‫﻿۱
00:01:38,350 --> 00:01:39,870
‫اونها کی هستن؟

2
00:01:39,870 --> 00:01:46,630
‫افراد کیمبلی هستن، از طرف مرکز اومدن که محافظهای اون دختر راکبل باشن

3
00:01:47,800 --> 00:01:51,250
‫کیمبلی، میخوای تو بریگز چه غلطی بکنی؟

4
00:01:56,120 --> 00:01:58,840
‫اگه میخواستی بیای شمال باید بهم میگفتی

5
00:01:58,840 --> 00:02:01,930
‫وقتش رو نداشتم، عجله داشتم

6
00:02:01,930 --> 00:02:05,140
‫شماها همیشه عجله دارین

7
00:02:05,140 --> 00:02:07,690
‫چرا زندانی شده بودی؟

8
00:02:07,690 --> 00:02:09,440
‫فقط یه سوء تفاهم بود

9
00:02:10,000 --> 00:02:11,760
‫به زودی ازاد میشن

10
00:02:12,280 --> 00:02:14,730
‫بعدا کاغذ بازیهاش رو انجام میدم

11
00:02:15,360 --> 00:02:17,190
‫ممنون اقای کیمبلی

12
00:02:17,190 --> 00:02:19,660
‫به جای من لطفا مواظب ایت کله خرها باشید

13
00:02:20,250 --> 00:02:21,370
‫چشم

14
00:02:25,810 --> 00:02:29,300
‫خیلی به کیمبلی اعتماد نکن

15
00:02:29,300 --> 00:02:31,810
‫چرا؟ آدم خوبی هست

16
00:02:36,870 --> 00:02:38,510
‫خانم راکبل

17
00:02:38,510 --> 00:02:43,320
‫پدر و مادرت دکترهایی بودن که زندگیشون رو در ایشبال از دست دادن، درسته؟

18
00:02:44,800 --> 00:02:45,790
‫آره

19
00:02:45,790 --> 00:02:46,770
‫همونطور که فکر میکردم

20
00:02:47,930 --> 00:02:52,160
‫واحد من بود که بدنشون رو پیدا کرد

21
00:02:52,160 --> 00:02:57,540
‫دیر به محل رسیدیم، موقعی که اونجا رسیدیم دیگه کار از کار....

22
00:02:58,330 --> 00:02:59,530
‫که اینطور...

23
00:03:01,340 --> 00:03:06,020
‫اونها اخلاقیات پزشکی شون رو انجام دادن و تا آخرین لحظه به اعتقاداتشون چسیبیده بودن

24
00:03:06,020 --> 00:03:07,960
‫از ته قلبم تحسینشون میکنم

25
00:03:08,970 --> 00:03:11,430
‫آرزو داشتم زمانی که هنوز زنده بودن میدیدمشون

26
00:03:16,000 --> 00:03:21,550
‫همراهشون عکی داشتن که توش یه دختر کوچولوی زیبا بود

27
00:03:22,160 --> 00:03:25,450
‫وجود تو باید اونها رو به سوی جلو حرکت میداده

28
00:03:28,970 --> 00:03:32,910
‫باعث خوشحالیه که با شما آشنا شدم، خانم وینری راکبل

29
00:03:35,240 --> 00:03:38,070
‫میدونی تو ایشبال چکار کرده؟

30
00:03:44,380 --> 00:03:49,190
‫فقط داستانهایی در مورد ایشبال از ستوان شنیدم

31
00:03:49,740 --> 00:03:52,500
‫از ستوان...

32
00:03:53,380 --> 00:03:57,380
‫تو عاشق وینری هستی، درسته؟

33
00:04:08,810 --> 00:04:10,010
‫آروم باش

34
00:04:10,010 --> 00:04:13,560
‫اد، در مورد چیز دیگه ای فکر کن

35
00:04:13,560 --> 00:04:16,510
‫هیدروژِن، هلیوم، لیتیوم، بریلیوم...

36
00:04:16,510 --> 00:04:18,990
‫کربن، نیتروژن، اکسیژن،سولفور........

37
00:04:17,230 --> 00:04:18,570
‫اد؟

38
00:04:18,990 --> 00:04:22,210
‫آلومینیوم، سیلیسیوم،فسفر،کروم،منگنز،آهن......

39
00:04:22,210 --> 00:04:23,560
‫کبالت، نیکل.....

