1
00:00:26,119 --> 00:00:26,859
‫ایپریل"؟"

2
00:00:34,860 --> 00:00:44,860
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

3
00:00:44,860 --> 00:00:54,860
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">امیــــــــرعلی و محیـــــــــا</font>

4
00:01:02,110 --> 00:01:03,509
‫ببخشید، باید بشینم؟

5
00:01:03,848 --> 00:01:05,087
‫اگه دلت میخواد.

6
00:01:07,555 --> 00:01:08,605
‫چه طراحی قشنگی داره.

7
00:01:10,156 --> 00:01:11,160
‫فقط...

8
00:01:11,634 --> 00:01:13,633
‫،دوست دارم وقتی جایی میرم
‫با محیطش ارتباط برقرار کنم.

9
00:01:13,758 --> 00:01:15,967
‫معماری میخونم و...

10
00:01:16,482 --> 00:01:20,332
‫یه جورایی بهمون آموزش دادن که
‫متوجه دور و برمون باشیم.

11
00:01:20,869 --> 00:01:22,537
‫خیلی حرف میزنم؟

12
00:01:24,204 --> 00:01:24,971
‫چیه؟

13
00:01:25,096 --> 00:01:27,420
‫مردم معمولاً اینجا، چنین سوالی نمیپرسن.

14
00:01:30,301 --> 00:01:31,987
‫واقعاً از دفترت خوشم میاد.

15
00:01:32,374 --> 00:01:33,387
‫ممنون.

16
00:01:33,918 --> 00:01:35,428
‫- خ.ا.د؟
‫- جونم؟

17
00:01:37,898 --> 00:01:40,865
‫خودت انجام دادی یا یکی رو آوردی که
‫برات طراحی دکوراسیون رو انجام بده؟

18
00:01:41,757 --> 00:01:42,764
‫نه، نه، من...

19
00:01:43,063 --> 00:01:44,513
‫پس همش کارِ توئه؟

20
00:01:45,120 --> 00:01:46,894
‫- تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫- ممنون.

21
00:02:02,407 --> 00:02:03,780
‫"خُب،"ایپریل...

22
00:02:04,583 --> 00:02:07,241
‫شاید بهتر باشه یکم از خودت برام بگی.

23
00:02:08,093 --> 00:02:10,146
‫چی؟
‫چیزِ خاصی مد نظرته؟

24
00:02:11,479 --> 00:02:14,633
‫هرچی که فکر میکنی، باید بدونم.

25
00:02:15,697 --> 00:02:17,077
‫بیست و سه سالمه...

26
00:02:17,791 --> 00:02:20,157
‫به موسسه "پرَت" میرم
‫معماری میخونم...

27
00:02:20,937 --> 00:02:22,448
‫که قبلاً بهت گفتم...

28
00:02:23,371 --> 00:02:24,610
‫و همچنین نقشه‌کشی شهری.

29
00:02:24,819 --> 00:02:27,146
‫یه برنامه سه ساله ــست که من توی
‫سال دوم هستم.

30
00:02:30,692 --> 00:02:33,741
‫پدر و مادرم،جفتشون زنده‌ن
‫و هنوز باهم زندگی میکنن.

31
00:02:34,717 --> 00:02:35,966
‫یه برادر دارم...

32
00:02:36,445 --> 00:02:37,445
‫اسمش "دنیل" ــه.

33
00:02:37,853 --> 00:02:40,398
‫یک سال و نیم ازم کوچیکتره
‫خیلی باهم صمیمی هستیم.

34
00:02:43,328 --> 00:02:44,407
‫مجردم...

35
00:02:45,484 --> 00:02:46,573
‫البته اخیراً مجرد شدم!

36
00:02:47,296 --> 00:02:48,460
‫خیلی اخیر!

37
00:02:49,070 --> 00:02:51,858
‫از اولین هفته‌ای که به "پرَت" رفتم، باهم بودیم.

38
00:02:54,093 --> 00:02:55,100
‫پس...

39
00:02:55,953 --> 00:02:58,677
‫اومدی درباره‌ی این باهام حرف بزنی؟

40
00:02:59,967 --> 00:03:01,017
‫جدا شدنم؟

41
00:03:04,627 --> 00:03:05,810
‫ای کاش برای این بود!

42
00:03:11,719 --> 00:03:14,067
‫نه، جداییم...

43
00:03:15,105 --> 00:03:17,171
‫کاملاً مصالحت‌آمیز و دوستانه بود.

44
00:03:17,172 --> 00:03:20,172
‫رفتار "کایل" به طرز فوق العاده‌ای
‫در رابطه با کل این قضایا، خوب بود.

45
00:03:20,172 --> 00:03:23,172
‫هنوزم دوستای خوبی برای همیم.

46
00:03:24,501 --> 00:03:26,745
‫و دوست دختر جدیدش...

47
00:03:27,410 --> 00:03:28,460
‫خیلی دلنشینه.

48
00:03:30,356 --> 00:03:33,809
‫و پدرش، صاحبِ پنج تا ساختمون توی خیابون "پارک" هست.

49
00:03:33,934 --> 00:03:36,140
‫خُب...خیلی خوبه!

50
00:03:40,921 --> 00:03:43,071
‫شرمنده، خیلی بلد نیستم
‫درباره‌ی خودم حرف بزنم.

51
00:03:43,196 --> 00:03:45,516
‫باید ازم سوال و اینجور چیزا بپرسین.

52
00:03:45,937 --> 00:03:47,595
‫از اونجور روان‌پزشکا هستین؟

53
00:03:48,511 --> 00:03:49,353
‫میتونم باشم.

54
00:03:51,403 --> 00:03:53,018
‫اسمتون رو آنلاین پیدا کردم...

55
00:03:53,872 --> 00:03:55,046
‫"تو نیازمندی‌های "پرَت.

56
00:03:56,194 --> 00:03:58,267
‫یه کسی رو میخواستم که به مدرسه نزدیک باشه...

57
00:03:58,392 --> 00:04:00,852
‫و برنامه‌های بهداشتی من رو به عهده بگیره.

