‫﻿۱
00:00:02,100 --> 00:00:06,800
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:01:30,420 --> 00:01:31,610
‫چه اتفاقی داره میفته؟

3
00:01:31,610 --> 00:01:32,480
‫چی شده؟

4
00:01:32,480 --> 00:01:33,270
‫نمیدونم

5
00:01:33,270 --> 00:01:35,610
‫شنیدم کلنل موستانگ یه کاری کرده

6
00:01:35,610 --> 00:01:36,680
‫جدی؟

7
00:01:36,680 --> 00:01:38,000
‫خوب فقط یه شایعه هایی هست که شنیدم

8
00:01:38,860 --> 00:01:41,070
‫هی، رادیو رو روشن کن

9
00:01:41,660 --> 00:01:43,280
‫"رادیو مرکز"

10
00:01:43,510 --> 00:01:45,190
‫رادیو مرکز؟

11
00:01:45,190 --> 00:01:47,800
‫آره، اتفاقات عجیب غریبی داره اونجا میفته

12
00:01:48,150 --> 00:01:50,610
‫اون که برنامه هاش افتضاحه

13
00:01:50,610 --> 00:01:51,560
‫فقط تو اینکارو بکن

14
00:01:52,000 --> 00:01:53,710
‫قبل از اینکه ارتش جلوی برنامه رو بگیره

15
00:01:54,070 --> 00:01:54,920
‫عجله کن

16
00:01:58,700 --> 00:02:01,120
‫درسته خانم؟

17
00:02:01,550 --> 00:02:03,140
‫همسر پیشوا؟

18
00:02:04,180 --> 00:02:04,890
‫بله

19
00:02:05,820 --> 00:02:09,340
‫ارتش مرکز سعی کرد من رو بکشه

20
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫قسمت ۵۳

21
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫قسمت ۵۳

22
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫قسمت ۵۳

23
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫شعله های انتقام

24
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫شعله های انتقام

25
00:02:10,150 --> 00:02:13,150
‫شعله های انتقام

26
00:02:13,400 --> 00:02:17,770
‫پس اونها تفنگ به طرفتون نشونه رفتن که بکشنتون

27
00:02:18,090 --> 00:02:19,090
‫درسته

28
00:02:20,310 --> 00:02:25,030
‫گفت که" همراه با افراد موستانگ بکشیدش

29
00:02:26,080 --> 00:02:29,210
‫شنیدم که پیشوا برادلی الان برای سرکشی در شرق هستن

30
00:02:29,210 --> 00:02:31,790
‫و در این لحظه در مرکز نیستن

31
00:02:32,270 --> 00:02:33,470
‫بله

32
00:02:33,470 --> 00:02:38,300
‫پس شما فکر میکنید کسی از رده های بالا سعی کرده وقتی پیشوا نیست کودتا کنه؟

33
00:02:39,350 --> 00:02:41,050
‫نمیتونم با اطمینان بگم

34
00:02:41,450 --> 00:02:43,560
‫این واقعا زن برادلی هست؟

35
00:02:43,560 --> 00:02:45,070
‫من این صدا رو میشناسیم

36
00:02:45,070 --> 00:02:46,390
‫خودشه

37
00:02:47,060 --> 00:02:50,820
‫اما خانم واقعیت اینکه الان پسرتون هم در مرکز نیست.....

38
00:02:50,820 --> 00:02:52,870
‫با پسرم هم نمیتونم تماس بگیرم

39
00:02:52,870 --> 00:02:53,560
‫چی؟

40
00:02:54,480 --> 00:02:55,640
‫حتما داری سر به سرم میزاری

41
00:02:56,900 --> 00:02:57,880
‫بیچاره

42
00:02:58,770 --> 00:03:00,650
‫امیدوارم سلیم سالم و سلامت باشه

43
00:03:00,650 --> 00:03:02,230
‫خانم برادلی، لطفا آروم باشید

44
00:03:02,230 --> 00:03:03,860
‫گفتن کودتا

45
00:03:03,860 --> 00:03:07,190
‫فکر میکنی کسی به جز برادلی میتونه این کشور رو منسجم نگه داره؟

