‫﻿۱
00:21:32,770 --> 00:21:52,770
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:02:00,930 --> 00:02:08,100
‫شعبه ی یک کتابخانه ی ملی جایی بود که مارکو تحقیقاتش رو اونجا پنهان کرده بود ،آتش گرفته و نابود شده بود

3
00:02:09,030 --> 00:02:15,820
‫اٍد وآل نتیجه ی تحقیقات رو به وسیله ی شسکا کتابخانه دار سابق به دست آوردن،اگرچه...

4
00:02:15,820 --> 00:02:18,280
‫اجزای سازنده ی سنگ فلاسفه...

5
00:02:18,510 --> 00:02:20,110
‫انسانهای زنده هست....

6
00:02:21,030 --> 00:02:27,900
‫برای به دست آوردن حقیقت بیشتر،اٍد و آل به آزمایشگاه رها شده ی شماره ی پنج رفتن

7
00:02:42,140 --> 00:02:44,990
‫برای آدمی به گنده ای تو خیلی سریعی

8
00:02:44,990 --> 00:02:47,250
‫اگه غیر این بود برام جالب نبود

9
00:02:47,740 --> 00:02:48,430
‫تو کی هستی؟

10
00:02:48,790 --> 00:02:51,110
‫من شماره ی ۶۶ هستم

11
00:02:51,110 --> 00:02:54,060
‫اگرچه که این شماره ی کاریمه

12
00:02:56,010 --> 00:02:58,490
‫خیلی خوشگل تیکه تیکه ات میکنم

13
00:02:59,900 --> 00:03:02,780
‫بیا و گریه کن

14
00:03:12,440 --> 00:03:14,060
‫این دیگه چیه؟

15
00:03:14,060 --> 00:03:17,150
‫ممکنه که این برای تبدیل سنگ فلاسفه استفاده میشده؟

16
00:03:17,150 --> 00:03:18,630
‫دقیقا

17
00:03:19,360 --> 00:03:24,440
‫نمیدونم تو کی هستی اما واقعا شگفت زده شدم که فقط با نگاه کردن بهش فهمیدی برای چیه ،پسر

18
00:03:25,810 --> 00:03:27,720
‫تو کی هستی ، پیر مرد؟

19
00:03:28,720 --> 00:03:31,850
‫کار من اینه که از اینجا محافظت کنم

20
00:03:32,360 --> 00:03:35,610
‫فکر کنم باید خودم رو با نام ۴۸ معرفی کنم

21
00:03:36,720 --> 00:03:39,030
‫و پیر مرد هم نیستم

22
00:03:40,570 --> 00:03:45,240
‫به من آموزش داده شده که هر کسی رو که به این ساختمون نفوذ کرد رو نابود کنم

23
00:03:45,240 --> 00:03:47,350
‫درباره ی من بد برداشت نکن،پسر

24
00:03:47,350 --> 00:03:48,660
‫تو هم همینطور...

25
00:03:50,520 --> 00:03:53,910
‫وقتی به وسیله ی یه پسر داغون شدی بد برداشت نکن

26
00:03:54,930 --> 00:03:56,740
‫کیمیاگری،ها؟

27
00:03:58,090 --> 00:04:00,590
‫ببینیم که چقدر بارته

28
00:04:04,190 --> 00:04:05,930
‫مثل اینکه دستت نجاتت داد

29
00:04:06,120 --> 00:04:10,270
‫اما شمشیر عزیز من حتی آهن رو میتونه ببره

30
00:04:20,620 --> 00:04:22,240
‫اوهو،اوهو،اوهو

31
00:04:22,550 --> 00:04:26,360
‫هیچ بدنی اون تو نداری؟

32
00:04:26,360 --> 00:04:28,060
‫جالبه که فهمیدی

33
00:04:28,060 --> 00:04:31,450
‫با یه نفر مثل تو همیشه سرو کار دارم

34
00:04:31,450 --> 00:04:36,060
‫پس یه نفر دیگه هم به این شکل بیرونه؟

35
00:04:37,060 --> 00:04:39,000
‫اصلا از این خوشم نمیاد

36
00:04:39,000 --> 00:04:44,840
‫که یه نفر ابله تر از من یه روح رو به زره متصل کرده

