‫﻿۱
00:22:23,280 --> 00:22:43,280
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:01:32,820 --> 00:01:40,250
‫اد و آل به آزمایشگاه شماره ی پنج برای بدست آوردن راز سنگ فلاسفه نفوذ کردن

3
00:01:40,250 --> 00:01:44,870
‫در اونجا اونها با کسانی که روحشون به زره پیوند داده شده بود مواجه شدن

4
00:01:45,790 --> 00:01:58,860
‫به خاطر چیزی که شماره ی ۶۶ در جنگ گفت، آل شروع کرد به این پرسش از خودش که ایا اون روحی مصنوعیه که برادرش ساخته؟

5
00:02:04,400 --> 00:02:06,560
‫مثل اینکه حالا میتونی بلند شی

6
00:02:08,270 --> 00:02:10,240
‫چه اتفاقی تو آزمایشگاه شماره ی پنج افتاد؟

7
00:02:10,240 --> 00:02:11,650
‫درباره ی اون...

8
00:02:11,650 --> 00:02:14,820
‫به وسیله ی یه نفر کاملا خراب شد ونابود شد...

9
00:02:14,820 --> 00:02:17,650
‫لعنتی، همه چیز از دست رفت؟

10
00:02:19,110 --> 00:02:21,030
‫آ - آخ

11
00:02:21,030 --> 00:02:23,660
‫لـ - لعنت

12
00:02:23,660 --> 00:02:27,360
‫خیل نزدیک بود حقیقت رو بفهمم

13
00:02:27,360 --> 00:02:30,030
‫نمیتونم تو بیمارستان بشینم

14
00:02:32,610 --> 00:02:34,280
‫جناب کیمیاگر تمام فلزی

15
00:02:34,880 --> 00:02:37,050
‫ما پیشاپیش  از بی ادبیمون معذرت میخایم

16
00:02:37,050 --> 00:02:38,300
‫ها؟

17
00:02:46,160 --> 00:02:47,870
‫هر غلطی که دلت میخا دمیکنی...

18
00:02:47,870 --> 00:02:50,350
‫اگه اتفاق بدی بیفته، ممکنه بمیری

19
00:02:52,480 --> 00:02:56,570
‫به جای اینکه همه کارها رو خودت انجام بدی، به افراد دور و برت اعتماد کن

20
00:02:59,760 --> 00:03:03,780
‫اطمینان به بزرگتر هات اذیت نمیکنه، اینطور فکر نمیکنی؟

21
00:03:08,250 --> 00:03:09,210
‫همه اش همین بود

22
00:03:09,660 --> 00:03:13,830
‫لطفا بی ادبی و خشونت ما رو به افسر مافوق ببخشید،قربان

23
00:03:16,200 --> 00:03:17,760
‫ن_ نه...

24
00:03:18,480 --> 00:03:19,840
‫تقصیر من بود

25
00:03:21,280 --> 00:03:23,870
‫مجازات...برای سیلی زدن،قربان؟

26
00:03:24,560 --> 00:03:26,020
‫نه، حتی بهش فکر نمیکنم

27
00:03:27,400 --> 00:03:29,430
‫برای چی شماها انقدر مودب هستین؟

28
00:03:29,430 --> 00:03:33,500
‫به خاطر اینکه کیمیاگر ایالتی(دولتی) برابر با ستوان در ارتشه

29
00:03:33,850 --> 00:03:38,450
‫من که مدرک دولتیم رو برای این نگرفتم

30
00:03:39,020 --> 00:03:41,280
‫شماهم هم لازم نیست که با من انقدر رسمی حرف بزنید

31
00:03:41,280 --> 00:03:42,690
‫واقعا؟

32
00:03:42,690 --> 00:03:45,070
‫تمام وقت بی خود نگران بودیم،درسته؟

33
00:03:45,070 --> 00:03:46,990
‫چه تغییر سریعی

34
00:03:47,470 --> 00:03:50,100
‫حالا که نگاه میکنم آل رو نمیبینم، آل کجائه؟

35
00:03:50,100 --> 00:03:54,640
‫من زودتر اون رو سرزنش کردم

36
00:03:55,380 --> 00:03:56,750
‫آخ...

