1
00:00:06,796 --> 00:00:07,896
‫"سلام "کیت.

2
00:00:08,662 --> 00:00:10,486
‫رزی" گفت اینجایی".

3
00:00:13,078 --> 00:00:14,528
‫مشکلی پیش اومده؟

4
00:00:15,246 --> 00:00:17,552
‫اینا فرمهای کمک مالی درخواست کالج سوفی ـه...

5
00:00:17,677 --> 00:00:19,356
‫که ازت خواستم امضا کنی.

6
00:00:19,481 --> 00:00:22,131
‫نمی‌دونستم درآمد امسالت چقدره، پس...

7
00:00:23,105 --> 00:00:24,655
‫خودم پر می‌کنم.

8
00:00:26,123 --> 00:00:27,323
‫ممنونم.

9
00:00:30,745 --> 00:00:33,793
‫رزی" خونه‌ی دوستش "ربکا"ست".
‫دارن روی پروژه‌ی درسیشون کار می‌کنن...

10
00:00:33,918 --> 00:00:36,314
‫پس مجبوری بعد از شام بیای دنبالش، باشه؟

11
00:00:36,439 --> 00:00:40,280
‫چرا یه شب دیگه کارشو انجام نمیده؟
‫من فقط دو شب در هفته می‌بینمش.

12
00:00:41,308 --> 00:00:43,142
‫این انتخاب کی بود، "پائول"؟

13
00:00:43,267 --> 00:00:45,745
‫باید اون دور و بر بپلکم تا کارش تموم بشه؟

14
00:00:45,870 --> 00:00:48,000
‫تا اون موقع چیکار کنم؟

15
00:00:48,125 --> 00:00:50,257
‫نمی‌دونم.
‫شاید بتونی اون یکی بچه‌تو ببینی.

16
00:00:52,835 --> 00:00:55,484
‫متاسفم. خواهشاً نذار بازدوباره شروع بشه.

17
00:00:55,609 --> 00:00:57,848
‫و منم خواهش می‌کنم وسط جلسات من نیای، باشه؟

18
00:00:58,017 --> 00:01:02,068
‫خواهش می‌کنم اینجا نیا.
‫بذار این یه ساعت مال خودم باشه.

19
00:01:02,770 --> 00:01:05,439
‫فکر کنم الان دیگه تمام زندگیت مال خودته.

20
00:01:05,888 --> 00:01:07,538
‫چرا ازش لذت نمی‌بری؟

21
00:01:15,729 --> 00:01:17,529
‫- "سلام "تامی.
‫- چه به موقع.

22
00:01:21,413 --> 00:01:24,500
‫- امیدوارم همه‌ی حرفا رو نشنیده باشی.
‫- اوه، نه. مشکلی نیست.

23
00:01:25,375 --> 00:01:27,575
‫راستشو بخوای خوشحالم که دیدمت.

24
00:01:28,118 --> 00:01:29,873
‫خواستم از معذرت خواهی کنم که...

25
00:01:29,998 --> 00:01:32,648
‫هفته‌ی پیش، حرفتون رو قطع کردم.

26
00:01:32,942 --> 00:01:34,042
‫اشکالی نداره.

27
00:01:34,735 --> 00:01:36,496
‫خوشحالم دوباره دیدمت.

28
00:01:36,621 --> 00:01:38,371
‫نوبت توـه. خوش بگذره.

29
00:02:00,361 --> 00:02:06,991
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

30
00:02:13,825 --> 00:02:16,091
‫"به نظر میومد امروز "تامی
‫جلسه‌ی خوبی رو گذرونده.

31
00:02:16,216 --> 00:02:19,179
‫نمی‌تونیم درمورد بیمارای دیگه حرف بزنیم.
‫هفته‌ی پیش خودت گفتی.

32
00:02:19,347 --> 00:02:20,982
‫هفته‌ی پیش خیلی حرفا زدم...

33
00:02:21,107 --> 00:02:23,962
‫و حقیقت اینه که نمی‌دونم
‫چه فکری تو سرم بود.

34
00:02:24,087 --> 00:02:27,434
‫ببین. نمی‌تونم زیر نظر تو باشم.

35
00:02:28,368 --> 00:02:29,734
‫قضیه شخصی نیست.

36
00:02:29,859 --> 00:02:33,859
‫اگه قرار بود برم پیش روانشناس
‫مشخصه که می‌اومدم پیش تو.

37
00:02:34,171 --> 00:02:37,513
‫ولی الان برای من وقت خوبی نیست...

38
00:02:38,221 --> 00:02:40,360
‫که خودم رو بیشتر از این بیچاره کنم.

39
00:02:40,485 --> 00:02:42,923
‫کاری که ما می‌کنیم تو رو بیچاره‌تر می‌کنه؟

40
00:02:43,048 --> 00:02:45,498
‫فقط نخواستم زنگ بزنم، می‌دونی.

41
00:02:48,243 --> 00:02:50,335
‫- مطمئنی؟
‫- کاملاً.

42
00:02:53,336 --> 00:02:54,686
‫متاسفم که اینو می‌شنوم.

43
00:02:56,116 --> 00:02:57,696
‫ولی به تصمیمت احترام می‌ذارم.

44
00:02:59,517 --> 00:03:02,517
‫- به تصمیمم احترام می‌ذاری؟
‫- بله، البته.

45
00:03:03,680 --> 00:03:05,380
‫می‌خوای برم؟

46
00:03:07,486 --> 00:03:09,898
‫همینجا بمون و منتظر بچه‌ها باش.

47
00:03:10,023 --> 00:03:11,068
‫اشکالی نداره.

48
00:03:11,193 --> 00:03:14,232
‫ولی چون یه کم وقت آزاد دارم
‫باید یه چندتا چیز بخرم.

49
00:03:14,357 --> 00:03:17,927
‫- میری خرید؟
‫- تو چیزی نمی‌خوای برات بگیرم؟

50
00:03:18,052 --> 00:03:20,602
‫من از سوپرمارکت چی می‌خوام "جینا"؟

51
00:03:20,738 --> 00:03:22,438
‫راست میگی، نمی‌دونم.

52
00:03:28,329 --> 00:03:30,250
‫می‌خواستی باهات بحث کنم؟

53
00:03:30,990 --> 00:03:33,886
‫ازم می‌خوای وادارت کنم که
‫بیای به جلسات درمانی؟

54
00:03:34,011 --> 00:03:36,840
‫دوست داشتی همینطوری برات پیغام بذارم؟

55
00:03:37,382 --> 00:03:39,572
‫نه، این کارت خیلی عاقلانه‌ست. من برم...

