1
00:00:30,852 --> 00:00:33,783
‫می‌دونم هنوز زوده
‫ولی تو اتاق انتظار سرد ـه.

2
00:00:33,951 --> 00:00:35,678
‫- میشه بیام تو؟
‫- البته.

3
00:00:38,398 --> 00:00:40,173
‫مجبورم این جلسه رو زودتر برم.

4
00:00:40,520 --> 00:00:43,487
‫،دنیل" شاید زنگ بزنه"
‫و اگه زد باید برم.

5
00:00:51,488 --> 00:00:58,488
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

6
00:01:08,662 --> 00:01:09,957
‫حالت چطوره؟

7
00:01:10,108 --> 00:01:11,112
‫خوبم.

8
00:01:14,511 --> 00:01:15,511
‫خوبه.

9
00:01:17,760 --> 00:01:20,440
‫خب، صحبتت با مادرت چطور پیش رفت؟

10
00:01:21,122 --> 00:01:23,166
‫بهت گفتم وقتی زنگ زدم بهت خبر میدم.

11
00:01:23,291 --> 00:01:24,941
‫من که چیزی نشنیدم.

12
00:01:26,074 --> 00:01:27,956
‫باهاش حرف نزدی؟

13
00:01:29,759 --> 00:01:31,737
‫وقتی بهش زنگ زدی
‫داشت رانندگی می‌کرد، درسته؟

14
00:01:31,862 --> 00:01:32,873
‫آره.

15
00:01:32,998 --> 00:01:34,552
‫بهت زنگ زد؟

16
00:01:35,823 --> 00:01:36,971
‫جواب دادی؟

17
00:01:37,392 --> 00:01:39,515
‫معلومه که جواب دادم. مگه همیشه جواب نمیدم؟

18
00:01:42,000 --> 00:01:43,500
‫نتونستم بهش بگم.

19
00:01:44,037 --> 00:01:44,854
‫چرا؟

20
00:01:45,164 --> 00:01:47,530
‫جایی نبودم که بتونم حرف بزنم.

21
00:01:48,131 --> 00:01:49,589
‫کجا بودی؟

22
00:01:51,515 --> 00:01:53,297
‫تو راهروی بیمارستان.

23
00:01:54,720 --> 00:01:56,936
‫فقط رفتم ببینم چه حسی داره.

24
00:01:58,250 --> 00:01:59,250
‫و...

25
00:02:00,703 --> 00:02:01,982
‫چه حسی داشت؟

26
00:02:02,980 --> 00:02:06,360
‫انگار رفتی هتل. انگار سرک کشیدی داخل...

27
00:02:07,243 --> 00:02:11,210
‫،یکی از اون هتلهای خیالی فرودگاه
‫تو شهری که هیچکس توش زندگی نمی‌کنه.

28
00:02:12,081 --> 00:02:15,415
‫یه دختره پشت میز بود.
‫همسن من بود.

29
00:02:16,044 --> 00:02:17,694
‫بهم لبخند زد و...

30
00:02:18,128 --> 00:02:20,232
‫"اینجوری کرد، "می‌تونم کمکتون کنم؟

31
00:02:21,592 --> 00:02:24,605
‫و می‌دونم این چیزی ـه که
‫همیشه به مردم میگن، ولی...

32
00:02:25,834 --> 00:02:28,529
‫یه جورایی تو اون لحظه
‫تو چهره‌ش یه چیزی رو حس کردم و...

33
00:02:29,396 --> 00:02:32,316
‫"اینطوری شدم، "می‌تونه بهم کمک کنه؟

34
00:02:33,477 --> 00:02:35,881
‫نه، احتمالاً نمی‌تونست.
‫منظورم اینه که...

35
00:02:36,211 --> 00:02:38,365
‫اون که نمی‌دونه چطوری
‫سرطان رو درمان می‌کنن.

36
00:02:38,533 --> 00:02:41,033
‫ولی به هرحال هرروز باهاش سر و کار داره.

37
00:02:41,581 --> 00:02:44,747
‫اون لحظه‌ای که بهت نگاه کرده
‫حتماً فهمیده.

38
00:02:44,915 --> 00:02:46,999
‫- داری میگی که اون...
‫- خب، مامانم...

39
00:02:47,167 --> 00:02:50,944
‫زنگ زد و منم مجبور شدم
‫از جلوی پذیرش دور بشم.

40
00:02:54,127 --> 00:02:55,299
‫اون گفت...

41
00:02:55,656 --> 00:02:57,675
‫".کجایی؟ انگار سر دماغی"

42
00:02:58,294 --> 00:02:59,613
‫و منم گفتم...

43
00:03:00,614 --> 00:03:03,974
‫خب، مامان، من...

44
00:03:04,635 --> 00:03:05,815
‫راستش یه خُرده مریضم.

45
00:03:06,931 --> 00:03:09,856
‫اونم شروع کرد به سخنرانی
‫که چرا مواظب خودم نیستم.

46
00:03:10,054 --> 00:03:12,514
‫وقتی از مترو پیاده میشم
‫دستمو نمی‌شورم...

47
00:03:12,664 --> 00:03:16,422
‫و باید دست از ناخن جویدن بردارم
‫چون حالا دختر بزرگی هستم.

