﻿1
00:00:00,650 --> 00:00:10,650
سی‌نما تقدیم میکند
www.30nama.blue

2
00:00:25,990 --> 00:00:28,070
‫شان، بیلی.
‫رسیدیم.

3
00:00:40,970 --> 00:00:44,490
‫- می‌تونم به خرگوش‌ها شلیک کنم؟
‫- بیا. برو مشغول شو.

4
00:00:44,530 --> 00:00:48,290
‫توی طویله‌ی قدیمی می‌بینیمتون، باشه؟
‫بریم.

5
00:00:58,194 --> 00:00:59,834
‫چیزی نمیشه.

6
00:01:22,090 --> 00:01:24,090
‫صبر کنید، بچه‌ها.

7
00:01:29,920 --> 00:01:31,520
‫بیاید اینجا.

8
00:01:35,090 --> 00:01:37,850
‫ما در دنیای خاصی به دنیا اومدیم.

9
00:01:39,010 --> 00:01:41,170
‫برای ما انتخاب شده بود! مقدر شده بود!

10
00:01:41,438 --> 00:01:43,770
‫شاید بعضی‌ها فکر کنن این خیلی بیرحمانه‌ست.

11
00:01:44,438 --> 00:01:46,170
‫من میگم، باشکوه ـه.

12
00:01:48,095 --> 00:01:52,490
‫یه کاری هست که اگه انجامش بدین،
‫می‌تونین از تمام مزیت‌هاش استفاده کنین.

13
00:01:52,530 --> 00:01:54,490
‫میخوای پسرم؟

14
00:01:54,530 --> 00:01:56,490
‫آره.

15
00:02:16,801 --> 00:02:18,890
‫ازت میخوام جون این مرد رو بگیری.

16
00:02:20,730 --> 00:02:23,970
‫- چیکار کرده؟
‫- یه معامله‌ای کرده.

17
00:02:25,770 --> 00:02:29,570
‫درست مثل کاری که تو الان میخوای بکنی.
‫وقتی وارد این دنیا میشی،

18
00:02:29,610 --> 00:02:33,610
‫قبول میکنی که باید بکُشی یا در عوض
‫خودت ممکنه کُشته بشی.

19
00:02:33,650 --> 00:02:36,650
‫وقتی این قانون رو درک کنی، همه چیز آسون میشه.

20
00:02:37,225 --> 00:02:39,870
‫اونموقع میتونی بدون درنگ،
‫زندگی یه نفر رو ازش بگیری.

21
00:02:40,777 --> 00:02:44,857
‫می‌تونی یه امپراطوری بسازی...
‫پادشاه بشی!

22
00:03:04,470 --> 00:03:05,670
‫فقط نفس بکش.

23
00:03:21,670 --> 00:03:25,150
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.
‫من متاسفم.

24
00:03:25,190 --> 00:03:28,630
‫متاسفم...تو مجبور نیستی این کار رو بکنی!
‫خواهش می‌کنم. نکن!

25
00:03:28,670 --> 00:03:32,990
‫خواهش می‌کنم، متاسفم، متاسفم.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

26
00:03:33,030 --> 00:03:34,470
‫- فین...
‫- خواهش می‌کنم.

27
00:03:34,510 --> 00:03:39,550
‫تو رو خدا! متاسفم! مجبور نیستید این کار رو بکنید!

28
00:03:39,590 --> 00:03:42,950
‫نه، نکن...خواهش میکنم.
‫لطفاً! خواهش میکنم!

29
00:03:42,990 --> 00:03:45,430
‫فقط به اون سطل شلیک کن.

30
00:03:45,470 --> 00:03:47,510
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

31
00:03:48,990 --> 00:03:51,910
‫متاسفم...متاسفم، متاسفم.

32
00:03:51,950 --> 00:03:55,550
‫متاسفم، متاسفم خدا! من متاسفم.

33
00:03:57,110 --> 00:03:59,710
‫خواهش می‌کنم! مجبور نیستی این کار رو بکنی.

34
00:03:59,750 --> 00:04:02,870
‫متاسفم! متاسفم!

35
00:04:12,727 --> 00:04:13,010
‫<font color=#ffff00>با</font>

36
00:04:12,444 --> 00:04:12,726
‫<font color=#ffff00>ب</font>

37
00:04:12,727 --> 00:04:13,010
‫<font color=#ffff00>با</font>

38
00:04:13,011 --> 00:04:13,294
‫<font color=#ffff00>بان</font>

39
00:04:13,295 --> 00:04:13,577
‫<font color=#ffff00>باند</font>

40
00:04:13,578 --> 00:04:13,861
‫<font color=#ffff00>بانده</font>

41
00:04:13,862 --> 00:04:14,145
‫<font color=#ffff00>باندها</font>

42
00:04:14,146 --> 00:04:14,428
‫<font color=#ffff00>باندهای</font>

43
00:04:14,429 --> 00:04:14,712
‫<font color=#ffff00>باندهای </font>

44
00:04:14,713 --> 00:04:14,996
‫<font color=#ffff00>باندهای ت</font>

45
00:04:14,997 --> 00:04:15,279
‫<font color=#ffff00>باندهای تب</font>

46
00:04:15,280 --> 00:04:15,563
‫<font color=#ffff00>باندهای تبه</font>

47
00:04:15,564 --> 00:04:15,847
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهک</font>

48
00:04:15,848 --> 00:04:16,130
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکا</font>

49
00:04:16,131 --> 00:04:16,414
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار</font>

50
00:04:16,415 --> 00:04:16,698
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار </font>

51
00:04:16,699 --> 00:04:16,982
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار ل</font>

52
00:04:16,983 --> 00:04:17,265
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار لن</font>

53
00:04:17,266 --> 00:04:17,549
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار لند</font>

54
00:04:17,550 --> 00:04:17,834
‫<font color=#ffff00>باندهای تبهکار لندن</font>

55
00:04:44,066 --> 00:04:44,365
‫<font color=#ffff00>ت</font>

56
00:04:44,366 --> 00:04:44,665
‫<font color=#ffff00>تر</font>

57
00:04:44,666 --> 00:04:44,965
‫<font color=#ffff00>ترک</font>

58
00:04:44,966 --> 00:04:45,265
‫<font color=#ffff00>ترکی</font>

59
00:04:45,266 --> 00:04:45,565
‫<font color=#ffff00>ترکیه</font>

60
00:04:45,566 --> 00:04:48,966
‫<font color=#ffff00>ترکیه</font>

61
00:04:57,509 --> 00:04:59,509
.عجله کن، یالا

62
00:05:09,709 --> 00:05:14,149
‫قبل از اینکه بسوزونیدش، بقیه رو هم بیارید.

63
00:05:30,822 --> 00:05:34,160
‫تا ایست بازرسی بعدی برون،
‫ مثل همیشه شیفتت رو عوض کن.

64
00:05:34,231 --> 00:05:37,574
‫- فهمیدی؟
‫- آره، آره.

65
00:05:38,398 --> 00:05:40,152
‫نیکا، یالا!

