‫﻿۱
00:01:31,700 --> 00:01:34,530
‫کسی اینجاست؟

2
00:01:36,580 --> 00:01:38,950
‫آل، جواب بده

3
00:01:39,120 --> 00:01:41,470
‫کدم جهنم دره ای هستم؟

4
00:01:41,930 --> 00:01:43,450
‫لعنت...

5
00:01:43,650 --> 00:01:44,830
‫لین

6
00:01:44,830 --> 00:01:46,590
‫شاهزاده ی عوضی

7
00:01:46,590 --> 00:01:48,210
‫یه کی گفتی عوضی؟

8
00:01:49,960 --> 00:01:51,310
‫لین

9
00:01:51,310 --> 00:01:53,800
‫این راه خرف زدن با یک شاهزاده هست؟

10
00:01:54,370 --> 00:01:55,710
‫تو خوبی

11
00:01:57,780 --> 00:01:59,100
‫تو...

12
00:02:00,280 --> 00:02:01,050
‫چی؟

13
00:02:01,360 --> 00:02:04,060
‫تو که انوی نیستی که خودت رو شبیه لین کرده باشی، درسته؟

14
00:02:04,060 --> 00:02:05,800
‫بیخیال...

15
00:02:05,800 --> 00:02:09,740
‫میخوای تمام منوی غذا رو از بر برات بخونم؟

16
00:02:09,740 --> 00:02:11,150
‫خوب، تقلبی نیستی

17
00:02:11,480 --> 00:02:15,360
‫- تو هم تقلبی نیستی، آره؟فسقـ

18
00:02:15,360 --> 00:02:18,130
‫یه کی گفتی نخود؟

19
00:02:18,130 --> 00:02:19,820
‫خوب تو هم رد شدی

20
00:02:24,160 --> 00:02:26,930
‫اما جدا میگم کجا هستیم؟

21
00:02:29,410 --> 00:02:32,960
‫اگه درست یادم باشه به وسیله ی گلاتونی بلعیده شدیم، و....

22
00:02:33,580 --> 00:02:37,350
‫آره اما غیر ممکنه که شکمش انقدر بزرگ باشه

23
00:02:37,350 --> 00:02:38,570
‫اما...

24
00:02:40,260 --> 00:02:41,260
‫نگاه کن

25
00:02:42,350 --> 00:02:44,780
‫همون خونه ی خالی هست که ما دیدیم

26
00:02:45,310 --> 00:02:47,140
‫و این...

27
00:02:48,760 --> 00:02:50,020
‫ماشین ستوان

28
00:02:50,860 --> 00:02:54,020
‫فکر کنم میتونیم حساب کنیم این آتش هم برای کلنل هست

29
00:02:54,650 --> 00:02:55,900
‫آره

30
00:02:56,970 --> 00:02:58,190
‫که یعنی...

31
00:02:58,600 --> 00:03:01,420
‫ما توی شکم گلاتونی هستیم؟

32
00:03:01,420 --> 00:03:02,420
‫نظری ندارم

33
00:03:02,840 --> 00:03:05,940
‫اما میتونم بهت بگم توی بهشت نیستیم

34
00:03:05,940 --> 00:03:07,080
‫بزار اینو ببینم

35
00:03:07,310 --> 00:03:08,370
‫چی شده؟

36
00:03:13,190 --> 00:03:14,880
‫لین ،این رو ببین

37
00:03:16,120 --> 00:03:16,880
‫برای آل نیست؟

38
00:03:17,510 --> 00:03:21,820
‫حالا که این رو پیدا کردیم یعنی آل همراه ما خورده نشده

39
00:03:22,840 --> 00:03:23,890
‫خداروشکر

40
00:03:24,650 --> 00:03:27,780
‫مطمئم ال الان نگران شده

41
00:03:28,580 --> 00:03:31,240
‫ما هم هیچ نمیدونیم که کجا هستیم

42
00:03:34,250 --> 00:03:37,990
‫حالا وقت عالی هست که قدرت تلپاتی ام رو به کار بندازم

43
00:03:37,990 --> 00:03:40,120
‫تلپاتی الریک

44
00:03:40,120 --> 00:03:42,910
‫صدایم رو بشنو برادر

45
00:03:41,050 --> 00:03:42,620
‫خوش بگذره

46
00:03:46,820 --> 00:03:52,970
‫یه عالمه ساختمان و جنازه دیدم اما همشون از زمانهای مختلف هستن....

