1
00:00:04,830 --> 00:00:06,030
‫انتقام...

2
00:00:06,620 --> 00:00:07,770
‫لعنتی!

3
00:00:07,770 --> 00:00:09,000
‫کار اسکاره!

4
00:00:09,000 --> 00:00:11,990
‫میدونسته که مارکو تو آزمایشات دست داشته؟!

5
00:01:46,320 --> 00:01:48,580
‫هر وقت اطلاعات جدیدی بدستم رسید، تو رو درجریان میذارم.

6
00:01:50,200 --> 00:01:53,460
‫دستیار فرمانده پیشوا بودن درست مثل گروگان گرفته شدن نیست؟

7
00:01:53,930 --> 00:01:54,880
‫مطمئنین در امانین؟

8
00:01:55,590 --> 00:02:00,840
‫،اگه بخوایم مثبت به قضیه نگاه کنیم
‫حالا این فرصت رو دارم که تو خواب بکشمش.

9
00:02:01,130 --> 00:02:02,740
‫چه ترسناک.

10
00:02:04,400 --> 00:02:05,270
‫راستی.

11
00:02:05,630 --> 00:02:09,350
‫یک لطفی به من بکنین و به سرهنگ بگین که اسکار هنوز این اطرافه.

12
00:02:10,200 --> 00:02:11,360
‫بسیارخوب.

13
00:02:15,160 --> 00:02:16,290
‫ستوان.

14
00:02:16,290 --> 00:02:17,030
‫بله؟

15
00:02:18,730 --> 00:02:22,370
‫ممنون که قضیه ایشبال رو بهم گفتین.

16
00:02:29,730 --> 00:02:30,710
‫آل!

17
00:02:32,230 --> 00:02:34,410
‫داداش! چی شده؟

18
00:02:37,880 --> 00:02:41,730
‫که اینطور...جریان ایشبال این بوده...

19
00:02:41,730 --> 00:02:45,060
‫با اینکه من بچه ام، اون حاضرشد همه چی رو واسم تعریف کنه.

20
00:02:45,980 --> 00:02:49,080
‫کیمیاگران آدمهایین که به دنبال حقیقتن...

21
00:02:49,630 --> 00:02:50,270
‫اما......

22
00:02:51,010 --> 00:02:53,500
‫ما از همچین چیزی که اینقدر هم بهش نزدیکیم، بیخبر بودیم....

23
00:02:53,500 --> 00:02:57,230
‫پس سرهنگ به دنبال آینده ایه که بعد ازاینکه به هدفش رسید، محقق میشه.

24
00:02:58,240 --> 00:03:01,610
‫آینده ایه که بعد ازاینکه به هدفش رسید، محقق میشه، هان....

25
00:03:02,050 --> 00:03:06,620
‫آل، تو میخوای بعد ازاینکه بدنت رو پس گرفتی، چیکار کنی؟

26
00:03:07,560 --> 00:03:09,060
‫راستی ها...

27
00:03:09,060 --> 00:03:12,920
‫اولش که میخوام پای سیب وینری رو بخورم.

28
00:03:15,430 --> 00:03:16,590
‫تو چی داداش؟

29
00:03:18,380 --> 00:03:23,010
‫اینقدر که همیشه به فکر پس گرفتن دست و پام بودم، اصلاً بهش فکر نکردم.

30
00:03:25,270 --> 00:03:30,860
‫گمونم اول برم پیش مادربزرگ و استاد و بهشون بگم که چی شده.

31
00:03:30,860 --> 00:03:34,650
‫آره، اونها واسه ما خیلی زحمت کشیدن.

32
00:03:37,530 --> 00:03:40,620
‫همه با لبخند به استقبالمون میان، مگه نه؟

33
00:03:40,620 --> 00:03:41,660
‫آره.

34
00:03:41,660 --> 00:03:44,470
‫میتونیم لبخند همه رو ببینیم، مگه نه؟

35
00:03:44,470 --> 00:03:45,490
‫آره.

36
00:03:46,930 --> 00:03:50,750
‫الآن تو موقعیت سختی هستیم، اما این حرفها من رو سرحال آورد.

37
00:03:51,560 --> 00:03:53,620
‫من هم یک خبر خوب واست دارم.

38
00:03:54,960 --> 00:03:58,740
‫،اون موقع ما نتونستیم کیمیاگری کنیم

39
00:03:59,810 --> 00:04:03,470
‫ظاهراً بقیه هم نتونستن.

40
00:04:04,390 --> 00:04:07,010
‫پس اون دختره و اسکار...

41
00:04:07,010 --> 00:04:10,020
‫درسته، اونها تنها کسایی بودن که تونستن.

