1
00:00:07,080 --> 00:00:09,052
‫آنچه گذشت...

2
00:00:09,751 --> 00:00:11,737
‫بزار بریم سر اصل مطلب ، باشه ؟

3
00:00:12,263 --> 00:00:14,582
‫شنبه صبح نزدیک جایی که بمب رو ریخته بودم وایساده بودم

4
00:00:14,762 --> 00:00:17,123
‫مثل لندنی که بمب بارون شده بود ، درب و داغون
‫(اشاره به سال ۱۹۴۰ که آلمانها شهر لندن و بمباران کرده بودن)

5
00:00:17,303 --> 00:00:18,834
‫و همش به خاطر کاری بود که من کردم

6
00:00:19,404 --> 00:00:22,860
‫میدونم این باید احساس گناه زندگی من باشه ولی...

7
00:00:23,264 --> 00:00:24,325
‫هیچی احساسی نکردم

8
00:00:25,272 --> 00:00:26,793
‫یه آدم پیری اومد سمت من

9
00:00:26,990 --> 00:00:28,586
‫و من تو چشماش نگاه کردم...

10
00:00:28,924 --> 00:00:31,966
‫خیلی خیر خواهانه نگاه میکرد ، دوستانه

11
00:00:32,890 --> 00:00:35,491
‫مثل پدرم نگاه میکرد وقتی که میدونست کار اشتباهی کردم

12
00:00:35,651 --> 00:00:38,150
‫فک میکنی هنوز خیلی زوده که دربارهی پدرت حرف بزنیم ؟

13
00:00:38,547 --> 00:00:41,110
‫وقتی یه فردی میفهمه که عاشق زنش نیست

14
00:00:41,331 --> 00:00:43,565
‫مگه نباید بزاره از خونه بره ؟ اینطور نیست ؟

15
00:00:43,743 --> 00:00:45,598
‫فک نمیکنی یه ذره زیاده رویه ؟

16
00:00:46,396 --> 00:00:47,574
‫اسمت چیه ؟

17
00:00:57,543 --> 00:00:59,289
‫برای توئه

18
00:01:01,228 --> 00:01:02,301
‫چی هست ؟

19
00:01:02,707 --> 00:01:05,252
‫ماشین قهوه ساز
‫The Pasquini Livia.

20
00:01:06,397 --> 00:01:07,646
‫خدای کیفیت

21
00:01:08,001 --> 00:01:09,174
‫برای من ؟

22
00:01:10,376 --> 00:01:12,151
‫همراه با ۳ سال ضمانت

23
00:01:13,220 --> 00:01:16,846
‫میخوای با این حرکتت به قهوه ای که هفته پیش خوردی تیکه بندازی ؟

24
00:01:17,733 --> 00:01:18,794
‫تیکه نمیندازم

25
00:01:19,047 --> 00:01:20,352
‫شرحش میده!

26
00:01:27,569 --> 00:01:36,569
‫:. JaVaD .:..

27
00:01:37,758 --> 00:01:41,000
‫الکس - هفته ی سوم
‫سه شنبه ساعت ۱۰ صبح

28
00:01:42,097 --> 00:01:43,290
‫اینجارو داشته باش

29
00:01:49,822 --> 00:01:51,090
‫قهوه ای که درست کردی

30
00:01:51,616 --> 00:01:52,855
‫به شدت مزخرف بود

31
00:01:53,680 --> 00:01:55,268
‫نمیخوام به احساساتت صدمه بزنم

32
00:01:55,440 --> 00:01:58,310
‫برای همین دربارهی قهوهت حرف نمیزنم و نمیگم که چی میگفت دربارت!

33
00:01:58,595 --> 00:02:01,454
‫- مگه چی میگفت دربارهی من ؟
‫- شاید بعدا بهت گفتم

34
00:02:02,084 --> 00:02:05,689
‫- حالا از قهوه سازت خوشت اومد  ؟
‫- خیلی خوبه

35
00:02:06,229 --> 00:02:08,661
‫ولی نمیتونم قبولش کنم

36
00:02:08,832 --> 00:02:10,127
‫شرمنده

37
00:02:10,531 --> 00:02:12,419
‫چیه مگه کارمند دولتی ؟

38
00:02:12,991 --> 00:02:15,292
‫ببین ، از تو حراجی با یه قیمت باورنکردنی خریدمش

39
00:02:15,472 --> 00:02:16,993
‫- تو چی ؟
‫- حراجی

40
00:02:17,420 --> 00:02:18,805
‫از سایت اِبی ، اینترنتی

41
00:02:19,307 --> 00:02:21,758
‫زمانی رو انتخاب کردم که کل کشور نشسته بودن پای تلویزیون

42
00:02:21,918 --> 00:02:24,710
‫جوری که قیمت ۷۰ ۸۰ درصد افت کرد

43
00:02:25,530 --> 00:02:27,178
‫بین مسابقه فوتبال
‫(سوپر بول مسابقه ای بین قهرمان آمریکا و قهرمان جهان)

44
00:02:27,351 --> 00:02:29,033
‫برای خودم یه سیستم سرگرمی خونگی خریدم

45
00:02:29,193 --> 00:02:32,305
‫یه سیستم ۱ به ۸ با یه ریسور فقط ۱۰۰۰ دلار

46
00:02:32,480 --> 00:02:34,233
‫درحالی که قیمتش ۴۵۰۰ دلار میشد

47
00:02:34,413 --> 00:02:36,017
‫بگذریم ، ۴ شنبه

48
00:02:36,655 --> 00:02:38,552
‫فینال امریکن ایدل بود

49
00:02:39,373 --> 00:02:40,706
‫منم به فکر تو افتادم

50
00:02:40,969 --> 00:02:42,847
‫برای همین آنلاین رفتم و اینو خریدم

51
00:02:43,134 --> 00:02:44,820
‫میشه خاموشش کنی لطفا ؟

52
00:02:46,447 --> 00:02:47,479
‫چی ؟

53
00:02:48,077 --> 00:02:50,669
‫فقط خاموشش کن لطفا

54
00:02:56,338 --> 00:02:58,366
‫از چی میترسی ؟ مشکل کجاست ؟

55
00:02:58,526 --> 00:02:59,662
‫ماشین قهوه سازه

56
00:03:02,581 --> 00:03:04,511
‫ببین ، واقعا حرکت قشنگی بود

57
00:03:04,742 --> 00:03:06,421
‫و ازت ممنونم

58
00:03:06,581 --> 00:03:09,390
‫چیه نمیخوای سطح زندگی اینجارو به استاندارد بودن نزدیک کنی ؟

59
00:03:09,550 --> 00:03:12,813
‫و اینکه میدونم خودت فقط چایی میخوری ولی مریضای بدبختت چه گناهی کردن ؟

60
00:03:13,098 --> 00:03:14,882
‫بد برداشت نکن ولی

61
00:03:15,083 --> 00:03:18,238
‫احساس نمیکنی این حرکتت یه مقدار زیاده روی هستش ؟

62
00:03:18,562 --> 00:03:19,661
‫یعنی

63
00:03:20,526 --> 00:03:21,915
‫حتی یه سوال از من نکردی که

64
00:03:22,075 --> 00:03:24,648
‫آیا این چیزیه که من میخوام یا باهاش مشکلی ندارم ؟

65
00:03:30,975 --> 00:03:32,222
‫باشه

66
00:03:35,253 --> 00:03:37,201
‫بابا فقط یه ماشین قهوه ساز لعنتیه

67
00:03:37,361 --> 00:03:40,628
‫فقط میخوام بفهمم منظورت از این حرکت چی بوده!