37
00:03:58,060 --> 00:04:01,970
‫اون یکی رو که زودتر بهم اخطار داده بود رو یادم رفت

38
00:04:07,960 --> 00:04:10,970
‫سلام؟ شما با راکبل ها متخصص اعضای مصنوعی و ارتوپدی تماس گرفتید

39
00:04:12,340 --> 00:04:13,100
‫اٍد؟

40
00:04:13,100 --> 00:04:16,100
‫خیلی عجیبه که زنگ زدی

41
00:04:16,100 --> 00:04:18,900
‫مممم...

42
00:04:18,900 --> 00:04:20,560
‫خیلی برام سخته که بگم، اما...

43
00:04:20,560 --> 00:04:23,590
‫میتوی برای تعمیر یه سر به مرکز بزنی؟

44
00:04:23,590 --> 00:04:24,730
‫مسافرت؟

45
00:04:24,730 --> 00:04:25,430
‫خوب...

46
00:04:25,850 --> 00:04:27,280
‫دست راستمه

47
00:04:27,280 --> 00:04:31,330
‫میتونم انگشتام رو تکون بدم اما نمیتونم تکونش بدم

48
00:04:36,460 --> 00:04:38,560
‫پس خیلی خوب نیست

49
00:04:38,560 --> 00:04:39,100
‫ها؟

50
00:04:39,100 --> 00:04:40,830
‫نه،نه،هیچی

51
00:04:41,650 --> 00:04:44,130
‫قبل از اینکه از حرکت وایسه کاری کردی؟

52
00:04:46,830 --> 00:04:48,470
‫دا_داشتم دعوا میکردم

53
00:04:48,910 --> 00:04:53,600
‫بازم؟ از اتومیل من برای اینکارها استفاده نکن

54
00:04:58,320 --> 00:05:00,170
‫سـ...سلام؟

55
00:05:00,640 --> 00:05:02,620
‫خانم وینری؟

56
00:05:02,620 --> 00:05:04,170
‫فکر کنم هیچ کاری نمیتونم بکنم

57
00:05:04,170 --> 00:05:05,610
‫مرکز کجائه؟

58
00:05:07,080 --> 00:05:09,720
‫- هی،امروز خیلی مهربـ

59
00:05:10,410 --> 00:05:12,650
‫منظورم اینه...هیچی...

60
00:05:12,650 --> 00:05:14,210
‫باشه،گرفتم

61
00:05:14,680 --> 00:05:16,540
‫میبخشی که مزاحم شدم

62
00:05:16,540 --> 00:05:17,310
‫باشه

63
00:05:17,310 --> 00:05:18,040
‫ممنون

64
00:05:20,790 --> 00:05:21,790
‫تلفن زدی به دوست دخترت؟

65
00:05:21,790 --> 00:05:24,050
‫دوست دختر دیگه کیه؟

66
00:05:25,550 --> 00:05:27,620
‫عجب کسل کننده

67
00:05:27,620 --> 00:05:29,410
‫موقعی که همسن تو بودم، یه دوست...

68
00:05:29,410 --> 00:05:30,300
‫ها؟

69
00:05:30,890 --> 00:05:33,190
‫اینجا چکار میکنی؟

70
00:05:33,810 --> 00:05:35,720
‫آل

71
00:05:36,390 --> 00:05:37,370
‫داداش...

72
00:05:37,810 --> 00:05:39,310
‫داری میری اتاقت؟

73
00:05:43,880 --> 00:05:44,740
‫هممم؟

74
00:05:45,900 --> 00:05:47,900
‫نه،هچی

75
00:05:47,900 --> 00:05:48,990
‫اونجا میبینمت

76
00:05:49,650 --> 00:05:50,540
‫باشه

77
00:06:11,330 --> 00:06:12,220
‫خداحافظ

78
00:06:17,900 --> 00:06:21,520
‫شاید عروسک زرهی باشی که برادرت ساخته؟

79
00:06:30,940 --> 00:06:33,130
‫وای کمرم...

