1
00:00:11,564 --> 00:00:12,614
‫"سلام "میا.

2
00:00:17,142 --> 00:00:18,942
‫نمی‌خوای بیای داخل؟

3
00:00:21,107 --> 00:00:22,156
‫تموم شد.

4
00:00:26,839 --> 00:00:28,189
‫باردار نیستم.

5
00:00:33,999 --> 00:00:41,078
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

6
00:00:52,795 --> 00:00:54,341
‫حالم خوب نیست.

7
00:00:54,466 --> 00:00:56,516
‫باید تو خونه می‌موندم.

8
00:00:57,960 --> 00:01:01,076
‫همون اول زنگ زدم دفتر مرخصی گرفتم.

9
00:01:02,399 --> 00:01:04,021
‫دکترت چی گفت؟

10
00:01:05,398 --> 00:01:06,398
‫زندگی می‌کنم.

11
00:01:10,842 --> 00:01:13,489
‫- دیگه چیزی نگفت؟
‫- خیلی خسته شدم.

12
00:01:15,710 --> 00:01:17,460
‫دوست دارم برگردم به تختم.

13
00:01:18,526 --> 00:01:20,576
‫نمی‌تونم کل جلسه رو تحمل کنم.

14
00:01:22,927 --> 00:01:25,392
‫خب، چرا فقط شروع نکنیم که بعدش...

15
00:01:25,517 --> 00:01:27,667
‫ببینیم چطور پیش میره؟

16
00:01:30,103 --> 00:01:32,170
‫ترجیح میدم فعلاً اینجا بمونم.

17
00:01:33,570 --> 00:01:35,620
‫می‌خوای برات یه لیوان آب بیارم؟

18
00:01:36,386 --> 00:01:37,636
‫یا چای؟

19
00:01:38,557 --> 00:01:41,418
‫ممنون ولی چیزی نمی‌خوام.

20
00:01:44,770 --> 00:01:47,565
‫این همون کلمه‌ایه که تو
‫"هفته‌ی پیش مدام تکرار می‌کردی... "خوبم.

21
00:01:58,977 --> 00:02:00,479
‫چطوری؟

22
00:02:01,696 --> 00:02:02,696
‫خوبم.

23
00:02:08,350 --> 00:02:10,259
‫نمی‌خوای تعریف کنی چی شده؟

24
00:02:10,384 --> 00:02:11,797
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

25
00:02:12,098 --> 00:02:13,948
‫جمعه رفتم سر کار...

26
00:02:17,443 --> 00:02:19,040
‫خونریزی کردم...

27
00:02:20,225 --> 00:02:21,431
‫رفتم خونه...

28
00:02:22,926 --> 00:02:24,310
‫و همینطور ادامه پیدا کرد.

29
00:02:28,230 --> 00:02:29,315
‫ختم کلام.

30
00:02:30,564 --> 00:02:31,564
‫پس...

31
00:02:32,377 --> 00:02:35,350
‫از نظر احساسی چطوری؟

32
00:02:36,677 --> 00:02:38,132
‫یه جورای بی‌حسم.

33
00:02:39,997 --> 00:02:41,799
‫اینجوری بهتره.

34
00:02:41,924 --> 00:02:43,074
‫می‌فهمم.

35
00:02:43,878 --> 00:02:45,146
‫فکر کردم...

36
00:02:45,916 --> 00:02:48,616
‫قراره مادر بشم ولی الان...

37
00:02:49,435 --> 00:02:50,479
‫دیگه نمیشم.

38
00:02:52,075 --> 00:02:53,741
‫"واقعاً متاسفم "میا.

39
00:02:53,971 --> 00:02:57,015
‫تا دو هفته احساس دگرگونی می‌کردم.

40
00:02:59,157 --> 00:03:01,201
‫انگار که یه هدف...

41
00:03:02,522 --> 00:03:05,210
‫واقعی داشتم. انگار که یه آدم متفاوت...

42
00:03:06,783 --> 00:03:07,978
‫از من به وجود اومده بود.

43
00:03:09,177 --> 00:03:11,090
‫می‌دونی، زنی که بچه داشته باشه...

44
00:03:11,215 --> 00:03:14,665
‫دیگه مردم هی نمی‌پرسن
‫اون مگه چشه"؟"

45
00:03:15,275 --> 00:03:16,275
‫یا...

46
00:03:16,655 --> 00:03:18,205
‫".چقدر جاه طلب‌ـه"

47
00:03:20,455 --> 00:03:22,377
‫"یا "رقت‌انگیز" یا "عجیب.

48
00:03:24,276 --> 00:03:26,477
‫آسونتر میشه... حالا دیگه مادر شده.

49
00:03:27,363 --> 00:03:28,749
‫و به همه‌ی سوالا هم جواب داده میشه.

50
00:03:30,509 --> 00:03:34,489
‫به نظرم هفته‌ی پیش
‫خیلی سوالا از خودت داشتی.

51
00:03:35,507 --> 00:03:38,884
‫شاید یه کم آب رفته باشم
‫ولی هنوزم بچه می‌خوام.

52
00:03:42,692 --> 00:03:46,225
‫احمقانه‌ست که الان می‌تونم سیگار بکشم
‫درصورتی که دیگه نمی‌خوام.

53
00:03:48,049 --> 00:03:50,396
‫پس شاید یه کم عوض شدی.

54
00:03:51,027 --> 00:03:52,050
‫اینم میشه.

55
00:03:52,365 --> 00:03:53,232
‫می‌دونی...

56
00:03:53,566 --> 00:03:55,859
‫راههای دیگه‌ای هم برای مادر شدن هست...

57
00:03:55,984 --> 00:03:58,800
‫اگه واقعاً همینُ می‌خوای.

58
00:03:59,594 --> 00:04:01,034
‫منظورت اینه که...

59
00:04:01,159 --> 00:04:04,326
‫با چندتا زوج جوون برای بچه‌ی
‫چندتا دختربچه‌ی نوجوون رقابت کنم؟

60
00:04:05,955 --> 00:04:07,649
‫نمی‌تونم تصور کنم که...