48
00:03:17,761 --> 00:03:20,658
‫- واقعاً تحت فشار بود.
‫- چرا تحت فشار بود؟

49
00:03:23,029 --> 00:03:24,991
‫دنیل" دوباره سعی کرده"...

50
00:03:25,414 --> 00:03:26,414
‫خودشو بکشه.

51
00:03:29,703 --> 00:03:31,375
‫متاسفم که اینو می‌شنوم.

52
00:03:32,879 --> 00:03:34,536
‫هفته‌ی پیش گفتی که بهتر شده.

53
00:03:34,661 --> 00:03:36,892
‫باید می‌فهمیدم که اینکارش
‫نشونه‌ی بدی ـه.

54
00:03:37,017 --> 00:03:39,769
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- سعی کرده از رو پشت بوم بپره.

55
00:03:43,298 --> 00:03:46,568
‫به هر حال، الان میره دیدن یکی
‫از معلمای قدیمیش...

56
00:03:47,498 --> 00:03:50,503
‫"از این معجزه‌گرا... آقای "هیث.

57
00:03:53,861 --> 00:03:57,604
‫اون برای "دنیل" مثل
‫آن سالیوان" برای "هلن کلر"ـه".

58
00:03:57,729 --> 00:04:01,694
‫تو مدرسه‌ی استثنایی‌ها به پسرای اوتیسم درس میده.
‫(ناهنجاری که باعث اختلال در مهارتهای ارتباطی میشود)

59
00:04:03,286 --> 00:04:05,528
‫والدینم وقتی اون ۱۰ سالش بود
‫فرستادنش اونجا.

60
00:04:05,932 --> 00:04:08,858
‫همه‌چی رو فروختن تا پول اونجا رو بدن...

61
00:04:08,983 --> 00:04:11,133
‫چون اوضاع خیلی وخیم بود.

62
00:04:12,736 --> 00:04:13,881
‫"دنیل"...

63
00:04:14,951 --> 00:04:18,707
‫دو طرف سرش بس که خودشو
‫زده بود طاس شده بود.

64
00:04:19,430 --> 00:04:21,580
‫موهاش دیگه رشد نمی‌کرد.

65
00:04:24,597 --> 00:04:29,143
‫"و این آقای "هیث" برای "دنیل...

66
00:04:29,784 --> 00:04:31,049
‫چیکار کرد؟

67
00:04:31,862 --> 00:04:35,524
‫دنیل" رو مجبور کرد تا یه مدت کلاه سر کنه".

68
00:04:36,791 --> 00:04:38,594
‫و "دنیل" هم فکر می‌کرد...

69
00:04:39,188 --> 00:04:41,238
‫اون کلاه قدرتهای خاصی بهش میده.

70
00:04:43,431 --> 00:04:44,953
‫فکر می‌کرد اونو تبدیل می‌کنه به...

71
00:04:45,338 --> 00:04:46,076
‫چی؟

72
00:04:48,379 --> 00:04:49,785
‫تبدیل می‌کنه به چی، "اپریل"؟

73
00:04:49,910 --> 00:04:53,027
‫رو افکارت تمرکز کن.
‫اونو به چی تبدیل می‌کرد؟

74
00:04:56,694 --> 00:04:58,478
‫فکر می‌کرد تبدیل شده به یه آدم باهوش.

75
00:05:05,581 --> 00:05:06,581
‫بگذریم...

76
00:05:08,093 --> 00:05:09,464
‫قرار بود...

77
00:05:09,924 --> 00:05:12,569
‫قرار بود وقتی جلسه‌ش تموم
‫شد بهم زنگ بزنه...

78
00:05:12,694 --> 00:05:15,564
‫منم باید برم دنبالش.

79
00:05:15,891 --> 00:05:17,441
‫خب، مادرت نمی‌تونه اینکارو بکنه؟

80
00:05:18,395 --> 00:05:19,712
‫سرش شلوغ ـه؟

81
00:05:20,078 --> 00:05:21,965
‫نه، اون...

82
00:05:22,991 --> 00:05:24,467
‫نمی‌تونه باهاش کنار بیاد...

83
00:05:24,636 --> 00:05:26,664
‫نه تا وقتی حالش بد ـه.
‫نه تا وقتی که می‌خواد بمیره.

84
00:05:26,789 --> 00:05:30,242
‫دنیل" دقیقاً همینو گفت؟"
‫"می‌خوام بمیرم؟"

85
00:05:31,269 --> 00:05:32,749
‫نه، اون میگه...

86
00:05:34,049 --> 00:05:36,866
‫میگه که می‌خواد بره رو ابرها و از اینجا بره...

87
00:05:37,254 --> 00:05:39,866
‫ولی می‌دونه که اگه از رو
‫ساختمون بیفته چی میشه.

88
00:05:39,998 --> 00:05:41,006
‫احمق نیست.

89
00:05:41,400 --> 00:05:45,616
‫اون فقط... فقط از هرچیزی که
‫براش غریبه باشه خسته شده.

90
00:05:49,092 --> 00:05:52,858
‫خب، تو این دوره و زمونه این دنیا حتماً...

91
00:05:53,749 --> 00:05:55,729
‫برای تو هم همونقدر غریبه‌ست.

