‫﻿۱
00:00:16,775 --> 00:00:18,675
‫مواظب باش اونو نشکنی.

2
00:00:28,845 --> 00:00:32,198
‫- چه عجب بدونِ من شروع نکردین.
‫- چه عجب که سرِ وقت اومدی.

3
00:00:38,080 --> 00:00:41,148
‫- آماده‌م تا حرفاتون رو بشنوم.
‫- من و "بس" باید تنها باهاتون حرف بزنیم.

4
00:00:41,792 --> 00:00:42,792
‫البته.

5
00:00:43,882 --> 00:00:46,132
‫الیور"، اشکالی نداره چند دقیقه منتظر بمونی؟"

6
00:00:58,283 --> 00:00:59,283
‫تو روحش.

7
00:01:01,284 --> 00:01:08,284
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

8
00:01:08,965 --> 00:01:16,215
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

9
00:01:22,174 --> 00:01:22,951
‫چی شده؟

10
00:01:23,076 --> 00:01:25,255
‫نمیخوای خبر فوق العاده رو به "پائول" بگی؟

11
00:01:26,293 --> 00:01:29,493
‫تو خیلی براش سر و دست شکوندی.
‫چرا خودت نمیگی؟

12
00:01:32,008 --> 00:01:35,845
‫دیشب ساعت ۱۱، "بس" به من زنگ زد و گفت
‫قراره اسباب‌کشی کنه بخش شمالی ایالت.

13
00:01:36,173 --> 00:01:37,370
‫یه کار بهم پیشنهاد شده.

14
00:01:37,495 --> 00:01:40,095
‫تا دو هفته‌ی دیگه، میخواد دست پسرم رو بگیره
‫و ازم دورش کنه.

15
00:01:40,220 --> 00:01:42,646
‫حتماً نباید اینطوری باشه که.
‫نمیخوام که بدزدمش.

16
00:01:42,771 --> 00:01:44,594
‫همینطوری بی‌هوا بهم گفت.
‫اصلاً فرصت برای حرف زدن بهم نداد.

17
00:01:44,719 --> 00:01:47,961
‫،میخواستم راجع بهش حرف بزنم
‫ولی تلفن رو قطع کرد.

18
00:01:48,086 --> 00:01:50,958
‫،و وقتی دوباره زنگ زدم
‫دیگه تلفن رو برنداشت.

19
00:01:52,349 --> 00:01:55,364
‫بس"، چطوره راجع به پیشنهاد کاریت برام بگی؟"

20
00:01:56,897 --> 00:01:59,746
‫،وقتی من و "میشل" مسافرت بودیم
‫یکی از دوستام رو دیدیم...

21
00:01:59,871 --> 00:02:02,985
‫که استاد کالج "بارد"ـه.
‫معلوم شد که یکی از دستیاراش...

22
00:02:03,110 --> 00:02:06,051
‫،تو بخش تاریخ هنر
‫یه مرخصی فوری پزشکی گرفته....

23
00:02:06,176 --> 00:02:07,877
‫و یکی رو میخوان تا به جاش وایسته...

24
00:02:08,405 --> 00:02:10,432
‫- تا دو هفته‌ی دیگه.
‫- میبینی؟

25
00:02:10,766 --> 00:02:12,865
‫یه ماهه که خبر داره...

26
00:02:12,990 --> 00:02:15,395
‫ولی بهم نگفت چون برای خودش بریده و دوخته.

27
00:02:15,520 --> 00:02:17,998
‫نمیخواستم تا وقتی مطمئن نشدم چیزی بگم.

28
00:02:18,343 --> 00:02:21,307
‫،با خودم گفتم، چرا وقتی چیزی برای دعوا وجود نداره
‫الکی به جون هم بیفتیم؟

29
00:02:21,769 --> 00:02:24,637
‫"بس"، مطمئنم که فهمیدی که چطور "لوک"...

30
00:02:25,027 --> 00:02:27,563
‫یه ذره راجع به این موضوع سردرگم باشه.

31
00:02:27,967 --> 00:02:31,456
‫بهش نگفتی که داری به طور جدی روی ترک  کردنِ شهر...

32
00:02:31,581 --> 00:02:35,395
‫،فکر میکنی
‫و واقعیتی که قراره روی زندگیش تاثیر بذاره...

33
00:02:35,706 --> 00:02:37,875
‫"به ویژه روی زندگی "الیور.

34
00:02:39,119 --> 00:02:41,410
‫به الیور" چیزی گفتی؟
‫فقط همین رو میخوام بدونم.

35
00:02:41,715 --> 00:02:45,664
‫معلومه که نگفتم. میخواستم اول با تو مشورت کنم.
‫برای همینم بهت زنگ زدم.

36
00:02:49,664 --> 00:02:51,718
‫راستش تا الان، میترسیدم که بهت بگم...