80
00:06:33,130 --> 00:06:35,790
‫اصلا نمیفهمم که اٍد و آل چطوری مسافرت میکنن

81
00:06:38,970 --> 00:06:43,420
‫گفت یه نفر تو دروازه ی غرقی هست که تا ببینمش سریع میشناسمش،اما...

82
00:06:46,050 --> 00:06:47,630
‫ستوان آرمسترانگ

83
00:06:49,790 --> 00:06:52,360
‫دوشیزه وینری

84
00:06:54,170 --> 00:06:56,100
‫برادران ابله الریک کجان؟

85
00:06:57,970 --> 00:06:59,640
‫حقیقتش رو بخای...

86
00:07:05,710 --> 00:07:07,690
‫اٍد تو بیمارستانه؟

87
00:07:10,390 --> 00:07:12,450
‫خیلی سریع اومدی

88
00:07:12,450 --> 00:07:16,020
‫میخای که تیغم بزنی،اینطور نیست؟

89
00:07:17,600 --> 00:07:22,940
‫اما...چون اتومیلت شکست بدجوری صدمه دیدی،چون من...

90
00:07:23,800 --> 00:07:25,630
‫درست آمادش نکردم،درسته؟

91
00:07:29,890 --> 00:07:32,130
‫چیزی تقصیر تو نیست

92
00:07:32,130 --> 00:07:38,150
‫من ازش خوب استفاده نکردم، مثل همیشه عالی بود

93
00:07:38,920 --> 00:07:42,980
‫نفهمیده که یه پیچ کم داشته؟

94
00:07:42,980 --> 00:07:47,770
‫و چون دستم شکست بیشتر صدمه ندیدم

95
00:07:47,770 --> 00:07:50,610
‫پس نگران نباش،باشه؟خوب؟

96
00:07:50,610 --> 00:07:52,990
‫بنابراین همه چیز حله؟

97
00:07:54,560 --> 00:07:57,530
‫خوب، در مورد این سفر برای تعمیرات

98
00:07:57,530 --> 00:07:59,930
‫با نگاه دوم میخام که پول اضافی بگیرم

99
00:07:59,930 --> 00:08:00,770
‫ها؟

100
00:08:03,770 --> 00:08:05,540
‫شیرت رو نخوردی؟

101
00:08:07,450 --> 00:08:09,420
‫از شیر خوشم نمیاد

102
00:08:09,420 --> 00:08:13,510
‫برای همینه اینقدر کوچیکی

103
00:08:13,600 --> 00:08:14,580
‫خفه شو

104
00:08:14,580 --> 00:08:16,930
‫خوشم نمیاد ،چکار کنم

105
00:08:16,930 --> 00:08:20,560
‫خیلی سخت گیری،ادوارد الریک

106
00:08:20,560 --> 00:08:23,080
‫همه بچه ها باید شیر بخورن

107
00:08:23,080 --> 00:08:24,770
‫اگه نخوری نمیتونی دختری رو تور کنی

108
00:08:26,770 --> 00:08:27,870
‫آل؟

109
00:08:35,790 --> 00:08:38,700
‫آل جدیدا رفتارش عجیب شده

110
00:08:40,700 --> 00:08:42,200
‫منظورت از عجیب چیه؟

111
00:08:43,670 --> 00:08:46,200
‫به نظر میرسه تو ذهنش یه چیزی میگذره

112
00:08:59,950 --> 00:09:04,470
‫شاید عروسک زرهی باشی که برادرت ساخته؟

113
00:09:04,470 --> 00:09:07,230
‫قبول کن، حالت بهتر میشه

114
00:09:15,160 --> 00:09:17,360
‫خوب، تعمیر تموم شد

115
00:09:17,950 --> 00:09:19,530
‫عالیه

116
00:09:19,530 --> 00:09:21,940
‫بالاخره تعمیر شد

117
00:09:21,940 --> 00:09:23,630
‫خیلی ممنون

118
00:09:23,630 --> 00:09:25,050
‫خواهش میکنم

119
00:09:26,410 --> 00:09:28,380
‫هی اٍد

120
00:09:28,380 --> 00:09:31,090
‫شنیدم که سرت با خانمی که تو اتاقت آوردی گرمه

121
00:09:32,910 --> 00:09:35,770
‫اون فقط تعمیرکار اتومیلمه

122
00:09:35,770 --> 00:09:38,590
‫واو...تو خیلی با احساس درباره ی مکانیکت صحبت میکنی