58
00:04:03,337 --> 00:04:05,286
‫هیچکس تو صفحه‌ت، نظر نذاشته بود.

59
00:04:06,981 --> 00:04:09,331
‫یه قسمتی هست که مریض‌ها میتونن
‫یکی رو به بقیه معرفی کنن.

60
00:04:10,273 --> 00:04:11,275
‫واسه تو خالی بود.

61
00:04:11,400 --> 00:04:14,795
‫شاید بخاطر اینکه، من به تازگی به این منطقه اومدم.

62
00:04:16,228 --> 00:04:18,069
‫فرض رو بر این گذاشتم که یه شیوه‌ی درمانیِ جدیده.

63
00:04:18,623 --> 00:04:20,125
‫فکر میکردم جوون‌تر باشی.

64
00:04:20,726 --> 00:04:23,373
‫یه روانکاوِ جوون‌تر رو ترجیح میدی؟

65
00:04:25,048 --> 00:04:26,057
‫راستش نه.

66
00:04:27,824 --> 00:04:28,893
‫به‌نظر که خیلی عالی هستی.

67
00:04:32,867 --> 00:04:34,064
‫کار و بار چطوره؟

68
00:04:34,547 --> 00:04:35,549
‫سخته؟

69
00:04:35,965 --> 00:04:37,215
‫چرا اسباب‌کشی کردی؟

70
00:04:39,567 --> 00:04:40,581
‫ببخشید.

71
00:04:43,423 --> 00:04:45,248
‫خُب، نمیتونم اینو ندید بگیرم...

72
00:04:45,373 --> 00:04:47,786
‫که این دفعه، سومین باری هست که...

73
00:04:47,966 --> 00:04:50,039
‫ازم معذرت خواهی میکنی.

74
00:04:52,027 --> 00:04:53,491
‫واقعاً معذرت نخواستم.

75
00:04:53,765 --> 00:04:56,462
‫- فقط ادب رو رعایت کردم.
‫- باشه،فقط میخوام اینو بدونی که...

76
00:04:56,630 --> 00:04:59,915
‫لازم نیست اینجا،بابت هیچ چیزی معذرت بخوای.

77
00:05:00,043 --> 00:05:02,081
‫هرچیزی که بگی...

78
00:05:03,165 --> 00:05:04,261
‫نمیتونی برنجونیم.

79
00:05:04,736 --> 00:05:07,290
‫- نمیتونم؟
‫- معلومه که میتونی،ولی...

80
00:05:09,018 --> 00:05:10,139
‫من جنبه‌م بالاست.

81
00:05:11,785 --> 00:05:14,846
‫منظورم اینه که،نمیخواد خیلی مواظب حرف زدنت باشی...

82
00:05:15,524 --> 00:05:16,857
‫تا به من برنخوره.

83
00:05:21,313 --> 00:05:24,448
‫خُب،این اولین دفعه‌ایه که با یه روان‌پزشک
‫صحبت میکنی؟

84
00:05:26,102 --> 00:05:28,078
‫نه،یه نفر رو توی مدرسه دیدم.

85
00:05:28,203 --> 00:05:31,354
‫تو طول ترم مدرسه یکی رو ۹هفته
‫مجانی دراختیارت میذارن، بنابراین...

86
00:05:31,563 --> 00:05:33,695
‫۹هفته،خیلی زیاد نیست.

87
00:05:34,754 --> 00:05:37,628
‫خیلی بیشتر میشد،اگه اون زنه یه ازگل به تمام معنا نبود.

88
00:05:38,773 --> 00:05:40,089
‫اول از همه...

89
00:05:40,569 --> 00:05:41,630
‫"جنیفر"...

90
00:05:42,053 --> 00:05:43,846
‫به زور از من بزرگتر بود.

91
00:05:45,452 --> 00:05:46,909
‫از اون تیپ دخترایی که...

92
00:05:47,625 --> 00:05:49,366
‫تو نگاه اول میفهمیدی،فقط برای این روان‌پزشک شده...

93
00:05:49,491 --> 00:05:51,796
‫چونکه نمیدونسته با زندگیش میخواسته چیکار بکنه.

94
00:05:51,921 --> 00:05:54,954
‫مثلاً، یه روز صبح از خواب پا شده و با خودش فکر کرده...

95
00:05:56,823 --> 00:05:58,967
‫بنظر،شنونده خوبی میام...

96
00:05:59,092 --> 00:06:02,132
‫و چیز خاصی ندارم که بگم
‫فهمیدم! باید روان‌پزشک بشم!

97
00:06:04,261 --> 00:06:06,365
‫- با شما نبودما!
‫- مشکلی نیست،چیزی نیست.

98
00:06:08,693 --> 00:06:11,192
‫فقط منتظرِ...

99
00:06:12,335 --> 00:06:14,003
‫یه دکتر پولدار با یه ازدواج بد بود که...

100
00:06:14,128 --> 00:06:16,924
‫پاشو بذاره تو دفترش،و عاشقش بشه...

101
00:06:17,049 --> 00:06:19,236
‫بعدش تمام این مسخره‌بازیا رو بذاره کنار.

102
00:06:20,123 --> 00:06:23,202
‫قشنگ میتونم بگم،وقتی جلوش نشسته بودم
‫به چی داشت فکر میکرد.

103
00:06:23,327 --> 00:06:25,524
‫"این دخترِ وقت حروم کردنه"

104
00:06:25,929 --> 00:06:27,647
‫و چی باعث شد چنین فکری بکنی؟

105
00:06:28,342 --> 00:06:29,388
‫نمیدونم.

106
00:06:30,424 --> 00:06:32,645
‫یه حسی اینو بهم میگفت...

107
00:06:33,837 --> 00:06:35,687
‫نگاهی که به زور بهم مینداخت.

108
00:06:36,511 --> 00:06:37,740
‫همچنین...

109
00:06:37,865 --> 00:06:40,274
‫یه داستان رو دو بار برام تعریف کرد
‫که خیلی ناامید کننده بود.

110
00:06:40,588 --> 00:06:41,959
‫تو یه جلسه؟

111
00:06:42,282 --> 00:06:43,610
‫نه، دوتا جلسه مختلف.

