫هی! بهت گفتیم از اینجا برو!

50
00:05:03,301 --> 00:05:06,381
‫ما که به سفر تفریحی نمیریم!

51
00:05:06,381 --> 00:05:08,101
‫منم جدّیم!

52
00:05:08,141 --> 00:05:08,581


53
00:05:08,621 --> 00:05:11,621
‫همون چرت وپرتای زندگی جاودان که داشتی راجع بهش حرف میزدی؟

54
00:05:11,621 --> 00:05:13,461
‫امکان نداره همچین چیزی وجود داشته باشه.

55
00:05:13,461 --> 00:05:15,821
‫-ولی وجود داره! به همین دلیله که من

56
00:05:15,821 --> 00:05:18,381
‫-ساکت شو! بچه هایی مثل تو باید برن بازی ک

57
00:05:18,421 --> 00:05:21,501


58
00:05:21,541 --> 00:05:25,021
‫زندگی جاودان با روش کیمیاگری شرقی بدست نیومد.

59
00:05:25,061 --> 00:05:25,501


60
00:05:25,541 --> 00:05:27,541
‫اما شاید با معادل غربیش...

61
00:05:27,581 --> 00:05:28,221


62
00:05:28,261 --> 00:05:32,581
‫به همین دلیله که من حتماً باید اون مردی رو که مرتب راجع بهش میشنوم ببینم!

63
00:05:32,621 --> 00:05:34,181


64
00:05:34,221 --> 00:05:38,901
‫موهای بلوند، چشمان طلایی، با یک اورکت قرمز بسیار برازنده...

65
00:05:38,901 --> 00:05:42,821
‫کیماگری نابغه که مردم رو با روشی چشمگیر نجات میده...

66
00:05:42,821 --> 00:05:45,221
‫جناب ادوارد الریک!

67
00:05:45,261 --> 00:05:48,221


68
00:05:48,261 --> 00:05:49,701
‫چیکار کنیم آقا؟

69
00:05:49,741 --> 00:05:54,181


70
00:05:54,221 --> 00:05:55,501
‫برام اصلاً مهم نیست.

71
00:05:55,541 --> 00:06:06,901


72
00:06:06,941 --> 00:06:09,501
‫چی شده بلک هایاته؟

73
00:06:09,541 --> 00:06:12,701


74
00:06:12,741 --> 00:06:16,261
‫تو نباید تو این ساعت تنهایی بگردی...

75
00:06:16,301 --> 00:06:18,021


76
00:06:18,061 --> 00:06:19,621
‫خیلی خطرناکه، چون...

77
00:06:19,661 --> 00:06:20,221


78
00:06:20,261 --> 00:06:24,621
‫ممکنه مورد حمله من، بری چاپر قرار بگیری...!

79
00:06:24,661 --> 00:06:28,581


80
00:06:28,621 --> 00:06:30,781
‫واسه چی این کار رو کردی؟!

81
00:06:30,821 --> 00:06:33,781


82
00:06:33,821 --> 00:06:35,741
‫لعنتی! حالا که اینطوره...

83
00:06:35,741 --> 00:06:37,661
‫حالا چی؟...!

84
00:06:37,701 --> 00:06:43,901


85
00:06:43,941 --> 00:06:46,861
‫چ-چرا اصلاً نمیترسی؟

86
00:06:46,901 --> 00:06:47,541


87
00:06:47,581 --> 00:06:49,621
‫یک نفر رو میشناسم که یک جورایی مثل توئه.

88
00:06:49,621 --> 00:06:52,821
‫مثل من؟ همون که اسمش آلفونسه؟

89
00:06:52,861 --> 00:06:54,181


90
00:06:54,221 --> 00:06:55,821
‫تو آلفونس رو میشناسی؟

91
00:06:55,861 --> 00:06:57,821


92
00:06:57,861 --> 00:07:00,821
‫پس تو یکی از دوستاشی، آره؟

93
00:07:00,821 --> 00:07:03,221
‫ولی یک چیزی رو باید بهت بگم خانم...

94
00:07:03,221 --> 00:07:05,381
‫شما خیلی قوی هستین...!

95
00:07:05,421 --> 00:07:10,701


96
00:07:10,741 --> 00:07:12,101
‫سنگ کیمیا.

97
00:07:12,141 --> 00:07:12,861


98
00:07:12,901 --> 00:07:17,061
‫فکرشم نمیکردم
‫آزمایشگاه تحقیقاتی ۵ تو پالایشش نقش داشته.

99
00:07:17,061 --> 00:07:21,261
‫احتمالش هست که رده های بالای ارتش هم تو این قضیه دست داشته باشن.

100
00:07:21,301 --> 00:07:21,741


101
00:07:21,781 --> 00:07:24,581
‫و اونایی که اسمشون لاست و انوی بود...

102
00:07:24,621 --> 00:07:25,741


103
00:07:25,781 --> 00:07:28,021
‫اونا کسایی ان که شماها رو اینطوری کردن؟

104
00:07:28,221 --> 00:07:30,701
‫نه، این کارو دانشمندا انجام دادن.

105
00:07:30,701 --> 00:07:34,781
‫اونا روحم رو از بدنم کشیدن بیرون.