37
00:04:46,730 --> 00:04:48,600
‫بزار بازم خودم رو معرفی کنم

38
00:04:49,290 --> 00:04:51,860
‫چهل و هشت عدد ردیف محکومین مرگ من بود

39
00:04:51,860 --> 00:04:59,360
‫موقعی که بدن داشتم به آدمکش تکه کننده معروف بودم

40
00:04:59,360 --> 00:05:01,110
‫محکومین به مرگ،همونطور که فکرش رو میکردم

41
00:05:02,330 --> 00:05:08,330
‫اینجا از جنایتکارهای محکوم به مرگ سنگ فلاسفه میساختن،درسته؟

42
00:05:08,330 --> 00:05:10,410
‫نمیتونم به این جواب بدم

43
00:05:10,410 --> 00:05:17,000
‫من فقط به خاطر مهارتم این بدن رو دادن بهم که از اینجا مراقبت کنم

44
00:05:17,000 --> 00:05:22,210
‫این یعنی جایی مهری هست که این روح و زره رو به هم متصل میکنه

45
00:05:22,720 --> 00:05:25,150
‫دقیقا

46
00:05:26,970 --> 00:05:28,540
‫این نشانی از خون...

47
00:05:28,540 --> 00:05:31,680
‫اگه نابودش کنی،میبری

48
00:05:32,430 --> 00:05:35,620
‫واقعا مهربونی که گذاشتی نقطه ضعفت رو بدونم

49
00:05:36,670 --> 00:05:40,600
‫من از اون نوع آدمهایی هستم که به دنبال هیجان در مبارزه هستن

50
00:05:41,170 --> 00:05:44,070
‫یعنی انقدر مهربونی که میخای من رو از دردسر نجات بدی؟

51
00:05:44,370 --> 00:05:46,280
‫ارزش امتحان رو داره؟

52
00:05:47,440 --> 00:05:52,370
‫فکر میکنی یه قاتل میزاره شکارش فرار کنه؟

53
00:05:53,510 --> 00:05:55,550
‫بگیر که اومدم

54
00:05:56,580 --> 00:05:58,500
‫همونطور که گفتم

55
00:05:59,020 --> 00:06:01,750
‫چون الیشیا سه سالش میشه

56
00:06:01,750 --> 00:06:05,710
‫سروان هیوز، دارم کار میکنم

57
00:06:01,750 --> 00:06:05,710
‫شهر شرقی
‫مرکز فرماندهی شرقی

58
00:06:05,710 --> 00:06:08,720
‫چه تصادفی، منم همینطور

59
00:06:09,160 --> 00:06:11,220
‫واقعا، خیلی جیگره

60
00:06:11,440 --> 00:06:15,460
‫فهمیدم بابا، دیگه درباره ی دخترت چیزی نگو

61
00:06:15,460 --> 00:06:17,320
‫همینطور با تلفن ارتش

62
00:06:17,320 --> 00:06:18,850
‫فقط دخترم نیست

63
00:06:19,700 --> 00:06:21,100
‫زنمم خیلی دوست میدارم

64
00:06:22,650 --> 00:06:25,730
‫باشه،یاشه، به داستانت گوش میکنم

65
00:06:26,110 --> 00:06:31,110
‫درباره ی اٍسکار عزیز و خوشگلت که خیلی دوسش داری

66
00:06:32,680 --> 00:06:35,380
‫چند تا بدن مجهول الهویه پیدا کردیم

67
00:06:36,140 --> 00:06:39,370
‫وحشتناک تجزیه شده بودن، سخته که تصمیم بگیری که اون اونجا بوده

68
00:06:41,220 --> 00:06:47,080
‫هیچ نشونه ای ازش در شهر شرقی نیست، برای همین بیشتر مردم فکر میکنن که مرده

