‫﻿۱
00:00:01,200 --> 00:00:06,370
‫کیمیاگری علم فهمیدن اجزای ماده هاست، از بین بردن و سپس از نو بازسازی کردن

2
00:00:06,370 --> 00:00:09,230
‫به هرحال تکنیک قدرتمندی نیست

3
00:00:09,230 --> 00:00:11,940
‫و نمیتونه چیزی رو از هیچ بوجود بیاره

4
00:00:12,640 --> 00:00:17,740
‫اگر کسی میخد چیزی بدست بیاره، باید چیزی با همون ارزش رو بده

5
00:00:18,120 --> 00:00:22,500
‫این مفهوم تبادل برابره،اساس کیمیاگری

6
00:00:23,140 --> 00:00:27,160
‫اگرچه یک عمل ممنوع در کیمیاگری وجود داره، تبدیل انسان

7
00:00:27,160 --> 00:00:29,420
‫هیچکس نباید مرتکب این عمل بشه

8
00:02:05,160 --> 00:02:06,160
‫داداش

9
00:02:06,160 --> 00:02:07,040
‫همم؟

10
00:02:07,040 --> 00:02:10,220
‫درباره ی شایعه هائی مه در مورد کشیش ارشد لیور چی فکر میکنی؟

11
00:02:10,220 --> 00:02:12,590
‫معجزه،ها؟

12
00:02:12,590 --> 00:02:16,310
‫از هیچ گل درست میکنه،درسته؟

13
00:02:16,310 --> 00:02:18,760
‫ممکنه که تردستی باشه،اما....

14
00:02:18,760 --> 00:02:20,610
‫اما اگه نباشه...

15
00:02:20,610 --> 00:02:25,200
‫آره....ممکنه چیزی باشه که ما دنبالشیم

16
00:02:26,920 --> 00:02:30,640
‫سنگ مقدسی که در یک شب  جرزس رو نابود کرد

17
00:02:30,640 --> 00:02:34,340
‫اکسیر شگرفی که توسط حکیم غربی مهر شد

18
00:02:34,340 --> 00:02:39,500
‫اسمهای گوناگونی داره ، اما اگه ساده ترش رو بخای بگی، چزیزیه که قدرت کیمیاگری رو افزایش میده

19
00:02:39,500 --> 00:02:41,870
‫این سنگ فلاسفه هست

20
00:02:41,870 --> 00:02:46,250
‫اگه اینو داشته باشیم،میتونیم بدنامون رو برگردونیم....

21
00:02:51,600 --> 00:02:52,150
‫آل

22
00:02:52,150 --> 00:02:53,210
‫ها؟

23
00:02:53,210 --> 00:02:55,650
‫اگه این یکی سنگ اصلی باشه عالی نیست؟

24
00:02:56,030 --> 00:02:58,610
‫آره،درسته

25
00:02:59,550 --> 00:03:02,610
‫اد،آل،کجائید؟

26
00:03:03,370 --> 00:03:04,120
‫اوه..

27
00:03:04,800 --> 00:03:07,660
‫بازم کتابهای باباتون رو چخش کردید

28
00:03:08,330 --> 00:03:11,540
‫کف اتاق خط خطی نکن

29
00:03:11,540 --> 00:03:14,330
‫خط خطی نمیکنم

30
00:03:16,760 --> 00:03:19,010
‫این..کیمیاگریه،آره؟

31
00:03:20,680 --> 00:03:22,230
‫اینهارو از باباتون یاد گرفتین؟

32
00:03:22,230 --> 00:03:24,790
‫چطوری از کسی که اینجا نیست یاد بگیریم؟

33
00:03:24,790 --> 00:03:27,070
‫تو کتاهایی که مخونیدم بود

34
00:03:27,070 --> 00:03:28,390
‫تو کتابها...

