‫﻿۱
00:01:32,360 --> 00:01:34,070
‫روز موعود در حال نزدیک شدن بود

2
00:01:35,100 --> 00:01:40,330
‫مردم برای روزی که سرنوشتشون تعیین میشد در حال آماده شدن بودن

3
00:01:41,960 --> 00:01:46,020
‫زمان گذشت و الان بهار شده

4
00:01:46,020 --> 00:01:49,260
‫بالاخره روز موعود در حال رسیدن بود

5
00:01:58,090 --> 00:01:59,680
‫یه جور جشن؟

6
00:01:59,680 --> 00:02:03,050
‫جشن پشم چینی، یه جشن محلی در رزمبول که هر بهار انجام میشه

7
00:02:03,890 --> 00:02:07,820
‫متاسفم که همچین چیزی رو دارم میپرسم اما میتونیک تانکر آبمون رو پر کنیم

8
00:02:07,820 --> 00:02:08,870
‫البته

9
00:02:08,870 --> 00:02:10,230
‫هر چقدر دلتون میخاد بردارید

10
00:02:10,520 --> 00:02:12,400
‫خوب، تانکرهای آب رو بیارید

11
00:02:16,280 --> 00:02:17,070
‫یک، دو...

12
00:02:17,810 --> 00:02:18,780
‫سه

13
00:02:37,090 --> 00:02:38,760
‫مثل اینکه کسی خونه نیست

14
00:02:39,870 --> 00:02:41,090
‫رسیدیم خانم

15
00:02:57,040 --> 00:02:58,490
‫خونه ی عزیز

16
00:03:04,580 --> 00:03:07,290
‫پسر اینجا پر از اتومیله

17
00:03:07,500 --> 00:03:09,400
‫لطفا به اونهایی که هنوز تموم نشدن دست نزنید

18
00:03:22,020 --> 00:03:23,930
‫اینجا خیلی گردو خاک نشسته...

19
00:03:39,650 --> 00:03:40,280
‫چی شده؟

20
00:03:41,960 --> 00:03:43,520
‫ادوارد الریک؟

21
00:03:45,160 --> 00:03:46,200
‫متجاوزها؟

22
00:03:47,080 --> 00:03:48,240
‫آخخخخخخ

23
00:03:49,980 --> 00:03:51,750
‫دارین چه غلطی میکنید؟

24
00:03:52,020 --> 00:03:52,940
‫لین؟

25
00:03:53,900 --> 00:03:56,130
‫اگه درست یادم باشه شما دو تا برای کیمبلی کار میکردید

26
00:03:56,130 --> 00:03:56,750
‫ها؟

27
00:03:57,930 --> 00:04:00,630
‫شماها....از بریگز هستین

28
00:04:01,310 --> 00:04:03,130
‫ماها رو تا اینجا تعقیب کردید؟

29
00:04:04,430 --> 00:04:05,880
‫وایسا!وایسا!وایسا!وایسا

30
00:04:05,880 --> 00:04:06,630
‫اسلحه هاتون رو بزارید زمین

31
00:04:06,630 --> 00:04:10,160
‫هی اد...چه اتفاقی افتاده؟

32
00:04:10,160 --> 00:04:12,820
‫داستانش مفصله

33
00:04:12,820 --> 00:04:15,400
‫اون به کنار، تو اتاق من چه غلطی میکنی؟

34
00:04:15,700 --> 00:04:18,570
‫میخاستم وقتی دارم میخورم از منظره ی بیرون لذت ببرم

