1
00:00:09,954 --> 00:00:11,374
‫دیر کردم، می‌دونم.

2
00:00:11,499 --> 00:00:13,617
‫قرارمون ۶ و ۴۸ دقیقه بود
‫ولی الان ۶ و ۵۸ دقیقه‌ست.

3
00:00:13,742 --> 00:00:16,408
‫ولی واقعاً مجبور شدم وایسم
‫یه کم صبحونه بخرم.

4
00:00:16,533 --> 00:00:18,115
‫فکر می‌کنی داری کجا میری؟

5
00:00:18,240 --> 00:00:21,118
‫نمی‌خوام اینجا رو کثیف کنم
‫فقط... باید یه چیزی بخورم حتماً.

6
00:00:21,243 --> 00:00:22,897
‫اینجا هیچ اشکالی نداره.

7
00:00:23,459 --> 00:00:25,984
‫من جلساتمو اینجا نمیارم.

8
00:00:26,401 --> 00:00:28,551
‫این که جلسه نیست.
‫قهوه خوری ـه.

9
00:00:29,082 --> 00:00:31,817
‫تو محله‌ـتون یه شیرینی پزی عالی پیدا کردم.

10
00:00:31,942 --> 00:00:33,692
‫دوناتها هنوز داغن.

11
00:00:33,963 --> 00:00:36,160
‫- بیا، این مال تو.
‫- نه، ممنون.

12
00:00:36,328 --> 00:00:39,917
‫،نمی‌خوای؟ باشه، خب
‫می‌دونم قهوه می‌خوری.

13
00:00:42,115 --> 00:00:44,482
‫اینم نه؟ بیخیال.
‫واسه دوتامون خریدم.

14
00:00:44,607 --> 00:00:45,858
‫قهوه خریدم.

15
00:00:46,338 --> 00:00:48,623
‫سرشیر خریدم.
‫شیر و خامه خریدم.

16
00:00:48,748 --> 00:00:52,448
‫قند معمولی خریدم، قند رژیمی...
‫قند رژیمی طبیعی خریدم.

17
00:00:55,839 --> 00:00:58,030
‫چی شده؟
‫نمی‌تونم یه کم صبحونه بخورم؟

18
00:00:58,155 --> 00:01:01,936
‫چرا، معلومه که می‌تونی. فقط در عجبم
‫که چرا نمیشه تو اون یکی اتاق خورد.

19
00:01:02,104 --> 00:01:04,993
‫باشه. خب، تو همونجا مات
‫وایسا تا منم صبحونه‌ـمو بخورم.

20
00:01:12,220 --> 00:01:13,770
‫دستمال داری؟

21
00:01:16,599 --> 00:01:23,905
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

22
00:01:34,247 --> 00:01:36,097
‫دیوونه‌کننده‌ترین هفته رو داشتم.

23
00:01:37,276 --> 00:01:39,988
‫جمعه شب با سال اولی‌ها
‫و جوجه وکیلا رفتم بیرون...

24
00:01:40,113 --> 00:01:42,711
‫یه کلوب تو بروکلین هست
‫به اسم مارساو.

25
00:01:42,836 --> 00:01:44,878
‫تو یه محله‌ی قدیمی ـه و خیلیم نوپرست ـه.

26
00:01:45,003 --> 00:01:46,872
‫اگه بتونی باور کنی.

27
00:01:47,039 --> 00:01:51,043
‫یه گروه اونجا آواز می‌خوندن
‫به اسم گربه‌ی شیشه‌ای...

28
00:01:51,370 --> 00:01:54,687
‫که یه جور آهنگ راک-پاپ پیشروی پست مدرن می‌زدن...

29
00:01:54,812 --> 00:01:57,825
‫که واقعاً خوشم نیومد چون
‫من تصنیف رو بیشتر دوست دارم.

30
00:01:57,950 --> 00:02:01,705
‫ولی گیتاریست...
‫دستاش مثل غزال بود...

31
00:02:01,830 --> 00:02:04,298
‫و انگشتایی داشت
‫که می‌تونست باهاش گیتار بزنه.

32
00:02:04,423 --> 00:02:06,857
‫میا"، خیلی داری تند تند حرف می‌زنی".

33
00:02:07,279 --> 00:02:10,129
‫بعدش چندتا نوشیدنی خوردیم...
‫یه کم بیشتر از چندتا.

34
00:02:10,279 --> 00:02:12,229
‫و وقتی گروه کارش تموم شد...

35
00:02:12,354 --> 00:02:15,276
‫براش یه اسکاچ (نوعی مشروب) بردم
‫و کنار دهنش نگه داشتم.

36
00:02:15,401 --> 00:02:19,145
‫و اون گرفتش و یه کم چشید
‫"و گفت "مرسی جیگر...

37
00:02:19,270 --> 00:02:20,470
‫که منم ذوق کردم.

38
00:02:21,530 --> 00:02:23,330
‫چرا ذوق کردی؟

39
00:02:23,496 --> 00:02:25,013
‫چون جیگر بود.

40
00:02:25,138 --> 00:02:26,590
‫تو دهه‌ی ۲۰ بود.

41
00:02:27,717 --> 00:02:28,717
‫پس...

42
00:02:29,518 --> 00:02:30,758
‫باهاش رفتم خونه...

43
00:02:31,929 --> 00:02:34,919
‫یکی از گیتاراشو عین این
‫دختر جوگیرا گرفتم دستم.

44
00:02:35,686 --> 00:02:38,734
‫فراموش کرده بودم که بودن
‫با یه پسر ۲۰ ساله چه مزه‌ای داره.

45
00:02:38,968 --> 00:02:42,452
‫خدایا، وقتی بهم گفت می‌خوامت
‫می‌دونستم که راست میگه...

46
00:02:42,577 --> 00:02:45,064
‫برخلاف "بنت" کله ماهی.

47
00:02:46,185 --> 00:02:48,585
‫پس تو گربه رو به ماهی ترجیح دادی.