40
00:04:24,630 --> 00:04:27,070
‫چرا من عاشق همیچن موجود عجیبی شدم؟

41
00:04:27,070 --> 00:04:29,250
‫چیزی گفتی؟

42
00:04:29,630 --> 00:04:31,700
‫هیچی

43
00:04:31,700 --> 00:04:33,250
‫آخخخ

44
00:04:33,640 --> 00:04:37,210
‫لعنتی، بهت گفتم قبل از اینکه عصب ها رو وصل کنی خبرم کن

45
00:04:37,210 --> 00:04:40,210
‫باشه، حالا نوبت پات هست

46
00:04:46,470 --> 00:04:48,100
‫خیلی سبکه

47
00:04:48,720 --> 00:04:51,050
‫اگه همینطوری سبکش بکنی مقاومتش کم نمیشه؟

48
00:04:51,050 --> 00:04:56,310
‫اگه بخوای مزیتش رو بگی، از قبل ضعیفتره اما نقاط اصلی تقویت شده

49
00:05:00,720 --> 00:05:03,190
‫تو چرا از سلول ات بیرونی؟

50
00:05:03,190 --> 00:05:04,770
‫نمیدونم

51
00:05:04,770 --> 00:05:07,980
‫فکر کنم میتونی بزاری به حساب توانایی های کیماگر ایالتی من

52
00:05:08,760 --> 00:05:11,310
‫بالاخره به نوع شمالی تغییر دادی؟

53
00:05:11,310 --> 00:05:12,700
‫مثل اینکه تو هم یه تغییراتی دادی

54
00:05:14,910 --> 00:05:17,620
‫این کاملا مناسب من هست

55
00:05:19,540 --> 00:05:23,630
‫M-۱۹۱۰ اتومیل مبارزه ای مدل

56
00:05:23,630 --> 00:05:26,930
‫چی؟ نوک انگشتهات تقویت شده

57
00:05:26,930 --> 00:05:29,130
‫نگو که از الماس ساخته شدن؟

58
00:05:30,510 --> 00:05:34,920
‫درسته، این مدل جدید ام ۱۹۱۰ هست، مد بیر جی

59
00:05:36,600 --> 00:05:39,140
‫اد، میخوای با چیزی مثل این تو رو مجهز کنم؟

60
00:05:39,140 --> 00:05:40,440
‫نه ممنون

61
00:05:40,440 --> 00:05:43,690
‫این دختر زیبا کیه؟

62
00:05:43,690 --> 00:05:45,650
‫مکانیک من هست

63
00:05:56,570 --> 00:05:58,150
‫اون دیگه برای چی بود

64
00:05:58,460 --> 00:06:00,080
‫یه جورایی حالم گرفته شد

65
00:06:00,830 --> 00:06:02,510
‫عجب...

66
00:06:02,510 --> 00:06:04,530
‫اولین بارم بود که یه اتومیل شمالی میدیدم

67
00:06:04,530 --> 00:06:06,270
‫خیلی خوشحالم

68
00:06:06,270 --> 00:06:07,090
‫واقعا؟

69
00:06:07,750 --> 00:06:09,430
‫دلت میخواد یه نگاهی به کارگاه من بندازی؟

70
00:06:09,430 --> 00:06:11,100
‫آره، آره، دوست دارم

71
00:06:11,100 --> 00:06:12,180
‫هی

72
00:06:12,180 --> 00:06:13,260
‫چیه؟

73
00:06:13,260 --> 00:06:14,270
‫خوب...

74
00:06:14,960 --> 00:06:18,640
‫خیلی هیجان زده نشو و اینطروف اونطرف نرو

75
00:06:19,880 --> 00:06:22,360
‫اینجا یه جورایی خطرناکه، بسبب خیلی چیزها

76
00:06:23,710 --> 00:06:25,480
‫فهمیدم، نمیرم، ممنون به خاطر اخطار

77
00:06:26,110 --> 00:06:28,110
‫ممنون که میزارین اطراف رو ببینم

78
00:06:28,430 --> 00:06:30,660
‫این یکی خیلی نادره

79
00:06:30,660 --> 00:06:33,830
‫خارق العادست، این کروکودیل نیست؟

80
00:06:33,830 --> 00:06:35,330
‫آره، درسته

81
00:06:33,260 --> 00:06:35,980
‫به کارش خیلی علاقه داره،  درست مثل والدینش

82
00:06:40,500 --> 00:06:44,380
‫خوب حالا که دست و پات درست شدن....

83
00:06:45,110 --> 00:06:47,630
‫میریم سراغ کار......

84
00:06:48,080 --> 00:06:50,630
‫آقای کیمیاگر تمام فلزی

85
00:06:53,680 --> 00:06:54,640
‫پس...