46
00:03:07,860 --> 00:03:11,930
‫اگه کلنل موستانگ نجاتم نداده بود

47
00:03:11,930 --> 00:03:13,500
‫شک داشتم که الان اینجا میبودم

48
00:03:14,150 --> 00:03:15,020
‫که اینطور

49
00:03:15,420 --> 00:03:19,230
‫پس کلنل موستانگ پیش بینی یه کودتا رو کرده بود

50
00:03:17,780 --> 00:03:19,230
‫موستانگ؟

51
00:03:20,400 --> 00:03:25,300
‫شما میتونید جزئیات رو وقتی که نجات پیدا کردید رو توضیح بدید؟

52
00:03:25,990 --> 00:03:26,720
‫البته

53
00:03:27,380 --> 00:03:32,200
‫هنوز بهش نگفتی که سلیم یه هومونکلوس هست؟

54
00:03:29,280 --> 00:03:33,770
‫یه تفنگ به سمت من نوشنه رفته بود و من چشمهام رو بسته بودم و دعای آخرم رو میخواندم

55
00:03:34,560 --> 00:03:36,440
‫حتی نمیدونه که همسرش مفقود الاثر شده

56
00:03:32,200 --> 00:03:37,150
‫چطور میتونستم بهش بگم؟

57
00:03:36,440 --> 00:03:38,530


58
00:03:39,000 --> 00:03:40,000
‫اما...

59
00:03:41,530 --> 00:03:44,150
‫خانم، ما هنوز این رو به شما نگفتیم

60
00:03:44,550 --> 00:03:50,720
‫اما قطاری که دیروز پیشوا سوارش بوده توسط یک نفر منفجر شده

61
00:03:50,720 --> 00:03:51,300
‫چی؟

62
00:03:51,820 --> 00:03:54,330
‫الان مفقود الاثر هست

63
00:03:59,220 --> 00:04:00,250
‫خانم برادلی

64
00:04:02,020 --> 00:04:03,050
‫خوبید؟

65
00:04:03,760 --> 00:04:09,760
‫مثل اینکه به خاطر شوک ناگهانی مادام برادلی حالشون خوب نیست

66
00:04:10,350 --> 00:04:14,970
‫اما پیشوا گم شده، این چه معنی ای داره؟

67
00:04:18,120 --> 00:04:22,270
‫کلنل موستناگ همیشه نسبت به مقامات بالا مشکوک بود

68
00:04:22,830 --> 00:04:25,830
‫و پیش بینی کرده بود که اونها نقشه ای دارن

69
00:04:26,610 --> 00:04:28,570
‫و موقعی که قطار پیشوا منفجر شد

70
00:04:28,790 --> 00:04:32,330
‫و از اون بالاتر، دستور شلیک به خانم برادلی صادر شد

71
00:04:32,790 --> 00:04:34,300
‫همه چیز الان روشنه

72
00:04:35,300 --> 00:04:39,620
‫گروهی از افراد درجه بالا میخوان که از شر پیشوا خلاص بشن

73
00:04:40,200 --> 00:04:41,130
‫احمق

74
00:04:41,930 --> 00:04:44,240
‫عجله کن و جلوی پخش برنامه رو بگیر

75
00:04:44,240 --> 00:04:46,920
‫آماده ی نتیجه ی کاری که میکنی باش

76
00:04:47,290 --> 00:04:50,140
‫اما نمیتونیم

77
00:04:50,590 --> 00:04:56,500
‫اونها گروگان گرفتن و ما هم به خاطر اینکه به سمتمون  تفنگ نشانه گرفته شده نمیتونیم تکون بخوریم

78
00:04:57,170 --> 00:05:01,890
‫بعلاوه، تعدادشون انقدر زیاده که ما نمیدونیم چکار باید بکنیم