68
00:03:41,211 --> 00:03:42,272
‫هیچی

69
00:03:43,967 --> 00:03:46,844
‫خودت چی فکر میکنی ؟ که مثلا اینو برات آوردم تا

70
00:03:47,328 --> 00:03:49,713
‫- بخرمت؟
‫نمیدونم

71
00:03:49,910 --> 00:03:52,680
‫چرا باید برام مهم باشه که قهوه ساز داشته باشم ؟

72
00:03:53,372 --> 00:03:56,311
‫شاید دلیلش این باشه که قهوه با کیفیت میسازه

73
00:03:56,855 --> 00:03:59,306
‫فعلا هفته ای یه بار میام پیشت

74
00:03:59,480 --> 00:04:01,856
‫و اینجا بیشتر از هرجای دیگه قهوه لازم دارم

75
00:04:02,016 --> 00:04:04,151
‫تا بتونم حرفام رو بزنم

76
00:04:04,327 --> 00:04:06,805
‫برای همین برات قهوه ساز اوردم

77
00:04:08,719 --> 00:04:11,024
‫شش تا بسته ی مختلف...

78
00:04:11,249 --> 00:04:13,521
‫کاملا تلخ از گواتمالا

79
00:04:14,789 --> 00:04:16,850
‫از اینایی که خلبانا دوس دارن

80
00:04:17,011 --> 00:04:19,850
‫Jungle java,
‫که به شدت شیرینه

81
00:04:23,702 --> 00:04:26,791
‫میدونی ، یه فکر دارم ، از پول ویزیتم کمش کن

82
00:04:26,966 --> 00:04:28,216
‫فکر نکنم

83
00:04:28,647 --> 00:04:29,671
‫شرمنده

84
00:04:34,778 --> 00:04:37,675
‫شاید از یه کاری که کردم ناراحتی!

85
00:04:37,852 --> 00:04:40,433
‫- مثلا چی ؟
‫- شاید چون یکی از مریض هاتو دیدم

86
00:04:41,801 --> 00:04:44,332
‫- یکی از مریض هامو دیدی ؟
‫- دیروز

87
00:04:44,937 --> 00:04:47,979
‫روزهارو قاطی کردم برا همین تصادفی لورا رو دیدم

88
00:04:53,167 --> 00:04:56,340
‫فک کنم وضعیت حساسی باشه که دوتا مریض همو ببینن آره ؟

89
00:04:57,724 --> 00:04:59,818
‫منظورت از "وضعیت حساس" چیه؟

90
00:05:00,028 --> 00:05:02,599
‫نمیدونم ، فک کنم شما روانشناسا

91
00:05:02,721 --> 00:05:04,110
‫یه سری کد اخلاقی دارید

92
00:05:04,884 --> 00:05:07,434
‫مثلا من یه سری اطلاعات ازش بهت بدم

93
00:05:07,575 --> 00:05:09,708
‫که خودش نمیخواد روانپزشکش بدونه

94
00:05:09,847 --> 00:05:12,974
‫بعد که من رفتم اون بیاد یه سری اطلاعات دربارهی من بهت بده

95
00:05:13,096 --> 00:05:15,779
‫میشه اینو شکستن اصول اخلاقی مد نظر گرفت ؟

96
00:05:15,943 --> 00:05:18,364
‫فک نکنم مشکل اخلاقی وجود داشته باشه ، نه

97
00:05:19,233 --> 00:05:21,509
‫البته من نمیتونم دربارهی مشکلات مریضام صحبت کنم

98
00:05:21,669 --> 00:05:25,181
‫ولی تو آزادی دربارهی هرچی که تو زندگیت میاد صحبت کنی

99
00:05:25,834 --> 00:05:28,106
‫مثلا اتفاقی که بین تو و لورا افتاده

100
00:05:28,747 --> 00:05:29,891
‫یا هرچیز دیگه ای

101
00:05:30,326 --> 00:05:32,401
‫درسته ، ولی اتفاقی که بین من و لورا افتاده

102
00:05:32,561 --> 00:05:35,129
‫اگه ما مریضت نبودیم اتفاق نمیافتاد

103
00:05:35,446 --> 00:05:37,240
‫درست بیرون همینجا دیدمش

104
00:05:38,420 --> 00:05:41,565
‫که احتمالا هیچ جای دیگه این سیاره اتفاق نمیافتاد

105
00:05:41,945 --> 00:05:45,767
‫پس معتقدی که ملاقاتت با یکی از مریض های من

106
00:05:46,072 --> 00:05:48,795
‫یه معنی خاصی داره ؟
‫فکر میکنی چیه ؟

107
00:05:50,697 --> 00:05:51,955
‫منم همینو ازت پرسیدم

108
00:05:58,724 --> 00:06:00,815
‫فک کنم درمان رو شروع کردیم الکس

109
00:06:02,508 --> 00:06:04,630
‫- چی ؟
‫- برام یه قهوه ساز آوردی

110
00:06:04,827 --> 00:06:06,982
‫چون قصد داری بیشتر بیای اینجا

111
00:06:07,503 --> 00:06:09,597
‫و میخوای احساس "خونه" بودن بهت دست بده

112
00:06:10,311 --> 00:06:13,226
‫و میخوای ارتباطت با لورا رو به من ربط بدی

113
00:06:13,404 --> 00:06:16,394
‫"اون مریضه توئه ، منم هستم"