92
00:05:58,542 --> 00:06:00,609
‫و تو هم داری تنها میشی...

93
00:06:00,999 --> 00:06:03,206
‫"بدون داشتن  یکی مثل آقای "هیث...

94
00:06:04,239 --> 00:06:05,239
‫که نجاتت بده.

95
00:06:06,302 --> 00:06:08,075
‫کار تو همین نیست؟

96
00:06:08,542 --> 00:06:09,592
‫چرا، هست.

97
00:06:10,317 --> 00:06:12,818
‫ولی اگه بهم اجازه ندی
‫نمی‌تونم بهت کمکی بکنم.

98
00:06:13,800 --> 00:06:16,499
‫،و این منو می‌ترسونه
‫چون می‌ترسم اگه اینکارو نکنی...

99
00:06:17,094 --> 00:06:19,253
‫وقت کمی رو که برامون مونده
‫از دست میدیم.

100
00:06:21,688 --> 00:06:22,688
‫خدای من.

101
00:06:23,872 --> 00:06:25,426
‫امروز رک و راست حرفتو زدی، نه؟

102
00:06:30,630 --> 00:06:32,395
‫فکر کنم افسرده شدم.

103
00:06:32,869 --> 00:06:34,319
‫باشه. بگو چرا.

104
00:06:35,578 --> 00:06:37,187
‫احتمالاً چون سرطان دارم.

105
00:06:37,723 --> 00:06:38,723
‫درسته.

106
00:06:41,122 --> 00:06:44,484
‫ولی می‌تونی بهم بگی چه حسی داری؟

107
00:06:47,038 --> 00:06:48,775
‫هیچ احساسی ندارم.

108
00:06:48,934 --> 00:06:51,404
‫فقط احساس مریض بودن می‌کنم...

109
00:06:52,173 --> 00:06:55,440
‫و خسته‌م و...

110
00:06:57,356 --> 00:07:00,194
‫نمی‌دونم، انگار حالم
‫از همه‌چی به هم می‌خوره.

111
00:07:00,925 --> 00:07:04,596
‫دندونامو مسواک می‌زنم
‫و تو آینه به خودم نگاه می‌کنم...

112
00:07:05,894 --> 00:07:09,566
‫و یهو می‌بینم که خیلی بی‌ریختم...

113
00:07:10,046 --> 00:07:11,886
‫افتضاحم. و...

114
00:07:13,141 --> 00:07:16,194
‫و قبل از اینکه بفهمم
‫چی شده کف حموم افتادم...

115
00:07:16,589 --> 00:07:20,176
‫شروع کردم به باند پیچی
‫روی پادری حموم و...

116
00:07:21,570 --> 00:07:24,316
‫نمی‌دونستم چطوری دوباره بلند بشم.

117
00:07:25,911 --> 00:07:27,794
‫به نظر منم افسردگی ـه.

118
00:07:31,162 --> 00:07:34,836
‫وقتی ممکنه این اتفاق
‫برات بیفته که احساس کنی...

119
00:07:34,961 --> 00:07:38,469
‫اوضاع از کنترلت خارج شده.

120
00:07:39,402 --> 00:07:40,602
‫وحشتناک ـه.

121
00:07:41,670 --> 00:07:44,296
‫وقتی همچین حسی بهت دست داد
‫ازت می‌خوام بهت زنگ بزنی.

122
00:07:45,171 --> 00:07:46,965
‫- چرا؟
‫- گوش کن.

123
00:07:47,133 --> 00:07:50,165
‫مهم نیست چه ساعتی از
‫روز یا شب ـه، بهم زنگ بزن.

124
00:07:50,290 --> 00:07:52,221
‫فهمیدی؟ من برای همین اینجام.

125
00:07:52,949 --> 00:07:55,822
‫می‌خوای وقتی کف حموم نشستم
‫بهت زنگ بزنم؟

126
00:07:55,947 --> 00:07:56,947
‫هرموقع.

127
00:08:07,816 --> 00:08:11,156
‫بعد از مدتها مامانم رو هفته‌ی پیش دیدم.

128
00:08:12,417 --> 00:08:13,992
‫برام صبحونه آورد.

129
00:08:15,926 --> 00:08:17,879
‫و از چیا حرف زدین؟

130
00:08:18,781 --> 00:08:19,831
‫برادرم.

131
00:08:22,355 --> 00:08:23,810
‫متوجه شد که تو...

132
00:08:25,472 --> 00:08:26,713
‫چقدر بی‌رمقی؟

133
00:08:26,981 --> 00:08:28,446
‫یه کم آرایش کردم...

134
00:08:29,732 --> 00:08:32,070
‫راستش، خیلی آرایش کردم.

135
00:08:32,612 --> 00:08:34,571
‫پس نمی‌خواستی...

136
00:08:35,119 --> 00:08:36,765
‫اون تو رو با اون وضع ببینه.

137
00:08:37,623 --> 00:08:39,630
‫همیشه وقتی می‌بینمش
‫سعی می‌کنم خوب به نظر بیام.

138
00:08:39,755 --> 00:08:41,670
‫- چرا؟
‫- اینطوری حالش بهتر میشه.

139
00:08:43,091 --> 00:08:45,337
‫ولی آخرین بار نتونستم خودمو آماده کنم...

