‫﻿۱
00:01:35,700 --> 00:01:37,400
‫خیلی خسته کننده بود

2
00:01:37,690 --> 00:01:40,000
‫تمام مدت هم نگاهمون میکردن

3
00:01:40,000 --> 00:01:42,310
‫اقای فو و لان فان، درسته؟

4
00:01:42,310 --> 00:01:43,210
‫هی

5
00:01:43,740 --> 00:01:44,910
‫ارباب کجاست؟

6
00:01:49,360 --> 00:01:50,380
‫ندیدمش...

7
00:01:50,540 --> 00:01:52,920
‫یعنی باز هم گم شده؟

8
00:01:54,840 --> 00:01:57,880
‫واقعا که..یه لحظه چشمم رو ازش برمیدارم....

9
00:01:59,310 --> 00:02:00,720
‫ارباب

10
00:02:00,720 --> 00:02:02,890
‫کجا رفتی؟

11
00:02:04,200 --> 00:02:05,890
‫امیدوارم مثل دفعه ی قبل یه جائی نیفتاده باشه...

12
00:02:05,890 --> 00:02:08,460
‫خوشحالم که از شرتون خلاص میشم

13
00:02:08,460 --> 00:02:09,230
‫بریم

14
00:02:10,230 --> 00:02:11,440
‫باشه...

15
00:02:14,130 --> 00:02:17,530
‫ارباب، کجائی؟

16
00:02:26,880 --> 00:02:29,570
‫یه چیز عجیبی...در مورد این کشور هست

17
00:02:44,130 --> 00:02:46,070
‫من ام، اومدم برای سرکشی

18
00:02:48,200 --> 00:02:49,340
‫خسته نباشی

19
00:02:50,310 --> 00:02:51,560
‫از طرف کلنل

20
00:02:54,750 --> 00:02:56,570
‫هی، بچه ی سیگاری

21
00:02:56,780 --> 00:02:59,180
‫چطوری؟تونستی یه بار شکستش یدی؟

22
00:02:59,180 --> 00:03:00,510
‫اصلا نتونستم

23
00:03:00,510 --> 00:03:02,820
‫این بازی هم خیلی کسل کنندست

24
00:03:03,080 --> 00:03:06,480
‫هی، میتونم فقط شبها برم مردم رو قیمه قیمه کنم، درسته؟

25
00:03:06,480 --> 00:03:07,910
‫معلومه که نمیشه

26
00:03:07,910 --> 00:03:12,040
‫خوب، اقلا میتونید اون خانم هاوک آی رو بیارید؟

27
00:03:12,040 --> 00:03:14,640
‫باشه، بهش میگم

28
00:03:15,370 --> 00:03:19,720
‫چقدر دیگه باید هوای این بابا رو داشته باشم؟

29
00:03:20,190 --> 00:03:21,220
‫کلنل چی گفت؟

30
00:03:22,710 --> 00:03:26,050
‫"متاسفم که تو رو مسئول همچین کار خطرناکی کردم"

31
00:03:26,540 --> 00:03:28,600
‫"نگران کارهات در ارتش نباش"

32
00:03:28,600 --> 00:03:30,810
‫"گفتم که بخاطر بیماری غایب هستی"

33
00:03:31,620 --> 00:03:38,260
‫"هر چند،اگه شخصی غیر نظامی و یا کسی از ارتش به جز ما در مورد تو بفهمه ، خودت رو مرده حساب کن"

34
00:03:38,260 --> 00:03:39,410
‫اینها رو گفت

35
00:03:41,370 --> 00:03:44,170
‫خبر خوبی هست؟

36
00:03:44,630 --> 00:03:45,410
‫آره

37
00:03:45,410 --> 00:03:46,740
‫ها؟ چیه؟

38
00:03:47,370 --> 00:03:49,700
‫دوست دختر دار شدم

39
00:03:49,930 --> 00:03:53,790
‫موقعی که جون میکندم منتقل بشم خیلی بهم کمک کرد

40
00:03:54,050 --> 00:03:56,150
‫خیلی هم جیگره

41
00:03:56,150 --> 00:03:59,210
‫هی، فکر میکنی از تکه تکه کردنش لذت میبرم؟

42
00:03:59,920 --> 00:04:02,280
‫دیگه شرت رو بکن...