114
00:06:17,522 --> 00:06:19,560
‫پس ما

115
00:06:20,357 --> 00:06:21,832
‫رسما درمان و شروع کردیم

116
00:06:24,498 --> 00:06:27,043
‫برای قهوه ساز بیا این کارو کنیم

117
00:06:29,728 --> 00:06:31,522
‫بزار بگیم که قرضی اینجاست

118
00:06:32,332 --> 00:06:34,651
‫تا وقتی که من اینجا میام اینم اینجاست

119
00:06:35,031 --> 00:06:37,153
‫وقتی تموم شد ، باخودم میبرمش

120
00:06:37,407 --> 00:06:38,496
‫قبوله ؟

121
00:06:40,566 --> 00:06:42,101
‫باشه ، فک کنم

122
00:06:42,489 --> 00:06:44,479
‫بعدا  میگم

123
00:06:44,801 --> 00:06:48,273
‫کاشکی تموم شه ، ولی مشکلی نیست

124
00:06:50,084 --> 00:06:51,258
‫مثبت فکر کن

125
00:06:56,872 --> 00:06:58,946
‫اگر درست یادم بیاد خانومت

126
00:06:59,106 --> 00:07:01,284
‫اجازه نمیداد توی خونه قهوه بخوری

127
00:07:01,444 --> 00:07:03,195
‫- درسته
‫- فکر میکنی

128
00:07:03,372 --> 00:07:07,026
‫اینجا حاییه که میتونی هر چیزی بگی و هرکاری بکنی

129
00:07:07,186 --> 00:07:09,962
‫کارایی که توی خونه اجازه ی انجامش رو هم نداری ؟

130
00:07:10,122 --> 00:07:11,417
‫نه ، اون مشکل حل شد

131
00:07:12,324 --> 00:07:13,432
‫با تشکر از شما

132
00:07:15,861 --> 00:07:16,959
‫از خونه رفتم

133
00:07:18,168 --> 00:07:20,290
‫توی آخرین جلسمون واقعا کمک کردی

134
00:07:20,666 --> 00:07:23,952
‫نشونم دادی که ترک کردن خونه تصمیمه خودمه

135
00:07:25,192 --> 00:07:26,657
‫دکی جون جدی میگم

136
00:07:26,863 --> 00:07:28,262
‫واقعا کمکم کردی

137
00:07:28,992 --> 00:07:31,799
‫وقتی اینجارو ترک کردم خیلی مصمم تر شده بودم

138
00:07:32,471 --> 00:07:35,513
‫برای طلاق و این حرفا

139
00:07:36,646 --> 00:07:39,360
‫مستقیم رفتم خونه ، به مایکلا گفتم که میخوام خونه رو ترک کنم

140
00:07:39,641 --> 00:07:41,106
‫خیلی راحت بهش گفتم انگار

141
00:07:41,266 --> 00:07:44,237
‫که دارم بهش میگم میخوام ماشینو از گاراژ در بیارم

142
00:07:44,632 --> 00:07:47,710
‫این چیزیه که واقعا حس کردی ؟

143
00:07:48,179 --> 00:07:49,185
‫که اینکار

144
00:07:49,395 --> 00:07:50,411
‫خیلی ناچیزه ؟

145
00:07:51,721 --> 00:07:54,040
‫اره ، دقیقا همینو حس کردم

146
00:07:54,265 --> 00:07:55,701
‫و همینجوری هم اتفاق افتاد

147
00:07:55,873 --> 00:07:58,953
‫مایکلا داشت قزل آلا درست میکرد ، همیشه ۳ شنبه ها قزل آلا داریم

148
00:07:59,713 --> 00:08:02,154
‫و منم بهش گفتم میخوام خونه رو ترک کنم

149
00:08:04,347 --> 00:08:07,530
‫بزار اینجوری بهت بگم که حتی سرشم از روی گاز برنگردوند

150
00:08:11,623 --> 00:08:13,191
‫فقط گفت

151
00:08:14,209 --> 00:08:16,200
‫حدس میزدم این اتفاق بیوفته"

152
00:08:17,802 --> 00:08:20,402
‫" و هیچوقت غافلگیرم نمیکنی الکس ، حتی الان

153
00:08:21,284 --> 00:08:22,942
‫خوب چی برداشت کردی از این قضیه ؟

154
00:08:25,341 --> 00:08:26,815
‫صدمه خوردی ؟

155
00:08:29,674 --> 00:08:31,270
‫اون نمیخواست بهم صدمه بزنه

156
00:08:33,228 --> 00:08:35,397
‫کلا مدلش همینحوری و...

157
00:08:37,262 --> 00:08:40,262
‫فکر کنم هفته ی پیش بد برات معرفیش کردم

158
00:08:40,990 --> 00:08:43,709
‫ولی میخوام بدونی که زنه واقعا باهوشیه

159
00:08:43,888 --> 00:08:47,691
‫وقتی که فقط ۲۲ سالش بوده داشته برای دکتراش توی جورج تون کار میکرده

160
00:08:47,869 --> 00:08:51,353
‫پس وقتی میگه ازم انتظار داشته باور میکنم که

161
00:08:51,790 --> 00:08:53,790
‫دیده دارم تغییر میکنم

162
00:08:54,062 --> 00:08:56,284
‫بعد از بمبارون و حمله قلبی و

163
00:08:56,444 --> 00:08:58,306
‫تعلیق از نیروی نظامی

164
00:08:59,936 --> 00:09:02,509
‫بیشتر از اونچیزی که میخواستم نشون بدم دیده

165
00:09:03,457 --> 00:09:06,375
‫و فهمیده که نتیجش جداییه خودمونه

166
00:09:07,790 --> 00:09:10,259
‫میدونی چی دربارهی حرفای امروزت

167
00:09:10,419 --> 00:09:11,969
‫دربارهی خانومت جالبه

168
00:09:13,344 --> 00:09:15,385
‫اینکه مثلا یه افسانه میمونه که

169
00:09:15,545 --> 00:09:17,954
‫میتونه همه چیز رو ۱۰ قدم جلوتر

170
00:09:18,132 --> 00:09:19,839
‫از چیزی که هست پیش بینی کنه

171
00:09:20,036 --> 00:09:22,177
‫تا جایی که عقل ما جواب بده ، آره همینه

172
00:09:22,912 --> 00:09:26,092
‫جدی میگم ، مهم نیست تو چی دربارش میگی ولی عقلش

173
00:09:26,252 --> 00:09:28,942
‫اندازهی دانشمندیه که داره توی منهتن روی ساخت موشک کار میکنه

174
00:09:29,102 --> 00:09:31,261
‫یعنی چیزی توی جوابش نبود که

175
00:09:31,679 --> 00:09:33,998
‫نا امیدت کنه ؟

176
00:09:34,568 --> 00:09:38,042
‫رفتی خونه ، اون آوار رو ریختی رو سرش

177
00:09:38,456 --> 00:09:40,268
‫ولی باهات سرد برخورد کرده

178
00:09:42,165 --> 00:09:44,075
‫آره ، ولی مشکل اینجا نیست

179
00:09:44,478 --> 00:09:47,689
‫ما از اون زوجا نیستیم که همیشه برا هم نقش بازی میکنیم

