1
00:00:01,000 --> 00:00:03,288
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,960 --> 00:00:07,244
‫،استاد با شاگردش ازدواج میکنه
‫این که مسأله ی مهمی نیست.

3
00:00:07,296 --> 00:00:08,920
‫واقعا اشتباهه؟

4
00:00:08,963 --> 00:00:14,168
‫بذار بگیم من درمان "لورا" رو متوقف کردم.
‫مطمئنا بعد از ۱۸ ماه که گذشت...

5
00:00:14,217 --> 00:00:18,427
‫- هیچ بازه ی زمانی مشخصی وجود نداره.
‫- ولی باید یه بهونه ای پیدا بشه که به وکیلا بگیم.

6
00:00:18,470 --> 00:00:21,754
‫بحث قانون نیست، این یه بحث اخلاقی ـه.

7
00:00:21,805 --> 00:00:24,093
‫چیزی ـه که با خودت حمل میکنی.

8
00:00:24,140 --> 00:00:28,218
‫- خیلی‌ها هستن که مخالفن.
‫- پس برو پیش همونا.

9
00:00:28,268 --> 00:00:31,766
‫واقعا سخته وقتی باهاش تنها میشم، میدونی؟

10
00:00:31,812 --> 00:00:34,100
‫و اون ازم می‌پرسه...

11
00:00:34,147 --> 00:00:38,309
‫خواهش میکنم راستشو بگو".
‫".خواهش میکنم بگو چه حسی داری

12
00:00:39,735 --> 00:00:41,561
‫ولی من نمیتونم...

13
00:00:42,653 --> 00:00:45,771
‫پاول، باید بگی.

14
00:00:45,822 --> 00:00:48,110
‫عاشقشم.

15
00:01:17,094 --> 00:01:24,344
‫:Blue August:..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

16
00:01:39,067 --> 00:01:41,272
‫- سلام. بفرمایین، بفرمایین.
‫- سلام.

17
00:01:41,319 --> 00:01:43,441
‫- سلام.
‫- سلام کیت، پاول.

18
00:01:43,487 --> 00:01:47,020
‫- سلام کیت.
‫- سلام.

19
00:01:49,116 --> 00:01:51,107
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- منم همینطور.

20
00:01:51,159 --> 00:01:55,486
‫- تو قبلا اینجا بودی، درسته؟
‫- چند سال پیش بود.

21
00:01:55,537 --> 00:01:58,904
‫راستش فکر کنم آرژانتین بود.

22
00:01:58,956 --> 00:02:01,706
‫اوه، کنفرانس موسسه بود.

23
00:02:01,749 --> 00:02:04,998
‫بله. درسته. درسته.

24
00:02:05,043 --> 00:02:07,711
‫- عالی به نظر میای.
‫- ممنونم، تو هم همینطور.

25
00:02:07,753 --> 00:02:09,412
‫اوه، خوبه...

26
00:02:12,590 --> 00:02:15,080
‫- اتاق قشنگی‌ـه.
‫- ممنونم.

27
00:02:15,134 --> 00:02:18,833
‫یه سری تغییرات دادم تو اتاق ولی
‫نمیدونم تا چه حد راحت باشه.

28
00:02:18,886 --> 00:02:22,752
‫با خودم گفتم چند ساعت در روز بنویسم...

29
00:02:22,805 --> 00:02:25,295
‫پاول بهت گفته من بازنشسته شدم؟

30
00:02:26,475 --> 00:02:28,763
‫نه. نه. پاول چیزی نگفته.

31
00:02:30,894 --> 00:02:35,020
‫- ولی نویسندگی... عالیه.
‫- همینطوره.

32
00:02:36,773 --> 00:02:40,555
‫منم بعضی وقتا فکر کردم
‫از دستم کار بکشم، ولی...

33
00:02:40,609 --> 00:02:43,727
‫ولی هیچ وقت جرأتشو نداشتم.

34
00:02:46,530 --> 00:02:47,988
‫خب...

35
00:02:49,699 --> 00:02:53,197
‫داشتن جلسات مداوم با پاول یه ذره غیرعادی‌ـه...

36
00:02:53,243 --> 00:02:55,151
‫و بعدشم دیدن هردوتون.

37
00:02:55,203 --> 00:02:58,985
‫فکر کردم اگه هممون تصمیم بگیریم که یه جوری
‫به رویکرد مشخصی برسیم ممکنه مفید باشه.

38
00:02:59,039 --> 00:03:03,498
‫من... فکر کنم وقتی زنگ زدم بهت گفتم
‫که این پیشنهاد کیت بوده.

39
00:03:03,542 --> 00:03:05,533
‫گفتی.

40
00:03:05,535 --> 00:03:08,109
‫خب، من فکر نکنم باهاش موافق باشم.

41
00:03:08,945 --> 00:03:09,664
‫چرا؟

42
00:03:09,682 --> 00:03:13,121
‫خب، من و تو هنوز نکته های مبهمی رو با هم داریم.

43
00:03:13,174 --> 00:03:16,127
‫درسته. همینطوره.

44
00:03:16,176 --> 00:03:19,674
‫ولی فکر کنم اگه یه سری دستورالعمل ها رو
‫رعایت کنیم مشکلی پیش نیاد.

45
00:03:19,720 --> 00:03:22,210
‫فکر میکردم بتونیم سه جلسه
‫با هم داشته باشیم...

46
00:03:22,263 --> 00:03:26,638
‫یه ارزیابی مجدد و بعدش
‫تصمیم بگیریم به کجا برسیم.

47
00:03:26,683 --> 00:03:28,639
‫قبوله؟

48
00:03:28,684 --> 00:03:30,343
‫آره، قبوله.

49
00:03:32,770 --> 00:03:35,769
‫چی باعث شد تصمیم بگیرین بیاین اینجا؟

50
00:03:39,733 --> 00:03:42,519
‫پاول، تو گفتی که این
‫پیشنهاد کیت بوده.

51
00:03:42,569 --> 00:03:45,485
‫ولی خودتم باهاش اومدی.

52
00:03:45,529 --> 00:03:49,904
‫فکر کنم در مورد رفتن کیت به رُم
‫بهت گفتم و...

53
00:03:51,075 --> 00:03:52,948
‫اینکه اونجا با کسی بوده.

54
00:03:52,993 --> 00:03:55,992
‫اون... برگشت و...

55
00:03:56,036 --> 00:03:58,526
‫گفت که با اون یارو تموم کرده...