56
00:03:39,966 --> 00:03:43,886
‫- نمی‌تونیم یه ساعت باهم حرف بزنیم؟
‫- هفته‌ی پیش همینکارو کردیم.

57
00:03:44,140 --> 00:03:46,535
‫برای یه ساعت حرف زدن بهت پول میدم.

58
00:03:46,660 --> 00:03:48,748
‫من حرف زدنامو نمی‌فروشم.

59
00:03:48,931 --> 00:03:50,726
‫شاید بهتر باشه براشون هزینه کنیم.

60
00:03:50,851 --> 00:03:53,542
‫کاش همه یاد بگیرن
‫همه‌چی رو بهتر انجام بدن.

61
00:03:54,983 --> 00:03:57,611
‫پس تا من برم و برگردم اینجا می‌مونی؟

62
00:03:58,058 --> 00:04:00,676
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.
‫- چیکار می‌کنم؟

63
00:04:00,801 --> 00:04:03,049
‫،همه‌ی زنها مثل همن
‫از اول تا آخرشون.

64
00:04:03,174 --> 00:04:04,326
‫ببخشید؟

65
00:04:04,644 --> 00:04:07,211
‫شاید هم فکر خوبی نباشه
‫که اینجا بمونی.

66
00:04:07,336 --> 00:04:09,164
‫فقط می‌خوام بمونی و حرف بزنی.

67
00:04:09,393 --> 00:04:11,208
‫- خودت گفتی.
‫- ،۱۰ دقیقه

68
00:04:11,703 --> 00:04:12,703
‫خواهش می‌کنم.

69
00:04:13,347 --> 00:04:15,927
‫"نمی‌دونی چه هفته‌ای رو گذروندم "جینا.

70
00:04:16,052 --> 00:04:18,919
‫یه مدیر اجرایی هست
‫که بابت درون بینی‌ـم بهم پول میده.

71
00:04:19,044 --> 00:04:21,110
‫وقتی هم بهش میگم، نمی‌خواد...

72
00:04:21,235 --> 00:04:25,222
‫حالم به هم می‌خوره از آدمایی که
‫فکر می‌کنن هرچی رو که بخوان می‌تونن بخرن.

73
00:04:25,390 --> 00:04:28,800
‫بعدش یه بیمار قدیمی ـه
‫که ۲۰ سال بود ندیدمش و حالا...

74
00:04:28,925 --> 00:04:32,522
‫فکر می‌کنه هر اتفاقی که افتاده
‫بی برو برگرد تقصیر منه.

75
00:04:32,647 --> 00:04:36,043
‫فقط می‌خوام چند دقیقه‌ای
‫رو استراحت کنم، همین.

76
00:04:42,823 --> 00:04:44,623
‫فقط چند دقیقه.

77
00:04:50,415 --> 00:04:52,628
‫نمی‌تونی تو قطار استراحت کنی؟

78
00:04:52,753 --> 00:04:55,259
‫تو قطار می‌تونم حرف بزنم
‫ولی تو نیستی که جوابمو بدی.

79
00:04:55,384 --> 00:04:58,839
‫نه فقط تو، با همه‌ی مردمی
‫که تو طول هفته نمی‌بینم.

80
00:04:59,007 --> 00:05:01,588
‫- مثل "کیت" و پسرا.
‫- "و "رزی.

81
00:05:02,396 --> 00:05:04,344
‫این هفته با "تامی کنت" هم حرف زدم.

82
00:05:04,618 --> 00:05:06,972
‫چرا همش تو فکر "تامی کنت" هستم؟

83
00:05:07,140 --> 00:05:08,290
‫نمی‌دونم.

84
00:05:08,487 --> 00:05:11,137
‫وقتی ۱۷ سالم بود
‫تو خونه‌شون خیلی خوشحال بودم.

85
00:05:12,480 --> 00:05:14,604
‫فکر کنم آخرین باری بود که خوشحال بودم.

86
00:05:14,772 --> 00:05:16,189
‫"فکر نکنم، "پائول.

87
00:05:17,109 --> 00:05:20,559
‫چی ـه بودن من تو اون خونه
‫انقدر باعث خوشحالیم بود؟

88
00:05:21,328 --> 00:05:22,362
‫نمی‌دونم.

89
00:05:22,530 --> 00:05:25,615
‫شاید یه چیزی هست
‫که وادارت کرده بیای مشاوره.

90
00:05:26,089 --> 00:05:29,235
‫همینطور وادارم کرد که اون
‫حرفای احمقانه رو درمورد زنها بزنم.

91
00:05:29,360 --> 00:05:32,710
‫،اینکه زنها شبیه هم هستن
‫چه حرف احمقانه‌ای بود.

92
00:05:33,304 --> 00:05:34,499
‫خواهش می‌کنم منو ببخش.

93
00:05:37,093 --> 00:05:39,861
‫آدما وقتی عصبانی هستن
‫حرفای احمقانه زیاد می‌زنن.

94
00:05:40,297 --> 00:05:43,216
‫عصبانیت هم موضوع خوبی ـه
‫که تو جلساتمون راجع بهش حرف بزنیم.

95
00:05:44,641 --> 00:05:46,797
‫از تو قطار به وکیلم زنگ زدم.

96
00:05:46,922 --> 00:05:49,722
‫"معلوم شده که وکیلای آقای "پرینس...

97
00:05:50,516 --> 00:05:53,227
‫امروز از "لورا" شهادت می‌گیرن.

98
00:05:53,519 --> 00:05:55,985
‫اون با "الکس" رابطه داشته.

99
00:05:56,110 --> 00:05:59,649
‫خبر دارم وقتی عاشق تو بوده
‫با "الکس" هم رابطه داشته.

100
00:06:00,551 --> 00:06:02,451
‫مثلث خطرناکیه.

101
00:06:04,378 --> 00:06:07,172
‫نگرانی که اون از این طریق
‫راهی برای برگشتن سمت تو پیدا کنه؟

102
00:06:07,297 --> 00:06:09,236
‫نمی‌دونم چی قراره بگه.

103
00:06:09,361 --> 00:06:13,011
‫شاید واقعاً فکر می‌کنه که
‫مرگ "الکس" تقصیر منه.

104
00:06:14,920 --> 00:06:17,620
‫اینم یه موضوع دیگه که
‫وادارم کرد بیام اینجا.

