1
00:02:52,777 --> 00:02:53,827
‫"سلام "میا.

2
00:02:55,069 --> 00:02:56,769
‫پائول"، حالت خوبه؟"

3
00:02:57,789 --> 00:02:59,434
‫آره... خوبم.

4
00:03:01,402 --> 00:03:04,540
‫درمورد پدرت واقعاً متاسفم.

5
00:03:08,387 --> 00:03:09,587
‫ممنونم.

6
00:03:15,568 --> 00:03:23,298
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

7
00:03:34,282 --> 00:03:36,332
‫سرِ کار "الیس" بهم گفت.

8
00:03:38,835 --> 00:03:41,595
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

9
00:03:43,521 --> 00:03:45,271
‫خیلی هم نمی‌تونی خوب باشی.

10
00:03:48,349 --> 00:03:51,068
‫می‌دونم که نباید با وکیلت حرف می‌زدم...

11
00:03:51,193 --> 00:03:53,493
‫ولی هیچوقت هم تا حالا منعم نکردی.

12
00:03:55,153 --> 00:03:57,331
‫بعضی چیزا مهمتر
‫از تشریفات هستن، مگه نه؟

13
00:03:57,456 --> 00:03:59,357
‫منظورم مرگ و زندگی ـه...

14
00:04:00,727 --> 00:04:02,158
‫و از دست دادن پدر.

15
00:04:07,900 --> 00:04:08,900
‫پائول"؟"

16
00:04:11,791 --> 00:04:12,791
‫ببخشید.

17
00:04:13,710 --> 00:04:17,506
‫این حرفت کنایه از حرفایی ـه
‫که جلسه‌ی پیش درمورد پدرت زدیم.

18
00:04:19,888 --> 00:04:21,588
‫فکر می‌کردم این باشه.

19
00:04:21,942 --> 00:04:25,792
‫می‌دونی، عجیبه که
‫از اون موقع تا حالا باهاش حرف نزدم.

20
00:04:26,119 --> 00:04:28,719
‫ولی نمی‌تونم تصور کنم
‫که چیکار می‌کردم اگه...

21
00:04:30,485 --> 00:04:31,534
‫شرمنده.

22
00:04:32,514 --> 00:04:34,106
‫امروز جای این حرفا نیست.

23
00:04:36,338 --> 00:04:37,526
‫کارت به دستت رسید؟

24
00:04:38,633 --> 00:04:41,354
‫تو مغازه کلی وایسادم...

25
00:04:41,479 --> 00:04:44,106
‫سعی می‌کردم یکی انتخاب کنم.
‫نمی‌دونستم چه عکسی باشه بهتره.

26
00:04:44,231 --> 00:04:45,743
‫چه جور پیامی.

27
00:04:46,368 --> 00:04:47,818
‫چی فکری کردی؟

28
00:04:48,190 --> 00:04:49,788
‫هنوز نخوندمش.

29
00:04:50,212 --> 00:04:51,612
‫چون من فرستادم؟

30
00:04:56,404 --> 00:04:59,985
‫کل هفته رو اینجا بودی
‫و ایمیلت رو باز نکردی؟

31
00:05:00,110 --> 00:05:01,760
‫نشونه‌ی خوبی نیست.

32
00:05:02,373 --> 00:05:04,673
‫مثل اینکه نگرانمی.

33
00:05:05,479 --> 00:05:07,360
‫خب، به نظر خسته میای...

34
00:05:08,524 --> 00:05:10,142
‫و ژاکت هم نپوشیدی.

35
00:05:13,371 --> 00:05:15,481
‫خوب می‌خوابی؟

36
00:05:17,120 --> 00:05:19,120
‫- چیزی می‌خوری؟
‫- چیزیم نیست.

37
00:05:19,245 --> 00:05:20,995
‫آره، گفتی.

38
00:05:21,571 --> 00:05:24,054
‫می‌دونم که مجبوری
‫روانشناس بی طرفی باشی...

39
00:05:24,179 --> 00:05:27,766
‫ولی، می‌دونی، اینم یه جور
‫رابطه‌ست دیگه، نیست؟

40
00:05:28,605 --> 00:05:29,655
‫بله، هست.

41
00:05:33,780 --> 00:05:35,630
‫و بابت همدردی ازت ممنونم.

42
00:05:36,631 --> 00:05:39,931
‫معلومه که من اولین کسی نیستم
‫که داری بهش کمک می‌کنی.

43
00:05:41,292 --> 00:05:43,742
‫تو دو هفته‌ی گذشته، من...

44
00:05:44,685 --> 00:05:46,512
‫کاملاً واضح بود که داشتم لجبازی می‌کردم.

45
00:05:47,260 --> 00:05:48,737
‫ولی نگران بودم.

46
00:05:48,862 --> 00:05:50,599
‫نمی‌دونم کسیُ داری؟

47
00:05:50,830 --> 00:05:54,279
‫نمی‌دونم به زن سابقت نزدیک هستی یا نه.
‫فکر کنم بچه‌ها پیش اون هستن.

48
00:05:54,404 --> 00:05:57,231
‫انقدری هم تو نیویورک نمی‌مونی
‫که دوستی پیدا کنی.

