‫﻿۱
00:01:40,230 --> 00:01:45,150
‫کیمبلی، اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادته؟

2
00:01:45,150 --> 00:01:47,050
‫مثل اینکه جاهامون عوض شده

3
00:01:47,380 --> 00:01:49,210
‫نمیتونی من رو دست کم بگیری

4
00:01:52,210 --> 00:01:55,130
‫کیمبلی،حرومزاده

5
00:01:56,880 --> 00:01:59,870
‫چرا...چرا وینری اینجاست؟

6
00:01:59,870 --> 00:02:03,470
‫نزدک بود (اسکار) رو دستگیر کنیم اما الان اون وینری رو گروگان گرفته

7
00:02:03,470 --> 00:02:05,100
‫بروکنار

8
00:02:08,850 --> 00:02:09,940
‫احمق

9
00:02:11,520 --> 00:02:14,320
‫وایسا، کیمیاگر خونین

10
00:02:14,770 --> 00:02:17,400
‫ندیدی که وینری جلوی چشمات بود؟

11
00:02:20,880 --> 00:02:23,030
‫سر راهم قرار نگیر

12
00:02:33,350 --> 00:02:35,070
‫وایسا اسکار

13
00:02:35,070 --> 00:02:38,300
‫نزدیک اختمون نشید، خطرناکه

14
00:02:40,840 --> 00:02:41,510
‫برگردید

15
00:02:42,160 --> 00:02:44,260
‫کولاک داره میرسه، عجله کنید

16
00:02:51,340 --> 00:02:53,090
‫بازیگر با استعدادی هستی

17
00:02:53,410 --> 00:02:55,020
‫اون نقش بازی کردن نبود

18
00:02:55,840 --> 00:03:02,530
‫در حقیقت از خودم عصبانی ام که همچین موجود ترسویی هستم که چنین بازی کرد

19
00:03:05,130 --> 00:03:08,660
‫چرا پدر و مادرم رو کشتی؟

20
00:03:10,230 --> 00:03:12,920
‫مهم نیست که چی بگم همش چیزی یه جز بهانه نیست

21
00:03:13,620 --> 00:03:17,710
‫واقعیت اینه که من راکبل ها رو کشتم

22
00:03:18,100 --> 00:03:19,170
‫با این دست....

23
00:03:26,310 --> 00:03:30,680
‫دختر، تو حق کشتن من رو داری

24
00:03:42,740 --> 00:03:45,780
‫با این وضعیت به خاطر از دست دادن خون میمیری

25
00:03:45,780 --> 00:03:47,020
‫وینری

26
00:03:47,020 --> 00:03:47,940
‫میدونم

27
00:03:48,310 --> 00:03:52,460
‫اما مطمئنم که مامان و بابا هم همچین کاری میکردن

28
00:03:55,600 --> 00:03:58,200
‫زندگی ای هست که مامان و بابا نجات دادن

29
00:03:58,910 --> 00:04:00,880
‫مطمئنم که توش معنی ای وجود داره

30
00:04:01,990 --> 00:04:04,180
‫تو با نجات دادن من ، بخشیدیم؟

31
00:04:04,180 --> 00:04:08,180
‫فکر اشتباه نکن، نمیبخشمت که پدر و مادرم رو غیرعادلانه کشتی

32
00:04:20,110 --> 00:04:20,960
‫وینری....

33
00:04:22,190 --> 00:04:24,540
‫نران نباش، گریه نمیکنم

34
00:04:26,480 --> 00:04:30,870
‫بهت قول ندادم دفعه ی بعد که گریه میکنم، گریه ی شادی باشه؟

35
00:04:39,880 --> 00:04:41,360
‫هی اسکار

36
00:04:41,960 --> 00:04:50,970
‫بر عکس چیزی که وینری گفت، من میخوام که مه دهنت رو سرویس کنم و جنازه ات رو بکشم ببرم سر قبر راکبلها

