‫﻿۱
00:02:01,760 --> 00:02:05,390
‫اٍسکار، کسی که فقط کیمیاگرهای ایالتی(دولتی) رو هدف قرار میداد

2
00:02:05,390 --> 00:02:07,650
‫به ادوارد الریک حمله کرد

3
00:02:08,270 --> 00:02:12,460
‫اگرچه ادوارد جون سالم به در برد

4
00:02:12,460 --> 00:02:16,650
‫زندگیش توسط ژنرال موستانگ و افرادش نجات پیدا کرد

5
00:02:17,580 --> 00:02:21,790
‫اد وآل، لذت زنده بودن رو درک کرده بودن

6
00:02:21,790 --> 00:02:28,500
‫تصمیم گرفتن که به زادگاهشون برگردن، (رزمبول) برای برگردوندن بدنشون

7
00:02:37,820 --> 00:02:38,590
‫هی

8
00:02:40,030 --> 00:02:41,330
‫سروان هیوز

9
00:02:41,850 --> 00:02:45,340
‫بچه ها تو قرار گاه شرقی گفتن که سرشون شلوغه

10
00:02:45,340 --> 00:02:47,020
‫برای همین من به جاشون اومدم اینجا برای بدرقه

11
00:02:47,020 --> 00:02:48,850
‫به نظر من که اشکال نداره،اما....

12
00:02:49,250 --> 00:02:51,050
‫چرا ستوان......

13
00:02:51,050 --> 00:02:52,490
‫طبیعیه که تو رو اسکورت کنن

14
00:02:52,490 --> 00:02:56,480
‫اگه تو این وضعیتی که هستی اسکار بهت حمله کنه اصلا خوب نیست،درسته؟

15
00:02:58,240 --> 00:03:01,160
‫لطف ستوان رو قبول کن

16
00:03:01,690 --> 00:03:03,630
‫بچه ها نباید خجالتی باشن

17
00:03:03,630 --> 00:03:05,030
‫مثل بچه ها باهام رفتار نکن

18
00:03:05,820 --> 00:03:08,750
‫آل هم سوار این قطاره،درسته؟

19
00:03:08,750 --> 00:03:09,540
‫البته

20
00:03:14,500 --> 00:03:17,310
‫فکر کردم شاید مسافرت تنها باشه

21
00:03:16,300 --> 00:03:18,550
‫داداشم رو چی حساب کردی؟

22
00:03:19,800 --> 00:03:21,340
‫وقتشه

23
00:03:24,380 --> 00:03:26,580
‫خوب دیگه،مواظب باشید

24
00:03:26,580 --> 00:03:29,280
‫اگه بازم به مرکز اومدید یه سر بزنید

25
00:04:04,540 --> 00:04:06,300
‫دکتر مارکو

26
00:04:06,300 --> 00:04:08,830
‫تو دکتر مارکویی،درسته؟

27
00:04:09,240 --> 00:04:12,790
‫منم،الکس لوئیس آرمستراگ از مرکز

28
00:04:15,590 --> 00:04:16,820
‫میشناختیش؟

29
00:04:16,820 --> 00:04:19,750
‫اون کیمیاگر با استعدادی بود که قبلا تو مرکز بود

30
00:04:20,660 --> 00:04:24,300
‫اون روی انجام کیمیاگری برای درمان پزشکی تحقیق میکرد

31
00:04:24,300 --> 00:04:27,910
‫اما بعد از جنگ ایشبال گزارش شد که گم شده

32
00:04:29,360 --> 00:04:30,460
‫بریم دنبالش،ستوان

33
00:04:31,480 --> 00:04:35,450
‫حس میکنم که اون درباره ی تبدیل ارگانیسم زنده میدونه

34
00:04:40,330 --> 00:04:43,400
‫یه نفر به این شکل رو میشناسید

35
00:04:43,400 --> 00:04:45,610
‫نقاشیتون خیلی خوبه

36
00:04:45,610 --> 00:04:49,770
‫کشیدن صورت مهارتیه که در خانواده ی آرمسترانگ از نسلی به نسل دیگه میرسه