106
00:07:34,821 --> 00:07:35,381


107
00:07:35,421 --> 00:07:40,061
‫شاید اگه از دانشمندا بازجویی کنیم
‫بفهمیم کی دستوراین کار رو داده...

108
00:07:40,101 --> 00:07:40,701


109
00:07:40,741 --> 00:07:42,341
‫نمیشه.

110
00:07:42,341 --> 00:07:47,261
‫هیچکدومشون باقی نموندن. اونا هم واسه ساختن  سنگ کیمیا استفاده شدن.

111
00:07:47,301 --> 00:07:49,581


112
00:07:49,621 --> 00:07:53,581
‫اینطوری هیچ اطلاعاتی هم به بیرون درزپیدا نمیکنه. دو هدف با یک تیر.

113
00:07:53,621 --> 00:07:54,101


114
00:07:54,141 --> 00:07:57,581
‫این یعنی که اونا دیگه کیمیای بیشتری لازم ندارن درست کنن؟

115
00:07:57,621 --> 00:07:59,701


116
00:07:59,741 --> 00:08:01,261
‫آخرین سؤال.

117
00:08:01,301 --> 00:08:03,061


118
00:08:03,101 --> 00:08:10,021
‫تو کسی هستی که حدود یک ماه پیش یک افسر ارتش رو تو یک باجه تلفن تو سنترال به قتل رسوندی؟

119
00:08:10,061 --> 00:08:11,501


120
00:08:11,541 --> 00:08:12,781
‫من اصلاً نمیدونم تو داری راجع به چی حرف میزنی!

121
00:08:12,981 --> 00:08:14,981
‫تیکه تیکه شده بود؟

122
00:08:15,021 --> 00:08:17,301


123
00:08:17,341 --> 00:08:18,021
‫نه...

124
00:08:18,061 --> 00:08:19,541


125
00:08:19,581 --> 00:08:20,981
‫حرفت رو باور میکنم.

126
00:08:21,021 --> 00:08:24,541


127
00:08:24,581 --> 00:08:26,221
‫سلام خانم وینری! در این روز دلانگیز حالتون چطوره؟

128
00:08:26,261 --> 00:08:30,101


129
00:08:30,141 --> 00:08:32,061
‫اد! آل!

130
00:08:32,101 --> 00:08:32,581


131
00:08:32,621 --> 00:08:34,861
‫چی شده که اومدین اینجا؟

132
00:08:34,901 --> 00:08:42,541


133
00:08:42,581 --> 00:08:44,061
‫واقعاً که...

134
00:08:44,061 --> 00:08:47,301
‫حتی پانینیا هم یک شغلی پیدا کرده و داره با جدیت کارمیکنه...

135
00:08:47,621 --> 00:08:48,821
‫پانینیا؟

136
00:08:48,861 --> 00:08:49,381


137
00:08:49,421 --> 00:08:50,461
‫اوهوم.

138
00:08:50,461 --> 00:08:56,661
‫اون جیب بری رو گذاشته کنار و الآن پشت بوم تعمیر میکنه و همه جور ساخت ساز ارتفاع بالا انجام میده.

139
00:08:56,661 --> 00:08:58,061
‫اوو...

140
00:08:58,061 --> 00:08:59,981
‫شما دوتا چی؟ پیشرفتی کردین؟

141
00:09:00,021 --> 00:09:03,461


142
00:09:03,501 --> 00:09:05,421
‫خوب، ما راه طولانی رو انتخاب کردیم ولی...

143
00:09:05,461 --> 00:09:07,581


144
00:09:07,621 --> 00:09:10,821
‫یواش یواش داریم پیش میریم... فکر کنم.

145
00:09:10,861 --> 00:09:12,981


146
00:09:13,021 --> 00:09:14,941
‫خوبه، از شنیدش خوشحالم.

147
00:09:14,981 --> 00:09:17,021


148
00:09:17,061 --> 00:09:18,901
‫بفرما! تعمیرات موقت تموم شد.

149
00:09:18,901 --> 00:09:20,301
‫ممنون وینری!

150
00:09:20,301 --> 00:09:22,941
‫الآن قطعات به اندازه کافی ندارم که بتونم کامل درستش کنم، پس فعلاً همین رو تحمل کن.

151
00:09:23,101 --> 00:09:24,341
‫باشه...

152
00:09:24,341 --> 00:09:27,781
‫الآن میرم قطعات رو میخرم، میتونی تا اون موقع سرخودت رو گرم کنی؟

153
00:09:27,821 --> 00:09:28,181


154
00:09:28,221 --> 00:09:29,661
‫آخه چیکار کنم؟

155
00:09:29,701 --> 00:09:32,141


156
00:09:32,181 --> 00:09:36,221
‫اینجا فقط مغازه های اتومیله...

157
00:09:36,261 --> 00:09:40,821


158
00:09:40,861 --> 00:09:41,821
‫آل.

159
00:09:41,861 --> 00:09:42,381


160
00:09:42,421 --> 00:09:43,181
‫داداش...

161
00:09:43,221 --> 00:09:44,381


162
00:09:44,421 --> 00:09:47,861
‫چیه، گربه ای چیزی پیدا کردی؟

163
00:09:48,141 --> 00:09:49,141
‫آره.