47
00:03:52,970 --> 00:03:55,840
‫راه خروجی از اینجا وجود داره؟

48
00:03:55,840 --> 00:03:58,200
‫نمیدونم، اگه نباشه یکی میسازم

49
00:03:58,200 --> 00:04:00,620
‫و کجا میخوای یکی بسازی؟

50
00:04:04,210 --> 00:04:05,880
‫خوب، چوب رو بنداز توش

51
00:04:05,880 --> 00:04:06,930
‫فهمیدم چی تو کله ات میگذره

52
00:04:07,530 --> 00:04:08,470
‫بیا

53
00:04:16,320 --> 00:04:19,110
‫فکر نکنم هنوز به کفش خورده باشه....

54
00:04:19,110 --> 00:04:21,440
‫یه دیوار، باید دنبال یه دیوار باشیم

55
00:04:21,440 --> 00:04:26,620
‫آره، مهم نیست اینجا چقدر بزرگه، اگه به حرکت ادامه بدیم بالاخره به لبه اش میرسیم

56
00:04:26,780 --> 00:04:29,790
‫میتونیم راح خروج رو هم پیدا کنیم

57
00:04:31,460 --> 00:04:33,040
‫نمیتونم پیداش کنم...

58
00:04:37,380 --> 00:04:40,120
‫شائو می کجا رفتی؟

59
00:04:40,660 --> 00:04:43,090
‫شاید یه سگ ولگرد یاهمچین چزی خورده باشدش؟؟

60
00:04:43,300 --> 00:04:44,330
‫یه ولگرد؟

61
00:04:46,340 --> 00:04:48,350
‫شوخی کردم، متاسفم

62
00:04:49,490 --> 00:04:50,350
‫اون...

63
00:04:50,970 --> 00:04:56,330
‫شائو می یه پاندا هست که از موقعی به دنیا اومده مریض بوده و یرای همین نمیزاشته که بزرگتر بشه

64
00:04:57,110 --> 00:05:00,360
‫بعد از اینکه پدرمادرش رهاش کرده بودن پیداش کردم...

65
00:05:00,930 --> 00:05:04,220
‫و از اون موقع مثل خواهر بودیم و بزرگ شدیم

66
00:05:05,270 --> 00:05:13,870
‫قبیله ی من، چان، تو ژِینگ هیچ قدرتی نداره ، برای همین ما یکی از ضعیفترین خاندانها هستیم

67
00:05:17,790 --> 00:05:19,450
‫شاید برای همینه

68
00:05:20,040 --> 00:05:24,210
‫چطور بگم...شاید به خاطر شباهتهامون به هم علاقه پیدا کردیم

69
00:05:25,060 --> 00:05:29,640
‫آره، شاید اولش دلسوزی بود...

70
00:05:40,190 --> 00:05:46,740
‫اما مثل یک خانواده بزرگ شدیم و همون درد رو داشتیم......

71
00:05:47,240 --> 00:05:51,970
‫و بالاخره اون کسی شد که برای من غیر قابل جایگزینی هست

72
00:05:56,950 --> 00:06:00,840
‫خیلی چیزها بود که فقط به خاطر اینکه شائو می کنارم بود تونستم انجامش بدم

73
00:06:01,780 --> 00:06:05,220
‫بدون اون نمیتونستم از صحرا بگذرم

74
00:06:05,220 --> 00:06:07,970
‫اولش حتی فکر رد شدن از صحرا رو نداشتم

75
00:06:08,530 --> 00:06:12,890
‫چرا این همه کار رو برای چیز نامعلومی مثل جاودانگی انجام میدی

76
00:06:12,890 --> 00:06:19,050
‫اگه نتونم روش جاودانه شدن رو بدست بیارم....و به امپراطور تقدیمش نکنم و نظرش رو جلب کنم...

77
00:06:19,050 --> 00:06:22,220
‫قبیله ام با همچین وضعی از بین میره

78
00:06:23,090 --> 00:06:26,360
‫برای همین هست که همراه با اون به اینجا اومدم...