37
00:02:51,843 --> 00:02:53,899
‫چون میدونستم که دلخور میشی...

38
00:02:54,024 --> 00:02:57,593
‫و منم احتمالاً از تصمیمم برمیگشتم و منصرف میشدم.
‫نمیخواستم موقعیتم رو به خطر بندازم.

39
00:02:57,987 --> 00:03:00,723
‫میتونم بپرسم که چرا این کار...

40
00:03:00,848 --> 00:03:03,099
‫برات اینقدر مهمه؟

41
00:03:04,334 --> 00:03:06,984
‫همیشه چنین موقعیتی گیرت نمیاد.

42
00:03:08,434 --> 00:03:11,202
‫و تو پاییز میخوان یه فارغ التحصیل دیگه رو استخدام کنن.

43
00:03:12,240 --> 00:03:14,704
‫،اگه خوب از پسش بربیام
‫به این معنیه که میتونم مدرکم رو بگیرم.

44
00:03:14,829 --> 00:03:16,320
‫یعنی ممکنه اونجا موندگار بشی؟

45
00:03:16,975 --> 00:03:19,833
‫اینکه بری بخش شمالی، خیلی ضروریه؟

46
00:03:20,087 --> 00:03:21,891
‫دارم به توصیه‌ی شما عمل میکنم.

47
00:03:22,016 --> 00:03:24,954
‫شما گفتین که دارم از "الیور" به عنوان
‫یه بهانه برای پنهان شدن استفاده میکنم...

48
00:03:25,786 --> 00:03:29,088
‫و اون توجیهم برای تموم نکردن همه‌چیزه.

49
00:03:29,551 --> 00:03:31,567
‫اثری که ترک کردن شهر...

50
00:03:31,904 --> 00:03:33,634
‫روی "الیور" میذاره رو، در نظر گرفتین؟

51
00:03:33,759 --> 00:03:36,590
‫اون درگیر یه دگرگونی اساسی بوده.

52
00:03:36,758 --> 00:03:41,061
‫نه، صبر کنین. دست نگهدارین.
‫این دیگه جداً بی‌انصافیه.

53
00:03:41,724 --> 00:03:44,063
‫،اگه "لوک" هم یه پیشنهاد کار خارج از شهر داشت
‫بهش میگفتین که...

54
00:03:44,188 --> 00:03:46,689
‫،باید منصرف بشه
‫باید خونه بمونه و از "الیور" مواظبت کنه؟

55
00:03:46,814 --> 00:03:50,020
‫،داره از این شغل به عنوان یه بهانه استفاده میکنه
‫تا پسرم رو برای همیشه از من دور کنه.

56
00:03:50,188 --> 00:03:52,390
‫- اصلاً چنین چیزی رو نمیخوام.
‫- به محض اینکه ببَردش بخش شمالی...

57
00:03:52,515 --> 00:03:54,560
‫،اگه تازه شانس بیارم
‫میتونم فقط آخر هفته‌ها ببینمش.

58
00:03:54,685 --> 00:03:57,496
‫- میشه بذاری توضیح بدم؟
‫- الیور" رو تمام و کمال برای خودش میخواد".

59
00:03:57,621 --> 00:04:00,948
‫- قضیه اینه.
‫- راجع به "الیور" باهات موافقم.

60
00:04:02,909 --> 00:04:05,911
‫،فکر میکنم اینکه با من الان بیاد بخش شمالی
‫اشتباه بزرگیه.

61
00:04:06,951 --> 00:04:10,955
‫،دیشب وقتی تلفن رو قطع کردی
‫میخواستم اینو بهت بگم.

62
00:04:11,811 --> 00:04:13,861
‫فکر میکنم بهتره "الیور" اینجا بمونه...

63
00:04:14,684 --> 00:04:16,083
‫و با تو زندگی کنه.

64
00:04:21,482 --> 00:04:22,632
‫با من زندگی کنه؟

65
00:04:36,599 --> 00:04:39,945
‫به نظرم خیلی بده که وسط سال تحصیلی آواره‌ش کنیم.

66
00:04:40,816 --> 00:04:42,037
‫به علاوه اینکه هنوز نمیدونم...

67
00:04:42,162 --> 00:04:44,659
‫که آیا این کار میخواد دائمی باشه یا نه.

68
00:04:44,784 --> 00:04:47,206
‫داری چی میگی، "بس"؟

69
00:04:49,421 --> 00:04:53,100
‫بهترین کار اینه که "الیور" تا ماه ژوئن پیش "لوک" بمونه.

70
00:04:53,901 --> 00:04:56,125
‫و بعدش میتونیم بهترین راه رو برای ادامه‌ی کار پیدا کنیم.