123
00:09:39,930 --> 00:09:42,430
‫یه چیزی میگم تو یه چیز دیگه تحویلم میدی

124
00:09:43,750 --> 00:09:44,980
‫اسم من مائس هیوزه

125
00:09:44,980 --> 00:09:45,890
‫خوشبختم

126
00:09:45,890 --> 00:09:48,110
‫منم وینری راکبل هستم

127
00:09:48,110 --> 00:09:50,630
‫به خاطر فرار از کار تو دردسر نمیفتی؟

128
00:09:51,300 --> 00:09:52,650
‫لازم نیست نگران باشی

129
00:09:53,190 --> 00:09:54,990
‫شسکا رو گذاشتم برای اضافه کار

130
00:09:55,510 --> 00:09:57,340
‫تو چی هستی تخم شیطان؟

131
00:09:57,340 --> 00:10:01,850
‫شماها دیگه تقریبا محافظی ندارید

132
00:10:01,850 --> 00:10:03,360
‫واقعا؟

133
00:10:03,360 --> 00:10:04,620
‫محافظ؟

134
00:10:04,620 --> 00:10:06,520
‫هی،تو...

135
00:10:06,520 --> 00:10:09,000
‫بازم خودت رو تو چه دردسری انداختی؟

136
00:10:09,910 --> 00:10:12,920
‫خوب،چطور باید بگم...

137
00:10:14,630 --> 00:10:17,450
‫خیلی مهم نیست

138
00:10:25,030 --> 00:10:26,290
‫درسته

139
00:10:26,290 --> 00:10:29,440
‫شما دو تا به هر حال هیچوقت چیزی بهم نمیگید

140
00:10:31,960 --> 00:10:33,270
‫خوب،فردا میبینمت

141
00:10:34,400 --> 00:10:37,100
‫میرم دنبال یه جا بگردم که امشب بمونم

142
00:10:37,100 --> 00:10:38,030
‫چی؟

143
00:10:38,030 --> 00:10:40,320
‫پس خونه ی من بیا

144
00:10:41,000 --> 00:10:41,550
‫اما...

145
00:10:41,550 --> 00:10:43,080
‫نگران نباش

146
00:10:43,080 --> 00:10:44,880
‫زنم و دخترم خوشحال میشن

147
00:10:44,880 --> 00:10:45,430
‫نه،اما...

148
00:10:45,430 --> 00:10:46,850
‫خوب دیگه، تموم شد

149
00:10:46,850 --> 00:10:48,130
‫ها؟وایسا

150
00:10:48,130 --> 00:10:49,600
‫بیا ،تند باش

151
00:10:51,250 --> 00:10:53,380
‫یه ثانیه صبر کن

152
00:11:00,440 --> 00:11:03,300
‫تولدت مبارک الیشیا

153
00:11:06,880 --> 00:11:10,610
‫آقا هیوز؟ این دقیقا چی....

154
00:11:10,610 --> 00:11:12,850
‫ممنون که پرسیدی

155
00:11:12,850 --> 00:11:16,120
‫اینطور باید بگم که امروز تولد الیشیا هست

156
00:11:16,120 --> 00:11:17,670
‫اینطور بگم

157
00:11:19,870 --> 00:11:22,500
‫الیشیا، چند سالته؟

158
00:11:22,500 --> 00:11:23,430
‫- د

159
00:11:25,370 --> 00:11:26,410
‫سه

160
00:11:26,410 --> 00:11:27,440
‫- چـ

161
00:11:27,440 --> 00:11:28,380
‫چه...