105
00:06:18,560 --> 00:06:19,560
‫خیلی خب.

106
00:06:21,550 --> 00:06:24,841
‫منم مثل بیمارام هستم، می‌دونی.
‫نمی‌خوام تحت درمان باشم...

107
00:06:25,009 --> 00:06:28,942
‫چون نمی‌خوام درمورد پدر و مادرم
‫حرف بزنم. گذشته‌ی من خیلیم خوب ـه.

108
00:06:29,972 --> 00:06:32,622
‫که در حال حاضر دلیل مشکلات همینه.

109
00:06:34,718 --> 00:06:37,468
‫پائول" مطمئنم یه اتفاقی برات افتاده که"...

110
00:06:38,173 --> 00:06:40,607
‫که به خاطر اون خیلی به "تامی کنت" فکر می‌کنی.

111
00:06:40,932 --> 00:06:44,182
‫اتفاقی برام نیفتاده.
‫فکر می‌کنی چرا من اینجام؟

112
00:06:45,454 --> 00:06:46,549
‫متاسفم.

113
00:06:47,199 --> 00:06:48,199
‫خواهش می‌کنم.

114
00:06:49,360 --> 00:06:51,410
‫بگو چی به ذهنت خطور کرده.

115
00:06:53,156 --> 00:06:56,213
‫این فکر به ذهنم خطور کرده که
‫تو به "تامی کنت" علاقمند شدی...

116
00:06:56,338 --> 00:06:59,406
‫چون یه موضوع ناتموم...

117
00:07:00,364 --> 00:07:03,713
‫توی درکت از متارکه‌ی پدرت...

118
00:07:03,881 --> 00:07:05,421
‫و فروپاشی مادرت وجود داره.

119
00:07:05,546 --> 00:07:08,343
‫- و "تامی کنت" چه ارتباطی به این داره؟
‫- نمی‌دونم.

120
00:07:08,512 --> 00:07:09,594
‫حدس هم نمی‌تونی بزنی؟

121
00:07:10,299 --> 00:07:12,555
‫اینم یه فکری ـه. حدس درمانی.

122
00:07:13,111 --> 00:07:14,892
‫بهم میگی یه مشکلی داری...

123
00:07:15,017 --> 00:07:17,936
‫و منم سعی می‌کنم حدس بزنم
‫دلیلش چیه و اگه حدسم درست بود...

124
00:07:18,325 --> 00:07:19,325
‫برنده میشم.

125
00:07:19,898 --> 00:07:22,369
‫تنها مشکلی که هست اینه که باید بدونم
‫دلیل مشکلم چیه...

126
00:07:22,494 --> 00:07:24,586
‫تا بگم درست میگی یا غلط.

127
00:07:24,711 --> 00:07:26,400
‫خیلی خب، باشه.

128
00:07:28,024 --> 00:07:29,024
‫آره...

129
00:07:30,239 --> 00:07:33,248
‫چیزی که خیلی تو ذهنمه اینه که
‫"واکنشم نسبت به "تامی کنت...

130
00:07:33,927 --> 00:07:37,299
‫یه جوری به مرگ مادرم گره خورده.

131
00:07:38,538 --> 00:07:42,350
‫که دیدن "تامی" یه جور پنجره رو
‫به اون زمان باز کرده.

132
00:07:43,127 --> 00:07:44,882
‫"یه جا بودن با "تامی...

133
00:07:46,588 --> 00:07:48,594
‫احساس کردم باید به درونم نگاه کنم...

134
00:07:49,275 --> 00:07:50,677
‫می‌دونی...

135
00:07:51,236 --> 00:07:52,498
‫که خودم رو ببینم...

136
00:07:53,548 --> 00:07:55,139
‫قبل از اینکه سقوط کنم.

137
00:07:56,219 --> 00:07:58,221
‫و من و "تامی" عاشق هم بودیم...

138
00:07:58,828 --> 00:08:00,968
‫و دوست داشتم درمورد اینم حرف بزنم.

139
00:08:01,943 --> 00:08:04,891
‫"ولی نمی‌تونم درمورد "تامی
‫حرف بزنم چون بیمار توـه.

140
00:08:05,576 --> 00:08:06,576
‫پس...

141
00:08:07,083 --> 00:08:10,103
‫نمی‌دونم، شاید یه وقتی
‫تامی" رو برای قهوه ببرم بیرون"...

142
00:08:10,228 --> 00:08:12,609
‫ولی نمی‌خوام به پنجره‌ی...

143
00:08:12,734 --> 00:08:14,971
‫رو به مادرم نگاه کنم. فقط...

144
00:08:15,710 --> 00:08:17,275
‫می‌ذارم همونجا...

145
00:08:17,664 --> 00:08:18,538
‫مُرده بمونه.

146
00:08:18,890 --> 00:08:21,249
‫- مشکل، مُردن نیست.
‫- مشکل...

147
00:08:21,417 --> 00:08:22,417
‫روح ـه.

148
00:08:23,036 --> 00:08:24,382
‫مثل فیلمای ترسناک.

149
00:08:24,507 --> 00:08:27,292
‫،می‌کشیش، دفنش می‌کنی
‫ولی بعد دوباره برمی‌گرده...

150
00:08:27,417 --> 00:08:28,866
‫و از قبر میاد بیرون.

151
00:08:28,991 --> 00:08:30,262
‫مــــادر!!!

152
00:08:32,907 --> 00:08:34,636
‫اونا هیولا هستن.

153
00:08:34,907 --> 00:08:37,012
‫چیزایی که مُرده نمی‌مونن.

154
00:08:37,871 --> 00:08:40,363
‫و یه شب وقتی خسته از
‫کشتن‌های مداوم هستی...

155
00:08:40,488 --> 00:08:42,350
‫می‌ذاری اون تو رو بکشه...

156
00:08:42,588 --> 00:08:44,669
‫تنها راهی که حداقل همه‌چی...

157
00:08:45,011 --> 00:08:46,011
‫تموم میشه.

158
00:08:52,490 --> 00:08:55,825
‫این چیزی ـه که فکر می‌کنی اون بالا
‫تو جنگنده برای "الکس" اتفاق افتاده؟

159
00:08:57,409 --> 00:09:00,715
‫بعد از چندبار جنگیدن با احساس گناهش...

160
00:09:01,520 --> 00:09:03,023
‫گذاشته بیاد سراغش...

161
00:09:03,332 --> 00:09:04,792
‫و همه‌چی تموم بشه؟

162
00:09:07,248 --> 00:09:08,248
‫آره.