48
00:02:49,127 --> 00:02:52,284
‫وکیلا تو تخت بدترینن چون
‫همیشه مجبورن خودشونو بالا نگه دارن، می‌دونی؟

49
00:02:52,409 --> 00:02:54,891
‫و کیر "بنت" به اندازه‌ی سر خودکاره.

50
00:02:55,016 --> 00:02:56,885
‫نه، بادوم... که سیخ شده...

51
00:02:57,052 --> 00:02:59,270
‫و می‌خواد یه جوز کوچولو رو بکنه، خب؟

52
00:02:59,395 --> 00:03:03,107
‫ولی من و پسر گیتاریسته
‫تمام شب اینکارو ادامه دادیم.

53
00:03:03,717 --> 00:03:06,409
‫و اونم کلی فیلم پورن و اینجور چیزا نگاه کرد...

54
00:03:06,534 --> 00:03:08,534
‫چون سکس مثل ژیمناسیک می‌مونه.

55
00:03:11,174 --> 00:03:13,317
‫و می‌خوای درموردش
‫ازت سوال کنم؟

56
00:03:15,950 --> 00:03:17,535
‫از وقتی ترامپولین رو بروکلین جا گذاشتم...

57
00:03:17,660 --> 00:03:20,269
‫دیگه اونطوری بالا پایین نپریده بودم.

58
00:03:20,394 --> 00:03:23,175
‫یعنی...
‫این مسأله متعجبت کرده؟

59
00:03:24,063 --> 00:03:25,713
‫اینطور فکر می‌کنی؟

60
00:03:30,156 --> 00:03:32,053
‫دائماً موقعیتها رو عوض می‌کردیم.

61
00:03:32,178 --> 00:03:35,152
‫خدا رو شکر که ژیمناستیک زیاد کار کردم.
‫انگار المپیک سکس بود...

62
00:03:35,277 --> 00:03:37,627
‫با الاکلنگ و تعادل روی دست...

63
00:03:37,752 --> 00:03:40,033
‫بازکردن پاها و فرود.

64
00:03:41,779 --> 00:03:44,479
‫خب، به نظر میاد
‫یه نمایش به تمام معناست.

65
00:03:44,873 --> 00:03:47,281
‫آب نمی‌بینم وگرنه شناگر ماهریم.

66
00:03:47,406 --> 00:03:48,686
‫با "بنت" که باشی، به خودت زحمت نمیدی.

67
00:03:51,154 --> 00:03:55,004
‫این دومین باری ـه که از وقتی
‫اومدی اسم "بنت" رو آوردی.

68
00:03:55,890 --> 00:03:58,190
‫بنت" می‌تونه کون‌ـمو ببوسه".

69
00:03:59,827 --> 00:04:01,327
‫اون پسره جوک می‌گفت.

70
00:04:03,016 --> 00:04:07,015
‫به طور معمول با یه تک نوازی گیتار
‫و انزال زودرس چه میشه کرد؟

71
00:04:08,688 --> 00:04:09,915
‫می‌دونم داره میاد...

72
00:04:10,123 --> 00:04:12,673
‫و هیچکاری هم نیست
‫که بشه انجام داد.

73
00:04:18,316 --> 00:04:22,320
‫یه پسر کوچولو به مادرش میگه، "مامان
‫".من می‌خوام وقتی بزرگ شدم یه موسیقی‌دان بشم

74
00:04:22,658 --> 00:04:25,908
‫و اونم میگه، "اوه، عزیزم می‌دونی که نمی‌تونی
‫".هردوتاشو باهم انجام بدی

75
00:04:27,220 --> 00:04:28,558
‫این یکی بامزه بود.

76
00:04:32,365 --> 00:04:34,215
‫لحافش رو زمین افتاده بود.

77
00:04:34,575 --> 00:04:36,622
‫اتاقش پر بود از گیتارای قشنگ...

78
00:04:36,747 --> 00:04:39,255
‫ولی اون شب، من سوگلی‌ـش بودم.

79
00:04:41,129 --> 00:04:43,198
‫این برات مهم ـه "میا"، مگه نه؟

80
00:04:43,522 --> 00:04:44,972
‫سوگلی بودن.

81
00:04:45,624 --> 00:04:47,857
‫شایدم به خاطر این
‫انقدر برات مهمه...

82
00:04:47,982 --> 00:04:50,121
‫درمورد تو به "دیو" گفتم.

83
00:04:50,875 --> 00:04:53,062
‫- همون نوازندهه؟
‫- نه، پلیسه.

84
00:04:53,734 --> 00:04:54,709
‫کی؟

85
00:04:55,843 --> 00:04:58,631
‫گیتاریسته مال جمعه شب بود.
‫پلیسه مال شنبه شب.

86
00:04:59,922 --> 00:05:00,922
‫اوه، بـله!

87
00:05:01,517 --> 00:05:04,103
‫خب، روز شنبه، می‌دونی، نخوابیدم...

88
00:05:04,228 --> 00:05:06,766
‫مجبور شدم برم برای خواهرزاده‌م
‫خرید کنم که این هفته ۶ سالش میشه...

89
00:05:06,891 --> 00:05:10,093
‫،و واقعاً عشقشم
‫ولی خواهرام با این جشنای تولد...

90
00:05:10,218 --> 00:05:11,916
‫آدمو تو فشار می‌ذارن.

91
00:05:12,041 --> 00:05:15,794
‫شبیه اینایی که سیرک به پا می‌کنن یا یه قطار
‫پر از حیوون دارن و دلقکهایی که آتیشو قورت میدن.

92
00:05:15,919 --> 00:05:16,945
‫احمقانه‌ست.

93
00:05:17,070 --> 00:05:20,645
‫و اگه یکیشو نرم، میشم خاله "میا"ی خودخواه.

94
00:05:22,569 --> 00:05:25,557
‫در ضمن روز تولد من که میشه هیچکس
‫حتی یه کارت تبریک خشک و خالی هم نمی‌فرسته.

