‫﻿۱
00:22:17,480 --> 00:22:27,480
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:00:25,980 --> 00:00:30,670
‫همیشه از طریق سایه ات میبینمت

3
00:00:46,290 --> 00:00:47,130
‫الو؟

4
00:00:47,130 --> 00:00:50,320
‫عصر بخیر، گل محبوب شما باهاتون تماس گرفته

5
00:00:52,010 --> 00:00:54,000
‫چی میخوای کلنل؟

6
00:00:54,000 --> 00:00:55,450
‫میبخشی

7
00:00:55,780 --> 00:00:58,570
‫یه کم مست کرده بودم و یه عالمه گل خردیم

8
00:00:58,840 --> 00:01:01,910
‫واقعا ممنون میشم اگه مقداری اش رو ازم قبول کنی

9
00:01:04,970 --> 00:01:06,000
‫چی شده؟

10
00:01:08,120 --> 00:01:09,440
‫اتفاقی افتاده؟

11
00:01:10,030 --> 00:01:11,960
‫نه، چیزی نیست

12
00:01:13,790 --> 00:01:14,970
‫مطمئنی؟

13
00:01:15,640 --> 00:01:18,300
‫آره، چیزی نیست

14
00:01:19,000 --> 00:01:20,380
‫باید با عرض معذرت پیشنهادتون رو رد کنم

15
00:01:20,770 --> 00:01:22,790
‫هیچ گلدونی ندارم که اونها رو توش بزارم

16
00:01:23,310 --> 00:01:27,720
‫اما ممنون که بهم زنگ زدین، شب بخیر

17
00:01:39,190 --> 00:01:42,250
‫چرا وقتی موقعیت های اینطوری پیش میاد زنگ میزنه؟

18
00:03:17,690 --> 00:03:21,130
‫یه مرد که مثل اینکه اسکار بوده در کوهستان این اطراف دیده شده

19
00:03:21,550 --> 00:03:23,060
‫باید از اینحا شروع کنیم

20
00:03:23,450 --> 00:03:25,390
‫یه معدن متروکه؟

21
00:03:25,390 --> 00:03:26,790
‫درسته

22
00:03:26,790 --> 00:03:30,340
‫این شهر، بازکول، الان مثل شهر اشباح میمونه

23
00:03:30,880 --> 00:03:32,900
‫میتونه مخفیگاه خوبی باشه

24
00:03:32,900 --> 00:03:34,700
‫چه پردردسر

25
00:03:34,700 --> 00:03:36,900
‫پس ما از هم جدا میشیم

26
00:03:37,770 --> 00:03:41,530
‫اگه دسته ای پیداش کرد سریع خبر بده

27
00:03:41,740 --> 00:03:42,580
‫بله قربان

28
00:03:47,380 --> 00:03:50,510
‫ما برادران الریک رو همراهی میکنیم

29
00:03:50,510 --> 00:03:51,790
‫باشه، باشه

30
00:03:52,490 --> 00:03:54,480
‫مطمئنم که اونها میان که ببینن ما چکار میکنیم

31
00:03:54,480 --> 00:03:55,720
‫احتمالا

32
00:04:01,950 --> 00:04:03,760
‫حالا....

33
00:04:03,940 --> 00:04:06,970
‫چطور از دست این دو تا خلاص بشیم....

34
00:04:07,950 --> 00:04:10,600
‫هی، یه سایه دیدم

35
00:04:10,600 --> 00:04:11,350
‫چی؟

36
00:04:11,350 --> 00:04:12,770
‫اینجا

37
00:04:12,770 --> 00:04:13,980
‫هی، وایسا

38
00:04:17,610 --> 00:04:18,520
‫هی صبر کن

39
00:04:21,770 --> 00:04:22,550
‫غیبشون زد

40
00:04:23,320 --> 00:04:24,660
‫کجا رفتن؟

41
00:04:24,660 --> 00:04:25,820
‫توی اون اتاق رفتن؟

42
00:04:26,140 --> 00:04:28,420
‫لعنتی ها، برای خودشون ول میچرخن

43
00:04:31,830 --> 00:04:35,830
‫تونستیم از دستشون خلاص بشیم، اما....

44
00:04:36,310 --> 00:04:37,830
‫اینجا.......

45
00:04:38,170 --> 00:04:39,850
‫یه کم .......