61
00:04:07,774 --> 00:04:10,446
‫از تو لیست یه اسپرم انتخاب کنم...

62
00:04:10,571 --> 00:04:13,235
‫که یخ‌زدایی بشه و وارد بدنم کنن.

63
00:04:14,476 --> 00:04:16,176
‫فرزند خونده نمی‌خوای...

64
00:04:16,800 --> 00:04:18,400
‫اهدا کننده هم نمی‌خوای...

65
00:04:18,865 --> 00:04:21,218
‫ولی بازم مطمئنی که
‫یه بچه می‌خوای.

66
00:04:22,136 --> 00:04:24,644
‫این فقط بحث مادر بودن نیست...

67
00:04:24,769 --> 00:04:27,766
‫مثل هفته‌ی پیش که گفتی می‌خوای...

68
00:04:29,362 --> 00:04:30,862
‫یه تصویر بی‌نقص داشته باشی.

69
00:04:31,563 --> 00:04:34,413
‫صبر کردم تا با یه آدم مناسب
‫آشنا بشم ولی...

70
00:04:34,623 --> 00:04:36,150
‫خودشُ نشون نداد.

71
00:04:38,022 --> 00:04:39,153
‫یا احتمالاً...

72
00:04:39,552 --> 00:04:40,952
‫من اونُ پس زدم.

73
00:04:44,098 --> 00:04:46,400
‫حالا هم نه مردی هست و نه بچه‌ای.

74
00:04:50,661 --> 00:04:52,761
‫نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

75
00:04:53,151 --> 00:04:55,051
‫بیا جَو رو عوض کنیم.

76
00:04:55,401 --> 00:04:57,444
‫آخر هفته خیلی سرد بود، نه؟

77
00:04:57,569 --> 00:05:01,091
‫اتفاقاً خیلی عجیب گرم بود.

78
00:05:01,622 --> 00:05:03,782
‫خونه مونده بودی؟

79
00:05:07,577 --> 00:05:09,127
‫به کسی زنگ نزدی؟

80
00:05:12,132 --> 00:05:13,782
‫می‌تونستی به من زنگ بزنی.

81
00:05:15,745 --> 00:05:17,077
‫تو هنوزم هر صبح...

82
00:05:17,202 --> 00:05:19,505
‫آخر هفته‌ها می‌رفتی جایی، درسته؟

83
00:05:19,630 --> 00:05:21,797
‫میا"، برای کارایی مثل این"...

84
00:05:22,492 --> 00:05:23,592
‫بهم زنگ بزن.

85
00:05:23,832 --> 00:05:26,932
‫راستش، با یکی حرف زدم.
‫باورت بشه یا نشه...

86
00:05:27,845 --> 00:05:29,395
‫با مادرم حرف زدم.

87
00:05:32,339 --> 00:05:34,625
‫خیلی خوشحالم که اینُ می‌شنوم.

88
00:05:36,755 --> 00:05:38,837
‫فکر می‌کنی بتونیم بریم
‫داخل درموردش حرف بزنیم؟

89
00:05:39,240 --> 00:05:40,792
‫قضیه چیه؟

90
00:05:40,917 --> 00:05:43,050
‫کلمه‌ی "مادر" رو که بشنوین
‫گوشاتون تیز میشه؟

91
00:05:44,305 --> 00:05:45,408
‫خیلی.

92
00:05:45,631 --> 00:05:47,831
‫اینم بخشی از درمان‌ـه.

93
00:06:23,053 --> 00:06:26,444
‫خب، دوست داری درمورد
‫حرفایی که به مادرت زدی...

94
00:06:26,569 --> 00:06:28,319
‫چیزی بگی؟

95
00:06:28,869 --> 00:06:32,866
‫،کارا"، یکی از خواهر‌زاده‌هام"
‫شنبه یه اجرای پیانو داشت...

96
00:06:33,698 --> 00:06:35,936
‫و وقتی مادرم  دیده بود
‫که من اونجا نیستم...

97
00:06:36,533 --> 00:06:38,665
‫زنگ زد که ببینه حالم خوبه یا نه.

98
00:06:39,188 --> 00:06:40,481
‫مادرت زنگ زد...

99
00:06:40,651 --> 00:06:42,693
‫- نه پدرت؟
‫- درسته.

100
00:06:44,027 --> 00:06:46,113
‫یه مدتی‌ـه ازش خبر ندارم.

101
00:06:47,900 --> 00:06:50,687
‫بگذریم، مادرم مسئول تشریفات‌ـه...

102
00:06:50,812 --> 00:06:52,900
‫و منم یه اتفاق مهم خونوادگی رو از دست داده بودم.

103
00:06:53,025 --> 00:06:56,749
‫کارا" یه اجرا از آهنگای "شوپن" داشت"
‫و من پول کلاساشُ می‌دادم.

104
00:06:56,917 --> 00:06:59,846
‫به خواهرام گفته بودم که
‫اگه دخترا دوست دارن...

105
00:06:59,971 --> 00:07:01,587
‫کلاس موسیقی برن
‫من کمکشون می‌کنم.

106
00:07:01,850 --> 00:07:04,382
‫یعنی، پول برای چیه دیگه؟

107
00:07:06,444 --> 00:07:09,044
‫از  بعضی پزشکای بحث‌برانگیز دفاع می‌کنم...

108
00:07:11,289 --> 00:07:13,375
‫بعضیا استثنا هستن.

109
00:07:14,277 --> 00:07:16,435
‫و چندتا کفش پاشنه بلند مگه لازم دارم؟

110
00:07:16,604 --> 00:07:20,157
‫به خاطر اینه که می‌خوای مطمئن بشی
‫با موسیقی غریبه نباشن؟

111
00:07:20,282 --> 00:07:21,359
‫اینطوری...

112
00:07:21,880 --> 00:07:23,401
‫به خاطر خودت‌ـه؟

113
00:07:23,526 --> 00:07:25,026
‫پیانو...