37
00:04:49,770 --> 00:04:52,170
‫این دکتر مائوروئه،آره؟

38
00:04:52,170 --> 00:04:52,770
‫مائورو؟

39
00:04:53,100 --> 00:04:57,190
‫دکترمون رو وقتی بردن برای جنگ داخلی تو دردسر افتادیم

40
00:04:57,570 --> 00:05:00,520
‫نمیدونم اگه دکتر مائورو نمیومد چه اتفاقی برامون می افتاد

41
00:05:00,990 --> 00:05:05,030
‫مهم نیست مریض کی باشه بهش کمک میکنه، بهش خیلی مدیونیم

42
00:05:05,030 --> 00:05:08,530
‫مثل اینکه جلوی چشمون یه نوری میاد و یک دفعه زخمامون خوب میشه

43
00:05:11,660 --> 00:05:12,620
‫باید اینجا باشه

44
00:05:15,310 --> 00:05:17,000
‫سلام؟

45
00:05:17,000 --> 00:05:18,210
‫هوی

46
00:05:18,850 --> 00:05:20,220
‫برای چی اومدین اینجا؟

47
00:05:20,220 --> 00:05:22,120
‫اومدین اینجا که من رو ببرین؟

48
00:05:22,490 --> 00:05:24,460
‫لطفا آروم باش دکتر

49
00:05:24,460 --> 00:05:26,660
‫دیگه نمیخام برگردم اونجا

50
00:05:26,660 --> 00:05:27,720
‫لطفا بزارید برم

51
00:05:27,720 --> 00:05:29,090
‫نه،اشتباه میکنید،ما فقط....

52
00:05:29,310 --> 00:05:31,180
‫پس اومدید اینجا که جلوی حرف زدن من رو بگیرید؟

53
00:05:31,180 --> 00:05:32,510
‫نه،ما....

54
00:05:32,510 --> 00:05:34,190
‫نمیتونیم سرم کلاه بزارید

55
00:05:36,610 --> 00:05:39,530
‫دارم بهت میگم آروم باش

56
00:05:39,530 --> 00:05:40,690
‫آل

57
00:05:44,440 --> 00:05:48,700
‫فکر نمیکردم که شما در یه روستا تحت نام جعلی زندگی میکنید

58
00:05:49,410 --> 00:05:54,370
‫شنیدم وقتی که ناپدید شدید یک سری سند سری رو همراه خودتون بردید

59
00:05:55,130 --> 00:05:56,940
‫دیگه نمیتونستم کاری نکنم

60
00:05:57,730 --> 00:05:59,610
‫دستور از طرف مقامات بالا بود....

61
00:05:59,980 --> 00:06:02,840
‫اما من دستام رو برای  تحقیق روی چنین چیزی کثیف کردم

62
00:06:02,840 --> 00:06:04,340
‫چنین چیزی؟

63
00:06:05,180 --> 00:06:11,090
‫خیلی آدم بیگناه در جنگ ایشبال کشته شدن

64
00:06:12,950 --> 00:06:17,600
‫حتی با زندگیم هم نمیتونم جبران کاری رو که کردم بکنم

65
00:06:18,190 --> 00:06:23,230
‫برای همین تصمیم گرفتم که برای جبران گناهانم به عنوان دکتر تو این شهر فعالیت کنم

66
00:06:25,000 --> 00:06:29,990
‫دکتر،دقیقا به شما گفته بودن روی چی تحقیق کنید؟

67
00:06:31,480 --> 00:06:32,740
‫سنگ فلاسفه

68
00:06:35,930 --> 00:06:41,160
‫چیزی که من همراه خودم بردم نتیجه ی تحقیقات و خود سنگ بود

69
00:06:41,160 --> 00:06:43,750
‫تو سنگ رو داری؟اینجا؟

70
00:06:52,180 --> 00:06:55,060
‫اون مایع هست ،سنگ نیست؟

71
00:07:01,080 --> 00:07:02,670
‫سنگ فلاسفه...