163
00:09:10,758 --> 00:09:13,111
‫خیلی سخته که بدونی یه نفر
‫چقدر با خودش کشمکش داشته.

164
00:09:13,236 --> 00:09:14,802
‫- درسته.
‫- مثلاً خود تو.

165
00:09:14,970 --> 00:09:17,870
‫- "لازم نیست نگران من باشی "جینا.
‫- خوشحالم.

166
00:09:18,540 --> 00:09:20,828
‫ولی نمی‌دونم چرا فکر می‌کنی
‫مقاومتت رو از دست دادی...

167
00:09:20,953 --> 00:09:24,957
‫که بیشتر از یه بار با مادرت بجنگی.
‫شاید این دفعه برنده بشی.

168
00:09:25,425 --> 00:09:26,856
‫چه پیشنهادی داری؟

169
00:09:27,024 --> 00:09:29,984
‫میگم شاید بالاخره بتونی
‫اونا رو برای همیشه بخوابونی.

170
00:09:30,152 --> 00:09:32,429
‫یکی از اونا... بابام...
‫هنوز زنده‌ست.

171
00:09:32,554 --> 00:09:34,113
‫معلومه که می‌دونم.

172
00:09:34,281 --> 00:09:35,281
‫ولی بازم...

173
00:09:35,975 --> 00:09:38,950
‫اگه درمورد اتفاقی که افتاده
‫یه روشن بینی داشته باشی اونوقت...

174
00:09:39,299 --> 00:09:41,867
‫شاید بتونی همه‌شو در آرامش بخوابونی.

175
00:09:42,751 --> 00:09:43,914
‫و می‌تونی.

176
00:09:47,878 --> 00:09:49,388
‫چطورـه؟

177
00:09:50,443 --> 00:09:52,882
‫- به عنوان یه هدف تو درمان؟
‫- چه هدف باشه...

178
00:09:53,050 --> 00:09:54,300
‫چه نباشه.

179
00:09:55,784 --> 00:09:58,411
‫فکر نکنم بدون مشاوره بتونم اینکارو بکنم.

180
00:09:59,510 --> 00:10:02,673
‫می‌شناسمش. نمی‌خوام روش کار کنم.
‫نمی‌خوام درموردش فکر کنم.

181
00:10:02,798 --> 00:10:06,155
‫همینطور خودمو سرزنش می‌کنم
‫و می‌ندازمش گردن این و اون.

182
00:10:06,833 --> 00:10:09,583
‫،بازم شروع می‌کنم به سیگار کشیدن
‫زیادی مشروب می‌خورم.

183
00:10:10,365 --> 00:10:12,610
‫نمی‌دونستم مشروب خوردن
‫برات مشکل به وجود میاره.

184
00:10:12,889 --> 00:10:13,889

185
00:10:14,104 --> 00:10:16,577
‫تا وقتی تنهایی مشروب نخورم مشکلی نیست.

186
00:10:18,667 --> 00:10:20,522
‫چرا من انقدر درمقابل تو مقاومت می‌کنم؟

187
00:10:20,647 --> 00:10:22,528
‫چرا این همه راهو بکوبم بیام اینجا...

188
00:10:22,653 --> 00:10:25,616
‫تا فقط بهت بگم جلسات روانشناسی رو نمی‌خوام؟

189
00:10:25,741 --> 00:10:27,458
‫مشخصه که باید درمان بشم.

190
00:10:27,626 --> 00:10:30,640
‫باید بفهمم بخش بعدی زندگیم چطور پیش میره.

191
00:10:30,765 --> 00:10:32,662
‫باید بدونم کارم رو درست انجام میدم یا نه.

192
00:10:32,787 --> 00:10:35,277
‫باید مطمئنم بشم که دارم به
‫مردم کمک می‌کنم. و اگه اینطور نباشه...

193
00:10:35,402 --> 00:10:38,024
‫باید بدونم بعدش باید چیکار کنم.

194
00:10:39,963 --> 00:10:42,506
‫واقعاً ناراحتی که نمی‌تونی
‫چیزی درمورد "تامی" بشنوی...

195
00:10:42,631 --> 00:10:44,071
‫چون اون بیمار منه؟

196
00:10:44,196 --> 00:10:46,140
‫معلومه که ناراحتم.
‫واقعاً ناراحتم.

197
00:10:46,854 --> 00:10:48,221
‫ممنونم.

198
00:10:49,129 --> 00:10:50,129
‫و؟

199
00:10:51,147 --> 00:10:53,605
‫درمورد رفتار شما دوتا فکر می‌کنم...

200
00:10:53,730 --> 00:10:56,958
‫مخصوصاً اگه چیزی بین شما
‫اتفاق افتاده باشه.

201
00:10:57,083 --> 00:10:59,642
‫فکر می‌کنی مثلاً قراره یه اتفاقی
‫بین من و اون بیفته؟

202
00:10:59,767 --> 00:11:02,581
‫لزوماً نه. ولی من فرض رو بر این می‌گیرم...

203
00:11:02,706 --> 00:11:03,742
‫که ممکنه.

204
00:11:04,204 --> 00:11:06,835
‫نه، من همچین چیزی رو نمی‌خوام.

205
00:11:06,960 --> 00:11:09,081
‫- مطمئنی؟
‫- قطعاً.

206
00:11:09,417 --> 00:11:12,002
‫به همون اندازه‌ای مطمئنی که نمی‌خواستی
‫منو در قالب یه جلسه‌ی روانشناسی ببینی؟

207
00:11:14,382 --> 00:11:17,537
‫کیه که نخواد با دوست دختر دبیرستانیش بره تو تخت...

208
00:11:17,662 --> 00:11:20,047
‫دختری که همون نگاهی رو داره
‫که همیشه داشته؟

209
00:11:20,172 --> 00:11:22,664
‫درمورد اینجور چیزا فکر نمی‌کنی؟

210
00:11:22,789 --> 00:11:24,890
‫"بیا سعی کنیم رشته‌ی کلام رو از دست ندیم "پائول.

211
00:11:25,015 --> 00:11:28,276
‫باشه، متاسفم. فکر کنم
‫همش خودم دارم حرف می‌زنم.

212
00:11:29,187 --> 00:11:33,191
‫اگه من بخوام تو و "تامی" رو درمان کنم
‫یه قوانینی رو باید پیاده کنم.

213
00:11:33,855 --> 00:11:34,855
‫مثلاً؟

214
00:11:35,347 --> 00:11:36,347
‫خب...