79
00:05:02,580 --> 00:05:04,560
‫بزار با موستانگ صحبت کنم

80
00:05:04,560 --> 00:05:06,680
‫مستقیما باهاش صحبت میکنم

81
00:05:06,680 --> 00:05:09,250
‫کلنل؟

82
00:05:15,490 --> 00:05:19,110
‫شلیک نکن

83
00:05:20,170 --> 00:05:22,510
‫خواهش میکنم، من رو ببخش

84
00:05:33,900 --> 00:05:35,290
‫از بازی من خوشت اومد؟

85
00:05:35,290 --> 00:05:36,310
‫حرف نداشت

86
00:05:36,650 --> 00:05:39,250
‫خوب، پخش رو ادامه میدیم

87
00:05:39,250 --> 00:05:40,010
‫بله

88
00:05:40,370 --> 00:05:43,320
‫امکان نداره که بزاریم که موقعیتی طلایی مثل این از دست بره

89
00:05:43,620 --> 00:05:48,320
‫خوب نفر بعدی که ما باهاش صحبت میکنیم یکی از افراد زیردست کلنل مستانگ هست، همچنین ایشون در نجات خانم برادلی همکاری داشتن

90
00:05:48,320 --> 00:05:51,160
‫پس کلنل نبودکه که میخواسته کودتا کنه

91
00:05:52,170 --> 00:05:54,830
‫ما، کسانی که کلنل موستانگ رو پشتیبانی میکنیم، قدرت خیلی کمی داریم

92
00:05:55,050 --> 00:05:58,410
‫اما عزم راسخ پیشوا رو داریم

93
00:05:56,320 --> 00:05:58,410
‫این صدا

94
00:05:58,810 --> 00:06:03,870
‫به نام عدالت ما با تمام وجودمان برای مقابله با دشمنان حقه بازمان آماده هستیم

95
00:06:10,820 --> 00:06:17,850
‫موستانگ عوضی، حالا که برادلی نیستش اون هم تا میتونه داره از نفوذ پیشوا استفاده میکنه

96
00:06:18,430 --> 00:06:21,030
‫و آوردن کلمه ی عدالت.....

97
00:06:21,740 --> 00:06:25,570
‫اگه مردم فریبش رو بخورن خوب میشه

98
00:06:26,280 --> 00:06:27,480
‫طوری صحبت میکردی انگار که عادت داری

99
00:06:29,130 --> 00:06:32,490
‫واقعا شگفت زده شدم که از کلمه ی مسخره و مبهمی مثل "عدالت" استفاده کردی

100
00:06:32,810 --> 00:06:34,070
‫عیب نداره

101
00:06:34,070 --> 00:06:36,580
‫همه عدالت رو دوست دارن

102
00:06:36,910 --> 00:06:39,830
‫راست میگه، اولین نفری که بگش برنده شده

103
00:06:41,490 --> 00:06:43,210
‫چه اتفاقی افتاده؟

104
00:06:43,810 --> 00:06:46,510
‫شنیدم که کار موستانگ و افرادش نیست

105
00:06:46,510 --> 00:06:48,120
‫واقعا؟

106
00:06:48,650 --> 00:06:51,590
‫روی موستانگ حقیقت رو میگه

107
00:06:52,250 --> 00:06:55,430
‫ما تازه از شرق رسیدیم اینجا

108
00:06:55,430 --> 00:06:59,140
‫اما یه غوغوی حسابی به خاطر انفجار قطار پیشوا اونجا هست

109
00:06:59,750 --> 00:07:03,400
‫مردم مرکز هنوز در این مورد چیزی نمیدونن؟

110
00:07:03,730 --> 00:07:06,400
‫درجه دارترین آدم کشور گم شده

111
00:07:06,400 --> 00:07:08,650
‫و هنوز به خودشون زحمت ندادن به مردم چیزی بگن؟

112
00:07:09,050 --> 00:07:11,150
‫پس این واقعا یه کودتا هست؟

113
00:07:11,150 --> 00:07:12,490
‫کی مغز متفکر پشت اینکار هست؟

114
00:07:12,490 --> 00:07:15,730
‫اگه به رادیوی مرکز حمله بشه و خانم برادلی کشته بشه

115
00:07:15,730 --> 00:07:17,320
‫آشکاره که از اون کله گنده ها پشت این قضایا هست

116
00:07:17,320 --> 00:07:19,130
‫چه اتفاقی برای سلیم افتاده؟

117
00:07:19,130 --> 00:07:21,140
‫احتمالا گروگان گرفته شده

118
00:07:21,140 --> 00:07:22,800
‫امیدوارم هنوز زنده باشه...

