‫﻿۱
00:00:04,690 --> 00:00:05,850
‫دوناتوس

2
00:00:05,850 --> 00:00:07,310
‫پوزول

3
00:00:07,310 --> 00:00:08,800
‫لاین مایل

4
00:00:08,800 --> 00:00:09,860
‫جانی

5
00:00:09,860 --> 00:00:10,910
‫کولان

6
00:00:11,290 --> 00:00:12,190
‫تونی

7
00:00:12,640 --> 00:00:13,620
‫ویلارد

8
00:00:13,610 --> 00:00:15,130
‫ریپلی

9
00:00:15,130 --> 00:00:16,340
‫متچتید

10
00:00:16,710 --> 00:00:17,430
‫می یو

11
00:00:17,870 --> 00:00:21,860
‫متاسفم...باید ازتون استفاده کنم

12
00:00:44,930 --> 00:00:46,640
‫چرا نوازشون نمیکنی؟

13
00:00:47,130 --> 00:00:48,520
‫بچه های تو هستن، مگه نه؟

14
00:00:49,140 --> 00:00:51,150
‫نمیخوام که هیولایی مثل من بشن

15
00:00:51,150 --> 00:00:56,930
‫واقعا که، اگه چیزی مثل سرماخوردگی بود و گرفتنی من خیلی وقت پیش میگرفتم

16
00:00:59,540 --> 00:01:03,540
‫از وقتی این بدن رو بدست آوردم یه عالمه مرگ رو دیدم

17
00:01:03,960 --> 00:01:11,170
‫اما تونستم غم رو با گفتن اینکه مرگ فقط نقطه ی کوچک از یک نقشه ی بزرگتر هست متوقف کنم

18
00:01:11,720 --> 00:01:18,470
‫موقعی که چیزی زیبا یا شگفت آور رو میبینم، این بدن رو میتونم قبول کنم که بهم وقت داده اینها همه رو ببینم...

19
00:01:18,890 --> 00:01:21,430
‫برای من همیشه اینطوری بوده

20
00:01:21,970 --> 00:01:26,190
‫تریشیا، تا زمانی که تو  و بچه ها رو دیدم

21
00:01:27,440 --> 00:01:34,690
‫هیچوقت سنم زیاد نمیشه، اما بچه هام رو میبینم که مثل درخت بزرگ میشن....

22
00:01:35,520 --> 00:01:37,700
‫ناگهان وحشت کردم

23
00:01:38,210 --> 00:01:41,740
‫یادم آورد که واقعا یه هیولا هستم

24
00:01:46,650 --> 00:01:47,650
‫عزیزم

25
00:01:47,650 --> 00:01:49,210
‫عزیزم، یه دقیقه بیا اینجا

26
00:01:50,120 --> 00:01:51,140
‫چیه؟

27
00:01:54,210 --> 00:01:56,130
‫روز خوش قربان

28
00:01:56,760 --> 00:01:58,260
‫یه عکاس؟

29
00:01:58,260 --> 00:02:00,090
‫سعی کن خوب به نظر بیای

30
00:02:00,930 --> 00:02:03,100
‫هیچوقت قبلا یه عکس خانوادگی نگرفتیم، درسته؟

31
00:02:03,100 --> 00:02:04,950
‫اما این خیلی ناگهانیه...

32
00:02:13,740 --> 00:02:15,610
‫اد رو نگه دار

33
00:02:16,400 --> 00:02:17,480
‫باشه...

34
00:02:19,820 --> 00:02:21,310
‫حالا آماده ایم

35
00:02:21,310 --> 00:02:22,410
‫لطفا عکس رو بگیرید

36
00:02:22,410 --> 00:02:24,410
‫اینطوری خوشم نمیاد....