56
00:03:58,580 --> 00:04:04,782
‫و من فکر میکنم هردومون این حس رو داریم
‫"که "خب، حالا چیکار کنیم؟

57
00:04:05,293 --> 00:04:11,411
‫کیت خواست درموردش حرف بزنیم و من نتونستم.
‫خیلی عصبانی بودم.

58
00:04:11,464 --> 00:04:15,330
‫میدونم تو مشاوره ی زوجین
‫سعی میکنی هیچ کدوم از طرفین رو سرزنش نکنی...

59
00:04:15,383 --> 00:04:19,213
‫،و منم همیشه اینو به مریضام میگم
‫انگار که ساده ترین کارـه.

60
00:04:19,261 --> 00:04:21,751
‫حالا اینجام و...

61
00:04:23,680 --> 00:04:26,252
‫نمیتونم دست از سرزنش کردن بردارم.

62
00:04:26,307 --> 00:04:30,718
‫از لحاظ منطقی اینو میدونم که
‫منم یه طرف قضیه هستم ولی...

63
00:04:31,519 --> 00:04:36,262
‫،تو گفتی که نمی‌تونستی با کیت حرف بزنی
‫پس اونم از احساست خبر نداره.

64
00:04:36,314 --> 00:04:40,180
‫خب، فکر کنم خودش میدونه
‫که بهم آسیب رسونده...

65
00:04:40,233 --> 00:04:42,059
‫عمیقا...

66
00:04:42,110 --> 00:04:44,066
‫و اینکه...

67
00:04:44,111 --> 00:04:46,149
‫اینکه ازش متنفر شدم.

68
00:04:49,073 --> 00:04:50,650
‫میشه به خودش توضیح بدی؟

69
00:04:50,699 --> 00:04:53,236
‫ازت متنفر شدم چون فکر میکنم
‫،برای این کاری که کردی به خودت حق میدادی

70
00:04:53,284 --> 00:04:55,275
‫اینکه معنی کارت این بود که خودم باعثش شدم.

71
00:04:55,327 --> 00:04:56,737
‫نتونستم باهاش کنار بیام.

72
00:04:56,787 --> 00:05:00,320
‫هر لحظه، موجی از عصبانیت و باخت
‫بهم هجوم می‌آورد...

73
00:05:00,372 --> 00:05:02,660
‫چرا؟ چرا باخت؟

74
00:05:02,707 --> 00:05:05,623
‫چون واقعا نمیدونم بتونم
‫اونو ببخشم یا نه.

75
00:05:05,668 --> 00:05:07,825
‫زوج هایی رو دیدم که این موضوع رو
‫،پشت سر میذارن

76
00:05:07,877 --> 00:05:11,327
‫ولی، درحال حاضر؛ اصلا نمیدونم
‫چطوری تونستن ازش بگذرن.

77
00:05:11,380 --> 00:05:13,087
‫به هر حال، اون سه شنبه برگشت.

78
00:05:13,131 --> 00:05:16,333
‫،و من گفتم
‫"خب، من باید از خونه برم؟"

79
00:05:16,383 --> 00:05:20,545
‫اون گفت این چیزی نبود که میخواسته و...

80
00:05:25,598 --> 00:05:27,673
‫خودت بگو.

81
00:05:29,017 --> 00:05:32,965
‫خب، من فقط ازش پرسیدم
‫چرا نتونسته درمورد همه ی اینا...

82
00:05:33,020 --> 00:05:36,850
‫،با من حرف بزنه، میدونی که
‫همه ی اتفاقایی که افتاده.

83
00:05:36,897 --> 00:05:38,805
‫میتونی به سوالش جواب بدی، پاول؟

84
00:05:38,857 --> 00:05:41,394
‫من فقط گفتم...
‫نتونستم.

85
00:05:42,401 --> 00:05:44,855
‫به مریضام میگم داشتن یکی که بهتون خیانت میکنه...

86
00:05:44,903 --> 00:05:46,480
‫مثل غم از دست دادن یه عزیزـه.

87
00:05:46,529 --> 00:05:49,564
‫،ولی از دست دادن کسی که شریک زندگیتون ـه
‫--کسی که آینه ای از شخصیت خودتون ـه

88
00:05:49,615 --> 00:05:52,318
‫این مثل از دست دادن یکی ـه که عاشقشی.

89
00:05:53,993 --> 00:05:58,902
‫خب، همش داری حرفایی رو که به بیمارات
‫،میزنی به ما میگی

90
00:05:58,954 --> 00:06:01,657
‫ولی در عین حال درمورد غم مخصوص به خودت حرف میزنی...

91
00:06:01,706 --> 00:06:04,243
‫خشمی که داری، احساس بازندگی.

92
00:06:04,291 --> 00:06:06,282
‫انگار خیلی داری خودتو کنترل میکنی.

93
00:06:06,334 --> 00:06:08,409
‫چیه، میخواین یه چیزی خراب کنم؟

94
00:06:08,461 --> 00:06:10,749
‫اونو خفه کنم؟

95
00:06:14,340 --> 00:06:16,082
‫به سختی میتونم بهش نگاه کنم.

96
00:06:16,133 --> 00:06:17,792
‫خیلی...

97
00:06:19,844 --> 00:06:23,176
‫احساس میکنم دارم در هم شکسته میشم، جینا.

98
00:06:25,431 --> 00:06:29,593
‫،باید اینا رو بهت بگم
‫کیت از قبل میدونه...

99
00:06:31,644 --> 00:06:33,885
‫من تو جلسه‌ی مشاوره به یه مریض حمله کردم.

100
00:06:35,438 --> 00:06:36,979
‫یه خلبان.

101
00:06:38,356 --> 00:06:40,928
‫وسط جلسه بهش توپیدم.
‫شکست خوردم.

102
00:06:40,983 --> 00:06:45,477
‫به طور اتفاقی بالا سرش بودم.
‫گرفتمش و تقریبا...

103
00:06:45,528 --> 00:06:47,603
‫تقریبا زدمش.

104
00:06:49,197 --> 00:06:51,272
‫بدجوری از من ترسیده بود.

105
00:06:52,408 --> 00:06:54,814
‫فکر کنم هردومون ترسیدیم.

106
00:06:54,868 --> 00:07:00,655
‫،به هر حال، بعد از اون
‫اولین واکنشم نسبت به کیت بود.

107
00:07:02,165 --> 00:07:04,203
‫،بین جلسه اومد خونه

108
00:07:04,249 --> 00:07:07,367
‫در زد، از رم برگشته بود.