71
00:04:56,250 --> 00:04:58,750
‫پس میخوای فرار کنی، اونو اینجا بذاری؟

72
00:04:58,875 --> 00:05:00,674
‫،‏۵دقیقه پیش
‫‏منو متهم به دزدیدنش کردی.

73
00:05:00,842 --> 00:05:02,874
‫حالا داری میگی دارم به امون خدا ولش میکنم؟

74
00:05:03,595 --> 00:05:06,518
‫شاید بتونی ببینی که چرا "لوک" سردرگمه.

75
00:05:06,643 --> 00:05:08,971
‫وقتی اون اوایل اینجا میومدین...

76
00:05:09,096 --> 00:05:12,478
‫،از اینکه "الیور" یه شب رو با "لوک" باشه
‫عصبی بودین.

77
00:05:12,804 --> 00:05:17,205
‫ولی حالا میخواین حداقل تا ژوئن پیشش بمونه.

78
00:05:18,044 --> 00:05:20,826
‫فهمیدم که خیلی "الیور" رو برای خودم میخواستم.

79
00:05:21,276 --> 00:05:23,656
‫و حالا میفهمم که بیش از حد نسبت به "لوک" بدبین بودم.

80
00:05:23,824 --> 00:05:27,526
‫- بالاخره فهمیدی؟
‫- لوک"، خواهش میکنم، ادامه نده".

81
00:05:27,913 --> 00:05:30,363
‫چیزی که میخوام بگم اینه که...

82
00:05:31,633 --> 00:05:32,945
‫"فکر میکنم بهترین کار برای "الیور...

83
00:05:33,070 --> 00:05:35,813
‫اینه که من عقب بکشم
‫و بذارم وقت بیشتری رو با پدرش بگذرونه.

84
00:05:35,938 --> 00:05:38,394
‫،حالا که گند بالا آوردی
‫میخوای بندازیش به جونِ من؟

85
00:05:38,519 --> 00:05:40,208
‫منظورت اینه؟

86
00:05:40,654 --> 00:05:42,004
‫اصلاً نمیفهمم.

87
00:05:42,834 --> 00:05:44,802
‫فکر کردم میخوای وقت بیشتری رو باهاش باشی.

88
00:05:44,970 --> 00:05:48,188
‫لوک"، گمون نمیکنم که "بس" دلیل تغییر"...

89
00:05:48,839 --> 00:05:51,016
‫تصمیمتون رو فهمیده باشه.

90
00:05:51,984 --> 00:05:54,779
‫فقط اینکه نگهداریِ تمام وقت ازش برام غیرممکنه.

91
00:05:54,904 --> 00:05:57,569
‫بیشتر از دو هفته تنهایی ازش مواظبت میکردی.

92
00:05:57,694 --> 00:05:59,800
‫آره، و نزدیک بود همدیگه رو دق بدیم.

93
00:06:00,355 --> 00:06:01,735
‫راجع به چی حرف میزنی؟

94
00:06:01,903 --> 00:06:04,423
‫اگه یه بار دیگه ما رو تو یه آپارتمان تنها بذاری...

95
00:06:04,548 --> 00:06:07,548
‫تا ماه ژوئن جنازه‌هامونو
‫از "هادسون" بیرون میکشی.

96
00:06:08,795 --> 00:06:09,795
‫ببین...

97
00:06:10,075 --> 00:06:13,308
‫میدونم که تو و "الیور" دو هفته‌ی سخت
‫رو پشت سر گذاشتین.

98
00:06:13,641 --> 00:06:18,294
‫ولی تو چند جلسه‌ی اخیر حس نکردی
‫که داریم واقعاً پیشرفت میکنیم؟

99
00:06:22,117 --> 00:06:24,106
‫قرار نیست چنین اتفاقی بیفته.

100
00:06:26,690 --> 00:06:28,440
‫خیلی بی‌انصافیه.

101
00:06:28,993 --> 00:06:31,679
‫‏‏۱۲سال گذشته‌ی زندگیم  رو عملاً تنهایی...

102
00:06:31,804 --> 00:06:33,183
‫صَرفِ مراقبت ازش کردم.

103
00:06:34,064 --> 00:06:36,719
‫و حالا که بالاخره یه شانس برای اینکه
‫رو پای خودم بایستم پیدا کردم...

104
00:06:36,844 --> 00:06:38,457
‫و میگی که نمیتونم قبولش کنم.

105
00:06:38,582 --> 00:06:41,233
‫من فقط میگم که نمیتونم
‫هفت روزِ هفته رو پیشش باشم.

106
00:06:41,401 --> 00:06:43,704
‫خُب که چی، فکر میکنی اینکه از مدرسه درش بیاریم...

107
00:06:43,829 --> 00:06:46,106
‫و جایی ببریمش که حتی یه نفرم نمیشناسه، فکر خوبیه؟

108
00:06:46,231 --> 00:06:48,181
‫اوضاعش تو مدرسه‌ش فاجعه‌س.