37
00:02:28,330 --> 00:02:30,420
‫لطفا اینجا رو نگاه کنید

38
00:02:31,020 --> 00:02:32,540
‫تکون نخورید، باشه؟

39
00:02:33,040 --> 00:02:38,180
‫میدونی...یه روز تبدیل به پیرزنی چروک میشم که شبیه هیولا میمونه

40
00:02:38,930 --> 00:02:45,080
‫اما مهم نیست که چطوری میشم، همیشه خوشحالم که یه عکس با خانواده ام گرفتم که همه توش خندان هستن

41
00:02:45,850 --> 00:02:48,200
‫پس لطفا...با خانواده ات بمون

42
00:02:48,870 --> 00:02:52,310
‫خودت رو از ما جدا نکن و ترکمون نکن

43
00:02:53,710 --> 00:02:57,690
‫با گفتن اینکه هیولایی به خودت صدمه نزن

44
00:02:59,190 --> 00:03:00,950
‫خوب، بگید سیــــــــــب

45
00:03:03,440 --> 00:03:06,200
‫بخند عزیزم

46
00:03:19,220 --> 00:03:23,370
‫میخواستم این بدن رو قبول کنم و به زندگی کردن ادامه بدم

47
00:03:23,840 --> 00:03:26,350
‫اما نظرم رو عوض کردم

48
00:03:29,310 --> 00:03:35,450
‫میخواستم پیر بشم و همراه تریشیا و بچه ها بمیرم

49
00:03:40,420 --> 00:03:42,050
‫اون حرومزاده...

50
00:03:48,950 --> 00:03:51,010
‫این باید کار کنه...

51
00:03:55,670 --> 00:03:57,610
‫اون بالا چکار میکنی؟

52
00:03:58,840 --> 00:04:00,440
‫تاب  رو درست میکردم

53
00:04:00,940 --> 00:04:02,510
‫به این چیزها عادت نداری، درسته؟

54
00:04:03,300 --> 00:04:07,550
‫نتونستم براشون هیچ کاری بکنم، برای همین میخواستم اقلا اینکارو بکنم

55
00:04:10,110 --> 00:04:12,810
‫تریشیا، دارم میرم

56
00:04:12,810 --> 00:04:14,350
‫لطفا منتظرم باش

57
00:04:17,600 --> 00:04:18,320
‫باشه

58
00:04:21,520 --> 00:04:24,820
‫درباره ی بدنم به بچه ها چیزی نگو

59
00:04:25,360 --> 00:04:26,000
‫باشه

60
00:04:26,480 --> 00:04:27,950
‫نمیخای ازشون خداحافظی کنی؟

61
00:04:30,030 --> 00:04:32,090
‫اگه صورتشون رو ببینم، حتما...

62
00:04:32,490 --> 00:04:35,170
‫کله پوک، گریه کردن عیب نداره

63
00:04:43,370 --> 00:04:46,970
‫هی، شما دو تا چرا انقدر زود بلند شدید؟

64
00:04:46,970 --> 00:04:49,770
‫آل گفت میخوا بره پی پی...

65
00:04:49,770 --> 00:04:52,930
‫پس تو مراقب آل هستی

66
00:04:53,440 --> 00:04:54,900
‫ممنون اد

67
00:05:31,550 --> 00:05:33,010
‫فقط کمی بیشتر

68
00:07:09,240 --> 00:07:10,030
‫چیزی پیدا کردین؟

69
00:07:10,470 --> 00:07:12,990
‫نه، هنوز نتونستم وصل بشم

70
00:07:13,450 --> 00:07:16,930
‫خوب نیست...نمیتونیم با پایگاه تماس بگیریم

71
00:07:17,430 --> 00:07:19,450
‫حالا چکار کنیم؟ ادامه بدیم؟

72
00:07:20,650 --> 00:07:23,830
‫باید یه راه خروجی باشه که خاکها رو از اونجا بندازن بیرون

73
00:07:24,370 --> 00:07:25,990
‫بیا برای یه کم دیگه جلو بریم

74
00:07:26,450 --> 00:07:27,950
‫اسمیت، تو برگرد به پایگاه اطلاع بده

75
00:07:27,950 --> 00:07:28,590
‫بله قربان

76
00:07:32,640 --> 00:07:33,860
‫چی شده؟

77
00:07:39,150 --> 00:07:39,980
‫پخش بشید

78
00:08:17,220 --> 00:08:20,970
‫به ارتش جاویدان علاقه ای داری؟

79
00:08:20,970 --> 00:08:22,640
‫گیر افتاد

80
00:08:23,200 --> 00:08:25,520
‫نه مرگی، نه زوالی...