43
00:04:02,280 --> 00:04:03,090
‫وای وای

44
00:04:03,090 --> 00:04:04,510
‫چش ده؟

45
00:04:04,510 --> 00:04:06,530
‫هی، خوبی؟

46
00:04:04,510 --> 00:04:05,770
‫خوبه؟

47
00:04:06,700 --> 00:04:08,630
‫غذا...

48
00:04:08,630 --> 00:04:10,810
‫کارش کلا تمومه

49
00:04:11,440 --> 00:04:12,710
‫اهل کجاست؟

50
00:04:13,440 --> 00:04:15,550
‫چی؟ اهل ژینگی؟

51
00:04:16,280 --> 00:04:18,070
‫اونقدر دور...

52
00:04:18,390 --> 00:04:20,430
‫به هر حال، اجازه ی ورودت به کشور کجاست؟

53
00:04:24,040 --> 00:04:25,550
‫برید کنار، برید کنار

54
00:04:25,550 --> 00:04:27,530
‫مهاجر غیر قانونی داره رد میشه

55
00:04:28,020 --> 00:04:30,830
‫ارباب، کجائی؟

56
00:04:31,140 --> 00:04:34,330
‫میدونم...حتما یه جائی غش کرده

57
00:04:35,080 --> 00:04:39,030
‫خوب، باید اول بریم به ارتش یه سری بزنیم

58
00:04:39,030 --> 00:04:40,090
‫بریم

59
00:04:40,630 --> 00:04:44,640
‫خوب....فکر کنم اول برم به خونه ی اقای هیوز یه سر بزنم

60
00:04:45,270 --> 00:04:48,140
‫نمیتونم صبر کنم که خانم گراشیا و الیشیا رو هم ببینم

61
00:04:48,140 --> 00:04:49,500
‫باشه

62
00:04:49,500 --> 00:04:51,440
‫ما هم بعدا میام اونجا

63
00:04:51,440 --> 00:04:52,880
‫خوب، میبینمت

64
00:04:57,060 --> 00:05:02,280
‫نمیدونم آقای هیوز از اون موقع چیزهای بیشتری در مورد سنگ برامون پیدا کرده

65
00:05:03,360 --> 00:05:06,170
‫خوب، پیشوا هم بهش دستور داد که دخالت نکنه

66
00:05:07,140 --> 00:05:10,330
‫اول، بریم اطلاعاتی رو که بدست آوردیم رو بهش بگیم

67
00:05:11,650 --> 00:05:12,830
‫هومونکلوس...

68
00:05:13,100 --> 00:05:13,950
‫اره

69
00:05:14,760 --> 00:05:18,050
‫هیوز باید در دفتر ارتش باشه...

70
00:05:19,640 --> 00:05:20,590
‫اونجا

71
00:05:38,890 --> 00:05:39,790
‫شسکا؟

72
00:05:40,410 --> 00:05:41,020
‫شسکا

73
00:05:41,910 --> 00:05:42,840
‫بله؟

74
00:05:42,840 --> 00:05:45,110
‫تو کلید اون اتقاق رو داری،درسته؟

75
00:05:45,330 --> 00:05:46,820
‫آره، دارم

76
00:05:47,030 --> 00:05:49,360
‫منظورت اتاق ۳ هست؟

77
00:05:49,360 --> 00:05:51,740
‫یه جورایی اونحا رو به هم ریختم...

78
00:05:52,090 --> 00:05:55,250
‫نگران نباش، فقط میخوام یه سری اسناد رو بردارم

79
00:05:55,250 --> 00:05:57,080
‫گفتم که خیلی افتضاحه

80
00:05:57,080 --> 00:05:59,250
‫همین الان تمیزش میکنم، یه چند لحظه لطفا صبر کنید

81
00:06:01,130 --> 00:06:05,110
‫باشه، بعدا میام میگیرمشون، پس لطفا اون موقع تمومش کن

82
00:06:05,110 --> 00:06:06,010
‫بله خانم

83
00:06:20,760 --> 00:06:23,110
‫کلنل؟

84
00:06:23,750 --> 00:06:24,940
‫کلنل موستانگ؟

85
00:06:29,670 --> 00:06:33,180
‫چند دقیقه خواب بودم؟

86
00:06:33,180 --> 00:06:34,700
‫تقریبا ۱۰ دقیقه

87
00:06:39,150 --> 00:06:40,850
‫وقت زیادی تا جلسه ی ارتش ندارم

88
00:06:41,760 --> 00:06:47,980
‫ببخشید که این رو میگم، اما بهتر نیست به جای فشار آوردن به خودتون کمی استراحت کنید؟