35
00:04:18,570 --> 00:04:20,730
‫گفتم اسلحه هاتون رو بزارید زمین

36
00:04:20,730 --> 00:04:22,220
‫داد نزن

37
00:04:22,850 --> 00:04:24,570
‫این سگه هم داره کرمون میکنه

38
00:04:26,070 --> 00:04:28,610
‫از اتاق من گم شید بیرون

39
00:04:40,800 --> 00:04:42,250
‫تو خیلی نگرانم کردی

40
00:04:42,860 --> 00:04:43,980
‫میدونم

41
00:04:43,980 --> 00:04:46,100
‫خوشحالم که سالم میبینمت

42
00:04:46,100 --> 00:04:48,050
‫آل همراهت نیست؟

43
00:04:50,670 --> 00:04:53,020
‫آل تو ایستگاه هستش

44
00:04:53,020 --> 00:04:54,560
‫همراه با ستوان مایلز

45
00:04:55,280 --> 00:04:56,720
‫اما به زودی حرکت میکنن

46
00:04:56,720 --> 00:04:58,580
‫اگه عجله کنی شاید به موقع برسی

47
00:05:04,870 --> 00:05:05,920
‫چیزی شده؟

48
00:05:06,540 --> 00:05:07,610
‫نمیری ببینیش؟

49
00:05:10,450 --> 00:05:12,920
‫ما فراری هایی هستیم که مرکز میخاشون

50
00:05:14,160 --> 00:05:16,230
‫خیلی بد میشه اگه کسی ببینمون

51
00:05:17,260 --> 00:05:18,360
‫اما...

52
00:05:30,390 --> 00:05:32,220
‫جشن پشم چینی گوسفندها...

53
00:05:32,830 --> 00:05:34,260
‫آدم رو یاد قدیم میندازه

54
00:05:36,630 --> 00:05:38,080
‫به زودی حرکت میکنیم

55
00:05:38,590 --> 00:05:39,400
‫باشه

56
00:05:43,000 --> 00:05:47,900
‫امیدوارم دفعه ی بعد که به این شهر میای بدنت رو پسدا کرده باشی

57
00:05:49,000 --> 00:05:49,980
‫ممنون

58
00:06:05,680 --> 00:06:06,860
‫وینری؟

59
00:06:12,350 --> 00:06:13,430
‫به خونه خوش اومدی

60
00:06:13,970 --> 00:06:15,190
‫ممنون

61
00:06:15,650 --> 00:06:18,040
‫میبخشی که نگرانتون کردم

62
00:06:20,380 --> 00:06:23,070
‫مثل اینکه آدمهای بی دقت بیشتری این دفعه اینجا داریم

63
00:06:23,070 --> 00:06:25,490
‫به خاطر دادو بیدادهای چند دقیقه پیش متاسفیم

64
00:06:25,880 --> 00:06:28,520
‫ما سربازهای بریگز هستیم

65
00:06:28,520 --> 00:06:31,240
‫به عنوان محافظ وینری اعزام شدیم

66
00:06:32,540 --> 00:06:34,930
‫تو لین ای...درسته؟

67
00:06:34,930 --> 00:06:35,970
‫چی؟

68
00:06:35,970 --> 00:06:37,910
‫تو این بابا رو میشناسی؟

69
00:06:40,560 --> 00:06:41,880
‫اسمم گریده

70
00:06:41,880 --> 00:06:42,960
‫از ملاقاتت خوشبختم

71
00:06:44,490 --> 00:06:45,550
‫ها؟

72
00:06:50,910 --> 00:06:54,560
‫اینها فعلا برای من کار میکنن

73
00:06:54,560 --> 00:06:56,310
‫چی شد که اومدی اینجا؟

74
00:06:56,310 --> 00:06:59,730
‫تا مطمئن شیم که اتومیلش درست حسابی بشه

75
00:07:00,020 --> 00:07:02,210
‫میدونی، برای بدترین شرایط

76
00:07:02,210 --> 00:07:03,770
‫وینری، بعدا یه نگاهی بهش بنداز

77
00:07:04,490 --> 00:07:09,400
‫تو جدیدا همه ی چیزهاش رو ساختی برای همین من نمیتونم خوب میزنونش کنم

78
00:07:10,640 --> 00:07:12,950
‫باشه مشکلی نیست

79
00:07:17,310 --> 00:07:18,390
‫اوه...

80
00:07:19,130 --> 00:07:21,370
‫پس مردم لیور دوباره سر و سامون گرفتن

81
00:07:22,050 --> 00:07:23,530
‫باعث خوشحالیه

82
00:07:23,530 --> 00:07:25,020
‫حقیقش رو بگم داشت اذیتم میکرد

83
00:07:28,090 --> 00:07:31,880
‫خوب، چرا آل همراه ستوان مایلز هستش

84
00:07:32,460 --> 00:07:36,920
‫شنیدم که بریگزی ها میخان تو تمیرنات مشترک با شرق یه کارهایی بکنن

85
00:07:37,440 --> 00:07:41,160
‫آل هم بهشون پیشنهاد کمک کرد، گفت که اونجا شاید چیزی باشه که اون بتونه توش کمک کنه

86
00:07:42,310 --> 00:07:43,320
‫اوه...