69
00:06:47,510 --> 00:06:51,550
‫با این وضعیت میتونیم محافظان برادران الریک رو مرخص کنیم

70
00:06:52,270 --> 00:06:55,010
‫ستوان آرمسترانگ هنوز داره این کارو انجام میده؟

71
00:06:55,250 --> 00:06:58,600
‫نه، ظاهرا زیردستهاش کار محافظت رو به عهده گرفتن

72
00:07:00,890 --> 00:07:01,810
‫سرمون کلاه گذاشتن

73
00:07:02,410 --> 00:07:04,590
‫میدونستم که خیلی آرومن....

74
00:07:05,670 --> 00:07:09,190
‫ستوان آرمسترانگ به خاطر غفلت تو کار حتما میکشمون

75
00:07:09,190 --> 00:07:12,860
‫فسقلی ها همش باید تو کار محافظاشون دخالت کنن

76
00:07:13,600 --> 00:07:14,510
‫بریم

77
00:07:14,510 --> 00:07:15,830
‫ها؟کجا؟

78
00:07:15,830 --> 00:07:17,310
‫فکر میکنی کجا؟

79
00:07:17,310 --> 00:07:19,250
‫آزمایشگاه شماره ی پنج

80
00:07:27,750 --> 00:07:29,970
‫ها؟ شونه ام مثل اینکه یه عیبی داره....

81
00:07:34,490 --> 00:07:40,020
‫این دفعه در برابر زنگ زدگی بیشتر مقاومه، اما زیاد محکم نیست پس زیاد ازش استفاده نکن

82
00:07:40,700 --> 00:07:42,850
‫اگه زودتر این دعوا رو فیصله ندم...

83
00:07:42,850 --> 00:07:44,190
‫تو دردسر میفتم

84
00:08:11,450 --> 00:08:13,220
‫تقریبا مثل میمون میمونی

85
00:08:13,220 --> 00:08:14,130
‫چی گفتی؟

86
00:08:17,100 --> 00:08:20,220
‫خیلی خوشحالم، خیلی وقته یه شکار مثل تو نداشتم

87
00:08:21,430 --> 00:08:25,190
‫اما با زخمها و خستگی که داری،نتیجه معلومه

88
00:08:25,950 --> 00:08:30,390
‫رفیقم الان باید حساب دوستت رو رسیده باشه

89
00:08:31,630 --> 00:08:33,860
‫رفیقت قویه؟

90
00:08:35,100 --> 00:08:38,610
‫قویه، اگرچه نسبت به من ضعیفتره

91
00:08:45,690 --> 00:08:48,020
‫پس جای نگرانی نیست

92
00:08:48,580 --> 00:08:53,630
‫از وقتی که کوچیک بودیم خیلی باهاش جنگیدم اما تا حالا یه بار هم ازش نبردم

93
00:08:59,700 --> 00:09:05,940
‫لعنتی، یه جا وایسا بزار تکه تکه ات کنم

94
00:09:16,590 --> 00:09:17,950
‫اون بدن...

95
00:09:19,600 --> 00:09:21,200
‫منم برای خودم یه چند تا وضعیت دارم

96
00:09:23,060 --> 00:09:26,260
‫بزار برات یه داستانی رو تعریف کنم

97
00:09:26,260 --> 00:09:28,450
‫تو هم دربارش شنیدی،درسته؟

98
00:09:28,810 --> 00:09:31,830
‫یه مرد میانسال به نام (بری

99
00:09:34,530 --> 00:09:40,130
‫خیلی خیلی وقت پیش یه مرد میانسال تو مرکز بود که عاشق آشپزی بود

100
00:09:40,130 --> 00:09:43,970
‫بری)عاشق شقه کردن گوشت بود

101
00:09:43,970 --> 00:09:48,560
‫اما یه روز فهمید که شقه کردن گوشت گاو و خوک دیگه راضیش نمیکنه

102
00:09:48,560 --> 00:09:53,360
‫برای همین نیمه شبها میرفت بیرون و آدمها رو سلاخی میکرد

103
00:09:55,930 --> 00:10:02,490
‫بری)بالاخره گیر افتاد ، اما ۲۳ نفر طعمه اون شده بودن

104
00:10:02,490 --> 00:10:09,800
‫بعد از ترساندن ساکنان مرکز، اون به اعدام محکوم شد

105
00:10:09,800 --> 00:10:11,910
‫و بقیه با خوشحالی بعد از اون زندگی کردن...