81
00:08:25,900 --> 00:08:28,010
‫علاقه ای نداری؟

82
00:08:29,920 --> 00:08:31,940
‫میخوام که تیکه تیکه اش کنم

83
00:08:33,070 --> 00:08:37,070
‫فکرش خیلی غیر واقعی هست، برای همین نمیدونم چطور جواب یدم

84
00:08:37,940 --> 00:08:41,590
‫فقط دو تا جواب وجود داره، یا اینکه خوشت میاد و یا نه

85
00:08:44,280 --> 00:08:45,760
‫خیلی کنجکاوم

86
00:08:46,120 --> 00:08:53,480
‫پس موقعی که وقتش برسه نه فقط من بلکه شوهرم هم میتونه ازش سود ببره؟

87
00:08:54,090 --> 00:08:55,590
‫موقعی که روزش بیاد، بله

88
00:08:56,130 --> 00:08:59,220
‫پس نمیتونه اونقدر تضمینش کنه...

89
00:09:00,030 --> 00:09:05,780
‫اگه پیشنادشون رو قبول کنم، مجبورم میکنن که در بریگز به حموم خون راه بندازم

90
00:09:06,350 --> 00:09:11,730
‫و اگه قبول نکنم، یه نفر دیگه رو برای پایگاه قرار میدن و من هم یا تنزل رتبه پیدا میکنم و یا اینکه به جای دیگه ای منتقل میشم

91
00:09:12,540 --> 00:09:15,750
‫نمیدونم بهترین انتخابم چی هست...

92
00:09:20,570 --> 00:09:21,240
‫ببخشید

93
00:09:22,960 --> 00:09:23,800
‫چیه؟

94
00:09:23,800 --> 00:09:25,010
‫میبخشید که مزاحمتون شدم خانم

95
00:09:25,010 --> 00:09:26,500
‫- گروه پیشروی که رفتن تو تونل

96
00:09:27,910 --> 00:09:30,110
‫تونل زیر زمینی چی شده؟

97
00:09:30,410 --> 00:09:31,920
‫عیب نداره، بگو

98
00:09:31,920 --> 00:09:32,380
‫فهمیدم

99
00:09:32,990 --> 00:09:35,080
‫یه اتفاقی براشون افتاده

100
00:09:35,390 --> 00:09:37,230
‫فهمیدم، الان میام اونجا

101
00:09:37,230 --> 00:09:38,390
‫من هم میام

102
00:09:38,390 --> 00:09:40,120
‫بسیار خوب، حرکت میکنیم

103
00:09:41,100 --> 00:09:42,300
‫وایسا

104
00:09:46,850 --> 00:09:48,810
‫باید دست و پامون بسته باشه، درسته؟

105
00:09:55,350 --> 00:09:56,710
‫بوکانیر، چه خبره؟

106
00:09:57,830 --> 00:10:01,920
‫الان دارم برادران الریک رو از سلول شرقی به سلول غربی انتقال میدم، قربان

107
00:10:02,290 --> 00:10:03,790
‫اگه عیب نداره میتونم بپرسم ایشون کی هستن؟

108
00:10:03,790 --> 00:10:06,170
‫زولف.ج. کیمبلی

109
00:10:06,170 --> 00:10:08,040
‫ایشون مهمان ستوان ریون هستن

110
00:10:08,040 --> 00:10:11,960
‫کیمبلی...پس اون کیمیاگر خونین هست

111
00:10:12,530 --> 00:10:16,800
‫برادران الریک...پس تو باید کیمیاگر تمام فلزی باشی

112
00:10:17,370 --> 00:10:20,430
‫حالا فهمیدم برای چی به این اسم صدات میکنن

113
00:10:21,320 --> 00:10:22,970
‫اوه...توئی

114
00:10:22,970 --> 00:10:25,930
‫خیلی وقته میگذره کسی همچین اشتباهی  نکرده بود

115
00:10:26,640 --> 00:10:29,940
‫از ملاقاتت خوشبختم کیمیاگر تمام فلزی

116
00:10:31,260 --> 00:10:32,020
‫بهمچنین

117
00:10:37,150 --> 00:10:38,020
‫ژنرال

118
00:10:38,020 --> 00:10:39,110
‫چی شده؟

119
00:10:39,590 --> 00:10:42,930
‫با گروهی که برای تحقیق در مورد تونل رفته بودن تماسمون قطع شده