42
00:04:10,740 --> 00:04:14,520
‫یک چیزی درمورد کیمیاگری اونها متفاوته...

43
00:04:15,220 --> 00:04:17,520
‫یک چیزی که ما ازش بیخبریم...

44
00:04:17,960 --> 00:04:18,830
‫آره.

45
00:04:18,830 --> 00:04:21,280
‫ما هنوز به بن بست نخوردیم.

46
00:04:22,820 --> 00:04:23,780
‫رفته؟!

47
00:04:24,360 --> 00:04:25,910
‫اون دختر فسقلی رفته؟!

48
00:04:26,190 --> 00:04:28,580
‫آره، امروز صبح زود.

49
00:04:28,580 --> 00:04:30,690
‫گفت که کجا داره میره؟!

50
00:04:30,690 --> 00:04:31,870
‫نه.

51
00:04:34,770 --> 00:04:35,910
‫باید دنبالش بگردیم!

52
00:04:35,910 --> 00:04:38,990
‫کل سنترال رو؟ بدون هیچ ردی؟

53
00:04:41,700 --> 00:04:43,580
‫یک رد داریم.

54
00:04:49,780 --> 00:04:50,900
‫این چیه؟

55
00:04:50,900 --> 00:04:52,200
‫هدیه.

56
00:04:52,200 --> 00:04:53,380
‫واقعاً که...

57
00:04:53,380 --> 00:04:56,880
‫نمیتونستی برام چندتا مجله پر از دخترهای خوشگل بیاری؟...

58
00:04:59,170 --> 00:05:01,640
‫ما که نیستیم، تنبلی نکنی، خوب؟

59
00:05:02,480 --> 00:05:03,650
‫دیگه دارین میرین؟

60
00:05:04,110 --> 00:05:04,860
‫آره.

61
00:05:05,240 --> 00:05:07,530
‫من میرم چند تا از غذاهای مخصوص غرب رو امتحان میکنم.

62
00:05:09,630 --> 00:05:11,410
‫ما که نیستیم، هوای اینجا رو داشته باش!

63
00:05:12,070 --> 00:05:12,990
‫حتماً.

64
00:05:12,990 --> 00:05:13,950
‫میبینمت.

65
00:05:17,870 --> 00:05:21,500
‫حسابی بخور و بزرگ و قوی شو.

66
00:05:22,480 --> 00:05:25,220
‫من که نیستم، مراقب همه باش.

67
00:05:25,660 --> 00:05:26,680
‫گروهبان فوئری.

68
00:05:27,880 --> 00:05:28,530
‫سلام.

69
00:05:28,910 --> 00:05:30,450
‫ستوانیار فالمن!

70
00:05:30,860 --> 00:05:33,170
‫شما هنوز نرفتین؟

71
00:05:33,170 --> 00:05:35,970
‫اومدم یک چیزی رو به سرهنگ پس بدم.

72
00:05:38,900 --> 00:05:41,470
‫بودنمون تو سنترال واقعاً کوتاه بود...

73
00:05:42,730 --> 00:05:45,120
‫تو به ستاد فرماندهی جنوب منتقل شدی گروهبان؟

74
00:05:45,120 --> 00:05:47,520
‫بله قربان. درست عکس شما.

75
00:05:48,050 --> 00:05:51,550
‫مطمئنم ستاد فرماندهی شمال خیلی سرده...

76
00:05:52,640 --> 00:05:55,040
‫خیلی خوب، خداحافظ گروهبان فوئری.

77
00:05:55,640 --> 00:05:58,280
‫خدافظ. امیدوارم دوباره همدیگر رو ببینیم.

78
00:06:03,870 --> 00:06:05,730
‫ببخشید مزاحم شدم سرهنگ.

79
00:06:05,730 --> 00:06:06,720
‫ستوان.

80
00:06:07,320 --> 00:06:09,170
‫یک چیزی اینجا جاگذاشتم، اومدم برش دارم.

81
00:06:09,620 --> 00:06:10,570
‫که اینطور.

82
00:06:13,520 --> 00:06:16,150
‫مثل اینکه اسکار هنوز این اطرافه.

83
00:06:16,750 --> 00:06:18,950
‫،پس باید خیلی مواظب باشم

84
00:06:20,000 --> 00:06:22,330
‫چون دیگه یک بادی گارد ماهر ندارم.

85
00:06:25,810 --> 00:06:27,280
‫خواهش میکنم نمیرین.

86
00:06:29,060 --> 00:06:30,010
‫حتماً.

87
00:06:32,980 --> 00:06:34,330
‫ببخشید که تو دردسر انداختمت.