37
00:04:56,050 --> 00:04:57,800
‫باید با مرکز فرماندهی تماس بگیرم؟

38
00:04:57,800 --> 00:04:58,500
‫آره

39
00:04:58,840 --> 00:05:00,980
‫فکر کنم اسمت مایلز بود؟

40
00:05:02,270 --> 00:05:03,820
‫میتونیم چیزی ازت بپرسم؟

41
00:05:04,220 --> 00:05:05,240
‫چی؟

42
00:05:06,380 --> 00:05:08,740
‫بهم گفتی هم میهن، درسته؟

43
00:05:09,360 --> 00:05:10,230
‫اره

44
00:05:10,530 --> 00:05:12,950
‫پدر بزرگم یه ایشبالیانی کامل بود

45
00:05:15,090 --> 00:05:19,330
‫دوست داشتم تو موقعیت دیگه ای همدیگه رو ملاقات میکردیم، برادر چشم قرمز

46
00:05:21,190 --> 00:05:24,130
‫چرا طرف ارتش آمستریان هستی؟

47
00:05:27,310 --> 00:05:32,810
‫چون میخوام دیدگاه مردم نسبت به ایشبالانی ها رو عوض کنم

48
00:05:36,150 --> 00:05:39,560
‫شک دارم مردم به این راحتی نظرشون عوض بشه

49
00:05:41,180 --> 00:05:43,320
‫نمیدونم چقدر طول میکشه

50
00:05:44,020 --> 00:05:47,840
‫اما چیزهایی هست که مردی مثل من که ترکیبی از نژادهای گوناگونه میتونه انجام بده

51
00:05:48,760 --> 00:05:52,870
‫من مثل یه ریگ ایشبالیانی بیشتر نیستم که در ارتش آمستریس قرار گرفته

52
00:05:53,360 --> 00:05:57,920
‫اما مواقعی هست که یک موج کوچیک میتونه تبدیل به یک موج عظیم بشه

53
00:06:00,290 --> 00:06:07,340
‫و خنده داریش اینه که، کسی که باعث شد من این رو بفهمم یه آمستریانی اصیل بود

54
00:06:11,430 --> 00:06:16,260
‫من فقط یه آدمی هستم که از تنفر ساخته شده ، مردی که از جنگ داخلی به وجود اومد

55
00:06:18,490 --> 00:06:21,230
‫خوشحالم کسی مثل تو وجود داره

56
00:06:23,610 --> 00:06:24,430
‫ستوان

57
00:06:27,700 --> 00:06:28,670
‫مرکز؟

58
00:06:28,670 --> 00:06:30,110
‫مایلز صحبت میکنه

59
00:06:30,780 --> 00:06:33,030
‫ما اسکار رو در ساختمانی در بخش دی دستگیر کردیم

60
00:06:33,510 --> 00:06:35,370
‫به کیمبلی اصلاع بدید

61
00:06:39,270 --> 00:06:43,270
‫مهم نیست شرایط تو چطوری هست، نمیتونم رهات کنم

62
00:06:43,850 --> 00:06:45,880
‫تو حق محاکمه شدن و محکوم شدن رو داری

63
00:06:45,880 --> 00:06:47,040
‫وایسا

64
00:06:47,570 --> 00:06:48,260
‫تو کی هستی؟

65
00:06:49,560 --> 00:06:50,420
‫می

66
00:06:51,500 --> 00:06:52,730
‫دکتر مارکو

67
00:06:53,320 --> 00:06:56,280
‫لطفا اون مرد رو نبرید

68
00:07:00,250 --> 00:07:03,270
‫آقای کیمبلی ، این بد هست

69
00:07:03,670 --> 00:07:07,030
‫ابرها خیلی سریع دارن حرکت میکنن، هوا در حال بد شدن هست

70
00:07:09,600 --> 00:07:10,860
‫پس عجله کنید

71
00:07:12,240 --> 00:07:13,780
‫رمزگشایی مدارک تحقیقاتی؟

72
00:07:14,360 --> 00:07:20,290
‫فهمیدن تحقیقاتی که ترکیبی از کیمیاگری آمستریس و ژِنگ هست

73
00:07:20,720 --> 00:07:24,940
‫اما قسمتهای اساسی به خط باستانی ایشبالی نوشته شده

74
00:07:25,640 --> 00:07:28,270
‫تنها کسی که میتونه این رو بخونه اسکار هست

75
00:07:28,270 --> 00:07:29,220
‫پس...

76
00:07:32,310 --> 00:07:34,190
‫تو دختری هستی که کیمیاگری شرقی بلده، درسته؟

77
00:07:34,780 --> 00:07:37,790
‫دستور ارم که تو رو به دژ ببرم

78
00:07:37,790 --> 00:07:39,790
‫ها؟ من؟

79
00:07:40,210 --> 00:07:41,360
‫نگران نباش

80
00:07:41,730 --> 00:07:43,680
‫دستور دارم که ازت خوب مراقبت کنم

81
00:07:44,060 --> 00:07:47,380
‫حالا...اگه اسکار دستگیر نشه....