35
00:03:30,590 --> 00:03:32,390
‫نباید اینکارو میکردیم؟

36
00:03:32,390 --> 00:03:38,280
‫نه؛البته که نه، شماها پسرها خارق العاده اید، همونطو که از بچه های پدرتون انتظار داشتم

37
00:03:39,550 --> 00:03:41,680
‫مامان ازمون تعریف کرد

38
00:03:41,680 --> 00:03:45,280
‫به خاطر اینکه اینو دوست داشتیم، به کیمیاگری ادامه دادیم

39
00:03:46,400 --> 00:03:53,290
‫اما...درتابستون اون سال...

40
00:03:55,590 --> 00:03:58,770
‫داداش...گشنمه

41
00:04:00,610 --> 00:04:03,300
‫سردمه،بیا بریم خونه...

42
00:04:05,490 --> 00:04:07,240
‫- اگه بابا میومد خونه

43
00:04:07,240 --> 00:04:09,140
‫درباره ی اون حرف نزن

44
00:04:09,660 --> 00:04:14,560
‫اون بابای ما نیست

45
00:04:22,640 --> 00:04:26,080
‫نمیدنم میتونیم مامان رو برگردونیم....

46
00:04:26,080 --> 00:04:30,990
‫اما تو یکی از کتابها نوشته بود تبدیل انسان مجاز نیست

47
00:04:30,990 --> 00:04:34,300
‫خوب...این روبین خودمون نگه میداریم،باشه؟

48
00:04:34,790 --> 00:04:36,460
‫شماها بازم اینجایین

49
00:04:36,790 --> 00:04:38,460
‫وینری،چی میخای؟

50
00:04:38,460 --> 00:04:40,270
‫مامان برگ گفت

51
00:04:40,270 --> 00:04:42,810
‫اگه برای کسی که مرده گریه کنی

52
00:04:42,810 --> 00:04:46,550
‫اون شخص همونقدر که گریه کردی ناراحت میشه

53
00:04:47,630 --> 00:04:49,320
‫ماگریه نمیکردیم

54
00:04:51,730 --> 00:04:57,210
‫توئی که همش به خاطر اینکه مامان بابات رفتن و تنها شدی گریه میکنی

55
00:04:58,080 --> 00:04:59,360
‫من هیچوقت گریه نمیکنم

56
00:05:00,490 --> 00:05:01,800
‫واقعا؟

57
00:05:01,800 --> 00:05:06,640
‫میبخشی که اصلا نگران شما بودم، اگه بعد از من به خونه برسید هیچ شامی نمیخورید

58
00:05:06,640 --> 00:05:09,500
‫این دیگهچه جورشه؟وایسا

59
00:05:09,500 --> 00:05:11,700
‫وایسا بیام

60
00:05:11,700 --> 00:05:14,000
‫ایتادامیکاس

61
00:05:15,740 --> 00:05:18,250
‫تو هم باید شیرت رو بخوری

62
00:05:19,530 --> 00:05:21,210
‫از شیر متنفرم

63
00:05:21,210 --> 00:05:23,260
‫اگه شیر نخوری برای همیشه سقلی میمونی

64
00:05:23,260 --> 00:05:24,870
‫به کی میگی فسقلی، خاله ریزه

65
00:05:24,870 --> 00:05:26,880
‫چی گفتی؟ نخود فرنگی

66
00:05:27,210 --> 00:05:28,370
‫عجوزه ی دو سانتی

67
00:05:28,370 --> 00:05:29,330
‫فسقلی

68
00:05:29,330 --> 00:05:30,360
‫تو از یه مورچه بزرگتر نیستی

69
00:05:30,360 --> 00:05:31,760
‫تو از یه کک بزرگتر نیستی

70
00:05:35,090 --> 00:05:39,690
‫بازم دارین تو مدرسه کتابهاتون رو میخونید،باید هواستون به درسها هم باشه

71
00:05:39,690 --> 00:05:41,490
‫خفه شو

72
00:05:41,490 --> 00:05:43,280
‫خوب، چه کتابی میخونید؟

73
00:05:43,620 --> 00:05:44,540
‫یه رازه

74
00:05:44,540 --> 00:05:46,760
‫به تو ربطی نداره،وینری

75
00:05:46,760 --> 00:05:49,880
‫عادلانه نیست، شما دو تاهمش رازهاتون رو نگه میدارین