79
00:06:26,790 --> 00:06:27,790
‫با اون...

80
00:06:28,730 --> 00:06:32,020
‫شائو می

81
00:06:29,260 --> 00:06:32,020
‫گریه نکن، خواهش میکنم

82
00:06:42,410 --> 00:06:43,490
‫ارباب

83
00:06:44,080 --> 00:06:46,130
‫قبل از اینکه خورشید در بیاد هنوز کمی وقت داریم

84
00:06:46,810 --> 00:06:49,330
‫نباید خیلی از افراد پلیش وجود داشته باشه

85
00:06:49,330 --> 00:06:49,960
‫ها؟

86
00:06:51,590 --> 00:06:53,850
‫کمکم میکنی که پیداش کنم؟

87
00:06:56,350 --> 00:06:57,950
‫خیلی آدم مهربونی هستی

88
00:06:58,360 --> 00:07:02,440
‫مردمش توی جنگ داخلی کشته شدن

89
00:07:03,310 --> 00:07:10,330
‫شاید برای همین هست که با تو و قبیله ات احساس همدردی میکنه

90
00:07:12,810 --> 00:07:15,280
‫چی شده؟ نمیری دنبالش؟

91
00:07:15,870 --> 00:07:17,700
‫باشه، اومدم

92
00:07:23,430 --> 00:07:28,380
‫این هم راه رفتن باعث میشه جونت در بیاد،اینطور نیست...

93
00:07:28,920 --> 00:07:33,140
‫آره، هیچ راه خروجی هم نیست

94
00:07:34,300 --> 00:07:36,250
‫خیلی گشنمه

95
00:07:38,920 --> 00:07:43,930
‫اگه بتونم برم بیرون ، هر چی دلت بخواد برات میخرم

96
00:07:43,930 --> 00:07:48,000
‫هر چقدر دلت میخواد بخور، بخواب و....

97
00:07:50,180 --> 00:07:51,180
‫لین؟

98
00:07:53,190 --> 00:07:54,530
‫دیگه نا ندارم...

99
00:07:54,730 --> 00:07:57,750
‫تند باش، هیچی نشده تسلیم شدی؟

100
00:07:57,750 --> 00:07:59,370
‫خیلی رقت انگیزی

101
00:07:59,880 --> 00:08:02,540
‫تو هم میخوای اینجا بیفتی؟

102
00:08:03,040 --> 00:08:04,540
‫بلند شو، راه برو

103
00:08:05,070 --> 00:08:06,870
‫تو رو میزارم و میرم

104
00:08:08,320 --> 00:08:09,550
‫پس برو..

105
00:08:10,800 --> 00:08:12,830
‫بی عرضه

106
00:08:12,830 --> 00:08:14,300
‫دارم میرم

107
00:08:14,650 --> 00:08:18,120
‫نمیتونم اینجا بمیرم

108
00:08:20,870 --> 00:08:22,940
‫و اقعا دارم میرم

109
00:08:25,470 --> 00:08:26,810
‫شوخی نمیکنم

110
00:08:35,600 --> 00:08:37,910
‫نگفتی که میری؟

111
00:08:37,910 --> 00:08:41,260
‫هیچ دلم نمیخواد که با تو بمیرم

112
00:08:41,260 --> 00:08:45,430
‫اما مردمت منتظرت هستن،مگه نه؟

113
00:08:46,080 --> 00:08:49,040
‫هی ،اگه جون حرف زدن داری پس...

114
00:08:56,790 --> 00:09:00,270
‫اگه فقط یه چیز برای خوردن داشتیم...

115
00:09:03,160 --> 00:09:05,230
‫میدونی لین

116
00:09:11,490 --> 00:09:15,370
‫چرم خوب رو میشه خورد

117
00:09:17,430 --> 00:09:19,280
‫دیگه باید حاظر شده باشه..