140
00:08:45,462 --> 00:08:47,776
‫- و بازم اون متوجه نشد.
‫- "به خاطر "دنیل.

141
00:08:48,209 --> 00:08:49,209
‫یه جورایی.

142
00:08:50,675 --> 00:08:51,767
‫همینطور...

143
00:08:53,157 --> 00:08:54,908
‫می‌خواد پدرم رو ترک کنه.

144
00:08:55,076 --> 00:08:56,676
‫خودش گفت؟

145
00:08:58,399 --> 00:08:59,496
‫چیز مهمی نیست.

146
00:08:59,664 --> 00:09:02,582
‫از وقتی یادم میاد
‫همیشه همینو می‌گفت.

147
00:09:03,562 --> 00:09:06,201
‫زندگی بدون پدرت خیلی راحت‌ترـه".

148
00:09:06,389 --> 00:09:08,755
‫".هیچوقت با مردی که به کارش معتاده ازدواج نکن

149
00:09:09,640 --> 00:09:12,682
‫قسمت مسخره‌ش اینه که اون
‫واقعاً نمی‌خواد ترکش کنه.

150
00:09:13,227 --> 00:09:14,511
‫دیوونه‌ی پدرمه.

151
00:09:15,032 --> 00:09:16,032
‫آره.

152
00:09:16,912 --> 00:09:19,391
‫ولی گفته که می‌خواد ترکش کنه.

153
00:09:20,810 --> 00:09:22,758
‫فکر می‌کنی امکان داره که...

154
00:09:23,345 --> 00:09:26,045
‫اون درواقع بخواد "دنیل" رو ترک کنه؟

155
00:09:28,256 --> 00:09:32,117
‫می‌دونی، من فکر می‌کنم مادرت
‫کلی از ناراحتیاش رو به تو منتقل می‌کنه.

156
00:09:32,662 --> 00:09:35,307
‫ولی فکر نمی‌کنم این رابطه دو طرفه باشه...

157
00:09:35,432 --> 00:09:38,202
‫چون تو درمورد مشکلاتت
‫باهاش درددل نمی‌کنی.

158
00:09:38,370 --> 00:09:41,079
‫ببخشید که موضوعشو پیش کشیدم.

159
00:09:49,768 --> 00:09:51,878
‫زیاد درمورد پدرت حرفی نمی‌زنی.

160
00:09:52,003 --> 00:09:53,008
‫می‌دونم.

161
00:09:54,303 --> 00:09:57,326
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

162
00:09:58,143 --> 00:10:01,026
‫هیچوقت نیستش.
‫همیشه بیمارستان ـه.

163
00:10:02,183 --> 00:10:04,259
‫وقتی هم که ما بچه بودیم...

164
00:10:05,188 --> 00:10:07,291
‫دنیل" یادش می‌رفت اون کیه".

165
00:10:07,556 --> 00:10:10,561
‫،"صداش می‌زد "آقا
‫".مثلاً "سلام آقا

166
00:10:12,409 --> 00:10:15,864
‫ولی "دنیل" بزرگتر و بدتر میشد
‫و بابام هم نمی‌تونست کاری براش بکنه...

167
00:10:16,032 --> 00:10:18,515
‫- و فقط معاینه‌مون می‌کرد.
‫- هردوتون رو؟

168
00:10:22,055 --> 00:10:23,789
‫من و اون رابطه‌ی مخصوص به خودمون رو داشتیم.

169
00:10:24,527 --> 00:10:26,375
‫معمولاً منتظرش می‌موندم...

170
00:10:26,772 --> 00:10:28,218
‫تا برگرده خونه.

171
00:10:28,537 --> 00:10:30,734
‫می‌نشستم کنارش تا شامش رو بخوره.

172
00:10:31,361 --> 00:10:33,436
‫از روزش حرف می‌زد، از بیماراش.

173
00:10:34,259 --> 00:10:36,854
‫پس مثل یه بزرگسال باهات رفتار می‌کرده.

174
00:10:37,742 --> 00:10:40,634
‫- خوب بود.
‫- مثل اینکه تو رو درک می‌کرده.

175
00:10:41,182 --> 00:10:42,628
‫ولی منو تربیت نکرد.

176
00:10:42,872 --> 00:10:46,024
‫مجبور بود آخر شب برگرده خونه...

177
00:10:46,149 --> 00:10:47,970
‫و ۱۵ دقیقه با یه بچه‌ی سرحالش حرف بزنه.

178
00:10:48,095 --> 00:10:51,280
‫مادرم تمام مدت رو پیش "دنیل" بود.

179
00:10:51,884 --> 00:10:54,213
‫فکر می‌کنی دلیل اینکه
‫اون لحظات برات باارزش بودن...

180
00:10:54,354 --> 00:10:57,913
‫این بود که پدرت از موضوعی
‫غیر از "دنیل" صحبت می‌کرد؟

181
00:10:58,292 --> 00:11:00,152
‫مادرم باید با یکی حرف بزنه.

182
00:11:00,367 --> 00:11:03,653
‫البته. درک می‌کنم.
‫ولی چرا به یه دوست نمی‌تونست بگه؟

183
00:11:03,944 --> 00:11:05,747
‫به کس دیگه‌ای که مربوط نبود.