120
00:10:43,260 --> 00:10:48,350
‫و خیلی زود بعد از اون اسب اسمیت با دستی که گمان میشه برای اونه برگشت

121
00:10:48,730 --> 00:10:49,880
‫فقط دستش؟

122
00:10:50,400 --> 00:10:51,080
‫بدنش چی؟

123
00:10:51,470 --> 00:10:52,760
‫نیست خانم

124
00:10:53,220 --> 00:10:57,140
‫اون اسبی که هم  سوارش بوده رم کرده و نمیشه سوارش شد

125
00:10:58,440 --> 00:11:00,220
‫- هنشل، سریه یه گروه نجات

126
00:11:00,220 --> 00:11:03,200
‫این خوب نیست، ژنرال ارمسترانگ

127
00:11:04,150 --> 00:11:06,100
‫اون سوراخ خیلی خطرناکه

128
00:11:07,100 --> 00:11:10,350
‫با اون اسلحه ی زیستی که دربارش حرف میزدید چکار کردید؟

129
00:11:14,590 --> 00:11:17,230
‫ژنرال، اون رو بزارید در تونل و در سوراخ رو ببندید

130
00:11:17,230 --> 00:11:18,630
‫- اما افرادمون هنوز

131
00:11:17,870 --> 00:11:19,980
‫دارم با ژنرال صحبت میکنم

132
00:11:21,450 --> 00:11:23,210
‫قانون اینجا اجرا نمیشه؟

133
00:11:23,210 --> 00:11:27,960
‫از دستورهای شخص در قدرت پیروی کنید

134
00:11:37,610 --> 00:11:39,510
‫من از مرکز هستم

135
00:11:39,810 --> 00:11:42,590
‫همه چیز رو از پیشوا شنیدم

136
00:11:42,590 --> 00:11:43,960
‫از ملاقاتتون خوشبختم

137
00:11:43,960 --> 00:11:46,720
‫مثل اینکه دهنتون رو بسته نگه داشتید

138
00:11:46,720 --> 00:11:48,290
‫به هر حال قول داده بودیم

139
00:11:48,680 --> 00:11:50,390
‫مثل اینکه خوشحال نیستی

140
00:11:50,390 --> 00:11:54,750
‫بعد از اینکه ملت رو گروگان نگه میدارید میخواید براتون برقصم؟

141
00:11:54,750 --> 00:11:58,400
‫کی میتونیم از اینجا بریم بیرون؟

142
00:11:58,710 --> 00:12:03,320
‫قرار این بود تا زمانی که سر راه شما نباشیم به مسافرتمون بتونیم ادامه بدیم

143
00:12:03,730 --> 00:12:06,450
‫نگران نباشید، به زودی از اینجا میبرمتون بیرون

144
00:12:06,950 --> 00:12:11,350
‫اون سوراخ...قسمتی از نقشتون هست، آره؟

145
00:12:11,670 --> 00:12:12,960
‫اگه اونها بفهمن...

146
00:12:12,960 --> 00:12:15,040
‫لازم نیست نگران اون هم باشی

147
00:12:15,500 --> 00:12:21,590
‫ژنرال ارمسترانگ قبول کرده که هومونکلوس رو برگردونه تونل و سوراخ رو ببنده

148
00:12:22,720 --> 00:12:25,970
‫ژنرال هم به ما ملحق شده

149
00:12:30,210 --> 00:12:30,720
‫ژنرال

150
00:12:31,310 --> 00:12:33,660
‫نمیخوام بریم دنبال گروه گم شده؟

151
00:12:33,660 --> 00:12:34,900
‫ساکت هنشل

152
00:12:34,900 --> 00:12:37,860
‫اما شاید هنوز زنده باشن و کمک احتیاج داشته باشن

153
00:12:37,860 --> 00:12:39,280
‫گفتم ساکت

154
00:12:40,970 --> 00:12:42,150
‫خفه شو و اطاعت کن

155
00:12:45,500 --> 00:12:48,030
‫از دستورهای شخص در قدرت پیروی کنید" ها؟

156
00:12:48,630 --> 00:12:53,450
‫پس حتی دیوار شمالی بریگز رسوخ ناپذیر هم در برابر قدرت سر خم میکنه

157
00:12:53,780 --> 00:12:56,540
‫خوب، این راه دستیابی  خیلی عاقلانه ای هست

158
00:13:04,940 --> 00:13:07,590
‫پس اون..