112
00:06:43,886 --> 00:06:45,487
‫پس بازم رفتی به دیدنش؟

113
00:06:45,612 --> 00:06:47,299
‫آره،فک کردم بهش مدیونم.

114
00:06:47,430 --> 00:06:49,521
‫منظورت از اینکه بهش مدیونی چیه؟

115
00:06:49,646 --> 00:06:50,993
‫آدم خوبی بود.

116
00:06:51,524 --> 00:06:52,815
‫داشت سعی خودشون میکرد.

117
00:06:55,339 --> 00:06:58,550
‫اون داستانی که دو بار بهت گفت، چی بود؟

118
00:06:59,693 --> 00:07:01,101
‫چیز مهمی نیست.

119
00:07:03,384 --> 00:07:05,257
‫منظورم اینه که، حتی اسمش رو هم نمیشه داستان گذاشت.

120
00:07:05,425 --> 00:07:06,849
‫بیشتر شبیه یه جُکه.

121
00:07:07,468 --> 00:07:09,081
‫احتمالاً بلدیش.

122
00:07:09,582 --> 00:07:10,643
‫شاید هم نه.

123
00:07:11,011 --> 00:07:12,014
‫امتحانم کن.

124
00:07:13,840 --> 00:07:16,836
‫درباره یه آدم دهاتی‌ــه که میاد به نیویورک...

125
00:07:17,625 --> 00:07:18,634
‫و...

126
00:07:19,908 --> 00:07:22,931
‫همه خیلی درگیر کاراشون بودن و هیچکی وقتی
‫برای این بابا نمیگذاشته.

127
00:07:23,852 --> 00:07:25,410
‫تاکسی‌ها سوارش نمیکردن.

128
00:07:25,815 --> 00:07:27,552
‫مردم سعی میکردن تیغش بزنن.

129
00:07:28,184 --> 00:07:31,696
‫و تنها چیزی که میخواست، این بود که به
‫موزه تاریخ طبیعی بره...

130
00:07:31,821 --> 00:07:33,285
‫تا دایناسورها رو ببینه.

131
00:07:33,791 --> 00:07:35,227
‫ولی نمیتونسته پیداش کنه.

132
00:07:36,048 --> 00:07:37,298
‫میدونی...

133
00:07:37,691 --> 00:07:40,123
‫نمیتونسته پیداش کنه
‫هی دورِ خودش میگشته...

134
00:07:41,278 --> 00:07:44,065
‫بالاخره،یه راست میره...

135
00:07:44,190 --> 00:07:46,152
‫سمت میدانِ تایمز...

136
00:07:46,399 --> 00:07:48,621
‫روی شونه یه پلیس میزنه و بهش میگه...

137
00:07:48,746 --> 00:07:50,887
‫ببخشید افسر،میشه بهم بگید که...

138
00:07:51,012 --> 00:07:54,598
‫چجوری برم سمت موزه‌ یا برم دَرِ خودم بذارم؟

139
00:07:55,377 --> 00:07:56,679
‫آره، شنیده بودمش.

140
00:07:56,804 --> 00:07:57,912
‫این...

141
00:07:58,982 --> 00:07:59,937
‫یه جُکِ کلاسیکه.

142
00:08:01,902 --> 00:08:03,666
‫خُب، این رو دوبار برام تعریف کرد...

143
00:08:03,791 --> 00:08:05,526
‫و همون دفعه اول هم خنده‌دار نبود.

144
00:08:07,201 --> 00:08:09,383
‫وقتی که برنگشتم اونجا، حدود ۸۷بار...

145
00:08:09,508 --> 00:08:10,948
‫بهم زنگ زد، من اینطوری بودم...

146
00:08:11,116 --> 00:08:12,663
‫".نکته‌شو بگیر دیگه بابا "

147
00:08:13,945 --> 00:08:15,696
‫فکر میکنی، متوجه نشده بود که...

148
00:08:15,823 --> 00:08:18,058
‫تو نمیخوای دیگه برای روانکاوی بری پیشش؟

149
00:08:18,230 --> 00:08:20,207
‫یه آدم باید چندتا تلفنِ یه نفر رو جواب نده...

150
00:08:20,375 --> 00:08:22,781
‫تا طرف بفهمه نمیخوای باهاش صحبت کنی؟

151
00:08:23,795 --> 00:08:26,964
‫بعد از اینکه تصمیم گرفتی دیگه اونجا نری
‫باهاش حرف نزدی؟

152
00:08:28,299 --> 00:08:29,911
‫چیزی نداشتم که بهش بگم.

153
00:08:30,036 --> 00:08:32,561
‫فقط نمیخواستم دوباره برگردم اونجا.

154
00:08:32,843 --> 00:08:35,432
‫فقط برام هضم نمیشه که، چرا رک و روراست نرفتی...

155
00:08:35,648 --> 00:08:37,192
‫به خودش بگی.

156
00:08:37,474 --> 00:08:39,436
‫نمیخواستم احساساتش رو جریحه‌دار کنم.

157
00:08:45,297 --> 00:08:46,330
‫خیلی خُب.

158
00:08:46,533 --> 00:08:49,641
‫اول از همه، اون زنه داشت رو اعصابم رژه میرفت.

159
00:08:49,769 --> 00:08:52,482
‫دوستایی تو مدرسه داشتم که به روانکاوی رفتن...

160
00:08:52,802 --> 00:08:55,234
‫و اگه دیگه نخوای بری اونجا
‫اینطوریه که یه بار بهت زنگ میزنن...

161
00:08:55,359 --> 00:08:57,087
‫و یه نامه بهت میفرستن و تمام!

162
00:08:57,720 --> 00:08:58,912
‫"جنیفر"...

163
00:08:59,298 --> 00:09:02,224
‫خیلی پاشو از گلیمش درازتر کرده بود
‫و دوماً، یه احمقِ به تمام معنا بود.

164
00:09:02,807 --> 00:09:04,384
‫و سوماً...

165
00:09:05,463 --> 00:09:07,338
‫تو میشناسیش مگه؟

166
00:09:07,463 --> 00:09:09,214
‫نه، فکر نکنم.