72
00:07:02,670 --> 00:07:04,160
‫سنگ آسمانی...

73
00:07:04,730 --> 00:07:08,010
‫اکسیر کامل رنگ قرمز....

74
00:07:08,010 --> 00:07:09,440
‫عنصر پنجم

75
00:07:09,930 --> 00:07:17,200
‫لازم نیست که شکل سنگ باشه، خود سنگ خیلی اسمهای مختلفی داره

76
00:07:17,980 --> 00:07:20,130
‫اما این ناقصه

77
00:07:20,130 --> 00:07:24,040
‫نمیدونم کی به ته قدرتش میرسه و غیر قابل استفاده میشه

78
00:07:24,300 --> 00:07:29,090
‫اما قدرتش رو در جنگ ایشبال نشون داد

79
00:07:30,180 --> 00:07:31,970
‫کشیش اعظم لیور هم اینطور بود

80
00:07:32,540 --> 00:07:37,350
‫با اینکه سنگ کامل نبود اما توانائی هاش پیشرفت پیدا کرده بود

81
00:07:38,910 --> 00:07:44,480
‫اگه همچین چیزی رو بشه ساخت، امکان داره بشه با تحقیقات بیشتر کاملش کرد

82
00:07:46,020 --> 00:07:49,330
‫دکتر مارکو، لطفا تحقیقات رو نشونمون بدید

83
00:07:50,500 --> 00:07:52,990
‫ستوان...این پسر کیه؟

84
00:07:53,450 --> 00:07:55,910
‫یه کیمیاگر ایالتی(دولتی

85
00:07:58,130 --> 00:07:59,790
‫یه پسر مثل این...

86
00:08:02,090 --> 00:08:06,270
‫خیلی از کیماگرهای بودن که بعد از جنگ مدرکشون رو رها کردن

87
00:08:06,270 --> 00:08:10,110
‫چون نمیتونستن خودشون رو راضی کنن که به عنوان اسلحه استفاده بشن

88
00:08:10,510 --> 00:08:11,910
‫با اینحال تو...

89
00:08:11,910 --> 00:08:14,390
‫میدونم احمقانست

90
00:08:15,220 --> 00:08:21,730
‫اما حاظرم که تا خود جهنم هم برم تا به هدفم برسم

91
00:08:28,160 --> 00:08:30,900
‫که اینطور....پس تو کا رممنوعه رو انجام دادی

92
00:08:33,180 --> 00:08:34,500
‫شگفت زده شدم

93
00:08:34,500 --> 00:08:38,330
‫تونستی که روح انسان رو پیوند بدی

94
00:08:38,330 --> 00:08:43,510
‫شاید بتونی که سنگ فلاسفه کامل رو بسازی

95
00:08:43,510 --> 00:08:44,700
‫پس..

96
00:08:44,700 --> 00:08:46,420
‫نمیتونم بهت نشون بدم

97
00:08:46,420 --> 00:08:47,420
‫اما

98
00:08:48,020 --> 00:08:49,930
‫شاید همچین چیزی رو نخای

99
00:08:49,930 --> 00:08:51,950
‫حتی اگه بتونیم بدنمون رو برگردونیم؟

100
00:08:52,400 --> 00:08:52,920
‫نباید اینکارو بکنی

101
00:08:53,510 --> 00:08:55,330
‫این تحقیاقات شیطانیه

102
00:08:55,330 --> 00:08:57,460
‫اگه بخونیش جهنم رو با چشمات میبینی

103
00:08:58,390 --> 00:09:00,560
‫قبلا جهنم رو دیدم

104
00:09:02,680 --> 00:09:05,190
‫متاسفم،لطفا برید

105
00:09:19,110 --> 00:09:21,480
‫قبلا جهنم رو دیدم

106
00:09:26,800 --> 00:09:28,420
‫واقعا عیب نداره؟

107
00:09:29,850 --> 00:09:35,100
‫ناقصه، اما میتونستیم که سنگ رو با زور بگیریم

108
00:09:35,100 --> 00:09:39,930
‫البته که میخاستیم، خیلی هم ناجور میخایمش،اما....