49
00:05:57,545 --> 00:05:59,695
‫خب، تنهایی من نگرانت کرده؟

50
00:06:00,277 --> 00:06:02,927
‫جسارت نشه ولی
‫تو صورتت می‌تونم ببینم.

51
00:06:11,642 --> 00:06:14,419
‫امکان داره که امروز
‫از این بترسی که من آمادگی...

52
00:06:14,544 --> 00:06:17,078
‫توجه به تو رو نداشته باشم؟

53
00:06:18,467 --> 00:06:21,512
‫نه، اینطور نیست.
‫برای خودم اهمیت داره.

54
00:06:21,637 --> 00:06:24,187
‫- اشکالی که نداره؟
‫- نه، البته که نداره.

55
00:06:24,595 --> 00:06:26,095
‫این موضوع...

56
00:06:28,746 --> 00:06:30,335
‫ببین، تو مجبور نیستی نگران...

57
00:06:30,460 --> 00:06:32,641
‫- احساسات من باشی.
‫- کسی هست که مجبور باشه؟

58
00:06:34,086 --> 00:06:36,311
‫توقع داری سرت داد بزنم
‫که چرا جلسه‌ی قبلی رو کنسل کردی؟

59
00:06:36,479 --> 00:06:39,679
‫پس داری میگی که وقتی
‫کنسل کردم دوست داشتی سرم داد بزنی؟

60
00:06:39,928 --> 00:06:42,067
‫- عیبی نداشت.
‫- واکنش دیگه‌ای نداشتی؟

61
00:06:42,235 --> 00:06:45,717
‫- باهاش کنار اومدم.
‫- قبل از دیدن "الیس" یا بعدش؟

62
00:06:46,606 --> 00:06:49,419
‫"باشه، درست میگی، رفتم پیش "الیس.

63
00:06:49,560 --> 00:06:51,925
‫و اینم حقیقت داره که یه کم ناراحت بودم...

64
00:06:52,050 --> 00:06:53,500
‫بیشتر از یه کم.

65
00:06:54,013 --> 00:06:57,863
‫و بعد که فهمیدم چرا جلسه رو
‫کنسل کردی حس احمق بودن بهم دست داد.

66
00:07:02,544 --> 00:07:04,194
‫ولی اون مال هفته‌ی پیش بود...

67
00:07:05,549 --> 00:07:07,176
‫و حالا همه‌چی عوض شده.

68
00:07:09,297 --> 00:07:10,397
‫چرا؟

69
00:07:13,470 --> 00:07:15,020
‫چون من باردارم.

70
00:07:26,642 --> 00:07:28,111
‫اوه، این...

71
00:07:29,373 --> 00:07:30,783
‫واقعاً...

72
00:07:31,743 --> 00:07:32,814
‫خبر مهمی ـه.

73
00:07:33,871 --> 00:07:34,921
‫شوخی درکار نیست.

74
00:07:37,704 --> 00:07:39,233
‫تعجب کردی؟

75
00:07:42,465 --> 00:07:43,465
‫منم همینطور.

76
00:07:44,916 --> 00:07:47,066
‫F.S.H مخصوصاً با این سطح هورمون

77
00:07:49,000 --> 00:07:52,414
‫این زمانبندی بین ما عجیب ـه...

78
00:07:53,543 --> 00:07:54,640
‫یه زندگی و یه مرگ.

79
00:08:11,082 --> 00:08:13,742
‫تو این هوای برفی می‌خوای
‫جلسه رو ادامه بدی؟ یعنی...

80
00:08:16,122 --> 00:08:19,057
‫ببخشید. داشتی راجع به...

81
00:08:20,099 --> 00:08:21,328
‫حرف می‌زدی  F.S.H سطح.

82
00:08:21,544 --> 00:08:23,144
‫نه، ازش رد شدیم.

83
00:08:23,418 --> 00:08:25,468
‫داشتیم راجع به زمانبندی حرف می‌زدیم.

84
00:08:28,519 --> 00:08:32,469
‫۲۰سال پیش تو بچه‌دار شدی
‫و من بچه‌مو از دست دادم.

85
00:08:33,913 --> 00:08:36,189
‫پس درمورد گذشته هم فکر کردی؟

86
00:08:36,314 --> 00:08:39,095
‫الان فرق داره.
‫می‌دونم که همه میگن...

87
00:08:39,220 --> 00:08:42,609
‫،حامله که بشی همه‌چی عوض میشه
‫ولی واقعاً درسته.

88
00:08:42,734 --> 00:08:44,566
‫بدنم احساس کاملاً متفاوتی داره.

89
00:08:44,691 --> 00:08:46,241
‫سیگار رو ترک کردم.

90
00:08:47,308 --> 00:08:49,921
‫یه مهد کودک تو محله هست...

91
00:08:50,046 --> 00:08:52,296
‫که همیشه ازش دوری می‌کردم چون...

92
00:08:53,002 --> 00:08:57,006
‫مامانا با کالسکه‌هاشون
‫از هر طرف پیداشون میشه...

93
00:08:57,863 --> 00:09:00,813
‫انگار که زاییدن خیلی کار شاقی ـه.

94
00:09:01,708 --> 00:09:03,333
‫منم همینطوری با لبخند ازشون رد میشم.

