‫﻿۱
00:01:35,120 --> 00:01:37,990
‫پس بالاخره یه سرباز شدی

2
00:01:38,930 --> 00:01:43,370
‫همونطور که فکر میکردم هنوز برای نشون دادن هنر کیمیاگری آتش به تو خیلی زود بود

3
00:01:43,370 --> 00:01:45,570
‫هنوز هم زوده قربان؟

4
00:01:45,990 --> 00:01:50,750
‫شما فقط به من پایه اش رو نشون دادید

5
00:01:51,170 --> 00:01:52,870
‫البته

6
00:01:52,870 --> 00:02:00,540
‫کسی که تا اندازه ی یه سگ ارتش کوچیک شده حتی ارزش نشون دادن پایه ی کیمیاگری رو نداره

7
00:02:01,050 --> 00:02:04,560
‫کیمیاگری باید برای به خاطر منفعت مردم استفاده بشه، درست نیست؟

8
00:02:06,860 --> 00:02:13,300
‫استاد ما الان تحت خطر حمله ی کشورهای همسایه هستیم، الان در موقعیت بحرانی ای برای تقویت نیروهامون هستیم

9
00:02:13,690 --> 00:02:16,160
‫- کیمیاگری برای حفاظت از مردم ضروری هست

10
00:02:16,160 --> 00:02:18,110
‫از شنیدن یه بهانه خسته شدم

11
00:02:25,270 --> 00:02:27,120
‫نمیتونم فقط اینجا بشینم و نگاه کنم

12
00:02:27,840 --> 00:02:31,910
‫کسی به با استعدادی شما از فقر رنج ببره

13
00:02:32,540 --> 00:02:34,170
‫لطفا یه کیمیاگر ایالتی بشید

14
00:02:34,670 --> 00:02:36,410
‫اگه اینکارو بکنید، میتونید آزمایشهای دیگه ای رو انجام بدید

15
00:02:36,410 --> 00:02:39,420
‫خیلی وقت هست که آزمایشاتم رو تموم کردم

16
00:02:40,240 --> 00:02:41,640
‫شما چی...

17
00:02:42,480 --> 00:02:45,410
‫قویترین کیمیاگری

18
00:02:45,410 --> 00:02:48,820
‫هر چند بستگی به نوع استفاده اش میتونه خیلی مهلک باشه

19
00:02:49,280 --> 00:02:51,520
‫من کاملش کردم...

20
00:02:51,980 --> 00:02:54,650
‫خوشنود شدم.....

21
00:02:57,530 --> 00:03:03,430
‫کیمیاگر کسی هست که باید همیشه تلاش کنه که به سوی حقیقت گام برداره

22
00:03:03,860 --> 00:03:08,200
‫وقتی که از فکر کردن دست بکشن میمیرن

23
00:03:08,830 --> 00:03:12,270
‫- خیلی وقت هست که من مُردم

24
00:03:13,040 --> 00:03:14,040
‫استاد

25
00:03:17,210 --> 00:03:18,250
‫استاد

26
00:03:18,250 --> 00:03:19,170
‫استاد هاوک آی

27
00:03:19,900 --> 00:03:22,390
‫مواظب دخترم...باش...

28
00:03:23,050 --> 00:03:28,180
‫تمام جزئیات آزمایشهام...همراه اون هست...

29
00:03:38,130 --> 00:03:42,370
‫متاسم که برای همه چیز باید به شما تکیه میکردم

30
00:03:42,370 --> 00:03:44,040
‫ناراجت نباش

31
00:03:44,040 --> 00:03:45,790
‫به عنوان شاگرد سابق این وظیفه ی من هست

32
00:03:47,130 --> 00:03:50,560
‫اگه اتفاقی افتاد معطل نکن و بیا تو ارتش سراغم

33
00:03:53,860 --> 00:03:57,800
‫تو هم میخوای در مورد سرباز شدن من قضاوت کنی؟

34
00:03:58,310 --> 00:04:02,280
‫همونطور که همه میگن، امکان این هست که من مثل یه تیکه آشغال در یک خیابون بمیرم