162
00:11:28,380 --> 00:11:30,910
‫با نمکه

163
00:11:40,040 --> 00:11:45,090
‫از وقتی که بچه بودم باهاشون بودم،برای همین مثل برادر برام میمونن

164
00:11:46,380 --> 00:11:48,260
‫باید به خاطر اینکه اینطوری هستن همیشه نگرانشون باشی،آره؟

165
00:11:48,260 --> 00:11:49,770
‫البته

166
00:11:49,770 --> 00:11:53,560
‫بعد از مدتها اومدن خونه و دست اٍد تکه تکه شده بود

167
00:11:58,270 --> 00:12:01,570
‫و موقعی که صدام کردن، اد از چند جا زخمی شده...

168
00:12:01,570 --> 00:12:03,820
‫و آل هم برای چیزی نگرانه

169
00:12:05,780 --> 00:12:10,250
‫اما هیچوقت بهم نمیگن چه اتفاقی افتاده

170
00:12:10,820 --> 00:12:12,640
‫حتی موقعی که از رزمبول رفتن...

171
00:12:14,950 --> 00:12:16,960
‫احتمالا حس کردن لازم نیست دربارش صحبت کنن

172
00:12:19,120 --> 00:12:23,590
‫احتمالا فکر کردن که تودرک میکنی،با اینکه بهت چیزی نمیگن

173
00:12:27,380 --> 00:12:31,550
‫اما....بعضی چیزها تو زندگی هست که فقط میشه با کلمات بیانش کرد

174
00:12:33,410 --> 00:12:35,340
‫فکر کردم شاید اوضاع اینطوری باشه

175
00:12:36,850 --> 00:12:40,780
‫مردها همیشه باکارهایی که میکنن منظورشون رو میرسونن،نه کلمات

176
00:12:41,140 --> 00:12:45,570
‫بنابراین اگه چیز سختی باشه نمیخان که بقیه تحملش کنن

177
00:12:45,570 --> 00:12:48,070
‫بعلاوه نمیخان مردم رو نگران کنن

178
00:12:48,070 --> 00:12:49,340
‫برای همین هیچی نمیگن

179
00:12:52,430 --> 00:12:55,820
‫اما اگه اتفاق افتاد که درباره ی چیزی شکایت کردن....

180
00:12:56,920 --> 00:12:59,920
‫باید دلداریشون بدی و راهنماییشون کنی

181
00:13:00,900 --> 00:13:02,360
‫فکر کنم این عالیه

182
00:13:05,180 --> 00:13:08,200
‫الیشیا،بریم بازی

183
00:13:08,200 --> 00:13:09,700
‫دارم میرم

184
00:13:09,700 --> 00:13:11,140
‫بفرما

185
00:13:12,140 --> 00:13:16,040
‫الیشیا با من بازی میکنه

186
00:13:16,040 --> 00:13:18,190
‫چی؟ من میخام باهاش بازی کنم

187
00:13:16,710 --> 00:13:18,880
‫دخترت واقعا محبوبه

188
00:13:17,450 --> 00:13:18,890
‫نه

189
00:13:18,190 --> 00:13:20,650
‫اون برای منه

190
00:13:21,530 --> 00:13:23,250
‫موشهای کوچولو

191
00:13:23,250 --> 00:13:26,690
‫اگه دخترم رو اذیت کنید تیکه بزرگتون گوشتونه

192
00:13:26,690 --> 00:13:28,450
‫لازم نیست که منظورت رو اینطوری برسونی

193
00:13:33,810 --> 00:13:35,290
‫مطمئنی؟

194
00:13:35,290 --> 00:13:38,790
‫تا زمانی که تو مرکزی میتونی اینجا بمونی

195
00:13:38,790 --> 00:13:41,340
‫نه، خیلی باعث زحمت میشم

196
00:13:43,800 --> 00:13:46,310
‫خیلی بهت علاقه پیدا کرده

197
00:13:48,020 --> 00:13:50,300
‫از اینجا مثل دو تا خواهر میمونن

198
00:13:50,840 --> 00:13:52,350
‫وینری

199
00:13:52,350 --> 00:13:53,850
‫روز خوبی داشته باشی

200
00:13:53,850 --> 00:13:55,390
‫زود بیا خونه،باشه؟

201
00:13:56,560 --> 00:13:58,390
‫مثل اینکه تصمیم گرفته شد

202
00:14:02,320 --> 00:14:04,920
‫مثل اینه که الان یه خواهر دارم

203
00:14:11,490 --> 00:14:15,120
‫حرومزاده، بازم اومدی

204
00:14:16,620 --> 00:14:20,170
‫تو یه بدن داری...