95
00:09:04,376 --> 00:09:07,066
‫پس بهشون حسودیت میشد...

96
00:09:07,191 --> 00:09:10,031
‫که بخشی از گروه اونا نیستی.

97
00:09:10,563 --> 00:09:12,112
‫"سرِ کار، "بنت...

98
00:09:13,151 --> 00:09:15,464
‫که بالاخره جمعه داره میره...

99
00:09:15,764 --> 00:09:18,177
‫ازم خواست یه پرونده‌ی
‫بزرگ رو به عهده بگیرم...

100
00:09:18,302 --> 00:09:21,078
‫فکر می‌کرد که من طبق معمول
‫طرف مقابل رو شکست میدم.

101
00:09:21,203 --> 00:09:24,266
‫و منم به اون خانواده‌ی بیچاره
‫نگاه کردم و قرارداد رو فسخ کردم.

102
00:09:24,391 --> 00:09:25,591
‫حسابی قاطی کرد.

103
00:09:27,306 --> 00:09:30,770
‫مطمئنی که نمی‌خواستی "بنت" رو تنبیه کنی؟

104
00:09:31,237 --> 00:09:32,658
‫داره با "استفانی" ازدواج می‌کنه.

105
00:09:32,783 --> 00:09:34,733
‫همین به اندازه‌ی کافی زجر هست.

106
00:09:34,937 --> 00:09:36,658
‫دلم برای بچه‌هاشون می‌سوزه، می‌دونی؟

107
00:09:36,783 --> 00:09:39,833
‫باباشون که یه متقلب حسابی ـه
‫و مامانشون هم یه کله‌پوک ـه.

108
00:09:41,922 --> 00:09:45,042
‫- چرا داریم از "بنت" حرف می‌زنیم؟
‫- خب، خودت بحثُ پیش کشیدی.

109
00:09:45,210 --> 00:09:48,310
‫و کسی ـه که تو می‌خواستی
‫ازش بچه‌دار بشی.

110
00:09:48,435 --> 00:09:50,080
‫مال اون نیست.

111
00:09:50,646 --> 00:09:51,896
‫حساب کردم.

112
00:09:52,333 --> 00:09:54,846
‫"بازم، جالبه که فهمیدی "بنت...

113
00:09:54,971 --> 00:09:58,621
‫دو هفته بعد از اینکه تو باردار شدی
‫بچه‌دار میشه.

114
00:09:59,558 --> 00:10:01,767
‫منظورت اینه که من
‫با "بنت" مسابقه گذاشتم؟

115
00:10:02,477 --> 00:10:06,377
‫- فکر می‌کنی من همچین فکری می‌کنم؟
‫- خودت فکر می‌کنی من همچین فکری می‌کنم؟

116
00:10:06,873 --> 00:10:10,472
‫پائول" من بچه‌دار شدم چون"
‫از سر مشروب خوری و مستی...

117
00:10:10,597 --> 00:10:12,762
‫آخر هفته رو بدون استفاده از وسایل
‫جلوگیری سکس کردم.

118
00:10:12,887 --> 00:10:15,864
‫شاید هوشمندانه‌ترین روش نبوده باشه
‫ولی شایدم باشه.

119
00:10:16,033 --> 00:10:18,633
‫شایدم اینکار بی‌ملاحظگی نبوده.

120
00:10:18,664 --> 00:10:22,974
‫شاید عمداً کاری کردی که باردار بشی.

121
00:10:22,995 --> 00:10:24,456
‫فهمیدم مال پسر گیتاریه‌ست...

122
00:10:25,511 --> 00:10:28,211
‫،و نه مال اون پلیس میانسال
‫که خوب ـه.

123
00:10:29,202 --> 00:10:32,297
‫چون اگه تصمیم بگیرم بهش نگم
‫اصلاً خبردار نمیشه.

124
00:10:32,829 --> 00:10:35,523
‫پسره حتی شماره‌م
‫یا اسم فامیلمو هم بلد نیست.

125
00:10:35,648 --> 00:10:37,261
‫پس نمی‌خوای اونو درگیر کنی؟

126
00:10:37,586 --> 00:10:40,848
‫می‌دونم بچه به پدر احتیاج داره
‫ولی نه یکی مثل اون.

127
00:10:47,552 --> 00:10:50,503
‫این سکوتت معنیش اینه که ترسیدی؟

128
00:10:53,368 --> 00:10:54,768
‫هی، من باردارم.

129
00:10:57,417 --> 00:10:58,617
‫فکر کردم...

130
00:10:59,417 --> 00:11:00,867
‫اونقدر خوشحال میشی...

131
00:11:01,332 --> 00:11:02,832
‫که با هم جشن می‌گیریم.

132
00:11:04,189 --> 00:11:06,440
‫واقعاً زمان بدی ـه. می‌دونم.

133
00:11:10,705 --> 00:11:12,796
‫دوست داری چی بگم، "میا"؟

134
00:11:14,784 --> 00:11:16,634
‫وای، "میا"! محشرـه"!

135
00:11:18,275 --> 00:11:20,677
‫اومدی میگی که خانواده می‌خوای، بچه می‌خوای...