114
00:07:25,302 --> 00:07:28,102
‫یکی از چیزایی بود که
‫همیشه حس خوبی بهم می‌داد.

115
00:07:29,077 --> 00:07:33,049
‫،بگذریم، جواب تلفن رو ندادم
‫پیغام گذاشت.

116
00:07:33,890 --> 00:07:37,718
‫و بعدازظهرش با یه
‫ظرف شیرینی جلوی در...

117
00:07:37,843 --> 00:07:39,775
‫آپارتمانم ظاهر شد.

118
00:07:41,153 --> 00:07:43,253
‫شاید نگرانت شده بوده.

119
00:07:43,967 --> 00:07:46,423
‫خب، همیشه یه بار اولی
‫وجود داره، درسته؟

120
00:07:46,592 --> 00:07:47,942
‫خب چطور پیش رفت؟

121
00:07:48,456 --> 00:07:50,256
‫هنوز لباس راحتی تنم بود.

122
00:07:51,192 --> 00:07:54,749
‫یه نگاه به من و کیسه‌ی آب گرم
‫و مُسکن و دستمالای جلوم کرد...

123
00:07:54,874 --> 00:07:58,878
‫"و گفت، "سرما خوردی؟

124
00:08:03,756 --> 00:08:05,406
‫منم سرمُ تکون دادم که نه.

125
00:08:05,722 --> 00:08:08,683
‫گریه‌م گرفت و اون فهمید.

126
00:08:12,150 --> 00:08:14,800
‫".و گفت "شاید دست سرنوشت بوده

127
00:08:15,914 --> 00:08:19,324
‫یادم نمیاد آخرین بار
‫کی جلوش گریه کردم...

128
00:08:20,770 --> 00:08:22,207
‫یا آخرین باری که اون...

129
00:08:22,864 --> 00:08:23,919
‫بغلم کرد.

130
00:08:25,533 --> 00:08:27,596
‫بعد غذا رو گرم کرد...

131
00:08:27,966 --> 00:08:31,213
‫،میز رو قشنگ چید
‫برای هردومون مشروب ریخت.

132
00:08:31,545 --> 00:08:32,645
‫چی بود؟

133
00:08:32,905 --> 00:08:36,140
‫یه نوع ودکا با طعم گیلاس.
‫یه مشروب محلی‌ـه.

134
00:08:36,895 --> 00:08:39,792
‫سعی کرد منُ دلداری بده.

135
00:08:40,206 --> 00:08:42,106
‫"...گفت، "به سلامتی روزای بهتر

136
00:08:43,923 --> 00:08:45,423
‫و بعد بهم گفت...

137
00:08:46,504 --> 00:08:48,254
‫که بهم افتخار می‌کنه.

138
00:08:48,445 --> 00:08:49,945
‫خب، شاید همینطور بوده.

139
00:08:50,183 --> 00:08:52,114
‫گفت که باید به خاطر چیزایی...

140
00:08:52,282 --> 00:08:54,032
‫که دارم سپاسگزار باشم.

141
00:08:54,765 --> 00:08:58,629
‫استقلالم، شغلم، زندگی خوبی که دارم.

142
00:08:58,754 --> 00:09:02,216
‫به نظر میاد بعضی چیزا
‫تو زندگیت هست که اون...

143
00:09:02,341 --> 00:09:03,292
‫دوست داره داشته باشه.

144
00:09:04,622 --> 00:09:08,322
‫خب، من زدم تو ذوقش.
‫گفتم، " یه جورایی دلداریت عجیبه...

145
00:09:08,524 --> 00:09:12,158
‫با توجه به اینکه همیشه منُ به خاطر
‫".خراب کردن آینده‌ی شغلیت سرزنش کردی

146
00:09:12,283 --> 00:09:13,883
‫همینُ بهش گفتی؟

147
00:09:14,144 --> 00:09:15,971
‫خب، باورت نمیشه اون چی گفت.

148
00:09:16,736 --> 00:09:17,886
‫گفت که...

149
00:09:18,283 --> 00:09:20,833
‫شغلش زیادم آینده‌ای نداشته.

150
00:09:21,951 --> 00:09:23,533
‫اونقدرا هم خوشگل نبوده و...

151
00:09:23,658 --> 00:09:26,258
‫هیچوقت بیشتر از اون تو کارش به عنوان...

152
00:09:26,409 --> 00:09:28,484
‫مانکن لباس زیر پیشرفت نمی‌کرد...

153
00:09:30,108 --> 00:09:32,196
‫که این چیزی نیست که من تو بچگیم شنیدم.

154
00:09:32,605 --> 00:09:34,990
‫درسته، خیالپردازیش.

155
00:09:35,158 --> 00:09:36,558
‫خیالپردازی غلطش.

156
00:09:38,890 --> 00:09:42,894
‫یه دروغ وقتی مدام تکرار بشه
‫همه به عنوان واقعیت قبولش می‌کنن...

157
00:09:43,019 --> 00:09:45,680
‫مخصوصاً من، کسی که عاشق
‫سرزنش کردنش بود.

158
00:09:45,805 --> 00:09:48,456
‫ازش پرسیدی چرا اینکارُ کرده؟

159
00:09:49,873 --> 00:09:51,823
‫مادرم گفت که...

160
00:09:53,745 --> 00:09:55,545
‫یه جور داستان پوششی بوده...

161
00:09:58,545 --> 00:10:01,145
‫که به دنیا آوردن من هیکلش رو خراب نکرده...

162
00:10:01,987 --> 00:10:03,179
‫عقلش رو...

163
00:10:03,882 --> 00:10:04,937
‫از بین برده.

164
00:10:05,457 --> 00:10:08,554
‫گفت بعد از به دنیا اومدن من، گمش کرده.

165
00:10:11,870 --> 00:10:14,446
‫نمی‌تونسته از تخت بیاد بیرون.
‫نمی‌خواسته چیزی بخوره.

166
00:10:14,934 --> 00:10:17,616
‫گفت که تو اتاقش می‌موند
‫چون  از این می‌ترسید...