109
00:07:09,461 --> 00:07:12,579
‫بیرون دفتر صداشو شنیدم و بعد...

110
00:07:15,966 --> 00:07:18,041
‫چیه؟

111
00:07:19,135 --> 00:07:22,585
‫من نباید درمورد یه بیمار
‫با کیت حرف بزنم.

112
00:07:24,597 --> 00:07:28,130
‫نمیتونی درمورد مریضی که
‫داره جاسوسیمو میکنه با من حرف بزنی؟

113
00:07:30,601 --> 00:07:33,517
‫اون همه ی این کارا رو کرد، تحقیق کرد...

114
00:07:33,561 --> 00:07:36,181
‫در مورد کیت و...

115
00:07:36,230 --> 00:07:38,056
‫درمورد پدرم.

116
00:07:38,106 --> 00:07:40,809
‫میدونست کیت با یکی ایتالیا بوده...

117
00:07:42,317 --> 00:07:45,233
‫با یه مرد دیگه... اون...

118
00:07:45,278 --> 00:07:47,020
‫بهم طعنه میزد.

119
00:07:47,070 --> 00:07:49,192
‫- چطوری فهمیده بود؟
‫- تماس گرفته بود.

120
00:07:49,239 --> 00:07:53,317
‫همونایی که منو بهش معرفی کردن.
‫نمیدونم کیا بودن.

121
00:07:53,366 --> 00:07:55,488
‫به هر حال، مسأله این نیست.

122
00:07:55,535 --> 00:07:59,780
‫،به جای حل کردن مسأله
‫بهش پریدم و...

123
00:08:00,872 --> 00:08:03,907
‫و...
‫اون شب موقع خواب بهش فکر کردم.

124
00:08:03,957 --> 00:08:06,281
‫یه ماه به خودم استراحت بدم؟
‫یا سه ماه؟

125
00:08:06,334 --> 00:08:09,287
‫شاید بهتره یه سال کارم رو ول کنم.
‫شاید...

126
00:08:09,336 --> 00:08:13,284
‫شاید دیگه کارم به آخر رسیده.

127
00:08:15,048 --> 00:08:17,798
‫- و این تقصیر من‌ـه؟
‫- چی؟

128
00:08:17,842 --> 00:08:21,624
‫،اون مریض وحشت زده ـت
‫اونم تقصیر من‌ـه؟

129
00:08:21,678 --> 00:08:24,796
‫راستش، همین منو به فکر انداخت
‫که چقدر... بهت نیاز دارم.

130
00:08:27,265 --> 00:08:28,295
‫- واقعا؟
‫- آره.

131
00:08:28,349 --> 00:08:32,511
‫به تو، بچه ها، خونه احتیاج دارم.
‫به هر جای دیگه ای که بتونم...

132
00:08:32,560 --> 00:08:35,429
‫که... چی؟ صبر کن.
‫هر جای دیگه؟

133
00:08:37,355 --> 00:08:39,892
‫اوه، پاول...

134
00:08:39,940 --> 00:08:43,058
‫کاملا مطمئنم که ما هر کدوم
‫موقعیت خودمون رو در نظر گرفتیم.

135
00:08:47,737 --> 00:08:50,405
‫ببخشید. ریتم کار چطوریه؟

136
00:08:50,447 --> 00:08:52,771
‫- الان نوبت ماست؟ میشه...
‫- البته.

137
00:08:52,824 --> 00:08:54,981
‫هر طور راحتین.

138
00:08:59,245 --> 00:09:01,782
‫ببین، همیشه برام خیلی سخت بوده...

139
00:09:01,830 --> 00:09:05,032
‫که احساسم رو توصیف کنم.

140
00:09:10,378 --> 00:09:13,710
‫وقتی بچه دار میشی، خب؟

141
00:09:13,755 --> 00:09:15,996
‫دراز میکشی یه جایی...

142
00:09:16,048 --> 00:09:18,336
‫رو تخت بیمارستان و...

143
00:09:19,509 --> 00:09:23,208
‫و به چیزی نیاز نداری... نمیخوای چیزی بدونی...

144
00:09:23,262 --> 00:09:27,210
‫با کسی چیزی سهیم بشی، بررسیش کنی
‫و درموردش حرف بزنی...

145
00:09:29,308 --> 00:09:32,592
‫تنها چیزی که میخوای بدونی
‫اینه که تنها نیستی...

146
00:09:32,643 --> 00:09:35,097
‫و اینکه شوهرت کنارت ـه.

147
00:09:37,688 --> 00:09:40,557
‫ولی اینکه سعی کنی به شوهرت بفهمونی...

148
00:09:40,607 --> 00:09:43,144
‫دقیقا چه احساسی از داشتن بچه داری...

149
00:09:43,192 --> 00:09:45,183
‫غیر ممکنه.

150
00:09:45,235 --> 00:09:47,725
‫یکی از دوستام یه بار بهم گفت...

151
00:09:47,779 --> 00:09:49,984
‫"،یه چتر بردار، فرو کن تو کون شوهرت"

152
00:09:50,030 --> 00:09:51,571
‫".بازش کن و بکشش"

153
00:09:51,615 --> 00:09:54,365
‫".اون وقت حساب دستش میاد"

154
00:09:54,408 --> 00:09:57,242
‫پس اینکه یکی چتر بذاره در کونت...

155
00:09:57,285 --> 00:09:59,905
‫چی... اون چتر چیه؟

156
00:09:59,954 --> 00:10:02,360
‫خواهشا منو تجزیه تحلیل نکن.

157
00:10:02,414 --> 00:10:06,031
‫خب، این کاملا یه مقایسه بود.

158
00:10:06,083 --> 00:10:08,121
‫من مریضت نیستم.

159
00:10:08,168 --> 00:10:12,709
‫اون... اون نباید هر حرفی رو که من میزنم
‫تفسیر کنه، مگه نه؟

160
00:10:12,754 --> 00:10:16,999
‫شاید پاول خونه که باشه اینطوری نباشه
‫ولی اینجا هم روانشناس نیست.

161
00:10:17,049 --> 00:10:20,214
‫اینجا مردی ـه که داره با بحران ازدواجش
‫دست و پنجه نرم میکنه.

162
00:10:21,302 --> 00:10:23,970
‫تو خونه روانشناس نیست؟

163
00:10:24,012 --> 00:10:26,087
‫باشه.

164
00:10:31,726 --> 00:10:33,967
‫میشه ادامه بدی، کیت؟

165
00:10:35,061 --> 00:10:39,721
‫وقتی بهم گفتی که به
‫مریضت حمله ور شدی...