119
00:07:29,350 --> 00:07:31,300
‫نگهبانهای تو چه غلطی میکنن؟

120
00:07:32,570 --> 00:07:36,000
‫دشمن بیشتر از اون چیزی که فکر میکردیم اسلحه ی گرم دارن

121
00:07:36,000 --> 00:07:37,670
‫و جنگ سختی رو راه انداختن

122
00:07:38,120 --> 00:07:41,720
‫حتما محدودیتی برای حمل اسلحه دارن

123
00:07:42,840 --> 00:07:44,450
‫از طرف نگهبانها یه تماس داریم

124
00:07:45,870 --> 00:07:46,580
‫بفرمائید قربان

125
00:07:47,300 --> 00:07:48,510
‫چی شد که انقدر طول دادی تا تماس بگیری؟

126
00:07:48,870 --> 00:07:50,360
‫اونجا چه خبره؟

127
00:07:51,240 --> 00:07:53,820
‫- هیچ فکرش رو هم نمیکردیم که افراد بریگز همچین اسلحه

128
00:07:56,310 --> 00:07:57,050
‫هی

129
00:07:59,360 --> 00:08:01,550
‫ما مشکلی برامون پیش نمیاد؟

130
00:08:01,970 --> 00:08:05,030
‫غیر ممکنه که اونها بتونن کنترل اینجا رو بدست بگیرن، درسته؟

131
00:08:05,030 --> 00:08:06,120
‫البته

132
00:08:07,170 --> 00:08:09,590
‫واقعا که، عجب احمقهایی

133
00:08:10,210 --> 00:08:12,090
‫- اونها باید یه چیزی مثل تانک رو بیارن تا

134
00:08:15,840 --> 00:08:16,510
‫چی؟

135
00:08:20,250 --> 00:08:22,390
‫میخوای بهت کمک کنم

136
00:08:22,390 --> 00:08:23,350
‫تمام فلزی

137
00:08:23,670 --> 00:08:24,720
‫کلنل

138
00:08:26,990 --> 00:08:30,150
‫مثل اینکه یه چند تا رفیق جدید پیدا کردیم...

139
00:08:32,640 --> 00:08:33,480
‫اسکار؟

140
00:08:36,870 --> 00:08:39,330
‫اما پسر، اینجا خیلی از خاطرات گذشته رو زنده میکنه، ستوان

141
00:08:39,820 --> 00:08:41,980
‫صورت گریان تو رو یادم میندازه

142
00:08:42,670 --> 00:08:45,370
‫دوست دارم یه روز اشکهای مثل اون رو یه بار دیگه ببینم

143
00:08:46,140 --> 00:08:48,680
‫فکر میکردم از مایعات متنفری

144
00:08:49,070 --> 00:08:50,430
‫به خاطر اینکه تو رو بی خاصیت میکنن

145
00:08:52,920 --> 00:08:54,830
‫بعدا با هم زرزر کنید

146
00:08:54,830 --> 00:08:55,550
‫حساب اینها رو برسید

147
00:08:56,040 --> 00:08:57,530
‫تو بهم دستور نده

148
00:08:57,530 --> 00:08:58,400
‫باشه

149
00:08:58,810 --> 00:09:00,600
‫باید این چیزهای بی رنگ رو شکست بدیم، درسته؟

150
00:09:02,240 --> 00:09:03,810
‫بیفایدست ستوان

151
00:09:03,810 --> 00:09:05,810
‫گلوله برای شکست دادن اینها کافی نیست

152
00:09:06,460 --> 00:09:07,320
‫باز هم این؟

153
00:09:07,750 --> 00:09:08,940
‫برای چی همیشه این اتفاق میفته؟

154
00:09:10,190 --> 00:09:11,350
‫هومونکلوس؟

155
00:09:13,030 --> 00:09:15,570
‫نه، جراحتهاشون بهبود پیدا نمیکنه

156
00:09:16,420 --> 00:09:17,570
‫اما نمیمیرن

157
00:09:18,500 --> 00:09:20,050
‫باید قدرت سنگ کیمیا باشه

158
00:09:59,940 --> 00:10:02,570
‫اونها دشمن هستن، تمام فلزی

159
00:10:11,440 --> 00:10:13,420
‫مثل سوسک اینطرف و اونطرف فرار میکنی

160
00:10:14,490 --> 00:10:17,470
‫مثل اینکه اون نمیخواد من اینطرفی برم

161
00:10:17,470 --> 00:10:19,180
‫همینطور که دارم میرم اون احساس هم داره قوی و قویتر میشه

162
00:10:19,180 --> 00:10:20,330
‫باید همین باشه...