159
00:13:12,310 --> 00:13:14,470
‫صبح بخیر اسلاث

160
00:13:14,470 --> 00:13:16,190
‫خوب خوابیدی؟

161
00:13:16,910 --> 00:13:18,150
‫تو کی هستی؟

162
00:13:18,150 --> 00:13:20,050
‫هنوز خوابم میاد..

163
00:13:20,050 --> 00:13:23,240
‫هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری

164
00:13:23,720 --> 00:13:25,740
‫پراید بهت نگفته؟

165
00:13:27,280 --> 00:13:28,740
‫پراید؟

166
00:13:30,260 --> 00:13:34,790
‫سخته...اما باید انجامش بدم....

167
00:13:38,280 --> 00:13:40,060
‫سخته..

168
00:13:40,790 --> 00:13:43,630
‫چرا باید بازم سختی بکشم؟

169
00:13:44,510 --> 00:13:46,900
‫سعی کنی یادت بیاد خیلی باعث زحمته....

170
00:13:52,690 --> 00:13:54,280
‫لازم نیست نگران باشی

171
00:13:54,280 --> 00:13:57,890
‫اون یه کیمرا هست که برای ارتش مرکز کار میکنه

172
00:13:58,650 --> 00:14:02,400
‫برای قویتر کردن این کشور کار میکنه

173
00:14:02,400 --> 00:14:05,800
‫اما با اینحال هنوز یه ماموریت سری هست

174
00:14:05,800 --> 00:14:10,270
‫حالا دوستان بریگزی من این سوراخ رو بپوشونید

175
00:14:10,270 --> 00:14:13,110
‫شما همه مثل من هستید و رازم رو باهاتون شریک شدم

176
00:14:25,940 --> 00:14:31,890
‫قسمتهای اساسی با ایشبالیان باستانی تعویض شده برای همین نمیتونم بخونمش

177
00:14:31,890 --> 00:14:33,740
‫فکر کنم نمیتونیم کاری بکنیم...

178
00:14:33,740 --> 00:14:36,320
‫اگه اسکار اینجا بود، شاید میتونستیم بفهمیم که چیه

179
00:14:36,660 --> 00:14:41,300
‫اگه اون یه راهب ایشبالیانی باشه، شانسی وجود داره که زبون باستانی رو بلد باشه

180
00:14:44,230 --> 00:14:47,510
‫یعنی برای آقای اسکار اتفاقی افتاده؟

181
00:14:49,460 --> 00:14:50,690
‫پیداش کردیم

182
00:14:50,690 --> 00:14:52,620
‫یه دختر کوچیک که یه گربه ی سیاه سفید همراهش هست

183
00:14:52,620 --> 00:14:54,310
‫خوب، بریم

184
00:15:05,500 --> 00:15:07,630
‫آقای اسکار و یوکی

185
00:15:08,160 --> 00:15:09,510
‫اسناد پژوهشی رو پیدا کردید؟

186
00:15:10,400 --> 00:15:11,890
‫آره، پیدا کردیم

187
00:15:12,540 --> 00:15:13,520
‫بیاید بریم یه جای دیگه

188
00:15:13,880 --> 00:15:15,860
‫سربازهای بریگز اینجا رو پیدا کردن

189
00:15:16,200 --> 00:15:17,020
‫عجله کنید

190
00:15:23,400 --> 00:15:24,880
‫این خوبه

191
00:15:25,460 --> 00:15:31,150
‫ما منتخب ها، بدنی شبیه خدا بدست میارم و این دنیا رو اداره میکنیم

192
00:15:31,970 --> 00:15:33,790
‫اسمش اسمیت بود؟

193
00:15:34,320 --> 00:15:36,660
‫کاری نمیشه در مورد گروه پیشرو کرد

194
00:15:37,270 --> 00:15:41,330
‫پس ضعفا برای نجات منتخب ها قربانی میشن؟

195
00:15:41,330 --> 00:15:44,230
‫درسته، نجات بهترین ها

196
00:15:44,230 --> 00:15:49,470
‫ضعفا میشن شالوده ی کشور،  و قوی های موفق در بالای اونها قرار میگیرن

197
00:15:50,380 --> 00:15:51,880
‫پس ایشبال هم...