35
00:04:02,840 --> 00:04:10,410
‫اما اگه معنی اش اینه که از این کشور محافظت میشه، برام مهم نیست

36
00:04:11,840 --> 00:04:14,770
‫میبخشی که ناراحتت کردم، یه رویای بچه گانه بود

37
00:04:16,040 --> 00:04:16,970
‫نه

38
00:04:17,360 --> 00:04:19,390
‫فکر میکنم واقعا قابل تحسین هست

39
00:04:21,250 --> 00:04:23,650
‫آینده ای که همه میتونن با خوشحالی درش زندگی کنن

40
00:04:24,220 --> 00:04:25,920
‫میتونم بهت اطمینان کنم؟

41
00:04:27,270 --> 00:04:30,770
‫میتونم رویاهای پدرم رو به تو بسپارم؟

42
00:04:43,090 --> 00:04:45,050
‫هایاته، نکن

43
00:04:46,720 --> 00:04:47,990
‫میبخشی

44
00:04:47,990 --> 00:04:50,640
‫چیزی نیست....از این اتفاقها برام زیاد افتاده

45
00:04:51,670 --> 00:04:52,850
‫من هم شنیدم

46
00:04:52,850 --> 00:04:54,390
‫دستیار پیشوا؟

47
00:04:55,490 --> 00:04:56,600
‫آره

48
00:04:59,990 --> 00:05:01,980
‫مثل اینکه تو اینجا خیلی بهت سخت گذشته

49
00:05:02,590 --> 00:05:04,530
‫به هیچکس شلیک نکردم

50
00:05:04,990 --> 00:05:06,320
‫مجبور نشدم

51
00:05:10,200 --> 00:05:12,700
‫نه...نتونستم خودم رو راضی کنم

52
00:05:15,090 --> 00:05:16,350
‫خیلی بی عرض ام

53
00:05:16,940 --> 00:05:19,970
‫به خاطر اینکهآماده نبودم برای بقیه دردسر درست کردم

54
00:05:21,580 --> 00:05:22,970
‫اتفاقی افتاده؟

55
00:05:24,790 --> 00:05:28,640
‫اسکار کسی هست که پدر و مادر وینری رو کشته

56
00:05:30,930 --> 00:05:35,290
‫اون موقع یه احساس وحشتناکی داشتم

57
00:05:36,150 --> 00:05:38,660
‫تو ذهنم تفنگ ناگهان به چیزی وحشتناک تبدیل شد

58
00:05:39,510 --> 00:05:40,690
‫و بعدش فهمیدم...

59
00:05:43,050 --> 00:05:47,620
‫فکر کردم که اون از اسکار به اندازه ی کافی متنفر هست که بکشش

60
00:05:48,190 --> 00:05:50,770
‫هیچوقت ندیدم که اونطوری گریه کنه بعد از اینکه اسکار رفت

61
00:05:53,160 --> 00:05:54,420
‫خیلیبی عرضه ام

62
00:05:55,040 --> 00:05:58,500
‫اصلا احساسش رو درک نکردم

63
00:05:58,910 --> 00:06:01,910
‫به خاطر اینکه زنده برگشتی میتونی نگران همچین چیزی باشی

64
00:06:03,590 --> 00:06:05,250
‫اما باید نجات پیدا کنی....

65
00:06:05,950 --> 00:06:07,870
‫به خاطر کسانی که برات مهم هستن

66
00:06:09,260 --> 00:06:10,520
‫باید ازش محافظت کنی، باشه؟

67
00:06:11,740 --> 00:06:14,390
‫عاشق وینری هستی، درسته؟

68
00:06:17,470 --> 00:06:19,530
‫نه-من-من

69
00:06:19,530 --> 00:06:21,870
‫اون فقط یه دوست دوران بچگی هست

70
00:06:21,870 --> 00:06:23,060
‫مثل خانواده

71
00:06:23,060 --> 00:06:25,930
‫محافظت ازش چیز غیر طبیعی نیست

72
00:06:25,930 --> 00:06:26,300
‫ممم...