66
00:06:19,637 --> 00:06:23,317
‫این دیگه چه کوفتیه؟

67
00:06:23,556 --> 00:06:23,593
‫<font color=#ffff00>ک</font>

68
00:06:23,594 --> 00:06:23,632
‫<font color=#ffff00>کن</font>

69
00:06:23,710 --> 00:06:23,747
‫<font color=#ffff00>کنت، </font>

70
00:06:23,594 --> 00:06:23,632
‫<font color=#ffff00>کن</font>

71
00:06:23,710 --> 00:06:23,747
‫<font color=#ffff00>کنت، </font>

72
00:06:23,748 --> 00:06:23,785
‫<font color=#ffff00>کنت، ا</font>

73
00:06:23,786 --> 00:06:23,824
‫<font color=#ffff00>کنت، ان</font>

74
00:06:23,710 --> 00:06:23,747
‫<font color=#ffff00>کنت، </font>

75
00:06:23,863 --> 00:06:23,901
‫<font color=#ffff00>کنت، انگل</font>

76
00:06:23,902 --> 00:06:23,939
‫<font color=#ffff00>کنت، انگلس</font>

77
00:06:23,940 --> 00:06:23,978
‫<font color=#ffff00>کنت، انگلست</font>

78
00:06:23,979 --> 00:06:24,016
‫<font color=#ffff00>کنت، انگلستا</font>

79
00:06:24,017 --> 00:06:24,055
‫<font color=#ffff00>کنت، انگلستان</font>

80
00:06:24,056 --> 00:06:28,522
‫<font color=#ffff00>کنت، انگلستان</font>

81
00:06:29,750 --> 00:06:31,870
‫اون لعنتی‌ها، خالی هستن.

82
00:06:48,951 --> 00:06:51,194
‫ببرش اونجا.

83
00:07:02,345 --> 00:07:04,345
‫هر کدوم دوتا کیف! یالا!

84
00:07:26,120 --> 00:07:29,120
قحطی تموم شده

85
00:07:30,320 --> 00:07:32,320
‫و جنگ شروع شده!

86
00:07:33,147 --> 00:07:35,225
‫نگران شان والاس نباش.

87
00:07:35,425 --> 00:07:38,425
اون اونقدر حواسش پرته که متوجه نمیشه
.لندن از کنترلش داره خارج میشه

88
00:07:56,230 --> 00:07:59,390
‫جک! جک، در رو باز کن!

89
00:08:57,790 --> 00:09:00,990
‫ارزیابیِ روانی از سربازرس، الیوت کارتر...

90
00:09:01,030 --> 00:09:04,950
‫در حضور دکتری مِی...
‫در تاریخ 12 مارس، 2020.

91
00:09:05,950 --> 00:09:08,270
‫این چند وقته، مشکل خوابیدن داشتی؟

92
00:09:09,350 --> 00:09:10,550
‫نه.

93
00:09:13,047 --> 00:09:15,647
‫کابوسی دیدی؟ افکار منفی‌ای داشتی؟

94
00:09:16,672 --> 00:09:18,472
‫نه.

95
00:09:20,550 --> 00:09:23,550
‫شده اشتهات رو از دست بدی؟

96
00:09:24,099 --> 00:09:25,350
‫نه.

97
00:09:25,746 --> 00:09:28,070
‫دو سال میشه که پلیس مخفی ـه.

98
00:09:28,110 --> 00:09:31,870
‫داره به خشونت نزدیک‌تر میشه ولی
‫مدرک خاصی دستگیرش نمیشه.

99
00:09:31,910 --> 00:09:34,790
‫پلیس‌‌های مخفی همینجوری کُشته میشن.

100
00:09:36,750 --> 00:09:39,110
‫- این فرق میکنه.
‫- بدتره!

101
00:09:39,150 --> 00:09:41,910
‫اون متزلزل ـه!

102
00:09:41,950 --> 00:09:44,150
‫به همسرت، نائومی، فکر میکنی؟

103
00:09:45,590 --> 00:09:48,270
‫چند وقت از زمان فوتش میگذره؟

104
00:09:53,550 --> 00:09:55,150
‫دو سال.

105
00:09:56,270 --> 00:09:59,550
‫پسرت ساموئل چی؟
‫سم بود یا ساموئل؟

106
00:10:04,710 --> 00:10:08,150
‫- ساموئل!
‫- به ساموئل فکر میکنی؟

107
00:10:12,105 --> 00:10:14,705
‫معلومه که فکر میکنم.

108
00:10:16,605 --> 00:10:20,190
‫فقط بذار کارش رو بکنه.
‫ببین چیکار میکنه! فقط همینو ازت میخوام.

109
00:10:20,230 --> 00:10:23,989
‫پوشش اون لو رفته؟ اگه بخوایم ریسک کنیم،
‫بعداً جلوی هیچ قاضی‌ای نمیتونیم پاسخگو باشیم.

110
00:10:24,818 --> 00:10:26,818
‫نه، نمی‌تونیم.

111
00:10:28,910 --> 00:10:30,550
‫اون مراقبه.

112
00:10:30,590 --> 00:10:32,590
‫قبلاً مثل این ماجرا رو داشتیم، ویک.

113
00:10:32,630 --> 00:10:36,630
‫چون یه مامور مخفی، راهش رو گُم کرد،
‫چندین سال «زیر نظر قرار دادن» به فنا رفت.

114
00:10:36,670 --> 00:10:38,390
‫بیا امیدوار باشیم این دفعه فرق کنه.

115
00:10:54,990 --> 00:10:57,870
‫موفق شدی! هنوز نمیکِشتت بیرون.

116
00:10:57,910 --> 00:11:01,630
‫ما از پس این کار بر میایم، ویک.
‫می‌تونم حسش کنم!

117
00:11:02,561 --> 00:11:04,490
‫ما میدونیم که شان از بالای یه ساختمون،
‫یه پسره‌ای رو پرت کرده پایین.

118
00:11:04,530 --> 00:11:09,690
‫خب روحش شاد! ولی اگه به شرکت‌های کاغذی،
‫یا سرمایه‌ها، ربطی نداشته باشه...

119
00:11:09,730 --> 00:11:12,050
‫هیچ تاثیری روی تشکیلاتِ والاس نمیذاره.

120
00:11:12,090 --> 00:11:15,210
‫ما میدونیم اونا توی قلمروی فرمانرواییشون
‫پولشویی میکنن. هان؟

121
00:11:15,763 --> 00:11:19,810
‫شان الان داره بر همه‌ی اونا نظارت میکنه.
‫اون دیگه فقط برج‌ها رو نمیسازه.

122
00:11:19,850 --> 00:11:23,170
‫- پس به گزارش کارشون نیاز داریم.
‫- الکس؟

123
00:11:23,210 --> 00:11:24,890
‫- دومانی؟
‫- اون ارقام رو بالا پایین میکنه،

124
00:11:25,368 --> 00:11:27,584
‫خودش رو وارد دردسر نمیکنه.
‫خودش رو به جنازه‌ها نزدیک نمیکنه.

125
00:11:27,609 --> 00:11:28,834
‫اونوقت این چه کمکی بهمون میکنه؟

126
00:11:28,859 --> 00:11:32,290
‫امکان نداره بتونه خودشو قاطی دردسر نکنه،
‫چون شان داره اون کار رو میگردونه.