215
00:11:37,371 --> 00:11:39,135
‫اگه تو روانشناس بودی...

216
00:11:39,421 --> 00:11:42,658
‫و دوتا بیمار داشتی
‫که باهم گذشته‌ای داشتن.

217
00:11:44,154 --> 00:11:46,789
‫- چه قوانینی رو پیاده می‌کردی؟
‫- باشه، خب...

218
00:11:47,603 --> 00:11:51,453
‫واضح می‌گفتم که نمی‌تونم به هیچکدومشون...

219
00:11:52,181 --> 00:11:55,883
‫هر چیزی رو که از جلسات دیگری
‫می‌فهمم، بگم.

220
00:11:56,008 --> 00:11:57,314
‫- باشه.
‫- باشه؟

221
00:11:58,555 --> 00:11:59,466
‫و...

222
00:12:00,758 --> 00:12:02,985
‫ازم انتظار نداشته باشن که...

223
00:12:03,193 --> 00:12:06,402
‫دیگری رو جلوش تحلیل کنم
‫و نمی‌تونن از من برای...

224
00:12:06,783 --> 00:12:09,643
‫پیغام و پسغام فرستادن استفاده کنن.

225
00:12:09,920 --> 00:12:10,757
‫باشه.

226
00:12:10,882 --> 00:12:14,643
‫دیدگاه من نسبت به اونا باید
‫یه راز باشه پیش خودم.

227
00:12:15,233 --> 00:12:17,601
‫همه‌مون البته اینو می‌دونیم ولی...

228
00:12:17,784 --> 00:12:19,521
‫همه رو نصیحت می‌کنیم و اصلاً...

229
00:12:19,962 --> 00:12:21,446
‫- خودمون عملیش نمی‌کنیم.
‫- همه؟

230
00:12:21,614 --> 00:12:22,717
‫حتی تو؟

231
00:12:23,208 --> 00:12:24,658
‫فکر می‌کنی بتونی اینکارو بکنی؟

232
00:12:28,849 --> 00:12:30,205
‫فکر کنم آره.

233
00:12:30,373 --> 00:12:32,236
‫وقتی "الکس" و "لورا" با هم خوابیدن...

234
00:12:32,361 --> 00:12:35,085
‫واکنشت رو نسبت به اون
‫جدا از جلسات نشون دادی؟

235
00:12:36,061 --> 00:12:39,460
‫تا جایی که یادم میاد، یه چیزی پرت کردم
‫"تو صورت "لورا" و یه فنجون قهوه هم ریختم رو "الکس...

236
00:12:39,585 --> 00:12:42,146
‫ولی اون...
‫اون فرق داشت.

237
00:12:42,271 --> 00:12:45,601
‫- چه فرقی؟
‫- کاری که کردن به من مربوط بود.

238
00:12:46,624 --> 00:12:49,641
‫لورا" به خاطر این با "الکس" خوابید"
‫چون من باهاش نمی‌خوابیدم.

239
00:12:50,154 --> 00:12:53,075
‫و "الکس" هم با اون خوابید چون من بهش...

240
00:12:54,753 --> 00:12:58,472
‫و باهاش خوابید چون فوق‌العاده بود
‫و "الکس" هم احساس می‌کرد...

241
00:12:58,597 --> 00:12:59,985
‫قبل از اینکه حرفتو بخوری...

242
00:13:00,368 --> 00:13:02,273
‫می‌خواستی چی بگی؟

243
00:13:03,347 --> 00:13:05,490
‫باهاش خوابید چون تو...؟

244
00:13:05,784 --> 00:13:08,622
‫چون بهش نگفتم دوباره پرواز نکن.

245
00:13:08,747 --> 00:13:12,017
‫چون سعی نکردم جلوی بی احتیاطیش رو بگیرم.

246
00:13:12,267 --> 00:13:15,657
‫و می‌خواست بهم نشون بده که
‫چجور آسیبی ممکنه ببینه.

247
00:13:16,462 --> 00:13:18,875
‫- ولی تو اینو ندیدی؟
‫- نه، ندیدم.

248
00:13:19,742 --> 00:13:22,991
‫فکر کنم انقدر گرفتار بودم
‫که این پیام رو متوجه نشدم.

249
00:13:23,999 --> 00:13:27,805
‫روی من حساب کرده بود که
‫تاثیرات خود تخریبی اون رو کنترل کنم.

250
00:13:27,930 --> 00:13:31,766
‫،جای اینکه من ازش انتقاد کنم
‫اون خودش از خودش انتقاد کرد و...

251
00:13:35,086 --> 00:13:36,382
‫و سقوط کرد.

252
00:13:37,684 --> 00:13:38,684
‫پس...

253
00:13:39,167 --> 00:13:41,798
‫می‌تونی بفهمی اگه اتفاقی افتاده باشه...

254
00:13:42,023 --> 00:13:43,961
‫من باید بی‌طرف بمونم؟

255
00:13:44,476 --> 00:13:45,487
‫البته.

256
00:13:46,132 --> 00:13:48,825
‫باید بهم قول بدی که
‫هیچ اتفاقی نمی‌افته.

257
00:13:50,320 --> 00:13:51,320
‫حتماً.

258
00:13:53,902 --> 00:13:56,363
‫هیچ اتفاقی با "تامی کنت" نمی‌افته...

259
00:13:56,887 --> 00:13:58,492
‫تا زمانی‌که یا مگر اینکه...

260
00:13:59,209 --> 00:14:01,338
‫ما دیگه بیمارت نباشیم.

261
00:14:05,964 --> 00:14:07,558
‫می‌خوام بدونی...

262
00:14:08,332 --> 00:14:09,332
‫که...

263
00:14:09,911 --> 00:14:12,624
‫"چیزایی که امروز درمورد "الکس
‫گفتی، پیش من می‌مونه.

264
00:14:13,173 --> 00:14:16,019
‫تو استشهاد به هیچ کدوم اینا اشاره‌ای نمی‌کنم.

265
00:14:17,580 --> 00:14:18,638
‫باشه.

266
00:14:20,544 --> 00:14:21,544
‫باشه.

267
00:14:21,786 --> 00:14:23,295
‫می‌خوای ادامه بدی؟

268
00:14:29,035 --> 00:14:30,102
‫آره.

269
00:14:30,754 --> 00:14:31,754
‫خوبه.

270
00:14:31,898 --> 00:14:32,898
‫خوشحالم.

271
00:14:34,718 --> 00:14:35,580
‫پس...