164
00:09:49,181 --> 00:09:51,901


165
00:09:51,941 --> 00:09:54,621
‫من زنده ام!

166
00:09:54,621 --> 00:09:56,981
‫شماها زندگیم رو نجات دادین! سپاسگزارم!

167
00:09:57,221 --> 00:09:58,381
‫اوه! واسه غذا هم ممنون!

168
00:09:58,421 --> 00:09:58,941


169
00:09:58,981 --> 00:10:00,821
‫من نگفتم پول غذات رو میدم.

170
00:10:00,821 --> 00:10:02,861
‫این مسائل کوچیک رو بیخیال!

171
00:10:02,861 --> 00:10:03,861
‫کجاش کوچیکه!

172
00:10:03,901 --> 00:10:04,741


173
00:10:04,781 --> 00:10:09,101
‫اینکه تو یک سرزمین غریب هوای آدم رو داشته باشن... من واقعاً سپاسگزارم.

174
00:10:09,141 --> 00:10:09,701


175
00:10:09,741 --> 00:10:12,621
‫سرزمین غریب"؟ تو اهل اینجا نیستی؟"

176
00:10:12,941 --> 00:10:14,981
‫نه! من از زینگ اومدم.

177
00:10:15,181 --> 00:10:16,701
‫زینگ...

178
00:10:16,741 --> 00:10:17,421


179
00:10:17,461 --> 00:10:19,741
‫اون ملت بزرگی که تو شرقن؟

180
00:10:19,741 --> 00:10:23,621
‫درسته! ردشدن از اون صحرا درست مثل این بود که داری تو جهنم راه میری...

181
00:10:23,621 --> 00:10:25,981
‫خوب چرا اون مسیر رو انتخاب کردی؟

182
00:10:26,021 --> 00:10:27,261


183
00:10:27,301 --> 00:10:29,901
‫میخواستم خرابه های کزرکزس رو ببینم.

184
00:10:29,941 --> 00:10:30,541


185
00:10:30,581 --> 00:10:31,901
‫کزرکزس؟

186
00:10:31,941 --> 00:10:32,581


187
00:10:32,621 --> 00:10:35,021
‫شنیدم اونجا هیچی نیست.

188
00:10:35,021 --> 00:10:36,741
‫فقط یک تحقیق کوچولو.

189
00:10:37,141 --> 00:10:40,381
‫به این کشور هم واسه
‫پژوهش مربوط به کیمیاگری شرقی اومدم.

190
00:10:40,381 --> 00:10:41,661
‫کیمیاگری شرقی؟

191
00:10:41,901 --> 00:10:45,421
‫آها، شما تو این کشور فقط بهش میگین کیمیاگری، درسته؟

192
00:10:45,461 --> 00:10:46,261


193
00:10:46,301 --> 00:10:51,261
‫کیمیاگری تو کشور ما مهارتیه که به طور عمده واسه مصارف پزشکی به کار میره.

194
00:10:51,301 --> 00:10:52,861


195
00:10:52,901 --> 00:10:54,941
‫رسوم متفاوت، فکرکنم.

196
00:10:54,981 --> 00:10:55,421


197
00:10:55,461 --> 00:10:57,701
‫تو کشور ما بیشتر واسه جنگ ازش استفاده میشه.

198
00:10:57,741 --> 00:10:58,421


199
00:10:58,461 --> 00:11:04,181
‫هنوز که هنوزه تو مرز جنوب با آرگو و غرب با کرتا درگیری و زدوخورد هست.

200
00:11:04,221 --> 00:11:04,781


201
00:11:04,821 --> 00:11:07,941
‫و تازه ملت بزرگ دراکما رو هم تو شمال داریم.

202
00:11:07,981 --> 00:11:08,861


203
00:11:08,901 --> 00:11:14,661
‫یک پیمان عدم تهاجم بستن، ولی تنها دلیلی که خودشون رو واسه حمله به ما به زحمت نمیندازن وجود کوه بریگز سرراهشونه.

204
00:11:14,661 --> 00:11:16,461
‫روابطمون زیاد خوب نیست.

205
00:11:16,461 --> 00:11:19,461
‫کشور به این وحشناکی تو یک همچین...

206
00:11:19,461 --> 00:11:25,221
‫از وقتیکه شاه بردلی فرمانده پیشوا شده، این کشور همش روی ارتش تمرکز داشته.

207
00:11:25,261 --> 00:11:26,661


208
00:11:26,701 --> 00:11:29,301
‫اما من خیلی کنجکاو شدم

209
00:11:29,301 --> 00:11:32,021
‫راجع به این کیمیاگری شرقی که برای درمان به کار میره

210
00:11:32,021 --> 00:11:32,981
‫منم همینطور.

211
00:11:33,021 --> 00:11:33,501


212
00:11:33,541 --> 00:11:37,181
‫اوه، نکنه شماها کیمیاگرین؟

213
00:11:37,221 --> 00:11:38,061


214
00:11:38,101 --> 00:11:39,141
‫آره.

215
00:11:39,141 --> 00:11:42,701
‫من ادوارد الریکم، یک کیمیاگر دولتی.

216
00:11:42,701 --> 00:11:45,821
‫من برادر کوچیکترشم، آلفونس الریک.