127
00:11:32,330 --> 00:11:36,890
‫- و اگه خوش‌شانس باشیم، این قضیه بیخ پیدا میکنه.
‫- خوش‌شانس؟ برا کی؟

128
00:11:47,690 --> 00:11:49,570
‫بله، آقای والاس.

129
00:12:07,570 --> 00:12:10,250
‫یا خدا...جک!

130
00:12:15,064 --> 00:12:16,890
‫به نظرت چطور میاد؟

131
00:12:24,776 --> 00:12:26,810
‫خب...نمی‌دونم.

132
00:12:28,490 --> 00:12:32,410
‫آدم برای جون خودش نمیجنگه که بعدش خودکُشی کنه.

133
00:12:32,831 --> 00:12:35,290
‫تو تنها کسی هستی که
‫ اون درباره‌ی پسر کولی بهش گفته.

134
00:12:35,330 --> 00:12:39,010
‫بخاطر حرف تو، کلی هرج و مرج داره بپا میشه.

135
00:13:29,570 --> 00:13:35,050
‫...کاری برای سرکوب کردن دخالتِ
‫ سرمایه‌گذارانِ خارجی در افزایش قیمت ملک نکرده.

136
00:13:35,163 --> 00:13:42,038
‫دایی، اینکه نماینده‌مون رو در یک پست سیاسی
‫می‌بینیم، به جامعه‌مون انگیزه میده.

137
00:13:43,239 --> 00:13:48,775
‫ولی قلب یه مرد، در جای امضای دسته چک‌هاشه!

138
00:13:51,213 --> 00:13:53,213
‫کسی صحبتی داره؟

139
00:13:56,528 --> 00:13:58,528
‫کسی صحبتی داره؟

140
00:14:00,591 --> 00:14:02,591
‫شما!

141
00:14:04,036 --> 00:14:08,645
‫همین امسال سه نفر از جوون‌هامون،
‫بخاطر هرویین کُشته شدن.

142
00:14:09,495 --> 00:14:11,495
‫اون مواد از پاکستان میاد.

143
00:14:12,057 --> 00:14:14,416
‫برای متوقف کردنش، چیکار می‌تونید بکنید؟

144
00:14:16,388 --> 00:14:19,278
‫از سوالتون ممنونم، دایی.

145
00:14:20,091 --> 00:14:23,067
‫اول از همه خیلی بهتون تسلیت میگم.

146
00:14:23,750 --> 00:14:26,187
‫پسرتون، جمیل، پسر خاصی بود.

147
00:14:27,266 --> 00:14:29,929
‫من خیلی بابت هرویین نگران هستم.

148
00:14:31,135 --> 00:14:34,010
‫اگه...
‫وقتی که شهردار لندن بشم،

149
00:14:34,050 --> 00:14:38,850
‫به پایان دادن به این چرخه‌ی اعتیاد و خشونت،

150
00:14:38,890 --> 00:14:41,810
‫در خیابان‌ها متعهد خواهم شد.
‫درخواست میدم تا مراقبت‌های بیشتر...

151
00:14:41,850 --> 00:14:44,050
‫و پلیس‌های بیشتری در جامعه‌هامون باشه.

152
00:14:44,113 --> 00:14:49,300
‫و از جوون‌هامون حمایت می‌کنم
‫تا تصمیم‌های درستی بگیرن.

153
00:14:49,370 --> 00:14:53,730
‫و دلم میخواد مردم اینقدر به اونا به عنوانِ
‫افراطی‌های بالقوه، نگاه نکنن...

154
00:14:53,770 --> 00:14:57,050
‫و کم کم اونا رو به عنوان رهبران بشریت ببینن!

155
00:15:10,432 --> 00:15:12,432
‫پروازت چطور بود؟

156
00:15:16,266 --> 00:15:19,188
‫اگه بهم میگفتی که داری میای...

157
00:15:21,868 --> 00:15:25,268
‫دیروز یکی از محموله‌های گاوم رو سلاخی کردن.

158
00:15:30,058 --> 00:15:32,347
‫وقتی فین زنده بود این اتفاق‌ها نمیوفتاد.

159
00:15:32,457 --> 00:15:35,808
‫بابا. ما دیگه نمی‌تونیم درباره‌ی
‫اینجور چیزا حرف بزنیم.

160
00:15:37,933 --> 00:15:42,485
‫بخاطر تو به تشییع جنازه‌ی فین هم اومدم.
‫بسه دیگه!

161
00:15:45,493 --> 00:15:47,493
‫اینجور چیزا؟

162
00:15:48,469 --> 00:15:52,068
‫پول کمپین انتخاباتیمون رو با اینجور چیزا میدیم!

163
00:15:59,490 --> 00:16:02,330
‫اونا رفتن سراغ جک. رگ مُچش رو زدن!

164
00:16:02,640 --> 00:16:04,090
‫لعنتی!

165
00:16:05,610 --> 00:16:08,570
‫کسی که فین رو کُشته، داره تمیزکاری میکنه.

166
00:16:08,812 --> 00:16:10,730
‫اینطور به نظر میاد.

167
00:16:11,096 --> 00:16:13,370
‫خب حالا درباره‌ی اون ماشینه چی میدونیم؟

168
00:16:13,812 --> 00:16:16,805
‫- شماره پلاک متعلق به «پاتریک دی» ـه.
‫- کی؟

169
00:16:16,860 --> 00:16:18,860
‫- یکی از افرادِ «کینی».
‫- الان کجاست؟

170
00:16:19,273 --> 00:16:23,250
‫مُرده! ماشینشون رو بیرونِ یه انبار ول کرده بودن.
‫سه تا جنازه داخل اونجا بود.

171
00:16:25,890 --> 00:16:27,890
‫اون قرارمون با کینی هنوز سر جاشه، مگه نه؟

172
00:16:27,930 --> 00:16:30,865
‫همین الان پلیس‌ها دارن همه جا رو میگردن.

173
00:16:31,897 --> 00:16:33,897
‫همیشه یه قدم جلوتری!

174
00:16:36,130 --> 00:16:37,690
‫حال و احوالت چطوره؟

175
00:16:39,770 --> 00:16:41,810
‫عاصف اینجا چیکار میکنه؟

176
00:16:42,960 --> 00:16:47,250
‫ببین، به عنوان همکارت، من یه تصمیمی گرفتم.
‫ما میذاریم عاصف معامله‌ش رو بکنه.

177
00:16:48,490 --> 00:16:50,090
‫بهش نیاز داریم!

178
00:16:51,101 --> 00:16:56,370
‫گاوهام...سی سال بود که هیچ مشکلی نداشتیم.

179
00:16:56,410 --> 00:17:00,130
‫سی سال با هم بودیم، اونوقت تو حتی
‫توی تشییع جنازه هم نبودی.

180
00:17:00,170 --> 00:17:03,890
‫پسرم رو فرستادم! گوشت و خونم رو!

181
00:17:04,354 --> 00:17:07,770
‫عاصف، تو میدونی که تجارتت واسه‌مون مهم ـه.

182
00:17:08,252 --> 00:17:11,690
‫الان توی دوره‌ای هستیم...
‫که باید خودمون رو وفق بدیم.