86
00:06:55,190 --> 00:06:57,870
‫چرا من نمیتونم برم بیرون؟

87
00:06:58,230 --> 00:06:59,910
‫دستور آقای کیمبلی هست

88
00:07:00,260 --> 00:07:04,110
‫بهمون دستور داده شده که فعلا فقط کیمیاگر تمام فلزی رو آزاد کنیم

89
00:07:05,550 --> 00:07:07,250
‫افراد کیمبلی...

90
00:07:07,730 --> 00:07:10,980
‫کاملا همه چیز رو در نظر گرفتن، نمیزارن که با هم کار کنیم

91
00:07:11,490 --> 00:07:16,870
‫حتی خودشون رو تو این زحمت انداختن که وینری رو بیارن اینجا که نشونمون بدن که اون تو چنگشون هست

92
00:07:18,080 --> 00:07:21,370
‫فکر کنم این نون یده که چقدر درباره ی ما محتاط هستن

93
00:07:22,140 --> 00:07:25,210
‫اینطوری نمیتونم حرکت کنم، باید منتظر فرصت مناسب باشم

94
00:07:28,520 --> 00:07:31,130
‫گروه پیشروی فقط برای سه روز غذا بردن

95
00:07:31,840 --> 00:07:33,850
‫الان یک هفته ای از مان رفتنشون میگذره

96
00:07:33,850 --> 00:07:35,020
‫اونها الان میتونن لبه ی گرسنگی باشن

97
00:07:35,370 --> 00:07:37,140
‫من نگران سلامت عقلیشون هم هستم

98
00:07:37,560 --> 00:07:39,790
‫تمام هفته در تاریکی مطلق بودن...

99
00:07:40,820 --> 00:07:42,650
‫باید بهشون اعتماد کنیم

100
00:07:44,360 --> 00:07:48,150
‫ژنرال، نمیشه فهمید اون پائین چه اتفاقی ممکنه بیفته

101
00:07:48,850 --> 00:07:53,280
‫اگه بعد از ۲۴ ساعت برنگشتیم این راه خروج رو ببندید

102
00:07:54,220 --> 00:07:56,280
‫فهمیدم

103
00:08:02,590 --> 00:08:04,870
‫حالا که همتون اینجایید، میخوام یه چیزی بهتون بگم

104
00:08:04,870 --> 00:08:08,550
‫کشتن ستوان ریون نظر و کار من تنها بود

105
00:08:09,260 --> 00:08:13,050
‫شما همه نه چیزی دیدید و نه چیزی شنیدید

106
00:08:13,460 --> 00:08:17,810
‫اگه کلمه ای به بیرون درز کرد همه ی تقصیرها رو بندازید گردن من

107
00:08:18,970 --> 00:08:20,060
‫بله خانم

108
00:08:35,940 --> 00:08:36,660
‫بیاید حرکت کنیم

109
00:08:45,340 --> 00:08:49,170
‫که اینطور، مثل اینکه تو شمال همه چیز داره شروع به تکاپو میفته

110
00:08:49,170 --> 00:08:52,920
‫آره، ما میخوایم که اولین فدم رو از الان برداریم

111
00:08:53,350 --> 00:08:55,430
‫بریگز پر از آدمهایی هست که تو دفاع لنگه ندارن

112
00:08:56,180 --> 00:09:00,180
‫تنها کسی که هم در هر دو دفاع و حمله برتری داره میتونه با برداشتن اولین قدم برنده بشه

113
00:09:00,680 --> 00:09:06,720
‫برای همین هست که خانم اولیویر باور داره که همکاری با شرق که در حمله مهارت دارن بهترین انتخاب هست

114
00:09:07,790 --> 00:09:10,820
‫باعث افتخاره که به عنوان تیم همراه انتخاب شدم

115
00:09:10,820 --> 00:09:11,940
‫فکر میکنم اشتباه میکنی

116
00:09:12,430 --> 00:09:18,400
‫گفت که کیمیاگری شرقی میخواد، و ترجیح میده تو گم بشی

117
00:09:18,860 --> 00:09:20,030
‫باشه...