46
00:04:40,920 --> 00:04:44,750
‫بزرگه، اینطور فکر نمیکنی؟

47
00:04:47,240 --> 00:04:50,720
‫اسکار  ودختره کجا هستن؟

48
00:04:50,990 --> 00:04:54,730
‫اگه به طور اتفاقی نبینیمشون غیر ممکنه که بتونیم پیداشون کنیم

49
00:04:54,730 --> 00:04:56,230
‫آلفونس

50
00:04:57,320 --> 00:04:59,590
‫آلفونس

51
00:04:59,590 --> 00:05:00,230
‫هی

52
00:05:00,230 --> 00:05:01,320
‫امکان نداره...

53
00:05:01,320 --> 00:05:04,170
‫آلفونس

54
00:05:04,910 --> 00:05:06,610
‫واقعا سرو کله اش پیدا شد...

55
00:05:07,300 --> 00:05:09,530
‫اینجا چکار میکنی؟

56
00:05:09,530 --> 00:05:10,680
‫می

57
00:05:10,680 --> 00:05:12,700
‫عالیه، پیدات کردم

58
00:05:14,120 --> 00:05:17,510
‫یعنی میگی....اومدی که دنبال من بگردی؟

59
00:05:17,510 --> 00:05:20,130
‫اره، میخواستم ببینمت

60
00:05:23,670 --> 00:05:25,360
‫آل...

61
00:05:27,520 --> 00:05:31,050
‫میخواستم ببینمت و در مورد کیمیاگری شرقی یاد بگیرم...

62
00:05:31,050 --> 00:05:32,620
‫وای، یعنی دارم خواب میبینم؟ آل اومده سراغ من؟

63
00:05:32,620 --> 00:05:33,780
‫ها؟وای، یعنی دارم خواب میبینم؟ آل اومده سراغ من؟

64
00:05:33,780 --> 00:05:35,490
‫هی فسقلی! وای، یعنی دارم خواب میبینم؟ آل اومده سراغ من؟

65
00:05:36,390 --> 00:05:38,900
‫داشتم برای دیدنت لحظه شماری میکردم

66
00:05:38,900 --> 00:05:40,590
‫این دفعه نمیزارم فرار کنی

67
00:05:40,590 --> 00:05:42,570
‫تند باش بهمون کیمیاگری شرقی رو یاد بده

68
00:05:43,340 --> 00:05:45,740
‫داداشت داره حسودی میکنه

69
00:05:45,740 --> 00:05:48,300
‫اما ادوارد تو به من نمیخوری

70
00:05:49,080 --> 00:05:50,570
‫سر به سرم نزار

71
00:05:50,890 --> 00:05:52,280
‫هی آل...

72
00:05:52,280 --> 00:05:54,290
‫متاسفم

73
00:05:55,700 --> 00:05:57,160
‫آخ...

74
00:05:57,160 --> 00:05:59,120
‫ضربه خورد به سرم

75
00:05:59,120 --> 00:06:01,510
‫آلفونس، اون زن کیه؟

76
00:06:02,230 --> 00:06:05,120
‫چه وحشتناک، تو من رو داری...با اینحال..

77
00:06:05,120 --> 00:06:08,180
‫نه، اون فقط یکی از دوستهای قدیمی ما هست

78
00:06:08,390 --> 00:06:12,800
‫وایسا...چرا دارم مثل یه دو شخصیته صحبت میکنم؟

79
00:06:13,020 --> 00:06:16,440
‫- می لطفا تنهایی جایی نرو

80
00:06:17,440 --> 00:06:19,190
‫برادران الریک؟

81
00:06:20,360 --> 00:06:21,480
‫تو کی هستی؟

82
00:06:21,480 --> 00:06:23,980
‫منم، مارکو

83
00:06:24,440 --> 00:06:25,790
‫دکتر مارکو؟

84
00:06:25,790 --> 00:06:28,030
‫چه اتفاقی برای صورتتون افتاده؟

85
00:06:28,030 --> 00:06:30,670
‫اینجا چکار میکنید؟

86
00:06:32,780 --> 00:06:34,240
‫برادران الریک

87
00:06:35,390 --> 00:06:36,450
‫تو دیگه چه خری هستی؟

88
00:06:36,450 --> 00:06:38,450
‫چطور میتونید فراموش کنید

89
00:06:38,450 --> 00:06:42,270
‫منم یوکی، صاحب معدن زغال سنگ یوزول

90
00:06:42,270 --> 00:06:43,440
‫فکر کنم یادم رفته

91
00:06:43,440 --> 00:06:45,400
‫در حقیقت، فکر کنم اصلا یادم بیاد کی هستی

92
00:06:46,130 --> 00:06:49,260
‫چه وحشتناک، بعد از اون همه بلایی که سرم آوردین...