89
00:06:47,980 --> 00:06:49,910
‫آره، باز هم میام

90
00:06:53,800 --> 00:06:55,470
‫کلنل موستانگ بود؟

91
00:06:57,480 --> 00:07:00,510
‫صبح بخیر کاپتان فوکر

92
00:07:00,510 --> 00:07:02,390
‫صبح بخیر شسکا

93
00:07:03,010 --> 00:07:05,730
‫اما چرا کلنل اینجا بود؟

94
00:07:05,730 --> 00:07:08,170
‫خوب...میدونید...

95
00:07:08,170 --> 00:07:09,690
‫در اتاق آرشیو هم بازه

96
00:07:09,690 --> 00:07:12,170
‫متاسفم، راستش، خوب...

97
00:07:16,500 --> 00:07:17,970
‫این راز رو به هیچکس نمیگم

98
00:07:18,570 --> 00:07:20,250
‫خیلی ممنون

99
00:07:20,730 --> 00:07:24,170
‫اما نمیدونم دنبال چی بوده؟

100
00:07:24,580 --> 00:07:25,250
‫نظری نداری؟

101
00:07:26,860 --> 00:07:29,650
‫خود من هم جزئیات رو نمیدونم

102
00:07:30,360 --> 00:07:34,030
‫اما ازم پرسید سندی هست که در مورد آزمایشگاه شماره ی ۵ باشه

103
00:07:35,270 --> 00:07:37,790
‫اون و قتل ژنرال هیوز....

104
00:07:40,030 --> 00:07:44,510
‫به خاطر ژنرال هیوز هست که من اینجا کار میکنم

105
00:07:44,510 --> 00:07:46,690
‫درسته

106
00:07:49,330 --> 00:07:51,190
‫خوب، امروز یه عالمه کار مثل همیشه برای انجام هست

107
00:07:53,090 --> 00:07:54,290
‫روت حساب میکنم

108
00:07:55,940 --> 00:07:56,880
‫بله قربان

109
00:08:13,700 --> 00:08:15,010
‫صبح بخیر شسکا

110
00:08:15,250 --> 00:08:17,030
‫بله؟ ها؟

111
00:08:17,680 --> 00:08:18,670
‫چی؟

112
00:08:37,390 --> 00:08:38,450
‫سلام

113
00:08:44,690 --> 00:08:47,180
‫شما کمی لاغر نشدید؟

114
00:08:48,750 --> 00:08:49,970
‫شاید

115
00:08:51,160 --> 00:08:52,390
‫زخمی شدی؟

116
00:08:52,800 --> 00:08:55,290
‫فقط یه مشکل کوچیک در جنوب

117
00:08:55,290 --> 00:08:57,760
‫فقط یه خراشه

118
00:08:58,770 --> 00:08:59,680
‫که اینطور

119
00:09:00,910 --> 00:09:03,520
‫به هر حال، موقعی که اونجا بودم برادران الریک رو دیدم

120
00:09:04,380 --> 00:09:07,850
‫تصادفی بود، استادشون که در دابلیس بود رو ملاقات میکردن

121
00:09:08,300 --> 00:09:09,370
‫ستوان

122
00:09:09,370 --> 00:09:10,230
‫بله؟

123
00:09:11,670 --> 00:09:13,490
‫در مورد مرگ هیوز بهشون چیزی گفتی؟

124
00:09:15,280 --> 00:09:18,030
‫نه، نتونستم خودم رو راضی کنم که بهشون بگم

125
00:09:18,650 --> 00:09:20,490
‫دیر یا زود میفهمن

126
00:09:20,890 --> 00:09:22,320
‫میدونم قربان

127
00:09:23,680 --> 00:09:26,200
‫آزمایشگاه شماره ی ۵ و سنگ کیمیا

128
00:09:26,200 --> 00:09:28,000
‫اجزای تشکیل دهنده ی سنگ آدمهای زنده هست

129
00:09:29,840 --> 00:09:31,790
‫اون آدم خیلیبی خیالی بود

130
00:09:32,280 --> 00:09:38,760
‫احتمالا تو کاری دخالت کرده که برادران الریک در موردش تحقیق میکنن و چیزی رو فهمیده که نباید میفهمیده

131
00:09:39,360 --> 00:09:40,640
‫برای همینه که بهشون نگفتی؟

132
00:09:42,890 --> 00:09:49,090
‫اگه بفهمن که هیوز به خاطردخالت در کاری که اونها درگیرش بودن مرده، نابود میشن....