73
00:06:26,300 --> 00:06:27,400
‫میبخشی

74
00:06:28,170 --> 00:06:31,240
‫مثل اینکه این برات فقط باعث دردسر بوده

75
00:06:36,780 --> 00:06:40,500
‫شما تا حالا مثل یه بار روی شونه هاتون دربارش فکر کردید

76
00:06:41,250 --> 00:06:46,330
‫من هیچ حق ندارم که در مورد حق شکایت کنم

77
00:06:47,810 --> 00:06:50,760
‫در گذشته زندگی خیلی ها رو گرفتم

78
00:06:51,340 --> 00:06:56,020
‫و خودم کسی بودم که این راه رو انتخاب کردم

79
00:06:57,780 --> 00:06:58,930
‫ایشبال رو میگی؟

80
00:07:01,270 --> 00:07:04,650
‫عیب نداره اگه یه سوال بپرسم؟

81
00:07:09,310 --> 00:07:11,030
‫بهم بگو

82
00:07:11,490 --> 00:07:15,030
‫تو بی وجدان تو ایشبال چکار کردی؟

83
00:07:16,720 --> 00:07:20,530
‫ایشبال سرزمین خشنی برای زندگی کردن بود، پر از شن و سنگ

84
00:07:21,130 --> 00:07:28,720
‫برای همین فقط یه مذهب سختگیر و نژادی سرسخت درونش زندگی میکردن

85
00:07:29,220 --> 00:07:36,050
‫اما بعضی از مردم به خاطر ضمیمه شدن به آمستریس ناراضی بودن

86
00:07:37,160 --> 00:07:38,480
‫و بعد...

87
00:07:43,570 --> 00:07:49,360
‫به خاطر یک گلوله، نارضایتی تبدیل به خشم و در سرتاسر ایشبال پخش شد

88
00:07:54,130 --> 00:07:59,470
‫شورش تبدیل به جنگی داخلی شد و برای هت سال ادامه پیدا کرد

89
00:08:02,130 --> 00:08:05,790
‫بعد، یک سند همه چیز رو عوض کرد

90
00:08:07,020 --> 00:08:09,460
‫دستور اداری شمارهی سه هزارو شصت وشش

91
00:08:10,060 --> 00:08:13,090
‫نابودی ایشبال رو شروع کرد

92
00:08:13,500 --> 00:08:14,930
‫فقط اون یه ورق کاغذ

93
00:08:32,200 --> 00:08:34,360
‫یه جهنم واقعی بود

94
00:08:35,750 --> 00:08:38,640
‫هوا بوی جنازه های پوسیده و باروت میداد

95
00:08:39,010 --> 00:08:41,800
‫و شن با خون خیس شده بود

96
00:08:48,320 --> 00:08:54,840
‫یه سرباز ساده میتونه شلیک کنه و اگه خوش شانس باشه یه نفر رو بزنه

97
00:08:55,350 --> 00:08:57,140
‫اما تک تیر اندازی فرق داره

98
00:08:57,570 --> 00:09:00,470
‫وقتی که ماشه رو بکشی یه نفر حتما میمیره

99
00:09:01,360 --> 00:09:05,490
‫دو گروهی که در این موضوع به هم مرتبط هستن...

100
00:09:05,490 --> 00:09:06,870
‫تک تیر اندازها......

101
00:09:08,440 --> 00:09:10,820
‫کیمیاگرهای ایالتی هستن.

