‫﻿۱
00:22:15,430 --> 00:22:45,430
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:02:01,760 --> 00:02:08,860
‫مارکو، مردی که اٍد و آل ملاقات کردن سنگ فلاسفه رو داشت،اگر چه که ناقص بود

3
00:02:09,700 --> 00:02:15,540
‫مارکو به خاطر احساسات شدید اٍد محل مخفی کردن اطلاعات رو گفت

4
00:02:17,330 --> 00:02:25,810
‫و بعد از اینکه اتومیلش تعمیر شد، اد به سوی جایی که اطلاعات دکتر مارکو بود حرکت کرد

5
00:02:25,810 --> 00:02:28,660
‫کتابخانه ی ملی، شعبه ی اول

6
00:02:31,900 --> 00:02:35,840
‫تحقیقات دکتر مارکو

7
00:02:37,190 --> 00:02:40,090
‫پیدا کردنش بد بختی داشت برای همین کل ساختمون رو سوزوندم

8
00:02:40,090 --> 00:02:42,880
‫تو مرکز چکار کردی؟

9
00:02:42,880 --> 00:02:45,400
‫دارم بهت توضیح میدم

10
00:02:45,400 --> 00:02:48,770
‫تمام فلزی درباره ی اطلاعات دکتر مارکو فهمیده

11
00:02:50,800 --> 00:02:56,230
‫بعد از اینکه کارها رو درست کردم، برگشتم شهر شرقی که همه رو یه نگاهی بکنم،اما

12
00:02:56,230 --> 00:02:57,610
‫اون چکار میکنه؟

13
00:02:58,290 --> 00:02:59,480
‫گلاتونی(شکمو)؟

14
00:02:59,480 --> 00:03:02,220
‫میتونم بوش...میتونم بوش رو بشنوم

15
00:03:02,220 --> 00:03:06,740
‫این نزدیکی ها یه ایشبالیانی هست که بوی خون میده

16
00:03:07,390 --> 00:03:09,510
‫میتونم بخورمش؟

17
00:03:10,090 --> 00:03:12,840
‫البته،هر ذره ش رو میتونی بخوری

18
00:03:50,840 --> 00:03:55,250
‫از وقتی که برادران الریک درگیر پرونده ی اسکار شدن، اسکار جایی دیده نشده

19
00:03:55,600 --> 00:03:58,650
‫شاید دیگه تو شهر شرقی نیست؟

20
00:03:58,650 --> 00:04:00,130
‫باید اینجا باشه

21
00:04:00,130 --> 00:04:01,050
‫ها؟

22
00:04:01,620 --> 00:04:07,180
‫اگه بتونم پرونده ای رو که در مرکز حل نشده رو انجا بدم، در چشم مردم جایگاهم ارتقاع پیدا میکنه

23
00:04:10,070 --> 00:04:12,450
‫از همه امکاناتم استفاده میکنم

24
00:04:12,980 --> 00:04:18,190
‫تا زمانی که رهبر بشم و ارتش رو در اختیار بگیرم

25
00:04:19,020 --> 00:04:22,070
‫باید از حرفهای بیجا خودداری بکنید

26
00:04:23,480 --> 00:04:26,820
‫آره،سعی میکنم

27
00:04:26,820 --> 00:04:28,240
‫ببخشید قربان

28
00:04:28,240 --> 00:04:31,540
‫گزارش انفجار از روخانه ی مارل شده

29
00:04:31,810 --> 00:04:32,510
‫چی؟

30
00:04:36,450 --> 00:04:37,910
‫انفجار گاز؟

31
00:04:37,910 --> 00:04:38,980
‫نظری ندارم

32
00:04:38,980 --> 00:04:41,030
‫جدیدا  نا امن شده

33
00:04:46,230 --> 00:04:49,330
‫به اٍسکا رمتعلق هستن، هیچ شکی نیست

34
00:04:49,330 --> 00:04:50,560
‫بدنی پیدا شده؟

35
00:04:51,570 --> 00:04:53,180
‫جستجو کردیم،اما...