183
00:17:13,530 --> 00:17:18,210
‫الان دیگه شان مسئولیت رو به عهده گرفته.
‫فین همین رو میخواست.

184
00:17:29,309 --> 00:17:31,591
‫از صمیم قلب، تسلیت عرض میکنم.

185
00:17:32,278 --> 00:17:35,838
‫فین، یه مرد فوق‌العاده و یه شریک تجاریِ عالی بود.

186
00:17:36,205 --> 00:17:40,078
‫ما میدونیم ضارب کی بوده.
‫یه بچه‌ی کولی. افرادم دارن دنبالش میگردن.

187
00:17:40,410 --> 00:17:43,810
‫- با این افراد مشکلی دارید؟
‫- در اون حد نیست که قصد جونش رو کرده باشن.

188
00:17:44,919 --> 00:17:46,375
‫اصلاً خوب نیست!

189
00:17:46,605 --> 00:17:50,010
‫از پا در آوردنِ مردی مثل فین
‫نباید به همین راحتی‌ها باشه.

190
00:17:50,576 --> 00:17:54,570
‫- یه جاهای تشکیلاتت ضعیف ـه.
‫- منظورت چیه؟

191
00:17:54,610 --> 00:17:59,690
‫اول اومدن سراغ شما،
‫الانم یکی اومده سراغ شریک تجاریت، یعنی من!

192
00:17:59,730 --> 00:18:02,332
‫دیروز به محموله‌ی من حمله شد.

193
00:18:02,388 --> 00:18:05,332
‫دستور دادم هیچکس هیچی رو جابجا نمیکنه،
‫تا قاتل رو پیدا کنیم.

194
00:18:05,690 --> 00:18:07,290
‫ظاهراً خبرش به تو نرسیده.

195
00:18:07,330 --> 00:18:10,170
‫اگه خروج کالا رو ممنوع کنی،
‫یه جنگ رو شروع میکنی!

196
00:18:10,210 --> 00:18:13,970
‫وقتی به پدرم شلیک شد، جنگ شروع شد.

197
00:18:18,970 --> 00:18:21,810
‫مثل اون زود جوش میاری!

198
00:18:22,625 --> 00:18:26,057
‫باور کن اگه اونا پسر منو کُشته بودن...

199
00:18:26,090 --> 00:18:29,290
‫دودمانشون رو از هستی پاک می‌کردم.

200
00:18:30,891 --> 00:18:34,851
‫ولی در حال انجامش، یه روپیه هم از دست نمیدادم.

201
00:18:36,890 --> 00:18:39,410
‫باهوش باش، شان!

202
00:18:40,450 --> 00:18:46,330
‫هرکسی که در پیدا کردنِ قاتل پدر کمک نمیکنه،
‫از نظر من مظنون ـه!

203
00:18:46,370 --> 00:18:49,650
‫اون همیشه میگفت، تو یه بخش لندن رو میخوای!

204
00:18:49,690 --> 00:18:52,530
‫حالا پسرت کاندیدای شهرداری شده.

205
00:18:52,570 --> 00:18:57,090
‫بدون حمایت ما، شاید کار برای نصیر سخت بشه.

206
00:19:04,345 --> 00:19:11,163
‫شان...
‫من پنج میلیون پوند ضرر کردم!

207
00:19:12,788 --> 00:19:16,788
‫هرچی برای من بد باشه...برای تو هم بَده!

208
00:19:26,085 --> 00:19:28,250
‫این مایه‌ی ننگ خانواده‌ی ماست.

209
00:19:28,290 --> 00:19:31,770
‫یه زمان کسی جرأت نمی‌کرد به فین والاس دست بزنه.

210
00:19:31,810 --> 00:19:33,490
‫اونا شانس اوردن.

211
00:19:33,530 --> 00:19:36,130
‫اصلاً چرا توی اون خونه بود؟

212
00:19:38,610 --> 00:19:41,410
‫باید با خودمون رو راست باشیم.

213
00:19:43,610 --> 00:19:45,730
‫اگه موضوع خصومت شخصی بوده باشه چی؟

214
00:19:46,315 --> 00:19:47,776
‫مثلاً شوهرِ یه زنه‌ای!

215
00:19:47,801 --> 00:19:50,161
‫ما که نمیخوایم دنبال بی‌ملاحظگی‌های
‫اون خدا بیامرز باشیم!

216
00:19:50,544 --> 00:19:52,544
‫مجبوریم!

217
00:19:57,696 --> 00:20:00,050
‫قضیه‌ی عاصف چی شد؟

218
00:20:00,522 --> 00:20:02,170
‫به اون حمله شده.

219
00:20:02,210 --> 00:20:04,209
‫یه محموله‌ی گُمشده، برای هیچکدوممون خوب نیست.

220
00:20:04,717 --> 00:20:08,717
‫اگه کسی توی لندن هرویین معامله میکنه،
‫میخوام ازش خبردار باشم.

221
00:20:10,930 --> 00:20:14,130
‫- چیکار میتونم بکنم؟
‫- هیچی.

222
00:20:30,595 --> 00:20:32,755
‫همه چیز رو درست میکنم، مامان.

223
00:20:34,914 --> 00:20:36,714
‫میدونم که میکنی.

224
00:20:39,850 --> 00:20:42,050
‫به هردوتاتون افتخار میکنم.

225
00:20:43,330 --> 00:20:47,570
‫بیلی پاک ـه و تو قوی‌ای!

226
00:20:51,527 --> 00:20:54,810
‫اگه زنی در کار بوده باشه، اون عاشق شوهرم نبوده.

227
00:20:56,490 --> 00:21:01,170
‫اگه عاشقش می‌بود،
‫نمیداد یه نفر توی صورتش شلیک کنه!

228
00:21:57,457 --> 00:21:59,457
‫این لایه، شکلاتی باشه.

229
00:21:59,699 --> 00:22:01,378
‫بعدیش وانیلی باشه.

230
00:22:01,402 --> 00:22:03,550
‫این لایه یه مقدار کوچیکتره ولی بازم شکلات باشه.

231
00:22:03,731 --> 00:22:06,277
‫- دو لایه شکلات؟
‫- آره، هر دوتاشم شکلات تلخ باشه.

232
00:22:06,874 --> 00:22:08,874
‫شکلات تلخ؟

233
00:22:08,904 --> 00:22:12,358
‫آره، گفتم محصولات لبنی داخلش نباشه.
‫پس شکلات باید تلخ باشه!

234
00:22:12,671 --> 00:22:16,748
‫دخترم به لاکتوز حساسیت داره.
‫با این قضیه مشکلی داری؟

235
00:22:17,014 --> 00:22:19,014
‫متوجه شدم. عذر میخوام.

236
00:22:20,623 --> 00:22:25,568
‫و بالاش، اسم دخترم رو بنویسید.
‫«بوکوروشه»...ب، و،

237
00:22:25,616 --> 00:22:29,953
‫- ب، و، ک، و، ر، و، ش، ه
‫- عالی بود.

238
00:22:37,515 --> 00:22:41,171
‫میخوام بشینم یه قهوه بخورم.
‫لطفاً دوتا واسم بیار. با شکر!