167
00:10:17,872 --> 00:10:20,672
‫که اگه بره بیرون خودشُ به کشتن میده...

168
00:10:22,596 --> 00:10:23,996
‫و اینکه یه بخش کوچیک و عاقل...

169
00:10:24,335 --> 00:10:28,035
‫بوده که نمی‌خواسته
‫اینکارُ به خاطر من انجام بده.

170
00:10:30,089 --> 00:10:32,131
‫بعضی مادرا اونقدر افسردگی می‌گیرن...

171
00:10:32,256 --> 00:10:34,456
‫که حتی ممکنه دیدشون رو نسبت به این قضیه عوض کنه.

172
00:10:37,616 --> 00:10:40,366
‫تو این مدت پدرت کجا بوده؟

173
00:10:40,824 --> 00:10:43,058
‫گفت که تازگیا تو نشیمن می‌خوابه.

174
00:10:43,226 --> 00:10:45,279
‫سعی نکرده ازش کمک بگیره؟

175
00:10:45,404 --> 00:10:46,704
‫شوخی می‌کنی؟

176
00:10:48,271 --> 00:10:50,030
‫اون بزرگ خانواده بود.

177
00:10:51,670 --> 00:10:54,674
‫ناراحت میشه اگه از کسی کمک بخواد...

178
00:10:54,799 --> 00:10:57,228
‫که اعتراف کنه زنش دیوونه‌ست.

179
00:10:57,353 --> 00:11:00,038
‫پس تو اون مدت پدرت ازت
‫مراقبت می‌کرده؟

180
00:11:00,163 --> 00:11:02,163
‫همه‌کاری کرده. مجبور بوده.

181
00:11:02,864 --> 00:11:04,911
‫مادرم حتی بهم شیر هم نداد.

182
00:11:05,036 --> 00:11:06,873
‫پس، درواقع، تو...

183
00:11:07,240 --> 00:11:08,590
‫تا یه سال...

184
00:11:09,307 --> 00:11:10,345
‫مادر نداشتی.

185
00:11:10,568 --> 00:11:14,555
‫وقتی از مریضیش فاصله گرفت، گفت که...

186
00:11:14,883 --> 00:11:16,962
‫یه حسی اذیتش می‌کرد...

187
00:11:18,296 --> 00:11:20,746
‫که دوست داشت بهم نزدیک باشه...

188
00:11:21,624 --> 00:11:24,624
‫ولی بعد از اون دیگه
‫من و بابام از هم جدا نمی‌شدیم...

189
00:11:25,957 --> 00:11:27,907
‫فکر کنم چیزی که می‌خواست بگه...

190
00:11:28,140 --> 00:11:29,340
‫غیر قابل نفوذ" بود"...

191
00:11:30,150 --> 00:11:32,774
‫که پدرم هیچوقت اونُ نبخشید و...

192
00:11:32,942 --> 00:11:35,399
‫با نزدیکی ما به هم
‫بهش نشون داده که چطوری...

193
00:11:36,139 --> 00:11:37,154
‫شکست خورده.

194
00:11:37,585 --> 00:11:40,615
‫گفت که چقدر احساس گناه کرده بود
‫که فکر می‌کرد...

195
00:11:40,783 --> 00:11:43,283
‫لیاقت منُ نداره و برای همین...

196
00:11:44,612 --> 00:11:45,881
‫ازم دور مونده.

197
00:11:46,715 --> 00:11:48,328
‫یه اعتراف‌نامه‌ی کامل‌ـه.

198
00:11:48,453 --> 00:11:50,234
‫حتماً همین باعث شده...

199
00:11:50,359 --> 00:11:51,543
‫خیلی چیزا درمورد...

200
00:11:51,796 --> 00:11:53,196
‫والدینت بفهمی.

201
00:11:54,209 --> 00:11:55,409
‫آره، فکر کنم.

202
00:11:55,534 --> 00:11:57,507
‫فکر می‌کنی افسردگی اون
‫ممکنه اینم توضیح بده که...

203
00:11:57,675 --> 00:11:59,848
‫چرا تا ۱۰ سال باردار نشده؟

204
00:11:59,973 --> 00:12:01,928
‫نه. راجع به اینم
‫باهاش حرف زدم. دوقلوها...

205
00:12:02,197 --> 00:12:03,647
‫دوقلوهای گرامی...

206
00:12:04,748 --> 00:12:06,348
‫اتفاقی بودن.

207
00:12:08,692 --> 00:12:09,842
‫گفت که...

208
00:12:10,438 --> 00:12:14,188
‫ترسیده بود وقتی فهمیده بود
‫که دوباره حامله شده...

209
00:12:14,609 --> 00:12:16,922
‫و اینکه از پدرم خواسته...

210
00:12:17,941 --> 00:12:20,030
‫یه پرستار استخدام کنه...

211
00:12:20,298 --> 00:12:23,148
‫یکی که اگه اون نتونست ازمون مراقبت کنه
‫بیاد و کمک کنه.

212
00:12:25,025 --> 00:12:27,279
‫و طبق اون چیزی که گفت، پدرم گفته...

213
00:12:27,570 --> 00:12:28,570
‫نه.

214
00:12:29,776 --> 00:12:33,185
‫استطاعتش رو نداشته و
‫اصرار داشت که این نظر پدرم بود...

215
00:12:33,310 --> 00:12:35,962
‫که منُ بفرستن نیوجرسی
‫پیش خواهرش.

216
00:12:36,490 --> 00:12:39,290
‫- باور نمی‌کنی؟
‫- معلومه که نه.

217
00:12:41,025 --> 00:12:42,302
‫پدرم منُ می‌پرستید.

218
00:12:43,511 --> 00:12:47,515
‫اینم گفت که اشتباه می‌کردم که پدرم
‫هر یکشنبه می‌اومد دیدنم...

219
00:12:48,173 --> 00:12:51,739
‫که حتماً از خودم درآوردم
‫چون اونا یه بار در ماه...