36
00:04:53,420 --> 00:04:56,540
‫از روی خون میشه گفت که مرده

37
00:04:57,550 --> 00:05:00,670
‫با اینحال تا زمانی که تصدیق نشده باید هواسمون رو جمع کنیم

38
00:05:01,390 --> 00:05:02,510
‫ستوان دوم هاووک

39
00:05:02,510 --> 00:05:02,940
‫قربان؟

40
00:05:03,240 --> 00:05:06,630
‫گروه تو تمام آشغال ها رو از بین ببرن

41
00:05:06,630 --> 00:05:08,490
‫وقتی برای طلف کردن نیست، حتی برای شام و ناهار

42
00:05:08,490 --> 00:05:10,810
‫مهم نیست چه طوری، بدنش رو بکشید بیرون

43
00:05:11,480 --> 00:05:13,590
‫بهمون یه وقت بدین

44
00:05:13,590 --> 00:05:15,440
‫میخای بکشیمون؟

45
00:05:15,440 --> 00:05:16,250
‫خفه شو

46
00:05:16,560 --> 00:05:21,090
‫نا زمانی که با جفت چشمهام مرده اش رو نبینم نمیتونم آروم باشم

47
00:05:21,760 --> 00:05:23,010
‫آره،باشه

48
00:05:24,330 --> 00:05:26,270
‫فرار کرد

49
00:05:26,270 --> 00:05:27,760
‫نتونستم بگیرم یخورمش....

50
00:05:27,760 --> 00:05:30,260
‫عیب نداره،شاید دفعه ی بعد

51
00:05:30,940 --> 00:05:35,100
‫اقلا برای یه مدت نمیتونه کاری بکنه

52
00:05:36,190 --> 00:05:38,730
‫بازم بر میگردم به مرکز

53
00:05:38,730 --> 00:05:41,900
‫میخام درباره ی اٍسکار به پدر گزارش بدم

54
00:05:45,650 --> 00:05:48,780
‫همه چیز سوخته و خاکستر شده

55
00:05:49,530 --> 00:05:50,940
‫ستوان آرمسترانگ

56
00:05:52,600 --> 00:05:56,230
‫ستوان دوم (رز) و گروهبان دوم  (بروش

57
00:05:56,230 --> 00:05:57,290
‫چیزی شده؟

58
00:05:57,480 --> 00:06:00,550
‫از مرکز دستوری دریافت کردیم که گزارش بدیم

59
00:06:00,550 --> 00:06:04,380
‫ما محافظت ادوارد الریک رو به عهده بگیریم

60
00:06:04,620 --> 00:06:06,420
‫باشه،فهمیدم

61
00:06:06,420 --> 00:06:12,300
‫این دیگه چه جورشه؟ تازه فکر کردم از شر این یارو خلاص میشم، حالا محافظها بیشتر شدن؟

62
00:06:14,090 --> 00:06:19,470
‫یه نفر هست که درباره ی اطلاعات تو کتابخونه ی شعبه ی یک حرفه ایه

63
00:06:20,220 --> 00:06:23,180
‫اگرچه دیگه استخدام نیست...

64
00:06:23,180 --> 00:06:25,330
‫مثل اینکه حالا من انتظارش رو داشتم

65
00:06:26,530 --> 00:06:27,650
‫میتونم کمکتون کنم؟

66
00:06:27,650 --> 00:06:29,400
‫مممم....

67
00:06:29,400 --> 00:06:32,870
‫گستاخیم رو ببخشید، اما چرا زره پوشیدید؟

68
00:06:34,640 --> 00:06:35,660
‫فقط برای سرگرمیه

69
00:06:35,950 --> 00:06:39,070
‫سرگرمی؟ ستوان دوم،این چه جور سرگرمیه ای هست؟

70
00:06:39,070 --> 00:06:40,420
‫این بچه ها چه مرگشونه؟

71
00:06:41,000 --> 00:06:44,050
‫پسر ،آل، عجب چشم اندازی

72
00:06:44,050 --> 00:06:46,380
‫درست میگی داداش

73
00:06:50,810 --> 00:06:51,130
‫- چــ

74
00:06:51,770 --> 00:06:55,100
‫یه کوه از کتاب؟

75
00:06:55,860 --> 00:06:58,320
‫واقعا کسی اینجا زندگی میکنه؟

76
00:06:58,930 --> 00:07:01,970
‫شسکا خانم،اینجایید؟

77
00:07:01,970 --> 00:07:03,450
‫شسکا

78
00:07:03,450 --> 00:07:04,960
‫یه نفر...

79
00:07:07,590 --> 00:07:08,940
‫کمک کنه...

80
00:07:09,190 --> 00:07:10,110
‫ها؟

81
00:07:11,730 --> 00:07:12,350
‫هم؟

82
00:07:12,350 --> 00:07:13,870
‫داداش،یه نفر....