118
00:09:21,390 --> 00:09:28,110
‫اگه من این اطلاعات رو به پیشوا در برابر چیزی بفروشم چی میگی؟

119
00:09:28,110 --> 00:09:32,720
‫اون گفت" غیرممکنه، موستانگ اینکارو نمیکنه

120
00:09:33,330 --> 00:09:35,470
‫شده ۳۵۰۰۰ چوق

121
00:09:37,930 --> 00:09:39,080
‫باعث افتخاره

122
00:09:41,450 --> 00:09:43,950
‫خانم، شما  کی هستید؟

123
00:09:44,810 --> 00:09:49,250
‫فقط یه گلفروش که با خانواده ی آرمسترانگ نسل ها کار کردیم

124
00:09:55,180 --> 00:10:04,870
‫هیوز، مثل اینکه مردمی که تو رو کاملا درک و پشتیبانی میکردن کسانی هستن که در کنارت تو جنگ قرار گرفتن

125
00:10:05,510 --> 00:10:06,390
‫حالا...

126
00:10:08,120 --> 00:10:10,430
‫با این گلها چکار کنم...

127
00:10:08,360 --> 00:10:09,370
‫این چیه؟

128
00:10:09,370 --> 00:10:10,430
‫عجب موجود عجیبی

129
00:10:10,430 --> 00:10:11,880
‫وای، داره اینطرف رو نگاه میکنه

130
00:10:15,960 --> 00:10:17,700
‫وحشتناکه...

131
00:10:19,410 --> 00:10:21,290
‫مثل بازوی اسمت هست

132
00:10:21,590 --> 00:10:23,750
‫حتی آهن هم بریده شده

133
00:10:23,750 --> 00:10:26,350
‫حواستون رو جمع کنید، دشمن ممکنه هنوز این اطراف باشه

134
00:10:35,000 --> 00:10:36,360
‫یه نفر اونجاست

135
00:10:40,700 --> 00:10:41,900
‫نگران نباش

136
00:10:41,900 --> 00:10:43,330
‫نگاه کن، منم

137
00:10:44,430 --> 00:10:45,900
‫ستوان هانشل؟

138
00:10:48,310 --> 00:10:49,920
‫خدارشکر که سالمید

139
00:10:49,920 --> 00:10:51,230
‫فقط شما دو تا هستید؟

140
00:10:51,230 --> 00:10:51,930
‫پس بقیه چی؟

141
00:10:53,080 --> 00:10:55,730
‫بقیه همه....تکه تکه شدن

142
00:10:57,050 --> 00:10:59,940
‫باید...هممون سریع از اینجا بریم بیرون

143
00:10:59,940 --> 00:11:01,230
‫اون چیز برای کشتنمون برمیگرده

144
00:11:01,230 --> 00:11:01,980
‫اون چیز؟

145
00:11:04,220 --> 00:11:05,410
‫چراغ رو روشن نکنید

146
00:11:05,410 --> 00:11:07,660
‫سایه...سایه برمیگرده

147
00:11:06,750 --> 00:11:07,650
‫آروم باشه

148
00:11:07,660 --> 00:11:08,270
‫هی

149
00:11:10,910 --> 00:11:12,810
‫هی، خودت رو جمع و جور کن

150
00:11:13,790 --> 00:11:14,770
‫سایه

151
00:11:19,700 --> 00:11:20,870
‫میتونی بلند بشی

152
00:11:20,870 --> 00:11:21,530
‫بریم

153
00:11:21,860 --> 00:11:23,830
‫تا میتونید همراه خودتون آدم ببرید

154
00:11:28,140 --> 00:11:29,580
‫متاسفم که در این وقت شب مزاحم شدم

155
00:11:30,440 --> 00:11:33,080
‫اومدم که یه سند مهم رو به پیشوا برسونم

156
00:11:33,080 --> 00:11:36,210
‫وای، میبخشی

157
00:11:36,210 --> 00:11:38,270
‫الان خونه نیست

158
00:11:38,270 --> 00:11:41,550
‫میخوام که ایشون این اسناد رو فردا نگاه کنن

159
00:11:41,550 --> 00:11:45,450
‫فردا ، درسته؟ بهش میگم

160
00:11:45,450 --> 00:11:47,140
‫- خیلی ممنون

161
00:11:49,630 --> 00:11:51,850
‫سلیم، هنوز بیداری؟

162
00:11:51,850 --> 00:11:56,520
‫آره، شنیدم در باز شده، فکر کردم بابا برگشته

163
00:11:57,220 --> 00:11:59,400
‫ایشون ستوان هاوک آی هستن

164
00:11:59,850 --> 00:12:01,990
‫سلام ستوان هاوک آی

165
00:12:02,300 --> 00:12:03,530
‫از ملاقاتتون خوشبختم

166
00:12:03,530 --> 00:12:05,940
‫همیشه تا ساعات دیر کار میکنید؟

167
00:12:05,940 --> 00:12:09,000
‫درسته، اوومد اسناد مهمی رو به پیشوا بدم

168
00:12:09,370 --> 00:12:12,880
‫میبخشی که بیدارت کردم

169
00:12:13,370 --> 00:12:19,630
‫سلیم، حالا باید بخوابی، یا فردا به زور بیدار میشی