166
00:10:39,773 --> 00:10:42,345
‫فکر کردم به خاطر من اینکارو کردی.

167
00:10:42,400 --> 00:10:44,724
‫که خواستی بهم نشون بدی...

168
00:10:44,776 --> 00:10:49,317
‫،که با دیدن ادوارد چه کاری با تو کردم
‫چطوری زندگیتو خراب کردم...

169
00:10:49,363 --> 00:10:51,271
‫خب، کارت خوب بود.

170
00:10:51,322 --> 00:10:54,156
‫تو زندگیمو خراب نکردی.

171
00:10:54,199 --> 00:10:56,689
‫تو بهترین چیز زندگیمی.

172
00:10:57,952 --> 00:11:01,070
‫خب، حس کردم داشتی
‫فیلم بازی میکردی.

173
00:11:07,208 --> 00:11:08,618
‫میدونی، من باورت کردم...

174
00:11:08,668 --> 00:11:13,328
‫وقتی بهم گفتی دیگه ادوارد رو نبینم
‫منم همینکارو کردم.

175
00:11:13,379 --> 00:11:15,454
‫ولی وقتی اینجا می‌شینی و بهم میگی...

176
00:11:15,506 --> 00:11:18,209
‫من بهترین چیز زندگیتم...

177
00:11:19,842 --> 00:11:21,466
‫اینو باورم نمیشه.

178
00:11:24,762 --> 00:11:27,465
‫و همین خیلی ناراحتم میکنه.

179
00:11:30,433 --> 00:11:32,757
‫و اون طوری که بعضی وقتا باهام حرف میزنی...

180
00:11:32,809 --> 00:11:35,014
‫یعنی، همون موقع که ازت می‌پرسیدم...

181
00:11:35,061 --> 00:11:38,891
‫"منو دوست داری؟"
‫و تو بهم گفتی...

182
00:11:38,938 --> 00:11:41,344
‫بهم نگاه کردی و گفتی...

183
00:11:41,398 --> 00:11:42,428
‫آره"...

184
00:11:42,483 --> 00:11:43,597
‫".فعلا

185
00:11:43,650 --> 00:11:45,725
‫این... این یه شوخی ـه.

186
00:11:45,777 --> 00:11:48,693
‫خب، این چه جور شوخی ـه؟

187
00:11:49,696 --> 00:11:52,268
‫وقتی یکی ازت میپرسه دوستش داری...

188
00:11:52,323 --> 00:11:55,276
‫فکر نمیکنی اون شخص
‫آسیب پذیر باشه؟

189
00:11:55,325 --> 00:11:56,783
‫شاید یه کم احساس ناامنی کنه؟

190
00:11:56,826 --> 00:12:01,285
‫به یه اطمینان نیاز داشته باشه؟
‫هرحرفی که میزنیم یه معنی داره." حرف خودته".

191
00:12:01,329 --> 00:12:03,653
‫ولی از همه ی حرفامون که
‫منظوری نداریم.

192
00:12:03,706 --> 00:12:06,622
‫کدومش؟
‫اینطوری برات راحت ـه، مگه نه؟

193
00:12:08,709 --> 00:12:10,499
‫از همه ی حرفامون منظوری نداریم، باشه.

194
00:12:10,544 --> 00:12:13,662
‫چون من خیلی از حرفایی رو که تو میزنی
‫باور نمیکنم.

195
00:12:16,047 --> 00:12:17,955
‫یعنی، جینا بهش اشاره کرد.

196
00:12:18,007 --> 00:12:20,164
‫"،گفتی، "من صدمه دیدم
‫ولی به نظر میومد...

197
00:12:20,217 --> 00:12:24,165
‫انگار داشتی از رو یه کتاب روانشناسی یا
‫همچین چیزی حرف میزدی.

198
00:12:24,220 --> 00:12:27,753
‫چطور بهم نیاز داری؟
‫تو به من نیازی نداری...

199
00:12:27,805 --> 00:12:30,508
‫من که باورم نمیشه.

200
00:12:33,393 --> 00:12:37,768
‫میدونی، وقتی من و پاول
‫اولین بار همدیگه رو دیدیم...

201
00:12:39,605 --> 00:12:42,937
‫نمی‌تونستم بفهمم چرا
‫منو انتخاب کرده.

202
00:12:44,901 --> 00:12:48,019
‫واقعا... هیچوقت تجربه ای با هیچکس نداشتم.

203
00:12:49,153 --> 00:12:52,734
‫تا اون روز، همیشه احساس...

204
00:12:52,781 --> 00:12:54,938
‫نامرئی بودن می‌کردم.

205
00:12:54,991 --> 00:12:58,572
‫و همینطور...
‫اینکه...

206
00:12:58,618 --> 00:13:01,368
‫این تصور هیجان انگیز جدید بود...

207
00:13:01,412 --> 00:13:04,862
‫که... آدما از گفتنش پرهیز میکنن...

208
00:13:04,914 --> 00:13:08,531
‫اینکه یه مفهوم دیگه هم وجود داره
‫،و اون مفهوم مخفی بودن ـه

209
00:13:08,584 --> 00:13:11,583
‫که باعث بشه هرچیزی نیاز به
‫تفسیر داشته باشه.

210
00:13:11,627 --> 00:13:15,290
‫پس، هر حرفی که زدم اهمیت داشته...

211
00:13:15,338 --> 00:13:18,456
‫چون اون همیشه سخت
‫تلاش میکرد منو بفهمه.

212
00:13:21,843 --> 00:13:26,468
‫و واقعا هم اولین کسی بود که
‫منو درک میکرد.

213
00:13:26,513 --> 00:13:28,172
‫و من...

214
00:13:36,269 --> 00:13:38,142
‫ممنون.

215
00:13:41,439 --> 00:13:44,189
‫و یادمه احساس میکردم...

216
00:13:44,233 --> 00:13:47,435
‫به خاطر اینا ازش سپاسگزارم.

217
00:13:48,236 --> 00:13:50,642
‫خب، شوک سنگینی بود برام...

218
00:13:50,696 --> 00:13:53,020
‫که فهمیدم مشکل من نبودم.

219
00:13:53,073 --> 00:13:56,820
‫داشته... داشته درواقع منو بازی میداده.

220
00:13:58,159 --> 00:13:59,652
‫یعنی، مشکل اون، خودش بود.

221
00:14:01,120 --> 00:14:03,989
‫چون راستش تو منو درک نمیکنی.