239
00:22:47,210 --> 00:22:50,970
‫- از دیدنت خوشحالم، اد.
‫- منم همینطور. جای قشنگی برای ملاقات کردنه.

240
00:22:51,010 --> 00:22:53,970
‫هفته‌ی بعد، تولد دخترمه.

241
00:22:56,850 --> 00:22:59,970
‫- شان چطوره؟
‫- نمی‌دونه به کی میتونه اعتماد کنه.

242
00:23:00,010 --> 00:23:03,810
‫- از جمله خودت!
‫- بیخیال، اد.

243
00:23:04,611 --> 00:23:08,050
‫اونقدر احمق نیستی که فکر کنی من ماشه رو کشیدم!

244
00:23:08,090 --> 00:23:11,736
‫اصلاً روحمم خبر نداره اونشب فین اونجا چیکار میکرد.

245
00:23:11,876 --> 00:23:16,290
‫سر اون قرارمون، با فین دست دادم!
‫قرار لوان!

246
00:23:20,657 --> 00:23:22,497
‫این قسمتِ خودمه که تموم شده.

247
00:23:22,930 --> 00:23:26,650
‫کامل!
‫حالا تشکیلات والاس...

248
00:23:26,690 --> 00:23:29,370
‫باید قسمتِ فین رو انجام بده و بهش احترام بذاره

249
00:23:31,244 --> 00:23:35,570
‫تشکیلات والاس، کاری رو میکنه که برای ما خوب باشه.

250
00:23:37,180 --> 00:23:39,380
‫خب البته میتونم برم پیش شان.

251
00:23:40,805 --> 00:23:45,685
‫ادی، مردم میگن تو رازدارِ فین هستی.

252
00:23:45,890 --> 00:23:48,604
‫ولی درباره‌ی این یکی خبرنداشتی!

253
00:24:22,862 --> 00:24:27,745
‫(در حال شمردن به زبان دیگه)

254
00:24:28,221 --> 00:24:29,885
‫این آخریش بود.

255
00:24:29,956 --> 00:24:31,956
‫فقط مشتری‌های قابل اعتماد!

256
00:24:35,005 --> 00:24:37,005
‫گرفتی؟

257
00:24:37,239 --> 00:24:38,871
‫حتماً رییس.

258
00:24:39,089 --> 00:24:41,925
‫بعداً میام تا پولارو تحویل بگیرم.

259
00:24:44,958 --> 00:24:48,184
‫چی میشه اگه والاس تحریم رو برنداره؟

260
00:24:48,653 --> 00:24:52,703
‫هنوز یه محموله داریم که توی اسکله گیر افتاده.
‫یه نقشه لازم داریم.

261
00:24:53,018 --> 00:24:57,354
‫در حال حاضر، عاصف تنها کسیه که راهش
‫برای کار کردن بازه!

262
00:25:03,053 --> 00:25:04,053
‫تکون بخورید!

263
00:25:10,621 --> 00:25:12,903
‫همینجوری بیاید!

264
00:25:14,479 --> 00:25:15,519
‫وایسید!

265
00:25:16,450 --> 00:25:18,450
‫پخششون کن.

266
00:25:33,750 --> 00:25:35,190
‫عصر بخیر آقایون

267
00:25:37,035 --> 00:25:38,635
‫به بریتانیا خوش اومدین.

268
00:25:41,230 --> 00:25:44,350
‫همه‌ی شما دانه‌های زنجیر فعالیت‌های من هستید.

269
00:25:44,390 --> 00:25:48,790
‫یکی از شما مسئولِ حمله‌ی صورت گرفته
‫به محموله‌ی من ـه.

270
00:26:05,663 --> 00:26:09,259
‫کی هرویین منو دزدیده؟

271
00:26:11,119 --> 00:26:13,119
‫نمی‌دونم!

272
00:26:13,456 --> 00:26:15,456
‫قسم میخورم.

273
00:26:15,822 --> 00:26:18,483
‫من...من...

274
00:26:18,858 --> 00:26:20,858
‫من فقط گاوها رو بار میزنم.

275
00:26:25,444 --> 00:26:26,944
‫تو رو خدا!

276
00:26:27,022 --> 00:26:29,577
‫خواهش میکنم! خواهش میکنم!

277
00:26:40,903 --> 00:26:44,317
‫کی...هرویین منو دزدیده؟

278
00:26:59,576 --> 00:27:01,816
‫خدمات اتاق!

279
00:28:29,030 --> 00:28:32,190
‫نیک، نیک!

280
00:28:32,230 --> 00:28:34,630
‫از کجا آوردیش؟
‫اینو از کجا آوردی؟

281
00:28:35,342 --> 00:28:37,270
‫کی بهت فروخته؟

282
00:28:37,310 --> 00:28:38,990
‫نیک!

283
00:28:39,030 --> 00:28:40,790
‫گندش بزنن.

284
00:28:54,416 --> 00:28:57,892
‫خب، ما همه‌ی پاتوق‌های کولی‌ها رو توی
‫جنوب غرب، زیر و رو کردیم.

285
00:28:58,049 --> 00:29:00,525
‫تا وقتی خبری از کینی نباشه، جوابی دستگیرمون نمیشه.

286
00:29:00,971 --> 00:29:03,127
‫افرادمون، خبرش رو توی خیابون پخش کردن.

287
00:29:07,199 --> 00:29:10,030
‫- اون باید بیرون باشه!
‫- الیوت، همونجایی که هست می‌مونه.

288
00:29:10,512 --> 00:29:12,348
‫در حال حاضر اون تنها کسیه که واسم جواب میاره.

289
00:29:13,239 --> 00:29:15,239
‫چرا به عاصف گفتی به کار کردنش ادامه بده؟

290
00:29:15,309 --> 00:29:19,002
‫بهت گفتم اون تصمیم من بود، نه تصمیم بابام.

291
00:29:19,192 --> 00:29:21,799
‫- باید باهام مشورت میکردی.
‫- تو داشتی فین رو خاک میکردی.

292
00:29:22,658 --> 00:29:26,818
‫- ما پول لازمیم، و به خانواده "افریدی" هم اعتماد داریم.
‫- من ندارم!

293
00:29:38,482 --> 00:29:40,084
‫شان!

294
00:30:13,631 --> 00:30:17,108
‫یه نفر پسرم رو استخدام کرده بود تا پدرت رو بکُشه.

295
00:30:20,532 --> 00:30:22,470
‫- میخوای اونو نجات بدی!
‫- آره.

296
00:30:23,908 --> 00:30:26,428
‫دارم حقیقت رو بهت میگم.

297
00:30:37,822 --> 00:30:39,550
‫این تلفنی ـه که باهاش کار رو گرفته.

298
00:30:40,164 --> 00:30:44,524
‫کسی که دستور قتل رو داده، از اون کسی که
‫ماشه رو کشیده، خیلی خطرناک‌تره.

299
00:30:44,672 --> 00:30:48,430
‫- من در مورد این موضوع قضاوت می‌کنم.
‫- من...

300
00:30:48,764 --> 00:30:53,178
‫- پسرم رو...بهت نمیدم!
‫- برای پیدا کردنش به تو نیازی نداریم.

301
00:30:54,710 --> 00:30:58,310
‫با این خونریزی‌ها داری زیادی جلب توجه میکنی.