220
00:12:52,205 --> 00:12:53,355
‫باهم می‌اومدن.

221
00:12:54,082 --> 00:12:57,032
‫- امکان نداره.
‫- راستش، "میا"، این...

222
00:12:58,084 --> 00:13:00,369
‫این کاملاً امکان پذیرـه که
‫تو اونُ از خاطرات...

223
00:13:00,494 --> 00:13:02,531
‫اون موقعت پاک کرده باشی.

224
00:13:02,877 --> 00:13:05,004
‫بعضی وقتا حمایت از
‫یکی از والدین کاری می‌کنه...

225
00:13:05,129 --> 00:13:08,329
‫که بچه تمام تقصیرا رو
‫بندازه گردن دیگری.

226
00:13:08,814 --> 00:13:10,814
‫نه، داری اشتباه می‌کنی.

227
00:13:11,120 --> 00:13:13,414
‫اون، کسی‌ـه که منُ سرزنش کرده.

228
00:13:13,539 --> 00:13:14,789
‫تا یکشنبه.

229
00:13:15,211 --> 00:13:18,096
‫وقتی اومد با یه به اصطلاح اعتراف...

230
00:13:19,028 --> 00:13:20,278
‫اومد پیشت.

231
00:13:21,051 --> 00:13:23,771
‫شاید تو همینُ دوست داشتی بشنوی.

232
00:13:23,896 --> 00:13:25,697
‫عصبانیم کرد...

233
00:13:26,338 --> 00:13:28,932
‫و اگه حالم بد نبود
‫از خونه پرتش می‌کردم بیرون.

234
00:13:29,100 --> 00:13:31,351
‫می‌دونی چی تو رو
‫انقدر عصبانی کرد؟

235
00:13:31,694 --> 00:13:33,704
‫تمام عمرم بهم گفت...

236
00:13:33,829 --> 00:13:37,277
‫،که من زندگیشُ خراب کردم
‫و حالا که آسیب‌پذیر شدم و...

237
00:13:38,032 --> 00:13:40,819
‫تو بغلش گریه کردم
‫نظرش عوض شد؟

238
00:13:40,987 --> 00:13:44,114
‫خب، شاید همین گریه کردن تو بغلش
‫باعث شده عوض بشه.

239
00:13:44,282 --> 00:13:46,746
‫یعنی چی؟
‫انتظار چیُ داره؟

240
00:13:46,871 --> 00:13:50,019
‫سوال خوبی‌ـه.
‫تو چی فکر می‌کنی؟

241
00:13:50,144 --> 00:13:52,623
‫چرا داریم درمورد انگیزه‌ی اون بحث می‌کنیم؟

242
00:13:54,756 --> 00:13:58,121
‫من اینجام به خاطر دلایل مزخرف اون.

243
00:13:58,763 --> 00:14:00,922
‫خودش خواست ازش فاصله بگیرم.

244
00:14:01,090 --> 00:14:02,960
‫".دخترم، منُ به خاطر گناهانم ببخش"

245
00:14:03,085 --> 00:14:06,885
‫باید بذارم حرفشُ تموم کنه و بعد
‫براش طلب آمرزش کنم؟

246
00:14:07,626 --> 00:14:11,616
‫چی شد؟ انگار ترسیدی.
‫چیه، باز برگشتم به "میا"ی هیولا؟

247
00:14:11,741 --> 00:14:14,269
‫،نه نه نه نه
‫عصبانیتت رو درک می‌کنم.

248
00:14:14,586 --> 00:14:17,959
‫،اون مواظبت نبوده
‫دروغ گفته، هیچوقت پیشت نبوده...

249
00:14:18,084 --> 00:14:20,034
‫بعد یهویی میاد و می‌خواد...

250
00:14:20,567 --> 00:14:21,401
‫بهت نزدیک بشه.

251
00:14:23,724 --> 00:14:24,724
‫چرا...

252
00:14:25,585 --> 00:14:26,885
‫تسلیم شده؟

253
00:14:28,191 --> 00:14:30,805
‫خیلی خب، تا یه سال مریض بوده...

254
00:14:31,947 --> 00:14:33,297
‫ولی بعد از اون...

255
00:14:33,797 --> 00:14:36,547
‫چرا بیشتر تلاش نکرده
‫که مادرم باشه؟

256
00:14:38,043 --> 00:14:40,502
‫چطوری، چطوری‌ـه که من کسی رو ندیدم؟

257
00:14:41,255 --> 00:14:44,755
‫ولی گفت که سعی کرده
‫ولی یه پیوند غیر قابل نفوذ...

258
00:14:45,320 --> 00:14:48,522
‫بین تو و پدرت بوده.

259
00:14:48,647 --> 00:14:51,889
‫- چرا داری طرف اونُ می‌گیری؟
‫- طرف اونُ نمی‌گیرم.

260
00:14:52,014 --> 00:14:53,814
‫حرفم اینه که...

261
00:14:53,944 --> 00:14:56,812
‫شاید به اون سیاه و سفیدی که
‫به خاطر میاری نباشه.

262
00:14:56,994 --> 00:14:58,544
‫همش سیاه‌ـه.

263
00:14:59,847 --> 00:15:01,647
‫اون منُ برای کل زندگیم یه جور کوک کرده...

264
00:15:02,523 --> 00:15:06,301
‫و حالا می‌خواد منُ از یه ور دیگه کوک کنه...

265
00:15:06,426 --> 00:15:08,532
‫- که گناه خودشُ بشوره؟
‫- شاید درست باشه...

266
00:15:08,700 --> 00:15:11,848
‫ولی اینم ممکنه که، شاید تو دنیای...

267
00:15:12,139 --> 00:15:15,922
‫،دست نخورده‌ی اون
‫مادرت سعی داشته باهات ارتباط برقرار کنه.

268
00:15:16,326 --> 00:15:19,500
‫،دید که تو توی یه بحران دست و پا می‌زنی
‫مثل همون اتفاقی که برای خودش افتاده...