93
00:06:50,720 --> 00:06:52,220
1914

94
00:06:52,220 --> 00:06:53,590
‫یوزول

95
00:06:53,970 --> 00:06:56,380
‫یوزول، یه شهر معدن کاری

96
00:06:56,760 --> 00:07:01,730
‫من، یوکی، یک سرباز بودم وکار فرمای شهر

97
00:07:02,610 --> 00:07:07,240
‫مردم شهر به خاطر زحمات من به خوشحالی زندگی میکردن

98
00:07:10,450 --> 00:07:11,950
‫تند باشید پول رو رد کنید بیاد

99
00:07:11,950 --> 00:07:13,450
‫مالیاتتون

100
00:07:15,830 --> 00:07:18,580
‫نمیتونیم چون تو حقوقمون رو قطع کردی

101
00:07:21,080 --> 00:07:28,190
‫و اون موقع بود که تبه کار شریر، کیمیاگر ایالتی ادوارد الریک سو کله اش پیدا شد

102
00:07:31,590 --> 00:07:32,340
‫ساعت جیبی نقره ای؟

103
00:07:32,340 --> 00:07:33,850
‫کیمیاگر ایالتی

104
00:07:38,350 --> 00:07:39,480
‫طلا

105
00:07:40,730 --> 00:07:43,730
‫میخوام که معدن شهر رو کاملا با این طلاها بخرم

106
00:07:49,080 --> 00:07:52,240
‫اما همش تله بود

107
00:07:55,990 --> 00:07:58,370
‫این چیه آقای کیمیاگر؟

108
00:08:01,380 --> 00:08:04,380
‫تمام طلاهایی که ازت گرفتم تبدیل شد به سنگ

109
00:08:07,380 --> 00:08:11,210
‫اونها با هم کار میکردن

110
00:08:16,350 --> 00:08:19,680
‫و من، کسی که معدن رو ازم دزدیدن.....

111
00:08:19,940 --> 00:08:24,060
‫توسط مردمی که بهم بدهکار بودم زجر کشیدم...

112
00:08:24,230 --> 00:08:27,390
‫و به وسیله ی ارتش تحت تعقیب قرار گرفتم

113
00:08:29,840 --> 00:08:33,280
‫کار خودم رو شروع کردم که باز به محبوبیت برسم...

114
00:08:34,430 --> 00:08:36,820
‫اما همش با شکست مواجه شد...

115
00:08:39,570 --> 00:08:41,380
‫سرمایه گذاریهام...

116
00:08:44,120 --> 00:08:46,500
‫هم با شکست مواجه شد.......

117
00:08:49,320 --> 00:08:51,050
‫و در آخرین نقشه ام...

118
00:08:51,630 --> 00:08:55,530
‫از یه میلیونر تقاضای پول کردم........

119
00:09:29,740 --> 00:09:31,160
‫اگه فقط...

120
00:09:31,160 --> 00:09:33,720
‫اگه فقط به خاطر اون برادران الریک نبود..

121
00:09:34,630 --> 00:09:36,950
‫و اون موقع بود که قسم خوردم...

122
00:09:37,430 --> 00:09:42,860
‫قسم خوردم از کسانی که باعث شدن من اینطوری به خاک سیاه بشینم انتقام بگیرم

123
00:09:43,270 --> 00:09:48,060
‫که انتقامی بگیرم که مرغ های آسمون به حالتون گریه کنن

124
00:09:49,190 --> 00:09:53,270
‫یه دزدی مثل تو نمیبازم

125
00:09:53,270 --> 00:09:54,160
‫نه...من واقعا دزد نیستم....به دزدی مثل تو نمیبازم

126
00:09:54,160 --> 00:09:56,230
‫نه....من واقعا دزد نیستم...