88
00:06:35,520 --> 00:06:38,000
‫شاید آدمی رو که باید ازش پیروی کنم رو اشتباه انتخاب کردم.

89
00:06:39,420 --> 00:06:41,970
‫".اگر زمانی از مسیرم منحرف شدم، درجا بهم شلیک کن"

90
00:06:41,970 --> 00:06:43,580
‫این قرارمون بود.

91
00:06:43,580 --> 00:06:45,570
‫هنوز از محدوده مجاز خارج نشدین.

92
00:06:46,910 --> 00:06:48,630
‫تو خیلی مهربونی ستوان.

93
00:06:50,320 --> 00:06:52,760
‫خدانگهدار سرهنگ.

94
00:06:55,190 --> 00:06:56,060
‫خدانگهدار.

95
00:06:57,740 --> 00:07:00,560
‫لطفاً از زیر کار در نرین، باشه؟

96
00:07:00,880 --> 00:07:01,790
‫حتماً...

97
00:07:14,730 --> 00:07:15,450
‫پیاده ام...

98
00:07:17,040 --> 00:07:18,950
‫فکر کنم علایقم حواسم رو کامل پرت کرد...

99
00:07:19,250 --> 00:07:20,370
‫فیلَم...

100
00:07:20,980 --> 00:07:23,040
‫بله قربان! باعث افتخاره!

101
00:07:24,360 --> 00:07:25,250
‫رُخَم...

102
00:07:25,970 --> 00:07:26,630
‫ممنون.

103
00:07:27,260 --> 00:07:28,170
‫اسبم...

104
00:07:28,220 --> 00:07:31,860
‫من خنگم، واسه همین تو دانشکده ارتش بهم خیلی سخت گذشت.

105
00:07:33,530 --> 00:07:34,640
‫و...

106
00:07:35,900 --> 00:07:37,970
‫اگر بخواین، حاضرم تا آخر جهنم دنبالتون بیام.

107
00:07:38,720 --> 00:07:40,390
‫حتی وزیرم رو هم ازم گرفتن....

108
00:07:45,650 --> 00:07:48,360
‫اما تا کیش و مات...

109
00:07:52,130 --> 00:07:54,070
‫هنوز خیلی مونده....

110
00:07:54,630 --> 00:07:56,800
‫این طوری! گربه این شکلیه.

111
00:07:56,800 --> 00:07:59,300
‫دنبال یک دختر کوچولو ام که این رو با خودش این ور اون ور میبره.

112
00:07:59,300 --> 00:08:03,210
‫ببخشید، لطفاً اون موجود فضایی که دست اونه رو بیخیال شین.

113
00:08:07,330 --> 00:08:10,580
‫هیچ کس اون گربه سیاه و سفید رو ندیده...

114
00:08:10,580 --> 00:08:13,250
‫یعنی الآن از سنترال رفته؟

115
00:08:15,570 --> 00:08:16,470
‫تمام فلزی.

116
00:08:17,270 --> 00:08:18,380
‫سرهنگ!

117
00:08:21,490 --> 00:08:24,560
‫که اینطور. کیمیاگری شرقی از کشور زینگ، آره؟

118
00:08:25,260 --> 00:08:26,230
‫گرفتم.

119
00:08:26,650 --> 00:08:28,570
‫من هم راجع بهش پرس و جو میکنم.

120
00:08:29,110 --> 00:08:33,290
‫راستش رو بخواین، من اصلاً نمیخواستم از شما کمک بگیرم...

121
00:08:33,290 --> 00:08:35,580
‫آها راستی، حالا که حرف بدهی پیش اومد...

122
00:08:36,040 --> 00:08:37,070
‫پول من رو پس بده....

123
00:08:37,380 --> 00:08:38,980
‫جلوت رو بپا!

124
00:08:42,660 --> 00:08:44,710
‫پس یادتونه...

125
00:08:44,710 --> 00:08:47,380
‫چقدر بدهکار بودم؟ ۵۰۰ سنز؟

126
00:08:47,380 --> 00:08:49,330
‫۵۲۰!

127
00:08:49,330 --> 00:08:50,420
‫به خودت تخفیف نده!

128
00:08:50,800 --> 00:08:52,310
‫یعنی چه! خیلی خسیسی!

129
00:08:52,310 --> 00:08:54,300
‫با این وضعیت هیچ وقت پیشرفت نمیکنی!

130
00:08:54,940 --> 00:08:56,510
‫معذرت میخوام...

131
00:09:01,850 --> 00:09:03,820
‫فعلاً پیش خودم نگهش میدارم.

