‫﻿۱
00:00:19,785 --> 00:00:22,938
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- از آپارتمان بیرون انداختنمون.

2
00:00:23,743 --> 00:00:26,307
‫نتونستیم از پسِ پول رهن بربیایم...

3
00:00:26,829 --> 00:00:28,582
‫و نمیدونستیم دیگه کجا بریم.

4
00:00:33,845 --> 00:00:35,345
‫شوخی کردیم.

5
00:00:36,200 --> 00:00:37,800
‫میخوام برم مسافرت.

6
00:00:42,470 --> 00:00:50,893
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

7
00:00:50,473 --> 00:00:58,349
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

8
00:01:01,436 --> 00:01:03,729
‫لوک" تو راهه؟"

9
00:01:03,897 --> 00:01:05,393
‫طبق معمول دیر میرسه.

10
00:01:05,518 --> 00:01:08,143
‫ولی مطمئناً اینجا میاد
‫تا بعد از جلسه "لوک" رو با خودش ببره.

11
00:01:08,268 --> 00:01:10,254
‫راستش میخواستم ببینم
‫میتونم باهاتون چند دقیقه تنها صحبت کنم؟

12
00:01:10,379 --> 00:01:12,684
‫- باید یه کم زودتر برم.
‫- حتماً.

13
00:01:12,809 --> 00:01:16,018
‫الیور"، اگه گرسنه‌ت شد یه کم خوراکی تو کیفم دارم، باشه؟"

14
00:01:16,143 --> 00:01:17,562
‫گرسنه‌م نیست.

15
00:01:19,023 --> 00:01:20,992
‫یه کم دیگه برمیگردم.
‫مشکلی نداری؟

16
00:01:21,117 --> 00:01:22,544
‫مشقام رو انجام میدم.

17
00:01:36,179 --> 00:01:37,924
‫میخواستم ازتون تشکر کنم.

18
00:01:38,049 --> 00:01:39,861
‫ازم تشکر کنین؟
‫برای چی؟

19
00:01:40,684 --> 00:01:41,748
‫برای همه‌چی.

20
00:01:42,065 --> 00:01:44,992
‫،"بعد از جلسه‌ی هفته‌ی قبل من و "لوک
‫الیور" رو برای شام بردیم بیرون"...

21
00:01:45,200 --> 00:01:48,716
‫و همه‌چیز رو راجع به فرزندخونده گرفتن
‫همونطور که ازمون خواسته بودین، براش توضیح دادیم.

22
00:01:48,841 --> 00:01:51,139
‫و بلافاصله ابهاماتش برطرف شد.

23
00:01:51,376 --> 00:01:52,142
‫خیلی خوبه.

24
00:01:53,102 --> 00:01:57,604
‫پس شما متوجه یه تغییر مثبت تو رفتار "الیور" شدین؟

25
00:01:58,076 --> 00:02:00,995
‫این هفته تمام مشق‌هاش رو قبل از شام انجام داد.

26
00:02:01,163 --> 00:02:04,076
‫یه جا برای لاک‌پشتش از یه...

27
00:02:04,312 --> 00:02:06,227
‫جعبه‌ی پاستای قدیمی درست کرد.

28
00:02:07,022 --> 00:02:09,962
‫به علاوه اینکه دست از پُرخوری برداشت.

29
00:02:10,225 --> 00:02:12,339
‫الان بهتر به نظر میاد.

30
00:02:12,762 --> 00:02:14,190
‫و همه‌ش به خاطر لطف شماست.

31
00:02:15,719 --> 00:02:17,019
‫"ممنونم، "بس.

32
00:02:17,423 --> 00:02:19,851
‫از تعریفتون ممنونم، ولی...

33
00:02:20,276 --> 00:02:23,408
‫ولی فکر کنم من کاری نکردم.

34
00:02:23,769 --> 00:02:25,517
‫حتی الان شبا خوب خوابش میبره.

35
00:02:25,642 --> 00:02:28,628
‫نمیدونین چقدر مایه‌ی آرامشه که بدونم
‫میتونم شهر رو ترک کنم...

36
00:02:29,040 --> 00:02:32,276
‫بدون اینکه نگرانِ اتفاق افتادنِ یه فاجعه باشم.

37
00:02:32,857 --> 00:02:34,695
‫دوستم، "میشل"، با یه ماشین اجاره‌ای...

38
00:02:34,863 --> 00:02:37,252
‫چند دقیقه دیگه میاد اینجا.

39
00:02:38,620 --> 00:02:40,409
‫به نظر برای رفتن مشتاقین.

40
00:02:40,577 --> 00:02:42,453
‫نمیخوایم بیُفتیم تو ترافیک.

41
00:02:42,578 --> 00:02:45,364
‫میشل" و من بعد از دوران کالج دیگه ازین کارا نکردیم".

42
00:02:45,489 --> 00:02:46,539
‫و...

43
00:02:47,471 --> 00:02:50,586
‫و اصلاً برام مهم نیست کجا میریم.
‫فقط میخوام بشینم تو ماشین و همینطور برونیم.

44
00:02:51,673 --> 00:02:53,771
‫حسش رو میفهمم.

45
00:02:53,896 --> 00:02:56,654
‫تنها دلیلی که ترک کردن شهر اصلاً به ذهنم خطور کرد...