82
00:07:47,860 --> 00:07:51,570
‫و همینطور اگه ا نزاریم اونها بفهمن مارکو اینجاست....

83
00:07:53,020 --> 00:07:57,740
‫ممکنه مخفی کردنشون تو بریگز الان بهتر باشه

84
00:07:57,740 --> 00:08:00,640
‫وایسا، چی؟

85
00:08:00,640 --> 00:08:02,710
‫اون رو هم میبری؟

86
00:08:03,410 --> 00:08:06,080
‫مگه احتیاج ندارید که اون مدارک رو براتون رمزگشایی کنه؟

87
00:08:06,790 --> 00:08:09,170
‫فکر کردن به اینکه از اون کمک بخوایم حالم رو بهم میزنه......

88
00:08:09,170 --> 00:08:11,660
‫- چرا ندیمش به کیمبلی و

89
00:08:11,160 --> 00:08:12,590
‫یه دایره ی تبدیل که از این کشور ساخته شده

90
00:08:13,920 --> 00:08:16,260
‫و همینطور تاریخ این کشور

91
00:08:16,760 --> 00:08:19,110
‫همه چیز رو از ژنرال آرمسترانگ شنیدم

92
00:08:19,810 --> 00:08:23,700
‫یه چیزی داره اتفاق میفته، چیزی که شامل تمام آمستریس هست

93
00:08:24,460 --> 00:08:28,780
‫رمزگشایی این اسناد از هر چیزی مهمتر نیست؟

94
00:08:30,860 --> 00:08:34,550
‫خودم خوب میدونم که خانم راکبل گروگان گرفته شده

95
00:08:35,220 --> 00:08:39,580
‫اگه این کارو الان انجام بدیم، میتونیم تقصیر رو گردن کیمبلی بندازیم  اون وینری رو برای مدتی مخفی کنیم

96
00:08:46,160 --> 00:08:50,920
‫اسکار، اگه کمکمون کنی ، میتونیم زمان محاکمه ات رو به تاخیر بندازیم

97
00:08:51,450 --> 00:08:52,220
‫چی میگی؟

98
00:08:53,550 --> 00:08:56,340
‫هیچ انتخاب دیگه ای ندارم، دارم؟

99
00:08:57,170 --> 00:08:58,970
‫قول میدم همکاری کنم

100
00:09:00,310 --> 00:09:01,850
‫واقعا قصدش رو داری؟

101
00:09:02,600 --> 00:09:07,350
‫به خون ایشبالی ام قسم میخورم، برادر چشم قرمز من

102
00:09:08,470 --> 00:09:09,790
‫خوب، اینطوری شد

103
00:09:10,320 --> 00:09:14,610
‫متاسفم، اما باید یه مدت دیگه بیشتر صبر کنی که اون محاکمه بشه

104
00:09:15,700 --> 00:09:16,280
‫عیب نداره

105
00:09:18,760 --> 00:09:21,560
‫آره، اون دو تا رو یادم رفت

106
00:09:21,860 --> 00:09:22,620
‫بکشیدشون

107
00:09:22,620 --> 00:09:23,320
‫باشه

108
00:09:23,320 --> 00:09:24,540
‫هی

109
00:09:24,540 --> 00:09:27,610
‫صبر کنید، نباید بکشیدشون

110
00:09:27,610 --> 00:09:29,730
‫اگه زندشون بزاریم چیزی بدست نمیاریم

111
00:09:29,730 --> 00:09:30,250
‫تند باش

112
00:09:30,250 --> 00:09:34,870
‫این که در مورد بدست آوردن و از دست دادن نیست، نمیتونی کاری به جز کشتنشون انجام بدی؟

113
00:09:35,950 --> 00:09:38,540
‫برای ما دلسوزی میکنید، ها؟

114
00:09:38,540 --> 00:09:42,090
‫احتیاجی برای اینکار نیست، تو فقط بچه ای هستی که هیچی نمیدونی

115
00:09:42,600 --> 00:09:45,770
‫هیچ آینده ای برای ما متصور نیست با این بدنهایی که داریم