87
00:07:44,300 --> 00:07:48,240
‫پدرت هم جلوتر از اون به مرکز رفت

88
00:07:48,610 --> 00:07:53,860
‫شنیدم توی یه زاغه هست به  نام کاناما، باید برای گرفتن اطلاعات بیشتر به دیدنش بری

89
00:07:58,150 --> 00:08:00,970
‫روز موعود داره میرسه...درسته؟

90
00:08:04,720 --> 00:08:06,720
‫منم از گرید دربارش شنیدم

91
00:08:07,320 --> 00:08:13,760
‫روزی هست که شاید ما بتونیم بدنمون رو برگردونیم، و یا روزی میشه که یه بلای وحشتناک برای این ملت میفته

92
00:08:17,250 --> 00:08:18,120
‫هی...

93
00:08:19,660 --> 00:08:20,270
‫بله؟

94
00:08:21,720 --> 00:08:24,640
‫عمه و دن رو  بردار و به یه کشور دیگه فرار کن

95
00:08:27,060 --> 00:08:28,580
‫داری بهم میگی که فرار کنم؟

96
00:08:28,620 --> 00:08:30,430
‫طوری از فرار صحبت میکنی که انگار تسلیم شدی

97
00:08:30,970 --> 00:08:34,060
‫نمیتونی جلوی تهدید به این کشور رو بگیری؟

98
00:08:34,060 --> 00:08:35,520
‫جلوشون رو میگیرم

99
00:08:35,520 --> 00:08:38,120
‫اما هنوز یه درضد خیلی کمی هم هست که نشه کاری کرد

100
00:08:38,120 --> 00:08:40,290
‫پس صد در صدش کن

101
00:08:41,410 --> 00:08:44,580
‫میخاون که کار وحشتناکی بکنن،درسته؟

102
00:08:44,580 --> 00:08:47,290
‫همشون رو داغون کن و از کشورمون محافظت کن

103
00:08:47,750 --> 00:08:52,280
‫و موقعی که در حال اون کاری، بدنت رو برگردون و به خوبی و خوشی برگرد

104
00:08:52,280 --> 00:08:54,800
‫هر کاری میکنم که اون اتفاق بیفته

105
00:09:01,040 --> 00:09:03,430
‫طوری حرف میزنی انگار آب خوردنه

106
00:09:03,640 --> 00:09:04,650
‫چی؟

107
00:09:04,650 --> 00:09:07,100
‫- رفتارت اصلا مثل همیشه نیست

108
00:09:07,790 --> 00:09:08,860
‫هی اد

109
00:09:08,860 --> 00:09:12,650
‫خدایا، عجب زن اعصاب خورد کنی هستی

110
00:09:12,650 --> 00:09:13,650
‫اد

111
00:09:21,830 --> 00:09:24,200
‫زن خوبی اون بالا داری

112
00:09:24,590 --> 00:09:27,460
‫طوری صحبت میکنه که هر چیزی رو که در دنیاست میخاد، یه طمعکار واقعی

113
00:09:27,460 --> 00:09:31,240
‫موقعی که طمعکار بشی، شاید بعدا باعث دردسرت بشه

114
00:09:32,030 --> 00:09:32,860
‫اینو ببین

115
00:09:32,860 --> 00:09:35,870
‫میخاستم مرده رو زنده کنم، و اینم جایزه ی کارم بود

116
00:09:35,870 --> 00:09:37,200
‫اینطوری فکر میکنی؟

117
00:09:37,600 --> 00:09:43,670
‫خیلی وقت پیش کسی رو میشناختم که  میگفت" میخام پولدار باشم"، زنها رو میخام

118
00:09:43,670 --> 00:09:45,910
‫میخام از دنیا محافظت کنم...