127
00:09:56,230 --> 00:09:59,210
‫بهت که گفتم، چیزی بین ما نیست

128
00:09:59,210 --> 00:10:01,620
‫کی اهمیت میده، میخوام که درباره ی کیمیاگری شرقی ازت سوال کنم

129
00:10:01,620 --> 00:10:03,330
‫هی، نظرتون چیه که شما دوتا بهم گوش کنید؟

130
00:10:03,330 --> 00:10:06,750
‫آره، باید سخت بوده باشه، پیری

131
00:10:06,750 --> 00:10:07,750
‫کاملا احساست رو درک میکنم

132
00:10:07,750 --> 00:10:10,170
‫وانمود نکن که گوش میکردی

133
00:10:12,830 --> 00:10:14,750
‫نمیتونی وینری رو پیدا کنی؟

134
00:10:14,930 --> 00:10:17,700
‫واقعا که...شماها چه غلطی میکنید؟

135
00:10:17,700 --> 00:10:18,970
‫واقعا متاسفیم...

136
00:10:19,630 --> 00:10:21,240
‫میرم دنبالش بگردم

137
00:10:21,240 --> 00:10:23,250
‫دو نفر از افراد گروه چارلی همراه من بیان

138
00:10:23,250 --> 00:10:24,100
‫بله قربان

139
00:10:25,790 --> 00:10:27,300
‫ستوان مایلز

140
00:10:28,030 --> 00:10:30,270
‫میدونم، اسکار، درسته؟

141
00:10:30,270 --> 00:10:32,480
‫اگه پیداش کردم خبرت میکنم

142
00:10:44,670 --> 00:10:46,250
‫اینجا هم خوب نیست

143
00:10:46,680 --> 00:10:48,270
‫به سختی چیزی اینجا هست

144
00:10:52,210 --> 00:10:53,870
‫تو اسکار هستی، درسته؟

145
00:10:53,870 --> 00:10:56,230
‫کیمبلی دوست داره که ببیند

146
00:10:56,230 --> 00:10:58,420
‫با ما بیا

147
00:10:58,790 --> 00:11:00,970
‫واقعا تعجب کردم که تونیتسد پیدام کنید

148
00:11:00,970 --> 00:11:06,060
‫اما واقعا فکر کردید که شما دو تا میتونید من رو دستگیر کنید؟

149
00:11:06,690 --> 00:11:10,060
‫اگه آدم معمولی بودیم، احتمالا نه

150
00:11:27,110 --> 00:11:29,120
‫اگه آدم معمولی بودیم

151
00:11:29,850 --> 00:11:31,020
‫کیمرا، ها...

152
00:11:32,240 --> 00:11:33,420
‫جالبه

153
00:11:41,140 --> 00:11:43,020
‫از اون موقع خیلی چیزها یاد گرفتم

154
00:11:43,930 --> 00:11:46,760
‫اول، ساخت سنگ کیمیا

155
00:11:49,030 --> 00:11:53,700
‫دوم، تاریخ این کشور، و یه چیز عجیبی در مورد استفاده کیمیاگری در این کشور وجود داره

156
00:11:54,260 --> 00:11:59,380
‫برای همین هم اومدیم دنبال این دختر، برای امکان یادگیری کیمیاگری شرقی از ژینگ

157
00:12:00,100 --> 00:12:01,280
‫کمتر از این هم از شما انتطار نداشتم

158
00:12:02,530 --> 00:12:06,580
‫اما راستش، یه نفر خیلی قبل تر از شما فهمیده

159
00:12:06,580 --> 00:12:10,040
‫این ها استناد تحقیقی هستن که اون به جا گذاشته

160
00:12:11,050 --> 00:12:15,800
‫فکر میکنیم که در این اسناد ممکنه راه حلی برای این راز باشه

161
00:12:15,800 --> 00:12:19,180
‫پس اگه رمز گشاییش کنیم...

162
00:12:19,180 --> 00:12:21,310
‫آره ممکنه..

163
00:12:22,180 --> 00:12:25,550
‫اما برای اینکار، به کمک اسکار احتیاج داریم

164
00:12:26,800 --> 00:12:28,760
‫چرا اون؟

165
00:12:32,300 --> 00:12:33,770
‫اون چه صدایی هست؟

166
00:12:35,040 --> 00:12:37,310
‫اونجا جایی هست که اسکار رفت

167
00:12:37,310 --> 00:12:38,770
‫ممکنه که ارتش باشه؟

168
00:12:39,240 --> 00:12:42,120
‫شما چهارتا اینجا پنهان بشید

169
00:12:42,120 --> 00:12:43,970
‫میریم ببینیم چه اتفاقی افتاده

170
00:12:46,790 --> 00:12:48,180
‫اسکار...