184
00:11:07,025 --> 00:11:08,414
‫"چیزی نیست "پائول.

185
00:11:08,918 --> 00:11:10,198
‫خودم از پسش براومدم.

186
00:11:10,857 --> 00:11:12,246
‫خودم خواستم.

187
00:11:12,406 --> 00:11:14,299
‫داره می‌شکنه. باید خودشو خالی کنه.

188
00:11:14,424 --> 00:11:18,257
‫پس وقتی خودشو خالی کرد
‫و استرسش رو، ناامیدیش رو...

189
00:11:18,382 --> 00:11:20,982
‫نگرانی‌های زندگیش رو
‫رو شونه‌های تو انداخت...

190
00:11:21,349 --> 00:11:22,681
‫کی تو رو آروم کنه؟

191
00:11:23,404 --> 00:11:27,119
‫یا اینکه می‌خوای مسئولیتش رو
‫روی دوش خودت بذاری؟

192
00:11:27,443 --> 00:11:28,604
‫وقتمون تموم شد؟

193
00:11:28,772 --> 00:11:31,161
‫نه، مجبور نیستیم نگران وقت باشیم.

194
00:11:34,119 --> 00:11:35,706
‫می‌دونی، من...

195
00:11:36,256 --> 00:11:39,024
‫درمورد اوتیسم یه چیزایی خوندم...

196
00:11:39,149 --> 00:11:41,022
‫و به نظر میاد یه سری تحقیقات...

197
00:11:41,182 --> 00:11:43,961
‫امیدوارکننده‌ای داره انجام میشه.

198
00:11:44,855 --> 00:11:48,160
‫- درمانی براش نیست.
‫- انگار خیلی درموردش مطمئنی.

199
00:11:48,505 --> 00:11:49,697
‫این یه بیماری نیست.

200
00:11:50,090 --> 00:11:51,668
‫اگرم بیماری نباشه، پس درمانی هم نداره.

201
00:11:51,841 --> 00:11:55,201
‫راستش، بعضی محققا مثل اینکه
‫تو فرضیاتشون تجدیدنظر کردن.

202
00:11:55,326 --> 00:11:58,856
‫خب، به خاطر اینه که اونا بودجه‌شون
‫از آدمای پولدارِ ناامید تامین میشه.

203
00:11:59,537 --> 00:12:02,763
‫،بچه‌های اوتیسمی بهتر نمیشن
‫فقط بزرگتر و بزرگتر میشن.

204
00:12:05,768 --> 00:12:07,404
‫شرمنده که بدبینم.

205
00:12:07,529 --> 00:12:08,779
‫نه، اینطور نیست.

206
00:12:09,521 --> 00:12:12,964
‫ولی حق با توـه. اون بچه‌ها
‫بالاخره یه روز بزرگ میشن و...

207
00:12:13,546 --> 00:12:14,858
‫والدینشون می‌میرن.

208
00:12:15,241 --> 00:12:19,344
‫و وقتی این اتفاق بیفته
‫یکی دیگه مسئولیتشون رو به عهده می‌گیره.

209
00:12:20,521 --> 00:12:23,376
‫،"در خصوص "دنیل
‫"تو مسئولش میشی "اپریل...

210
00:12:25,887 --> 00:12:27,750
‫تا آخر عمرت.

211
00:12:33,842 --> 00:12:35,360
‫من آدم افتضاحیم.

212
00:12:35,485 --> 00:12:37,135
‫چرا این حرفو می‌زنی؟

213
00:12:41,730 --> 00:12:43,458
‫چون نمی‌خوام اینکارو بکنم.

214
00:12:44,173 --> 00:12:47,057
‫،اون زندگیشون رو خراب کرده
‫ازدواجشون رو نابود کرده.

215
00:12:47,644 --> 00:12:50,768
‫امکان نداره... امکان نداره
‫هرچی "دنیل" خواست بهش بدی...

216
00:12:50,893 --> 00:12:52,729
‫و بازم جایی برای کسی دیگه داشته باشی.

217
00:12:52,897 --> 00:12:55,899
‫خب، مادرت نتونست
‫ولی تو که مادرت نیستی.

218
00:12:56,689 --> 00:12:59,295
‫- تو حق انتخابهای متفاوتی داری.
‫- اون هیچ حق انتخابی نداشت.

219
00:12:59,420 --> 00:13:01,333
‫- اون گیر افتاده.
‫- "درسته "اپریل.

220
00:13:01,458 --> 00:13:04,950
‫ولی هر زندگی...
‫مجموعه‌ای از حق انتخاب ـه.

221
00:13:05,118 --> 00:13:07,133
‫هیچکس ازشون فرار نمی‌کنه.

222
00:13:07,274 --> 00:13:10,502
‫مادرت تصمیم گرفت که
‫خودشو وقف "دنیل" کنه.

223
00:13:10,627 --> 00:13:13,591
‫- تو می‌تونی انتخاب متفاوتی داشته باشی.
‫- اون برادرم ـه.

224
00:13:13,716 --> 00:13:15,930
‫نگفتم که اونو تنها بذاری...

225
00:13:16,055 --> 00:13:19,132
‫ولی نمی‌دونی آینده
‫چی براتون در نظر گرفته.