106
00:10:13,490 --> 00:10:17,020
‫این داستانیه که به مردم تحویل دادن

107
00:10:17,020 --> 00:10:19,630
‫اما در اصل یه دنباله در داستان وجود داره

108
00:10:20,060 --> 00:10:22,580
‫بری واقعا نمرده

109
00:10:22,580 --> 00:10:25,420
‫اون زندست و از یه جای مخصوص باید مراقبت کنه

110
00:10:25,420 --> 00:10:28,180
‫اگرچه که بدنش گرفته شده

111
00:10:29,870 --> 00:10:38,820
‫درسته، کسی که الان جلوت وایساده به (بری ساطوری) معروفه

112
00:10:39,240 --> 00:10:41,150
‫متاسفم، هیچ وقت قبلا اسمش رو نشنیدم

113
00:10:43,270 --> 00:10:45,370
‫در منطقه روستایی در شرق به دنیا اومدم،برای همین...

114
00:10:45,620 --> 00:10:50,040
‫باشه، حالا که هیچوقت داستانش رو نشنیدی نباید یه عکس العملی نشون بدی؟

115
00:10:50,040 --> 00:10:50,870
‫یه چیز مثل...

116
00:10:50,870 --> 00:10:53,900
‫وای یا این چه جور بدنیه

117
00:10:54,670 --> 00:10:57,620
‫ا-ا-ا-اون دیگه چه جور بدنیه؟

118
00:10:58,240 --> 00:10:59,920
‫میدونی، باعث ناراحتیه

119
00:11:00,320 --> 00:11:03,060
‫پس تو هم به مرگ محکوم شدی

120
00:11:03,060 --> 00:11:04,150
‫اینطوری ترسوندیم...

121
00:11:04,150 --> 00:11:06,200
‫من قاتل نیستم

122
00:11:06,200 --> 00:11:07,890
‫پس برای چی؟

123
00:11:09,290 --> 00:11:10,690
‫خوب...منم یه شرایطی دارم

124
00:11:11,170 --> 00:11:15,410
‫برادر بزرگم وقتی که بدنم رو از دست دادم روحم رو به این زره پیوند زد

125
00:11:15,410 --> 00:11:16,500
‫برادر؟

126
00:11:17,700 --> 00:11:19,440
‫فهمیدم، برادرت؟

127
00:11:19,440 --> 00:11:21,370
‫چی اینقدر خنده داره؟

128
00:11:22,670 --> 00:11:25,820
‫شما ها واقعا برادرین؟

129
00:11:25,820 --> 00:11:28,350
‫شخصیتمون فرق میکنه،اما....

130
00:11:28,350 --> 00:11:30,580
‫نه،نه،نه، منظورم این نیست

131
00:11:31,020 --> 00:11:35,590
‫منظورم اینکه که شاید تو یه عروسک زرهی باشه که برادرت ساخته

132
00:11:35,590 --> 00:11:36,560
‫ها؟

133
00:11:36,560 --> 00:11:39,300
‫واقعا نفس انسانیت وجود داره؟

134
00:11:39,300 --> 00:11:41,530
‫معلومه که داره

135
00:11:41,530 --> 00:11:45,160
‫من آلفونس الریک یه آدمم، هیچ شکی توش نیست

136
00:11:45,870 --> 00:11:48,100
‫چطور انقدر مطمئنی؟

137
00:11:48,100 --> 00:11:50,730
‫چون خاطراتی که از بچگیم دارم

138
00:11:50,730 --> 00:11:53,100
‫اگه اونها هم ساخته شده باشن چی؟

139
00:11:54,790 --> 00:11:57,270
‫اما وینری و خاله....