269
00:15:19,625 --> 00:15:22,128
‫شلخته بودی، افسرده بودی...

270
00:15:22,296 --> 00:15:25,883
‫که مربوط به بارداری بود
‫و اون بلافاصله اینُ فهمید.

271
00:15:26,008 --> 00:15:27,836
‫اون سعی داشته کمک کنه.

272
00:15:29,392 --> 00:15:30,642
‫پس یه بار دیگه...

273
00:15:31,251 --> 00:15:33,058
‫یه فرصت پیدا کردم...

274
00:15:33,870 --> 00:15:35,820
‫که باهاش صمیمی بشم و باز گند زدم؟

275
00:15:36,561 --> 00:15:39,011
‫اونُ از خودم روندم؟
‫اینُ می‌خوای بگی؟

276
00:15:42,376 --> 00:15:43,799
‫خدا لعنتت کنه.

277
00:15:44,516 --> 00:15:47,716
‫این دکتر بازیا رو تمومش کن
‫و بهم بگو چی فکر می‌کنی.

278
00:15:49,066 --> 00:15:52,242
‫مادرت همه‌چیُ بهت گفته
‫و تو رو عصبانی کرده.

279
00:15:54,308 --> 00:15:55,958
‫پدرت چی؟

280
00:15:56,165 --> 00:15:57,573
‫دلم براش می‌سوخت.

281
00:15:57,698 --> 00:15:59,104
‫زنش زایمان می‌کنه...

282
00:15:59,229 --> 00:16:02,829
‫اون دوست داشته جشن بگیره و زنش
‫آماده‌ی پریدن از پنجره بوده؟

283
00:16:03,942 --> 00:16:07,092
‫به علاوه اینکه یه بچه رو دستش
‫مونده که گریه می‌کنه و گشنشه.

284
00:16:07,217 --> 00:16:10,017
‫،مجبور بوده هم مادر باشه هم پدر
‫پس خوش به حالش.

285
00:16:10,142 --> 00:16:13,722
‫تا حالا برات پیش اومده که اون بخواد
‫با مادرت سر دروغی که بهت گفته دست به یکی کنه؟

286
00:16:13,890 --> 00:16:16,332
‫فقط اینُ گفت: اون دروغ گفته.

287
00:16:16,559 --> 00:16:18,110
‫ولی هیچوقت راستشُ نگفته.

288
00:16:18,235 --> 00:16:20,235
‫خودت چی فکر می‌کنی "میا"؟

289
00:16:21,472 --> 00:16:23,064
‫نمی‌خواسته وجهه‌ی اونُ خراب کنه.

290
00:16:23,249 --> 00:16:24,801
‫تا ۴۳ سال؟

291
00:16:25,026 --> 00:16:27,193
‫نمی‌تونی قبول کنی که اون
‫پدر خوبی بوده؟

292
00:16:27,361 --> 00:16:29,588
‫کسی تا حالا یه بابای خوب نداشته؟

293
00:16:29,713 --> 00:16:32,634
‫یه بابای خوب که دختر ۱۰ساله‌شُ
‫فرستاد نیوجرسی جای اینکه...

294
00:16:32,759 --> 00:16:34,909
‫به یه پرستار پول بده؟

295
00:16:35,119 --> 00:16:37,805
‫باید یه راهی برای
‫موندنت تو خونه بوده باشه.

296
00:16:38,295 --> 00:16:41,207
‫خانواده‌ها همیشه یه راهی برای
‫حل مشکلات پیدا می‌کنن.

297
00:16:41,390 --> 00:16:44,172
‫خب، مادرمم ممکنه همه‌ی اینا رو
‫دروغ گفته باشه.

298
00:16:44,297 --> 00:16:47,839
‫ممکنه، ولی بیا یه لحظه
‫فرض رو بر حرفای مادرت بذاریم.

299
00:16:48,326 --> 00:16:50,740
‫که این یعنی تو باید
‫درمورد اینکه والدینت کی هستن...

300
00:16:50,865 --> 00:16:53,365
‫و چیکار کردن تجدید نظر کنی.

301
00:16:53,953 --> 00:16:57,673
‫شاید پدرت به اون خوبی
‫که فکر می‌کردی نبوده.

302
00:16:57,798 --> 00:17:00,786
‫و شاید مادرت واقعاً سعی کرده بود
‫باهات ارتباط برقرار کنه.

303
00:17:00,911 --> 00:17:03,548
‫اینجا چه خبره؟
‫اون تصمیم می‌گیره گذشته رو بازنویسی کنه...

304
00:17:03,673 --> 00:17:05,482
‫و تو هم همینطوری باهاش همراه میشی؟

305
00:17:05,673 --> 00:17:07,444
‫خب، بعضی وقتا برامون راحت‌تره که...

306
00:17:07,569 --> 00:17:10,819
‫- تو خیالاتمون بمونیم.
‫- "این خیال نیست "پائول.

307
00:17:12,106 --> 00:17:15,492
‫دارم بهت میگم مادرم
‫هیچوقت کنارم نبوده...

308
00:17:15,617 --> 00:17:17,455
‫ولی پدرم همیشه بوده.

309
00:17:17,580 --> 00:17:19,613
‫"اینم خیال‌پردازی توـه "میا.

310
00:17:19,738 --> 00:17:22,190
‫و شاید به همون اندازه‌ی توهم مادرت غلط باشه.

311
00:17:22,315 --> 00:17:26,215
‫،به راهی که داری ازش دفاع می‌کنی نگاه کن
‫ببین چقدر عصبانی میشی وقتی اونُ زیر سوال می‌برم.

312
00:17:26,535 --> 00:17:28,897
‫ازت خواستم والدینت رو
‫یه جور دیگه ببینی...

313
00:17:29,022 --> 00:17:31,406
‫فقط یه درخواست ازت کردم...
‫ولی تو بهم حمله‌ور شدی.

314
00:17:31,531 --> 00:17:33,893
‫منُ متهم می‌کنی که جانب اونُ می‌گیرم.