205
00:14:21,170 --> 00:14:22,880
‫برای همین باید شیر بخوری...

206
00:14:24,890 --> 00:14:27,330
‫چکار کنم حالم رو به هم میزنه

207
00:14:27,330 --> 00:14:29,730
‫برعکس قیافم کاملا بزرگ شدم

208
00:14:29,730 --> 00:14:32,350
‫اما همه بهم میگن ریزه

209
00:14:33,550 --> 00:14:34,930
‫خیلی راحتی آل

210
00:14:36,390 --> 00:14:38,690
‫چون کاملا قدت بلنده

211
00:14:41,020 --> 00:14:43,900
‫من که دلم نمیخاسته اینطوری باشم

212
00:14:46,520 --> 00:14:48,700
‫متاسفم

213
00:14:48,700 --> 00:14:50,280
‫راست میگی

214
00:14:50,280 --> 00:14:53,000
‫تقصیر منه که هر دو الان این شکلی هستیم

215
00:14:53,000 --> 00:14:55,650
‫برای همینه که میخام بدنت رو برگـ

216
00:14:55,650 --> 00:14:58,540
‫ضمانتی هست که بتونم بدن قدیمیم  رو به دست بیارم

217
00:14:59,500 --> 00:15:01,280
‫به حقیقت تبدیلش میکنم

218
00:15:01,280 --> 00:15:02,510
‫باورکن

219
00:15:02,510 --> 00:15:04,000
‫باور؟

220
00:15:04,000 --> 00:15:07,510
‫چطور باید با این بدن تو خالی باور کنم؟

221
00:15:07,510 --> 00:15:11,130
‫خاطرات فقط اطلاعاته اگه درست بهش فکر کنی

222
00:15:11,800 --> 00:15:14,850
‫ممکنه که به طور منصوعی به وجود اومده باشه

223
00:15:14,850 --> 00:15:16,750
‫داری چی

224
00:15:16,750 --> 00:15:20,770
‫یه باز بهم گفتی که میترسی یه چیز رو بهم بگی،درسته؟

225
00:15:21,740 --> 00:15:23,470
‫میخاستی بگی که...

226
00:15:23,470 --> 00:15:30,780
‫که من یه تقلبی هستم...یه روح مصنوعی که تو ساختی؟

227
00:15:33,880 --> 00:15:38,810
‫وینری، تو و خاله هم داشتید فریبم میدادید،آره؟

228
00:15:39,580 --> 00:15:41,750
‫درست نمیگم داداش؟

229
00:15:45,380 --> 00:15:48,760
‫تمام اینها تو ذهنت بود؟

230
00:15:52,190 --> 00:15:55,760
‫تمام چیزی که میخاستی بگی همین بود؟

231
00:16:01,560 --> 00:16:02,670
‫فهمیدم

232
00:16:13,110 --> 00:16:13,930
‫اٍد...

233
00:16:14,950 --> 00:16:15,830
‫اد

234
00:16:19,210 --> 00:16:20,620
‫آل،تو...

235
00:16:20,910 --> 00:16:23,100
‫احمق

236
00:16:26,150 --> 00:16:27,540
‫برای چی زدی؟

237
00:16:33,640 --> 00:16:34,750
‫وینری؟

238
00:16:34,750 --> 00:16:36,220
‫گاگول

239
00:16:37,010 --> 00:16:39,140
‫اصلا احساس اٍد رو درک نمیکنی

240
00:16:40,220 --> 00:16:42,890
‫چیزی که اد میترسید ازت بپرسه...

241
00:16:44,310 --> 00:16:47,580
‫که تو ازش متنفری یا نه

242
00:16:50,020 --> 00:16:53,540
‫همش...تقصیر منه...

243
00:16:53,540 --> 00:17:00,330
‫حتی نمیتونه چیزی بخوره...بخوابه و یا دردی رو احساس کنه...