118
00:09:19,830 --> 00:09:20,820
‫بیا

119
00:09:22,190 --> 00:09:24,500
‫تو که پایت قارچ نداره؟

120
00:09:24,790 --> 00:09:27,460
‫به نظرت دارم احمق؟

121
00:09:29,620 --> 00:09:31,460
‫عجب غذایی

122
00:09:32,530 --> 00:09:33,800
‫بابت همه چیز متاسفم

123
00:09:33,800 --> 00:09:35,250
‫منظورت چیه؟

124
00:09:35,650 --> 00:09:37,470
‫اگه سعی نمیکردی اون موقع نجاتم بدی..

125
00:09:37,930 --> 00:09:39,400
‫فراموشش کن

126
00:09:39,400 --> 00:09:43,390
‫این در برابر تمرینهایی که در بچگی داشتم هیچی نیست

127
00:09:43,390 --> 00:09:46,440
‫اینی که نمیدونیم کجائیم خیلی رو اعصابه

128
00:09:46,440 --> 00:09:51,020
‫حالا که یه نشونه هایی داریم میتونی دنبال راه خروج باشیم

129
00:09:51,660 --> 00:09:53,160
‫خیلی خوشبینی، اینطور نیست؟

130
00:09:53,540 --> 00:09:56,010
‫فقط در مورد زنده موندن خیلی سخت گیر هستم

131
00:09:56,010 --> 00:10:00,750
‫حتی اگه فکر تسلیم شدن به مخیله ام راه بدم، آل پوست سرم رو قلفتی میکنه

132
00:10:04,120 --> 00:10:05,040
‫چی شده؟

133
00:10:05,690 --> 00:10:06,970
‫یه چیزی داره میاد

134
00:10:08,690 --> 00:10:09,930
‫اون..

135
00:10:10,560 --> 00:10:13,210
‫شماهائید

136
00:10:13,890 --> 00:10:15,260
‫انوی، همونطور که فکر میکردم

137
00:10:15,260 --> 00:10:17,590
‫لطفا راه خروج رو بهمون نشون بده

138
00:10:17,590 --> 00:10:20,370
‫اداورد الریک، خیلی رقت انگیز بود

139
00:10:20,370 --> 00:10:23,080
‫خفه شو، آدم ها هر کاری واسه زنده موندن انجام میدن

140
00:10:23,080 --> 00:10:23,600
‫بد بخت

141
00:10:23,600 --> 00:10:24,920
‫متاسفانه...

142
00:10:23,600 --> 00:10:24,240
‫خفه شو

143
00:10:24,240 --> 00:10:24,920
‫خیلی بدبختی

144
00:10:24,920 --> 00:10:26,600
‫راه خروجی نیست

145
00:10:24,920 --> 00:10:25,960
‫خفه شو!خفه شو

146
00:10:28,240 --> 00:10:30,790
‫مجبور بودید اونکارو بکنید، آره؟

147
00:10:30,790 --> 00:10:33,520
‫حتی من هم به خاطر شما گیر افتادم

148
00:10:34,430 --> 00:10:35,990
‫ما کجائیم؟

149
00:10:35,990 --> 00:10:38,530
‫واقعا توی شکم گلاتونی هستیم؟

150
00:10:39,240 --> 00:10:42,280
‫توی شکمش هستیم، اما در هزمان، نیستیم

151
00:10:43,130 --> 00:10:44,150
‫- کیمیاگر فسقـ

152
00:10:44,700 --> 00:10:48,540
‫منظورم کیمیاگر تمام فلزیه، نباید الان فهمیده باشی که ما کجا قرار داریم؟

153
00:10:49,240 --> 00:10:52,350
‫حالا که تو گفتی، موقعی که ما به وسیله ی گلاتونی داخل کشیده شدیم...

154
00:10:52,760 --> 00:10:54,380
‫اون احساس رو تشخیص دادم...

155
00:10:54,860 --> 00:10:56,780
‫نفهمیدی؟

156
00:10:57,370 --> 00:10:59,630
‫چون در گذشته از وسطش عبور کردی

157
00:11:07,720 --> 00:11:10,020
‫دروازه ی حقیقت

158
00:11:11,700 --> 00:11:14,980
‫اما این شکلی نبود

159
00:11:15,370 --> 00:11:18,300
‫همش سفید بود، و یه دروازه وجود داشت...