272
00:14:36,975 --> 00:14:38,139
‫بیا شروع کنیم.

273
00:14:42,794 --> 00:14:45,257
‫هفته‌ی پیش به دوست دختر
‫دوران دبیرستانت اشاره کردی.

274
00:14:45,931 --> 00:14:46,931
‫آره.

275
00:14:47,140 --> 00:14:49,886
‫- "تامی کنت".
‫- هفته‌ی پیش اون رو به...

276
00:14:50,054 --> 00:14:53,184
‫- اسم کاملش "تامی کنت" صدا کردی.
‫- همه همینطوری صداش می‌زدن.

277
00:14:53,309 --> 00:14:55,289
‫یکی دیگه هم به اسم "تامی" همسایه‌مون بود.

278
00:14:55,414 --> 00:14:58,073
‫"پس به این یکی می‌گفتیم "تامی کنت.

279
00:14:58,646 --> 00:15:02,585
‫- و اون سمت خیابون زندگی می‌کرد؟
‫- وقتی ۱۴ سالم بود اومدن اونجا.

280
00:15:02,942 --> 00:15:05,996
‫و حدوداً همون موقع‌ها بود که
‫پدرت شما رو ترک کرد؟

281
00:15:07,697 --> 00:15:10,432
‫نه، یه مدت بعدش بود.

282
00:15:13,445 --> 00:15:15,780
‫می‌دونی، باید بدترین لحظات زندگیم بوده باشه...

283
00:15:15,905 --> 00:15:18,955
‫که پدرم رفت و مادرم شروع کرد به...

284
00:15:20,031 --> 00:15:22,281
‫می‌دونی، رنج می‌برد از جنگیدن با...

285
00:15:24,599 --> 00:15:25,999
‫افسردگیش، ولی...

286
00:15:26,425 --> 00:15:28,531
‫ناراحت نبودم، می‌دونی؟ من...

287
00:15:28,943 --> 00:15:30,135
‫هیجان زده بودم.

288
00:15:30,479 --> 00:15:32,429
‫چی تو رو هیجان زده کرده بود؟

289
00:15:32,700 --> 00:15:33,700
‫"تامی".

290
00:15:34,600 --> 00:15:38,200
‫وقتی داشتم بدترین روزامو می‌گذروندم
‫منو از اون حالت سکون درآورد...

291
00:15:38,635 --> 00:15:41,135
‫و می‌دونی، شروع کردیم به حرف زدن.

292
00:15:42,173 --> 00:15:44,373
‫و هر اتفاق بدی رو که تو خونه‌مون افتاده بود...

293
00:15:45,351 --> 00:15:46,786
‫مثل یه فیلم احساسش کردم.

294
00:15:46,911 --> 00:15:50,561
‫فیلمی که داشتم نگاه می‌کردم
‫ولی خودم توش نقشی نداشتم.

295
00:15:51,669 --> 00:15:54,354
‫و حتی اگه مادرم تمام روز گریه می‌کرد...

296
00:15:55,192 --> 00:15:58,580
‫به "تامی" می‌گفتم و اونم می‌گفت
‫".آره، همه‌چی درست میشه"

297
00:15:58,748 --> 00:16:00,198
‫چی درست میشه؟

298
00:16:01,194 --> 00:16:05,198
‫نمی‌دونم، می‌خواست یه کاری کنه که
‫فکر کنم می‌تونم همه‌ی اون اتفاقات رو پشت سر بذارم...

299
00:16:07,133 --> 00:16:10,300
‫،و اینکه اگرم بذارم مادرم گریه کنه
‫همه‌چی درست میشه.

300
00:16:11,132 --> 00:16:12,295
‫و...

301
00:16:13,340 --> 00:16:16,813
‫امیدوار بودم که وقتی برگردم اون
‫سمت خیابون، اوضاع روبراه شده باشه.

302
00:16:16,938 --> 00:16:18,627
‫یا حداقل اگرم درست نشده باشه...

303
00:16:18,752 --> 00:16:20,252
‫می‌دونی، می‌تونم...

304
00:16:21,089 --> 00:16:22,339
‫باهاشون کنار بیام.

305
00:16:23,223 --> 00:16:25,973
‫پس اون بهت کمک کرد
‫که از مادرت مواظبت کنی.

306
00:16:26,786 --> 00:16:29,386
‫برای یه شریک غم بودن
‫خیلی جوون بوده.

307
00:16:29,570 --> 00:16:32,531
‫خب، بیشتر حس می‌کرد... دوست دخترمه.

308
00:16:33,620 --> 00:16:37,064
‫و حسی که من داشتم این بود که
‫اگه یه دوست دختر دارم...

309
00:16:37,189 --> 00:16:39,339
‫پس، دیگه... می‌دونی، مشکلی ندارم.

310
00:16:39,888 --> 00:16:43,776
‫یه بچه‌ی بیچاره با یه پدر مفقود شده
‫و یه مادر رقت انگیز نبودم...

311
00:16:43,901 --> 00:16:46,151
‫یعنی، آره، بچه بودم...

312
00:16:46,820 --> 00:16:49,651
‫ولی کاملاً شکست خورده نبودم.
‫حداقل یه...

313
00:16:49,776 --> 00:16:50,923
‫دوست دختر داشتم.

314
00:16:51,541 --> 00:16:53,801
‫ارتباط جسمی هم باهاش داشتی؟

315
00:16:54,510 --> 00:16:55,660
‫اون موقع نه.

316
00:16:56,551 --> 00:16:58,401
‫۱۴سالمون بود.

317
00:16:59,526 --> 00:17:02,161
‫زمان عوض شده، دیگه بچه نیستیم.

318
00:17:03,349 --> 00:17:06,553
‫نه، ۳ سال گذشت تا باهم سکس داشته باشیم.

319
00:17:07,753 --> 00:17:09,817
‫بعد از همه‌ی اتفاقاتی که افتاد و...

320
00:17:10,388 --> 00:17:13,085
‫می‌دونی، من...
‫همه‌چی رو پشت سر گذاشته بودم.

321
00:17:13,740 --> 00:17:16,128
‫چه اتفاقی افتاده بود؟

322
00:17:17,561 --> 00:17:19,713
‫خب، بعد از رفتن پدرم.

323
00:17:21,111 --> 00:17:22,661
‫بعد از اینکه پدرت...

324
00:17:23,671 --> 00:17:24,671
‫شما رو...