119
00:09:45,910 --> 00:09:47,990
‫همه ی اینها  خواسته هستن

120
00:09:48,630 --> 00:09:50,230
‫یعنی، آرزو

121
00:09:51,420 --> 00:09:55,070
‫اگه از من بپرسی میگم اشتباه و راستی در حریص بودن نیست

122
00:09:56,070 --> 00:10:01,190
‫شما آدمها برا خودتون نوع مشخصی از حرص رو به خوب و بد تقسیم بندی میکنید، که باعث میشه درکش براتون سخت بشه

123
00:10:10,730 --> 00:10:12,670
‫حالا باید بری؟

124
00:10:12,670 --> 00:10:16,760
‫به هر حال ما میخاستیم امروز بریم

125
00:10:18,060 --> 00:10:21,780
‫برای میزون کردن ممنون

126
00:10:23,900 --> 00:10:28,730
‫اگه هوهنهایم رو دیدی پیغام تریشیا رو بهش برسون

127
00:10:28,900 --> 00:10:30,710
‫باشه

128
00:10:30,710 --> 00:10:32,240
‫اد،  من...

129
00:10:32,240 --> 00:10:34,700
‫تو پنهان شو

130
00:10:37,230 --> 00:10:41,510
‫بعد از اینکه روز موعود گذشت و همه چیز تموم شد برمیگردم خونه، پس...

131
00:10:42,240 --> 00:10:44,240
‫با کیک سیب تازه منتظرمون باش، باشه؟

132
00:10:47,310 --> 00:10:48,090
‫باشه

133
00:10:58,160 --> 00:10:59,970
‫کار امروز عجب سخت بود

134
00:11:00,150 --> 00:11:03,440
‫اما این واقعا چیزیه که ما باید الان روش تمرکز کنیم؟

135
00:11:04,050 --> 00:11:05,600
‫روز موعود داره میرسه

136
00:11:05,780 --> 00:11:07,320
‫کار دیگه ای نمیتونیم بکنیم

137
00:11:07,760 --> 00:11:09,810
‫دکتر مارکو و اسکار هنوز به دیدنمون نیومدن

138
00:11:10,530 --> 00:11:13,150
‫پسز...کدوم قبرستون هستن؟

139
00:11:16,970 --> 00:11:18,460
‫دکتر

140
00:11:18,460 --> 00:11:19,860
‫شماها هستین

141
00:11:20,160 --> 00:11:22,410
‫شماها هستین؟

142
00:11:22,410 --> 00:11:24,400
‫این همه مدت شم دو تا کجا رفته بودید؟

143
00:11:25,330 --> 00:11:26,410
‫میبخشی

144
00:11:27,620 --> 00:11:29,300
‫بیاید بریم به طرف مرکز

145
00:11:32,040 --> 00:11:35,510
‫اما یه چیزی عجیبه

146
00:11:35,510 --> 00:11:40,550
‫ما قبلا سرباز بودیم، اما الان با ایشبالیانی ها همکاری میکنیم

147
00:11:40,550 --> 00:11:41,860
‫درسته

148
00:11:42,450 --> 00:11:46,050
‫برای ما آمستریس زادگاهمونه

149
00:11:46,050 --> 00:11:47,510
‫ما اینجا خانوادمون هم هست

150
00:11:47,690 --> 00:11:55,110
‫اما اسکار که برعلیه کشور قیام کرده بود حالا داره برای محافظت ازش کار میکنه

151
00:11:55,110 --> 00:11:56,880
‫فکر اشتباهی نکن

152
00:11:56,880 --> 00:11:59,070
‫هدفم محافظت از این کشور نیست

153
00:11:59,070 --> 00:12:00,030
‫برای تغییرش کار میکنم

154
00:12:02,420 --> 00:12:05,920
‫اینکارو میکنم چون مردم این کشور وجود ایشبالانی ها رو بپذیرن