95
00:05:25,682 --> 00:05:26,617
‫به جز بابا.

96
00:05:27,536 --> 00:05:28,477
‫اون یادش می‌مونه.

97
00:05:28,602 --> 00:05:31,163
‫بگذریم، شنبه شب
‫رفتم یه بارِ محلی.

98
00:05:31,471 --> 00:05:34,893
‫چندبار مشروب سفارش دادم.

99
00:05:36,205 --> 00:05:38,852
‫"یه جا نشسته بودم که اون یارو "دیو...

100
00:05:38,977 --> 00:05:41,427
‫می‌خورد ۵۰سالش باشه، چارشونه...

101
00:05:42,199 --> 00:05:46,015
‫بهم گفت که تنهایی توی بار
‫برام امن نیست.

102
00:05:46,182 --> 00:05:48,504
‫گفتم، "خب، پس
‫".منم نباید با تو حرف بزنم

103
00:05:48,629 --> 00:05:50,117
‫".اونم گفت، "اوه، من پلیسم

104
00:05:50,242 --> 00:05:53,392
‫تنها کسی که اگه باهاش
‫".باشی جات امنه

105
00:05:54,728 --> 00:05:55,728
‫خب...

106
00:05:57,344 --> 00:05:58,899
‫رفتیم یه متل تو کویینز.

107
00:06:00,447 --> 00:06:01,777
‫اون طرف پل ـه.

108
00:06:03,777 --> 00:06:06,027
‫بهم می‌گفت چیکار کنم...

109
00:06:06,654 --> 00:06:09,035
‫و منم اطاعت می‌کردم.
‫بهم مسلط بود...

110
00:06:09,160 --> 00:06:12,210
‫و من مجبور بودم هرکاری رو که می‌گفت
‫و هروقت که می‌خواست انجام بدم.

111
00:06:18,220 --> 00:06:19,470
‫ساکت شدی.

112
00:06:20,464 --> 00:06:23,264
‫نمی‌خوای بدونی چه واکنشی نشون دادم؟

113
00:06:23,434 --> 00:06:24,484
‫خوشم اومد.

114
00:06:26,077 --> 00:06:28,423
‫یکی دیگه کنترلت رو به دست بگیره.

115
00:06:28,938 --> 00:06:32,391
‫موقعی که داشت کارشو می‌کرد
‫بهم گفت دراز بکشم...

116
00:06:33,238 --> 00:06:36,038
‫و گفت که اگه هرچیزی رو که
‫اون میگه انجام ندم...

117
00:06:40,095 --> 00:06:43,095
‫بیخیال "پائول"، می‌دونم که می‌خوای
‫بدونی چه اتفاقی افتاده...

118
00:06:43,220 --> 00:06:44,068
‫واقعاً؟

119
00:06:45,777 --> 00:06:46,977
‫بهم در کونی می‌زد.

120
00:06:49,048 --> 00:06:51,680
‫گفت چهار دست و پا بشینم
‫و اینکه من دختر شیطونیم.

121
00:06:51,805 --> 00:06:55,611
‫و بعدش بهم سیلی می‌زد...
‫که هر دفعه محمکتر میشد.

122
00:07:00,673 --> 00:07:03,265
‫تا حالا این کارو کردی؟
‫شرط می‌بندم بدت نمیاد.

123
00:07:03,390 --> 00:07:05,690
‫با اسلحه ترسناکتر هم میشه.

124
00:07:07,946 --> 00:07:09,219
‫طرفت اسلحه گرفت؟

125
00:07:12,020 --> 00:07:14,191
‫تو جلدش رو صندلی بود.

126
00:07:14,316 --> 00:07:17,716
‫ازش استفاده نکرد، ولی
‫اگه می‌کرد باحال بود.

127
00:07:18,063 --> 00:07:20,763
‫از کار "بنت" خیلی بهتر میشد.

128
00:07:23,694 --> 00:07:25,294
‫"باز برگشتیم به "بنت.

129
00:07:28,048 --> 00:07:31,278
‫و یه سالی که من بهش می‌گفتم
‫کجا و چیکار کنیم.

130
00:07:31,403 --> 00:07:33,824
‫اینجا رو دست بزن. اونجا رو ببوس.

131
00:07:33,949 --> 00:07:36,195
‫برو به راست، برگرد به چپ.

132
00:07:36,320 --> 00:07:40,145
‫پس تو یه هفته دو نفر رو پیدا
‫کردی که از "بنت" بهتر بودن.

133
00:07:41,098 --> 00:07:43,713
‫آره، سعی می‌کردم اون مرد رو
‫برای همیشه از ذهنم دور کنم.

134
00:07:43,838 --> 00:07:46,883
‫اوه، لعنتی!
‫شیر ریخت، عالی شد، نه؟

135
00:07:47,008 --> 00:07:49,813
‫میا"، اشکالی نداره. خودتو ناراحت نکن".

136
00:07:49,938 --> 00:07:51,938
‫چیزی نیست. بعداً می‌تونم تمیزش کنم.

137
00:07:52,092 --> 00:07:55,057
‫شاید الان فرصت خوبی باشه
‫که بریم تو اون یکی اتاق.

138
00:07:56,751 --> 00:07:58,185
‫می‌خوای برم رو مبل بشینم؟

139
00:08:06,866 --> 00:08:08,987
‫باشه، دوست نداری تو
‫آشپزخونه‌ت بشینم.

140
00:08:09,112 --> 00:08:11,651
‫دوست نداری رو مبل بشینم.

141
00:08:11,942 --> 00:08:13,142
‫اینجا می‌شینم.

142
00:08:18,784 --> 00:08:21,934
‫فکر کنم باید درمورد
‫اتفاقات امروز حرف بزنیم.

143
00:08:22,239 --> 00:08:23,523
‫نه، گرسنه‌م بود.

144
00:08:23,648 --> 00:08:26,098
‫می‌خواستی باهم صبحونه بخوریم.