136
00:11:20,802 --> 00:11:22,806
‫"!و یه دفعه گیرت اومد. مبارکه

137
00:11:22,974 --> 00:11:25,309
‫به عبارت دیگه، اون موقع مشکلی
‫داشتی که الان حل شده؟

138
00:11:25,488 --> 00:11:28,812
‫- خب، همچین اتفاقی غیرممکنه؟
‫- البته که نه. کاملاً ایده‌آل ـه.

139
00:11:28,980 --> 00:11:32,011
‫- دیگه چی دوست داری از من بشنوی؟
‫- این یه جور بازی ـه؟

140
00:11:32,136 --> 00:11:33,136
‫این چطوره؟

141
00:11:33,359 --> 00:11:34,347
‫نگران نباش".

142
00:11:34,472 --> 00:11:37,404
‫تو مادر خوبی میشی
‫".و منم کنارتم

143
00:11:37,573 --> 00:11:40,574
‫میشه بگی معنی "منم کنارتم" چیه؟

144
00:11:40,904 --> 00:11:42,492
‫من تصمیمهای بزرگی باید بگیرم.

145
00:11:42,660 --> 00:11:43,619
‫مثل چی؟

146
00:11:44,427 --> 00:11:47,677
‫مثلاً دایه لازم دارم یا نه؟
‫آزمایش ژنتیک باید بدم؟

147
00:11:47,924 --> 00:11:49,416
‫آپارتمانم به اندازه‌ی کافی جا دار هست؟

148
00:11:49,588 --> 00:11:51,375
‫و تو ازم می‌خوای تو این
‫تصمیمات کمکت کنم؟

149
00:11:51,500 --> 00:11:53,036
‫چند وقت باید مرخصی بگیرم؟

150
00:11:53,161 --> 00:11:55,776
‫یا باید کلاً برم شهرستان؟

151
00:11:55,901 --> 00:11:57,863
‫اینا سوالای مهمی هستن.

152
00:11:58,283 --> 00:12:00,992
‫خواهرات بچه دارن.
‫باهاشون حرف زدی؟

153
00:12:01,117 --> 00:12:04,617
‫اونا سرشون به بچه‌های خودشون گرم ـه.
‫و مادرم؟ بیخیالش.

154
00:12:07,061 --> 00:12:09,761
‫،و بابام
‫اون عاشق نوه‌هاشه ولی...

155
00:12:10,751 --> 00:12:12,970
‫هیچ کاری نمی‌کنه.

156
00:12:13,301 --> 00:12:15,251
‫فقط می‌ذاره تحسینش کنن.

157
00:12:16,110 --> 00:12:19,018
‫مثل اینکه کاملاً مطمئنی که
‫مادرت دوست نداره کمکت کنه...

158
00:12:19,143 --> 00:12:21,615
‫- ولی پیش خواهرات که بوده.
‫- این فرق می‌کنه...

159
00:12:21,920 --> 00:12:24,170
‫اونا کوچیکترن، ازدواج کردن...

160
00:12:25,792 --> 00:12:27,692
‫و اونم واقعاً خواهرام رو دوست داره.

161
00:12:27,872 --> 00:12:29,279
‫تو رو دوست نداره؟

162
00:12:29,404 --> 00:12:31,458
‫برای من اون بیشتر نقش...

163
00:12:31,776 --> 00:12:32,776
‫گلدون رو داشت...

164
00:12:33,025 --> 00:12:35,175
‫قشنگه، ولی دست‌زدن بهش سخته ـه.

165
00:12:35,542 --> 00:12:38,173
‫- تصویر خیلی قوی‌ایه.
‫- خوشگل بود...

166
00:12:38,753 --> 00:12:40,427
‫تا زمانی که من هیکلشو به هم ریختم.

167
00:12:40,552 --> 00:12:43,135
‫وای، آره... جادوش!

168
00:12:43,885 --> 00:12:45,930
‫این هفته بهش فکر کردی؟

169
00:12:46,055 --> 00:12:49,851
‫من همیشه همین شکلی‌ام. فکر کنم مردا
‫اینطوری خوششون میاد و منم همونطوریم.

170
00:12:50,020 --> 00:12:53,105
‫مثل اینکه اجاره‌ها داره میره بالا.
‫از گرونی بدم میاد.

171
00:12:53,361 --> 00:12:55,670
‫لازم به گفتن نیست که تولد از...

172
00:12:56,045 --> 00:12:57,045
‫سکس به وجود میاد.

173
00:12:58,651 --> 00:13:00,451
‫منظورم اینه که، خودت تو اون موقعیت بودی.

174
00:13:01,186 --> 00:13:02,874
‫کشیده میشه، نه؟

175
00:13:04,981 --> 00:13:06,731
‫اندازه‌ی سر بچه...

176
00:13:06,964 --> 00:13:10,279
‫اندازه‌ی یه کیرـه؟
‫نمی‌تونه خوب باشه.

177
00:13:11,123 --> 00:13:13,248
‫و مشکل بابا پیدا کردن هم حل‌ـه، نیست؟

178
00:13:13,373 --> 00:13:15,573
‫آدمایی به سن من بچه‌های بزرگی دارن.