325
00:17:25,817 --> 00:17:28,461
‫به خاطر یکی از مریضهاش ترک کرد؟

326
00:17:29,032 --> 00:17:30,032
‫درسته.

327
00:17:31,543 --> 00:17:34,543
‫،و بعدش هم مادرم درگیر یه بیماری شد
‫انگار که...

328
00:17:36,157 --> 00:17:37,157
‫واقعاً افسردگی...

329
00:17:38,458 --> 00:17:39,508
‫عمیقی بود.

330
00:17:41,371 --> 00:17:43,548
‫یادمه یه شب کریسمس...

331
00:17:44,043 --> 00:17:47,393
‫مادر "تامی" دعوتمون کرد بریم خونه‌شون و...

332
00:17:48,856 --> 00:17:52,706
‫،می‌دونی، شوهرش همون سال مُرده بود
‫ولی ما اصلاً خبردار نشده بودیم.

333
00:17:52,831 --> 00:17:56,121
‫به نظرم اون قوی‌ترین زنی بود
‫که تو عمرم دیده بودم.

334
00:17:56,246 --> 00:17:57,815
‫خونه‌شون همیشه...

335
00:17:58,118 --> 00:18:00,011
‫پر از نور و موسیقی بود.

336
00:18:02,182 --> 00:18:05,873
‫مصمم بود به خاطر بچه‌هاش زندگی کنه.

337
00:18:06,041 --> 00:18:08,918
‫- نه مثل مادرت؟
‫- نه، نه مثل مادرم...

338
00:18:09,825 --> 00:18:13,075
‫که پرید توی پرتگاه
‫و منو هم با خودش کشید.

339
00:18:18,484 --> 00:18:20,328
‫خب... داشتی راجع به کریسمس می‌گفتی؟

340
00:18:21,536 --> 00:18:23,947
‫آره، بگذریم، کریسمس.
‫شب کریسمس.

341
00:18:24,072 --> 00:18:26,546
‫تامی"... "تامی" تو در ظاهر شد".

342
00:18:26,671 --> 00:18:28,621
‫گفت،زودباش، زودباش.

343
00:18:32,138 --> 00:18:34,785
‫گفتم، یه دقیقه صبر کن.
‫بعد رفتم سمت...

344
00:18:35,031 --> 00:18:38,928
‫اتاق مادرم که ببینم، اونم با من میاد یا نه؟

345
00:18:39,794 --> 00:18:41,316
‫ولی اون خواب بود...

346
00:18:41,990 --> 00:18:43,090
‫تصمیم گرفتم...

347
00:18:43,574 --> 00:18:45,124
‫بدون اون برم...

348
00:18:46,114 --> 00:18:48,143
‫"و رفتیم خونه‌ی "تامی.

349
00:18:48,268 --> 00:18:49,268
‫اونجا...

350
00:18:51,172 --> 00:18:53,448
‫فوق‌العاده بود.

351
00:18:55,205 --> 00:18:56,994
‫مادر "تامی" داشت ژامبون درست می‌کرد...

352
00:18:57,996 --> 00:19:00,696
‫با آناناس و آلبالو...

353
00:19:00,821 --> 00:19:04,348
‫کلوچه‌های کریسمس بود
‫و آدمایی که داشتن مشروب می‌خوردن...

354
00:19:04,516 --> 00:19:06,266
‫و همه‌شونم آواز می‌خوندن...

355
00:19:06,412 --> 00:19:08,007
‫و همه‌ی اینا عالی بود.

356
00:19:09,855 --> 00:19:12,855
‫بعدش من و "تامی" رفتیم تو اتاقش.

357
00:19:13,850 --> 00:19:15,067
‫و فقط...

358
00:19:15,746 --> 00:19:18,542
‫می‌دونی، حرف زدیم و حرف زدیم...

359
00:19:24,375 --> 00:19:25,825
‫فکر کنم...

360
00:19:26,787 --> 00:19:29,587
‫اولین بار اونجا عاشقش شدم. می‌دونی؟

361
00:19:30,557 --> 00:19:32,057
‫فکر می‌کردم اون...

362
00:19:33,186 --> 00:19:36,440
‫زیباترین مخلوقی ـه که تا اون موقع دیدم.

363
00:19:40,260 --> 00:19:42,682
‫بگذریم، یهو یادم به مادرم افتاد...

364
00:19:42,807 --> 00:19:44,971
‫می‌ترسیدم که بیدار بشه...

365
00:19:45,140 --> 00:19:47,474
‫و ندونه من کجام.

366
00:19:47,599 --> 00:19:49,899
‫از اتاق "تامی" دویدم بیرون و...

367
00:19:51,799 --> 00:19:53,522
‫وقتی رسیدی خونه چی شد؟

368
00:19:55,276 --> 00:19:56,976
‫واقعاً یادم نیست.

369
00:19:57,243 --> 00:20:00,125
‫دیدم مادرم کف زمین غش کرده...

370
00:20:00,250 --> 00:20:01,850
‫زنگ زدم به آمبولانس...

371
00:20:01,975 --> 00:20:05,525
‫بردنش بیمارستان....
‫چیزی از اونجا یادم نمیاد.

372
00:20:07,643 --> 00:20:09,980
‫می‌دونی، از موقعی که
‫از اتاق "تامی" زدم بیرون...

373
00:20:10,105 --> 00:20:13,431
‫،تا زمانی که رسیدم به راهرو بیمارستان
‫همش مثل...

374
00:20:14,935 --> 00:20:17,292
‫یه هاله‌ی تار می‌مونه. همش داره محو میشه.

375
00:20:17,682 --> 00:20:19,649
‫انگار که... پاک شدن.

376
00:20:21,452 --> 00:20:24,136
‫خیلی مهمه که سعی کنی
‫اون شب رو به یاد بیاری.

377
00:20:24,697 --> 00:20:26,825
‫نمی‌تونم. امتحان کردم.

378
00:20:30,379 --> 00:20:34,179
‫اولین خودکشی مادرم
‫مهمترین شب...

379
00:20:36,552 --> 00:20:38,852
‫مهمترین شب زندگیم بود...

380
00:20:39,634 --> 00:20:41,278
‫ولی هیچی ازش یادم نیست.

381
00:20:41,762 --> 00:20:42,922
‫چرا اون شب...

382
00:20:43,539 --> 00:20:45,649
‫مهمترین شب زندگیت بود؟

383
00:20:45,875 --> 00:20:47,892
‫چون اگه پیش "تامی" نمونده بودم...