102
00:09:13,000 --> 00:09:17,950
‫اسم من باسکو گران هست، کیمیاگر خون آهنین

103
00:09:18,610 --> 00:09:19,950
‫خون و آهن

104
00:09:19,950 --> 00:09:22,370
‫به معنی دیگه، اسلحه و سرباز

105
00:09:22,550 --> 00:09:27,540
‫کی بیشتر میتونه برای جلودار بودن مناسب باشه؟

106
00:10:05,250 --> 00:10:06,650
‫لعنت بهت

107
00:10:06,650 --> 00:10:08,250
‫ایشبالی های کثافت

108
00:10:08,500 --> 00:10:11,600
‫چطور..جرات کردید

109
00:10:14,330 --> 00:10:15,050
‫روی

110
00:10:15,570 --> 00:10:16,770
‫روی موستانگ

111
00:10:20,590 --> 00:10:22,480
‫پس تو هم اینجایی

112
00:10:22,480 --> 00:10:23,990
‫خیلی وقته ندیدمت

113
00:10:23,990 --> 00:10:25,310
‫اما مرد

114
00:10:25,590 --> 00:10:27,680
‫چشمهات فرق کرده

115
00:10:30,590 --> 00:10:32,310
‫تو هم همینطور

116
00:10:32,930 --> 00:10:34,630
‫تمام ما چشمهای قاتلها رو داریم

117
00:10:35,560 --> 00:10:36,820
‫آره

118
00:10:38,500 --> 00:10:44,140
‫درباره ی آینده ی این کشور در آموزشگاه ارتش با هم صحبت نکردیم؟

119
00:10:44,140 --> 00:10:45,080
‫آره

120
00:10:45,970 --> 00:10:47,830
‫یه آینده ی زیبا

121
00:10:48,350 --> 00:10:50,380
‫کاپیتان، یه نامه برای شما

122
00:10:50,380 --> 00:10:52,330
‫ممنون

123
00:10:53,500 --> 00:10:55,060
‫پسر

124
00:10:55,060 --> 00:10:55,840
‫چیه؟

125
00:10:56,010 --> 00:10:57,960
‫آینده ی زیبای من

126
00:10:57,960 --> 00:11:00,020
‫اسمش گراشیا هست

127
00:11:00,020 --> 00:11:03,900
‫تو مرکز منتظر برگشتن من هست

128
00:11:04,750 --> 00:11:05,850
‫تنها...

129
00:11:07,720 --> 00:11:10,270
‫اگه بقیه مردها بهش علاقه پیدا کنن؟

130
00:11:10,490 --> 00:11:15,190
‫نه، امکان نداره گراشیا آدم خوشتیپی مثل من رو سرکار بزاره

131
00:11:15,190 --> 00:11:16,840
‫نه،نه، اما هنوز....

132
00:11:16,840 --> 00:11:19,550
‫هیوز ، بزار بهت اخطار بدم

133
00:11:20,010 --> 00:11:22,630
‫این اتفاق تو کتابها و فیلمها زیاد میفته

134
00:11:23,080 --> 00:11:25,780
‫کسی که در میدان جنگ در مورد معضوقش صحبت میکنه..

135
00:11:25,780 --> 00:11:26,890
‫سریع ریق رحمت رو سر میکشه

136
00:11:27,680 --> 00:11:29,170
‫هی

137
00:11:33,220 --> 00:11:35,900
‫این چیزیه که من رو زنده نگه داشته

138
00:11:37,330 --> 00:11:41,480
‫این نامه، فقط همین یه نامه میزاره درباره ی فردا رویا ببفام

139
00:11:42,340 --> 00:11:45,390
‫این جنگ شاید هیچوقت تموم نشه

140
00:11:46,490 --> 00:11:49,010
‫درسته، معلوم نیست این جنگ کی تموم میشه

141
00:11:49,440 --> 00:11:55,650
‫مهم نیست که چقدر این کشور سرباز بفرسته، این صحرا مثل آب میکشنشون توی خودش

142
00:11:56,620 --> 00:11:59,970
‫ما زجر میکشیم، برنده میشیم، و چی میمونه؟

143
00:12:00,580 --> 00:12:02,400
‫هیچ چیز به جز شن

144
00:12:12,200 --> 00:12:14,830
‫تو آسمونها دنبالت میگشتم ستوان موستانگ

145
00:12:15,730 --> 00:12:17,340
‫من رو یادتونه؟

146
00:12:17,910 --> 00:12:19,390
‫چه وحشتناک

147
00:12:19,860 --> 00:12:20,840
‫این زن..