145
00:08:27,537 --> 00:08:29,953
‫خودتو تحویل نگیر.
‫خسته شدم بس که تنهایی غذا خوردم.

146
00:08:30,078 --> 00:08:32,383
‫- ربطی به تو نداره.
‫- واقعاً؟

147
00:08:32,508 --> 00:08:34,616
‫صبحونه یا آخر هفته؟

148
00:08:35,366 --> 00:08:38,266
‫واقعاً فکر می‌کنی به خاطر تو
‫با اونا خوابیدم؟

149
00:08:38,797 --> 00:08:41,475
‫- چطور بود؟
‫- خجالت نکش.

150
00:08:42,164 --> 00:08:45,614
‫فکر می‌کنی چون هنوز به "لورا" حسودیم
‫میشه اون کارا رو کردم؟

151
00:08:45,771 --> 00:08:47,151
‫"من اینو نگفتم "میا.

152
00:08:47,460 --> 00:08:50,195
‫،ولی به عنوان روانشناست
‫توجهم به طرز رفتارت جلب شد.

153
00:08:50,678 --> 00:08:53,916
‫انتخاب دوتا مردی که متفاوت بودن...

154
00:08:54,367 --> 00:08:57,717
‫و این کار غفلت ـه اگه
‫من نفهمم چی باعثش شده.

155
00:08:59,427 --> 00:09:00,873
‫خب، به خاطر تو نبود.

156
00:09:04,185 --> 00:09:05,492
‫به خاطر "بنت" بود.

157
00:09:08,037 --> 00:09:09,413
‫ازم خواست...

158
00:09:09,886 --> 00:09:12,834
‫"جمعه تو هتل "باوری
‫باهاش ناهار بخورم.

159
00:09:12,959 --> 00:09:15,680
‫و منم فکر کردم ازم می‌خواد که برگردم.

160
00:09:16,900 --> 00:09:17,900
‫که اشتباه کردم.

161
00:09:19,242 --> 00:09:22,534
‫بعد از اینکه غذا خوردیم، بهم گفت...

162
00:09:22,739 --> 00:09:26,736
‫که می‌خواد زنش رو به خاطر
‫دوست دخترش ترک کنه.

163
00:09:27,192 --> 00:09:29,943
‫- نمی‌دونستم دوست دختر داره.
‫- آره، خودمم خبر نداشتم.

164
00:09:30,634 --> 00:09:33,217
‫هم زنش رو داشته، هم منو، هم دوست دخترشو.

165
00:09:33,342 --> 00:09:34,854
‫و حدس بزن کیه.

166
00:09:37,214 --> 00:09:39,961
‫استفانی"، منشی دفترمون".

167
00:09:42,798 --> 00:09:44,562
‫هفته‌ی پیش راجع به "استفانی" حرف زدی.

168
00:09:44,687 --> 00:09:47,100
‫گفتی که می‌ترسی بری عروسیش.

169
00:09:47,225 --> 00:09:51,156
‫،خب، اون تموم شد
‫چون "استفانی" حامله‌ست...

170
00:09:51,281 --> 00:09:54,931
‫و "بنت" هم داره برنامه‌ی طلاق رو می‌ریزه.
‫خواستن محتاط باشن.

171
00:09:56,288 --> 00:09:57,906
‫حتماً ضربه‌ی سختی خوردی.

172
00:09:58,031 --> 00:10:00,533
‫ازم به خاطر زمانای باهم بودنمون تشکر کرد...

173
00:10:00,658 --> 00:10:03,602
‫و گفت که من بهش کمک کردم
‫که از موانع سخت عبور کنه...

174
00:10:04,176 --> 00:10:07,191
‫و اینکه هیچوقت منو فراموش نمی‌کنه.
‫بامزه نیست؟

175
00:10:07,316 --> 00:10:10,014
‫نزدیک بود زنگ بزنم به زنش
‫همه چی رو بگم ولی جلوی خودمو گرفتم.

176
00:10:10,139 --> 00:10:13,674
‫بعدش برگشتم دفتر و با اولین کسی که
‫روبرو شدم "استفانی" بود.

177
00:10:13,799 --> 00:10:15,586
‫مثل یه نوعروس می‌درخشید.

178
00:10:18,055 --> 00:10:19,284
‫خیلی ناراحتی.

179
00:10:19,797 --> 00:10:22,647
‫نه. می‌دونی، چرا...
‫چرا زن ۳۸ ساله‌ت رو ول کنی...

180
00:10:22,772 --> 00:10:24,831
‫به خاطر یه دوست دختر ۴۳ ساله...

181
00:10:24,956 --> 00:10:28,150
‫وقتی می‌تونی یه منشی
‫۲۵ساله رو بقاپی؟

182
00:10:29,033 --> 00:10:31,546
‫پس تو خودتو دوست دختر "بنت" می‌دونستی؟

183
00:10:31,806 --> 00:10:33,882
‫خب، فکر کنم من اصلاً
‫اون موقع فکر نمی‌کردم.

184
00:10:36,119 --> 00:10:39,054
‫می‌دونی، نمی‌تونم.
‫نمی‌تونم این بازی رو ادامه بدم.

185
00:10:39,222 --> 00:10:42,572
‫- منظورت بازی دوست دختریه؟
‫- "نه، بازی "استفانی.

186
00:10:43,760 --> 00:10:45,380
‫که به شوخی‌های زشت بخندی...

187
00:10:45,505 --> 00:10:48,772
‫و تو فیس‌بوک دوست جمع کنی
‫و مارتینی شکلاتی بخوری.

188
00:10:48,998 --> 00:10:52,256
‫ولی این همون کاری نیست که
‫وقتی با جوجه وکیلا رفته بودی بیرون...

189
00:10:52,381 --> 00:10:54,653
‫دوست داشتی انجام بدی؟

190
00:10:55,160 --> 00:10:58,907
‫سعی می‌کردم حالمو بهتر کنم،برای همین
‫رفتم عیاشی. تو تا حالا از این کارا نکردی؟

191
00:11:01,453 --> 00:11:04,682
‫و مهم نیست. دیگه نمی‌خوام
‫اون پسر گیتاریسته رو ببینم.