163
00:10:49,350 --> 00:10:50,500
‫تو هستی، می؟

164
00:10:54,010 --> 00:10:55,000
‫انوی

165
00:10:56,060 --> 00:10:57,130
‫شماها...

166
00:11:01,010 --> 00:11:03,920
‫احمق، برای چی به کشورت برنگشتی؟

167
00:11:06,020 --> 00:11:07,810
‫اما...ا...

168
00:11:08,500 --> 00:11:09,450
‫چون...

169
00:11:09,450 --> 00:11:11,100
‫عیب نداره، گریه نکن

170
00:11:11,670 --> 00:11:13,770
‫خیلی متاسفم اقای اسکار

171
00:11:14,660 --> 00:11:19,820
‫پسر، ویژگی های انسانی مثل این حالم رو به هم میزنه

172
00:11:23,770 --> 00:11:27,960
‫اما خودمونیم، مثل اینکه بهشون نشون دادید کی اینجا رئیسه

173
00:11:29,040 --> 00:11:34,150
‫کیمیاگر تمام فلزی و کیمیاگری آتش بعلاوه ی اسکار

174
00:11:34,820 --> 00:11:38,070
‫کیمراهای بدبختی که در شمال یکی بهشون بدهکار شدم هم همراهتون هستن

175
00:11:38,510 --> 00:11:42,500
‫حالا...اول باید از کدوم یکی شروع کنم؟

176
00:11:42,500 --> 00:11:43,950
‫پس تو انوی هستی؟

177
00:11:45,300 --> 00:11:47,850
‫تو هومونکلوسی هستی که میتونه تغییر شکل بده،درسته؟

178
00:11:48,450 --> 00:11:50,790
‫در مورد من میدونی؟

179
00:11:51,420 --> 00:11:54,210
‫کلنل موستانک، از ملاقات با شما خوشبختم

180
00:11:54,720 --> 00:11:55,270
‫وایسا، ها؟

181
00:11:55,870 --> 00:11:57,740
‫این اسکار هست؟

182
00:11:57,740 --> 00:12:01,200
‫اون کیمیاگر ایالتی هستی که ایشبال رو تبدیل به خاکستر کرد

183
00:12:02,410 --> 00:12:03,420
‫درست میگی

184
00:12:05,460 --> 00:12:07,280
‫چی، الان با هم دوست جونی به جونی شدین؟

185
00:12:07,920 --> 00:12:09,840
‫خیلی کسل کنندست

186
00:12:09,840 --> 00:12:12,660
‫بهم چیزهای چندش آورتر  نشون بدید

187
00:12:13,230 --> 00:12:17,580
‫از اینکه ببینم شما در حالی که جیغ میزنید تکه تکه میشید لذت میبرم

188
00:12:20,280 --> 00:12:23,090
‫من هیچ علاقه ای به سرگرمی زشت تو ندارم

189
00:12:23,410 --> 00:12:24,380
‫زشت؟

190
00:12:25,420 --> 00:12:26,850
‫خوب پس بزار بپرسم

191
00:12:27,280 --> 00:12:33,600
‫شما آدمها هم دوست ندارین که غم مردم و رقص احمق ها رو ببینید؟

192
00:12:34,510 --> 00:12:37,100
‫برای همین نیست که همیشه جنگ میکنید؟

193
00:12:37,980 --> 00:12:38,490
‫درسته

194
00:12:39,250 --> 00:12:43,020
‫واقعا دیدن رقص احمقهایی که مثل دیوانه ها میرقصند جالب هست