302
00:31:00,290 --> 00:31:02,970
‫چند شب پیش، دوتا از افرادم رو کُشتی.

303
00:31:04,890 --> 00:31:06,250
‫کار افراد من نبوده.

304
00:31:07,490 --> 00:31:12,410
‫اگه درن رو بکشی...
‫هیچ چیزی تغییر نمیکنه.

305
00:31:14,817 --> 00:31:18,482
‫- هرکی که این کار رو کرده...
‫- تلفن رو بذار اینجا و بزن به چاک!

306
00:31:21,949 --> 00:31:26,277
‫بهم قول میدی که بیخیال پسرم بشی؟

307
00:31:26,366 --> 00:31:30,726
‫بهت قول میدم وقتی از اینجا میری،
‫از پشت بهت شلیک نمی‌کنم.

308
00:32:06,112 --> 00:32:08,610
‫خیلی‌خب. ببینید کی دستور قتل رو داده.

309
00:32:08,650 --> 00:32:11,050
‫کسی نباید قبل از ما دستش به پسر کینی برسه.

310
00:32:11,090 --> 00:32:13,050
‫امروز...

311
00:32:13,090 --> 00:32:14,730
‫پیداش می‌کنیم.

312
00:32:18,762 --> 00:32:21,322
‫فکر کردی اینجا از اسلحه‌ استفاده میکنم؟

313
00:32:21,410 --> 00:32:24,170
‫این چند وقت خیلی به کارهام تردید داشتی،
‫شریک عزیزم!

314
00:32:30,744 --> 00:32:31,904
‫الو؟

315
00:32:34,838 --> 00:32:38,010
‫بیلی هنوز اونجاست؟ چه آسیبی رسیده؟

316
00:32:39,247 --> 00:32:41,567
‫خیلی‌خب. الان میام.

317
00:32:41,970 --> 00:32:44,090
‫باید برم برادرم رو پیدا کنم.

318
00:32:44,130 --> 00:32:46,170
‫کاری از دست من برمیاد؟

319
00:32:50,610 --> 00:32:53,450
‫من یه کار دارم راستای کار خودته!

320
00:32:55,570 --> 00:33:00,930
‫«سلام، با مکانیکیِ دیو تماس گرفتین. لطفاً
‫پیغام خود را بگذارین و من باهاتون تماس میگیرم.»

321
00:33:01,302 --> 00:33:04,170
‫ضارب فین، یه پسره‌ به اسم درن بوده!

322
00:33:04,210 --> 00:33:06,170
‫پسر یه کولی، به اسم کینی.

323
00:33:06,629 --> 00:33:11,210
‫فکر میکنم شان امشب میخواد یه حرکت بزرگی بزنه.
‫پس من نزدیکش می‌مونم. بهت خبر میدم. خب؟

324
00:33:16,985 --> 00:33:18,585
‫هی! عذر میخوام!؟

325
00:33:39,210 --> 00:33:43,035
‫عصر بخیر، آقا.
‫میشه لطفاً اسمتون رو بهم بگید؟

326
00:33:43,060 --> 00:33:48,180
‫- من اینجا هستم تا بسته‌ی اد دومانی رو دریافت کنم.
‫- متاسفم آقا. ورود به این حراجی بلیط میخواد.

327
00:33:48,618 --> 00:33:51,264
‫خب، من بخاطر حراجی‌تون نیومدم اینجا.
‫اومدم که بسته رو بگیرم.

328
00:33:51,889 --> 00:33:53,889
‫اون با منه.

329
00:33:57,090 --> 00:33:58,290
‫خوش اومدین.

330
00:34:03,170 --> 00:34:04,850
‫دوباره سلام.

331
00:34:04,890 --> 00:34:07,170
‫سلام.

332
00:34:08,199 --> 00:34:12,610
‫- اشکالی نداره ببرمت یه جایی که خودتو تمیز کنی؟
‫- آره. فکر میکنم بهترین کار، همین باشه!

333
00:34:42,665 --> 00:34:44,105
‫دیلان.

334
00:34:45,697 --> 00:34:46,817
‫دیلان!

335
00:34:51,930 --> 00:34:53,850
‫برادرم کجاست؟

336
00:34:56,471 --> 00:34:58,090
‫لطفاً!

337
00:34:58,620 --> 00:35:03,130
‫رفت...
‫رفت یه ذره هرویین بگیره.

338
00:35:03,534 --> 00:35:05,334
‫می‌تونی یه سر به خیابون «گرین لینز» بزنی.

339
00:35:36,163 --> 00:35:37,970
‫چه خبر؟

340
00:35:38,010 --> 00:35:41,210
‫پیغام‌های روی گوشیِ پسر کینی، همشون رمزنگاری شدن.

341
00:35:41,250 --> 00:35:44,450
‫هنوز دارم سعی میکنم ولی
‫هیچوقت چیزی مثل این رو ندیده بودم.

342
00:35:44,490 --> 00:35:47,690
‫این کار یه حرفه‌ایه!
‫اوه راستی یه چیز دیگه...

343
00:35:47,730 --> 00:35:50,770
‫یه نفر بهمون پاتوق کینی رو اطلاع داده.

344
00:35:51,770 --> 00:35:53,730
‫میخوای چیکار کنی؟

345
00:35:56,210 --> 00:35:57,770
‫شان؟

346
00:35:58,370 --> 00:36:00,490
‫شان، میخوای چیکار کنی؟

347
00:36:03,599 --> 00:36:04,799
‫برش دار.

348
00:36:09,270 --> 00:36:11,550
‫- درش بیار.
‫- چی؟

349
00:36:13,390 --> 00:36:16,190
‫- ژاکتت رو میگم!
‫- نه، ببین. مشکلی نیست.

350
00:36:16,230 --> 00:36:19,230
‫- فقط بسته رو بدید بهم و میرم پی کارم.
‫- الیوت!

351
00:36:20,470 --> 00:36:22,470
‫ژاکتت رو در بیار.

352
00:36:26,785 --> 00:36:28,074
‫- بیا.
‫- پیرهن رو هم همینطور!

353
00:36:28,262 --> 00:36:29,394
‫چــی؟

354
00:36:36,470 --> 00:36:39,749
‫خب میندازمش دور. اصلاً بلد نیستم
‫چطور لکه‌ها رو از بین ببرم. لکه‌ی شراب سفیده؟

355
00:36:39,804 --> 00:36:42,545
‫- شراب؟ کجا بزرگ شدی؟ پشت کوه؟!
‫- توی رخت‌شویی بزرگ نشدم!

356
00:36:42,952 --> 00:36:44,750
‫جوش شیرین...یه مقدارم آب.

357
00:36:44,790 --> 00:36:47,270
‫- هی، اون جنسش ایتالیایی ـه!
‫- باشه، باشه!

358
00:36:48,987 --> 00:36:51,510
‫- خب، تو چطور بزرگ شدی؟
‫- کنار پدرم.

359
00:36:51,557 --> 00:36:54,884
‫- که یعنی، خیلی چیزا رو خودم یاد گرفتم.
‫- آره، منم همینطور...