46
00:02:56,779 --> 00:02:58,302
‫به خاطر اوضاع خوب "الیور"ـه.

47
00:02:58,470 --> 00:03:02,402
‫بازم ازتون ممنونم.
‫به خاطر تمام کارهایی که انجام دادین، ممنونم.

48
00:03:03,367 --> 00:03:05,699
‫"نمیخوام دلتون رو شور بندازم، "بس...

49
00:03:05,824 --> 00:03:08,787
‫ولی مطمئن نیستم که "الیور" به اندازه‌ای که...

50
00:03:08,912 --> 00:03:10,397
‫شما دوست دارین باور کنین، تغییر کرده باشه.

51
00:03:12,103 --> 00:03:13,188
‫منظورتون چیه؟

52
00:03:13,628 --> 00:03:16,088
‫به نظرم غیرعادی میاد که...

53
00:03:17,740 --> 00:03:20,871
‫که مشکلات و مسائلش یه شبه حل شده باشه.

54
00:03:22,467 --> 00:03:24,661
‫بله، از غیر عادیم اونورتر.

55
00:03:24,786 --> 00:03:26,880
‫انگار شعبده‌بازیه.

56
00:03:27,005 --> 00:03:29,750
‫بله، خیلی بیشتر شبیه شعبده‌بازیه...

57
00:03:30,161 --> 00:03:33,242
‫که منظورم از گفتنش اینه که...

58
00:03:33,535 --> 00:03:36,728
‫احتمالش هست که یه توهم باشه.

59
00:03:38,242 --> 00:03:40,000
‫ولی شما هنوز باهاش حرف نزدین.

60
00:03:40,125 --> 00:03:44,129
‫اکثر آدم‌ها نمیتونن روند زندگیشون رو یه هفته‌ای تغییر بدن.

61
00:03:45,495 --> 00:03:47,518
‫پس شما میگین که نمیتونم تنهاش بذارم؟

62
00:03:47,686 --> 00:03:51,462
‫نه، فقط میگم ممکنه رفتارش خوب شده باشه...

63
00:03:51,905 --> 00:03:55,909
‫چون نمیخواد شما به اون به عنوان منبع دردسرهاتون نگاه کنین.

64
00:03:56,539 --> 00:03:58,296
‫منبع دردسرهام؟

65
00:03:59,269 --> 00:04:01,699
‫وجودش برام برکته.

66
00:04:02,106 --> 00:04:05,552
‫شاید "الیور" فکر میکنه که اگه رفتارش بدون نقص باشه...

67
00:04:06,008 --> 00:04:09,444
‫میتونه تمام مشکلات بین شما و "لوک" رو حل کنه.

68
00:04:12,588 --> 00:04:15,033
‫واقعاً نمیدونم دارین اینجا چی بهم میگین.

69
00:04:15,158 --> 00:04:17,263
‫از چه نظر گیجتون کردم؟

70
00:04:18,187 --> 00:04:21,165
‫یه ماهه دارین بهم میگین که گیر کردم...

71
00:04:21,290 --> 00:04:23,099
‫و باید زندگیم رو جمع و جور کنم...

72
00:04:23,224 --> 00:04:25,014
‫و بذارم پسرم مثل یه مرد بزرگ بشه.

73
00:04:25,183 --> 00:04:28,684
‫و تو اولین فرصتی که پیدا کردم تا تنهایی برم خوش بگذرونم...

74
00:04:28,852 --> 00:04:30,703
‫میگین که داره تظاهر میکنه رفتارش بهتر شده...

75
00:04:30,828 --> 00:04:32,938
‫"ولی راستش خیلی زیاد بهتون احتیاج داره، "بس.

76
00:04:33,505 --> 00:04:36,626
‫ولی من نمیگم که باید بمونین و ازش مراقبت کنین...

77
00:04:36,751 --> 00:04:40,755
‫‏۶ساله که بدون "لوک" و "الیور" هیچ‌جا نرفتم.

78
00:04:41,787 --> 00:04:45,242
‫فکر میکنم واقعاً حقمه که یه زمانی رو با خودم باشم.

79
00:04:45,633 --> 00:04:47,244
‫باشه، ولی چرا الان؟

80
00:04:49,022 --> 00:04:52,858
‫اینکه شوهر سابقم یه دوست دختر جدید داره، کافی نیست؟

81
00:04:54,004 --> 00:04:56,211
‫میفهمم که شنیدنش چقدر براتون سخت بوده.

82
00:04:58,492 --> 00:05:02,120
‫نه، راستش خوشحالم که "لوک" با یکی رابطه داره...

83
00:05:02,810 --> 00:05:05,171
‫چون الان کاملاً روشنه که همه‌چیز بینمون تمومه.

84
00:05:05,996 --> 00:05:08,682
‫حتی داره دنبال جایگزین میگرده.

85
00:05:09,099 --> 00:05:11,560
‫ولی هفته‌ی پیش خیلی راجع بهش عصبی بودین.

86
00:05:12,282 --> 00:05:15,038
‫انگار آب سرد روم ریخته باشن.

87
00:05:15,697 --> 00:05:17,714
‫باید زندگیمو جمع و جور کنم.