179
00:13:15,796 --> 00:13:19,296
‫باز دوباره دوست ندارن کهنه‌ی
‫بچه عوض کنن، تو دوست داری؟

180
00:13:19,800 --> 00:13:21,641
‫این سوالا چیه؟

181
00:13:21,766 --> 00:13:24,176
‫،"زودباش "پائول
‫فقط جواب بده.

182
00:13:24,301 --> 00:13:27,955
‫اینکه مردی مثل من جذب
‫زنی مثل تو میشه یا نه؟

183
00:13:28,392 --> 00:13:30,976
‫قبلاً این راه رو رفتیم.
‫متوجه‌ام... ما مناسب هم نیستیم.

184
00:13:32,481 --> 00:13:34,312
‫دارم به طور فرض میگم...

185
00:13:35,488 --> 00:13:37,584
‫اگه چاق شدم، از لحاظ احساسی...

186
00:13:38,798 --> 00:13:40,407
‫خیلی احساسی...

187
00:13:40,840 --> 00:13:44,406
‫- اگه مجبور شدم به بچه شیر بدم...
‫- من فکر نمی‌کنم که قوانین همه‌ی مردا رو شامل بشه.

188
00:13:44,735 --> 00:13:47,451
‫خب می‌تونم بازم با آدمای
‫تو قطار هم صحبت بشم؟

189
00:13:48,441 --> 00:13:52,141
‫یعنی، بچه‌دار شدن ممکنه حتی
‫یه رابطه‌ی خوب رو هم خراب کنه.

190
00:13:54,856 --> 00:13:56,418
‫برای تو همچین اتفاقی افتاده؟

191
00:13:57,671 --> 00:13:59,483
‫زنت حضانت بچه‌ها رو برای خودش گرفته...

192
00:13:59,608 --> 00:14:01,756
‫درحالی که تو همش اینجا نشستی
‫و به مشکلات مردم گوش میدی؟

193
00:14:01,924 --> 00:14:05,427
‫اصلاً اون با مشکلات مردم سروکار
‫داشته؟ حتماً این کارت عصبیش کرده.

194
00:14:06,727 --> 00:14:08,962
‫مشخصه که همین اتفاق افتاده.

195
00:14:12,134 --> 00:14:16,096
‫ولی من ترجیح میدم درمورد خشم تو
‫حرف بزنم تا زن سابقم.

196
00:14:16,937 --> 00:14:18,037
‫منصفانه‌ست.

197
00:14:23,819 --> 00:14:25,322
‫اونا مال کی‌ان؟

198
00:14:26,778 --> 00:14:28,228
‫مال توـه یا مال بچه‌هات؟

199
00:14:32,628 --> 00:14:34,378
‫چرا اینجان؟

200
00:14:41,696 --> 00:14:43,673
‫یه واکنش نسبت به بچه‌هات‌ـه...

201
00:14:44,419 --> 00:14:46,419
‫یا اینکه واقعاً یه پدر متفاوتی؟

202
00:14:47,136 --> 00:14:49,403
‫باشه، عالیه. خسته شدی؟
‫دلخور شدی؟

203
00:14:49,528 --> 00:14:51,618
‫نمی‌تونی صبر کنی
‫تا من این در برم بیرون؟

204
00:14:51,743 --> 00:14:54,976
‫برگشتیم به فکر همیشگیت...
‫که من می‌خوام پرتت کنم بیرون.

205
00:14:55,145 --> 00:14:57,669
‫همین الان ساعتت رو نگاه کردی.
‫تا حالا هیچوقت اینکارو نکرده بودی.

206
00:14:57,794 --> 00:15:00,180
‫- تا حالا هیچوقت ساعت نمی‌بستم.
‫- مسأله این نیست.

207
00:15:00,305 --> 00:15:03,255
‫حق با من ـه.
‫نباید این هفته کار کنی.

208
00:15:03,498 --> 00:15:04,696
‫"من خوبم "میا.

209
00:15:04,821 --> 00:15:07,572
‫اگه من چهار بار گفتم خوبم
‫باید بهم شک کنی.

210
00:15:07,812 --> 00:15:10,284
‫،تو حتی تو این اتاق حضور نداری
‫اعتراف کن.

211
00:15:10,409 --> 00:15:12,548
‫چرا ساعتت رو نگاه کردی؟

212
00:15:12,737 --> 00:15:14,387
‫ساعت پدرم ـه.

213
00:15:17,206 --> 00:15:19,417
‫متاسفم. حتماً یه نگاه بی منظور انداختم بهش...

214
00:15:19,585 --> 00:15:21,931
‫وقتی کلمه‌ی "بابا" رو گفتی.

215
00:15:27,112 --> 00:15:28,712
‫حتی کار هم نمی‌کنه.

216
00:15:29,924 --> 00:15:31,674
‫وقتی من اینجام زمان وایمیسه.

217
00:15:33,307 --> 00:15:36,807
‫اگه باردار نبودم میشد به اسم
‫قرار بریم یه بار.

218
00:15:37,157 --> 00:15:38,701
‫برای هردومون بهتر بود.

219
00:15:38,826 --> 00:15:42,467
‫این بار همون جایی ـه که امیدوار بودی
‫اونجا اتفاقی با هم آشنا بشیم؟

220
00:15:42,592 --> 00:15:45,735
‫آره، گرچه می‌تونیم وانمود
‫کنیم تازه با هم آشنا شدیم.