132
00:09:04,410 --> 00:09:07,190
‫هر وقت فرمانده پیشوا شدین، بهتون پسش میدم.

133
00:09:08,740 --> 00:09:09,980
‫کی بهت گفت؟

134
00:09:11,610 --> 00:09:13,420
‫ستوان هوکوای.

135
00:09:14,620 --> 00:09:16,320
‫جریال ایشبال رو هم بهم گفت.

136
00:09:22,970 --> 00:09:24,010
‫تمام فلزی.

137
00:09:26,670 --> 00:09:28,710
‫،بدهیت فعلاً پیشت باشه

138
00:09:29,090 --> 00:09:30,750
‫اما بدون که حتماً ازت میگیرمش.

139
00:09:31,160 --> 00:09:34,510
‫خوب پس اون موقع من دوباره ازتون پول قرض میگیرم.

140
00:09:34,970 --> 00:09:37,930
‫با این قول که "هر وقت دموکراسی رو تو این کشور
‫"برقرار کردین، پولتون رو پس میدم.

141
00:09:38,360 --> 00:09:42,330
‫و وقتی که پول رو پس گرفتین، دوباره ازتون
‫پول قرض میگیرم و یک قول دیگه ازتون میگیرم.

142
00:09:43,230 --> 00:09:46,900
‫که یعنی من یک زندگی طولانی پیش رو دارم، هان؟

143
00:09:46,900 --> 00:09:48,210
‫معلومه.

144
00:09:48,210 --> 00:09:50,800
‫ستوان رو هم اینقدر نگران نکن!

145
00:09:51,640 --> 00:09:53,520
‫ممنون که ما رو رسوندی!

146
00:09:59,330 --> 00:10:00,410
‫تا بعد.

147
00:10:07,240 --> 00:10:08,210
‫خیلی طولش دادی.

148
00:10:10,540 --> 00:10:12,250
‫زیر پام علف سبز شد.

149
00:10:17,580 --> 00:10:18,630
‫سلام.

150
00:10:19,620 --> 00:10:22,230
‫ای وای! آقای روی!

151
00:10:22,230 --> 00:10:23,650
‫چه عجب از این ورا!

152
00:10:23,650 --> 00:10:26,210
‫سرحال به نظرمیای ونسا.

153
00:10:26,210 --> 00:10:28,740
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، روی.

154
00:10:29,630 --> 00:10:32,300
‫عصر بخیر مادام کریسمس.

155
00:10:32,300 --> 00:10:33,690
‫حالت خوبه؟

156
00:10:33,940 --> 00:10:36,080
‫نه بابا، اصلاً.

157
00:10:36,810 --> 00:10:38,840
‫اومدم اینجا سرحال بیام.

158
00:10:38,840 --> 00:10:39,860
‫اول با چی شروع میکنی؟

159
00:10:40,520 --> 00:10:43,780
‫من هنوز تو دوران نقاهتم، واسه همین الکل قدغنه.

160
00:10:45,720 --> 00:10:48,680
‫اون محصول ویژه رو میخوام، مادام.

161
00:10:50,430 --> 00:10:51,670
‫ترتیبش داده اس.

162
00:10:54,970 --> 00:10:59,730
‫سپهبد گرومان، از سنترال شخصی به نام
‫مادام کریسمس پشت خط تلفنه.

163
00:10:59,730 --> 00:11:00,760
‫اوه؟

164
00:11:01,040 --> 00:11:05,470
‫واقعاً که... خواهش میکنم شماره خط سری مون رو به مردم ندین.

165
00:11:06,970 --> 00:11:09,430
‫این یعنی که من کاملاً بدرد نخور نشدم.

166
00:11:10,050 --> 00:11:13,020
‫یک نفر به من پیرمرد احتیاج داره.

167
00:11:20,890 --> 00:11:26,490
‫،تو دستت رو ازدست دادی، نتونستی از ارباب محافظت کنی
‫حالا هم به این وضعیت افتادی...

168
00:11:31,500 --> 00:11:33,260
‫آهای! داری چیکار میکنی؟!

169
00:11:32,790 --> 00:11:35,840
‫اونوقت به خودت میگی یکی از اعضای برگزیده قبیله یائو؟!

170
00:11:35,840 --> 00:11:36,710
‫یک ذره شرف داشته باش!

171
00:11:36,190 --> 00:11:37,680
‫بسه دیگه پیرمرد!

172
00:11:37,680 --> 00:11:38,840
‫اون زخمیه!

173
00:11:39,340 --> 00:11:40,970
‫گفتم بسه!

174
00:11:43,520 --> 00:11:44,820
‫واقعاً قطع شده...