160
00:11:18,300 --> 00:11:21,470
‫پس واقعی اش این شکلیه

161
00:11:21,470 --> 00:11:22,360
‫واقعی؟

162
00:11:22,970 --> 00:11:27,620
‫گلاتونی نتیجه ی آزمایش غیر موفقیت آمیز پدر برای ساخت دروازه ی حقیقت هست

163
00:11:28,560 --> 00:11:30,250
‫چی گفتی؟

164
00:11:31,350 --> 00:11:38,130
‫یه دروازه ی خراب ساخته شده که حتی پدر هم نمیتونه حقیقت رو بدست بیاره

165
00:11:38,520 --> 00:11:42,880
‫فکر کنم میشه اینجا رو شکافی بین واقعیت و حقیقت نامید

166
00:11:43,570 --> 00:11:44,760
‫شکاف؟

167
00:11:45,000 --> 00:11:48,290
‫راه خروجی نیست، غیر ممکنه که از اینجا بشه بیرون رفت

168
00:11:48,690 --> 00:11:52,370
‫تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که عمرمون یه اتمام برسه

169
00:11:52,930 --> 00:11:54,020
‫تمام کاری که میتونیم بکنیم..

170
00:11:54,680 --> 00:11:57,070
‫اینه که صبر کنیم تا بمیریم

171
00:12:07,740 --> 00:12:09,280
‫نه....

172
00:12:09,280 --> 00:12:11,920
‫غیر ممکنه که بزارم همچین اتفاقی بیقته

173
00:12:11,920 --> 00:12:13,710
‫سر به سرم نذار

174
00:12:13,710 --> 00:12:14,870
‫انوی

175
00:12:15,240 --> 00:12:16,040
‫هی

176
00:12:17,020 --> 00:12:18,770
‫راه خروجی نیست؟

177
00:12:19,760 --> 00:12:21,050
‫اینجا میمیریم؟

178
00:12:21,670 --> 00:12:23,770
‫هی...هی..

179
00:12:24,220 --> 00:12:25,820
‫وایسا

180
00:12:25,820 --> 00:12:30,430
‫اگه اینجا بمیرم، ال چکار میکنه؟

181
00:12:31,420 --> 00:12:33,340
‫بهش قول دادم...

182
00:12:33,340 --> 00:12:35,440
‫بهش قول دادم با هم بدنامون رو برگردونیم

183
00:12:37,100 --> 00:12:39,220
‫لعنتی

184
00:12:39,220 --> 00:12:43,820
‫این پدر کیه که سعی کرده دروازه رو بازسازی کنه؟

185
00:12:43,820 --> 00:12:45,680
‫کینگ برادلی؟

186
00:12:46,970 --> 00:12:48,270
‫برادلی؟

187
00:12:49,280 --> 00:12:50,610
‫اشتباه گفتی

188
00:12:50,610 --> 00:12:52,620
‫اون فقط یه هومونکلوس هست

189
00:12:53,710 --> 00:12:54,860
‫میدونستم...

190
00:12:56,350 --> 00:12:58,130
‫آزمایشگاه شماره ی پنج

191
00:12:58,380 --> 00:13:00,250
‫از آدمهای زنده استفاده میکرد

192
00:13:00,750 --> 00:13:02,130
‫سنگ کیمیا

193
00:13:03,190 --> 00:13:04,770
‫هومونکلوس

194
00:13:06,670 --> 00:13:10,680
‫اگه برادلی هم یه هومونکولسه، پس یعنی اینکه شما ها جنگ ایشبال رو شروع کردید...

195
00:13:10,680 --> 00:13:12,270
‫ایشبال؟

196
00:13:14,270 --> 00:13:17,130
‫اون یکی از جالبرتین کارهایی بود که کردم

197
00:13:17,130 --> 00:13:20,270
‫میدونی چی باعث شد جنگ ایشبال آغاز یشه؟

198
00:13:21,590 --> 00:13:26,320
‫اگه درست یادم مونده باشه، یه افسر به طور تصادفی یه بچه رو کشت...

199
00:13:26,550 --> 00:13:27,830
‫درسته

200
00:13:27,830 --> 00:13:31,830
‫من کسی بودم که بچه رو کشتم

201
00:13:56,380 --> 00:13:57,020
‫ممم...