171
00:12:56,520 --> 00:12:58,420
‫اون چاقه اما اصلا جلوی سرعتش رو نمیگیره

172
00:13:05,600 --> 00:13:10,600
‫شنیدم تا زمانی که دستت به کسی نرسه هیچ قدرتی نداری

173
00:13:11,070 --> 00:13:14,310
‫برای همین ما از فاصله ی دور به تو حمله میکنیم

174
00:13:27,680 --> 00:13:32,790
‫و کاملا میدونیم وقتی موقعیت برات خوب نیست سعی میکنی زمین روخراب کنی

175
00:13:33,030 --> 00:13:36,250
‫حسایت رو میرسیم و میبریمت پیش کیمبلی

176
00:13:39,710 --> 00:13:43,050
‫درست به موقع

177
00:13:43,760 --> 00:13:45,550
‫برادران الریک؟

178
00:13:45,790 --> 00:13:47,090
‫این صدا...

179
00:13:47,440 --> 00:13:52,030
‫داداش، اونها افراد کیمبلی هستن که از مرکز بودن

180
00:13:52,030 --> 00:13:53,170
‫چی؟

181
00:13:53,710 --> 00:13:55,840
‫فهمیدم...

182
00:13:55,840 --> 00:13:57,950
‫شما لازم نیست که کاری به جز تماشا کردن بکنید

183
00:13:57,950 --> 00:14:00,230
‫- ما خودمون اسکار رو گیر

184
00:14:01,620 --> 00:14:03,670
‫یه هیولا

185
00:14:03,670 --> 00:14:06,240
‫- اون دیگه برای چی بود؟ ما طرف شما هتسـ

186
00:14:06,240 --> 00:14:09,740
‫اصلا یادم نمیاد که هیولایی طرف ما بوده باشه

187
00:14:09,740 --> 00:14:10,840
‫چه وحشتناک

188
00:14:10,840 --> 00:14:13,730
‫ماخوان که وانمود نن که طرف ما هستن بعدش بیا بخورنمون

189
00:14:13,730 --> 00:14:17,790
‫اون یکی چاقالو دهن بزرگی داره، میتونه من رو یه جا بخوره

190
00:14:17,790 --> 00:14:20,740
‫فسقلی، آروم باش

191
00:14:28,390 --> 00:14:31,470
‫از اسکار سریعتره؟

192
00:14:36,350 --> 00:14:37,380
‫داداش؟

193
00:14:37,380 --> 00:14:39,690
‫چی انقدر خنده داره؟

194
00:14:47,440 --> 00:14:49,350
‫خیلی سبکه

195
00:14:49,350 --> 00:14:51,370
‫مثل اینکه دست و پام از پر ساخته شده

196
00:14:51,370 --> 00:14:54,280
‫اتومیل های شمال افسانه ای هستن

197
00:14:54,280 --> 00:14:57,180
‫خیلی گستاخ نشو...

198
00:14:57,180 --> 00:14:59,980
‫ها؟ فکر کنم مشتم کمی از قدرتش رو هم از دست داده

199
00:15:02,160 --> 00:15:05,080
‫اب دهانم به راحتی کنده نمیشه

200
00:15:05,080 --> 00:15:07,460
‫این لجنه؟ خیلی حال بهم زنه

201
00:15:09,010 --> 00:15:11,010
‫در این صورت...

202
00:15:13,800 --> 00:15:16,720
‫اگه تجزیه اش کنم، بیشترش اب هست

203
00:15:19,430 --> 00:15:21,020
‫سرده

204
00:15:21,020 --> 00:15:22,270
‫بگیر

205
00:15:24,270 --> 00:15:24,610
‫داداش، این دیگه برای چی بود؟

206
00:15:24,610 --> 00:15:26,350
‫تکون نخور
‫داداش، این دیگه برای چی بود؟

207
00:15:26,350 --> 00:15:26,970
‫تکون نخور

208
00:15:26,970 --> 00:15:28,280
‫داری پوستم رو میکنی

209
00:15:28,530 --> 00:15:32,950
‫نظرتون در مورد" لمس فلز سرد با دستهای خیس و چسبیدن بهم " چیه؟

210
00:15:34,120 --> 00:15:37,070
‫کیمیاگر تمام فلزی، دیگه بسه که جلوی کارمون رو میگیری