222
00:14:04,038 --> 00:14:07,571
‫،درک کردن من یه مفهوم تفسیر نشده نیست
‫ناخودآگاه نیست.

223
00:14:07,624 --> 00:14:11,490
‫خوندن یه مطلب درمورد اشعه ی ایکس نیست.
‫میدونی؟ این...

224
00:14:11,544 --> 00:14:15,457
‫یه چیز بالینی ـه که تو...

225
00:14:15,505 --> 00:14:18,042
‫و این بدتره چون ازش علیه خودم استفاده میکنی.

226
00:14:18,090 --> 00:14:21,125
‫فکر میکنی میدونی من چه منظوری دارم
‫قبل از اینکه خودم بدونم...

227
00:14:21,175 --> 00:14:23,250
‫و چه استدلالی براش بیارم؟

228
00:14:23,302 --> 00:14:25,626
‫،به خاطر همینه که ازدواجمون رو زیر پا گذاشتم

229
00:14:25,678 --> 00:14:30,552
‫مجبورم همه چی رو به ده روش مختلف مرور کنم.
‫نمی‌تونم فقط به ظاهر هرچیزی اهمیت بدم.

230
00:14:30,598 --> 00:14:32,755
‫هیچی آسون نیست. هیچوقت هیچی آسون نیست.

231
00:14:32,808 --> 00:14:35,926
‫منتفرم. متنفرم از چیزی که شدم.

232
00:14:37,561 --> 00:14:39,599
‫یه مریض که با دکترش ازدواج کرده.

233
00:14:39,646 --> 00:14:44,389
‫خب، به عنوان کسی که داشت می‌پرسید...

234
00:14:44,441 --> 00:14:47,891
‫چطوری همه ی این اتفاقا افتاده...

235
00:14:47,944 --> 00:14:49,935
‫باید بگم خیلی خوب داری فیلم بازی میکنی.

236
00:14:49,987 --> 00:14:51,943
‫کوتاه بیا.

237
00:14:54,323 --> 00:14:57,940
‫من اینجا نیومدم که تو
‫به شاهکار من نمره بدی.

238
00:14:59,618 --> 00:15:03,780
‫کیت، میشه برای پاول توضبح بدی
‫چرا ادوارد رو می‌دیدی؟

239
00:15:05,664 --> 00:15:07,786
‫نمیخوام توضیح بدم.

240
00:15:07,832 --> 00:15:09,206
‫نمیخوای؟

241
00:15:09,250 --> 00:15:11,158
‫نه، دقیقا منظورم همینه.

242
00:15:11,210 --> 00:15:13,878
‫چرا باید برای هرکاری توضیح داد؟

243
00:15:13,920 --> 00:15:17,334
‫،بعضی وقتا نمیدونم
‫بعضی وقتا هم نمیخوام بدونم.

244
00:15:24,219 --> 00:15:25,760
‫،باشه. از اولش میگم

245
00:15:25,803 --> 00:15:29,135
‫زندگیم هیجان داشت.

246
00:15:32,099 --> 00:15:35,098
‫طوری بود که وقتی صبح از خواب بیدار میشدم...

247
00:15:35,143 --> 00:15:38,059
‫بدون اینکه برنامه ای داشته باشم
‫،یه کاری انجام میدادم

248
00:15:38,103 --> 00:15:40,427
‫حتی نمیدونستم از پسش برمیام
‫یا نه.

249
00:15:40,480 --> 00:15:42,886
‫قبل از آشنایی با پاول همچین آدمی بودم.

250
00:15:44,024 --> 00:15:47,972
‫،و یه جایی تو این مسیر
‫اون بخش از من...

251
00:15:48,027 --> 00:15:50,730
‫مُرد، یا چه میدونم، خفه شد.

252
00:15:53,072 --> 00:15:57,649
‫چیزی که سعی میکنم بفهمم اینه که
‫چرا نمیتونم به خودم اعتماد کنم...

253
00:15:57,700 --> 00:16:01,399
‫که بشم همون آدمی که هستم
‫و باهاش زندگی کنم؟

254
00:16:01,453 --> 00:16:04,025
‫،خب، فقط چون نگاه نمیکنی

255
00:16:04,079 --> 00:16:07,826
‫دلیل نمیشه که هیچی جلو چشمت نباشه.

256
00:16:07,874 --> 00:16:09,830
‫خیلی پرمعنا بود حرفت.

257
00:16:09,875 --> 00:16:13,456
‫- هنوزم یه دلیلی هست که چرا تو...
‫- میشه تمومش کنی لطفا؟

258
00:16:13,503 --> 00:16:18,708
‫دوست ندارم برای هر حرفی که میزنم
‫یه تفسیر روشنفکرانه داشته باشی.

259
00:16:25,010 --> 00:16:27,713
‫اینکارو کردم چون یه چیزی حس کردم.

260
00:16:28,888 --> 00:16:31,378
‫چی رو حس کردی؟

261
00:16:33,600 --> 00:16:35,473
‫حس خواستن.

262
00:16:38,853 --> 00:16:42,303
‫منظورم اینه که، ازم میخوای بهت بگم
‫که میخوامت؟

263
00:16:42,356 --> 00:16:44,312
‫آره. میخوامت.
‫به خاطر همین اینجام.

264
00:16:44,357 --> 00:16:47,060
‫خب... بالاخره باور میکنی.

265
00:16:47,860 --> 00:16:51,903
‫پاول، حس میکنی به یه شاهد احتیاج داری
‫که عشقت رو به کیت تایید کنه؟

266
00:16:53,113 --> 00:16:55,104
‫ممنون.

267
00:16:55,156 --> 00:16:58,819
‫،ممنونم...ببخشید
‫ولی همش تصویر بیل کلینتون...

268
00:16:59,868 --> 00:17:03,282
‫توی یه فیلم یادم میاد.

269
00:17:03,329 --> 00:17:07,407
‫جلوی دوربین ها می‌ایسته و
‫سرسختانه با انگشتش اشاره میکنه و میگه...

270
00:17:07,456 --> 00:17:10,242
‫".من با این زن رابطه ی جنسی نداشتم"

271
00:17:10,292 --> 00:17:12,367
‫عجب مقایسه ای!

272
00:17:15,504 --> 00:17:18,587
‫میدونی، من نمیتونم از چیزی
‫،خیلی دفاع کنم

273
00:17:18,631 --> 00:17:23,006
‫چون رفتار سرد من
‫کاملا واضح بود...