226
00:13:19,257 --> 00:13:21,438
‫نمی‌دونی چه پیشرفتایی...

227
00:13:21,563 --> 00:13:23,854
‫قراره تو درمان اوتیسم به وجود بیاد.

228
00:13:24,279 --> 00:13:25,887
‫"تو روانی نیستی "اپریل.

229
00:13:26,055 --> 00:13:29,178
‫نمی‌تونی آینده رو پیش‌بینی کنی.
‫نمی‌تونی کنترلش کنی.

230
00:13:29,748 --> 00:13:31,316
‫تنها کاری که در رابطه با...

231
00:13:31,981 --> 00:13:33,944
‫آینده می‌تونی بکنی اینه که...

232
00:13:34,145 --> 00:13:37,713
‫تصمیم بگیری می‌خوای توش
‫سهیم باشی یا نه.

233
00:13:50,276 --> 00:13:52,956
‫- الان که خیلی ضد حال ـه.
‫- باشه. کافیه.

234
00:13:53,492 --> 00:13:56,638
‫از حالا باید درمورد شیمی‌درمانی حرف بزنیم.

235
00:14:02,808 --> 00:14:04,813
‫"سلام "دنیل.
‫جلسه‌ت چطور بود؟

236
00:14:05,928 --> 00:14:07,381
‫آقای "هیث" رو ندیدی؟

237
00:14:08,418 --> 00:14:09,563
‫کجایی؟

238
00:14:11,392 --> 00:14:13,311
‫یه دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنم.

239
00:14:13,436 --> 00:14:14,929
‫گوشی رو برمی‌داری؟

240
00:14:16,095 --> 00:14:17,097
‫قول میدی؟

241
00:14:17,432 --> 00:14:18,432
‫باشه، خداحافظ.

242
00:14:26,497 --> 00:14:28,366
‫آقای "هیث". سلام "اپریل" هستم.

243
00:14:29,388 --> 00:14:31,203
‫آره، می‌دونم.
‫الان باهاش حرف زدم.

244
00:14:31,885 --> 00:14:34,154
‫نه، حالش خوبه. تو پارک ـه.

245
00:14:34,279 --> 00:14:35,796
‫کنار دریاچه‌ی قایق بادبانی ـه.

246
00:14:36,318 --> 00:14:37,548
‫مثل اینکه اونجاست.

247
00:14:38,753 --> 00:14:40,541
‫ولی اگه همین الان برم دنبالش...

248
00:14:40,666 --> 00:14:42,370
‫بازم می‌تونم بیارمش دیدن شما؟

249
00:14:42,495 --> 00:14:43,862
‫هنوز وقت دارین؟

250
00:14:45,062 --> 00:14:47,785
‫،من الان بروکلین هستم
‫پس چند ساعتی طول می‌کشه.

251
00:14:48,597 --> 00:14:50,022
‫خیلی ممنونم.

252
00:14:57,772 --> 00:14:59,012
‫لعنتی، بردار.

253
00:15:00,274 --> 00:15:01,435
‫زودباش بردار.

254
00:15:04,862 --> 00:15:06,778
‫تا یه ساعت دیگه میام پیشت...

255
00:15:06,903 --> 00:15:08,782
‫ولی ازت می‌خوام
‫همونجایی که هستی بمونی.

256
00:15:09,093 --> 00:15:10,783
‫باشه، اینکارو می‌کنی؟
‫همونجا می‌مونی؟

257
00:15:11,577 --> 00:15:13,777
‫خیلی خب، زودی می‌بینمت.

258
00:15:23,545 --> 00:15:24,745
‫چی شد؟

259
00:15:26,108 --> 00:15:27,208
‫از هوش رفتی!

260
00:15:27,635 --> 00:15:28,677
‫چی؟

261
00:15:28,973 --> 00:15:30,556
‫- امکان نداره.
‫- داره.

262
00:15:30,753 --> 00:15:31,992
‫تو مریضی...

263
00:15:32,537 --> 00:15:35,057
‫و مواظب خودت هم نیستی. بشین!

264
00:15:36,290 --> 00:15:37,530
‫باید یه چیزی بخوری.

265
00:15:37,810 --> 00:15:39,913
‫بدنت به قند احتیاج داره.

266
00:15:40,162 --> 00:15:41,582
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی.

267
00:15:41,707 --> 00:15:43,942
‫این دفعه دیگه تو تصمیم
‫نمی‌گیری، من می‌گیرم!

268
00:15:44,078 --> 00:15:45,944
‫حالا همینجا بمون و تکون نخور!

269
00:15:46,112 --> 00:15:49,197
‫باید زود بلند شم برم. همیشه
‫فشار خونم پایینه. بهش عادت دارم.

270
00:15:49,322 --> 00:15:51,773
‫- واقعاً حالم خوبه.
‫- می‌دونی چیکار داری می‌کنی؟

271
00:15:51,898 --> 00:15:54,286
‫همونطوری با من رفتار می‌کنی
‫که با والدینت می‌کنی.

272
00:15:54,454 --> 00:15:56,167
‫میشه هفته‌ی بعد راجع بهش حرف بزنیم؟

273
00:15:56,292 --> 00:15:58,540
‫می‌ترسی که نتونم بهت کمک کنم؟

274
00:15:58,708 --> 00:15:59,817
‫آره، باید برم.