211
00:15:37,070 --> 00:15:39,000
‫تو مگه طرف ما نیستی؟

212
00:15:39,000 --> 00:15:42,620
‫خفه شو خوک، کسی رو نمشناسم که شبیه تو باشه

213
00:15:42,620 --> 00:15:44,790
‫تازه، همه میتونن بفهمن که تو از اون آدم بدها هستی

214
00:15:44,790 --> 00:15:48,380
‫اگه هنوز میخوای بگی طرف ما هستی، ثابت کن

215
00:15:48,380 --> 00:15:51,510
‫باشه، به شکل قبلی برمیگردم، فقط نگاه کن

216
00:15:54,620 --> 00:15:57,350
‫منتظر این بودم

217
00:15:57,610 --> 00:15:58,720
‫زامپانو

218
00:15:59,450 --> 00:16:02,560
‫چچقدر ابلهانه هست که شمشیرت رو جلوی روی دشمنت غلاف میکنی

219
00:16:02,560 --> 00:16:04,590
‫لعنتی، ازم جدا شو

220
00:16:04,590 --> 00:16:05,380
‫خوب، من احتیاج دارم که تو یه چرت کوچیک بزنی
‫لعنتی، ازم جدا شو

221
00:16:05,380 --> 00:16:07,330
‫خوب، من احتیاج دارم که تو یه چرت کوچیک بزنی

222
00:16:14,380 --> 00:16:16,960
‫حالا تو شکل جنگیدن هست....

223
00:16:16,960 --> 00:16:19,240
‫تند باش بهم که تو چه موقعیتی هستی

224
00:16:19,240 --> 00:16:22,040
‫اسکار، با محاکمه روبرو بشو

225
00:16:22,240 --> 00:16:24,910
‫هر کسی که سر راهم باشه از بین میبرم

226
00:16:34,510 --> 00:16:37,830
‫میخواد مستقیما بدون فکر بیاد؟

227
00:16:38,490 --> 00:16:42,240
‫برای خودمی

228
00:16:46,320 --> 00:16:50,070
‫میبخشی، دیگه از آهن ساخته نشده

229
00:16:55,850 --> 00:16:57,340
‫اروم باش

230
00:17:03,500 --> 00:17:04,580
‫کافیه

231
00:17:18,050 --> 00:17:20,140
‫احمق، برای چی اومدی؟

232
00:17:23,400 --> 00:17:24,690
‫عقب وایسا

233
00:17:25,470 --> 00:17:26,810
‫ستوان مایلز

234
00:17:29,280 --> 00:17:31,410
‫این دو تا دیگه چرا اینطوری هستن؟

235
00:17:33,030 --> 00:17:37,060
‫آدم های مرکز مثل اینکه ازمایش های وحشتناکی انجام میدن

236
00:17:37,700 --> 00:17:39,460
‫به ستون اونجا ببندیدشون

237
00:17:39,460 --> 00:17:40,570
‫بله قربان

238
00:17:41,310 --> 00:17:42,850
‫اسکار حالا...

239
00:17:43,660 --> 00:17:50,240
‫خوشحالم نمیکنه که یه هم میهنی رو محبوس کنم، اما نمیتونم بزارم آزاد بچرخی

240
00:17:50,240 --> 00:17:52,000
‫هم میهن؟

241
00:17:53,320 --> 00:17:56,240
‫برادران الریک، من خودم بقیه ی کارها رو انجام میدم....

242
00:17:57,800 --> 00:17:58,700
‫وینری

243
00:17:58,700 --> 00:18:00,260
‫احمق، ازش دور شو

244
00:18:00,260 --> 00:18:03,890
‫ولم کنید...چیزی نیست

245
00:18:03,890 --> 00:18:05,970
‫چطور خوبی؟

246
00:18:05,970 --> 00:18:07,890
‫خانم، از اون دور بشید

247
00:18:07,890 --> 00:18:10,420
‫لطفا بزارید باهاش صحبت کنم

248
00:18:11,880 --> 00:18:14,860
‫میخوام باهاش رو در رو صحبت کنم

249
00:18:27,560 --> 00:18:31,140
‫چرا پدر و مادرم رو کشتی؟

250
00:18:34,210 --> 00:18:36,890
‫مهم نیست کخه چی بگم، همش  عذر و بهانه هست

251
00:18:37,810 --> 00:18:41,900
‫حقیقت اینه که من راکبل ها رو کشتم

252
00:18:57,430 --> 00:18:58,630
‫اون چی بود؟

253
00:18:58,630 --> 00:19:00,490
‫ساختمونی نیست که ازش گزارشی دریافت کردیم

254
00:19:08,910 --> 00:19:13,000
‫خیلی بده، بیشتر از ۲۴ ساعت از اونی که قول دادیم این پائین هستیم