217
00:11:45,821 --> 00:11:46,981
‫از آشناییت خوشبختمم.

218
00:11:46,981 --> 00:11:48,461
‫من لینگ یائو هستم.

219
00:11:48,741 --> 00:11:49,701
‫خیلی خوشبختم.

220
00:11:49,981 --> 00:11:54,501
‫میگم لینگ، میشه جزئیات این کیمیاگری شرقیتون رو واسه ما توضیح بدی؟

221
00:11:54,701 --> 00:11:55,661
‫نمیتونم!

222
00:11:56,061 --> 00:11:58,381
‫من کیمیاگر نیستم.

223
00:11:58,421 --> 00:11:59,981


224
00:12:00,021 --> 00:12:03,781
‫آخه تو که کیمیاگر نیستی اومدی چی رو تحقیق کنی؟!

225
00:12:03,821 --> 00:12:04,501


226
00:12:04,541 --> 00:12:06,021
‫فقط یک مسأله کوچیک.

227
00:12:06,061 --> 00:12:06,621


228
00:12:06,661 --> 00:12:09,141
‫شماها شاید چیزی راجع بهش بدونین...

229
00:12:09,181 --> 00:12:10,661


230
00:12:10,701 --> 00:12:11,781
‫سنگ کیمیا.

231
00:12:11,821 --> 00:12:13,381


232
00:12:13,421 --> 00:12:15,261
‫من جداً میخوامش...

233
00:12:15,301 --> 00:12:16,141


234
00:12:16,181 --> 00:12:17,861
‫چیزی راجع بهش میدونین؟

235
00:12:17,901 --> 00:12:19,981


236
00:12:20,021 --> 00:12:20,701
‫نچ.

237
00:12:20,981 --> 00:12:22,381
‫چیزی نمیدونم.

238
00:12:22,421 --> 00:12:23,901


239
00:12:23,941 --> 00:12:25,581
‫به نظرمیاد که میدونی.

240
00:12:25,621 --> 00:12:28,741


241
00:12:28,781 --> 00:12:30,501
‫میشه به من بگیش؟

242
00:12:30,541 --> 00:12:31,621


243
00:12:31,661 --> 00:12:33,381
‫میخوای باهاش چیکار کنی؟

244
00:12:33,421 --> 00:12:36,341


245
00:12:36,381 --> 00:12:39,341
‫راه رسیدن به زندگی جاودان رو پیداکنم.

246
00:12:39,381 --> 00:12:46,261


247
00:12:46,301 --> 00:12:48,341
‫میشه بهم بگی؟

248
00:12:48,341 --> 00:12:51,661
‫زندگی جاودان؟ چه احمقانه.

249
00:12:51,661 --> 00:12:53,141
‫من کاملاً جدیم.

250
00:12:53,141 --> 00:12:54,541
‫تازه...

251
00:12:54,541 --> 00:12:56,821
‫همچین برخورد نامناسبی نباید داشته باشی...

252
00:12:56,861 --> 00:12:57,941


253
00:12:57,981 --> 00:12:59,341
‫وقتیکه داری از کسی تقاضای لطفی میکنی...!

254
00:12:59,381 --> 00:13:02,781


255
00:13:02,821 --> 00:13:03,941
‫داداش!

256
00:13:03,981 --> 00:13:04,501


257
00:13:04,541 --> 00:13:06,141
‫تو هم میخوای مقاومت کنی؟!

258
00:13:06,141 --> 00:13:07,381
‫ص-صبرکن

259
00:13:07,421 --> 00:13:12,861


260
00:13:12,901 --> 00:13:15,541
‫اینا دیگه چی ان؟ آکروباتکار؟

261
00:13:15,541 --> 00:13:17,661
‫هنرهای رزمی زینگ، شاید؟

262
00:13:17,661 --> 00:13:18,661
‫ممکنه خشن بشه...

263
00:13:19,021 --> 00:13:20,221
‫ولی با این حال...

264
00:13:20,221 --> 00:13:20,941
‫آره...

265
00:13:20,941 --> 00:13:22,461
‫اونا در مقایسه با استادمون...

266
00:13:22,781 --> 00:13:23,701
‫هیچی نیستن...!

267
00:13:23,741 --> 00:13:27,341


268
00:13:27,381 --> 00:13:28,781
‫چه خبره؟

269
00:13:28,821 --> 00:13:32,061


270
00:13:32,101 --> 00:13:33,741
‫ببین چکار میکنن.

271
00:13:33,781 --> 00:13:35,501


272
00:13:35,541 --> 00:13:37,381
‫پیرمرد، میشه یک مقدار دسر بیاری؟

273
00:13:37,381 --> 00:13:37,701
‫حتماً!

274
00:13:37,741 --> 00:14:04,501


275
00:14:04,541 --> 00:14:05,181
‫افتضاح شد!

276
00:14:05,221 --> 00:14:12,461


277
00:14:12,501 --> 00:14:13,701
‫لعنتی...

278
00:14:13,701 --> 00:14:16,701
‫یهویی میپرین وسط اطلاعات راجع به سنگ اکسیر و زندگی جاودان میخوایین...

279
00:14:16,701 --> 00:14:18,981
‫بعدشم با ما دعوا راه میندازین...