275
00:15:59,942 --> 00:16:01,817
‫دو دقیقه پیش رو مبل غش کردی...

276
00:16:01,942 --> 00:16:04,493
‫- حالا می‌خوای بری دنیا رو نجات بدی.
‫- من نمی‌خوام دنیا رو نجات بدم.

277
00:16:04,618 --> 00:16:07,022
‫- می‌خوام برادرمو نجات بدم.
‫- به مادرت زنگ بزن.

278
00:16:07,181 --> 00:16:08,983
‫بگو اون بره دنبالش.

279
00:16:09,256 --> 00:16:11,068
‫- چرا؟
‫- چون خودم می‌تونم.

280
00:16:12,072 --> 00:16:14,252
‫حتماً یه راه دیگه‌ای هم هست.

281
00:16:14,377 --> 00:16:19,352
‫نمی‌تونی همیشه مواظب
‫همه‌چی و همه‌کسی باشی.

282
00:16:19,520 --> 00:16:21,396
‫گوش کن. اگه نمی‌تونی
‫باهاش کنار بیای اشکالی نداره.

283
00:16:22,265 --> 00:16:23,097
‫چی؟

284
00:16:23,222 --> 00:16:25,358
‫دیدم چطور دستپاچه شدی. فهمیدم.

285
00:16:25,526 --> 00:16:28,153
‫چیزی که داره سرم میاد وحشتناکه.

286
00:16:28,510 --> 00:16:32,407
‫اگه نمی‌تونی باهاش کنار بیای
‫مجبور نیستم برگردم اینجا.

287
00:16:32,575 --> 00:16:34,951
‫تو اینطور فکر می‌کنی؟
‫فکر می‌کنی دستپاچه شدم؟

288
00:16:35,119 --> 00:16:37,996
‫بیخیال، عجیب غریب شدی.
‫- باشه، من عجیب غریب شدم.

289
00:16:38,164 --> 00:16:40,940
‫- این یعنی چی؟
‫- یعنی من نمی‌تونم برگردم اینجا.

290
00:16:41,065 --> 00:16:43,440
‫- چرا؟
‫- چون با من راه نمیای.

291
00:16:43,603 --> 00:16:47,238
‫تو دنیایی زندگی می‌کنیم
‫که آدما وحشت می‌کنن...

292
00:16:48,148 --> 00:16:49,814
‫همدیگه رو می‌زنن زمین...

293
00:16:49,939 --> 00:16:53,677
‫از همدیگه ناامید میشن
‫ولی بازم به هم کمک می‌کنن.

294
00:16:54,096 --> 00:16:56,785
‫حالم داره هی بدتر و بدتر میشه.

295
00:16:58,579 --> 00:17:01,092
‫از حالا به بعد همش رو مبل‌ت غش می‌کنم.

296
00:17:01,217 --> 00:17:03,632
‫شایدم رو مبل‌ت بالا بیارم.

297
00:17:03,757 --> 00:17:05,057
‫و بالاخره...

298
00:17:05,182 --> 00:17:07,859
‫رو مبل‌ت می‌میرم.
‫تو همینو می‌خوای؟

299
00:17:08,027 --> 00:17:10,779
‫نـه! ازت می‌خوام بری شیمی‌درمانی کنی.

300
00:17:10,947 --> 00:17:12,492
‫تو اصلاً می‌دونی شیمی‌درمانی چیه؟

301
00:17:12,617 --> 00:17:16,113
‫یه سم ـه که مستقیم وارد قلبت می‌کنن!

302
00:17:16,558 --> 00:17:20,372
‫از قلبت یه تلمبه می‌سازن.

303
00:17:20,540 --> 00:17:21,694
‫می‌دونی چرا؟

304
00:17:21,819 --> 00:17:25,378
‫چون اگه یه چیزی بهت تزریق کنن
‫و بره زیر پوستت...

305
00:17:25,503 --> 00:17:28,943
‫- تمام گوشتات آب میشه.
‫- قرار نیست همچین اتفاقی بیفته.

306
00:17:29,150 --> 00:17:30,674
‫تو که نمی‌دونی.

307
00:17:30,842 --> 00:17:32,410
‫تو هیچی نمی‌دونی.

308
00:17:33,596 --> 00:17:35,481
‫نمی‌تونی جلوی اتفاقی رو
‫که داره برام می‌افته بگیری.

309
00:17:35,606 --> 00:17:39,872
‫حالت تهوع و درد و...

310
00:17:41,491 --> 00:17:42,560
‫ریختن موهام.

311
00:17:43,201 --> 00:17:45,060
‫بهم میگی...

312
00:17:45,439 --> 00:17:47,899
‫زندگی قشنگه و من باید شجاع باشم...

313
00:17:48,067 --> 00:17:50,860
‫،و منم میگم
‫آره، آره، آره.

314
00:17:51,362 --> 00:17:55,043
‫ولی دروغ میگم و
‫خودتم می‌دونی که دارم دروغ میگم.

315
00:17:55,646 --> 00:17:58,820
‫و یه روز صبح از خواب بیدار میشی و...