255
00:19:14,970 --> 00:19:17,000
‫داریم درباره ی ملکه ی بخی صحبت میکنیم

256
00:19:17,330 --> 00:19:20,070
‫مطمئنم راه خروج رو بسته

257
00:19:20,070 --> 00:19:21,830
‫تعجبی نداره که انقدر طول کشید بیام اینجا

258
00:19:21,830 --> 00:19:24,760
‫راهمون رو تو این تاریکی کورمال کورمال با چراغ پیدا کردیم

259
00:19:25,190 --> 00:19:29,350
‫به خاطر اینکه اونها میگفتن اگه چراغ روشن باشه یه هیولا حتما پیداش میشه

260
00:19:45,920 --> 00:19:47,490
‫خوش آمدید

261
00:19:47,490 --> 00:19:49,340
‫خداروشکر

262
00:19:49,340 --> 00:19:51,340
‫سریعا اون دو تا رو ببرید درمانگاه

263
00:19:51,340 --> 00:19:52,790
‫میبخشی که باعث زحمت شدیم...

264
00:19:52,790 --> 00:19:54,140
‫چیزی برای معذرت خواهی نیست

265
00:19:54,680 --> 00:19:58,380
‫فکر کردم بهتون گفتن بعد از ۲۴ ساعت راه رو ببندید؟

266
00:19:58,540 --> 00:20:01,920
‫اما

267
00:20:01,920 --> 00:20:04,720
‫هنوز ۲۴ ساعت نشده

268
00:20:08,100 --> 00:20:13,150
‫اما ژنرال آرمسترانگ بهم گفت که با این ساعت زمان بگیرم

269
00:20:23,010 --> 00:20:23,960
‫ژنرال

270
00:20:26,470 --> 00:20:28,460
‫واحد پیشروی سالم هستن؟

271
00:20:28,950 --> 00:20:30,910
‫فقط دو نفرشون

272
00:20:33,910 --> 00:20:34,920
‫فهمیدم

273
00:20:36,640 --> 00:20:38,240
‫اگه اشکالی نداره میتونم بپرسم برای چی اینجا هستید؟

274
00:20:38,790 --> 00:20:40,420
‫دارم به کوه ها نگاه میکنم

275
00:20:43,360 --> 00:20:45,430
‫زمستون اینجا قشنگه، اینطور نیست؟

276
00:20:45,600 --> 00:20:47,350
‫من فقط سیاهی و سفیدی میبینم

277
00:20:47,350 --> 00:20:49,900
‫خیلی ساده هست، خوشم میاد

278
00:20:50,470 --> 00:20:51,840
‫اینطور فکر نمیکنی؟

279
00:20:55,560 --> 00:20:57,870
‫اگه به بالا هم نگاه کنید زنگ آبی رو میبینید

280
00:21:00,930 --> 00:21:03,200
‫مثل قلب ادم میمونه، درسته؟

281
00:21:04,860 --> 00:21:08,450
‫واقعا متشکرم این دفعه بهمون وقت اضافه دادید ،قربان

282
00:21:09,580 --> 00:21:13,190
‫ها؟ نمیدونم در مورد چی صحبت میکنی

283
00:21:23,970 --> 00:21:25,760
‫مثل اینکه چند تا مهمون داریم

284
00:21:34,980 --> 00:21:36,300
‫خیلی وقته ندیدمت

285
00:21:36,720 --> 00:21:43,930
‫میبخشید که تو این موقعیت رسیدم، اما چیزی نیست که شما بخواید به ما توضیح بدین؟

286
00:21:54,780 --> 00:21:56,170
‫خیلی نزدیک نشید

287
00:21:56,170 --> 00:21:57,040
‫همه ی افراد ، برید عقب

288
00:22:06,010 --> 00:22:07,130
‫لعنت

289
00:22:07,130 --> 00:22:08,950
‫کیمیاگر تمام فلزی؟

290
00:22:09,540 --> 00:22:10,760
‫کیمبلی

291
00:22:10,760 --> 00:22:13,810
‫چرا مواظب وینری نبودی؟

292
00:22:15,760 --> 00:22:17,480
‫کیمبلی، پشت بام