180
00:09:48,465 --> 00:09:50,980
‫بر عکس میتونیم یه ساله سرو ته قضیه رو هم بیاریم

181
00:09:51,140 --> 00:09:53,234
‫برای راحتی و صلاح بچه ها ، البته چیزیه که اونا میگن

182
00:09:53,593 --> 00:09:56,251
‫- هنوز به بچه ها نگفتید ؟
‫- نه

183
00:09:56,662 --> 00:10:00,118
‫جدیدا روی پسر بزرگم ، خودشو چند روزه توی اتاقش حبس کرده

184
00:10:00,278 --> 00:10:02,831
‫مسابقه قهرمانی شطرنج اینترنتی بازی میکنه

185
00:10:03,057 --> 00:10:05,724
‫نول دخترم هم با مدرسه رفته اردو

186
00:10:05,930 --> 00:10:08,127
‫ولی باید بهشون به موقع بگی

187
00:10:08,287 --> 00:10:09,329
‫درسته

188
00:10:10,838 --> 00:10:13,842
‫یه روزی میرسه که باید قبول کنن پدرشون

189
00:10:14,378 --> 00:10:16,340
‫خونه رو برای پیدا کردن یه زندگی جدید ترک کرده

190
00:10:18,393 --> 00:10:20,125
‫توی این سن نمیتونن درک کنن

191
00:10:20,285 --> 00:10:22,219
‫فک میکنی چه موضعی بگیرن سر این قضیه ؟

192
00:10:27,386 --> 00:10:28,939
‫روی درکم میکنه

193
00:10:29,208 --> 00:10:30,363
‫مطمئنم

194
00:10:31,499 --> 00:10:33,855
‫پسر خیلی خاصیه

195
00:10:35,133 --> 00:10:36,334
‫ذاتا درست کار

196
00:10:40,027 --> 00:10:41,088
‫میدونی...

197
00:10:42,313 --> 00:10:43,834
‫روی ۱۱ سالشه

198
00:10:44,722 --> 00:10:46,609
‫ولی به زور حتی خونه رو ترک میکنه

199
00:10:47,254 --> 00:10:49,827
‫میشینه خونه و با کامپیوترش ور میره

200
00:10:49,987 --> 00:10:51,747
‫شطرنج بازی میکنه

201
00:10:52,382 --> 00:10:54,842
‫میدونی چی میگم ، دوست دختر نداره

202
00:10:55,229 --> 00:10:57,179
‫رفیق نداره ، بسکتبال دوس نداره

203
00:10:57,632 --> 00:11:00,853
‫اولاش دیونم میکرد چون احساس میکردم خیلی بد بخته

204
00:11:01,238 --> 00:11:02,350
‫خیلی تنها ـه

205
00:11:02,961 --> 00:11:04,144
‫محبوب نیست

206
00:11:04,821 --> 00:11:06,046
‫خیلی چیزا رو امتحان کردم

207
00:11:06,206 --> 00:11:09,924
‫برای همه بچه ها اردوی بازدید از موزه ی نیرو هوایی ترتیب دادم

208
00:11:10,084 --> 00:11:12,918
‫میتونستن بیان توی اف ۱۶ واقعی بشینن

209
00:11:13,295 --> 00:11:14,995
‫با شبیه ساز بازی کنن

210
00:11:18,106 --> 00:11:21,252
‫ولی فایده نداشت ، کل اردو داش خودش تنهایی راه میرفت

211
00:11:23,369 --> 00:11:25,322
‫تنها کسی که نزدیکش بود یه

212
00:11:26,694 --> 00:11:30,084
‫بچه جذامی کر کثیف بود که همه بچه ها میترسیدن نزدیکش بشن

213
00:11:34,468 --> 00:11:36,468
‫سخت بود دیدن اینا درسته ؟

214
00:11:40,126 --> 00:11:44,041
‫بعضی وقتا برای ما از بچه هامون خیلی سخت تره که

215
00:11:44,459 --> 00:11:46,722
‫که ببینیم تنها هستن

216
00:11:51,967 --> 00:11:53,967
‫برای من خیلی طول کشید که متوجه بشم

217
00:11:57,818 --> 00:11:59,236
‫ولی متوجه شدم که

218
00:12:00,588 --> 00:12:01,752
‫اون خوشحاله

219
00:12:03,072 --> 00:12:04,536
‫که مشکل از من بوده

220
00:12:06,233 --> 00:12:09,010
‫که نتونستم با حقیقته این که اون محبوب نیست کنار بیام

221
00:12:09,303 --> 00:12:12,506
‫حقیقت اینکه مدلش گوشه گیره و مشکلی نداره ، چون شخصیتش همینه

222
00:12:13,236 --> 00:12:15,658
‫قبلا روی و مایکلا رو خیلی اذیت میکردم

223
00:12:15,778 --> 00:12:17,822
‫به مشاورش زنگ میزدم ، به معلمش زنگ میزدم

224
00:12:17,982 --> 00:12:19,944
‫و همه میگفتن " مشکلی نیست

225
00:12:20,104 --> 00:12:22,308
‫"پسره با خودش حال میکنه

226
00:12:22,503 --> 00:12:23,921
‫"مدلش اینجوریه"

227
00:12:25,518 --> 00:12:27,321
‫قبولش برات سخت بود ؟

228
00:12:28,085 --> 00:12:30,283
‫آره ، ولی میدونی ، امروز

229
00:12:31,518 --> 00:12:32,804
‫بهش حسودیم میشه

230
00:12:33,329 --> 00:12:35,482
‫چون به کسی نیازی نداره ، دنیای خودش رو داره

231
00:12:35,663 --> 00:12:37,904
‫فیلمای خودش و داره ، کتاباش ، بازی هاش ، شطرنج

232
00:12:38,064 --> 00:12:41,333
‫و پسره اصلا روحیه رقابت نداره

233
00:12:41,493 --> 00:12:43,349
‫حتی سر قضیه شطرنج ، بردن مهم نیست

234
00:12:43,518 --> 00:12:47,209
‫به برد و باخت اهمیت نمیده ، فقط اون قضیه فکر کردنه مهمه

235
00:12:47,539 --> 00:12:50,121
‫چندسال پیش یه مسابقه ی پینگ پونگ ترتیب دادم

236
00:12:50,309 --> 00:12:52,656
‫برای کلاسشون توی حیاطمون

237
00:12:52,914 --> 00:12:55,759
‫"برگشت بهم گفت " بابا برا این بچه ها متاسف نیستی ؟

238
00:12:55,974 --> 00:12:58,360
‫"فقط یکیشون برنده میشه که اونم احتمالا رابرته"

239
00:12:58,765 --> 00:13:01,553
‫"بقیشونم جلوی دخترا ضایع میشن"

240
00:13:03,074 --> 00:13:04,915
‫"براشون متاسف نیستی ؟"

241
00:13:06,849 --> 00:13:09,234
‫خداوکیلی نمیدونم این ژنش به کی رفته!