198
00:15:51,880 --> 00:15:53,160
‫درسته

199
00:15:53,160 --> 00:15:54,670
‫ایشبال هم قسمتی از نقشه ی ما بود

200
00:15:54,990 --> 00:15:58,390
‫اون آدمهای ضعیف سرنوشتشون نابودی بود

201
00:16:01,770 --> 00:16:03,030
‫که اینطور

202
00:16:03,030 --> 00:16:05,050
‫لطفا اون رو بسپارید به من

203
00:16:05,760 --> 00:16:06,540
‫بله قربان

204
00:16:09,780 --> 00:16:11,410
‫میبخشی که معطل شدی

205
00:16:13,650 --> 00:16:16,590
‫واقعا خیلی تلفن کردی، مگه نه؟

206
00:16:17,160 --> 00:16:19,630
‫سرتیپ ریون کجاست؟

207
00:16:19,630 --> 00:16:21,260
‫یه چیزی هست که باید بهش بگم

208
00:16:25,040 --> 00:16:30,990
‫تو در حال مرگ بودی ، اما یه جوری تونستی همون رو بهبود پیدا کنی

209
00:16:31,520 --> 00:16:33,190
‫از چه جادویی استفاده کردی؟

210
00:16:33,170 --> 00:16:35,930
‫زیاد خودت رو نگران نکن

211
00:16:35,930 --> 00:16:40,680
‫بعلاوه، برای کشتن یه افسر زندانی شده بودی، چطور تونستی بیای بیرون؟

212
00:16:40,680 --> 00:16:44,320
‫بهت که گفتم، زیاد در موردش فکر نکن

213
00:16:46,150 --> 00:16:47,940
‫این نقشه از چه موقع داره اجرا میشه؟

214
00:16:47,940 --> 00:16:51,140
‫شنیدم از موقعی که این کشور به وجود اومده

215
00:16:51,140 --> 00:16:54,880
‫و بالاخره در دوره ی من تموم شده

216
00:16:55,380 --> 00:16:58,950
‫از همکاریتون متشکرم ژنرال آرمسترانگ

217
00:16:58,950 --> 00:17:02,930
‫با افراد درجه بالا گفتگو میکنم و یه صندلی براتون آماده میکنم

218
00:17:04,470 --> 00:17:05,290
‫لازم نیست

219
00:17:05,290 --> 00:17:06,460
‫چی؟

220
00:17:11,460 --> 00:17:15,340
‫اون دست راست اسمیت بود و یا چپش؟

221
00:17:15,340 --> 00:17:17,470
‫داری چکار...

222
00:17:17,470 --> 00:17:21,810
‫پیر شدن واقعا ترسناکه، درسته سر تیپ ریون؟

223
00:17:22,260 --> 00:17:27,850
‫مطمئنم جوون بودی و سربازی با وقار بودی که این کشور رو از ته قلبت دوست داشتی

224
00:17:27,850 --> 00:17:29,790
‫-تو

225
00:17:29,790 --> 00:17:32,900
‫تو شانس این رو داری که یه برگزیده باشی

226
00:17:32,900 --> 00:17:34,310
‫بهت قول یه صندلی رو میدم...

227
00:17:34,310 --> 00:17:35,990
‫یه صندلی دیگه لازم نیست

228
00:17:36,580 --> 00:17:41,490
‫صندلی رو میگیرم که توی کون گشاد روش مینشستی

229
00:17:42,490 --> 00:17:44,910
‫پیر مرد بی خاصیت

230
00:17:52,090 --> 00:17:57,090
‫جاودانگی...جلوی چشمات هست

231
00:17:57,580 --> 00:18:03,600
‫سرتیپ ریون، میتونی اونجا دراز بکشی  و شالوده ی این پایگاه بشی

232
00:18:03,600 --> 00:18:07,820
‫میخوام که جاودان بشم..