76
00:05:50,990 --> 00:05:52,200
‫تا بعد

77
00:05:55,060 --> 00:05:58,750
‫اد، آل، امشب کباب  داریم

78
00:05:59,140 --> 00:06:00,320
‫عالیه

79
00:06:00,320 --> 00:06:02,630
‫باشه،بعدا میبینمت

80
00:06:03,540 --> 00:06:07,090
‫کسی که این غذا رو اختراع کرده، واقعا نابغه بوده

81
00:06:07,090 --> 00:06:09,390
‫با اینکه شیر هم توشه مزش حرف نداره

82
00:06:09,390 --> 00:06:10,510
‫چی؟

83
00:06:10,510 --> 00:06:14,220
‫شیر رو بهش اضافه کردن واقعا خیلی عالیه

84
00:06:15,090 --> 00:06:18,520
‫برای دانشمندها مهمه که افکارشون رو تغییر بدن

85
00:06:18,520 --> 00:06:19,940
‫نمیدونم..

86
00:06:20,230 --> 00:06:24,980
‫آره، تبدیل انسان به چیز قوی مثل این احتیاج داره

87
00:06:27,090 --> 00:06:31,480
‫از اون به بعد ما درباره ی تبدیل انسان تحقیق کردیم....

88
00:06:31,480 --> 00:06:38,200
‫و تواناییهامون رو با تمرین استادمون برای زنده کردم مادرمون بهبود دادیم....

89
00:06:38,740 --> 00:06:41,000
‫خیلی زمان برد،اما....

90
00:06:41,330 --> 00:06:46,050
‫میخام صورت مامان رو وقتی میخنده ببینم،میخام بازم با مامان با خوشحالی زندگی کنم

91
00:06:46,060 --> 00:06:48,940
‫با این فکرها در قلبمون،ما...

92
00:06:59,860 --> 00:07:00,770
‫تموم شد

93
00:07:03,160 --> 00:07:11,070
‫آب ۳۵ لیتر ، کربن بیست کیلو، آمونیاک ۴۰ لیتر، کلسیم ۱.۵ کیلو

94
00:07:11,070 --> 00:07:16,820
‫فسفر ۸۰ گرم ، نمک ۲۵۰ گرم، نیترات ۱۰۰ گرم

95
00:07:16,820 --> 00:07:24,040
‫سولفور ۸۰ گرم ، فلور ۸.۵ گرم ، آهن ۵ گرم ، سیلیسیوم ۳ گرم

96
00:07:26,300 --> 00:07:28,630
‫خوب، بیا فرمول ساخت رو بنویسیم

97
00:07:30,880 --> 00:07:33,890
‫تنها چیزی که فقط مونده اطلاعات درباره ی روح هست

98
00:07:38,150 --> 00:07:39,290
‫بریم انجامش بدیم،آل

99
00:07:39,290 --> 00:07:40,180
‫باشه

100
00:07:52,300 --> 00:07:53,950
‫داداش،چی شده

101
00:08:01,490 --> 00:08:01,990
‫آل

102
00:08:07,090 --> 00:08:09,370
‫یعنی این پس زدنه؟

103
00:08:09,370 --> 00:08:11,620
‫داداش

104
00:08:11,910 --> 00:08:14,380
‫داداش!داداش...

105
00:08:14,970 --> 00:08:18,050
‫داداش

106
00:08:23,510 --> 00:08:24,630
‫آل؟

107
00:08:24,630 --> 00:08:27,660
‫ها؟ داشتم چکار میکردم؟

108
00:08:27,660 --> 00:08:28,860
‫هی

109
00:08:31,710 --> 00:08:32,410
‫کی هستی؟

110
00:08:32,410 --> 00:08:35,370
‫ممنون که پرسیدی

111
00:08:35,370 --> 00:08:38,540
‫من همون وجودی ام که شما بهش میگین"دنیا

112
00:08:38,540 --> 00:08:43,130
‫به یه معنی دیگه ،جهان،کیهان،خدا، حقیقت، تمامیت

113
00:08:46,190 --> 00:08:49,290
‫یعنی یگانه، و من...توهستم...