109
00:09:40,210 --> 00:09:46,150
‫نمیخام که تنها پشتیبان این شهر رو برای برگردوندن بدنمون بدزدیم

110
00:09:47,320 --> 00:09:51,140
‫همینی که پیداش کردیم خیلیه، سنگ فلاسفه رو میشه ساخت

111
00:09:51,530 --> 00:09:53,700
‫دنبال راه دیگه ای میگردیم

112
00:09:55,530 --> 00:09:57,850
‫به هر حال،شما چی؟

113
00:09:57,850 --> 00:10:01,660
‫نمیخاید به مرکز درباره ی دکتر مارکو گزارش بدید؟

114
00:10:02,270 --> 00:10:06,940
‫کسی که امروز تو این شهر دیدم دکتر این شهر بود که اسمش مائورو بود

115
00:10:08,950 --> 00:10:09,870
‫هی

116
00:10:15,270 --> 00:10:16,460
‫دکتر مارکو

117
00:10:17,480 --> 00:10:19,740
‫اینجا تحقیقات پنهان شده

118
00:10:20,550 --> 00:10:24,470
‫اگه هنوز حس میکنی که از کشف حقیقت پشیمون نمیشی، یه نگاهی بکن

119
00:10:26,080 --> 00:10:29,730
‫شاید حقیقتی رو که فرای حقیقت هست رو پیدا کردی....

120
00:10:30,450 --> 00:10:33,030
‫نه....این لازم نیست

121
00:10:34,480 --> 00:10:38,890
‫دعا میکنم که شما ها بدنتون رو برگردونید

122
00:10:45,330 --> 00:10:47,430
‫چی نوشته داداش؟

123
00:10:48,580 --> 00:10:51,540
‫کتابخانه ی ملی، شعبه ی یک

124
00:10:52,030 --> 00:10:55,300
‫عاقلانست،اگه میخای یه درخت رو پنهان کنی جنگل جای خوبیه

125
00:10:55,760 --> 00:10:58,930
‫اونجا کتاب زیادی برای چند نسل هست

126
00:11:00,970 --> 00:11:03,270
‫میتونم اونجا یه نشونه ای درباره ی سنگ پیدا کنم

127
00:11:10,610 --> 00:11:12,810
‫اینجایی،مارکو

128
00:11:28,200 --> 00:11:30,120
‫وینری،وینری

129
00:11:30,910 --> 00:11:32,650
‫مشتری قدیمی اومده

130
00:11:34,630 --> 00:11:36,240
‫مامان بزرگ

131
00:11:36,240 --> 00:11:37,280
‫برگشتیم

132
00:11:37,280 --> 00:11:39,300
‫چه اتفاقی براتون افتاده؟

133
00:11:39,300 --> 00:11:42,590
‫یه عالمه، بازم به کمکت احتیاج داریم

134
00:11:44,350 --> 00:11:46,710
‫ایشون ستونا آرمسترانگ هستن

135
00:11:46,710 --> 00:11:48,430
‫از ملاقاتتون خوشبختم، من پینیکو راک بل هستم

136
00:11:49,580 --> 00:11:54,320
‫اما لعنت، مثل اینکه یه مدت اٍد رو ندیدم کوتاهتر شده

137
00:11:55,470 --> 00:12:00,190
‫هی،مطمئنم که این دفعه باید بگی"بلندتر" شده

138
00:12:00,650 --> 00:12:02,950
‫اگه شده بودی حتمامیگفتم

139
00:12:02,950 --> 00:12:04,820
‫چی گفتی عجوزه ی دو سانتی؟

140
00:12:07,870 --> 00:12:11,820
‫مگه بهت نگفتم قبل از اینکه بیای برای تعمیر یه زنگ بزنی؟