88
00:05:18,185 --> 00:05:20,394
‫حالا "الیور" بیشتر خونه‌ی "لوک" میمونه...

89
00:05:20,519 --> 00:05:24,523
‫و وقتی که نباشه نمیتونم تو خونه مثل روح سرگردان بچرخم.

90
00:05:27,129 --> 00:05:28,702
‫میفهمم که منظورتون چیه.

91
00:05:32,450 --> 00:05:35,460
‫قبلاً تنها زندگی نکردم.

92
00:05:37,365 --> 00:05:39,254
‫نمیتونین تصور کنین که چطوریه.

93
00:05:39,422 --> 00:05:41,177
‫فکر میکنم میتونم.

94
00:05:43,377 --> 00:05:46,022
‫چرا بهم نمیگی چطور شما و "لوک" به هم رسیدین؟

95
00:05:52,715 --> 00:05:56,215
‫تو آخرین ترم کالج حامله شدم.

96
00:05:56,880 --> 00:06:00,205
‫"از خوابگاه بیرون اومدم و رفتم اتاق "لوک.

97
00:06:00,760 --> 00:06:03,210
‫مطمئناً چیزی نبود که برای خودم تصور میکردم.

98
00:06:04,036 --> 00:06:06,606
‫حس میکنم هیچ‌کدوم از اتفاقاتی که تو ۱۲ سال گذشته افتاده رو...

99
00:06:06,731 --> 00:06:09,118
‫تصور نمیکردی.

100
00:06:15,992 --> 00:06:18,881
‫لوک" و من تازه از تعطیلات بهار برگشته بودیم".

101
00:06:20,026 --> 00:06:23,786
‫یادم میاد که اتاق خوابگاهش بوی افتضاحی میداد...

102
00:06:24,080 --> 00:06:27,323
‫چون هم‌اتاقیش قبل از مسافرت یه پیتزا روی اُپن جا گذاشته بود.

103
00:06:29,481 --> 00:06:32,365
‫بهش گفتم حامله‌م...

104
00:06:32,740 --> 00:06:36,398
‫،اونم روی قالیچه‌ی پشمی زانو زد
‫و ازم خواستگاری کرد.

105
00:06:37,680 --> 00:06:39,272
‫یادم میاد با خودم فکر میکردم...

106
00:06:39,485 --> 00:06:42,318
‫این احتمالاً مهم‌ترین لحظه‌ی زندگیمه "...

107
00:06:42,774 --> 00:06:45,936
‫".و این وسط اتاقم بوی پیتزای گندیده رو میده

108
00:06:46,573 --> 00:06:47,573
‫میخواستی که...

109
00:06:48,581 --> 00:06:49,975
‫باهاش ازدواج کنی؟

110
00:06:51,424 --> 00:06:53,644
‫آره، دیوونه‌ی "لوک" بودم.

111
00:06:54,090 --> 00:06:57,171
‫و مطمئن بودم که هیچوقت دست از اینکار برنمیدارم.

112
00:06:58,418 --> 00:06:59,913
‫‏‏۲۱سالم بود.

113
00:07:00,653 --> 00:07:02,660
‫برای گرفتن یه تصمیم بزرگ خیلی جوون بودین.

114
00:07:02,974 --> 00:07:05,356
‫والدینم از دست "لوک" فوق العاده عصبانی بودن.

115
00:07:06,648 --> 00:07:09,435
‫رفتیم "هارت‌فورد" و بُردیمشون بیرون...

116
00:07:09,560 --> 00:07:12,848
‫،به بهترین رستورانی که میتونستیم از عهده‌ی هزینه‌ش بربیایم
‫که رستوران داغون سرِ کوچه بود.

117
00:07:13,675 --> 00:07:15,225
‫خیلی باکلاسه، مگه نه؟

118
00:07:17,622 --> 00:07:20,906
‫مامانم خیلی ناراحت بود.
‫ناراحتیش رو سرِ...

119
00:07:21,494 --> 00:07:23,344
‫میگو سوخاریش خالی کرد.

120
00:07:26,632 --> 00:07:28,700
‫ولی بعد "الیور" به دنیا اومد...

121
00:07:30,717 --> 00:07:32,659
‫- میدونین...
‫- چی؟

122
00:07:37,202 --> 00:07:38,912
‫فوق العاده‌س.

123
00:07:39,761 --> 00:07:43,170
‫،لحظه‌ای که چشمشون به "الیور" افتاد
‫انگار که دخترشون محو شده.

124
00:07:44,759 --> 00:07:47,465
‫و من شدم مادرِ نوه‌شون.

125
00:07:49,467 --> 00:07:51,828
‫ولی منم راجع بهش همین حس رو دارم.

126
00:07:53,120 --> 00:07:55,228
‫اولین شبی که آوردمش خونه...

127
00:07:55,563 --> 00:07:58,410
‫کنار گهواره‌ش ایستادم و خوابیدنش رو تماشا کردم
‫و با خودم فکر کردم...

128
00:07:58,638 --> 00:08:01,212
‫" .این بهترین کاریه که تو کُل عمرم میتونم انجام بدم "

129
00:08:02,821 --> 00:08:05,495
‫چیزی راجع به احساس "لوک" نگفتین.

130
00:08:10,347 --> 00:08:11,664
‫سوال خوبیه.