133
00:09:50,700 --> 00:09:52,520
‫خیلی مهربونی

134
00:09:54,290 --> 00:09:55,650
‫و تو خیلی میدونی

135
00:09:55,920 --> 00:09:57,030
‫تقریبا فهمیدمش

136
00:09:58,720 --> 00:10:00,030
‫لطفا مراقب باشید

137
00:10:02,040 --> 00:10:05,540
‫دیوار موش داره و موش هم گوش داره

138
00:10:07,020 --> 00:10:08,290
‫من جلو میرم

139
00:10:16,350 --> 00:10:18,480
‫ها؟ ستوان هاوک آی

140
00:10:20,510 --> 00:10:22,410
‫خیلی وقته ندیدمت

141
00:10:23,870 --> 00:10:25,820
‫اگه تو اینجائی، یعنی...

142
00:10:25,820 --> 00:10:26,750
‫میبخشی که منتظرت گذاشتم

143
00:10:27,840 --> 00:10:29,300
‫میدونستم..

144
00:10:29,300 --> 00:10:30,770
‫تمام فلزی

145
00:10:30,770 --> 00:10:33,740
‫کلنل، تو اینجا چکار میکنی؟

146
00:10:33,740 --> 00:10:36,360
‫ماه پیش یه مرکز منتقل شدم

147
00:10:37,700 --> 00:10:39,740
‫و تو چی؟ چی تو رو کشونده اینجا؟

148
00:10:40,880 --> 00:10:43,910
‫فقط یه سری اطلاعات جمع آوری میکنم

149
00:10:44,310 --> 00:10:47,660
‫همینطور در مورد سر زدن به آقای هیوز هم فکر میکردیم

150
00:10:48,330 --> 00:10:50,330
‫حالش چطوره؟

151
00:10:53,190 --> 00:10:54,220
‫دیگه اینجا نیست

152
00:10:54,610 --> 00:10:55,340
‫ها؟

153
00:10:56,190 --> 00:10:57,980
‫تصمیم گرفت بازنشست بشه

154
00:10:58,470 --> 00:11:03,220
‫رفت که کارهای خانوادگی همراه با همسر و زنش انجام یده

155
00:11:03,920 --> 00:11:05,310
‫پس اینجا نیست

156
00:11:06,210 --> 00:11:08,880
‫خیلی بد شد

157
00:11:08,880 --> 00:11:10,730
‫میخواستیم بهش یه سری بزنیم...

158
00:11:14,460 --> 00:11:15,320
‫تمام فلزی

159
00:11:16,950 --> 00:11:20,100
‫کله خر بازی در نیار و بی پروایی نکن

160
00:11:21,750 --> 00:11:22,620
‫باشه

161
00:11:33,840 --> 00:11:36,170
‫در همچین موقعی باهاشون مثل بچه رفتار میکنی؟

162
00:11:36,870 --> 00:11:38,660
‫لازم نیست که الان با خبر بشن

163
00:11:39,410 --> 00:11:44,000
‫هر چی مانع جلوی اون برادرها کتر باشه بهتره

164
00:11:44,870 --> 00:11:47,560
‫اما بالاخره میفهمن

165
00:11:49,760 --> 00:11:55,730
‫حق ندارم که به ستوان آرمسترانگ بگم مهربان

166
00:11:57,490 --> 00:11:59,940
‫مهربان؟

167
00:12:01,190 --> 00:12:02,360
‫منظورت ظالم نیست؟

168
00:12:03,810 --> 00:12:05,880
‫پس اقای هیوز این اطراف نیست...