141
00:12:11,820 --> 00:12:13,870
‫وینری،میخای بکشیم؟

142
00:12:17,280 --> 00:12:18,590
‫خوش اومدی

143
00:12:18,800 --> 00:12:19,780
‫آره

144
00:12:22,420 --> 00:12:25,250
‫شکست

145
00:12:25,740 --> 00:12:27,380
‫شکست؟

146
00:12:27,380 --> 00:12:31,340
‫اتومیلی با کیفیت...که سرش خیلی زحمت کشیدم...

147
00:12:31,340 --> 00:12:33,850
‫آره، تکه تکه شد

148
00:12:35,580 --> 00:12:38,340
‫و آل هم داغون شده؟

149
00:12:38,860 --> 00:12:41,490
‫شما ها چه غلطی کردین؟

150
00:12:44,530 --> 00:12:47,080
‫تنها کاری که میکنید اینه که باعث نگرانی من میشید

151
00:12:48,680 --> 00:12:49,740
‫که اینطور

152
00:12:50,650 --> 00:12:56,530
‫پس میخاید هر چه سریعتر به مرکز برگردید و اون اطلاعات رو بدست بیارید؟

153
00:12:56,530 --> 00:12:59,170
‫آره،  برای همین میخام که دستم رو هر چه زودتر درست کنی

154
00:13:00,540 --> 00:13:03,890
‫مثل اینکه علاوه بر دستت باید پات رو تنظیم کنم

155
00:13:03,890 --> 00:13:06,810
‫اوهو، مثل اینکه یه کم بزرگتر شدی

156
00:13:06,810 --> 00:13:07,430
‫خفه شو

157
00:13:08,210 --> 00:13:11,930
‫بر عکس پات، مجبورم دستت رو از اول بسازم

158
00:13:12,490 --> 00:13:14,530
‫ضعیف میشه؟

159
00:13:14,530 --> 00:13:16,190
‫منو دست کم نگیر

160
00:13:18,570 --> 00:13:19,440
‫سه روز

161
00:13:20,990 --> 00:13:23,620
‫فعلا مجبوری با یه یدکی سر کنی

162
00:13:23,620 --> 00:13:24,480
‫باشه

163
00:13:25,960 --> 00:13:28,950
‫وقتی به پایی عادت نداری راه رفتن سخته

164
00:13:28,950 --> 00:13:31,080
‫قبل ار اینکه بهش عادت کنی درستش میکنم

165
00:13:31,310 --> 00:13:32,560
‫اما واقعا...

166
00:13:32,560 --> 00:13:35,590
‫اجزا....جمع کردن...اتصال....تنظیم کردن

167
00:13:36,050 --> 00:13:37,760
‫بدون شک کل شب وقت میبره

168
00:13:37,760 --> 00:13:39,580
‫میبخشی که انقدر باعث مزاحمتتم

169
00:13:40,580 --> 00:13:42,800
‫امامیخای هر چه زودتر به مرکز برگردی،آره؟

170
00:13:43,120 --> 00:13:45,090
‫خوب کاری میکنیم که این اتفاق زودتر بیفته

171
00:13:45,090 --> 00:13:48,790
‫اما هزینه ی اضافی میگیریم

172
00:13:59,120 --> 00:14:00,560
‫تموم شد

173
00:14:00,560 --> 00:14:02,290
‫ممنون

174
00:14:03,030 --> 00:14:06,350
‫ادوارد الریک رو این اطراف نمیبینم

175
00:14:06,350 --> 00:14:10,140
‫آره، گفت میره سر خاک مادرش

176
00:14:18,250 --> 00:14:19,110
‫ستوان

177
00:14:20,660 --> 00:14:23,400
‫این پسرها چه جور زندگی دارن

178
00:14:25,240 --> 00:14:27,630
‫حتی یه نامه هم نفرستادن

179
00:14:28,320 --> 00:14:33,060
‫حتی تو سنترال هم کیمیاگرهای معروفی هستن

180
00:14:33,060 --> 00:14:36,850
‫که همین باعث مزاحمت براشون میشه....