131
00:08:12,158 --> 00:08:13,273
‫مطمئن نیستین؟

132
00:08:14,742 --> 00:08:16,411
‫اگه بخوام رو راست باشم، برای چند سال...

133
00:08:16,579 --> 00:08:18,296
‫خیلی همدیگه رو نمیدیدیم.

134
00:08:18,421 --> 00:08:20,623
‫سرِ کارش داشت تازه جا میفتاد.

135
00:08:20,748 --> 00:08:23,263
‫منم درگیر "الیور" بودم.
‫انگار که...

136
00:08:23,388 --> 00:08:27,297
‫که داریم تو شیفت‌های جداگونه
‫تو یه کار نوپای درگیر کننده کار میکنیم...

137
00:08:29,714 --> 00:08:31,083
‫"ولی سپردمش دست "لوک...

138
00:08:31,437 --> 00:08:34,328
‫به محض اینکه "الیور" به سن مهدکودک رسید...

139
00:08:34,453 --> 00:08:37,404
‫اونقدر اوضاع خوب بود که خواستم برای ارشد بخونم.

140
00:08:39,303 --> 00:08:42,429
‫میتونم راجع به ۵سالِ بعدش براتون بگم، ولی چه فایده؟

141
00:08:44,993 --> 00:08:46,615
‫نمیتونستم تمرکز کنم.

142
00:08:48,794 --> 00:08:52,022
‫بچه‌م مریض بود یا اینکه نمیتونست بخوابه...

143
00:08:52,640 --> 00:08:55,450
‫و یا یه قلدر تو مهدکودک اذیتش میکرد.

144
00:08:55,618 --> 00:08:57,278
‫"فکر میکردین "الیور...

145
00:08:57,592 --> 00:08:59,417
‫- یه بار رو دوشتونه؟
‫- نه.

146
00:09:00,511 --> 00:09:03,136
‫نه، معلومه که فکر نمیکردم یه بار رو دوشمه.

147
00:09:03,374 --> 00:09:05,360
‫نمیخوام چنین چیزی بگم.
‫فقط اینکه...

148
00:09:06,333 --> 00:09:08,821
‫مدرسه برام واقعی نبود.

149
00:09:08,946 --> 00:09:11,508
‫داشتم نقدها رو نقد میکردم...

150
00:09:12,761 --> 00:09:15,304
‫و یه سری تفاوت‌های بی‌معنی قائل میشدم...

151
00:09:15,472 --> 00:09:18,481
‫و به هنر نگاه میکردم و وانمود میکردم
‫چیزی رو میبینم که حتی احتمالاً وجود نداشته.

152
00:09:19,236 --> 00:09:21,506
‫و بعد به پسرم نگاه میکردم...

153
00:09:21,739 --> 00:09:25,230
‫دارین میگین که به خاطر "الیور" کالج رو تموم نکردین؟

154
00:09:26,152 --> 00:09:27,693
‫اونو سرزنش نمیکنم.

155
00:09:28,772 --> 00:09:31,711
‫نه.
‫تصمیم خودم بود که اون تو الویت باشه.

156
00:09:34,224 --> 00:09:37,169
‫،ولی میدونین
‫یه نگاه به خودم میکنم، ۳۳سالمه...

157
00:09:37,294 --> 00:09:39,936
‫و تا حالا یه شغل تو زندگیم نداشتم.

158
00:09:41,372 --> 00:09:42,598
‫و وحشت کردم.

159
00:09:42,953 --> 00:09:44,858
‫از چی وحشت کردین؟

160
00:09:46,318 --> 00:09:47,753
‫پسرم داره بزرگ میشه.

161
00:09:48,930 --> 00:09:51,363
‫شوهرم دیگه شوهرم نیست.

162
00:09:52,426 --> 00:09:54,747
‫و اونقدری هم تحصیلات ندارم...

163
00:09:54,964 --> 00:09:58,491
‫تا کار درست و حسابی گیرم بیاد.

164
00:09:58,936 --> 00:10:01,136
‫میتونین هرلحظه باهام مخالفت کنین.

165
00:10:01,261 --> 00:10:04,485
‫بس"، میتونی به این قضیه"
‫به چشمِ یه فرصت بزرگ نگاه کنی...

166
00:10:04,610 --> 00:10:07,397
‫تا با فردی که ۱۲سال پیش ناپدید شده
‫دوباره ارتباط برقرار کنی...

167
00:10:07,817 --> 00:10:10,108
‫تا ناشناخته‌ها رو کشف کنی.

168
00:10:14,101 --> 00:10:16,101
‫اصلاً نمیفهمم چی میگین.

169
00:10:16,974 --> 00:10:19,548
‫خیلی با "الیور" وقت گذروندم و...

170
00:10:19,673 --> 00:10:21,950
‫،که بیش از حد هواش رو دارم
‫براش زندگی رو سخت کردم.

171
00:10:22,075 --> 00:10:25,286
‫و میخوام یه مدت دور باشم و حالا دارم ترکش میکنم.

172
00:10:25,708 --> 00:10:28,390
‫پس یا خیلی حواسم بهش هست و
‫یا اینکه اصلا حواسم بهش نیست.

173
00:10:28,515 --> 00:10:31,593
‫به نظر میاد این درگیری‌ایه که با خودتون دارین.