114
00:08:52,650 --> 00:08:57,050
‫خوش آمدی، جناب احمقی که قدرتمندانه عمل میکنه

115
00:09:01,850 --> 00:09:05,810
‫چه پرسر وصدا.........این چیزی نبود که میخاستی؟

116
00:09:08,230 --> 00:09:11,360
‫من بهت حقیقت رو نشون میدم

117
00:09:21,200 --> 00:09:26,330
‫جوری بود که انگار تمام اطلاعات دنیا داشت توی سرم سرازیر میشد

118
00:09:26,330 --> 00:09:29,430
‫کافیه، سرم داره منفجر میشه

119
00:09:33,340 --> 00:09:35,420
‫دارم از هم جدا میشم...

120
00:09:35,420 --> 00:09:39,570
‫نه،کافیه

121
00:09:41,250 --> 00:09:45,970
‫حس میکردم سرم داره میترکه، اما ناگهان فهمیدم که این

122
00:09:45,970 --> 00:09:48,100
‫این حقیقته

123
00:09:49,090 --> 00:09:50,650
‫مـ...مامان...

124
00:09:58,360 --> 00:09:59,530
‫چطور بود؟

125
00:10:03,560 --> 00:10:08,960
‫درسته...

126
00:10:09,790 --> 00:10:11,290
‫اما یه چیزی رو اشتباه کردم

127
00:10:12,080 --> 00:10:17,010
‫اگه یه کم جلوتر میرفتم...چیزی رو که دنبالشم پیدا میکردم، حقیقت تبدیل انسان

128
00:10:17,010 --> 00:10:19,350
‫لطفا،دوباره بهم نشونش بده

129
00:10:19,350 --> 00:10:24,920
‫نه،نه،نه ، فقط اونقدری که پرداختی میتونم نشونت بدم

130
00:10:24,920 --> 00:10:26,060
‫هزینه؟

131
00:10:26,670 --> 00:10:28,940
‫آره،هزینه

132
00:10:34,550 --> 00:10:38,570
‫مبادله ی برابر،اینطور نیست جناب کیمیاگر؟

133
00:10:46,240 --> 00:10:50,830
‫لعنت، نمیزارم این اتفاق بیفته...

134
00:10:50,830 --> 00:10:53,840
‫این..این چیزی نبود...

135
00:10:53,840 --> 00:10:58,470
‫لعنت، بردنشون

136
00:11:00,260 --> 00:11:02,680
‫یه نفر..کمکم کنه...

137
00:11:03,020 --> 00:11:06,470
‫مامان..مامان...

138
00:11:20,280 --> 00:11:22,860
‫امکان نداره..نه..

139
00:11:22,860 --> 00:11:24,330
‫این..

140
00:11:25,460 --> 00:11:27,930
‫این چیزی نبود که میخاستیم

141
00:11:28,600 --> 00:11:31,250
‫آل..آلفونسو

142
00:11:31,250 --> 00:11:34,100
‫آلفونسو،آلفونسو

143
00:11:34,920 --> 00:11:38,630
‫به خاطر من...

144
00:11:40,500 --> 00:11:43,090
‫لعنتی...لعنتی

145
00:11:43,820 --> 00:11:46,350
‫برشگردون...برادرکوچیکترم رو برگردون....