202
00:13:58,570 --> 00:14:02,540
‫از یوکای در مورد ایشبال شنیدم

203
00:14:07,480 --> 00:14:10,100
‫احساس شگفت انگیزی بود

204
00:14:10,100 --> 00:14:13,160
‫میدیدی که جنگ به خاطر یک گلوله پخش میشه

205
00:14:13,350 --> 00:14:16,660
‫پسر، خستگی رو از تنت بیرون میکرد

206
00:14:17,120 --> 00:14:18,790
‫ضمنا

207
00:14:19,630 --> 00:14:26,970
‫من خودم رو به شکل یه افسر میانه رو که مخالف مداخله در ایشبال بود در آوردم

208
00:14:27,970 --> 00:14:29,550
‫این رو بشنو

209
00:14:30,010 --> 00:14:34,560
‫اون حتی نتونست دلیلی بیاری و به وسیله ی دادگاه به مرگ محکوم شد

210
00:14:35,130 --> 00:14:39,740
‫کنترل کردم آدمها خیلی راحته

211
00:14:41,670 --> 00:14:43,360
‫پس تو بودی...

212
00:14:43,930 --> 00:14:46,900
‫که به یه بچه ی بیگناه شلیک کردی...

213
00:14:48,030 --> 00:14:52,660
‫کسی که زادگاهمون رو نابود کرد....کسی که باعث نابودی ایشبال شد...

214
00:14:52,890 --> 00:14:55,950
‫کسی که اسکار ، یه قاتل کینه جو رو به وجود آورد

215
00:14:56,580 --> 00:14:58,000
‫دلیل اصلی...

216
00:14:58,320 --> 00:15:01,460
‫کشته شدن والدین وینری......

217
00:15:02,020 --> 00:15:04,690
‫حرومزاده

218
00:15:08,140 --> 00:15:09,130
‫چی؟

219
00:15:09,580 --> 00:15:11,180
‫یه سانت هم تکون نخورد...

220
00:15:12,160 --> 00:15:14,260
‫شما عوضی ها میخواید بجنگید؟

221
00:15:14,960 --> 00:15:16,010
‫اد، برگرد

222
00:15:21,650 --> 00:15:24,400
‫ما به هر حال اینجا میمیریم

223
00:15:25,010 --> 00:15:27,820
‫به عنوان هدیه یه چیز باحال بهتون نشون میدم

224
00:15:28,750 --> 00:15:32,230
‫موقعی که تو جنگل باهاش میجنگیدی به زیر پاش نگاه کردی؟

225
00:15:32,230 --> 00:15:33,070
‫نه

226
00:15:36,340 --> 00:15:37,640
‫یعنی...

227
00:15:37,640 --> 00:15:40,900
‫شاید اینطور به نظر نیاد، اما اون خیلی وزن داره

228
00:15:41,810 --> 00:15:43,490
‫شکل اصلی اش باید...

229
00:15:57,000 --> 00:15:57,940
‫لعنتی...

230
00:15:58,410 --> 00:16:00,140
‫این دیگه چیه؟

231
00:16:00,940 --> 00:16:03,380
‫چطور ممکنه که اون یه هومونکلوس باشه...

232
00:16:03,810 --> 00:16:06,480
‫یه آدم مصنوعی؟

233
00:16:28,480 --> 00:16:29,500
‫چی..

234
00:16:30,430 --> 00:16:32,050
‫کار باید بکنم؟

235
00:16:34,740 --> 00:16:36,150
‫من از کجا بدونم

236
00:16:38,280 --> 00:16:40,770
‫چکار باید بکنم...من...

237
00:16:40,950 --> 00:16:43,820
‫بابا حتما دعوام میکنه

238
00:16:45,230 --> 00:16:48,600
‫بابا؟ بابا داری؟

239
00:16:49,210 --> 00:16:50,510
‫اره دارم

240
00:16:50,510 --> 00:16:53,010
‫کسی که هومونکلوس ها رو ساخته؟

241
00:16:53,620 --> 00:16:54,900
‫اره

242
00:17:01,030 --> 00:17:02,960
‫برای چیزهایی که میخوری چه اتفاقی میفته...

243
00:17:03,320 --> 00:17:04,730
‫کلکی وجود داره؟

244
00:17:05,280 --> 00:17:08,030
‫فکر کن...فکر کن..