174
00:10:35,998 --> 00:10:37,292
‫حقیقت اینه که...

175
00:10:40,554 --> 00:10:42,803
‫نمیدونم چیکار کنم.

176
00:10:46,002 --> 00:10:47,649
‫نمیدونم چیکار کنم.

177
00:10:54,448 --> 00:10:57,245
‫میشل" احتمالاً منتظرمه".

178
00:10:57,370 --> 00:11:00,070
‫تو ماشین اجاره‌ای...
‫ایناهاش.

179
00:11:00,213 --> 00:11:02,694
‫دیگه نمیتونم راجع بهش حرف بزنم.
‫الان مسافرتم.

180
00:11:04,027 --> 00:11:05,664
‫الیور"، مشکلی نداره، درسته؟"

181
00:11:06,193 --> 00:11:08,646
‫‏‏۱۲سالشه.
‫‏‏فقط یه هفته نیستم.

182
00:11:09,795 --> 00:11:11,945
‫دارین از من اجازه میگیرین؟

183
00:11:12,395 --> 00:11:13,831
‫نه، من...

184
00:11:14,215 --> 00:11:16,484
‫من عاقل و بالغم، باشه؟
‫فقط نظرتون رو میخوام بدونم.

185
00:11:16,609 --> 00:11:17,759
‫مگه این کارتون نیست؟

186
00:11:22,755 --> 00:11:25,055
‫الیور"، عزیزم، میخوای بیای داخل و خداحافظی کنی؟"

187
00:11:25,815 --> 00:11:27,315
‫الان میخوای بری؟

188
00:11:27,604 --> 00:11:29,654
‫آره، "میشل" منتظرمه.

189
00:11:30,955 --> 00:11:34,010
‫بابات میاد دنبالت.
‫میخوام مطمئن شم که مشکلی نداری.

190
00:11:34,135 --> 00:11:35,235
‫من راحتم.

191
00:11:36,725 --> 00:11:38,970
‫الکی که نمیگی، درسته؟

192
00:11:39,095 --> 00:11:41,870
‫راستش رو گفتم.
‫لازم نیست نگرانم باشی.

193
00:11:41,995 --> 00:11:44,295
‫هر روز بهت زنگ میزنم.

194
00:11:45,205 --> 00:11:47,385
‫و اگه مشکلی داشتی
‫یا اینکه میخواستی حرف بزنی...

195
00:11:47,510 --> 00:11:51,209
‫میتونی حتی نصفه شبم زنگ بزنی، اشکال نداره، باشه؟

196
00:12:00,445 --> 00:12:03,722
‫"برای همه‌چیز بازم ممنونم، "پائول.
‫و شرمنده که تند برخورد کردم.

197
00:12:04,185 --> 00:12:05,235
‫اشکالی نداره.

198
00:12:06,595 --> 00:12:07,845
‫خیلی خُب، بفرما.

199
00:12:08,245 --> 00:12:09,445
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

200
00:12:28,385 --> 00:12:29,935
‫"سلام، "میشل.

201
00:12:33,753 --> 00:12:37,757
‫مامانت بهم گفت خیلی وقته تنها مسافرت نرفته.

202
00:12:39,265 --> 00:12:41,968
‫- مشکلی پیش نمیاد
‫- پس همه‌چی رو تحت کنترل داری، هان؟

203
00:12:42,715 --> 00:12:44,915
‫- خوبم.
‫- خُب بگو ببینم...

204
00:12:46,415 --> 00:12:48,183
‫این هفته چه خبرا بوده؟

205
00:12:49,415 --> 00:12:51,015
‫همه مشقام رو نوشتم.

206
00:12:51,300 --> 00:12:52,300
‫خوبه.

207
00:12:52,425 --> 00:12:54,625
‫لاک‌پشتت چطوره؟

208
00:12:55,325 --> 00:12:57,551
‫از جعبه‌های ماکارونیِ قدیمی
‫براش یه خونه جدید ساختم.

209
00:12:57,676 --> 00:12:58,676
‫ایول.

210
00:12:58,995 --> 00:13:01,446
‫از پارک، براش چمن و برگ آوردم بخوره.

211
00:13:01,905 --> 00:13:04,825
‫پس یه خونه عالی براش درست کردی
‫چه خوب.

212
00:13:07,335 --> 00:13:08,335
‫مطمئنی...

213
00:13:09,805 --> 00:13:13,255
‫از رفتن مامانت ناراحت نیستی؟

214
00:13:20,265 --> 00:13:22,398
‫هفته پیش بهم گفتی...

215
00:13:22,635 --> 00:13:24,682
‫شبا خوب خوابت نمیبره...

216
00:13:24,807 --> 00:13:28,811
‫و وقتی مامان و بابات میان که یه سری بهت بزنن...

217
00:13:29,375 --> 00:13:32,102
‫- تظاهر میکنی که خوابی.
‫- خیلی هم خوب میخوابم.

218
00:13:34,570 --> 00:13:35,570
‫خوبه.

219
00:13:35,695 --> 00:13:38,066
‫پس سر کلاس خسته نمیشی یا...

220
00:13:38,234 --> 00:13:40,068
‫گفتم که، به اندازه کافی میخوابم!