169
00:12:05,880 --> 00:12:08,360
‫داداش، کلا یادم رفت

170
00:12:08,360 --> 00:12:10,300
‫باید به وینری بگیم

171
00:12:10,300 --> 00:12:12,080
‫اون رفت خونه ی اونا

172
00:12:12,310 --> 00:12:13,540
‫راست میگی

173
00:12:17,580 --> 00:12:18,550
‫ستوان دوم رز

174
00:12:19,120 --> 00:12:21,230
‫خیلی وقته خبر ازتون نداشتم

175
00:12:21,230 --> 00:12:22,800
‫چرا انقدر عجله میکنید؟

176
00:12:22,800 --> 00:12:25,300
‫در مورد آقای هیوز شنیدم برای همین...

177
00:12:27,540 --> 00:12:28,640
‫که اینطور...

178
00:12:28,640 --> 00:12:29,560
‫سخته، مگه نه؟

179
00:12:29,810 --> 00:12:32,310
‫خیلی چیزها بود که من هم میخواستم بهش بگم...

180
00:12:32,750 --> 00:12:34,600
‫دوست داشتم که باهاش خداحافظی درستی میکردم

181
00:12:35,760 --> 00:12:37,770
‫هیچکس به شما چیزی نگفت، ها؟

182
00:12:38,580 --> 00:12:39,840
‫عیب نداره

183
00:12:39,840 --> 00:12:42,160
‫ارتش ازش خداحافظی مناسبی کرد

184
00:12:42,160 --> 00:12:44,360
‫واقعا؟ شماها خیلی خوبید

185
00:12:44,820 --> 00:12:45,990
‫البته

186
00:12:46,860 --> 00:12:53,750
‫همینطور شاید این رو هم شنیده باشید، دو درجه ارتقاع پیدا کرد و شد ژنرال

187
00:12:54,440 --> 00:12:55,750
‫دو درجه ترفیع گرفت؟

188
00:12:56,300 --> 00:12:58,660
‫برای بازنشسته شدن دو درجه ترفیع گرفت؟

189
00:13:05,350 --> 00:13:06,260
‫ستوان دوم رز

190
00:13:23,340 --> 00:13:24,870
‫بفرمائید

191
00:13:25,280 --> 00:13:26,240
‫ممنون

192
00:13:31,640 --> 00:13:34,290
‫جدی نمیگی، برای چی اون...

193
00:13:34,290 --> 00:13:35,370
‫چرا؟

194
00:13:42,800 --> 00:13:43,710
‫داداش

195
00:13:45,550 --> 00:13:51,680
‫ژنرال هیوز همون موقع که تو از بیمارستان مرخص شدی توسط یه نفر کشته شد

196
00:13:52,220 --> 00:13:54,890
‫هنوز جانی رو نگرفتن

197
00:13:57,560 --> 00:13:59,230
‫تقصیر منه...

198
00:13:59,230 --> 00:14:02,270
‫من هیوز رو وارد این ماجرا کردم

199
00:14:16,980 --> 00:14:19,040
‫خوب، مراقب باشید

200
00:14:19,040 --> 00:14:22,000
‫اگه باز اومدید مرکز به ما باز سر بزنید

201
00:14:22,000 --> 00:14:25,090
‫الفونس، تو وقتی که زره داری نمیتونی غذا بخوری، درسته؟

202
00:14:25,250 --> 00:14:28,420
‫شماها هنوز جائی رو برای موندن رزرو نکردین؟

203
00:14:28,420 --> 00:14:30,090
‫اگه اینطوریه بیاید خونه ی من

204
00:14:48,320 --> 00:14:49,220
‫بابا

205
00:15:07,230 --> 00:15:08,360
‫چکار میکنی؟

206
00:15:09,030 --> 00:15:10,720
‫همه چیز رو بهشون میگم

207
00:15:11,560 --> 00:15:12,760
‫تو برگرد

208
00:15:13,620 --> 00:15:16,260
‫من تنها کسی ام که باید باهاش رو به رو بشم

209
00:15:18,090 --> 00:15:20,350
‫فقط مشکل تو نیست

210
00:15:20,350 --> 00:15:22,060
‫به هر دومون ربط داره

211
00:15:22,610 --> 00:15:24,740
‫برای همین من هم میام

212
00:15:26,200 --> 00:15:27,750
‫هی، آل

213
00:15:27,750 --> 00:15:28,530
‫- اگه

214
00:15:28,530 --> 00:15:32,200
‫ما تصمیم گرفتیم هر طور شده بدنمون رو برگردونیم

215
00:15:34,180 --> 00:15:38,580
‫اما اگه مردم به خاطر این چیز ممکنه بمیرن، نمیخوام

216
00:15:46,010 --> 00:15:47,500
‫وینری هم همین الان اومد...