146
00:11:47,120 --> 00:11:50,980
‫چه پا باشه یا دسترشگردون...برادرکوچیکترم رو برگردونیا حتی قلبم میتونی بگیریش

147
00:11:51,980 --> 00:11:56,900
‫پس برشگردون...اون تنها برادرمه

148
00:12:05,010 --> 00:12:07,280
‫هنوز تو مرکز میپلکی؟

149
00:12:08,580 --> 00:12:11,580
‫بهم اجازه دادن که به فرماندهی غرب برگردم

150
00:12:11,930 --> 00:12:13,580
‫خوب،موفق باشی

151
00:12:14,060 --> 00:12:17,540
‫رفعه بعد که میای بهتره که سرتیپ شده باشی،باشه کلکل؟

152
00:12:17,540 --> 00:12:19,500
‫یه جوری داره در مورش حرف میزنی انگار که آب خوردنه

153
00:12:21,100 --> 00:12:22,590
‫راستی، اگه داری برمیگردی

154
00:12:22,590 --> 00:12:24,380
‫تا یادمه اینو بهت بدم

155
00:12:24,380 --> 00:12:25,350
‫چیه؟

156
00:12:25,350 --> 00:12:28,560
‫گزارش نهایی درباره ی ایزاک مک دوگال

157
00:12:29,670 --> 00:12:31,940
‫هنوز ندیدیش،آره؟

158
00:12:32,450 --> 00:12:33,440
‫آره

159
00:12:35,860 --> 00:12:38,060
‫کیمیاگری شرقی از ژینگ؟

160
00:12:38,060 --> 00:12:40,100
‫ظاهرا ،همیچن چیزی وجود داره

161
00:12:40,100 --> 00:12:41,990
‫راستش رو بخای،هیچ نظری ندارم،اما....

162
00:12:41,990 --> 00:12:43,120
‫تو چیزی میدونی؟

163
00:12:43,120 --> 00:12:45,110
‫نه،هیچوقت دربارش نشنیدم

164
00:12:46,170 --> 00:12:48,990
‫به هرحال، برادران الریک چطورن؟

165
00:12:48,990 --> 00:12:50,870
‫من که پرستارشون نیستم

166
00:12:52,850 --> 00:12:56,750
‫چرا اد رو یه کیمیاگر ایالتی کردی؟

167
00:12:57,320 --> 00:12:58,920
‫هنوز یه بچه ست، میدونی؟

168
00:12:59,850 --> 00:13:04,420
‫وقتی که تو ارتشی، یه روز جهنم رو تجربه میکنی

169
00:13:05,290 --> 00:13:07,050
‫درست مثل ما

170
00:13:12,690 --> 00:13:13,730
‫جهنم...

171
00:13:14,930 --> 00:13:16,830
‫اگه اینطوری باشه که قبلا دیدن

172
00:13:16,830 --> 00:13:20,050
‫در حقیقت، خیلی هم دیدن...

173
00:13:28,180 --> 00:13:31,490
‫- کلنل، تو حیاط پشتی هم نیـ

174
00:13:31,490 --> 00:13:32,450
‫این چه...

175
00:13:32,810 --> 00:13:36,920
‫کجان؟برادران الریک کجان؟

176
00:13:39,140 --> 00:13:40,870
‫آروم ،دن

177
00:13:41,630 --> 00:13:42,550
‫برای مشتری ها باید...

178
00:13:45,050 --> 00:13:47,750
‫یه سرباز اینجا چکار داره؟

179
00:13:52,470 --> 00:13:55,480
‫دارم از خونتون میام

180
00:13:55,910 --> 00:13:57,200
‫چه کار کردی؟

181
00:14:02,210 --> 00:14:07,230
‫متاسفیم...لطفا ما رو ببخشید

182
00:14:07,280 --> 00:14:10,780
‫متاسفیم....متاسفیم....

183
00:14:11,840 --> 00:14:12,990
‫تو...