242
00:13:09,394 --> 00:13:11,065
‫به من که نرفته

243
00:13:13,925 --> 00:13:17,209
‫فکر میکنی برای اینکه ژنش به تو رفته باشه خیلی خوبه ؟

244
00:13:18,076 --> 00:13:20,376
‫- داری مسخرم میکنی ؟
‫- نه ، میخوام به چیزی که

245
00:13:20,536 --> 00:13:22,573
‫دربارهی خودت میگی گوش کنی

246
00:13:22,752 --> 00:13:26,343
‫این پسر از گوشت و خون خودته ، دوسش داری

247
00:13:27,029 --> 00:13:28,038
‫عزیزته

248
00:13:28,350 --> 00:13:31,374
‫به راه و روش زندگیش افتخار میکنی

249
00:13:31,882 --> 00:13:33,393
‫ولی هنوز فکر میکنی

250
00:13:33,817 --> 00:13:36,193
‫اینکه نقطه ی مقابل منه"

251
00:13:36,704 --> 00:13:39,727
‫"احتمالش خیلی کمه که با من مرتبط باشه

252
00:13:41,512 --> 00:13:43,876
‫خواهشا دوباره این بحث رو باز نکن

253
00:13:44,036 --> 00:13:46,905
‫این قضیه کاملا مشکله ژنیتیکیه

254
00:13:47,079 --> 00:13:49,299
‫ژنهای زنونه از مادرم و مایکلا برداشته

255
00:13:49,459 --> 00:13:51,111
‫مادرم هم همینجوری بود

256
00:13:51,290 --> 00:13:54,351
‫توی هرکاری که انجام میداد اون دلسوزی خاصش رو داشت ، مثل مایکلا

257
00:13:54,689 --> 00:13:58,285
‫هیچ وقت احساس نمیکرد چیزی رو جایی از جا انداخته

258
00:13:58,445 --> 00:14:01,498
‫براش مهم نبود که داره خودش رو حروم میکنه...

259
00:14:02,959 --> 00:14:05,391
‫یه چیز خالصی توش وجود داشت

260
00:14:05,825 --> 00:14:08,773
‫سرحال ، مثل روی . نه اینو از مادرم ارث بده

261
00:14:09,721 --> 00:14:12,359
‫پس خانومای خانوادتون...

262
00:14:13,609 --> 00:14:16,642
‫خالص و سرحال و بی نقص اند

263
00:14:17,292 --> 00:14:19,461
‫و مرداتون یه جورایی

264
00:14:19,723 --> 00:14:22,061
‫نقطه مخالف ان ، کثیف

265
00:14:22,607 --> 00:14:24,639
‫با خودشون درگیرن

266
00:14:31,219 --> 00:14:33,773
‫کاملا پدرم رو توصیف کردی

267
00:14:34,205 --> 00:14:35,351
‫به کثیفی جهنم

268
00:14:36,691 --> 00:14:39,475
‫همش عاشق خانومای مختلفی که توی دفترش بودن میشد

269
00:14:39,667 --> 00:14:43,376
‫مثل سگ باهمه رابطه داشت ، آره

270
00:14:43,898 --> 00:14:46,677
‫و توی این قضیه همیشه موفق بود
‫توی خونه یه زنی رو داشت که عاشقش بود

271
00:14:46,837 --> 00:14:48,227
‫میزاشت کارش رو بکنه

272
00:14:48,460 --> 00:14:50,713
‫هیچ سوالی ازش نمیپرسید ، از بچه ها مراقبت میکرد و

273
00:14:50,881 --> 00:14:53,892
‫مطمئن میشد خانوادش هنوز وجود داره

274
00:14:55,946 --> 00:14:59,204
‫چیزی که دربارهی پدر من باید بدونی اینکه همیشه زیر پرچم

275
00:14:59,476 --> 00:15:01,513
‫کسی نبوده تو زندگیش

276
00:15:02,553 --> 00:15:05,386
‫میدونی ، آدمی که از دست کلن ها فرار کرده و برای شاه رژه رفته
‫(کلن ها گروهی افراطی از سفید پوستان بودن که کارای نژاد پرستانه انجام میدادن)

277
00:15:05,546 --> 00:15:07,201
‫کی میتونی چیزی بهش بگه ؟

278
00:15:07,762 --> 00:15:09,425
‫اندازهی همه ی ما زجر کشیده

279
00:15:11,311 --> 00:15:13,799
‫و مادرت...

280
00:15:14,208 --> 00:15:15,654
‫عضوی از این تشکیلات نبود ؟

281
00:15:16,638 --> 00:15:19,314
‫خوشم میاد ازش ، از بابام خوشم میاد
‫مادرم اهل شرقه

282
00:15:20,065 --> 00:15:23,398
‫دِلاور ، امید خانوادش بوده

283
00:15:24,013 --> 00:15:25,186
‫نوازنده ی پیانو

284
00:15:26,628 --> 00:15:28,497
‫توی دانشگاه موسیقی درس میخونده

285
00:15:31,670 --> 00:15:34,702
‫آخرت استعداد و این حرفا بوده ، توی خوابش هم میتونسته "لیست" بزنه

286
00:15:34,862 --> 00:15:36,017
‫میدونی "لیست" چیه ؟

287
00:15:36,185 --> 00:15:37,786
‫فقط "لیست" میتونه "لیست" رو اجرا کنه
‫(  لیست فردی که خالق سبک لیست بوده)
‫:دی

288
00:15:41,659 --> 00:15:44,101
‫آره واقعا یه چیزایی داشت

289
00:15:46,899 --> 00:15:47,962
‫کمیاب بود

290
00:15:51,208 --> 00:15:53,175
‫هیچ وقت بد اخلاقی نمیکرد

291
00:15:53,795 --> 00:15:55,992
‫توی این قضیه موسیقیش

292
00:15:56,978 --> 00:15:58,480
‫هیچوقت عمومیش نکرد

293
00:16:02,800 --> 00:16:04,156
‫هنوز دلت براش تنگ میشه ؟

294
00:16:05,553 --> 00:16:06,661
‫۱۰۰%

295
00:16:11,566 --> 00:16:12,711
‫مادرم زندگی پدرمو نجات داد

296
00:16:14,571 --> 00:16:15,909
‫منظورم از این حرف اینکه

297
00:16:16,091 --> 00:16:18,312
‫توی رژهی سال ۶۳ تو واشینگتون

298
00:16:19,085 --> 00:16:22,267
‫درست قبل از سخنرانی بزرگه شاه کبیر
‫ماهالیا جکسون آهنگه