155
00:12:05,920 --> 00:12:09,950
‫نژادی که نمیپذیرنش

156
00:12:10,390 --> 00:12:14,960
‫برای تغییر دنیا باید خودت رو اول تغییر بدی

157
00:12:16,430 --> 00:12:19,420
‫اینطوری هست، آمستریانی

158
00:12:19,670 --> 00:12:21,000
‫ایشبالیانی؟

159
00:12:21,000 --> 00:12:21,930
‫چرا؟

160
00:12:22,490 --> 00:12:26,720
‫ما برای ماهها به جز وقت طلف کردن کاری نکردیم

161
00:12:27,970 --> 00:12:30,750
‫اونها کسانی هستن که هدفشون با ما یکی هست

162
00:12:44,980 --> 00:12:47,500
‫تمرین امسال هم مثل سالهای گذشته سودمند میتونه باشه، سرلشگر

163
00:12:49,120 --> 00:12:53,110
‫خوشحالم که امسال در شرق انجامش میدیم

164
00:12:53,650 --> 00:12:56,580
‫تمرین مشترک در شمال برای ما سخته

165
00:13:01,550 --> 00:13:03,520
‫همه چیز از طرف ما آماده هست

166
00:13:04,310 --> 00:13:05,920
‫ما هم همینطور

167
00:13:06,450 --> 00:13:09,550
‫بدبختانه یه مشکل کوچیک پیدا شده....

168
00:13:11,030 --> 00:13:12,100
‫پیدا شده؟

169
00:13:15,410 --> 00:13:19,690
‫برادلی کوچولو هم اینجاست که مارو نگاه کنه

170
00:13:22,340 --> 00:13:29,460
‫انتظار داشتم که یه نفر رده بالا تمرین رو نگاه کنه، چون نزدیک روز موعود هستیم...

171
00:13:30,930 --> 00:13:33,840
‫باید یه چیزی رو حلش کنیم

172
00:13:52,920 --> 00:13:54,290
‫باز هم اتفاق افتاد..

173
00:13:58,640 --> 00:14:02,770
‫تاخیر بین رویاها داره کمتر میشه

174
00:14:03,960 --> 00:14:05,190
‫باید عجله کنم

175
00:14:05,560 --> 00:14:07,740
‫باید بدنم رو برگردونم یا...

176
00:14:20,580 --> 00:14:23,410
‫اره، میتونم بوش رو حس کنم

177
00:14:23,410 --> 00:14:26,970
‫بوی شبیه برادر کوچیکه کیمیاگر تمام فلزی

178
00:14:28,830 --> 00:14:29,970
‫فرار میکنی؟

179
00:14:32,520 --> 00:14:33,370
‫خوب نیست

180
00:14:33,930 --> 00:14:36,430
‫تو موقعیتی نیستم که بجنگم

181
00:14:55,040 --> 00:14:56,950
‫این..چیه؟

182
00:15:01,970 --> 00:15:04,890
‫وقتی پای وقت شناسی میشه..

183
00:15:18,840 --> 00:15:22,850
‫میخام تا روز موعود تو رو آروم نگه دارم

184
00:15:23,490 --> 00:15:25,440
‫آلفونس الریک

185
00:15:44,100 --> 00:15:46,170
‫عصر بخیر ژنرال آرمسترانگ

186
00:15:48,920 --> 00:15:51,130
‫برای کسائی مثل تو چایی ندارم

187
00:15:55,410 --> 00:15:59,030
‫شاید به زودی بتونم به شام دعوتت کنم

188
00:15:59,030 --> 00:16:01,810
‫پس بالاخره تصمیم گرفتی قولی رو که صد سال پیش داده بودی عملی کنی؟

189
00:16:05,820 --> 00:16:10,820
‫نمیشه یا کلمه ی بزرگ این عمارت رو توصیف کرد، ثروت خانواده ی آرمسترانگ همیشه مبحوتم میکنه

190
00:16:11,740 --> 00:16:15,820
‫میتونی یه کارخونه رو توش جا بدی...نه، حتی به گردان رو میشه توش جا داد

191
00:16:18,650 --> 00:16:20,830
‫اگه اتفاقی برام افتاد

192
00:16:21,530 --> 00:16:25,040
‫میتونی کل عمارت رو برداری

193
00:16:25,040 --> 00:16:27,280
‫به هر حال توی تابوتم جا نمیشه

194
00:16:28,530 --> 00:16:30,670
‫نمیخای بدیش به برادرت؟

195
00:16:33,110 --> 00:16:38,220
‫تو برای یه وارث انتخاب بهتری هستی

196
00:16:39,610 --> 00:16:41,100
‫باعث افتخاره

197
00:16:44,830 --> 00:16:46,160
‫کمی با تاخیر...