217
00:15:48,030 --> 00:15:49,010
‫میدونیم

218
00:15:51,900 --> 00:15:52,720
‫وینری

219
00:15:58,800 --> 00:16:03,750
‫خانم گراشیا، یه چیزی هست که باید بهتون بگم

220
00:16:03,750 --> 00:16:04,960
‫عیب نداره؟

221
00:16:04,960 --> 00:16:06,240
‫میخواید یه چیزی بهم بگید؟

222
00:16:06,240 --> 00:16:07,130
‫آره

223
00:16:08,110 --> 00:16:08,820
‫همینطور به وینری

224
00:16:14,050 --> 00:16:18,550
‫پس همسرم چیزی در مورد سنگ کیمیا فهمیده بود...

225
00:16:19,390 --> 00:16:25,290
‫و قاتلش با مرگ اون میگه " تو کار ما دخات نکنید"؟

226
00:16:27,670 --> 00:16:30,380
‫ما اون رو وارد این اجرا کردیم

227
00:16:30,380 --> 00:16:31,570
‫خیلی متاسفم

228
00:16:36,580 --> 00:16:37,550
‫واقعا متاسفم...

229
00:16:40,340 --> 00:16:44,310
‫اگه موقعی مرده که میخواسته به یه نفر دیگه کمک کنه،اخلاقش اینطوری بوده

230
00:16:45,510 --> 00:16:50,570
‫همیشه فضول بود، آدم بی خیال و همیشه به خاطر مهربانش یه چیزهایی از دست میداد

231
00:16:52,070 --> 00:16:55,400
‫اما ففکر نمیکنم اصلا پشیمون میشد

232
00:16:56,300 --> 00:16:59,160
‫حتی در آخرین لحظات زندگی اش

233
00:17:00,680 --> 00:17:02,160
‫ما..

234
00:17:03,540 --> 00:17:05,760
‫نگید که میخواید تسلیم بشید

235
00:17:07,770 --> 00:17:13,030
‫اگه شما دو تا تسلیم بشید، یعنی مرگ همسرم کلا بیهوده میشه

236
00:17:15,650 --> 00:17:19,950
‫حتی اگه با سنگ کیمیا غیر ممکن باشه، هنوز راهی هست،درسته؟

237
00:17:23,190 --> 00:17:24,640
‫خانم گراشیا...

238
00:17:26,370 --> 00:17:30,740
‫راهی رو برید که راضیتون میکنه

239
00:17:36,930 --> 00:17:38,010
‫مامان...

240
00:17:38,880 --> 00:17:40,980
‫مامان، لطفا گریه نکن....

241
00:18:41,760 --> 00:18:43,720
‫اونجائی وینری، درسته؟

242
00:18:47,240 --> 00:18:49,680
‫هنوز غذا نخوردی،ها؟

243
00:18:50,410 --> 00:18:52,550
‫سالن غذا خوری خیلی زود بسته میشه

244
00:18:53,400 --> 00:18:54,510
‫باشه...

245
00:18:54,510 --> 00:18:57,690
‫بدون غذا نمیتونی کار کنی

246
00:18:58,220 --> 00:18:59,020
‫آره..

247
00:19:00,810 --> 00:19:03,120
‫خوب، من به اتاقم برمیگردم

248
00:19:08,340 --> 00:19:09,250
‫کیک سیب؟

249
00:19:10,790 --> 00:19:13,670
‫از اون موقع چند بار تمرین کردم

250
00:19:14,850 --> 00:19:18,050
‫نمیخوام که خیلی از خودم تعریف کنم اما واقعا خیلی خوب درستشون میکنم

251
00:19:19,690 --> 00:19:22,560
‫خوب، اصلا به خوبی خانم گراشیا نیست...

252
00:19:24,190 --> 00:19:25,200
‫یه روز...