83
00:07:14,350 --> 00:07:15,700
‫یه نفر زیر کتابها دفن شده

84
00:07:16,440 --> 00:07:18,450
‫بکن،بکن،بکن،اینجا رو بکن

85
00:07:18,450 --> 00:07:19,380
‫احمق

86
00:07:18,750 --> 00:07:19,840
‫طاقت بیار

87
00:07:23,830 --> 00:07:25,630
‫متاسفم،متاسفم

88
00:07:25,630 --> 00:07:27,840
‫دستم خورد به پشته ی کتابها....

89
00:07:28,780 --> 00:07:31,010
‫فکر کردم کارم تمومه

90
00:07:31,010 --> 00:07:32,600
‫خیلی ممنون

91
00:07:33,150 --> 00:07:35,030
‫پس تو شسکایی؟

92
00:07:35,030 --> 00:07:35,910
‫بله

93
00:07:35,910 --> 00:07:37,720
‫کسی که تو شعبه یک بود؟

94
00:07:39,170 --> 00:07:40,750
‫شعبه ی یک

95
00:07:40,750 --> 00:07:43,040
‫حتی اسمش باعث میشه جیگرم جلا پیدا کنه

96
00:07:43,040 --> 00:07:49,470
‫از وقتی به دنیا اومدم به کتابها علاقه داشتم، و موقعی که اونجا کار گرفتم انگار به بهشت رفته بودم

97
00:07:50,440 --> 00:07:55,640
‫اما یادم میرفت که رفتم اونجا برای کار و همش کتاب میخوندم و بالاخره اخراج شدم

98
00:07:56,450 --> 00:08:01,720
‫با اینکه به پول احتیاج داشتم که مادر مریضم رو به بیمارستان بهتری بفرستم

99
00:08:02,700 --> 00:08:09,420
‫به جز کتاب خوندن مهارت دیگه ای ندارم و هر جا برم هیچ کاری نمیتونم پیدا بکنم

100
00:08:09,420 --> 00:08:13,650
‫درسته، من یه بازندم، اشغال اجتماع

101
00:08:13,170 --> 00:08:15,890
‫یه چیزی هست که ازت میخام بپرسم....

102
00:08:16,460 --> 00:08:17,230
‫بله؟

103
00:08:17,230 --> 00:08:21,090
‫ممکنه که درباره ی مدارک تحقیقات (تیم مارکو) چیزی بدونی؟

104
00:08:21,090 --> 00:08:24,440
‫تیم مارکو...تیم مارکو

105
00:08:24,440 --> 00:08:26,630
‫آره،یادم میاد

106
00:08:26,630 --> 00:08:27,520
‫واقعا؟

107
00:08:27,520 --> 00:08:32,490
‫به خاطر اینکه تو قفسه ی اشتباه بود ودست نوشته بود کاملا یادم میاد

108
00:08:33,270 --> 00:08:35,580
‫پس واقعا اونجا بود...

109
00:08:36,030 --> 00:08:39,810
‫یعنی الان خاکستر شده......

110
00:08:39,810 --> 00:08:42,040
‫میخای که تحقیقات رو بخونی؟

111
00:08:42,250 --> 00:08:44,970
‫آره، اما الان از بین رفته...

112
00:08:44,970 --> 00:08:46,460
‫میبخشی که مزاحم شدیم

113
00:08:46,780 --> 00:08:49,460
‫اما همه چیزی که توش بود رو یادمه

114
00:08:51,630 --> 00:08:52,460
‫چی؟

115
00:08:52,460 --> 00:08:57,090
‫خوب ،تمام کتابهایی که خوندم رو یادمه که محتواشون چی بوده

116
00:08:57,430 --> 00:09:00,100
‫یه کم زمان میبره، اما میخای برات از روش برات بنویسم؟

117
00:09:00,100 --> 00:09:03,050
‫خیلی ممنون،کرم کتاب

118
00:09:03,050 --> 00:09:04,740
‫کرم...؟

119
00:09:07,160 --> 00:09:09,610
‫بفرمائید اینم کپی تحقیقات تیم مارکو

120
00:09:10,840 --> 00:09:14,990
‫میبخشی، اما چون خیلی محتویاتش زیاد بود پنج روز وقت برد

121
00:09:15,320 --> 00:09:18,950
‫تو دنیا واقعا آدمهای عجیبی هست،درسته داداش؟

122
00:09:18,950 --> 00:09:21,740
‫این تحقیقات دکتر مارکوئه؟

123
00:09:21,740 --> 00:09:23,870
‫آره، شکی نیست

124
00:09:23,870 --> 00:09:27,290
‫هزار غذای روزانه نوشته ی دکتر مارکو

125
00:09:27,290 --> 00:09:28,200
‫ها؟

126
00:09:28,920 --> 00:09:32,370
‫کمی آب اضافه کنید و یه قاشق سوپ خوری شکر...