221
00:13:46,234 --> 00:13:48,034
‫و اوضاع با پدرت چطوریه؟

222
00:13:48,202 --> 00:13:49,953
‫چرا وقتی اومد اینجا، از خودش نمیپرسی؟

223
00:13:54,385 --> 00:13:55,735
‫مدرسه چطوره؟

224
00:14:02,735 --> 00:14:06,901
‫چند هفته پیش، درباره یه مهمونی
‫یه چیزایی بهم گفتی.

225
00:14:07,026 --> 00:14:10,320
‫و یه پسرِ بود که یه کارِ بدی در حقت کرد.

226
00:14:10,445 --> 00:14:12,684
‫اریک". روی کفشم شاشید".

227
00:14:13,185 --> 00:14:16,885
‫چیز خاصی تا حالا دربارش نگفتی.
‫اذیتت میکنه؟

228
00:14:18,575 --> 00:14:19,575
‫چطوری؟

229
00:14:20,245 --> 00:14:21,545
‫گند میزنه به زندگیم.

230
00:14:23,105 --> 00:14:24,510
‫یه دخترِ هست، اسمش "مایا" ــه.

231
00:14:24,635 --> 00:14:27,235
‫آهان، همون دخترِ که مهمونی گرفته بود.

232
00:14:28,425 --> 00:14:30,250
‫درس علوم انسانی باهم داریم.

233
00:14:30,375 --> 00:14:34,039
‫و توی پروژه عصرِ استعمار باهم دیگه هم‌گروهی هستیم.

234
00:14:34,207 --> 00:14:35,650
‫نمیدونم اینی که گفتی یعنی چی.

235
00:14:35,775 --> 00:14:38,686
‫شبیه مستعمره‌ها لباس میپوشیم...

236
00:14:38,811 --> 00:14:40,911
‫و کارای قدیمی مستعمراتی انجام میدیم.

237
00:14:41,555 --> 00:14:42,955
‫من یه آهنگر بودم.

238
00:14:43,365 --> 00:14:44,865
‫و "مایا" هم زنم بود.

239
00:14:45,375 --> 00:14:46,801
‫و شیر گاوا رو میدوشید.

240
00:14:47,055 --> 00:14:48,455
‫ولی خیلی احمقانه بود.

241
00:14:48,995 --> 00:14:50,245
‫ولی دختر خوبیه.

242
00:14:51,265 --> 00:14:54,142
‫هرروز شکلات میاره مدرسه
‫و یکم بهم میده.

243
00:14:54,915 --> 00:14:57,015
‫کاشکی منم یه دوستِ این ریختی داشتم.

244
00:14:57,140 --> 00:14:58,940
‫ولی هفته قبل...

245
00:14:59,625 --> 00:15:02,875
‫اریک" توی همه مدرسه شایعه پُر کرد"
‫که من،"مایا" رو دوست دارم...

246
00:15:03,475 --> 00:15:05,904
‫ولی اون هیچوقت با من بیرون نمیره
‫چون من خیلی چاقالوئم.

247
00:15:08,835 --> 00:15:10,035
‫منصفانه نیست.

248
00:15:11,185 --> 00:15:12,335
‫حق با توــه.

249
00:15:14,005 --> 00:15:15,080
‫منصفانه نیست.

250
00:15:15,925 --> 00:15:17,707
‫دیگه نمیخوام چاق باشم.

251
00:15:19,015 --> 00:15:20,365
‫یعنی چی؟

252
00:15:20,837 --> 00:15:22,687
‫این هفته غذا نخوردم.

253
00:15:22,922 --> 00:15:25,020
‫هیچی نخوردی؟

254
00:15:25,145 --> 00:15:26,145
‫خُب،نه.

255
00:15:26,926 --> 00:15:29,450
‫یه نصف کاسه کورن‌فلکس برای صبحونه خوردم.

256
00:15:29,575 --> 00:15:32,225
‫توی مدرسه ناهار خریدم، ولی پرتش کردم دور.

257
00:15:32,535 --> 00:15:34,730
‫فقط یکم، پیشِ مامانم غذا میخورم.

258
00:15:34,855 --> 00:15:37,100
‫و وقتی پیش بابامم اصلاً لب به غذا نمیزنم.

259
00:15:37,225 --> 00:15:38,825
‫ولی اون متوجه نمیشه.

260
00:15:40,315 --> 00:15:42,415
‫ضعیف نمیشی این ریختی؟

261
00:15:42,555 --> 00:15:44,484
‫منظورم اینه که، اگه هیچی نخوری...

262
00:15:44,652 --> 00:15:47,702
‫چطوری انرژی جور میکنی
‫تا روزت رو شب کنی؟

263
00:15:55,675 --> 00:15:56,675
‫میدونی...

264
00:15:57,145 --> 00:15:59,845
‫اگه واقعاً میخوای لاغر بشی...

265
00:16:00,755 --> 00:16:02,752
‫لازم نیست خودت تنهایی اینکار رو بکنی.

266
00:16:02,920 --> 00:16:06,110
‫و قطعاً لازم نیست که...

267
00:16:06,235 --> 00:16:08,008
‫دست از غذا خوردن بکشی.

268
00:16:08,208 --> 00:16:10,760
‫یکی رو لازم داری که تو این مسئله بهت کمک کنه.