167
00:09:09,621 --> 00:09:10,437
‫چطور؟

168
00:09:10,562 --> 00:09:12,911
‫چون خیلی رو رابطه‌ی من با اون گیری...

169
00:09:13,036 --> 00:09:15,155
‫و تمام دلیلی که اومدم پیشت این بود که...

170
00:09:15,280 --> 00:09:17,009
‫فکر نمیکردم...

171
00:09:17,134 --> 00:09:19,120
‫کسایی که میشناسم رو بشناسی.

172
00:09:19,245 --> 00:09:21,584
‫خُب، دارم سعی میکنم که بفهمم...

173
00:09:22,298 --> 00:09:25,647
‫با گفتن این داستان، چی میخوای بهم بگی.

174
00:09:25,815 --> 00:09:29,427
‫جو گیر نشو، رفیق.
‫اصلاً سعی نمیکردم چیز خاصی بهت بگم.

175
00:09:29,938 --> 00:09:31,803
‫تو کسی بودی که این بحث رو کشید وسط.

176
00:09:31,928 --> 00:09:33,423
‫میشه ازت بپرسم که...

177
00:09:34,080 --> 00:09:35,817
‫اتفاقات دیگه‌ای هم...

178
00:09:35,986 --> 00:09:37,951
‫در طول اون جلسات افتاده که...

179
00:09:39,106 --> 00:09:40,204
‫اذیتت کرده باشه؟

180
00:09:40,561 --> 00:09:41,580
‫وای خدا.

181
00:09:41,871 --> 00:09:43,710
‫همین الان بهت گفتم که، اون زنیکه...

182
00:09:43,869 --> 00:09:45,803
‫به جای مغز تو سرش نخود بود.

183
00:09:46,414 --> 00:09:47,888
‫به زور بهم توجه میکرد.

184
00:09:49,190 --> 00:09:51,259
‫بهش گفتم که برادرم اوتیسم داره...

185
00:09:51,384 --> 00:09:53,389
‫و کلی از وقتم مادرم رو میگیره...

186
00:09:53,514 --> 00:09:55,388
‫و اون گفتش که
‫"آخی طفلکی، خیلی باید برات سخت باشه".

187
00:09:55,513 --> 00:09:57,833
‫فکر میکنی از دست برادرت عصبانی‌ای؟

188
00:09:57,958 --> 00:09:59,113
‫و منم گفتم...

189
00:09:59,507 --> 00:10:00,894
‫عاشق برادرمم...

190
00:10:01,019 --> 00:10:03,227
‫ولی میتونم همین الان دهنت رو سرویس کنم زنیکه‌ی هرزه.

191
00:10:07,592 --> 00:10:09,592
‫شما آدما رو درک نمیکنم.

192
00:10:10,672 --> 00:10:12,963
‫فکر میکردم میام اینجا...

193
00:10:14,110 --> 00:10:16,334
‫و شاید یکی بیاد به حرفای من واقعاً گوش بده...

194
00:10:16,459 --> 00:10:17,515
‫به جای اینا...

195
00:10:17,802 --> 00:10:20,390
‫تنها چیزی که تو میخوای، اینه که درباره روان‌کاو اولیم...

196
00:10:20,515 --> 00:10:22,679
‫و اینکه عجب آدم فاجعه‌ای بود، صحبت کنیم.

197
00:10:23,133 --> 00:10:26,124
‫فکر نمیکنم، وقتمون رو هدر داده باشیم.

198
00:10:28,147 --> 00:10:29,557
‫البته که فکر نمیکنی!

199
00:10:29,682 --> 00:10:30,893
‫خیلی خُب،ببین.

200
00:10:32,424 --> 00:10:34,637
‫از نظر تو، ممکنه درکم از مسائل پایین باشه...

201
00:10:34,762 --> 00:10:36,987
‫ولی واقعاً داشتم گوش میدادم.

202
00:10:37,112 --> 00:10:40,177
‫و الان فکر میکنم، یه ذره بیشتر درباره چیزایی که...

203
00:10:41,613 --> 00:10:43,058
‫برات مهم هستن، میدونم.

204
00:10:45,186 --> 00:10:47,145
‫بهم گفتی که، یه چیزی رو دو بار بهت نگم...

205
00:10:47,313 --> 00:10:49,980
‫چیزای مضحک بهت نگم
‫و وقتت رو تلف نکنم.

206
00:10:50,105 --> 00:10:52,279
‫و تو بهم گفتی که، شدیداً به خانوادت وفاداری...

207
00:10:52,404 --> 00:10:54,027
‫و اگه من نتونم تورو جذب خودم بکنم...

208
00:10:54,662 --> 00:10:56,193
‫با رفتنت، منو غافلگیر میکنی!

209
00:10:56,845 --> 00:10:58,742
‫حتی اگه ۸۷ دفعه بهت زنگ بزنم!

210
00:11:06,833 --> 00:11:08,792
‫حالا جدی ۸۷ دفعه نبود.

211
00:11:14,014 --> 00:11:15,025
‫پس...

212
00:11:16,264 --> 00:11:18,343
‫اومدی اینجا درباره چی صحبت کنی؟

213
00:11:21,343 --> 00:11:23,840
‫چند نفر میان پیشت که...

214
00:11:25,106 --> 00:11:26,529
‫یه مشکل خیلی اساسی دارن؟

215
00:11:27,374 --> 00:11:28,435
‫مثل چی؟

216
00:11:29,949 --> 00:11:31,263
‫نمیدونم...

217
00:11:31,423 --> 00:11:33,029
‫مرگ یه نفر، تجاوز.

218
00:11:34,155 --> 00:11:35,179
‫نمیدونم.

219
00:11:35,636 --> 00:11:38,528
‫هرچی که بهم بگی، از پسش بر میام.

220
00:11:40,324 --> 00:11:41,911
‫بهم تجاوز نشده، نگران نباش.

221
00:11:50,149 --> 00:11:52,102
‫دارم سعی میکنم بهت بگم
‫فقط...

222
00:11:55,163 --> 00:11:57,154
‫فقط نمیتونم به زبون بیارمش.