170
00:12:19,630 --> 00:12:20,290
‫باشه

171
00:12:23,870 --> 00:12:25,870
‫مثل اینکه بچه ی باهوشی هست

172
00:12:27,330 --> 00:12:30,600
‫آره، خیلی بهشوافتخار میکنیم

173
00:12:30,600 --> 00:12:35,310
‫اگه بچه ی خودمون بود میتونستی بگی غلو میکنم، اما چون یتیم هست، هر چقدر بخوام میتونم اغراق کنم

174
00:12:35,860 --> 00:12:42,050
‫خوب، یکی از فامیلهای دور شوهرم هست برای همین میشه گفت که چرا انقدر باهوشه

175
00:12:43,310 --> 00:12:45,160
‫فامیل شما نیست؟

176
00:12:45,160 --> 00:12:46,060
‫نه

177
00:12:53,260 --> 00:13:00,550
‫بر طبق حرفهای کلنل  ، کینگ برادلی از زمانی که بچه بوده یه موش آزمایشگاهی بوده و هیچ خانواده ای نداره

178
00:13:01,250 --> 00:13:03,030
‫نباید فامیلی داشته باشه

179
00:13:03,600 --> 00:13:05,920
‫و اون احساسی که زودتر حس کردم....

180
00:13:06,300 --> 00:13:07,300
‫اون پسر کیه؟

181
00:13:07,300 --> 00:13:09,010
‫فهمیدی؟

182
00:13:11,020 --> 00:13:14,380
‫اون مادر من...

183
00:13:14,380 --> 00:13:15,940
‫عاشق حرف زدنه

184
00:13:16,500 --> 00:13:20,350
‫یه ذره تشنه به خونی رو حس کردم

185
00:13:21,100 --> 00:13:22,430
‫قبلا این احساس رو داشتم...

186
00:13:22,890 --> 00:13:25,450
‫و یادم که از چی بود

187
00:13:25,890 --> 00:13:29,950
‫همون احساس هست وقتی که هومونکلوی به نام گلاتونی بهم نزدیک شد

188
00:13:31,300 --> 00:13:32,950
‫سلیم برادلی...

189
00:13:33,830 --> 00:13:35,710
‫تو چی هستی؟

190
00:13:36,280 --> 00:13:42,360
‫ستوان هاوک آی، خیلی باید جرات داشته باشی که تو همچین موقعیتی ازم سوال کنی

191
00:13:43,630 --> 00:13:47,260
‫خیلی زیرکانه هست که تفنگت رو نمیکشی، وقتی که انقدر مهارت داری

192
00:13:48,120 --> 00:13:50,140
‫نمیتونی شکستم بدی

193
00:13:51,570 --> 00:13:54,050
‫تو مثل گلاتونی یه هومونکلوسی؟

194
00:13:55,150 --> 00:13:59,400
‫نه، قدرتی رو حس کردم که در برابر گلاتونی نمیشد مقایسه اش کرد

195
00:14:01,630 --> 00:14:05,360
‫باعث ناراحتی من میشه اگه من رو با اون تو یه درجه بدونی

196
00:14:06,370 --> 00:14:11,450
‫اسم من پراید(غرور)هست، اولین هومونکلوس

197
00:14:21,210 --> 00:14:23,710
‫گفتی اولین هومونکلوس؟

198
00:14:24,170 --> 00:14:25,830
‫منظورت از این حرف چیه؟

199
00:14:25,830 --> 00:14:27,320
‫دقیقا همونی که گفتم

200
00:14:28,590 --> 00:14:32,270
‫پس تا میتونی میخوای اطلاعات بدست بیاری، ها؟

201
00:14:32,270 --> 00:14:34,350
‫واقعا خیلی شجاعی

202
00:14:34,860 --> 00:14:37,990
‫نظرت چیه که به ما ملحق بشی؟

203
00:14:38,390 --> 00:14:39,430
‫ملحق شدن به شما؟

204
00:14:39,970 --> 00:14:41,520
‫فقط یه سرباز (پیاده نظام) دیگه میخوای،درسته؟

205
00:14:41,520 --> 00:14:44,310
‫فهمیدم، باعث ناراحتیه

206
00:14:44,940 --> 00:14:45,530
‫در این صورت...