316
00:17:59,646 --> 00:18:00,890
‫به خودت میگی...

317
00:18:02,149 --> 00:18:06,121
‫کاش اون دختر...

318
00:18:08,039 --> 00:18:10,104
‫کاش اون دختر ولم می‌کرد...

319
00:18:10,229 --> 00:18:12,757
‫تا بتونم دوباره شاد باشم.
‫نمی‌تونی اینو بفهمی.

320
00:18:13,243 --> 00:18:14,243
‫نمی‌تونی.

321
00:18:17,286 --> 00:18:20,953
‫کمک کردن به دیگران... شکنجه‌ست.

322
00:18:22,410 --> 00:18:24,602
‫درد باورنکردنی ایه. جهنم ـه.

323
00:18:25,099 --> 00:18:26,099
‫آره؟

324
00:18:26,783 --> 00:18:30,539
‫،اگه بذاری کمکت کنم
‫ازت متنفر میشم.

325
00:18:31,850 --> 00:18:32,850
‫آره؟

326
00:18:33,350 --> 00:18:36,488
‫و به هر حال ازت ناامید میشم.

327
00:18:37,975 --> 00:18:38,975
‫آره؟

328
00:18:56,733 --> 00:18:57,844
‫سلام مامان.

329
00:19:01,146 --> 00:19:02,827
‫نه، نرفته.

330
00:19:05,723 --> 00:19:07,854
‫نمی‌دونم چی شده. اون...

331
00:19:08,022 --> 00:19:10,112
‫تو پارک مرکزی ـه. من داشتم...

332
00:19:11,853 --> 00:19:15,070
‫داشتم می‌رفتم دنبالش ولی یه جا گیر کردم.

333
00:19:17,663 --> 00:19:20,864
‫خب، من الان بروکلین هستم.

334
00:19:21,678 --> 00:19:23,002
‫میشه تو بری دنبالش؟

335
00:19:26,054 --> 00:19:27,443
‫چون من نمی‌تونم برم.

336
00:19:28,429 --> 00:19:29,744
‫نه، نمی‌تونم.

337
00:19:31,273 --> 00:19:32,381
‫نمی‌تونم.

338
00:19:34,109 --> 00:19:36,268
‫نمی‌تو... نمی‌تونم مامان...

339
00:19:40,864 --> 00:19:41,964
‫قطع کرد.

340
00:19:47,310 --> 00:19:49,492
‫- وقتمون تموم شد.
‫- میشه یه لحظه صبر کنی؟

341
00:19:49,617 --> 00:19:51,987
‫- فقط یه دقیقه اینجا بشین.
‫- مریض دیگه‌ای نداری؟

342
00:19:52,112 --> 00:19:54,855
‫نه، می‌خوام یه چیزی بهت بگم.
‫بشین.

343
00:19:55,044 --> 00:19:56,044
‫گوش کن.

344
00:19:57,042 --> 00:19:59,531
‫اگه وقت بیشتری داشتیم...

345
00:20:00,840 --> 00:20:03,701
‫می‌تونستیم یه راهی پیدا کنیم که تو
‫به مادرت بگی و ببینی می‌تونه با این قضیه کنار بیاد یا نه.

346
00:20:03,985 --> 00:20:06,473
‫ولی وقت نداریم.

347
00:20:07,742 --> 00:20:09,363
‫اینو می‌فهمی؟

348
00:20:09,851 --> 00:20:12,205
‫اپریل" منم نمی‌خوام هفته‌ها و هفته‌ها اینجا بشینم"...

349
00:20:12,330 --> 00:20:14,105
‫و ببینم که داری از دست میری.

350
00:20:14,489 --> 00:20:17,916
‫باید از همین امروز درمان رو شروع کنیم، از حالا.

351
00:20:19,001 --> 00:20:22,720
‫سعی کردم. گفتم که اونجا هم رفتم.
‫ولی نتونستم.

352
00:20:23,020 --> 00:20:25,752
‫هفته‌ی پیش گفتی که احساساتی
‫که اینجا در مورد مسائل مختلف...

353
00:20:25,877 --> 00:20:29,037
‫ازش حرف می‌زنی، وقتی از اینجا میری
‫همش عوض میشه.

354
00:20:31,056 --> 00:20:32,730
‫چی تو این اتاق هست...

355
00:20:33,882 --> 00:20:36,361
‫که باعث میشه مسائل برات...

356
00:20:37,878 --> 00:20:38,820
‫متفاوت باشن؟

357
00:20:42,085 --> 00:20:43,355
‫نمی‌دونم.

358
00:20:44,520 --> 00:20:47,421
‫انزوا، جدا شدن.

359
00:20:54,806 --> 00:20:55,806
‫تو.

360
00:21:02,647 --> 00:21:05,197
‫اگه من باهات بیام بیمارستان چی؟

361
00:21:08,964 --> 00:21:09,964
‫میای؟

362
00:21:10,311 --> 00:21:11,311
‫آره.

363
00:21:14,515 --> 00:21:15,515
‫الان؟

364
00:21:16,381 --> 00:21:17,381
‫آره.

365
00:21:18,746 --> 00:21:19,746
‫همین الان.

366
00:21:40,747 --> 00:21:49,747
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