269
00:16:10,885 --> 00:16:12,095
‫هیچ کمکی لازم ندارم.

270
00:16:12,263 --> 00:16:15,015
‫- گرسنه نیستی؟
‫- دیگه نمیخوام در موردش حرف بزنم.

271
00:16:33,795 --> 00:16:35,891
‫یادمه هفته پیش بهم گفتی که...

272
00:16:36,016 --> 00:16:39,516
‫پدر مادرت قصد دارن تا یه پسر کوچولو رو
‫به فرزندخوندگی بگیرن.

273
00:16:40,124 --> 00:16:43,174
‫ولی گفتی که دیگه در موردش حرف نزدن.

274
00:16:43,765 --> 00:16:45,128
‫واسم توضیح دادن که موضوع از چه قراره.

275
00:16:45,296 --> 00:16:46,896
‫چی گفتن بهت؟

276
00:16:47,435 --> 00:16:50,030
‫خیلی سر بچه باهم دیگه دعوا میکردن...

277
00:16:50,155 --> 00:16:52,052
‫واسه همین مجبور شدن بدنش به یکی دیگه.

278
00:16:52,255 --> 00:16:54,262
‫احساست در اینباره چیه؟

279
00:16:57,415 --> 00:16:59,638
‫درباره فرزندخوندگی چیزی هست...

280
00:16:59,763 --> 00:17:02,015
‫که هنوز ازش سر در نیاری؟

281
00:17:04,415 --> 00:17:06,775
‫فکر میکردم میخوان به منم بگن که
‫به فرزندخوندگی گرفته شدم.

282
00:17:09,535 --> 00:17:10,987
‫چرا باید همچین فکری بکنی؟

283
00:17:11,845 --> 00:17:13,315
‫چونکه شبیه اونا نیستم.

284
00:17:13,440 --> 00:17:15,070
‫و اینم یکی دیگه از چیزاییه که "اریک" میگه.

285
00:17:15,195 --> 00:17:17,640
‫مامانت خیلی خوش هیکل و خوشگله "
‫"باید به فرزندخوندگی گرفته باشنت.

286
00:17:17,765 --> 00:17:21,290
‫میدونی، باید بگم که
‫خیلی از اون پسرِ "اریک" بدم میاد.

287
00:17:21,415 --> 00:17:22,415
‫ولی حق با اونه.

288
00:17:22,583 --> 00:17:24,833
‫من نه شبیه بابامم نه شبیه مامانم.

289
00:17:25,415 --> 00:17:26,865
‫ممکنه به فرزندخوندگی گرفته شده باشم.

290
00:17:29,525 --> 00:17:30,825
‫خُب اگه اینطوری باشه...

291
00:17:31,615 --> 00:17:34,015
‫خوبه یا بد؟

292
00:17:35,035 --> 00:17:37,620
‫خانواده‌م، سر برادرم کلی دعوا میکردن...

293
00:17:37,745 --> 00:17:39,945
‫واسه همین دادنش به یکی دیگه.

294
00:17:40,575 --> 00:17:42,075
‫پس تو هم اینطور فکر میکنی که...

295
00:17:42,205 --> 00:17:45,405
‫اگر بر وفق مرادِ اونا رفتار نکنی...

296
00:17:47,175 --> 00:17:48,925
‫ممکنه اونا تورو هم بدن به یکی دیگه؟

297
00:17:52,555 --> 00:17:55,490
‫پدر مادرت فارغ از اینکه، چجوری رفتار کنی...

298
00:17:55,658 --> 00:17:57,658
‫ممکنه بعضی اوقات ناراحت بشن.

299
00:17:57,850 --> 00:17:59,130
‫ولی من اوضاع رو بدتر میکنم.

300
00:17:59,255 --> 00:18:02,230
‫بعضی وقتا، کسایی که از همه بیشتر دوستشون داریم...

301
00:18:02,355 --> 00:18:04,905
‫بیشتر از همه ناراحتمون میکنن
‫این جمله رو قبول داری؟

302
00:18:10,155 --> 00:18:11,705
‫کاشکی به فرزندخوندگی گرفته شده بودم.

303
00:18:17,825 --> 00:18:18,825
‫میدونی...

304
00:18:19,425 --> 00:18:21,525
‫وقتی بچه بودم، دقیقاً همین حس رو...

305
00:18:22,215 --> 00:18:23,565
‫نسبت به خودم داشتم.

306
00:18:24,487 --> 00:18:25,437
‫واقعاً؟

307
00:18:25,945 --> 00:18:26,995
‫کاملاً.

308
00:18:34,735 --> 00:18:36,635
‫ازشون میخوام که ولم کنن.

309
00:18:39,716 --> 00:18:42,380
‫- چرا چنین چیزی میخوای؟
‫- چون از صبح تا شب دعوا میکنن.

310
00:18:42,505 --> 00:18:43,820
‫و مهم نیست من چیکار میکنم.

311
00:18:43,945 --> 00:18:46,650
‫الانم دارن از هم جدا میشن
‫ولی هنوزم دعوا میکنن.

312
00:18:46,775 --> 00:18:48,835
‫و اینجور که به نظر میرسه، دعواهاشون
‫تموم بشو نیست.

313
00:18:54,705 --> 00:18:55,705
‫پس...