207
00:14:51,380 --> 00:14:53,940
‫میخوای که سریع یه تهدید بی ارزش رو از بین ببری؟

208
00:14:54,900 --> 00:14:57,370
‫هیچ سودی در کشتن یه گروگان نیست، درسته؟

209
00:14:59,670 --> 00:15:01,460
‫واقعا با فهمیدن این موضوع شگفت زده ام کردین

210
00:15:03,340 --> 00:15:04,960
‫اگرچه ستوان هاوک آی...

211
00:15:06,270 --> 00:15:11,040
‫همیشه در سایه ات نگاهت میکنم

212
00:15:22,630 --> 00:15:23,690
‫کار؟

213
00:15:23,690 --> 00:15:27,190
‫درسته کیمیاگر تمام فلزی

214
00:15:29,360 --> 00:15:32,150
‫سه تا کار از طرف پیشوا داری

215
00:15:32,150 --> 00:15:36,650
‫اولین کارت جستجوی اسکار هست، تمام کاری که باید بکنی پیدا کردنشه

216
00:15:36,650 --> 00:15:38,950
‫بعد از اون من خودم همه کارها رو انجام میدم

217
00:15:38,950 --> 00:15:45,010
‫دومین کارت پیدا کردن دکتر مارکو هست، که احتمال داده میشه که با اسکار فرار کرده

218
00:15:45,010 --> 00:15:47,160
‫دکتر مارکو و اسکار؟

219
00:15:47,160 --> 00:15:50,060
‫درست مثل قبل بعد از اینکه پیداش کردی من خودم بقیه ی کارها رو انجام میدم

220
00:15:50,380 --> 00:15:54,700
‫سومین کارت اینه که یه تاج خونین در بریگز درست کنی

221
00:15:55,540 --> 00:15:57,340
‫دزست کردن تاج خونین؟

222
00:15:58,580 --> 00:16:00,520
‫درست مثل ایشبال

223
00:16:00,520 --> 00:16:04,310
‫قتل و عام ادمها و کشیدن نشان غم و تنفر در زمین

224
00:16:05,170 --> 00:16:07,140
‫غیر ممکنه که من...

225
00:16:14,910 --> 00:16:18,630
‫بدون اینکه در مورد کشتن تصمیم بگیری شدی یه سگ ارتشی؟

226
00:16:18,630 --> 00:16:20,330
‫تصمیم گرفتم که کسی رو نشکم

227
00:16:21,510 --> 00:16:23,260
‫تصمیم گرفتی که نکشی...

228
00:16:24,730 --> 00:16:27,950
‫اگه به اون بچسبی و عمل کنی درسته

229
00:16:27,950 --> 00:16:32,880
‫میخوای بهشون کمک کنی، میدونی اونها میخوان چکار کنن؟

230
00:16:32,880 --> 00:16:33,870
‫- اونها

231
00:16:33,170 --> 00:16:35,960
‫میخوام ببینم دنیا چطور تغییر پیدا میکنه

232
00:16:37,000 --> 00:16:38,480
‫تصمیم در برابر تصمیم

233
00:16:38,480 --> 00:16:39,720
‫اراده در برابر اراده

234
00:16:39,720 --> 00:16:41,080
‫زندگی در برابر زندگی

235
00:16:41,080 --> 00:16:42,940
‫و آدمها در برابر هومونکلوس ها

236
00:16:42,940 --> 00:16:47,100
‫کدوم میبره؟دنیا کی رو به عنوان برنده انتخاب میکنه؟

237
00:16:47,880 --> 00:16:55,200
‫اگه آدمها به وسیله ی هومونکلوس ها شکست بخورن، اونهایی که ادعا میکنن شکل پیشرفته ی اونها هستن، اون یه لحظه ی تاریخی هست

238
00:16:55,500 --> 00:16:58,330
‫میخوام زندگی کنم که اون لحظه رو ببینم

239
00:16:58,330 --> 00:17:01,790
‫چرا تو یه آدم داری با هومونکلوسها ههمکاری میکنی؟

240
00:17:02,520 --> 00:17:07,150
‫چون اونها میزارن اونطور که دلم میخواد از کیمیاگری استفاده کنم

241
00:17:07,510 --> 00:17:08,920
‫دیوانه ای

242
00:17:09,420 --> 00:17:12,170
‫میدونم که طبیعی نیستم

243
00:17:12,170 --> 00:17:18,520
‫اما اگه کسی مثل من از این موقعیت نجات پیدا کنه، پس معنی اش اینه که دنیا من رو انتخاب کرده

244
00:17:18,520 --> 00:17:19,930
‫بازمانده ها...