175
00:11:48,040 --> 00:11:50,600
‫دستت واقعاً قطع شده...

176
00:11:51,840 --> 00:11:53,650
‫معذرت میخوام، پدربزرگ.

177
00:11:55,270 --> 00:11:56,360
‫معذرت میخوام...

178
00:11:59,760 --> 00:12:00,870
‫ابله...

179
00:12:03,520 --> 00:12:04,970
‫ابله...

180
00:12:11,380 --> 00:12:15,420
‫همونطور که قبلاً هم قول دادیم، سریع واست
‫یک قرار با یک مکانیک اتومیل ترتیب میدیم.

181
00:12:16,470 --> 00:12:17,000
‫نه.

182
00:12:18,620 --> 00:12:20,980
‫ممنون به خاطر توجهتون.

183
00:12:21,450 --> 00:12:23,110
‫ما دیگه نباید شما رو تو زحمت بندازیم.

184
00:12:23,110 --> 00:12:26,010
‫خودمون یک جوری یک مکانیک اتومیل پیدا میکنیم.

185
00:12:26,010 --> 00:12:28,220
‫اما ما نمیتونیم شما رو اینطوری ول کنیم!

186
00:12:29,010 --> 00:12:34,890
‫،حالا که دشمن میدونه لون-فا چه ریختیه
‫ما نمیتونیم کاری کنیم که دوستتون به خطر بیفته.

187
00:12:39,320 --> 00:12:40,310
‫باشه.

188
00:12:40,920 --> 00:12:41,780
‫ممنونم.

189
00:12:44,710 --> 00:12:48,080
‫شما جون نوه من رو نجات دادین.

190
00:12:48,460 --> 00:12:49,560
‫از لطفتون ممنونم.

191
00:12:50,590 --> 00:12:53,380
‫-من دکتری نیستم که باید ازش تشکرکـ

192
00:12:54,830 --> 00:12:57,750
‫دکتر نوکس، خیلی ممنونم.

193
00:12:59,400 --> 00:13:01,930
‫ا-از اینجا برین بیرون!

194
00:13:01,930 --> 00:13:05,760
‫من اونقدر مهربون نیستم که بذارم شما خل و چل ها همیشه اینجا بمونین!

195
00:13:06,060 --> 00:13:06,920
‫واقعاً که!

196
00:13:14,490 --> 00:13:17,560
‫مثل اینکه حال امپراطور هر روز داره بدتر میشه.

197
00:13:18,350 --> 00:13:23,550
‫باید هرچه زودتر ارباب رو برگردونیم و با سنگ برگردیم به کشورمون.

198
00:13:24,290 --> 00:13:25,240
‫بریم.

199
00:13:25,880 --> 00:13:26,490
‫بله.

200
00:13:34,450 --> 00:13:37,400
‫منتظرباشین، شرورهای بد ذات.

201
00:13:38,150 --> 00:13:40,780
‫ما به زودی برمیگردیم.

202
00:14:05,740 --> 00:14:08,900
‫قدرشناسی ای رو که نسبت به شما واسه نجات جونم دارم هرگز فراموش نمیکنم.

203
00:14:10,720 --> 00:14:13,700
‫دکتر نوکس، خیلی ممنونم.

204
00:14:15,250 --> 00:14:18,880
‫تازه الآن شروع کردم مثل یه دکتر رفتار کنم.

205
00:14:24,090 --> 00:14:25,260
‫یک لحظه.

206
00:14:25,260 --> 00:14:26,300
‫کیه؟

207
00:14:26,860 --> 00:14:27,630
‫اوه.

208
00:14:28,980 --> 00:14:30,720
‫عصر بخیر، بابا.

209
00:14:31,250 --> 00:14:32,170
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

210
00:14:32,610 --> 00:14:34,640
‫تو حالت خوبه؟

211
00:14:34,940 --> 00:14:35,900
‫معلومه.

212
00:14:36,590 --> 00:14:38,690
‫این اطراف یک کاری داشتیم، واسه همین...

213
00:14:41,120 --> 00:14:42,880
‫قد کشیدی.

214
00:14:43,320 --> 00:14:45,870
‫تو لاغر نشدی؟

215
00:14:45,870 --> 00:14:47,460
‫خودت رو چی میگی؟

216
00:14:47,460 --> 00:14:50,210
‫به کارتون مشغولین؟

217
00:14:50,210 --> 00:14:53,640
‫-آره، طبق معمول روی اجساد

218
00:14:54,070 --> 00:14:55,390
‫نه صبرکن.

219
00:14:55,390 --> 00:14:59,000
‫این هفته دو تا بیمار زنده رو درمان کردم.