127
00:09:32,370 --> 00:09:34,840
‫این واقعا هزار غذای روزانست

128
00:09:34,840 --> 00:09:37,880
‫کجای این اسناد مهمن؟

129
00:09:37,880 --> 00:09:42,030
‫اما...من دقیقا هر چی که یادم اومد رو نوشتم

130
00:09:42,520 --> 00:09:44,890
‫مثل اینکه اشتباه کردیم

131
00:09:45,180 --> 00:09:49,690
‫این کلمه به کلمه اش نوشته ی دکتر مارکوئه،درسته؟

132
00:09:50,480 --> 00:09:52,190
‫آره،بدون شک

133
00:09:53,230 --> 00:09:56,240
‫واقعا خارق العاده ای،ممنون

134
00:09:57,040 --> 00:09:59,750
‫خوب، برگردیم به کتابخونه ی مرکز

135
00:09:59,750 --> 00:10:03,110
‫باشه، اونجا کتابهای مرتبط خیلی زیاده

136
00:10:03,110 --> 00:10:03,780
‫آره

137
00:10:04,790 --> 00:10:07,290
‫باید برای کاری که کردی بهت پاداش بدم

138
00:10:08,210 --> 00:10:13,250
‫ستوان دوم رز، این کد ثبت من و ساعت جیبیمه

139
00:10:13,510 --> 00:10:17,740
‫همون قدر پول رو از تحقیقات سالیانه من بردار و بده به شسکا

140
00:10:18,640 --> 00:10:23,760
‫یاشه، من فقط باید یرم قسمت کیمیاگرهای ایالتی(دولتی) در قسمت اداری ساختمان رهبر،درسته؟

141
00:10:23,760 --> 00:10:25,270
‫آره

142
00:10:25,270 --> 00:10:28,010
‫بازم ممنون شسکا

143
00:10:28,010 --> 00:10:28,520
‫تا بعد

144
00:10:30,200 --> 00:10:32,780
‫خوب از هزینه ی تحقیقاتش...

145
00:10:34,690 --> 00:10:36,690
‫این دیگه چه جور عددیه؟

146
00:10:36,880 --> 00:10:40,520
‫اون میتونه اینقدر هزینه کنه مثل اینکه چیزی نیست؟این پسر کیه؟

147
00:10:44,720 --> 00:10:49,040
‫همه ی این دستورات آشپزی برای کیمیاگریه؟

148
00:10:49,040 --> 00:10:53,450
‫کیمیاگری وقتی بد استفاده بشه خطرناکه

149
00:10:53,450 --> 00:10:57,710
‫برای جلوگیری از اینکار ،کیمیاگرها تحقیقاتشون رو به رمز مینوشتن

150
00:10:58,400 --> 00:11:03,850
‫آدمهای معمولی ممکنه فکر کنن که درباره ی آشپزیه، تنها کسی که نوشتش میتونه محتواش رو بفهمه

151
00:11:04,170 --> 00:11:06,750
‫در اصل نوشته ای کیمیاگریه

152
00:11:07,710 --> 00:11:11,490
‫اگه فقط نویسنده میتونه بفهمش چطور میخای کشف رمزش کنی؟

153
00:11:11,850 --> 00:11:13,620
‫دانش و انگیزه

154
00:11:13,620 --> 00:11:16,270
‫بقیه ی کا ر با شکیبایی انجام میشه

155
00:11:16,270 --> 00:11:18,990
‫پسر،پس زمان میبره....

156
00:11:19,230 --> 00:11:21,790
‫اینجا یه چیزی درباره ی ظرف کبوتره

157
00:11:21,790 --> 00:11:24,120
‫کبوتر؟ممکنه که...

158
00:11:24,120 --> 00:11:25,120
‫آره

159
00:11:25,120 --> 00:11:28,670
‫میتونه درباره ی شیر سبز باشه، فیلسوف مهتاب

160
00:11:28,670 --> 00:11:32,790
‫کتاب خطی فلامل و سنگ فلاسفه لمب اسپرینگ رو میاری؟

161
00:11:33,580 --> 00:11:34,800
‫باشه

162
00:11:34,800 --> 00:11:36,740
‫عالیه، اینجا رو نگاه کن

163
00:11:36,740 --> 00:11:37,090
‫هممم؟

164
00:11:37,370 --> 00:11:38,680
‫اینم باید باشه،اینطور نیست؟

165
00:11:38,680 --> 00:11:40,880
‫آره،درست میگی، اون یکی هم همینطور

166
00:11:41,220 --> 00:11:44,840
‫آره،بیا یه امتحانی بکنیم

167
00:11:54,910 --> 00:11:59,050
‫چرا این رمزش اینقدر سخته...