195
00:12:45,660 --> 00:12:51,280
‫به خصوص دیدن رقص احمقی مثل توی هومونکلوس

196
00:12:53,880 --> 00:12:55,860
‫خوب، جوابت رو دادم

197
00:12:56,830 --> 00:12:59,290
‫حالا نوبت توئه که جواب سوال من رو بدی

198
00:13:01,420 --> 00:13:03,420
‫کی مائس هیوز رو کشت؟

199
00:13:05,300 --> 00:13:07,170
‫جوابم رو بده هومونکلوس

200
00:13:13,520 --> 00:13:14,830
‫ماریا رز

201
00:13:15,290 --> 00:13:16,620
‫اونی که تو جزغاله اش کردی

202
00:13:16,620 --> 00:13:17,400
‫اشتباهه

203
00:13:18,350 --> 00:13:19,590
‫اون نبود

204
00:13:21,680 --> 00:13:25,730
‫پس تو از قصد به زن بیگناه رو کشتی؟

205
00:13:25,730 --> 00:13:28,120
‫عالیه، خیلی وحشتناکی

206
00:13:28,400 --> 00:13:31,040
‫خوب، چطور به خانواده اش توضیح میدی؟

207
00:13:31,040 --> 00:13:32,490
‫گریه میکنی و طلب بخشش؟

208
00:13:33,140 --> 00:13:36,290
‫یا به خاطر اینکه میترسی که چقدر عصبانی بشن بهشون هیچی نمیگی؟

209
00:13:36,510 --> 00:13:38,500
‫تا حالا فکر کردی یه لحظه اون گاله رو ببندی احمق؟

210
00:13:41,050 --> 00:13:45,280
‫از اینکه همش از توی هومونکلوس یه سوال رو بپرسم دارم خسته میشم

211
00:13:47,060 --> 00:13:50,240
‫احمق، سریع حقیقت رو بگو

212
00:13:52,980 --> 00:13:54,960
‫چه کسی هیوز رو کشت؟

213
00:14:10,820 --> 00:14:13,160
‫کلنل موستانگ، تبریک میگم

214
00:14:14,160 --> 00:14:16,370
‫تو بالاخره مجرم واقعی رو پیدا کردی

215
00:14:23,210 --> 00:14:27,120
‫باور نمیکنم که هیوز توسط ابلهی مثل تو کشته شده باشه

216
00:14:28,600 --> 00:14:29,910
‫ابله؟

217
00:14:31,070 --> 00:14:33,510
‫به هیوز باید بگی....

218
00:14:33,930 --> 00:14:35,800
‫احمق

219
00:14:37,970 --> 00:14:42,060
‫کسی که توی این تله ی کوچیک افتاد

220
00:14:45,070 --> 00:14:48,110
‫صورتت عوض شد

221
00:14:48,110 --> 00:14:50,360
‫اون قیافه رو دوست دارم

222
00:14:50,750 --> 00:14:53,910
‫موقعی که هیوز رو کشتم قیافه ی معرکه ای داشت

223
00:14:54,300 --> 00:14:56,700
‫آره، اون صورت

224
00:14:57,060 --> 00:15:01,300
‫نومیدی اینکه به وسیله ی کسی کشته بشی که عاشقشی....

225
00:15:01,300 --> 00:15:04,920
‫حرف نداشت

226
00:15:06,930 --> 00:15:07,950
‫مغلوم شد

227
00:15:10,530 --> 00:15:12,430
‫که تو هیوز رو کشتی

228
00:15:12,820 --> 00:15:15,140
‫این تمام چیزیه که باید میدونستم

229
00:15:16,310 --> 00:15:18,900
‫انوی، لازم نیست که چیز دیگه ای بگی

230
00:15:20,350 --> 00:15:22,900
‫بیا اول...

231
00:15:24,770 --> 00:15:26,260
‫زبانت رو تبدیل به خاکستر کنیم

232
00:15:40,920 --> 00:15:42,900
‫اسکار، تمام فلزی

233
00:15:43,310 --> 00:15:44,890
‫اینجا رو بسپارید به من

234
00:15:47,180 --> 00:15:48,900
‫اون شکار خودمه

235
00:15:51,880 --> 00:15:53,500
‫باشه

236
00:15:53,500 --> 00:15:55,800
‫- خوب دیگه ما اینجا رو میسپاریم به تو و میریم

237
00:15:57,200 --> 00:16:00,090
‫کی به تو اجازه داد رد بشی؟

238
00:16:00,530 --> 00:16:03,080
‫- هنوز باید طلبی که ازم دارید رو بهتون بدم

239
00:16:06,710 --> 00:16:11,240
‫وقتی که با من میجنگی وقت داری تا با بقیه صحبت کنی؟