274
00:17:23,050 --> 00:17:25,041
‫ولی از طرف دیگه...

275
00:17:25,094 --> 00:17:28,047
‫،اگه احساساتم رو بروز نمیدم
‫به خاطر چیز دیگه‌ست.

276
00:17:28,096 --> 00:17:32,139
‫کافیه. شاید هم
‫هیچی نداری که بتونی بهم بگی.

277
00:17:33,224 --> 00:17:35,927
‫انگار باید اینو از تو شکمم حس کنم
‫و باورش کنم.

278
00:17:35,976 --> 00:17:38,014
‫- و حس نمیکنی.
‫- نه. نمیکنم.

279
00:17:42,064 --> 00:17:44,636
‫یادت میاد؟

280
00:17:44,690 --> 00:17:47,393
‫یادت میاد میل به خواسته شدن
‫چه حسی داره؟

281
00:17:48,401 --> 00:17:52,776
‫اینکه واقعا یکی باشه که بخوادت؟
‫این چیزی نیست که به عنوان یه تجربه‌ی کاری درنظر بگیریش.

282
00:17:52,821 --> 00:17:57,398
‫بحثی نیست که لازم باشه منو قانع کنی.
‫این فقط...

283
00:17:58,116 --> 00:18:02,776
‫این یه جور جبر ـه که باید...
‫باید تاوانش پس داده بشه.

284
00:18:05,872 --> 00:18:08,160
‫چیه؟ چی شد؟...

285
00:18:09,332 --> 00:18:11,205
‫چیه؟

286
00:18:17,463 --> 00:18:21,329
‫من چی گفتم؟ چه خبره؟

287
00:18:28,220 --> 00:18:31,006
‫میدونی... میدونی واگذاری یعنی چی؟

288
00:18:33,599 --> 00:18:36,468
‫یه... یه وقتایی یه بیمار
‫نسبت به درمانگرش احساسی داره...

289
00:18:36,518 --> 00:18:39,304
‫که اینطوری، به هم جذب میشن...

290
00:18:39,353 --> 00:18:42,436
‫مثل رابطه ای که بیمارها با والدینشون دارن.

291
00:18:42,480 --> 00:18:45,396
‫اونا ویژگی های درمانگرشون رو
‫که اصلا وجود نداره...

292
00:18:45,441 --> 00:18:49,519
‫به شکل اغراق آمیزی بزرگنمایی میکنن.

293
00:18:52,654 --> 00:18:55,570
‫،و بعد وقتی جرأتشو پیدا کردن

294
00:18:55,614 --> 00:19:00,239
‫به درجه ای اطمینان و احساس امنیت میرسن
‫که فکرشون رو با درمانگرشون درمیون میذارن...

295
00:19:00,284 --> 00:19:04,114
‫و تا یه مدتی...

296
00:19:04,162 --> 00:19:08,324
‫ممکنه احساساتی رو تجربه کنن....

297
00:19:08,373 --> 00:19:10,863
‫که طی اون توهماتشون نسبت به درمانگرشون...

298
00:19:10,916 --> 00:19:13,406
‫کاملا واقعی به نظر میاد.

299
00:19:21,882 --> 00:19:23,589
‫کردیش؟

300
00:19:25,718 --> 00:19:27,425
‫چی؟

301
00:19:28,679 --> 00:19:33,304
‫همینو میخوای بگی؟
‫داری میگی با یه مریض خوابیدی؟

302
00:19:33,349 --> 00:19:36,633
‫نه. من اینو...

303
00:19:36,684 --> 00:19:39,802
‫ازم پرسیدی آیا حس کردم که کسی
‫تمایلی نسبت به من داره.

304
00:19:39,853 --> 00:19:43,766
‫منم دارم میگم آره، بیمارایی دارم
‫که نشون دادن نسبت به من احساساتی دارن.

305
00:19:43,814 --> 00:19:46,897
‫فقط من تا رم پرواز نمیکنم
‫تا بکنمشون.

306
00:19:46,941 --> 00:19:50,059
‫تو درمان همیشه از این اتفاقا می‌افته.

307
00:19:54,321 --> 00:19:58,234
‫- برای تو اتفاق افتاده؟
‫- آره. افتاده.

308
00:19:58,282 --> 00:20:00,487
‫با جینا درموردش حرف زدم.

309
00:20:00,534 --> 00:20:04,577
‫واقعا برام مهمه که احساساتم رو
‫،با یه روانپزشک دیگه مطرح کنم

310
00:20:04,620 --> 00:20:07,489
‫،پس اونا مانع من نیستن
‫،و منم میتونم کارمو بکنم

311
00:20:07,539 --> 00:20:11,831
‫چون بعدش دیگه اونا من و
‫ازدواجم رو نابود نمیکنن.

312
00:20:11,875 --> 00:20:13,534
‫این...

313
00:20:14,585 --> 00:20:19,578
‫خیلی خوب، پس دقیقا این خانم چه حسی
‫رو در تو تحریک کرده؟

314
00:20:27,302 --> 00:20:29,377
‫اون چی بهت گفت؟

315
00:20:30,304 --> 00:20:33,173
‫کیت، فقط پاول میتونه جواب بده.

316
00:20:36,809 --> 00:20:39,512
‫اشکالی نداره، مجبور نیست.

317
00:20:46,816 --> 00:20:50,479
‫به خاطر همینه به یه جور
‫بهونه نیاز داشت تا...

318
00:20:50,527 --> 00:20:53,017
‫تعهدات من رو زیرسوال ببره.

319
00:20:53,862 --> 00:20:58,569
‫،این همون انگشتی ـه که نشونه میگیره
‫".من با این زن رابطه‌ی جنسی نداشتم"

320
00:20:58,616 --> 00:21:00,442
‫- البته که نداشتم.
‫- مهم نیست.

321
00:21:00,492 --> 00:21:06,279
‫،چیزی نیست. اگه چیزی بود
‫اینجا مطرح نمیکردی.

322
00:21:06,329 --> 00:21:10,028
‫اگه چندتا بیمار با یه
‫حس شکست احمقانه...

323
00:21:13,918 --> 00:21:18,329
‫داری میگی عاشق یکی از
‫مریضات شدی...

324
00:21:18,379 --> 00:21:20,869
‫که داری درمانش میکنی؟

325
00:21:25,050 --> 00:21:26,876
‫ببین، تو هم یه شریک جنسی داری...

326
00:21:26,927 --> 00:21:30,508
‫نباید نقش یه همسر عصبانی رو بازی کنی.