245
00:17:19,930 --> 00:17:22,950
‫جنگی برای بقا هست

246
00:17:23,730 --> 00:17:26,900
‫خیلی با ارزش

247
00:17:28,430 --> 00:17:30,900
‫نمیتونم اصلا بفهمم چی میگی

248
00:17:32,240 --> 00:17:33,570
‫چه بد

249
00:17:33,900 --> 00:17:39,200
‫همیشه فکر میکردم تمام کیمیاگرها خودخواه هستن

250
00:17:40,040 --> 00:17:44,790
‫بیا طرف خودخواهت رو رو کنیم

251
00:17:46,290 --> 00:17:49,540
‫اینجا چیزی هست که تو دنیا بیشتر از هر چیزی میخوایش

252
00:17:50,370 --> 00:17:53,510
‫اگه کار رو قبول کنی، میشه برای تو

253
00:17:54,890 --> 00:17:56,270
‫سنگ کیمیا

254
00:18:02,470 --> 00:18:05,270
‫بزار با وینری و آل در موردش صحبت کنم

255
00:18:05,740 --> 00:18:07,300
‫با خانم وینری هم همینطور؟

256
00:18:08,050 --> 00:18:10,020
‫بهش چیزی نگفتم

257
00:18:10,510 --> 00:18:15,030
‫هر کاری که انجام بدم، نمیخوام که بهش دروغ و یا خیانت کنم

258
00:18:16,210 --> 00:18:17,650
‫بسیار خوب

259
00:18:17,650 --> 00:18:21,530
‫خودم نگاهت میکنم که چیزهایی رو که نباید بدونه بهش نگی

260
00:18:29,870 --> 00:18:30,840
‫وینری

261
00:18:31,430 --> 00:18:33,550
‫تو در حقیقت به عنوان یه گروگان نگه داشته شدی

262
00:18:34,500 --> 00:18:37,670
‫چی؟ منظورت چیه؟

263
00:18:38,010 --> 00:18:39,300
‫شوخی میکنی؟

264
00:18:40,200 --> 00:18:40,930
‫گوش کن

265
00:18:42,040 --> 00:18:46,060
‫توسط مقامات بالا بهم دستور داده شده که به عنوان یه اسلحه ی انسانی کارم رو انجام بدم

266
00:18:46,460 --> 00:18:50,470
‫برای همین شاید من طرف یک قتل دست جمعی باشم

267
00:18:50,470 --> 00:18:51,310
‫چی؟

268
00:18:51,310 --> 00:18:53,480
‫وواما نمیتونی رد کنی

269
00:18:54,550 --> 00:18:57,420
‫پس برای همین هست که من...

270
00:19:00,890 --> 00:19:04,910
‫نه...همش باعث دردسر برای شما دو تا هستم

271
00:19:05,830 --> 00:19:07,400
‫گریه نکن وینری

272
00:19:07,990 --> 00:19:09,160
‫متاسفم

273
00:19:10,440 --> 00:19:13,170
‫من فقط از دست خودم عصبانی ام که انقدر بیخیال هستم

274
00:19:14,010 --> 00:19:15,180
‫چرا این..

275
00:19:15,710 --> 00:19:19,240
‫شماها فقط میخواید بدنتون رو برگردونید...

276
00:19:19,680 --> 00:19:21,200
‫در مورد اون...

277
00:19:21,950 --> 00:19:25,040
‫اگه بهشون کمک کنیم سنگ فلاسفه رو میدن بهمون

278
00:19:25,040 --> 00:19:26,480
‫چی؟ سنگ؟

279
00:19:26,480 --> 00:19:27,320
‫اما...

280
00:19:27,320 --> 00:19:28,700
‫کیمبلی یکی داره

281
00:19:28,700 --> 00:19:31,080
‫اما اون سنگها از...

282
00:19:31,080 --> 00:19:32,190
‫میدونم

283
00:19:42,300 --> 00:19:44,520
‫هر کاری میخواید بکنید..