280
00:14:18,981 --> 00:14:20,701
‫آخه چه مرگتونه؟!

281
00:14:20,701 --> 00:14:23,061
‫تو و اون یارو عوضی چشم بادمی!

282
00:14:23,101 --> 00:14:28,541


283
00:14:28,581 --> 00:14:29,381
‫زدمش؟

284
00:14:29,421 --> 00:14:33,341


285
00:14:33,381 --> 00:14:34,981
‫اویی...

286
00:14:35,021 --> 00:14:36,781


287
00:14:36,821 --> 00:14:41,141
‫همچین که به لینگ گفتم عوضی چشم بادمی طرف خل شد...

288
00:14:41,181 --> 00:14:42,461


289
00:14:42,501 --> 00:14:44,301
‫فهمیدم...

290
00:14:44,341 --> 00:14:45,741


291
00:14:45,781 --> 00:14:48,581
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت پانینیا!

292
00:14:48,581 --> 00:14:50,221
‫شماها دارین چیکار میکنین؟

293
00:14:50,261 --> 00:14:50,621


294
00:14:50,661 --> 00:14:53,101
‫خوب، فکرکنم گرفتم اوضاع از چه قراره...

295
00:14:53,101 --> 00:14:55,461
‫آهان پانینیا میشه یک خواهشی ازت بکنم؟

296
00:14:55,501 --> 00:14:56,421


297
00:14:56,461 --> 00:15:02,461
‫عجیبه... نمیتونم هیچ جریان انرژی ای از اون زره پوش حس کنم...

298
00:15:02,461 --> 00:15:03,781
‫یعنی چه خبره...

299
00:15:03,821 --> 00:15:06,781


300
00:15:06,821 --> 00:15:09,981
‫فکر کردی یک همدست پیدا کنی از پس من برمیای؟

301
00:15:09,981 --> 00:15:11,301
‫نادون!

302
00:15:11,341 --> 00:15:15,301


303
00:15:15,341 --> 00:15:16,941
‫چیه؟ چی شده؟

304
00:15:16,941 --> 00:15:18,301
‫دیگه تمام حرکاتت رو میتونم بخونم!

305
00:15:18,341 --> 00:15:21,741


306
00:15:21,781 --> 00:15:26,661
‫فکر نکنم اون عوضی چشم بادمی همچین مالی باشه
‫وقتیکه زیردستش اینطوری باشه!

307
00:15:26,701 --> 00:15:31,101


308
00:15:31,141 --> 00:15:36,421
‫درست همونطور که فکرش رو میکردم... این پسره
‫همچین که به اربابش توهین بشه، پاک قاطی میکنه.

309
00:15:36,421 --> 00:15:37,621
‫و وقتیکه این اتفاق بیفته...

310
00:15:37,661 --> 00:15:39,341


311
00:15:39,381 --> 00:15:41,941
‫حمله هات ساده و قابل پیش بینی میشه.

312
00:15:41,981 --> 00:15:45,221


313
00:15:45,261 --> 00:15:49,981
‫خیلی خوب، فکر کنم دیگه وقتشه صورتت رو نشون بدی!

314
00:15:50,021 --> 00:15:52,061


315
00:15:52,101 --> 00:15:53,141
‫یک زن؟!

316
00:15:53,181 --> 00:16:05,581


317
00:16:05,621 --> 00:16:07,781
‫توپ جاسازی شده تو بدن...

318
00:16:07,781 --> 00:16:09,341
‫نباید این کشور رو دست کم بگیرم.

319
00:16:09,381 --> 00:16:18,501


320
00:16:18,541 --> 00:16:20,861
‫خوب، فکرکنم واسه اولین بارم بد نبود.

321
00:16:20,861 --> 00:16:22,501
‫کیمیاگری...

322
00:16:22,501 --> 00:16:23,781
‫بدون دایره تغییرشکل انجامش دادی؟!

323
00:16:23,821 --> 00:16:24,581


324
00:16:24,621 --> 00:16:25,861
‫خیلی خوب...

325
00:16:25,861 --> 00:16:27,781
‫نمیدونم داداش در چه حالیه.

326
00:16:27,821 --> 00:16:33,461


327
00:16:33,501 --> 00:16:34,581
‫یک مقدار زیاده روی کردم...

328
00:16:34,621 --> 00:16:36,061


329
00:16:36,101 --> 00:16:37,181
‫چیکار باید بکنم...

330
00:16:37,181 --> 00:16:38,981
‫ارباب لینگ حتماً سرزنشم میکنه...

331
00:16:39,021 --> 00:16:45,621


332
00:16:45,661 --> 00:16:47,221
‫آی آبجی خانم.

333
00:16:47,261 --> 00:16:48,381


334
00:16:48,421 --> 00:16:51,141
‫آخه توی شهر از چی داری استفاده میکنی؟

335
00:16:51,141 --> 00:16:52,741
‫اگه غیر از من کس دیگه ای بود، ممکن بود کشته بشه!

336
00:16:53,101 --> 00:16:56,021
‫عوضی... دستتو قطع کردی؟!

337
00:16:56,021 --> 00:16:59,261
‫وقتی بچه بودم زیاد دنبال خرگوش میکردم...