109
00:06:48,531 --> 00:06:50,542
‫خیلی خوشحال‌تر میشه که تو یه جای دیگه
‫از نو شروع کنه.

110
00:06:50,667 --> 00:06:53,167
‫صرف نظر از اینکه اوضاع چقدر الان سختن...

111
00:06:53,389 --> 00:06:57,289
‫،اگه مجبورش کنین جای دیگه بره
‫اوضاع بدتر هم میشه.

112
00:06:58,465 --> 00:07:00,461
‫براش مهم نیست که "الیور" چی میخواد.

113
00:07:00,629 --> 00:07:03,183
‫فقط نمیخواد به خودش سختی بده.

114
00:07:03,308 --> 00:07:04,923
‫پس چیزی که داریم میگیم...

115
00:07:05,091 --> 00:07:08,591
‫اینه که الان هیچکدومتون نمیخواین از "الیور" نگهداری بکنین؟

116
00:07:24,161 --> 00:07:27,408
‫میدونم که جفتتون اخیراً خیلی...

117
00:07:27,533 --> 00:07:31,398
‫سختی کشیدین.
‫کار بزرگیه...

118
00:07:31,523 --> 00:07:33,916
‫که بخواین از خودتون مراقبت کنین.

119
00:07:34,041 --> 00:07:38,441
‫ولی باید یه راه برای نگهداری از پسرتون پیدا کنین.

120
00:07:47,675 --> 00:07:50,518
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای میدونم که چقدر نیازمند توجهه.

121
00:07:50,643 --> 00:07:53,993
‫فقط یه چند ماه میخوام با خودم باشم...

122
00:07:55,042 --> 00:07:58,694
‫- تا بتونم رو پای خودم بایستم.
‫- منم نمیتونم ساعت کاریم رو کم کنم.

123
00:07:58,819 --> 00:08:02,025
‫و نمیتونم "الیور" رو هر شب تا ساعت ۱۰ تنها بذارم.

124
00:08:02,150 --> 00:08:05,205
‫باید اینجا به یه توافقی برسین.

125
00:08:05,652 --> 00:08:08,216
‫جفتتون باید از چیزی که میخواین دست بکشین...

126
00:08:08,341 --> 00:08:10,091
‫به خاطر پسرتون.

127
00:08:23,562 --> 00:08:25,923
‫چطوره تو طول هفته پیش تو باشه...

128
00:08:27,257 --> 00:08:30,300
‫و آخر هفته سوار قطار بشه و پیش من بیاد؟

129
00:08:32,932 --> 00:08:35,682
‫خیلی زوده براش که تنها سوار قطار بشه.

130
00:08:36,999 --> 00:08:37,999
‫باشه پس...

131
00:08:40,571 --> 00:08:42,062
‫میتونم بیام دنبالش...

132
00:08:43,241 --> 00:08:45,091
‫و با خودم برش گردونم.

133
00:08:49,761 --> 00:08:51,811
‫میدونین چیه؟
‫به نظر فکر خیلی افتضاحیه...

134
00:08:51,936 --> 00:08:55,336
‫که از مدرسه درش بیارین، از خونه‌ش دورش کنین.

135
00:08:56,506 --> 00:08:58,356
‫نمیتونم این پیشنهاد شغلی رو رد کنم.

136
00:08:58,814 --> 00:09:00,616
‫خیلی وقته که منتظر یه فرصت مثل اینم.

137
00:09:00,741 --> 00:09:02,416
‫فکر میکنم حق با "بس"ـه.

138
00:09:03,240 --> 00:09:06,378
‫- بهترین کاریه که میتونیم بکنیم.
‫- به نظرم خطرناکه.

139
00:09:07,312 --> 00:09:09,214
‫فقط برای چند ماهه.

140
00:09:09,897 --> 00:09:13,010
‫و اگه داشت به فاجعه تبدیل میشد...

141
00:09:13,703 --> 00:09:15,538
‫میتونیم یه راه دیگه رو امتحان کنیم، درسته؟

142
00:09:15,919 --> 00:09:18,265
‫حالا باید این خبر رو با بچه درمیون بذاریم.

143
00:09:18,665 --> 00:09:21,494
‫فکر نمیکنم بتونین همینطوری بهش بگین.

144
00:09:21,619 --> 00:09:24,313
‫از اون مدل تصمیما نیست که بتونین ۱۰دقیقه‌ای بگیرین.

145
00:09:24,679 --> 00:09:27,357
‫جفتتون باید بشینین و راجع بهش فکر کنین.

146
00:09:27,852 --> 00:09:30,589
‫در غیر این صورت، از من گفتن بود که پشیمون میشین.

147
00:09:30,714 --> 00:09:31,714
‫نمیتونم...