116
00:09:45,770 --> 00:09:47,550
‫اگه میخواید بکشیدمون، سریع باشید

117
00:09:49,190 --> 00:09:52,900
‫شما هیچ خانواده و یا کسانی که براتون مهم هستن ندارید؟

118
00:09:52,900 --> 00:09:54,180
‫البته که داریم

119
00:09:54,620 --> 00:09:58,330
‫اما موقعی که به این شکل در اومدیم، به مردم اعلان شد که مردیم

120
00:09:58,870 --> 00:10:00,030
‫از اون موقع دیگه ندیدمشون

121
00:10:00,560 --> 00:10:02,430
‫نمیخواید که ببینیدشون؟

122
00:10:02,430 --> 00:10:05,790
‫حتی اگه بخوایم کاری نیست که بتونیم انجام بدیم، یه نگاه به ما بکنید

123
00:10:06,650 --> 00:10:11,510
‫پس شما نمیخواید که به شکل قبلیتون برگردید؟

124
00:10:11,510 --> 00:10:14,200
‫پس با اون بدنها مشکلی ندارین؟

125
00:10:14,200 --> 00:10:15,470
‫معلومه که اینطور نیست

126
00:10:15,470 --> 00:10:17,550
‫معلومه که میخوایم به حالت طبیعی برگردیم

127
00:10:18,590 --> 00:10:20,110
‫پس این جواب شماست

128
00:10:21,260 --> 00:10:24,970
‫لطفا طوری صحبت نکنید که انگار تسلیم شدید

129
00:10:24,970 --> 00:10:28,950
‫شما حتی در مورد برگشتن به حالت طبیعیتون هم تحقیق نکردید

130
00:10:30,660 --> 00:10:33,100
‫تو از کجا میدونی که ما چه احساسی داریم؟

131
00:10:33,100 --> 00:10:35,150
‫- امکان نداره

132
00:10:40,890 --> 00:10:42,310
‫من میخوام بدنم رو پس بگیرم

133
00:10:42,720 --> 00:10:46,350
‫مهم نیست که چند سال زمان میبره، تسلیم نمیشم

134
00:10:48,300 --> 00:10:49,260
‫ستوان

135
00:10:50,810 --> 00:10:51,660
‫چیه؟

136
00:10:51,660 --> 00:10:52,380
‫خوب نیست

137
00:10:52,900 --> 00:10:54,140
‫داره کولاک میشه

138
00:10:54,790 --> 00:10:57,880
‫راهپیمایی تو کولاک با تجهیزاتی که داریم غیر ممکنه

139
00:10:58,480 --> 00:11:00,870
‫با این وضعیت، نمیتونیم به دژ برگردیم

140
00:11:01,950 --> 00:11:03,140
‫چکار کنیم؟

141
00:11:03,520 --> 00:11:05,780
‫این یه شهر معدن کاری نست؟

142
00:11:05,780 --> 00:11:08,140
‫چرا از راه زیرزمینی معدن استفاده نکنیم؟

143
00:11:09,810 --> 00:11:11,340
‫چی؟

144
00:11:11,770 --> 00:11:17,850
‫چون معدن بزرگی هست فکر کردم شاید راهی باشه که از کوهستان رد بشه

145
00:11:19,020 --> 00:11:20,700
‫فکر کردم...

146
00:11:20,150 --> 00:11:21,250
‫همینه

147
00:11:20,700 --> 00:11:22,280
‫یوکی

148
00:11:22,280 --> 00:11:24,990
‫هر چی باشه قبلا خودم یه معدن داشتم

149
00:11:25,780 --> 00:11:28,750
‫این میشه، معدن از  آنسوی کوهستان خارج میشه

150
00:11:28,750 --> 00:11:29,790
‫خوب

151
00:11:30,330 --> 00:11:33,670
‫اگه با سرازهای بریگز مواجه شدید این رو بدید بهشون

152
00:11:34,690 --> 00:11:38,460
‫موقعیت اینجا رو گفتم برای همین باید بهتون پناه بدن

153
00:11:38,460 --> 00:11:39,710
‫ممنون

154
00:11:40,920 --> 00:11:43,680
‫فکر کنم تنها چیزی که باید بهش فکر کنیم این دختر هست

155
00:11:44,580 --> 00:11:53,230
‫اگه اون با ما بیاد، مضنونان اصلی در گم شدنش برادران الریک نیستن؟