299
00:16:22,427 --> 00:16:24,606
‫I been 'buked and I been scorned.
‫رو خوند

300
00:16:26,789 --> 00:16:28,071
‫اینا هم توی جمعیت

301
00:16:28,385 --> 00:16:29,793
‫چشمشون به هم میخوره و

302
00:16:30,260 --> 00:16:33,011
‫هردوشون داشتن به پهنای صورت گریه میکردن

303
00:16:34,185 --> 00:16:35,641
‫و احساس کردن به هم مرتبط ان

304
00:16:37,051 --> 00:16:40,178
‫پدرم اون مرد تنها و عصبانی بود

305
00:16:40,460 --> 00:16:41,803
‫و مادرم براش

306
00:16:42,722 --> 00:16:44,430
‫مثل سنگ صبور میموند

307
00:16:48,084 --> 00:16:50,370
‫مادرم تنها فردی بود که پدرم بهش اعتماد داشت

308
00:16:51,591 --> 00:16:53,817
‫با تمام دنیا سر جنگ بود

309
00:16:55,413 --> 00:16:57,488
‫و اون جنگ هنوز تموم نشده ، جدی میگم

310
00:17:02,706 --> 00:17:04,124
‫و هنوزم...

311
00:17:05,106 --> 00:17:06,420
‫داره بهش خیانت میکنه

312
00:17:06,758 --> 00:17:07,960
‫مداوم

313
00:17:08,154 --> 00:17:09,929
‫آقا فقط بیشتر و بیشتر میخواد

314
00:17:10,164 --> 00:17:11,188
‫همیشه همینه

315
00:17:11,385 --> 00:17:13,263
‫ولی مادرت رو ترک نمیکنه ؟

316
00:17:13,772 --> 00:17:16,693
‫نه ، دیوونه شدی ؟ چرا باید ترکش کنه ؟ بابام عاشقشه

317
00:17:17,202 --> 00:17:18,479
‫مطمئنی ؟

318
00:17:19,577 --> 00:17:21,174
‫مطمئنی که

319
00:17:21,507 --> 00:17:24,802
‫به خاطر این نگرش داشته

320
00:17:25,833 --> 00:17:27,358
‫چون واقعا بهش مدیونه

321
00:17:27,546 --> 00:17:30,167
‫به خاطر تمام کارایی که توی زندگیش انجام داده ؟

322
00:17:30,327 --> 00:17:32,481
‫داری کار پدرم رو توجیح میکنی ؟ نمیتونست مادرم رو ترک کنه

323
00:17:32,641 --> 00:17:34,308
‫برا چی باید زندگیشو جهنم کنه ؟

324
00:17:36,094 --> 00:17:38,113
‫و تو بر عکسه اون

325
00:17:38,675 --> 00:17:40,335
‫داری سعی میکنی کار درست رو انجام بدی ؟

326
00:17:41,663 --> 00:17:43,625
‫همینجوری داری خونه رو ترک میکنی ؟

327
00:17:44,263 --> 00:17:47,275
‫نمیتونی مثل اون مسائل رو حضم کنی

328
00:17:49,301 --> 00:17:51,127
‫باشه ، خیلی خوب ، خیلی خوب

329
00:17:51,287 --> 00:17:53,437
‫میبینم که به این تئوری

330
00:17:53,747 --> 00:17:56,357
‫بچه ها سعی میکنن اشتباه والدینشون رو تصحیح کنن" ایمان داری"

331
00:17:56,517 --> 00:17:58,038
‫باشه ، خیلی خوب

332
00:17:58,284 --> 00:18:01,110
‫فک نکنم این اصلاح کردن باشه

333
00:18:02,391 --> 00:18:04,936
‫فکر کنم "الگو قرار دادن" بیشتر بهش میاد

334
00:18:05,661 --> 00:18:09,150
‫ما به طور ناخودآگاه کارهایی رو

335
00:18:09,727 --> 00:18:11,849
‫انجام میدیم که توی بچه گیمون شاهدش بودیم

336
00:18:12,009 --> 00:18:14,243
‫ولی توکه گفتی من دارم کاری که پدرم انجام داد و اصلاح میکنم

337
00:18:14,403 --> 00:18:18,177
‫به نظرم اونجوری داری ابرازش میکنی
‫ولی توی عمق قضیه

338
00:18:19,043 --> 00:18:21,640
‫فکر میکنم تشابه بیشتری توی

339
00:18:21,800 --> 00:18:24,439
‫قضیه ازدواج با پدرت داری

340
00:18:25,537 --> 00:18:27,086
‫نمیفهمم منظورت چیه

341
00:18:27,616 --> 00:18:28,752
‫جدی ؟

342
00:18:28,932 --> 00:18:31,142
‫نمیتونی ببینی که تو و پدرت هردو

343
00:18:31,302 --> 00:18:34,382
‫با یه تیپ مشابه از زنان ازدواج کردین ؟

344
00:18:34,797 --> 00:18:37,011
‫به نظرم جفتتون با زنهایی ازدواج کردید که

345
00:18:37,191 --> 00:18:39,651
‫تحسینشون میکنید ولی...

346
00:18:40,614 --> 00:18:42,595
‫لزوما عاشقشون نیستید

347
00:18:44,218 --> 00:18:47,138
‫داری زرِ مفت میزنی ، خودت حرفاتو جدا قبول داری ؟

348
00:18:47,327 --> 00:18:49,411
‫که من دارم اشتباهات پدرم رو تکرار میکنم ؟

349
00:18:49,842 --> 00:18:51,420
‫بزار یه چیزی بهت بگم

350
00:18:51,631 --> 00:18:54,580
‫هر اتفاقی که توی ازدواج من داره میوفته ، هیچ ارتباطی به پدرم نداره

351
00:18:54,777 --> 00:18:56,237
‫پس مقایسه کردن رو تموم کن

352
00:19:01,564 --> 00:19:04,926
‫شاید به خاطر این مایکلا رو دوست نداری

353
00:19:05,095 --> 00:19:08,419
‫چون به خاطر کامل بودنش همیشه تحسینش کردی

354
00:19:08,616 --> 00:19:11,116
‫وایسا ، چرا هنوز داریم دربارهی مایکلا حرف میزنیم

355
00:19:11,468 --> 00:19:12,876
‫اون قضیه تموم شده

356
00:19:14,017 --> 00:19:17,172
‫چون من مطمئن نیستم که ترک کردن اون راه حل مناسبیه

357
00:19:17,369 --> 00:19:19,162
‫که احساست دربارهی خودت رو بدونی

358
00:19:35,938 --> 00:19:37,891
‫میخوام که برگردم سر قضیه لورا!