148
00:09:32,316 --> 00:09:35,222
‫بیشتر از این وقت بگذرونم.
‫باید امروز بهشون بگم که که پیشنهادشون رو قبول میکنم یا نه.

149
00:09:35,347 --> 00:09:37,168
‫و باید وسایل خونه رو جمع کنم.

150
00:09:37,472 --> 00:09:39,306
‫فکر میکنم بهتره همین الان بهش بگیم...

151
00:09:39,884 --> 00:09:41,121
‫تا وقتی که اینجاییم.

152
00:09:41,749 --> 00:09:45,667
‫داری بهم میگی که هیچ راه دیگه‌ای به ذهنت نمیرسه؟

153
00:10:02,198 --> 00:10:03,198
‫باشه.

154
00:10:11,527 --> 00:10:13,227
‫یه لحظه بیا داخل.

155
00:10:19,988 --> 00:10:21,138
‫مجبورم؟

156
00:10:21,777 --> 00:10:23,677
‫پدر و مادرت میخوان...

157
00:10:24,249 --> 00:10:26,299
‫یه چیزایی بهت بگن.

158
00:10:28,203 --> 00:10:31,282
‫- هنوز دعوا میکنن؟
‫- نه، عزیزم، همه‌چیز رو به راهه.

159
00:10:31,407 --> 00:10:33,465
‫نگران نباش پسرجون، اتفاق بدی نمیخواد بیفته.

160
00:10:34,994 --> 00:10:36,694
‫میخوای بشینی؟

161
00:10:53,749 --> 00:10:54,749
‫خُب...

162
00:10:55,689 --> 00:10:58,539
‫چیزی هست که بخواین با "الیور" درمیون بذارین؟

163
00:11:00,362 --> 00:11:04,015
‫راستش، یه خبرای خیلی خوبی برات داریم.

164
00:11:05,535 --> 00:11:09,173
‫،وقتی من و "میشل" مسافرت بودیم
‫یکی از دوستای قدیمیم رو دیدم...

165
00:11:10,015 --> 00:11:11,715
‫و بهم یه شغل پیشنهاد کرد.

166
00:11:13,817 --> 00:11:15,814
‫به همین خاطره که خیلی مسافرتت طول کشید؟

167
00:11:16,143 --> 00:11:17,143
‫تا حدی.

168
00:11:18,052 --> 00:11:20,815
‫بگذریم، شغل خیلی فوق العاده‌ایه.

169
00:11:21,105 --> 00:11:24,460
‫میخوام تو یه کالج به اسم "بارد" تدریس کنم.

170
00:11:24,795 --> 00:11:27,311
‫شمال شهره، ۲ساعت و نیم راهه.

171
00:11:27,545 --> 00:11:29,695
‫میخوای از "بروکلین" بری؟

172
00:11:30,395 --> 00:11:33,150
‫،خُب، این تیکه‌ی هیجان انگیزشه
‫چون قراره من و تو...

173
00:11:33,445 --> 00:11:35,590
‫با هم اونجا زندگی کنیم...

174
00:11:36,285 --> 00:11:38,340
‫حداقل برای چند ماه...

175
00:11:38,465 --> 00:11:41,465
‫و اگه دوست داشتیم میتونیم اونجا بمونیم.

176
00:11:46,640 --> 00:11:48,760
‫همین الانش یه آپارتمان خیلی خوب برامون درنظر گرفتن.

177
00:11:48,885 --> 00:11:52,002
‫نزدیک یه جنگل خیلی خیلی خوشگله.

178
00:11:53,235 --> 00:11:55,985
‫- قراره کجا برم مدرسه؟
‫- همونجا.

179
00:11:56,925 --> 00:11:59,175
‫میتونی دوستای خوب پیدا کنی.

180
00:11:59,795 --> 00:12:03,145
‫میدونم چقدر از مدرسه‌ای که
‫الان توش هستی، متنفری...

181
00:12:03,765 --> 00:12:05,415
‫بنابراین میشه یه شروع تازه.

182
00:12:13,045 --> 00:12:15,695
‫چه بلایی سر خونه‌ی واقعیمون میاد؟

183
00:12:17,035 --> 00:12:21,039
‫راستش من و پدرت هنوز راجع به این موضوع صحبت نکردیم...

184
00:12:21,455 --> 00:12:22,655
‫ولی گمونم...

185
00:12:23,125 --> 00:12:25,010
‫موقتاً تو این مدت اجاره‌ش میدیم.

186
00:12:25,135 --> 00:12:27,585
‫یکی دیگه میخواد تو اتاقم زندگی کنه؟

187
00:12:27,795 --> 00:12:31,195
‫شاید، ولی فقط برای چند ماه.

188
00:12:34,425 --> 00:12:36,125
‫وسایلم چی؟

189
00:12:37,131 --> 00:12:39,131
‫بعضیاشونو با خودت میبَری...