181
00:14:37,390 --> 00:14:41,150
‫اما نگران نباشید،بچه های قوی هستن

182
00:14:41,900 --> 00:14:43,240
‫واقعا؟

183
00:14:44,190 --> 00:14:45,880
‫اینطوری کمی راحتتر میشم

184
00:14:48,370 --> 00:14:52,680
‫برات مثل نوه هات میمونن؟

185
00:14:53,130 --> 00:14:56,120
‫از وقتی که به دنیا اومدن نگاشون میکردم

186
00:14:57,070 --> 00:15:01,500
‫پدرشون رفیق هم پیاله ایم بود

187
00:15:02,000 --> 00:15:05,920
‫اما از روستا رفت، زن و بچه هاش رو تنها گذاشت

188
00:15:06,570 --> 00:15:09,160
‫حتی نمیدونم که زندست

189
00:15:17,790 --> 00:15:21,980
‫حالا که گفتید، پدر مادر وینری کجان؟

190
00:15:22,420 --> 00:15:23,580
‫مردن

191
00:15:23,580 --> 00:15:25,480
‫تو جنگ ایشبالان

192
00:15:27,590 --> 00:15:31,780
‫پسرم...پدر مادر اون...جراح بودن

193
00:15:32,620 --> 00:15:35,990
‫رفتن جنگ برای اینکه دکتر کم داشتن،اما...

194
00:15:36,460 --> 00:15:39,000
‫جنگ وحشتناکی بود

195
00:15:39,980 --> 00:15:41,290
‫آره همینطوره

196
00:15:46,780 --> 00:15:49,320
‫دیگه وقت شام درست کردنه

197
00:15:49,680 --> 00:15:52,730
‫مثل اینکه زیاد میخوری، میتونی یه شام حسابی نوش جون کنی

198
00:15:52,730 --> 00:15:56,020
‫نه، دیگه باعث دردسر نمیشم

199
00:15:56,560 --> 00:15:59,240
‫هر چه آدم بیشتر باشه غذا بیشتر میچسبه

200
00:15:59,240 --> 00:16:02,440
‫اینجا رختخواب اضافه برای مریضها هست، میتونی اینجا بخوابی

201
00:16:03,410 --> 00:16:06,800
‫اینجا تنها جاییه که اون پسر ها میتونن بمونن

202
00:16:07,200 --> 00:16:09,440
‫یه مهمون اضافه فرقی نمیکنه

203
00:16:10,240 --> 00:16:11,820
‫خونه ی خودشون چی؟

204
00:16:15,440 --> 00:16:16,450
‫از بین رفته

205
00:16:17,150 --> 00:16:19,140
‫حتی خونه ای ندارن که برگردن

206
00:16:20,390 --> 00:16:26,300
‫بعد از اینکه اد مدرکش رو گرفت و خواست از اینجا بره سوزوندنش

207
00:16:27,420 --> 00:16:33,090
‫احتمالا به خاطر اینکه برنگردن اینکارو کردن

208
00:16:39,530 --> 00:16:40,630
‫دیگه برگردیم

209
00:16:42,080 --> 00:16:43,450
‫الان منتظرمونن

210
00:16:47,780 --> 00:16:48,150
‫- ما

211
00:16:48,550 --> 00:16:50,070
‫ادوادرالریک

212
00:16:52,460 --> 00:16:56,080
‫عشق پاک تو که باعث شد سعی کنی مادرت رو زنده کنی

213
00:16:56,080 --> 00:17:01,640
‫عشق عظیمت که به خاطر اینکه روح برادرت رو پیوند بدی و آماده ی فدا کردن جونت بودی

214
00:17:01,640 --> 00:17:07,260
‫عزم آسمانیت که به خاطرش خانه ای رو که درش خاطرات بسیار داشتی وسوزوندیش

215
00:17:07,260 --> 00:17:11,170
‫آغوشم را بپذیر

216
00:17:11,170 --> 00:17:14,090
‫گم شو!