315
00:17:34,018 --> 00:17:36,548
‫شاید فقط دوست ندارم پدرم رو
‫به خاطر هر چیزی مقصر بدونی.

316
00:17:36,673 --> 00:17:37,972
‫بهم وقت بده.

317
00:17:43,503 --> 00:17:44,503
‫لعنتی.

318
00:17:47,906 --> 00:17:49,680
‫- ببخشید.
‫- اشکالی نداره.

319
00:17:59,768 --> 00:18:01,568
‫"موضوع مقصر دونستن نیست "میا.

320
00:18:03,143 --> 00:18:05,662
‫چیزی که ازت می‌خوام یه خُرده
‫پیچیده‌تر از این حرفاست.

321
00:18:05,787 --> 00:18:09,944
‫می‌خوام از خودت بپرسی که تو
‫بیشتر مواقع عمرت درمورد والدینت...

322
00:18:10,069 --> 00:18:11,381
‫چی فکر می‌کردی.

323
00:18:12,101 --> 00:18:13,401
‫همین؟

324
00:18:13,642 --> 00:18:17,592
‫می‌دونم راحت نیست، ولی براساس
‫تجربه‌ی شخصیم می‌تونم بگم...

325
00:18:19,876 --> 00:18:23,176
‫بهتره اینکارُ تا وقتی والدینت
‫زنده هستن انجام بدی.

326
00:18:26,767 --> 00:18:29,258
‫تمام زندگیم یه تصویر...

327
00:18:31,225 --> 00:18:32,872
‫نادرست داشتم از اینکه...

328
00:18:33,747 --> 00:18:35,394
‫والدینم واقعاً کی بودن.

329
00:18:37,503 --> 00:18:40,038
‫و نمی‌خواستم کوتاه بیام.

330
00:18:40,878 --> 00:18:44,233
‫باهاش جنگیدم و بالاخره شکستش دادم...

331
00:18:46,068 --> 00:18:47,568
‫ولی دیگه خیلی دیر شده بود.

332
00:18:48,143 --> 00:18:49,443
‫پدرم...

333
00:18:52,732 --> 00:18:53,832
‫مُرده بود.

334
00:18:54,663 --> 00:18:56,210
‫و این...

335
00:18:58,385 --> 00:19:00,097
‫مصیبت بزرگی بود.

336
00:19:05,300 --> 00:19:07,240
‫این هفته به اندازه‌ی کافی مصیبت داشتم.

337
00:19:07,365 --> 00:19:09,973
‫"می‌دونم، ولی "میا
‫اگه اینکارُ نکنی...

338
00:19:10,098 --> 00:19:11,768
‫همون جایی که هستی باقی می‌مونی...

339
00:19:11,893 --> 00:19:15,403
‫مردایی رو که تو زندگیت بودن مجازات می‌کنی
‫به خاطر اینکه اون کسی که نیاز داشتی نبودن...

340
00:19:15,681 --> 00:19:18,281
‫- "مردایی مثل "بنت.
‫- بنت" یه عوضی بود".

341
00:19:18,449 --> 00:19:19,574
‫یا مثلاً من.

342
00:19:20,351 --> 00:19:22,243
‫منُ به خاطر سقط جنین مقصر می‌دونستی...

343
00:19:22,475 --> 00:19:25,366
‫ولی این پدرت نبود که
‫برنامه‌ـشُ ریخت؟

344
00:19:25,770 --> 00:19:27,129
‫اون فقط داشت بهم کمک می‌کرد.

345
00:19:27,254 --> 00:19:30,240
‫یا شایدم یه بار دیگه
‫سعی داشت تو رو سفت نگه داره...

346
00:19:30,365 --> 00:19:33,038
‫تا بازم دختر کوچولوش باقی بمونی.

347
00:19:33,163 --> 00:19:34,163
‫نه.

348
00:19:35,395 --> 00:19:37,056
‫نه، سقط نظر خودم بود.

349
00:19:37,181 --> 00:19:38,805
‫هفته‌ی پیش بهت گفتم.

350
00:19:38,930 --> 00:19:41,841
‫گفتی که اخیراً ازش
‫خبری نداشتی.

351
00:19:41,966 --> 00:19:44,459
‫حتماً هم می‌دونسته که مریض بودی.

352
00:19:44,584 --> 00:19:47,534
‫وقتی بچه بودم همیشه کنارم بود.

353
00:19:47,823 --> 00:19:48,823
‫واقعاً؟

354
00:19:50,773 --> 00:19:52,323
‫پیانو‌ـت چی؟

355
00:19:53,679 --> 00:19:57,246
‫گفتی که تنها چیزی بود که
‫همیشه خوشحالت می‌کرد.

356
00:19:57,665 --> 00:20:00,515
‫مادرت بهت گفت چه بلایی سرش اومده؟

357
00:20:07,885 --> 00:20:11,022
‫گفت که بابام فروختش.

358
00:20:14,774 --> 00:20:18,324
‫گفته بود که با دوتا بچه تو خونه
‫به اندازه‌ی کافی سر و صدا هست.

359
00:20:19,881 --> 00:20:22,615
‫:بذار یه چیز ازت بپرسم
‫چی میشد اگه...

360
00:20:25,105 --> 00:20:26,605
‫حرف اونُ باور می‌کردی؟

361
00:20:27,336 --> 00:20:31,813
‫اگه واقعاً به خودت اجازه بدی
‫خشم و ناراحتی درونت رو حس کنی...

362
00:20:33,437 --> 00:20:36,192
‫امکان داره که اونا رو به خاطر
‫پدر بی نقصت دفن کنی؟

363
00:20:43,507 --> 00:20:44,792
‫"نمی‌تونم اینکارُ بکنم "پائول.

364
00:20:44,917 --> 00:20:47,104
‫باشه؟
‫نه امروز. نه این هفته.

365
00:20:47,229 --> 00:20:49,445
‫می‌دونی، شاید
‫الان بهترین موقع باشه.

366
00:20:49,570 --> 00:20:52,149
‫همین هفته که پر از مصیبت بوده برات.