221
00:15:46,050 --> 00:15:48,501
‫"اینطوری، "سلام، اینجا جای کسی ـه؟

222
00:15:49,097 --> 00:15:50,997
‫درسته. منم میگم، "نه، سلام...

223
00:15:52,013 --> 00:15:55,203
‫تازه فهمیدم بعد از یه سکس
‫".تو حالت مستی با یه ناشناس باردار شدم

224
00:15:55,718 --> 00:15:58,707
‫".و تو هم می‌گفتی "پدر منم تازه مُرده

225
00:15:58,875 --> 00:16:01,334
‫بعدش مست می‌کردیم و می‌رفتیم
‫وگاس و ازدواج می‌کردیم.

226
00:16:01,612 --> 00:16:02,812
‫بعدش چی؟

227
00:16:03,169 --> 00:16:06,019
‫منو که می‌شناسی، گند می‌زدم بهش.
‫ولی خوب میشد، نمیشد؟

228
00:16:06,144 --> 00:16:09,134
‫معلوم شد که هردومون چطوری
‫راجع به حل مسئله فکر می‌کنیم.

229
00:16:09,565 --> 00:16:10,844
‫سخت نگیر.

230
00:16:12,638 --> 00:16:15,184
‫میا" فکر می‌کنم دوتا مسئله"
‫:این وسط وجود داره

231
00:16:15,655 --> 00:16:18,725
‫یکی، احساست درمورد بارداری...

232
00:16:18,937 --> 00:16:21,787
‫و یکی هم، احساست درمورد نداشتن همسر.

233
00:16:22,200 --> 00:16:24,361
‫و ممکنه که این دو مورد توی هم...

234
00:16:25,122 --> 00:16:26,222
‫ادغام شده باشه.

235
00:16:27,474 --> 00:16:29,994
‫یعنی، چند بار گفتی که حس می‌کنی...

236
00:16:30,119 --> 00:16:31,907
‫امروز من تو اتاق حضور ندارم.

237
00:16:32,261 --> 00:16:35,507
‫به این اشاره کردی که نگرانی
‫بچه دار شدن باعث بشه احساس کنی...

238
00:16:35,632 --> 00:16:37,910
‫جذابیتت کمتر میشه.

239
00:16:38,261 --> 00:16:41,711
‫از این می‌ترسی که اگه بچه‌دار بشی
‫کسی رو نداری که...

240
00:16:41,862 --> 00:16:43,362
‫پیشت باشه؟

241
00:16:43,833 --> 00:16:45,742
‫خب، یه مامان مجرد میشم.

242
00:16:45,867 --> 00:16:47,765
‫این... سخت‌تره.

243
00:16:47,966 --> 00:16:49,953
‫آره. ممکنه.

244
00:16:50,078 --> 00:16:52,385
‫باشه، اعتراف می‌کنم که
‫انتخاب اولم نیست...

245
00:16:52,554 --> 00:16:54,755
‫ولی انتخاب دیگه‌ای هم ندارم.

246
00:16:55,036 --> 00:16:56,587
‫فقط همینو دارم.

247
00:16:56,731 --> 00:16:58,022
‫تصویر بی نقصی نیست.

248
00:16:58,147 --> 00:16:59,997
‫تصویر بی‌نقص چیه؟

249
00:17:02,728 --> 00:17:04,555
‫من، یه بچه و یه مرد.

250
00:17:06,194 --> 00:17:08,450
‫چه جور مردی؟

251
00:17:09,154 --> 00:17:11,105
‫- چی؟ نمی‌دونم.
‫- چیزی تو ذهنت نیست؟

252
00:17:11,230 --> 00:17:14,199
‫مسئله این نیست.
‫چرا بهم دلگرمی نمیدی؟

253
00:17:14,367 --> 00:17:17,869
‫حس جشن گرفتن داری و فکر می‌کنی
‫که من بهت ملحق نمیشم.

254
00:17:18,038 --> 00:17:21,886
‫نه. فکر می‌کنم که تو فکر می‌کنی
‫من خیلی داغونم...

255
00:17:22,348 --> 00:17:25,509
‫که بیچاره و...
‫بدبخت میشم.

256
00:17:25,700 --> 00:17:27,275
‫خودت می‌دونی که من اینو نگفتم.

257
00:17:27,400 --> 00:17:31,024
‫ولش کن. به پسره زنگ می‌زنم.
‫مطمئنم مسئولیتش رو قبول می‌کنه.

258
00:17:31,149 --> 00:17:33,631
‫یا... یا اینکه خودم تنهایی
‫همه‌ی کارا رو می‌کنم.

259
00:17:33,756 --> 00:17:35,611
‫از کارم استعفا میدم، ۱۰۰ پوند می‌گیرم...

260
00:17:35,736 --> 00:17:38,523
‫و مطمئنم بازم به اون خوبی که
‫مامانم انتظارشو داره هستم...

261
00:17:38,648 --> 00:17:40,058
‫این بچه هم بابا نداره.

262
00:17:40,227 --> 00:17:41,685
‫چرا یه نفس عمیق نمی‌کشی؟

263
00:17:41,854 --> 00:17:45,145
‫خدایا، باید سیگار بکشم.
‫اوه. تو نمیذاری.