223
00:11:58,470 --> 00:11:59,551
‫میتونم بنویسمش؟

224
00:11:59,822 --> 00:12:00,836
‫البته.

225
00:13:09,874 --> 00:13:11,169
‫چه حسی داری؟

226
00:13:16,386 --> 00:13:17,391
‫خسته‌م.

227
00:13:23,464 --> 00:13:25,060
‫چه نوع سرطانی هست؟

228
00:13:30,384 --> 00:13:31,830
‫میدونی چیه؟ من...

229
00:13:34,428 --> 00:13:37,503
‫دلم نمیخواد در موردش حرف بزنم.

230
00:13:39,273 --> 00:13:41,273
‫فقط میخواستم به یه نفر بگم.

231
00:13:42,717 --> 00:13:44,823
‫کلی چرت و پرتِ دیگه الان توی مغزمه.

232
00:13:45,850 --> 00:13:47,819
‫تحویل پروژه‌م دو هفته دیگه‌س.

233
00:13:47,944 --> 00:13:49,813
‫کلی باید طرح بکشم...

234
00:13:50,949 --> 00:13:53,663
‫،البته اگه از ماکت بگذریم
‫که هنوز شروعش نکردم.

235
00:13:53,897 --> 00:13:55,097
‫دهنم سرویسه.

236
00:13:58,921 --> 00:14:00,271
‫خوب میخوابی؟

237
00:14:00,715 --> 00:14:01,965
‫نه واقعاً، نه.

238
00:14:03,982 --> 00:14:06,780
‫خیس از عرق سرد از خواب میپَرم.
‫خیلی افتضاحه.

239
00:14:08,348 --> 00:14:10,048
‫کُلِ تخت خیس میشه.

240
00:14:12,760 --> 00:14:15,469
‫عرق کردن‌های شبانه ظاهراً از علائم خیلی شایع...

241
00:14:15,741 --> 00:14:16,952
‫لنفوم"ـه".
‫( سرطان غدد لنفاوی )

242
00:14:20,577 --> 00:14:23,227
‫و چیزای دیگه البته که اصلاً نمیخوای بدونی.

243
00:14:25,472 --> 00:14:27,322
‫چند وقته ازش خبر داری؟

244
00:14:28,702 --> 00:14:29,752
‫۵هفته.

245
00:14:31,991 --> 00:14:33,001
‫و...

246
00:14:33,899 --> 00:14:35,332
‫چطور متوجه شدی؟

247
00:14:37,467 --> 00:14:38,829
‫سینه و گلوم درد میکرد.

248
00:14:41,045 --> 00:14:43,373
‫خیلی حاد نبود ولی خوب نمیشد.

249
00:14:43,519 --> 00:14:46,840
‫اینکه تو کلاس بشینی
‫و مدام سرفه کنی مایه‌ی خجالته.

250
00:14:46,965 --> 00:14:50,046
‫بنابراین، رفتم مرکز بهداشت...

251
00:14:50,975 --> 00:14:52,816
‫و اونام بهم آنتی بیوتیک دادن.

252
00:14:53,085 --> 00:14:54,493
‫ولی فایده نداشت...

253
00:14:54,860 --> 00:14:58,174
‫،البته جای تعجبم نداره
‫چون مرکز بهداشت واقعاً فاجعه‌س.

254
00:14:59,047 --> 00:15:00,643
‫اینطوری دست میندازیمشون...

255
00:15:00,768 --> 00:15:03,215
‫که اگه با سَری که وحشتناک خونریزی میکنه بری اونجا...

256
00:15:03,340 --> 00:15:06,071
‫،اگه زن باشی
‫بهت تست حاملگی میدن.

257
00:15:07,499 --> 00:15:08,503
‫پس...

258
00:15:09,208 --> 00:15:11,434
‫،میدونی
‫فکر کردم گند زدم...

259
00:15:11,663 --> 00:15:14,371
‫،و بالاخره هروقت با پدرم حرف بزنم
‫بهم میگه چیکار کنم.

260
00:15:14,620 --> 00:15:15,747
‫دکتره؟

261
00:15:16,334 --> 00:15:17,434
‫تو ارتش.

262
00:15:18,071 --> 00:15:20,152
‫باید بازنشسته میشد، ولی...

263
00:15:22,335 --> 00:15:23,964
‫حالا هم که با سازمان بازنشستگی کار میکنه...

264
00:15:24,346 --> 00:15:28,046
‫،و اونام خیلی کمبود نیرو دارن
‫بنابراین تلفنی حرف زدن باهاشم غیرممکنه.

265
00:15:30,505 --> 00:15:31,611
‫حالا هر چی، کجا بودم؟

266
00:15:31,736 --> 00:15:34,182
‫داشتی راجع به سینه‌درد و سرفه حرف میزدی.

267
00:15:35,050 --> 00:15:36,050
‫درسته.

268
00:15:36,534 --> 00:15:39,182
‫نتونستم پدرم رو گیر بیارم...

269
00:15:39,619 --> 00:15:40,670
‫و بعدش...

270
00:15:41,685 --> 00:15:44,286
‫این عرق‌های شبانه‌ی افتضاح شروع شد...

271
00:15:45,994 --> 00:15:49,077
‫بنابراین دوباره رفتم مرکز بهداشت
‫و حدس بزن چیکار کردن.

272
00:15:49,490 --> 00:15:52,626
‫- چیکار؟
‫- به استفاده از قرص‌های لاغری متهمم کردن...

273
00:15:53,804 --> 00:15:56,564
‫یا کوکائین.
‫دکترا رو اینکه استفاده...

274
00:15:56,689 --> 00:15:59,207
‫،از چه ماده‌ی مخدری رو ازشون پنهون میکنم
‫به توافق نرسیدن...

275
00:15:59,816 --> 00:16:02,210
‫فوق العاده بود.

276
00:16:06,179 --> 00:16:09,662
‫بالاخره یکی این ایده‌ی درخشان به ذهنش رسید...

277
00:16:09,953 --> 00:16:12,544
‫تا برای عکس‌برداری از قفسه‌ی سینه
‫"بفرستنم بیمارستان "بروکلین...

278
00:16:12,929 --> 00:16:13,979
‫و بعدش...