240
00:16:12,520 --> 00:16:17,200
‫مثل اینکه زبان درازت خیلی طرفدار داره

241
00:16:17,740 --> 00:16:20,230
‫انوی، خیلی خوب سوخت

242
00:16:20,950 --> 00:16:23,030
‫- ستوان، واقعا مشکلی نیست اگه

243
00:16:23,030 --> 00:16:24,620
‫برو ادوارد

244
00:16:25,640 --> 00:16:27,070
‫ما یه کاریش میکنیم

245
00:16:27,450 --> 00:16:28,420
‫اما...

246
00:16:28,420 --> 00:16:30,600
‫برو ادوارد الریک

247
00:16:32,460 --> 00:16:34,750
‫تو کاری نداری که باید انجامش یدی؟

248
00:16:36,190 --> 00:16:37,930
‫بیا برم اد

249
00:16:37,930 --> 00:16:38,420
‫هی...

250
00:16:45,340 --> 00:16:46,390
‫حرومزاده...

251
00:16:47,240 --> 00:16:48,870
‫کلنل چیزیش نمیشه

252
00:16:50,300 --> 00:16:53,690
‫تمام کردن کار یه هومونکلوس براش باید مثل آب خوردن باشه

253
00:16:54,350 --> 00:16:56,940
‫این چیزی نیست گه نگرانشم

254
00:16:56,940 --> 00:16:58,860
‫ها؟ پس چیه؟

255
00:17:02,350 --> 00:17:06,450
‫که اینطور، پس تمام مدت میخواستی انتقام مرگ مائس هیوز رو بگیری

256
00:17:07,000 --> 00:17:10,040
‫چه دوستی زیبایی

257
00:17:16,950 --> 00:17:18,400
‫ستوان، عقب وایسا

258
00:17:28,870 --> 00:17:32,200
‫به خاطر اون دوستی زیبا

259
00:17:32,200 --> 00:17:34,120
‫باهات به صورت جدی میجنگم

260
00:17:34,570 --> 00:17:39,410
‫اما موقعی که تو این شکل هستم نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم

261
00:17:44,280 --> 00:17:47,750
‫چه حسی داره که تمام مایعات توی چشمهات جوش بیاد؟

262
00:17:47,750 --> 00:17:49,780
‫درد فراتر از هرچیزی هست که بشه تصورش رو کرد، مگه نه

263
00:17:49,780 --> 00:17:51,070
‫- توی فسقلی

264
00:17:55,740 --> 00:17:58,120
‫واقعا خیلی عالیه که خودت رو به هدف بزرگتری تبدیل کردی

265
00:17:58,960 --> 00:18:02,150
‫فکر کردی با فازایش قدت میتونی من رو شکست بدی؟

266
00:18:02,790 --> 00:18:04,360
‫بلند شو هیولا

267
00:18:04,360 --> 00:18:06,410
‫تند باش و بهبود پیدا کن

268
00:18:06,410 --> 00:18:08,860
‫باید تا زمانی که میمیری این زجر رو ادامه بدم

269
00:18:09,430 --> 00:18:10,810
‫درسـ...

270
00:18:10,810 --> 00:18:11,930
‫درسته

271
00:18:12,470 --> 00:18:14,930
‫اون کسی هست که لاست رو کشت

272
00:18:21,490 --> 00:18:22,300
‫وایسا

273
00:18:22,660 --> 00:18:23,600
‫کلنل

274
00:18:23,600 --> 00:18:25,320
‫ستوان، تو اینجا بمون

275
00:18:25,320 --> 00:18:27,650
‫خودم تنهایی حسابش رو میرسم

276
00:18:35,410 --> 00:18:37,840
‫آره، فکر کنم همین طرفه

277
00:18:38,650 --> 00:18:40,160
‫این چیزها خیلی چندش آورن

278
00:18:40,160 --> 00:18:42,080
‫تقریبا مثل رگ هستن

279
00:18:42,080 --> 00:18:45,750
‫این احساس بد رو دارم، مثل اینکه قلبم داره میسوزه