220
00:14:59,000 --> 00:15:00,440
‫خنده دار نیست؟

221
00:15:00,440 --> 00:15:02,720
‫من، جون مردم رو نجات بدم؟

222
00:15:04,020 --> 00:15:06,960
‫بابا، من دارم درس میخونم که دکتر بشم.

223
00:15:09,080 --> 00:15:12,950
‫میدونم که از وقتیکه از ایشبال برگشتین دوران خیلی سختی داشتین.

224
00:15:13,590 --> 00:15:17,020
‫با این حال از کارتون دست نکشیدین.

225
00:15:17,910 --> 00:15:21,520
‫من شما رو به عنوان دکتری که همیشه بودین، دوست دارم.

226
00:15:23,610 --> 00:15:25,400
‫نادون...

227
00:15:26,790 --> 00:15:28,000
‫چرا نمیاین تو؟

228
00:15:28,000 --> 00:15:31,360
‫قهوه زیاد خوشمزه نیست، ولی یکی دوتا فنجون بخورین.

229
00:15:36,700 --> 00:15:39,080
‫وای، اینجا چه خبره!

230
00:15:39,080 --> 00:15:43,460
‫،زودباش، بیا تا بابا داره قهوه آماده میکنه
‫اینجا رو یک خورده مرتب کنیم.

231
00:15:45,710 --> 00:15:50,380
‫خدایا، اگه واقعاً وجود داری، خواهش میکنم این یکی رو ندیده بگیر.

232
00:15:51,560 --> 00:15:58,330
‫حتی آدمی مثل من هم لیاقت این رو داره که با خانواده اش  یک فنجون قهوه بخوره، درسته؟

233
00:16:09,160 --> 00:16:13,310
‫به این ترتیب، ایشبال کاملاً تحت کنترل ارتش دراومد.

234
00:16:13,310 --> 00:16:16,270
‫کارت خوب بود سرگرد کیمبلی.

235
00:16:16,270 --> 00:16:18,490
‫نظرت راجع به سنگ کیمیا چیه؟

236
00:16:18,770 --> 00:16:20,520
‫محشره.

237
00:16:20,520 --> 00:16:25,120
‫تونستم تبدیلهایی انجام بدم که حتی خوابشون رو هم نمیدیدم
‫و در عین حال مفهوم معاوضه پایاپای رو هم کاملاً نادیده بگیرم.

238
00:16:25,640 --> 00:16:26,730
‫خوبه.

239
00:16:26,730 --> 00:16:29,450
‫گزارشش رو با جزئیات بنویس و تحویل بده.

240
00:16:29,450 --> 00:16:31,540
‫حالا سنگ رو پس بده.

241
00:16:33,910 --> 00:16:35,850
‫این چه کاری بود کیمبلی؟!

242
00:16:35,850 --> 00:16:41,140
‫حالا، فقط شماها میدونین که سنگ کجاست.

243
00:16:41,440 --> 00:16:42,600
‫عوضی!

244
00:16:48,170 --> 00:16:48,930
‫چه خبره؟!

245
00:16:48,930 --> 00:16:49,710
‫چی اتفاقی افتاد؟!

246
00:16:49,710 --> 00:16:50,450
‫چی شده؟!

247
00:17:03,710 --> 00:17:04,880
‫اوهو.

248
00:17:07,580 --> 00:17:10,210
‫بیا بیرون کیمبلی. داری آزاد میشی.

249
00:17:13,730 --> 00:17:15,690
‫جریان چیه؟

250
00:17:16,360 --> 00:17:17,930
‫لازم نکرده بدونی.

251
00:17:18,440 --> 00:17:20,350
‫دستور از بالا دستی هاست؟

252
00:17:20,930 --> 00:17:21,990
‫ساکت شو.

253
00:17:22,820 --> 00:17:26,450
‫اصلاً چرا واسه کشتن پنج تا افسر تو رو اعدام نکردن؟


254
00:17:27,100 --> 00:17:28,230
‫چه کلکی سوار کردی؟

255
00:17:28,760 --> 00:17:30,420
‫کاری نکردم.

256
00:17:30,420 --> 00:17:31,860
‫شاید به خاطر فضایل ذاتیمه؟

257
00:17:32,110 --> 00:17:33,950
‫جوک نگو، بمب گذار!

258
00:17:34,670 --> 00:17:39,050
‫آخه بالا دستی ها چه فکری کردن هیولایی مثل تو رو آزاد میکنن؟

259
00:17:47,170 --> 00:17:51,540
‫آقای زندان بان، ممنون از اینکه تمام این مدت مراقب من بودین.