279
00:16:14,328 --> 00:16:16,266
‫و بقیه‌م که مثل روز روشنه.

280
00:16:21,910 --> 00:16:23,246
‫یه توده‌ی بزرگ...

281
00:16:24,521 --> 00:16:25,986
‫پُشت ستون فقراتم دارن.

282
00:16:31,995 --> 00:16:35,201
‫هیچ‌وقت سراغ بافت‌برداری مغز استخوان نرو، باشه؟

283
00:16:35,748 --> 00:16:37,998
‫فقط بهشون بگو یه راه دیگه پیدا کنن.

284
00:16:39,945 --> 00:16:42,645
‫جلوی ۱۰تا دانشجوی پزشکی اینکارو میکنن...

285
00:16:43,504 --> 00:16:45,331
‫که همه‌شون با هم لاس میزنن...

286
00:16:46,312 --> 00:16:48,528
‫انگار که اصلاً وجود خارجی نداری، میدونی؟

287
00:16:48,922 --> 00:16:50,508
‫انگار که مُردی...

288
00:16:50,676 --> 00:16:52,180
‫و این کالبدشکافیه.

289
00:16:53,403 --> 00:16:54,846
‫وحشتناکه.

290
00:16:56,201 --> 00:16:59,030
‫لنفوسیت بی بزرگ مدیاستن...
‫( حفره‌ی مرکزی قفسه سینه )

291
00:16:59,048 --> 00:17:00,769
‫لنفوم غیر هاجکینز.

292
00:17:03,209 --> 00:17:04,359
‫سراغ...

293
00:17:04,843 --> 00:17:06,524
‫سراغ متخصص سرطان رفتی؟

294
00:17:07,148 --> 00:17:09,510
‫آره، همون روزی که بیماریم رو تشخیص دادن.

295
00:17:10,350 --> 00:17:11,600
‫تنها بودی؟

296
00:17:11,601 --> 00:17:12,601
‫بله.

297
00:17:13,451 --> 00:17:15,306
‫نمیخواستی کسی همراهیت کنه؟

298
00:17:15,451 --> 00:17:17,235
‫- مثلاً کی؟
‫- یه دوست.

299
00:17:17,236 --> 00:17:18,236
‫نه.

300
00:17:18,639 --> 00:17:20,085
‫- یا والدینت؟
‫- عمراً.

301
00:17:20,245 --> 00:17:23,458
‫واکنش پدر و مادرت چطور بود
‫وقتی بهشون گفتی که مریضی؟

302
00:17:23,841 --> 00:17:25,343
‫هنوز بهشون نگفتم.

303
00:17:30,482 --> 00:17:31,800
‫پس به کی گفتی؟

304
00:17:33,938 --> 00:17:34,748
‫تو.

305
00:17:35,824 --> 00:17:36,634
‫من.

306
00:17:39,111 --> 00:17:40,261
‫هیچکس دیگه؟

307
00:17:43,204 --> 00:17:44,800
‫یه کارگر ساختمون.

308
00:17:48,302 --> 00:17:50,491
‫یکی از چیزایی که رو اعصابمه اینه که...

309
00:17:50,862 --> 00:17:53,505
‫،وقتی دارم تو خیابون راه میرم
‫یه ازگل از تو ساختمون نیمه‌کاره...

310
00:17:53,646 --> 00:17:54,918
‫بهم میگه بخند.

311
00:17:55,134 --> 00:17:57,806
‫میدونی؟
‫".مثلاً، "بخند عزیزم

312
00:17:57,931 --> 00:17:59,278
‫".اونقدرا هم بد نیست"

313
00:17:59,871 --> 00:18:02,172
‫میدونی، همیشه میخواستم...

314
00:18:02,454 --> 00:18:05,599
‫یه جوری جوابشون رو بدم که دهنشون بسته شه.

315
00:18:05,975 --> 00:18:08,561
‫دیروز صبح داشتم میرفتم مدرسه...

316
00:18:09,199 --> 00:18:10,649
‫که این بابا عربده کشید...

317
00:18:11,471 --> 00:18:13,839
‫"عروسک، بخند، اینکارو میکنی؟"

318
00:18:13,964 --> 00:18:15,557
‫".یه صبح دل‌انگیزه"

319
00:18:15,682 --> 00:18:18,412
‫"!و منم داد زدم، "سرطان دارم.

320
00:18:18,985 --> 00:18:20,393
‫فوق العاده بود.

321
00:18:31,113 --> 00:18:32,135
‫نه خیلی البته.

322
00:18:35,958 --> 00:18:38,017
‫پس تنها کسایی که راجع به این موضوع...

323
00:18:38,233 --> 00:18:39,701
‫بهشون چیزی گفتی...

324
00:18:40,252 --> 00:18:42,900
‫من و این کارگر ساختمونی هستیم؟

325
00:18:43,848 --> 00:18:46,248
‫میخواستم با کسی صحبت کنم که...

326
00:18:48,521 --> 00:18:49,617
‫بی‌طرف باشه...

327
00:18:49,929 --> 00:18:52,568
‫کسی که براش مهم نباشه چه بلایی سَرم میاد.

328
00:18:53,490 --> 00:18:56,560
‫،مطمئناً برات مهمه، چون انسانی
‫ولی وقتی...

329
00:18:56,776 --> 00:18:58,837
‫بهت بگم، از خود بیخود نمیشی.

330
00:18:59,298 --> 00:19:01,548
‫نمیدونم. اینکه بگم نمیخوام تحت درمان باشم.

331
00:19:01,673 --> 00:19:05,092
‫،میدونی، اگه بهت بگم شاید بخوام همین الان
‫همین‌جا...

332
00:19:05,217 --> 00:19:07,701
‫،روی مبلت سرمو بذارم بمیرم
‫خودت رو...

333
00:19:08,456 --> 00:19:11,029
‫نمیدونم، خودت رو از پنجره نمیدازی پایین، درسته؟

334
00:19:16,059 --> 00:19:17,139
‫فقط...

335
00:19:18,036 --> 00:19:20,514
‫میخوام یه لحظه راجع به تمام این قضایا فکر کنم...