156
00:11:54,150 --> 00:11:55,480
‫ما نقشه ی یه چیزی کشیدیم

157
00:11:55,480 --> 00:11:59,210
‫نمیخوام خیلی از خود تعریف کنم اما ما همونطور که میتونیم حرف بزنیم میتونیم عمل هم کنیم

158
00:11:59,210 --> 00:12:02,930
‫نه، کیمبلی مرد خیلی مشکوکی هست

159
00:12:03,320 --> 00:12:06,120
‫اگه خیلی خوب نقشه نکشیم اون ممکنه بیشتر مظنون بشه

160
00:12:13,540 --> 00:12:17,180
‫شاید این عجیب باشه که من بگم......

161
00:12:17,840 --> 00:12:19,090
‫اما....

162
00:12:20,520 --> 00:12:23,970
‫اگه من به وسیله ی اسکار دزدیده بشم چی میشه؟

163
00:12:30,840 --> 00:12:32,560
‫دزدیده شدن؟

164
00:12:33,030 --> 00:12:34,840
‫پس...منظورت اینه که....

165
00:12:35,270 --> 00:12:37,930
‫ما آزادش کنیم و....

166
00:12:37,930 --> 00:12:46,120
‫آره، اون من رو گرفته و فرار میکنه و تو وانمود میکنی که نا امیدانه میخوای جلوش رو بگیری.....

167
00:12:46,800 --> 00:12:47,570
‫یا همچین چیزی

168
00:12:47,570 --> 00:12:50,040
‫فکر میکنی که ما میزاریم که همچین کار خطرناکی رو انجام بدی؟

169
00:12:49,240 --> 00:12:51,200
‫من همین الانش هم گروگانم

170
00:12:51,590 --> 00:12:55,040
‫باید زندگی ام رو بندازم توی خطر تا فرار کنم و با اینکه هیچوقت اتفاق نمیفته

171
00:12:55,040 --> 00:12:57,190
‫اما با اسکار؟

172
00:12:57,190 --> 00:13:00,670
‫آره، لازم نیست زندگیت رو تو خطر بندازی

173
00:13:00,840 --> 00:13:05,340
‫بسه دیگه همش میخواید همه کاری رو خودتون  بکنید، دیگه خسته شدم

174
00:13:08,340 --> 00:13:11,960
‫تند باشید تصمیم بگیرید، کولاک داره نزدیک میشه

175
00:13:12,510 --> 00:13:15,120
‫به زودی حتی نمیتونیم از این ساختمون بریم بیرون

176
00:13:20,380 --> 00:13:21,900
‫دسته ی کیمبلی اینجا هستن

177
00:13:25,250 --> 00:13:27,040
‫لعنتی

178
00:13:27,430 --> 00:13:30,480
‫اسکار اگه اتفاقی بیفته...

179
00:13:30,480 --> 00:13:33,370
‫میدونم، میخوام سر قولم بمونم

180
00:13:38,090 --> 00:13:39,080
‫میتونی....

181
00:13:40,830 --> 00:13:42,590
‫میتونی ما رو هم همراهتون ببرید؟

182
00:13:43,970 --> 00:13:46,340
‫میفهمم که بهمون اطمینان ندارید

183
00:13:46,340 --> 00:13:49,460
‫برای همین میتونید دست و پامون رو ببندید

184
00:13:50,160 --> 00:13:53,520
‫کیمبلی به کسائی که کارشون رو نمیتونن انجام بدن رحم نمیکنه

185
00:13:53,520 --> 00:13:55,430
‫به هر حال کشته میشیم

186
00:13:55,430 --> 00:13:56,350
‫تازه...

187
00:13:56,930 --> 00:13:58,940
‫نمیخوایم که تسلیم هم بشیم

188
00:14:01,710 --> 00:14:03,230
‫میتونیم بهتون اطمینان کنیم درسته؟

189
00:14:04,690 --> 00:14:10,320
‫اگه شما دو تا بخواید سر راهمون قرار بگیرید این کشور از بین میره