359
00:19:39,178 --> 00:19:41,497
‫چرا برات مهمه که برگردیم سراغ لورا ؟

360
00:19:42,672 --> 00:19:44,710
‫به خاطر اینه که فکر میکنی چون مریضه منه

361
00:19:44,893 --> 00:19:46,639
‫من ناراحت میشم که ملاقاتش کردی ؟

362
00:19:47,362 --> 00:19:48,823
‫نمیفهمم

363
00:19:49,071 --> 00:19:50,573
‫چرا نمیتونم دربارهش حرف بزنم ؟

364
00:19:51,007 --> 00:19:52,791
‫مشکل ملاقات من باهاش چیه ؟

365
00:20:00,721 --> 00:20:02,542
‫باورت نمیشه چقد این خرج برداشته

366
00:20:03,068 --> 00:20:06,017
‫۴۵۰دلار

367
00:20:07,228 --> 00:20:08,664
‫پشمات ریخت آره ؟

368
00:20:09,061 --> 00:20:11,352
‫خیلی بده که ملک و املاکو اینجوری آنلاین نمیفروشن

369
00:20:11,512 --> 00:20:13,418
‫چون الان که مایکلا خونه رو داره

370
00:20:13,606 --> 00:20:16,432
‫به خاطر قانون ایالتی و فلان ، میتونستم

371
00:20:16,592 --> 00:20:19,615
‫توی همون محله با نیم میلیون دلار یه خونه بگیرم

372
00:20:20,395 --> 00:20:23,296
‫توهم که اینجا سر زندگیت معامله کردی دکی

373
00:20:24,727 --> 00:20:26,812
‫کسی که از ساختار و برنامه های تلویزیون خبر نداشته باشه

374
00:20:26,972 --> 00:20:29,593
‫کم کم باید برای این ۱۵۰۰ تا پول بده
‫حالا اگر من ۱سال قرار اینجاب شام

375
00:20:29,755 --> 00:20:32,685
‫حسابمون برای اجارش میشه هفته ای ۸ دلار

376
00:20:34,719 --> 00:20:36,921
‫میشه برگردیم سر جلسه ی درمانمون الکس ؟

377
00:20:41,734 --> 00:20:44,156
‫باشه ، لورا باورش نمیشد!

378
00:20:45,214 --> 00:20:47,101
‫قهوه سازو بهش نشون دادم و

379
00:20:47,289 --> 00:20:48,594
‫ولی باورش نمیشد

380
00:20:52,406 --> 00:20:54,199
‫دوست داری...

381
00:20:55,126 --> 00:20:58,253
‫دوست داری بهم بگی چطوری هم رو دیدید ؟

382
00:20:58,620 --> 00:20:59,626
‫حتمی

383
00:20:59,811 --> 00:21:01,107
‫روزارو گم کرده بودم

384
00:21:02,299 --> 00:21:04,535
‫فعلا رفتم پیش این رفیقه گی ام

385
00:21:04,695 --> 00:21:07,183
‫و دوست پسر کوچولوش ، که قبلا دربارشون گفتم بهت

386
00:21:07,713 --> 00:21:10,868
‫و خیلی هم خوشحالن که خونه رو ترک کردم

387
00:21:11,095 --> 00:21:13,879
‫دوستاشونو میارن تا با من ملاقات کنن و پای منو

388
00:21:14,067 --> 00:21:15,916
‫به بحث های جامعه ی گی ها باز میکنن

389
00:21:16,076 --> 00:21:18,865
‫برا همین منم باهاشون همراه میشم ، میدونی ، شام میریم بیرون ، مشروب میزنیم

390
00:21:19,025 --> 00:21:21,818
‫حتی یکشنبه باهم رفتیم کلوپ گی ها

391
00:21:22,054 --> 00:21:24,110
‫بهم گفته بودن که خانومای جیگرم اونجا هست

392
00:21:24,270 --> 00:21:26,782
‫که میتونم مخشون کنم و لزبینم نیستن

393
00:21:27,458 --> 00:21:29,289
‫ولی درکل هیچ سودی برا من نداشت

394
00:21:29,790 --> 00:21:31,870
‫فقط باعث شد که روزارو قاطی کنم

395
00:21:32,053 --> 00:21:33,433
‫کل شب رو بیدار بودم

396
00:21:33,630 --> 00:21:36,672
‫برای همین فکر کردم دیروز ۳ شنبه ـست

397
00:21:36,851 --> 00:21:39,696
‫پس اومدم اینجا ، وقتی رسیدم لورا رو دیدم که داشت میرفت

398
00:21:40,483 --> 00:21:43,002
‫رفتم جلوش و ازش پرسیدم همه چیز مرتبه یا نه

399
00:21:43,206 --> 00:21:44,938
‫اونم گفت هیچی مرتب نیست

400
00:21:45,112 --> 00:21:48,624
‫که با ماشین زده به یه سگه ، یا با ماشین تقریبا زده به یه سگه دیروز صبح

401
00:21:49,189 --> 00:21:51,626
‫خودش که اینجوری شرح داد ،

402
00:21:52,100 --> 00:21:53,846
‫خودش که میگفت از این سگ شکاری ها بوده

403
00:21:54,006 --> 00:21:56,338
‫سگ شکاری تنها سگی بوده که در تاریخ

404
00:21:56,498 --> 00:21:59,718
‫توسط پادشاه انگلیس به خاطر دلاوری هاش در جنگ شوالیه خطاب شده

405
00:21:59,998 --> 00:22:02,355
‫- میدونستی ؟
‫- نه نمیدونستم

406
00:22:02,648 --> 00:22:04,609
‫آره  اینجوری بوده ، داستانش بینظیره

407
00:22:04,769 --> 00:22:06,131
‫میدونی ، سگه...

408
00:22:08,451 --> 00:22:10,357
‫باشه برا یه وقت دیگه

409
00:22:14,611 --> 00:22:17,860
‫ازش پرسیدم که باهات

410
00:22:18,390 --> 00:22:19,555
‫جلسه داشته

411
00:22:20,104 --> 00:22:23,503
‫از این سوال یه جورایی سورپرایز شد انگار که مثلا سر قضیه
‫ضایعی مچش رو گرفته باشم

412
00:22:24,521 --> 00:22:27,657
‫زرشک ، فک میکردم فقط ناخدا های نیرو دریایی از روانپزشک دیدن خجالت میکشن

413
00:22:34,320 --> 00:22:36,846
‫بگذریم ، منم بهش گفتم که مریض توام

414
00:22:37,193 --> 00:22:39,061
‫بعدش فهمیدم که یه روز زود اومدم

415
00:22:39,221 --> 00:22:41,738
‫فک میکرد حرکت ضایعیه

416
00:22:42,081 --> 00:22:43,984
‫که یه نفر روزارو قاطی کنه

417
00:22:44,707 --> 00:22:46,124
‫یه حالتی داشت...