148
00:12:21,610 --> 00:12:23,560
‫حالا چشمهای یه قاتل رو داره

149
00:12:34,340 --> 00:12:36,100
‫لطفا بهم بگید ستوان

150
00:12:36,830 --> 00:12:41,320
‫سربازها باید از مردم محافظت کنن، اما چرا ما اونها رو میکشیم؟

151
00:12:42,470 --> 00:12:47,840
‫کیمیاگری باید برای مردم خوشبختی بیاره، اما چرا برای کشتن مورد استفاده قرار میگیره

152
00:12:48,950 --> 00:12:52,700
‫چون شغل کیمیاگر ایالتی هست

153
00:12:52,700 --> 00:12:57,450
‫چرا سربازها مردم رو میکشن؟

154
00:12:57,450 --> 00:13:00,590
‫برای اینکه بهمون دستور داده شده

155
00:13:01,130 --> 00:13:02,670
‫اشتباه میکنم؟

156
00:13:03,190 --> 00:13:06,320
‫بهمون میگی که به این منظره ی وحشتناک عاقلانه بنگریم؟

157
00:13:06,820 --> 00:13:09,760
‫بزار ببینم...برای مثال....

158
00:13:10,000 --> 00:13:15,450
‫دختر، صورتت میگه که "من اینکار رو برخلاف میل خودم انجام میدم

159
00:13:16,740 --> 00:13:21,520
‫میتونی به طور قطع بگی زمانی نبوده که...

160
00:13:21,830 --> 00:13:27,270
‫موقعی که با موفقیت دشمنت رو زدی و از مهارتت احساس رضایت کردی؟

161
00:13:27,650 --> 00:13:28,930
‫خانم تک تیر انداز

162
00:13:29,530 --> 00:13:31,150
‫کافیه

163
00:13:31,750 --> 00:13:35,960
‫از دید من، همه ی شما هستید که نمیفهمید

164
00:13:35,960 --> 00:13:38,830
‫میدان جنگ برای کشتنه

165
00:13:40,860 --> 00:13:44,340
‫اون لباس رو پوشیدی بدون اینکه آماده ی کشتن باشی؟

166
00:13:46,020 --> 00:13:49,090
‫صورتت رو از مرگ برنگردون، بهش نگاه کن

167
00:13:49,370 --> 00:13:53,850
‫موقعی که میکشی، مستقیما بهشون نگاه کن

168
00:13:54,500 --> 00:13:56,350
‫و فراموششون نکن

169
00:13:56,560 --> 00:13:59,190
‫دشمنت هم هیچوقت تو رو فراموش نمیکنه

170
00:14:02,140 --> 00:14:04,380
‫وقتشه

171
00:14:04,880 --> 00:14:06,640
‫باید برم سر کار

172
00:14:07,890 --> 00:14:09,330
‫من هم باید برم

173
00:14:09,710 --> 00:14:11,190
‫بعدا میبینمت روی

174
00:14:11,190 --> 00:14:12,220
‫هیوز

175
00:14:13,210 --> 00:14:14,700
‫تو چرا میجنگی؟

176
00:14:17,060 --> 00:14:18,170
‫معلومه

177
00:14:18,170 --> 00:14:21,420
‫نمیخوام که بمیرم، همین

178
00:14:22,240 --> 00:14:24,210
‫دلایل همیشه آسان هستن

179
00:14:32,050 --> 00:14:35,310
‫پس دلیل پشت این جنگ چیه؟

180
00:14:36,780 --> 00:14:37,810
‫یه...

181
00:14:38,610 --> 00:14:41,960
‫دلیل داشت، یه دلیل وحشتناک

182
00:15:15,960 --> 00:15:19,810
‫با استفاده از خون ما سنگ کیمیا میساختی

183
00:15:19,810 --> 00:15:21,850
‫با اون سنگ چکار کردی؟

184
00:15:22,450 --> 00:15:25,680
‫یه دست ستوان زولف جی کیمبلی رسید....