168
00:11:59,050 --> 00:12:03,280
‫فکر نمیکنی پرسیدن از خود دکتر مارکو راحتتر باشه؟

169
00:12:03,440 --> 00:12:05,700
‫نه،اگه ازش بپرسیم،میبازیم

170
00:12:05,700 --> 00:12:07,610
‫الان این مشکلمونه؟

171
00:12:07,610 --> 00:12:08,670
‫ممم...

172
00:12:09,440 --> 00:12:10,540
‫شسکا

173
00:12:13,840 --> 00:12:18,710
‫به خاطر شما تونستم مادرم رو به بیمارستانی عالی منتقل کنم

174
00:12:18,710 --> 00:12:20,270
‫واقعا از شما متشکرم

175
00:12:20,270 --> 00:12:22,470
‫اصلا مسئله ای نیست

176
00:12:22,470 --> 00:12:24,470
‫تو رمزگشایی پیشرفتی کردین؟

177
00:12:27,160 --> 00:12:28,850
‫کاری پیدا کردی؟

178
00:12:31,780 --> 00:12:37,730
‫اما به خاطر شما ،فهمیدم کسی مثل من برای بقیه میتونه مفید باشه

179
00:12:38,250 --> 00:12:39,740
‫خیلی ممنون

180
00:12:39,740 --> 00:12:41,230
‫تو اصلا بی خاصیت نیستی

181
00:12:42,320 --> 00:12:47,040
‫باور دارم تونسته باشی خودت رو همه جانبه وقف استعدادی که داری بکنی

182
00:12:47,040 --> 00:12:49,050
‫و حافظه ی معرکه ای هم داری

183
00:12:49,050 --> 00:12:50,790
‫باید بیشتر به خودت اعتماد داشته باشی

184
00:12:52,430 --> 00:12:53,330
‫ممنون

185
00:12:57,830 --> 00:12:58,670
‫هی

186
00:12:59,110 --> 00:13:00,540
‫ستوان هیوز

187
00:13:00,540 --> 00:13:02,590
‫از آرمسترانگ شنیدم که برگشتید

188
00:13:03,440 --> 00:13:07,300
‫به شماها گفتم وقتی به مرکز اومدید یه سر بزنید

189
00:13:07,300 --> 00:13:10,350
‫متاسفم، باید یه کار فوری انجام میدادیم

190
00:13:10,350 --> 00:13:12,070
‫آره، منم سرم شلوغه...

191
00:13:11,400 --> 00:13:13,990
‫داره یا ستوان هیوز جوری حرف میزنه انگار صد سال همدیگه رو میشناسن

192
00:13:13,990 --> 00:13:15,850
‫اون پسرها کی هستن؟

193
00:13:16,570 --> 00:13:19,170
‫این اواخر یه عالمه اتفاق افتاده

194
00:13:19,170 --> 00:13:22,370
‫پرونده ی تاکر  وکیمرا هنوز حل نشده، از طرفی...

195
00:13:22,370 --> 00:13:24,460
‫میبخشی

196
00:13:24,460 --> 00:13:26,700
‫باعث شدم بازم یادت بیاد

197
00:13:28,320 --> 00:13:29,620
‫خوب، میدونی

198
00:13:29,940 --> 00:13:35,010
‫خیلی سرم شلوغه، و شعبه ی یک کتابخونه هم آتش گرفت و جزغاله شد

199
00:13:35,010 --> 00:13:36,510
‫شعبه ی یک؟

200
00:13:36,510 --> 00:13:43,130
‫آره، خیلی از آرشیومون رو اونجا نگه میداشتیم، برای همین کارمون رو به هم ریخته

201
00:13:44,320 --> 00:13:45,620
‫همم؟چی؟

202
00:13:49,970 --> 00:13:51,520
‫چی فکر میکنی شتوان هیوز؟

203
00:13:51,520 --> 00:13:54,430
‫این زن دنبال کار میگرده

204
00:13:54,430 --> 00:13:58,230
‫درسته، پرونده های جنایی ارتش رو خوندم و به خاطر سپردمش،اما...

205
00:13:58,380 --> 00:14:00,520
‫همینه، همین الان بریم بزاریمت سر کار

206
00:14:00,520 --> 00:14:02,030
‫خوب از خجالتت در میایم

207
00:14:02,750 --> 00:14:04,330
‫این...مممم...