190
00:14:10,700 --> 00:14:13,490
‫همراه با آدمهایی که شما دو تا عزیز میدونید

191
00:14:14,370 --> 00:14:16,500
‫وایسا، منظورت چیه؟

192
00:14:17,030 --> 00:14:20,160
‫مرکز هیچوقت بهمون همچین چیزی نگفت

193
00:14:20,160 --> 00:14:23,040
‫جزئیات رو بهمون بگید، اینجا چه خبره؟

194
00:14:31,140 --> 00:14:32,330
‫اینطوری خوبه؟

195
00:14:33,090 --> 00:14:36,450
‫آره، ما هم اینطوری احساس امنیت بیشتری میکنیم

196
00:14:37,620 --> 00:14:40,230
‫اسکار، میخوایم که تو هم وانمود کنی

197
00:14:40,830 --> 00:14:42,230
‫میدونم

198
00:14:42,230 --> 00:14:46,480
‫قولی رو که سر خون ایشبالانی ات خوردی نگه دار

199
00:14:52,620 --> 00:14:54,910
‫هی، باد گوشواره ات رو در بیاری

200
00:14:56,350 --> 00:14:58,030
‫از فلز هستن، درسته؟

201
00:14:58,410 --> 00:15:00,540
‫اگه درشون نیاری، یخ میزنی

202
00:15:09,050 --> 00:15:09,830
‫اد

203
00:15:11,930 --> 00:15:13,550
‫اینها رو برای من نگه دار

204
00:15:16,000 --> 00:15:17,470
‫تو دژ منتظرت هستم

205
00:15:28,530 --> 00:15:30,490
‫کیمبلی، حرومزاده

206
00:15:30,490 --> 00:15:33,590
‫چرا هوای وینری رو نداشتی؟

207
00:15:48,730 --> 00:15:51,500
‫من نگران زانپانو و جرسو هستم

208
00:15:51,930 --> 00:15:55,760
‫یا به وسیله ی اسکار کشته شدن و یا اینکه به خاطر کولاک نمیتونن حرکت کنن

209
00:15:55,760 --> 00:15:58,280
‫اسکار هم نباید بتونه حرکت کنه

210
00:15:58,280 --> 00:16:00,860
‫باید یه جائی توی این شهر باشه

211
00:16:00,860 --> 00:16:04,020
‫ما باید تا زمانی که اینجائیم نقشه ی جستجومون رو بکشیم

212
00:16:05,170 --> 00:16:08,580
‫کولاک واقعا نجاتمون داد...

213
00:16:09,330 --> 00:16:11,950
‫امیدوارم همتون سالم به دژ برسید

214
00:16:13,060 --> 00:16:16,120
‫ستوان مایلز، یه تلفن از بریگز دارید

215
00:16:19,870 --> 00:16:20,760
‫مایلز صحبت میکنه

216
00:16:23,730 --> 00:16:24,580
‫چی؟

217
00:16:29,340 --> 00:16:33,340
‫پس تو دختر اون راکبل ها هستی

218
00:16:33,930 --> 00:16:36,090
‫درباره ی پدر و ماردم چیزی شنیدید؟

219
00:16:36,090 --> 00:16:41,600
‫هیچ دکتری تو ایشبال نبود که در مورد اونها چیزی ندونه

220
00:16:42,080 --> 00:16:45,600
‫اونها کارشون رو بدون اینکه توجهی به زندگیشون داشته باشن انجام میدادن

221
00:16:47,940 --> 00:16:50,530
‫نمیبخشمت که پدر و مادرم رو غیرعادلانه کشتی

222
00:16:52,400 --> 00:16:54,870
‫باید تحمل کنی

223
00:16:54,870 --> 00:16:58,180
‫میخوای بهم بگی که ارتش رو به خاطر کاری که انجام داد ببخشم؟

224
00:16:58,180 --> 00:17:00,540
‫تحمل کردن و بخشیدن دو تا چیز مختلف هست

225
00:17:00,540 --> 00:17:03,160
‫بی عدالتی در جامعه رو نباید ببخشی

226
00:17:03,160 --> 00:17:05,750
‫به عنوان یه انسان، باید این اتفاقات رو خوار بشماری

227
00:17:05,750 --> 00:17:08,670
‫با اینحال باید تحمل کنی

228
00:17:08,670 --> 00:17:11,960
‫باید زنجیره ی دشمنی رو تموم کنی

229
00:17:12,260 --> 00:17:16,870
‫اگه احساس بد خیلی زیادی جمع بشه، میتونه تمام دنیا رو تحت تاثیر قرار بده

230
00:17:17,420 --> 00:17:22,470
‫اما به معنی دیگه، ممکنه احساسات مثبت هم جمع بشه و دنیا رو به اون سمت ببره

231
00:17:23,720 --> 00:17:27,550
‫برای همین هست که در مورد کیمیاگری نحقیق میکنم

232
00:17:31,420 --> 00:17:33,320
‫رسیدیم

233
00:17:33,970 --> 00:17:35,570
‫اینجا کجائه؟

234
00:17:36,220 --> 00:17:38,450
‫مکانی برای متصدی معدن

235
00:17:38,450 --> 00:17:39,600
‫اینجا باید باشه...