336
00:19:21,741 --> 00:19:25,071
‫برم سراغ گیاه‌های دارویی یا طبِ سوزنی...

337
00:19:25,196 --> 00:19:28,140
‫،و بفهمم چه انتخابایی پیش روم دارم
‫قبل از اینکه همه رو خبردار کنم...

338
00:19:28,349 --> 00:19:31,389
‫و جو متشنج رو کنترل کنم.

339
00:19:32,012 --> 00:19:34,130
‫چه کسی اگه خبردار بشه، از خود بیخود میشه؟

340
00:19:37,944 --> 00:19:39,052
‫مادرت؟

341
00:19:42,958 --> 00:19:44,061
‫پدرت؟

342
00:19:47,028 --> 00:19:48,513
‫و برادرت؟

343
00:19:50,513 --> 00:19:52,513
‫دنیل"، از خود بیخود نمیشه".

344
00:19:53,526 --> 00:19:55,985
‫- پرخاشگر میشه ولی عصبی نه.
‫- پرخاشگر در برابر کی؟

345
00:19:56,343 --> 00:19:57,234
‫چی؟

346
00:19:57,911 --> 00:19:59,633
‫نه، هیچ‌کس.

347
00:19:59,839 --> 00:20:00,994
‫خودش.

348
00:20:01,577 --> 00:20:02,742
‫نگرانش نباش.

349
00:20:02,995 --> 00:20:04,995
‫به نظر خیلی مستقل...

350
00:20:05,952 --> 00:20:07,121
‫میای.

351
00:20:08,930 --> 00:20:12,418
‫و میتونم تصورش رو بکنم که...

352
00:20:13,776 --> 00:20:16,258
‫ایده‌ی تحتِ درمان قرار گرفتن...

353
00:20:19,220 --> 00:20:21,020
‫اینکه بخوای خودت رو تو دست یکی دیگه بذاری...

354
00:20:21,145 --> 00:20:24,889
‫میتونم تصورش رو بکنم که یه جورایی ترسناکه.

355
00:20:25,221 --> 00:20:28,561
‫،گفتم فقط میخوام ببینم چه انتخابایی دارم
‫مدیتیشن، یوگا...

356
00:20:28,686 --> 00:20:31,145
‫اینا برای رهایی از استرس خوبن...

357
00:20:32,219 --> 00:20:35,749
‫ولی قرار نیست جلوی پیشرفت این بیماری رو بگیرن.

358
00:20:36,647 --> 00:20:38,563
‫طب غربی چنین چیزی نمیگه.

359
00:20:39,558 --> 00:20:40,946
‫ایپریل"، پیشم اومدی"...

360
00:20:41,387 --> 00:20:43,983
‫،چون دنبال یکی بودی که بهت بگه
‫اینکه تحت درمان قرار نگیری...

361
00:20:44,865 --> 00:20:46,035
‫اشکالی نداره؟

362
00:20:51,534 --> 00:20:52,961
‫سیگار میکشی؟

363
00:20:53,674 --> 00:20:54,481
‫چی؟

364
00:20:56,041 --> 00:20:57,487
‫تو جمع، یه ذره.

365
00:20:58,210 --> 00:20:59,549
‫سرطان ریه ندارم که.

366
00:21:01,930 --> 00:21:04,813
‫یه مَثَل قدیمی هست که...

367
00:21:06,549 --> 00:21:07,663
‫یه گفته که...

368
00:21:08,338 --> 00:21:11,758
‫دلیل اینکه افرادی سیگاری معتقدن
‫که سیگار به کُشتنشون نمیده...

369
00:21:11,927 --> 00:21:15,908
‫اینه که تا حالا سیگار به کُشتنشون نداده.

370
00:21:17,353 --> 00:21:18,855
‫نمیفهمم.

371
00:21:20,235 --> 00:21:22,442
‫کنجکاوم بدونم که آیا واقعاً...

372
00:21:23,507 --> 00:21:24,507
‫باور داری که...

373
00:21:25,713 --> 00:21:27,118
‫سرطان داری.

374
00:21:30,578 --> 00:21:32,040
‫میدونم سرطان دارم.

375
00:21:32,208 --> 00:21:34,751
‫آره، ولی چیزی که میدونی رو باور داری؟

376
00:21:37,666 --> 00:21:40,586
‫متخصص سرطان دیگه چی بهت گفت؟

377
00:21:47,587 --> 00:21:48,587
‫"ایپریل".

378
00:21:51,783 --> 00:21:55,396
‫گفت تو مرحله‌ی سه هستم
‫و بهتره فوراً شیمی‌درمانی رو شروع کنم.

379
00:21:55,926 --> 00:21:57,438
‫- بهش اعتماد داری؟
‫- نه.

380
00:21:57,579 --> 00:21:59,432
‫- چرا؟
‫- ازش خوشم نمیاد.

381
00:22:00,497 --> 00:22:03,690
‫احتمالاً به این خاطر نیست که بهت گفته...

382
00:22:04,093 --> 00:22:05,448
‫سرطان داری؟

383
00:22:05,878 --> 00:22:08,950
‫همین الان بهت گفتم که دنبال یه درمان جایگزینم...

384
00:22:09,075 --> 00:22:10,400
‫شاید هومیوپاتی.
‫( نوعی از درمان با تحریک دستگاه ایمنی)

385
00:22:10,525 --> 00:22:13,011
‫روند مشابهی بین رفتن پیش روانکاو‌های مختلف...

386
00:22:13,136 --> 00:22:15,124
‫و دکترهای مختلف میبینی؟

387
00:22:18,168 --> 00:22:20,964
‫به اون یکی روانکاو راجع به بیماریت گفتی؟

388
00:22:21,905 --> 00:22:22,918
‫- نه.
‫- چرا؟

389
00:22:23,334 --> 00:22:25,247
‫چون کاملاً معلوم بود که علاقه‌ای بهم نداره.

390
00:22:25,372 --> 00:22:28,930
‫- چطور میتونی اینو بگی؟
‫- یه داستان رو دوبار برام تعریف کرد.

391
00:22:29,099 --> 00:22:32,114
‫میدونی، داشتم راجع به اون داستان فکر میکردم.