327
00:21:30,554 --> 00:21:32,795
‫،اون شریک جنسی نیست
‫خودتم اینو میدونی.

328
00:21:32,847 --> 00:21:36,096
‫- هرکی که هست.
‫- ممنون به خاطر یه شوخی احمقانه و ناراحت کننده‌ی دیگه.

329
00:21:36,141 --> 00:21:41,134
‫حق ندارم نقش یه زن عصبانی رو بازی کنم؟
‫درمورد چند هفته‌ی آخر چی؟

330
00:21:41,187 --> 00:21:45,930
‫مثل یه آدم بیگناه رفتار میکردی و تمام این مدت
‫داشتی با یه بیمار لاس میزدی.

331
00:21:45,982 --> 00:21:48,472
‫راستش، بذار حدس بزنم. اون کیه؟

332
00:21:48,525 --> 00:21:51,097
‫همون دختری که مشکل بی پدری داشت؟

333
00:21:51,152 --> 00:21:53,724
‫باباش مُرده؟
‫وقتی ۱۲ سالش بوده ترکش کرده؟

334
00:21:53,779 --> 00:21:56,067
‫اون عاشق این جور آدماست. مطمئنم.

335
00:21:56,947 --> 00:22:00,149
‫- چند سالشه؟
‫- چه جور آدمی، کیت؟

336
00:22:00,200 --> 00:22:03,817
‫،دخترایی با مشکلات مشخص

337
00:22:03,869 --> 00:22:07,402
‫،هلوهایی که یه کوچولو با بابایی‌شون مشکل دارن
‫و اونم میتونه احساساتشون رو قلقلک بده.

338
00:22:07,455 --> 00:22:09,114
‫این فقط خیالبافی ـه، همین.

339
00:22:09,164 --> 00:22:11,950
‫شایدم یه خرده بیشتر از
‫خیالبافی...

340
00:22:11,999 --> 00:22:15,034
‫ببین، میخوام همه چی رو روشن کنم.

341
00:22:15,085 --> 00:22:17,160
‫حالا می‌بینی.

342
00:22:18,712 --> 00:22:22,922
‫دلیل اینکه این حرفو بهت زدم
‫اینه که میخوام تمومش کنم.

343
00:22:24,008 --> 00:22:26,379
‫خب...

344
00:22:26,426 --> 00:22:29,959
‫چی رو تموم کنی؟
‫میخوای دست از کردن مریضات برداری؟

345
00:22:30,012 --> 00:22:31,968
‫- چطوری تمومش میکنی؟
‫- نمیدونم.

346
00:22:32,013 --> 00:22:36,472
‫ولی شاید بتونیم مثل زوجی رفتار کنیم
‫که واقعا میخوایم با هم باشیم.

347
00:22:41,812 --> 00:22:43,803
‫شاید خودت بتونی برای کیت توضیح بدی.

348
00:22:43,855 --> 00:22:48,314
‫،اینکه چه تجربه ای با این بیمار داشتی
‫مثل رابطه ی کیت و ادوارد.

349
00:22:48,358 --> 00:22:50,812
‫ببین، نمیتونی...

350
00:22:50,860 --> 00:22:52,768
‫نمیتونی مقایسه کنی.

351
00:22:53,778 --> 00:22:56,647
‫اون با یکی خوابیده.
‫من فقط به خودم اجازه ی یه خیالپردازی رو دادم.

352
00:22:56,697 --> 00:22:59,400
‫همین.
‫هیچ وقت قبول نکردم با اون زن باشم.

353
00:22:59,449 --> 00:23:01,820
‫و مطمئنا... مطمئنا کاری باهاش نداشتم.

354
00:23:01,867 --> 00:23:06,242
‫- ولی داشتی براش می‌مردی.
‫- آره. داشتم می‌مردم ولی نمردم.

355
00:23:08,455 --> 00:23:10,493
‫به هر حال، اون کاملا درمان شد.

356
00:23:10,540 --> 00:23:14,121
‫،فراموش کردم بهت بگم
‫اون دوشنبه دوره ی درمانش کامل شد.

357
00:23:14,167 --> 00:23:18,293
‫خوبه. حالا میتونی بدون نگرانی یا...
‫از دست دادن مجوز درمانت بکنیش.

358
00:23:18,337 --> 00:23:21,502
‫،یا شایدم بخوام ازدواجمون رو نجات بدم
‫،یا هرچیزی که ازش باقی مونده

359
00:23:21,547 --> 00:23:23,503
‫که ظاهرا زیاد امیدی نیست.

360
00:23:23,549 --> 00:23:26,502
‫گفتی دوشنبه؟

361
00:23:26,551 --> 00:23:29,254
‫- دوشنبه؟
‫- دوشنبه، بله.

362
00:23:31,513 --> 00:23:35,295
‫به خاطر همین بود که دوشنبه با مکس نرفتی؟

363
00:23:35,348 --> 00:23:40,091
‫چون نمیخواستی جلسه‌ت رو با اون دختر
‫از دست بدی؟ واقعا؟

364
00:23:42,353 --> 00:23:46,349
‫مکس، اون کلی مشکل تو مدرسه پیدا کرده و...

365
00:23:46,398 --> 00:23:48,888
‫یه جلسه با معلمهاش برگزار شد...

366
00:23:48,941 --> 00:23:51,691
‫و پاول برنامه‌شو ریخته بود چون...

367
00:23:56,405 --> 00:23:59,903
‫میدونستم این وسط یه مشکلی هست.
‫میدونستم.

368
00:23:59,949 --> 00:24:03,316
‫،و همه ی اون سخنرانی هات
‫مقدس مآبی هات...

369
00:24:03,368 --> 00:24:07,743
‫،به شکل خیلی وحشتناکی خسته کننده بود
‫و تمام این مدت...

370
00:24:07,787 --> 00:24:11,653
‫الان همه چی معلوم شد، مگه نه؟
‫با همه ی جزئیات.

371
00:24:12,666 --> 00:24:14,704
‫از کی شروع شد؟

372
00:24:14,751 --> 00:24:17,916
‫،صبر کن...چطور...نه
‫تا چند وقت ادامه داشته؟

373
00:24:17,961 --> 00:24:21,411
‫چی چند وقت ادامه داشته؟
‫بهت گفتم هیچ اتفاقی نیفتاده.

374
00:24:21,464 --> 00:24:24,298
‫من میگم چقدر.
‫از یک سال پیش شروع شد، نه؟

375
00:24:24,341 --> 00:24:26,083
‫- درست میگم؟
‫- خدایا.