280
00:18:47,070 --> 00:18:48,050
‫تعجبی نداره

281
00:18:48,810 --> 00:18:52,300
‫اون جلو یه منبع بزرگ انرژی هست

282
00:18:53,100 --> 00:18:54,650
‫منبع انرژی؟

283
00:18:55,220 --> 00:18:59,800
‫میفهمید اگه اینطور توضیح بدم که تعدا زیادی آدم دارن اونجا وول میخورن؟

284
00:19:00,200 --> 00:19:04,370
‫واقعا نه، اما میفهمم که اون احساس خیلی چندش آوره

285
00:19:07,570 --> 00:19:10,430
‫از رویارو شدن با دشمنی که اینجاست متنفرم

286
00:19:13,860 --> 00:19:15,790
‫اسکار عیب نداره

287
00:19:17,100 --> 00:19:19,290
‫در مورد کیمیاگر آتش؟

288
00:19:22,820 --> 00:19:29,300
‫چون من یکبار روحم در دریای آتش انتقام از دست دادم خوب میفهمم

289
00:19:30,190 --> 00:19:37,310
‫اگه ادامه بده، بالاخره قلب خودش در آتش خشم اش غرق میشه

290
00:19:53,280 --> 00:19:54,560
‫انوی، کجا رفتی؟

291
00:19:55,570 --> 00:19:56,680
‫لعنتی...

292
00:19:57,930 --> 00:20:01,630
‫اگه نیای بیرون باز هم یه انفجار بزرگ از طرف من رو میبینی

293
00:20:04,370 --> 00:20:05,940
‫چطوری روی

294
00:20:06,630 --> 00:20:09,220
‫به هر حال تو یه آدمی، این تو رو گیج میکنه

295
00:20:13,900 --> 00:20:19,190
‫بدون معطلی بهترین دوستت رو آتش زدی؟

296
00:20:19,190 --> 00:20:20,850
‫هیوز مرده

297
00:20:20,850 --> 00:20:22,230
‫دیگه اینجا نیست

298
00:20:22,640 --> 00:20:26,110
‫کار تو چیزی به جز افزودن بنزین به آتش نبود

299
00:20:30,500 --> 00:20:32,060
‫لعنت به تو

300
00:20:32,060 --> 00:20:34,620
‫خیلی مغرور نشو

301
00:20:37,410 --> 00:20:39,720
‫بازهم...چشمهام...چشمهام

302
00:20:41,920 --> 00:20:43,020
‫احمق

303
00:20:43,630 --> 00:20:46,580
‫تو اومدی نزدیک من، فکر کردی اگه نزدیک من باشی از قدرت بیشتری استفاده نمیکنم؟

304
00:20:47,200 --> 00:20:49,680
‫متاسفانه برای تو ، من میتونم دقیقا مشخص کنم

305
00:20:49,680 --> 00:20:51,880
‫نمیتونی من رو دست کم بگیری

306
00:20:59,300 --> 00:21:01,970
‫کلنل، من از این دستور شما نافرمانی میکنم

307
00:21:12,820 --> 00:21:15,320
‫باز هم فرار کرد

308
00:21:52,840 --> 00:21:54,770
‫ستوان، تو از دستورهای من اطاعت نمیکنی

309
00:21:55,200 --> 00:21:56,370
‫متاسفم

310
00:21:56,370 --> 00:21:58,560
‫اما نمیتونستم اونجا به ایستم و منتظر باشم...

311
00:22:00,560 --> 00:22:01,450
‫انوی کجاست؟

312
00:22:01,940 --> 00:22:03,450
‫گمش کردم

313
00:22:03,450 --> 00:22:04,750
‫اینجا مثل هزار تو میمونه

314
00:22:05,710 --> 00:22:07,900
‫ستوان، از کنار من دور نشو

315
00:22:08,580 --> 00:22:10,160
‫حالا که تو اینجایی باید ازت کمک بخوام

316
00:22:10,160 --> 00:22:17,160
‫forums.animparadise.com
‫Madman