338
00:16:59,261 --> 00:17:01,501
‫تو تله گذاری استادم.

339
00:17:01,501 --> 00:17:03,181
‫داداش!

340
00:17:03,461 --> 00:17:04,741
‫آل

341
00:17:04,741 --> 00:17:06,821
‫آهای همگی خسته نباشین!

342
00:17:06,861 --> 00:17:07,421


343
00:17:07,461 --> 00:17:09,261
‫تو... خیلی رو داری!

344
00:17:09,261 --> 00:17:11,981
‫آه، شماها خیلی قوی هستین.

345
00:17:11,981 --> 00:17:15,621
‫یک پیشنهاد دارم، نظرتون چیه که زیردستای من بشین تا باهم یک کشور رو فرمانروایی کنیم؟

346
00:17:15,621 --> 00:17:17,901
‫خیالپردازی هات رو تموم کن!

347
00:17:17,901 --> 00:17:18,941
‫-چطوره که برگردی

348
00:17:18,941 --> 00:17:20,341
‫ایناها،اینجان!

349
00:17:20,381 --> 00:17:21,701


350
00:17:21,741 --> 00:17:24,341
‫شماها کلی از شهرمون رو داغون کردین.

351
00:17:24,381 --> 00:17:24,781


352
00:17:24,821 --> 00:17:25,901
‫امیدوارم که خیال جبرانش رو داشته باشین.

353
00:17:26,141 --> 00:17:27,901
‫پول غذاها هم فراموش نشه.

354
00:17:28,101 --> 00:17:29,981
‫ی-یک دقیقه صبر کنین!

355
00:17:29,981 --> 00:17:32,741
‫هزینه تمام تعمیرات و غذا رو اینا باید بپردازن...

356
00:17:32,741 --> 00:17:36,181
‫من اصلاً زبون این کشور نافهمم!

357
00:17:36,181 --> 00:17:37,501
‫بای-بای

358
00:17:37,501 --> 00:17:40,141
‫برگرد اینجا!!!

359
00:17:40,141 --> 00:17:40,821
‫ها؟

360
00:17:40,861 --> 00:17:41,741


361
00:17:41,781 --> 00:17:42,781
‫اونا فرار کردن!

362
00:17:42,821 --> 00:17:43,781


363
00:17:43,821 --> 00:17:45,101
‫اون یکی هم؟

364
00:17:45,141 --> 00:17:45,541


365
00:17:45,581 --> 00:17:47,221
‫حالا باید چیکار کنیم...

366
00:17:47,221 --> 00:17:50,541
‫من میخوام همشو روبه راه کنم، ولی من یک جورایی...

367
00:17:50,541 --> 00:17:53,341
‫عیبی نداره داداش، من درستش میکنم.

368
00:17:53,381 --> 00:17:54,901


369
00:17:54,941 --> 00:17:58,941
‫ها؟ تو دیگه میتونی بدون دایره تغییرشکل هم کار کنی؟

370
00:17:58,941 --> 00:18:02,261
‫آره. فکر کنم به خاطر اینکه خاطراتم از حقیقت رو بدست آوردم.

371
00:18:02,301 --> 00:18:04,461


372
00:18:04,501 --> 00:18:05,501
‫که یعنی...

373
00:18:05,541 --> 00:18:11,901


374
00:18:11,941 --> 00:18:14,301
‫همه چی رو بسپار به من.

375
00:18:14,341 --> 00:18:15,741


376
00:18:15,781 --> 00:18:17,661
‫چی شده برادر؟

377
00:18:17,701 --> 00:18:19,301


378
00:18:19,341 --> 00:18:20,781
‫ما برگشتیم!

379
00:18:21,101 --> 00:18:22,781
‫هی، دوباره همدیگرو دیدیم!

380
00:18:22,821 --> 00:18:25,101


381
00:18:25,141 --> 00:18:26,981
‫تو واسه چی اینجا نشستی داری چایی میخوری؟!

382
00:18:27,021 --> 00:18:27,461


383
00:18:27,501 --> 00:18:29,861
‫خیلی بیرحمی! فکر کردم ما با هم دوستیم...

384
00:18:29,861 --> 00:18:32,021
‫کی با تو دوسته؟

385
00:18:32,021 --> 00:18:34,861
‫تو میدونی به خاطر زیردست هات چه به سر ما اومد؟

386
00:18:34,861 --> 00:18:37,501
‫بعداً دعواشون میکنم، پس دیگه ما رو ببخش، باشه؟

387
00:18:37,541 --> 00:18:38,501


388
00:18:38,541 --> 00:18:40,381
‫،اسم دختره ران فانه

389
00:18:40,741 --> 00:18:42,301
‫و پیرمرده فو.

390
00:18:42,301 --> 00:18:45,741
‫اونا عضو طایفه ای ان که نسل اندر نسل به خانواده من خدمت کردن.

391
00:18:45,741 --> 00:18:46,501
‫زیاد از دستشون عصبانی نباش.

392
00:18:46,541 --> 00:18:47,701


393
00:18:47,741 --> 00:18:52,621
‫تو واسه غذا آویزون  من میشی درحالیکه دوتا ملازم داری؟
‫به نظر آدم پولداری میای.