184
00:14:14,360 --> 00:14:20,340
‫شوکه شدم

185
00:14:20,340 --> 00:14:25,770
‫وقتی به این فکر میکنم یه بچه تبدیل انسان رو انجام داده، با اینکه ناقص بوده

186
00:14:25,770 --> 00:14:29,090
‫و حتی تونسته یه روح رو متصل کنه

187
00:14:29,560 --> 00:14:33,260
‫برای کیمیاگر ایالتی زیادی خوب هم هست

188
00:14:34,060 --> 00:14:40,060
‫اگه بشه یه کیمیاگر ایالتی، باید وقت های حساس به عنوان سرباز بجنگه

189
00:14:40,060 --> 00:14:45,780
‫اما همزمان امتیازات زیادی بدست میاره،، و میتونن تحقیقات تراز اولی انجام بدن

190
00:14:45,780 --> 00:14:49,950
‫شاید یه راهی برای برگردوندن بدنشون پیدا کنن...

191
00:14:51,410 --> 00:14:55,260
‫بعد از اینکه با سر و پای خونین اومدن اینجا

192
00:14:55,260 --> 00:14:58,490
‫رفتم به خونشون

193
00:14:59,690 --> 00:15:04,090
‫اون...یه آدم نبود

194
00:15:04,090 --> 00:15:07,590
‫کیمیاگرها اجازه ساخت همچین چیزهای وحشتناکی دارن؟

195
00:15:08,280 --> 00:15:13,720
‫پس من مخالفم
‫تو بهم میگی که این پسرها بازم وارد جهنم بشن؟

196
00:15:15,330 --> 00:15:16,060
‫بفرمائید

197
00:15:17,540 --> 00:15:18,690
‫ممنون

198
00:15:25,310 --> 00:15:27,730
‫مممم...ستوان...

199
00:15:27,730 --> 00:15:30,640
‫بهم بگو ریزا

200
00:15:30,640 --> 00:15:31,360
‫ریزا هاوک آی، از ملاقاتت خوشبختم

201
00:15:36,440 --> 00:15:40,090
‫خانم ریزا....تاحالا به کسی شلیک کردین؟

202
00:15:43,390 --> 00:15:43,820
‫آره

203
00:15:45,180 --> 00:15:52,240
‫از سربازها خوم نمیاد
‫به خاطر اینکه پدر مادرم به میدان جنگ رفتن و اونجا کشته شد

204
00:15:53,480 --> 00:15:58,060
‫حتی بیشتر از اون شما دو نفر میخاید اد و آل رو ببرید...

205
00:15:58,060 --> 00:16:03,020
‫چه بیان یا نه به خودشون بستگی داره

206
00:16:03,020 --> 00:16:06,020
‫آره...به خودشون بستگی داره

207
00:16:06,020 --> 00:16:10,110
‫مجبورت نمیکنم
‫فقط دارم فرصت ها رو بهت میگم

208
00:16:10,110 --> 00:16:12,280
‫به خودشون بستگی داره که بخان یه جا وایسن و یا حرکت کنن

209
00:16:12,630 --> 00:16:14,530
‫به خودتون ربط داره که میخاید تا آخر عمر تو ناامیدی بمونیدو یا به ارتش بپیوندید

210
00:16:15,100 --> 00:16:17,780
‫به دنبال فرصتهایی که اونجا منتظره

211
00:16:18,190 --> 00:16:21,040
‫به اون پسرها مربوطه که تصمیمش رو بگیرن

212
00:16:21,470 --> 00:16:27,740
‫اگه شانسی در اون راه باشه، پس شما باید حرکت کنید تا بدنتون رو به حالت معمولی برگردونید

213
00:16:27,740 --> 00:16:31,300
‫حتی اگه اون راه یه روخانه ی گلی باشه

214
00:16:37,740 --> 00:16:40,630
‫شما برای چی سرباز شدین ،خانم ریزا؟

215
00:16:43,680 --> 00:16:45,630
‫چون یه نفر رو دارم که ازش محافظت کنم

216
00:16:50,000 --> 00:16:50,880
‫مامیریم

217
00:16:50,880 --> 00:16:51,650
‫بله قربان

218
00:16:55,620 --> 00:16:57,990
‫خوب، این دیگه خداحافظی،خانم جوان

219
00:16:59,840 --> 00:17:00,980
‫اسم من وینریه

220
00:17:02,620 --> 00:17:04,980
‫که اینطور،وینری

221
00:17:06,500 --> 00:17:08,500
‫امیدوارم بازم همدیگه رو ببینیم

222
00:17:10,310 --> 00:17:11,120
‫نمیدونم که اون میاد؟

223
00:17:12,110 --> 00:17:13,140
‫میاد

224
00:17:13,140 --> 00:17:16,710
‫اما چشماش به نظر افسرده میومد...