418
00:22:46,669 --> 00:22:49,039
‫نمیدونم ، با یه حالت خاصی نگات میکرد

419
00:22:49,776 --> 00:22:53,355
‫مثل این دخترا ، که توشن یه عطش خاصیه

420
00:22:53,760 --> 00:22:54,765
‫درسته ؟

421
00:22:55,178 --> 00:22:56,385
‫منظورت چیه ؟

422
00:22:56,793 --> 00:22:59,036
‫نمیدونم ، یه نگاهی داشت که

423
00:22:59,953 --> 00:23:02,572
‫انگار میدونه چجوری برا خودش راهو پیدا کنه

424
00:23:02,874 --> 00:23:04,621
‫و میدونی چی گفتش ؟

425
00:23:04,898 --> 00:23:06,292
‫گفتش که تو

426
00:23:06,466 --> 00:23:08,766
‫حتی نمیتونی با لیپتون هم چایی درست کنی

427
00:23:15,513 --> 00:23:19,165
‫اینجور که معلومه هردوتاتون توی یه قایق هستید پس

428
00:23:19,347 --> 00:23:20,498
‫کاملا

429
00:23:21,991 --> 00:23:24,232
‫بگذریم ، بعد سوار ماشین من شدیم

430
00:23:24,401 --> 00:23:27,198
‫و رفتیم به صحنه ی تصادف ، طبیعتا هیچ سگی اونجا نبود

431
00:23:27,358 --> 00:23:29,607
‫برای همین یه قهوه زدیم و

432
00:23:29,772 --> 00:23:31,650
‫یه طرح کلی از منطقه ی تصادف کشیدم

433
00:23:31,822 --> 00:23:33,071
‫توی خونه ی اون ؟

434
00:23:33,802 --> 00:23:36,572
‫نه ، چرا این حرفو زدی ؟ توی قهوه خونه :دی

435
00:23:37,407 --> 00:23:40,107
‫بعد براش یه نمای بالایی از منطقه کشیدم

436
00:23:40,392 --> 00:23:43,416
‫توی این کار استادم ، مناطق چمن کاری ، خیابون...

437
00:23:43,586 --> 00:23:45,712
‫هرجایی که ممکنه یه سگ خودش رو ناپدید کنه

438
00:23:45,872 --> 00:23:48,566
‫مثل یه عملیات واقعی ارتش

439
00:23:56,031 --> 00:23:57,796
‫بی رودربایسی بهت بگم ، دلم براش تنگ شده

440
00:23:57,956 --> 00:24:00,529
‫اینکه روی هوا باشم

441
00:24:00,951 --> 00:24:02,716
‫منطقه رو از روی نقشه ارزیابی کنم

442
00:24:03,730 --> 00:24:06,538
‫دنبال هوش اون مردی میگشتم که ۳ ماه پیش بودم

443
00:24:06,952 --> 00:24:08,529
‫حالا سگ رو پیدا کردی ؟

444
00:24:08,689 --> 00:24:11,341
‫نه ، احتمالا رفته بود یه گوشه ای و مرده بود

445
00:24:13,081 --> 00:24:15,635
‫ولی هنوز میشه گفت که پایان خوشی داشت

446
00:24:20,715 --> 00:24:22,931
‫هی ، وقتمون تموم شده ؟

447
00:24:25,334 --> 00:24:28,118
‫نه یه ۵ دقیقه ای مونده

448
00:24:31,193 --> 00:24:33,756
‫ببخشید فکر میکردم خاموشه

449
00:24:37,006 --> 00:24:38,096
‫حرفشو زدیم زنگ زد

450
00:24:38,256 --> 00:24:40,820
‫قرار بود که لورا رو ببینم ، مشکلی نداره جواب بدم ؟

451
00:24:41,052 --> 00:24:42,352
‫نه ، جواب بده

452
00:24:44,080 --> 00:24:45,414
‫سلا چه خبر ؟

453
00:24:47,080 --> 00:24:49,465
‫نه ، نه هنوز ولی

454
00:24:50,993 --> 00:24:54,108
‫با توجه به حالت صورت پاول تا یکی دو دقیقه دیگه میندازتم بیرون

455
00:24:57,958 --> 00:24:59,272
‫میدونم

456
00:25:00,932 --> 00:25:02,575
‫آره ، باشه ، خدافظ

457
00:25:06,371 --> 00:25:07,817
‫خوب چی فکر میکنی ؟

458
00:25:08,394 --> 00:25:10,422
‫باید برم تو کارش ؟ لورا ؟

459
00:25:14,793 --> 00:25:17,657
‫بیخیال ، میدونم اخلاقی نیست ولی میتونی بهم بگی

460
00:25:18,172 --> 00:25:19,495
‫روانپزشک منم هستیا

461
00:25:20,496 --> 00:25:23,561
‫اولین زنیه که بعد ۱۵ سال دیدمش

462
00:25:24,289 --> 00:25:26,073
‫دوست ندارم تجربه مزخرفی داشته باشم

463
00:25:26,233 --> 00:25:28,898
‫شرمنده الکس ، نمیتونم از این نصیحت ها بهت بدم

464
00:25:31,310 --> 00:25:33,420
‫ولی از اون زناییه که

465
00:25:33,610 --> 00:25:36,230
‫میتونه مردا رو دیوونه کنه ، درسته ؟

466
00:25:37,006 --> 00:25:39,058
‫پاول ، مردونه ، یه سرنخ بهم بده

467
00:25:39,255 --> 00:25:42,066
‫- نمیتونم
‫- میتونه توی کل زندیم تاثیر داشته باشه

468
00:25:43,912 --> 00:25:45,781
‫نمیتونم بهت سرنخ عاشقونه بدم الکس

469
00:25:46,731 --> 00:25:47,857
‫شرمنده

470
00:25:48,842 --> 00:25:50,251
‫بس کن دیگه

471
00:25:58,151 --> 00:26:01,522
‫مشکلی نداره ، عادت کردم که بهم مشورت ندی دیگه

472
00:26:05,200 --> 00:26:08,007
‫ولی میدونی ، بازم آخرش کمک میکنی

473
00:26:08,449 --> 00:26:11,594
‫با اون روش غیز مستقیم دیوونه کنندت

474
00:26:17,779 --> 00:26:20,249
‫و وقتی برای جلسش اومد اینجا

475
00:26:20,577 --> 00:26:22,943
‫سعی کن قهوه رو براش سریع بریزی

476
00:26:24,250 --> 00:26:26,400
‫چون عاشق کفه رو قهوس

477
00:26:28,842 --> 00:26:35,200
‫WwW.Forum.TvCenter.Co
‫:. JaVaD .:..