244
00:17:00,330 --> 00:17:03,330
‫حتـ....حتما ازم متنفره...

245
00:17:03,330 --> 00:17:06,580
‫آل اینطوری نیست

246
00:17:06,580 --> 00:17:08,330
‫برای چی ازش نمیپرسی/

247
00:17:09,110 --> 00:17:11,000
‫میـ...میترسم...

248
00:17:11,660 --> 00:17:13,660
‫از پرسیدنش میترسم

249
00:17:16,580 --> 00:17:19,740
‫و...و با اینحال...

250
00:17:20,680 --> 00:17:21,970
‫تو...

251
00:17:23,640 --> 00:17:30,480
‫کی حاظره جونشون رو بده تا یه روح مصنوعی بسازه؟

252
00:17:32,190 --> 00:17:36,710
‫شما دوتا مگه همدیگه رو ندارین؟

253
00:17:41,440 --> 00:17:42,700
‫برو دنبالش

254
00:17:42,700 --> 00:17:44,410
‫با...باشه

255
00:17:45,410 --> 00:17:46,410
‫تکون بخور

256
00:17:46,410 --> 00:17:47,420
‫چشم

257
00:18:03,290 --> 00:18:03,700
‫- دادا

258
00:18:03,700 --> 00:18:09,280
‫حالا که فکر میکنم میبینم که یه مدتی با همدیگه دعوا نداشتیم

259
00:18:09,280 --> 00:18:10,100
‫ها؟

260
00:18:18,070 --> 00:18:19,610
‫- چی؟چـ

261
00:18:21,450 --> 00:18:23,370
‫یه ثانیه صبر کن داداش

262
00:18:24,580 --> 00:18:25,930
‫وایسا

263
00:18:27,590 --> 00:18:29,710
‫زخمات دوباره باز میشن

264
00:18:36,920 --> 00:18:37,970
‫بردم

265
00:18:38,980 --> 00:18:40,940
‫برای اولین بار توی عمرم،شکستت دادم

266
00:18:43,930 --> 00:18:45,780
‫عادلانه نبود

267
00:18:45,780 --> 00:18:47,440
‫خفه شو

268
00:18:47,440 --> 00:18:48,770
‫برد برده

269
00:18:50,280 --> 00:18:54,090
‫همیشه خیلی میجنگیدیم،اینطور نیست

270
00:18:54,090 --> 00:18:54,890
‫آره

271
00:18:55,390 --> 00:18:58,960
‫حالا که بهش فکر مکنم میبینم برای دلایل چرتی با هم میجنگیدیم

272
00:18:58,960 --> 00:19:02,310
‫مثل این که کی تو تخت بالایی بخوابه

273
00:19:02,310 --> 00:19:03,030
‫آره

274
00:19:03,640 --> 00:19:05,860
‫به خاطر غذا هم با هم دعوا میکردیم،مگه نه؟

275
00:19:05,860 --> 00:19:07,670
‫حتی به خاطر اسباب بازی

276
00:19:07,670 --> 00:19:09,020
‫من بردم

277
00:19:09,020 --> 00:19:10,790
‫حتی موقعی که کنار رودخونه ی ریون بازی میکردیم...

278
00:19:10,790 --> 00:19:12,960
‫هل دادیم،درسته؟

279
00:19:12,960 --> 00:19:15,290
‫یادته همیشه در طول تمرینامون هم با هم میجنگیدیم

280
00:19:15,290 --> 00:19:20,380
‫اونموقع وقتی بود که استاد به خاطر اینکه ناراحت شده بود تا سر حد مرگ کتکمون زد

281
00:19:20,380 --> 00:19:23,700
‫حتی سر اینکه کی با وینری عروسی کنه هم دعوا کردیم

282
00:19:24,350 --> 00:19:25,730
‫اینو یادم نمیاد

283
00:19:25,730 --> 00:19:28,560
‫بردم، اما اون گفت نه

284
00:19:28,560 --> 00:19:30,500
‫که اینطور

285
00:19:39,000 --> 00:19:41,500
‫میخای بگی که همه ی اینها دروغ بوده؟

286
00:19:41,500 --> 00:19:42,410
‫متاسفم...