225
00:17:16,710 --> 00:17:22,100
‫اینطور فکر میکنی؟

226
00:17:28,650 --> 00:17:30,690
‫پشیمون نمیشی، درسته؟

227
00:17:30,690 --> 00:17:33,530
‫نه، تصمیمم رو گرفتم

228
00:17:34,440 --> 00:17:36,790
‫جراحی و توانبخشی چقدر طول میکشه؟

229
00:17:36,790 --> 00:17:38,660
‫تقریبا سه سال

230
00:17:41,510 --> 00:17:42,620
‫یک سال

231
00:17:44,440 --> 00:17:46,280
‫خون میاری بالا

232
00:17:48,300 --> 00:17:51,310
‫آل، یه کم بیشتر منتظر بمون،باشه؟

233
00:17:51,310 --> 00:17:53,590
‫تو رو به بدن اصلیت برمیگردونم

234
00:17:54,480 --> 00:17:56,630
‫اما موقعی که وقتش برسه، تو هم دست و پات رو برمیگردونی

235
00:18:11,810 --> 00:18:13,840
‫بدنت الان درست شده، اینطور نیست؟

236
00:18:13,840 --> 00:18:16,460
‫آره، فقط الان تمرین کیمیاگری مونده

237
00:18:16,460 --> 00:18:18,320
‫از وقتی که اون کارو کردم استفاده نکردم

238
00:18:18,680 --> 00:18:22,580
‫از وقتی روح من رو متصل کردی استفاده نکردی

239
00:18:27,950 --> 00:18:28,580
‫داداش

240
00:18:28,920 --> 00:18:30,930
‫عالیه،عالی

241
00:18:30,930 --> 00:18:33,750
‫عالی بود داداش، بدون دایره تبدیل انجام دادی

242
00:18:33,750 --> 00:18:37,140
‫درست مثل استادمون

243
00:18:37,140 --> 00:18:39,030
‫تو هم میتونی اینکارو بکنی،درسته؟

244
00:18:39,030 --> 00:18:41,010
‫نه داداش

245
00:18:43,020 --> 00:18:44,980
‫ندیدی؟

246
00:18:44,980 --> 00:18:46,330
‫چی رو؟

247
00:18:46,840 --> 00:18:48,810
‫نه، هیچی

248
00:18:49,520 --> 00:18:53,240
‫هی، تو اتومیل من رو تبدیل کردی؟

249
00:18:53,240 --> 00:18:55,940
‫پس برای همین میخای سرم رو تغییر بدی؟

250
00:18:56,520 --> 00:19:00,700
‫پسر.....دختره ی بی نمک دیوونه ی ماشین

251
00:19:01,800 --> 00:19:05,130
‫حالا کی اهمیت

252
00:19:05,130 --> 00:19:09,970
‫تصمیم گرفتم تا زمانی بدنت رو برگردونی پشتیبانیت کنم

253
00:19:09,970 --> 00:19:12,000
‫چی؟

254
00:19:14,670 --> 00:19:17,280
‫واقعا خیلی عجیبه که میخاید امتحان رو نگاه کنید،قربان

255
00:19:17,280 --> 00:19:19,870
‫خوب، شنیدم که یه بچه ۱۲ ساله میخاد امتحان بده

256
00:19:19,870 --> 00:19:24,350
‫برای همین فکر کردم برم ببینم که یه چیزی برای تعریف کردن به خانوادم داشته باشم

257
00:19:25,590 --> 00:19:29,050
‫یه دست آهنی...