198
00:16:46,570 --> 00:16:49,480
‫تبریک میگم بهتون برای رئیس شدن خانواده ی آرمسترانگ

199
00:16:53,780 --> 00:16:55,160
‫سنبل؟

200
00:17:00,120 --> 00:17:03,540
‫سلیم برادلی یه هومونکلوسه

201
00:17:05,180 --> 00:17:08,630
‫میدونی سنبل نشون دهنده ی چی هست؟

202
00:17:10,550 --> 00:17:11,500
‫نه

203
00:17:13,300 --> 00:17:14,920
‫زیبایی زنانه

204
00:17:17,200 --> 00:17:18,650
‫به گلهات احتیاجی ندارم

205
00:17:21,690 --> 00:17:23,730
‫خوب دیگه رفع زحمت میکنم سرگرد ارمسترانگ

206
00:17:27,430 --> 00:17:28,690
‫غیرحرفه ای

207
00:17:49,740 --> 00:17:51,780
‫ناراحت کننده هست

208
00:17:51,780 --> 00:17:56,870
‫باید تئپ رو به طرف برجی که برادلی توشه نشونه بگیرم و کارش رو تموم کنیم

209
00:17:56,870 --> 00:17:58,130
‫لطفا اینکارو نکنید

210
00:17:58,530 --> 00:17:59,470
‫ستوان مایلز

211
00:18:01,740 --> 00:18:04,970
‫پس هنوز هیچ نشونه ای نداریم که آلفونس اریک کجا غیبش زده...

212
00:18:04,970 --> 00:18:08,140
‫بله، ما هنوز میگردیم، اما...

213
00:18:08,140 --> 00:18:11,160
‫ممکنه که گسر افتاده باشه؟

214
00:18:13,660 --> 00:18:16,240
‫و روز موعود هم فردا هستش...

215
00:18:18,360 --> 00:18:19,250
‫قربان

216
00:18:20,900 --> 00:18:22,280
‫سرگد هاکورو رسیدن

217
00:18:23,120 --> 00:18:27,270
‫قربان، چیزی هست که باید در مورد ژنرال گرومن بهتون بگم

218
00:18:27,270 --> 00:18:29,810
‫یه کودتا که از ارتش شرقی استفاده میکنه؟

219
00:18:30,310 --> 00:18:32,790
‫برای همچین اتفاقاتی هم نقشه کشیدیم

220
00:18:33,220 --> 00:18:37,260
‫نه، تمرین مشترک یه طعمه هست

221
00:18:38,060 --> 00:18:42,050
‫باقی مانده های ایشبال ها در مرکز میخاون عملیت تروریستی انجام بدن

222
00:18:42,050 --> 00:18:44,350
‫حالا که شما در شرق هستید و استحکامات ضعیف شده

223
00:18:45,930 --> 00:18:50,810
‫ژنرال گرومن به عنوان جلوگیری از تروریسم به مرکز هجوم میبره

224
00:18:51,540 --> 00:18:54,320
‫اون میخاد از بی نظمی استفاده کنه و مرکز فرماندهی رو در اختیار بگیره

225
00:18:54,960 --> 00:18:56,940
‫همراه با کمک کلنل موستانگ

226
00:19:07,030 --> 00:19:09,520
‫همونطور که ستوان هاکورو گفتن

227
00:19:09,520 --> 00:19:14,790
‫خیلی از  ایشبالانی ها به مجاورت مرکز اومدن

228
00:19:24,110 --> 00:19:26,250
‫به مرکز برمیگردم

229
00:19:26,250 --> 00:19:27,680
‫کارهای اینجا رو به تو میسپارم

230
00:19:27,960 --> 00:19:28,850
‫بله قربان

231
00:19:35,190 --> 00:19:38,000
‫موستانگ لعنتی...نقشه ی همیچن چیز زشتی رو کشیده

232
00:19:38,560 --> 00:19:42,530
‫فکر کردم موقعی که همه ی افراد مفیدش رو ازش دور کردم کارش رو ساختیم