367
00:20:52,274 --> 00:20:54,997
‫مادرت میاد و بهت از...

368
00:20:55,880 --> 00:20:57,655
‫یه گذشته‌ی خانوادگی جدید میگه.

369
00:20:57,780 --> 00:21:00,466
‫تصویری که خودت از اونا داشتی
‫پاره و دور ریخته میشه.

370
00:21:01,258 --> 00:21:04,929
‫و قبلش تو همون هفته
‫بچه‌ت رو از دست دادی...

371
00:21:05,390 --> 00:21:08,587
‫بچه‌ای که خیلی وقت بود می‌خواستیش.

372
00:21:09,899 --> 00:21:13,927
‫این یکی خانواده‌ی جدید هم از بین رفت.

373
00:21:17,260 --> 00:21:18,860
‫کاملاً اینطوری نیست.

374
00:21:20,075 --> 00:21:23,573
‫شنبه مادرم اصرار داشت
‫به دکترش زنگ بزنه...

375
00:21:23,898 --> 00:21:27,441
‫و اونم ازمون خواست شنبه شب...

376
00:21:27,835 --> 00:21:29,335
‫بریم مطبش.

377
00:21:31,647 --> 00:21:34,447
‫این همون دکتری بود
‫که دوقلوها رو به دنیا آورده بود.

378
00:21:34,834 --> 00:21:36,917
‫قبلش نرفته بودی پیش دکتر خودت؟

379
00:21:37,042 --> 00:21:38,296
‫جمعه زنگ زدم.

380
00:21:39,148 --> 00:21:42,174
‫دکتر زنان و زایمان  گفت...

381
00:21:42,344 --> 00:21:45,854
‫صبر کنم و اگه درد خیلی بیشتر شد
‫بهش زنگ بزنم.

382
00:21:48,081 --> 00:21:51,531
‫مامانم منُ برد بروکلین
‫که دکتر "سالومون" پیر اونجا...

383
00:21:53,313 --> 00:21:55,013
‫پشت میزش نشسته بود.

384
00:22:01,071 --> 00:22:02,681
‫چندتا آزمایش گرفت...

385
00:22:03,874 --> 00:22:05,474
‫و بهم گفت که...

386
00:22:08,706 --> 00:22:12,206
‫من بچه‌ای از دست ندادم
‫چون اصلاً باردار نبودم.

387
00:22:17,006 --> 00:22:20,751
‫بعدش درمورد سطح هورمونم بهش گفتم...

388
00:22:20,876 --> 00:22:25,518
‫و اونم گفت که احتمالاً
‫هیچوقت باردار نمیشم.

389
00:22:32,900 --> 00:22:35,250
‫و بعد که داشت می‌رفت
‫گفت که...

390
00:22:36,744 --> 00:22:39,244
‫اینجور چیزا رو یه بار در هفته می‌بینه.

391
00:22:41,396 --> 00:22:45,859
‫،زنایی مثل من... موفق

392
00:22:48,329 --> 00:22:50,666
‫بدون بچه، همسن من یا بیشتر...

393
00:22:53,278 --> 00:22:56,479
‫که میان داخل و متقاعد شدن
‫که باردار هستن.

394
00:23:01,119 --> 00:23:03,619
‫و اونم مجبوره بهشون بگه که...

395
00:23:08,418 --> 00:23:09,518
‫باردار نیستن.

396
00:23:16,176 --> 00:23:17,176
‫پس...

397
00:23:20,817 --> 00:23:23,629
‫تو قبل از اون
‫هیچ آزمایشی نداده بودی.

398
00:23:26,066 --> 00:23:27,066
‫نه.

399
00:23:30,366 --> 00:23:32,095
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

400
00:23:32,220 --> 00:23:33,582
‫فکر کردم منتظر بمونم.

401
00:23:33,707 --> 00:23:35,907
‫این هفته یه قرار ملاقات داشتم...

402
00:23:36,985 --> 00:23:39,535
‫که دکترم رو ببینم و خیلی هم مطمئن بودم.

403
00:23:43,633 --> 00:23:46,677
‫ولی اشتباه کردم و تو هم اشتباه کردی.

404
00:23:49,633 --> 00:23:52,783
‫مجبور نیستم به خاطر بچه‌ای که
‫هیچوقت نداشتم عزاداری کنم.

405
00:23:54,320 --> 00:23:56,617
‫میا"، هفته‌ی پیش"...

406
00:23:58,383 --> 00:24:01,809
‫درمورد یه...
‫یه زندگی جدید حرف زدی...

407
00:24:02,569 --> 00:24:04,816
‫که درون خودت حس می‌کنی.

408
00:24:05,333 --> 00:24:06,521
‫چیزی نبوده.

409
00:24:06,646 --> 00:24:08,162
‫ولی یه جورایی بوده.

410
00:24:08,287 --> 00:24:10,984
‫توانایی اینُ داشتی که...

411
00:24:12,418 --> 00:24:13,868
‫میل به یه زندگی جدید رو به وجود بیاری.

412
00:24:26,615 --> 00:24:27,965
‫ساعت تقریباً ۷:۴۵ شده.

413
00:24:30,459 --> 00:24:32,409
‫برای مست شدن خیلی زوده؟

414
00:24:33,681 --> 00:24:35,983
‫کی می‌دونه؟
‫شاید شانس بیارم و...

415
00:24:36,840 --> 00:24:39,140
‫با یه مرد متاهل دیگه تو بار آشنا بشم.

416
00:24:47,523 --> 00:24:48,673
‫می‌خوام برم.

417
00:24:51,318 --> 00:24:53,868
‫میشه تو این هفته بهم زنگ بزنی؟

418
00:24:54,462 --> 00:24:55,462
‫زنگ بزنم؟

419
00:24:56,033 --> 00:24:56,653
‫آره.

420
00:24:56,859 --> 00:24:59,654
‫می‌خوام بدونم تو چه وضعی هستی.

421
00:25:02,655 --> 00:25:08,655
‫:BlueAugust:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