284
00:19:44,520 --> 00:19:45,150
‫نقشه اینه

285
00:19:51,180 --> 00:19:54,090
‫تصمیم گرفتم کار رو انجام بدم

286
00:19:55,140 --> 00:19:57,610
‫بزار اول دنبال اسکار بگردم

287
00:19:57,610 --> 00:19:59,350
‫چرا اون؟

288
00:20:00,120 --> 00:20:03,020
‫اسکار والدین وینری رو کشته

289
00:20:03,020 --> 00:20:04,010
‫میخوام ازش انتقام بگیرم

290
00:20:05,370 --> 00:20:07,720
‫که اینطور، درسته

291
00:20:07,720 --> 00:20:10,040
‫و آل رو هم همراهم میبرم

292
00:20:10,610 --> 00:20:14,590
‫چون تو اون شکل هست، اسکار نمیتونه از تکنیک نابودی روش استفاده کنه

293
00:20:14,590 --> 00:20:16,860
‫خیلی خوبه

294
00:20:17,900 --> 00:20:19,610
‫واقعا عیب نداره، آل؟

295
00:20:21,120 --> 00:20:26,620
‫یه سنگ کیمیا به وسیله ی قربانی کردن تعداد زیادی زندگی به وجود اومده

296
00:20:32,090 --> 00:20:33,120
‫نگران نباش

297
00:20:33,850 --> 00:20:36,390
‫داداش قصد استفاده ازش رو نداره

298
00:20:36,920 --> 00:20:42,180
‫ما فکر میکنیم با استفاده از کیمیاگری شرقی از ژینگ میتونیم بدنمون رو برگردونیم

299
00:20:42,660 --> 00:20:47,500
‫و یه دختر کوچیک که میتونه از کیمیاگری شرقی استفاده کنه احتمالا پیش اسکار هست

300
00:20:48,050 --> 00:20:51,600
‫پس اون گفت که میخواد بره دنبال اسکار در صورتی که در اصل میخواد اون دختر رو گیر بیاره؟

301
00:20:52,610 --> 00:20:53,750
‫این نظر منه

302
00:20:53,750 --> 00:20:54,710
‫فهمیدم

303
00:20:57,830 --> 00:21:01,110
‫پس بهتره که من هم به فکر یه دلیل باشم

304
00:21:01,110 --> 00:21:02,360
‫ها؟

305
00:21:13,750 --> 00:21:17,500
‫میریم جایی که آخرین بار اسکار دیده شده

306
00:21:17,830 --> 00:21:19,010
‫فکر خوبیه

307
00:21:19,010 --> 00:21:21,090
‫خوب، دوستانه بشینید

308
00:21:26,160 --> 00:21:28,470
‫آل ، یه کم جمع و جورتر بوش

309
00:21:30,410 --> 00:21:32,340
‫هی، این دیگه چیه؟

310
00:21:33,180 --> 00:21:36,540
‫خانم ویرنی، لطفا در دژ بمونید

311
00:21:36,540 --> 00:21:38,320
‫این یه بازی نیست

312
00:21:38,320 --> 00:21:39,680
‫میدونم

313
00:21:39,680 --> 00:21:42,150
‫اما تازه اتومیلش رو تعمیر کردم، درسته؟

314
00:21:42,150 --> 00:21:46,490
‫اگه یک دفعه از کار بیفته بد میشه، برای همین باید برای نگهداری همراهش برم

315
00:21:47,030 --> 00:21:50,480
‫اگه اتفاقی بیفته، باعث میشه نام خانوادگی راکبل بد نام بشه

316
00:21:52,890 --> 00:21:56,030
‫خیلی به کارت چشبیدی،درسته؟

317
00:21:56,030 --> 00:21:57,200
‫معتاد کار

318
00:21:57,200 --> 00:21:58,820
‫البته که هستم

319
00:21:58,820 --> 00:22:02,250
‫از زمان پدر بزرگ پدری تو این کار  بودیم

320
00:22:02,250 --> 00:22:03,510
‫میدونم

321
00:22:03,510 --> 00:22:04,880
‫شما از یه خانواده ی معات گریس  وروغن هستید

322
00:22:00,180 --> 00:22:02,250
‫باشه، بسیار خوب

323
00:22:02,760 --> 00:22:04,350
‫اجازه میدم

324
00:22:04,880 --> 00:22:06,340
‫اصلا اهمیت نمیدم چی صدایم میکنی

325
00:22:16,400 --> 00:22:18,430
‫هیچکس نمیدونه چه اتفاقی میفته

326
00:22:19,390 --> 00:22:20,100
‫میدونم

327
00:22:21,730 --> 00:22:25,160
‫اما از نشستن و صبر کردن دیگه حالم بهم میخوره

328
00:22:25,160 --> 00:22:35,160
‫forums.animparadise.com
‫Madman