253
00:19:27,110 --> 00:19:30,810
‫میخواستم آقای هیوز امتحانش کنه

254
00:19:49,080 --> 00:19:52,780
‫کلنل در مورد مرگ هیوز داره تحقیق میکنه؟

255
00:19:52,780 --> 00:19:53,920
‫آره

256
00:19:54,330 --> 00:19:56,290
‫میتونه چیزی پیدا کنه؟

257
00:19:56,950 --> 00:19:58,450
‫شاید

258
00:19:59,910 --> 00:20:00,800
‫چکار باید بکنیم؟

259
00:20:01,380 --> 00:20:06,300
‫آوردیمش به مرکز که هواش رو داشته باشیم...

260
00:20:06,830 --> 00:20:09,510
‫نمیتونه بچه ی خوبی باشه؟

261
00:20:09,510 --> 00:20:12,190
‫یه نامزد با ارزش برای قربانی شدن هست

262
00:20:12,520 --> 00:20:15,150
‫هیچ اطلاعاتی از دوست پسرت نکشیدی بیرون؟

263
00:20:15,440 --> 00:20:17,010
‫هیچی

264
00:20:17,010 --> 00:20:19,160
‫نمیتونم بگم که احمقه یا باهوش

265
00:20:19,800 --> 00:20:21,980
‫میرم باز دنبال اطلاعات بگردم

266
00:20:22,920 --> 00:20:25,010
‫گلاتونی، میریم

267
00:20:28,260 --> 00:20:31,910
‫گلاتونی، اینجا رو کثیف ولا نکن و برو

268
00:20:31,910 --> 00:20:33,110
‫واقعا که...

269
00:20:35,730 --> 00:20:37,310
‫هی، لاست؟

270
00:20:37,310 --> 00:20:40,670
‫فقط میخوام که کیمیاگر آتشی خوب بچه ای بشه، درسته؟

271
00:20:42,080 --> 00:20:42,880
‫درسته

272
00:20:43,560 --> 00:20:46,180
‫میخوای یه بازی دیگه راه بندازی؟

273
00:20:48,260 --> 00:20:49,680
‫چیزی تو ذهن ات داری؟

274
00:20:50,570 --> 00:20:54,690
‫بهترین راه برای ساکن کردن یه سگ اینه که بهش غذا بدی

275
00:20:59,140 --> 00:21:00,620
‫ستوان دوم ماریا رز

276
00:21:02,070 --> 00:21:05,040
‫من هنزی داگلاس از دژبانی هستم

277
00:21:06,400 --> 00:21:07,660
‫میتونم بهتون کمک کنم؟

278
00:21:08,000 --> 00:21:09,550
‫با من میاید

279
00:21:10,290 --> 00:21:10,910
‫اسلحه ی کمریتون

280
00:21:15,790 --> 00:21:17,380
‫میتونید توضیح بدید؟

281
00:21:17,980 --> 00:21:23,010
‫نام شما توسط  شاهدی در قتل مائس هیوز نامبرده شده؟

282
00:21:24,270 --> 00:21:25,470
‫غیر ممکنه

283
00:21:25,720 --> 00:21:27,470
‫خودتون میتونید بعدا توضیح بدید

284
00:21:28,370 --> 00:21:28,970
‫با من بیاید

285
00:21:32,880 --> 00:21:36,730
‫ستوان دوم ماریا هیوز تمام اتهامات رو رد کردن

286
00:21:37,350 --> 00:21:39,910
‫تمام اطلاعاتی که در موردش هست رو جمع آوری کنید

287
00:21:39,910 --> 00:21:41,080
‫سریع باش

288
00:21:41,080 --> 00:21:42,610
‫کاملا محرمانه انجامش بده

289
00:21:42,910 --> 00:21:43,900
‫بله قربان

290
00:21:53,580 --> 00:21:55,870
‫هی خانم، میتونید این گلها رو برام بپیچید؟

291
00:21:55,870 --> 00:21:59,150
‫وای، داری میری سر قرار؟ خانم کش؟

292
00:22:14,520 --> 00:22:16,160
‫منتظرت گذاشتم سولاریس

293
00:22:17,760 --> 00:22:19,900
‫نه،همین الان اومدم اینجا

294
00:22:20,490 --> 00:22:22,220
‫جین، داشتم برای دیدنت لحظه شماری میکردم

295
00:22:22,960 --> 00:22:25,550
‫منتظرم که باز هم داستانهای جالیت رو بشنوم

296
00:22:25,550 --> 00:22:30,550
‫forums.animparadise.com
‫Madman