236
00:17:39,600 --> 00:17:41,160
‫پیداش کردم

237
00:17:41,160 --> 00:17:44,230
‫دیدی؟ یه نقشه ی کامل از معدن

238
00:17:44,710 --> 00:17:46,250
‫به نظر خیلی پیچیده هست

239
00:17:46,250 --> 00:17:48,240
‫نمیفهمم چی  کجا میره

240
00:17:48,240 --> 00:17:51,090
‫ما فقط باید از این راه بریم، فهمیدید؟

241
00:17:51,090 --> 00:17:53,570
‫پسر، تو خیلی حالیته

242
00:17:54,570 --> 00:17:55,970
‫پس چی فکر کردین

243
00:17:56,550 --> 00:18:00,940
‫با این، سریعتر از اونی که فکرش رو میکردیم میتونیم به اونطورف کوهستان بریم

244
00:18:01,980 --> 00:18:08,440
‫دکتر مارکو......فکر میکنی اون مدارک  تحقیقاتی چیزی داره که بتونیم بدنمون رو به حالت اولش برگردونیم؟

245
00:18:08,900 --> 00:18:10,350
‫امکانش هست

246
00:18:10,790 --> 00:18:14,190
‫سخته بشه بگی چون با اون کیمیاگری که ما باهاش آشنا هستیم نیست

247
00:18:14,190 --> 00:18:16,370
‫دکتر من ایمان دارم

248
00:18:16,370 --> 00:18:19,420
‫واقعا میخوام که خانواده ام رو ببینم

249
00:18:20,320 --> 00:18:23,030
‫با اینکه زنت همیشه تو رو تحت کنترل داشته؟

250
00:18:23,030 --> 00:18:25,830
‫احتمالا فقط میخوای که دخترت رو ببینی

251
00:18:25,830 --> 00:18:31,390
‫ببین که داره همچین حرفی میزنه، هر وقتی مست میکنی انقدر اخلاقت گنده میشه که پسرت هم از دستت شاکی میشه

252
00:18:31,390 --> 00:18:33,670
‫هنوز جرات داری که ببینیش؟

253
00:18:33,670 --> 00:18:35,490
‫این خیلی بیرحمانه بود

254
00:18:38,140 --> 00:18:40,240
‫چییز شده می؟

255
00:18:40,630 --> 00:18:41,500
‫نه

256
00:18:42,800 --> 00:18:47,980
‫نمیدونم وقتی برگردم وقتی مردم من منتظر هستن....

257
00:18:50,980 --> 00:18:54,740
‫سنگ کیمیا از آدم زنده درست میشه

258
00:18:55,060 --> 00:18:57,990
‫نباید همچین چیزی رو بخوام

259
00:18:58,530 --> 00:19:01,320
‫حتی اگه یه سنگ واقعی رو همراه خودم نبرم،  و بهشون راه ساخت یکی رو نشون بدم

260
00:19:01,320 --> 00:19:04,720
‫امپراطور بدون معطلی یکی درست میکنه

261
00:19:05,330 --> 00:19:08,380
‫با قربانی کردن تعداد زیادی آدم....

262
00:19:10,160 --> 00:19:13,580
‫جاودانگی...چکار باید بکنم؟

263
00:19:13,580 --> 00:19:18,840
‫جواب این هم شاید تو این تحقیقات باشه

264
00:19:19,450 --> 00:19:22,700
‫پس بیاید تا میتونیم سریعتر بریم دژ تا رمزگشاییشون کنیم

265
00:19:23,330 --> 00:19:24,440
‫درست میگی

266
00:19:24,440 --> 00:19:27,230
‫دژ دیگه امن نیست؟

267
00:19:27,230 --> 00:19:30,850
‫ژنرال آرمسترانگ به مرکز فرخوانده شده

268
00:19:31,440 --> 00:19:34,290
‫یه عالمه سرباز هم الان در دژ مستقر شدن

269
00:19:34,910 --> 00:19:37,870
‫کیمبلی حتما این پیشنهاد رو داده

270
00:19:37,870 --> 00:19:42,030
‫تو دژ یه عالمه تلفن کرد

271
00:19:42,710 --> 00:19:45,620
‫وایسا، اگه ژنرال دیگه اونجا نیست....