140
00:11:57,270 --> 00:11:59,530
‫احتمالا اونها هم شریک هستن...

141
00:12:00,830 --> 00:12:02,690
‫آره، همینطوریه

142
00:12:02,690 --> 00:12:05,200
‫تو اصلا وجود نداری

143
00:12:05,200 --> 00:12:07,830
‫پـ - پس تو چی؟

144
00:12:07,830 --> 00:12:09,760
‫معلومه

145
00:12:10,390 --> 00:12:12,520
‫- تکون نخور، اینا ممـ

146
00:12:14,430 --> 00:12:15,560
‫دیدی؟

147
00:12:15,560 --> 00:12:18,940
‫من تیکه کردن آدمها رو دوست دارم

148
00:12:18,940 --> 00:12:22,130
‫عاشق کشتنم، هیچ وقت سیر نمیشم

149
00:12:22,490 --> 00:12:24,940
‫برای کشتن وجود دارم

150
00:12:24,940 --> 00:12:28,740
‫تنها مدرکی که احتیاج دارم بدونم کی هستم

151
00:12:32,920 --> 00:12:35,330
‫پس برادر کوچیکت انقدر قویه،ها؟

152
00:12:35,760 --> 00:12:39,170
‫پس بهتره سریعتر حسابت رو برسم

153
00:12:44,820 --> 00:12:46,310
‫آل،الان

154
00:12:46,310 --> 00:12:47,030
‫چی؟

155
00:12:51,400 --> 00:12:52,720
‫چه احمقی

156
00:12:53,290 --> 00:12:55,500
‫تو جنگ که هیچ قانونی وجود نداره

157
00:13:02,050 --> 00:13:06,470
‫چی شده؟ مهر بدنم که نشکسته؟

158
00:13:06,470 --> 00:13:08,230
‫- سریع باش و نابـ

159
00:13:09,050 --> 00:13:11,400
‫یه چیزی هست که خیلی دوست دارم بپرسم

160
00:13:11,400 --> 00:13:13,040
‫درباره ی سنگ فلاسفه؟

161
00:13:13,040 --> 00:13:15,980
‫هر چی رو میدونی بگو

162
00:13:15,980 --> 00:13:16,850
‫نمیتونم

163
00:13:16,850 --> 00:13:19,940
‫بازنده نباید پررو بازی در بیاره

164
00:13:20,490 --> 00:13:23,190
‫من...هنوز نباختم

165
00:13:27,520 --> 00:13:28,640
‫غیر ممکنه

166
00:13:37,790 --> 00:13:41,410
‫یادم رفت بگم، تیکه کننده ها....

167
00:13:41,410 --> 00:13:44,050
‫در واقع دو تا برادر بودن

168
00:13:44,050 --> 00:13:46,570
‫سر و بدن دو شخص متفاوتن

169
00:13:46,570 --> 00:13:48,050
‫این نامردیه

170
00:13:48,050 --> 00:13:52,260
‫کی بود گفت تو جنگ هیچ قانونی وجود نداره؟

171
00:13:52,260 --> 00:13:56,390
‫بریم راند دو،فسقلی

172
00:13:56,390 --> 00:13:57,780
‫بهم نگو فسقلی

173
00:13:57,780 --> 00:14:01,310
‫بهت وقت برای تبدیل نمیدم

174
00:14:01,810 --> 00:14:04,000
‫لعنتی،خیلی خون ازم رفته

175
00:14:04,000 --> 00:14:05,400
‫سر گیجه دارم....

176
00:14:12,250 --> 00:14:13,450
‫بده...

177
00:14:14,050 --> 00:14:15,200
‫بد...

178
00:14:15,440 --> 00:14:16,620
‫من...