392
00:22:32,881 --> 00:22:35,179
‫مردی که احتیاج به کمک داره...

393
00:22:35,304 --> 00:22:38,531
‫مدام از پرسیدن خودداری میکنه و بعد...

394
00:22:38,897 --> 00:22:42,653
‫،و وقتی بالاخره هیچ راه دیگه‌ای براش نمیمونه
‫پیش یه پلیس میره، ولی...

395
00:22:43,921 --> 00:22:45,483
‫به جای کمک خواستن...

396
00:22:46,319 --> 00:22:49,408
‫فکر میکنه پلیس میخواد بهش توهین کنه...

397
00:22:50,084 --> 00:22:50,928
‫بنابراین...

398
00:22:51,191 --> 00:22:54,318
‫،قبل ازینکه پلیس چیزی بگه
‫خودجوش به خودش توهین میکنه.

399
00:22:55,013 --> 00:22:58,042
‫فکر میکنم واقعاً داستان مردیه که...

400
00:22:58,210 --> 00:23:00,571
‫درگیر یه کشمکش درونی شدیده...

401
00:23:00,696 --> 00:23:02,625
‫مردی که در اعتماد کردن به دیگران...

402
00:23:03,377 --> 00:23:06,287
‫دچار سختیه.

403
00:23:07,911 --> 00:23:09,461
‫فقط یه جُک بود.

404
00:23:09,639 --> 00:23:12,663
‫ولی فکر میکنم یه دلیلی داشته
‫"که دوبار برات تعریفش کرده، "ایپریل.

405
00:23:13,313 --> 00:23:17,145
‫فکر میکنی احتمالش هست که
‫واقعاً داشته به حرفات گوش میکرده؟

406
00:23:17,401 --> 00:23:19,279
‫- یه احمق بود.
‫- ممکنه درست باشه...

407
00:23:19,458 --> 00:23:21,566
‫ولی شایدم داشته سعی میکرده بهت بگه...

408
00:23:21,875 --> 00:23:25,293
‫که تکیه کردن به آدما خوبه...

409
00:23:26,317 --> 00:23:29,198
‫اینکه کمک خواستن اشکالی نداره.

410
00:23:29,367 --> 00:23:31,510
‫- مسخره‌ست.
‫- هرکسی تو یه زمانی...

411
00:23:31,635 --> 00:23:34,287
‫،در زندگیش به کمک احتیاج داره
‫و فکر میکنم که...

412
00:23:34,823 --> 00:23:37,165
‫- تو الان به کمک احتیاج داری.
‫- یه کلمه از چیزایی که گفتم رو گوش نکردی.

413
00:23:37,518 --> 00:23:40,960
‫فکر میکنم باید یه مکالمه که
‫خارج از دهنت اتفاق میفته، داشته باشی.

414
00:23:41,128 --> 00:23:43,390
‫فکر میکنم باید با متخصص سرطانت صحبت کنی.

415
00:23:43,515 --> 00:23:46,507
‫فکر میکنم باید بهش بگی که دنبال درمان جایگزینی.

416
00:23:46,675 --> 00:23:49,635
‫فکر میکنم باید ازش بپرسی که
‫فکر میکنه چطور باید اقدام کنی.

417
00:23:49,803 --> 00:23:52,406
‫- و باید به پدر و مادرت بگی.
‫- فقط بس کن.

418
00:23:52,531 --> 00:23:55,099
‫- تو مرحله‌ی سومی.
‫- بس کن. بس کن.

419
00:23:55,462 --> 00:23:56,570
‫بس کن.

420
00:23:58,200 --> 00:24:00,855
‫چطور جرات میکنی بهم بگی که چیکار کنم؟
‫حتی منو نمیشناسی.

421
00:24:01,380 --> 00:24:04,400
‫به محض اینکه وارد شدم، نظریه‌پردازی کردی؟

422
00:24:04,525 --> 00:24:07,570
‫".دختر جوون، سرطان، ازون آسوناشه "

423
00:24:07,830 --> 00:24:09,977
‫اصلاً نمیدونی توانایی چه کارهایی رو دارم.

424
00:24:10,102 --> 00:24:11,755
‫درست میگی، نمیدونم.

425
00:24:13,285 --> 00:24:15,337
‫- دوست داری بهم بگی؟
‫- میدونی...

426
00:24:16,142 --> 00:24:18,009
‫باید برم...
‫وقتمون تموم شده.

427
00:24:18,134 --> 00:24:20,801
‫ایپریل"، متاسفم که حس کردی"
‫دارم بهت میگم که چیکار کنی...

428
00:24:20,926 --> 00:24:22,914
‫قبل ازینکه بشناسمت، ولی...

429
00:24:23,039 --> 00:24:25,296
‫ولی فکر میکنم باید قرار یه جلسه‌ی دیگه رو بذاریم.

430
00:24:25,465 --> 00:24:27,065
‫بذار راجع بهش فکر کنم.

431
00:24:27,711 --> 00:24:29,835
‫بعد از ظهر...بعد از ظهر جمعه چطوره؟

432
00:24:29,960 --> 00:24:32,433
‫میدونی، راستش...
‫برنامه‌ی این هفته‌م رو ندارم.

433
00:24:32,558 --> 00:24:34,680
‫وقتی رفتم خوابگاه بهت زنگ میزنم.

434
00:24:34,848 --> 00:24:37,402
‫- فکر میکنی چه ساعتی باشه؟
‫- نمیدونم.

435
00:24:38,403 --> 00:24:39,403
‫"ایپریل".

436
00:24:39,938 --> 00:24:41,312
‫این‌بار خیلی حیاتیه.

437
00:24:41,481 --> 00:24:42,814
‫- میفهمم.
‫- خب...

438
00:24:43,290 --> 00:24:45,854
‫- جلسه چی شد؟
‫- بهت زنگ میزنم، باشه؟

439
00:24:46,023 --> 00:24:47,027
‫ممنون.

440
00:24:48,290 --> 00:24:56,854
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">امیــــــــرعلی و محیـــــــــا</font>

441
00:24:57,023 --> 00:25:06,027
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