185
00:15:25,680 --> 00:15:28,400
‫کیمیاگر خونین.....

186
00:15:29,020 --> 00:15:33,330
‫مردی که جشمهای سنگی داره....همونی که موهاش رو میبنده؟

187
00:15:33,330 --> 00:15:34,400
‫آره

188
00:15:35,660 --> 00:15:36,980
‫داداش...

189
00:15:39,190 --> 00:15:40,650
‫دیگه چی؟

190
00:15:40,650 --> 00:15:45,290
‫وضعیت جنگ فقط با یک قصد عوض شد

191
00:15:47,380 --> 00:15:50,550
‫چه صدای دل انگیزی

192
00:15:50,990 --> 00:15:55,170
‫چه صدای شگفت انگیزی درون بدنم به صدا در اومده...

193
00:15:55,170 --> 00:15:59,680
‫پرده ی گوشم از لذت میلرزه، ستون فقراتم با غم میرقصه

194
00:15:59,680 --> 00:16:07,190
‫این احساس رو فقط اینجا میشه حس کرد، جایی که به مرگ خیلی نزدیک هستیم

195
00:16:07,910 --> 00:16:11,070
‫شغل شگفت انگیزی هست

196
00:16:18,120 --> 00:16:20,170
‫صدای سحر آمیز

197
00:16:20,170 --> 00:16:24,050
‫خارق العادست، سنگ کیمیا

198
00:16:28,420 --> 00:16:32,470
‫فقط بستگی به وقت داشت که نابودی کامل بشه

199
00:16:33,650 --> 00:16:42,320
‫و بعد کشیش اعظم ایشبالی در برابر پیشوا ایستاد تا زندگی مردمش رو نجات بده

200
00:16:45,040 --> 00:16:50,190
‫پس از من میخوای زندگی ده ها هزار ایشبالی رو با تو معاوضه کنم؟

201
00:16:50,190 --> 00:16:52,340
‫- درسته. من

202
00:16:52,340 --> 00:16:53,490
‫خیلی مغرور نباش

203
00:16:54,530 --> 00:16:59,930
‫میخای بگی که زندگی تو به اندازه ی اونهایی که باقی موندن ارزش داره؟

204
00:17:00,870 --> 00:17:02,870
‫انسان، خودت رو خیلی دست بالا نگیر

205
00:17:03,780 --> 00:17:07,460
‫ارزش زندگی یه نفر  به اندازه ی بقیه هست

206
00:17:07,460 --> 00:17:10,130
‫نه کمتر و نه بیشتر

207
00:17:10,540 --> 00:17:11,980
‫معامله رو قبول نمیکنم

208
00:17:11,980 --> 00:17:13,450
‫از نابودی هم صرف نظر نمیکنم

209
00:17:13,450 --> 00:17:15,090
‫هیولا

210
00:17:15,090 --> 00:17:16,510
‫خدا شکستت میده

211
00:17:16,740 --> 00:17:18,470
‫خدا؟

212
00:17:18,470 --> 00:17:20,550
‫چه عجیب

213
00:17:20,550 --> 00:17:24,770
‫بعد از همه ی اینها هنوز  راه دارم تا خدا حسابم رو برسه

214
00:17:25,520 --> 00:17:30,520
‫چقدر دیگه ایشبالی باید بکشم تا این اتفاق بیفته؟

215
00:17:30,520 --> 00:17:32,220
‫حرومزاده...