360
00:36:55,266 --> 00:36:59,706
‫با بابام بزرگ شدم. ولی خیلی درباره‌ی این
‫موضوع جدی بود که با کلیشه‌های نژادی کنار نیایم.

361
00:36:59,910 --> 00:37:03,510
‫- با پول دادن به یه نفر، که شست و شوهاتون رو بکنه؟
‫- آره، دقیقاً.

362
00:37:05,830 --> 00:37:10,220
‫خب، این بسته‌ای که مارک
‫ازم میخواد برش دارم چی هست؟

363
00:37:10,654 --> 00:37:11,670
‫منم!

364
00:37:12,754 --> 00:37:14,994
‫امشب یه راننده میخوام.

365
00:37:16,430 --> 00:37:19,318
‫ امشب؟ یعنی کل شب؟

366
00:37:19,503 --> 00:37:21,966
‫آره...مشکلی داری؟

367
00:37:22,030 --> 00:37:26,012
‫نه، نه، من عاشق اینم که
‫کل شب راننده‌ی خانم دیزی باشم!
‫(اشاره به فیلم «رانندگیِ برای خانم دیزی» داره)

368
00:37:26,051 --> 00:37:31,072
‫اوه چقدر پررویی! میدونی...تو هنوز ارزش خودتو
‫ثابت نکردی، پسر جون. منم سخت پسندم!

369
00:37:32,587 --> 00:37:34,772
‫شکی به این موضوع ندارم. متاسفم...

370
00:37:35,100 --> 00:37:36,389
‫فقط...

371
00:37:36,630 --> 00:37:40,430
‫فکر کنم شان امشب به پشتیبانی نیاز داشته باشه،
‫منم میخوام اونجا باشم.

372
00:37:40,470 --> 00:37:41,990
‫خودی نشون بدم!

373
00:37:44,150 --> 00:37:46,230
‫واقعاً به این کار نیاز دارم.

374
00:37:56,799 --> 00:37:59,630
‫- بله، آقای والس؟
‫- من باید برم والاس رو ببینم.

375
00:37:59,670 --> 00:38:03,495
‫برو خیابون «گرین لینز» و بیلی رو پیدا کن.
‫دارم بهت اعتماد میکنما! متوجهی؟

376
00:38:03,894 --> 00:38:06,870
‫- آره، آره مشکلی نیست.
‫- خوبه.

377
00:38:08,150 --> 00:38:10,070
‫بازم رانندگی برای خانم دیزی؟
‫(اشاره به فیلمی با این نام داره)

378
00:38:11,499 --> 00:38:13,699
‫یه چیزی توی این مایه‌ها.

379
00:38:28,638 --> 00:38:31,466
‫بازم که اینجایی! بهت که گفتم، من کسی رو
‫به اسم نیک نمیشناسم.

380
00:38:31,545 --> 00:38:33,162
‫میدونم امروز صبح بهش جنس فروختی.

381
00:38:33,187 --> 00:38:36,707
‫- یالا! برو بیرون. یالا برو.
‫- یه بسته! یه بسته، بیخیال!

382
00:38:37,830 --> 00:38:41,746
‫فقط یه بسته‌ی لعنتی، رفیق. فقط همین! فقط همین!
‫- هی، هی، هی.

383
00:38:41,801 --> 00:38:44,350
‫برای غذا اومدین یا مواد؟ ها؟

384
00:38:44,390 --> 00:38:46,390
‫- برو گمشو!
‫- هی، از روی میز بیا پایین.

385
00:38:46,430 --> 00:38:51,030
‫هی، یه بسته! فقط یه بسته میخوام، لعنتی!
‫واقعاً همه چی میتونه خیلی راحت پیش بره.

386
00:38:51,070 --> 00:38:53,424
‫- واقعاً همه چی میتونه خیلی راحت پیش بره.
‫- از روی میز بیا پایین.

387
00:38:53,449 --> 00:38:55,666
‫- یه بسته‌ی لعنتی!
‫- از روی میز بیا پایین!

388
00:39:11,750 --> 00:39:15,030
‫- چطور اینقدر مخفیش میکنی؟
‫- منظورت چیه؟

389
00:39:15,070 --> 00:39:17,670
‫بیخیال، خودت میدونی منظورم چیه.

390
00:39:17,710 --> 00:39:19,750
‫متاسفانه نمیدونم، رفیق.

391
00:39:19,790 --> 00:39:24,430
‫تشکیلات والاس رو میگم.
‫همش یه جور پوشش ـه.

392
00:39:28,190 --> 00:39:30,790
‫نه، منظورم اینه که روال کارش چطوره؟

393
00:39:32,430 --> 00:39:36,470
‫- پس بذار ببینیم اینجا چی داری! باشه؟
‫- هی، هی...چی...؟

394
00:39:39,007 --> 00:39:40,630
‫- برای این افراد کار میکنی؟
‫- آره.

395
00:39:41,382 --> 00:39:44,390
‫میدونی اونا از دلال‌هایی که برای اسرائیل
‫اسلحه تهیه میکنن، پول میگیرن؟

396
00:39:45,910 --> 00:39:50,350
‫حالا رییس اون، روی یکی از
‫بزرگترین معادن کلتان در آفریقا سرمایه گذاری کرده،

397
00:39:50,390 --> 00:39:53,150
‫تا مطمئن بشه که دیگه لازم نباشه جد و آبادش
‫ کار کنن.

398
00:39:53,803 --> 00:39:58,870
‫مدیر عاملِ اون، شخصاً با خودکشی‌ای که
‫توی شهر «گوانگ‌دونگ» صورت گرفت، موافقت کرد.

399
00:40:00,300 --> 00:40:02,180
‫پس همه چیز یه جور پوشش الکی ـه.

400
00:40:03,718 --> 00:40:05,430
‫تو خیلی بانمکی الکس!

401
00:40:05,470 --> 00:40:07,470
‫چقدر بانمکی، لعنتی!

402
00:40:13,230 --> 00:40:14,310
‫الکس!

403
00:40:16,462 --> 00:40:18,685
‫اینجا موقعیت مکانی کینی ـه.

404
00:40:21,670 --> 00:40:24,990
‫- حاضری؟
‫- خیلی مستم، شان!

405
00:40:28,710 --> 00:40:32,040
‫- منظورت چیه؟
‫- فقط دارم میگم...

406
00:40:32,065 --> 00:40:34,103
‫- چیه؟
‫- شاید یه راه بهتری وجود داشته باشه!

407
00:40:34,931 --> 00:40:37,392
‫لازم نیست کل شهر رو به آتیش بکشونی
‫تا قدرتمون رو بهشون نشون بدی.

408
00:40:37,470 --> 00:40:42,230
‫- تازه ما هنوز نمیدونیم کی پشت ماجرای قتل ـه.
‫- فین مُرده!

409
00:40:42,270 --> 00:40:47,390
‫پدرم! کسی که تو رو جوری دوست داشت
‫که انگار پسر خودشی!

410
00:40:48,870 --> 00:40:52,070
‫آره میدونم...میدونم.

411
00:40:52,110 --> 00:40:54,190
‫پس میای یا نه؟

412
00:40:55,728 --> 00:40:57,510
‫من وظیفه‌مه که از تجارتمون محافظت کنم.