208
00:14:04,330 --> 00:14:06,150
‫خیلی ممنون

209
00:14:06,150 --> 00:14:08,150
‫دارم به خودم اعتماد پیدا میکنم، سعیم رو میکنم

210
00:14:08,150 --> 00:14:09,950
‫خیلی ممنون

211
00:14:09,950 --> 00:14:11,930
‫بیا! باید همین الان ببرمت که ما رکنی

212
00:14:13,880 --> 00:14:16,160
‫این دیگه کیه، یه آدم دزد؟

213
00:14:20,960 --> 00:14:26,460
‫باور دارم تونسته باشی خودت رو همه جانبه وقف استعدادی که داری بکنی ، ها...

214
00:14:26,460 --> 00:14:29,220
‫کلمات حکیمانه، آره داش کوچیکه

215
00:14:29,220 --> 00:14:33,740
‫واقعا اینطوری  حس میکنم، به خصوص وقتی به شخص خاصی نگاه میکنم

216
00:14:36,820 --> 00:14:42,310
‫پس اون شخص خاص به کار کردن ادامه میده

217
00:15:09,340 --> 00:15:10,300
‫اوپس

218
00:15:11,390 --> 00:15:12,260
‫وقت بستنه

219
00:15:13,540 --> 00:15:15,970
‫الان ده روزی شده

220
00:15:15,970 --> 00:15:18,270
‫نمیتونم باور کنم که اونها انقدر شکیبایی داشته باشن که انقدر کار کنن تا اینجا بسته بشه

221
00:15:18,560 --> 00:15:19,710
‫مزخرفه

222
00:15:28,140 --> 00:15:29,740
‫دعوای خانوادگی؟

223
00:15:29,740 --> 00:15:32,820
‫نباید به خاطر اینکه نتونستید حلش کنید نا امید بشید...

224
00:15:32,820 --> 00:15:34,170
‫حلش کردیم

225
00:15:34,960 --> 00:15:37,490
‫کد رو پیدا کردیم

226
00:15:37,660 --> 00:15:39,910
‫واقعا؟عالیه

227
00:15:40,270 --> 00:15:42,280
‫اصلا نیست، اصلا خوب نیست

228
00:15:42,970 --> 00:15:44,520
‫تحقیقات شیطانی....

229
00:15:44,520 --> 00:15:46,470
‫چیزی که نباید بری دنبالش

230
00:15:47,010 --> 00:15:49,410
‫ازت متنفرم دکتر مارکو....

231
00:15:50,070 --> 00:15:52,050
‫چی...دقیقا....

232
00:15:52,760 --> 00:15:55,080
‫ترکیبات سنگ فلاسفه...

233
00:15:55,790 --> 00:15:57,470
‫آدم زندست...

234
00:15:58,740 --> 00:16:04,020
‫حتی بدتر از اون، باید چندین نفر رو برای پالایشش یک سنگ قربانی کنی

235
00:16:04,230 --> 00:16:07,840
‫هیچ وقت فکر نمیکردم همچین چیز غیر انسانی در ارتش انجام بشه....

236
00:16:07,840 --> 00:16:09,640
‫این چیزیه که غیر قابل بخششه

237
00:16:12,980 --> 00:16:16,660
‫میتونید به کسی در این باره چیزی نگید؟

238
00:16:16,660 --> 00:16:17,810
‫اما...

239
00:16:17,810 --> 00:16:18,790
‫لطفا

240
00:16:19,670 --> 00:16:21,660
‫فراموشش کنید

241
00:16:27,130 --> 00:16:29,050
‫چی...

242
00:16:29,050 --> 00:16:32,480
‫برادران الریک بازم خودشون رو تو اتاق حبس کردن

243
00:16:32,480 --> 00:16:34,800
‫آره، چیز زیادی هم نمیخورن

244
00:16:36,230 --> 00:16:38,580
‫شاید واقعا خستن؟

245
00:16:38,580 --> 00:16:41,650
‫به نظر میرسه که این اواخر خیلی کار کردن

246
00:16:41,650 --> 00:16:45,000
‫منظورم اینه که چیزی که بعد از اون همه جون کندن پیدا کردن....