394
00:18:52,621 --> 00:18:55,301
‫خوب، بالاخره من یک شاهزادم.

395
00:18:55,661 --> 00:18:56,741
‫ها؟

396
00:18:57,101 --> 00:18:58,261
‫شاهزاده؟

397
00:18:58,301 --> 00:19:01,541


398
00:19:01,581 --> 00:19:02,701
‫تو؟

399
00:19:02,741 --> 00:19:03,661


400
00:19:03,701 --> 00:19:05,061
‫یک شاهزاده؟!

401
00:19:05,101 --> 00:19:07,141


402
00:19:07,181 --> 00:19:09,261
‫شماها مثلاً قرار نیست همیچین موقعی شگفت زده بشین؟

403
00:19:09,301 --> 00:19:10,421


404
00:19:10,461 --> 00:19:13,021
‫ببخشید، فقط یک مقدار زیادی غیرمنتظره بود...

405
00:19:13,021 --> 00:19:17,181
‫آدمی که از گرسنگی غش میکنه و بعد واسه غذا آویزون مردم میشه... یک شاهزاده؟

406
00:19:17,221 --> 00:19:20,421


407
00:19:20,461 --> 00:19:23,141
‫بهتون اجازه نمیدم به ارباب لینگ توهین کنین...

408
00:19:23,181 --> 00:19:24,381


409
00:19:24,421 --> 00:19:25,341
‫تو تمام این مدت اینجا بودی؟

410
00:19:25,581 --> 00:19:28,621
‫خوب البته "شاهزاده" اینجا مفهوم آنچنانی نداره.

411
00:19:28,941 --> 00:19:31,381
‫چون ما شاهزاده ها خیلی زیادیم.

412
00:19:31,421 --> 00:19:32,501


413
00:19:32,541 --> 00:19:36,861
‫،زینگ ملتیه که از بیش از ۵۰ طایفه مختلف تشکیل شده

414
00:19:36,861 --> 00:19:39,941
‫و امپراتور بر قله اون فرمانروایی میکنه.

415
00:19:39,941 --> 00:19:45,061
‫دختر رئیس هر طایفه با امپراتور ازدواج میکنه و ازش صاحب بچه میشه.

416
00:19:45,101 --> 00:19:45,621


417
00:19:45,661 --> 00:19:50,741
‫امپراتور فعلی ۲۴ پسر و ۱۹ دختر داره.

418
00:19:50,781 --> 00:19:51,301


419
00:19:51,341 --> 00:19:53,461
‫من دوازدهمین ولیعهد هستم.

420
00:19:53,461 --> 00:19:56,301
‫۴۳تا بچه؟

421
00:19:56,301 --> 00:19:58,821
‫هیچوقت دعوا و مشاجره سر اینکه کی جانشین باشه پیش نمیاد؟

422
00:19:58,821 --> 00:20:01,861
‫ما الآن وسط یکی از همین دعواها هستیم.

423
00:20:01,901 --> 00:20:02,581


424
00:20:02,621 --> 00:20:05,701
‫وضعیت سلامت امپراتور در حال حاضر خیلی ضعیفه...

425
00:20:05,701 --> 00:20:09,261
‫همه طایفه ها به تکاپو افتادن که براش خودشیرینی بکنن، چون الآن بهترین زمانه...

426
00:20:09,301 --> 00:20:09,701


427
00:20:09,741 --> 00:20:10,981
‫واسه همینه که منم...

428
00:20:11,221 --> 00:20:14,781
‫خیال داری راز زندگی جاودان رو بهش تقدیم کنی تا محبتش رو بدست بیاری...

429
00:20:14,781 --> 00:20:15,861
‫درسته!

430
00:20:15,861 --> 00:20:18,461
‫پس خواهش میکنم، میشه بهم بگی؟

431
00:20:18,461 --> 00:20:19,981
‫اطلاعات درمورد سنگ کیمیا رو.

432
00:20:20,141 --> 00:20:21,661
‫خیر

433
00:20:21,661 --> 00:20:24,181
‫سنگ کیمیا ابزاری برای ارتقاء درجه نیست!

434
00:20:24,181 --> 00:20:27,301
‫اگه بهم نگی تا ابد دنبالت میام!

435
00:20:27,301 --> 00:20:28,701
‫اینکار رو نکن!!!

436
00:20:28,701 --> 00:20:29,861
‫من برگشتم!

437
00:20:29,901 --> 00:20:30,381


438
00:20:30,421 --> 00:20:34,741
‫-مثل اینکه بلوای بزرگی تو خیابون اصلی به پا بوده، واسه همین یک جورایی گیر افتا

439
00:20:34,781 --> 00:20:39,501


440
00:20:39,541 --> 00:20:41,141
‫برای چی کنده شده؟!

441
00:20:41,181 --> 00:20:42,741


442
00:20:42,781 --> 00:20:43,461
‫واقعاً که!

443
00:20:43,461 --> 00:20:45,541
‫همیشه!هردفعه!!

444
00:20:45,581 --> 00:20:45,941


445
00:20:45,981 --> 00:20:46,981
‫ارباب

446
00:20:47,021 --> 00:20:48,701


447
00:20:48,741 --> 00:20:53,261
‫لازم نیست شما سرتون رو جلوی این دون پایه ها پایین بیارین...