260
00:17:53,190 --> 00:17:54,800
‫دیگه برنگرد.

261
00:18:00,730 --> 00:18:02,600
‫هدیه قدرشناسی من.

262
00:18:03,200 --> 00:18:04,040
‫نگو که...

263
00:18:04,430 --> 00:18:05,540
‫صبرکن ببینم!

264
00:18:06,720 --> 00:18:08,980
‫کافیه! خواهش میکنم ورش دار!

265
00:18:09,250 --> 00:18:10,270
‫کیمبلی!!!

266
00:18:16,880 --> 00:18:18,790
‫یک اسباب بازی قدیمی کسل کننده.

267
00:18:19,200 --> 00:18:21,310
‫لطفاً اون رو بده به بچه ات یا کس دیگه ای.

268
00:18:22,740 --> 00:18:24,460
‫خیلی خوب، بدرود.

269
00:18:31,790 --> 00:18:33,300
‫حالا...

270
00:18:38,610 --> 00:18:41,350
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت کیمبلی.

271
00:18:44,570 --> 00:18:46,540
‫به خاطر آزادیت تبریک میگم.

272
00:18:46,540 --> 00:18:49,060
‫پس شماها بودین که من رو آوردین بیرون.

273
00:18:49,060 --> 00:18:49,880
‫آره.

274
00:18:49,880 --> 00:18:51,600
‫نیرو کم آوردیم.

275
00:18:52,270 --> 00:18:55,270
‫که یعنی واسه من کاری دارین؟

276
00:18:57,020 --> 00:18:59,420
‫دکتر مارکو رو یادت هست؟

277
00:18:59,420 --> 00:19:02,590
‫دانشمندی که کمک کرد سنگ کیمیا رو بسازین، درسته؟

278
00:19:02,590 --> 00:19:04,020
‫خوب یادمه.

279
00:19:04,590 --> 00:19:06,580
‫اون احتمالاً...

280
00:19:07,040 --> 00:19:08,200
‫فرار کرده....

281
00:19:08,420 --> 00:19:09,260
‫احتمالاً"؟"

282
00:19:09,840 --> 00:19:11,830
‫هنوز کاملاً روشن نیست.

283
00:19:12,700 --> 00:19:16,250
‫یکی از کیمراهای نگهبان هم گم شده.

284
00:19:17,050 --> 00:19:20,530
‫مارکو کیمیاگریه که تو تبدیل اعضای بدن تخصص داره.

285
00:19:20,530 --> 00:19:22,180
‫جسد میتونسته یک جایگزین باشه.

286
00:19:23,290 --> 00:19:25,100
‫،و چیزی که اوضاع رو بدتر میکنه

287
00:19:25,610 --> 00:19:29,650
‫این احتماله که با اسکار فرار کرده باشه، یک ایشبالی.

288
00:19:31,850 --> 00:19:33,120
‫نظرت چیه...

289
00:19:33,120 --> 00:19:37,230
‫به عنوان کسی که دستور ازبین بردن ایشبال رو داشته، کیمیاگر سرخ؟...

290
00:19:37,590 --> 00:19:39,190
‫بذار ببینم...

291
00:19:39,930 --> 00:19:44,490
‫،اگه قضیه مربوط به یک ایشبالی باشه که یادم رفته بکشمش
‫نمیتونم از این موضوع راحت بگذرم.

292
00:19:46,010 --> 00:19:48,090
‫میتونی اسکار رو به محض اینکه دیدی بکشیش.

293
00:19:48,650 --> 00:19:50,660
‫اما مارکو رو زنده برگردون.

294
00:19:51,650 --> 00:19:54,040
‫من رو از زندان آوردی بیرون واسه همچین چیزی؟

295
00:19:55,300 --> 00:20:00,800
‫وقتیکه مارکو رو گرفتیم، میخوایم یک شهر رو کامل
‫با خاک یکسان کنیم تا حالیش کنیم با کی طرفه.

296
00:20:01,340 --> 00:20:03,090
‫کار با صفایی نیست؟

297
00:20:04,020 --> 00:20:06,350
‫تو موجود خیلی بدجنسی هستی، قبول داری؟

298
00:20:10,300 --> 00:20:12,470
‫بالاخره میتونم بعد از این همه مدت دوباره ازش استفاده کنم.

299
00:20:12,470 --> 00:20:15,770
‫واسه ازبین بردن یک شهر کامل ممکنه اون تنها کافی نباشه.

300
00:20:18,410 --> 00:20:19,800
‫به به...

301
00:20:19,800 --> 00:20:22,370
‫این رو هم از ایشبالی ها درست کردین؟

302
00:20:22,370 --> 00:20:26,830
‫از افرادی درست شده که زیر نظر دکتر مارکو روی سنگ تحقیق میکردن.