247
00:16:45,000 --> 00:16:48,540
‫حتی منم وقتی که بهش فکر میکنم حالم بد میشه

248
00:16:48,540 --> 00:16:49,610
‫چیزی شده؟

249
00:16:49,610 --> 00:16:51,280
‫ه_-هیچی

250
00:16:52,190 --> 00:16:55,950
‫یه بوهایی میاد

251
00:17:01,130 --> 00:17:04,210
‫داداش، برو یه چیزی برای خوردن بگیر

252
00:17:04,210 --> 00:17:05,040
‫گشنم نیست

253
00:17:08,300 --> 00:17:09,630
‫سخته

254
00:17:10,460 --> 00:17:11,210
‫آره

255
00:17:14,790 --> 00:17:16,880
‫مثل...

256
00:17:16,880 --> 00:17:20,510
‫اینه که دستت رو برای گرفتنش دراز کنی، فرار میکنه

257
00:17:20,860 --> 00:17:25,700
‫و موقعی که بالاخره میگیرش ، میزنتت زمین

258
00:17:28,160 --> 00:17:32,650
‫خدا حتما باید از آدمهایی که کار ممنوعه رو انجام میدن متنفر باشه

259
00:17:35,520 --> 00:17:38,780
‫نمیدونم برای همه ی عمرمون باید اینطوری زندگی کنیم

260
00:17:43,920 --> 00:17:47,790
‫هی...یه چیزی هست که همیشه میخاستم ازت بپرسم

261
00:17:48,770 --> 00:17:51,040
‫اما خیلی میترسیدم

262
00:17:52,340 --> 00:17:53,170
‫چی؟

263
00:17:56,420 --> 00:17:58,900
‫برادران الریک،اون تو هستین، آره؟

264
00:17:58,900 --> 00:18:00,800
‫منم،باز کنین

265
00:18:01,090 --> 00:18:02,550
‫باید چکار کنیم

266
00:18:02,550 --> 00:18:04,180
‫ولش کن

267
00:18:04,810 --> 00:18:07,440
‫کل داستان رو شنیدم، برادران الریک

268
00:18:09,060 --> 00:18:11,150
‫چه تراژدی ای

269
00:18:11,150 --> 00:18:15,530
‫وقتی که راز وحشتناک پشت سنگ فلاسفه رو پیدا میکنی

270
00:18:15,530 --> 00:18:17,110
‫مـ...میبخشی

271
00:18:17,110 --> 00:18:19,740
‫جلوی همیچن آدمی نمیتونستیم کاری بکنیم...

272
00:18:19,740 --> 00:18:22,780
‫وقتی فکر میکنی ارتش همچین کاری میکنه...

273
00:18:22,780 --> 00:18:25,500
‫حقیقت بعضی اوقات میتونه بیرحم باشه

274
00:18:26,840 --> 00:18:28,210
‫حقیقت...

275
00:18:28,400 --> 00:18:29,870
‫چی شده داداش؟

276
00:18:30,530 --> 00:18:33,290
‫حرفهای دکتر مارکو رو یادته؟

277
00:18:33,290 --> 00:18:33,880
‫ها؟

278
00:18:34,030 --> 00:18:37,760
‫ممکنه که به حقیقتی که در پس حقیقته برسی...

279
00:18:38,720 --> 00:18:41,720
‫حقیقت در پس حقیقت...

280
00:18:42,200 --> 00:18:44,500
‫مثل اسناد پژوهش درباره ی کیمیاگری

281
00:18:45,100 --> 00:18:48,350
‫اونچه که میشه از بیرون دید فقط قسمتی از حقیقته

282
00:18:48,940 --> 00:18:50,440
‫یه چیز دیگه هم وجود داره

283
00:18:51,120 --> 00:18:51,860
‫چیز دیگه..

284
00:18:54,350 --> 00:19:00,110
‫الان چهار مرکز تحقیق در مورد کیمیاگری که برای دولت کار میکنه در مرکز هست

285
00:19:00,110 --> 00:19:04,670
‫در شماره ی سه دکتر مارکو کار میکرده

286
00:19:04,670 --> 00:19:07,080
‫این یکی از همه مشکوکتره

287
00:19:08,610 --> 00:19:13,770
‫به همه ی مراکز تحقیق به جز این یکی رفتیم

288
00:19:14,610 --> 00:19:16,710
‫این، چه ساختمونیه؟

289
00:19:17,150 --> 00:19:21,150
‫آزمایشگاه شماره ی پنج، اما الان دیگه استفاده نمیشه

290
00:19:21,150 --> 00:19:24,430
‫هیچکس به خاطر احتمال سقوط ساختمون نمیتونه واردش بشه

291
00:19:24,690 --> 00:19:25,680
‫همینجائه

292
00:19:26,210 --> 00:19:28,100
‫برای چی این حرف رو میزنی؟

293
00:19:28,100 --> 00:19:29,710
‫یه زندان درست کنارشه

294
00:19:30,280 --> 00:19:31,230
‫و...