448
00:20:53,301 --> 00:20:53,701


449
00:20:53,741 --> 00:20:57,301
‫،اگه یک تعظیم من میتونست کارگر باشه
‫اونوقت اون هزینه خیلی ارزونی بود.

450
00:20:57,341 --> 00:20:57,901


451
00:20:57,941 --> 00:21:00,861
‫سرنوشت ۵۰۰,۰۰۰ مردم طایفه یائو تو دستهای منه.

452
00:21:00,901 --> 00:21:01,781


453
00:21:01,821 --> 00:21:03,861
‫وجهه من کمترین اهمیت رو برام داره.

454
00:21:03,901 --> 00:21:05,341


455
00:21:05,381 --> 00:21:08,861
‫خوب، دفعه بعد کجا میخوای بری اتومیلت رو بشکونی؟

456
00:21:08,861 --> 00:21:10,981
‫چرا خیال میکنی که من قراره بشکونمش؟

457
00:21:10,981 --> 00:21:13,861
‫ما تو این فکریم که بریم سنترال یک چیزی رو بررسی کنیم.

458
00:21:13,861 --> 00:21:16,021
‫ها؟ دارین میرین سنترال؟!

459
00:21:16,021 --> 00:21:18,101
‫منم میخوام بیام.

460
00:21:18,101 --> 00:21:19,501
‫برای چی؟

461
00:21:19,541 --> 00:21:20,341


462
00:21:20,381 --> 00:21:22,381
‫که به آقای هیوز سلامی کرده باشم!

463
00:21:22,581 --> 00:21:25,261
‫ولی مگه تو اینجا کار نداری وینری؟

464
00:21:25,301 --> 00:21:26,261


465
00:21:26,301 --> 00:21:28,061
‫به هیچ وجه مشکلی نیست وینری جان.

466
00:21:28,061 --> 00:21:29,901
‫تو باید هرچندوقت یک بار نفسی تازه کنی.

467
00:21:29,901 --> 00:21:32,781
‫واقعاً؟ خیلی ممنونم آقای گارفیلد!

468
00:21:32,781 --> 00:21:34,701
‫خیلی خوب، پس گمونم...

469
00:21:34,701 --> 00:21:36,261
‫هممون میریم سمت سنترال!

470
00:21:36,301 --> 00:21:37,061


471
00:21:37,101 --> 00:21:38,061
‫اوهوم!

472
00:21:38,421 --> 00:21:41,341
‫خیلی خوش میگذره! من که خیلی هیجان زده ام!

473
00:21:41,341 --> 00:21:44,821
‫تو یکی حق نداری بیای!!!

474
00:21:44,861 --> 00:21:48,381


475
00:21:48,421 --> 00:21:51,501
‫آخرش هم باهامون اومد، نه؟

476
00:21:51,541 --> 00:21:52,741


477
00:21:52,781 --> 00:21:57,621
‫آها راستی، من هنوز اسم شما رو نمیدونم آقا.

478
00:21:57,621 --> 00:21:59,941
‫هنوز نمیخواین اسمتون رو بهم بگین؟

479
00:21:59,981 --> 00:22:01,021


480
00:22:01,061 --> 00:22:07,821
‫مردم ایشبال اسمشون رو هدیه ای از جانب خدا می دونن و ازش با افتخار صحبت میکنن.

481
00:22:07,821 --> 00:22:11,061
‫اووه...  پس شما باید اسم بزرگی داشته باشین...

482
00:22:11,301 --> 00:22:13,301
‫برای همین من اسمم رو رها کردم.

483
00:22:13,341 --> 00:22:14,661


484
00:22:14,701 --> 00:22:17,061
‫برو! به حرکت ادامه بده!

485
00:22:17,061 --> 00:22:18,061
‫ب-بله قربان!

486
00:22:18,101 --> 00:22:19,301


487
00:22:19,341 --> 00:22:21,581
‫حالا که پا در راهی بدون بازگشت گذاشتم...

488
00:22:21,621 --> 00:22:22,141


489
00:22:22,181 --> 00:22:25,981
‫همه چیزایی رو که از خدا گرفتم رها میکنم....

490
00:22:26,021 --> 00:22:30,981
‫forums.animparadise.com
‫maloose

491
00:22:31,021 --> 00:23:59,501


492
00:23:59,541 --> 00:24:07,301
‫حقیقتی دردناک در انتظار اد، آل و وینری ست که به امید تجدید دیدار به سنترال بازگشته اند.

493
00:24:07,341 --> 00:24:07,821


494
00:24:07,861 --> 00:24:11,861
‫و تاریکی قربانی جدید دیگری برمیگزیند.

495
00:24:11,901 --> 00:24:12,701


496
00:24:12,741 --> 00:24:17,101
‫:قسمت بعد، کیمیاگر تمام فلزی

497
00:24:17,101 --> 00:24:20,621
‫قسمت ۱۶، ردپای یک هم رزم.

498
00:24:20,661 --> 00:24:21,141


499
00:24:21,181 --> 00:24:23,821
‫آیا این نور است یا تاریکی...

500
00:24:23,821 --> 00:24:26,541
‫درون قلب مردی که شروع به حرکت به سمت جلو کرده است؟...