258
00:19:29,050 --> 00:19:31,170
‫در جنگ داخلی در غرب گرفتمش...

259
00:19:31,170 --> 00:19:35,120
‫درسته، ما ماقعا یه عالمه مشکل با ایشبال داریم

260
00:19:36,190 --> 00:19:37,770
‫اون یارو کیه؟

261
00:19:37,770 --> 00:19:40,980
‫خر خدا! اون رهبر کینگ برادلی هست

262
00:19:43,530 --> 00:19:46,080
‫حالا، امتحان شروع میشه

263
00:19:48,460 --> 00:19:50,940
‫چیزی دای که باهاش دایره تبدیل بکشی؟

264
00:19:50,940 --> 00:19:52,670
‫به همچین چیزی احتیاج ندارم

265
00:19:59,970 --> 00:20:01,550
‫بدون دایره تبدیل...

266
00:20:12,940 --> 00:20:14,600
‫حالا این شد یه چیزی...

267
00:20:16,900 --> 00:20:17,440
‫قربان

268
00:20:22,430 --> 00:20:26,440
‫واینطوری شاید کسی از افاد ارتش کشته بشه.......

269
00:20:26,440 --> 00:20:30,120
‫شماها شاید بخاید درباره تغییر این امتحان فکر کنید

270
00:20:35,650 --> 00:20:38,710
‫واقعا دل و جرات داره

271
00:20:38,710 --> 00:20:41,590
‫اما اندازه ی این دنیا رو درک نمیکنه

272
00:20:46,550 --> 00:20:52,430
‫کیمیاگر جوان، تو بقیه ی امتحانات موفق باشی

273
00:20:53,760 --> 00:20:56,310
‫کی شمشیرش رو کشید؟

274
00:21:00,030 --> 00:21:03,110
‫نمیدونم داداش تو امتحانات موفق بوده...

275
00:21:04,580 --> 00:21:05,840
‫هی، آل

276
00:21:05,840 --> 00:21:07,590
‫چیه؟

277
00:21:08,220 --> 00:21:13,390
‫اگه اد کیمیاگر ایلتی بشه...تو از اینجا میری؟

278
00:21:15,530 --> 00:21:16,410
‫آره

279
00:21:19,010 --> 00:21:21,960
‫این علامت یه کیمیاگر ایالتیه، ساعت جیبی نفره ای

280
00:21:23,080 --> 00:21:27,040
‫مدارم رسمیت و موافقتت...اینجان...

281
00:21:27,040 --> 00:21:29,970
‫رهبر یه اسم با مسما بهت داده....

282
00:21:30,350 --> 00:21:31,180
‫چی؟

283
00:21:31,180 --> 00:21:35,640
‫هیچی، تبریک

284
00:21:36,300 --> 00:21:44,120
‫من، رهبر برادلی بدین وسیله ادوارد الریک رابه عنوان کیمیاگر ایالتی مینامم

285
00:21:44,120 --> 00:21:46,900
‫اسم تمام فلزی رو به ایشان میدهم

286
00:21:48,810 --> 00:21:49,410
‫تمام فلزی؟

287
00:21:49,820 --> 00:21:58,950
‫درسته، اسم دومی که به تمام کیمیاگرهای ایالتی میدن
‫اسمی که تو داری...." کیمیاگر تمام فلزیه

288
00:22:00,210 --> 00:22:06,420
‫خوشم اومد، اسم خیلی خوبیه

289
00:22:10,310 --> 00:22:13,140
‫داداش، تقریبا رسیدیم

290
00:22:17,680 --> 00:22:19,850
‫لیور،ها...

291
00:22:20,410 --> 00:22:24,790
‫اینجا باید نشونه ای برای برگردوندن بدن آل باشه

292
00:22:25,660 --> 00:22:27,110
‫سنگ فلاسفه...

293
00:22:27,520 --> 00:22:47,520
‫forums.animparadise.com
‫Madman