314
00:18:56,075 --> 00:18:57,275
‫خُب اگه به گفته خودت...

315
00:18:59,545 --> 00:19:02,645
‫ولت کنن...

316
00:19:04,425 --> 00:19:06,325
‫فک میکنی کجا بری؟

317
00:19:06,687 --> 00:19:08,740
‫خُب، اونا میگفتن وقتی میخواستن
‫داداشم رو پس بدن...

318
00:19:08,865 --> 00:19:10,865
‫کُلی خانواده میخواستنش.

319
00:19:12,145 --> 00:19:14,067
‫شاید منم بتونم همچین جایی برم.

320
00:19:14,236 --> 00:19:16,136
‫جایی که پدر مادرهاش منو بخوان.

321
00:19:17,475 --> 00:19:20,175
‫واقعاً حس میکنی که پدر و مادرت...

322
00:19:21,155 --> 00:19:22,405
‫تورو نمیخوان؟

323
00:19:28,935 --> 00:19:30,885
‫پدرم الاناست که برسه.

324
00:19:34,935 --> 00:19:37,926
‫اینجور که بنظر میرسه، یکم تاخیر داره
‫میخوای بهش زنگ بزنم؟

325
00:19:38,185 --> 00:19:39,485
‫نه، خودم میتونم.

326
00:19:40,215 --> 00:19:42,315
‫احتمالِ زیاد میره روی پیغام‌گیر.

327
00:19:53,425 --> 00:19:55,425
‫"سلام بابا، منم "الیور.

328
00:19:56,265 --> 00:19:57,465
‫پیش "پائول" ــم...

329
00:19:57,735 --> 00:19:58,822
‫و منتظر شما.

330
00:19:59,675 --> 00:20:00,675
‫خداحافظ.

331
00:20:04,245 --> 00:20:05,954
‫اگه بخوای میتونم همین الان برم.

332
00:20:07,595 --> 00:20:10,400
‫میدونی، راستش قرار ملاقات بعدیم
‫کنسل شد.

333
00:20:10,525 --> 00:20:11,626
‫پس...

334
00:20:12,275 --> 00:20:15,239
‫- اگه دلت بخواد، میتونی همینجا بمونی.
‫- باید برم توی یه اتاق دیگه؟

335
00:20:15,364 --> 00:20:16,464
‫مجبور نیستی.

336
00:20:17,345 --> 00:20:19,717
‫منظورم اینه که،اگه دوست داری
‫میتونی همینجا بمونی.

337
00:20:19,885 --> 00:20:21,435
‫قراره چیکار کنیم؟

338
00:20:21,825 --> 00:20:22,929
‫میتونیم حرف بزنیم.

339
00:20:24,305 --> 00:20:25,855
‫میتونیم بازی کنیم.

340
00:20:26,105 --> 00:20:29,105
‫میتونی بالاخره بهم یاد بدی
‫بلک جک" چطوری بازی میکنن".

341
00:20:36,165 --> 00:20:37,315
‫گشنمه.

342
00:20:42,355 --> 00:20:44,367
‫دوست داری برات ساندویچ درست کنم؟

343
00:20:47,285 --> 00:20:49,035
‫آشپزخونه اینجاست.

344
00:21:10,895 --> 00:21:11,895
‫پس...

345
00:21:14,135 --> 00:21:15,435
‫گوشت؟ پنیر؟

346
00:21:16,715 --> 00:21:19,485
‫میتونم گوشت با پنیر سوییسی با سُسِ خردل بخورم؟

347
00:21:22,105 --> 00:21:23,705
‫فکر کنم بتونم درستش کنم.

348
00:21:27,115 --> 00:21:29,821
‫جدیداً از این نون سبوس‌دارا خریدم.

349
00:21:29,946 --> 00:21:31,998
‫- دوست داری؟
‫- آره بابا.

350
00:21:36,525 --> 00:21:38,004
‫پُشت این دَرِ چیه؟

351
00:21:39,326 --> 00:21:40,506
‫اون تو میخوابم.

352
00:21:42,435 --> 00:21:44,135
‫اون یکی چی؟

353
00:21:44,505 --> 00:21:45,705
‫اونم...

354
00:21:46,515 --> 00:21:48,270
‫یه دَرِ دیگه ــست!

355
00:21:48,395 --> 00:21:50,545
‫- چندتا تیکه میخوای؟
‫- یه دونه از هر کدوم.

356
00:21:50,670 --> 00:21:51,770
‫یه دونه از هر کدوم.

357
00:22:01,705 --> 00:22:02,705
‫ممنون.

358
00:22:12,195 --> 00:22:13,748
‫اون نقاشی رو پسرت کشیده؟

359
00:22:20,755 --> 00:22:21,855
‫آره.

360
00:22:24,505 --> 00:22:26,219
‫خونه‌ایه که توش زندگی میکنه؟

361
00:22:27,220 --> 00:22:28,220
‫آره.

362
00:22:36,955 --> 00:22:37,955
‫ساندویچ چطوره؟

363
00:22:38,785 --> 00:22:39,785
‫خوبه.

364
00:22:49,145 --> 00:22:50,695
‫هنوز گشنته؟

365
00:22:52,145 --> 00:23:00,695
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

366
00:23:00,696 --> 00:23:08,696
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