245
00:17:08,030 --> 00:17:11,030
‫تصمیم گرفتیم که با هم بدنمون رو پس بگیریم

246
00:17:11,570 --> 00:17:13,630
‫نمیتونم تسلیم بشم

247
00:17:14,420 --> 00:17:19,470
‫گلاتونی، من رو ببر پیش بابات

248
00:17:22,430 --> 00:17:23,270
‫باشه

249
00:17:24,950 --> 00:17:27,600
‫تو یه انسان قربانی هستی، درسته؟

250
00:17:28,510 --> 00:17:31,610
‫اره، درسته، من یه قربانی انسان هستم

251
00:17:32,750 --> 00:17:35,690
‫منظورش از این حرف چی بود؟

252
00:17:37,430 --> 00:17:43,420
‫تنها کسانی که فعلا تصدیق شدن برادران الریک هستن

253
00:17:44,180 --> 00:17:46,070
‫دکتر مارکو چی؟

254
00:17:46,070 --> 00:17:47,430
‫فکر نمیکنید که وقتشه...

255
00:17:47,430 --> 00:17:48,880
‫کیمبلی هم هست

256
00:17:49,350 --> 00:17:53,260
‫اون جرات باز کردن دروازه رو نداره

257
00:17:53,740 --> 00:17:58,970
‫خوب، نظرت در مورد موستانگ چیه، نامزد دیگه ی قربانی شدن؟

258
00:17:59,520 --> 00:18:03,940
‫پیشوا میخواد که باهاش یه صحبت طولانی انجام بده

259
00:18:07,500 --> 00:18:10,520
‫برای چی زنده ام گذاشتی؟

260
00:18:11,480 --> 00:18:14,420
‫تا بفهمی که در کجا قرار داری

261
00:18:15,480 --> 00:18:19,410
‫از کی ارتش تحت کنترل هومونکلوس ها قرار داره؟

262
00:18:20,100 --> 00:18:24,340
‫از موقعی که این کشور به وجود اومده

263
00:18:25,410 --> 00:18:29,170
‫پس با دیدن دست و پا زدن ما میخندیدی و لذت میبردی

264
00:18:30,200 --> 00:18:34,090
‫دستت در مراسم دفن هیوز میلرزید...

265
00:18:34,900 --> 00:18:37,050
‫اون همیه نمایش بود؟

266
00:18:38,480 --> 00:18:42,810
‫همه در نتیجه ی مرگ یه سرباز خیلی شلوغ بازی در میارن

267
00:18:42,810 --> 00:18:48,960
‫باید بدونن که لباس نظامی اش ممکنه که لباش دفنش بشه

268
00:18:50,360 --> 00:18:56,870
‫دختر هیوز تو مراسم خاکسپاری خیلی اعصاب خورد کن بود

269
00:18:58,960 --> 00:19:01,450
‫واقعا داشت عصبانی ام میکرد

270
00:19:02,310 --> 00:19:04,580
‫اگه یادم باشه، تو هم یه بچه داری

271
00:19:04,580 --> 00:19:06,130
‫چطور میتونی همچین چیزی بگی؟

272
00:19:06,820 --> 00:19:08,640
‫منظورت سلیم هست؟

273
00:19:09,240 --> 00:19:11,380
‫اون بچه ی خوبیه

274
00:19:12,850 --> 00:19:17,230
‫نمیدونم اگه اون بفهمه که پدری که در راس قدرت قرار داره یه هومونکلوس هست چه واکنشی نشون میده