264
00:17:45,337 --> 00:17:47,232
‫فکر کردم گفتی به خاطر
‫بارداری ترک کردی.

265
00:17:47,401 --> 00:17:49,356
‫یه دونه سیگار اشکالی نداره.

266
00:17:49,481 --> 00:17:50,748
‫ترجیح میدم اینکارو نکنی.

267
00:17:50,873 --> 00:17:52,335
‫حرفمُ پس می‌گیرم، باشه؟

268
00:17:52,460 --> 00:17:54,160
‫فکر کنم الان مضطربی.

269
00:17:54,855 --> 00:17:57,105
‫چرا مردم بچه‌دار میشن مگه؟

270
00:17:58,837 --> 00:18:01,904
‫بچه‌ها یه نمونه‌ی کوچیک از بزرگترا هستن...

271
00:18:02,029 --> 00:18:04,129
‫که زُل بزنن و بگن "دوستت دارم"؟

272
00:18:05,775 --> 00:18:08,088
‫می‌خوان بچگی خودشون
‫رو احساس کنن؟

273
00:18:08,213 --> 00:18:10,963
‫این... این آخرین چیزی ـه
‫که می‌خوام انجام بدم.

274
00:18:11,308 --> 00:18:13,808
‫حقیقت اینه که
‫دوست دارم برم دیدن خواهرزاده‌هام...

275
00:18:14,010 --> 00:18:15,927
‫ولی نمی‌تونم صبر کنم تا برسم خونه.

276
00:18:16,185 --> 00:18:17,721
‫من که اینو حس نکردم.

277
00:18:17,890 --> 00:18:20,474
‫چیزی که فکرشُ می‌کردم
‫اینطوری با هرکسی خوابیدن بود؟

278
00:18:20,599 --> 00:18:23,699
‫اگه بچه می‌خواستم
‫همین الان هم می‌تونستم گیر بیارم.

279
00:18:24,992 --> 00:18:27,492
‫شاید بهتره به فرزند خوندگی بدمش.

280
00:18:29,398 --> 00:18:32,357
‫نمی‌خوای بچه داشته باشی؟

281
00:18:34,836 --> 00:18:35,886
‫فقط...

282
00:18:37,418 --> 00:18:40,512
‫بگو "میا"، درموردش حرف بزن.

283
00:18:41,400 --> 00:18:43,535
‫بگو چه احساسی داری.
‫اشکالی نداره.

284
00:18:43,660 --> 00:18:45,652
‫- این احساسات.
‫- خفه شو. اشکال داره.

285
00:18:45,777 --> 00:18:48,752
‫اینا احساسات من نیست.
‫همین...

286
00:18:48,920 --> 00:18:49,920
‫خب؟

287
00:18:50,545 --> 00:18:52,295
‫این آخرین فرصت من ـه...

288
00:18:53,495 --> 00:18:55,834
‫و منم... خیلی وحشت کردم.

289
00:18:57,150 --> 00:19:00,800
‫حرفات خیلی شبیه به حرفایی ـه
‫که ۲۰ سال پیش می‌زدی.

290
00:19:03,992 --> 00:19:05,142
‫حق با توـه.

291
00:19:08,212 --> 00:19:11,012
‫اون موقع هم همین حس رو داشتم، نه؟

292
00:19:13,463 --> 00:19:16,790
‫بچه رو نمی‌خواستم.
‫می‌خواستم سقط کنم.

293
00:19:19,133 --> 00:19:21,997
‫الانم همین کارو می‌خوای بکنی؟

294
00:19:25,182 --> 00:19:26,632
‫نه. نمی‌دونم.

295
00:19:29,313 --> 00:19:30,605
‫"یعنی... یالا "پائول.

296
00:19:30,730 --> 00:19:32,330
‫هردومون می‌دونیم که من...

297
00:19:33,615 --> 00:19:35,088
‫نباید اینکارو می‌کردم.

298
00:19:35,213 --> 00:19:38,862
‫میا" ببین، درک می‌کنم که"
‫تو ممکنه حس کنی در حال حاضر...

299
00:19:39,132 --> 00:19:40,597
‫همه‌چی به هم ریخته...

300
00:19:40,722 --> 00:19:41,770
‫آره، اینطور فکر می‌کنی؟

301
00:19:41,895 --> 00:19:44,619
‫ولی الان تو توی جایگاهی هستی
‫که خیلی با اون موقع متفاوت ـه.

302
00:19:44,744 --> 00:19:47,734
‫بعضی از نگرانی‌های تو...
‫عملی هستن.

303
00:19:47,965 --> 00:19:49,562
‫می‌تونی رفعشون کنی.

304
00:19:49,730 --> 00:19:52,422
‫،می‌دونی چطور پرستار بگیری
‫چطور یه آپارتمان بزرگتر بگیری...

305
00:19:52,547 --> 00:19:54,184
‫چطوری زندگیت رو بسازی.

306
00:19:54,309 --> 00:19:56,309
‫ولی شاید سوال واقعی اینه که...

307
00:19:57,947 --> 00:20:01,199
‫اگه خودت تنها باشی...