303
00:20:28,280 --> 00:20:30,090
‫تو واقعاً بدجنسی.

304
00:20:36,680 --> 00:20:38,920
‫چرا من رو فراری دادی؟

305
00:20:39,370 --> 00:20:40,460
‫من...

306
00:20:40,800 --> 00:20:43,800
‫هنوز سؤالهایی هست که باید ازت بپرسم.

307
00:20:44,510 --> 00:20:47,720
‫راجع به کیمیاگری به اسم کیمبلی، و...

308
00:20:48,800 --> 00:20:53,230
‫قسمتهایی از اسناد پژوهشی که برادرم واسم گذاشته رو نفهمیدم....

309
00:20:53,720 --> 00:20:55,020
‫اسناد پژوهشی؟

310
00:20:55,600 --> 00:21:00,460
‫"یک چیزی تو کیمیاگری این کشورعجیبه"
‫کلمات آخری بود که قبل از مرگش بهم گفت.

311
00:21:00,460 --> 00:21:02,530
‫باید راجع بهش چیزی تو اسناد نوشته شده باشه.

312
00:21:03,310 --> 00:21:05,710
‫تو یک کیمیاگر ماهری.

313
00:21:06,150 --> 00:21:07,450
‫تو میتونی ازش سردربیاری، مگه نه؟

314
00:21:08,020 --> 00:21:11,790
‫یک چیز عجیب تو کیمیاگری این کشور؟

315
00:21:12,320 --> 00:21:16,000
‫آقا، دختر کوچولوئه برگشت.

316
00:21:17,600 --> 00:21:19,420
‫آقای اسکار، شما صحیح و سالمین!

317
00:21:20,140 --> 00:21:23,050
‫هان؟ یک دوست دیگه هم داریم؟

318
00:21:23,050 --> 00:21:24,670
‫اون یک دوست نیست.

319
00:21:24,670 --> 00:21:26,180
‫اسمش مارکوئه.

320
00:21:26,180 --> 00:21:30,260
‫اون شخصیه که یک سنگ کیمیا درست کرده و تو براندازی ایشبال کمک کرده.

321
00:21:30,660 --> 00:21:33,220
‫یک سنگ کیمیا! برای زندگی جاودان؟!

322
00:21:34,200 --> 00:21:37,500
‫آقای مارکو، شما میدونین چطور میشه سنگ رو درست کرد؟!

323
00:21:37,500 --> 00:21:40,370
‫چطوری؟! خواهش میکنم بهم بگین!

324
00:21:40,370 --> 00:21:42,430
‫خوب اون...

325
00:21:42,830 --> 00:21:43,650
‫کافیه.

326
00:21:44,560 --> 00:21:46,740
‫تو نباید دنبال همچین چیزی باشی.

327
00:22:00,460 --> 00:22:02,550
‫فقط چهره اش رو از بین بردم.

328
00:22:03,380 --> 00:22:05,250
‫لطفاً جلوی خون ریزیش رو بگیر.

329
00:22:06,460 --> 00:22:07,470
‫چشم!

330
00:22:07,830 --> 00:22:12,100
‫بهتره که صورتش ازبین بره تا بقیه نتونن بشناسنش.

331
00:22:09,710 --> 00:22:12,100
‫حالتون خوبه آقای مارکو؟

332
00:22:12,800 --> 00:22:14,000
‫حرکت میکنیم.

333
00:22:14,400 --> 00:22:15,980
‫ها؟ به کجا؟

334
00:22:16,840 --> 00:22:20,460
‫جائیکه اسناد کیمیاگری برادرم رو قایم کردم.

335
00:22:22,490 --> 00:22:23,510
‫شمال.

336
00:22:25,450 --> 00:22:29,950
‫forums.animparadise.com
‫maloose

337
00:23:59,410 --> 00:24:03,360
‫کسی که تمام این مدت پنهان بوده است با یک لبخند خودش رو نشان میدهد.

338
00:24:03,850 --> 00:24:08,470
‫به این ترتیب، تهدید جدیدی این کلاف پیچیده سنترال رو به خطر می اندازد.

339
00:24:10,090 --> 00:24:14,180
‫:قسمت بعدی، کیمیاگر تمام فلزی

340
00:24:14,490 --> 00:24:18,560
‫قسمت ۳۲، پسر فرمانده پیشوا.

341
00:24:19,840 --> 00:24:23,230
‫بهتر نیست که چیزی ندونیم؟

342
00:24:23,230 --> 00:24:24,300
‫یا شاید...