217
00:17:14,090 --> 00:17:15,400
‫وایسا

218
00:17:34,550 --> 00:17:37,450
‫وای، کله ی سحر هم دارین کار میکنید

219
00:17:37,660 --> 00:17:38,760
‫تمام شب رو کار کردیم

220
00:17:44,580 --> 00:17:47,700
‫نصفه شبه و شماها هنوز دارین کار میکنید

221
00:17:47,700 --> 00:17:49,130
‫با این وضعیت خیلی زود تموم میشه،درسته؟

222
00:17:49,400 --> 00:17:50,850
‫امشب ویه شب دیگه

223
00:17:51,310 --> 00:17:52,400
‫چـ...

224
00:18:04,100 --> 00:18:04,930
‫بیرون

225
00:18:09,590 --> 00:18:13,690
‫گفتن که سه روزه تکمیل میشه، پس صبر کن

226
00:18:13,690 --> 00:18:21,630
‫میدونم، اما وقتی میدونم که راز سنگ فلاسفه در مرکزه چطور باید صبر کنم

227
00:18:25,600 --> 00:18:27,540
‫میبخشی که منتظر شدی، تموم شد

228
00:18:30,250 --> 00:18:31,270
‫آماده ای؟

229
00:18:31,270 --> 00:18:32,380
‫آ-آره

230
00:18:32,540 --> 00:18:33,210
‫آماده....

231
00:18:33,390 --> 00:18:34,130
‫شروع...

232
00:18:34,280 --> 00:18:34,890
‫برو

233
00:18:38,190 --> 00:18:41,550
‫این حس وصل کردن هر سری روی اعصابمه

234
00:18:41,550 --> 00:18:46,560
‫خوب، وقتی سنگ رو بدست بیارم دیگه از شر این درد خلاص میشم

235
00:18:46,560 --> 00:18:49,730
‫خیلی بده، مشتری خوبی بودی

236
00:18:50,600 --> 00:18:54,190
‫لازم نیست برای برگردوندن دست و پات خودت این همه دردسر رو به جون بخری

237
00:18:55,270 --> 00:18:57,010
‫گذشته از این، چه عیبی داره

238
00:18:57,010 --> 00:18:59,700
‫بوی روغن، صدای خرچ خرچ

239
00:18:59,700 --> 00:19:04,560
‫شکل زیبایی که بر اساس مهندسی انسان ساخته شده

240
00:19:04,560 --> 00:19:06,790
‫چه خارق العاده

241
00:19:07,020 --> 00:19:08,320
‫اتومیل

242
00:19:08,320 --> 00:19:09,660
‫دیوونه ی ماشین

243
00:19:09,660 --> 00:19:11,790
‫خفه شو دیوونه ی کیمیاگری

244
00:19:12,530 --> 00:19:14,340
‫خوب،تموم شد

245
00:19:17,270 --> 00:19:18,090
‫چطوره؟

246
00:19:18,330 --> 00:19:20,220
‫آره، عالیه

247
00:19:20,220 --> 00:19:24,140
‫درصد کروم رو برای جلوگیری از زنگ زدن زیاد کردیم