190
00:12:39,415 --> 00:12:41,179
‫و یه سریاشم میذاری پیش من...

191
00:12:42,005 --> 00:12:44,205
‫و بقیه‌شم میذاریم تو انبار.

192
00:12:44,905 --> 00:12:46,605
‫همه وسایلت در امانه.

193
00:12:48,125 --> 00:12:49,775
‫تو کجا میری؟

194
00:12:50,295 --> 00:12:51,645
‫همینجا میمونم.

195
00:12:52,305 --> 00:12:53,800
‫ولی میام بهتون سر میزنم.

196
00:12:53,925 --> 00:12:56,225
‫یا میام دنبالت...

197
00:12:56,845 --> 00:12:58,985
‫و آخرهفته رو تو شهر میگذرونیم.

198
00:13:04,245 --> 00:13:05,617
‫چی میخوای...

199
00:13:06,555 --> 00:13:08,055
‫به پدر و مادرت بگی؟

200
00:13:08,535 --> 00:13:09,885
‫نمیخوام برم!

201
00:13:12,405 --> 00:13:13,542
‫گوش کن، پسرجون...

202
00:13:14,045 --> 00:13:17,971
‫،میدونم خواسته‌ی خیلی زیادیه
‫و میدونم که تا الان خیلی چیزا ازت خواستیم...

203
00:13:20,205 --> 00:13:22,175
‫ولی الان این تنها راه ممکنه.

204
00:13:22,935 --> 00:13:25,990
‫- براتون مهم نیست که نظر من چیه؟
‫- معلومه که برامون مهمه...

205
00:13:26,115 --> 00:13:29,215
‫و میدونم که اوضاع برات خیلی خیلی سخت میشه...

206
00:13:29,775 --> 00:13:31,650
‫ولی این بهترین راه‌حل موجوده.

207
00:13:31,775 --> 00:13:33,275
‫نمیخوام برم.

208
00:13:36,075 --> 00:13:37,899
‫هضم چنین تصمیمی خیلی سخته...

209
00:13:40,005 --> 00:13:42,205
‫ولی فکر میکنم خیلی مهمه که...

210
00:13:42,775 --> 00:13:44,489
‫بهمون بگی چی میخوای.

211
00:13:44,935 --> 00:13:47,524
‫نمیخوام برم.
‫بهشون بگو که این کارم ازم برنمیاد.

212
00:13:47,649 --> 00:13:49,119
‫میدونستم که فکر خیلی بیخودیه.

213
00:13:49,590 --> 00:13:52,290
‫،"اگه تو برمیگشتی "بروکلین
‫میتونست بره مدرسه‌ی واقعیش...

214
00:13:52,415 --> 00:13:53,665
‫و تو خونه‌ی واقعیش زندگی کنه.

215
00:13:54,145 --> 00:13:56,485
‫برگردم خونه‌ی قبلیمون؟
‫میخوای چه بلایی سرم بیاری؟

216
00:13:56,610 --> 00:13:59,254
‫از موندن پیش بابا متنفرم.
‫پیش بابا نمیمونم.

217
00:13:59,422 --> 00:14:02,062
‫،عزیزم، میدونم که شما دوتا با هم نمیسازین
‫ولی مطمئناً از هم متنفر هم نیستین.

218
00:14:02,187 --> 00:14:04,134
‫سرم داد میزنه.
‫مست میکنه.

219
00:14:04,545 --> 00:14:06,344
‫نمیخوام پیشش بمونم.

220
00:14:06,714 --> 00:14:08,641
‫وقتی پیشت بود، مست کردی؟

221
00:14:08,766 --> 00:14:11,165
‫برای همینه که نمیتونه پیشم بمونه.
‫خونه‌خراب کُنه.

222
00:14:11,290 --> 00:14:14,352
‫خُب که چی؟
‫من باید از هرچیزی که برام مهمه دست بکشم، چون تو نمیتونی...

223
00:14:14,520 --> 00:14:16,646
‫- واسه یه لحظه یه پدر مسئول باشی؟
‫- بس کنین.

224
00:14:17,845 --> 00:14:19,245
‫کافیه. بسه.

225
00:14:19,955 --> 00:14:21,100
‫دیگه خبری از دعوا نباشه.

226
00:14:21,225 --> 00:14:23,525
‫باید از این بچه مراقبت کنین.

227
00:14:25,835 --> 00:14:27,235
‫البته.
‫"الیور"...

228
00:14:28,125 --> 00:14:30,118
‫میدونی که خیلی زیاد دوستت داریم.

229
00:14:30,475 --> 00:14:32,621
‫نگران نباش، پسرجون.
‫اینا هیچ ربطی به تو نداره.

230
00:14:32,875 --> 00:14:34,875
‫برین بمیرین.
‫برین بمیرین.