272
00:19:46,070 --> 00:19:49,870
‫یه افسر با وفا به برادلی اونجا مستقر میشه

273
00:19:49,870 --> 00:19:51,660
‫پس وینری و بقیه....

274
00:19:51,660 --> 00:19:54,220
‫الان مخفی کردن اونها در اونجا خیلی سخت تر میشه

275
00:19:54,520 --> 00:19:57,670
‫اون سختی فقط یک قسمتش هست، اگه همه چیز بدتر بشه ممکنه که گیر دشمن بیفتن

276
00:20:01,910 --> 00:20:04,430
‫باید یه جوری خبرشون کنیم

277
00:20:04,430 --> 00:20:07,930
‫تو این کولاک رفتن دنبالشون غیر ممکنه

278
00:20:07,930 --> 00:20:10,040
‫اما نمیتونیم بیخیالش هم بشیم

279
00:20:10,040 --> 00:20:11,330
‫من میرم

280
00:20:11,330 --> 00:20:14,040
‫یه تازه وارد نباید کولاک رو دست کم بگیره

281
00:20:14,040 --> 00:20:17,270
‫در عرض چند دقیقه تمام قدرتت رو میمکه، و میزرت که یخ بزنی و بمیری

282
00:20:18,360 --> 00:20:20,050
‫یه امکان دیگه هم هست

283
00:20:21,250 --> 00:20:27,220
‫اینجا یه نفر دیگه هم هست که بدنش نه خسته میشه و نه یخ میزنه

284
00:20:35,090 --> 00:20:37,180
‫بدتر از اونیه که فکرش رو میکردم....

285
00:20:37,590 --> 00:20:41,010
‫حالا این علامت کجائه....

286
00:20:41,910 --> 00:20:42,820
‫اینجا

287
00:20:49,900 --> 00:20:51,810
‫برف همه جا میوزه نمیتونم جایی رو ببینم

288
00:21:18,810 --> 00:21:21,300
‫این چی بود؟ بدنم؟

289
00:21:24,050 --> 00:21:24,930
‫چرا؟

290
00:21:25,630 --> 00:21:30,470
‫غیر ممکنه که روحی رو در بدنی که براش نیست قرار بدی

291
00:21:31,670 --> 00:21:35,130
‫بدنی که روح نداشته باشه...

292
00:21:35,520 --> 00:21:36,720
‫یه عکس العمل رد کردن

293
00:21:39,020 --> 00:21:41,940
‫بدن قدیمی ام داره روح ام رو میکشه طرف خودش

294
00:21:45,950 --> 00:21:49,030
‫تند باش، خودت رو جمع و جور کن

295
00:21:52,620 --> 00:21:53,450
‫باید عجله کنم

296
00:21:58,370 --> 00:22:00,830
‫آلفونس الریک

297
00:22:03,340 --> 00:22:05,920
‫ادوارد لریک

298
00:22:08,310 --> 00:22:09,470
‫و....

299
00:22:10,970 --> 00:22:13,690
‫ون هوهنهایم

300
00:22:14,350 --> 00:22:19,230
‫ایزومی کورتیس هم خودش یه امکان هست

301
00:22:23,520 --> 00:22:25,310
‫فقط یکی دیگه

302
00:22:26,000 --> 00:22:36,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

303
00:23:57,760 --> 00:24:00,120
‫حرکتی به سوی دنیای ناشناخته

304
00:24:00,120 --> 00:24:03,570
‫به خاطر اینکه قلب کسی چیز جدیدی رو جستجو میکنه

305
00:24:04,070 --> 00:24:07,370
‫یه آدم نمیتونه بر عکس خواست قبلی اش عمل کنه

306
00:24:07,370 --> 00:24:11,170
‫اما جنگ همیشه در آن لحظه به وجود میاد

307
00:24:11,990 --> 00:24:16,390
‫قسمت بعد کیمیاگر تمام فلزی

308
00:24:16,390 --> 00:24:19,290
‫قسمت ۴۰: هومونکلوس