233
00:18:09,380 --> 00:18:12,250
‫بوکانیر، با مایلز تماس بگیر

234
00:18:12,250 --> 00:18:13,000
‫بله خانم

235
00:18:13,540 --> 00:18:15,310
‫بقیه، به کارتون ادامه بدید مثل اینکه اتفاقی نیفتاده

236
00:18:15,310 --> 00:18:16,320
‫ژنرال

237
00:18:16,320 --> 00:18:16,970
‫ممنون

238
00:18:18,450 --> 00:18:20,820
‫سیمان رو صاف کنید، فهمیدید؟

239
00:18:20,820 --> 00:18:21,820
‫بله قربان

240
00:18:23,470 --> 00:18:26,360
‫خیلی سمجی

241
00:18:26,360 --> 00:18:31,740
‫به خاطر اینکه یه کیمیاگر ایالتی هستم که در ایشبال خدمت کردم؟

242
00:18:32,200 --> 00:18:35,400
‫برای خوشحالی تو میتونم چکار کنم؟

243
00:18:35,400 --> 00:18:39,070
‫میخوای بدونی که هم نیاهات چه جور مرگی رو تجربه کردن؟

244
00:18:39,070 --> 00:18:40,340
‫خفه شو کیمبلی

245
00:18:41,150 --> 00:18:42,470
‫نمیخوای بدونی؟

246
00:18:42,470 --> 00:18:44,470
‫بهم گفتم خفه شو

247
00:18:45,210 --> 00:18:47,340
‫میتونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم ستوان؟

248
00:18:51,180 --> 00:18:53,360
‫از طرف ژنرال آرمسترانگ پیغامی دارم

249
00:18:54,430 --> 00:18:58,270
‫گفت"ماموریت کامل شد، لازم نیست که دیگه بیشتر از این الافش کنی

250
00:18:58,270 --> 00:18:59,490
‫باشه

251
00:19:00,230 --> 00:19:01,580
‫عالی شد

252
00:19:01,580 --> 00:19:04,160
‫بالاخره میتونم از دست این عوضی خاص یشم

253
00:19:04,160 --> 00:19:06,870
‫با اینکه نقش بازی میکردم، خسته کننده بود

254
00:19:08,410 --> 00:19:09,250
‫کیمبلی

255
00:19:10,460 --> 00:19:13,040
‫مثل اینکه سرتیپ ریون گم شده

256
00:19:13,450 --> 00:19:15,630
‫ممکنه بدونی که اون کجا ممکنه رفته باشه؟

257
00:19:16,390 --> 00:19:17,850
‫گم شده؟

258
00:19:17,850 --> 00:19:19,580
‫خوب نیست

259
00:19:19,580 --> 00:19:23,640
‫پایگاه برای آدمها امن نیست که همینطور برای خودشون بچرخن

260
00:19:24,160 --> 00:19:25,760
‫- اگه اتفاقی برای ریون

261
00:19:25,760 --> 00:19:27,770
‫برای من که خوبه

262
00:19:27,770 --> 00:19:37,730
‫از پیشوا دستور دارم اگه اتفاقی برای سرتیپ ریون افتاد مستقل عمل کنم

263
00:19:38,180 --> 00:19:42,610
‫ستوان مایلز، میتونی من رو به پایه ی کوهستان ببری؟

264
00:19:43,610 --> 00:19:45,020
‫میفهمی؟

265
00:19:45,620 --> 00:19:51,040
‫دستورهای من الان به مهمی خود پیشوا هست

266
00:19:54,830 --> 00:19:56,400
‫ژنرال، لطفا صبر کنید

267
00:19:56,400 --> 00:19:59,990
‫قبل از اینکه سوراخ رو ببندید لطفا یه گروه نجات برای اسمت و بقیه بفرستید...

268
00:20:02,320 --> 00:20:06,890
‫کیمیاگر تمام فلزی برای همچین موقعیتی یه راه مخفی ساخته

269
00:20:10,640 --> 00:20:12,310
‫کشتش؟

270
00:20:12,310 --> 00:20:13,770
‫سرتیپ ریون؟

271
00:20:13,770 --> 00:20:16,200
‫خوب، این تمام چیزی بود که باید میگفتم

272
00:20:16,900 --> 00:20:18,020
‫هی صبر کن

273
00:20:18,020 --> 00:20:20,530
‫کی میزارید که ما از اینجا بریم بیرون؟

274
00:20:20,530 --> 00:20:23,530
‫معلوم نیست، از ژنرال بپرس

275
00:20:23,530 --> 00:20:25,360
‫لعنتی...

276
00:20:25,360 --> 00:20:27,620
‫داداش، با بی تابی کردن چیزی گیرمون نمیاد

277
00:20:28,000 --> 00:20:30,050
‫الان مهم اینه که استراحت کنی...