216
00:17:32,220 --> 00:17:38,530
‫خدا فقط موجودی هست که توسط آدمها به وجود اومده

217
00:17:39,190 --> 00:17:46,790
‫انسان، اگه میخوای چکش عدالت رو به سر من فروم بیاری خودت انجامش بده بدون اینکه به خدا تکیه کنی

218
00:17:51,990 --> 00:17:55,550
‫و بالاخره جنگ تموم شد

219
00:17:56,010 --> 00:17:59,440
‫و بهمون اجازه داده شد بریم خونه

220
00:18:00,340 --> 00:18:04,180
‫آخرش هم ما سربازها چیزی به جز آشغال نشدیم

221
00:18:04,380 --> 00:18:05,590
‫آره

222
00:18:05,590 --> 00:18:08,730
‫یه انسان اندازه ی توانایی خودش میتونه انجام بده

223
00:18:09,420 --> 00:18:12,510
‫برای همینه که من میخام محافظت کنم...

224
00:18:13,370 --> 00:18:15,040
‫حتی اگه تعداد معدودی از اونها باشه......

225
00:18:15,040 --> 00:18:16,790
‫کسانی که برام خیلی مهم هستن

226
00:18:17,720 --> 00:18:21,230
‫یه زیرسدت از زیردست خودش محافظت میکنه

227
00:18:21,640 --> 00:18:25,160
‫حتی این چیزهم برای آدمهایی به کوچیکی ما امکان داره

228
00:18:43,820 --> 00:18:48,600
‫پس تصمیم گرفتی این راه رو انتخاب کنی، با توجه به چیزی که در ایشبال تجربه کردی؟

229
00:18:49,100 --> 00:18:49,950
‫بله

230
00:18:50,850 --> 00:18:55,490
‫همونطور که در کیمیاگری گفته شده، اگه این دنیا بر اساس مفهموم معادله ی برابر باشه

231
00:18:55,960 --> 00:19:05,290
‫پس ما یاید جنازه ها رو حمل کنیم و از رودخانه ای از خون بگذیرم تا نسل بعد در خوشحالی زندگی کنن

232
00:19:08,600 --> 00:19:11,610
‫منه تو رو به عنوان دستیارم منصوب میکنم

233
00:19:12,410 --> 00:19:14,670
‫میخوام که هوام رو داشته باشی

234
00:19:16,890 --> 00:19:18,130
‫میفهمی؟

235
00:19:18,130 --> 00:19:22,890
‫اگه من تو رو مسئول دفاع از عقبم بکنم ، یعنی اینکه هر وقت بخوای میتونی از پشت بهم شلیک کنی

236
00:19:23,590 --> 00:19:27,250
‫اگه از مسیر منحرف شدم با اون دستها بهم شلیک کن

237
00:19:27,930 --> 00:19:29,930
‫حق اینکارو داری

238
00:19:30,780 --> 00:19:32,100
‫از من پیروی میکنی؟

239
00:19:33,440 --> 00:19:34,810
‫بله

240
00:19:35,310 --> 00:19:37,580
‫اگه بخواید، تا خود جهنم هم همراهتون میام

241
00:19:42,860 --> 00:19:48,770
‫اما حتی اگه کلنل هم پیشوا بشه،تغییری در ارتشی نظامی بودن این کشور ایجاد نمیشه

242
00:19:49,150 --> 00:19:50,530
‫درسته

243
00:19:50,530 --> 00:19:53,750
‫مجلس الان بیشتر شبیه عروسک خیمه شب بازی ارتش هست

244
00:19:53,750 --> 00:19:57,340
‫یه نفر باید این رو عوض کنه و این کشور رو به سوی دموکراسی سوق بده

245
00:19:58,110 --> 00:20:03,630
‫برای اینکه این کشور دوباره متولد بشه، تمام اشتباه هایی که از نظامی بودن هست باید از بین بره

246
00:20:03,630 --> 00:20:04,590
‫اشتباه؟

247
00:20:05,770 --> 00:20:11,600
‫برای مثال، دولت مردها باید برای کسانی که در جنگ ایشبال کشتار انجام دادن محاکمه برگزار کنه

248
00:20:13,130 --> 00:20:14,410
‫درسته

249
00:20:14,410 --> 00:20:19,300
‫قهرمانهای دوران جنگ در زمان صلح آدمهای قاتلی بیشتر نیستن