287
00:19:43,000 --> 00:19:45,900
‫میخایم بدنمون رو برگردونیم، مهم نیست چی میشه

288
00:19:46,310 --> 00:19:48,630
‫میخای بگی که این احساس هم مصنوعیه؟

289
00:19:49,080 --> 00:19:50,660
‫نه،نیست

290
00:19:50,660 --> 00:19:51,710
‫درسته

291
00:19:52,550 --> 00:19:55,110
‫ما تصمیم گرفتیم بدنمون رو با همدیگه برمیگردونیم

292
00:19:55,540 --> 00:19:57,380
‫به حرکت رو به جلومون ادامه میدیم

293
00:19:57,950 --> 00:20:02,180
‫اگه ادامه بدیم، هم از نظر روحی و فیزیکی قوی میشیم

294
00:20:02,780 --> 00:20:04,390
‫شیر رو چی میگی؟

295
00:20:04,390 --> 00:20:05,310
‫میخورمش

296
00:20:05,740 --> 00:20:07,430
‫تا جایی که بتونم

297
00:20:09,040 --> 00:20:11,320
‫با همدیگه قوی میشیم

298
00:20:11,320 --> 00:20:12,390
‫آره

299
00:20:13,380 --> 00:20:14,530
‫آقای هیوز

300
00:20:15,100 --> 00:20:19,110
‫بعضی چیزهاست که فقط میشه با کلمات رسوند،قبول ندارید؟

301
00:20:21,310 --> 00:20:22,630
‫درست میگی

302
00:20:39,920 --> 00:20:41,460
‫داداش...

303
00:20:41,970 --> 00:20:43,090
‫رئیس...

304
00:20:43,740 --> 00:20:45,680
‫بقیه...کجان...

305
00:20:45,680 --> 00:20:47,090
‫سلام

306
00:20:48,240 --> 00:20:50,950
‫تو ایشبالی نیستی،درسته؟

307
00:20:50,950 --> 00:20:53,000
‫ببخشید

308
00:20:53,000 --> 00:20:55,100
‫هنوز خودم رو معرفی نکردم

309
00:20:55,100 --> 00:21:00,610
‫من کیمیاگر ایالتی(دولتی)هستم که این مکان رو نابود میکنه

310
00:21:08,470 --> 00:21:10,240
‫بیدار شد

311
00:21:11,360 --> 00:21:12,690
‫کجام؟

312
00:21:12,690 --> 00:21:16,040
‫زاغه های اطراف شهر شرقی هستی

313
00:21:17,280 --> 00:21:20,100
‫آقا...شما..

314
00:21:20,100 --> 00:21:23,670
‫یه ایشبالی هستم،مثل تو

315
00:21:23,670 --> 00:21:27,640
‫نگران نباش، بهت خیانت نمیکنیم

316
00:21:27,640 --> 00:21:31,640
‫ایشبالی های دیگه ای هم اینجا هست؟

317
00:21:31,640 --> 00:21:34,090
‫البته که هست

318
00:21:34,090 --> 00:21:38,370
‫حتی جای کثیفی  مثل اینجا اگه توش زندگی کنی مثل یه شهر میمونه

319
00:21:38,370 --> 00:21:44,650
‫به معنی دیگه، تمام دنیا در آغوش خدامون ایشوالا هست

320
00:21:46,430 --> 00:21:48,330
‫که...اینطور...

321
00:21:49,120 --> 00:21:50,700
‫به خودت فشار نیار

322
00:21:51,100 --> 00:21:54,120
‫تو فاضلاب شناور بودی،تماما مجروح بودی

323
00:22:02,610 --> 00:22:03,720
‫هی...

324
00:22:03,720 --> 00:22:06,130
‫دست راستم هنوز هست

325
00:22:06,130 --> 00:22:08,630
‫آره،هست

326
00:22:11,790 --> 00:22:14,560
‫این خالکوبی ها خیلی قشنگن

327
00:22:16,130 --> 00:22:17,060
‫آره

328
00:22:17,840 --> 00:22:23,280
‫این پیوند با ارزشی هست که از خانوادم گرفتم....