278
00:20:30,050 --> 00:20:34,550
‫نمیتونم آروم باشم وقتی که یه عالمه اتفاق داره میفته

279
00:20:39,170 --> 00:20:41,020
‫هی، چطوریایی؟

280
00:20:41,020 --> 00:20:44,370
‫اومدم با کیمیاگر تمام فلزی صحبت کنم

281
00:20:46,150 --> 00:20:49,750
‫مثل اینکه اینجا زیاد محبوب نیستم

282
00:20:50,100 --> 00:20:53,310
‫امروز بری شما دو تا یه مهمون آوردم

283
00:20:53,310 --> 00:20:54,640
‫مهمون؟

284
00:20:59,550 --> 00:21:01,070
‫احمق

285
00:21:01,070 --> 00:21:02,320
‫برای چی اومدی اینجا؟

286
00:21:03,120 --> 00:21:04,510
‫چرا؟

287
00:21:04,820 --> 00:21:07,490
‫مغلومه، برای تغییر دادن اتویمل تو به موقعیت جوی اینجا

288
00:21:07,490 --> 00:21:09,760
‫برای چی حالا تو زندان هستید؟

289
00:21:09,760 --> 00:21:11,330
‫هیچ کس از تو نخواست بیای اینجا

290
00:21:11,330 --> 00:21:12,980
‫مشلکت چیه؟

291
00:21:12,980 --> 00:21:14,750
‫خیلی نگران شما دو تا بودم

292
00:21:14,750 --> 00:21:17,590
‫اگه ارتشی ها بهم نمیگفتن روحم هم خبر نداشت

293
00:21:16,330 --> 00:21:17,590
‫ارتشی ها؟

294
00:21:18,550 --> 00:21:20,590
‫شما دو تا ، آروم باشید

295
00:21:20,970 --> 00:21:25,130
‫پیشوا وقتی وضعیت رو فهمید خیلی نگران شد

296
00:21:26,000 --> 00:21:33,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

297
00:22:59,540 --> 00:23:00,850
‫کیمبلی؟

298
00:23:00,850 --> 00:23:02,070
‫اره

299
00:23:02,070 --> 00:23:05,550
‫از یکی از دوستهام که در پایین بریگز پرستار هست شنیدم

300
00:23:05,990 --> 00:23:07,740
‫به خاطر زخمهای بدی اونجا بستری شده

301
00:23:07,740 --> 00:23:12,190
‫اما موقعی که سرتیپ ریون یه ملاقاتش اومده سریع خوب شده، و سریع مرخص شده

302
00:23:13,370 --> 00:23:15,280
‫ریون و کیمبلی...

303
00:23:15,280 --> 00:23:17,510
‫این تمام اطلاعاتی هست که امروز دارم

304
00:23:19,060 --> 00:23:20,060
‫ممنون

305
00:23:20,500 --> 00:23:22,420
‫موقعی که احتیاج داشتم، بازم مزاحم میشم

306
00:23:23,230 --> 00:23:25,000
‫بازم بیا سر بزن، باشه؟

307
00:23:28,670 --> 00:23:30,560
‫تو رو قبول نکرد،ها؟

308
00:23:31,800 --> 00:23:34,240
‫چرا یه چند شاخه گل نمیخری و بری دنبالش؟

309
00:23:34,850 --> 00:23:36,650
‫میدونم کی تسلیم بشم

310
00:23:36,980 --> 00:23:38,130
‫ممنون، لازم نیست

311
00:23:38,520 --> 00:23:41,480
‫زنهایی هستن که جواب رد بهت میدن، اما زنهایی هم هستن که دنبال شریک میگردن

312
00:23:42,540 --> 00:23:45,900
‫یه پیغام از ژنرال اولیویر میرا آرمسترانگ دارم

313
00:23:46,540 --> 00:23:48,500
‫کلنل روی موستانگ

314
00:23:51,530 --> 00:23:54,140
‫تمام اون گلها رو خریدارم

315
00:00:38,220 --> 00:00:41,140
‫سیزده سال قبل

316
00:15:17,470 --> 00:15:19,390
‫یه چند روز بعد

317
00:15:19,390 --> 00:15:21,390