179
00:14:16,620 --> 00:14:19,210
‫میمیرم

180
00:14:22,750 --> 00:14:23,770
‫بگیر

181
00:14:33,470 --> 00:14:36,160
‫باعث شدی اون عوضی رو به خاطر بیارم

182
00:14:36,160 --> 00:14:38,690
‫همون کار اون رو کردم

183
00:14:38,690 --> 00:14:41,050
‫اومدی و انجامش دادی، عوضی

184
00:14:41,050 --> 00:14:42,770
‫پسر، خیلی حال بهم زنه

185
00:14:42,990 --> 00:14:43,900
‫داداش

186
00:14:45,030 --> 00:14:47,400
‫خجالت آوره، اما باختیم

187
00:14:47,400 --> 00:14:50,750
‫نمیخای بگید که "هی پسر ما سه قلو ئیم،ها؟

188
00:14:50,750 --> 00:14:51,740
‫نه نمیگیم،نه نمیگیم

189
00:14:52,880 --> 00:14:56,320
‫دیگه نابودمون کن پسر

190
00:14:57,200 --> 00:14:59,260
‫بیخال من بشید که کسی رو بخام بکشم

191
00:14:59,630 --> 00:15:01,830
‫به عنوان یه آدم بهمون نگاه میکنی؟

192
00:15:04,470 --> 00:15:11,380
‫اگه به عنوان آدم در نظر نگیرمتون، اونوقت برادرم رو هم باید اینطوری حساب کنم

193
00:15:12,880 --> 00:15:15,360
‫چی شده عروسک زره پوش؟

194
00:15:15,360 --> 00:15:17,710
‫من عروسک زره پوش نیستم

195
00:15:17,710 --> 00:15:19,560
‫این چیزیه که فکر میکنی

196
00:15:19,560 --> 00:15:22,080
‫تو واقعا وجود داری؟

197
00:15:22,080 --> 00:15:24,440
‫مطمئنی؟

198
00:15:24,830 --> 00:15:29,030
‫یه راهی هست که نشون بده که یه عروسک نیستی

199
00:15:29,940 --> 00:15:31,820
‫تو هم یه مهر خون داری،درسته؟

200
00:15:32,080 --> 00:15:34,330
‫پاکش کن

201
00:15:34,330 --> 00:15:36,410
‫اگه بمیری،آدمی

202
00:15:36,410 --> 00:15:39,330
‫اگه زنده بمونی، پس یه عروسک زره پوش بیشتر نیستی

203
00:15:40,310 --> 00:15:42,870
‫نمیتوم همچین کاری بکنم

204
00:15:44,100 --> 00:15:47,460
‫پس من برات اینکارو میکنم

205
00:15:47,700 --> 00:15:50,150
‫برادر کوچیکم آدمه

206
00:15:50,150 --> 00:15:52,090
‫پس شما دو تا هم هستین

207
00:15:52,540 --> 00:15:55,080
‫برای همینه که نمیخام بکشمتون

208
00:15:59,200 --> 00:16:00,140
‫داداش؟

209
00:16:00,940 --> 00:16:06,800
‫ما دو تااز وقتی که به سن بلوغ رسیدیم دزدی و قتل میکردیم

210
00:16:07,350 --> 00:16:12,310
‫و  از وقتی که به این شکل در اومدیم برای اولین باره که مثل آدم بهمون نگاه میشه؟

211
00:16:12,880 --> 00:16:13,920
‫جالبه

212
00:16:14,740 --> 00:16:18,530
‫به عنوان هدیه بهت همه چیز رو میگم،پسر

213
00:16:18,920 --> 00:16:23,870
‫کسی که سنگ فلاسفه رو ساخته و بهمون گفت که از اینجا مراقبت کنیم....