376
00:24:26,133 --> 00:24:29,382
‫- چه اتفاقی برای ما افتاده؟
‫- چه اتفاقی برای ما افتاده؟

377
00:24:29,427 --> 00:24:30,837
‫چه اتفاقی برای تــو افتاده؟

378
00:24:30,887 --> 00:24:33,673
‫چه اتفاقی برای تو افتاده، پاول؟

379
00:24:33,722 --> 00:24:35,263
‫ادوارد، اون هیچی نبود.

380
00:24:35,306 --> 00:24:37,712
‫- هیچی؟
‫- تو میتونی بگی هیچی نبوده؟

381
00:24:37,766 --> 00:24:40,007
‫میتونی بگی هیچ اتفاقی با...

382
00:24:40,060 --> 00:24:42,929
‫- اسمش چیه؟
‫- نمیتونم بهت بگم. اجازه ندارم.

383
00:24:42,978 --> 00:24:45,302
‫میخوام بدونم و تو هم بهتره بهم بگی.

384
00:24:45,355 --> 00:24:48,473
‫- انگار تو باغ نیستم.
‫- لورا.

385
00:24:49,566 --> 00:24:50,810
‫لورا.

386
00:24:53,903 --> 00:24:57,566
‫چرا الان نمیگی هیچ اتفاقی
‫بین تو و لورا نیافتاده؟

387
00:25:04,118 --> 00:25:05,991
‫خدای من!

388
00:25:07,829 --> 00:25:11,161
‫من یه اشتباهی کردم. من...

389
00:25:11,206 --> 00:25:13,909
‫با کسی که حتی نمیتونستم...

390
00:25:17,669 --> 00:25:19,127
‫خدا لعنتت کنه.

391
00:25:19,170 --> 00:25:23,996
‫چی میخوای؟ ازم میخوای بگم هیچ اتفاقی نبوده؟
‫چون یه اتفاقی افتاده.

392
00:25:24,966 --> 00:25:27,919
‫به خاطر همینه که ما اینجاییم.
‫به خاطر همینه که من اینجام.

393
00:25:30,803 --> 00:25:32,960
‫لعنت به تو.

394
00:25:39,392 --> 00:25:42,427
‫پاول، میتونی درکش کنی که
‫چه احساسی داره.

395
00:25:42,478 --> 00:25:45,098
‫اومده اینجا به خاطر اینکه
‫تجربه ی عشقبازیش رو پشت سر بذاره...

396
00:25:45,146 --> 00:25:47,434
‫و زندگیتون رو درست کنه و...

397
00:25:48,023 --> 00:25:51,473
‫بعدش میفهمه که تو به یه زن دیگه
‫احساسی داری.

398
00:25:51,526 --> 00:25:53,601
‫اینا با هم فرق دارن ، جینا.

399
00:25:54,820 --> 00:25:56,278
‫بازم...

400
00:25:57,863 --> 00:26:02,025
‫هردوتون دارین از رابطه‌هاتون دست می‌کشین.

401
00:26:03,742 --> 00:26:08,069
‫حالا چیزی که باقی مونده اینه که
‫دارین سر این دعوا میکنین که کی بیشتر صدمه دیده.

402
00:26:08,704 --> 00:26:10,779
‫چرا؟

403
00:26:10,831 --> 00:26:12,906
‫چرا یه نفر خیانت میکنه؟

404
00:26:14,083 --> 00:26:17,201
‫دنبال کسی میگرده که
‫باهاش ارتباط برقرار کنه؟

405
00:26:19,336 --> 00:26:22,004
‫چندتا از ازدواج ها به
‫احساس پوچی ختم شده؟

406
00:26:29,010 --> 00:26:31,464
‫خیلی خوب، این اولین قدم ـه.

407
00:26:31,511 --> 00:26:34,048
‫ما همچنان این عکس العملها رو بررسی میکنیم...

408
00:26:34,097 --> 00:26:38,223
‫،و اینکه چه معنی دارن
‫کجا شکل گرفتن.

409
00:26:38,266 --> 00:26:40,637
‫همونطور که از اول گفتم، ما...

410
00:26:40,684 --> 00:26:42,806
‫چند بار باید همدیگه رو ببینیم...

411
00:26:42,853 --> 00:26:45,852
‫و بعدش تصمیم بگیریم که با روش
‫مشاوره ی زوجین  پیش بریم...

412
00:26:45,896 --> 00:26:48,516
‫یا یه راه حل دیگه رو انتخاب کنیم.

413
00:26:48,565 --> 00:26:50,224
‫باشه.

414
00:26:50,274 --> 00:26:54,934
‫جینا. دوست دارم هزینه ی این جلسه و
‫جلسه های آینده رو پرداخت کنم.

415
00:26:54,986 --> 00:26:56,812
‫لازم نیست الان اینکارو بکنیم.

416
00:26:56,862 --> 00:26:59,316
‫پنج جلسه. چقدر...

417
00:26:59,364 --> 00:27:03,526
‫،پاول، همونطور که خودت اول گفتی
‫یه سری نکات مبهم وجود داره.

418
00:27:03,575 --> 00:27:05,981
‫خب، من هنوز درموردش فکر نکردم.

419
00:27:06,035 --> 00:27:08,703
‫،بذار بررسی کنم
‫اونوقت برات یه صورت حساب میفرستم.

420
00:27:08,745 --> 00:27:10,238
‫- باشه؟
‫- باشه.

421
00:27:13,207 --> 00:27:15,448
‫واقعا من قراره با اون برم خونه؟

422
00:27:17,710 --> 00:27:21,373
‫حالا من چیکار باید بکنم
‫قبل از...

423
00:27:21,421 --> 00:27:23,496
‫نوبت بعدیمون؟

424
00:27:27,342 --> 00:27:30,709
‫کیت، میتونی هروقت بخوای باهام تماس بگیری.

425
00:27:30,761 --> 00:27:32,254
‫پاول، تو هم میدونی.

426
00:27:32,303 --> 00:27:35,256
‫و اگه دوست داری قبل از جمعه همدیگه رو
‫ببینیم، اشکالی نداره.

427
00:27:35,305 --> 00:27:37,047
‫من اینجام.

428
00:27:51,984 --> 00:27:53,311
‫ممنون جینا.

429
00:27:53,360 --> 00:27:55,233
‫مواظب باش، پاول.

430
00:27:54,680 --> 00:27:57,669
‫:Blue August:..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