275
00:19:18,840 --> 00:19:20,550
‫داری من رو تهدید میکنی؟

276
00:19:20,980 --> 00:19:22,730
‫بیفایدست

277
00:19:23,380 --> 00:19:27,470
‫اون تبدیل به نقطه ضعف من نمیشه

278
00:19:28,220 --> 00:19:30,480
‫اما تو فرق داری

279
00:19:30,900 --> 00:19:34,480
‫اون نقطه ضعف تو میشه

280
00:19:38,150 --> 00:19:39,360
‫ستوان هاوک آی

281
00:19:40,590 --> 00:19:41,630
‫چیه؟

282
00:19:41,630 --> 00:19:44,490
‫یه نفر همین چند دقیقه پیش از کار گزینی اومد

283
00:19:44,940 --> 00:19:48,800
‫من به پایگاه جنوبی منتقل شدم

284
00:19:49,980 --> 00:19:51,200
‫چی؟

285
00:19:51,200 --> 00:19:52,750
‫فقط من نیستم

286
00:19:53,390 --> 00:19:55,710
‫ستوان دم بردا به پایگاه غربی منتقل شده

287
00:19:56,510 --> 00:20:00,460
‫و ستوان سوم فالمن هم به پایگاه شمال منتقل شده

288
00:20:11,160 --> 00:20:12,600
‫تو ستوان هاوک آی هستی، اره؟

289
00:20:12,600 --> 00:20:13,360
‫بله قربان

290
00:20:13,940 --> 00:20:16,190
‫من یاکولف از اداره ی کارگزینی هستم

291
00:20:16,190 --> 00:20:17,960
‫اداره ی کارگزینی....

292
00:20:18,440 --> 00:20:21,700
‫من شاتولهی ام، دستیار پیشوا

293
00:20:22,610 --> 00:20:23,650
‫اینو بگیر

294
00:20:25,310 --> 00:20:26,660
‫دستور انتقال هست؟

295
00:20:26,940 --> 00:20:28,000
‫درسته

296
00:20:30,170 --> 00:20:31,580
‫لطفا بزارید که مرورش کنم

297
00:20:36,330 --> 00:20:37,420
‫این...

298
00:20:37,980 --> 00:20:40,750
‫این چطور تغییر کارکنان هست؟

299
00:20:40,750 --> 00:20:42,300
‫کجا قراره بری؟

300
00:20:43,490 --> 00:20:48,180
‫فردا صبح، ستوان ریزا هاوک آی در پایگاه مرکزی مستقر میشود...

301
00:20:49,620 --> 00:20:52,280
‫به عنوان دستیار پیشوا

302
00:20:53,510 --> 00:20:55,310
‫اینطوریه هست

303
00:20:56,210 --> 00:20:58,310
‫کلنل روی موستانگ

304
00:21:05,860 --> 00:21:07,760
‫چه لذت بخش

305
00:21:07,760 --> 00:21:11,150
‫لعنت، اصلا هم لذت بخش نیست

306
00:21:11,150 --> 00:21:13,070
‫حتی یه ذره

307
00:21:18,540 --> 00:21:19,400
‫لین

308
00:21:24,770 --> 00:21:25,700
‫اد

309
00:21:30,280 --> 00:21:31,500
‫میتونی به اسلحه بسازی؟

310
00:21:31,500 --> 00:21:32,750
‫بسپارمش به من

311
00:21:32,750 --> 00:21:33,930
‫ما توی دریایی از خون هستیم

312
00:21:34,270 --> 00:21:36,420
‫یه عالمه آهن اینجاست

313
00:21:42,280 --> 00:21:44,190
‫خیلی سلیقه ی بدی داری

314
00:21:44,450 --> 00:21:47,630
‫چطوره؟باحال نیست

315
00:21:51,980 --> 00:21:53,070
‫میتونی از پسش بر بیای؟

316
00:21:53,430 --> 00:21:54,900
‫نمیدونم...

317
00:21:54,900 --> 00:21:56,580
‫به اون شکل نگاه کن

318
00:21:57,100 --> 00:22:00,430
‫اون حمله ی قبلی یه چند تا از دنده های من رو شکسته

319
00:22:00,430 --> 00:22:02,590
‫منم همینطور

320
00:22:03,170 --> 00:22:07,470
‫اما تا زمانی که حقش رو کف دستش نزارم اروم نمیشم

321
00:22:14,070 --> 00:22:16,870
‫گلاتونی، مطمئنی که داریم درست میریم؟

322
00:22:16,870 --> 00:22:17,440
‫اره

323
00:22:18,040 --> 00:22:21,270
‫اما این طرفی که داریم میریم...

324
00:22:23,330 --> 00:22:26,440
‫پدرت توی مرکز هست؟

325
00:22:26,440 --> 00:22:31,440
‫forums.animparadise.com
‫Madman