231
00:15:10,705 --> 00:15:13,100
‫الیور"، میشه بریم داخل و راجع به این موضوع حرف بزنیم؟"

232
00:15:13,225 --> 00:15:15,225
‫نمیخوام با هیچکس صحبت کنم.

233
00:15:15,465 --> 00:15:17,332
‫الیور"، میدونم دلخوری"...

234
00:15:18,135 --> 00:15:21,586
‫بیا بریم تو دفتر و دقیق راجع به همه‌چیز حرف بزنیم، باشه؟

235
00:15:24,741 --> 00:15:26,341
‫اول باید یه چیزی ازت بپرسم.

236
00:15:26,945 --> 00:15:27,995
‫حتماً، بپرس.

237
00:15:30,455 --> 00:15:31,455
‫تنها.

238
00:15:35,604 --> 00:15:38,204
‫حداقل به خطر من کاپشنت رو بپوش.

239
00:15:45,435 --> 00:15:48,035
‫اگه خواستی صحبت کنی، من و پدرت اونجاییم.

240
00:16:06,157 --> 00:16:07,757
‫راجع به چی میخوای حرف بزنی؟

241
00:16:09,035 --> 00:16:10,635
‫قراره کجا زندگی کنم؟

242
00:16:16,155 --> 00:16:17,805
‫سوال خوبیه.

243
00:16:19,875 --> 00:16:21,275
‫مهم نیست.

244
00:16:21,675 --> 00:16:23,189
‫پدر و مادرم منو نمیخوان.

245
00:16:24,245 --> 00:16:26,345
‫احساسشون واقعاً اینطور نیست.

246
00:16:29,275 --> 00:16:31,978
‫چون دیگه زن و شوهر نیستن...

247
00:16:32,185 --> 00:16:34,635
‫به این معنی نیست که دیگه والدینت نیستن.

248
00:16:37,995 --> 00:16:39,195
‫اگه من نبودم...

249
00:16:40,715 --> 00:16:42,208
‫مامانم میتونست بره...

250
00:16:42,855 --> 00:16:44,455
‫و شغل جدیدش رو شروع کنه...

251
00:16:45,465 --> 00:16:47,165
‫و پدرم میتونست تنها زندگی کنه.

252
00:16:48,785 --> 00:16:50,535
‫همه هم خوشحال و راضی میبودن.

253
00:16:51,575 --> 00:16:55,025
‫پدر و مادرت الان مستاصلن.

254
00:16:55,915 --> 00:16:57,415
‫آره، عصبانی هم هستن.

255
00:16:59,285 --> 00:17:01,185
‫دارن اوضاع سختی رو...

256
00:17:01,715 --> 00:17:02,865
‫میگذرونن.

257
00:17:03,685 --> 00:17:06,535
‫ولی باید یادت باشه که هنوز دوستت دارن...

258
00:17:07,315 --> 00:17:08,315
‫خیلیم زیاد.

259
00:17:08,625 --> 00:17:09,975
‫میدونی؟

260
00:17:12,195 --> 00:17:14,945
‫بذار بگم چرا.
‫بذار یه آزمایشی بکنیم.

261
00:17:16,195 --> 00:17:19,530
‫راجع به تمام چیزایی که خوشحالت میکنن فکر کن...

262
00:17:19,655 --> 00:17:23,255
‫تمام چیزایی که باعث راحتی و آرامشتن.

263
00:17:24,005 --> 00:17:26,055
‫تو دفترت راحتم.

264
00:17:26,586 --> 00:17:27,796
‫خوشحالم که چنین چیزی میشنوم.

265
00:17:28,205 --> 00:17:31,174
‫دفترم چی داره که باعث میشه حس کنی راحتی؟

266
00:17:33,015 --> 00:17:34,344
‫حرف زدن باهات رو دوست دارم.

267
00:17:35,095 --> 00:17:37,095
‫منم حرف زدن باهات رو دوست دارم.

268
00:17:46,205 --> 00:17:47,899
‫میشه بیام با تو زندگی کنم؟

269
00:17:56,465 --> 00:17:59,965
‫میدونی، "الیور"، به نظر...

270
00:18:01,845 --> 00:18:04,230
‫فکر خیلی خوبی میاد...

271
00:18:04,355 --> 00:18:07,419
‫یادته برام ساندویچ درست کردی و
‫از لاک‌پُشتم مراقبت کردی؟

272
00:18:09,165 --> 00:18:10,165
‫ببین...

273
00:18:10,305 --> 00:18:12,255
‫با هم دوران خوشی رو داشتیم...

274
00:18:14,245 --> 00:18:15,245
‫ولی...

275
00:18:17,557 --> 00:18:19,097
‫نمیتونی بیای و پیشِ من زندگی کنی.

276
00:18:19,305 --> 00:18:20,700
‫کُلِ روز رو مدرسه‌م.