192
00:11:04,807 --> 00:11:08,793
‫واقعاً؟ تو که اون شب رو
‫در حد مسابقات المپیک توصیف کردی.

193
00:11:10,653 --> 00:11:13,297
‫آره، خوبه...
‫ولی فقط هر ۴سال یه بار.

194
00:11:13,995 --> 00:11:16,675
‫نمی‌خوام با یه بچه رابطه داشته باشم.

195
00:11:17,605 --> 00:11:18,955
‫فقط مردا از این کارا می‌کنن.

196
00:11:21,833 --> 00:11:25,308
‫نزدیکای صبح خوابش برد
‫و منم رفتم حموم...

197
00:11:25,874 --> 00:11:28,770
‫تو آینه نگاه کردم
‫و می‌دونستم که وقت رفتن ـه.

198
00:11:31,009 --> 00:11:34,386
‫صبحای بعدش می‌تونه...
‫ناخوشایند باشه.

199
00:11:35,277 --> 00:11:37,927
‫تو روشنایی روز
‫با آرایش به هم ریخته...

200
00:11:38,981 --> 00:11:42,190
‫هیچ راهی نبود که بتونم
‫ازش قایم کنم که سن مادرشو دارم.

201
00:11:42,315 --> 00:11:44,765
‫شب قبلش این رو حس نکرده بودی؟

202
00:11:48,308 --> 00:11:51,590
‫از این حوله‌های طرح قهرمانا
‫هم داشت که به دوش آویزون بود.

203
00:11:55,426 --> 00:11:57,732
‫فقط لباس پوشیدم و رفتم.

204
00:12:07,727 --> 00:12:09,259
‫خداحافظی کردی؟

205
00:12:15,588 --> 00:12:16,738
‫یادداشت گذاشتی؟

206
00:12:20,135 --> 00:12:22,657
‫براش گل هم نذاشتم. کار بدی کردم؟

207
00:12:22,992 --> 00:12:23,991
‫واقعاً؟

208
00:12:25,387 --> 00:12:29,372
‫"با این سوالای "این کارو کردم؟
‫اون کارو کردم؟" تو کاملاً مشخصه".

209
00:12:29,548 --> 00:12:31,858
‫فکر می‌کنی دارم درموردت قضاوت می‌کنم؟

210
00:12:32,044 --> 00:12:33,999
‫چرا فقط به زبون نمیاریش "پائول"؟

211
00:12:34,124 --> 00:12:35,050
‫چی رو؟

212
00:12:35,175 --> 00:12:38,761
‫اینکه من دوتا غریبه رو کردم
‫و این کار نپخته بود...

213
00:12:38,886 --> 00:12:42,314
‫- که اینکار خود تخریبی ـه.
‫- تو اینو می‌خوای بشنوی؟

214
00:12:42,439 --> 00:12:45,075
‫خفه شو. عین آدم حرف بزن.

215
00:12:45,966 --> 00:12:48,016
‫بگو "میا"، مریض میشی.

216
00:12:48,645 --> 00:12:50,045
‫کشته میشی.

217
00:12:50,184 --> 00:12:51,686
‫اون پلیسه اسلحه داشت.

218
00:12:52,340 --> 00:12:55,232
‫مطمئن نیستم ازم بخوای سرزنشت کنم
‫یا ازت حمایت کنم.

219
00:12:55,401 --> 00:12:58,251
‫یه حرف درست و حسابی
‫داری بهم بزنی؟

220
00:13:05,703 --> 00:13:07,803
‫خواهش می‌کنم دوباره اینکارو نکن.

221
00:13:09,262 --> 00:13:10,562
‫صدمه می‌بینی.

222
00:13:12,262 --> 00:13:14,262
‫منم نمی‌خوام تو صدمه‌ای ببینی.

223
00:13:21,357 --> 00:13:23,257
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

224
00:13:25,950 --> 00:13:28,600
‫نه، فکر می‌کنم داری دنبال چیزی...

225
00:13:28,968 --> 00:13:30,182
‫یا کسی می‌گردی.

226
00:13:31,482 --> 00:13:34,679
‫اوه، دیدی؟
‫می‌دونستم می‌خوای اینکارو بکنی.

227
00:13:34,846 --> 00:13:35,846
‫چیکار؟

228
00:13:37,389 --> 00:13:40,680
‫اشاره می‌کنی به اینکه من
‫"درست عین دوست پسر قدیمیم "استیوی...

229
00:13:40,805 --> 00:13:42,696
‫یه نوازنده‌ی ۲۰ ساله رو بلند کردم.

230
00:13:44,607 --> 00:13:46,634
‫خب، "استیوی" یه درامر بود و...

231
00:13:46,759 --> 00:13:49,132
‫همه می‌دونن که گیتار و درام
‫کلی باهم فرق دارن.

232
00:13:49,257 --> 00:13:51,339
‫دو هفته پیش بهم گفتی که...

233
00:13:51,464 --> 00:13:53,290
‫کاش یه فرصت دوباره
‫با "استیو" پیدا می‌کردی...

234
00:13:53,458 --> 00:13:55,602
‫و اینکه دوست داری برگردی
‫به اون لحظه‌ای که...

235
00:13:55,727 --> 00:13:57,838
‫می‌تونستی اونو داشته باشی.

236
00:14:00,437 --> 00:14:03,983
‫اگه این کاری بود که سعی داشتم
‫انجام بدم پس تیرم به سنگ خورد.

237
00:14:04,108 --> 00:14:05,108
‫دقیقاً.

238
00:14:05,572 --> 00:14:07,862
‫تو آینه دیدی که یه زن بالغی...

239
00:14:07,987 --> 00:14:11,468
‫،و دیگه یه دختربچه نیستی
‫و شایدم نمی‌خواستی باشی.