233
00:19:54,280 --> 00:19:55,310
‫قطار متوقف شد

234
00:19:56,030 --> 00:19:57,040
‫چی شده؟

235
00:20:00,310 --> 00:20:01,490
‫گوسفند داره رد میشه

236
00:20:01,490 --> 00:20:03,380
‫لعنتی، ما عجله داریم

237
00:20:10,930 --> 00:20:13,940
‫هی، اونها ولمون کردن

238
00:20:13,940 --> 00:20:14,810
‫چی؟

239
00:20:15,030 --> 00:20:16,080
‫چه اتفاقی داره میفته؟

240
00:20:16,080 --> 00:20:17,820
‫هی، جلوش رو بگیرین

241
00:20:36,320 --> 00:20:38,680
‫گوسفندهای روی خط آهن نابود شدن

242
00:20:38,680 --> 00:20:41,260
‫طبق نقشه به طرف مرکز میایم

243
00:20:42,490 --> 00:20:43,490
‫بریم

244
00:20:43,490 --> 00:20:44,780
‫کلنل منتظر رسیدن ما هست

245
00:20:44,780 --> 00:20:45,930
‫بله قربان

246
00:20:46,280 --> 00:20:47,290
‫لعنتی

247
00:20:50,310 --> 00:20:53,770
‫ستوان هاکورو، کاری رو که اونها میخواستن انجام دادی

248
00:20:55,630 --> 00:20:59,110
‫قطاری که رهبر رو میبرده بمب گزاری شده

249
00:20:59,280 --> 00:20:59,980
‫چی؟

250
00:21:14,030 --> 00:21:16,680
‫همه چیز فردا سروع میشه

251
00:21:16,680 --> 00:21:18,380
‫وقتشه که ما کارمون رو شروع کنیم

252
00:21:18,840 --> 00:21:20,880
‫ستوان دوم برادا، گروهبان فیوری

253
00:21:21,390 --> 00:21:23,290
‫لازم نیست بگید "ستوان دوم" خانم

254
00:21:23,910 --> 00:21:25,800
‫ما الان فقط یه فراری هستیم

255
00:21:27,120 --> 00:21:28,470
‫اینده ام داره از بین میره...

256
00:21:30,080 --> 00:21:34,080
‫بعد از اینکه همه چیز تمو شد مجبور میکنیم که کلنل همه چیز رو قبول کنه

257
00:23:09,340 --> 00:23:10,610
‫رهبر؟

258
00:23:10,860 --> 00:23:13,070
‫غیر ممکنه که برادلی بمیره...

259
00:23:13,440 --> 00:23:15,760
‫هنوز نمیتونیم حتمی بگیریمش

260
00:23:15,760 --> 00:23:17,330
‫تحقیقات به جا رسیده؟

261
00:23:17,330 --> 00:23:19,230
‫دسته هنوز به محل اتفاق نرسیده

262
00:23:19,230 --> 00:23:21,660
‫تا اینکه رهبرشون مرد، این اتفاق میفته

263
00:23:19,450 --> 00:23:20,640
‫بهشون بگو سریعتر

264
00:23:20,640 --> 00:23:21,670
‫داد نزن

265
00:23:21,660 --> 00:23:23,300
‫کار من این نیست

266
00:23:22,580 --> 00:23:24,340
‫در آخر، اینها آدمهایی هستن که آموزش ندیدن

267
00:23:23,300 --> 00:23:24,140
‫اما..

268
00:23:24,140 --> 00:23:26,520
‫الان وقت اینکارها نیست

269
00:23:26,520 --> 00:23:28,800
‫فرمانده ارشد گم شده

270
00:23:28,800 --> 00:23:29,980
‫میدونم

271
00:23:29,980 --> 00:23:31,510
‫این میتونه شانس من باشه..

272
00:23:37,730 --> 00:23:40,560
‫هیچوقت فکر نمیکردم کسی به مهمی تو اینجا بیاد

273
00:23:41,810 --> 00:23:44,120
‫همه آروم باشن

274
00:23:49,590 --> 00:23:52,840
‫من هنوز اینجام

275
00:24:24,620 --> 00:24:26,850
‫forums.animparadise.com
‫Madman