214
00:16:31,340 --> 00:16:33,590
‫نزدیک بود

215
00:16:35,020 --> 00:16:39,280
‫نمیتونی درباره ی همچن چیزهایی حرف بزنی،۴۸

216
00:16:40,070 --> 00:16:43,480
‫تمام فلزی فسقلی اینجا چه غلطی میکنه؟

217
00:16:43,760 --> 00:16:45,680
‫عجب بچه ی پردردسری

218
00:16:45,680 --> 00:16:47,980
‫چطور درباره ی اینجا فهمیدید؟

219
00:16:50,850 --> 00:16:52,860
‫داداش!داداش

220
00:16:53,100 --> 00:16:54,610
‫داداش

221
00:16:56,470 --> 00:16:58,990
‫داری میری رو اعصاب،

222
00:16:59,620 --> 00:17:03,280
‫شماها نزدیک بود که قربانی با  ارزشی رو بکشید

223
00:17:03,280 --> 00:17:04,580
‫نمیفهمید؟

224
00:17:05,060 --> 00:17:08,630
‫چه غلطی میکردید اگه نقشه خراب میشد؟

225
00:17:08,990 --> 00:17:09,920
‫ها؟

226
00:17:24,430 --> 00:17:26,320
‫شما دو تا چه خرایی هستین؟

227
00:17:26,320 --> 00:17:28,280
‫چه نقشه ای؟

228
00:17:28,280 --> 00:17:30,990
‫منظورت از قربانی چیه؟

229
00:17:30,990 --> 00:17:35,110
‫این فسقلی اماده رفتنه

230
00:17:37,430 --> 00:17:39,370
‫بهم نگو فسقلی

231
00:17:39,370 --> 00:17:42,350
‫یه فسقلی یه فسقلیه، قبول نداری؟

232
00:17:45,640 --> 00:17:47,200
‫از جنگیدن خوشم نمیاد

233
00:17:47,200 --> 00:17:48,790
‫باعث ناراحتیه اگه صدمه ببینی

234
00:17:49,660 --> 00:17:52,050
‫تو بودی که شروع کردی

235
00:17:52,050 --> 00:17:53,090
‫آنچنان میزنمت که صدای....

236
00:17:56,140 --> 00:17:57,470
‫مثل اینکه شکست

237
00:17:57,470 --> 00:17:58,970
‫چی؟

238
00:17:58,970 --> 00:18:00,760
‫چه خوش شانسم

239
00:18:03,220 --> 00:18:05,380
‫خوب شد که دستت شکست

240
00:18:05,750 --> 00:18:08,560
‫لازم نیست که از زخمهای بیشتری زجر بکشی

241
00:18:09,710 --> 00:18:11,500
‫گوش کن،پسر

242
00:18:11,500 --> 00:18:15,310
‫یادت نره که زنده موندی

243
00:18:16,960 --> 00:18:19,830
‫باعث ببختی میشه اگه یه نفر مثل این پسر اینجا رو پیدا کنه

244
00:18:20,330 --> 00:18:22,910
‫بسوزونش

245
00:18:25,990 --> 00:18:29,750
‫یه چیزی هست که همیشه میخاستم بپرسم...

246
00:18:30,510 --> 00:18:32,870
‫اما میترسیدم...

247
00:18:33,400 --> 00:18:35,650
‫داداش میخاست چی بگه؟

248
00:18:36,090 --> 00:18:38,090
‫چیزی که از گفتنش میترسه؟

249
00:18:38,840 --> 00:18:40,740
‫چیزی که میترسید....

250
00:18:41,260 --> 00:18:44,970
‫شاید تو عروسک آهنی باشی که برادرت ساخته؟

251
00:18:45,850 --> 00:18:48,430
‫آیا تو ی انسان واقعیت وجود داره؟

252
00:18:50,850 --> 00:18:54,570
‫چی شده عروسک آهنی؟

253
00:18:55,660 --> 00:18:57,560
‫خفه شو!من...

254
00:18:58,550 --> 00:19:01,030
‫قبول کن، حالت رو بهتر میکنه

255
00:19:05,720 --> 00:19:07,950
‫گاردت کاملا بازه، کرگدن

256
00:19:09,460 --> 00:19:10,490
‫ها؟

257
00:19:10,490 --> 00:19:11,580
‫حرکت نکن

258
00:19:12,530 --> 00:19:14,130
‫تسلیم شو

259
00:19:15,180 --> 00:19:17,670
‫اصلا خوب نیست...