308
00:20:01,777 --> 00:20:04,278
‫بازم می‌خوای یه بچه رو بزرگ کنی؟

309
00:20:10,376 --> 00:20:11,726
‫تو کمکم می‌کنی؟

310
00:20:15,385 --> 00:20:17,750
‫به عنوان روانشناست می‌تونم کمکت کنم.

311
00:20:17,875 --> 00:20:21,636
‫خب، می‌دونم، ولی من تا حالا مادری
‫نکردم، ولی تو پدری کردی.

312
00:20:21,995 --> 00:20:23,245
‫من پدر باشم؟

313
00:20:25,564 --> 00:20:26,812
‫نه، منظورمُ نفهمیدی.

314
00:20:26,937 --> 00:20:29,293
‫تو اون پدرـه نیستی.

315
00:20:29,418 --> 00:20:30,411
‫تو یه پدر هستی.

316
00:20:30,536 --> 00:20:33,236
‫با این وجود، از هردومون می‌خوای
‫جشن بگیریم...

317
00:20:33,963 --> 00:20:37,245
‫ازم پرسیدی که اگه باردار باشی
‫کنارت می‌مونم یا نه...

318
00:20:37,370 --> 00:20:40,446
‫و بعدش تصور کردی که چطوری ممکن بود
‫فرار کنیم و با هم ازدواج کنیم.

319
00:20:41,401 --> 00:20:43,593
‫"پس اگه داری یه خونواده‌ی جدید می‌سازی "میا...

320
00:20:43,718 --> 00:20:47,252
‫ممکنه دوست داشته باشی
‫من اونجا باشم...

321
00:20:47,831 --> 00:20:49,539
‫تو یه عکس یا تو اتاق.

322
00:20:53,264 --> 00:20:54,564
‫و الان اینیم.

323
00:20:59,683 --> 00:21:01,717
‫و حالا هم ازت می‌خوام
‫بهم بگی که...

324
00:21:01,842 --> 00:21:05,667
‫با بچه‌دار شدن قرار نیست
‫تا آخر عمرم تنها بمونم.

325
00:21:06,956 --> 00:21:10,956
‫راستش، طبق تجربه‌ی چند باره‌ی خودم می‌تونم
‫اینو بهت بگم که وقتی بچه‌دار میشی...

326
00:21:11,411 --> 00:21:14,169
‫به نظر میاد که هیچوقت دیگه تنها نیستی...

327
00:21:14,294 --> 00:21:15,982
‫حتی یه لحظه با خودت.

328
00:21:21,902 --> 00:21:24,952
‫دیگه به کی گفتی که بارداری؟

329
00:21:25,136 --> 00:21:26,136
‫تا الان؟

330
00:21:28,136 --> 00:21:29,136
‫هیچکس.

331
00:21:30,480 --> 00:21:32,430
‫حتی بعد از آزمایش؟

332
00:21:37,279 --> 00:21:40,479
‫"فکر کنم تو درست میگی "پائول.
‫می‌خوام تو هم توی این قضیه باشی.

333
00:21:44,919 --> 00:21:46,870
‫البته، می‌دونی من...

334
00:21:46,995 --> 00:21:50,557
‫ترسیدم. نگرانم اینم که
‫کارامُ تنهایی انجام بدم.

335
00:21:54,508 --> 00:21:58,512
‫ولی متوجه شدم چی گفتی. من همونی‌ام
‫که ۲۰ سال پیش بودم.

336
00:22:04,798 --> 00:22:07,612
‫این یکی، یه زندگی جدید ـه.

337
00:22:10,121 --> 00:22:11,500
‫می‌تونم حسش کنم.

338
00:22:14,284 --> 00:22:15,984
‫و الان هم می‌خوامش.

339
00:22:20,004 --> 00:22:21,221
‫واقعاً همینُ می‌خوای؟

340
00:22:27,504 --> 00:22:30,204
‫و تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که مادر خوبی باشم...

341
00:22:31,166 --> 00:22:34,975
‫،حتی اگه بترسم
‫حتی اگه فقط خودم تنها باشم.

342
00:22:44,943 --> 00:22:47,282
‫فکر کنم الان جای خوبی ـه
‫که حرفامونُ تموم کنیم.

343
00:22:47,450 --> 00:22:49,253
‫وای، چه زود گذشت.

344
00:22:50,478 --> 00:22:51,478
‫اشکالی نداره.

345
00:22:51,690 --> 00:22:53,240
‫بهتره من برم.

346
00:22:53,568 --> 00:22:56,268
‫الان مترو جای سوزن انداختن نیست.

347
00:22:57,128 --> 00:23:00,514
‫ولی تو... تو باید
‫بقیه‌ی روز رو به خودت مرخصی بدی...

348
00:23:00,840 --> 00:23:02,058
‫یه روز برفی ـه.

349
00:23:02,702 --> 00:23:04,502
‫برو پارک پیاده‌روی کن.

350
00:23:05,615 --> 00:23:06,815
‫یه چیزی بخور.

351
00:23:07,935 --> 00:23:08,935
‫ممنون.

352
00:23:10,228 --> 00:23:11,328
‫"و "پائول...

353
00:23:14,124 --> 00:23:15,774
‫به خاطر من خوشحال باش.

354
00:23:35,775 --> 00:23:42,775
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