413
00:40:58,970 --> 00:41:01,250
‫این اصلاً فکر خوبی نیست.

414
00:41:09,870 --> 00:41:13,270
‫تر و تمیز!
‫(دست‌هاش رو به خون کسی آلوده نمیکنه)

415
00:41:39,750 --> 00:41:44,459
‫تمام شب میتونم به این کارم ادامه بدم، رفیق!
‫یالا، یه بسته‌ی لعنتی بهم بده.

416
00:41:44,508 --> 00:41:47,710
‫میدونم قبلاً این کار رو کردی، پس برا منم بکن.
‫یه بسته!

417
00:41:47,910 --> 00:41:50,113
‫- از دست این مرتیکه‌ی لعنتی!
‫- خب بهش بده دیگه.

418
00:41:50,710 --> 00:41:52,670
‫هان؟ باشه؟ یه بسته؟

419
00:42:06,110 --> 00:42:07,750
‫هی!

420
00:42:08,792 --> 00:42:10,792
‫اون اینجا چیکار میکنه؟

421
00:42:11,433 --> 00:42:12,901
‫بهش جنس فروختی؟

422
00:42:13,721 --> 00:42:16,630
‫هی، رفیقم اشتباه کرد.

423
00:42:17,238 --> 00:42:19,350
‫- اونو پسش بده!
‫- برو گمشو!

424
00:42:20,470 --> 00:42:23,129
‫میدونی با کی در افتادی؟
‫دست‌هات رو از روم بردار.

425
00:42:29,701 --> 00:42:31,701
‫از من فاصله بگیر، مرد!
‫جدی میگم...

426
00:42:32,573 --> 00:42:36,010
‫- دست‌هات رو از...
‫- برو داخل ماشین!

427
00:42:36,110 --> 00:42:37,710
تو دیگه کدوم خری هستی؟

428
00:42:38,670 --> 00:42:42,628
‫ولش کن! نه، نه...گوش کن...

429
00:42:42,683 --> 00:42:44,870
‫اون داره میره. اون داره میره!

430
00:42:44,910 --> 00:42:47,910
‫نه، نه، نه!
‫چی؟ صبر کن! صبر کن! صبر کن!

431
00:42:47,950 --> 00:42:50,350
‫هی! هی! لعنتی!

432
00:43:05,085 --> 00:43:06,359
‫اونا میدونن.

433
00:43:07,110 --> 00:43:08,230
‫مامان؟

434
00:43:11,230 --> 00:43:13,190
‫بیلی؟

435
00:43:20,305 --> 00:43:21,712
‫خوشگل شدی مامان.

436
00:43:22,025 --> 00:43:27,770
‫آخرین بار اینو وقتی پوشیدم که فین،
‫برای سالگردمون منو برد هتل «ریتز».

437
00:43:28,537 --> 00:43:30,370
‫جایی میری؟

438
00:43:30,410 --> 00:43:33,410
‫شنیدم مقر کینی رو پیدا کردی.

439
00:43:33,450 --> 00:43:35,490
‫درسته.

440
00:43:40,850 --> 00:43:43,170
‫شب جشن گرفتنه!

441
00:43:48,610 --> 00:43:51,730
‫بدون درنگ!

442
00:43:54,507 --> 00:43:56,427
‫من به تو ایمان دارم، شان.

443
00:43:57,565 --> 00:43:59,482
‫بهت افتخار میکنم.

444
00:44:03,430 --> 00:44:05,430
‫ممنونم.

445
00:44:07,290 --> 00:44:09,130
‫ممنونم پسرم.

446
00:44:12,490 --> 00:44:14,250
‫خب...

447
00:44:14,290 --> 00:44:15,970
‫اینجا چی داریم؟

448
00:44:29,456 --> 00:44:32,093
‫- اینجوری بریم اونجا، یه اشتباه بزرگ ـه!
‫- ما کارمون رو همینجوری شروع کردیم.

449
00:44:32,118 --> 00:44:36,271
‫چون اونموقع میخواستیم اسم و رسمی بهم بزنیم،
‫ولی الان نباید اون اسم و رسم رو به خطر بندازیم.

450
00:44:36,296 --> 00:44:38,849
‫باید این تنبیه، بی سر و صدا انجام بشه.
‫خارج از دید عموم!

451
00:44:38,874 --> 00:44:42,403
‫اونا خانواده‌ی منو تهدید کردن، اد.
‫و شان تنها کسی ـه که آمادست تا...

452
00:44:42,450 --> 00:44:44,450
‫برای درست کردن این موضوع کاری بکنه.

453
00:44:47,930 --> 00:44:51,410
‫منم باهات میام.
‫میخوام هواش رو داشته باشم.

454
00:44:54,410 --> 00:44:56,690
‫تو کدوم گوری بودی؟

455
00:44:58,630 --> 00:45:01,370
‫- الیوت کجاست؟
‫- همراه من بیا.

456
00:45:02,341 --> 00:45:04,810
‫- بیلی؟
‫- همونجا وایسو.

457
00:45:14,650 --> 00:45:17,930
‫لاله داره می‌فروشه!
‫اون هرویینِ عاصف ـه.

458
00:45:17,970 --> 00:45:20,570
‫از یکی از افرادش گرفتم.

459
00:45:20,610 --> 00:45:22,970
‫نباید این کار رو میکردی.

460
00:45:23,459 --> 00:45:24,979
‫چی؟

461
00:45:25,930 --> 00:45:29,107
‫- باید می‌فهمیدیم کی داره می‌فروشه.
‫- نه، نه. تو نه!

462
00:45:29,933 --> 00:45:31,973
‫تو نه، بیلی.

463
00:45:32,130 --> 00:45:35,290
‫- تو مریضی.
‫- ببین، من میخواستم کمک کنم.

464
00:45:36,802 --> 00:45:39,642
‫میتونم...میتونم یه کارهایی بکنم.

465
00:45:40,970 --> 00:45:44,770
‫اگه میخوای کمک کنی، از اینجور چیزا فاصله بگیر.

466
00:45:45,886 --> 00:45:47,726
‫چطور؟

467
00:45:48,250 --> 00:45:50,776
‫من خیلی بی‌مصرفم!

468
00:45:50,801 --> 00:45:52,401
‫بابا، مُرده!

469
00:45:59,530 --> 00:46:01,410
‫نمیخوام تو بمیری.

470
00:46:04,799 --> 00:46:07,079
‫منم نمیخوام تو بمیری.

471
00:46:15,170 --> 00:46:18,210
‫تو همیشه هوای منو داشتی بیلی.
‫مگه نه؟

472
00:46:51,376 --> 00:46:53,136
‫فکر میکردم آماده باشی.

473
00:47:00,690 --> 00:47:03,250
‫ولی این یکی رو باید خودم انجام بدم.

474
00:47:42,659 --> 00:47:44,211
‫اونا رفتن.

475
00:48:31,450 --> 00:48:32,730
‫«برو»؟

476
00:51:36,050 --> 00:51:37,050
‫لعنت بهش!

477
00:51:38,138 --> 00:51:39,538
‫برو اون تو!

478
00:51:50,501 --> 00:51:53,101
‫بیا...اینجا!

479
00:52:04,614 --> 00:52:07,854
‫یالا! یالا!