240
00:14:12,642 --> 00:14:16,042
‫اگه اینکارو می‌کردی
‫مجبور بودی بازم اون پسر رو ببینی...

241
00:14:16,274 --> 00:14:17,724
‫یا بهش اسمتو بگی.

242
00:14:18,921 --> 00:14:21,632
‫فکر می‌کنی امکان داره که اون
‫یه جور نماد باشه از...

243
00:14:21,757 --> 00:14:23,401
‫چیزی که بهش نرسیدی؟

244
00:14:24,315 --> 00:14:26,698
‫به عنوان یه نماد تو تخت عالی بود.

245
00:14:27,462 --> 00:14:28,462
‫خیلی خوبه.

246
00:14:29,149 --> 00:14:32,477
‫باشه، بذار بگیم اون پسر
‫یه نماد بوده، خب؟

247
00:14:33,555 --> 00:14:36,258
‫پس با اون پلیسه چیکار داشتم؟

248
00:14:37,352 --> 00:14:39,836
‫خب، وقتی با اون بودی
‫چه حسی داشتی؟

249
00:14:45,276 --> 00:14:46,376
‫احساس امنیت.

250
00:14:48,699 --> 00:14:51,399
‫خب، اون نوازنده کاری نکرد
‫که احساس جوونی کنی.

251
00:14:52,087 --> 00:14:54,587
‫تو روز روشن واقعاً احساس پیری کردی.

252
00:14:54,792 --> 00:14:57,662
‫پس یه پلیس رو پیدا کردی...

253
00:14:58,520 --> 00:15:00,420
‫که مثل یه بچه باهات رفتار می‌کرد...

254
00:15:01,747 --> 00:15:03,497
‫که بهت احساس امنیت می‌داد.

255
00:15:04,651 --> 00:15:05,701
‫این چطور؟

256
00:15:07,554 --> 00:15:08,698
‫خیلی خوبه.

257
00:15:08,823 --> 00:15:10,950
‫فکر کردم فقط باهاش خوابیدم.

258
00:15:11,075 --> 00:15:13,175
‫می‌خوای بازم اونو ببینی؟

259
00:15:13,745 --> 00:15:15,422
‫پلیسه؟ نه. نه.

260
00:15:15,649 --> 00:15:18,542
‫نمی‌خوام مثل بچه‌ها سکس کنم.

261
00:15:18,760 --> 00:15:20,960
‫ولی تو که گفتی جالب و هیجان‌انگیز بوده.

262
00:15:26,783 --> 00:15:27,933
‫اون متاهله.

263
00:15:28,464 --> 00:15:30,648
‫ولش کردم چون اون ولم کرد.

264
00:15:30,773 --> 00:15:32,379
‫کی اینو بهت گفت؟

265
00:15:32,504 --> 00:15:35,304
‫وقتی حدس زدم که چرا
‫منو نبرد خونه‌ش.

266
00:15:35,586 --> 00:15:36,886
‫داستانیه واسه خودش.

267
00:15:38,448 --> 00:15:41,368
‫به نظر میاد قبلاً هم تو اون راه بودی...

268
00:15:41,493 --> 00:15:43,024
‫با "بنت" منظورمه.

269
00:15:48,061 --> 00:15:50,352
‫راه افتادی. اینم می‌دونی
‫که چرا اینکارو می‌کنم؟

270
00:15:50,477 --> 00:15:52,495
‫خب، ترجیح میدم از خودت بشنوم.

271
00:15:52,620 --> 00:15:53,770
‫نمی‌دونم.

272
00:15:54,160 --> 00:15:56,060
‫چون متاهلا غیر قابل دسترسن؟

273
00:15:57,404 --> 00:16:01,104
‫می‌دونم دلیل خوبی نیست.
‫چون میذاره فاصله‌مو حفظ کنم؟

274
00:16:03,118 --> 00:16:05,895
‫سکس همیشه عالیه چون
‫متاهلا تشنه‌ی اینکارن.

275
00:16:06,020 --> 00:16:08,771
‫- بیا، این جواب خوبیه؟
‫- خب، چون داری می‌پرسی...

276
00:16:08,896 --> 00:16:10,246
‫فکر نمی‌کنم خوب باشه.

277
00:16:12,588 --> 00:16:16,188
‫منظورم اینه که، وقتی با یه
‫مرد متاهل عشقبازی می‌کنی...

278
00:16:17,796 --> 00:16:19,496
‫اون رازهاشو با تو درمیون می‌ذاره.

279
00:16:21,687 --> 00:16:24,087
‫به جای زنش با تو درمیون می‌ذاره.

280
00:16:24,524 --> 00:16:28,486
‫به تو نزدیکتر میشه
‫چون تو محبوبشی.

281
00:16:31,199 --> 00:16:34,867
‫این مشابه همون کاری ـه که
‫تو امروز انجام دادی.

282
00:16:34,992 --> 00:16:37,661
‫،جای اینکه بشینی روی مبل
‫می‌خواستی تو آشپزخونه...

283
00:16:37,786 --> 00:16:39,122
‫بشینی و صبحونه بخوری...

284
00:16:39,522 --> 00:16:40,600
‫با من.

285
00:16:41,598 --> 00:16:44,792
‫که اینطوری حست از بقیه‌ی
‫بیمارا متفاوت باشه.

286
00:16:46,573 --> 00:16:47,573
‫خاص باشی.

287
00:17:07,376 --> 00:17:08,683
‫بهتر شد؟

288
00:17:09,406 --> 00:17:11,297
‫"همش مربوط به تو نیست "پائول.

289
00:17:11,422 --> 00:17:12,522
‫می‌دونم.

290
00:17:13,022 --> 00:17:15,943
‫،درواقع، وقتی رفتی تو آشپزخونه نشستی
‫یادم اومد بهم گفته بودی...

291
00:17:16,068 --> 00:17:19,996
‫که وقتی بچه بودی چطوری با پدرت
‫تو مغازه‌ش باهم قهوه می‌خوردین.