277
00:18:20,825 --> 00:18:23,810
‫مدرسه‌م خیلی به دفترت نزدیکه.
‫خوش میگذره.

278
00:18:23,935 --> 00:18:25,970
‫میدونی، به منم خوش میگذره، ولی...

279
00:18:26,095 --> 00:18:29,445
‫حتی تخت خودمم رو هم نمیخوام.
‫میتونم رو مبلت بخوابم.

280
00:18:29,805 --> 00:18:32,705
‫ولی تو پدر و مادرِ خودت رو داری...

281
00:18:34,425 --> 00:18:35,825
‫و اونا دوستت دارن...

282
00:18:38,515 --> 00:18:40,715
‫و میخوان که پیششون باشی.

283
00:18:42,405 --> 00:18:43,840
‫ولی من تو رو بیشتر دوست دارم.

284
00:18:43,965 --> 00:18:46,499
‫من هیچوقت نمیتونم جای پدر و مادرت رو پُر کنم.

285
00:18:46,667 --> 00:18:50,050
‫میتونی هروقت که بخوای بهم سر بزنی.
‫هر وقت.

286
00:18:50,175 --> 00:18:52,672
‫و میتونی راجع به هرچیزی که میخوای حرف بزنی.

287
00:18:54,535 --> 00:18:57,160
‫هفته‌ی پیش که از مدرسه فرار کردم رو یادته؟

288
00:18:57,285 --> 00:19:00,055
‫به جای رفتن به خونه‌ی پدر یا مادرم، اومدم دفتر تو.

289
00:19:02,775 --> 00:19:05,675
‫نمیخواستم ببینمشون.
‫میخواستم تو رو ببینم.

290
00:19:07,325 --> 00:19:08,525
‫به این دلیله که...

291
00:19:09,455 --> 00:19:11,055
‫من و تو با هم دوستیم.

292
00:19:11,233 --> 00:19:13,543
‫اگه واقعاً دوستم بودی، میذاشتی بیام و پیشت بمونم.

293
00:19:13,668 --> 00:19:16,685
‫الیور"، بهت قول میدم که همیشه دوستت میمونم".

294
00:19:19,185 --> 00:19:20,185
‫و...

295
00:19:25,725 --> 00:19:28,575
‫- تو هم منو نمیخوای.
‫- حقیقت نداره.

296
00:19:31,495 --> 00:19:32,495
‫ببین...

297
00:19:33,485 --> 00:19:36,235
‫میدونم که این اوضاع...

298
00:19:37,085 --> 00:19:38,485
‫خیلی اذیتت میکنه.

299
00:19:38,665 --> 00:19:40,136
‫فکر احمقانه‌ای بود.

300
00:19:40,645 --> 00:19:42,945
‫راستش، فکر خیلی باحالی بود.

301
00:19:45,495 --> 00:19:49,295
‫،و اینکه باهام راحت حرف میزنی
‫خیلی خوشحالم میکنه.

302
00:19:51,175 --> 00:19:52,482
‫نمیتونی کمکم کنی.

303
00:19:52,795 --> 00:19:55,095
‫ولی حداقل نمیذاری سعیمو بکنم؟

304
00:19:55,915 --> 00:19:57,515
‫به کمک احتیاج ندارم.

305
00:19:57,715 --> 00:19:58,715
‫میدونی...

306
00:19:59,615 --> 00:20:00,715
‫هر کسی...

307
00:20:00,865 --> 00:20:04,410
‫هرکسی یه وقتایی تو زندگیش احتیاج به کمک داره.

308
00:20:23,055 --> 00:20:24,205
‫درک میکنم.

309
00:20:26,725 --> 00:20:28,501
‫فقط میخوام بدونی که...

310
00:20:29,545 --> 00:20:32,895
‫هروقت که بخوای باهام حرف بزنی، من هستم.

311
00:20:35,515 --> 00:20:38,815
‫میخوای به پدر و مادرت بگم که آماده‌ی رفتنی؟

312
00:20:40,925 --> 00:20:44,125
‫خودم میتونم از پسش بربیام.
‫نمیخوام همراهم بیای.

313
00:20:44,805 --> 00:20:45,955
‫مطمئنی؟

314
00:20:46,175 --> 00:20:47,325
‫برام مهم نیست.

315
00:20:47,575 --> 00:20:50,425
‫هفته‌ی بعد قراره اسباب‌کشی کنم و
‫دیگه هیچوقت نمیبینمت.

316
00:20:53,426 --> 00:20:54,426
‫"الیور".

317
00:20:57,427 --> 00:20:58,427
‫الیور"؟"

318
00:21:02,275 --> 00:21:03,275
‫متاسفم.

319
00:21:06,276 --> 00:21:14,276
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

320
00:21:14,276 --> 00:21:22,276
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