295
00:19:31,570 --> 00:19:33,940
‫یادته برای ساخت سنگ فلاسفه چی لازمه؟

296
00:19:34,230 --> 00:19:36,510
‫آدم زنده......

297
00:19:39,010 --> 00:19:41,320
‫اونجا کسانی هستن که به مرگ محکوم شدن

298
00:19:41,320 --> 00:19:43,450
‫به مردم میگن که اعدام شدن،اما...

299
00:19:44,850 --> 00:19:47,030
‫نگو که...زندانی ها ذرات تشکیل دهنده هستن؟

300
00:19:47,030 --> 00:19:49,290
‫صورتت رو این شکلی نکن

301
00:19:49,290 --> 00:19:51,260
‫منم نمیخام که دربارش فکر کنم

302
00:19:51,260 --> 00:19:54,340
‫زندان تحت نظارت حوزه ی قظائی هست، اما اگه دخالت داشته باشه...

303
00:19:54,340 --> 00:19:56,000
‫منظورت اینه که دولت دخالت داره؟

304
00:19:56,760 --> 00:20:00,550
‫فکر میکنم که دارم تو کارهای ناجوری داخل میشم...

305
00:20:00,800 --> 00:20:04,090
‫برای همینه که بهتون گفتیم فراموشش کنید

306
00:20:06,800 --> 00:20:10,880
‫شاید به موضوع سیاسی تبدیل بشه

307
00:20:10,880 --> 00:20:12,940
‫خودم انجامش میدم

308
00:20:13,110 --> 00:20:16,250
‫اما تا اون زمان، ستوان دوم و گروهبان درباره این موضوع حرفی نزنید

309
00:20:16,250 --> 00:20:17,180
‫بله فربان

310
00:20:17,180 --> 00:20:19,990
‫شما دوتا هم بهتره کاری نکنید

311
00:20:22,860 --> 00:20:28,580
‫شما دو تا دارین به این فکر میکنید که برید تو اون ساختمون و یه نگاهی بکنین،درسته

312
00:20:28,580 --> 00:20:30,540
‫نه همیچن فکرهایی نکردیم

313
00:20:31,340 --> 00:20:32,900
‫چرا کرده بودیم

314
00:20:39,900 --> 00:20:42,970
‫یه نگهبان برای ساختمون بدون استفاده؟

315
00:20:43,200 --> 00:20:44,670
‫خیلی مشکوکه

316
00:20:46,190 --> 00:20:47,620
‫چطور باید بریم تو؟

317
00:20:47,620 --> 00:20:49,380
‫نظرت چیه که یه در بسازیم؟

318
00:20:49,380 --> 00:20:52,090
‫برق تبدیل رو میبینن

319
00:20:52,450 --> 00:20:54,130
‫در این صورت...

320
00:20:54,130 --> 00:20:55,850
‫بزن...بریم

321
00:21:12,600 --> 00:21:14,890
‫اینجا کاملا بسته هست

322
00:21:21,220 --> 00:21:22,990
‫اینجا وایسا

323
00:21:22,990 --> 00:21:24,210
‫تنهایی مشکلی نداری؟

324
00:21:25,000 --> 00:21:29,520
‫با بدن بزرگت نمیتونی از اینجا رد بشی،ها؟

325
00:21:30,840 --> 00:21:33,390
‫مثل اینکه من این بدن رو انتخاب کردم

326
00:21:37,430 --> 00:21:38,570
66

327
00:21:38,570 --> 00:21:40,730
‫چیه ۴۸؟

328
00:21:40,730 --> 00:21:42,940
‫اولین مهمونمون بعد از یه مدت اومده

329
00:21:44,600 --> 00:21:47,640
‫چه ابلهی

330
00:21:48,610 --> 00:21:51,540
‫از اون چیزی که فکر میکردم باریکتره،لعنتی

331
00:21:52,230 --> 00:21:55,210
‫اگه اندازه ی طبیعی بدوم نمیتونستم از بینش رد بشم

332
00:21:55,210 --> 00:21:56,830
‫خیلی خوبه که کوچیکم

333
00:21:58,290 --> 00:22:02,960
‫تف، به خودم گفتم کوچیک

334
00:22:07,170 --> 00:22:08,590
‫لامپها روشنه

335
00:22:09,290 --> 00:22:12,470
‫جون خودت ، استفاده نمیشه

336
00:22:14,280 --> 00:22:15,430
‫ایول