248
00:19:24,430 --> 00:19:27,970
‫-اما ضعیفترش میکنه، پس بهش فشار

249
00:19:28,180 --> 00:19:29,470
‫بادمجون واکس نمیزنم

250
00:19:29,010 --> 00:19:30,560
‫آل،میبخشی که منتظر شدی

251
00:19:31,960 --> 00:19:33,560
‫میتونی سریع درستش کنی؟

252
00:19:33,560 --> 00:19:36,210
‫آره، یه رمز داره

253
00:19:37,140 --> 00:19:43,200
‫این نشونه واسطه ای بین روح آل هست و این زره

254
00:19:43,200 --> 00:19:45,490
‫برای همین باید ممطئن بشم که خراب نشه

255
00:19:51,790 --> 00:19:53,960
‫عالیه

256
00:19:54,390 --> 00:19:55,590
‫نظرت چیه که یه امتحانی بکنیم

257
00:19:56,220 --> 00:19:56,710
‫باشه

258
00:19:59,330 --> 00:20:02,090
‫بازم اینجا آروم میشه

259
00:20:04,010 --> 00:20:05,010
‫بالخره وقتش شد

260
00:20:05,010 --> 00:20:08,850
‫میریم که اطلاعات دکتر مارکو رو در مرکز پیدا کنیم

261
00:20:09,190 --> 00:20:11,560
‫فردا با اولین قطار میریم

262
00:20:23,560 --> 00:20:25,870
‫بازم روی خودش رو نپوشنده

263
00:20:25,870 --> 00:20:27,330
‫واقعا که...

264
00:20:27,710 --> 00:20:29,800
‫آل،مثل پرستارشی

265
00:20:30,290 --> 00:20:32,870
‫آخر بدبختیه که همچین برادر بی خاصیتی داشته باشی

266
00:20:34,200 --> 00:20:36,080
‫الان چند سالتونه؟

267
00:20:36,710 --> 00:20:39,380
‫من ۱۴و اد ۱۵ سال

268
00:20:41,610 --> 00:20:47,970
‫همسن منه اما خیلی کوتاهه، بعد یهش میگن اسلحه انسانی

269
00:20:48,870 --> 00:20:50,570
‫نگاه کن الان چقدر بی دفاعه

270
00:20:51,350 --> 00:20:53,010
‫از شما دو تا ممنونم

271
00:20:54,250 --> 00:20:56,360
‫چرا یک دفعه رسمی شدی؟

272
00:20:56,810 --> 00:21:02,570
‫همیشه مثل یه خانواده به ما خوش آمد میگید، ازتون ممنونم

273
00:21:03,390 --> 00:21:07,020
‫اٍد شاید نگه اما اونم مثل من از شما ممنونه

274
00:21:07,820 --> 00:21:08,600
‫آل...

275
00:21:09,420 --> 00:21:11,750
‫میدونیم

276
00:21:12,200 --> 00:21:14,470
‫لازم نیست که چیزی یگی

277
00:21:14,920 --> 00:21:17,330
‫وینری...مادر بزرگ....

278
00:21:18,170 --> 00:21:19,290
‫ممنون

279
00:21:23,360 --> 00:21:25,260
‫بابت همه چیز ممنونت

280
00:21:25,260 --> 00:21:26,090
‫باشعه

281
00:21:26,090 --> 00:21:28,290
‫ها؟ وینری کجائه؟

282
00:21:28,290 --> 00:21:30,520
‫شب قبل اصلا نخوابیده بود برای همین شرط میبندم که خستست

283
00:21:30,520 --> 00:21:31,990
‫میخای بیدارش کنم؟

284
00:21:31,990 --> 00:21:33,840
‫نه،نگران نباشید

285
00:21:33,840 --> 00:21:36,890
‫همش شروع میکنه درباره ی نگه داری و همیچن چیزهایی حرف میزنه

286
00:21:36,890 --> 00:21:37,770
‫تا بعد

287
00:21:38,830 --> 00:21:40,680
‫شما دوتا

288
00:21:42,010 --> 00:21:44,530
‫بعضی وقتها اینجا یه سر بزنید،باشه>؟

289
00:21:44,530 --> 00:21:45,740
‫باشه

290
00:21:47,010 --> 00:21:49,780
‫این همه راه بیایم اینجا فقط برای غذا خوردن؟

291
00:21:51,770 --> 00:21:53,540
‫اٍد،آل

292
00:21:54,480 --> 00:21:55,790
‫موفق باشید...

293
00:21:59,790 --> 00:22:00,680
‫بتشه

294
00:22:05,000 --> 00:22:40,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