250
00:20:19,300 --> 00:20:22,180
‫پس کلنل میخواد بره جلو با علم به اینکه این اتفاق میفته؟

251
00:20:22,180 --> 00:20:24,600
‫اون که تو راه خود نابودی داره قدم بر میداره

252
00:20:25,800 --> 00:20:29,870
‫هومونکلوس ها بدون که آتش جنگ رو راه انداختن

253
00:20:30,580 --> 00:20:35,370
‫حتی اگه هومونکلوس ها آتش جنگ رو راه انداخته باشن، ما کسانی بودیم که کشتار رو انجام دادیم

254
00:20:37,080 --> 00:20:39,170
‫نباید  از مرگ روی برگردونیم

255
00:20:39,760 --> 00:20:42,360
‫نباید کسانی رو که کشتیم فراموش کنیم

256
00:20:42,360 --> 00:20:43,260
‫چ.ن...

257
00:20:43,970 --> 00:20:48,180
‫اونهایی که کشته شدن هیچوقت ما رو فراموش نمیکنن

258
00:20:49,410 --> 00:20:50,470
‫اما...

259
00:20:51,970 --> 00:20:56,110
‫به جای نگران بودن برای ما مگه خودت نگرانی ای نداری؟

260
00:20:56,490 --> 00:20:59,950
‫آلفونس و تو باید بدناتون رو برگردونید

261
00:21:00,940 --> 00:21:04,730
‫مطمئنم که آدمهای زیادی منتظر هیتن که شما به هدفتون برسید

262
00:21:07,370 --> 00:21:08,190
‫اره

263
00:21:08,570 --> 00:21:11,960
‫حتما همراه با آل بدنم رو برمیگردونم

264
00:21:13,790 --> 00:21:16,250
‫دکتر ناکس، ممنون که گذاشتی ما اینجا بمونیم

265
00:21:16,500 --> 00:21:18,630
‫اقای زره؟

266
00:21:19,880 --> 00:21:23,380
‫بابت همه چیز خیلی ممنون

267
00:21:23,880 --> 00:21:27,020
‫میدونی، یه اسم دارم،آلفونس الریک

268
00:21:27,020 --> 00:21:28,520
‫الریک؟

269
00:21:28,890 --> 00:21:31,470
‫تو ادوارد رو یادته، درسته؟

270
00:21:31,470 --> 00:21:33,350
‫اون کیمیاگر کوچیکه

271
00:21:33,350 --> 00:21:35,310
‫من برادر کوچیکش هستم

272
00:21:36,050 --> 00:21:38,710
‫اگرچه به خاطر یه سری چیزها بدونم رو از دست دادم

273
00:21:39,190 --> 00:21:41,430
‫اگه تو برادر کوچیک اون باشی..

274
00:21:41,430 --> 00:21:43,480
‫یعنی اینکه شبیه به اون هستی؟

275
00:21:43,480 --> 00:21:44,240
‫چه بی ادب

276
00:21:44,560 --> 00:21:48,010
‫من از اون خیلی بلند تر هستم

277
00:21:48,010 --> 00:21:51,830
‫و به اون عبوسی هم نیستم، تازه از اون هم قویترم

278
00:21:51,830 --> 00:21:53,600
‫اما زود هم عصبانی نمیشم

279
00:21:53,600 --> 00:21:54,830
‫یه پارچه آقا

280
00:21:56,270 --> 00:21:58,710
‫اقای الفونس

281
00:21:59,890 --> 00:22:02,460
‫امیدوارم به زودی بدنتون رو برگردونید

282
00:22:03,260 --> 00:22:05,810
‫من هم امیدوارم

283
00:22:06,000 --> 00:22:10,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

284
00:23:37,420 --> 00:23:40,480
‫دکتر مارکو برات غذا آوردم

285
00:23:41,920 --> 00:23:44,810
‫اینجا چقدر ساکته

286
00:23:45,050 --> 00:23:48,590
‫داری باز هم گریه میکنی، باز ایشبال رو یادت اومده؟