292
00:17:20,550 --> 00:17:22,500
‫گفتی که این یه راز بوده...

293
00:17:23,434 --> 00:17:25,734
‫که هردوتون از مادرت پنهان کردین.

294
00:17:28,104 --> 00:17:29,954
‫به چی فکر می‌کنی "میا"؟

295
00:17:31,291 --> 00:17:33,824
‫هیچی.
‫به چیزی فکر نمی‌کنم.

296
00:17:35,860 --> 00:17:38,510
‫پدرم یکشنبه برام صبحونه آورد.

297
00:17:39,074 --> 00:17:41,284
‫پس شما اون روز رو باهم  گذروندین.

298
00:17:41,409 --> 00:17:42,919
‫تو دعوتش کرده بودی؟

299
00:17:44,658 --> 00:17:46,689
‫- کی؟
‫- همون صبح.

300
00:17:47,189 --> 00:17:49,670
‫مادرمم با کمال میل اونو رسونده بود.

301
00:17:50,188 --> 00:17:53,123
‫احتمالاً می‌خواست اون روز رو
‫تو نشیمن قشنگش بگذرونه...

302
00:17:53,248 --> 00:17:55,702
‫که بشینه و با دوستاش درمورد اینکه من چطوری...

303
00:17:55,827 --> 00:17:57,742
‫شغل مدلی اونو خراب کردم حرف بزنه.

304
00:17:57,956 --> 00:17:59,466
‫همیشه میگه؟

305
00:18:00,781 --> 00:18:02,431
‫اگه منو نداشت...

306
00:18:03,167 --> 00:18:05,512
‫ولی اون بعد از تو هم بچه‌دار شده.

307
00:18:05,836 --> 00:18:07,527
‫خب، ۱۰ سال بعدش.

308
00:18:08,657 --> 00:18:10,755
‫با خواهرام مثل جواهر رفتار می‌کرد؟

309
00:18:11,367 --> 00:18:12,382
‫ولی با تو نه؟

310
00:18:13,794 --> 00:18:15,596
‫نه، منو روانه‌ی نیوجرسی کرد...

311
00:18:15,721 --> 00:18:17,961
‫وقتی داشت خودشو برای
‫تولد دوقلوها آماده می‌کرد.

312
00:18:18,086 --> 00:18:20,058
‫ولی من فکر کردم که پدر و مادرت هردو...

313
00:18:20,183 --> 00:18:22,715
‫پدرم تا زمانی که مادرم مجبورش نمی‌کرد
‫کاری رو انجام نمی‌داد.

314
00:18:22,840 --> 00:18:24,394
‫پس، نه، من دعوتش نکردم.

315
00:18:25,981 --> 00:18:28,392
‫براش مهم نبود. اگه پدرم نمی‌اومد
‫اون مجبور میشد تمام روز رو...

316
00:18:28,517 --> 00:18:31,901
‫- ازش مواظبت کنه.
‫- مواظبت کنه؟ پدرت مریضه؟

317
00:18:35,114 --> 00:18:36,514
‫اون خودش نبود.

318
00:18:38,050 --> 00:18:41,700
‫منظورم اینه که، من دو شب بود
‫نخوابیده بودم و اون حتی متوجه نشد.

319
00:18:42,859 --> 00:18:44,414
‫یه چیزیش شده بود.

320
00:18:44,582 --> 00:18:48,586
‫خیلی سرفه می‌کرد و قهوه‌ش
‫رو هم ریخت رو خودش.

321
00:18:49,869 --> 00:18:53,506
‫لباساشو براش درآوردم
‫و همه‌چی رو شستم و خشک کردم.

322
00:18:53,891 --> 00:18:55,091
‫مثل یه مادر.

323
00:18:55,346 --> 00:18:57,926
‫اون فقط یه جا نشسته بود
‫و پتو رو دور خودش پیچیده بود.

324
00:19:00,303 --> 00:19:02,053
‫اونجوری نبود که تو امیدوار بودی.

325
00:19:05,425 --> 00:19:08,501
‫پس تو حس کردی که پدرت باید
‫از تو مواظبت کنه...

326
00:19:08,626 --> 00:19:10,126
‫تا تو عشق رو احساس کنی؟

327
00:19:10,815 --> 00:19:13,915
‫این حتماً غیرمشروط ـه.
‫مهم نیست چه حسی داره؟

328
00:19:15,217 --> 00:19:16,688
‫مهم نیست تو چیکار می‌کنی؟

329
00:19:16,813 --> 00:19:19,413
‫خب، بهت که گفتم
‫روز بدی رو گذروند.

330
00:19:23,285 --> 00:19:25,970
‫ما عاشق هم هستیم و...

331
00:19:26,095 --> 00:19:28,912
‫اون مطمئناً بهتر از هر کسی ـه
‫که باهاش قرار گذاشتم.

332
00:19:29,037 --> 00:19:31,835
‫- تو اونو بی نقص می‌دونی؟
‫- بد ـه؟

333
00:19:32,275 --> 00:19:33,963
‫می‌تونی از یه جهت دیگه بهش نگاه کنی؟

334
00:19:35,241 --> 00:19:38,141
‫یه جهت غیر از پدری که عاشقمه؟ نه.

335
00:19:39,925 --> 00:19:43,025
‫مشکل اینه که نمی‌تونم
‫کسی رو به خوبی اون پیدا کنم.

336
00:19:47,452 --> 00:19:49,443
‫فکر می‌کنی این یه جور مشکله، نه؟

337
00:19:49,568 --> 00:19:52,718
‫یه مسأله اینه که
‫پدرت با مادرت ازدواج کرده.

338
00:19:52,910 --> 00:19:55,118
‫تو فکر می‌کنی ارتباطی
‫با مردای متاهلی که...

339
00:19:55,243 --> 00:19:56,945
‫بلند کردی داره؟

340
00:19:57,261 --> 00:19:59,411
‫گفتم که اینکارو کردم.