384
00:20:48,017 --> 00:20:51,117
‫اون سعی نمی‌کرد، می‌دونی
‫خودشو به کشتن بده.

385
00:20:52,924 --> 00:20:55,824
‫می‌دونم چند سال گذشت
‫تا بالاخره کارشو کرد ولی...

386
00:20:56,004 --> 00:20:57,604
‫تو اون کریسمس...

387
00:20:58,449 --> 00:20:59,949
‫وقتی خونه نبودم...

388
00:21:00,440 --> 00:21:02,481
‫اولین باری بود که اینکارو کرد.

389
00:21:02,863 --> 00:21:04,716
‫همه‌چی از اون موقع شروع شد.

390
00:21:05,560 --> 00:21:08,347
‫پائول"، تو یه بچه‌ی ۱۴ ساله بودی".

391
00:21:09,167 --> 00:21:12,142
‫داشتی یکی از بهترین شبهاتو می‌گذروندی.

392
00:21:12,460 --> 00:21:13,560
‫آره، ولی...

393
00:21:14,396 --> 00:21:16,688
‫- مهم نیست.
‫- مهم ـه.

394
00:21:17,855 --> 00:21:20,605
‫اون یه شب فوق‌العاده رو ازت گرفت.

395
00:21:21,923 --> 00:21:24,037
‫تو رو به خاطر غفلتت تنبیه کرد.

396
00:21:24,162 --> 00:21:26,662
‫بهت نشون داد که اگه اونو نادیده بگیری...

397
00:21:27,736 --> 00:21:30,836
‫،یا اگه ازش مراقبت نکنی
‫چه بلایی ممکنه سر خودش بیاره.

398
00:21:31,286 --> 00:21:33,936
‫و فقط زندگی خودش رو به خطر ننداخت.

399
00:21:34,207 --> 00:21:36,124
‫،ولی زندگی منو هم تهدید کرد
‫اینو می‌خواستی بگی؟

400
00:21:36,405 --> 00:21:37,405
‫آره.

401
00:21:37,530 --> 00:21:39,380
‫خیلیم خوب بودم...

402
00:21:39,671 --> 00:21:42,343
‫همونجا وسط هال با یه معده‌ی پر از...

403
00:21:42,468 --> 00:21:44,512
‫کلوچه وایساده بودم.

404
00:21:44,637 --> 00:21:48,068
‫تو بیمارستان سرنگهای چسبیده
‫به دستاش رو باز می‌کرد...

405
00:21:48,193 --> 00:21:50,193
‫و پرستارا هم رفت و آمد می‌کردن.

406
00:21:51,109 --> 00:21:52,909
‫بیرون داشتم لذت می‌برم.

407
00:21:55,261 --> 00:21:56,811
‫اون داشت می‌مُرد.

408
00:21:59,481 --> 00:22:01,231
‫چیکار می‌تونستی بکنی؟

409
00:22:05,157 --> 00:22:06,307
‫نمی‌دونم.

410
00:22:06,963 --> 00:22:10,967
‫همینو می‌دونم یه شب تنهاش گذاشتم
‫و همون شب کار خودشو کرد.

411
00:22:11,477 --> 00:22:12,477
‫پس...

412
00:22:13,135 --> 00:22:16,285
‫هرکاری که قبل از اون
‫داشتم می‌کردم، مشخصه که...

413
00:22:17,385 --> 00:22:18,785
‫داشتم کمکش می‌کردم.

414
00:22:20,321 --> 00:22:23,661
‫خیلی مهمه که یادت بیاد
‫اون شب...

415
00:22:24,633 --> 00:22:26,733
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد.

416
00:22:27,485 --> 00:22:28,485
‫چون...

417
00:22:29,007 --> 00:22:31,557
‫شاید یه تیکه پازل گمشده رو پیدا کنی.

418
00:22:32,030 --> 00:22:33,580
‫می‌دونی، یه سری جزئیات...

419
00:22:35,048 --> 00:22:37,881
‫که کمکت کنه...
‫کمتر احساس گناه کنی.

420
00:22:38,685 --> 00:22:40,578
‫ولی من گناهکارم.

421
00:22:41,014 --> 00:22:43,814
‫می‌دونم که در واقع
‫نتونستی اونو نجات بدی.

422
00:22:44,354 --> 00:22:46,204
‫دقیقاً مثل این حقیقت که می‌دونم...

423
00:22:46,618 --> 00:22:48,518
‫که نتونستی "الکس" رو نجات بدی.

424
00:22:49,075 --> 00:22:51,775
‫ولی دونسته‌های من بی معنی ـه.

425
00:22:52,808 --> 00:22:54,408
‫خودت باید اینا رو بفهمی.

426
00:22:55,455 --> 00:22:56,455
‫بفهم.

427
00:22:59,386 --> 00:23:00,386
‫باشه.

428
00:23:01,044 --> 00:23:04,075
‫پس بـایــد هرچی که هست رو بـایــد...

429
00:23:04,200 --> 00:23:05,756
‫اون شب رو به یاد بیاری.

430
00:23:07,671 --> 00:23:08,671
‫مثل چی؟

431
00:23:08,796 --> 00:23:10,637
‫مثل... هیپنوتیزم؟

432
00:23:11,498 --> 00:23:13,048
‫خودت پیداش کن.

433
00:23:22,735 --> 00:23:23,735
‫باشه.

434
00:23:28,263 --> 00:23:29,913
‫هفته‌ی بعد می‌بینمت.

435
00:23:31,698 --> 00:23:33,052
‫آره، و...

436
00:23:33,889 --> 00:23:35,789
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

437
00:23:50,169 --> 00:23:53,410
‫سلام، میشه لطفاً...
‫شماره‌ی "تامی کنت" رو بدین؟

438
00:23:53,868 --> 00:23:55,268
‫"یعنی... "مزیک.

439
00:23:55,835 --> 00:23:57,134
‫"تامی مزیک".

440
00:24:02,272 --> 00:24:03,322
‫وصل کنین.

441
00:24:06,785 --> 00:24:09,210
‫سلام "تامی"، "پائول وستون" هستم.

442
00:24:11,399 --> 00:24:15,099
‫میشه هروقت فرصت کردی
‫با همین شماره تماس بگیری؟

443
00:24:16,144 --> 00:24:17,644
‫اضطراری نیست.

444
00:24:17,810 --> 00:24:20,510
‫فقط می‌خواستم یه سوال درمورد...

445
00:24:20,795 --> 00:24:22,095
‫مادرم بپرسم.