260
00:19:31,330 --> 00:19:32,940
‫گروهبان...فرار کن

261
00:19:36,620 --> 00:19:37,640
‫چکار میکنید؟

262
00:19:37,640 --> 00:19:38,870
‫تند باشید از اینجا دور شید

263
00:19:38,870 --> 00:19:41,080
‫اما داداش هنوز اون توئه

264
00:19:41,610 --> 00:19:42,530
‫چی گفتی؟

265
00:19:42,790 --> 00:19:45,580
‫خوب، انتخاب دیگه ای ندارم

266
00:19:45,580 --> 00:19:47,490
‫فکر کنم باید از اینجا برم

267
00:19:47,760 --> 00:19:48,660
‫هی

268
00:19:48,660 --> 00:19:50,390
‫شما هم بهتره فرار کنید

269
00:19:50,390 --> 00:19:50,870
‫وایسا

270
00:19:50,870 --> 00:19:52,790
‫داداش!داداش

271
00:19:52,790 --> 00:19:53,660
‫از اینجا دور شو

272
00:19:53,660 --> 00:19:55,510
‫تو هم گیر میفتی

273
00:19:55,510 --> 00:19:56,290
‫اما

274
00:20:01,150 --> 00:20:02,120
‫چطورین؟

275
00:20:02,120 --> 00:20:04,200
‫یه بسته برای شما

276
00:20:04,200 --> 00:20:05,550
‫داداش؟

277
00:20:09,240 --> 00:20:13,770
‫تو خطر نیست،اما خیلی خون از دست داده پس سریع ببریدش بیمارستان،باشه؟

278
00:20:14,240 --> 00:20:18,850
‫راستی،مواظبش باشید که دوباره کار ابلهانه ای نکنه

279
00:20:18,850 --> 00:20:21,180
‫هر چی باشه آدم مهمیه

280
00:20:21,180 --> 00:20:22,280
‫و تو کی هستی؟

281
00:20:22,440 --> 00:20:24,200
‫ستوان دوم (رز) عجله کن

282
00:20:24,200 --> 00:20:26,040
‫گروهبان،کمکم کن

283
00:20:26,540 --> 00:20:28,090
‫خونین و مالینه

284
00:20:28,090 --> 00:20:30,650
‫بعدا حرف میزنیم، بهتره از اینجا بریم

285
00:20:31,460 --> 00:20:33,320
‫غیبش زد

286
00:20:41,170 --> 00:20:42,510
‫بیاریتمون بیرون

287
00:20:42,510 --> 00:20:44,010
‫میخاید به کشتنمون بدین؟

288
00:20:44,010 --> 00:20:46,270
‫خفه شید،صداتون رو بیارین پائین

289
00:20:48,770 --> 00:20:50,430
‫چه صدای دلنوازی

290
00:20:52,210 --> 00:20:56,150
‫این صدای ساختمونیه که به خاطر انفجار داره میریزه

291
00:20:57,110 --> 00:21:01,290
‫اگه بخای نسبت به نزدیکیش قضاوت کنی...باید آزمایشگاه شماره ی ۵ در همین کنار باشه

292
00:21:02,640 --> 00:21:05,020
‫چه صدای دلنوازی...

293
00:21:05,020 --> 00:21:08,420
‫استخوان هام رو به لرزه در میاره

294
00:21:08,850 --> 00:21:10,740
‫دهنت رو ببند، کیمبلی

295
00:21:10,740 --> 00:21:12,790
‫میبخشی

296
00:21:12,790 --> 00:21:18,000
‫منو یاد نابودی ایشبال انداخت، و خوشحالم کرد...

297
00:21:29,050 --> 00:21:32,770
‫شاید تو عروسکی باشی که برادرت ساخته؟