341
00:19:59,615 --> 00:20:03,499
‫آره، ولی اینم ازم پرسیدی که
‫چی ازش فهمیدم.

342
00:20:04,202 --> 00:20:06,994
‫حالا می‌خوای بهم بگی
‫که پدرم بهم تعرض کرده؟

343
00:20:07,119 --> 00:20:09,819
‫- چون اینکارو نکرده.
‫- من اینطور فکر نمی‌کنم.

344
00:20:10,391 --> 00:20:13,641
‫ولی پدرت برای تو یه آسایش ضروری بوده.

345
00:20:13,862 --> 00:20:17,462
‫تا زمانی که محبوبش باشی
‫هیچوقت تنها نمیشی.

346
00:20:18,411 --> 00:20:20,369
‫احساس می‌کنم که یه پیوند محکم...

347
00:20:20,494 --> 00:20:22,534
‫صرفاً کاملاً راحت نیست.

348
00:20:25,066 --> 00:20:27,305
‫- منظورت چیه؟
‫- صبح رو ببین.

349
00:20:27,430 --> 00:20:29,394
‫اومدی داخل، از حدت فراتر رفتی.

350
00:20:29,686 --> 00:20:31,436
‫این بهت احساس خاص بودن داد.

351
00:20:32,590 --> 00:20:34,482
‫ولی من فکر می‌کنم پرحرفی هم کردی.

352
00:20:34,905 --> 00:20:38,360
‫حرف زدنت تند تند بود، واضح بود.
‫سعی می‌کردی منو تحریک کنی.

353
00:20:38,567 --> 00:20:40,948
‫- یه چیزی ریختی.
‫- تصادفی بود.

354
00:20:41,073 --> 00:20:42,814
‫شاید، ولی چیزی که من میگم "میا" اینه که...

355
00:20:42,939 --> 00:20:46,255
‫خاص بودن همیشه مسأله‌ی ساده‌ای نیست.

356
00:20:48,356 --> 00:20:50,909
‫داشتم فکر می‌کردم وقتی ۸ سالت بود
‫بعد از اون واقعه‌ی دستبرد...

357
00:20:51,034 --> 00:20:54,041
‫تو مغازه‌ی پدرت، چه حسی داشتی.

358
00:20:54,166 --> 00:20:55,266
‫اون تو رو بغل کرده.

359
00:20:56,094 --> 00:20:57,444
‫خیلی محکم.

360
00:20:58,347 --> 00:20:59,989
‫مسأله مرگ و زندگی بوده.

361
00:21:07,545 --> 00:21:10,316
‫فکر می‌کنی امکان داره که
‫جدا شدن از پدرت...

362
00:21:10,441 --> 00:21:13,979
‫و تنها شدن خطرناک ـه؟

363
00:21:15,740 --> 00:21:18,790
‫ولی با اون موندن هم
‫حس راحتی بهت نمیده؟

364
00:21:25,164 --> 00:21:26,814
‫چرا داری اینکارو می‌کنی؟

365
00:21:28,958 --> 00:21:31,408
‫- بابام همه چیز من ـه.
‫- کس دیگه‌ای نیست؟

366
00:21:33,880 --> 00:21:37,580
‫- همکارا، آشناها.
‫- نزدیکترین آدما بهت همینان؟

367
00:21:40,865 --> 00:21:41,965
‫تو مال اونی؟

368
00:21:47,989 --> 00:21:49,089
‫حالم داره به هم می‌خوره.

369
00:21:50,259 --> 00:21:51,509
‫زیادی خوردم.

370
00:21:54,417 --> 00:21:56,786
‫این مثل ضد درمان می‌مونه.
‫با یه حس عالی میام داخل...

371
00:21:56,911 --> 00:21:58,775
‫آخرشم عین یه آشغال از اینجا میرم بیرون.

372
00:21:58,943 --> 00:22:00,650
‫بعضی‌وقتا از این اتفاقا می‌افته.

373
00:22:00,978 --> 00:22:03,066
‫و وقتی پیش میاد هیچ کاری نمی‌کنی؟

374
00:22:03,191 --> 00:22:06,893
‫- می‌خوای کاری کنم حس بهتری داشته باشی؟
‫- نمی‌خوام تا ابد این حس رو با خودم داشته باشم.

375
00:22:07,018 --> 00:22:08,106
‫مثلاً چی؟

376
00:22:09,556 --> 00:22:11,106
‫مثلاً اینکه زندگی من همینه.

377
00:22:13,869 --> 00:22:15,969
‫نمی‌خوام این زندگیم باشه.

378
00:22:20,709 --> 00:22:22,799
‫نمی‌دونم چیکار کنم.
‫چیکار کنم؟

379
00:22:29,140 --> 00:22:31,091
‫- می‌خوام برم.
‫- هنوز وقت داری.

380
00:22:31,216 --> 00:22:32,228
‫اوه، واقعاً؟

381
00:22:34,870 --> 00:22:38,757
‫من ۴۳ سالمه، کاملاً تنها هستم... حرفای خودته.

382
00:22:39,318 --> 00:22:41,570
‫حق با توـه. کی رو دارم؟

383
00:22:43,354 --> 00:22:44,354
‫تو رو؟

384
00:22:45,276 --> 00:22:46,726
‫یه جلسه در هفته؟

385
00:22:48,746 --> 00:22:51,742
‫یکی رو می‌خوام که برم خونه...

386
00:22:53,715 --> 00:22:56,131
‫پیش کسی که تختم رو باهاش شریک باشم...

387
00:22:57,619 --> 00:23:00,878
‫کسی که وقتی گریه می‌کنم بغلم کنه.
‫فقط همینو می‌خوام.

388
00:23:02,381 --> 00:23:03,381
‫می‌دونم.

389
00:23:07,202 --> 00:23:08,552
‫فقط همینو می‌خوام.

390
00:23:12,553 --> 00:23:20,553
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

